1
00:00:02,000 --> 00:00:04,000
« آن‌چه گذشت »

2
00:00:04,001 --> 00:00:09,218
خب، سلام. پس بعد از این‌که جنت و سمیول
،موادی که پیدا کرده بودن رو به وینی فروختن

3
00:00:09,219 --> 00:00:11,519
داشتن توش غلت می‌زدن

4
00:00:11,520 --> 00:00:13,359
دیدید چی‌کار کردم؟

5
00:00:13,360 --> 00:00:15,879
...جنت پیشنهادی به پیتر داد که واقعاً می‌خواست‌ش

6
00:00:15,880 --> 00:00:18,039
واقعاً می‌خوام‌ش، آره -
آره -

7
00:00:18,040 --> 00:00:19,559
تا حضانتِ اَلن رو بگیره...

8
00:00:19,560 --> 00:00:20,999
!مامان

9
00:00:21,000 --> 00:00:23,119
،اما، همون‌طور که انتظار می‌رفت
...گای پیداشون کرد و بردشون پیش

10
00:00:23,120 --> 00:00:24,399
(تِیلِر» (خیاط» -
(تِیلِر» (خیاط» -

11
00:00:24,400 --> 00:00:28,319
لو تِیُر» (خیاط به فرانسوی). اما، مثل»
‫اکثر چیزها، به فرانسوی خوش‌آهنگ‌تره

12
00:00:28,320 --> 00:00:30,239
...و اون همون‌موقع و همون‌جا می‌کُشت‌شون

13
00:00:30,240 --> 00:00:33,559
جنسِ توی اون قایق دو برابر مبلغی که دریافت کردید می‌ارزیده

14
00:00:33,560 --> 00:00:37,039
اما سرنوشت میانجی‌گری کرد، چون...
...خیاط» عاشق ایشون شده بود»

15
00:00:37,040 --> 00:00:38,919
(Pat Tooh) «پت تو، با «اِچ

16
00:00:38,920 --> 00:00:43,359
و به‌ش پیامک داد، درست به‌موقع...
تا جونِ جنت و سمیول رو نجات بده

17
00:00:43,360 --> 00:00:45,719
باشه. مال شما. یه روز دیگه هم بالاش

18
00:00:45,720 --> 00:00:47,200
یالا، بیاید بریم

19
00:00:49,360 --> 00:00:50,919
یا عیسی مسیح

20
00:00:50,920 --> 00:00:54,799
تمام شاخه‌های یک درخت، مال یک تنه‌ان

21
00:00:54,800 --> 00:00:59,959
همه‌چیز به هم وصله. اقلاً، این چیزیه که
به خودمون می‌گیم تا به این دنیا معنا ببخشیم

22
00:00:59,960 --> 00:01:02,999
و بنابراین چشم‌امیدمون به چیزهایی مثل بخت و سرنوشته

23
00:01:03,000 --> 00:01:04,479
این خانم رو یادتونه؟

24
00:01:04,480 --> 00:01:06,359
دوست داری فال‌ت رو بگیرم، عزیزم؟

25
00:01:06,360 --> 00:01:07,959
فکر کنم به صلاح باشه که گرفته نشه

26
00:01:07,960 --> 00:01:10,719
،اسم این فال‌گیر، کاتیاست

27
00:01:10,720 --> 00:01:13,879
...و قراره ببینید چه نقشی در داستانِ وینی ایفا می‌کنه

28
00:01:13,880 --> 00:01:15,999
‫به کاتیا زنگ می‌زنم، اون می‌دونه چی‌کار کنیم

29
00:01:16,000 --> 00:01:17,919
...که در داستانِ جنت نقش ایفا می‌کنه...

30
00:01:17,920 --> 00:01:18,720
!وینی

31
00:01:18,721 --> 00:01:19,521
که در [...] نقش ایفا می‌کنه

32
00:01:19,522 --> 00:01:22,400
« داستان قایق »

33
00:01:22,401 --> 00:01:24,799
تمام شاخه‌ها مال یک تنه‌ان

34
00:01:24,800 --> 00:01:26,599
مثل این کانتینر

35
00:01:26,600 --> 00:01:29,399
یا خون‌ریزی جنت کف زمین

36
00:01:29,400 --> 00:01:33,599
یا این‌که یک شکارچی و یک شکارشونده
نشسته و در انتظار گادو هستن
در انتظار گودو: نمایش‌نامۀ معروف ساموئل بکت ]
[ که به فلسفۀ پوچی و بی‌منطقی زندگی می‌پردازد

37
00:01:33,600 --> 00:01:36,999
یا یک قلب مرگبار سرد که آمادۀ گرم‌شدنه

38
00:01:37,000 --> 00:01:39,959
،بله، تمام شاخه‌ها مال یک تنه‌ان

39
00:01:39,960 --> 00:01:44,039
اما گاهی باید درخت رو قطع کنیم

40
00:01:44,040 --> 00:01:46,760
تنها اون‌موقع‌ست که می‌تونیم به همه‌ش معنا ببخشیم

41
00:01:49,000 --> 00:01:52,200
« وینی »

42
00:01:52,201 --> 00:01:55,351
« وینی »
« چطور به سرنوشت کلک بزنیم »

43
00:02:02,280 --> 00:02:06,399
،رؤیا نبود. اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم

44
00:02:06,400 --> 00:02:08,000
انگار که بود

45
00:02:14,800 --> 00:02:16,679
جست‌وْجوش کردم

46
00:02:16,680 --> 00:02:19,079
پرنده‌ای رو که دیدم

47
00:02:19,080 --> 00:02:21,199
«کاردینال زرد»

48
00:02:21,200 --> 00:02:23,000
توی این کشور گیر نمیان

49
00:02:27,480 --> 00:02:29,479
،حتی توی «ایالات متحده» که مال اون‌جان

50
00:02:29,480 --> 00:02:32,999
احتمال این‌که در طبیعت ببینی‌شون... یک‌درمیلیونه

51
00:02:33,000 --> 00:02:34,160
چی؟

52
00:02:40,960 --> 00:02:42,719
چرا اون‌جا باشه؟

53
00:02:42,720 --> 00:02:48,599
،چطور؟ چطور ممکنه اون‌جا باشه
وقتی هیچ‌جوره نباید باشه؟

54
00:02:48,600 --> 00:02:51,999
شاید فقط دنیا سعی داره یه چیزی به‌ت بگه

55
00:02:52,000 --> 00:02:53,359
خوش‌بختی، وینسنت

56
00:02:53,360 --> 00:02:55,600
قراره تمام چیزهایی که همیشه
می‌خواستی رو به دست بیاری

57
00:02:57,080 --> 00:02:58,999
من یه امپراطوری می‌خوام

58
00:02:59,000 --> 00:03:01,199
مگه همین‌حالاش نداری؟

59
00:03:01,200 --> 00:03:04,800
این؟ یه شهرک متوسط

60
00:03:05,960 --> 00:03:07,959
شاید روستای بزرگ

61
00:03:07,960 --> 00:03:14,880
دارم از فیل‌های رومی غول‌پیکر وْ این پُخ‌ها حرف می‌زنم

62
00:03:16,400 --> 00:03:17,880
چیه؟

63
00:03:20,640 --> 00:03:23,199
یه نفر به‌ت خیانت می‌کنه

64
00:03:23,200 --> 00:03:27,039
یه نفر... که برات مهمه

65
00:03:27,040 --> 00:03:31,039
یعنی کی؟ -
نمی... تونم بگم -

66
00:03:31,040 --> 00:03:33,199
خب پس چی‌کار باید بکنم؟

67
00:03:33,200 --> 00:03:35,440
این سرنوشت‌ته، وینسنت

68
00:03:37,160 --> 00:03:38,680
نه، نمی‌تونه باشه

69
00:03:40,440 --> 00:03:42,040
کلّه‌گنده‌بودن

70
00:03:43,200 --> 00:03:44,760
داشتن تاج بر سر

71
00:03:45,760 --> 00:03:48,360
گردن‌درد وْ این‌ها به آدم می‌ده

72
00:03:50,600 --> 00:03:54,159
این افراد فقط دست‌راست من نیستن. برادرهام‌ان

73
00:03:54,160 --> 00:03:56,879
هابیل و قابیل هم همین‌طور بودن -
کی؟ -

74
00:03:56,880 --> 00:03:58,280
بی‌خیال

75
00:04:00,040 --> 00:04:02,500
از دبستان همدیگه رو می‌شناسیم

76
00:04:03,320 --> 00:04:05,320
از وقتی شرت پامون بود

77
00:04:07,080 --> 00:04:08,919
نمی‌تونه یکی از اون‌ها باشه

78
00:04:08,920 --> 00:04:12,639
گاز؛ بکارت‌مون رو با هم از دست دادیم

79
00:04:12,640 --> 00:04:16,199
نه به همدیگه. به زن‌ها

80
00:04:16,200 --> 00:04:18,319
مثلاً، توی یه اتاق

81
00:04:18,320 --> 00:04:24,160
باتل‌هد» (دائم‌الخمر) و نن‌جون‌ش وقتی بابام رفت تو (زندان)»
و مامان‌م رفت بیرون و هیچ‌وقت برنگشت، من رو قبول کردن

82
00:04:27,000 --> 00:04:30,639
پیت‌کوچیکه به‌خاطر دراومدن پشت من توی
جروْبحث سر مایه‌تیله با چندتا مشنگ لندنی

83
00:04:30,640 --> 00:04:34,079
که از کنترل خارج شد، صورت‌ش خردخاک‌شیر شد

84
00:04:34,080 --> 00:04:35,500
...و پیت‌بزرگه

85
00:04:37,600 --> 00:04:39,599
خب، پیت‌بزرگه که پیت‌بزرگه‌ست

86
00:04:39,600 --> 00:04:43,039
گریه‌کردن من رو ۱۴ بار دیده

87
00:04:43,040 --> 00:04:44,760
یه بار با هم گریه کردیم

88
00:04:46,160 --> 00:04:48,160
فکر کنم به‌خاطر «شیرشاه» بود

89
00:04:50,480 --> 00:04:52,959
اون‌ها تنها افراد زندگی‌م‌ان

90
00:04:52,960 --> 00:04:54,599
...امکان نداره

91
00:04:54,600 --> 00:04:56,600
امکان نداره اون‌ها باشن

92
00:04:56,750 --> 00:04:57,750
امکان نداره

93
00:05:12,680 --> 00:05:16,999
پس منظورت اینه، مثلاً، به‌همون‌خاطر به‌م خیانت می‌شه؟

94
00:05:17,000 --> 00:05:19,239
چون بالأخره امپراطوری‌م رو به دست میارم؟

95
00:05:19,240 --> 00:05:21,079
یا مثلاً، برعکسه؟

96
00:05:21,080 --> 00:05:25,999
مثلاً، فقط به‌این‌خاطر به‌م خیانت می‌شه، چون
وارد یه سطح دیگه می‌شم، از لحاظ امپراطوری؟

97
00:05:26,000 --> 00:05:29,919
من فقط چیزی که توی ورق‌ها هست رو می‌تونم به‌ت بگم

98
00:05:29,920 --> 00:05:34,240
سرنوشت‌ت رو نمی‌تونی کنترل کنی، فقط می‌تونی بپذیری‌ش

99
00:05:42,000 --> 00:05:45,000
خب، ریدم تو اون

100
00:06:08,280 --> 00:06:10,999
روبه‌راه‌اید، پسرها؟ -
روبه‌راه‌ای، وین؟ -

101
00:06:11,000 --> 00:06:14,199
وین، اون دیگه چه کوفتیه؟

102
00:06:14,200 --> 00:06:17,559
اون، پسرها، به شما مربوط نمی‌شه، باشه؟

103
00:06:17,560 --> 00:06:20,159
واسه چیه؟ چیزه...؟

104
00:06:20,160 --> 00:06:21,879
یه قانون هست

105
00:06:21,880 --> 00:06:24,879
نمی‌رید داخل اون کانتینر

106
00:06:24,880 --> 00:06:26,400
تنها خواسته‌م همینه

107
00:06:31,520 --> 00:06:33,440
این به من مربوط می‌شه

108
00:06:35,120 --> 00:06:36,360
...فقط

109
00:06:38,440 --> 00:06:40,040
به‌م اعتماد کنید

110
00:07:15,040 --> 00:07:17,520
یالا، یالا، یالا، یالا، یالا

111
00:07:19,400 --> 00:07:21,680
یالا، یالا، یالا، یالا، یالا

112
00:07:30,500 --> 00:07:34,000
من و همکارم نمایندۀ «گروه کازوار» هستیم و یک پیشنهاد کاری »
« براتون داریم. اگه علاقه‌مندید، تماس بگیرید. ولی زیاد معطل نکنید

113
00:07:39,250 --> 00:07:40,850
« گروه کازوار تأمین و توزیع‌کنندۀ کوکائین به اروپا »

114
00:07:50,720 --> 00:07:54,560
شاخه‌های درخت‌مون همین‌جا به هم وصل می‌شن

115
00:07:56,400 --> 00:07:58,679
‫پس تازه‌کارید. من هم با تازه‌کارها کار نمی‌کنم

116
00:07:58,680 --> 00:08:01,479
‫پس همین دیگه، آره؟

117
00:08:01,480 --> 00:08:05,000
.همکاری این‌طوری شروع نمی‌شه
‫نه برای «کازوار». نه. نه، نه

118
00:08:08,760 --> 00:08:12,000
رئیس، کجا می‌ری؟ -
‫- به کاتیا زنگ می‌زنم، اون می‌دونه چی‌کار کنیم

119
00:08:16,960 --> 00:08:22,479
،چیز وامونده‌م... چیزی که گفتی، شانس‌م

120
00:08:22,480 --> 00:08:26,039
،ا... امپراطوری

121
00:08:26,040 --> 00:08:29,479
فقط این‌که الآن به گا رفته -
آروم باش، آروم باش. کجا...؟ -

122
00:08:29,480 --> 00:08:32,399
مهم‌ترین معاملۀ زندگی‌مه، اون‌وقت
همه‌ش دارم فکروْخیال می‌کنم

123
00:08:32,400 --> 00:08:36,719
الآنه که برینم توی همه‌ش، چون نمی‌تونم
،چیزی که تو گفتی رو از سرـم بیرون کنم

124
00:08:36,720 --> 00:08:39,319
این‌که قراره به‌م خیانت بشه -
به‌ت که گفتم -

125
00:08:39,320 --> 00:08:40,999
این دو به هم مرتبط نیستن

126
00:08:41,500 --> 00:08:43,000
!چی‌کار باید بکنم؟

127
00:08:45,800 --> 00:08:48,120
دل رو به دریا بزنم و ریسکِ به‌گارفتن رو به جون بخرم

128
00:08:50,000 --> 00:08:51,759
،یا راه‌م رو بکشم برم

129
00:08:51,760 --> 00:08:53,719
،تا ابد به فکر گذشته باشم

130
00:08:53,720 --> 00:08:56,639
همیشه برام سؤال باشه که آیا اشتباه کرده‌ام

131
00:08:56,640 --> 00:08:58,840
ورق خورشید رو کشیدم

132
00:08:59,520 --> 00:09:01,420
خوش‌بختی مال تو می‌شه

133
00:09:02,120 --> 00:09:04,120
ازش فرار نکن

134
00:09:06,080 --> 00:09:07,320
خودشه

135
00:09:09,600 --> 00:09:12,359
!‫وایسید، وایسید! نرید

136
00:09:12,360 --> 00:09:17,120
تاحالا همچین معاملۀ گنده‌ای
نکرده‌ام. ‫‫به سرنوشت اعتقاد دارید؟

137
00:09:18,360 --> 00:09:20,039
قطعاً

138
00:09:20,040 --> 00:09:22,400
من هم. پس بیاید از نو شروع کنیم

139
00:09:26,120 --> 00:09:29,399
.یه نفر به‌ت خیانت می‌کنه
یه نفر به‌ت خیانت می‌کنه

140
00:09:29,400 --> 00:09:32,480
.یه نفر به‌ت خیانت می‌کنه
یه نفر به‌ت خیانت می‌کنه

141
00:10:23,040 --> 00:10:24,440
می‌دونستم توئی

142
00:10:25,920 --> 00:10:28,679
،دیدم‌ت! با چشم‌های خودم دیدم‌ت، رفیق

143
00:10:28,680 --> 00:10:32,080
!پس اون‌طوری به‌م نگاه نکن

144
00:10:40,160 --> 00:10:43,399
یالا دیگه. خودت رو توجیه کن -
چه وضع‌شه، وینی؟ -

145
00:10:43,400 --> 00:10:46,959
چه وضع‌شه؟ -
رفتی توی اون کانتینر یا نه؟ -

146
00:10:46,960 --> 00:10:50,759
...نه، من -
دوربین کار گذاشته بودم. تمام مدت داشتم تماشات می‌کردم -

147
00:10:50,760 --> 00:10:52,439
دیدم‌ت

148
00:10:52,440 --> 00:10:55,439
باشه، باشه، رفتم توش، خب؟ کنجکاو بودم

149
00:10:55,440 --> 00:10:57,319
،فقط می‌خواستم بدونم توش چیه

150
00:10:57,320 --> 00:11:01,039
!ولی هیچی اون‌تو نیست، وین! خالیه -
دقیقاً -

151
00:11:01,040 --> 00:11:07,680
چی؟ چرا خالیه؟ -
!تا کسی که رفت اون‌تو، بدونه توی خیانت هیچی نیست -

152
00:11:22,240 --> 00:11:25,639
!بیاید سر در بیاریم توش چیه

153
00:11:25,640 --> 00:11:27,320
یالا، پسر

154
00:11:32,760 --> 00:11:33,880
یالا

155
00:11:39,800 --> 00:11:41,760
بزن، پیتربزرگه

156
00:11:43,240 --> 00:11:45,399
بزن، پیت‌بزرگه

157
00:11:45,400 --> 00:11:47,480
!یالا -
شرمنده -

158
00:11:52,680 --> 00:11:57,279
ما همه قهرمانِ داستان خودمون‌ایم، مگه نه؟

159
00:11:57,280 --> 00:11:59,120
حتی این یارو

160
00:12:01,560 --> 00:12:04,159
وین، مطمئن‌ای مشکلی پیش نمیاد؟

161
00:12:04,160 --> 00:12:06,759
یقین دارم -
ولی ما کلاً سه نفریم -

162
00:12:06,760 --> 00:12:08,240
مهم نیست

163
00:12:09,520 --> 00:12:11,879
به سرنوشت کلک زدم، مگه نه؟

164
00:12:11,880 --> 00:12:14,560
ازاین‌به‌بعد نون‌مون تو روغنه، پسرها

165
00:12:54,360 --> 00:12:59,040
ما خیلی‌وقته همدیگه رو می‌شناسیم
که بذاریم این پُخ چوب لای چرخ‌مون بذاره

166
00:13:05,960 --> 00:13:08,360
دیگه تمومه، آره؟

167
00:13:13,920 --> 00:13:15,959
آره؟

168
00:13:15,960 --> 00:13:17,000
!وینی

169
00:13:19,120 --> 00:13:20,280
!وینی

170
00:13:22,000 --> 00:13:24,679
!بیا بیرون، باید باهات حرف بزنم

171
00:13:24,680 --> 00:13:26,160
!من‌ام

172
00:13:27,480 --> 00:13:29,599
چی...؟ چه وضع‌شه...؟

173
00:13:29,600 --> 00:13:32,519
چی...؟ لهجه‌ت چی شد؟

174
00:13:32,520 --> 00:13:34,999
باید یه چیزی به‌ت بگم

175
00:13:35,000 --> 00:13:37,799
...حقیقت اینه که... همه‌چی

176
00:13:37,800 --> 00:13:40,600
همه‌چی به گای سگ رفته

177
00:13:43,000 --> 00:13:44,550
« سمیول »

178
00:13:44,551 --> 00:13:46,959
« سمیول »
« گادو و کوزه‌ها »
باشه. مال شما. یه روز دیگه هم بالاش

179
00:13:46,960 --> 00:13:48,560
گی ازتون چشم برنمی‌داره

180
00:13:49,360 --> 00:13:51,039
امیدوارم پول رو گیر بیارید

181
00:13:51,040 --> 00:13:52,960
یالا، بیاید بریم

182
00:14:01,720 --> 00:14:03,040
یالا

183
00:14:04,480 --> 00:14:06,240
خب، کی گشنه‌شه؟

184
00:14:10,280 --> 00:14:13,040
واقعاً متأسف‌ام که نمی‌تونستم اون‌جا باشم

185
00:14:14,880 --> 00:14:17,999
ولی روز خوبی داشتی که، آره؟

186
00:14:18,000 --> 00:14:20,919
‏‏۸۹. سن معرکه‌ایه، نن‌جون

187
00:14:20,920 --> 00:14:23,639
بفرما، عزیزجان -
این رو هیچ‌وقت فراموش نکن، جدی می‌گم -

188
00:14:23,640 --> 00:14:27,360
،ببین، یه لطفی در حق‌م بکن
استراحت کن و یه آب‌جو به حساب من بخور

189
00:14:29,000 --> 00:14:32,360
بله، می‌دونی که دوست‌ت دارم

190
00:14:45,920 --> 00:14:49,599
خب، هنوز راهی برای جفت‌وْجورکردن
پنج میلیون پوند پیدا نکردید؟

191
00:14:49,600 --> 00:14:51,400
داریم روـش کار می‌کنیم

192
00:14:52,920 --> 00:14:55,420
می‌دونی، ممکن بود خیلی بدتر باشه

193
00:14:55,421 --> 00:14:59,359
منظورم اینه، معمولاً تا الآن
پلک‌هاتون با سوزن‌منگنه بازِ باز بود

194
00:14:59,360 --> 00:15:01,880
تا بتونید سفره‌شدن شیکم خودتون رو تماشا کنید

195
00:15:04,560 --> 00:15:07,719
و باور کنید، اون مال موقعیه که سر کِیف باشه

196
00:15:07,720 --> 00:15:10,759
ببینید، نمی‌دونم چی رفته توی جلدش، واقعاً نمی‌دونم

197
00:15:10,760 --> 00:15:14,159
ولی تابه‌حال هرگز ندیده‌ام به کسی شانس مجدد بده

198
00:15:14,160 --> 00:15:17,919
و منظورم اینه هرگز

199
00:15:17,920 --> 00:15:20,839
،پس اگه جای شما بودم، می‌دونی
فرصت رو غنیمت می‌شمردم

200
00:15:20,840 --> 00:15:23,559
داریم سعی خودمون رو می‌کنیم

201
00:15:23,560 --> 00:15:27,479
اوه، و، آم... راستی ممنون که فرار نمی‌کنید

202
00:15:27,480 --> 00:15:29,200
متنفرم همۀ افراد این‌جا رو بکُشم

203
00:15:34,800 --> 00:15:36,600
حالا، اون رو ببین

204
00:15:37,760 --> 00:15:38,840
!اوه

205
00:15:40,760 --> 00:15:44,000
حالا، اون... آخرتِ مافین‌ـه

206
00:15:45,720 --> 00:15:47,279
اون تخم‌مرغ‌ها چطوره؟

207
00:15:47,280 --> 00:15:50,639
بد نیست -
اصلاً چطور می‌تونی...؟ -

208
00:15:50,640 --> 00:15:53,759
من وقتی اضطراب می‌گیرم، چیزی
می‌خورم. مثل تو که وراجی می‌کنی

209
00:15:53,760 --> 00:15:57,599
دوست‌های وکیل‌ت چطور؟ باید
ثروتمند باشن. ثروتمند نیستن؟

210
00:15:57,600 --> 00:16:00,759
دقیقاً دوست‌های زیادی برام باقی نمونده -
باید یه نفر باشه -

211
00:16:02,640 --> 00:16:06,280
اوه، از نظرت خنده‌داره؟ -
...نه، چیزه، آم -

212
00:16:07,280 --> 00:16:10,120
مثل تماشای موش‌هاست که
سعی دارن از وان بیان بیرون

213
00:16:18,840 --> 00:16:20,759
...آم

214
00:16:20,760 --> 00:16:22,520
من... دستشویی دارم

215
00:16:24,240 --> 00:16:26,920
مستراح همون‌جاست -
نه -

216
00:16:29,400 --> 00:16:32,079
ببین، ما قراره برای یک روز دیگه با هم سر کنیم

217
00:16:32,080 --> 00:16:36,840
همه‌مون قراره در یه مقطعی مجبور
بشیم بریم برای یه... شمارۀ دو

218
00:16:40,360 --> 00:16:41,400
لطفاً

219
00:16:42,800 --> 00:16:44,559
خیلی‌خب

220
00:16:44,560 --> 00:16:47,439
اما جدی می‌گم، اگه تا دو دقیقۀ دیگه برنگردی، می‌کُشم‌ش

221
00:16:47,440 --> 00:16:51,280
جایی نمی‌رم. من یه موش داخل وان‌ام، یادته؟

222
00:16:57,760 --> 00:17:02,380
هوی، اگه خودت دستشویی‌ت بگیره چی؟ اون‌وقت
چی‌کار می‌خوای بکنی؟ فکر همه‌جاش رو نکردی

223
00:17:02,381 --> 00:17:03,880
چاره می‌کنیم

224
00:17:08,280 --> 00:17:11,199
بدترین روز زندگی‌ت کدوم بود؟

225
00:17:11,200 --> 00:17:14,080
چون باورت بشه یا نه، این بدترین روز زندگی من نیست

226
00:17:17,320 --> 00:17:22,799
!مردم از خوردن به کف سنگ حرف می‌زنن. سنگ؟ یا پیغمبر
[ اصطلاحی برای رسیدن به ته خط و اوج بدبختی ]

227
00:17:22,800 --> 00:17:25,000
اون پایین خیلی بدتر از سنگ هست

228
00:17:25,001 --> 00:17:32,719
شیشۀ شکسته هست، سیم‌خاردار، تیغ‌های
به‌قدری تیز که فقط نگاه‌کردن به‌شون آدم رو می‌بُره

229
00:17:32,720 --> 00:17:36,399
می‌خوای بدترین روزم رو بدونی؟ -
نه، نمی‌خوام -

230
00:17:36,400 --> 00:17:41,280
،خونه‌م رو توی قمار از دست دادم
بدون این‌که روح زن‌م هم خبر داشته باشه

231
00:17:47,040 --> 00:17:49,799
،من خانواده‌م رو دوست دارم
ولی به‌‌هرحال اون کار رو کردم

232
00:17:49,800 --> 00:17:56,759
چون، می‌دونی، اسیر شده بودم، درتکاپو
برای رسیدن به اون تنها چیز قطعی بودم

233
00:17:56,760 --> 00:17:59,000
...منظورم اینه، دنبال

234
00:18:05,400 --> 00:18:08,700
چی شده؟ -
همین‌جوری پیداش کردم -

235
00:18:08,701 --> 00:18:12,519
شما دکتری؟ -
نه. از دوستان‌مه. بذارید بلندش کنم، ببریم‌ش بیمارستان -

236
00:18:12,520 --> 00:18:15,999
اوه، نه، نه، نه، نه، به‌ش دست
نزنید. من آمبولانس خبر کردم

237
00:18:16,000 --> 00:18:18,679
توی راهه

238
00:18:18,680 --> 00:18:22,320
طوری نیست، عزیزجان. طوری نیست. می‌دونم

239
00:18:42,440 --> 00:18:44,680
یه نفر رو الآن آوردن؛ جنت کمبل

240
00:18:48,360 --> 00:18:51,959
اه، بله، الآن آوردن. جنت کمبل

241
00:18:51,960 --> 00:18:53,879
آره. به‌معنای واقعی کلمه همین‌الآن اسم‌ش رو گفتم

242
00:18:53,880 --> 00:18:58,319
الآن دکتر داره ارزیابی‌ش می‌کنه -
می‌تونیم ببینیم‌ش؟ -

243
00:18:58,320 --> 00:19:00,720
فقط می‌خوایم بدونیم حال‌ش خوبه یا نه. نگران‌ش‌ایم

244
00:19:00,721 --> 00:19:03,519
آره. واقعاً نگران‌ش‌ایم -
بشینید -

245
00:19:03,520 --> 00:19:06,040
به‌زودی یه دکتر میاد می‌بیندتون

246
00:19:21,800 --> 00:19:25,879
،معمولاً در این مقطع من دربارۀ یک شخصیت دیگه حرف می‌زنم

247
00:19:25,880 --> 00:19:29,999
اما اغلب زندگی همینه. انتظار

248
00:19:30,000 --> 00:19:34,000
نمی‌دونی پشت یک درِ بسته چه خبره

249
00:19:37,000 --> 00:19:40,039
شاخه‌ها می‌دونن که جزئی از یک چیز بزرگ‌ترن؟

250
00:19:40,040 --> 00:19:42,999
یا که فکر می‌کنن خودشون درخت‌ان؟

251
00:19:43,000 --> 00:19:45,999
همین‌الآن گفته باشم، بهتره ادا درنیاورده باشه

252
00:19:46,000 --> 00:19:47,359
چرا ادا دربیاره؟

253
00:19:47,360 --> 00:19:49,719
آدم‌ها وقتی جون‌شون در خطر
باشه، همه‌جور گُهی می‌خورن

254
00:19:49,720 --> 00:19:52,319
هزار بار دیده‌ام -
این کار رو با من نمی‌کنه -

255
00:19:52,320 --> 00:19:54,959
اوه. دوست‌های خوبی هستید؟ جون‌جونی‌اید؟

256
00:19:54,960 --> 00:19:59,600
.به‌هیچ‌وجه. ولی دروغ نمی‌گه
دروغ‌گفتن‌ش رو دیده‌ام، اون‌قدرها توش خوب نیست

257
00:20:01,000 --> 00:20:02,360
خب، حالا که این‌جائیم

258
00:20:05,360 --> 00:20:08,080
از اون کار پشیمون‌ای؟ -
چی؟ -

259
00:20:09,520 --> 00:20:12,519
به‌رگباربستن کُل یه پاسگاه پلیس

260
00:20:12,520 --> 00:20:14,079
پشیمونی فایده‌ای نداره

261
00:20:14,080 --> 00:20:16,279
آبِ ریخته جمع‌شدنی نیست

262
00:20:16,280 --> 00:20:18,199
!جلوی پات رو نگاه کن

263
00:20:18,200 --> 00:20:22,239
ببخشید، درحال‌حاضر با کمبود نیروی جدی‌ای مواجه‌ایم

264
00:20:22,240 --> 00:20:24,440
این‌جا یه جوک دربارۀ «اِن‌اِچ‌اِس» وارد کنید
[ سازمان بهداشت ملی انگلستان :NHS ]

265
00:20:27,000 --> 00:20:29,359
...محض اطمینان، مریض‌تون -
جنت کمبل، آره -

266
00:20:29,360 --> 00:20:31,679
درسته، خب، الآن داریم می‌بریم‌ش اتاق‌عمل

267
00:20:31,680 --> 00:20:35,919
خوب می‌شه؟ -
جواب صادقانه اینه که نمی‌دونیم -

268
00:20:35,920 --> 00:20:39,519
همچین خون‌ریزی‌ای، من فکر می‌کنم
،پارگی کیست تخمدان، به‌احتمال‌زیاد

269
00:20:39,520 --> 00:20:41,719
ولی تا نبریم‌ش توی اتاق‌عمل، از چیزی مطمئن نیستیم

270
00:20:41,720 --> 00:20:44,320
به‌محض این‌که چیزی بفهمیم، به‌تون اطلاع می‌دیم -
ممنون، دکتر -

271
00:20:50,640 --> 00:20:52,200
تیک‌تاک

272
00:21:11,680 --> 00:21:14,319
پس... واقعاً چیزی نیست که ازش پشیمون باشی؟

273
00:21:14,320 --> 00:21:16,079
فقط دارم یه سؤال می‌پرسم

274
00:21:16,080 --> 00:21:19,479
دوباره داری اون کار رو می‌کنی -
چی‌کار؟ -

275
00:21:19,480 --> 00:21:24,799
سعی داری... خودت رو «اینگرتیتود» (ناسپاسی) کنی تا نکُشم‌ت

276
00:21:24,800 --> 00:21:28,759
...اینگرِیشیئِیت» (عزیزکردن). و نه، من فقط»

277
00:21:28,760 --> 00:21:32,879
فقط دارم سر صحبت رو باز می‌کنم -
،می‌دونی، اگه جای تو بودم -

278
00:21:32,880 --> 00:21:37,340
 بیش‌تر نگران پیداکردن یه راهی برای این می‌بودم
که چطور قراره اون‌همه پول رو گیر بیارم

279
00:21:37,341 --> 00:21:39,040
باور کن، هستم

280
00:21:41,720 --> 00:21:44,359
،پس کمی دیگه منتظر موندن

281
00:21:44,360 --> 00:21:49,359
و درحالی‌که جونِ جنت روی هوا
بود، جونِ سمیول هم همین‌طور

282
00:21:49,360 --> 00:21:51,999
،حالا سرنوشت‌شون در هم تنیده شده بود

283
00:21:52,000 --> 00:21:55,399
و تنها چیزی که می‌تونست جداشون کنه، مرگ بود

284
00:21:55,400 --> 00:21:58,919
یا، می‌دونی، گیرآوردن پنج میلیون پوند

285
00:21:58,920 --> 00:22:01,159
هر کدوم که زودتر پیش میومد

286
00:22:01,160 --> 00:22:03,799
هی، هی، خبری از جنت کمبل نیست؟ -
جنت؟ -

287
00:22:03,800 --> 00:22:06,800
ببخشید، داشتم میومدم به‌تون اطلاع بدم

288
00:22:06,801 --> 00:22:11,001
جراحی خوب پیش رفت، الآن یکی از همکاران
داره بخیه‌ش می‌زنه، و بعد می‌ره برای بهبودی

289
00:22:11,002 --> 00:22:13,039
درسته، پس می‌تونم ببینم‌ش؟ -
هر موقع به هوش بیاد، بله -

290
00:22:13,040 --> 00:22:15,959
خب، یعنی کِی؟ -
به‌محض این‌که بتونیم. میام پیداتون می‌کنم، قول می‌دم -

291
00:22:15,960 --> 00:22:18,639
حال‌ش خوب می‌شه. مهم همینه

292
00:22:18,640 --> 00:22:21,720
حال‌ش خوب می‌شه -
آره، درسته -

293
00:22:29,880 --> 00:22:31,360
تیک‌تاک

294
00:22:36,800 --> 00:22:38,960
ازش لذت می‌بری، مگه نه؟

295
00:22:40,400 --> 00:22:43,200
این‌که سربه‌سر من بذاری. تو قلدری

296
00:22:44,960 --> 00:22:48,120
من قلدر نیستم -
اوه، آره؟ خب، پس چی هستی؟ -

297
00:22:51,440 --> 00:22:52,720
نمی‌دونم

298
00:22:56,120 --> 00:22:58,799
نوچه‌ام، به‌گمون‌م. کاری که به‌م گفته شده رو انجام می‌دم

299
00:22:58,800 --> 00:23:01,119
و مشکلی باهاش نداری؟ -
بابت‌ش پول خیلی خوبی می‌گیرم -

300
00:23:01,120 --> 00:23:03,239
اوه، و پوله که دنیا رو می‌چرخونه، اوه، درسته، آره

301
00:23:03,240 --> 00:23:04,599
می‌دونی، خیلی وراجی می‌کنی

302
00:23:04,600 --> 00:23:06,519
تو هم خیلی آدم می‌کُشی -
:تابه‌حال زن‌ت به‌ت گفته -

303
00:23:06,520 --> 00:23:10,160
دهن گشادت رو ببند»؟» -
نه. راست‌ش -

304
00:23:15,560 --> 00:23:17,159
منظورم اینه، همیشه حرف گوش نمی‌ده

305
00:23:17,160 --> 00:23:19,319
اوه، توروخّدا، رفیق. توروخّدا

306
00:23:19,320 --> 00:23:21,919
من به روان‌شناس وامونده‌ت می‌خورم؟

307
00:23:21,920 --> 00:23:24,040
آره یه‌خرده، بخوام روراست باشم

308
00:24:02,360 --> 00:24:06,320
...به خدا قسم اگه یه بار دیگه بگی تیک‌تاک -
نمی‌خواستم بگم -

309
00:24:11,000 --> 00:24:13,000
من، آم...؟ -
آره، خروْپف کردی -

310
00:24:13,080 --> 00:24:14,080
شرمنده از اون بابت

311
00:24:15,480 --> 00:24:18,079
...گوش کن، خوش‌حال‌ام که چیز نکردی، آم

312
00:24:18,080 --> 00:24:21,800
...خب، گفتم آخرش که پیدام می‌کنی، پس

313
00:24:23,720 --> 00:24:27,040
کاملاً درسته -
شکی درش نیست -

314
00:24:33,000 --> 00:24:34,520
ازش پشیمون‌ای؟

315
00:24:35,760 --> 00:24:38,000
منظورم قمار وْ این حرف‌هاست

316
00:24:41,200 --> 00:24:44,360
هر روز -
خب بگو ببینم، چطور ازش دست کشیدی؟ -

317
00:24:46,760 --> 00:24:49,359
پول‌م ته کشید

318
00:24:49,360 --> 00:24:55,640
«خداشاهده اگه به‌خاطر اون نبود، هنوز توی «چلتنهام
داشتم پنجاه‌پوندی پرت می‌کردم برای احتمال سی‌به‌یک
[ اشاره به شرط‌بندی در جشنوارۀ اسب‌دوانی چلتنهام ]

319
00:25:00,880 --> 00:25:02,360
...می‌دونی، ازم پرسیدی

320
00:25:04,680 --> 00:25:06,760
...کاری هست که ازش پشیمون باشم

321
00:25:09,920 --> 00:25:11,440
و هست

322
00:25:13,720 --> 00:25:18,039
نه خون، نه استخون‌ها، نه جنازه‌هایی که سوزوندم و دفن کردم

323
00:25:18,040 --> 00:25:22,319
نه زخم‌ها، و نه تااین‌قدری‌مرگ‌رفتن

324
00:25:22,320 --> 00:25:24,680
یا بچه‌ای که یتیم کردم

325
00:25:31,160 --> 00:25:34,040
...می‌دونی، قبل از این‌که بیام توی این کار

326
00:25:37,120 --> 00:25:38,880
سردرگم بودم

327
00:25:42,880 --> 00:25:45,160
بچه که بودم، می‌خواستم بوکسور بشم

328
00:25:46,640 --> 00:25:50,319
،ولی به‌م گفتن بعدها یه آسیب مغزی ببینم، می‌دونی

329
00:25:50,320 --> 00:25:54,160
«باقی عمرت رو با یه نِی احمقانه غذای مایع می‌خوری»

330
00:25:56,080 --> 00:26:00,280
بعد یه‌مشت تصمیم احمقانه، روابط بد، همه‌چیزِ بد

331
00:26:00,299 --> 00:26:01,799
،و برعکسِ اون

332
00:26:01,800 --> 00:26:04,759
می‌دونی، وقتی به چیزی دست می‌زنی
و تبدیل به طلا می‌شه، چی می‌گن به‌ش؟

333
00:26:04,760 --> 00:26:07,839
«لمس مایداس» -
درسته -
میداس: پادشاه فریگیه که بنا بر اسطوره‌های یونانی ]
[ هرآن‌چه را که لمس می‌کرد به طلا تبدیل می‌شد

334
00:26:07,840 --> 00:26:09,840
یه روزی بود

335
00:26:11,560 --> 00:26:17,080
بنا به دلیلی از خواب بیدار شدم
و احساس کردم، گُه بگیرن... حس‌ش کردم

336
00:26:19,800 --> 00:26:23,999
انگار بالأخره دنیا یه چیزی برام مقدّر کرده بود

337
00:26:24,000 --> 00:26:27,399
و یه نگاه به این گلدون روی طاقچۀ بالای شومینه‌م انداختم

338
00:26:27,400 --> 00:26:30,959
،بابابزرگ‌م درست‌ش کرده بود
و بعد از این‌که مُرد، نگه‌ش داشتم

339
00:26:30,960 --> 00:26:35,960
قسم می‌خورم، هر دفعه که به‌ش نگاه
می‌کردم، من رو می‌برد یه جای دیگه

340
00:26:36,240 --> 00:26:39,799
...خطوط‌ش، انحناهاش، جوری که

341
00:26:39,800 --> 00:26:44,439
...احساس حماقت می‌کنم حتی به زبون‌ش بیارم، ولی

342
00:26:44,440 --> 00:26:45,540
واقعاً حس‌ش کردم

343
00:26:47,000 --> 00:26:49,839
...می‌دونی، برای بعضی آدم‌ها موسیقیه یا عشق، ولی

344
00:26:49,840 --> 00:26:51,840
برای من اون گلدونه بود

345
00:26:52,400 --> 00:26:55,560
‫پس... پشیمونی‌ت از چیه؟

346
00:26:58,720 --> 00:27:01,679
‫خب، اون روز یه جایی پیدا کردم که
‫توش کلاس کوزه‌گری برگزار می‌شد،

347
00:27:01,680 --> 00:27:04,200
‫از پس‌اندازم پول برداشتم و رفتم اون‌جا

348
00:27:06,440 --> 00:27:10,479
‫و اون‌جا وایستادم، بیرون از توی پنجره حدود...

349
00:27:10,480 --> 00:27:12,119
‫۲۰ دقیقه وایستادم نگاه کردم

350
00:27:12,120 --> 00:27:14,039
‫- و نرفتی داخل؟
‫- نه

351
00:27:14,040 --> 00:27:16,359
‫احساس حماقت کردم

352
00:27:16,360 --> 00:27:20,480
‫با خودم گفتم: «من وْ این کارها؟ گای، یه نگاه به خودت بنداز»

353
00:27:23,600 --> 00:27:27,280
‫دو روز بعدش، ‫به‌خاطر دوهزار تا پاهای
یه نفر رو ‫شکستم، این شد که به این‌جا رسیدم

354
00:27:31,240 --> 00:27:32,360
‫ممنون

355
00:27:33,920 --> 00:27:35,480
‫که باهام درمیون گذاشتی

356
00:27:38,000 --> 00:27:40,359
‫می‌دونم چی‌کار داری می‌کنی، ولی کارساز نیست

357
00:27:40,360 --> 00:27:42,959
‫- چی‌کار دارم می‌کنم؟
‫- می‌خوای باهام صمیمی بشی

358
00:27:42,960 --> 00:27:45,439
‫انگار که توی اون فیلم‌های احساسی تخمی باشیم

359
00:27:45,440 --> 00:27:48,319
‫و داستان اینه که گیر هم افتادیم،

360
00:27:48,320 --> 00:27:50,440
‫و اگه خودت رو تو دل‌م جا کنی، اون‌وقت شاید...

361
00:27:51,800 --> 00:27:54,719
‫شاید بذارم از همۀ این قضایا قسر دربری

362
00:27:54,720 --> 00:27:56,360
‫شاید نزنم بکُشم‌ت

363
00:27:58,160 --> 00:28:00,800
‫اما توی دنیا واقعی این‌طوری نیست

364
00:28:03,840 --> 00:28:05,120
‫آم...

365
00:28:06,640 --> 00:28:08,800
‫لااقل برات سخت‌تر می‌شه

366
00:28:18,400 --> 00:28:19,800
‫خیلی‌خب، کون لق‌ش

367
00:28:35,840 --> 00:28:37,600
‫قربان؟ کمکی از دست‌م برمیاد؟

368
00:28:47,200 --> 00:28:50,639
‫ببخشید، کمکی از دست‌م برمیاد؟

369
00:28:50,640 --> 00:28:52,639
‫آره، دنبال یه دوست می‌گردم، جنت کمبل

370
00:28:52,640 --> 00:28:55,639
‫- شما اجازه ندارید این‌جا باشید
‫- بابت چیز... چه‌می‌دونم،

371
00:28:55,640 --> 00:28:58,239
‫مثل ماهینگی چیزی آورده بودن‌ش. یک دست داشت

372
00:28:58,240 --> 00:29:00,479
‫اوه، یادمه، ولی مدتیه که رفته

373
00:29:00,480 --> 00:29:01,879
‫رفته؟ ولی جراحی‌ش چی؟

374
00:29:01,880 --> 00:29:03,759
‫جراحی نداشت که، فقط چندتا بخیه بود

375
00:29:03,760 --> 00:29:05,439
‫حالا می‌شه خواهش کنم برگردید بیرون؟

376
00:29:05,440 --> 00:29:08,239
‫نمی‌شه که هرکی رسید پاش رو بذاره این‌جا

377
00:29:08,240 --> 00:29:09,719
‫به‌ش اعتماد داشتم

378
00:29:09,720 --> 00:29:12,519
‫آره، خب معلومه که اون به‌ت اعتماد نداشته

379
00:29:12,520 --> 00:29:14,599
‫شاید کامل هم به‌ش اعتماد نداشتم

380
00:29:14,600 --> 00:29:18,839
‫یه برنامۀ ردیابی روی گوشی‌ش
‫ریختم. دقیقاً می‌دونم کجاست

381
00:29:18,840 --> 00:29:21,839
‫سمیول رو درحالی‌که احساس ناروخوردن
‫گریبان‌گیرشه، لحظه‌ای تنها می‌ذاریم

382
00:29:21,840 --> 00:29:23,840
‫و می‌ریم یه نگاهی به شاخۀ سوم‌مون بندازیم

383
00:29:23,864 --> 00:29:25,604
« خیاط »

384
00:29:25,605 --> 00:29:27,988
« خیاط »
« یک قرار عالی »
[ به فرانسوی ]

385
00:30:24,080 --> 00:30:26,319
‫- اوه
‫- اوه

386
00:30:26,320 --> 00:30:29,840
‫- عصر به‌خیر
‫- عصر شما به‌خیر

387
00:30:34,400 --> 00:30:37,119
‫- خوش‌تیپ کردی
‫- تو هم همین‌طور

388
00:30:37,120 --> 00:30:42,959
‫اوه! نه، نمی‌دونم، حس می‌کنم
‫باید لباس رسمی‌تر می‌پوشیدم

389
00:30:42,960 --> 00:30:47,759
‫خب، همین‌طوری‌ش هم حرف نداری، عزیزم

390
00:30:47,760 --> 00:30:50,080
‫نگفتی کجا قراره بریم

391
00:30:51,320 --> 00:30:55,679
‫خب... معمولاً دوست دارم ببرم‌ت اُپرا،

392
00:30:55,680 --> 00:31:00,919
‫اما توی رستوران «لَ تبل دو ژان» یه میز رزرو کردم

393
00:31:00,920 --> 00:31:04,999
‫- اوه، اسم‌ش رو نشنیده‌ام
‫- یک ستارۀ میشلن داره

394
00:31:05,000 --> 00:31:09,120
زیاد دور نیست، ولی جای خوبیه

395
00:31:17,760 --> 00:31:21,759
‫گم شدیم؟ می‌تونیم دور بزنیم، برگردیم خونۀ ما

396
00:31:21,760 --> 00:31:25,679
‫نه، نه. فقط موقتاً در جای اشتباهی قرار داریم

397
00:31:26,880 --> 00:31:29,200
‫اوه، ببخشید، شرمنده. باید جواب بدم

398
00:31:33,680 --> 00:31:35,120
‫بله، الو؟
[ به فرانسوی ]

399
00:31:38,200 --> 00:31:42,200
♪ Luciano Pavarotti - La Donna è Mobile ♪

400
00:31:51,500 --> 00:31:55,500
♪ Edison Lighthouse - Love Grows (Where My Rosemary Goes) ♪

401
00:32:24,920 --> 00:32:29,759
‫- حال‌ت خوبه؟
‫- خوب‌ام. عذر می‌خوام

402
00:32:29,760 --> 00:32:32,320
‫وایسا

403
00:32:34,000 --> 00:32:36,720
‫اوه! سوئیچ ماشین رو حتماً اون‌جا انداختم

404
00:32:38,040 --> 00:32:39,759
‫اوه

405
00:32:39,760 --> 00:32:41,840
‫خب، نباید زیاد دور شده باشه

406
00:32:44,880 --> 00:32:47,360
‫صبر کن، این‌جا چطور؟

407
00:32:48,360 --> 00:32:51,080
‫اوه! بی‌فایده‌ست

408
00:32:53,240 --> 00:32:55,919
‫به پسرم زنگ می‌زنم، می‌گم بیاد و ما رو برسونه

409
00:32:55,920 --> 00:32:57,799
‫نه، نه، الآن نه. یعنی...

410
00:32:57,800 --> 00:32:59,759
‫اوه!

411
00:32:59,760 --> 00:33:01,359
‫یه ضیافت ترتیب داده بودم

412
00:33:01,360 --> 00:33:04,919
جشنی رودَستِ هر جشنی که ممکنه باشه

413
00:33:04,920 --> 00:33:07,880
‫آره، خب، انگار باید از خِیرش بگذریم

414
00:33:09,280 --> 00:33:12,040
‫یه مِیکده اون‌جا هست. می‌تونیم...

415
00:33:15,160 --> 00:33:16,419
زود می‌رسه

416
00:33:16,443 --> 00:33:22,719
ولی می‌دونی، باید سعی کنیم مقدار کمی
پیروزی از آرواره‌های شکست بیرون بکشیم

417
00:33:22,720 --> 00:33:24,200
‫موافق نیستی؟

418
00:33:52,800 --> 00:33:54,800
[ صحبت به فرانسوی ]

419
00:33:55,320 --> 00:33:59,679
‫- یه نوشیدنی می‌خواستیم
‫- این‌جا زیاد غریبه نمیاد

420
00:33:59,680 --> 00:34:05,480
‫نه. نه، چون این‌جا یه‌جورایی، چی می‌گن...

421
00:34:07,480 --> 00:34:09,160
‫عن‌دونیه؟

422
00:34:17,000 --> 00:34:18,960
‫چی می‌خوری، رفیق؟

423
00:34:22,160 --> 00:34:24,519
‫چیه؟

424
00:34:24,520 --> 00:34:28,479
‫تو وْ همچین جایی؟

425
00:34:28,480 --> 00:34:30,879
‫آخه اصلاً توی مخیله‌م هم نمی‌گنجید

426
00:34:30,880 --> 00:34:35,680
‫من توی زندگی چیزهای بهتری
‫رو ترجیح می‌دم، بله، اما این...

427
00:34:37,320 --> 00:34:40,959
‫- من همچین آدمی‌ام واقعاً
‫- من که باورم نمی‌شه

428
00:34:40,960 --> 00:34:43,399
‫خب شوهر من جوش‌کار بود

429
00:34:43,400 --> 00:34:46,479
‫اون رو می‌شه توی همچین جایی متصور شد

430
00:34:46,480 --> 00:34:47,720
‫تو؟

431
00:34:49,640 --> 00:34:51,479
‫مغازۀ پدرم به مشکل خورد

432
00:34:51,480 --> 00:34:54,559
‫مجبور شد کاروْکاسبی رو مفت بده

433
00:34:54,560 --> 00:34:57,200
‫اون و مادرم جدا شدن

434
00:34:59,280 --> 00:35:01,839
‫روزهای سیاهی بود

435
00:35:01,840 --> 00:35:07,119
‫عهد کردم که واسه خودم کسی بشم

436
00:35:07,120 --> 00:35:14,040
‫به جایی برسم که بتونم مغازۀ پدرم رو دوباره بخرم

437
00:35:15,400 --> 00:35:18,839
‫و اون‌جا هنوز هم داره می‌چرخه، می‌دونی؟

438
00:35:18,840 --> 00:35:21,919
‫دوران کودکی سختی بوده حتماً

439
00:35:21,920 --> 00:35:24,839
‫یادمه، اگه یه‌وقت غذا سر میز بود،

440
00:35:24,840 --> 00:35:30,479
‫که چطور... من و برادرم عین لاشخورها میوفتادیم به جون غذا

441
00:35:30,480 --> 00:35:33,559
‫- همونی که توی عکس بود؟
‫- بله

442
00:35:33,560 --> 00:35:35,500
‫برادر دوقلوی همسان‌م

443
00:35:36,640 --> 00:35:40,520
‫خیلی با هم صمیمی بودیم. تا قبل اون حادثه

444
00:35:44,000 --> 00:35:45,999
‫چه اتفاقی افتاد؟

445
00:35:46,000 --> 00:35:47,839
‫تصادف ماشین

446
00:35:47,840 --> 00:35:49,999
‫اوه!

447
00:35:50,000 --> 00:35:51,639
‫«برف می‌بارد»
[ به فرانسوی ]

448
00:35:51,640 --> 00:35:54,479
‫وقتی با هم آشنا شدیم، همین رو گفتی

449
00:35:54,480 --> 00:35:59,200
‫بله، وقتی برادر و پدرم مُردن،
‫داشت از رادیو پخش می‌شد

450
00:36:03,200 --> 00:36:04,520
‫اوه

451
00:36:09,560 --> 00:36:11,280
‫خیلی متأسف‌ام

452
00:36:13,480 --> 00:36:15,120
‫چقدر داغ دیدی

453
00:36:18,160 --> 00:36:20,359
‫و حالا هم پسرت

454
00:36:20,360 --> 00:36:22,800
‫- کی؟
‫- توی قایق

455
00:36:25,200 --> 00:36:27,439
‫بله

456
00:36:27,440 --> 00:36:32,439
‫زخم‌هامون حکایت از کیستی ما دارن، مادام بتون

457
00:36:32,440 --> 00:36:35,119
‫این دومین باریه که با این اسم صدام کردی

458
00:36:35,120 --> 00:36:39,279
‫اوه، عذر می‌خوام. ببخشید

459
00:36:39,280 --> 00:36:41,839
‫خب، کی بود؟

460
00:36:41,840 --> 00:36:43,480
‫دوست‌دختر سابقی چیزی؟

461
00:36:46,040 --> 00:36:47,400
‫حال‌ت خوبه؟

462
00:36:57,000 --> 00:37:01,000
♪ Salvatore Adamo - Tombe la Neige ♪

463
00:37:06,300 --> 00:37:11,300
♪ برف می‌بارد ♪

464
00:37:11,324 --> 00:37:17,324
♪ تو امشب نخواهی آمد ♪

465
00:37:19,500 --> 00:37:25,500
♪ برف می‌بارد ♪

466
00:37:27,000 --> 00:37:32,000
♪ و قلب من سیه‌پوش است ♪

467
00:37:35,000 --> 00:37:40,000
♪ این صفوف ابریشمین سوگواران ♪

468
00:37:42,000 --> 00:37:48,000
♪ غرق‌اند در اشک‌های سپید ♪

469
00:37:49,000 --> 00:37:53,000
♪ پرنده بر شاخسار ♪

470
00:37:54,500 --> 00:37:59,500
♪ از جادوی سرنوشت می‌گرید ♪

471
00:38:00,000 --> 00:38:04,500
♪ تو امشب نخواهی آمد ♪

472
00:38:06,000 --> 00:38:11,000
‫اوه، ببین. باورم نمی‌شه هوا هنوز روشنه

473
00:38:12,120 --> 00:38:13,240
‫ببین!

474
00:38:14,560 --> 00:38:15,679
‫چی؟

475
00:38:15,680 --> 00:38:16,959
‫بیا!

476
00:38:16,960 --> 00:38:18,959
‫کجا داریم می‌ریم؟

477
00:38:18,960 --> 00:38:22,240
‫بیا! بیا! دست سرنوشته

478
00:38:29,880 --> 00:38:31,639
‫تاب‌م بده! تاب بده!

479
00:38:31,640 --> 00:38:33,800
‫اوه، باشه

480
00:38:35,000 --> 00:38:37,639
‫- خب، حاضری؟
‫- بله

481
00:38:37,640 --> 00:38:39,959
‫وی!

482
00:38:39,960 --> 00:38:42,199
‫- وی!
‫- یوهو!

483
00:38:56,120 --> 00:38:57,160
‫آره!

484
00:39:08,000 --> 00:39:09,600
‫و سپس...

485
00:39:12,000 --> 00:39:13,560
‫سپس همدیگر را بوسیدند

486
00:39:23,480 --> 00:39:24,920
‫مامانی؟!

487
00:39:27,280 --> 00:39:30,319
‫اوه، سلام، عشق‌م

488
00:39:30,320 --> 00:39:32,359
‫یادم رفت به‌ت زنگ زدم

489
00:39:32,360 --> 00:39:34,319
‫باورنکردنیه. بیاید

490
00:39:45,480 --> 00:39:49,919
‫توی ماشین من نه، باشه؟ بی‌خیال

491
00:39:49,920 --> 00:39:51,599
‫حالا اسم هم داری؟

492
00:39:51,600 --> 00:39:53,799
‫«تِیلِر» (خیاط) صدام می‌کنن

493
00:39:53,800 --> 00:39:55,279
‫آقای تِیلُر (Taylor)

494
00:39:55,280 --> 00:39:57,479
‫«تِیلِر» (خیاط)

495
00:39:57,480 --> 00:39:59,679
‫اسم درست‌حسابی هم داری یا چی؟

496
00:39:59,680 --> 00:40:03,439
‫اوم... می‌تونی «بابا» صدام کنی

497
00:40:09,280 --> 00:40:11,399
‫این ماشین پلیسه ها

498
00:40:11,400 --> 00:40:13,559
‫نمی‌تونم بذارم کسی به گند بکشدش، باشه؟

499
00:40:13,560 --> 00:40:17,399
‫اوه، خیلی‌خب. بله، سرکار. حق با شماست

500
00:40:17,400 --> 00:40:21,360
‫- بن توی کارش اصلاً شوخی نداره، مگه نه، عشق‌م؟
‫- آره

501
00:40:23,960 --> 00:40:25,999
‫زیرنظرگیری چطور پیش می‌ره؟

502
00:40:26,000 --> 00:40:29,199
‫هنوز که هیچی. ولی کلیدش صبره، ها؟

503
00:40:29,200 --> 00:40:30,240
‫اوم

504
00:40:31,320 --> 00:40:33,399
‫یه سرنخ پیدا کرده

505
00:40:33,400 --> 00:40:36,639
‫دربارۀ افرادی که پاسگاه پلیس رو تیربارون کردن

506
00:40:36,640 --> 00:40:40,879
‫- جدی؟
‫- مامانی، اون اطلاعات محرمانۀ پلیسه!

507
00:40:40,880 --> 00:40:42,319
‫ببخشید

508
00:40:42,320 --> 00:40:43,559
‫ولی آره، یه چیزی کشف کردم

509
00:40:43,560 --> 00:40:46,359
‫یه رستوران چینی رو زیرنظر گرفته‌ام

510
00:40:46,360 --> 00:40:48,759
‫به‌نظرم برمی‌گردن. و بعد، تق!

511
00:40:48,760 --> 00:40:56,079
‫فکر نمی‌کنی عاملان همچین جنایتی،
‫ممکنه تا الآن دیگه فرار کرده باشن؟

512
00:40:56,080 --> 00:40:59,919
‫چرا باید به‌خاطر غذای چینی، خطرِ
‫دستگیرشدن رو به جون بخرن؟

513
00:40:59,920 --> 00:41:02,679
‫- من هم همین رو گفتم. گفتم ها، عشق‌م
‫- ببینید...

514
00:41:02,680 --> 00:41:08,399
‫آره، می‌دونم، ولی بعضی وقت‌ها باید از همون سرنخ‌هایی
‫که داری استفاده کنی، خب؟ حتی اگه به چشم نیان

515
00:41:08,400 --> 00:41:12,399
‫تازه، اون سردنده‌های خوک خیلی محشرن

516
00:41:12,400 --> 00:41:15,359
‫می‌شه نکنید؟!

517
00:41:32,480 --> 00:41:33,640
‫بله؟

518
00:41:43,560 --> 00:41:46,839
‫- دستشویی دارم. مستراح همون‌جاست
‫- نه
« جنت »

519
00:41:46,840 --> 00:41:51,540
‫قراره برای یک روز دیگه با هم سر کنیم. همه‌مون قراره
در یه مقطعی مجبور بشیم بریم برای یه شمارۀ دو
« چطور پیشی بگیریم »

520
00:41:52,624 --> 00:41:53,816
خیلی‌خب

521
00:41:54,040 --> 00:41:56,719
‫اما جدی می‌گم، اگه تا دو دقیقۀ دیگه برنگردی، می‌کُشم‌ش

522
00:41:56,720 --> 00:42:00,400
‫جایی نمی‌رم. من یه موش داخل وان‌ام، یادته؟

523
00:42:04,880 --> 00:42:07,959
هوی، اگه خودت دستشویی‌ت بگیره چی؟
اون‌وقت چی‌کار می‌خوای بکنی؟

524
00:42:07,960 --> 00:42:10,840
‫- فکر همه‌جاش رو نکردی
‫- چاره می‌کنیم

525
00:42:50,800 --> 00:42:52,319
‫دوباره هم رو دیدیم

526
00:42:52,320 --> 00:42:55,759
‫رزیدنت ارشد کشیک گفت که خواستی فقط من معاینه‌ت کنم

527
00:42:55,760 --> 00:42:58,559
‫- آره، گوش کن، من...
‫- بهیار هم گفت وقتی خواستن

528
00:42:58,560 --> 00:43:00,959
‫- بررسی فیزیکی بکنن‌ت، پرخاشگر شدی
‫- زدم روی دست‌ش،

529
00:43:00,960 --> 00:43:04,279
‫- اصلاً...
‫- ولی پیش من احساس امنیت می‌کنی. خوبه

530
00:43:04,280 --> 00:43:05,799
‫تعجبی هم نداره

531
00:43:05,800 --> 00:43:08,479
‫من هیچی‌م نیست، باشه؟ فقط پام رو بریدم

532
00:43:08,480 --> 00:43:12,959
‫- پس فقط یه چسب‌زخم به‌م بده، طوری‌م نیست
‫- خودت رو بریدی...

533
00:43:12,960 --> 00:43:15,039
‫تا بتونی دوباره من رو ببینی؟

534
00:43:15,040 --> 00:43:19,999
‫چی؟ نه! نه! آخ، گوش کن، گوش کن. دو تا مرد بیرون‌ان

535
00:43:20,000 --> 00:43:22,799
‫ازت می‌خوام بری پیش‌شون
‫و بگی وضعیت‌م خیلی خرابه

536
00:43:22,800 --> 00:43:26,199
‫- و دارم جراحی می‌شم. باشه؟ لطفاً
‫- من دکترم، عزیز

537
00:43:26,200 --> 00:43:29,759
‫وقتی این کار رو قبول کردم، سوگند خوردم. سوگند بقراطی...

538
00:43:29,760 --> 00:43:32,360
‫عکس آلتی که برام فرستادی رو برای زن‌ت ارسال می‌کنم

539
00:43:34,880 --> 00:43:37,560
‫گفتی این مردها چه‌شکلی‌ان؟

540
00:43:41,720 --> 00:43:44,999
‫- به‌رگباربستن کُل یه پاسگاه پلیس
‫- پشیمونی فایده‌ای نداره

541
00:43:45,000 --> 00:43:46,759
‫آبِ ریخته جمع‌شدنی نیست

542
00:43:46,760 --> 00:43:48,640
‫جلوی پات رو نگاه کن!

543
00:43:49,640 --> 00:43:53,279
‫ببخشید، درحال‌حاضر با کمبود نیروی جدی‌ای مواجه‌ایم

544
00:43:53,280 --> 00:43:55,000
این‌جا یه جوک دربارۀ «اِن‌اِچ‌اِس» وارد کنید

545
00:43:56,320 --> 00:43:58,820
‫- محض اطمینان، مریض‌تون...
‫- جنت کمبل

546
00:43:58,821 --> 00:44:02,421
‫- بله. درسته، خب، الآن داریم می‌بریم‌ش اتاق‌عمل
‫- خوب می‌شه؟

547
00:45:03,960 --> 00:45:05,200
‫ریدم تو این شانس

548
00:45:28,920 --> 00:45:30,080
‫اوه!

549
00:45:43,680 --> 00:45:45,120
‫سلام!

550
00:45:46,680 --> 00:45:48,999
‫سلام. گوش کن، داستان‌ش خیلی...

551
00:45:49,000 --> 00:45:51,479
‫آره، خیلی‌وقته می‌گذره، نه؟

552
00:45:51,480 --> 00:45:53,760
‫آره، نقل‌مکان کردیم شمال...

553
00:45:56,840 --> 00:45:59,359
‫می‌شه چند لحظه وقت‌تون رو برای صحبت
‫دربارۀ سرورمون «عیسی مسیح» بدید؟

554
00:45:59,360 --> 00:46:01,599
‫- نه. واقعاً نمی‌تونم
‫- می‌تونیم با هم هم‌مسیر بشیم

555
00:46:01,600 --> 00:46:03,559
‫می‌خوایم دربارۀ رستگاری حرف بزنیم...

556
00:46:03,560 --> 00:46:06,560
‫چرا یه روز دیگه برنمی‌گردید؟ یه یارویی
‫این‌جا زندگی می‌کنه به‌اسم سمیول

557
00:46:06,561 --> 00:46:10,559
‫مطمئن‌ام خیلی خوش‌حال می‌شه از ریزوْدرشت
‫رستگاری صحبت کنه. خب، خداحافظ

558
00:46:10,560 --> 00:46:13,240
‫خب، کِی می‌تونیم این سمیول رو ببینیم؟

559
00:46:21,800 --> 00:46:24,079
‫- الو؟
‫- چه اتفاقی افتاد؟

560
00:46:24,080 --> 00:46:27,279
‫اَلن! اَلن، می‌خواستم به‌ت زنگ بزنم و بگم...

561
00:46:29,000 --> 00:46:33,119
‫ببخشید، توی فروشگاه لوازم موسیقی‌ام.
‫به بابا گفتم یه سرساز جدید لازم دارم

562
00:46:33,120 --> 00:46:35,839
‫آره. ببین، حرفی که بیرون مِی‌خونه به‌ت زدم،

563
00:46:35,840 --> 00:46:37,879
‫از ته دل‌م نبود... می‌دونی...

564
00:46:37,880 --> 00:46:40,359
‫- می‌دونی که همچین فکری درباره‌ت نمی‌کنم
‫- پس چرا؟

565
00:46:40,360 --> 00:46:43,719
‫با دو تا مردی که تو عمرم ندیده‌ام، سروْکله‌ت پیدا می‌شه،

566
00:46:43,720 --> 00:46:45,959
‫بعد سرـم داد می‌زنی

567
00:46:45,960 --> 00:46:48,839
‫قضیه... خیلی پیچیده‌ست

568
00:46:48,840 --> 00:46:50,959
‫عصب‌روان‌شناسی پیچیده‌ست

569
00:46:50,960 --> 00:46:52,439
‫ما نیستیم

570
00:46:52,440 --> 00:46:53,940
‫یا لااقل نباید باشیم

571
00:46:55,760 --> 00:46:57,360
‫فکر می‌کردم مخفی‌کاری نداریم

572
00:47:00,800 --> 00:47:03,599
‫توی دردسر افتاده‌ام، عشق‌م، خب؟

573
00:47:03,600 --> 00:47:07,399
‫یه کار خیلی احمقانه کردم، و
‫حالا می‌خوام درست‌ش کنم،

574
00:47:07,400 --> 00:47:09,320
‫ولی مطمئن نیستم بتونم

575
00:47:11,040 --> 00:47:12,240
‫چه‌جور دردسری؟

576
00:47:13,760 --> 00:47:17,660
‫نمی‌شد بری پیش پلیسی چیزی؟

577
00:47:20,200 --> 00:47:21,960
‫نه. کار از این‌ها گذشته

578
00:47:23,160 --> 00:47:25,860
‫ولی هر اتفاقی بیوفته، می‌خوام که بدونی...

579
00:47:25,861 --> 00:47:27,680
‫باید برم. بابا اومد

580
00:47:41,560 --> 00:47:42,840
‫صحیح!

581
00:47:44,240 --> 00:47:47,799
‫و درنهایت، اگر یک پرندۀ غیربومی
‫توی باغ‌تون به چشم‌تون خورده،

582
00:47:47,800 --> 00:47:51,439
‫خیالاتی نشده‌اید. به «باغ پرندگان وست‌ورث» ورود غیرقانونی شده،

583
00:47:51,440 --> 00:47:53,599
‫و صدها پرندۀ نادر اکنون آزاد هستند

584
00:47:53,600 --> 00:47:55,719
‫و از ناحیۀ محلی بهره می‌برند

585
00:47:55,720 --> 00:47:58,320
‫اگر موجودی غیرمحلی دیدید...

586
00:48:04,880 --> 00:48:06,160
‫وینی!

587
00:48:07,280 --> 00:48:09,599
‫وینی!

588
00:48:09,600 --> 00:48:12,879
‫وینی، بیا بیرون! باید باهات حرف بزنم!

589
00:48:12,880 --> 00:48:17,359
‫یالا! من‌ام! وینی!

590
00:48:17,360 --> 00:48:20,039
چی...؟ چه وضع‌شه...؟ چی...؟

591
00:48:20,040 --> 00:48:22,559
‫لهجه‌ت چی شد؟

592
00:48:22,560 --> 00:48:24,759
‫باید یه چیزی به‌ت بگم

593
00:48:24,760 --> 00:48:28,039
‫حقیقت... حقیقت اینه که... همه‌چی...

594
00:48:28,040 --> 00:48:30,239
‫همه‌چی به گای سگ رفته

595
00:48:30,240 --> 00:48:33,839
‫به‌ت دروغ گفتم. من بچۀ همین پنج‌کیلومتریِ این‌جام

596
00:48:33,840 --> 00:48:37,999
‫تنها ساقی‌ای که تو عمرم دیده‌ام توئی

597
00:48:38,000 --> 00:48:40,839
‫هرچی که هست، عزیز، من وقت‌ش رو ندارم. معامله تموم شده

598
00:48:40,840 --> 00:48:43,119
‫با این فرق که خیلی کم‌تر از ارزش‌ش به‌م پول دادی

599
00:48:43,120 --> 00:48:45,279
‫چی؟

600
00:48:45,280 --> 00:48:47,839
‫- بازپرداخت می‌خوای؟
‫- من اون موادها رو پیدا کردم

601
00:48:47,840 --> 00:48:49,599
‫«کازوار» رو اینترنتی پیدا کردم،

602
00:48:49,600 --> 00:48:51,959
‫تو عمرم هیچ آدمی که از اون‌ها باشه رو ندیده‌ام

603
00:48:51,960 --> 00:48:55,559
‫ولی به‌شون خبر رسید که من و دوست‌م
‫داریم از اسم اون‌ها استفاده می‌کنیم،

604
00:48:55,560 --> 00:49:00,119
‫و... تُف، اون‌ها...

605
00:49:00,120 --> 00:49:02,879
‫از این قضیه خوش‌حال نیستن

606
00:49:02,880 --> 00:49:04,519
‫این چه دخلی به من داره؟

607
00:49:04,520 --> 00:49:06,520
‫شاید بهتر باشه نشون‌ت بدم

608
00:49:14,640 --> 00:49:17,240
‫اومدم خونه و این رو دیدم که انتظارم رو می‌کشه

609
00:49:20,320 --> 00:49:22,439
‫مادرقحبه!

610
00:49:22,440 --> 00:49:27,199
‫به‌م زنگ زدن که اگه پول یا مواد
‫رو برنگردونم، من نفر بعدی‌ام

611
00:49:27,200 --> 00:49:30,719
‫خب، جنس رو که نمی‌تونم به‌ت پس بدم،
‫بیش‌ترش رو دست‌به‌دست کردم رفت

612
00:49:30,720 --> 00:49:33,559
‫و این گند خودته، عزیز، نه من

613
00:49:35,520 --> 00:49:38,439
‫- همه‌چی مرتبه، رئیس؟
‫- آلبانیایی‌ها، رفیق

614
00:49:38,440 --> 00:49:40,399
!یه‌مشت حروم‌زادۀ مریض

615
00:49:40,400 --> 00:49:43,319
‫اون مردی که الآن سرش رو دیدی، از تو به «کازوار» گفته،

616
00:49:43,320 --> 00:49:45,319
‫پس حالا مشکل ماست، خب؟

617
00:49:45,320 --> 00:49:49,999
‫پیدامون می‌کنن و خیلی آهسته زجرکُش‌مون می‌کنن

618
00:49:50,000 --> 00:49:52,559
‫مگه‌این‌که من اول این کار رو بکنم که
‫پای من رو به این ماجرا باز کردی، پتیاره!

619
00:49:52,560 --> 00:49:54,959
‫گفتم همراه چیزی که می‌خوان
‫امشب باهاشون دیدار می‌کنم، خب؟

620
00:49:54,960 --> 00:49:59,719
‫ولی انتظار ندارن تو و افرادت اون‌جا باشی

621
00:49:59,720 --> 00:50:01,400
‫می‌خوای براشون کمین کنیم؟

622
00:50:03,160 --> 00:50:05,519
‫حتماً شوخی‌ت گرفته

623
00:50:05,520 --> 00:50:09,039
‫پس به‌خاطر به‌گایی تو، می‌خوای من
‫ترتیب اون روانی‌های «کازوار» رو بدم؟

624
00:50:09,040 --> 00:50:12,599
‫ببین، می‌دونم چند نفرن، خب؟

625
00:50:12,600 --> 00:50:14,600
‫جاشون رو می‌دونیم

626
00:50:16,360 --> 00:50:19,440
‫دستِ‌بالا رو داریم. واقعاً

627
00:50:26,400 --> 00:50:27,959
‫نظرتون چیه، بچه‌ها؟

628
00:50:27,960 --> 00:50:32,399
‫بدون درگیری و خشونت نمی‌شه
‫امپراطوری ساخت، مگه نه؟ ها؟

629
00:50:32,400 --> 00:50:34,479
‫یالا، بریم پیت‌کوچیکه رو بیاریم

630
00:50:34,480 --> 00:50:35,920
‫دست سرنوشته

631
00:50:36,732 --> 00:50:37,732
« به سمیول: تو راه‌ایم »

632
00:50:37,800 --> 00:50:39,280
‫سرنوشته، پسرها!

633
00:50:46,480 --> 00:50:49,719
‫توی عمرِ یه مرد یا زن

634
00:50:49,720 --> 00:50:52,600
زمانی می‌رسه که باید به یکی اعتماد کنه

635
00:50:54,480 --> 00:50:57,359
‫ولی از کجا می‌دونی که به کی می‌شه اعتماد کرد؟

636
00:50:57,360 --> 00:51:00,239
‫چون شاید همه‌مون قهرمان‌های داستان خودمون باشیم،

637
00:51:00,240 --> 00:51:02,279
‫ولی دیر یا زود،

638
00:51:02,280 --> 00:51:06,120
‫ممکنه متوجه بشیم آخرسر این داستان ما نیست

639
00:51:07,840 --> 00:51:10,360
‫چیزی جز سیاهی‌لشکر نیستیم

640
00:51:37,760 --> 00:51:41,399
‫پیت‌کوچیکه، تو دیدبانی بده

641
00:51:41,400 --> 00:51:44,879
‫با هرچی که حال نکردی، خبرمون کن

642
00:51:44,880 --> 00:51:46,519
‫تفنگ هم می‌دی؟

643
00:51:46,520 --> 00:51:50,080
‫امتیازات تیراندازی وقتی بچۀ خوبی بشی، برگردونده می‌شه

644
00:51:54,160 --> 00:51:55,640
‫برو دیگه، کله‌×ـیری!

645
00:52:21,480 --> 00:52:23,279
‫ماشین داره نزدیک می‌شه، وینی

646
00:52:23,280 --> 00:52:26,600
‫حله. بچه‌ها. بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها!

647
00:52:44,120 --> 00:52:46,640
‫سلام. حال‌وْاحوال؟

648
00:52:48,000 --> 00:52:51,599
‫این چه گُهیه؟! تو که گفتی اون مُرده! سرش رو نشون‌م دادی!

649
00:52:51,600 --> 00:52:53,919
‫- خب، به‌نظر من که مُرده نمیاد
‫- تو دیگه کدوم الاغی هستی؟!

650
00:52:53,920 --> 00:52:55,200
‫با اون‌ام

651
00:52:56,560 --> 00:52:58,319
‫بیا سوئیچ، سریع

652
00:52:58,320 --> 00:53:00,320
‫- ماجرای ردیابی رو باور کرد؟
‫- ببخشید

653
00:53:00,321 --> 00:53:02,239
چیه؟ -
‫- گوشی‌م رو گرفت...

654
00:53:02,240 --> 00:53:04,040
‫اگه گوشی‌ت رو گرفت پس این‌جا چه گُهی می‌خوریم؟

655
00:53:12,200 --> 00:53:14,959
‫آروم باشید. آروم باشید

656
00:53:14,960 --> 00:53:17,719
‫همگی، آروم باشید

657
00:53:17,720 --> 00:53:18,879
‫آروم

658
00:53:18,880 --> 00:53:22,240
‫همینه. همینه. خوبه. همین‌طوری. طوری نیست
[ به فرانسوی ]

659
00:53:26,240 --> 00:53:28,879
‫وینی، آره؟

660
00:53:28,880 --> 00:53:30,959
‫قضیه چیه؟

661
00:53:30,960 --> 00:53:34,319
‫همدیگه رو ملاقات نکردیم، ولی این
‫دو نفر می‌خواستن ما رو بکِشونن این‌جا

662
00:53:34,320 --> 00:53:37,879
‫تا شاید ما همدیگه رو بکُشیم
‫و مشکلات‌شون رو رفع کنیم

663
00:53:37,880 --> 00:53:39,359
‫ها؟

664
00:53:39,500 --> 00:53:41,200
[ صحبت به فرانسوی ]

665
00:53:41,400 --> 00:53:44,879
‫من آلبانیایی کوفتی... حالی‌م نمی‌شه

666
00:53:44,880 --> 00:53:49,279
‫فرانسوی. «اتانسیون» (توجه کن)، ها؟
‫یعنی همیشه دوراندیشی کن

667
00:53:49,280 --> 00:53:54,719
‫انتظار نداشتم این ابله‌ها بیست‌وْچهارساعته
‫پول‌هام رو پیدا کنن، می‌دونی؟

668
00:53:54,720 --> 00:53:58,439
‫از اون ابله‌هایی نیستم که سوئیچ‌ش رو گم می‌کنه، ها؟

669
00:53:58,440 --> 00:54:00,239
‫هان؟

670
00:54:00,240 --> 00:54:07,039
‫این دو تا رو آوردم تا... تو رو از سوراخ‌ت بکشم بیرون

671
00:54:07,040 --> 00:54:08,799
‫فهمیدی؟

672
00:54:08,800 --> 00:54:10,959
‫نه؟

673
00:54:10,960 --> 00:54:16,839
‫یه حسی به‌م می‌گفت که ممکنه
‫برای پول‌ها برگردن پیش تو

674
00:54:16,840 --> 00:54:21,799
‫تو و خدم‌وْحشم‌ت

675
00:54:23,720 --> 00:54:25,320
‫اون رو دیدی؟

676
00:54:28,120 --> 00:54:30,679
‫آه! می‌دونی،

677
00:54:30,680 --> 00:54:36,039
‫تصمیم گرفته‌ام که شاید این‌جا
‫بمونم، توی این قسمت از دنیا

678
00:54:36,040 --> 00:54:39,719
‫که یعنی... نمی‌خوام رقیبی داشته باشم

679
00:54:39,720 --> 00:54:43,199
‫یا رقابتی. این‌ها رو گفتم که بگم،

680
00:54:43,200 --> 00:54:45,439
‫این فقط...

681
00:54:45,440 --> 00:54:48,280
‫فقط کسب‌وْکاره، می‌فهمی؟

682
00:54:53,160 --> 00:54:57,159
‫آره، هر اتفاقی، دلیلی داره

683
00:54:57,160 --> 00:54:59,759
‫یه مرد رو مثل «پینیاتا»ی انسانی آویزون می‌کنی،

684
00:54:59,760 --> 00:55:02,559
‫شاید دربارۀ مردی که تک‌تیر دست‌شه به‌ت هشدار نده

685
00:55:02,560 --> 00:55:04,039
‫همه‌شون رو بکُشید

686
00:55:04,040 --> 00:55:07,919
‫و گاهی، حتی حساب‌شده‌ترین نقشه‌ها،
‫جنت و سمیول که می‌بینید،

687
00:55:07,920 --> 00:55:11,599
‫به امید این‌که دشمن‌هاشون همین‌طوری
‫بزنن دخل همدیگه رو بیارن،

688
00:55:11,600 --> 00:55:14,119
‫خیلی سریع نقش‌برآب بشه

689
00:55:14,120 --> 00:55:16,119
‫چه دلیلی پشت‌ش خوابیده؟

690
00:55:16,120 --> 00:55:17,280
‫این یارو؟

691
00:55:18,480 --> 00:55:19,880
‫این گای (یارو)؟

692
00:55:21,400 --> 00:55:23,440
‫یا فقط شانس تخمی؟

693
00:55:24,800 --> 00:55:28,039
‫شاید اون پرندۀ اون‌جا بدشگون بوده اصلاً

694
00:55:29,275 --> 00:55:34,275
‫کاری از هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی
@RaylanGivensSubs

