﻿1
00:00:02,880 --> 00:00:04,870
در اواخر قرن 13

2
00:00:05,400 --> 00:00:10,520
.یک ملت شروع به تاخت و تاز کرد و اکثر اوراسیا رو فتح کرد

3
00:00:10,870 --> 00:00:16,080
.اون امپراتوری مغول بود

4
00:00:17,540 --> 00:00:22,590
قرن ها بعد، محققانی که پیشگویی های نوستراداموس رو مطالعه کردن گفتن

5
00:00:23,480 --> 00:00:25,850
که مغولستان همون آنگلومویس بود

6
00:00:25,850 --> 00:00:30,420
.ماکانی که پادشاه نابودگر دنیا در اون متولد می‌شه

7
00:00:31,720 --> 00:00:35,000
و اون خطر مرگبار حالا

8
00:00:35,000 --> 00:00:37,750
.قراره بر سر دور افتاده‌ترین نقطه‌ی سرزمین خورشید تابان، سوشیما، نازل بشه

9
00:00:47,750 --> 00:00:51,580
.بهت گفته بودم که خاندان کوچی نیازی به درخت خرمالو نداره

10
00:00:51,580 --> 00:00:54,860
!این درخت دوست منه

11
00:00:54,860 --> 00:00:59,360
!پدر، تمام تلاشم رو برای محافظت ازش می‌کنم

12
00:00:59,360 --> 00:01:01,250
!دیگه کسی رو از دست نمی‌دم

13
00:01:02,360 --> 00:01:06,300
.ای بابا... کاش من رو یاد اون نمینداخت

14
00:01:06,300 --> 00:01:08,300
کوچی جینزابورو اینجاست؟

15
00:01:08,700 --> 00:01:10,980
.یه پیغام از طرف شاهدخت تروهی دارم

16
00:01:10,980 --> 00:01:15,720
.باید در جلسه‌ی استراتژی که در عمارت ارباب برگزار می‌شه شرکت کنی

17
00:01:15,720 --> 00:01:17,170
جلسه‌ی استراتژی؟

18
00:02:50,770 --> 00:02:57,140
من وارث تایرا نو توموموری، فرزند سو شیگِهیسا

19
00:02:57,140 --> 00:03:00,880
!سو سوکِکونی هستم

20
00:03:00,880 --> 00:03:04,150
تیرم رو دقیقا در لحظه‌ی مناسب شلیک کردم

21
00:03:04,150 --> 00:03:07,870
.و صاف زدمش وسط گلوی ژنرال دشمن

22
00:03:08,780 --> 00:03:12,840
ارباب قبیله‌ی شونی، که از کمپ داشت تماشا می‌کرد

23
00:03:12,840 --> 00:03:16,640
.ایستاد و شروع به تشویقم کرد

24
00:03:13,750 --> 00:03:16,630
ارباب سوشیما
سو سوکِکونی

25
00:03:16,640 --> 00:03:20,220
وقتی شنیدم ارتش مغول در راه اینجاست

26
00:03:20,220 --> 00:03:23,970
.هیجانی که اون روز حس کردم دوباره برگشت سراغم

27
00:03:23,970 --> 00:03:27,850
.همگی به این طومار نقاشی نگاه کنید

28
00:03:30,490 --> 00:03:32,360
این جلسه‌ی استراتژیه؟

29
00:03:32,870 --> 00:03:35,240
.بیش‌تر شبیه دور همی فستیوال روستاست

30
00:03:35,760 --> 00:03:37,490
.تو، تبعیدی

31
00:03:37,490 --> 00:03:42,360
توضیح مترجم: کماری یک بازی سنتی ژاپنی است که در آن بازیکنان باید سعی کنند توپی را با استفاده از تمام اعضای بدن به جز دست در هوا نگه دارند و مانع از به زمین خوردنش شوند

32
00:03:37,490 --> 00:03:42,360
.شنیدم اهالی کاماکورا تمام وقت مشغول بازی کماری هستن

33
00:03:42,360 --> 00:03:45,430
.حتما شنیدن چنین داستان‌هایی برات تازگی داره

34
00:03:45,430 --> 00:03:47,130
.بله

35
00:03:47,130 --> 00:03:48,800
.راستی، سرورم

36
00:03:47,410 --> 00:03:50,410
پسرخوانده‌ی قبیله‌ی سو
آبیرو یاجیرو

37
00:03:48,800 --> 00:03:50,420
اون تبعیدی کیه؟

38
00:03:50,420 --> 00:03:52,680
فکر نمی‌کنید آوردن کسی که اون لباس مخصوص زندانی‌ها به رنگ خرمالو رو پوشیده

39
00:03:52,680 --> 00:03:55,160
در جلسه‌ی استراتژی باعث می‌شه برامون بدشانسی بیاره؟

40
00:03:55,160 --> 00:03:56,880
آبیرو یاجیرو دونو

41
00:03:56,880 --> 00:03:59,760
.من از پدر خواستم اون رو بیارن

42
00:04:00,120 --> 00:04:07,020
.ایشون کوچی جینزابورو هستن که می‌گن مایلن از جانب قبیله‌ی سو بجنگن

43
00:04:07,020 --> 00:04:08,380
.هیچم نگفتم

44
00:04:08,380 --> 00:04:09,970
.که اینطور

45
00:04:09,970 --> 00:04:12,280
.شاهدخت تروهی، بیا

46
00:04:12,280 --> 00:04:14,310
.دور از ادبه که همینطور اونجا بایستی

47
00:04:14,310 --> 00:04:15,640
.بشین

48
00:04:17,660 --> 00:04:20,150
.ببخشید پدر

49
00:04:20,150 --> 00:04:22,830
به دختر خودش می‌گه شاهدخت؟

50
00:04:22,830 --> 00:04:25,830
.خب، بریم سراغ جنگ

51
00:04:25,830 --> 00:04:31,300
ناوگان مغول خلیج گاپو در گوریو رو دو روز پیش ترک کرد

52
00:04:31,300 --> 00:04:33,250
.ولی نشانی ازشون نیست

53
00:04:33,830 --> 00:04:37,360
.انگار چیزی برای ترس نداریم

54
00:04:38,380 --> 00:04:41,880
هاکاتا

55
00:04:38,380 --> 00:04:41,880
ایکی

56
00:04:38,380 --> 00:04:41,880
سوشیما

57
00:04:38,380 --> 00:04:41,880
گوریو

58
00:04:38,690 --> 00:04:41,880
.مغول‌ها از سوشیما عبور می‌کنن

59
00:04:43,120 --> 00:04:45,750
درسته، وارث من؟

60
00:04:45,750 --> 00:04:46,470
.بله

61
00:04:46,470 --> 00:04:50,710
.بله. ارتش مغول شامل سربازان زیادی از سرزمین مادریم، گوریو، هست

62
00:04:48,100 --> 00:04:53,140
بزرگ‌ترین پسر قبیله‌ی سو
سو اوماجیرو

63
00:04:50,710 --> 00:04:53,010
طبق صحبت‌های یکی از افراد دولتی اونجا

64
00:04:53,010 --> 00:04:56,490
.اونا می‌گن هرگز به متحد باستانیشون، سوشیما، حمله نمی‌کنن

65
00:04:56,490 --> 00:05:01,370
.کشتی‌های بزرگ موکوری به راحتی می‌تونن مستقیم به هاکاتا برن

66
00:04:57,770 --> 00:05:02,400
خادم قبیله‌ی سو
گنپاچی

67
00:05:01,370 --> 00:05:04,380
.سوشیما همیشهخانه‌ی مبارزان قدرتمند بوده

68
00:05:04,380 --> 00:05:06,110
.شاید این رو می‌دونن

69
00:05:06,110 --> 00:05:07,830
.مزخرفه

70
00:05:07,830 --> 00:05:10,370
.اونا که دزدهای دریایی خرده پا نیستن

71
00:05:10,370 --> 00:05:13,990
.ارتش یه امپراتوری همین جوری از کنار یکی از مقرهای دشمن نمی‌گذره

72
00:05:13,990 --> 00:05:16,710
.یه ارتش مثل سر یه ماره

73
00:05:16,710 --> 00:05:22,290
فقط در صورتی می‌تونه به جلو بره که میزان زیادی
.غذا و نیروی انسانی بتونه از ستون فقراتش عبور کنه

74
00:05:22,290 --> 00:05:25,710
.و سوشیما ستون فقرات ارتش مغوله

75
00:05:25,710 --> 00:05:26,960
!سکوت کن، تبعیدی

76
00:05:26,960 --> 00:05:30,250
.تو هیچی درمورد مغول‌ها یا گوریو نمی‌دونی
آخه تو چی حالیته؟

77
00:05:30,250 --> 00:05:33,680
.هیچی. فقط همین که می‌بریم یا می‌بازیم

78
00:05:35,330 --> 00:05:39,800
.حالا که یه ارتش در حال پیشرویه، اتحاد باستانیتون هیچ معنایی نداره

79
00:05:39,800 --> 00:05:41,720
.پیرمرد

80
00:05:41,720 --> 00:05:46,870
.خونه‌ات آتیش گرفته
تا کی می‌خوای تو تختت در خواب ناز به سر ببری؟

81
00:05:50,220 --> 00:05:53,450
.بندازیدش بیرون

82
00:05:56,950 --> 00:05:59,920
.بیاید جلسه رو ادامه بدیم، سرورم

83
00:06:06,800 --> 00:06:09,700
.خب، یه خورده زیادی عصبانی شدم

84
00:06:09,700 --> 00:06:13,630
.انگار حتی الانم فکر می‌کنم یه سامورایی هستم

85
00:06:28,990 --> 00:06:29,880
!ای احمق

86
00:06:29,880 --> 00:06:32,050
.وسط راه نشین

87
00:06:32,050 --> 00:06:33,240
.شرمنده

88
00:06:33,240 --> 00:06:34,420
!لعنتی

89
00:06:34,420 --> 00:06:37,490
...وقتی هوا هنوز تاریک بود بیدار شدم تا اینا رو این همه راه بیارم اینجا

90
00:06:37,490 --> 00:06:39,030
وقتی هوا هنوز تاریک بود؟

91
00:06:39,030 --> 00:06:41,390
این جزیره از اونی که فکر می‌کنم بزرگ‌تره؟

92
00:06:41,390 --> 00:06:43,890
هی، می‌شه بهم یه چیزی رو بگی؟

93
00:06:45,740 --> 00:06:49,960
.فرض کنیم این دایره سوشیماست، و این نقطه پایتخته

94
00:06:49,960 --> 00:06:52,100
روستای تو کجاست، بچه؟

95
00:06:52,780 --> 00:06:54,690
.سوشیما این شکلی نیست

96
00:06:54,690 --> 00:06:55,980
منظورت چیه؟

97
00:06:55,980 --> 00:06:58,530
تو هیچی نمی‌دونی، مگه نه، خارجی؟

98
00:06:58,530 --> 00:07:00,890
یه خلیج بزرگ تو این جزیره هست

99
00:07:00,890 --> 00:07:04,430
:که اون رو به دو قسمت تقسیم می‌کنه
.استان بالایی و پایینی

100
00:07:05,230 --> 00:07:06,930
پس این شکلیه؟

101
00:07:07,630 --> 00:07:10,820
.اوه، سوشیما بلندتر و باریک‌تره

102
00:07:10,820 --> 00:07:13,640
پس... این جوری؟

103
00:07:14,180 --> 00:07:16,230
.این جوری نه. بیش‌تر

104
00:07:16,230 --> 00:07:18,280
خب، اینه؟

105
00:07:18,800 --> 00:07:20,700
پس این شکلیه، هان؟

106
00:07:20,700 --> 00:07:23,780
.من تو این جزیره بزرگ شدم، ولی انگار برای اولین بار دارم می‌بینمش

107
00:07:23,780 --> 00:07:26,470
...چه چهره‌ی جذابی داری

108
00:07:27,340 --> 00:07:29,450
از شمال تا جنوب پنج روز پیاده راهه

109
00:07:29,450 --> 00:07:31,760
.و یک روز برای عبور از کوهستان از شرق به غرب

110
00:07:31,760 --> 00:07:34,100
.و کلی روستا هم داره

111
00:07:35,300 --> 00:07:38,080
.بیش‌تر شبیه یه کشوره تا یه جزیره

112
00:07:38,850 --> 00:07:43,480
وقتی موکوری اومد باید به کجا فرار کنیم؟

113
00:07:43,480 --> 00:07:47,060
.من باز برای قبیله‌ام می‌جنگم

114
00:07:47,060 --> 00:07:49,210
از کجا کشتی گیر بیاریم؟

115
00:07:48,370 --> 00:07:50,660
...بابا هنوز نمی‌تونه سرپا بایسته

116
00:07:49,770 --> 00:07:54,360
...باید گندم سال بعد رو قبل از مخفی شدن بکاریم

117
00:07:53,140 --> 00:07:55,500
...انگار ازدواج منتفیه

118
00:07:59,530 --> 00:08:00,970
.فوق العاده است

119
00:08:00,970 --> 00:08:02,890
.این نقشه رو بکشید رو یه کاغذ

120
00:08:02,890 --> 00:08:03,630
.چشم قربان

121
00:08:04,310 --> 00:08:07,340
.پارسال دوست امسال آشنا، کوچی جینزابورو دونو

122
00:08:08,160 --> 00:08:09,490
...تو

123
00:08:11,180 --> 00:08:15,770
دو سال از وقتی که همدیگه رو در خیابون کوماچی در کاماکورا دیدیم می‌گذره، هان؟

124
00:08:17,400 --> 00:08:19,820
با یه تبعیدی چیکار داری؟

125
00:08:20,590 --> 00:08:22,160
.چه یخ

126
00:08:22,160 --> 00:08:25,870
یه زمانی هر دومون به کاماکورا خدمت می‌کردیم، مگه نه؟

127
00:08:25,870 --> 00:08:28,870
.ما دوست نبودیم

128
00:08:28,870 --> 00:08:31,080
.و قبیله‌ی تو خیلی قدرتمندتر از قبیله‌ی من بود

129
00:08:31,080 --> 00:08:33,080
تو الان ژنرال اعظمی

130
00:08:33,080 --> 00:08:37,170
و ارتش شوگان رو در کیوشو رهبری می‌کنی، مگه نه؟

131
00:08:37,170 --> 00:08:38,940
.شونی کاگه‌سوکه دونو

132
00:08:37,950 --> 00:08:39,870
ژنرال اعظم شوگان
شونی کاگه‌سوکه

133
00:08:41,030 --> 00:08:44,360
چی تو رو به اینجا کشونده؟

134
00:08:44,360 --> 00:08:47,990
بخشیش به خاطر این بود که بفهمم درمورد مغول ها چیکار می‌تونم بکنم

135
00:08:47,990 --> 00:08:49,510
.ولی فقط این نیست

136
00:08:50,750 --> 00:08:54,040
.وقتی به اینجا رسیدم، تصمیمی گرفتم

137
00:08:55,610 --> 00:08:57,060
.نیروی پشتیبانی می‌فرستم

138
00:08:57,960 --> 00:09:00,600
.من 3000 سرباز به سوشیما اعزام می‌کنم

139
00:09:02,010 --> 00:09:05,890
.تا هفت روز دیگه اومدنشون رو می‌بینید

140
00:09:08,380 --> 00:09:10,630
.یک روزه به هاکاته برمی‌گردم

141
00:09:10,630 --> 00:09:12,890
.بعد پنج روز صرف جمع آوری ارتش می‌کنم

142
00:09:12,890 --> 00:09:16,100
.و یک روز دیگه هم طول می‌کشه تا به اینجا برسن

143
00:09:16,600 --> 00:09:18,660
.در کل هفت روز

144
00:09:19,210 --> 00:09:20,770
خب، کوچی دونو

145
00:09:20,770 --> 00:09:24,220
می‌تونی اینجا رو تا زمان بازگشتم سرپا نگه داری؟

146
00:09:24,620 --> 00:09:28,680
.دارم ازت می‌پرسم چون از شهرتت به عنوان یه مبارز خبر دارم

147
00:09:28,680 --> 00:09:30,290
...نه بابا، من شهرتی ندارم

148
00:09:30,610 --> 00:09:33,450
.این تیغ محبوب میناموتو نو یوشیتسونه است

149
00:09:34,020 --> 00:09:36,850
.یک قرن پیش، این تیغ به اولین بنیان گذار قبیله‌ی من اهدا شد

150
00:09:37,370 --> 00:09:38,740
جناب یوشیتسونه؟

151
00:09:38,740 --> 00:09:42,150
.این در دستان یک استاد سبک گیکی، درست مثل خودت، بود

152
00:09:42,150 --> 00:09:43,430
.بگیرش

153
00:09:43,980 --> 00:09:46,530
.لطفا. فقط هفت روز

154
00:09:46,530 --> 00:09:50,450
.تو هرگز آدمی نبودی که به دستور یه نفر دیگه بجنگی

155
00:09:57,140 --> 00:10:01,370
.اون نیروهای هاتاکا رو چهار روزه آماده کن، نه پنج روزه

156
00:10:01,370 --> 00:10:03,500
برگشتن به هاکاتا یک روز طول می‌کشه

157
00:10:03,500 --> 00:10:08,370
ولی وقتی برگردی اونجا،بازگشت ناوگانی پر از
.سرباز به اینجا، دو روز طول می‌کشه

158
00:10:08,810 --> 00:10:11,910
در هر صورت هفت روزه باید اینجا باشی، افتاد؟

159
00:10:12,610 --> 00:10:13,750
.فهمیدم

160
00:10:16,260 --> 00:10:17,860
داری کجا می‌ری؟

161
00:10:17,860 --> 00:10:20,420
نکنه حالا از مغول‌ها ترسیدی

162
00:10:20,420 --> 00:10:22,550
و می‌خوای با کشتی این راهب فرار کنی؟

163
00:10:23,240 --> 00:10:24,930
.معلومه، نقشه‌ام همینه

164
00:10:24,930 --> 00:10:25,600
چی؟

165
00:10:25,600 --> 00:10:29,140
.نه، اون فقط برای بدرقه‌ی من اومده

166
00:10:29,140 --> 00:10:31,410
.نگران نباشید شاهدخت

167
00:10:31,410 --> 00:10:33,680
.کوچی دونو رو از شما نمی‌گیرم

168
00:10:35,230 --> 00:10:38,440
.بدرود، کوچی دونو و موفق باشید

169
00:10:44,770 --> 00:10:47,460
.یه خورده با اونی که یادمه فرق کرده

170
00:10:48,090 --> 00:10:50,780
.شاید موندن در کاماکورا شعله‌ی اون رو خاموش کرده

171
00:10:50,780 --> 00:10:53,170
.کاش هرگز این رو نمی‌شنیدم

172
00:10:53,810 --> 00:10:55,980
نیروی پشتیبانی در عرض هفت روز؟

173
00:10:55,980 --> 00:10:59,040
.حالا باید رو یه چیزی حساب کنم که می‌دونم نمی‌تونم روش حساب کنم

174
00:10:59,670 --> 00:11:02,150
.معلوم نیست چقدر به این مرد نیاز خواهیم داشت

175
00:11:02,150 --> 00:11:04,810
.باید هر طور شده قانعش کنم بمونه

176
00:11:06,010 --> 00:11:11,250
...تو اینجور کارها خیلی وارد نیستم، ولی

177
00:11:12,500 --> 00:11:15,720
ک-کوچی جینزابورو دونو؟

178
00:11:16,370 --> 00:11:17,270
دونو؟

179
00:11:22,400 --> 00:11:25,200
...ج-جینزابورو دونو

180
00:11:25,740 --> 00:11:31,130
.راستش اونقدر می‌ترسم که فکر می‌کنم ممکنه قلبم بترکه

181
00:11:32,490 --> 00:11:35,250
...جینزابورو دونو، لطفا

182
00:11:35,250 --> 00:11:39,430
تا ابد پیشم می‌مونید؟

183
00:11:42,020 --> 00:11:44,100
.باشه. می‌مونم

184
00:11:44,100 --> 00:11:44,950
و-واقعا؟

185
00:11:44,950 --> 00:11:48,350
.خ-خب، نمی‌تونم درخواست شاهدخت رو رد کنم

186
00:11:50,330 --> 00:11:51,720
.چه ساده

187
00:11:51,720 --> 00:11:53,820
.آخرش اون فقط یه وحشی شرقیه

188
00:12:18,340 --> 00:12:19,420
!پدر

189
00:12:21,330 --> 00:12:23,030
.اخباری به دستمون رسیده

190
00:12:23,030 --> 00:12:26,120
.ناوگان مغول در خلیج ساسو پهلو گرفته

191
00:12:26,750 --> 00:12:28,250
.که اینطور

192
00:12:28,250 --> 00:12:31,350
.انتظار خلیج ساسو رو نداشتیم

193
00:12:31,350 --> 00:12:33,580
...پدر، این مسئله جدیه

194
00:12:33,580 --> 00:12:35,240
.می‌دونم

195
00:12:47,600 --> 00:12:49,690
این زنگ برای چیه؟

196
00:12:55,450 --> 00:12:58,470
مغول‌ها اینجان؟

197
00:13:00,110 --> 00:13:05,430
در هنگام غروب، این خبر پخش شد که
.ناوگان مغول در خلیج ساسو ظاهر شده

198
00:13:05,950 --> 00:13:08,840
.روز 5ام اکتبر
...سال 11ام دوران بونمی

199
00:13:08,840 --> 00:13:10,690
.اواخر پاییز بود

200
00:13:11,960 --> 00:13:14,530
هفت روز، هان؟

201
00:13:18,590 --> 00:13:19,900
.نمی‌تونیم از معبد استفاده کنیم

202
00:13:19,900 --> 00:13:21,940
!کوهستان! به سمت کوهستان

203
00:13:23,990 --> 00:13:25,820
...دیگه نمی‌تونم راه برم

204
00:13:25,820 --> 00:13:27,620
.پیرمرد، تو راهی

205
00:13:27,620 --> 00:13:29,230
.خفه شو جغله

206
00:13:29,230 --> 00:13:34,360
خب، کوچی دونو، حرف این شونی کاگه‌سوکه رو باور می‌کنی و به جنگ ملحق می‌شی؟

207
00:13:34,360 --> 00:13:37,180
.نمی‌دونم. اون فقط حرف بود

208
00:13:39,610 --> 00:13:40,560
چیه؟

209
00:13:40,560 --> 00:13:42,610
!من که چیزی نگفتم

210
00:13:43,020 --> 00:13:44,550
!راه رو باز کنید

211
00:13:45,220 --> 00:13:47,060
!ارباب داره عبور می‌کنه

212
00:13:47,060 --> 00:13:50,350
سرورم، مغول‌ها تا اینجا در پایتخت می‌رسن؟

213
00:13:50,350 --> 00:13:51,480
.ساکت

214
00:13:51,480 --> 00:13:53,470
.هنوز مطمئن نیستیم جنگی در کار باشه

215
00:13:53,470 --> 00:13:55,220
.شاید فقط برای جمع آوری تدارکات توقف کرده باشن

216
00:13:55,220 --> 00:13:57,640
در بهترین حالت 300 نفرن، هان؟

217
00:13:57,640 --> 00:14:00,310
...شنیدم مغول‌ها با ارتشی بزرگ به دشمن‌هاشون حمله می‌کنن

218
00:14:00,310 --> 00:14:01,590
!پدر

219
00:14:02,060 --> 00:14:03,490
شاهدخت تروهی؟

220
00:14:03,490 --> 00:14:06,260
تروهی! چرا این جوری لباس پوشیدی؟

221
00:14:06,260 --> 00:14:08,230
.اجازه بدین به ارتشتون ملحق بشم

222
00:14:08,230 --> 00:14:11,240
...می‌خوام به عنوان عضوی از قبیله‌ی سو یه کاری بکنم

223
00:14:16,740 --> 00:14:19,740
دیگه 17 سالت شده ولی هنوز نمی‌فهمی؟

224
00:14:19,740 --> 00:14:21,910
.جایگاهت رو به خاطر بیار

225
00:14:21,910 --> 00:14:25,260
یادت نرفته که چه خونی در رگ‌هات جاریه؟

226
00:14:25,260 --> 00:14:29,510
خونی که در رگ‌هاش جاریه؟ اون از قبیله‌ی سو نیست؟

227
00:14:30,330 --> 00:14:33,330
!اهمیتی نمی‌دم

228
00:14:33,330 --> 00:14:37,560
من عضوی از قبیله‌ی سو و دختر ارباب سوشیما هستم

229
00:14:37,560 --> 00:14:39,650
!دختر سو سوکه‌کونی

230
00:14:39,650 --> 00:14:41,520
!این کسیه که می‌خوام باشم

231
00:14:42,640 --> 00:14:44,370
.البته

232
00:14:44,370 --> 00:14:46,630
.تو دختر منی، تروهی

233
00:14:46,630 --> 00:14:50,940
.وقتی بچه داشته باشی، هر چی پیرتر بشی، بیشتر دوستشون خواهی داشت

234
00:14:51,490 --> 00:14:53,420
.نگران نباش، تروهی

235
00:14:53,420 --> 00:14:56,420
.موکوری رو به راحتی در هم می‌شکنیم

236
00:14:59,000 --> 00:15:01,930
.گونتارو، تروهی رو اینجا نگه دار

237
00:15:01,930 --> 00:15:02,930
.چ-چشم قربان

238
00:15:02,930 --> 00:15:06,910
.تمام شب قراره از کوهستان عبور کنیم

239
00:15:06,910 --> 00:15:09,580
!کوهستان از موکوری سرسخت‌تره

240
00:15:09,580 --> 00:15:11,300
!آماده باشید

241
00:15:11,300 --> 00:15:12,180
!چشم

242
00:15:12,180 --> 00:15:13,970
!پدر! برادر

243
00:15:13,970 --> 00:15:16,550
!همینجا بمون و منتظر اخبار خوب باش، تروهی

244
00:15:16,550 --> 00:15:17,820
!حتما برمی‌گردیم

245
00:15:17,820 --> 00:15:19,730
!مراقب خودتون باشید، شاهدخت

246
00:15:22,820 --> 00:15:23,870
...بچه‌ها

247
00:15:25,730 --> 00:15:26,960
...کوچی دونو

248
00:15:28,120 --> 00:15:30,480
.فهمیدن این که چی تو ذهنشه سخت نیست

249
00:15:56,370 --> 00:15:57,550
...این بو

250
00:15:59,140 --> 00:16:01,050
.تا حالا همچین بویی به مشامم نخورده بود

251
00:16:01,460 --> 00:16:05,140
...و این صداهای عجیبی که تا حالا نشنیدم

252
00:16:09,720 --> 00:16:12,120
.بالاخره ملاقات کردیم

253
00:16:15,360 --> 00:16:16,850
.بیخیال

254
00:16:16,850 --> 00:16:18,870
باید هفت روز جلو اینا مقاومت کنیم؟

255
00:16:18,870 --> 00:16:20,690
!نیروی پیشتار دشمن رو رویت کردیم

256
00:16:23,950 --> 00:16:25,870
...اون پرچم‌ها

257
00:16:25,870 --> 00:16:27,260
!گوریو

258
00:16:27,260 --> 00:16:30,990
.دشمن پایین کوه اوکوماست

259
00:16:30,990 --> 00:16:34,720
.دشت‌های روبرو باید نقطه‌ی مناسبی برای نبرد باشن

260
00:16:34,720 --> 00:16:36,010
.که اینطور

261
00:16:36,010 --> 00:16:39,260
.با توجه به این که شما سوار اسبید، اونجا نقطه‌ی خوبیه

262
00:16:39,260 --> 00:16:42,330
.ولی اونا بیش از 1000 نفرن

263
00:16:45,360 --> 00:16:46,850
.جنگ سختی می‌شه

264
00:16:46,850 --> 00:16:50,270
.اگه بخواید، کمکتون می‌کنم

265
00:16:50,270 --> 00:16:52,860
تو اینجا چیکار داری؟

266
00:16:52,860 --> 00:16:55,770
...جوون گستاخ

267
00:16:55,770 --> 00:16:58,500
تو به تنهایی چیکار می‌تونی بکنی؟

268
00:16:58,500 --> 00:17:02,410
!قبیله‌ی ما به عنوان یک عضو واحد می‌جنگه

269
00:17:02,410 --> 00:17:04,940
.به کمک تو نیازی نداریم، خارجی

270
00:17:06,130 --> 00:17:13,040
کوچی جینزابورو، تو در اون جلسه من رو شرمگین کردی

271
00:17:13,040 --> 00:17:15,590
.و حسابی خشمگین شدم

272
00:17:15,870 --> 00:17:19,040
.با خودم گفتم که باید می‌کشتمت

273
00:17:19,040 --> 00:17:24,150
.اونقدر خشمگین بودم که گذر از کوهستان در تمام شب اصلا اذیتم نکرد

274
00:17:25,330 --> 00:17:28,780
.ولی باعث شدی یه چیزی رو بفهمم

275
00:17:29,130 --> 00:17:32,740
من با این موضوع که در گذشته جنگیده بودم راضی بودم

276
00:17:32,740 --> 00:17:35,680
.و فراموش کرده بودم که جنگ بیش‌تری تو راهه

277
00:17:36,610 --> 00:17:39,140
.بهت دستور می‌دم به عقب بری

278
00:17:39,140 --> 00:17:41,040
.از تروهی محافظت کن

279
00:17:41,040 --> 00:17:42,720
هان؟ عقب؟

280
00:17:43,280 --> 00:17:46,950
.در عوض این زره رو بهت می‌دم

281
00:17:46,950 --> 00:17:48,080
!سرورم

282
00:17:48,080 --> 00:17:51,220
...اون زره متعلق به بنیان‌گزار قبیله‌ی ما، تایرا تو توموموریه

283
00:17:51,220 --> 00:17:53,940
.اون یادگاری از یک قرن قبله

284
00:17:53,940 --> 00:17:56,270
.من از اون آدم‌هایی نبودم که با گذر زمان کنار بیان

285
00:17:57,930 --> 00:18:01,140
این رو به عنوان یه طلسم خوش شانسی نگه داشته بودم

286
00:18:01,140 --> 00:18:03,720
ولی این طومار تصویری از نبرد

287
00:18:04,170 --> 00:18:06,780
!فقط سایه‌ای از افتخار گذشته است

288
00:18:06,780 --> 00:18:09,830
!این بزرگ‌ترین نبرد زندگی ماست

289
00:18:09,830 --> 00:18:13,770
!بیاید چیزی خلق کنیم که ازش یه طومار بزرگ و قشنگ بسازن

290
00:18:24,760 --> 00:18:28,750
...من

291
00:18:28,750 --> 00:18:35,830
!نواده‌ی تایرا نو توموموری، کسی که ارزشش رو در جنگ گنپی نشون داد

292
00:18:36,190 --> 00:18:42,120
!سو اومانوجو سوکه‌کونی

293
00:18:53,690 --> 00:18:56,520
.همه‌شون با هم با علامت شلیک می‌کنن

294
00:18:56,520 --> 00:18:58,480
پس این استراتژی مغول‌هاست؟

295
00:18:58,480 --> 00:18:59,690
.نبوغ آمیزه

296
00:19:00,950 --> 00:19:02,550
.اونا هدف‌های مشخصی رو هدف نمی‌گیرن

297
00:19:02,550 --> 00:19:04,750
.فقط مثل یه شبکه در هوا شلیکشون می‌کنن

298
00:19:04,750 --> 00:19:08,850
هر تیر به تنهایی ضعیف‌تره، ولی نیازی به تمرینات پیشرفته نیست

299
00:19:08,850 --> 00:19:10,590
.و تمام سربازها به صورت برابر کمک می‌کنن

300
00:19:11,320 --> 00:19:15,670
اگه از همچین تاکتیکی استفاده می‌کنن، پس یعنی
.سربازهاشون اهل مناطق مختلفی هستن

301
00:19:15,670 --> 00:19:18,050
!اسب‌های یدکی رو بیارید

302
00:19:18,050 --> 00:19:19,400
!قوی باشید

303
00:19:19,400 --> 00:19:20,520
!نزدیک‌تر بشید

304
00:19:21,670 --> 00:19:23,590
!دویست قدم تا دشمن

305
00:19:23,590 --> 00:19:25,690
!صد و پنجاه قدم

306
00:19:26,150 --> 00:19:27,720
!صد قدم

307
00:19:27,720 --> 00:19:29,230
!حمله

308
00:19:41,940 --> 00:19:43,840
سو اوماجیرو به سینه‌ی راست

309
00:19:43,840 --> 00:19:47,270
.یکی از ژنرال‌هاشون تیر زد و اون رو از اسبش انداخت

310
00:19:47,270 --> 00:19:51,990
.چندین نفر دیگه هم بعد از تیر خوردن از سو سوکه‌کونی و یاجیرو افتادن

311
00:19:52,500 --> 00:19:54,860
در سال‌های بعد، افرادی که در این سرزمین می‌زیستند

312
00:19:54,860 --> 00:19:58,350
از اعمال سو سوکه‌کونی در این روز صحبت می‌کنن

313
00:19:59,080 --> 00:20:01,000
.و اون رو خدای جنگ ساسو می‌نامند

314
00:20:01,500 --> 00:20:02,630
.آفرین

315
00:20:02,630 --> 00:20:03,930
.صفوف دشمن در هم شکستن

316
00:20:03,930 --> 00:20:04,850
...ولی

317
00:20:04,850 --> 00:20:07,270
.پدر، تقریبا به خلیج رسیدیم

318
00:20:07,270 --> 00:20:08,930
!اونا رو به دریا برونید

319
00:20:08,930 --> 00:20:09,610
!باشه

320
00:20:09,610 --> 00:20:13,110
.ارتش بزرگ مغول فقط وقتی در اون دره باشه در تنگناست

321
00:20:13,470 --> 00:20:18,270
چون اینجا خونه‌شونه دارن زیادی تلاش می‌کنن؟

322
00:20:23,070 --> 00:20:25,820
...پدر، این

323
00:20:25,820 --> 00:20:28,380
چرا همچین کاری می‌کنن؟

324
00:20:47,660 --> 00:20:49,570
سرورم، این چیه؟

325
00:20:50,220 --> 00:20:51,240
سرورم؟

326
00:20:52,370 --> 00:20:53,770
...گوش‌هام

327
00:20:53,770 --> 00:20:55,640
.یاجیزو، فرمان عقب نشینی بده

328
00:20:55,640 --> 00:20:56,490
.از اینجا می‌ریم

329
00:20:56,490 --> 00:20:57,010
!باشه

330
00:20:57,010 --> 00:20:57,940
!به دره برگردین

331
00:20:57,940 --> 00:20:59,520
!عجله کنید! فرار کنید

332
00:20:59,520 --> 00:21:02,290
!عقب نشینی کنید! عقب نشینی

333
00:21:03,400 --> 00:21:06,350
بازم اومدن؟ اینقدر زیادن؟

334
00:21:08,530 --> 00:21:10,380
!پدر، عجله کن

335
00:21:11,960 --> 00:21:13,390
اوماجیرو!؟

336
00:21:17,430 --> 00:21:21,500
!لعنتی

337
00:21:32,150 --> 00:21:35,480
!بسیار خب. با تمام توانم جنگیدم

338
00:22:06,970 --> 00:22:09,970
:قسمت دو
خدای جنگ ساسو

