﻿1
00:00:06,154 --> 00:00:12,054
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

2
00:00:12,137 --> 00:00:15,224
‫« تلرگما، الجزایر »
‫« بیستم آگوست 1943 »

3
00:00:15,307 --> 00:00:17,226
‫بدون که همیشه به فکرتم

4
00:00:17,226 --> 00:00:20,812
‫از لحظه‌ای که بیدار میشم
‫تا لحظه‌ای که شب سر به بالشت می‌گذارم

5
00:00:22,564 --> 00:00:24,764
‫ولی حتی بعد از اون هم
‫رویاهام سراسر در مورد توئه

6
00:00:25,484 --> 00:00:27,684
‫تو همیشه تنها عشقم بودی و خواهی بود

7
00:00:28,987 --> 00:00:31,187
‫امیدوارم

8
00:00:34,743 --> 00:00:36,620
‫<i>ماموریت رگنسبورگ-شواینفورت</i>

9
00:00:36,620 --> 00:00:40,791
‫<i>با فاصله‌ی زیاد بزرگ‌ترین
‫ و پرهزینه‌ترین نبرد تا اون زمان بود</i>

10
00:00:40,791 --> 00:00:44,253
‫<i>بیدیک، کلیتور، ون‌نوی
‫و خدمه‌شون رو از دست دادیم</i>

11
00:00:45,128 --> 00:00:47,381
‫<i>نمی‌دونستیم کی کشته
‫و کی اسیر شده</i>

12
00:00:52,302 --> 00:00:54,502
‫نیروی هوایی دوازدهم داره میاد

13
00:01:00,686 --> 00:01:02,886
‫خب، دیر اومدن بهتر از هرگز نیومدنه، ها؟

14
00:01:03,063 --> 00:01:05,524
‫امیدوارم برای بچه‌ها
‫آبجوی خنک آورده باشن

15
00:01:07,192 --> 00:01:09,392
‫روش حساب نکن

16
00:01:10,279 --> 00:01:11,613
‫خیلی‌خب، بچه‌ها
‫عجله کنین

17
00:01:11,613 --> 00:01:13,907
‫آره. وسایلتون رو بردارین، بچه‌ها

18
00:01:15,200 --> 00:01:16,660
‫قراره بریم خونه

19
00:01:16,660 --> 00:01:18,860
‫زود باشین

20
00:01:21,206 --> 00:01:23,959
‫<i>در طی جنگ، شجاعت
‫به اشکال مختلفی بروز پیدا کرد</i>

21
00:01:23,959 --> 00:01:28,172
‫<i>افراد نیروی هوایی مثل گروهبان ویلیام کوئین
‫که با موفقیت با چتر فرود اومد</i>

22
00:01:26,900 --> 00:01:30,176
‫« فلاندرز، بلژیک » {\an8}

23
00:01:28,172 --> 00:01:30,372
‫<i>فقط یک راه برای اجتناب از اسیر شدن داشتن</i>

24
00:01:30,841 --> 00:01:33,041
‫<i>کمک گرفتن از دوستان خارجی‌مون</i>

25
00:01:34,344 --> 00:01:36,221
‫<i>اگر مچ کسی رو در حین کمک
‫به یک سرباز نیروی هوایی می‌گرفتن</i>

26
00:01:36,221 --> 00:01:38,515
‫<i>یا می‌فرستادنشون به اردوگاه کار اجباری</i>

27
00:01:38,515 --> 00:01:40,715
‫<i>یا اعدام می‌شدن</i>

28
00:01:42,102 --> 00:01:44,302
‫<i>خطرات بی‌اندازه بودن</i>

29
00:02:04,499 --> 00:02:06,699
‫تو برو اونجا بشین. من الان میام

30
00:02:12,258 --> 00:02:14,458
‫پیست...

31
00:02:16,595 --> 00:02:18,889
‫پیست

32
00:02:18,889 --> 00:02:21,089
‫بیلی

33
00:02:21,391 --> 00:02:23,591
‫زنده‌ای

34
00:02:24,311 --> 00:02:26,063
‫کس دیگه‌ای زنده نمونده؟

35
00:02:26,063 --> 00:02:28,263
‫تو اولین قیافه‌ی آشنایی هستی که دیدم

36
00:02:30,859 --> 00:02:32,444
‫اون کیه؟

37
00:02:32,444 --> 00:02:33,570
‫این "باب"ـه

38
00:02:33,570 --> 00:02:35,770
‫گفتی عضو کدوم گروه بودی؟

39
00:02:36,240 --> 00:02:37,783
‫سیصد و ششم

40
00:02:37,783 --> 00:02:39,983
‫- مسلسل‌چی هستی؟
‫- آره

41
00:02:40,619 --> 00:02:43,163
‫هی، حتماً بدجوری
‫انگشت کردین تو سوراخشون

42
00:02:43,705 --> 00:02:46,625
‫با چنان شدتی سرمون آوار شدن
‫که تابه‌حال ندیده بودم

43
00:02:47,125 --> 00:02:49,086
‫به ما هم حسابی حمله کردن

44
00:02:49,086 --> 00:02:51,286
‫خب؟

45
00:02:51,463 --> 00:02:53,663
‫از دیروز تا الان
‫از آبشخور آب می‌خوردم

46
00:02:54,174 --> 00:02:55,217
‫تو چی؟

47
00:02:55,217 --> 00:02:58,345
‫بیبی‌فیس چی شد؟ بقیه چی؟

48
00:03:02,933 --> 00:03:05,133
‫تو. همراهم بیا

49
00:03:20,284 --> 00:03:22,484
‫اسمت چیه؟

50
00:03:23,328 --> 00:03:25,528
‫گروهبان ویلیام کوئین

51
00:03:25,956 --> 00:03:29,418
‫شماره شناسایی 6391477

52
00:03:30,878 --> 00:03:33,078
‫لطفاً جواب‌هات رو بنویس

53
00:03:43,182 --> 00:03:45,184
‫ماموریتت چی بود؟

54
00:03:45,184 --> 00:03:47,384
‫بمباران کارخونه‌ی مسرشمیت

55
00:03:47,895 --> 00:03:49,396
‫مسئولیتت چی بود؟

56
00:03:49,396 --> 00:03:51,596
‫بی‌سیم‌چی بودم

57
00:03:51,899 --> 00:03:54,099
‫لطفاً جواب‌هات رو بنویس

58
00:03:59,531 --> 00:04:01,617
‫بیسبال دوست داری؟

59
00:04:01,617 --> 00:04:03,452
‫آره

60
00:04:03,452 --> 00:04:07,080
‫بیب روث قبل از داجرز
‫بازیکن چه تیمی بود؟

61
00:04:10,000 --> 00:04:12,878
‫بیب روث هیچوقت بازیکن داجرز نبوده

62
00:04:15,172 --> 00:04:17,372
‫بازیکن یانکی‌ها بود

63
00:04:17,798 --> 00:04:20,052
‫و قبل از اون... بازیکن رد ساکس بود

64
00:04:22,679 --> 00:04:24,879
‫مجسمه‌ی وسط میدان ترافالگار چیه؟

65
00:04:25,474 --> 00:04:27,674
‫نمی‌دونم این که گفتی کجاست، جناب

66
00:04:29,186 --> 00:04:31,313
‫تابه‌حال لندن نرفتی؟

67
00:04:31,313 --> 00:04:35,067
‫پایگاهمون توی انگلیای شرقیه

68
00:04:36,360 --> 00:04:38,560
‫برای رسیدن به لندن
‫حداقل مرخصی 2 روزه لازم داری

69
00:04:38,946 --> 00:04:41,146
‫من تابه‌حال مرخصی 2 روزه نداشتم

70
00:04:41,448 --> 00:04:43,648
‫تاریخ امروز رو بالای برگه‌ت بنویس

71
00:04:52,918 --> 00:04:55,118
‫سرود ملی‌تون چیه؟

72
00:04:55,546 --> 00:04:57,548
‫پرچم ستاره‌نشان

73
00:04:57,548 --> 00:04:58,757
‫می‌تونی بخونیش؟

74
00:04:58,757 --> 00:05:02,177
‫<i>♪ بگو آیا می‌بینی ♪</i>

75
00:05:03,303 --> 00:05:06,557
‫<i>♪ در این اولین نور سپیده دم ♪</i>

76
00:05:06,557 --> 00:05:09,577
‫<i>♪ آنچه در سوسوی غروب دیروز ♪</i>

77
00:05:09,601 --> 00:05:13,438
‫<i>♪ با افتخار بر آن سلام می‌دادیم؟ ♪</i>

78
00:05:13,438 --> 00:05:17,109
‫ <i>پرچمی که خطوط راه راه پهن ♪ </i>
‫ <i>♪ ...و ستارگان درخشانش</i>

79
00:05:22,281 --> 00:05:24,950
‫از امتحان پایان‌ترم مطالعات اجتماعیم
‫تا الان اینقدر سین جیم نشده بودم

80
00:05:24,950 --> 00:05:27,150
‫آره والا. فکر کردم نمره‌ی قبولی نگرفتم

81
00:05:41,300 --> 00:05:43,343
‫باب، فندک داری؟

82
00:05:43,343 --> 00:05:46,930
‫- آره، یه سیگار به منم میدی؟
‫- همم

83
00:05:46,930 --> 00:05:49,130
‫نه!

84
00:06:00,277 --> 00:06:01,862
‫چرا این‌کارو کردین؟

85
00:06:01,862 --> 00:06:04,062
‫نفوذی بود

86
00:06:05,574 --> 00:06:08,577
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
‫من یک‌ساعت باهاش حرف زدم، خب؟

87
00:06:08,577 --> 00:06:11,079
‫کوئین؟ توام باهاش حرف زدی
‫آمریکایی بود

88
00:06:11,079 --> 00:06:14,875
‫آلمانی بود. به روش‌های زیادی سعی کردن
‫به سازمان‌مون نفوذ کنن

89
00:06:15,709 --> 00:06:17,909
‫ولی همیشه مچشون رو می‌گیریم

90
00:06:18,629 --> 00:06:20,881
‫ممکن بود اشتباه کرده باشین

91
00:06:20,881 --> 00:06:23,081
‫ما اشتباه نمی‌کنیم

92
00:08:34,389 --> 00:08:36,850
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر »

93
00:08:56,161 --> 00:09:01,124
‫« بخش چهارم »

94
00:09:06,380 --> 00:09:08,715
‫<i>عدد جادویی 25 بود</i>

95
00:09:10,342 --> 00:09:12,160
‫<i>اگر از 25 ماموریت
‫جون سالم به‌در می‌بردی</i>

96
00:09:12,160 --> 00:09:15,180
‫<i>می‌فرستادنت خونه و می‌فرستادنت
‫شهرهای مختلف که اوراق قرضه‌ی جنگی بفروشی</i>

97
00:09:15,472 --> 00:09:17,975
‫اگر "دای" برنگرده
‫بچه‌ها چه واکنشی نشون میدن؟

98
00:09:19,726 --> 00:09:24,439
‫یا بدجوری جشن می‌گیرن
‫یا بدجوری عزاداری می‌کنن

99
00:09:25,858 --> 00:09:27,651
‫<i>در پاییز 1943</i>

100
00:09:27,651 --> 00:09:30,612
‫<i>سروان گلن دای و خدمه‌ش
‫اولین کسایی بودن که به این عدد نزدیک شدن</i>

101
00:09:31,905 --> 00:09:34,116
‫« شونزدهم سپتامبر 1943 »

102
00:09:34,199 --> 00:09:35,034
‫- بچه‌ها
‫- سرگرد

103
00:09:35,034 --> 00:09:36,035
‫سرگرد

104
00:09:36,035 --> 00:09:37,369
‫تامی، اومدی تماشا کنی

105
00:09:37,369 --> 00:09:39,788
‫این پسرا حواسشون هست توی دردسر نیفتی؟

106
00:09:39,788 --> 00:09:43,625
‫خب، عمداً کاری می‌کنن
‫توی دردسر بیفتم، جان

107
00:09:43,625 --> 00:09:44,586
‫آره مطمئنم همینطوره

108
00:09:44,586 --> 00:09:47,421
‫هی، بیلی، سمی
‫حالا با این اراذل و اوباش دمخور شدین؟

109
00:09:47,421 --> 00:09:50,215
‫- مگه خودتون می‌خواین بهم کار بدین؟
‫- خب بیاین برای ما کار کنین

110
00:09:50,215 --> 00:09:51,717
‫- با کمال میل
‫- باشه

111
00:09:51,717 --> 00:09:54,178
‫این دو تا چقدرم مشتاقن

112
00:09:56,096 --> 00:09:57,310
‫لیل، نگران دای نباش

113
00:09:57,334 --> 00:10:00,225
‫بیست و پنج تا ماموریت رفته
‫به‌زودی میاد

114
00:10:01,226 --> 00:10:03,426
‫ممنون، جان

115
00:10:03,645 --> 00:10:05,845
‫می‌بینمتون، بچه‌ها

116
00:10:06,523 --> 00:10:08,358
‫سلام، سرگرد

117
00:10:08,358 --> 00:10:10,819
‫سلام

118
00:10:10,819 --> 00:10:13,655
‫مثل عکس روی اوراق قرضه‌ی
‫ جنگی شدی. خیلی خوشتیپی

119
00:10:13,655 --> 00:10:15,616
‫حسمم مثل اوراق قرضه‌ی جنگیه

120
00:10:15,616 --> 00:10:17,075
‫- سلام
‫- آقایون

121
00:10:17,075 --> 00:10:18,744
‫این حرف از دهن شما
‫ خیلی ارزش داره، سرگرد

122
00:10:18,744 --> 00:10:20,704
‫- حالت چطوره، راکی؟
‫- جک. چطوری؟

123
00:10:20,704 --> 00:10:22,080
‫- هوا آفتابیه. شکایتی ندارم
‫- کراز

124
00:10:22,080 --> 00:10:23,832
‫- سرگرد
‫- هی، هی، هی. نگاه کنین

125
00:10:23,832 --> 00:10:25,375
‫- دای داره میاد
‫- اوناهاش

126
00:10:25,375 --> 00:10:27,461
‫بیست و پنج ماموریت!

127
00:10:27,461 --> 00:10:29,661
‫قراره برگردی خونه!

128
00:10:32,216 --> 00:10:34,416
‫بیست و پنج!

129
00:10:41,475 --> 00:10:43,477
‫قراره برگردی خونه، حروم‌زاده‌ی خوش‌شانس!

130
00:10:43,477 --> 00:10:45,479
‫حرکتت رو دزدید

131
00:10:45,479 --> 00:10:47,679
‫دختر تو رو هم قاپید

132
00:10:49,441 --> 00:10:51,901
‫می‌خوای بچه‌ها رو ببینی؟ بیا بریم

133
00:10:54,738 --> 00:10:56,865
‫ببین کی اومده

134
00:10:56,865 --> 00:10:59,065
‫ظاهراً حسابی داره بهت خوش می‌گذره

135
00:10:59,743 --> 00:11:01,245
‫حواستون به خانم باشه

136
00:11:01,245 --> 00:11:03,205
‫اوه، نه، نه، من... من دارم میرم اون سمت

137
00:11:03,205 --> 00:11:06,291
‫- بیخیال، باکی. این دیگه زیاده‌رویه
‫- این زیاده‌رویه؟ این زیاده‌رویه؟

138
00:11:06,291 --> 00:11:08,252
‫- ناسلامتی مامانش مرده
‫- ببین کی اومده

139
00:11:08,252 --> 00:11:10,712
‫چارلی رابرتسون خودمونه

140
00:11:12,172 --> 00:11:13,924
‫چارلی؟ چارلی کیه؟

141
00:11:13,924 --> 00:11:15,620
‫سال 1922. بازی واست‌ساکس و تایگرز

142
00:11:15,644 --> 00:11:18,220
‫نه اجازه داد حریف بدوه
‫نه ضربه بزنه، نه خطا بگیرن

143
00:11:18,220 --> 00:11:20,097
‫آره، آخرین کسی بود
‫که تمام پرتاب‌های بازیش بی‌نقص بود

144
00:11:20,097 --> 00:11:21,265
‫تا الان

145
00:11:21,265 --> 00:11:22,808
‫قبل از فلوریدا می‌تونی بری خونه؟

146
00:11:22,808 --> 00:11:24,768
‫آره. سه روز دیگه

147
00:11:24,768 --> 00:11:28,772
‫آره، شاید با مامانم رفتم شکار
‫اجازه بدم مامانم قربون صدقه‌م بره

148
00:11:28,772 --> 00:11:30,190
‫بعد به چند تا پایگاه سر می‌زنم

149
00:11:30,190 --> 00:11:33,527
‫تا اثبات کنم که واقعاً میشه
‫بیست و پنج تا ماموریت رو تموم کرد

150
00:11:33,527 --> 00:11:36,530
‫آره، به‌زحمت

151
00:11:39,616 --> 00:11:41,816
‫فقط ماها موندیم، مگه نه؟

152
00:11:44,371 --> 00:11:45,914
‫دوازده خدمه از بین...

153
00:11:45,914 --> 00:11:48,291
‫سی و پنج تا که از گریلند اومدیم

154
00:11:50,294 --> 00:11:52,494
‫درسته

155
00:11:52,838 --> 00:11:54,131
‫فقط برات خوشحالیم، دای

156
00:11:54,131 --> 00:11:57,259
‫آره، خوشحالیم
‫خیلی برات خوشحالیم. خیلی

157
00:11:57,259 --> 00:12:00,137
‫و به افتخار کسایی که امشب اینجا نیستن
‫ولی باید می‌بودن

158
00:12:00,637 --> 00:12:02,556
‫- به افتخارشون
‫- آره

159
00:12:02,556 --> 00:12:04,183
‫آره، به افتخارشون

160
00:12:04,183 --> 00:12:06,018
‫آقایون، میرم یه سر به بچه‌ها بزنم

161
00:12:06,018 --> 00:12:08,562
‫مطمئن بشم زیادی بدون من کیف‌و‌حال نمی‌کنن

162
00:12:09,146 --> 00:12:11,148
‫- چارلی رابرتسون
‫- می‌خواد چیکار کنه؟

163
00:12:11,148 --> 00:12:13,348
‫اینم اولیش

164
00:12:22,784 --> 00:12:23,785
‫اینقدر خیره نشو

165
00:12:23,785 --> 00:12:25,037
‫- خیره نشدم
‫- خیره شدی

166
00:12:25,037 --> 00:12:26,580
‫واقعاً؟ نه بابا

167
00:12:26,580 --> 00:12:28,207
‫هیچکدومتون با این وضع جوش نمیارین؟

168
00:12:28,207 --> 00:12:29,833
‫آره چجورم داغ کردم

169
00:12:29,833 --> 00:12:32,878
‫- "نش"ـه دیگه، چه میشه کرد
‫- نه، منظورم این نیست

170
00:12:32,878 --> 00:12:34,533
‫منظورم اینه که بزن و بکوب راه انداختن

171
00:12:34,557 --> 00:12:36,798
‫فقط به‌خاطر اینکه یک خدمه
‫با تابوت برنمی‌گردن خونه

172
00:12:36,798 --> 00:12:39,510
‫چرا؟ چرا همیشه باید
‫همچین حرفایی بزنی؟

173
00:12:41,720 --> 00:12:43,305
‫خب، ببین کی اومده

174
00:12:43,305 --> 00:12:45,516
‫مراقب باشین، بچه‌ها
‫رقاص حرفه‌ایمون داره میاد

175
00:12:45,516 --> 00:12:47,518
‫خیلی‌خب. اوه... اوه

176
00:12:47,518 --> 00:12:50,604
‫نه... نه، تشویقش نکن
‫وگرنه همه‌ی دخترها رو فراری میده

177
00:12:50,604 --> 00:12:51,647
‫ایول به رقصت

178
00:12:51,647 --> 00:12:53,815
‫آقایون، بدون من چه می‌کردین؟

179
00:12:53,815 --> 00:12:56,944
‫من دارم دخترا رو دید می‌زنم
‫و آقا "پپی" داره حس و حالمون رو خطاب می‌کنه

180
00:12:56,944 --> 00:12:59,029
‫- پس هیچ کار خاصی نمی‌کردیم
‫- خراب

181
00:12:59,029 --> 00:13:01,198
‫- همم؟
‫- باید بگی حس ‌و‌ حالتون رو خراب می‌کنه

182
00:13:01,198 --> 00:13:04,076
‫نه، نه. فقط گفتم نشونه‌ی خوبی برای ماها نیست

183
00:13:04,076 --> 00:13:07,120
‫برای دووم آوردن یک خدمه
‫باید همچین بزن و بکوبی راه بندازن؟

184
00:13:07,746 --> 00:13:09,665
‫تمام خلبان‌ها همین کارو می‌کنن

185
00:13:09,665 --> 00:13:11,875
‫- می‌دونی که حواسشون بهت هست، مگه نه؟
‫- امیدوارم باشه

186
00:13:12,709 --> 00:13:14,628
‫- آقایون؟
‫- ممنون

187
00:13:14,628 --> 00:13:16,129
‫- آقایون
‫- سرگرد ایگن

188
00:13:16,129 --> 00:13:17,923
‫سرگرد کلون

189
00:13:17,923 --> 00:13:19,550
‫روزنتال. نش

190
00:13:19,550 --> 00:13:20,634
‫درسته

191
00:13:20,634 --> 00:13:24,012
‫دستیارهای خلبان... اسپتز و لوئیس

192
00:13:24,012 --> 00:13:25,514
‫- اسپیز هستم، قربان
‫- اسپیز

193
00:13:25,514 --> 00:13:28,725
‫لوئیس هستم، قربان
‫ولی همه منو "پپی" صدا می‌کنن

194
00:13:29,393 --> 00:13:30,602
‫- خیلی‌خب
‫- بچه‌ها...

195
00:13:30,602 --> 00:13:32,521
‫قبل از جنگ خلبان بودین؟

196
00:13:32,521 --> 00:13:34,356
‫- وکیل بودم، قربان
‫- وکیل؟

197
00:13:34,356 --> 00:13:36,692
‫- تخصصم توی...
‫- از کجا یاد گرفتین بشینین پشت بی-17؟

198
00:13:37,276 --> 00:13:40,153
‫- لوردو. 9 ماه. روزی 12 ساعت
‫- آها

199
00:13:40,153 --> 00:13:43,866
‫ دوره‌ی آموزشی مسلسل‌چی
‫ ستوان نش هم همینطور

200
00:13:43,866 --> 00:13:45,951
‫خب، شهرتتون همه‌جا پیچیده

201
00:13:45,951 --> 00:13:47,035
‫خواستم در جریان باشین

202
00:13:47,035 --> 00:13:49,538
‫منظورتون اینه که
‫با شرت‌ پرواز می‌کنیم، قربان؟

203
00:13:51,999 --> 00:13:53,125
‫متوجه نمیشم

204
00:13:53,125 --> 00:13:55,626
‫خب، به‌خاطر پرواز با شرت شهرت داشتیم

205
00:13:57,045 --> 00:13:58,130
‫همه‌تون؟

206
00:13:58,130 --> 00:13:59,423
‫بله قربان

207
00:13:59,423 --> 00:14:01,758
‫بچه‌ها این روزها همچین کارایی می‌کنن؟

208
00:14:01,758 --> 00:14:03,886
‫توی تگزاس، اون دژها اونقدر گرم میشن

209
00:14:03,886 --> 00:14:05,929
که ‫میشه روی صفحه‌ی نشانگرهاش
‫تخم‌مرغ نیمرو کرد

210
00:14:05,929 --> 00:14:09,016
‫واقعاً؟ قضیه‌ی... شرت رو نشنیده بودیم

211
00:14:09,016 --> 00:14:11,393
‫ولی... شنیدیم خلبان‌های ممتازی هستین

212
00:14:11,393 --> 00:14:13,604
‫خوشحالیم که در جنگ هستیم، قربان

213
00:14:14,271 --> 00:14:16,607
‫ماه‌ها درخواست می‌کردیم
‫وارد نبرد بشیم

214
00:14:17,733 --> 00:14:21,820
‫حالا که اینجاییم، حس می‌کنیم
‫واقعاً قراره یه‌کار مفید انجام بدیم

215
00:14:22,946 --> 00:14:25,146
‫آره، قراره یه‌کارایی انجام بدین

216
00:14:27,743 --> 00:14:30,162
‫- خوش بگذره
‫- بله قربان

217
00:14:30,662 --> 00:14:34,124
‫- اوه، پسر. چرا باید حرفشو پیش بکشی؟
‫- آخه چرا جلوی سرگرد

218
00:14:34,124 --> 00:14:35,834
‫حرف از شرتم زدم...؟

219
00:14:35,834 --> 00:14:38,794
‫- فدای سرت. فدای سرت
‫- برام دعا کنین، بچه‌ها. دارم میرم تو کارش

220
00:14:46,553 --> 00:14:48,753
‫ستوان هربرت نش هستم

221
00:14:49,473 --> 00:14:50,724
‫هلن

222
00:14:50,724 --> 00:14:52,924
‫مثل هلن تروی

223
00:14:56,563 --> 00:14:59,149
‫باورم نمیشه تا این سر دنیا اومدی

224
00:14:59,149 --> 00:15:01,193
‫که قهوه و دونات به بقیه بدی

225
00:15:01,193 --> 00:15:02,927
‫می‌خواستم کمک کنم

226
00:15:02,951 --> 00:15:05,405
‫و کاری جز این گیرم نیومد

227
00:15:06,031 --> 00:15:08,231
‫چه شانس بدی داری

228
00:15:09,201 --> 00:15:12,079
‫شکایتی ندارم

229
00:15:12,079 --> 00:15:14,873
‫شرط می‌بندم هر اسکلی که صبحونه می‌خواد رو
‫این شکلی نگاه می‌کنی

230
00:15:15,374 --> 00:15:18,627
‫خب... ممکنه آخرین
‫قیافه‌ی خوشگلی باشم که می‌بینن

231
00:15:19,127 --> 00:15:21,327
‫خب، از کجا می‌تونم تشخیص بدم؟

232
00:15:21,839 --> 00:15:23,924
‫چیو تشخیص بدی؟

233
00:15:23,924 --> 00:15:26,366
‫که فقط دلت برام می‌سوزه

234
00:15:26,390 --> 00:15:28,512
‫یا می‌خوای منو ببوسی؟

235
00:15:52,369 --> 00:15:55,497
‫- شرط می‌بندم از لبخندش خوشت میاد، باک
‫- سرگرد ایگن. سرگرد کلون

236
00:15:56,748 --> 00:15:59,960
‫شنیدم... شنیدم 20 تا ماموریت رفتین

237
00:15:59,960 --> 00:16:01,753
‫همین حدودا

238
00:16:01,753 --> 00:16:03,547
‫خب، اون 21 ماموریت رفته

239
00:16:03,547 --> 00:16:05,747
‫توصیه‌ای برام ندارین؟

240
00:16:06,884 --> 00:16:09,052
‫سعی کن زنده بمونی

241
00:16:09,052 --> 00:16:11,388
‫حداقل برای 11 ماموریت

242
00:16:11,388 --> 00:16:15,225
‫چشم، قربان. بعد از...
‫بعد از 11 ماموریت چی میشه؟

243
00:16:15,225 --> 00:16:17,425
‫احتمال زنده موندنت بیشتر میشه

244
00:16:18,061 --> 00:16:21,398
‫یا نمیشه. می‌گیری چی میگم؟

245
00:16:25,569 --> 00:16:27,279
‫ممنونم، سرگرد. سرگرد

246
00:16:27,279 --> 00:16:29,479
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- همچنین

247
00:16:31,950 --> 00:16:34,150
‫تمام این، قیافه‌های جدید...

248
00:16:35,621 --> 00:16:39,166
‫اگر سقوط کنیم، ما رو هم یادشون نمی‌مونه
‫جوری که انگار هرگز وجود نداشتیم، باک

249
00:16:43,086 --> 00:16:45,286
‫چه اهمیتی داره؟

250
00:16:46,340 --> 00:16:48,540
‫گمونم هیچ اهمیتی

251
00:16:51,345 --> 00:16:52,305
‫بچه‌ها

252
00:16:52,305 --> 00:16:53,764
‫سرهنگ هاردینگ

253
00:16:53,764 --> 00:16:55,933
‫گوش کنین

254
00:16:55,933 --> 00:16:58,894
‫الان یک صحبتی با دکتر استور داشتم
‫که حالمو گرفت

255
00:16:59,937 --> 00:17:02,814
‫فکر می‌کنه شما سوسول‌ها
‫ممکنه بی‌احتیاط شده باشین

256
00:17:02,814 --> 00:17:04,900
‫عمراً، قربان

257
00:17:04,900 --> 00:17:06,777
‫بهش گفتم جنگ جنگه

258
00:17:06,777 --> 00:17:09,613
‫و هرچی بیشتر توش باشی
‫بیشتر روان آدم رو نابود می‌کنه

259
00:17:10,656 --> 00:17:13,325
‫و از وقتی اولین غارنشین حرومی
‫یک چماق برداشت

260
00:17:13,325 --> 00:17:15,525
‫و رفت سراغ اون یکی غارنشین
‫وضعیت همین بوده

261
00:17:16,203 --> 00:17:17,788
‫غارنشین‌ها رفتن پیش روان‌شناس؟

262
00:17:17,788 --> 00:17:19,748
‫- نه
‫- تا جایی که می‌دونم نه، قربان

263
00:17:19,748 --> 00:17:21,666
‫معلومه که نه

264
00:17:21,666 --> 00:17:27,047
‫مهم اینه که شما سربازها
‫به وقتش آماده‌ی نبرد باشین، همم؟

265
00:17:27,047 --> 00:17:29,967
‫این‌که بین نبردها چیکار می‌کنین...

266
00:17:30,968 --> 00:17:33,679
‫- از طرز فکرت خوشم میاد، قربان
‫- بله، قربان

267
00:17:34,221 --> 00:17:37,474
‫نبردهای هوایی این شکلی
‫از زمان انسان‌های غارنشین وجود نداشته، قربان

268
00:17:37,474 --> 00:17:39,976
‫خب، معلومه که نبوده، "رد"
‫هر جنگی نوآوری‌های خودشو داره

269
00:17:42,813 --> 00:17:45,013
‫کی اینجا رو تزئین کرده؟

270
00:17:46,733 --> 00:17:48,652
‫خب، سپردمش به گروهی از بچه‌ها

271
00:17:48,652 --> 00:17:51,321
‫اون هواپیمای کوفتی انگار داره سقوط می‌کنه

272
00:17:51,989 --> 00:17:55,325
‫اخراجشون کن. کل گروه رو اخراج کن

273
00:17:56,535 --> 00:17:58,829
‫دفعه‌ی بعد دیگه به‌ خودم زحمت نمیدم

274
00:17:58,829 --> 00:18:01,290
‫بیاین، جمع بشید. بیاین اینجا
‫می‌خوام یه چیزی بهتون بگم

275
00:18:02,666 --> 00:18:04,877
‫می‌دونین چطوری می‌تونیم
‫همین امشب این جنگ رو تموم کنیم؟

276
00:18:05,711 --> 00:18:09,464
‫هرچقدر بمب 220 کیلویی جا میشه
‫توی یکی از دژهامون می‌ریزیم

277
00:18:10,632 --> 00:18:12,832
‫و میریم سوراخ موش هیتلر رو می‌فرستیم هوا

278
00:18:14,595 --> 00:18:19,016
‫مطمئنم رد و بابلز می‌تونن
‫اون عوضی سیبیلو رو پیدا کنن

279
00:18:19,016 --> 00:18:20,434
‫بله، قربان

280
00:18:20,434 --> 00:18:22,634
‫حالا کی بی‌احتیاط شده؟

281
00:18:24,688 --> 00:18:26,888
‫کی؟

282
00:18:27,149 --> 00:18:29,349
‫شما

283
00:18:30,777 --> 00:18:32,321
نخیر ‫خودت شدی

284
00:18:32,321 --> 00:18:35,824
‫نه، شما شدی. قربان

285
00:18:48,837 --> 00:18:51,298
‫همم. دخترهای مجرد منتظرن

286
00:18:52,549 --> 00:18:55,636
‫بیاین بریم، بچه‌ها
‫بریم تورشون کنیم

287
00:18:55,636 --> 00:18:57,179
‫- دخترهای مجرد منتظرن
‫- دستور دستوره

288
00:18:57,179 --> 00:18:59,389
‫- بریم، بچه‌ها
‫- هی، تتی. بیا بریم، تتی

289
00:18:59,973 --> 00:19:01,099
‫خودت می‌دونی نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری

290
00:19:01,099 --> 00:19:03,227
‫- تبریک میگم
‫- می‌دونی نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری

291
00:19:03,227 --> 00:19:04,770
‫مرخصی لازم داری

292
00:19:04,770 --> 00:19:07,231
‫فکر کنم سرهنگ بتونه
‫برات مرخصی آخرهفته جور کنه

293
00:19:08,857 --> 00:19:11,235
‫همم. توام باید بیای

294
00:19:12,528 --> 00:19:16,281
‫لندن. بزن بریم، باک
‫بریم شهر رو بترکونیم

295
00:19:18,408 --> 00:19:20,608
‫آره، شاید دفعه‌ی بعد اومدم

296
00:19:21,119 --> 00:19:23,319
‫بیا اینجا، کوفته‌‌قلقلی

297
00:19:24,748 --> 00:19:27,459
‫بریم برقصیم؟

298
00:19:36,677 --> 00:19:38,877
‫می‌خوام به مارج بگم، باک

299
00:19:53,777 --> 00:19:57,406
‫وقتی اومدم جنگ، از بین تمام چیزهایی
‫که احتمال می‌دادم اتفاق بیفته

300
00:19:58,156 --> 00:20:00,756
‫هیچکدومشون یک ماه موندن
‫توی یک مزرعه‌ی بلژیکی نبود

301
00:20:00,826 --> 00:20:02,250
‫سربازهای نیروی هوایی که سقوط کردن

302
00:20:02,274 --> 00:20:04,204
‫از افراد قابل اعتمادمون
که هدایتشون کنن کمتره

303
00:20:04,204 --> 00:20:06,707
‫آره، می‌دونم
‫من یکی از خوش‌شانس‌هام

304
00:20:12,254 --> 00:20:14,454
‫ولی نه به خوش‌شانسی اون

305
00:20:15,215 --> 00:20:17,415
‫بیا بریم!

306
00:20:24,433 --> 00:20:26,633
‫بجنب، رومئو

307
00:20:28,520 --> 00:20:30,720
‫سلام داداش

308
00:20:31,106 --> 00:20:33,442
‫به‌نظرت دارن ما رو کجا می‌برن؟
‫جایی به ذهنت نمی‌رسه؟

309
00:20:34,276 --> 00:20:38,864
‫نمی‌دونم. به‌نظرم
‫از فرانسه رد بشیم بریم اسپانیا

310
00:20:39,364 --> 00:20:40,908
‫آره، برای منم سواله

311
00:20:40,908 --> 00:20:43,285
‫و اینکه می‌تونیم بازم
‫بچه‌ها رو ببینیم یا نه

312
00:20:43,285 --> 00:20:45,913
‫جوری که آلیس داشت سقوط می‌کرد
‫بعید... بعید می‌دونم

313
00:20:50,000 --> 00:20:51,835
‫ولی هینتون پرید بیرون

314
00:20:51,835 --> 00:20:55,964
‫آره. آره، معلومه
‫مطمئنم بیبی‌فیس یجوری دراومده

315
00:20:56,715 --> 00:20:58,915
‫ساکت باشین

316
00:21:25,869 --> 00:21:27,996
‫سلام

317
00:21:27,996 --> 00:21:29,152
‫<i>درود</i>

318
00:21:29,176 --> 00:21:30,332
‫<i>درود</i>

319
00:21:32,918 --> 00:21:35,212
‫این دخترته؟

320
00:21:37,381 --> 00:21:39,581
‫میشو راهنمای شماست

321
00:21:40,259 --> 00:21:43,846
‫این که سنی نداره

322
00:21:45,097 --> 00:21:47,975
‫اون راهنمای شماست
‫و باید هرکاری میگه انجام بدین

323
00:22:00,279 --> 00:22:01,363
‫چی گفت؟

324
00:22:01,363 --> 00:22:03,563
‫نمی‌دونم

325
00:22:09,913 --> 00:22:12,207
‫بدش به من

326
00:22:12,207 --> 00:22:14,407
‫چی؟

327
00:22:14,751 --> 00:22:16,951
‫بیخیال. نیازی به این کارها نیست

328
00:22:35,105 --> 00:22:37,305
‫اگر آلمانی‌ها اینو پیدا کنن

329
00:22:37,941 --> 00:22:41,862
‫به‌نظرت با لوئیز و خانواده‌ش
‫چیکار می‌کنن، ها؟

330
00:22:43,572 --> 00:22:45,949
‫اونقدر شکنجه‌شون می‌کنن
‫تا به حرف بیان

331
00:22:45,949 --> 00:22:49,953
‫و وقتی اسم‌هایی که نیاز دارن رو
‫ ازشون کشیدن، تیربارون‌شون می‌کنن

332
00:22:51,496 --> 00:22:55,550
‫و بعد نفرات بعدی رو پیدا می‌کنن
‫و همین‌کارو با اونا هم می‌کنن

333
00:22:57,586 --> 00:22:59,786
‫مثل کشیدن نخ پولیور می‌مونه

334
00:23:12,267 --> 00:23:14,467
‫نمی‌دونستم...

335
00:23:14,728 --> 00:23:16,928
‫معذرت می‌خوام

336
00:23:18,023 --> 00:23:20,223
‫حماقت کردم

337
00:23:24,780 --> 00:23:26,615
‫این که گفتی یعنی چی؟

338
00:23:26,615 --> 00:23:28,909
‫اینجا...

339
00:23:28,909 --> 00:23:31,109
‫حماقت کردن برابره با مردن

340
00:23:33,664 --> 00:23:37,376
‫« لندن، انگلستان »
‫« هشتم اکتبر 1943 »

341
00:23:42,631 --> 00:23:44,925
‫<i>به... به سلامتیت</i>
‫(به زبان لهستانی)

342
00:23:44,925 --> 00:23:46,051
‫- به سلامتیت
‫- به سلامتیت

343
00:23:46,051 --> 00:23:48,251
‫- به سلامتیت
‫- به سلامتیت

344
00:23:50,806 --> 00:23:53,433
‫خب، چی شد سر از لندن درآوردی؟ همم؟

345
00:23:53,433 --> 00:23:56,603
‫با این نوشیدنی، داری یک گپ ساده می‌خری
‫نه داستان‌های غم‌انگیز

346
00:23:56,603 --> 00:23:58,689
‫خب، نمی‌دونستم دارم چیزی می‌خرم

347
00:23:58,689 --> 00:24:00,889
‫پس قصد نداری
‫منو بکشونی توی تخت‌خواب؟

348
00:24:01,275 --> 00:24:03,777
‫اوه، هنوز به اونجاش فکر نکردم

349
00:24:04,820 --> 00:24:06,905
‫- گمونم اگر می‌خواستی بخری...
‫- اوهوم

350
00:24:06,905 --> 00:24:09,105
‫می‌تونستی توی خیابون
‫پیکدیلی هم بخری

351
00:24:09,533 --> 00:24:12,411
‫لازم نبود این همه راه
‫تا همرسمیت بیای

352
00:24:12,411 --> 00:24:14,611
‫الان توی همرسمیتم؟

353
00:24:16,707 --> 00:24:19,751
‫سرگرد نیروی هوایی هستی
‫ولی ناوبر نیستی

354
00:24:19,751 --> 00:24:21,951
‫نه، خلبانم

355
00:24:22,337 --> 00:24:24,923
‫می‌دونی از کجا میشه تشخیص داد
‫یکی خلبانه یا نه؟

356
00:24:25,549 --> 00:24:27,676
‫چطوری؟

357
00:24:27,676 --> 00:24:31,054
‫خودش بهت میگه

358
00:24:34,057 --> 00:24:36,257
‫شوهر منم خلبانه

359
00:24:36,977 --> 00:24:39,177
‫پس متاهلی؟

360
00:24:40,814 --> 00:24:43,609
‫- چند وقته سرباز بودی؟
‫- از قبل از جنگ

361
00:24:43,609 --> 00:24:46,445
‫- تو چند وقته از لهستان دراومدی؟
‫- از زمان حمله‌ی آلمان

362
00:24:46,445 --> 00:24:48,645
‫آره، فیلم‌های خبری رو دیدم

363
00:24:49,406 --> 00:24:51,617
‫برای همین نام‌نویسی کردم
‫حتی قبل از پرل‌هاربر

364
00:24:52,868 --> 00:24:54,369
‫پس یه قهرمان آمریکایی هستی

365
00:24:54,369 --> 00:24:56,569
‫شاید دلم ماجراجویی می‌خواسته

366
00:25:00,542 --> 00:25:02,742
‫شوهرت کجاست؟

367
00:25:04,505 --> 00:25:06,705
‫بعضی خلبان‌ها زنده می‌‌مونن
‫تا به جنگیدن ادامه بدن

368
00:25:07,549 --> 00:25:08,717
‫اون موند

369
00:25:08,717 --> 00:25:10,917
‫می‌خواست مثل تو
‫یک قهرمان باشه

370
00:25:11,970 --> 00:25:14,170
‫پارسال یکی از اعضای
‫گردانش رو پیدا کردم

371
00:25:14,473 --> 00:25:18,018
‫گفت همون هفته‌ی اول
‫هواپیمای پاول رو توی آسمون "سیلزی" زدن

372
00:25:18,977 --> 00:25:22,271
‫یا اسیر جنگیه
‫تا داره توی مزرعه‌ی سیب‌زمینی می‌پوسه

373
00:25:29,780 --> 00:25:32,874
‫شاید این ودکایی که داری می‌خوری
‫از سیب‌زمینی‌های اون درست شده باشه

374
00:25:39,331 --> 00:25:41,531
‫می‌خوای منو ببری توی رخت‌خواب؟

375
00:25:45,379 --> 00:25:47,579
‫اول منو ببر برقصیم

376
00:26:39,433 --> 00:26:42,186
‫تابه‌حال هیچوقت اونی نبودم
‫که در معرض بمبه

377
00:26:43,312 --> 00:26:46,064
‫معرض بمب
‫معادل جالبی برای کلمه‌ی مرگه

378
00:26:49,484 --> 00:26:51,445
‫بمب‌های زیادی انداختم

379
00:26:51,445 --> 00:26:53,645
‫احتمالاً خیلیا رو کشتم

380
00:26:55,365 --> 00:26:57,565
‫عجب شغلیه

381
00:26:58,243 --> 00:27:00,443
‫عذاب وجدان نداری؟

382
00:27:04,917 --> 00:27:08,962
‫نیازی نیست داشته باشی، آلمانی‌ها حقشون بوده
‫ تک‌تک اون بمب‌ها روی سرشون بریزه

383
00:27:10,422 --> 00:27:13,884
‫از نظر بعضیا جنگ
‫ با قتل بی‌دلیل فرق می‌کنه

384
00:27:15,552 --> 00:27:17,752
‫فرقی ندارن

385
00:27:21,308 --> 00:27:23,508
‫نظر تو چیه؟

386
00:27:26,813 --> 00:27:28,864
‫به‌نظر من باید با همون بی‌رحمی و خشونتی

387
00:27:28,888 --> 00:27:31,151
‫که با مردم من رفتار کردن باهاشون رفتار کنیم

388
00:27:32,319 --> 00:27:34,519
‫همچین کاری عادلانه‌ست

389
00:27:37,991 --> 00:27:40,191
‫آره، ولی...

390
00:27:41,161 --> 00:27:45,165
‫اگر توازنی توی این مسائل وجود داشت...

391
00:27:45,165 --> 00:27:48,293
‫من باید خیلی وقت پیش می‌مردم

392
00:27:50,295 --> 00:27:52,495
‫توازنی وجود نداره

393
00:27:54,007 --> 00:27:56,207
‫فقط اتفاق پشت اتفاق میفته

394
00:27:59,054 --> 00:28:01,254
‫بدترین‌ها بدون یک خراش زنده می‌مونن

395
00:28:01,849 --> 00:28:04,049
‫بی‌گناه‌ها می‌میرن

396
00:28:22,786 --> 00:28:24,872
‫ولی می‌دونی چیه؟

397
00:28:24,872 --> 00:28:27,666
‫هرچه به مرگ نزدیک‌تر باشی...

398
00:28:27,666 --> 00:28:29,866
‫بیشتر احساس سرزندگی می‌کنی

399
00:28:34,173 --> 00:28:36,373
‫هر ثانیه یک مرگ کوچیکه

400
00:28:38,177 --> 00:28:41,746
‫فکر می‌کردم خودم وقتی مست می‌کنم
‫زیادی شلوغش می‌کنم

401
00:28:50,606 --> 00:28:53,609
‫همم

402
00:28:55,819 --> 00:28:57,154
‫اون بالا می‌بینمت، باک

403
00:28:57,154 --> 00:28:58,989
‫- سالم بریم و برگردیم
‫- آره

404
00:28:58,989 --> 00:29:00,908
‫موفق باشی، رفیق

405
00:29:00,908 --> 00:29:03,108
‫همچنین

406
00:29:05,537 --> 00:29:07,164
‫دونات می‌خوای؟

407
00:29:07,164 --> 00:29:09,364
‫نه

408
00:29:10,375 --> 00:29:12,575
‫- ممنون
‫- داغه. مراقب باش

409
00:29:14,421 --> 00:29:16,632
‫- سلام
‫- سلام

410
00:29:25,849 --> 00:29:28,049
‫- همراهش قهوه می‌خوای، ستوان؟
‫- آره لطفاً

411
00:29:29,478 --> 00:29:32,773
‫- دلت برام تنگ شده؟
‫- توی این 4 ساعتی که از هم دور بودیم؟

412
00:29:33,524 --> 00:29:35,234
‫خب، این‌دفعه بیشتر طول می‌کشه

413
00:29:35,234 --> 00:29:37,434
‫چطور می‌تونم دووم بیارم؟

414
00:29:41,114 --> 00:29:42,115
‫چیه؟

415
00:29:42,115 --> 00:29:44,409
‫شاید آخرین قیافه‌ی خوشگلی باشی که می‌بینم

416
00:29:45,327 --> 00:29:46,954
‫این حرفو نزن

417
00:29:46,954 --> 00:29:49,154
‫و حقیقتاً خوشگل‌ترینی

418
00:29:52,209 --> 00:29:54,419
‫بعداً می‌بینمت

419
00:29:54,419 --> 00:29:56,619
‫شک نکن

420
00:30:00,843 --> 00:30:03,554
‫- عه، ببین، ادونیس خودمونه
‫- بسه دیگه

421
00:30:03,554 --> 00:30:06,598
‫- اوه
‫- نه

422
00:30:16,859 --> 00:30:19,570
‫<i>اولین تلاش‌مون
‫ برای بمباران "برمن" فاجعه‌بار بود</i>

423
00:30:20,362 --> 00:30:22,562
‫<i>ولی انگار مدت‌ها از اون زمان گذشته بود</i>

424
00:30:22,739 --> 00:30:25,117
‫<i>آماده بودیم دوباره
‫به پناهگاه زیردریایی‌ها حمله کنیم</i>

425
00:30:25,826 --> 00:30:28,026
‫<i>هیچکس مشتاق‌تر از سرگرد کلون نبود</i>

426
00:30:35,502 --> 00:30:37,702
‫درست شد؟

427
00:30:38,714 --> 00:30:39,965
‫نه

428
00:30:39,965 --> 00:30:42,165
‫گندش بزنن

429
00:30:44,761 --> 00:30:47,389
‫سرگرد، قربان، دینام چپ
‫موتور شماره‌ی 2 مشکل داره

430
00:30:47,389 --> 00:30:48,849
‫موقع روشن شدن خیلی کم میاره

431
00:30:48,849 --> 00:30:51,049
‫مطمئنم مشکل فقط از نقاط تماسشه

432
00:30:51,435 --> 00:30:53,153
‫می‌تونم موقع حرکت درستشون کنم

433
00:30:53,153 --> 00:30:55,147
با ‫سه موتور؟

434
00:30:55,147 --> 00:30:56,190
‫از پسش برمیام، قربان

435
00:30:56,190 --> 00:30:58,390
‫این دیوونگیه
‫می‌خوای روی چرخ وایسی؟

436
00:31:01,028 --> 00:31:02,571
‫یه امتحانی بکن

437
00:31:02,571 --> 00:31:04,771
‫چشم، قربان

438
00:31:10,370 --> 00:31:12,570
‫مطمئن نیستم فکر خوبی باشه، باک

439
00:31:13,040 --> 00:31:16,543
‫درست کردن دینام روی باند
‫این یه چیزه

440
00:31:17,419 --> 00:31:19,296
‫ولی موقع حرکت؟

441
00:31:19,296 --> 00:31:21,496
‫اگر لمنز میگه درستش می‌کنه
‫پس درستش می‌کنه

442
00:31:21,882 --> 00:31:24,082
‫باور داشته باش
‫باور داشته باش

443
00:31:24,760 --> 00:31:27,012
‫باشه، باشه

444
00:31:27,012 --> 00:31:29,014
‫اوضاع چطوره، لمنز؟

445
00:31:29,014 --> 00:31:30,682
‫باید این گردان رو رهبری کنیما

446
00:31:30,682 --> 00:31:33,018
‫مشغولم، سرگرد
‫دارم با تمام سرعت کار می‌کنم

447
00:31:53,163 --> 00:31:55,040
‫دو تا هواپیما مونده، باک

448
00:31:55,040 --> 00:31:57,125
‫دو تا هواپیما جلومون مونده

449
00:31:57,125 --> 00:31:59,325
‫چشم، قربان

450
00:32:06,301 --> 00:32:08,501
‫خیلی‌خب، یکی مونده، باک
‫یا الان یا هرگز

451
00:32:08,887 --> 00:32:11,723
‫- یکی مونده، لمنز
‫- هنوز برای کنار کشیدن دیر نشده، باک

452
00:32:11,723 --> 00:32:14,560
‫- می‌تونیم بریم روی اون باند سمت راست
‫- بعدی ماییم

453
00:32:15,352 --> 00:32:18,397
‫- بعدی ماییم
‫- آخراشه، سرگرد

454
00:32:31,618 --> 00:32:33,871
‫بجنب، لمنز
‫بجنب. بیا

455
00:32:35,080 --> 00:32:37,280
‫برو، برو، برو

456
00:32:43,714 --> 00:32:45,914
‫باید درست شده باشه

457
00:32:48,343 --> 00:32:50,470
‫بجنب

458
00:32:50,470 --> 00:32:51,471
‫آره

459
00:32:51,471 --> 00:32:53,473
‫ایول

460
00:32:53,473 --> 00:32:55,673
‫برید حالشونو بگیرین، بچه‌ها

461
00:32:57,811 --> 00:32:59,396
‫دمارکو، اعتراف کن
‫اشتباه کردی

462
00:32:59,396 --> 00:33:00,898
‫باشه، اشتباه کردم. بزن بریم

463
00:33:00,898 --> 00:33:03,098
‫ایول جیگر

464
00:33:03,483 --> 00:33:04,818
‫برو، برو

465
00:33:04,818 --> 00:33:05,944
‫آره!

466
00:33:05,944 --> 00:33:08,238
‫برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو

467
00:33:09,823 --> 00:33:13,035
‫یوهو!

468
00:33:13,035 --> 00:33:15,235
‫بجنب، برو!
‫تو می‌تونی، جیگر

469
00:33:23,712 --> 00:33:28,383
‫« پاریس، فرانسه »

470
00:33:28,467 --> 00:33:32,429
‫داریم به ایستگاه می‌رسیم
‫پس آلمانی‌های زیادی اونجا هستن

471
00:33:33,263 --> 00:33:34,848
‫هرکاری من کردم انجام بدین

472
00:33:34,848 --> 00:33:38,435
‫اگر مدارک شناساییم رو درآوردم
‫شما هم مدارک شناساییتون رو دربیارین

473
00:33:38,435 --> 00:33:40,646
‫اگر به ساعتم نگاه کردم
‫شما هم به ساعتتون نگاه کنین

474
00:33:41,355 --> 00:33:44,483
‫و هرکاری می‌کنین، فقط صحبت نکنین

475
00:33:45,901 --> 00:33:48,101
‫باشه؟

476
00:33:53,283 --> 00:33:54,952
‫باید بریم؟

477
00:33:54,952 --> 00:33:57,152
‫نه، میرم دستشویی

478
00:33:57,788 --> 00:33:58,830
‫الان؟

479
00:33:58,830 --> 00:34:01,030
‫آره

480
00:34:06,088 --> 00:34:08,288
‫عالی شد

481
00:34:13,094 --> 00:34:15,304
‫به‌نظرت ما رو از هم جدا می‌کنن؟

482
00:34:16,889 --> 00:34:19,089
‫نمی‌دونم، بیلی

483
00:34:23,730 --> 00:34:26,859
‫باید... باید یه چیزی
‫ازت بپرسم، کوئین

484
00:34:27,900 --> 00:34:30,100
هرکاری می‌کنم از ذهنم بیرون نمیره

485
00:34:31,530 --> 00:34:33,574
‫در مورد سقوطه

486
00:34:33,574 --> 00:34:35,774
‫- بیبی‌فیس...
‫- بیلی، من...

487
00:34:40,038 --> 00:34:42,238
‫بیبی‌فیس مرده؟

488
00:34:44,126 --> 00:34:47,087
‫نتونستم بیارمش بیرون

489
00:34:49,214 --> 00:34:51,257
‫دریچه گیر کرده بود

490
00:34:51,257 --> 00:34:53,457
‫واقعاً سعی کردم

491
00:34:56,096 --> 00:34:58,296
‫همون‌جا ولش کردم

492
00:35:06,273 --> 00:35:08,473
‫بیبی‌فیس کوچولو

493
00:35:11,236 --> 00:35:13,436
‫سعی... سعی کردم

494
00:35:16,783 --> 00:35:18,983
‫نمی‌دونم

495
00:35:19,494 --> 00:35:21,694
‫منم بودم همون‌کارو می‌کردم

496
00:35:29,129 --> 00:35:31,256
‫بلیط، لطفاً

497
00:35:31,256 --> 00:35:34,760
‫و لطفاً مدارکتون رو
‫ برای مسئولان ایستگاه آماده کنین

498
00:35:46,522 --> 00:35:48,607
‫نه، جناب، اینو بده به مسئول ایستگاه

499
00:35:48,607 --> 00:35:50,943
‫بلیط رو بده لطفاً

500
00:35:50,943 --> 00:35:53,143
‫یک لحظه، آقا

501
00:35:54,196 --> 00:35:56,031
‫ببخشید

502
00:35:56,031 --> 00:35:58,450
‫- سلام، آقا
‫- سلام، خانم. بلیط لطفاً

503
00:35:59,993 --> 00:36:02,193
‫- بفرما
‫- ممنون

504
00:36:03,914 --> 00:36:06,114
‫بلیطت، آقا!

505
00:36:06,500 --> 00:36:09,711
‫جناب، جناب
‫بلیطت رو بده ببینم

506
00:36:10,087 --> 00:36:12,756
‫اونا کر هستن
‫صدات رو نمی‌شنون

507
00:36:13,841 --> 00:36:16,041
‫توی جیب‌هاتون رو بگردین!

508
00:36:17,678 --> 00:36:19,680
‫چرا اینطوری می‌کنی؟ بهت که گفتم کر هستن
‫متوجه نمیشه چی میگی

509
00:36:19,680 --> 00:36:22,975
‫- بیخیال. چرا داره فرار می‌کنه؟
‫- ترسیده. خودتو بذار جای اون

510
00:36:23,642 --> 00:36:25,727
‫صبر کن

511
00:36:25,727 --> 00:36:27,927
‫وایسا. وایسا. وایسا

512
00:36:28,105 --> 00:36:30,305
‫فرار نکن

513
00:36:31,316 --> 00:36:34,945
‫بچرخ و آروم برگرد توی کابین

514
00:36:35,696 --> 00:36:37,896
‫باشه؟

515
00:36:39,700 --> 00:36:41,368
‫بلیطت همراهته؟

516
00:36:41,368 --> 00:36:43,036
‫آره

517
00:36:43,036 --> 00:36:45,236
‫بیارش بیرون

518
00:36:48,542 --> 00:36:50,742
‫بلیطت رو پیدا کردی؟

519
00:36:51,170 --> 00:36:52,629
‫- آقا
‫- بله، خانم؟

520
00:36:52,629 --> 00:36:54,631
‫آقا! یکی چمدون یک خانم بیچاره رو دزدیده

521
00:36:54,631 --> 00:36:56,831
‫باشه، باشه
‫الان میام خدمتت، خانم

522
00:36:57,301 --> 00:36:59,428
‫بشین و آروم باش

523
00:36:59,428 --> 00:37:00,721
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

524
00:37:00,721 --> 00:37:02,097
‫آروم می‌شینه. باشه

525
00:37:02,097 --> 00:37:04,808
‫اونجاست. دزده!
‫بری می‌بینیش، موهاش قرمزه

526
00:37:13,358 --> 00:37:15,194
‫دیگه این‌کارو نکن

527
00:37:15,194 --> 00:37:17,394
‫فهمیدی؟

528
00:37:17,696 --> 00:37:19,896
‫تمام این مدت اینجا بودی؟

529
00:37:20,199 --> 00:37:22,159
‫این "منون"ـه

530
00:37:22,159 --> 00:37:24,286
‫راه درازی در پیش داریم

531
00:37:24,286 --> 00:37:26,486
‫شما رو می‌رسونیم اسپانیا
‫و بعد برتون می‌گردونیم انگلستان

532
00:37:27,706 --> 00:37:29,906
‫ولی باید خونسردیتون رو حفظ کنین

533
00:37:39,885 --> 00:37:43,964
‫اگر بازم همچین کاری بکنی
‫چنان می‌زنمت که دیگه بلند نشی

534
00:37:47,643 --> 00:37:49,353
‫زیاد سفتش نکن

535
00:37:49,353 --> 00:37:50,938
‫<i>باند رو خالی کنین</i>

536
00:37:50,938 --> 00:37:52,814
‫اوه، خدا. بیخیال بابا!

537
00:37:52,814 --> 00:37:54,024
‫آماده باشین، بچه‌ها

538
00:37:54,024 --> 00:37:56,224
‫باند رو خالی کنین

539
00:38:03,867 --> 00:38:06,067
‫بریم، بچه‌ها. وقتشه

540
00:38:06,578 --> 00:38:08,778
‫یازده، دوازده

541
00:38:09,081 --> 00:38:11,281
‫- سیزده
‫- سیزده

542
00:38:13,085 --> 00:38:15,285
‫سیزده‌تان

543
00:38:16,797 --> 00:38:18,997
‫کجایی، باک؟

544
00:38:29,017 --> 00:38:30,602
‫- فقط همینان
‫- فقط همینان، قربان

545
00:38:30,602 --> 00:38:32,187
‫بیست و چهار دژ فرستادیم

546
00:38:32,187 --> 00:38:33,272
‫سیزده تا برگشتن

547
00:38:33,272 --> 00:38:35,274
‫سه تا به‌خاطر مشکل فنی برگشتن

548
00:38:35,274 --> 00:38:37,474
‫یعنی 8 تا از دست دادیم

549
00:38:37,651 --> 00:38:39,570
‫یعنی 80 نفر

550
00:38:39,570 --> 00:38:41,989
‫- قربان
‫- بعضی از افراد جدید

551
00:38:42,865 --> 00:38:45,065
‫کید و بلیکلی

552
00:38:47,160 --> 00:38:49,360
‫و همچنین دمارکو و باک کلون

553
00:38:50,372 --> 00:38:52,583
‫قربان

554
00:38:52,583 --> 00:38:54,783
‫ستوان کرازبی؟

555
00:38:55,294 --> 00:38:57,494
‫متاسفم، پسرجون

556
00:38:58,088 --> 00:39:00,174
‫لعنت به این برمن

557
00:39:00,174 --> 00:39:02,374
‫باک

558
00:39:10,184 --> 00:39:12,518
‫چی شده؟

559
00:39:15,230 --> 00:39:17,482
‫برنگشتن

560
00:39:17,482 --> 00:39:19,682
‫پس کی از کوفته‌قلقلی مراقبت می‌کنه؟

561
00:39:37,419 --> 00:39:39,171
‫بذار کمکت کنم، دکتر

562
00:39:39,171 --> 00:39:41,371
‫هواپیمای پرچ‌کن‌های رزی، گردان 418

563
00:39:41,590 --> 00:39:42,591
‫- بفرما
‫- ممنون

564
00:39:42,591 --> 00:39:44,635
‫- حالتون خوبه؟
‫- خوشحالیم برگشتین

565
00:39:44,635 --> 00:39:46,970
‫- اگر می‌خواین قهوه اینجا هست
‫- قهوه اونجاست

566
00:39:47,679 --> 00:39:49,879
‫سلام

567
00:39:52,059 --> 00:39:54,259
‫بیا بریم

568
00:39:56,396 --> 00:39:58,941
‫انگار داشتیم از پرده‌ی
‫ گلوله‌های ضدهوایی می‌گذشتیم

569
00:39:58,941 --> 00:40:01,193
‫- ادامه بده
‫- یک جنگنده‌ی فوکه-وولف خودشو کوبید بهشون

570
00:40:01,193 --> 00:40:02,194
‫جفت هواپیما منفجر شدن

571
00:40:02,194 --> 00:40:05,030
‫شرایط چطور بود؟
‫می‌تونستین هدف رو ببینید؟

572
00:40:05,030 --> 00:40:08,075
‫- نه، ازش گذشتیم
‫- رهبر گردان ساقط شد

573
00:40:08,075 --> 00:40:10,827
‫کسی خارج شد؟ چتری ندیدین؟

574
00:40:11,453 --> 00:40:13,653
‫فقط 4 تا چتر دیدم. همین

575
00:40:14,706 --> 00:40:15,958
‫که اینطور

576
00:40:15,958 --> 00:40:18,158
‫چی شد که تک و تنها موندین؟

577
00:40:19,169 --> 00:40:23,549
‫بعد از اینکه... رهبر گردان 305 ساقط شد
‫خیلی هرج و مرج شد

578
00:40:23,549 --> 00:40:26,009
‫هواپیمای "جیگر" با باک کلون و دمارکو

579
00:40:26,009 --> 00:40:28,136
‫کل دسته‌ی اول

580
00:40:28,136 --> 00:40:30,336
‫نش و اسپیز هم ساقط شدن

581
00:40:31,515 --> 00:40:33,715
‫چتری ندیدم

582
00:40:43,861 --> 00:40:46,061
‫میرم یکم دیگه بیارم

583
00:40:46,989 --> 00:40:49,189
‫یک دقیقه بهم مهلت بده، پپی

584
00:40:50,117 --> 00:40:51,952
‫هلن

585
00:40:51,952 --> 00:40:54,152
‫بله؟

586
00:40:55,706 --> 00:40:58,041
‫امروز آسمون مثل جهنم بود

587
00:40:58,041 --> 00:41:00,241
‫ستوان نش زنده نموند

588
00:41:00,586 --> 00:41:02,786
‫متاسفم

589
00:41:07,968 --> 00:41:09,720
‫- کرنک
‫- سلام

590
00:41:09,720 --> 00:41:12,055
‫دیدی چه اتفاقی برای دژ
‫بلیکلی و کراز افتاد؟

591
00:41:12,055 --> 00:41:14,308
‫کی؟ کجا؟ چند تا چتر؟

592
00:41:14,308 --> 00:41:17,227
‫نه، یه جایی توی آسمون هدف
‫از آرایش پرواز خارج شدن

593
00:41:17,227 --> 00:41:19,427
‫باک چی؟

594
00:41:20,731 --> 00:41:22,931
‫کی می‌خواد به ایگن بگه؟

595
00:41:35,495 --> 00:41:37,695
‫صبح به‌خیر

596
00:41:38,707 --> 00:41:41,359
‫صبح به‌خیر؟ از ظهر هم گذشته

597
00:41:47,132 --> 00:41:48,550
‫شراب اول صبحی

598
00:41:48,550 --> 00:41:50,385
‫سرم درد می‌کنه

599
00:41:50,385 --> 00:41:52,346
‫نه، اگر اول صبحی شراب بخوری

600
00:41:52,346 --> 00:41:53,722
‫ دردش کم میشه

601
00:41:53,722 --> 00:41:55,849
‫باید برم

602
00:41:55,849 --> 00:41:58,049
‫جایی کار داری؟

603
00:42:00,812 --> 00:42:03,065
‫نباید قضیه رو گنده‌تر از چیزی کنیم که بود

604
00:42:03,607 --> 00:42:07,427
‫خب، خیلی خوش گذشت
‫مگه چقدر دیگه می‌تونیم گنده‌ترش کنیم؟

605
00:42:14,076 --> 00:42:17,955
‫ببین، امروز میرم بیرون و مشروب می‌خورم

606
00:42:18,914 --> 00:42:20,791
‫می‌خوام یکم خوش بگذرونم

607
00:42:20,791 --> 00:42:22,991
‫می‌خوام با تو این‌کارو بکنم

608
00:42:26,088 --> 00:42:26,923
‫همم

609
00:42:26,923 --> 00:42:30,725
‫قلبم تحمل اینو نداره که یک خلبان دیگه‌م
‫توی مزرعه‌ی سیب‌زمینی خاک بشه

610
00:42:32,511 --> 00:42:34,763
‫می‌دونم درکم می‌کنی...

611
00:42:34,763 --> 00:42:36,963
‫مرد مهربون

612
00:43:17,890 --> 00:43:20,434
‫ببخشید، خانم
‫می‌دونی کجا می‌تونم روزنامه بخرم؟

613
00:43:20,434 --> 00:43:21,852
‫اونجاست. سر نبش

614
00:43:21,852 --> 00:43:25,689
‫اوه، خدایا

615
00:43:25,689 --> 00:43:27,858
‫بذارین ببینمش. تو رو خدا

616
00:43:27,858 --> 00:43:30,058
‫- ممنونم
‫- فقط بذارین ببینمش

617
00:43:30,986 --> 00:43:35,072
‫فقط بذارین ببینمش! مرده؟
‫نه، امکان نداره!

618
00:43:42,789 --> 00:43:45,501
‫مرده...؟ بهم بگین... مرده؟

619
00:43:45,501 --> 00:43:48,921
‫مرده... نه، امکان نداره!

620
00:44:00,641 --> 00:44:03,894
‫« نیروی هوایی هشتم برمن را درهم کوبید »

621
00:44:03,977 --> 00:44:05,979
‫یکی بهم میدی؟

622
00:44:05,979 --> 00:44:08,179
‫- بقیه‌ش رو نگه دار
‫- ممنون

623
00:44:13,529 --> 00:44:16,823
‫« سی بمب‌افکن از دست رفت »
‫« پایگاه زیردریایی‌های نازی‌ها نابود شد »

624
00:44:27,835 --> 00:44:30,128
‫نورفک 7322، لطفاً

625
00:44:38,470 --> 00:44:40,670
‫- بومن هستم
‫- رد، منم ایگن

626
00:44:41,139 --> 00:44:43,339
‫بازی دیروز چطور بود؟

627
00:44:44,268 --> 00:44:46,468
‫<i>به اون خوبی که انتظار داشتیم نبود</i>

628
00:44:47,020 --> 00:44:49,220
‫باک توی زمین بود؟

629
00:44:49,731 --> 00:44:51,931
‫<i>آره</i>

630
00:44:52,234 --> 00:44:54,434
‫خوب بازی کرد؟

631
00:44:56,572 --> 00:44:58,772
‫<i>وسط بازی خورد زمین، جان</i>

632
00:45:05,789 --> 00:45:07,416
‫دیگه کیا؟

633
00:45:07,416 --> 00:45:09,616
‫<i>اکثر بازیکن‌های اصلی</i>

634
00:45:14,214 --> 00:45:15,924
‫فردا هم بازی داریم؟

635
00:45:15,924 --> 00:45:16,925
‫<i>آره</i>

636
00:45:16,925 --> 00:45:21,263
‫خیلی‌خب، به مربی بگو
‫تا قبل از بازی برمی‌گردم

637
00:45:21,972 --> 00:45:24,057
‫درضمن، رد...

638
00:45:24,057 --> 00:45:26,257
‫می‌خوام خودم بازی رو شروع کنم

639
00:45:26,281 --> 00:45:29,081
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

640
00:45:29,104 --> 00:45:31,304
‫<i>نیازی به پرسیدن نیست، آقایون</i>

641
00:45:32,566 --> 00:45:34,776
‫خودتون می‌تونین تصور کنین
‫چرا زودتر برگشتم

642
00:45:34,776 --> 00:45:36,278
‫یک ماموریت دیگه داریم

643
00:45:36,278 --> 00:45:38,864
‫هدف شرق مرکز شهره

644
00:45:38,864 --> 00:45:40,574
‫<i>قطعاً مردم زیادی
‫توی اون کلیسای جامع هستن</i>

645
00:45:40,574 --> 00:45:41,909
‫تابه‌حال هدفی نداشتیم

646
00:45:41,909 --> 00:45:44,136
‫- که اینقدر به مرکز شهر نزدیک باشه
‫- خدا لعنتت کنه، کرنک

647
00:45:44,136 --> 00:45:46,730
‫جنگه دیگه. اومدیم بمب بریزیم سرشون

648
00:45:50,626 --> 00:45:52,878
‫دیروز اومده. ولی پرواز می‌کنه

649
00:45:52,878 --> 00:45:53,962
‫ مایه‌ی امیدواریه

650
00:45:53,962 --> 00:45:55,088
‫جنگنده‌ها ساعت 12

651
00:45:55,088 --> 00:45:56,381
‫یا خدا

652
00:45:56,381 --> 00:45:58,217
‫موتور شماره 1 از کار افتاد

653
00:45:58,217 --> 00:46:00,417
‫یا خدا، موتور 4 از بین رفته!

654
00:46:01,720 --> 00:46:03,722
‫<i>باید سریعاً از اینجا بزنیم به چاک</i>

655
00:46:03,722 --> 00:46:05,922
‫<i>می‌دونی گروهم قراره کجا فرود بیاد؟</i>

656
00:46:07,392 --> 00:46:09,592
‫افرادمون کجان، چیک؟

657
00:46:19,864 --> 00:46:24,864
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

