﻿1
00:02:05,020 --> 00:02:11,730
یاتاگاراسو

2
00:02:05,020 --> 00:02:11,730
 کلاغ
اربابش را
انتخاب نمی کند

3
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
 مزاحم

4
00:24:55,010 --> 00:25:00,010
{\an3}:یاتاگاراسو
کلاغ
اربابش را انتخاب نمی کند

5
00:00:03,220 --> 00:00:09,800
،بازرگانان جنوبی، صنعتگران غربی
.نوازندگان شرقی و جنگجویان شمالی

6
00:00:10,230 --> 00:00:12,520
،تمام خاندان ها برابرن

7
00:00:12,520 --> 00:00:15,600
ولی شمال همیشه
.توی رتبه چهارم بوده

8
00:00:17,040 --> 00:00:20,220
.جنگجوها سیاستمداران ضعیفی هستن

9
00:00:20,220 --> 00:00:25,550
باقی خاندان ها به ما به دیده
اجساد سفت و سخت نگاه می کنن

10
00:00:25,550 --> 00:00:28,990
،توی تاریخ طولانی مون
هیچوقت جزو خاندان سلطنتی نبودیم

11
00:00:29,840 --> 00:00:33,120
.نباید اینطوری خودت رو عرضه کنی

12
00:00:33,120 --> 00:00:35,850
خاندان شمالی رویای
.یه ازدواج سلطنتی رو داره

13
00:00:35,850 --> 00:00:39,810
تا وقتی بتونیم این افتخار رو از آن خودمون
کنیم، به هیچ چیز دیگه ای نیاز نداریم

14
00:00:40,330 --> 00:00:44,450
پس اگه جنوب از رقابت دست بکشه

15
00:00:44,450 --> 00:00:48,430
.میتونیم دست بالاتر رو داشته باشیم

16
00:00:48,430 --> 00:00:50,530
اگه بتونی پرنس رو برای ازدواج با خودت
.متقاعد کنی

17
00:00:52,020 --> 00:00:53,370
.طبیعتاً

18
00:00:53,370 --> 00:00:59,460
ولی برای این کار، کمک بیشتری
.از جنوب می خوام

19
00:01:00,120 --> 00:01:04,970
،توی کاخ شکوفه گیلاس
.هر بانویی نماینده خاندانشه

20
00:01:04,970 --> 00:01:08,890
،فقط این یه بار
.حرف منو قبول کن

21
00:01:10,150 --> 00:01:11,750
خب چی میشه؟

22
00:01:11,750 --> 00:01:14,440
با من کار میکنی و به
خاندانت منفعت میدی؟

23
00:01:14,440 --> 00:01:20,130
یا همه چیزو از دست میدی و از اینجا
میری و رازت هم برملا میشه؟

24
00:01:25,050 --> 00:01:28,350
.هاه. انگار چاره ای هم دارم

25
00:01:28,350 --> 00:01:30,900
.خوشحالم که درک می کنی

26
00:01:30,900 --> 00:01:32,930
باقی خاندان ها چی؟

27
00:01:32,930 --> 00:01:37,230
غربی های خام که
.عددی نیستن

28
00:01:37,710 --> 00:01:40,330
.ولی خاندان شرقی سخته

29
00:01:40,330 --> 00:01:45,160
!کی میدونی چی تو فکرشونه
معصومی مثل آسبی رو می فرستن؟

30
00:01:45,160 --> 00:01:50,350
اوه، ولی چرا نگران اونی
وقتی که من میتونم به سادگی آسبی رو له کنم؟

31
00:01:51,420 --> 00:01:55,300
.نترس. من موفق میشم

32
00:03:37,400 --> 00:03:39,840
پس این کاخ خاندان جنوبیه؟

33
00:03:44,870 --> 00:03:46,450
آه. چرا اینجا؟

34
00:03:46,450 --> 00:03:48,140
.چیزی بهم نگفته بودن

35
00:03:49,470 --> 00:03:50,870
.باید خودش باشه

36
00:03:53,570 --> 00:03:55,520
.او

37
00:03:56,030 --> 00:03:59,720
.خب، ببین کی اینجاست. مشاور پرنس

38
00:03:59,720 --> 00:04:02,060
.جناب روکون

39
00:04:06,340 --> 00:04:09,270
.مهمونا رو بدرقه کردن
.نمیتونی بیای تو

40
00:04:09,270 --> 00:04:11,760
.درسته. مرسی که بهم گفتی. بدرود

41
00:04:13,240 --> 00:04:15,110
چیزی میخوای؟

42
00:04:15,110 --> 00:04:17,140
.به نظر  آشنا میای

43
00:04:17,640 --> 00:04:22,070
تو بودی که توی جلسه ام
توی دره جاسوسی کردی؟

44
00:04:23,290 --> 00:04:24,500
.اوه، خب

45
00:04:24,500 --> 00:04:26,570
اشکالی نداره اگه یه سری سوال بپرسم؟

46
00:04:51,180 --> 00:04:52,270
چیزی شده؟

47
00:04:52,270 --> 00:04:54,850
.متوجه شباهت نمی شم

48
00:04:55,700 --> 00:04:57,060
.منظورت با هامایوئه

49
00:04:57,060 --> 00:05:02,120
دختر اول جنوب که وارد
کاخ شده دختر توئه؟

50
00:05:02,520 --> 00:05:04,660
.خشن نباش

51
00:05:04,660 --> 00:05:06,440
.یه سوال ساده ست

52
00:05:07,340 --> 00:05:10,390
همونطور که حدس زدی، من هامایو رو
.به سرپرستی گرفتم

53
00:05:10,390 --> 00:05:15,320
یه یتیمی که بزرگ کردم رو
.فرستادم تا توی مناسک همسر شرکت کنه

54
00:05:15,830 --> 00:05:21,140
،ولی بهت قول میدم
.اون واقعاً برای خاندان من فرد شایسته ایه

55
00:05:21,140 --> 00:05:23,870
.شجره نامه اش منو نگران نمی کنه

56
00:05:23,870 --> 00:05:27,460
.ولی فکر کنم دختر همسنش رو داری

57
00:05:27,460 --> 00:05:29,630
اسمش چی بود؟

58
00:05:29,630 --> 00:05:30,660
.نادشیکو

59
00:05:30,660 --> 00:05:32,550
.بله، نادشیکو

60
00:05:32,930 --> 00:05:36,820
مطمئناً اون باید انتخاب طبیعیت
برای مناسک میشد درسته؟

61
00:05:36,820 --> 00:05:41,400
دلیلی هست که اونو نفرستادی؟

62
00:05:41,840 --> 00:05:44,360
.متاسفانه دختر من زیبا نیست

63
00:05:44,360 --> 00:05:45,900
...اصلاً حتی شایسته ی

64
00:05:45,900 --> 00:05:47,840
.بهونه نیار

65
00:05:49,140 --> 00:05:52,920
بگو چرا نمیخواستی
.باهام ازدواج کنه

66
00:05:52,920 --> 00:05:55,840
و این تصمیم تو بوده؟

67
00:05:55,840 --> 00:05:59,100
یا  تصمیم کس... دیگه ای بوده؟

68
00:06:01,850 --> 00:06:04,330
چطوره بیخیالش شیم؟

69
00:06:04,330 --> 00:06:05,170
.برادر

70
00:06:05,640 --> 00:06:10,800
اون اولین دختری نیست که
توی این مراسم شرکت کرده و به سرپرستی گرفته شده

71
00:06:11,230 --> 00:06:17,590
شکی نیست که ارباب تورو به صلاح
خاندانش عمل کرده

72
00:06:17,890 --> 00:06:21,330
که یعنی به نظر اون
من نمیتونم دفاعی کنم از خودم؟

73
00:06:21,330 --> 00:06:23,310
...نه، فکر نمی کنم

74
00:06:23,310 --> 00:06:25,930
اعلی حضرت یه خرده
.خضوع داشته باشن

75
00:06:26,620 --> 00:06:34,170
من بهتون قسم وفاداری خوردم چون باور
.داشتم که شما میتونین به وظایفتون به عنوان کینو عمل کنین

76
00:06:34,500 --> 00:06:38,470
با این حال، اخلاقیات مغرورانه تون
.غیر قابل تحملن

77
00:06:38,470 --> 00:06:41,970
،اینطوری اعتماد چهارخاندان رو از دست میدین

78
00:06:41,970 --> 00:06:46,020
.که در ازاش، یامائوچی درگیر آشوب میشه

79
00:06:47,580 --> 00:06:54,470
،اگه همچین اتفاقی افتاد
.چاره ای جز عمل به وظایفم ندارم

80
00:06:54,840 --> 00:07:00,670
خاندان سلطنتی هیچ هدف بزرگتری از
.صلح یامائوچی نداره

81
00:07:04,510 --> 00:07:06,470
.گستاخی منو ببخشین

82
00:07:07,120 --> 00:07:09,890
صرفاً میخواستم اعلی حضرت
.رک تر صحبت کنن

83
00:07:10,260 --> 00:07:14,020
.البته، برادر
.از نظر صادقانه ات ممنونم

84
00:07:14,020 --> 00:07:15,070
.افتخار میدین

85
00:07:17,090 --> 00:07:19,000
.وقتشه که برم

86
00:07:37,870 --> 00:07:40,850
به خاطر مشورت احمقانه ام
.عذر میخوام

87
00:07:41,210 --> 00:07:43,870
هیچوقت فکر نمی کردم
.پرنس حضور پیدا کنن

88
00:07:43,870 --> 00:07:46,640
.منم همینطور. بدجور ترسوندتم

89
00:07:47,120 --> 00:07:49,930
ارباب ناتسوکا تونست
.اوضاع رو آروم کنه

90
00:07:50,270 --> 00:07:53,620
،بااین حال
.به عنوان یه احمق کارای عجیبی میکنه

91
00:07:54,250 --> 00:07:58,160
همچین حمله با همچین پیش زمینه ای
.تاثیر زیادی داره

92
00:07:58,160 --> 00:08:00,620
.این منو هم نگران میکنه

93
00:08:01,800 --> 00:08:04,800
برادر من هیچوقت از اشتباهاتش
.درس نمی گیره

94
00:08:04,800 --> 00:08:08,620
.طبیعتاً، من از کاراش حمایت می کنم

95
00:08:08,620 --> 00:08:11,710
،ولی اگر راهش رو اصلاح نکنه

96
00:08:12,150 --> 00:08:19,560
حامیان من از خشونت
.استفاده خواهند کرد

97
00:08:24,110 --> 00:08:26,220
.چه ترسناک

98
00:08:26,220 --> 00:08:30,950
میخواین بدون اینکه خودتون کاری
کنین همه چیزو تصاحب کنین؟

99
00:08:30,950 --> 00:08:34,360
،با کمال احترام، ارباب ناتسوکا
...بین تمام آدم ها

100
00:08:34,360 --> 00:08:37,510
.صرفاً شوخی کردم آتسوفوسا
.اینقدر جدی نگیر

101
00:08:37,510 --> 00:08:39,050
...حتی به شوخی هم، یه سری چیزا

102
00:08:39,050 --> 00:08:39,870
.آتسوفوسا

103
00:08:41,630 --> 00:08:45,190
.خب، فکر کنم جوگیر شدم

104
00:08:45,190 --> 00:08:46,780
.ذر میخوام

105
00:08:47,390 --> 00:08:48,970
.نیازی نیست

106
00:08:53,670 --> 00:08:56,050
چی میخوای اصلاً

107
00:08:56,620 --> 00:08:59,460
.ظاهر جنگجوها رو داری. خوشم میاد

108
00:09:00,480 --> 00:09:04,530
.هرچند واسه سلیقه من زیادی شیکی
از کجای شمال میای؟

109
00:09:04,530 --> 00:09:05,800
تاروهی

110
00:09:05,800 --> 00:09:09,670
تاروهی؟ جایی که ارباب با دختر
خاندان شمالی ازدواج کرد؟

111
00:09:09,670 --> 00:09:11,690
من مادرم با مادر
.برادرام فرق دارن

112
00:09:11,690 --> 00:09:12,890
.که اینطور

113
00:09:13,530 --> 00:09:17,490
خب، یوکیا، چطوره واسه من کار کنی؟

114
00:09:17,490 --> 00:09:18,520
هان؟

115
00:09:18,820 --> 00:09:22,700
الانشم چشم ارباب ناتسوکا
رو گرفتی، یادته؟ به ما بپیوند

116
00:09:22,700 --> 00:09:25,740
.من به اعلی حضرت خدمت می کنم

117
00:09:25,740 --> 00:09:29,280
هوم؟ پس به پرنس دل بستی؟

118
00:09:29,280 --> 00:09:31,600
.من بودم اینقدر پیش نمی رفتم

119
00:09:31,870 --> 00:09:34,170
چی میشه گفت مگه؟

120
00:09:34,170 --> 00:09:38,010
ممکن بود توی جلسه دره
به راحتی به دستم کشته شی

121
00:09:38,010 --> 00:09:42,600
چرا از ارباب اطاعت می کنی
که این گند رو زده؟

122
00:09:43,180 --> 00:09:46,930
به هر حال، قرار نیست
.پادوی کس دیگه ای شم

123
00:09:47,640 --> 00:09:51,700
،من به عنوان مشاور اعلی حضرت کار میکنم
ولی فقط به مدت یک سال

124
00:09:51,700 --> 00:09:53,570
.بعدش برمیگردم تاروهی

125
00:09:53,980 --> 00:09:58,060
.برام مهم نیست پرنس کیه مرکز کجاست

126
00:09:58,340 --> 00:10:03,350
میخوام خانواده و خونه ام
.امن باشن. همین

127
00:10:03,350 --> 00:10:04,340
.یوکیا

128
00:10:05,330 --> 00:10:07,220
.اعلی حضرت

129
00:10:08,180 --> 00:10:12,650
شورای مخفی تموم شد؟
.بهتره برگردم پس

130
00:10:14,190 --> 00:10:17,710
،اوه، و اگه دنبال سومیو می گردی
پرواز کرد و رفت

131
00:10:18,070 --> 00:10:21,400
،همون موقه که دیدتم
یه جوری رفت انگار مرغ پرکنده بود

132
00:10:25,440 --> 00:10:26,560
...اعلی حضرت، اوم

133
00:10:29,280 --> 00:10:31,780
...یه حرارتی بینمون بود، و اوه

134
00:10:32,320 --> 00:10:34,910
اون حرومزاده بالاخره رفت؟

135
00:10:35,610 --> 00:10:38,400
ببخشید. دنبال من بودی؟

136
00:10:38,400 --> 00:10:42,840
.روکون گفتش که برگشتی
.از ترس دمتو گذاشتی رو کولت

137
00:10:42,840 --> 00:10:46,590
!چی؟ نخندونم
رفتم چون کاری باهاش ندارم

138
00:10:46,950 --> 00:10:52,220
،نه تنها احمقه، بلکه بلند حرف میزنه
.نمیدونم چرا ولی حالمو بد میکنه

139
00:11:13,080 --> 00:11:16,720
اگه تا خونه پرواز کنیم
.دودقیقه ای مرسیم

140
00:11:16,720 --> 00:11:19,020
.البته، ولی توی تاریکی چیزی نمی بینیم

141
00:11:21,740 --> 00:11:26,190
حتی بانوهایی که منتظر اعلی حضرتن
.خیلی حس ناامیدی دارن

142
00:11:26,190 --> 00:11:29,130
.بی شک. واقعاً ناراحتم

143
00:11:29,130 --> 00:11:30,070
هان؟

144
00:11:30,070 --> 00:11:30,740
چی  شده؟

145
00:11:30,740 --> 00:11:33,740
.صرفاً  انتظار این جوابو نداشتم

146
00:11:33,740 --> 00:11:38,110
نه از کاخ شکوفه گیلاس متنفرم
.و نه  از تاناباتا

147
00:11:39,270 --> 00:11:45,980
یوکیا، من از کاخ شکوفه گیلاس
.به خاطر ترسم از آدمکشا دوری نمی کنم

148
00:11:46,400 --> 00:11:52,670
از اونجا دوری می کنم چون به راحتی میتونم
تصور کنم بازدیدم از اونجا چه تاثیری روی اون بانوان داره

149
00:11:53,950 --> 00:12:00,850
،همه شون بار خاندانشون روی دوششونه
کی ازشون انتظار ندارن

150
00:12:02,100 --> 00:12:05,260
،اگه باهاشون چشم تو چشم شم
.قطعاً امیدوار میشه

151
00:12:05,740 --> 00:12:09,370
،اگه با یکیشون حرف بزنم
فکر میکنه برگزیده شه

152
00:12:10,050 --> 00:12:14,200
و حتی اگه یکیشون اونقدری خوش شانس
باشه که همسر عقدی یا صیغه ای من باشه

153
00:12:14,780 --> 00:12:18,990
اونوقت کل زندگیش رو توی ترس
.از کشته شدن می گذرونه

154
00:12:20,570 --> 00:12:23,420
درواقع من فقط براشون بدبختی
.درست می کنم

155
00:12:24,000 --> 00:12:28,820
.ولی برای کینو شدن، باید همسر داشته باشم

156
00:12:29,320 --> 00:12:34,500
پس تا جایی که بتونم این دردسر
رو تقلیل می دم. این بهترین راه نیست؟

157
00:12:34,500 --> 00:12:35,740
...اعلی حضرت

158
00:12:37,470 --> 00:12:43,690
فکر می کنم آسون نیست که زن هایی که تا حالا
ندیدیشون ازت بدشون بیاد

159
00:12:44,160 --> 00:12:46,610
.مهم نیست

160
00:12:50,720 --> 00:12:52,430
.اینطوری گاردت باز می مونه

161
00:12:55,250 --> 00:13:00,480
تو نگران مردمی، ولی مدام داری
.ریسک می کنی، مثل همین امروز

162
00:13:01,340 --> 00:13:05,520
باید برای حفاظت از خودت جدی عمل کنی
.وگرنه یکی از همین روزا میمیری

163
00:13:05,790 --> 00:13:08,680
.چیزی نیست. من کینو ام

164
00:13:08,680 --> 00:13:10,920
!اینکه چیزی رو ثابت نمی کنه

165
00:13:11,370 --> 00:13:13,590
.خیلی خب. یادم میونه

166
00:13:14,310 --> 00:13:18,620
ولی فکر نمی کنم اونقدری که تو فکر
.می کنی بی دفاع باشم

167
00:13:18,620 --> 00:13:22,320
،من با شمشیر کارم خوبه
.و دوستانی هم دارم

168
00:13:22,680 --> 00:13:24,760
به جز سومیو و من؟

169
00:13:24,760 --> 00:13:25,360
.بله

170
00:13:25,360 --> 00:13:27,050
متحدینی که بتونی بهشون
اعتماد کنی؟

171
00:13:27,050 --> 00:13:29,820
البته. با تمام توانم بهشون
.اعتماد دارم

172
00:13:29,820 --> 00:13:31,410
منظورت چیه؟

173
00:13:31,410 --> 00:13:34,320
میخوای بدونی؟ بزرگترین رازمونه

174
00:13:34,320 --> 00:13:34,980
...اوه

175
00:13:37,310 --> 00:13:38,490
نه فکر نکنم

176
00:13:38,490 --> 00:13:39,050
هان؟

177
00:13:39,380 --> 00:13:42,580
خب اگه بهم بگی بعد از یه سال
سختم میشه ترکت کنم

178
00:13:43,090 --> 00:13:47,180
،و قراره بهار بعدی برم تاروهی
.به هر قیمتی

179
00:13:47,180 --> 00:13:49,710
.پس بهم نگو. هیچوقت

180
00:13:49,710 --> 00:13:51,140
.خیلی خب. تو بردی

181
00:13:57,900 --> 00:13:59,810
.برگشتم

182
00:14:00,370 --> 00:14:02,720
مممنونم، سامومو

183
00:14:03,120 --> 00:14:05,520
چطور پیش رفت؟ جواب گرفتی؟

184
00:14:08,530 --> 00:14:10,060
!ممنونم

185
00:14:10,540 --> 00:14:13,890
.حتماً خسته ای. امروزو سخت نگیر

186
00:14:31,720 --> 00:14:33,540
بانو شیراتاما؟

187
00:14:33,540 --> 00:14:34,900
کی این نامه رو نوشته؟

188
00:14:34,900 --> 00:14:35,640
چی؟

189
00:14:36,220 --> 00:14:39,580
پرنس اینو برات نفرستاده احیاناً؟

190
00:14:39,580 --> 00:14:41,310
...نه این

191
00:14:41,310 --> 00:14:42,970
.چه بی شرم

192
00:14:42,970 --> 00:14:47,740
،میدونستم که برنامه ای توی سرت داشتی
.همراه سامومو

193
00:14:47,740 --> 00:14:49,930
.حتماً تو دزد نامه هامونی

194
00:14:49,930 --> 00:14:52,410
.چی؟ اینطور نیست بانو شیراتاما

195
00:14:52,730 --> 00:14:54,790
!پس بهم نشونش بده

196
00:14:56,940 --> 00:14:58,000
!بس کنین

197
00:14:59,530 --> 00:15:01,800
...متاسفم. منظوری نداش

198
00:15:01,800 --> 00:15:03,290
.اون نگاه

199
00:15:04,330 --> 00:15:11,590
این نگاهِ مظلومانه ی من تا حالا هیچ کار
!اشباهی نکردمت حالمو به هم میزنه

200
00:15:18,940 --> 00:15:20,100
...یکی

201
00:15:21,300 --> 00:15:22,520
...هرکی

202
00:15:27,680 --> 00:15:29,170
.خونسرد باش

203
00:15:29,170 --> 00:15:31,400
!استخر اینجا عمیق نیست. سعی کن سرپا بایستی

204
00:15:32,310 --> 00:15:33,990
...بانو ماسوهو نو سوسوکی

205
00:15:35,740 --> 00:15:37,900
چی کار داری میکنی؟

206
00:15:37,900 --> 00:15:39,820
منظورت چیه؟

207
00:15:39,820 --> 00:15:42,740
.بانو آسبی پاش لیز خورد و افتاد

208
00:15:42,740 --> 00:15:46,630
.مظلوم نمایی نکن
.این کارتو به پرنسس فوجینامی گزارش میدم

209
00:15:46,630 --> 00:15:49,820
.عه؟ پس منم میدم

210
00:15:49,820 --> 00:15:55,660
اعلی حضرت باید بدونن که خاندان های غربی
.و شرقی می خوان بدگویی منو بکنن

211
00:15:55,660 --> 00:15:57,670
چی داری میگی؟

212
00:15:58,110 --> 00:16:01,790
فکر کردی بانو همچین مزخرفاتی
رو باور می کنن؟

213
00:16:01,790 --> 00:16:05,930
و خاندان سلطنتی اصلاً نمیتونه
.همینطوری ما رو ردمون کنه

214
00:16:06,600 --> 00:16:10,810
جهل سعادته. متوجه نشدی
وضعیت سیاسی تغییر کرده؟

215
00:16:11,160 --> 00:16:14,640
شمال سرباز داره و
.جنوب، ثروت

216
00:16:14,640 --> 00:16:21,090
حالا که با هم متحد شدن، همه میتونن متوجه
.شن که خاندان سلطنتی طرف کیو می گیره

217
00:16:21,090 --> 00:16:23,930
شمال و جنوب؟ ممکن نیست

218
00:16:24,390 --> 00:16:29,260
خاندان جنوبی همین الانشم
قول پرنس رو بهم داده

219
00:16:29,830 --> 00:16:32,910
اگه شک داری، از بانو هامایو بپرس

220
00:16:33,590 --> 00:16:40,110
،گرچه پیشنهاد میکنم دست از پا خطا نکنین
چون اینطوری خاندان هاتون توی خطر می افتن

221
00:16:41,990 --> 00:16:43,550
.مزخرف نگو

222
00:16:43,550 --> 00:16:47,490
اعلی حضرت هیچوقت
.ترسویی مثل تو رو انتخاب نمی کنه

223
00:16:47,490 --> 00:16:53,320
پس، منم یه کاری میکنم
.که از اینجا بیرون انداخته شین

224
00:16:53,320 --> 00:16:56,730
با من ازدواج میکنه
!چون چاره دیگه ای نداره

225
00:16:56,730 --> 00:16:57,790
!چه وحشتناک

226
00:16:59,190 --> 00:17:03,270
!جفتتون به خاطر عشق به پرنس اینجایین

227
00:17:03,270 --> 00:17:05,280
.ولی من نه

228
00:17:05,750 --> 00:17:08,080
.من هیچ اعتنایی به احساسش ندارم

229
00:17:10,540 --> 00:17:13,460
.شمال، رویای ازدواج سلطنتی رو داره

230
00:17:13,460 --> 00:17:19,740
،من اینجام تا این ازدواج رو سر بدم
.و دلیل دیگه ای ندارم

231
00:17:23,790 --> 00:17:27,100
اینطوری احساس تنهایی نداری؟

232
00:17:31,670 --> 00:17:36,230
نه. من تمام احساساتم رو
.سرکوب کردم

233
00:17:37,810 --> 00:17:39,780
.بهتون هشدار دادم

234
00:17:41,850 --> 00:17:48,260
اگه کسی غیر از من با
،پرنس ازدواج کنه

235
00:17:49,550 --> 00:17:51,880
.قسم میخورم که نابودش کنم

236
00:17:52,460 --> 00:17:56,790
بعدش اینو توی گلوم فرو می کنم
.و میمیرم

237
00:17:58,840 --> 00:18:01,350
.آویزه گوشتون کنین

238
00:18:21,260 --> 00:18:22,710
بانوی من؟

239
00:18:22,710 --> 00:18:24,300
چیکار دارین میکنین؟

240
00:18:24,300 --> 00:18:26,780
!کیکونو، احمق
چرا زودتر نیومدی؟

241
00:18:26,780 --> 00:18:27,750
چی؟

242
00:18:34,090 --> 00:18:37,580
کی فکرشو می کرد که شیراتاما
همچین فکری داره؟

243
00:18:38,480 --> 00:18:40,700
من هیچوقت بهش شک نداشتم

244
00:18:41,210 --> 00:18:46,980
باور داشتم که عشق خالص
.و تعهدم به پرنس میرسه

245
00:18:46,980 --> 00:18:49,060
.مناسک ازدواج برام اینطوری بود

246
00:18:51,880 --> 00:18:53,980
به محل اصلی سکونت توی خاندان
نامه نوشتی؟

247
00:18:53,980 --> 00:18:54,680
بله

248
00:18:55,030 --> 00:18:57,460
.سامومو نامه  مو شخصاً بهم داد

249
00:18:57,460 --> 00:18:59,320
این خلاف قوانینه

250
00:18:59,730 --> 00:19:01,280
.میدونم

251
00:19:01,690 --> 00:19:05,080
،ولی باید در مورد مادرم می فهمیدم

252
00:19:05,620 --> 00:19:10,250
به خاطر همین از بازرگانی که می شناختم
خواستم تا بهش پیغامم رو بده

253
00:19:10,250 --> 00:19:13,410
و داستانش رو فهمیدی؟

254
00:19:14,690 --> 00:19:16,220
فعلاً که نه

255
00:19:18,830 --> 00:19:22,810
،میگن که داستانش از عمه ی دورم میاد

256
00:19:23,130 --> 00:19:25,780
ولی وقتی کینوی حاضر
همسر اختیار کنه

257
00:19:25,780 --> 00:19:30,210
خاندان شرقی یه استاد کوتو
،به کاخ میفرسته

258
00:19:30,780 --> 00:19:33,780
.فکر میکنم اوکیگومو باشه

259
00:19:33,780 --> 00:19:35,020
صبر کن، ابرهای گذرا؟

260
00:19:35,750 --> 00:19:39,620
،به نظر خالص میومد
.و هیچ هوس دنیوی ای نداشت

261
00:19:40,280 --> 00:19:43,250
.اون و کینو عاشق هم شدن

262
00:19:43,250 --> 00:19:48,280
،اعلی حضرت به دیدنش رفت
.و مردم میگفتن ازدواجشون قطعیه

263
00:19:49,800 --> 00:19:51,110
...با این حال

264
00:19:51,460 --> 00:19:54,080
.توی دام نقشه های بانو یوزمی افتادن

265
00:19:55,890 --> 00:19:57,940
اون کیه؟

266
00:20:01,660 --> 00:20:03,510
.ملکه حال حاضر

267
00:20:03,510 --> 00:20:04,330
چی؟

268
00:20:05,020 --> 00:20:08,180
نتیجه، اعلی حضرت ارباب
ناتسوکا رو به دست آوردن

269
00:20:09,720 --> 00:20:12,090
و مراسم تا قبل از بهار تموم شد

270
00:20:12,480 --> 00:20:16,570
و شنیدم که بانو اوکیگومو
با گریه به خونه اش برگشت

271
00:20:16,570 --> 00:20:20,030
...پس، بانو اوکیگومو

272
00:20:20,430 --> 00:20:22,840
.مادرت بود. حتماً همینطوره

273
00:20:22,840 --> 00:20:26,720
.احتمالاً کوتو هم مال اون باشه

274
00:20:26,720 --> 00:20:30,030
.اعلی حضرت بانوی کلاغ واقعیه

275
00:20:30,030 --> 00:20:32,610
اوکوگی حتماً ازش متنفر بوده

276
00:20:33,500 --> 00:20:35,080
.نمیدونستم

277
00:20:35,080 --> 00:20:39,950
آسبی، نباید به پرنسس فوجینامی یا هرکس دیگه ای
در مورد اتفاقات امروز بگی

278
00:20:39,950 --> 00:20:40,790
هان؟

279
00:20:40,790 --> 00:20:43,060
اگه هیاهو به پا کنیم
.در واقع تو دامش افتادیم

280
00:20:43,060 --> 00:20:46,880
اگه شمال و جنوب
،واقعاً متحد شده باشن

281
00:20:47,410 --> 00:20:49,490
.نابود میشیم

282
00:20:49,490 --> 00:20:52,820
.در واقع، ممکنه آسیبش به همینجا ختم نشه

283
00:20:58,400 --> 00:20:59,850
حالت خوبه؟

284
00:20:59,850 --> 00:21:02,940
.آره. احساس شادابی دارم

285
00:21:02,940 --> 00:21:06,900
باید سامومو رو بفرستم
.پیش پرنسس فوجینامی

286
00:21:07,590 --> 00:21:09,630
.بابت همه چیز ممنون

287
00:21:11,640 --> 00:21:17,120
آسبی، این مدت به قدری مغرور بودم که
.به احساساتت فکر نمی کردم

288
00:21:17,570 --> 00:21:19,790
.میدونم که حتماً اذیت شدی

289
00:21:21,210 --> 00:21:23,010
.من واقعاً معذرت میخوام

290
00:21:23,750 --> 00:21:26,690
،نیازی نیست
بانو ماسوهو نو سوسوکی

291
00:21:58,820 --> 00:22:00,770
ببخشید. اینا چی ان؟

292
00:22:00,770 --> 00:22:05,640
،نتیجه گلدون هامو گرفتم
.گفتم وقتشه گیاها رو عوض کنم

293
00:22:06,450 --> 00:22:08,570
.این کازومیِ باغچه بونه

294
00:22:08,570 --> 00:22:11,560
اون توی خاندان سلطنتیه ولی
برای من خبر میاره

295
00:22:12,180 --> 00:22:15,280
یکی از دوستان جدید من

296
00:22:15,280 --> 00:22:18,540
.تو باید یوکیا باشی
دیدنت باعث افتخاره

297
00:22:18,540 --> 00:22:21,330
.از دیدنت خوشوقتم کازومی

298
00:22:22,290 --> 00:22:24,150
.سومیو رو نمی بینم

299
00:22:24,500 --> 00:22:27,310
نگهبان یامائوچی
.احضارش کرد یهویی

300
00:22:27,310 --> 00:22:28,380
احضار؟

301
00:22:29,220 --> 00:22:30,640
.که اینطور

302
00:22:30,640 --> 00:22:32,420
.کازومی، بدون من ادامه بده

303
00:24:30,830 --> 00:24:34,320
مرگ یه شخص توی کاخ شکوفه گیلاس
.هیاهوی زیادی به پا میکنه

304
00:24:35,020 --> 00:24:40,130
شیراتاما یه بار دیگه خشمش
.رو روی آسبی گریان تخلیه می کنه

305
00:24:41,130 --> 00:24:48,320
،در شبی بی مهتاب
.سایه ای به درون دنیای زنان میرود

306
00:24:50,010 --> 00:24:52,450
قسمت بعدی: مزاحم

307
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
Dead Son     :مترجم

308
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
t.me/Dead_Son1

309
00:22:58,790 --> 00:23:18,790
Dead Son     :مترجم

310
00:22:58,790 --> 00:23:18,790
t.me/Dead_Son1

311
00:24:55,010 --> 00:25:00,010

