﻿1
00:24:52,500 --> 00:24:55,500
‫

2
00:00:06,290 --> 00:00:10,070
‫که به خانواده سلطنتی و اعضای منتخب
‫ چهار خاندان محدود می‌شه.

3
00:00:10,470 --> 00:00:12,950
‫فقط کینو می‌تونه دستور برگزاریشو بده.

4
00:00:13,360 --> 00:00:16,990
‫یعنی یه‌نفر اعلی‌حضرتو 
‫به این‌کار متقاعد کرده.

5
00:00:16,990 --> 00:00:21,160
‫تالار بنفش

6
00:00:17,570 --> 00:00:20,550
‫تا منو از ارث محروم کنه.

7
00:00:21,160 --> 00:00:27,070
‫پس به عبارت دیگه، گزینش ولیعهد سلط‫تی
‫ در 10 سال پیش مشکل داشته؟

8
00:00:27,460 --> 00:00:31,100
‫منظورتون همینه، شوئین-دونو؟

9
00:00:31,100 --> 00:00:32,770
‫همینطوره.

10
00:00:32,770 --> 00:00:38,670
‫و بعد این‌همه مدت می‌خواید ثابتش کنید،
‫درست در زمان غیاب اعلی‌حضرت؟

11
00:00:38,970 --> 00:00:44,600
‫کینوی سابق و کشیش‌ها، اعلی‌حضرت رو
‫ به‌عنوان جانشین تاج‌وتخت منصوب کردن.

12
00:00:44,970 --> 00:00:49,610
‫ولی بلافاصله بعدش، اعلی‌حضرت
‫ به بهانه‌ی تحصیل، یامائوچی رو ترک کرد.

13
00:00:49,610 --> 00:00:55,180
‫بنابراین، نه چهار خاندان و نه حتی کینوی وقت،

14
00:00:55,180 --> 00:00:57,350
‫این تصمیم رو تأیید نکردن.

15
00:01:01,020 --> 00:01:01,960
‫چرنده!

16
00:01:02,460 --> 00:01:06,500
‫اعلی‌حضرت یه کینوی حقیقیه،
‫چه دلیل دیگه‌ای احتیاج داره؟

17
00:01:06,810 --> 00:01:11,250
‫برخی می‌گن تولد یک کینو
‫ باعث وقوع دردسر می‌شه.

18
00:01:11,250 --> 00:01:13,350
‫این چه حرفیه، ارباب جنوب!

19
00:01:13,350 --> 00:01:14,410
‫آروم، آروم.

20
00:01:14,410 --> 00:01:17,440
‫منم این ضرب‌المثل قدیمی رو شنیدم،

21
00:01:17,440 --> 00:01:23,150
‫اما چنین اختلافاتی ممکنه 
‫نشونه‌ی آینده بدتری باشه.

22
00:01:23,400 --> 00:01:27,810
‫پس شاید بهتره گزینش جانشین رو
‫ مجدد از سر بگیریم.

23
00:01:27,810 --> 00:01:29,980
‫پس نقشه‌ت اینه، ها؟

24
00:01:29,980 --> 00:01:31,940
‫برام سؤاله به کی خدمت می‌کنی.

25
00:01:32,150 --> 00:01:34,350
‫لطفاً سکوت کنید!

26
00:01:34,350 --> 00:01:39,060
‫به‌عنوان منشی سلطنتی، حرف من سخن اعلی‌حضرته.

27
00:01:39,850 --> 00:01:42,240
‫به به، ولیعهد سلطنتی.

28
00:01:42,960 --> 00:01:46,440
‫به‌نظر میاد یه‌مقدار دیر کردید.

29
00:01:46,440 --> 00:01:47,660
‫روکون.

30
00:01:47,980 --> 00:01:50,450
‫بهت دستور دادن جلومو بگیری؟

31
00:01:50,450 --> 00:01:52,460
‫حتماً مزاح می‌کنید.

32
00:01:50,460 --> 00:01:55,300
‫محافظ ناتسوکا
‫روکون

33
00:01:52,460 --> 00:01:55,300
‫ناتسوکا-ساما هیچ‌وقت چنین دستوری نمی‌ده.

34
00:01:55,780 --> 00:02:01,820
‫نه که نیازی به این‌کار باشه.
‫این در الانشم از داخل قفل شده.

35
00:02:07,650 --> 00:02:08,620
‫باز شو.

36
00:02:09,070 --> 00:02:10,990
‫حالا رأی‌گیری رو برای-

37
00:02:18,820 --> 00:02:19,790
‫چه‌خبر شده؟

38
00:02:48,020 --> 00:02:54,740
‫HADAD

39
00:02:48,020 --> 00:02:54,740
{\an8}‫

40
00:04:14,420 --> 00:04:17,950
‫شاهزاده هنوز به کاخ شکوفه گیلاس سر نزده؟

41
00:04:17,950 --> 00:04:18,830
‫بله.

42
00:04:18,830 --> 00:04:21,920
‫می‌بینم غرایز تیزی داره.

43
00:04:21,920 --> 00:04:25,800
‫ولی هیچ احمقی نمی‌تونه کینو بشه.

44
00:04:25,800 --> 00:04:28,120
‫تو هم باهام موافقی؟

45
00:04:28,120 --> 00:04:28,730
‫بله، سرورم.

46
00:04:28,730 --> 00:04:34,540
‫می‌خوام ناتسوکا رو به زندگی دنیوی بیارم
‫ و به‌عنوان ولیعهد معرفیش کنم.

47
00:04:34,540 --> 00:04:39,210
‫برای این هدف، باید هرطور شده 
‫شاهزاده رو از ارث محروم کنیم.

48
00:04:40,570 --> 00:04:42,640
‫برای خاندان جنوبی.

49
00:04:50,310 --> 00:04:52,920
‫الان اون دیگه چی بود؟

50
00:04:53,580 --> 00:04:55,700
‫داره منو می‌ترسونه.

51
00:04:56,500 --> 00:04:57,950
‫ناتسوکا-ساماست.

52
00:04:58,570 --> 00:05:00,260
‫و پشت اون پرده...

53
00:05:00,690 --> 00:05:02,740
‫اون کینوی فعلی‌ـه؟

54
00:05:04,320 --> 00:05:06,770
‫همینطوری دارین پشت‌سرم حرف می‌زنین.

55
00:05:07,130 --> 00:05:12,250
‫شوئین، همه می‌دونن کی پشتت مخفی شده.

56
00:05:12,970 --> 00:05:15,340
‫این برام زحمتشو کمتر می‌کنه.

57
00:05:19,230 --> 00:05:23,270
‫اعلی‌حضرت، حتماً تا الان فهمیدید چه اتفاقی افتاده.

58
00:05:23,270 --> 00:05:26,660
‫وجود دو کینو باعث فاجعه در یامائوچی می‌شه.

59
00:05:27,010 --> 00:05:29,500
‫شما به نوعی، جانشین موقت بودید.

60
00:05:29,500 --> 00:05:33,480
‫حالا من برگشتم، و شما نقش خودتونو ایفا کردید.

61
00:05:34,530 --> 00:05:36,200
‫جایگاه رو خالی کنید.

62
00:05:47,620 --> 00:05:48,780
‫تو...

63
00:05:48,780 --> 00:05:50,280
‫چطور جرئت می‌کنی؟!

64
00:05:50,280 --> 00:05:52,500
‫چطور جرئت داری با پدرت اینطوری صحبت کنی...

65
00:05:53,400 --> 00:05:55,910
‫تو چی درموردم می‌دونی؟!

66
00:05:56,240 --> 00:05:58,080
‫ازم چی می‌دونی؟

67
00:05:58,080 --> 00:05:59,300
‫چی-

68
00:06:03,780 --> 00:06:04,910
‫کافیه.

69
00:06:07,700 --> 00:06:09,190
‫از خدمات‌تون متشکرم.

70
00:06:15,430 --> 00:06:16,810
‫تا بیرون همراهی‌شون کنید.

71
00:06:17,370 --> 00:06:18,480
‫عالیجناب!

72
00:06:23,020 --> 00:06:27,480
‫خب، یکی از مشکلات‌مون حل شد.

73
00:06:27,480 --> 00:06:28,550
‫بعدش-

74
00:06:28,050 --> 00:06:29,170
‫به‌نظر شما...

75
00:06:29,840 --> 00:06:33,100
‫این کار بیش از حد بی‌رحمانه نبود؟

76
00:06:33,100 --> 00:06:34,340
‫برادر.

77
00:06:34,340 --> 00:06:40,370
‫هرچی نباشه، عالیجناب برای 20 سال
‫ به یامائوچی حکومت کرده.

78
00:06:40,850 --> 00:06:43,590
‫قطعاً راه مسالمت‌آمیزتری هم 
‫برای رسیدگی بهش بود.

79
00:06:44,780 --> 00:06:48,030
‫برادر، تو واقعاً به فکر همه‌چیز هستی.

80
00:06:48,030 --> 00:06:52,810
‫تماشای برادر کوچیکه‌ی احمقت کلافه‌ت نمی‌کنه؟

81
00:06:53,210 --> 00:06:56,440
‫حتماً تصور می‌کنی
‫ به‌عنوان ولیعهد چیکار می‌کردی.

82
00:06:56,440 --> 00:06:57,980
‫جسارت نمی‌کنم.

83
00:06:58,340 --> 00:07:05,190
‫من تنها به‌عنوان عضوی از خاندان سلطنتی،
‫به‌خاطر نگرانیم برای یامائوچی به اینجا اومدم.

84
00:07:05,190 --> 00:07:11,910
‫اگه حضرتعالی می‌تونن به‌عنوان کلاغ طلایی
‫ صلح و صفا رو به کشور بیارن،

85
00:07:12,520 --> 00:07:16,330
‫دیگه امثال من جایگاهی برای اظهار نظر ندارن.

86
00:07:17,690 --> 00:07:19,400
‫پس براش قسم می‌خوری؟

87
00:07:20,010 --> 00:07:26,130
‫حالا و همینجا، بهم زانو و تعظیم می‌کنی 
‫تا وفاداریتو بهم متعهد می‌شی؟

88
00:07:27,540 --> 00:07:29,450
‫چی؟

89
00:07:29,450 --> 00:07:30,720
‫ناتسوکا-ساما...

90
00:07:30,720 --> 00:07:33,200
‫اینجا چه‌خبر شده؟

91
00:07:33,200 --> 00:07:36,050
‫آه، پسر. می‌خوام برگردم خونه پیش تاروهی.

92
00:07:36,050 --> 00:07:37,030
‫لطفاً صبر کنید.

93
00:07:39,960 --> 00:07:42,970
‫آتسوفوسا از خانواده مینامی-اومیا.

94
00:07:42,970 --> 00:07:43,740
‫چی شده؟

95
00:07:43,730 --> 00:07:48,440
‫دستیار ناتسوکا
‫آتسوفوسا

96
00:07:43,740 --> 00:07:48,660
‫با کمال احترام، ناتسوکا-ساما آدم خیانتکاری نیستن.

97
00:07:48,660 --> 00:07:51,250
‫ایشون همیشه به فکر صلاح یامائوچی هستن.

98
00:07:51,250 --> 00:07:53,160
‫ولی درمورد اعلی‌حضرت هم فقط-

99
00:07:52,550 --> 00:07:54,610
‫کافیه، آتسوفوسا.

100
00:08:06,920 --> 00:08:16,270
‫بدینوسیله وفاداری خودم رو به عالیجناب؛ 
‫کینوی حقیقی، اعلام می‌کنم.

101
00:08:17,720 --> 00:08:19,090
‫همین خوبه.

102
00:08:24,150 --> 00:08:25,100
‫لطفاً صبر کنید!

103
00:08:25,470 --> 00:08:29,180
‫فکر نمی‌کنم هنوز هیچ‌کدوم از چهار خاندان
‫ با این مورد موافقت کرده باشن.

104
00:08:30,160 --> 00:08:32,910
‫تمام این مدت داشتم بهت می‌گفتم.

105
00:08:32,910 --> 00:08:37,740
‫ایشون یه کینوی حقیقی هستن،
‫چه دلیل دیگه‌ای احتیاج دارن؟

106
00:08:37,740 --> 00:08:41,410
‫منم مورد خاصی نمی‌بینم که قابل انتقاد باشه.

107
00:08:42,030 --> 00:08:48,750
‫ناتسوکا-ساما وفاداری خودشونو اعلام کردن.
‫چرا خاندان جنوبی باید بخواد اعتراض کنه؟

108
00:08:49,260 --> 00:08:52,660
‫اجازه بدید اعلی‌حضرت
‫ بدون هیچ دغدغه‌ای به عرش برسن.

109
00:08:53,170 --> 00:08:55,220
‫یک سؤال از والامقام داشتم.

110
00:08:56,740 --> 00:08:59,890
‫ارباب گنیا از شمال. چیه؟

111
00:08:59,890 --> 00:09:03,030
‫طبق سنت، یک همنشین به تاجگذاری ملحق می‌شه.

112
00:09:03,030 --> 00:09:07,070
‫با این‌حال، شما با وجود
‫ بازدیدهاتون از محله‌های سرگرمی،

113
00:09:07,070 --> 00:09:10,580
‫از کاخ شکوفه گیلاس اجتناب می‌کنید.

114
00:09:10,580 --> 00:09:13,560
‫واقعاً قصد دارید همسری برای خودتون اختیار کنید؟

115
00:09:13,560 --> 00:09:17,280
‫رضایت بنده به جواب شما بستگی داره.

116
00:09:17,280 --> 00:09:18,230
‫البته.

117
00:09:18,600 --> 00:09:21,750
‫تا یک سال آینده تاج‌وتخت رو تصاحب می‌کنم.

118
00:09:21,750 --> 00:09:25,340
‫سوگند می‌خورم تا اون زمان،
‫ همسری برای خودم اختیار کنم.

119
00:09:31,790 --> 00:09:33,140
‫دیگه می‌ریم، یوکیا.

120
00:09:43,090 --> 00:09:43,980
‫تاتسوکا-ساما!

121
00:09:46,200 --> 00:09:47,910
‫یک سال.

122
00:09:47,910 --> 00:09:50,690
‫تا اون موقع، به هر قیمتی که شده...

123
00:09:51,650 --> 00:09:54,110
‫محله سرگرمی پایتخت

124
00:09:54,410 --> 00:09:55,790
‫امم...

125
00:09:56,220 --> 00:09:58,320
‫ببخشید، ولی...

126
00:10:00,650 --> 00:10:03,190
‫فکر کردین دارین چیکار می‌کنین؟

127
00:10:03,190 --> 00:10:03,820
‫همم؟

128
00:10:04,200 --> 00:10:06,900
‫همونطور که معلومه: 
‫تمام روسپی‌های اینجا رو استخدام کردم.

129
00:10:06,900 --> 00:10:10,630
‫این جشن به افتخار توئه.
‫هرچقدر دوست داری بنوش.

130
00:10:11,370 --> 00:10:13,420
‫انقدر نگران نباش.

131
00:10:13,670 --> 00:10:15,630
‫ما برای استقبال از تو اینجاییم.

132
00:10:15,630 --> 00:10:16,830
‫درسته.

133
00:10:16,830 --> 00:10:20,870
‫امروز ارباب جوان هزینه‌ی همه‌چیزو می‌ده،
‫پس بیاید شروع کنیم.

134
00:10:20,870 --> 00:10:23,720
‫من هنوز به سن قانونی نرسیدم.

135
00:10:24,050 --> 00:10:28,300
‫شنیدم جنگجویان شمالی به‌جای آب حمام، 
‫نوزادهاشونو توی ساکه می‌شورن.

136
00:10:29,400 --> 00:10:31,010
‫یالا دیگه، آقای جوان.

137
00:10:31,010 --> 00:10:32,640
‫بیا خوش بگذرونیم.

138
00:10:32,640 --> 00:10:34,680
‫یـ ـ یه‌لحظه باید برم دستشویی.

139
00:10:35,370 --> 00:10:37,460
‫آخی، چقدر بانمک!

140
00:10:39,880 --> 00:10:42,370
‫انگار امشب فاحشه‌خونه‌ها سرشون شلوغه.

141
00:10:42,580 --> 00:10:44,380
‫دوباره «ارباب جوان» اومده؟

142
00:10:44,380 --> 00:10:48,260
‫کل محله رو قُرُق کرده.
‫کاش منم پولم از پارو بالا می‌رفت.

143
00:10:59,850 --> 00:11:01,880
‫دستشویی اون سمته.

144
00:11:02,290 --> 00:11:03,860
‫گوش کنید-

145
00:11:06,860 --> 00:11:08,520
‫امروز چهارتا بگیر.

146
00:11:11,350 --> 00:11:12,610
‫اعلی‌حضرت-

147
00:11:11,850 --> 00:11:14,070
‫اینجا «ارباب جوان» صدام کن.

148
00:11:14,580 --> 00:11:18,060
‫ارباب جوان، حرفتونو باور نمی‌کنم.

149
00:11:18,060 --> 00:11:19,240
‫واقعاً؟

150
00:11:19,470 --> 00:11:21,220
‫آخه فقط بهش فکر کنید.

151
00:11:21,220 --> 00:11:23,370
‫الان آدمکش‌ها دنبال‌تونن،

152
00:11:23,370 --> 00:11:27,040
‫ولی بدون هیچ نگهبانی
‫ اومدید همچین جای شلوغی خوش بگذرونید.

153
00:11:27,040 --> 00:11:28,860
‫و ماجرای اون شورا هم هست.

154
00:11:29,740 --> 00:11:33,340
‫اونجا غیر از دشمن‌تراشی کار دیگه‌ای هم کردید؟

155
00:11:39,910 --> 00:11:42,310
‫نگران منی؟

156
00:11:45,600 --> 00:11:46,850
‫اصلاً گوش می‌دید؟

157
00:11:48,330 --> 00:11:51,140
‫اصلاً به درک. هرطور مایلید.

158
00:11:59,660 --> 00:12:04,000
‫محله سرگرمی توی صبح‌ها 
‫شبیه یه‌جای دیگه می‌مونه.

159
00:12:19,370 --> 00:12:21,460
‫ارباب جوان، می‌گم...

160
00:12:32,400 --> 00:12:34,330
‫اون شمشیرو بهمون تحویل بده.

161
00:12:36,780 --> 00:12:39,530
‫چی می‌خواید؟ پول؟

162
00:12:40,710 --> 00:12:43,460
‫انقدر دری‌وری نگو و هرکار گفت بکن!

163
00:12:43,460 --> 00:12:44,670
‫ا ـ ارباب جوا-

164
00:12:44,670 --> 00:12:47,130
‫بسیار خب. طبق خواسته‌تون عمل می‌کنیم.

165
00:12:55,580 --> 00:12:56,550
‫سومیو-ساما؟!

166
00:12:57,210 --> 00:12:57,970
‫عقب وایسین!

167
00:13:05,510 --> 00:13:06,340
‫بمیر!

168
00:13:14,010 --> 00:13:15,780
‫فایده نداره. عقب‌نشینی!

169
00:13:21,110 --> 00:13:22,910
‫هدف‌تون چیه؟

170
00:13:23,270 --> 00:13:24,490
‫دهنتو باز کن!

171
00:13:25,650 --> 00:13:29,110
‫وگرنه فقط دست و پاهات نیست که از دست می‌دی!

172
00:13:29,110 --> 00:13:32,850
‫مـ ـ من فقط از دستورات پیروی می‌کردم.

173
00:13:32,850 --> 00:13:34,960
‫منظورت کیه؟ بنال!

174
00:13:34,960 --> 00:13:36,240
‫خـ ـ خب...

175
00:13:39,100 --> 00:13:39,920
‫لعنتی...

176
00:13:48,310 --> 00:13:49,370
‫سمّه.

177
00:13:49,830 --> 00:13:52,340
‫حتماً از اول می‌خواستن ساکتش کنن.

178
00:13:53,210 --> 00:13:56,270
‫تا الان، احتمالاً بقیه‌شون هم...

179
00:13:56,880 --> 00:13:58,350
‫که اینطور.

180
00:13:58,350 --> 00:14:01,430
‫هرکی ترتیب اینو داده بی‌احتیاطی نمی‌کنه.

181
00:14:01,700 --> 00:14:05,530
‫اگه آدم‌ربایی هدف‌شون بوده،
‫از همچین سمّ سریعی استفاده نمی‌کردن.

182
00:14:05,840 --> 00:14:07,690
‫فقط یک چیز می‌خواستن.

183
00:14:07,690 --> 00:14:09,400
‫جونم؟

184
00:14:13,210 --> 00:14:14,230
‫یوکیا؟

185
00:14:26,910 --> 00:14:28,250
‫اعلی‌حضرت.

186
00:14:28,690 --> 00:14:30,790
‫الان حالت یه‌مقدار بهتر شد؟

187
00:14:30,790 --> 00:14:34,700
‫خیلی عذر می‌خوام. شرمنده‌تون شدم.

188
00:14:36,510 --> 00:14:38,360
‫به خودت فشار نیار.

189
00:14:38,360 --> 00:14:39,520
‫چشم.

190
00:14:47,730 --> 00:14:52,540
‫شما می‌دونین کی بهتون حمله کرد، اعلی‌حضرت؟

191
00:14:55,730 --> 00:15:00,410
‫شنیدی ناتسوکا حامی‌هایی داره؟

192
00:15:01,340 --> 00:15:06,600
‫با این‌حال، کلاغ‌های درباری که نمی‌خواستن
‫ قدرتشونو از دست بدن، در خفا سازماندهی شدن.

193
00:15:06,600 --> 00:15:11,720
‫شایعات می‌گن ملکه؛ مادرِ ناتسوکا-ساما یه نقشه‌ای تو سرشه.

194
00:15:13,200 --> 00:15:14,100
‫بله.

195
00:15:14,100 --> 00:15:18,670
‫اون جبهه توی خاندان جنوبی،
‫ خانواده‌ای که ملکه ازش اومده ریشه دونده.

196
00:15:19,170 --> 00:15:21,800
‫اما وقتی شورا رو دیدی حتماً فهمیدی.

197
00:15:21,800 --> 00:15:26,020
‫هیچ‌کس قصد نداره طرف منو بگیره.

198
00:15:26,920 --> 00:15:31,770
‫اکثر کلاغ‌های درباری، مرگ من رو بیشتر به‌صلاح می‌دونن.

199
00:15:32,050 --> 00:15:32,850
‫امکان نداره.

200
00:15:34,330 --> 00:15:37,910
‫از زمان بچگی دفعات زیادی قصد جونمو کردن.

201
00:15:38,480 --> 00:15:42,440
‫جون قربانی‌های دیگه‌ای هم گرفتن.
‫یکی‌شون مادرم بود.

202
00:15:42,440 --> 00:15:43,090
‫چی؟

203
00:15:43,770 --> 00:15:48,550
‫درست مثل بانوانی که توی کاخ شکوفه گیلاس دیدی،

204
00:15:48,550 --> 00:15:53,220
‫مادر من به‌عنوان بانوی خاندان غربی، 
‫پر از امید و آرزو به‌ اونجا رفت.

205
00:15:53,220 --> 00:15:57,720
‫تبدیل به همنشین نشد،‌
‫ اما به‌عنوان صیغه قبولش کردن.

206
00:15:57,720 --> 00:16:00,780
‫بعد به‌دنیا آوردن خواهرم، فوجینامی، و شخص خودم،

207
00:16:00,780 --> 00:16:05,190
‫تبدیل به یکی از تلفات توطئه سیاسی شد.

208
00:16:05,850 --> 00:16:10,430
‫از سر فرار از آدمکش‌ها، برای زندگی 
‫به‌پیش خانواده مادرم در خاندان غربی رفتم.

209
00:16:10,980 --> 00:16:15,150
‫ولی فقط ازم سوءاستفاده کردن.
‫هیچ متحدی نداشتم.

210
00:16:15,660 --> 00:16:17,420
‫برای همین رفتین خارج؟

211
00:16:17,420 --> 00:16:18,110
‫آره.

212
00:16:18,530 --> 00:16:22,820
‫کسی که نامه فرستاد تا
‫ دربرابر کاخ شکوفه گیلاس ازم محافظت کنه

213
00:16:22,820 --> 00:16:26,070
‫حتماً‌ از گذشته‌م خبر داشت و همدردی کرده.

214
00:16:26,780 --> 00:16:33,010
‫توی این سن، با هدف ایستادگی و مبارزه
‫ سرانجام به یامائوچی برگشتم.

215
00:16:33,730 --> 00:16:39,320
‫هرچند اغراق نیست که بگیم 999 نفر
‫ از 1000 کلاغ درباری دشمنم هستن.

216
00:16:41,570 --> 00:16:45,050
‫حالا بهم بگو، یوکیا...

217
00:16:46,760 --> 00:16:48,890
‫تو اون یک در 1000 می‌شی؟

218
00:16:50,640 --> 00:16:51,560
‫ها؟

219
00:16:52,600 --> 00:16:54,530
‫دستیارم باش.

220
00:16:55,550 --> 00:16:57,420
‫دستیار؟

221
00:16:58,320 --> 00:16:59,210
‫چـــی؟!

222
00:16:59,470 --> 00:17:02,150
‫منظورتون از همون دستیاراست؟

223
00:17:02,150 --> 00:17:05,430
‫محرم اسرار آینده‌تون برای رسیدن به موفقیت؟

224
00:17:05,430 --> 00:17:06,710
‫درسته.

225
00:17:06,710 --> 00:17:11,290
‫وقتی تبدیل به کینو شدم،
‫می‌خوام فرد دست‌راستم باشی.

226
00:17:11,290 --> 00:17:13,510
‫یه‌لحظه صبر کنین.

227
00:17:13,510 --> 00:17:14,980
‫چرا همچین چیزی می‌خواین؟

228
00:17:14,980 --> 00:17:18,660
‫من فقط پسر دوم کله‌پوکِ یه ارباب از یه ده‌کوره ‌ام.

229
00:17:18,660 --> 00:17:23,230
‫اشراف‌های پایتخت حتماً‌ پسرهایی دارن
‫ که یه‌سر و گردن از من بهترن.

230
00:17:23,230 --> 00:17:28,160
‫فقط تو بودی که تمام وظایفی که
‫ بهت واگذار کردم رو تکمیل کردی.

231
00:17:28,160 --> 00:17:32,380
‫خب، باشه، ولی مردم پایتخت خیلی تغییرشکل نمی‌دن،

232
00:17:32,380 --> 00:17:35,310
‫پس شرط می‌بندم اسب کرایه کردن تا آب بیارن.

233
00:17:35,690 --> 00:17:40,550
‫گل‌هایی که آب داده بودی، حتی با اینکه
‫ پژمرده شده بودن، باز گذاشتی سر جاشون،

234
00:17:40,550 --> 00:17:45,990
‫آخه به خودم گفتم داشتید
‫ آبِ چاه و آبشار رو باهم مقایسه می‌کردید.

235
00:17:46,350 --> 00:17:48,990
‫تکیف‌های شعرم رو هم انجام ندادی.

236
00:17:48,990 --> 00:17:51,930
‫فکر کردم به من نیازی ندارین.

237
00:17:51,930 --> 00:17:53,860
‫از همه‌جهت درست می‌گی.

238
00:17:53,860 --> 00:18:00,090
‫ولی بقیه وقتی گل‌ها خشک شدن وحشت کردن
‫یا تا دیروقت داشتن اشعار رو می‌نوشتن.

239
00:18:00,490 --> 00:18:03,740
‫حتی یه‌سریا کسایی رو استخدام کردن
‫ تا مخفیانه کارشونو انجام بدن.

240
00:18:04,570 --> 00:18:07,770
‫ناگفته نماند خود شما خیلی هم معصوم نیستین.

241
00:18:08,230 --> 00:18:10,490
‫تو کله‌پوک نیستی.

242
00:18:10,490 --> 00:18:14,190
‫احتمال می‌دم دلایل خودتو برای 
‫قشقرق به‌پا کردن توی خاندان شمالی داشتی.

243
00:18:15,290 --> 00:18:21,320
‫چطوری قرار بود از تاروهی
‫ مقابل اون اشراف‌های ظالم محافظت کنم؟

244
00:18:21,320 --> 00:18:25,110
‫برخلاف حرف بقیه شما هم خیلی نادون نیستید،‌ مگه نه؟

245
00:18:26,240 --> 00:18:30,030
‫اهمیت نمی‌دم دیگران چطور می‌خوان بهم نگاه کنن.

246
00:18:32,220 --> 00:18:35,490
‫به هرحال، با کمال احترام رد می‌کنم.

247
00:18:35,490 --> 00:18:37,980
‫با این وجود از این پیشنهاد مفتخرم.

248
00:18:38,890 --> 00:18:39,880
‫جدی؟

249
00:18:40,300 --> 00:18:46,600
‫مگه قرار نبود اگه زیر یه‌سال بفرستمت خونه
‫بری به صومعه ساقه استوار؟

250
00:18:46,600 --> 00:18:47,220
‫هه؟

251
00:18:47,550 --> 00:18:50,400
‫یعنی چی، دارید تهدیدم می‌کنید؟

252
00:18:50,400 --> 00:18:54,150
‫تهدید نیست. فقط فکر می‌کردم.

253
00:18:54,150 --> 00:18:55,470
‫وایسا ببینم!

254
00:18:55,470 --> 00:18:59,060
‫شما که توی جشن خاندان شمالی نبودید!
‫چطور از این خبر دارید؟

255
00:18:59,860 --> 00:19:02,480
‫خب، بالأخره من کینوی حقیقی‌ام.

256
00:19:03,180 --> 00:19:04,900
‫این جواب سؤالمو نمی‌ده.

257
00:19:05,990 --> 00:19:10,500
‫یوکیا، منم قصد دارم زیر یه‌سال به اوضاع فیصله بدم.

258
00:19:10,500 --> 00:19:14,540
‫عروسی رو از کاخ شکوفه گیلاس انتخاب،
‫ و تاج‌وتخت رو تصاحب می‌کنم.

259
00:19:15,400 --> 00:19:21,630
‫اما تا وقتی کسانی رو که به‌دنبال زندگیم هستن رو
‫ گیر نندازم، قادر به ازدواج نیستم.

260
00:19:21,950 --> 00:19:27,050
‫درحال‌حاضر به متحدانی نیاز دارم که
‫ بی‌چون‌وچرا بهشون اعتماد داشته باشم.

261
00:19:28,950 --> 00:19:34,090
‫من به‌قدری بی‌عرضه‌ام که
‫ کسی رو برای نادون خطاب‌کردنم سرزنش نمی‌کنم.

262
00:19:34,090 --> 00:19:35,520
‫ولی می‌دونی، یوکیا...

263
00:19:36,020 --> 00:19:38,740
‫همچنان به‌نظرم قضاوت خوبی از آدما دارم.

264
00:19:40,740 --> 00:19:44,450
‫تو هرگز بهم خیانت نمی‌کنی.

265
00:19:46,000 --> 00:19:52,410
‫چرا؟ چون شک دارم دشمنان، پیشنهادی داشته باشن
‫ که نسبت به اعتماد من به تو

266
00:19:52,410 --> 00:19:55,280
‫برات ارزش بیشتری داشته باشه.

267
00:20:09,670 --> 00:20:13,270
‫بسیار خب، من دستیارتون می‌شم.

268
00:20:13,880 --> 00:20:16,570
‫جداً؟ پس قبول می‌کنی؟

269
00:20:16,570 --> 00:20:21,500
‫ولی همونطور که موافقت کردیم،
‫بعد یه‌سال از حضورتون مرخص می‌شم.

270
00:20:21,500 --> 00:20:26,330
‫به خانواده‌م و خونه‌ام توی تاروهی اهمیت زیادی می‌دم.

271
00:20:26,330 --> 00:20:29,410
‫خیلی‌خب. مشکلی ندارم.
‫حداقل برای فعلاً.

272
00:20:29,410 --> 00:20:31,790
‫اعلی‌حضرت، بنده برگشتم.

273
00:20:32,060 --> 00:20:35,090
‫سومیو، یوکیا الان قبول کرد.

274
00:20:35,090 --> 00:20:37,540
‫گفت دستیارم می‌شه.

275
00:20:37,540 --> 00:20:38,830
‫چی؟ جدی؟

276
00:20:39,110 --> 00:20:40,760
‫عالی شد!

277
00:20:42,800 --> 00:20:44,680
‫ا ـ امم...

278
00:20:45,060 --> 00:20:49,340
‫اوه، می‌دونی، از زمان بچگی ما همدیگه رو می‌شناسیم.

279
00:20:49,710 --> 00:20:53,600
‫ولی اگه توی ملأعام خیلی خودمونی باشیم 
‫خوب به‌نظر نمیاد، می‌دونی دیگه؟

280
00:20:54,580 --> 00:20:56,020
‫سومیو-ساما...

281
00:20:56,020 --> 00:20:57,950
‫همون «سومیو» بسه.

282
00:20:58,310 --> 00:20:59,910
‫شرمنده شوکه‌ت کردم.

283
00:20:59,910 --> 00:21:02,600
‫ولی از حالا به بعد، تو یکی از مایی.

284
00:21:03,110 --> 00:21:05,540
‫سعی کن زیاد آتیش به‌پا نکنی، باشه؟

285
00:21:06,270 --> 00:21:07,440
‫آها.

286
00:21:07,440 --> 00:21:10,580
‫به هر صورت، خوشحالم جواب داد.

287
00:21:10,580 --> 00:21:13,500
‫گفتم این‌بارفاتحه‌مون خونده‌ست.

288
00:21:13,500 --> 00:21:17,360
‫آره. ریسک‌ها انگار نتیجه داد.

289
00:21:20,870 --> 00:21:22,980
‫امم، می‌بخشید.

290
00:21:22,980 --> 00:21:23,790
‫چیه؟

291
00:21:23,790 --> 00:21:27,890
‫الان یه‌چیزی درباره «ریسک‌کردن» گفتین؟

292
00:21:29,600 --> 00:21:31,260
‫درست شنیدی.

293
00:21:31,940 --> 00:21:36,850
‫پس یعنی از قصد یه‌کار کردین بهتون حمله کنن؟

294
00:21:36,850 --> 00:21:37,450
‫آره.

295
00:21:37,450 --> 00:21:38,460
‫«آره» نکن!

296
00:21:38,810 --> 00:21:44,600
‫فکر نمی‌کردم تا وقتی وضعیتمو درک کنی، قانع بشی.

297
00:21:44,880 --> 00:21:49,850
‫توی شورا اوضاع رو به‌هم ریختم،
‫سر همین انتظار داشتم زود اقدام کنن.

298
00:21:49,850 --> 00:21:51,250
‫انتظار داشتی...

299
00:21:51,670 --> 00:21:54,590
‫پس کل اون جنجال...

300
00:21:54,970 --> 00:21:58,370
‫خب البته، طعمه‌ای برای بیرون‌کشیدن خائنین بود.

301
00:21:58,370 --> 00:22:00,250
‫خیلی مؤثر هم بود، اینطور فکر نمی‌کنی؟

302
00:22:00,250 --> 00:22:01,540
‫زده به سرت؟!

303
00:22:03,470 --> 00:22:06,060
‫دشمن‌هاتو چی فرض کردی؟

304
00:22:06,060 --> 00:22:09,180
‫«طعمه‌ای برای بیرون‌کشیدن خائنین»؟
‫یکی از همین روزا راستکی سقط بشی!

305
00:22:09,650 --> 00:22:12,460
‫حالا بیخیال. قصد بدی که نداشت.

306
00:22:12,460 --> 00:22:15,470
‫ها؟ مگه فرقی هم می‌کنه؟

307
00:22:15,470 --> 00:22:19,270
‫اون ولیعهده. به‌هیچ‌وجه نباید 
‫اینطوری بی‌گدار به آب بزنه.

308
00:22:20,430 --> 00:22:23,540
‫نگران نباش. می‌فهمم منظورت چیه.

309
00:22:23,540 --> 00:22:27,240
‫ولی از راه دیگه‌ای نمی‌شد ماجرا رو پیش برد.

310
00:22:27,240 --> 00:22:29,440
‫دیر یا زود خودت می‌فهمی.

311
00:22:32,370 --> 00:22:33,920
‫و اینم از این.

312
00:22:33,920 --> 00:22:35,530
‫یه‌جور می‌گی انگار چیز خاصی نیست.

313
00:22:36,450 --> 00:22:39,700
‫یوکیا، تو به‌اندازه 100 مرد برام ارزش داری.

314
00:22:40,110 --> 00:22:41,490
‫روت حساب کردم.

315
00:22:43,960 --> 00:22:48,590
‫واقعاً‌ که. گفته باشم، فقط یه‌ساله ها.

316
00:22:55,300 --> 00:22:56,310
‫عذر می‌خوام.

317
00:22:56,930 --> 00:22:58,820
‫ای هیولا!

318
00:24:31,020 --> 00:24:35,840
‫با قبول سِمَت دستیار تنها برای یک سال،

319
00:24:36,890 --> 00:24:44,330
‫یوکیا ناخواسته به درّه نفوذ می‌کند،
‫و شاهد یک گفتوگوی وحشتناک است.

320
00:24:45,370 --> 00:24:49,170
‫چه کسی حمله به شاهزاده را سازماندهی کرد؟

321
00:24:49,990 --> 00:24:52,500
‫قسمت بعد: «پاکسازی.»

322
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
‫پاکسازی

323
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫HADAD

324
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
{\an8}‫

325
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫نقاشی از ناتسوکی

