﻿1
00:00:12,638 --> 00:00:17,476
‫« حومه‌ی رم، ایتالیا »
‫« یکم ژوئن 1944 »

2
00:00:17,476 --> 00:00:20,938
‫درحالی‌که نیروی هوایی هشتم از پایگاه‌هایی
‫در انگلستان به آلمانی‌ها حمله می‌کرد

3
00:00:20,938 --> 00:00:24,274
‫نیروی هوایی پانزدهم از پایگاه‌هایی
‫در ایتالیا به اون‌ها حمله می‌کرد

4
00:00:25,442 --> 00:00:28,320
‫گردان 99 جنگنده
‫در این عملیات‌ها نقش داشت

5
00:00:29,404 --> 00:00:31,604
‫به اسم "خلبان‌های تاسکیگی" شناخته می‌شدن

6
00:00:32,866 --> 00:00:35,410
‫"بابل بلو" به "کپ وان"
‫گوش به فرمانیم، قربان

7
00:00:36,703 --> 00:00:38,497
‫جهت؟

8
00:00:38,497 --> 00:00:40,916
‫یک دقیقه و شش ثانیه تا هدف

9
00:00:41,792 --> 00:00:46,088
‫برای حمله آماده بشین
‫به‌خط، بدون صحبت

10
00:01:14,032 --> 00:01:17,077
‫داریم نزدیک میشیم. بمب‌ها رو رها کنید!

11
00:01:22,165 --> 00:01:25,002
‫هفت برخورد مستقیم با ساختمان!
‫دو برخورد با خودروها!

12
00:01:25,002 --> 00:01:27,202
‫به عنوان برخورد مستقیم ثبتش می‌کنیم

13
00:03:32,212 --> 00:03:34,673
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر" »

14
00:03:53,984 --> 00:03:58,947
‫« بخش هشتم »

15
00:03:58,971 --> 00:04:02,771
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

16
00:04:02,784 --> 00:04:04,578
‫پونصد!

17
00:04:04,578 --> 00:04:08,081
‫- شب به‌خیر، هیتلر
‫- ایول به تاسکیگی! پونصد ماموریت!

18
00:04:09,875 --> 00:04:11,460
‫« گردان 99 جنگنده »
‫« پانصد ماموریت عملیاتی »

19
00:04:11,460 --> 00:04:14,588
‫با 8600 کیلو بوس از طرف "دو مخوف"

20
00:04:19,091 --> 00:04:21,178
‫پونصد تا ماموریت رفتیم

21
00:04:21,178 --> 00:04:23,378
‫- برای همچین چیزی باید جشن گرفت، ستوان
‫- جناب سروان

22
00:04:24,181 --> 00:04:26,975
‫راحت باش، الکس
‫اومدم بهت تبریک بگم

23
00:04:28,393 --> 00:04:30,593
‫مثل همیشه کارتون خوب بود

24
00:04:31,188 --> 00:04:32,189
‫ممنون، قربان

25
00:04:32,189 --> 00:04:35,192
‫باید بفرستمت دادگاه نظامی
‫تا مجبور بشی یک قلپ از اون آبجوت بخوری؟

26
00:04:35,817 --> 00:04:38,017
‫نه، قربان

27
00:04:40,030 --> 00:04:42,230
‫پسر باهوشی هستی، الکس

28
00:04:42,574 --> 00:04:44,774
‫ولی اجازه نده هوشت جلوی شادیت رو بگیره

29
00:04:45,619 --> 00:04:49,081
‫چشم قربان، ولی خب...

30
00:04:49,081 --> 00:04:51,375
‫"افراد"

31
00:04:51,375 --> 00:04:55,337
‫"تاسکیگی برخاسته
‫تاسکیگی دوباره برخاسته"

32
00:04:55,838 --> 00:04:59,508
‫"مستقیم به سمت آسمان، اینجا و اکنون"

33
00:04:59,508 --> 00:05:03,262
‫"تاسکیگی برخاسته
‫تاسکیگی دوباره برخاسته"

34
00:05:03,262 --> 00:05:05,013
‫« پایگاه هوایی رامیتلی، ایتالیا »

35
00:05:05,013 --> 00:05:06,890
‫اشتباه برداشت نکن، سروان

36
00:05:06,890 --> 00:05:09,643
‫به‌شدت به دستاوردهامون افتخار می‌کنم، ولی...

37
00:05:12,437 --> 00:05:14,637
‫کی قراره ماموریت‌های جدی‌تر بهمون بدن؟

38
00:05:16,400 --> 00:05:19,653
‫صحبت‌هایی شده
‫ که به گروه 332 جنگنده ملحق بشیم

39
00:05:19,653 --> 00:05:21,989
‫و در عمق اروپا ماموریت انجام بدیم

40
00:05:21,989 --> 00:05:22,990
‫واقعاً؟

41
00:05:22,990 --> 00:05:24,616
‫دارن نقشه‌ش رو می‌ریزن

42
00:05:24,616 --> 00:05:27,327
‫قراره چند روز دیگه
‫گروه 96 بمب‌افکن بیاد "فاجیا"

43
00:05:27,828 --> 00:05:30,214
‫قراره اولین ماموریتمون
‫در آسمان آلمان رو انجام بدیم

44
00:05:30,238 --> 00:05:32,256
‫برای ماموریت همراهی، با هدف مونیخ

45
00:05:32,624 --> 00:05:34,824
‫پی-40ها توان تحمل همچین ارتفاعی رو ندارن

46
00:05:35,169 --> 00:05:38,255
‫احتمالاً هواپیماهای جدید بدن، پی-51

47
00:05:39,381 --> 00:05:42,217
‫فقط صبور باش. ببینیم چی میشه

48
00:05:42,885 --> 00:05:45,637
‫در این حین، آروم باش

49
00:05:46,138 --> 00:05:47,639
‫و خوش بگذرون

50
00:05:47,639 --> 00:05:49,839
‫آره، می‌دونم...

51
00:05:51,852 --> 00:05:54,052
‫ولی آخه سخته وقتی...

52
00:05:54,438 --> 00:05:56,638
‫وقتی بعضی از بچه‌هامون
‫همین الانشم توی آسمان دشمن هستن

53
00:05:58,317 --> 00:06:02,571
‫وسط راه جا نزدی، الکس
‫پس حالا زیادی به خودت فشار نیار

54
00:06:04,239 --> 00:06:06,439
‫هرچیزی به وقتش

55
00:06:15,083 --> 00:06:16,877
‫تمام جایگاه‌ها پره
‫نهمین نوبت چوب‌زنیه

56
00:06:16,877 --> 00:06:19,963
‫دو خطا، سه پرتاب، یک ضربه

57
00:06:20,714 --> 00:06:24,051
‫نیوهاوزر آماده میشه
‫و یک توپ منحنی پرتاب می‌کنه!

58
00:06:24,051 --> 00:06:26,845
‫"کلر" ضربه می‌زنه ولی اشتباه می‌زنه
‫و خطای دوم رو می‌گیره!

59
00:06:26,845 --> 00:06:29,723
‫نزدیک بود با اون ضربه پرت بشه عقب!

60
00:06:30,390 --> 00:06:32,226
‫"گوردن" چند قدم میره عقب...

61
00:06:32,226 --> 00:06:34,426
‫- هی، باکی
‫- به سمت جایگاه

62
00:06:35,479 --> 00:06:37,679
‫بازی مهمی در جریانه، باک

63
00:06:38,982 --> 00:06:41,818
‫من و بچه‌ها می‌خواستیم بدونیم
‫نتیجه چند چنده

64
00:06:47,950 --> 00:06:49,326
‫حالت خوبه، سرگرد؟

65
00:06:49,326 --> 00:06:52,913
‫آره، چرا نباید خوب باشم؟

66
00:06:54,081 --> 00:06:55,040
‫همینطوری پرسیدم

67
00:06:55,040 --> 00:06:59,628
‫همینطوری پرسیدی؟
‫خب، حقیقتش حرف ندارم

68
00:06:59,628 --> 00:07:01,213
‫الان 8 ماهی میشه اینجام

69
00:07:01,213 --> 00:07:03,674
‫هنوز اسیرم، هنوز سردمه
‫هنوز غذام بخور و نمیره

70
00:07:04,174 --> 00:07:07,469
‫و همینطوری منتظریم اتفاقی بیفته
‫با اینکه هیچ اتفاقی نمیفته

71
00:07:08,053 --> 00:07:11,431
‫می‌تونست بدتر باشه
‫ممکن بود مرده باشیم

72
00:07:12,766 --> 00:07:16,270
‫خب، شاید برای تو بدتر باشه
‫حداقل می‌تونم مرگ رو تحمل کنم

73
00:07:17,271 --> 00:07:19,471
‫تحمل این وضع رو ندارم

74
00:07:20,941 --> 00:07:23,141
‫منتظر چی هستیم؟ ها؟

75
00:07:24,027 --> 00:07:26,947
‫همه‌مون فکر می‌کنیم قراره اتفاقی بیفته
‫شاید لازم باشه خودمون دست به کار بشیم

76
00:07:26,947 --> 00:07:31,743
‫مثل کاری که بریتانیایی‌ها کردن؟
‫بریم و اعدام بشیم؟

77
00:07:34,413 --> 00:07:36,613
‫باید صبور باشیم

78
00:07:38,709 --> 00:07:43,046
‫سوم ژوئن 1944
‫ساعت 5:56 تا 5:57 صبح

79
00:07:43,714 --> 00:07:45,914
‫سه روز مانده تا حمله به نرماندی

80
00:07:48,468 --> 00:07:51,305
‫آخرین لحظات خوابی بود
‫که در 72 ساعت آینده تجربه می‌کنم

81
00:07:53,307 --> 00:07:54,558
‫« اتاق عملیات »

82
00:07:54,558 --> 00:07:58,352
‫وظیفه‌ی ما این بود که دقایقی قبل از
‫رسیدن ناوچه‌های آب‌خاکی به سواحل

83
00:07:58,352 --> 00:08:00,230
‫خطوط دفاعی آلمان
‫ در نرماندی رو بمباران کنیم

84
00:08:00,230 --> 00:08:03,649
‫و باقی روز پل‌ها
‫خطوط راه‌آهن و خطوط ارتباطی آلمان

85
00:08:03,649 --> 00:08:05,569
‫در اعماق خطوط دشمن رو بمباران کنیم

86
00:08:06,612 --> 00:08:08,139
‫مجموعاً حدود 200 ماموریت بودن

87
00:08:08,163 --> 00:08:11,099
‫که همه‌شون نیاز به
‫ طرح‌ها و نقشه‌های پرواز داشتن

88
00:08:16,747 --> 00:08:18,624
‫بیست و چهار ساعت

89
00:08:18,624 --> 00:08:21,960
‫شب اول بهت دروغ میگه
‫بهت میگه راحته

90
00:08:23,712 --> 00:08:27,758
‫صبحونه‌ی دوم در روز دوم
‫تقلا از اون‌موقع شروع میشه

91
00:08:30,761 --> 00:08:33,804
‫هرموقع وقت استراحتی داشتم
‫سعی می‌کردم با ساندرا تماس بگیرم...

92
00:08:31,804 --> 00:08:35,889
‫{\an8}« پاریس، فرانسه »

93
00:08:33,889 --> 00:08:37,226
‫ولی پیداش نمی‌کردم
‫انگار ناپدید شده بود

94
00:08:43,649 --> 00:08:45,849
‫مدارک

95
00:09:00,082 --> 00:09:02,682
‫مدارک. داری کجا میری؟

96
00:09:06,004 --> 00:09:08,204
‫دارم میرم سر کار، قربان

97
00:09:19,685 --> 00:09:23,355
‫سی و دو ساعت
‫بعدازظهر دوم روز دوم

98
00:09:23,355 --> 00:09:25,607
‫اون‌موقع‌ست که قهوه دیگه جوابگو نیست

99
00:09:27,067 --> 00:09:28,986
‫باید بخوابی، کرازبی

100
00:09:28,986 --> 00:09:31,238
‫باشه. وقتی ماموریت تمام شد می‌خوابم

101
00:09:31,822 --> 00:09:34,908
‫- نه اینکه بیشتر قرص بخوری
‫- باشه، می‌خوابم. می‌خوابم، دکتر. می‌خوابم

102
00:09:35,826 --> 00:09:37,035
‫بعد از عملیات

103
00:09:37,035 --> 00:09:38,370
‫هر 12 ساعت فقط یکی بخور

104
00:09:38,370 --> 00:09:40,664
‫- شنیدی چی گفتم، کراز؟
‫- نه. آره. نه، شنیدم چی گفتی اسموکی

105
00:09:40,664 --> 00:09:42,864
‫شنیدم چی گفتی

106
00:10:22,122 --> 00:10:25,501
‫بعد از گذشت شصت ساعت
‫ذهنت کم‌کم بازیت میده

107
00:10:29,838 --> 00:10:31,590
‫صداش رو می‌شنوی، مگه نه؟

108
00:10:31,590 --> 00:10:33,790
‫- چیه؟
‫- چی؟

109
00:10:34,343 --> 00:10:37,971
‫بیخیال بابا، صداشو می‌شنوی
‫صدای تیک، تیک، تیک، تیک، تیک

110
00:10:42,226 --> 00:10:44,561
‫تا نقشه‌ی یک عملیات رو تمام می‌کردم

111
00:10:44,561 --> 00:10:46,761
‫اتاق عملیات 5 تا دیگه بهم می‌داد

112
00:10:47,523 --> 00:10:49,723
‫همه‌شون هم اهداف مهمی بودن

113
00:10:54,154 --> 00:10:56,770
‫کمبود خواب، قهوه، قرص‌ها

114
00:10:56,794 --> 00:10:59,409
‫استرس، ترس، در هپروت بودن

115
00:11:00,452 --> 00:11:02,652
‫اینم مثل مخدر می‌مونه

116
00:11:14,758 --> 00:11:16,958
‫دنبال مطلاکاری هستم

117
00:11:27,563 --> 00:11:29,398
‫از کل ساختمون عکس گرفتم

118
00:11:29,398 --> 00:11:31,598
‫آفرین

119
00:11:32,359 --> 00:11:34,214
‫خبرهایی به دستمون رسیده

120
00:11:34,238 --> 00:11:36,905
‫از ایستگاه قطاری در "له‌بک الوان"

121
00:11:37,573 --> 00:11:40,492
‫ژان ماموریتت رو برات توضیح میده
‫فردا راه میفتی

122
00:11:42,452 --> 00:11:44,746
‫شصت و چهار ساعت

123
00:11:44,746 --> 00:11:46,946
‫فقط سعی می‌کنی دووم بیاری

124
00:11:47,583 --> 00:11:50,961
‫نفس به نفس، قدم به قدم

125
00:11:54,298 --> 00:11:56,300
‫کرازبی؟

126
00:11:56,300 --> 00:11:59,928
‫کرازبی! باید بری بخوابی

127
00:11:59,928 --> 00:12:02,806
‫نه، نه، نه، نه، نه
‫نه، خوبم. فقط باید...

128
00:12:03,307 --> 00:12:05,684
‫- ...توی جلسه
‫- برو بخواب، کراز. این یک دستوره. همین الان

129
00:12:05,684 --> 00:12:07,519
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم، جک

130
00:12:07,519 --> 00:12:10,856
‫- کرازبی!
‫- حالم خوبه. جدی میگم

131
00:12:10,856 --> 00:12:13,192
‫فقط چند تا کار دیگه مونده
‫که باید انجام بدم...

132
00:12:14,902 --> 00:12:16,111
‫هری!

133
00:12:16,111 --> 00:12:18,311
‫برو کنار

134
00:12:18,488 --> 00:12:20,688
‫بشینید

135
00:12:20,949 --> 00:12:23,493
‫« ششم ژوئن 1944 »
‫« روز حمله به نرماندی »

136
00:12:23,493 --> 00:12:27,122
‫هرکس اولین باره قیافه‌ی منو می‌بینه
‫من فرمانده‌ی جدید‌تون هستم

137
00:12:27,748 --> 00:12:28,957
‫اسمم "جفری"ـه

138
00:12:28,957 --> 00:12:32,252
‫دوباره سرهنگ دوم "بنت" رو فرستادن گروه 395

139
00:12:32,961 --> 00:12:36,414
‫ولی تغییراتی که در طی
‫دوران فرماندهیشون اعمال شده، پابرجا می‌مونه

140
00:12:36,965 --> 00:12:38,091
‫رزی

141
00:12:38,091 --> 00:12:40,291
‫ممنونم سرهنگ

142
00:12:41,136 --> 00:12:45,349
‫خب، بچه‌ها
‫اگر با منع رفت و آمد کامل پایگاه

143
00:12:46,141 --> 00:12:49,770
‫و صدای جمع شدن دو هزار کشتی متوجه نشدین

144
00:12:51,104 --> 00:12:53,649
‫چند ساعت تا حمله به اروپا فاصله داریم

145
00:13:13,794 --> 00:13:15,994
‫این لحظات آخری
‫راهنمایی دیگه‌ای ندارین، قربان؟

146
00:13:16,547 --> 00:13:19,633
‫نه. نه، این لحظات آخر نیست
‫چون قراره دوباره ببینمتون

147
00:13:20,384 --> 00:13:21,969
‫خب؟

148
00:13:21,969 --> 00:13:25,305
‫پرواز کنین
‫ وظیفه‌تون رو انجام بدین، و فرود بیاین

149
00:13:25,973 --> 00:13:28,392
‫بعدش این شمایین که منو راهنمایی می‌کنین

150
00:13:29,226 --> 00:13:32,604
‫هر پرواز... درسیه برای خودش

151
00:13:39,361 --> 00:13:41,905
‫آفرین، بچه‌ها. داره درمیاد

152
00:13:45,868 --> 00:13:48,068
‫خیلی‌خب، حالا داریم به یه جاهایی می‌رسیم

153
00:13:49,663 --> 00:13:54,001
‫آفرین، همینطور فشار بدین
‫داره درمیاد

154
00:13:55,252 --> 00:13:57,452
‫آفرین، سیمونز
‫همینطور فشار بده

155
00:13:59,590 --> 00:14:02,676
‫اینجور که شما عوضیا دارین جون می‌کنین
‫اینجا شبیه اردوگاه کار اجباری شده

156
00:14:02,676 --> 00:14:05,637
‫حالا که زمین نرم شده، فرصت پیدا کردیم
‫برای آشپزی هیزم گیر بیاریم

157
00:14:05,637 --> 00:14:07,931
‫یه استراحتی بکنین بابا
‫بیا، بیا بریم بیسبال بازی کنیم

158
00:14:09,099 --> 00:14:12,519
‫بچه‌ها، می‌خواین بیسبال بازی کنین؟ ها؟ نه؟

159
00:14:13,270 --> 00:14:15,063
‫میای بیسبال، مورف؟

160
00:14:15,063 --> 00:14:17,608
‫بیاین دیگه. پوست‌ و استخونی‌ها
‫در مقابل لاغر مردنی‌ها. نظرتون چیه؟

161
00:14:18,108 --> 00:14:20,819
‫پوست و استخونی‌ها می‌تونن
‫تیم دور از خانه باشن. می‌دونی چیه... نه

162
00:14:20,819 --> 00:14:24,281
‫نه، همه‌مون دور از خونه‌ایم
‫همه‌مون تیم دور از خانه‌ایم...

163
00:14:24,281 --> 00:14:27,618
‫پس... پوست و استخونی‌ها
‫با توافق دو طرف اولین ضربه رو می‌زنن...

164
00:14:27,618 --> 00:14:29,870
‫یا کمک کن یا بس کن

165
00:14:29,870 --> 00:14:32,664
‫- خفه‌خون بگیر بابا
‫- چه مرگت شده؟

166
00:14:33,749 --> 00:14:35,949
‫اگر کمک نمی‌کنی، مزاحم نشو

167
00:14:36,668 --> 00:14:38,879
‫تو سلطان جدید اردوگاهی
‫و من فقط مزاحمم؟

168
00:14:40,255 --> 00:14:41,798
‫اوه، سلطان کلون میگه
‫"بیسبال بی بیسبال"

169
00:14:41,798 --> 00:14:43,592
‫"فقط کار، کار، کار"
‫فقط دنبال کاره

170
00:14:43,592 --> 00:14:45,135
‫شرمنده. بلند شو

171
00:14:45,135 --> 00:14:47,262
‫نه، نه، نه، نه، نه. کار کنین
‫باید کنده رو دربیارین

172
00:14:47,262 --> 00:14:49,681
‫- سلطان کنده‌های کنده‌ای. برو سراغش
‫- بجنب، پاشو روانی

173
00:14:49,681 --> 00:14:51,881
‫- بجنب، پاشو
‫- نه، برگرد... برگرد سر کارت

174
00:14:52,267 --> 00:14:54,467
‫- پاشو روانی
‫- ولم کن

175
00:14:56,647 --> 00:14:58,847
‫- ولم کن
‫- حالت اومد سرجاش؟ حالت اومد سرجاش؟

176
00:15:00,234 --> 00:15:02,694
‫تحملشو نداری؟
‫اوه، چیه؟ تحملشو...

177
00:15:03,904 --> 00:15:06,104
‫هی! بسه بچه‌ها!

178
00:15:11,370 --> 00:15:13,580
‫همگی برگردین توی خوابگاه‌ها!

179
00:15:13,580 --> 00:15:15,040
‫چی شده؟

180
00:15:15,040 --> 00:15:17,240
‫برگردین توی خوابگاه‌ها

181
00:15:17,668 --> 00:15:19,868
‫انگاری خبرهای بدی به دست آلمانی‌ها رسیده

182
00:15:22,756 --> 00:15:24,956
‫حمله رو شروع کردن، مگه نه؟

183
00:15:26,635 --> 00:15:28,835
‫اینطور فکر می‌کنی؟

184
00:15:29,012 --> 00:15:32,099
‫ما توی غرب اروپاییم
‫بالاخره شروع شد

185
00:15:38,730 --> 00:15:40,930
‫بفرمایید، آقایون

186
00:15:42,609 --> 00:15:44,111
‫- پسر
‫- بیا پسر

187
00:15:44,111 --> 00:15:46,363
‫یا خدا، چه خوشگله!

188
00:15:46,864 --> 00:15:48,699
‫خیلی زیباست، جو. تبریک میگم

189
00:15:48,699 --> 00:15:51,118
‫ممنون، میکون
‫باباش قبول کرد

190
00:15:52,035 --> 00:15:54,454
‫به محض اینکه برگشتم
‫توی حیاط پشتی خاله‌م ازدواج می‌کنیم

191
00:15:54,454 --> 00:15:56,957
‫خب پس، 9 ماه بعدش پدر میشی

192
00:15:56,957 --> 00:15:59,793
‫نه ماه بعد از همون روز. امیدوارم. امیدوارم

193
00:16:00,294 --> 00:16:01,712
‫حالا دختر خودتو نشونم بده

194
00:16:01,712 --> 00:16:04,047
‫- می‌خوای عزیزدل منو ببینی؟
‫- اذیت نکن دیگه

195
00:16:04,047 --> 00:16:06,383
‫همم. باشه، باشه. بیا

196
00:16:06,383 --> 00:16:07,634
‫- یا خدا
‫- می‌بینی؟

197
00:16:07,634 --> 00:16:10,762
‫این 9.6 هکتار پر از کاج کندره

198
00:16:10,762 --> 00:16:14,433
‫درخت‌های درجه یکی هم هستن
‫طرف گفت برام نگهش می‌داره

199
00:16:15,100 --> 00:16:17,300
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

200
00:16:18,520 --> 00:16:19,646
‫شبت به‌خیر، سروان

201
00:16:19,646 --> 00:16:21,846
‫سرهنگ دیویس

202
00:16:22,816 --> 00:16:24,943
‫به افتخار مونیخ

203
00:16:24,943 --> 00:16:27,096
‫خب، خودت می‌دونی نمی‌تونم
‫به افتخار ماموریتی بخورم

204
00:16:27,120 --> 00:16:28,963
‫که حتی چند تا بمب‌افکن از دست داده باشیم

205
00:16:29,031 --> 00:16:31,283
‫به ازای هر جنگنده
‫دوازده بمب‌افکن داشتیم

206
00:16:31,283 --> 00:16:34,578
‫اونم توی ماموریت اسکورت بمب‌افکن‌ها؟
‫می‌دونستن تعدادمون کمه

207
00:16:35,287 --> 00:16:37,539
‫از دست دادن تعداد محدودی بمب‌افکن
‫خودش پیروزی بزرگیه

208
00:16:37,539 --> 00:16:39,958
‫مقامات انتظار داشتن
‫ تلفات خیلی بیشتر باشه

209
00:16:39,958 --> 00:16:41,919
‫مقامات نمی‌دونن باید انتظار چیو داشته باشن

210
00:16:41,919 --> 00:16:44,119
‫که چی واقعاً امکان‌پذیره

211
00:16:44,880 --> 00:16:48,550
‫یه نگاهی به گوشه و کنار این اتاق بنداز
‫لاورنس. همون چیزی که می‌بینم می‌بینی؟

212
00:16:50,594 --> 00:16:53,764
‫گروهی از خلبانان سربلند می‌بینم که از
‫ اولین ماموریتشون از آسمان آلمان برگشتن

213
00:16:54,264 --> 00:16:56,464
‫که بی‌صبرانه منتظرن دوباره برن

214
00:16:56,683 --> 00:16:59,353
‫گروهی از مردها
‫هزاران کیلومتر دور از خونه‌هاشون

215
00:16:59,353 --> 00:17:01,438
‫که بالاخره حس می‌کنن آمریکایی هستن

216
00:17:01,438 --> 00:17:05,150
‫و من بیش از حد
‫ستوان دوم و ستوان یکم می‌بینم

217
00:17:06,026 --> 00:17:07,501
‫فقط بر اساس تعداد ماموریت‌هاشون

218
00:17:07,525 --> 00:17:09,863
‫افرادی رو می‌بینم که الان
‫باید سروان و سرگرد باشن

219
00:17:10,614 --> 00:17:13,909
‫و جفتمون می‌دونیم چرا نیستن
‫و جفتمون می‌دونیم چرا ممکنه هرگز نشن

220
00:17:13,909 --> 00:17:16,161
‫آب‌و‌هوا رو نمیشه عوض کرد، سرهنگ

221
00:17:16,161 --> 00:17:19,489
‫فقط ذره ذره توی پیدا کردن
‫مسیرهای بهتر، مهارت پیدا می‌کنیم

222
00:17:21,333 --> 00:17:23,627
‫به امید آسمان‌های آبی‌تر

223
00:17:23,627 --> 00:17:25,827
‫با ارتفاع و میدان دید نامحدود

224
00:17:27,714 --> 00:17:29,914
‫هی، دنلیز

225
00:17:31,176 --> 00:17:32,594
‫یک نفر چهارمی می‌خوایم

226
00:17:32,594 --> 00:17:34,794
‫بازی شریکی یا تک‌نفره؟

227
00:17:35,180 --> 00:17:37,380
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

228
00:17:45,357 --> 00:17:47,359
‫برام سوال بود بالاخره بیدار میشی یا نه

229
00:17:47,359 --> 00:17:49,559
‫گندش بزنن

230
00:17:50,070 --> 00:17:52,155
‫ساعت چنده؟

231
00:17:52,155 --> 00:17:54,355
‫هفت و نیم

232
00:17:54,741 --> 00:17:56,941
‫هفت و نیم؟

233
00:17:57,202 --> 00:17:59,371
‫گندش بزنن، هنوز وقت هست

234
00:17:59,371 --> 00:18:02,124
‫هنوز وقت هست!
‫شلوارم کو، لعنتی؟ شلوارم کو!

235
00:18:02,124 --> 00:18:04,324
‫شلوارم کو؟ شلوارم کدوم گوریه؟

236
00:18:05,043 --> 00:18:07,243
‫بجنب دیگه لعنتی!

237
00:18:08,338 --> 00:18:10,924
‫ساعت هفت و نیم صبح شنبه‌ست، کراز

238
00:18:12,176 --> 00:18:14,376
‫- ها؟
‫- سه روز بیهوش بودی

239
00:18:16,513 --> 00:18:18,713
‫گندش بزنن

240
00:18:19,308 --> 00:18:20,309
‫چه اتفاقاتی افتاد؟

241
00:18:20,309 --> 00:18:21,226
‫« آرایشگاه »

242
00:18:21,226 --> 00:18:22,644
‫کراز، خیلی اتفاقات افتاد

243
00:18:22,644 --> 00:18:27,608
‫سه بار پرواز کردم
‫ولی توی دو تای اول... هیچی ندیدم

244
00:18:28,483 --> 00:18:30,683
‫و بعد ابرها کنار رفتن

245
00:18:31,028 --> 00:18:33,280
‫و...

246
00:18:33,280 --> 00:18:35,480
‫<i>تابه‌حال مثلشو ندیدی</i>

247
00:18:36,116 --> 00:18:37,367
‫<i>صدها کشتی</i>

248
00:18:37,367 --> 00:18:38,952
‫<i>هزاران نفر</i>

249
00:18:38,952 --> 00:18:42,581
‫<i>اون روز برای سومین بار
‫پل‌ها و راه‌آهن‌ها</i>

250
00:18:42,581 --> 00:18:43,999
‫<i>و مراکز ارتباطی رو بمباران کردیم</i>

251
00:18:43,999 --> 00:18:47,211
‫<i>برای همین آلمانی‌ها نتونستن
‫ نیروی کمکی بیارن</i>

252
00:18:47,211 --> 00:18:48,629
‫<i>و بهترین بخشش؟</i>

253
00:18:48,629 --> 00:18:51,965
‫<i>حتی یک جنگنده‌ی لوفت‌وافه‌ هم
‫ توی آسمون نبود</i>

254
00:18:51,965 --> 00:18:54,165
‫<i>آسمون کاملاً دست خودمون بود</i>

255
00:18:54,343 --> 00:18:56,543
‫<i>همه‌ش به‌خاطر مسیرهایی بود
‫که تو مشخص کرده بودی، هری</i>

256
00:18:58,597 --> 00:19:04,520
‫داستان‌های قهرمانانه‌م به‌قدر کافی
‫ برات قهرمانانه نیست، کاپیتان مارول؟

257
00:19:06,021 --> 00:19:08,221
‫نه فقط...

258
00:19:09,274 --> 00:19:11,474
‫باورم نمیشه روز حمله رو از دست دادم

259
00:19:13,862 --> 00:19:15,239
‫« آگوست 1944 »
‫« دو ماه بعد از روز حمله »

260
00:19:15,239 --> 00:19:17,491
‫<i>...ارتش سرخ از رود ویستولا گذشته</i>

261
00:19:17,491 --> 00:19:19,326
‫رود ویستولا کجاست؟

262
00:19:19,326 --> 00:19:21,526
‫رود ویستولا؟

263
00:19:33,090 --> 00:19:35,290
‫ویستولا، ویستولا...

264
00:19:36,301 --> 00:19:38,303
‫اینجاست

265
00:19:38,303 --> 00:19:41,431
‫- فاصله‌ی تا اینجا چقدره؟ 725 کیلومتر؟
‫- نه، کمتره

266
00:19:41,431 --> 00:19:43,183
‫هنوزم به‌نظرم خیلی دور میاد

267
00:19:43,183 --> 00:19:45,853
‫آره، ولی الان بچه‌های ما اینجان
‫دارن می‌رسن به پاریس

268
00:19:45,853 --> 00:19:48,313
‫بدترین کابوس هیلتر
‫جنگ دو جبهه‌ای

269
00:19:48,313 --> 00:19:49,481
‫و ما دقیقاً وسطشون هستیم

270
00:19:49,481 --> 00:19:51,775
‫خب، آلمانی‌ها ترجیح میدن قتل‌عاممون کنن
‫ولی آزادمون نکنن

271
00:19:51,775 --> 00:19:53,861
‫بدون مقاومت تسلیم نمیشیم

272
00:19:53,861 --> 00:19:56,363
‫باید سلاح‌های بیشتری بسازیم
‫هرچی که تونستیم

273
00:19:56,363 --> 00:19:58,615
‫یک سناریوی دیگه هم هست

274
00:19:58,615 --> 00:20:01,577
‫قبل از اینکه روس‌ها بتونن آزادمون کنن
‫به‌زور ما رو ببرن بیرون

275
00:20:01,577 --> 00:20:04,580
‫ما رو ببرن به اعماق قلمروی رایش
‫مثلاً باواریا

276
00:20:05,664 --> 00:20:07,958
‫این همه اسیر جنگی اهرم فشار خوبیه

277
00:20:07,958 --> 00:20:09,334
‫ولی چطور می‌تونن همچین کاری بکنن؟

278
00:20:09,334 --> 00:20:10,460
‫اینطوری

279
00:20:10,460 --> 00:20:12,660
‫باید از همین الان
‫شروع کنیم به آماده شدن

280
00:20:13,130 --> 00:20:15,330
‫در مصرف جیره‌ها صرفه‌جویی کنیم
‫بچه‌ها رو روی فرم بیاریم

281
00:20:16,133 --> 00:20:17,509
‫تمام کارهایی که از این به بعد می‌کنیم

282
00:20:17,509 --> 00:20:19,678
‫باید برای آماده شدن
‫برای هر 3 سناریو باشه

283
00:20:19,678 --> 00:20:22,222
‫اعدام دست‌جمعی، راه‌پیمایی اجباری
‫یا درگیری تن به تن

284
00:20:23,473 --> 00:20:25,225
‫یا خدا

285
00:20:25,225 --> 00:20:27,019
‫اگر بتونیم ساحل رو پس بگیریم...

286
00:20:27,019 --> 00:20:28,562
‫آقایون، قراره برید فرانسه

287
00:20:28,562 --> 00:20:30,762
‫خبردار!

288
00:20:33,066 --> 00:20:35,266
‫بشینید

289
00:20:40,866 --> 00:20:44,036
‫عملیات "دراگون" سه روز دیگه آغاز میشه

290
00:20:44,036 --> 00:20:46,121
‫ماموریت شما اون رو امکان‌پذیر می‌کنه

291
00:20:46,121 --> 00:20:47,789
‫« هدف امروز »

292
00:20:47,789 --> 00:20:49,666
‫مارسی

293
00:20:49,666 --> 00:20:51,866
‫سنت تروپه

294
00:20:52,169 --> 00:20:53,879
‫تولون

295
00:20:53,879 --> 00:20:57,466
‫همه‌شون نقاط حیاتی
‫ به‌ خشکی رسیدن نیروهامون هستن

296
00:20:57,466 --> 00:21:01,470
‫به قدر کافی نیرو برای پیروزی داریم
‫ولی فقط و فقط اگر

297
00:21:02,179 --> 00:21:03,931
‫چشم‌هاشون رو کور کنیم

298
00:21:03,931 --> 00:21:07,059
‫سیستم‌های راداری آلمان
‫در تمام این مسیر قرار دارن

299
00:21:07,059 --> 00:21:11,730
‫قراره همه‌شون رو با حملات دوره‌ای
‫و سنگین مسلسل‌هامون از بین ببریم

300
00:21:12,981 --> 00:21:14,983
‫- بله؟
‫- سرهنگ، قربان

301
00:21:14,983 --> 00:21:18,570
‫تولون 672 کیلومتر تا اینجا فاصله داره

302
00:21:18,570 --> 00:21:21,782
‫که سرجمع 1524 کیلومتر رفت و برگشته

303
00:21:22,574 --> 00:21:27,120
‫و حداکثر برد پی-51هامون 1609 کیلومتره

304
00:21:28,413 --> 00:21:30,165
‫البته قبل از اینکه ضریب پسار

305
00:21:30,165 --> 00:21:32,835
‫و همچنین وزن اضافی
‫مهمات رو در نظر بگیریم

306
00:21:32,835 --> 00:21:34,586
‫که جفتشون متغیر هستن

307
00:21:34,586 --> 00:21:36,922
‫و طبیعتاً باعث افزایش مصرف سوخت میشن

308
00:21:36,922 --> 00:21:38,382
‫با مخزن سوخت بیرونی

309
00:21:38,382 --> 00:21:42,094
‫گیریم ما رو برسونه به چقدر؟
‫ به برد 2213 کیلومتری

310
00:21:42,094 --> 00:21:45,347
‫ولی همچنین وزنمون رو
‫به‌طرز قابل توجهی افزایش میده

311
00:21:45,347 --> 00:21:49,434
‫و اگر مخزن‌ها رو بعد از حمله جدا کنیم
‫وزنمون رو 900 کیلوگرم کاهش میده

312
00:21:49,434 --> 00:21:52,646
‫ولی بازم بردمون صدها کیلومتر کمتره، قربان

313
00:21:58,151 --> 00:22:00,351
‫حق با توئه، ستوان میکون

314
00:22:00,571 --> 00:22:02,771
‫به‌سختی می‌تونیم برگردیم

315
00:22:02,990 --> 00:22:05,200
‫ولی غیرممکن نیست

316
00:22:05,200 --> 00:22:08,954
‫تا قطره‌ی آخر مخازن
‫سوخت بال‌هاتون رو مصرف کنین

317
00:22:08,954 --> 00:22:11,832
‫سعی کنین به یکی از مناطق خودی برسین

318
00:22:13,250 --> 00:22:14,626
‫بهتون مدارک هویتی میدیم

319
00:22:14,626 --> 00:22:17,421
‫که اگر به محض فرود اومدنتون
‫به دست آلمانی‌ها نیفتین

320
00:22:17,421 --> 00:22:19,621
‫بتونین خودتون رو جای شخص دیگه‌ای جا بزنین

321
00:22:20,174 --> 00:22:22,759
‫و شاید تونستین خودتون رو
‫قاطی ساکنین منطقه کنین

322
00:22:23,969 --> 00:22:26,169
‫عمراً بتونیم قاطی ساکنین بشیم

323
00:22:27,639 --> 00:22:29,433
‫مردان تاسکیگی هستیم یا نه؟

324
00:22:29,433 --> 00:22:30,517
‫بله قربان!

325
00:22:30,517 --> 00:22:32,895
‫- کار رو به سرانجام می‌رسونیم؟
‫- بله قربان!

326
00:22:32,895 --> 00:22:35,095
‫پس بریم انجامش بدیم

327
00:22:35,981 --> 00:22:37,107
‫بفرما، جناب

328
00:22:37,107 --> 00:22:39,193
‫ممنون گروهبان

329
00:22:39,193 --> 00:22:41,393
‫- اسم؟
‫- بورل. ایناهاش

330
00:22:42,112 --> 00:22:46,116
‫« مارگو »

331
00:22:49,286 --> 00:22:52,372
‫جبهه داره به‌سرعت در طی رشته‌کوه حرکت می‌کنه

332
00:22:52,372 --> 00:22:53,916
‫همه‌چیز بستگی به زمان‌بندی داره

333
00:22:53,916 --> 00:22:55,876
‫انجامش میدیم

334
00:22:55,876 --> 00:22:58,076
‫همه‌ش بر اساس محاسباته

335
00:23:42,214 --> 00:23:44,508
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، مخزن‌هاتون رو بندازین!
‫مخزن‌هاتون رو بندازین!

336
00:23:44,508 --> 00:23:46,708
‫دریافت شد، ستوان میکون

337
00:23:57,729 --> 00:23:59,929
‫گندش بزنن

338
00:24:04,736 --> 00:24:06,822
‫از رهبر به گردان، به راهتون ادامه بدین

339
00:24:06,822 --> 00:24:08,782
‫مشکل مخزن‌هات چیه، وستبروک؟

340
00:24:08,782 --> 00:24:10,659
‫گفتم بندازشون

341
00:24:10,659 --> 00:24:11,994
‫مخزن‌ها جدا نمیشن

342
00:24:11,994 --> 00:24:14,746
‫خیلی‌خب، وستبروک
‫من همراهتم. حلش می‌کنیم

343
00:24:14,746 --> 00:24:16,832
‫ولت نمی‌کنیم، پسرجون

344
00:24:16,832 --> 00:24:19,032
‫وستبروک، حالا محکم تکونش بده

345
00:24:19,668 --> 00:24:21,868
‫تکونش بده! زود باش، تکونش بده!

346
00:24:25,507 --> 00:24:26,925
‫محکم تکونش نمیدی، پسرجون
‫بجنب

347
00:24:26,925 --> 00:24:29,125
‫دارم تکونش میدم!

348
00:24:31,972 --> 00:24:34,172
‫مثل من، مثل من، خب؟

349
00:24:38,729 --> 00:24:40,189
‫جدا شد!

350
00:24:40,189 --> 00:24:42,389
‫آفرین

351
00:24:43,483 --> 00:24:46,486
‫آفرین، پسرجون
‫حالا بریم به کارمون برسیم

352
00:24:46,486 --> 00:24:48,947
‫خیلی‌خب، بچه‌ها
‫داریم برمی‌گردیم توی آرایش

353
00:24:48,947 --> 00:24:50,032
‫« تاپر 3 »

354
00:24:50,032 --> 00:24:52,367
‫دریافت شد میکون

355
00:24:52,367 --> 00:24:54,870
‫« تولون، فرانسه »

356
00:24:54,870 --> 00:24:57,331
‫دیوار آتش راه انداختن
‫می‌دونن داریم میایم

357
00:24:57,331 --> 00:24:59,531
‫قرار نبود آسون باشه

358
00:25:01,418 --> 00:25:04,213
‫این همه راه نیومدم که تلاشمو نکنم، بچه‌ها
‫بیاین بریم

359
00:25:04,213 --> 00:25:05,964
‫امیدوارم بودم اینو بگی

360
00:25:05,964 --> 00:25:07,925
‫گوردن، تو بیفت جلو

361
00:25:07,925 --> 00:25:09,843
‫وستبروک برو وسط، منم پشت سرتون میام

362
00:25:09,843 --> 00:25:11,803
‫حالا به خط بشین

363
00:25:11,803 --> 00:25:14,003
‫هرچی دارین بریزین سرشون، بچه‌ها

364
00:25:39,915 --> 00:25:41,792
‫منو زدن! منو زدن!

365
00:25:41,792 --> 00:25:45,170
‫بپر بیرون، پسرجون
‫وستبروک، بپر بیرون! بپر بیرون!

366
00:25:48,382 --> 00:25:50,582
‫نه!

367
00:26:01,562 --> 00:26:03,981
‫نه گوردن، بپر بیرون!
‫بپر بیرون، بپر بیرون!

368
00:26:03,981 --> 00:26:06,181
‫اوه، نه، تقاصشو پس میدین

369
00:26:41,226 --> 00:26:43,478
‫سیاه‌ها رو بندازین اینجا پیش بقیه

370
00:26:43,478 --> 00:26:45,678
‫همین‌جا خوبه

371
00:26:51,987 --> 00:26:54,187
‫دیدی گفتم یک چتر دیگه دیدم

372
00:27:00,287 --> 00:27:02,487
‫شماها رو هم زدن، ها؟

373
00:27:05,334 --> 00:27:07,419
‫کی هستی؟

374
00:27:07,419 --> 00:27:09,619
‫ستوان دوم الکساندر جفرسون هستم

375
00:27:10,464 --> 00:27:12,664
‫حدوداً 50 کیلومتری اینجا سقوط کردم

376
00:27:12,883 --> 00:27:15,083
‫ظاهراً اوضاعت خرابه

377
00:27:16,929 --> 00:27:19,129
‫نه، نه، نه، نه

378
00:27:21,808 --> 00:27:24,342
‫هربار تکون می‌خورم...

379
00:27:24,366 --> 00:27:25,687
‫بیهوش میشم

380
00:27:29,316 --> 00:27:31,516
‫حتماً گردنت آسیب دیده

381
00:27:32,694 --> 00:27:35,394
‫بذار ببینیم چیکار می‌تونیم برات بکنیم

382
00:27:46,917 --> 00:27:47,918
‫این کیه؟

383
00:27:47,918 --> 00:27:49,503
‫به‌نظرتون این فرمانده‌ی جدیده؟

384
00:27:49,503 --> 00:27:51,703
‫یکی از نگهبان‌ها بهم گفت
‫ قراره یکی رو بفرستن

385
00:27:53,048 --> 00:27:55,676
‫به محض اینکه بچه‌هامون وارد فرانسه شدن
‫دستورش صادر شد

386
00:27:55,676 --> 00:27:58,011
‫باید تمام اردوگاه‌های اسرای جنگی
‫توسط اس‌اس اداره بشن

387
00:27:59,012 --> 00:28:01,056
‫برای همچین کاری تعداد زیادی اس‌اس لازمه

388
00:28:01,056 --> 00:28:02,808
‫به‌نظرت فقط می‌خوان ما رو بترسونن؟

389
00:28:02,808 --> 00:28:03,809
‫خب، امیدوارم اینطور باشه

390
00:28:03,809 --> 00:28:05,936
‫قوانین اس‌اس ما رو حسابی
‫توی دردسر می‌اندازن

391
00:28:05,936 --> 00:28:07,136
‫آره

392
00:28:08,689 --> 00:28:10,889
‫باید بچه‌ها رو بیاریم روی فرم

393
00:28:11,525 --> 00:28:14,570
‫همچین کاری جلوی میزبان‌های آلمانی‌مون
‫ظاهر خوشی نداره، مگه نه؟

394
00:28:15,654 --> 00:28:17,489
‫باید بچه‌ها رو آماده‌ی جنگیدن کنیم

395
00:28:17,489 --> 00:28:19,689
‫خدا می‌دونه این آلمانی‌ها ممکنه چیکار کنن

396
00:28:20,158 --> 00:28:22,828
‫اگر همه‌مون با هم تمرین کنیم
‫و عضله بیاریم

397
00:28:22,828 --> 00:28:25,330
‫ممکنه متوجه بشن

398
00:28:27,708 --> 00:28:31,044
‫ولی اون دستگاه کنده‌کن، راه‌حل‌مون اونه

399
00:28:32,796 --> 00:28:34,381
‫همه‌مون نوبتی ازش استفاده کردیم

400
00:28:34,381 --> 00:28:35,883
‫کار باهاش سخته

401
00:28:35,883 --> 00:28:38,083
‫قدرتی که برای مقاومت لازم داریم رو بهمون میده

402
00:28:38,468 --> 00:28:40,512
‫دفعات استفاده‌ش رو بالاتر می‌بریم

403
00:28:40,512 --> 00:28:43,765
‫اگر دو ماه همینطور ادامه بدیم
‫همه‌مون برای جنگیدن آماده میشیم

404
00:28:43,765 --> 00:28:45,965
‫و آلمانی‌ها هیچ بویی نمی‌برن

405
00:28:47,352 --> 00:28:50,189
‫میگیم دنبال هیزم هستیم
‫داریم برای زمستون جمع می‌کنیم

406
00:28:50,189 --> 00:28:52,389
‫به‌علاوه، چوب بیشتر یعنی سلاح بیشتر

407
00:28:57,446 --> 00:28:59,646
‫بفرما بشین، ستوان

408
00:29:00,741 --> 00:29:01,825
‫ساعت قشنگی داری

409
00:29:01,825 --> 00:29:04,536
‫« دولاگ لوفت، اردوگاه موقت
‫اسرای جنگی، فرانکفورت، آلمان »

410
00:29:04,536 --> 00:29:06,330
‫باید ازت تشکر کنم

411
00:29:06,330 --> 00:29:08,530
‫اینا رو خیلی دوست دارم

412
00:29:27,518 --> 00:29:29,718
‫ولی خودکارت رو نگه می‌دارم

413
00:29:31,230 --> 00:29:35,734
‫خب... اوضاع توی آمریکا چطوره؟

414
00:29:36,443 --> 00:29:41,740
‫الکساندر جفرسون، ستوان دوم
‫0819461

415
00:29:45,619 --> 00:29:47,819
‫بیا اینقدر رسمی رفتار نکنیم، جف

416
00:29:49,748 --> 00:29:52,793
‫حس می‌کنم همین الانم درکت می‌کنم

417
00:29:55,212 --> 00:30:00,843
‫پدرت بیش از 10 سال
‫ توی کارخونه‌ی الایجا مک‌کوی کار می‌کرد

418
00:30:00,843 --> 00:30:03,220
‫و دستگاه روغن‌زن ترمز کمپرسی می‌ساخت

419
00:30:03,220 --> 00:30:05,806
‫ماهی 17 دلار درآمد داشت

420
00:30:07,307 --> 00:30:09,560
‫تعجبی نداره رفتی رشته‌ی شیمی

421
00:30:09,560 --> 00:30:12,563
‫ما آلمانی‌ها برای دانشمندها
‫ارزش زیادی قائلیم

422
00:30:13,272 --> 00:30:17,234
‫گرچه مطمئنم توی آمریکا
‫آزمایشگاه‌های زیادی حاضرن استخدامت کنن

423
00:30:17,234 --> 00:30:19,434
‫البته به عنوان نظافتچی دستشویی

424
00:30:19,903 --> 00:30:22,364
‫خب، اون روز هدفتون چی بود؟

425
00:30:22,364 --> 00:30:26,118
‫ریچارد دی میکون، ستوان دوم
‫0821916

426
00:30:26,118 --> 00:30:28,318
‫گردنت چطوری آسیب دید؟

427
00:30:31,540 --> 00:30:32,666
‫درد داری؟

428
00:30:32,666 --> 00:30:35,502
‫ستوان دوم، 0821916

429
00:30:37,921 --> 00:30:40,121
‫من عاشق جازم

430
00:30:40,382 --> 00:30:44,511
‫هنوزم روزی که رفتم دیدن
‫ "پارادایس ولی" شهر دیترویت رو یادمه

431
00:30:45,220 --> 00:30:46,388
‫حتماً می‌دونی کجا رو میگم

432
00:30:46,388 --> 00:30:51,810
‫الکساندر جفرسون، ستوان دوم
‫0819461

433
00:30:51,810 --> 00:30:56,440
‫اون بخش لس‌آنجلس که همه‌ی شما سیاه‌ها
‫مجبورین توش زندگی کنین اسمش چیه؟

434
00:30:58,775 --> 00:31:02,446
‫آها آره، "واتس"ـه. واتس

435
00:31:02,446 --> 00:31:04,646
‫اون‌جاها رو می‌شناسم

436
00:31:06,783 --> 00:31:10,078
‫چرا برای کشوری می‌جنگین
‫که باهاتون اینطوری رفتار می‌کنه؟

437
00:31:21,507 --> 00:31:23,707
‫کشور دیگه‌ای رو می‌شناسی که بهتر باشه؟

438
00:31:26,678 --> 00:31:28,878
‫می‌دونم...

439
00:31:29,473 --> 00:31:31,673
‫که ایرادات کشورم چیه

440
00:31:34,186 --> 00:31:36,386
‫و می‌دونم داره به‌سختی تلاش می‌کنه

441
00:31:36,730 --> 00:31:38,941
‫تبدیل به چیزی بشه که قرار بود باشه

442
00:31:44,029 --> 00:31:46,229
‫و وقتی برگشتم...

443
00:31:48,200 --> 00:31:50,400
‫بهشون کمک می‌کنم
‫خیلی سریع‌تر این‌کارو بکنن

444
00:31:52,120 --> 00:31:53,664
‫شوخیتون گرفته؟

445
00:31:53,664 --> 00:31:55,040
‫امیدوارم دهنشون رو سرویس کرده باشین، بچه‌ها

446
00:31:55,040 --> 00:31:56,542
‫می‌شناسینشون؟

447
00:31:56,542 --> 00:31:58,742
‫خبرها رو بهمون بدین!

448
00:31:59,711 --> 00:32:01,213
‫هی ببینین، دم‌ قرمزهان

449
00:32:01,213 --> 00:32:02,881
‫مال کدوم هنگ هستین؟

450
00:32:02,881 --> 00:32:07,017
‫جدی میگم، از بچه‌های دم قرمز هستن
‫(لقب خلبان‌های تاسکیگی، به‌دلیل
‫رنگ قرمز دم‌های جنگنده‌‌هاشون)

451
00:32:07,052 --> 00:32:09,054
‫خبری نشده؟ هی!

452
00:32:09,054 --> 00:32:10,764
‫اونا جاشون اینجا نیست!

453
00:32:10,764 --> 00:32:13,100
‫- اهل کجایین؟
‫- از کجا میاین؟

454
00:32:13,100 --> 00:32:15,300
‫توی آسمون برلین ساقط شدیم

455
00:32:16,687 --> 00:32:18,887
‫شبیه یه افلیج کوفتی شدم

456
00:32:19,940 --> 00:32:22,140
‫شبیه یه سرباز کوفتی هستی

457
00:32:23,110 --> 00:32:25,362
‫- اینجا چیکار می‌کنیم؟
‫- این چه وضعشه دیگه؟

458
00:32:25,362 --> 00:32:27,562
‫چند تاشون رو اسیر کردن؟

459
00:32:31,827 --> 00:32:33,328
‫هی، دم قرمزها

460
00:32:33,328 --> 00:32:36,373
‫شماها بارها جون‌مون رو نجات دادین

461
00:32:36,999 --> 00:32:38,584
‫عضو کدوم یگان بودین؟

462
00:32:38,584 --> 00:32:39,877
‫گروه 332

463
00:32:39,877 --> 00:32:41,211
‫بیاین، بذارین بهتون کمک کنم

464
00:32:41,211 --> 00:32:42,588
‫خوابگاه من سمت شماله

465
00:32:42,588 --> 00:32:44,798
‫- ممنون
‫- خواهش. همراهمون بیاین

466
00:32:44,798 --> 00:32:46,998
‫درست و درمون‌تون می‌کنیم

467
00:32:54,057 --> 00:32:55,726
‫خب چیا داریم؟

468
00:32:55,726 --> 00:32:58,437
‫- بجنب. زود باش
‫- پسر، این دیگه چیه؟

469
00:33:00,647 --> 00:33:02,847
‫خدا لعنتت کنه، مورف

470
00:33:14,828 --> 00:33:18,081
‫ستوان دوم الکساندر جفرسون
‫گروه 332 جنگنده

471
00:33:19,416 --> 00:33:23,170
‫ستوان دوم ریچارد دی میکون
‫گروه 332

472
00:33:29,259 --> 00:33:32,596
‫آقایون، به بهشت خوش اومدین

473
00:33:33,972 --> 00:33:36,172
‫نوبت توئه، ستوان

474
00:33:38,352 --> 00:33:40,646
‫خیلی‌خب، کجا بودیم؟

475
00:33:44,733 --> 00:33:46,193
‫نه، نوبت توئه

476
00:33:46,193 --> 00:33:49,947
‫- دست قبل نوبت من بود و برنده شدم
‫- باشه، باشه، باشه

477
00:33:49,947 --> 00:33:53,784
‫خیلی‌خب، ببینیم چند تا سیگار دیگه
‫می‌تونم ازت بگیرم، ها؟

478
00:33:53,784 --> 00:33:55,984
‫ای بابا. شروع کن

479
00:33:56,286 --> 00:33:57,704
‫- بازی می‌کنی، مورف؟
‫- نه، این دست نیستم

480
00:33:57,704 --> 00:33:59,081
‫خیلی‌خب، حسابش نکن

481
00:33:59,081 --> 00:34:02,668
‫این اواخر خیلی چیزها به عهده‌ت گذاشتیم
‫و از پس همه‌ش براومدی

482
00:34:03,710 --> 00:34:06,046
‫سنگ تمام گذاشتی، کراز

483
00:34:06,046 --> 00:34:07,464
‫لطف دارین قربان

484
00:34:07,464 --> 00:34:10,749
‫برای همین قراره
‫یک ماه بهت مرخصی بدیم

485
00:34:11,552 --> 00:34:13,752
‫منظورتون مرخصی اجباریه؟

486
00:34:14,429 --> 00:34:16,764
‫از فردا

487
00:34:16,764 --> 00:34:18,934
‫ببخشید اینو می‌پرسم، قربان
‫ولی انتخابش با خودمه؟

488
00:34:18,934 --> 00:34:21,311
‫- چون حس می‌کنم دارین...
‫- ببین، کرازبی

489
00:34:21,812 --> 00:34:23,105
‫نیاز داریم کارآمد باشی

490
00:34:23,105 --> 00:34:25,065
‫نیاز داریم بری یک مرخصی درست و حسابی

491
00:34:25,065 --> 00:34:28,068
‫حسابی استراحت کنی
‫زیادی برامون اهمیت داری

492
00:34:28,569 --> 00:34:29,777
‫مفهوم شد؟

493
00:34:29,777 --> 00:34:31,697
‫بله قربان

494
00:34:31,697 --> 00:34:33,739
‫میشه لطفاً بگید چیکار دارید؟

495
00:34:33,739 --> 00:34:39,413
‫همونطور که برای 3 نفر قبلی
‫که تماسم رو بهشون وصل کردین توضیح دادم

496
00:34:39,413 --> 00:34:40,873
‫من دوستشم

497
00:34:40,873 --> 00:34:43,792
‫و الان دو روزی میشه بهش زنگ می‌زنم

498
00:34:44,293 --> 00:34:46,962
‫سابلترن وستگیت این شماره رو بهم داد
‫که باهاش تماس بگیرم

499
00:34:46,962 --> 00:34:49,922
‫سروان وستگیت فعلاً در دسترس نیستن، جناب

500
00:34:49,922 --> 00:34:52,217
‫سروان؟

501
00:34:52,217 --> 00:34:56,346
‫خب... رفته بیرون ناهار بخوره؟
‫قراره حالا حالاها نیاد؟

502
00:34:56,346 --> 00:34:59,558
‫- اجازه ندارم بگم، جناب
‫- خیلی‌خب، میشه بهش بگین...

503
00:35:02,769 --> 00:35:04,771
‫بهش بگین قراره با مرخصی برم خونه

504
00:35:04,771 --> 00:35:07,608
‫و این آخرین باریه که تا مدت‌ها میام لندن؟

505
00:35:07,608 --> 00:35:09,067
‫پیام‌تون رو بهش می‌رسونم، جناب

506
00:35:09,067 --> 00:35:11,267
‫ممنون

507
00:35:13,655 --> 00:35:14,990
‫اون سیم خاردار دولایه‌ست

508
00:35:14,990 --> 00:35:19,578
‫و هر 50 متر یک برج نگهبانی هست
‫و همه‌جا پر از سگه

509
00:35:19,578 --> 00:35:22,080
‫درهرحال نمی‌تونم با دویدن از اینجا فرار کنم

510
00:35:22,080 --> 00:35:23,540
‫اگر درست نقشه بریزیم
‫لازم نیست بدویی

511
00:35:23,540 --> 00:35:26,251
‫- مطمئن نیستم، باب
‫- جدی میگم، می‌تونه جواب بده

512
00:35:26,251 --> 00:35:29,630
‫خب، حتی اگر بتونیم برسیم به کامیون
‫و تا این‌جاش رو می‌تونم باور کنم

513
00:35:29,630 --> 00:35:32,007
‫و اگر یکی از اون سفیدپوست‌ها رو
‫راضی کردیم بشینه پشت فرمون...

514
00:35:32,007 --> 00:35:33,717
‫دو تا. باید دو نفر باشن

515
00:35:33,717 --> 00:35:35,844
‫آلمانی‌ها همیشه دو نفری اینور اونور میرن

516
00:35:35,844 --> 00:35:37,888
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫کامیون رو گیر میاریم

517
00:35:37,888 --> 00:35:40,849
‫دو تا بچه سفیدپوست
‫با لباس فرم نازی‌ها هم گیر میاریم

518
00:35:40,849 --> 00:35:44,144
‫ولی بازم... چهار روز طول کشید
‫که از فرانکفورت برسیم اینجا

519
00:35:44,144 --> 00:35:45,562
‫آره، و نصفش با قطار بود

520
00:35:45,562 --> 00:35:47,564
‫سوال اینجاست، کجا سوخت‌گیری کنیم؟

521
00:35:47,564 --> 00:35:51,026
‫نمی‌تونیم بریم دم یک اردوگاه اسیران جنگی
‫و سوخت گیر بیاریم

522
00:35:51,026 --> 00:35:53,820
‫تا وقتی باک خالی بشه رانندگی می‌کنیم
‫بعدش پیاده میریم

523
00:35:54,738 --> 00:35:57,157
‫شاید با 3 روز بتونیم برسیم به مناطق خودی

524
00:35:57,157 --> 00:35:59,368
‫الکس نقشه‌ش رو کشیده

525
00:35:59,368 --> 00:36:01,568
‫چه فکری در موردشون می‌کنی؟

526
00:36:01,787 --> 00:36:03,987
‫هیچ فکری در موردشون نمی‌کنم

527
00:36:04,831 --> 00:36:07,031
‫به‌نظرم بهتره بهشون فکر کنی

528
00:36:10,546 --> 00:36:12,746
‫دختر رویاهاته، ها؟

529
00:36:12,965 --> 00:36:15,165
‫نه، دختر رویاهای من نیست

530
00:36:16,093 --> 00:36:18,804
‫نه، دختر رویاهای من 155 سانت قد داره

531
00:36:19,972 --> 00:36:21,974
‫اندام جمع‌و‌جور

532
00:36:21,974 --> 00:36:24,174
‫و پوستی مثل پوست لینا هورن

533
00:36:25,978 --> 00:36:30,023
‫در این لحظه
‫در همین لحظه که هستیم، ستوان

534
00:36:30,023 --> 00:36:35,279
‫داره پیشونی آخرین بچه‌های سال پنجمیش
‫ که دارن میرن خونه رو می‌بوسه

535
00:36:35,279 --> 00:36:40,242
‫و بعد بدون هیچ معطلی
‫سوار اتوبوس خط 54 میشه

536
00:36:40,242 --> 00:36:42,661
‫و میره پلاک 650 خیابون ماریون

537
00:36:42,661 --> 00:36:47,124
‫جایی که وفادارانه دم پنجره‌ش منتظره

538
00:36:48,166 --> 00:36:51,753
‫- که بنده برگردم
‫- امیدوار باش

539
00:36:54,339 --> 00:36:56,341
‫آره، امیدوارم

540
00:36:56,341 --> 00:36:58,677
‫این...

541
00:36:58,677 --> 00:37:02,514
‫این یکی دیگه از تصورات سکسی اسیران جنگی
‫برای تورنر توی بخش صد و دوازدهه

542
00:37:03,307 --> 00:37:05,726
‫حواست باشه در ازاش سیگار "اولد گولد" بده

543
00:37:05,726 --> 00:37:08,645
‫چون این سیگارها مفت نمی‌ارزن

544
00:37:09,313 --> 00:37:11,513
‫بگذریم...

545
00:37:16,195 --> 00:37:19,281
‫شاید بد نباشه با اون سرگرد
‫در مورد نقشه‌هامون صحبت کنیم

546
00:37:19,990 --> 00:37:22,190
‫باک

547
00:37:22,409 --> 00:37:25,537
‫از وقتی اومدی دو کلمه باهات حرف نزده

548
00:37:27,456 --> 00:37:29,656
‫حالا گوش به فرمانشی

549
00:37:38,258 --> 00:37:40,458
‫خلبان پی-51 بودی؟

550
00:37:42,930 --> 00:37:49,520
‫پی-39، پی-40، پی-47، پی-51، ای‌تی-6

551
00:37:50,395 --> 00:37:54,024
‫ای‌تی-6، من با ای‌تی-6 تعلیم دیدم

552
00:37:54,566 --> 00:37:56,766
‫قدرت گشتاور بالایی داره

553
00:37:57,653 --> 00:37:59,853
‫پی-51‌ها خیلی خوش‌دست‌تر هستن

554
00:38:00,447 --> 00:38:02,647
‫راحت میشه یادش گرفت

555
00:38:03,700 --> 00:38:06,453
‫می‌دونی، منم وقتی شروع کردم
‫می‌خواستم خلبان جنگنده باشم

556
00:38:07,454 --> 00:38:11,333
‫ولی بعد... عاشق هواپیماهای گنده‌مون شدم

557
00:38:12,084 --> 00:38:15,963
‫آره، منم... از وقتی بچه بودم
‫مدل‌های هواپیما می‌ساختم

558
00:38:17,005 --> 00:38:19,205
‫هر مدلی که تصورش رو بکنی ساختم

559
00:38:19,508 --> 00:38:22,970
‫ولی شاهکارم، می‌دونی
‫بزرگ‌ترین شاهکارم

560
00:38:23,470 --> 00:38:25,722
‫هواپیمای "سوپرمارین اسپیت‌فایر"ـه

561
00:38:26,431 --> 00:38:31,019
‫با پایه‌های آب‌نشین 60 سانتی
‫و طول بال نود سانتی

562
00:38:34,439 --> 00:38:37,150
‫خودم طرحش رو از عکس‌های روزنامه کشیدم

563
00:38:37,150 --> 00:38:39,350
‫عجب!

564
00:38:39,695 --> 00:38:41,280
‫آره

565
00:38:41,280 --> 00:38:43,323
‫چی می‌خونی؟

566
00:38:43,323 --> 00:38:45,523
‫داستانی در مورد یک هنرمنده

567
00:38:46,034 --> 00:38:48,453
‫همه‌چیزش رو فدا می‌کنه
‫تا به دنبال عشق و علاقه‌ش بره

568
00:38:52,124 --> 00:38:54,324
‫« ماه و شش پشیز »
‫« ویلیام سامرست موآم »

569
00:38:55,335 --> 00:39:00,007
‫« بلیطی یک طرفه به مقصد رایش »

570
00:39:03,844 --> 00:39:06,044
‫تو اینو کشیدی؟

571
00:39:09,892 --> 00:39:12,227
‫بله قربان

572
00:39:12,227 --> 00:39:13,353
‫مقیاسش درسته؟

573
00:39:13,353 --> 00:39:15,553
‫کمابیش آره

574
00:39:15,939 --> 00:39:18,139
‫ولی ارتفاع توش لحاظ نشده

575
00:39:18,609 --> 00:39:20,809
‫عجب!

576
00:39:23,238 --> 00:39:25,699
‫می‌دونی، کمکت به کار ما میاد

577
00:39:28,535 --> 00:39:30,162
‫ما؟

578
00:39:30,162 --> 00:39:34,416
‫من و گروهی از بچه‌ها داریم
‫برای آینده نقشه می‌ریزیم

579
00:39:35,751 --> 00:39:37,951
‫نمی‌تونیم همینطور بی‌دفاع
‫دست روی دست بذاریم

580
00:39:38,962 --> 00:39:44,009
‫آره، دیدم جدیداً چقدر
‫از این وحشی‌های اس‌اس اومدن

581
00:39:44,760 --> 00:39:46,960
‫آره، نقشه‌ای براش دارم

582
00:39:49,139 --> 00:39:51,339
‫از من می‌خوای چیکار کنم؟

583
00:39:54,645 --> 00:39:56,845
‫این‌کار

584
00:39:57,314 --> 00:40:00,191
‫برای فرار از اینجا نیاز داریم
‫یکی نقشه‌ی مناطق اطراف رو بکشه

585
00:40:04,112 --> 00:40:08,283
‫روز اولی که اومدیم
‫چشم همه به تو بود

586
00:40:09,159 --> 00:40:11,359
حرف حرف تو بود

587
00:40:11,870 --> 00:40:14,070
‫چرا اعتراض نکردی
‫که چرا اومدیم خوابگاه 8؟

588
00:40:17,501 --> 00:40:20,629
‫خب، در این حد بگم
‫که حداقل می‌دونستم جاسوس نیستین

589
00:40:23,465 --> 00:40:25,665
‫آره والا!

590
00:40:26,176 --> 00:40:29,221
‫گیل کلون، سرگرد
‫گروه 100 بمب‌افکن

591
00:40:29,721 --> 00:40:31,921
‫همه باک صدام می‌کنن

592
00:40:33,392 --> 00:40:37,771
‫ستوان دوم الکساندر جفرسون
‫گروه 332 جنگنده

593
00:40:38,564 --> 00:40:40,764
‫می‌تونی الکس صدام کنی

594
00:40:42,150 --> 00:40:43,861
‫خب، جانی بهتون نشون میده

595
00:40:43,861 --> 00:40:46,405
‫مدارک رو تحویل میدین
‫همون لحظه مچ دستش رو می‌گیرین

596
00:40:46,405 --> 00:40:48,740
‫مستقیم می‌زنین توی شقیقه‌ش

597
00:40:49,408 --> 00:40:51,577
‫اینجا یا اینجا. فوراً بیهوش میشه

598
00:40:51,577 --> 00:40:55,289
‫آفرین بچه‌ها
‫کجش کنین، کجش کنین، بدنتون رو صاف کنین

599
00:40:55,289 --> 00:40:57,249
‫این‌طوری، مرکز ثقل‌تون
‫می‌تونه فشار بیشتری بیاره

600
00:40:57,249 --> 00:41:00,836
‫اگر شک داشتین. چون تراشه‌هاش
‫کلاً داغونش می‌کنن، خب؟

601
00:41:00,836 --> 00:41:02,838
‫اگر بخواین ببرین، هیچ صدمه‌ای نمی‌زنه

602
00:41:02,838 --> 00:41:04,590
‫باید مستقیم بره توی گردن، خب؟

603
00:41:04,590 --> 00:41:07,467
‫و بعد هلش میدین جلو
‫و گلوش رو جر میدین

604
00:41:07,467 --> 00:41:09,667
‫فهمیدین؟

605
00:41:12,639 --> 00:41:14,839
‫« اشتوتگارت »

606
00:41:31,992 --> 00:41:34,870
‫خانمی پیام فرستاده
‫که برین هتل دیدنش، جناب

607
00:41:34,870 --> 00:41:37,080
‫باشه. ممنون

608
00:41:37,080 --> 00:41:39,280
‫شب به‌خیر، جناب

609
00:41:55,224 --> 00:41:57,424
‫ساندرا

610
00:42:02,314 --> 00:42:04,514
‫ساندرا؟

611
00:42:06,401 --> 00:42:08,601
‫بیا بیرون وگرنه میام داخل

612
00:42:11,281 --> 00:42:13,481
‫ساندرا

613
00:42:25,921 --> 00:42:28,048
‫« شرمنده عزیزم »

614
00:42:28,048 --> 00:42:29,091
‫<i>شرمنده کراز</i>

615
00:42:29,091 --> 00:42:31,093
‫<i>بازم منو فرا خوندن</i>

616
00:42:31,093 --> 00:42:33,293
‫<i>احتمالاً اینطوری بهتره</i>

617
00:42:33,470 --> 00:42:36,890
‫<i>تو جات کنار "جین"ـه
‫و ما هنوزم در جنگ پیروز نشدیم</i>

618
00:42:37,432 --> 00:42:39,893
‫<i>همیشه با نیکی از دورانی که
‫با هم داشتیم یاد می‌کنم</i>

619
00:42:40,727 --> 00:42:42,927
‫<i>با عشق، ساندرا</i>

620
00:42:47,609 --> 00:42:49,809
‫کی راه میفتی؟

621
00:42:50,404 --> 00:42:52,604
‫فردا صبح

622
00:42:53,699 --> 00:42:56,076
‫- چهار هفته توی نیویورک
‫- اوهوم

623
00:42:57,077 --> 00:42:59,277
‫- چقدر بهت حسودیم میشه
‫- عه، واقعاً؟

624
00:43:00,414 --> 00:43:02,791
‫می‌دونستی به سرهنگ "جف" گفتم
‫نمی‌خوام برم؟

625
00:43:05,085 --> 00:43:07,285
‫برات خوبه

626
00:43:09,298 --> 00:43:11,498
‫این حرفت یعنی چی؟

627
00:43:12,050 --> 00:43:14,250
‫یعنی به‌نظرم برات خوبه

628
00:43:18,015 --> 00:43:20,215
‫خوشحالی که می‌خوای "جین" رو ببینی؟

629
00:43:25,147 --> 00:43:27,347
‫اگر اوضاع مثل سابق نبود چی؟

630
00:43:29,818 --> 00:43:32,018
‫هیچی مثل سابق نیست، کراز

631
00:43:32,863 --> 00:43:34,990
‫هیچی

632
00:43:34,990 --> 00:43:36,408
‫هرگز مثل سابق نمیشه

633
00:43:36,408 --> 00:43:38,608
‫آره والا

634
00:43:44,249 --> 00:43:45,167
‫ممنون

635
00:43:47,127 --> 00:43:49,254
‫یا خدا!

636
00:43:49,254 --> 00:43:51,454
‫روس‌ها وارد آلمان شدن

637
00:43:52,216 --> 00:43:53,258
‫پروس شرقی

638
00:43:53,258 --> 00:43:55,458
‫چقدر باهامون فاصله دارن، باک؟

639
00:44:21,954 --> 00:44:24,154
‫ساعت خاموشیه

640
00:44:29,378 --> 00:44:31,578
‫نزدیک هستن

641
00:44:31,964 --> 00:44:34,164
‫خیلی خیلی نزدیک

642
00:44:36,134 --> 00:44:37,302
‫« در قسمت بعد اربابان آسمان »

643
00:44:37,302 --> 00:44:39,429
‫برید! برید!

644
00:44:39,429 --> 00:44:41,473
‫وحشی‌ها 30 دقیقه بهمون وقت دادن
‫بعد راه میفتیم

645
00:44:41,473 --> 00:44:43,308
‫به فکر فرار که نیستی، هستی؟

646
00:44:43,308 --> 00:44:45,508
‫نه توی این یخچال

647
00:44:45,936 --> 00:44:47,855
‫می‌دونی کجاییم؟

648
00:44:47,855 --> 00:44:49,398
‫« ایستگاه راه‌آهن مرکزی نورنبرگ »

649
00:44:49,398 --> 00:44:51,525
‫نورنبرگ

650
00:44:51,525 --> 00:44:53,610
‫حالا دیگه توی قلب وطن‌شون هستیم، بچه‌ها

651
00:44:53,610 --> 00:44:59,491
‫"هرکس با هیولاها می‌جنگد
‫باید مراقب باشد تبدیل به هیولا نشود"

652
00:45:01,326 --> 00:45:03,620
‫آره، مجبورمون کرد کارهای سختی بکنیم

653
00:45:03,620 --> 00:45:05,914
‫کارهایی که از این آدم‌ها برمیاد...

654
00:45:05,914 --> 00:45:08,114
‫نه، حقشونه

655
00:45:14,339 --> 00:45:16,466
‫من پایه‌م. امشب فرار می‌کنیم

656
00:45:16,466 --> 00:45:18,177
‫تو برو. من پشت سرت میام

657
00:45:18,177 --> 00:45:20,387
‫شلیک نکن
‫برو، باک. فرار کن

658
00:45:33,100 --> 00:45:38,300
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

659
00:45:48,372 --> 00:45:53,372
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

