﻿1
00:24:53,290 --> 00:24:56,290
‫

2
00:00:06,290 --> 00:00:09,540
‫«تولد یک کینو، با سیل همراه است.»

3
00:00:09,540 --> 00:00:15,400
‫«تولد یک کینو، با کشمکش‌های بزرگ 
‫و نابودی خیلی از یاتاگاراسوها همراه است.»

4
00:00:16,870 --> 00:00:18,330
‫چقدر غم‌انگیز.

5
00:00:19,550 --> 00:00:25,000
‫می‌گم، پدربزرگ، چرا موقع تولد یه کینو،
‫یامائوچی با فاجعه روبرو می‌شه؟

6
00:00:25,320 --> 00:00:28,680
‫مگه کینوها نباید از یاتاگاراسوها محافظت کنن؟

7
00:00:28,990 --> 00:00:31,080
‫دلیل تولد کینوها چیه؟

8
00:00:31,520 --> 00:00:36,020
‫چرا برادر کوچکتر من یه کینو به‌دنیا اومده؟

9
00:00:58,040 --> 00:01:04,750
‫HADAD

10
00:00:58,040 --> 00:01:04,750
{\an8}‫

11
00:02:22,240 --> 00:02:25,110
‫می‌دونم تازه رسیدی، ولی می‌خوام یه‌کاری برام بکنی.

12
00:02:25,110 --> 00:02:26,990
‫اوه، بله، امر کنید.

13
00:02:32,610 --> 00:02:37,330
‫فکر می‌کردم ولیعهد مملکت
‫ توی جلال و اعیونی زندگی کنه.

14
00:02:37,680 --> 00:02:39,970
‫اینطوری تصورش نمی‌کردم.

15
00:02:41,010 --> 00:02:43,460
‫این اولین وظیفه‌ته.

16
00:02:44,170 --> 00:02:46,650
‫می‌خوام از آبِ اون چاه، گیاه‌هامو آب بدی.

17
00:02:46,650 --> 00:02:49,290
‫ولی فقط اونایی که تو گلدون سفیدن.

18
00:02:49,290 --> 00:02:50,810
‫فقط سفیدها بسه؟

19
00:02:51,140 --> 00:02:53,820
‫آره. آبی‌ها رو با آبِ آبشار آب بده.

20
00:02:53,820 --> 00:02:54,720
‫آبشار؟

21
00:02:59,070 --> 00:03:02,690
‫از هر گیاه دوتا دارم که هرکدومشو
‫ توی گلدون آبی و سفید گذاشتم.

22
00:03:02,690 --> 00:03:04,660
‫حواست باشه جابه‌جا آبشون ندی.

23
00:03:04,660 --> 00:03:05,530
‫و اینکه...

24
00:03:06,400 --> 00:03:08,660
‫این چاه آبش خوردنی نیست.

25
00:03:08,660 --> 00:03:12,780
‫اگه تشنه شدی، از کوزه‌های ساختمون بغلی استفاده کن.

26
00:03:12,780 --> 00:03:14,160
‫متوجه شدم.

27
00:03:14,160 --> 00:03:15,420
‫پس کارمو-

28
00:03:20,100 --> 00:03:22,160
‫سومیو و من می‌ریم بیرون.

29
00:03:22,420 --> 00:03:26,600
‫بعدازظهر دوباره برمی‌گردیم،
‫پس تا اون موقع اتاقو تمیز کن.

30
00:03:27,080 --> 00:03:28,280
‫چشم.

31
00:03:28,280 --> 00:03:31,330
‫کتاب‌ها رو مرتب کن و دوباره بذارشون توی قفسه.

32
00:03:31,330 --> 00:03:34,460
‫و می‌خوام نامه‌ای که برام اومده رو بگیری.

33
00:03:34,460 --> 00:03:36,610
‫قبل از ظهر می‌رسه اداره داخلی.

34
00:03:36,610 --> 00:03:37,810
‫اداره داخلی؟

35
00:03:37,810 --> 00:03:41,760
‫چندتا از این کتاب‌ها رو
‫ از کتابخونه قرض گرفتم. پسشون بده.

36
00:03:41,760 --> 00:03:45,400
‫بعد از اون، یه لیست از کتاب‌های بعدی
‫ که می‌خوام رو به مسئول اونجا بده،

37
00:03:45,400 --> 00:03:48,460
‫و تا وقتی بیارتشون، 
‫برو اینو به وزارت تشریفات تحویل بده.

38
00:03:48,460 --> 00:03:48,990
‫باشه.

39
00:03:48,990 --> 00:03:52,430
‫نامه‌ی بعدازظهرم هم باید تا اون زمان برسه،
‫پس اونم تحویل بگیر.

40
00:03:52,430 --> 00:03:54,950
‫اوه، و یه‌ذره دیگه کاغذ لازم دارم.

41
00:03:54,950 --> 00:03:55,500
‫آه...

42
00:03:55,500 --> 00:04:00,710
‫وقتی به کاخ طلوع خورشید برگشتی،
‫نامه‌ها رو باز کن و براساس ضرورت مرتب‌شون کن.

43
00:04:00,710 --> 00:04:03,490
‫اسطبل رو تمیز کن و آبش رو عوض کن.

44
00:04:03,490 --> 00:04:08,420
‫اگه آبشخور اسب‌ها و کوزه‌ها خشک شدن،
‫فوراً از آبشار آب بیار.

45
00:04:09,250 --> 00:04:10,600
‫سؤالی داری؟

46
00:04:10,600 --> 00:04:13,280
‫می‌گم... همه‌شو تنهایی انجام بدم؟

47
00:04:13,740 --> 00:04:15,930
‫آدم دیگه‌ای اینجا می‌بینی؟

48
00:04:18,240 --> 00:04:21,280
‫اعلی‌حضرت، یوکیا-دونو تازه رسیده اینجا.

49
00:04:21,280 --> 00:04:25,930
‫اگه از پسش برنمیای، فوراً از اینجا برو.
‫اینطوری برای هردومون بهتره.

50
00:04:25,930 --> 00:04:27,160
‫نیاز نیست تعارف کنی.

51
00:04:27,160 --> 00:04:28,740
‫تعارف؟

52
00:04:28,740 --> 00:04:31,530
‫البته که تمام تلاشمو می‌کنم، ولی-

53
00:04:31,530 --> 00:04:35,010
‫اینکه تلاش به‌خرج بدی یا نه بهم مربوط نیست.

54
00:04:35,780 --> 00:04:38,790
‫مهم اینه که برام مفید هستی یا نه.

55
00:04:38,790 --> 00:04:40,630
‫می‌تونی انجامش بدی یا نه؟

56
00:04:42,050 --> 00:04:47,300
‫می‌شه پیشنهاد بدم خودتون 
‫با چشم خودتون جواب‌ها رو تأیید کنید؟

57
00:04:51,470 --> 00:04:52,330
‫سومیو.

58
00:04:52,330 --> 00:04:53,010
‫چشم.

59
00:04:53,560 --> 00:04:56,660
‫این شال نشون می‌ده خدمتکار شاهزاده‌ای.

60
00:04:56,660 --> 00:05:00,430
‫با پوشیدن این، اجازه‌ی ورود
‫ به اکثر مکان‌های دربار رو داری.

61
00:05:00,430 --> 00:05:03,480
‫اگه گرسنه شدی به آشپزخونه‌ها سر بزن. و اینکه...

62
00:05:03,480 --> 00:05:04,870
‫چیزیم نمی‌شه.

63
00:05:04,870 --> 00:05:07,490
‫لطفاً مطابق برنامه‌تون تشریف ببرید.

64
00:05:07,490 --> 00:05:09,280
‫زمان برای تلف‌کردن ندارم.

65
00:05:11,210 --> 00:05:15,040
‫بسیار خب. امیدوارم کله‌پوک نباشی.

66
00:05:15,890 --> 00:05:18,860
‫خیر پیش. مراقب خودتون باشید.

67
00:05:19,900 --> 00:05:23,200
‫این جاش روی قفسه‌ست.
‫این‌یکی برای کتابخونه.

68
00:05:23,200 --> 00:05:28,140
‫لعنتی. اینکه اون بخواد «کله‌پوک» صدام کنه رو اعصابم می‌ره.

69
00:05:31,280 --> 00:05:32,500
‫آخ، آخ، اخ.

70
00:05:34,590 --> 00:05:36,340
‫نمی‌خوام اینو کثیف کنم.

71
00:05:41,240 --> 00:05:42,960
‫ردای پَر برام بسه.

72
00:05:46,160 --> 00:05:47,160
‫سفید.

73
00:05:47,160 --> 00:05:49,820
‫سفید. سفید. سفید.

74
00:05:50,140 --> 00:05:53,670
‫ای بابا، چرا نمی‌تونست همه‌شونو سفید کنه؟

75
00:05:53,670 --> 00:05:54,240
‫ها؟

76
00:05:57,150 --> 00:06:01,410
‫نمی‌تونی رداتو با خودت اینور و اونور بکشی یا تغییرشکل بدی.

77
00:06:02,190 --> 00:06:05,460
‫ولی بازم، مگه چاره‌ی دیگه هم دارم؟

78
00:06:13,370 --> 00:06:14,880
‫خیلی‌خب.

79
00:06:20,850 --> 00:06:21,970
‫آبی.

80
00:06:21,970 --> 00:06:24,950
‫آبی. آبی. آبی.

81
00:06:27,310 --> 00:06:28,880
‫خوش برگشتید.

82
00:06:28,880 --> 00:06:31,370
‫خسته نباشی. نامه‌هام کجان؟

83
00:06:31,370 --> 00:06:33,290
‫هنوز نرفتم بگیرمشون.

84
00:06:33,670 --> 00:06:37,450
‫هنوز؟ فکر کنم گفتم بعدازظهر برو بگیرشون.

85
00:06:38,100 --> 00:06:39,460
‫جسارت نباشه، ولی-

86
00:06:39,460 --> 00:06:42,330
‫مهم نیست. سومیو می‌ره بگیرتشون.

87
00:06:43,520 --> 00:06:45,810
‫از سرت استفاده کن.

88
00:06:46,260 --> 00:06:49,710
‫قبل از انجام کار، به ترتیب‌شون فکر کن.

89
00:06:49,710 --> 00:06:50,390
‫اعلی‌حضرت.

90
00:06:50,720 --> 00:06:53,340
‫معلم ادبیات‌تون براتون تکلیف گذاشته.

91
00:06:53,630 --> 00:06:57,260
‫می‌خواد در اسرع وقت زمانی که 
‫خارج از کشور بودید رو جبران کنید.

92
00:06:57,550 --> 00:06:58,900
‫فردا موعدش می‌رسه.

93
00:06:58,900 --> 00:07:03,570
‫با کمال احترام، بهتر نیست سریع‌تر 
‫شروع به‌کار کنید، اعلی‌حضرت؟

94
00:07:04,650 --> 00:07:07,570
‫این کاریه که موظفم انجام بدم؟

95
00:07:07,570 --> 00:07:08,310
‫ها؟

96
00:07:12,400 --> 00:07:15,330
‫اون عوضی چه مرگشه؟!

97
00:07:15,610 --> 00:07:19,360
‫بدون یه لقمه نون داشتم کل روز جون می‌کَندم!

98
00:07:18,750 --> 00:07:21,420
‫دربار سلطنتی

99
00:07:25,300 --> 00:07:28,700
‫پسرک، می‌خوای با اون لباس‌ها وارد دربار بشی؟

100
00:07:28,700 --> 00:07:30,340
‫بله، درسته.

101
00:07:30,340 --> 00:07:32,210
‫نه، خیلی هم غلطه.

102
00:07:32,210 --> 00:07:35,010
‫وقتی درست‌حسابی لباس تن کردی برگرد.

103
00:07:35,010 --> 00:07:38,650
‫قانونی وجود داره که نمی‌شه
‫ با ردای پَر وارد دربار شد؟

104
00:07:38,650 --> 00:07:44,200
‫قانونی وجود نداره، ولی نمی‌تونیم بذاریم
‫ خدمتکار بی‌نزاکتی مثل تو وارد بشه.

105
00:07:44,200 --> 00:07:45,950
‫خیلی‌خب دیگه. برگرد هرجا ازش اومدی.

106
00:07:45,950 --> 00:07:49,600
‫حتی با اینکه خدمتکارِ ولیعهد هستم؟

107
00:07:51,490 --> 00:07:53,040
‫عذرمون رو بپذیرید.

108
00:07:56,080 --> 00:07:58,620
‫آه، اصلاً حال نمی‌کنم.

109
00:08:03,040 --> 00:08:03,620
‫کتابخانه سلطنتی

110
00:08:03,620 --> 00:08:03,830
‫کتابخانه سلطنتی

111
00:08:03,830 --> 00:08:04,120
‫کتابخانه سلطنتی

112
00:08:05,880 --> 00:08:06,420
‫وزارت تشریفات

113
00:08:08,090 --> 00:08:08,630
‫اداره داخلی

114
00:08:10,420 --> 00:08:10,960
‫کتابخانه سلطنتی

115
00:08:17,600 --> 00:08:19,220
‫این نامه مهمه؟

116
00:08:19,960 --> 00:08:21,320
‫این چه کوفتیه؟

117
00:08:22,020 --> 00:08:24,980
{\an8}‫پسر جون، 
‫چشم‌انتظار 
‫دوباره اومدنت 
‫هستم

118
00:08:22,450 --> 00:08:24,980
‫اینا همه از محله‌ی سرگرمی‌ـه؟

119
00:08:22,890 --> 00:08:24,980
{\an8}‫تو تنها کسی 
‫هستی که 
‫می‌تونه 
‫تکیه‌گاهم 
‫باشه

120
00:08:38,040 --> 00:08:40,040
‫تموم شد!

121
00:08:43,970 --> 00:08:46,470
‫مطمئن شو شاهزاده تمومش کنه.

122
00:09:04,290 --> 00:09:05,890
‫خوش برگشتید.

123
00:09:05,890 --> 00:09:08,100
‫اوه؟ سومیو-ساما کجان؟

124
00:09:08,100 --> 00:09:10,200
‫کیمونویی که داشتید چی شد؟

125
00:09:17,250 --> 00:09:19,280
‫چندتا از کارها رو تموم کردی؟

126
00:09:19,280 --> 00:09:21,460
‫همه‌شونو تموم کردم.

127
00:09:22,240 --> 00:09:23,370
‫همه‌شونو؟

128
00:09:23,370 --> 00:09:26,630
‫ولی به تکالیف‌تون دست نزدم، اعلی‌حضرت.

129
00:09:26,630 --> 00:09:28,280
‫از این بابت ناراضی هستید؟

130
00:09:29,710 --> 00:09:30,720
‫همینطوری خوبه.

131
00:09:31,980 --> 00:09:34,040
‫عــه. براش مهم نیست.

132
00:09:34,660 --> 00:09:36,630
‫ها؟! هی!

133
00:09:46,000 --> 00:09:48,930
‫یه کامکوات‌ـه. ته دلتو پُر می‌کنه.

134
00:09:55,340 --> 00:09:58,270
‫یدونه کافی نیست؟ اگه می‌خوای تعارف نکن.

135
00:09:58,530 --> 00:10:01,560
‫اوه، نـ ـ نه، خیلی ممنونم.

136
00:10:01,560 --> 00:10:02,710
‫که اینطور.

137
00:10:03,530 --> 00:10:06,110
‫برای امروز کافیه. کارت خوب بود.

138
00:10:07,960 --> 00:10:09,880
‫شب خوبی داشته باشید.

139
00:10:16,630 --> 00:10:18,090
‫چه ترش.

140
00:10:19,830 --> 00:10:21,260
‫تلخ هم هست.

141
00:10:35,480 --> 00:10:38,400
‫نوه ارباب شمال
‫کیه

142
00:10:35,490 --> 00:10:38,400
‫واقعاً؟ انگار خیلی بهت سخت می‌گذره ها.

143
00:10:38,400 --> 00:10:40,580
‫اصلاً خنده نداره!

144
00:10:40,580 --> 00:10:44,070
‫هرروز دست‌وپام درد می‌کنه،
‫و سطل سطل عرق می‌ریزم.

145
00:10:44,070 --> 00:10:45,950
‫شیطانه. خود ابلیس.

146
00:10:45,950 --> 00:10:50,990
‫ولی هیچ خدمتکاری تا حالا نصف ماه دووم نیاورده.
‫یه رکورد جدید ثبت کردی.

147
00:10:50,990 --> 00:10:53,000
‫این قسمتشو یادتون رفته بود بگید.

148
00:10:53,000 --> 00:10:55,540
‫پس تمام مدت می‌دونستید قضیه چیه، کیه-ساما.

149
00:10:56,840 --> 00:10:58,840
‫واقعاً شرمنده.

150
00:11:00,590 --> 00:11:03,230
‫راستی، درمورد اعلی‌حضرت...

151
00:11:04,020 --> 00:11:06,640
‫هنوز به کاخ شکوفه گیلاس سر نزده.

152
00:11:06,640 --> 00:11:10,010
‫و همش دارم خبر بازدیدهاش
‫ از محله سرگرمی رو می‌شنوم.

153
00:11:10,010 --> 00:11:13,010
‫چیزی درموردش می‌دونی؟ هرچیزی باشه خوبه.

154
00:11:13,010 --> 00:11:15,820
‫مثلاً، می‌دونی، سلیقه‌ش توی زن‌ها؟

155
00:11:15,820 --> 00:11:18,740
‫عادت‌هاش برام با عقل جور درنمیان.

156
00:11:18,740 --> 00:11:22,120
‫همیشه وقتی انتظارشو ندارم برمی‌گرده
‫ و دوباره سه روز غیبش می‌زنه.

157
00:11:22,120 --> 00:11:25,500
‫اوه، فکر کنم از کامکوات خوشش میاد.

158
00:11:26,650 --> 00:11:31,410
‫گمونم واقعاً شبیه بقیه‌مون نیست،
‫معلومه یه کینوی حقیقی‌ـه.

159
00:11:31,410 --> 00:11:32,580
‫کینوی حقیقی...

160
00:11:32,580 --> 00:11:34,480
‫اوه، بهت نگفته بودم؟

161
00:11:34,480 --> 00:11:37,340
‫راستش، ولیعهد یه کینوی معمولی نیست.

162
00:11:37,590 --> 00:11:41,750
‫بهش می‌گن برترین کینو میان کینوها.
‫یه کلاغ طلایی حقیقی.

163
00:11:42,180 --> 00:11:44,980
‫اسم «کینو» در واقع دوتا معنی داره.

164
00:11:44,980 --> 00:11:48,430
‫یکی از معنی‌ها، به همون معنای حاکم‌ـه.

165
00:11:48,430 --> 00:11:54,850
‫اون‌یکی معنی هم یعنی کلاغ طلایی؛
‫جدِ خاندان سلطنتی، و ظهور مجددش.

166
00:11:55,080 --> 00:11:59,230
‫این حالت دومی رو کینوی «حقیقی» صدا می‌زنیم.

167
00:11:59,230 --> 00:12:03,540
‫پس همه‌شون کینو هستن،
‫ولی بین‌شون واقعی و دروغین دارن؟

168
00:12:03,540 --> 00:12:06,790
‫اساساً همینطوره،
‫البته هوشمندانه نیست که بلند بگیمش.

169
00:12:07,090 --> 00:12:10,630
‫کینوی فعلی، مثل ما یه یاتاگاراسوـه.

170
00:12:10,630 --> 00:12:12,960
‫کینوی قبل از اون هم همینطور که
‫ به‌عنوان فرمانروای بزرگ شناخته می‌شد.

171
00:12:12,960 --> 00:12:17,260
‫ولی می‌گن کینوی حقیقی با اینکه ظاهری شبیه ما داره،

172
00:12:17,260 --> 00:12:20,380
‫در اصل موجودی کاملاً متفاوته.

173
00:12:20,750 --> 00:12:22,390
‫مطابق برخی متون،

174
00:12:22,390 --> 00:12:27,990
‫یه کینوی حقیقی، قادر به از بین‌بردن تاریکی،
‫حتی دگرگونی تاریک‌ترین شب‌هاست.

175
00:12:27,990 --> 00:12:31,520
‫باشکوه، زیبا، و دلسوز،

176
00:12:31,520 --> 00:12:35,520
‫تمام خصوصیاتی که برای حکومت به
‫ یاتاگاراسوها نیازه رو در حین تولد کسب کرده.

177
00:12:35,520 --> 00:12:37,450
‫تا حالا کسی یکی‌شونو دیده؟

178
00:12:37,760 --> 00:12:42,020
‫آه، خب، بین شانس تولد یکی‌شون ده‌ها سال فاصله هست، پس...

179
00:12:42,020 --> 00:12:45,080
‫و خاندان سلطنتی یه پسر بزرگتر داره، درسته؟

180
00:12:45,080 --> 00:12:46,700
‫توی معبد آینه پاک، من-

181
00:12:46,700 --> 00:12:48,120
‫اون ناتسوکا-ساما بود.

182
00:12:48,120 --> 00:12:51,530
‫تحت شرایط عادی، اون به‌عنوان 
‫وارث تاج‌وتخت انتخاب می‌شد.

183
00:12:51,530 --> 00:12:55,350
‫ولی زمانی که شاهزاده متولد شد 
‫و به‌عنوان یه کینوی حقیقی شناخته شد،

184
00:12:55,350 --> 00:12:57,630
‫بخت و اقبالِ ناتسوکا-ساما زیر و رو شد.

185
00:12:57,630 --> 00:13:02,650
‫با این‌حال، کلاغ‌های درباری که نمی‌خواستن
‫ قدرتشونو از دست بدن، در خفا سازماندهی شدن.

186
00:13:02,650 --> 00:13:05,870
‫تمام این مدت جناح‌شون مثل خاکسترِ نیمه‌روشن بود،

187
00:13:05,870 --> 00:13:10,810
‫ولی بی‌آبروییِ شاهزاده 
‫باعث شعله‌ور شدن دوباره‌شون شده.

188
00:13:11,230 --> 00:13:12,720
‫اوه، یه چوب چایی خوش‌شانسی.

189
00:13:13,420 --> 00:13:15,490
‫اصلاً به حرفام گوش می‌دادی؟

190
00:13:15,490 --> 00:13:18,570
‫صرفاً یه‌مشت اشراف‌زاده دارن
‫ برای قدرت می‌جنگن دیگه، نه؟

191
00:13:18,570 --> 00:13:21,560
‫بحث اینه که کی کینوی حقیقیه و کی داناتره؟

192
00:13:21,560 --> 00:13:24,810
‫یا ظاهر قضیه‌ست، یا شاید فقط یه بهونه.

193
00:13:24,810 --> 00:13:28,560
‫ولی خب، گمون می‌کنم پیچیده‌تر از این حرفا باشه.

194
00:13:28,560 --> 00:13:34,990
‫آخه اعلی‌حضرت مشخصه که 
‫فقط یه یاتاگاراسوی خودخواه مثل بقیه‌ی ماست.

195
00:13:34,990 --> 00:13:37,170
‫هیس! صداتو بالا نبر.

196
00:13:37,170 --> 00:13:42,100
‫شایعات می‌گن ملکه؛ مادرِ ناتسوکا-ساما یه نقشه‌ای تو سرشه.

197
00:13:42,100 --> 00:13:45,700
‫و ضرب‌المثلی هست که می‌گه
‫ کینوی حقیقی حکومت پردردسری داره.

198
00:13:45,700 --> 00:13:48,290
‫البته امیدوارم چیز خاصی نشه.

199
00:13:51,330 --> 00:13:54,190
‫واقعاً بچه‌ی لجبازیه.

200
00:13:54,520 --> 00:13:57,600
‫حالا می‌فهمم چرا بهش علاقه‌مند شدید، ناتسوکا-ساما.

201
00:13:57,600 --> 00:13:59,810
‫چطور می‌خواید ازش استفاده کنید؟

202
00:14:03,410 --> 00:14:06,820
‫اگه هیچ‌وقت از خارج برنمی‌گشت بهتر بود.

203
00:14:06,820 --> 00:14:09,320
‫شوین، متوجه هستی؟

204
00:14:09,320 --> 00:14:12,350
‫بله، سرورم. برای شورای سلطنتی آماده خواهم شد.

205
00:14:09,320 --> 00:14:12,740
‫منشی ملکه سلطنتی
‫شوین

206
00:14:14,660 --> 00:14:17,670
‫تالار اقالیا، کاخ شکوفه گیلاس

207
00:14:17,670 --> 00:14:21,700
‫زنبق‌ها بعد از بارونِ دیروز زیباتر به‌نظر می‌رسن.

208
00:14:21,700 --> 00:14:24,820
‫بی‌نظیره. نقاشی خوبی ازشون در میاد.

209
00:14:24,820 --> 00:14:26,260
‫واقعاً قشنگن.

210
00:14:26,260 --> 00:14:30,720
‫ولی چطور ممکنه یک ماه گذشته باشه؟
‫گذر زمان اصلاً به‌چشم نمیومد.

211
00:14:30,720 --> 00:14:33,510
‫راستی، هاماسو-ساما کجان؟

212
00:14:33,510 --> 00:14:36,040
‫خبر دادن که دچار سردرد شدن.

213
00:14:36,040 --> 00:14:37,740
‫بدون شک به‌خاطر خماریه.

214
00:14:37,740 --> 00:14:40,150
‫به اون توجه نکنید.

215
00:14:40,440 --> 00:14:44,760
‫الان دلم برای اعلی‌حضرت تنگ شده.
‫امروز بازم یه دعوت‌نامه براشون فرستادم.

216
00:14:44,760 --> 00:14:48,650
‫ببخشید... شما قبلاً اعلی‌حضرت رو دیدید،
‫ماسوهو-نو-سوسوکی-ساما؟

217
00:14:49,100 --> 00:14:50,710
‫باهم فامیل هستیم.

218
00:14:50,710 --> 00:14:55,290
‫با اینکه دوره‌ی کوتاهی بود، 
‫مدتی کنار خاندان غربی زندگی کردن.

219
00:14:55,580 --> 00:14:59,610
‫اون زمان یادمه خیلی باوقار و مهربون بودن.

220
00:15:00,490 --> 00:15:02,630
‫شنیدید، اعلی‌حضرت؟

221
00:15:02,630 --> 00:15:04,160
‫آره، می‌شنوم.

222
00:15:04,160 --> 00:15:08,300
‫می‌گن باوقار و مهربونید.
‫انگار همه خیلی دوستتون دارن.

223
00:15:08,300 --> 00:15:13,340
‫پس واسه چی داریم اینطوری 
‫قایم‌موشک و جاسوس‌بازی درمیاریم؟

224
00:15:13,340 --> 00:15:15,060
‫صداتو بلند نکن، یوکیا.

225
00:15:15,060 --> 00:15:20,010
‫و چه خارشی هم به جونم افتاده! رداهای پَر سیاه، پشه‌ها رو
‫ جذب می‌کنن. چطور اذیت نمی‌شید؟

226
00:15:20,010 --> 00:15:21,480
‫چون من یه کینو ام.

227
00:15:22,020 --> 00:15:24,600
‫اینو می‌گید، ولی مگه شما هم نیش نمی‌زنن؟

228
00:15:24,600 --> 00:15:27,980
‫آدمکشی که قصد جونمو داره، 
‫توی کاخ شکوفه گیلاس مخفی شده.

229
00:15:28,420 --> 00:15:31,480
‫درست قبل از شروع مراسم، هشداری دریافت کردم.

230
00:15:31,480 --> 00:15:32,580
‫از طرف کی؟

231
00:15:32,580 --> 00:15:33,190
‫خدا می‌دونه.

232
00:15:33,190 --> 00:15:34,260
‫خدا می‌دونه؟

233
00:15:34,260 --> 00:15:36,760
‫ولی برام شبیه شوخی به‌نظر نمی‌رسید.

234
00:15:36,760 --> 00:15:39,700
‫و در هر صورت باید یه همنشین انتخاب کنم.

235
00:15:39,700 --> 00:15:41,880
‫پس برای همین داریم جاسوسی می‌کنیم؟

236
00:15:41,880 --> 00:15:46,290
‫آره. مردم وقتی گاردشونو پایین میارن،
‫خود واقعی‌شونو نشون می‌دن.

237
00:15:46,940 --> 00:15:49,860
‫از چپ به ترتیب، بانوهای شرقی، غربی، شمالی نشستن.

238
00:15:49,860 --> 00:15:53,340
‫شرق توی حیله‌گری،
‫ غرب توی سربه‌هوایی،

239
00:15:53,340 --> 00:15:59,230
‫و شمال توی سرکشی شهرت.
‫و به‌نظر میاد لقب‌های بی‌دلیلی نبوده.

240
00:15:59,230 --> 00:16:01,750
‫من که اصلاً متوجه نمی‌شم.

241
00:16:01,750 --> 00:16:03,980
‫بانوی جنوبی غایبه، ولی مهم نیست.

242
00:16:04,410 --> 00:16:07,780
‫زن‌هایی که زیر کیمونوشون ردای پَر پوشیدن رو می‌بینی؟

243
00:16:07,780 --> 00:16:09,250
‫اوه، بله.

244
00:16:09,250 --> 00:16:12,180
‫اونا بانوان جنگجو هستن که
‫ از کاخ شکوفه گیلاس محافظت می‌کنن.

245
00:16:12,180 --> 00:16:16,310
‫بهترینِ بهترین‌ها، که می‌گن می‌تونن
‫ با یه ضربه یه اسب رو سربه‌نیست کنن.

246
00:16:16,310 --> 00:16:17,250
‫لقب‌شون-

247
00:16:18,180 --> 00:16:19,540
‫کی اونجاست؟

248
00:16:19,540 --> 00:16:21,120
‫اعلی حضرت، بهتره فرار کنیم.

249
00:16:21,120 --> 00:16:23,780
‫دیگه دیره. محافظین اقاقیا متوجه‌مون شدن.

250
00:16:23,780 --> 00:16:24,920
‫محافظین چی؟

251
00:16:24,920 --> 00:16:25,570
‫منو ببخش.

252
00:16:34,180 --> 00:16:35,790
‫حالا متوجه شدم.

253
00:16:35,790 --> 00:16:40,300
‫اعلی‌حضرت فقط منو آورد تا 
‫اگه اوضاع خیت شد قربانی‌م کنه!

254
00:16:41,340 --> 00:16:42,520
‫نذارید فرار کنه!

255
00:16:42,860 --> 00:16:44,040
‫بانوها رو داخل ببرید.

256
00:16:44,040 --> 00:16:45,180
‫همگی آروم باشید!

257
00:16:49,970 --> 00:16:51,200
‫از این طرف، بانوی من.

258
00:16:53,610 --> 00:16:54,900
‫بانوی من!

259
00:17:01,110 --> 00:17:03,830
‫درد... درد داره. نمی‌تونم نفس بکشم.

260
00:17:04,340 --> 00:17:06,260
‫همینکار کافیه.

261
00:17:07,070 --> 00:17:08,390
‫هامایو-دونو.

262
00:17:08,390 --> 00:17:11,760
‫از سروصدا اومدم اینجا ببینم چی شده،
‫ولی فقط یه جوجه کلاغه.

263
00:17:11,760 --> 00:17:13,880
‫چه جوجه کلاغ باشه چه نه، ورود غیرمجازه.

264
00:17:13,880 --> 00:17:16,240
‫ولی با این‌وضع قراره بمیره.

265
00:17:16,240 --> 00:17:18,890
‫تو که نمی‌خوای توی گزینش همنشین‌ها جنجال به‌پا کنی؟

266
00:17:20,280 --> 00:17:21,220
‫آزادش کن.

267
00:17:26,360 --> 00:17:28,080
‫گفتم الانه که بمیرم.

268
00:17:29,300 --> 00:17:33,520
‫شرم نداری؟! چطور جرئت داری
‫ روبروی این اشخاص تغییرشکل بدی؟

269
00:17:34,040 --> 00:17:36,200
‫خـ... خیلی معذرت می‌خوام.

270
00:17:36,200 --> 00:17:38,970
‫تو کی هستی؟ از کجا پیدات شده؟ حرف بزن!

271
00:17:39,410 --> 00:17:40,810
‫بسه.

272
00:17:41,240 --> 00:17:44,480
‫دیگه بسه! خشونت دیگه کافیه!

273
00:17:45,810 --> 00:17:46,910
‫بانوی من!

274
00:17:47,450 --> 00:17:49,450
‫به‌هم ریخته.

275
00:17:49,450 --> 00:17:52,240
‫امروز حتی به منم زیادی فشار اومد.

276
00:17:52,240 --> 00:17:55,080
‫ای خدا. آدم مگه چقدر می‌تونه باوقار باشه؟

277
00:17:55,080 --> 00:17:58,170
‫اینو نمی‌خوام از زبون افریته‌ای مثل تو بشنوم.

278
00:17:58,540 --> 00:18:03,090
‫داشتم درمورد آسبی حرف می‌زدم.
‫همه‌چیو به خودت نگیر.

279
00:18:03,090 --> 00:18:04,740
‫چی گفتی؟

280
00:18:04,740 --> 00:18:08,780
‫با خودت فکر کردی کی هستی؟
‫تو هر اتفاقی هم بیفته خم به ابروت نمیاری.

281
00:18:09,190 --> 00:18:13,740
‫اینکه می‌بینی ما دلتنگِ‌ اعلی‌حضرت شدیم
‫ برات موجب سرگرمیه؟

282
00:18:14,470 --> 00:18:15,690
‫می‌خوای چی بگی؟

283
00:18:15,690 --> 00:18:17,990
‫دارم می‌گم اینجا مزاحمی.

284
00:18:17,990 --> 00:18:22,860
‫این کاخ جایی برای بانوانی شایسته‌ی شاهزاده‌ست
‫ که خودشون رو اصلاح کنن.

285
00:18:22,860 --> 00:18:26,610
‫کسایی مثل تو که هدف ناچیزی دارن، جاشون اینجا نیست.

286
00:18:26,610 --> 00:18:28,490
‫جفتتون بس کنید دیگه!

287
00:18:36,420 --> 00:18:38,690
‫اگه فقط برادرم اینجا بود...

288
00:18:42,680 --> 00:18:44,400
‫تاکیموتو-ساما، اونجارو ببینید!

289
00:18:48,240 --> 00:18:49,910
‫اون شال...

290
00:18:54,810 --> 00:18:56,960
‫انگار واقعاً‌ روز بدی داشتی.

291
00:18:56,960 --> 00:19:00,740
‫منتظر بودم اگه قاراشمیش شد بیام به نجاتت.

292
00:19:01,090 --> 00:19:03,550
‫خیلی به اعلی‌حضرت سخت نگیر.

293
00:19:03,550 --> 00:19:04,900
‫دلتون براشون نمی‌سوزه؟

294
00:19:06,020 --> 00:19:07,950
‫بالأخره بانوان دربارن.

295
00:19:08,280 --> 00:19:13,390
‫توی اون دنیای کوچیک حبس شدن،
‫و فقط منتظر اعلی‌حضرت نشستن.

296
00:19:13,390 --> 00:19:17,930
‫اعلی‌حضرت فقط به‌خاطر خطرات نیست که
‫ از کاخ شکوفه گیلاس دوری می‌کنه.

297
00:19:18,350 --> 00:19:21,810
‫داره پرنسس‌ها رو از درگیری بیهوده کنار می‌کشه.

298
00:19:21,810 --> 00:19:23,340
‫«درگیری بیهوده»؟

299
00:19:23,340 --> 00:19:26,120
‫کاخ شکوفه گیلاس همچین جاییه.

300
00:19:32,170 --> 00:19:36,140
‫بانوی من، پیام‌رسانی از طرف فوجینامی-ساما اومدن.

301
00:19:36,480 --> 00:19:38,580
‫اجازه هست داخل بیارمشون؟

302
00:19:42,250 --> 00:19:44,830
‫هدیه‌ای جهت عرض تأسف از طرف فوجینامی-ساما.

303
00:19:49,030 --> 00:19:50,650
‫چقدر سرده.

304
00:19:50,650 --> 00:19:53,950
‫برای خنک‌کردن چشمانتون قبل غذا عالیه.

305
00:19:54,540 --> 00:19:56,640
‫خودمم هرچندوقت یکبار انجامش می‌دم.

306
00:19:57,030 --> 00:19:59,080
‫برای زیبایی صورت معجزه می‌کنه.

307
00:19:59,080 --> 00:20:01,100
‫و به‌اندازه کافی هم باعث نرمی میوه می‌شه.

308
00:20:04,440 --> 00:20:10,240
‫اوکوگی-ساما بهم گفتن که 
‫شما تا حالا ندیدین کسی تغییرشکل بده.

309
00:20:10,240 --> 00:20:11,200
‫درسته.

310
00:20:11,200 --> 00:20:12,950
‫حتماً باعث وحشتتون شده.

311
00:20:12,950 --> 00:20:16,690
‫اشراف‌هایی که تمام عمرشون رو 
‫توی شکل انسانی به‌سر می‌برن

312
00:20:16,690 --> 00:20:18,970
‫حتماً خیلی کم پیش میاد چنین چیزهایی ببینن.

313
00:20:19,450 --> 00:20:23,130
‫حتماً یه‌کم آشفته شدم.

314
00:20:23,130 --> 00:20:27,220
‫به یاتاگاراسوهای پرنده-شکل اسب می‌گن، درسته؟

315
00:20:27,220 --> 00:20:30,740
‫بله. اونا هم مثل ما یاتاگاراسو هستن.

316
00:20:30,740 --> 00:20:37,680
‫تنها تفاوت اینه که اسب‌ها هروقت بخوان
‫ نمی‌تونن به شکل انسانی برگردن.

317
00:20:37,680 --> 00:20:38,750
‫واقعاً‌ اینطوره؟

318
00:20:38,750 --> 00:20:43,300
‫بانوی من، شما تا حالا اسبی رو دیدین که
‫ دور پاش طناب بسته باشه؟

319
00:20:43,700 --> 00:20:48,270
‫فکر کنم آره. 
‫توی کالسکه هوایی که باهاش اینجا اومدم.

320
00:20:48,270 --> 00:20:52,820
‫اون طناب‌هایی که به حلقه بسته شدن
‫ خیلی باشکوه به‌نظر می‌رسیدن.

321
00:20:53,150 --> 00:20:57,840
‫بله درست می‌فرمایین.
‫ولی اون طناب‌ها فقط برای تزئین نیستن.

322
00:20:57,840 --> 00:21:00,270
‫قراردادهای کارگری رو مشخص می‌کنن.

323
00:21:00,550 --> 00:21:05,320
‫اونایی که الان به‌عنوان اسب کار می‌کنن
‫ معنای زندگی رو در شکل انسانی از دست دادن،

324
00:21:05,320 --> 00:21:08,890
‫حالا بنا به فقر یا شرایط مختلف دیگه.

325
00:21:08,890 --> 00:21:13,550
‫کارفرماشون پای سومشون رو
‫ در مدت زمان قرارداد می‌بنده.

326
00:21:13,960 --> 00:21:18,660
‫گره‌های مخصوص کاری می‌کنن
‫ اسب‌ها به اختیار خودشون نتونن آزاد شن.

327
00:21:18,660 --> 00:21:20,830
‫ولی چرا پاهاشون؟

328
00:21:20,830 --> 00:21:24,040
‫قدرت تغییرشکل توی پای سوم قرار داره.

329
00:21:24,040 --> 00:21:28,550
‫بستنش باعث می‌شه یاتاگاراسو نتونه
‫ به شکل انسانی خودش برگرده.

330
00:21:28,550 --> 00:21:29,590
‫چه وحشتناک!

331
00:21:29,830 --> 00:21:35,820
‫اسب‌ها فقط کارهای ساده مثل
‫ کشیدن کالسکه یا شخم‌زدن زمین‌ها رو انجام می‌دن.

332
00:21:35,820 --> 00:21:41,520
‫بعد مدتی، «اسب» کلمه‌ای شد برای
‫ توهین به یاتاگاراسوهایی که چنین کارهایی می‌کنن.

333
00:21:41,520 --> 00:21:45,170
‫واقعاً شرمسارم. اصلاً‌ خبر نداشتم.

334
00:21:45,170 --> 00:21:48,490
‫موندم چرا اوکوگی هیچ‌وقت اینو بهم نگفته.

335
00:21:48,490 --> 00:21:52,830
‫فکر می‌کنم بتونم احساسات اوکوگی-ساما رو درک کنم.

336
00:21:52,830 --> 00:21:57,790
‫انقدر مهربون هستید که مطمئنم 
‫فقط می‌خواستن درمورد چیزهای زیبا بهتون بگن.

337
00:21:58,750 --> 00:22:02,050
‫من وقتی بچه بودم زیاد تغییرشکل می‌دادم.

338
00:22:02,050 --> 00:22:07,090
‫برای همین از اینکه شما پا پیش گذاشتین
‫ تا به اون پسر کمک کنید خوشحالم کرد.

339
00:22:07,860 --> 00:22:11,010
‫شما فوجینامی-ساما رو...

340
00:22:11,060 --> 00:22:12,970
‫ندیمه سلطنتی
‫سامومو

341
00:22:11,310 --> 00:22:12,970
‫اسم بنده سامومو هستش.

342
00:22:14,340 --> 00:22:17,860
‫سامومو، اگه مشکلی نداری، 
‫می‌شه بعداً هم دوباره بهم سر بزنی؟

343
00:22:19,390 --> 00:22:21,530
‫بله، با افتخار.

344
00:22:23,600 --> 00:22:25,640
‫همین الان برگشتم.

345
00:22:26,500 --> 00:22:27,800
‫این برای چی بود؟

346
00:22:27,800 --> 00:22:30,980
‫تا وقتی من از اونجا برم مننظر موندن، 
‫بعد شورای سلطنتی برگزار کردن.

347
00:22:30,980 --> 00:22:32,550
‫شورای سلطنتی؟

348
00:22:32,550 --> 00:22:36,910
‫کسایی که می‌خوان منو از ارث محروم کنن
‫ اوضاع رو تحت‌کنترل دارن.

349
00:22:36,910 --> 00:22:39,290
‫سریعاً به تالار بنفش می‌ریم.

350
00:22:39,830 --> 00:22:43,750
‫تالار بنفش

351
00:24:30,990 --> 00:24:34,820
‫دو برادر:
‫بزرگتر توانا، کوچکتر نادان.

352
00:24:35,100 --> 00:24:40,750
‫جدالشان برای دریافت تاج‌وتختِ کینو،
‫دربار را تا مرز فروپاشی می‌کشاند.

353
00:24:42,210 --> 00:24:45,800
‫شاهزاده همچنان از دیدار با بانوان اعتنا می‌کند.

354
00:24:46,170 --> 00:24:47,790
‫او چه فکری در سر دارد؟

355
00:24:50,050 --> 00:24:55,010
‫شورای

356
00:24:50,050 --> 00:24:55,010
‫سلطنتی

357
00:24:50,320 --> 00:24:53,290
‫دفعه بعد: «شورای سلطنتی.»

358
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫HADAD

359
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
{\an8}‫

360
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫نقاشی از ناتسوکی

