﻿1
00:00:14,500 --> 00:00:15,500
‫[نیو ویست‌لند/خراب‌آباد جدید]

2
00:00:15,500 --> 00:00:17,000
‫[نیو ویست‌لند/خراب‌آباد جدید]
‫[۲۳ ساعت بعد]

3
00:00:20,833 --> 00:00:22,333
‫تویی...

4
00:00:22,416 --> 00:00:24,416
‫تکون نخور. تقریباً کارم تمومه.

5
00:00:26,125 --> 00:00:27,517
‫داری... چیکار می‌کنی؟

6
00:00:27,541 --> 00:00:30,000
‫کار همیشه‌ام.
‫درست کردن خراب‌کاریت.

7
00:00:30,791 --> 00:00:31,625
‫بفرما.

8
00:00:34,125 --> 00:00:35,541
‫وای. حس عجیبی داره.

9
00:00:36,625 --> 00:00:39,416
‫آره، از فرصت استفاده کردم
‫اسلحه‌هاتو ارتقا دادم.

10
00:00:40,250 --> 00:00:41,708
‫می‌گذره. نگران نباش.

11
00:00:43,375 --> 00:00:45,958
‫کدوم... کدوم گوری هستیم؟

12
00:00:46,041 --> 00:00:48,083
‫دور از خطر. فعلاً.

13
00:00:48,708 --> 00:00:51,416
‫عدن از وضعیت دیشب
‫سوءاستفاده می‌کنه.

14
00:00:51,500 --> 00:00:53,666
‫تو راه‌ـن تا
‫به ویست‌لند جدید حمله کنن.

15
00:00:53,750 --> 00:00:55,083
‫پس ما هم میریم اونجا.

16
00:00:56,625 --> 00:00:58,708
‫باید به "مارکوس هالووی" هشدار بدیم.

17
00:00:58,791 --> 00:01:02,291
‫نه. نه، نه، نه، نه.
‫اینجا از هم جدا میشیم، رییس.

18
00:01:02,791 --> 00:01:06,166
‫تو هم برو پیش مارکوس هالووی
‫تو ویست‌لند جدید.

19
00:01:06,666 --> 00:01:07,875
‫منم مسیر خودمو میرم.

20
00:01:07,958 --> 00:01:09,458
‫ها. واقعاً؟

21
00:01:09,541 --> 00:01:11,041
‫و مسیر خودت کدوم طرفیه؟

22
00:01:11,125 --> 00:01:15,125
‫هرجا که از تو دور باشم راضیم.
‫دیگه نمی‌خوام عروسک خیمه شب بازی‌ـت باشم.

23
00:01:15,208 --> 00:01:16,916
‫پس، بابت درست کردن دستم ممنونم،

24
00:01:17,000 --> 00:01:19,666
‫و، اوه راستی، کون لقت واسه هر چیز دیگه.

25
00:01:19,750 --> 00:01:20,750
‫آشغال.

26
00:01:21,291 --> 00:01:25,333
‫الان که حرف می‌زنیم، ارتش عدن
‫تو راهه تا ویست‌لند جدید رو پس بگیره.

27
00:01:25,416 --> 00:01:27,625
‫نمی‌تونی همینطوری بری.

28
00:01:27,708 --> 00:01:29,708
‫راست میگی؟ بشین و تماشا کن.

29
00:01:32,583 --> 00:01:33,875
‫لیزرهاک.

30
00:01:35,916 --> 00:01:38,250
‫گمشو تو ماشین.

31
00:01:40,833 --> 00:01:44,000
‫خب، بیا ببینیم این ارتقایی که دادی
‫ارزش دردسرشو داشت.

32
00:02:06,625 --> 00:02:07,625
‫لیزرهاک؟

33
00:02:09,083 --> 00:02:10,083
‫لیزرهاک.

34
00:02:12,083 --> 00:02:13,083
‫حالت خوبه؟

35
00:02:14,333 --> 00:02:17,875
‫لیزرهاک!

36
00:02:22,300 --> 00:02:27,500
‫مـــتـــرجـــم: مانی
‫"ThePianist"

37
00:02:47,250 --> 00:02:49,250
‫سلام، رییس.

38
00:02:49,833 --> 00:02:52,333
‫فکر کردم اینجا رو
‫تمام و کمال بلدی.

39
00:02:52,416 --> 00:02:53,708
‫فقط خفه شو، لیزرهاک.

40
00:02:54,291 --> 00:02:56,958
‫نمی‌فهمم. باید کار کنه.

41
00:02:57,666 --> 00:02:59,750
‫نمیشه گفت دلم واسه اینجا تنگ شده.

42
00:03:00,666 --> 00:03:02,750
‫اما، یه چیزیش فرق کرده.
‫نمی‌دونم چی.

43
00:03:02,833 --> 00:03:04,083
‫لعنتی!

44
00:03:04,166 --> 00:03:07,375
‫خیلی کم مونده بود. نمیشه
‫اینطوری تموم بشه.

45
00:03:07,458 --> 00:03:08,916
‫هی، رییس.

46
00:03:10,083 --> 00:03:11,083
‫یه فکری دارم.

47
00:03:12,458 --> 00:03:16,041
‫اول، من سرمو
‫خیلی نزدیک به اون در می‌ذارم.

48
00:03:16,791 --> 00:03:20,250
‫تو مرحله دوم، میگم
‫"کون لقت، رییس."

49
00:03:20,333 --> 00:03:22,125
‫تا فقط عصبانیت کنم.

50
00:03:22,833 --> 00:03:25,541
‫مرحله سوم، کله‌مو می‌ترکونی.

51
00:03:26,125 --> 00:03:29,041
‫مرحله چهارم، جفتمون آزاد میشیم.

52
00:03:30,541 --> 00:03:32,541
‫وسوسم نکن، لیزرهاک.

53
00:03:32,625 --> 00:03:34,000
‫بیخیال، رییس.

54
00:03:36,000 --> 00:03:37,000
‫بوق.

55
00:03:48,166 --> 00:03:49,250
‫پشمام.

56
00:03:50,083 --> 00:03:53,125
‫دالف لیزرهاک داره جوک می‌سازه.
‫خدای من.

57
00:03:55,125 --> 00:03:57,000
‫گمونم از نشونه‌های آخرالزمونه.

58
00:03:57,083 --> 00:03:59,625
‫آره. تو اینو به من میگی.

59
00:04:00,916 --> 00:04:04,250
‫الان دیدم رییس زندان سوپرمکس
‫واقعاً داره لبخند می‌زنه.

60
00:04:04,333 --> 00:04:06,208
‫جدی؟ که چی؟

61
00:04:06,833 --> 00:04:08,000
‫خب، انگار یه جای کار می‌لنگه.

62
00:04:16,291 --> 00:04:17,291
‫رییس.

63
00:04:17,916 --> 00:04:18,916
‫هوم؟

64
00:04:20,458 --> 00:04:23,166
‫چرا انقدر به ویست‌لند جدید
‫اهمیت میدی؟

65
00:04:24,250 --> 00:04:26,583
‫به فرض اگه همچین جایی
‫اصلاً وجود داشته باشه.

66
00:04:26,666 --> 00:04:29,708
‫ویست‌لند جدید واقعیه.
‫بهم اعتماد کن.

67
00:04:30,666 --> 00:04:33,291
‫تو تنها کسی نیستی
‫که مجبور بودی خودتو بکشی بالا.

68
00:04:35,208 --> 00:04:36,625
‫من تو "ویست‌لند" به دنیا اومدم.

69
00:04:37,666 --> 00:04:38,666
‫خونه‌امه.

70
00:04:39,708 --> 00:04:41,125
‫و مردم‌ـم رو نجات میدم.

71
00:04:42,125 --> 00:04:43,416
‫خب تو چی هستی؟

72
00:04:43,916 --> 00:04:46,083
‫یه شورشی؟ یه تروریست؟

73
00:04:49,791 --> 00:04:51,791
‫اسم من سارا فیشر‌ـه.

74
00:04:53,041 --> 00:04:55,625
‫فیشر. این اسم رو می‌شناسم.

75
00:04:56,583 --> 00:04:57,583
‫آره.

76
00:04:59,583 --> 00:05:01,416
‫سم فیشر،

77
00:05:02,583 --> 00:05:04,375
‫مأمور عملیات ویژه‌ی افسانه‌ای،

78
00:05:04,875 --> 00:05:06,000
‫پدرم بود.

79
00:05:08,250 --> 00:05:11,541
‫حاضر بود هرکاری کنه
‫تا من از ویست‌لند برم،

80
00:05:12,791 --> 00:05:14,583
‫و بهم یه زندگی بهتر بده.

81
00:05:14,666 --> 00:05:17,416
‫روز خوشایندی داشته باشید، شهروندان.

82
00:05:23,125 --> 00:05:24,125
‫سارا؟

83
00:05:28,458 --> 00:05:29,458
‫سارا.

84
00:05:30,708 --> 00:05:32,916
‫نزدیک بمون. دست‌ـم رو بگیر.

85
00:05:33,541 --> 00:05:35,458
‫امشب، در اخبار عدن،

86
00:05:35,541 --> 00:05:39,291
‫یک نگاه اختصاصی به این می‌اندازیم که
‫چجوری نوآوری‌های عدن در واقعیت مجازی

87
00:05:39,375 --> 00:05:42,333
‫دارن زندان‌ها رو حتی انسانی‌تر می‌کنن!

88
00:05:42,416 --> 00:05:45,625
‫اینجا در محدوده‌ی پیشرفته‌ترین
‫پایگاه واقعیت مجازی ویست‌لند،

89
00:05:45,708 --> 00:05:48,291
‫بدن زندانی‌ها به طور موثر
‫محفوظ نگه داشته شده

90
00:05:48,375 --> 00:05:53,125
‫درحالی که اذهان‌ـشون
‫‌.جهت کمک مثبت به جامعه بازسازی شده

91
00:05:53,208 --> 00:05:55,500
‫نه تنها بی‌خطر تر و ایمن‌تره،

92
00:05:55,583 --> 00:05:58,541
‫بلکه با مواد مغذی
‫تأمین شده از سلول‌های گیاهان بازشبیه‌سازی شده

93
00:05:58,625 --> 00:06:01,583
‫و سِرورهای واقعیت مجازیِ
‫برگرفته از انرژی خورشیدی،

94
00:06:01,666 --> 00:06:05,083
‫هزینه‌ی نگه‌داری از این زندانی‌ها
‫عملاً صفره!

95
00:06:05,166 --> 00:06:08,291
‫حالا به این میگن یه ارتقای مورد تضمین عدن‌ـی.

96
00:06:18,000 --> 00:06:19,875
‫نگران نباش. درست میشه.

97
00:06:24,800 --> 00:06:27,000
‫[ددسک]

98
00:06:29,375 --> 00:06:31,375
‫باید همین باشه.

99
00:06:34,333 --> 00:06:35,375
‫رمز عبور.

100
00:06:36,666 --> 00:06:38,541
‫من ۹۹ تا مشکل دارم...

101
00:06:38,625 --> 00:06:41,208
‫اما رفتن از ویست‌لند
‫یکی از اون ۹۹ تا نیست.

102
00:06:42,250 --> 00:06:43,625
‫تو... زیرو‌ـی؟
‫«زیرو: صفر»

103
00:06:43,708 --> 00:06:45,750
‫آره، اما اون لقب ضایع رو ول کن.

104
00:06:46,500 --> 00:06:47,958
‫شما می‌‌تونین مارکوس صدام کنین.

105
00:06:49,958 --> 00:06:51,416
‫هالووی رو می‌شناختی؟

106
00:06:51,500 --> 00:06:54,958
‫فقط اون یه بار دیدمش.
‫اون موقع خیلی متفاوت بود.

107
00:07:20,625 --> 00:07:23,875
‫این "رنچ"ـه.
‫اون... از چیزی که به نظر می‌رسه مهربون‌تره.

108
00:07:23,958 --> 00:07:25,000
‫سلام، دختر کوچولو.

109
00:07:25,083 --> 00:07:28,458
‫به مخفی‌گاه سِری تشکیلاتِ
‫فوق غیرمجازِ "اجتماع هکر‌ها" خوش اومدی.

110
00:07:29,458 --> 00:07:30,875
‫شاید زیادی مهربونه.

111
00:07:31,958 --> 00:07:35,125
‫مطمئنی این یارو مشکلی نداره؟
‫شبیه پلیساست.

112
00:07:35,208 --> 00:07:38,416
‫البته یه پلیس می‌دونه نباید
‫انقدر شبیه پلیسا باشه.

113
00:07:38,500 --> 00:07:41,333
‫خب، الان می‌فهمیم
‫دقیقاً کیه.

114
00:07:44,083 --> 00:07:45,750
‫خب.

115
00:07:45,833 --> 00:07:49,958
‫خب، ساموئل لئو فیشر. از آشناییت خوشحالم.

116
00:07:50,875 --> 00:07:52,208
‫پس یه ارتشی هستی؟

117
00:07:52,291 --> 00:07:56,250
‫ارتش آمریکا، آره.
‫اون موقع که اینجا یه کشوری بود.

118
00:07:56,333 --> 00:07:58,666
‫یه کشور که تو تصمیم‌گیری‌هاش دخیل بودیم.

119
00:07:58,750 --> 00:08:00,166
‫آره. اینو خوب اومدی.

120
00:08:00,250 --> 00:08:01,875
‫هی. نخند داش.

121
00:08:01,958 --> 00:08:06,791
‫طبق این پوشه‌های مأموریت، یه قهرمانِ
‫صد در صد واقعی آمریکایی اینجا داریم.

122
00:08:06,875 --> 00:08:08,375
‫خب، هالووی.

123
00:08:08,958 --> 00:08:09,958
‫می‌تونی انجامش بدی؟

124
00:08:10,041 --> 00:08:13,083
‫برای خودم نیست.
‫می‌دونم زندگی‌ای که داشتم تموم شده.

125
00:08:13,791 --> 00:08:17,041
‫واسه‌ی اون دختره. لیاقتش بیشتره.

126
00:08:21,125 --> 00:08:22,605
‫اسمت چیه جیگرطلا؟

127
00:08:23,500 --> 00:08:24,708
‫سارا.

128
00:08:24,791 --> 00:08:28,041
‫باشه، سارا کوچولو. این به خاطر توئه.

129
00:08:30,291 --> 00:08:31,750
‫و... تموم.

130
00:08:31,833 --> 00:08:34,208
‫وضعیت خرابکارانه‌ات پاک شده.

131
00:08:34,291 --> 00:08:36,458
‫می‌تونی از مرز رد بشی،
‫و هیچکس هم نمی‌فهمه.

132
00:08:36,541 --> 00:08:37,958
‫خیلی ممنونم، مارکوس.

133
00:08:38,500 --> 00:08:41,708
‫سارا، بچه‌ی خوبی باش.
‫از آقای هالووی تشکر کن.

134
00:08:42,875 --> 00:08:46,208
‫لعنتی! کد قرمز. اومدیم روی
‫شبکه‌های سرور پلیسی.

135
00:08:46,291 --> 00:08:47,875
‫دارن میان اینجا الان!

136
00:08:47,958 --> 00:08:48,958
‫پلیس.

137
00:08:51,416 --> 00:08:53,000
‫تی-بن، نکن!

138
00:08:56,958 --> 00:08:59,208
‫"هر بچه‌ی ریمن‌ـی سوگندی می‌خوره."

139
00:08:59,291 --> 00:09:01,250
‫"ما چشم و گوش ریمن هستیم."

140
00:09:01,333 --> 00:09:03,791
‫"ما هرچی رو که
‫فکر می‌کنیم درست نیست، گزارش می‌دیم."

141
00:09:03,875 --> 00:09:05,458
‫"و همیشه عدن رو اولویت قرار می‌دیم."

142
00:09:05,541 --> 00:09:08,041
‫سارا... نه.

143
00:09:08,125 --> 00:09:10,291
‫"حتی بالاتر از مامان و بابا."

144
00:09:10,375 --> 00:09:11,833
‫برو! برو!

145
00:09:15,791 --> 00:09:17,333
‫سارا! چرا؟

146
00:09:17,416 --> 00:09:19,250
‫چون باید کار درست رو بکنیم.

147
00:09:20,375 --> 00:09:22,175
‫عقب وایسا!

148
00:09:22,208 --> 00:09:24,333
‫- زود باشید! در موقعیت!
‫- اه، لعنتی.

149
00:09:28,583 --> 00:09:29,418
‫برو اونور!

150
00:09:29,500 --> 00:09:31,660
‫- دستاتو ببر بالا!
‫- بهم دست نزن!

151
00:09:44,791 --> 00:09:47,250
‫تن لشِ تروریستی‌تو ببر اون تو!
‫حرکت کن!

152
00:09:51,125 --> 00:09:54,166
‫اه، لعنتی. اون بچه‌ی لامصب.

153
00:09:54,250 --> 00:09:56,767
‫- هی! هی، ولشون کن!
‫- خوب بخوابی، حرومزاده.

154
00:09:56,791 --> 00:09:59,125
‫چیکار می‌کنی؟

155
00:10:01,750 --> 00:10:04,250
‫به پایگاه واقعیت مجازی خوش اومدید.

156
00:10:05,125 --> 00:10:07,166
‫این چرت و پرت چه کوفتیه؟

157
00:10:08,041 --> 00:10:09,641
‫وقتی مشتری‌تون سوار شد،

158
00:10:09,708 --> 00:10:12,291
‫تا مقصد فقط
‫فِلِش‌ رو دنبال کنید.

159
00:10:13,625 --> 00:10:14,905
‫این لامصب احمقانه‌اس.

160
00:10:14,958 --> 00:10:17,083
‫و باید سر وقت باشید.

161
00:10:17,958 --> 00:10:19,208
‫می‌خواید بازی کنید؟

162
00:10:19,291 --> 00:10:21,666
‫نه. برو به جهنم،
‫کله معلقیِ عوضی.

163
00:10:25,250 --> 00:10:27,583
‫باشه. باشه. جهنم و ضرر.

164
00:10:29,083 --> 00:10:32,250
‫- مسافر رو برسونید.
‫- این دیگه چیه؟

165
00:10:34,125 --> 00:10:36,000
‫مسیر اشتباه. فلش‌ رو دنبال کنید.

166
00:10:36,083 --> 00:10:38,791
‫- وایسا، وایسا. چطوری دنده عقب می‌گیری؟ چی؟
‫- مسیر اشتباه...

167
00:10:38,875 --> 00:10:40,291
‫این بازی لعنتی ریده.

168
00:10:43,625 --> 00:10:45,166
‫چیشد؟

169
00:10:48,958 --> 00:10:50,500
‫چرخش به راست. باشه.

170
00:10:51,083 --> 00:10:52,083
‫اوه، لعنتی.

171
00:10:53,166 --> 00:10:55,000
‫نه، نه، نه، نه. یکم مونده.

172
00:10:55,666 --> 00:10:57,291
‫یالا، یالا. یکم مونده!

173
00:10:58,500 --> 00:10:59,800
‫[وقت تمومه.]

174
00:10:59,833 --> 00:11:01,250
‫- نه، خواهش می‌کنم.
‫- وقت تمومه.
‫[شکست.]

175
00:11:01,833 --> 00:11:02,666
‫اوه نه.

176
00:11:05,458 --> 00:11:06,791
‫لعنتی!

177
00:11:07,000 --> 00:11:09,000
‫الان یه مشتری جدید میاد!

178
00:11:10,000 --> 00:11:15,000
‫ا.مــپــایــر بــســت تــی وی

179
00:11:15,375 --> 00:11:17,875
‫اوه پسر.

180
00:11:17,958 --> 00:11:19,583
‫فقط فلش‌ رو دنبال کن!

181
00:11:19,666 --> 00:11:23,333
‫موفقیت!

182
00:11:26,000 --> 00:11:28,000
‫مشتری جدید الان میاد!

183
00:11:28,791 --> 00:11:30,041
‫لامصب.

184
00:11:30,125 --> 00:11:33,250
‫فقط فلش‌ رو دنبال کن!
‫فقط فلش‌ رو دنبال کن!

185
00:11:33,333 --> 00:11:34,458
‫مسافر رو برسونید...

186
00:11:36,791 --> 00:11:39,125
‫این زندان مجازی عدن بود؟

187
00:11:39,208 --> 00:11:43,458
‫مردم رو مجبور می‌کردن
‫تا یه بازی ویدیویی داغون رو برای همیشه بازی کنن.

188
00:11:43,541 --> 00:11:47,208
‫آره. بازی‌ای که
‫سازمان‌شون رو سرجاش نگه داشت.

189
00:11:47,291 --> 00:11:50,625
‫توانبخشیِ مسالمت‌آمیز
‫تو پایگاه واقعیت مجازی یه دروغ بود.

190
00:11:51,166 --> 00:11:57,291
‫داخل هر ربات، هر پهباد،
‫هر ماشینِ خودران،

191
00:11:58,333 --> 00:12:01,041
‫عدن ذهن یه برده‌ی دیجیتالی رو وارد کرده،

192
00:12:01,666 --> 00:12:04,333
‫شکنجه‌شون میده
‫و مجبورشون می‌کنه تا بازی کنن.

193
00:12:07,500 --> 00:12:10,708
‫افتادن تو زندان
‫و به اجبار کار طاقت‌فرسا کردن.

194
00:12:11,833 --> 00:12:12,833
‫آشنا به نظر میاد.

195
00:12:13,583 --> 00:12:14,625
‫آره.

196
00:12:14,708 --> 00:12:19,833
‫آره، از موقعیت‌ـم سوءاستفاده کردم.
‫از تو هم سوءاستفاده کردم تا سعی کنم یه تغییری ایجاد کنم.

197
00:12:20,666 --> 00:12:23,083
‫عقیده‌ام عوض شد،
‫مشاعرم رو از دست ندادم که.

198
00:12:23,166 --> 00:12:25,625
‫می‌دونم کِی باید
‫از یه برتری راه‌بردی استفاده کنم.

199
00:12:27,333 --> 00:12:28,333
‫خیله‌خب.

200
00:12:29,916 --> 00:12:32,916
‫چطور انقدر از اینکه سر هالووی
‫اونجا چه بلایی اومده، مطمئنی؟

201
00:12:33,541 --> 00:12:35,291
‫گزارشات خصوصی عدن رو دیدم.

202
00:12:35,375 --> 00:12:37,208
‫همه چی تو ویست‌لند سانسور شده.

203
00:12:38,750 --> 00:12:40,125
‫من منابع خودمو دارم.

204
00:13:00,083 --> 00:13:01,083
‫اوه، لعنتی.
‫[تماس دریافتی - سم]

205
00:13:03,458 --> 00:13:04,583
‫چیه؟

206
00:13:04,666 --> 00:13:05,791
‫اوه.

207
00:13:05,875 --> 00:13:08,208
‫منم خوبم. تو چی، سارا؟

208
00:13:08,916 --> 00:13:11,000
‫خب، واقعاً الان وقتشو ندارم، بابا.

209
00:13:11,083 --> 00:13:12,833
‫نگران نباش. طول نمی‌کشه.

210
00:13:13,416 --> 00:13:15,333
‫امم، هدیه‌مو گرفتی؟

211
00:13:15,416 --> 00:13:16,416
‫آره. آره.

212
00:13:16,833 --> 00:13:17,833
‫هدیه‌تو گرفتم.

213
00:13:18,333 --> 00:13:20,041
‫لطف کردی. ممنون.

214
00:13:20,125 --> 00:13:23,375
‫واقعاً، خواهش می‌کنم.
‫به هرحال یکی اضافه داشتم.

215
00:13:23,458 --> 00:13:27,375
‫گفتم تو کمپ به کارت میاد.
‫امیدوارم بهت دستِ بالا رو بده.

216
00:13:27,458 --> 00:13:30,916
‫نگران دست بالام نباش.
‫با اختلاف تو کلاسم اول‌ـم.

217
00:13:31,000 --> 00:13:32,291
‫این... عالیه.

218
00:13:32,375 --> 00:13:33,895
‫آره. و از اونجایی که بهترین نمرات رو داشتم،

219
00:13:33,958 --> 00:13:36,458
‫واسه برنامه‌ی آزمایشیِ
‫به‌سازیِ سیبرنتیکی انتخاب شدم.

220
00:13:36,541 --> 00:13:38,166
‫پس، سریعتر میشم، قویتر...

221
00:13:38,250 --> 00:13:41,208
‫وایسا، وایسا.
‫به‌سازی سیبرنتیکی؟ سارا!

222
00:13:41,291 --> 00:13:43,583
‫بابا، تو متوجه نیستی.
‫این یه فرصت خیلی بزرگه.

223
00:13:43,666 --> 00:13:45,851
‫سارا، داری اجازه میدی
‫اون حرومزاده‌ها تیکه تیکه‌ات کنن

224
00:13:45,875 --> 00:13:47,833
‫و تبدیلت کنن به یه آدم مکانیکیِ لعنتی؟

225
00:13:48,541 --> 00:13:50,750
‫به لطف همین حرومزاده‌ها،
‫من از ویست‌لند اومدم بیرون.

226
00:13:50,833 --> 00:13:53,793
‫و اگه عدن انقدر بد بود،
‫عفو مشروط نمی‌خوردی، تو زندان می‌بودی!

227
00:13:53,875 --> 00:13:54,958
‫اوه، باشه، باشه.

228
00:13:55,041 --> 00:13:56,916
‫پس باید قدردان باشم
‫و بگم ممنون؟!

229
00:13:57,000 --> 00:13:59,583
‫آره! باید قدردان باشی
‫که بهم این شانس رو میدن،

230
00:13:59,666 --> 00:14:02,125
‫با اینکه دختر یه خیانت‌کارم!

231
00:14:07,833 --> 00:14:12,125
‫سارا، لطفاً، این کار رو نکن.

232
00:14:12,208 --> 00:14:13,958
‫برای چیزی که اعتقاد دارم می‌جنگم.

233
00:14:15,041 --> 00:14:17,708
‫تو هم چنین کاری
‫واسه کشوری که لیاقتشو نداشت انجام دادی.

234
00:14:19,125 --> 00:14:20,916
‫آره.

235
00:14:21,000 --> 00:14:23,916
‫شاید آمریکا هیچوقت
‫ارزش‌هایی که بهشون معتقد بودم رو نمایش نداد.

236
00:14:24,791 --> 00:14:26,458
‫اما ارزش جنگیدن داشت.

237
00:14:27,500 --> 00:14:30,000
‫و راستش، هنوزم داره.

238
00:14:30,083 --> 00:14:31,333
‫منظورت چیه؟

239
00:14:32,166 --> 00:14:34,833
‫یه مرد خوب به خاطر من
‫داره تو جهنم می‌پوسه.

240
00:14:34,916 --> 00:14:37,958
‫وظیفه‌ی منه
‫تا اوضاع رو درست کنم.

241
00:14:39,041 --> 00:14:39,958
‫هالووی؟

242
00:14:40,041 --> 00:14:41,250
‫بابا، الان کجایی؟

243
00:14:42,041 --> 00:14:43,041
‫بابا؟

244
00:14:44,500 --> 00:14:45,708
‫خداحافظ، سارا.

245
00:14:46,541 --> 00:14:48,500
‫همیشه دوستت خواهم داشت.

246
00:14:50,041 --> 00:14:51,250
‫لعنتی!

247
00:15:49,791 --> 00:15:53,291
‫سلام، رفیق.
‫یکم عضو کم نداری؟

248
00:15:53,375 --> 00:15:54,375
‫چه بامزه.

249
00:15:54,833 --> 00:15:57,041
‫می‌خواستم همینو به شما بگم.

250
00:16:16,833 --> 00:16:18,309
‫ها؟

251
00:16:30,875 --> 00:16:33,500
‫دنبال کن... فلش‌ رو دنبال کن.
‫فلش‌ رو دنبال کن.

252
00:16:33,583 --> 00:16:35,250
‫باید مسافر رو برسونم. می‌تونم...

253
00:16:35,333 --> 00:16:37,583
‫فلش رو دنبال کن. فلش رو دنبال کن.

254
00:16:37,666 --> 00:16:38,666
‫اوه نه، نه.

255
00:16:38,708 --> 00:16:40,750
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه! لطفاً، نه!

256
00:16:40,833 --> 00:16:42,875
‫دارم فلش رو دنبال می‌کنم! نه! لطفاً!

257
00:16:42,958 --> 00:16:45,125
‫نه، نه! نه! نه! نه!

258
00:16:49,250 --> 00:16:51,666
‫کجا... چی؟

259
00:16:55,458 --> 00:16:57,333
‫هالووی، حالت خوبه؟

260
00:16:57,416 --> 00:16:58,583
‫می‌تونی راه بری؟

261
00:16:59,375 --> 00:17:01,125
‫نمیـ... نمی‌دونم.

262
00:17:01,833 --> 00:17:04,083
‫خب، بهتره خیلی سریع‌تر از اینا
‫تجدید قوا کنی.

263
00:17:04,708 --> 00:17:06,416
‫چون به اون پاها نیاز دارم.

264
00:17:08,291 --> 00:17:11,166
‫هشدار. هشدار.

265
00:17:11,250 --> 00:17:12,250
‫سمت چپ‌ـت.

266
00:17:15,166 --> 00:17:16,166
‫اینجا وایسا.

267
00:17:22,416 --> 00:17:23,708
‫صبر کن!

268
00:17:30,416 --> 00:17:32,916
‫وای!

269
00:17:58,791 --> 00:18:01,083
‫مرسی. از اینکه بیرون آوردیم.

270
00:18:02,291 --> 00:18:04,625
‫خب، به خاطر دخترم
‫اونجا بودی.

271
00:18:05,666 --> 00:18:06,875
‫چاره‌ای نداشتم.

272
00:18:07,666 --> 00:18:08,916
‫وظیفه‌مو انجام دادم.

273
00:18:11,750 --> 00:18:14,000
‫هنوز با هم در تماسین؟

274
00:18:14,875 --> 00:18:16,250
‫نه دیگه، متأسفانه.

275
00:18:17,041 --> 00:18:20,666
‫الان دیگه ارتشیه.
‫کاملاً توسط عدن شستشوی مغزی شده.

276
00:18:21,791 --> 00:18:24,875
‫فکر کنم اگه دوباره همو ببینیم،
‫یه گلوله تو سرم خالی می‌کنه.

277
00:18:26,416 --> 00:18:29,291
‫اوه. لعنتی. چه مزخرف.

278
00:18:31,333 --> 00:18:34,875
‫بهتره استراحت کنی،
‫حالا که یه مرد آزادی.

279
00:18:37,791 --> 00:18:38,791
‫آره.

280
00:18:41,416 --> 00:18:42,416
‫آزاد.

281
00:18:43,041 --> 00:18:44,041
‫اما بهم بگو، فیشر.

282
00:18:44,958 --> 00:18:49,000
‫فایده‌ی آزاد بودن چیه
‫وقتی می‌دونم دوستام هنوز اونجا زندانی‌‌ـن؟

283
00:18:50,250 --> 00:18:51,541
‫تو اون جهنم.

284
00:18:53,333 --> 00:18:55,208
‫ددسک خانواده‌ی منه.

285
00:18:56,000 --> 00:18:57,708
‫تنها چیزیه که داشتم.

286
00:18:59,750 --> 00:19:01,458
‫باید از اونجا درشون بیارم.

287
00:19:02,875 --> 00:19:04,291
‫باید برگردم.

288
00:19:08,750 --> 00:19:12,125
‫خب، منم هیچوقت کسی رو قال نمی‌ذاشتم.

289
00:19:17,708 --> 00:19:19,291
‫وایسا. وایسا، وایسا، وایسا.

290
00:19:19,375 --> 00:19:22,083
‫داری بهم میگی
‫بابات به هالووی کمک کرد؟

291
00:19:22,166 --> 00:19:25,000
‫آره. ماه‌ها طبق برنامه رفتن جلو.

292
00:19:25,583 --> 00:19:30,000
‫هالووی از جاذبه‌ی ذاتیش
‫برای جمع کردن هرچه بیشتر آدما استفاده کرد.

293
00:19:30,083 --> 00:19:33,750
‫پدرم هم از مهارت‌های ارتشی‌ـش
‫برای آموزش و چیدن نقشه‌ی حمله استفاده کرد.

294
00:19:33,833 --> 00:19:38,166
‫و چیزی که با خطرناکترین
‫فرار از زندان تو تاریخ عدن شروع شد

295
00:19:38,250 --> 00:19:39,291
‫نهایتاً تبدیل شد به...

296
00:19:39,375 --> 00:19:41,083
‫خیزش ویست‌لند.

297
00:19:41,666 --> 00:19:42,500
‫آره.

298
00:19:42,583 --> 00:19:43,833
‫یه انقلاب.

299
00:19:43,916 --> 00:19:47,916
‫هالووی پیامش رو
‫تو خونه‌ی عدن پخش کرد،

300
00:19:48,000 --> 00:19:49,583
‫با هک کردن سیگنال تلویزیون،

301
00:19:49,666 --> 00:19:51,708
‫و نشون دادن حقیقتِ کثیف عدن.

302
00:19:51,791 --> 00:19:54,458
‫البته، هیئت مدیره
‫نمی‌تونست اجازه‌ی چنین چیزیو بده.

303
00:19:54,541 --> 00:19:57,125
‫جواب عدن
‫به این تهدید شیطانی تروریستی سخت خواهد بود

304
00:19:57,208 --> 00:20:00,875
‫تا از امنیت و حرمت
‫روش زندگیِ عدن محافظت کنه.

305
00:20:07,458 --> 00:20:10,750
‫درحالی که اون نقطه‌ها رو تو نمایشگر
‫می‌دیدم که چشمک می‌زنن،

306
00:20:10,833 --> 00:20:13,666
‫و نزدیکه کلی زندگی رو پایان بدن،

307
00:20:15,000 --> 00:20:17,666
‫برای اولین بار از خودم پرسیدم...

308
00:20:25,750 --> 00:20:27,916
‫"حق با پدرم بود؟"

309
00:20:30,375 --> 00:20:32,833
‫همش به اون تماس آخری که داشتیم
‫فکر می‌کردم.

310
00:20:33,625 --> 00:20:38,666
‫خـ.. خیلی سوال داشتم.
‫مـ.. می‌خواستم باهاش حرف بزنم.

311
00:20:41,041 --> 00:20:42,250
‫اما چنین چیزی اتفاق نیفتاد.

312
00:20:45,666 --> 00:20:47,125
‫چون اون روز مُرد.

313
00:20:50,208 --> 00:20:53,208
‫با تصور اینکه ازش متنفرم، مُرد.

314
00:20:58,583 --> 00:20:59,583
‫خب...

315
00:21:00,583 --> 00:21:03,000
‫مشخص شد
‫بالاخره به کل روانی نیستی.

316
00:21:04,708 --> 00:21:05,708
‫چی شد؟

317
00:21:05,791 --> 00:21:08,375
‫- لیزرهاک، دستات! صورتت!
‫- چی؟

318
00:21:15,125 --> 00:21:16,125
‫خدای من.

319
00:21:17,041 --> 00:21:18,208
‫اینجا زندان سوپرمکس نیست.

320
00:21:20,541 --> 00:21:24,666
‫- اینجا...
‫- بله. اینجا دیگه عدن نیست.

321
00:21:26,333 --> 00:21:28,750
‫به پایگاه واقعیت مجازی خوش اومدی.

322
00:21:29,916 --> 00:21:32,750
‫خیلی وقته ندیدمت، سارا کوچولو.

323
00:21:33,000 --> 00:21:38,000
‫مـــتـــرجـــم: مانی
‫"ThePianist"

324
00:21:45,000 --> 00:21:47,000
‫[به یاد کریستوف رینو]

