﻿1
00:24:52,800 --> 00:24:55,800
‫

2
00:00:05,660 --> 00:00:06,930
‫میندازمشون تو.

3
00:00:10,940 --> 00:00:12,800
‫خیلی‌خب، تاس‌ها ریخته شدن!

4
00:00:12,800 --> 00:00:13,410
‫زوج!

5
00:00:13,560 --> 00:00:14,200
‫زوج!

6
00:00:14,320 --> 00:00:14,910
‫زوج!

7
00:00:16,740 --> 00:00:19,250
‫کسی روی فرد شرط نمی‌بنده؟ هیچ‌کس؟

8
00:00:23,830 --> 00:00:24,670
‫فرد.

9
00:00:26,580 --> 00:00:28,840
‫تمام شرط‌ها گذاشته شد.

10
00:00:30,710 --> 00:00:32,910
‫فرد بشو! فرد!

11
00:00:34,800 --> 00:00:36,140
‫چهار و دو. زوج.

12
00:00:40,060 --> 00:00:42,370
‫در مجموع 50 ریو باختید.

13
00:00:42,950 --> 00:00:44,890
‫حالا باید چیکار کنیم، ارباب جوان؟!

14
00:00:44,890 --> 00:00:49,490
‫کیمونو و شمشیرتون رو از قبل بهشون دادید! 
‫حالا چیزی براتون نمونده!

15
00:00:49,490 --> 00:00:52,270
‫درسته، ارباب جوان، 
‫حالا چطوری می‌خواید پول‌شونو بدید؟

16
00:00:52,630 --> 00:00:57,220
‫اگه بخواید، می‌تونیم 
‫یه شغل پردرآمد بهتون معرفی کنیم.

17
00:01:00,740 --> 00:01:03,410
‫نه، نیازی به زحمت نیست.

18
00:01:04,780 --> 00:01:06,720
‫اونو به‌عنوان وثیقه می‌ذارم اینجا.

19
00:01:11,830 --> 00:01:13,980
‫ای هیولا!

20
00:01:21,980 --> 00:01:28,690
‫HADAD

21
00:01:21,980 --> 00:01:28,690
{\an8}‫

22
00:02:45,010 --> 00:02:49,940
‫تنگ‌درّه

23
00:02:56,110 --> 00:02:57,250
‫یوکیا.

24
00:02:57,780 --> 00:03:00,240
‫وقتی کارت اینجا تموم شد، سالن شرطبندی رو تمیز کن.

25
00:03:00,240 --> 00:03:00,980
‫باشه.

26
00:03:00,980 --> 00:03:02,440
‫و وقتی تمیزکاری رو تموم کردی-

27
00:03:02,440 --> 00:03:05,870
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫ملافه‌های روسپی‌خونه رو خشک کنم، نه؟

28
00:03:06,130 --> 00:03:08,420
‫اگه می‌دونی، پس دست بجنبون.

29
00:03:09,120 --> 00:03:10,900
‫طاقت بیار، یوکی-چان!

30
00:03:10,900 --> 00:03:12,380
‫باشه!

31
00:03:15,670 --> 00:03:17,500
‫چه کارگر زحمت‌کشی.

32
00:03:17,500 --> 00:03:21,420
‫بچه‌ها می‌گن کارش بهتر از چیزیه
‫ که به‌عنوان وثیقه بمونه.

33
00:03:24,130 --> 00:03:26,630
‫ولی الان یک ماه و نیمه که اینجاست.

34
00:03:26,630 --> 00:03:30,550
‫به‌نظرتون ارباب جوان اینجا ولش نکرده؟

35
00:03:37,510 --> 00:03:39,080
‫می‌بینم سخت کار می‌کنی.

36
00:03:42,710 --> 00:03:47,530
‫بالأخره بودجه‌هامو سروسامون دادم.
‫می‌دونم خیلی چشم‌انتظار گذاشتمت.

37
00:03:48,190 --> 00:03:50,090
‫ا ـ ارباب جوان.

38
00:03:51,370 --> 00:03:53,160
‫ارباب جوان!

39
00:04:02,100 --> 00:04:04,390
‫لـ ـ لعنتی.

40
00:04:14,660 --> 00:04:18,720
‫اعلی‌حضرت، کجا داریم می‌ریم؟

41
00:04:19,290 --> 00:04:23,050
‫الان یه‌مدتی هست داریم بالا می‌ریم.

42
00:04:23,670 --> 00:04:25,360
‫دیگه بیشتر از این تحمل-

43
00:04:25,360 --> 00:04:26,230
‫رسیدیم.

44
00:04:41,040 --> 00:04:42,170
‫سلام.

45
00:04:42,170 --> 00:04:43,820
‫خوش برگشتین، آقایون.

46
00:04:46,780 --> 00:04:48,020
‫کجاییم؟

47
00:04:48,020 --> 00:04:50,410
‫زیرزمینِ ماه هوشیار.

48
00:04:50,410 --> 00:04:52,860
‫از مالک خواستیم برامون باز نگهش داره.

49
00:04:52,860 --> 00:04:55,090
‫پس اینجا محله سرگرمی‌ـه؟

50
00:04:55,090 --> 00:04:58,640
‫گذرگاه از قمارخونه تا تنگ‌درّه ادامه داره؟

51
00:04:58,950 --> 00:05:04,690
‫همچین تونل‌هایی مثل لونه مورچه
‫ از بین کوه مرکزی عبور می‌کنن.

52
00:05:04,690 --> 00:05:10,650
‫خروجی اکثرشون پشت بوته‌های جنگل
‫ یا زیر معابد خونه‌های-

53
00:05:10,650 --> 00:05:17,840
‫اوه، آره. پس راه مخفیِ کلاغ‌های درباری
‫ برای فرار شبونه‌ست.

54
00:05:19,570 --> 00:05:24,570
‫شایعات می‌گن آدمای زیادی
‫ توشون گم شدن و زیر زمین جونشون در رفته.

55
00:05:24,570 --> 00:05:27,000
‫اگه ازشون استفاده کردی، مراقب باشی ها.

56
00:05:28,930 --> 00:05:32,380
‫راستی، یوکیا... درس‌عبرت گرفتم.

57
00:05:32,880 --> 00:05:35,060
‫بار سنگینی روی دوشت گذاشتم.

58
00:05:35,060 --> 00:05:36,810
‫اوه، چیز خاصی نبود.

59
00:05:36,810 --> 00:05:39,870
‫امروز می‌خوام برات جبران کنم.

60
00:05:39,870 --> 00:05:42,350
‫آقا، امشب کل خونه رو اجاره می‌کنم.

61
00:05:42,660 --> 00:05:44,020
‫روی چشم، قربان.

62
00:05:44,610 --> 00:05:46,830
‫خوشگل‌ترین دخترهایی که داری رو جمع-

63
00:05:46,830 --> 00:05:49,080
‫لازم نکرده از این کارا کنید!

64
00:05:55,300 --> 00:05:57,160
‫اون‌موقع این اتفاق افتاد.

65
00:05:57,590 --> 00:06:02,300
‫بعضی از مهمون‌های روسپی‌خونه توی تنگ‌درّه
‫ انگار مال اون اطراف نبودن.

66
00:06:03,340 --> 00:06:05,350
‫دارم رد می‌شم!

67
00:06:08,600 --> 00:06:10,570
‫چه آدمای بی‌ادبی پیدا می‌شن!

68
00:06:10,570 --> 00:06:14,640
‫اسممو ازم پرسیدن،
‫بعد حتی نذاشتن لیوانشون رو پر کنم.

69
00:06:26,420 --> 00:06:31,280
‫شنیدی ناتسوکا حامی‌هایی داره؟

70
00:06:32,580 --> 00:06:34,990
‫فهمیدم. این...

71
00:06:35,460 --> 00:06:37,320
‫جلسه‌ی حامی‌های ناتسوکاست.

72
00:07:01,850 --> 00:07:04,030
‫ببخشید، روکون-دونو...

73
00:07:08,110 --> 00:07:13,890
‫می‌شه حداقل دلیل گردهمایی‌مون در اینجا رو توضیح بدید؟

74
00:07:13,890 --> 00:07:18,500
‫منظورت از اینکه «هرکس قصد
‫ توجیه اعمالشو داره جلو بیاد.» چیه؟

75
00:07:18,500 --> 00:07:22,030
‫شاهزاده ناتسوکا-ساما از این جلسه مطلع هستن؟

76
00:07:23,030 --> 00:07:27,710
‫به ناتسوکا-ساما خبر ندادم. ارزش وقت‌شونو نداره.

77
00:07:28,100 --> 00:07:36,650
‫فقط به‌خاطر یک دلیل اینجا احضارتون کردم:
‫تا ریشه فساد رو به همه‌تون نشون بدم.

78
00:07:37,190 --> 00:07:39,610
‫درست نمی‌گم، کازومیچی؟

79
00:07:42,380 --> 00:07:43,810
‫کازومیچی؟

80
00:07:44,130 --> 00:07:47,850
‫حالا باید خیال خدمت به شاهزاده رو
‫ بذاری دَم کوزه آبشو بخوری!

81
00:07:47,850 --> 00:07:51,450
‫اصلاً می‌دونی چقدر برای ترتیب‌دادنش زحمت کشیدم؟

82
00:07:52,060 --> 00:07:55,070
‫پدر کازومارو، حامیِ ناتسوکاست؟

83
00:07:55,070 --> 00:07:58,000
‫چرا یه کلاغ درباریِ شمالی باید همچین کاری کنه؟

84
00:07:58,000 --> 00:08:01,470
‫شنیدم خاندان جنوبی پشت جناحش بودن.

85
00:08:02,490 --> 00:08:05,330
‫مـ ـ منظورتون چیه، روکون-دونو؟

86
00:08:05,330 --> 00:08:11,680
‫یک ماه و نیم پیش، نقشه‌ای چیدی که 
‫قلچماق‌هات ولیعهد رو به قتل برسونن.

87
00:08:13,600 --> 00:08:16,400
‫و توطئه‌ت به‌طرز رقت‌باری شکست خورد.

88
00:08:16,890 --> 00:08:22,250
‫حتی اگه نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم
‫ و فرض کنیم به‌خاطر ناتسوکا-ساما انجامش دادی،

89
00:08:22,250 --> 00:08:27,020
‫بازم اشتباه بزرگی مرتکب شدی که نمی‌تونی درستش کنی.

90
00:08:27,020 --> 00:08:30,930
‫چـ ـ چی؟ من هیچی در این مورد نمی‌دونم.

91
00:08:30,930 --> 00:08:34,880
‫درضمن، این اولین‌باره که درمورد
‫ حمله به اعلی‌حضرت چیزی می‌شنوم.

92
00:08:34,880 --> 00:08:36,410
‫حالا با اجازه مرخص می‌شم.

93
00:08:42,700 --> 00:08:45,330
‫منو احمق فرض نکن، کازومیچی.

94
00:08:45,670 --> 00:08:47,970
‫براش مدرک دارم.

95
00:08:47,970 --> 00:08:51,550
‫سمّ به خورد راهزن‌ها دادی.

96
00:08:51,950 --> 00:08:56,630
‫توی مشروبی بود که قبل از حمله
‫ به‌عنوان «روحیه» براشون آوردی.

97
00:08:56,630 --> 00:09:00,160
‫ولی یکی از راهزن‌ها اهل مشروب نبوده.

98
00:09:00,880 --> 00:09:03,430
‫پیشنهاد مشروب رو رد کرد.

99
00:09:03,430 --> 00:09:07,430
‫ولی دیدن از پا در اومدنِ تک‌تک رفقاش،
‫ ترس به وجودش انداخت.

100
00:09:07,430 --> 00:09:13,950
‫به دنبال پناه، سریع به یه معبد رفت.
‫شاید باورت نشه ولی اون معبد، معبد آینه پاک بود.

101
00:09:13,950 --> 00:09:20,130
‫به‌نظرت اگه به‌جاش می‌رفت معبدی که
‫ تحت نظارت شاهزاده‌ست چی می‌شد؟

102
00:09:20,130 --> 00:09:26,670
‫شاهد زنده‌ای می‌بود که تقصیر رو به تو، 
‫و حتی ناتسوکا-ساما منتهی می‌کرد.

103
00:09:26,670 --> 00:09:29,850
‫اگه به اونجا می‌کشید، 
‫چطوری مسئولیتش رو قبول می‌کردی؟

104
00:09:29,850 --> 00:09:32,800
‫من... من قطعاً...

105
00:09:32,800 --> 00:09:34,670
‫تا حالا چندبار بهت گفتم؟

106
00:09:35,260 --> 00:09:37,510
‫«هرکاری می‌کنی، اقدام عجولانه نکن.»

107
00:09:37,510 --> 00:09:41,110
‫«و اگه کردی، تا آخرش برو.»

108
00:09:51,350 --> 00:09:53,270
‫دارید چیکار می‌کنید؟

109
00:09:54,600 --> 00:09:56,690
‫کازومیچی-دونو، حالتون خوبه؟

110
00:09:59,900 --> 00:10:03,690
‫اون کلاغ درباری رو می‌شناسم.
‫مگه دستیارِ ناتسوکا-ساما نیست؟

111
00:10:06,450 --> 00:10:13,500
‫آتسوفوسا. اینجا ندیدمت،
‫پس حدس زدم داری چیزیو ازمون قایم می‌کنی.

112
00:10:13,500 --> 00:10:16,230
‫حتماً زده به سرتون.

113
00:10:16,230 --> 00:10:20,400
‫اگه خاندان شمالی ازش خبردار بشن،
‫همه‌شون علیهمون جبهه می‌گیرن.

114
00:10:20,400 --> 00:10:24,300
‫ابله. برای همین مخفیانه انجامش می‌دم.

115
00:10:24,710 --> 00:10:30,480
‫محافظی مثل شما چنین اختیاری داره؟
‫باید عالیجناب رو درجریان بذاریم.

116
00:10:42,680 --> 00:10:45,750
‫این هیاهو برای چیه، روکون؟

117
00:10:45,750 --> 00:10:47,950
‫عرض ادب، ناتسوکا-ساما.

118
00:10:47,950 --> 00:10:52,770
‫در رابطه با اشتباهی که باهاتون درمیون گذاشتم، 
‫از مردی که مقصرش بود ‫چندتا سؤال داشتم.

119
00:10:52,770 --> 00:10:54,670
‫نیاز نیست خودتونو نگران کنید.

120
00:10:55,140 --> 00:11:00,460
‫روکون-دونو داره از اسم شما 
‫برای ارتکاب جرائم وحشیانه‌ای استفاده می‌کنه.

121
00:11:00,950 --> 00:11:07,910
‫این ممکنه تمام تلاش‌هاتون برای
‫ جلب نظر خاندان رو بی‌نتیجه کنه.

122
00:11:07,910 --> 00:11:09,600
‫نه، حتی بدتر از اون-

123
00:11:09,600 --> 00:11:16,760
‫ناتسوکا-ساما، شما باید خوب متوجه باشید که
‫ من برای شما هرچه در توان داشتم به‌کار گرفتم.

124
00:11:19,010 --> 00:11:21,740
‫حرف من رو موثق نمی‌دونید؟

125
00:11:26,150 --> 00:11:27,320
‫بسیار خب.

126
00:11:39,750 --> 00:11:43,630
‫کازومیچی، یه‌چیزی هنوز هضمش برام سخته.

127
00:11:43,630 --> 00:11:47,720
‫بزدلی مثل تو، واقعاً دست به همچین ریسک بزرگی می‌زنه؟

128
00:11:48,440 --> 00:11:51,200
‫مطمئنی هیچ‌کس به این‌کار مجبورت نکرده؟

129
00:11:51,470 --> 00:11:53,420
‫نه. نه!

130
00:11:53,420 --> 00:11:54,850
‫مُقُر بیا، کازومیچی.

131
00:11:56,460 --> 00:11:59,780
‫فقط فکر کردم اگه ولیعهد رو از سر راه بردارم،

132
00:11:59,780 --> 00:12:02,930
‫ناتسوکا-ساما به کینوی بعدی‌مون تبدیل می‌شن.

133
00:12:02,930 --> 00:12:05,210
‫فقط می‌خواستم کمک‌شون کنم.

134
00:12:05,500 --> 00:12:10,620
‫تو از اسم ناتسوکا-ساما استفاده می‌کردی تا پول قرض کنی.

135
00:12:11,750 --> 00:12:18,080
‫و نه تنها اون پولو پس ندادی،
‫بلکه شنیدم از کلاغ‌های تپه‌ای هم اخاذی می‌کنی.

136
00:12:18,370 --> 00:12:20,500
‫کازومیچی-دونو هیچ‌وقت...

137
00:12:22,430 --> 00:12:24,620
‫فکر کردی خبردار نمی‌شم؟

138
00:12:25,090 --> 00:12:27,720
‫و شنیدم به‌خاطر اینکه پسرت

139
00:12:27,720 --> 00:12:32,630
‫باعث بی‌آبرویی‌ت توی خاندان شمالی شده، وحشت‌زده شدی.

140
00:12:32,980 --> 00:12:38,850
‫فکر کردی اگه ولیعهد رو بکشی،
‫ ناتسوکا-ساما بدهی‌هاتو صاف می‌کنه؟

141
00:12:38,850 --> 00:12:42,620
‫و بقیه جرائمی که مرتکب شدی هم می‌بخشه؟

142
00:12:45,060 --> 00:12:46,020
‫ناتسوکا-ساما!

143
00:12:46,460 --> 00:12:48,620
‫رحم کنید! التماس می‌کنم از جونم-

144
00:12:52,410 --> 00:12:56,600
‫لطفاً نجاتم بدید! آتسوفوسا-دونو! آتسوفوسا-دونو!

145
00:12:57,630 --> 00:13:00,490
‫همگی خوب نگاه کنید.

146
00:13:00,930 --> 00:13:04,180
‫ببینید چه بلایی سر کسایی میاد که
‫ از ناتسوکا-ساما سرپیچی می‌کنن.

147
00:13:33,350 --> 00:13:34,830
‫چه بی‌رحمانه.

148
00:13:34,830 --> 00:13:36,130
‫آتسوفوسا.

149
00:13:36,630 --> 00:13:40,110
‫روکون پا پیش گذاشته تا خودش کارو تموم کنه.

150
00:13:40,490 --> 00:13:44,420
‫در غیر این صورت این مسئله خودبه‌خود حل نمی‌شد.

151
00:13:48,620 --> 00:13:49,710
‫آهان.

152
00:13:50,240 --> 00:13:52,430
‫پس یه کلاغ سرکش درباری انجامش داده.

153
00:13:54,060 --> 00:13:59,040
‫مرگ کازومیچی رو حتماً گردن دزدها و آدمکش‌ها میندازن،

154
00:13:59,040 --> 00:14:02,410
‫و شک دارم اون راهزن هنوز زنده باشه.

155
00:14:02,820 --> 00:14:05,410
‫کنکاش بیشتر انگار فقط به بن‌بست ختم می‌شه.

156
00:14:05,410 --> 00:14:06,580
‫امم...

157
00:14:07,120 --> 00:14:13,900
‫مطمئن نیستم خوب فهمیدم یا نه، 
‫ولی ناتسوکا-ساما تو جناح خودشون چه جایگاهی دارن؟

158
00:14:13,900 --> 00:14:14,540
‫سر اینکه...

159
00:14:14,540 --> 00:14:17,480
‫ناتسوکا خودش دستوری نمی‌ده.

160
00:14:17,480 --> 00:14:22,930
‫بقیه ازش پشتیبانی می‌کنن و 
‫کاری که فکر می‌کنن خواستارشه رو انجام می‌دن.

161
00:14:22,930 --> 00:14:26,700
‫جناح‌شون اینطوری عمل می‌کنه
‫ که راحت نشه از کارشون سردرآورد.

162
00:14:26,700 --> 00:14:28,870
‫پس اینطوری کار می‌کنن.

163
00:14:28,870 --> 00:14:30,650
‫چیز دیگه‌ای برای گزارش نداری؟

164
00:14:30,650 --> 00:14:35,710
‫خب، فکر می‌کردم یکی ممکنه
‫ مغزمتفکر پشت اون حمله باشه.

165
00:14:35,710 --> 00:14:36,780
‫مغزمتفکر؟

166
00:14:36,780 --> 00:14:38,320
‫همونطوری که روکون گفت،

167
00:14:38,740 --> 00:14:44,740
‫کازومیچی اونقدر باهوش به‌نظر نمی‌رسه که
‫ زیردست‌هاشو از قبل مسموم کرده باشه.

168
00:14:44,740 --> 00:14:49,750
‫گفتم شاید ناتسوکا-ساما دستورشو داده باشن،
‫ولی با توجه به حرفتون...

169
00:14:49,750 --> 00:14:51,810
‫خب، مدرک کافی نداری.

170
00:14:52,550 --> 00:14:53,670
‫آره گمونم.

171
00:14:54,090 --> 00:14:58,670
‫و کازومیچی حتی با اینکه 
‫توسط روکون تهدید شد، اسمی به‌زبون نیاورد؟

172
00:14:58,670 --> 00:14:59,580
‫درسته.

173
00:15:02,690 --> 00:15:04,800
‫ملکه تو قضیه دست نداشته؟

174
00:15:04,800 --> 00:15:08,110
‫احتمالش زیاده، ولی نمی‌تونیم ثابتش کنیم.

175
00:15:08,880 --> 00:15:11,030
‫اگه فقط کازومیچی هنوز زنده بود...

176
00:15:18,700 --> 00:15:21,140
‫خب دیگه، شب‌تون به‌خیر.

177
00:15:23,180 --> 00:15:25,730
‫احتمالاً نیاز نداری بهت بگم،

178
00:15:26,080 --> 00:15:32,150
‫ولی حتی اگه یه‌ذره برای رفتار نسنجیده‌ی کازومیچی
‫ احساس گناه می‌کنی،‌ اشتباه نکن.

179
00:15:35,230 --> 00:15:39,830
‫اون دیر یا زود تقریباً همچین کاری انجام می‌داد.

180
00:15:39,830 --> 00:15:42,990
‫نباید بذاری این قضیه اذیتت کنه.

181
00:15:44,340 --> 00:15:45,670
‫باشه.

182
00:15:45,670 --> 00:15:49,350
‫اوه، و اینکه ساکنین تنگ‌درّه هم تحت‌تأثیر قرار دادی.

183
00:15:49,650 --> 00:15:55,790
‫گفتن «اون پسر خوب کار می‌کنه.»
‫پولتو پس بگیر، فقط بذار نگهش داریم.»

184
00:15:55,790 --> 00:15:57,360
‫خب منطقاً رد کردم.

185
00:15:57,360 --> 00:15:58,780
‫امم، اعلی‌حضرت؟

186
00:15:58,780 --> 00:15:59,520
‫بله؟

187
00:15:59,520 --> 00:16:01,830
‫دارین می‌گین از قبل بهشون پول دادین؟

188
00:16:01,830 --> 00:16:05,650
‫آره. تا وقتی بهشون پول بدم، هرکاری برام می‌کنن.

189
00:16:05,650 --> 00:16:07,760
‫حدسشو می‌زدم.

190
00:16:07,760 --> 00:16:08,490
‫همم؟

191
00:16:08,490 --> 00:16:13,730
‫تمام مدت خبر داشتین، مگه نه؟
‫درباره اینکه‌ حامیانِ ناتسوکا اونجا دیدار می‌کنن.

192
00:16:13,730 --> 00:16:17,150
‫سر همینم منو تک‌وتنها توی درّه ول کردین.

193
00:16:17,510 --> 00:16:19,070
‫بهت دلیلشو نگفته بودم؟

194
00:16:19,420 --> 00:16:21,860
‫نه حتی یه کلمه.

195
00:16:21,860 --> 00:16:25,850
‫فکر کردم جدی منو فروختین!

196
00:16:25,850 --> 00:16:27,790
‫از صبح تا شب بیگاری کشیدم!

197
00:16:27,790 --> 00:16:29,940
‫چرا هیچ‌وقت منو درجریان نمی‌ذارین؟

198
00:16:29,940 --> 00:16:33,480
‫چرا جلوجلو نمی‌گین برنامه قراره چی باشه؟

199
00:16:33,970 --> 00:16:35,310
‫خیلی شرمنده.

200
00:16:40,210 --> 00:16:42,630
‫فکر کردین با اینا می‌شه خَرم کرد؟!

201
00:16:42,640 --> 00:16:44,560
‫کاخ شکوفه گیلاس

202
00:16:44,550 --> 00:16:48,520
‫فکر می‌کنین اعلی‌حضرت این‌بار بالأخره سر می‌زنن؟

203
00:16:44,560 --> 00:16:47,690
‫تالار پاییز

204
00:16:48,520 --> 00:16:50,080
‫معلومه که میان.

205
00:16:50,080 --> 00:16:53,850
‫تاناباتا یکی از اصلی‌ترین گام‌های مراسمه.

206
00:16:53,850 --> 00:16:58,780
‫بانوانی که برای به‌دست آوردن محبت ولیعهد تلاش می‌کنن

207
00:16:58,780 --> 00:17:01,680
‫یک‌سال تمام کیمونویی دوختن که به ایشون بدن.

208
00:17:01,680 --> 00:17:03,990
‫هدایا رو بیرونِ تالارهاشون آویزون می‌کنن.

209
00:17:03,990 --> 00:17:10,080
‫اگه اعلی‌حضرت یکی‌شونو بپوشه، 
‫می‌گن حاکی از ازدواج با بانوییه که اونو دوخته.

210
00:17:10,080 --> 00:17:13,940
‫پس تاناباتا امکان نداره بدون اون پیش بره؟

211
00:17:13,940 --> 00:17:17,600
‫همینطوره، افراد ماهر دوخت‌ودوز اصلی رو انجام می‌دن.

212
00:17:17,600 --> 00:17:20,060
‫حالا ته‌تهش بانوان فقط آخرین کوک رو بزنن.

213
00:17:20,390 --> 00:17:24,580
‫فقط بانوی مائه که خودش همه رو می‌دوزه.

214
00:17:24,580 --> 00:17:25,800
‫شماها.

215
00:17:25,800 --> 00:17:29,720
‫پچ‌پچ رو تموم کنین و برگردین سر کارتون.

216
00:17:29,720 --> 00:17:31,120
‫بله، خانم.

217
00:17:35,550 --> 00:17:36,540
‫کیکونو.

218
00:17:36,540 --> 00:17:37,560
‫بـ ـ بله، بانوی من؟

219
00:17:37,880 --> 00:17:39,990
‫اعلی‌حضرت چیزی نوشتن؟

220
00:17:41,400 --> 00:17:43,320
‫نه، هنوز چیزی نبوده.

221
00:17:43,630 --> 00:17:44,670
‫که اینطور.

222
00:17:46,510 --> 00:17:50,670
‫اعلی‌حضرت حتماً‌ سرشون خیلی شلوغه.
‫مطمئنم هیچ‌کدوم از بانوان هنوز-

223
00:17:50,670 --> 00:17:51,500
‫آخ.

224
00:17:51,500 --> 00:17:53,200
‫خودتونو زخمی کردین؟

225
00:17:53,200 --> 00:17:55,400
‫شلوغش نکن، کیکونو.

226
00:17:56,020 --> 00:17:58,710
‫خب، برو دیگه. داری حواسمو پرت می‌کنی.

227
00:18:00,000 --> 00:18:02,800
‫اعلی‌حضرت قطعاً به تاناباتا میان.

228
00:18:02,800 --> 00:18:07,410
‫می‌دونم عالیجناب برای شاهزاده نامه فرستادن تا تشریف‌فرما شن.

229
00:18:16,070 --> 00:18:18,030
‫تالار بهار

230
00:18:21,280 --> 00:18:22,350
‫تموم شد.

231
00:18:22,350 --> 00:18:23,800
‫بسیار هم عالی.

232
00:18:23,800 --> 00:18:26,300
‫اعلی‌حضرت بی‌شک خوشحال می‌شن.

233
00:18:26,300 --> 00:18:29,620
‫ولی فقط یه کوک اضافه کردم.

234
00:18:29,990 --> 00:18:33,530
‫چیز بیشتری نیست انجام بدم؟
‫می‌تونم توی تزئین کمک کنم.

235
00:18:33,530 --> 00:18:35,890
‫ممنون بابت پیشنهادتون، بانوی من. ولی نه.

236
00:18:35,890 --> 00:18:39,090
‫لطفاً راحت باشین و با سازِ کوتو بنوازید.

237
00:18:41,580 --> 00:18:42,770
‫بانوی من.

238
00:18:43,460 --> 00:18:45,890
‫یک ندیمه‌ی سلطنتی خواستار ملاقاتتون هستن.

239
00:18:46,250 --> 00:18:47,810
‫سلطنتی؟

240
00:18:50,220 --> 00:18:51,680
‫سامومو!

241
00:18:51,980 --> 00:18:53,980
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت.

242
00:18:55,400 --> 00:19:00,060
‫معذرت می‌خوام. می‌دونم بدموقع اومدم
‫ چون داشتین برای تاناباتا آماده می‌شدین.

243
00:19:00,350 --> 00:19:02,530
‫نه اصلاً. اتفاقاً حوصله‌م سر رفته بود.

244
00:19:02,530 --> 00:19:05,750
‫حس می‌کنم هیچ‌کس انتظار زیادی ازم نداره.

245
00:19:05,750 --> 00:19:07,690
‫حتماً مزاح می‌کنید.

246
00:19:07,690 --> 00:19:09,480
‫نه،‌ جدی می‌گم.

247
00:19:09,950 --> 00:19:12,070
‫ولی بهشون حق می‌دم.

248
00:19:12,070 --> 00:19:17,290
‫با اومدن به این کاخ پررنگ‌تر شده که
‫ چقدر دانش و مهارت کمی دارم.

249
00:19:17,800 --> 00:19:20,520
‫من لایق بودن توی اینجا نیستم.

250
00:19:20,520 --> 00:19:22,430
‫من مخالفم.

251
00:19:22,430 --> 00:19:25,570
‫شما زیبا و مهربونید، آسبی-ساما.

252
00:19:25,570 --> 00:19:28,590
‫قطعاً همنشین معرکه‌ای خواهید شد.

253
00:19:29,140 --> 00:19:30,590
‫سامومو...

254
00:19:31,140 --> 00:19:33,700
‫لطفاً خیالتون راحت باشه.

255
00:19:33,700 --> 00:19:37,030
‫از طرف فوجینامی-ساما یه هدیه براتون آوردم.

256
00:19:40,870 --> 00:19:44,790
‫وای من! یه سازِ ناگون، چقدر هم بی‌نظیره.

257
00:19:45,160 --> 00:19:47,550
‫به‌گمونم اسمش ابر سرگردان‌ـه.

258
00:19:47,550 --> 00:19:49,060
‫ابر سرگردان؟

259
00:19:49,750 --> 00:19:51,450
‫فوجینامی-ساما می‌دنش به من؟

260
00:19:51,450 --> 00:19:57,150
‫گفتن با یه‌شخص خاصی 
‫دربارتون صحبت کردن، که اجازه‌شو دادن.

261
00:19:57,150 --> 00:19:59,000
‫با یه‌شخص خاص؟

262
00:19:59,000 --> 00:20:01,670
‫یه‌شخص اشراف‌زاده. چیز بیشتری نگفتن.

263
00:20:04,380 --> 00:20:08,040
‫شکوفه گیلاس و مِه.

264
00:20:27,150 --> 00:20:28,540
‫ابر سرگردان؟

265
00:20:37,240 --> 00:20:39,680
‫یعنی کِی بود؟

266
00:21:01,420 --> 00:21:05,100
‫اون پسر پیراهن بنفش تنش بود.

267
00:21:06,080 --> 00:21:09,040
‫درسته! چرا متوجه نشده بودم؟

268
00:21:09,040 --> 00:21:13,250
‫فقط اشراف‌ترین اعضای خاندان سلطنتی
‫ لباس بنفش‌رنگ تن می‌کنن.

269
00:21:13,250 --> 00:21:17,660
‫پس اون پسر حتماً... شاهزاده بوده؟

270
00:21:24,910 --> 00:21:30,180
‫به کاخ اومدم تا دوباره بتونم عشق اولم رو ببینم.

271
00:21:38,700 --> 00:21:41,700
‫واسه چی اخمتون تو هم رفته؟

272
00:21:41,700 --> 00:21:43,490
‫همین الان یه تهدید دستم رسید.

273
00:21:43,490 --> 00:21:45,150
‫تـ ـ تهدید؟!

274
00:21:50,500 --> 00:21:56,750
‫خب خلاصه‌ش می‌شه «تا اینجای کار 
‫از بی‌ملاحظگی اعلی‌حضرت گذشت می‌کنم.»

275
00:21:56,750 --> 00:21:59,880
‫«اما هر اتفاقی هم که بیفته، صرف‌نظر از وخامت مسئله،

276
00:21:59,880 --> 00:22:04,560
‫باید به‌طور حتم به کاخ شکوفه گیلاس برای تاناباتا برید.»

277
00:22:04,560 --> 00:22:05,670
‫مگه این...

278
00:22:05,670 --> 00:22:08,460
‫آره. از طرف ارباب غرب‌ـه.

279
00:22:08,460 --> 00:22:11,400
‫باع، اینطوری منو نترسونین.

280
00:22:11,400 --> 00:22:16,540
‫اون مرد شبهه‌ای نداره که من با دخترش ازدواج می‌کنم.

281
00:22:16,540 --> 00:22:21,100
‫سر همین می‌خواد کاری کنه برم پیشش و قضیه رو فیصله بدم.

282
00:22:21,100 --> 00:22:23,530
‫فـ ـ فیصله بدین؟

283
00:22:24,500 --> 00:22:27,460
‫خب معلومه، با پوشیدن کیمونوش.

284
00:22:27,460 --> 00:22:30,080
‫و ـ ولی بازم، تاناباتا، ها؟

285
00:22:30,080 --> 00:22:33,350
‫فکر نمی‌کنین این‌یکی رو نمی‌تونین سرسری رد کنین؟

286
00:22:35,070 --> 00:22:36,590
‫اعلی‌حضرت؟

287
00:22:36,590 --> 00:22:38,130
‫دوست‌ ندارم برم.

288
00:22:46,390 --> 00:22:47,640
‫آتسوفوسا؟

289
00:22:48,350 --> 00:22:49,790
‫ازتون تمنا دارم!

290
00:22:50,380 --> 00:22:52,930
‫خواهشمندم بذارید با اعلی‌حضرت صحبت کنم.

291
00:22:52,930 --> 00:22:56,490
‫جسارت این درخواستم رو درک می‌کنم، اما خواهش می‌کنم.

292
00:24:31,250 --> 00:24:33,600
‫دستیار ناتسوکا، آتسوفوسا.

293
00:24:34,540 --> 00:24:39,070
‫این ملاقاتیِ نابه‌هنگام از شاهزاده درخواستی دارد.

294
00:24:39,960 --> 00:24:41,960
‫در تاناباتای کاخ شکوفه گیلاس،

295
00:24:42,560 --> 00:24:48,730
‫آوایی که آسبی در کوتو اَش به‌سر می‌دهد،
‫قلب هر زنی را به‌وجد می‌آورد.

296
00:24:50,010 --> 00:24:52,800
‫دفعه بعد: «دعوتنامه تاناباتا.»

297
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
‫تاناباتا

298
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
‫دعوتنامه

299
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫HADAD

300
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
{\an8}‫

301
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫نقاشی از ناتسوکی

