1
00:00:37,635 --> 00:00:41,896
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

2
00:01:14,700 --> 00:01:16,209
عذر میخوام

3
00:01:16,693 --> 00:01:18,203
دفعه دیگه میبینمت

4
00:01:42,261 --> 00:01:43,520
...خب

5
00:01:44,680 --> 00:01:47,691
در مورد چی حرف میزدین؟

6
00:01:56,316 --> 00:01:59,161
همدیگه رو میشناسین؟

7
00:02:00,946 --> 00:02:02,497
برو و استراحت کن

8
00:02:33,145 --> 00:02:36,523
پدرم در مورد پزشکی چیزی نمیدونست
فقط به بازرگان‌ها کمک میکرد

9
00:02:36,523 --> 00:02:39,075
و مقام دولتی هم نداشت

10
00:02:40,402 --> 00:02:41,995
وقتی بچه بودم فوت کرد

11
00:02:46,033 --> 00:02:47,375
...نه

12
00:02:48,076 --> 00:02:50,003
<i>گفتی اسمت موهواست؟</i>

13
00:02:52,456 --> 00:02:54,090
عذرمیخوام، قربان

14
00:02:54,791 --> 00:02:57,461
ببخشید

15
00:02:57,461 --> 00:02:59,054
اشکال نداره

16
00:02:59,213 --> 00:03:02,257
اونا باید عذرخواهی کنن، نه تو

17
00:03:02,557 --> 00:03:03,759
(بیست سال قبل، سونگ کيون کوان)

18
00:03:03,759 --> 00:03:05,310
چرا عذر بخوایم؟

19
00:03:05,510 --> 00:03:08,597
با اون دستای کثیفش پای کیم رو گرفت

20
00:03:08,597 --> 00:03:10,482
و چیزای عجیب و غریبی روش ریخت

21
00:03:11,225 --> 00:03:14,402
نمیدونم چی روش ریخت
اما الان اوضاعش خیلی بده

22
00:03:15,312 --> 00:03:19,074
شماها برای آموزه‌های کنفسیوس
و منسیوس خیلی احمقین

23
00:03:19,650 --> 00:03:22,986
ببینین. این دستای کسیه که
تمام روز توی آشپزخونه بوده

24
00:03:22,986 --> 00:03:25,288
و اینم پای شماها که کل
روز رو دنبال توپ میدویدین

25
00:03:27,324 --> 00:03:28,542
کدومشون کثیفتره؟

26
00:03:32,955 --> 00:03:34,422
برین و بشورینش

27
00:03:34,706 --> 00:03:37,259
مثل چی عرق کردین
برین

28
00:04:00,274 --> 00:04:01,700
از کجا میدونستی

29
00:04:02,734 --> 00:04:04,369
باید به زخم‌ها آب نمک بزنی؟

30
00:04:11,577 --> 00:04:12,878
سرورم

31
00:04:13,203 --> 00:04:15,922
من خدمتکار ناچیزیم

32
00:04:16,498 --> 00:04:18,633
نمیتونم بخونم یا بنویسم

33
00:04:19,334 --> 00:04:22,470
پس چطور ممکنه چنین چیزی یاد بگیرم؟

34
00:04:24,006 --> 00:04:25,891
هنوزم همینجوری فکر میکنی؟

35
00:04:33,056 --> 00:04:34,733
همچین اعتقادی دارم

36
00:04:36,101 --> 00:04:38,361
اونا نجیب زاده به دنیا اومدن

37
00:04:38,645 --> 00:04:41,573
نه اینکه با استعدادتر از

38
00:04:42,065 --> 00:04:44,618
افرادی ضعیف باشن

39
00:04:46,862 --> 00:04:48,079
موهوا

40
00:04:48,989 --> 00:04:52,542
صرفنظر از جایگاه اجتماعیت
با استعدادی

41
00:04:53,493 --> 00:04:56,755
برای همین، کمکم شو و خودت رو بالا بکش

42
00:05:01,627 --> 00:05:06,097
امروز، در مورد باد‌ حرف میزنیم

43
00:05:10,685 --> 00:05:13,745
(سوره‌وون)

44
00:05:22,773 --> 00:05:24,741
کسی میخواد نظرش رو بگه؟

45
00:05:25,025 --> 00:05:26,618
من -
بفرما -

46
00:05:26,943 --> 00:05:28,870
میتونیم باد رو حس کنیم

47
00:05:29,529 --> 00:05:31,281
درسته، باد رو میتونیم حس کنیم

48
00:05:31,281 --> 00:05:32,749
من -
بگو -

49
00:05:38,538 --> 00:05:39,756
خیلی ببخشید، آقا

50
00:05:40,999 --> 00:05:43,502
ببخشید. مدام باهام حرف میزنه برای همین

51
00:05:43,502 --> 00:05:46,262
هی، کی؟ خودت حواست پرته

52
00:05:46,505 --> 00:05:47,839
بازم شروع کردی

53
00:05:47,839 --> 00:05:50,350
از اونجایی که شازده‌ست
زندگیش کنترل شده‌ست

54
00:05:50,634 --> 00:05:51,927
حتی نمیتونه اشتباهشم قبول کنه

55
00:05:51,927 --> 00:05:54,062
هی، قول دادی هیچوقت به کسی چیزی نگی

56
00:05:56,056 --> 00:05:58,608
تو اون دختری نیستی که پزشک
دو مین اکیو آموزشش میده؟

57
00:05:58,934 --> 00:06:01,277
خوشبختم. گو جه‌گیونگ ـــم

58
00:06:16,326 --> 00:06:20,422
"علاوه‌براین، گروه استخوانی"

59
00:06:20,622 --> 00:06:24,718
"در سینه‌ شانه‌ها را تقویت میکنند"

60
00:06:25,502 --> 00:06:26,928
"و استحکام میبخشند"

61
00:06:27,838 --> 00:06:29,472
"از بازوها حمایت میکنند"

62
00:06:30,006 --> 00:06:34,060
"از طرفی، استخوانهای شانه"
"...تنها به دنده‌ها متصل هستد"

63
00:06:36,430 --> 00:06:37,772
صبر کن

64
00:06:38,265 --> 00:06:39,649
این چی بود؟

65
00:06:40,392 --> 00:06:42,261
(کلاویکوراس)

66
00:06:42,811 --> 00:06:44,195
باز یادت رفت؟

67
00:06:44,729 --> 00:06:46,114
ترقوه

68
00:06:46,440 --> 00:06:49,951
گفتی همه چیزو بلدی
اما انگار کلمات زیادی رو یاد نگرفتی

69
00:06:51,903 --> 00:06:53,822
خوب یادگیری زبان لاتین سخته

70
00:06:53,822 --> 00:06:55,749
غیر از اون، کتابش پزشکیه

71
00:06:56,575 --> 00:06:58,293
بیخیال. کارم تمومه

72
00:06:58,577 --> 00:07:00,670
بخون، بنویس
اصلاً هرکار میخوای بکنم

73
00:07:04,541 --> 00:07:06,760
برای همین گفتم برات مینویسم

74
00:07:06,918 --> 00:07:08,219
!جه‌گیونگ

75
00:07:43,663 --> 00:07:45,465
!موهوا

76
00:07:45,957 --> 00:07:48,877
کاملاً مطمئن بودم -
میدونستم از پسش بر میاد -

77
00:07:48,877 --> 00:07:50,712
خدای من -
فکر نمیکردم موفق شه -

78
00:07:50,712 --> 00:07:52,631
خدای من، شگفت‌انگیز بود

79
00:07:52,631 --> 00:07:55,558
واو، موهوا حرف نداره -
عالی بود -

80
00:07:55,717 --> 00:07:57,310
!موهوا، محشره

81
00:08:10,524 --> 00:08:11,866
استاد

82
00:08:12,400 --> 00:08:13,785
استاد

83
00:09:53,501 --> 00:09:54,969
سامبو

84
00:09:57,505 --> 00:09:58,848
ساکت باش

85
00:10:03,261 --> 00:10:04,771
!خیلی سروصدا میکنی

86
00:10:07,766 --> 00:10:09,150
خواجه هو

87
00:10:24,574 --> 00:10:26,084
چه خبره؟

88
00:10:32,123 --> 00:10:33,466
خوب خوابیدی؟

89
00:10:33,833 --> 00:10:35,176
چکار

90
00:10:35,835 --> 00:10:37,671
میکنی؟ -
پول غذام رو میدم -

91
00:10:37,671 --> 00:10:39,089
پول غذا؟ -
هوم -

92
00:10:39,089 --> 00:10:41,140
مردم اینجا بهم گفتن

93
00:10:41,299 --> 00:10:44,177
که کسی که فقط بخوره و هیچکاری نکنه

94
00:10:44,177 --> 00:10:45,720
به یه آدم بیفایده تبدیل میشه

95
00:10:45,720 --> 00:10:48,564
گفتن باید پول در بیارم مهم نیست چکاری باشه

96
00:10:49,265 --> 00:10:50,483
همینو گفتن

97
00:10:58,191 --> 00:10:59,534
ممنون

98
00:11:15,667 --> 00:11:16,968
این یکی

99
00:12:38,166 --> 00:12:39,842
...توی

100
00:12:41,961 --> 00:12:44,806
!هی... چرا

101
00:12:45,548 --> 00:12:47,517
هی، برگرد

102
00:13:19,582 --> 00:13:21,259
چیزی شده؟

103
00:13:22,418 --> 00:13:24,387
نگهبانای قصر. اومدن اینجا

104
00:13:42,522 --> 00:13:47,326
اما به هیچوجه نمیتونه با راپنزلی
که در برج زندان شده بود دیدار کنه

105
00:13:47,610 --> 00:13:51,539
برج نه در داشته نه پله

106
00:13:52,073 --> 00:13:54,993
یک روز، شاهزاده فکری به سرش میزنه

107
00:13:54,993 --> 00:13:56,586
چی بود؟ -
چکار کرد؟ -

108
00:13:58,246 --> 00:14:01,215
"!راپنزل"
"!راپنزل"

109
00:14:01,416 --> 00:14:03,634
گیسویت را بینداز

110
00:14:04,294 --> 00:14:07,221
"تا بتونم از موهای طلاییت بالا بیام"

111
00:14:08,798 --> 00:14:09,932
اینطوری

112
00:14:18,600 --> 00:14:20,526
بنابراین شاهزاده

113
00:14:21,269 --> 00:14:23,605
گیسوان دختره رو میگیره

114
00:14:23,605 --> 00:14:27,492
و آرام آرام از برج بالا میره

115
00:14:28,109 --> 00:14:31,537
فقط به امید دیدن دختره

116
00:14:32,030 --> 00:14:35,875
و با اشتیاقی وصف نشدنی
بهش ابراز علاقه میکنه

117
00:14:45,168 --> 00:14:46,469
این داستان رو

118
00:14:47,170 --> 00:14:48,846
بلد بودی؟

119
00:14:49,464 --> 00:14:50,765
نه، اینطور نیست

120
00:14:52,592 --> 00:14:55,061
راستش، زیاد داستان به دلم ننشست

121
00:14:56,596 --> 00:15:01,017
میدونم داستانه، اما فکر
نمیکنین خیلی خیالیه؟

122
00:15:01,017 --> 00:15:02,977
حتی اگه موها رو هم تو طول عمرمون نزنیم

123
00:15:02,977 --> 00:15:05,196
هیچوقت از قد خودمون بلندتر نمیشه

124
00:15:05,563 --> 00:15:09,784
پس چطور ممکنه موهای دختره
از بالای برج تا پایینش برسه؟

125
00:15:10,360 --> 00:15:12,578
ببینم الهه 500 ساله بوده؟

126
00:15:13,780 --> 00:15:16,541
...نمیتونی فقط به زیبایی داستان فکر کنی

127
00:15:16,908 --> 00:15:20,127
زیبا، عجبا
در واقع، خیلیم ظالمانه‌ست

128
00:15:20,620 --> 00:15:23,206
حتی وقتی موهات رو شونه میکنی
گاهی موهات تو شونه گیر میکنن

129
00:15:23,206 --> 00:15:25,333
کل پوست سرت درد میگیره

130
00:15:25,333 --> 00:15:27,635
اونوقت چی؟‌ یه مرد گنده
از موهای دختره بالا رفته؟

131
00:15:27,919 --> 00:15:30,046
اونوقت شاهزاده که به بالای برج میرسه

132
00:15:30,046 --> 00:15:32,298
دختره رو به خاطر دردی که
داشته بیهوش پیدا میکنه

133
00:15:32,298 --> 00:15:33,675
یا میبینه به خاطر وزن سنگین شاهزاده

134
00:15:33,675 --> 00:15:36,060
گردن دختره شکسته

135
00:16:00,451 --> 00:16:01,836
...خب

136
00:16:02,495 --> 00:16:04,455
بعدش چی میشه؟

137
00:16:04,455 --> 00:16:06,048
فراموشش کن

138
00:16:06,207 --> 00:16:08,259
احمق بودم که انتظار چیزای رمانتیک ازت داشتم

139
00:16:09,585 --> 00:16:12,263
بگین دیگه. ادامه بدین

140
00:16:12,422 --> 00:16:15,266
دهنم رو میبندم و فقط گوش میدم

141
00:16:20,763 --> 00:16:22,148
سرورم

142
00:16:23,683 --> 00:16:26,694
وقتی رفت بالای برج چی شد؟

143
00:16:33,484 --> 00:16:36,078
خبری نیست؟ -
نه، یه روز بی‌ثمر دیگه -

144
00:16:36,404 --> 00:16:38,239
کسی تو شهر ندیدتش

145
00:16:38,239 --> 00:16:42,126
به نظر نمیرسه تونسته باشه از قصر فرار کنه

146
00:16:43,828 --> 00:16:46,881
بگذریم، اون روز چی شد؟

147
00:16:47,081 --> 00:16:49,800
گفتی میری و از یکی از آشناهات کمک میخوای

148
00:16:50,168 --> 00:16:52,219
نتونستی راه حلی پیدا کنی؟

149
00:16:55,423 --> 00:16:59,226
ممکنه بره اونجا، پس چشم از اونجا بر ندارین

150
00:17:00,303 --> 00:17:01,604
چشم

151
00:17:12,440 --> 00:17:13,691
به این زودی میرین؟

152
00:17:13,691 --> 00:17:18,037
احضارمون کردن
خیلی هیجانزده‌ایم

153
00:17:18,821 --> 00:17:23,209
دخترا، اگه مقامی بهتون
پیشنهاد دادنا قبول نکنین

154
00:17:23,284 --> 00:17:26,913
سرپرست بودن واقعاً استرس‌آوره
مثل اینکه اژدهایی چیزی باشی

155
00:17:26,913 --> 00:17:30,216
همه بخش‌ها بهم میگم بدون من کاری پیش نمیبرن

156
00:17:32,126 --> 00:17:35,554
شرم‌آور نیست به مقام هفتم بگیم عالی رتبه؟

157
00:17:35,922 --> 00:17:37,473
کلی مقام بالاترشم هست

158
00:17:37,840 --> 00:17:39,684
اژدها رو فراموش کنید

159
00:17:39,967 --> 00:17:41,435
بهتون میگیم سمندر

160
00:17:42,428 --> 00:17:43,721
راست میگیا

161
00:17:43,721 --> 00:17:47,108
گفته بودم مورخ یانگ شبیه یه چیزیه

162
00:17:47,433 --> 00:17:49,860
الان که گفتی سمندر یادم اومد

163
00:17:50,061 --> 00:17:51,570
!سمندر

164
00:17:52,980 --> 00:17:54,990
سمندر -
شبیهشه -

165
00:17:57,610 --> 00:17:59,078
یادتون باشه

166
00:17:59,654 --> 00:18:02,790
وقتی بمیرین به جهنم میرین

167
00:18:03,491 --> 00:18:06,202
میریم به بخش کارکنان میریم و یه روز مرخصیم

168
00:18:06,202 --> 00:18:07,753
...کتابایی که اینجاست

169
00:18:08,830 --> 00:18:12,258
شما دوتا قهرمان سازماندهیشون کنین

170
00:18:12,959 --> 00:18:14,127
صبر کنین -
!مورخ یانگ -

171
00:18:14,127 --> 00:18:15,553
نه -
نه -

172
00:18:34,856 --> 00:18:36,240
چرا نه؟

173
00:18:36,858 --> 00:18:39,410
ما، مورخین ارشد، از خودگذشتگی میکنیم

174
00:18:40,361 --> 00:18:42,121
و سازماندهی رو به دست شما میسپریم

175
00:18:42,947 --> 00:18:44,540
وایسا

176
00:18:44,574 --> 00:18:46,250
حالا که فکرش رو میکنیم، عجیبه

177
00:18:47,201 --> 00:18:50,588
مورخ سونگ نوشته‌های
کارآموز گو رو مرتب میکنه

178
00:18:50,746 --> 00:18:52,381
و دختره هم به کس دیگه‌ای
اجازه نمیده بهش دست بزنه

179
00:18:52,582 --> 00:18:55,968
چیه؟ چیزی نوشتی که نباید؟

180
00:18:58,963 --> 00:19:00,548
چیه؟

181
00:19:00,548 --> 00:19:06,645
نگو که ولیعهد و شاهزاده دوون
با هم گلاویز شدن، ها؟

182
00:19:08,181 --> 00:19:10,266
بهتره نشونمون بدی

183
00:19:10,266 --> 00:19:12,185
خب، همه‌مون مورخیم

184
00:19:12,185 --> 00:19:14,353
نمیشه انتخاب کنی به کی نشون بدی به کی نه

185
00:19:14,353 --> 00:19:15,813
خیلی مسخره‌ست

186
00:19:15,813 --> 00:19:17,406
زودباش. ببینم

187
00:19:30,036 --> 00:19:31,921
باید برم سر کار

188
00:19:35,208 --> 00:19:37,384
بریم. دیرمون میشه

189
00:19:41,964 --> 00:19:45,059
مطمئناً یه چیزی رو مخفی میکنن

190
00:19:47,053 --> 00:19:48,270
ببینم با هم سر و سری دارن؟

191
00:19:51,182 --> 00:19:53,317
اگه مورخ سونگ زنش رو طلاق بده چی؟

192
00:19:54,936 --> 00:19:57,947
شما احمقا، انقدر داستان بهم نبافین

193
00:19:58,606 --> 00:19:59,907
بریم

194
00:20:11,285 --> 00:20:13,212
ممکنه بندازتم به دردسر

195
00:20:57,623 --> 00:21:00,843
هر روز بهت فکر میکنم
(فرانسه)

196
00:21:02,378 --> 00:21:05,472
...هر روز

197
00:21:06,632 --> 00:21:11,645
هر روز بهت فکر میکنم

198
00:21:12,763 --> 00:21:16,609
...هر روز

199
00:21:20,855 --> 00:21:22,197
چرا انقدر سخته؟

200
00:21:22,315 --> 00:21:24,859
"هر روز بهت فکر میکنم"
خیلی ساده‌ست

201
00:21:24,859 --> 00:21:26,744
خب یادگیری زبان خارجی راحت نیست

202
00:21:26,986 --> 00:21:29,538
منم برای یادگیری زبانتون خودم رو کُشتم

203
00:21:35,745 --> 00:21:37,713
میشه یه جمله آسونتر بگی؟

204
00:21:37,997 --> 00:21:39,423
"دوستت دارم"

205
00:21:39,790 --> 00:21:42,468
"هر لحظه دلم برات تنگ میشه"
همچین چیزایی

206
00:21:48,174 --> 00:21:49,558
من احمقم

207
00:21:50,051 --> 00:21:51,936
من احمقم

208
00:21:52,720 --> 00:21:55,481
همون "دوستت دارم" میشه

209
00:21:55,681 --> 00:21:56,974
من احمقم

210
00:21:56,974 --> 00:21:59,234
من احمقم

211
00:22:01,020 --> 00:22:02,563
سامبو، من احمقم

212
00:22:02,563 --> 00:22:04,323
من هم. احمقم

213
00:22:04,982 --> 00:22:06,283
من احمقم

214
00:22:09,403 --> 00:22:11,622
هه‌ریونگ، من احمقم

215
00:22:11,656 --> 00:22:14,750
سرورم، وقت نداریم

216
00:22:15,159 --> 00:22:16,502
باید بیاید بیرون

217
00:22:35,805 --> 00:22:37,064
...اونا

218
00:22:37,556 --> 00:22:39,225
دارن چکار میکنن؟ -
اوه، راستی -

219
00:22:39,225 --> 00:22:42,361
گفته بودن از امروز محافظت از
اقامتگاه شاهزاده رو شروع میکنن

220
00:22:42,728 --> 00:22:44,988
به خاطر اینکه متجاوز غربی
رو نتونستن پیدا کنن

221
00:22:45,106 --> 00:22:47,366
فکر نمیکردم نگهبانها بیان

222
00:22:48,734 --> 00:22:50,202
نگهبان فرستادن؟

223
00:22:50,736 --> 00:22:55,708
میگین تمام روز همینجا هستن؟

224
00:22:57,410 --> 00:22:59,169
چیه‌؟ چیزی شده؟

225
00:22:59,578 --> 00:23:01,839
برو تو، خنگول. برو تو

226
00:23:12,633 --> 00:23:14,268
سرورم

227
00:23:14,343 --> 00:23:18,188
فکر میکنم یک لحظه عقلم رو از دست دادم

228
00:23:18,556 --> 00:23:20,433
حتی نفهمیدم زندگیم رو به خطر انداختم

229
00:23:20,433 --> 00:23:24,611
مثل این میموند که تو خلسه رفته باشم

230
00:23:25,896 --> 00:23:29,567
اگر به مخفی کردنش ادامه بدیم میگیرنمون
فقط بحث زمانه

231
00:23:29,567 --> 00:23:32,786
برای کی مهمه چی سرش میاد؟
باید کاری کنیم بره

232
00:23:32,987 --> 00:23:36,615
چی میگی؟ نگهبانا محاصره‌مون کردن

233
00:23:36,615 --> 00:23:40,043
الان بیرون کردنش مثل
اینکه بهش بگیم برو بمیر

234
00:23:42,329 --> 00:23:44,631
آره،‌ اول باید آروم باشیم

235
00:23:44,832 --> 00:23:46,633
...ظرف چند روز نگهبانا

236
00:23:48,169 --> 00:23:53,348
اما اگه همین چند روزه صداش رو بشنون؟

237
00:23:53,757 --> 00:23:55,634
در راه رسیدن به تبعیدگاهتون

238
00:23:55,634 --> 00:23:58,270
باید برای روح ما طلب آمرزش کنید

239
00:23:58,554 --> 00:24:00,981
و مشخصاً کارآموز گو همدستمونه

240
00:24:03,809 --> 00:24:06,028
خواجه هو منطقی گفت

241
00:24:06,479 --> 00:24:08,314
حالا که نگهبان‌ها اومدن

242
00:24:08,314 --> 00:24:10,532
براتون خیلی خطرناکه، سرورم

243
00:24:10,649 --> 00:24:12,242
کارآموز گو

244
00:24:13,444 --> 00:24:16,121
نمیگم که پرتش کنیم بیرون

245
00:24:16,155 --> 00:24:19,208
فقط باید کاری کنیم نگهبانها برن

246
00:24:20,326 --> 00:24:23,170
انقدر مزخرف نگو

247
00:24:23,370 --> 00:24:24,963
کیه که ندونه؟

248
00:24:26,415 --> 00:24:29,877
مشکلمون اینکه راهی براش نداریم

249
00:24:29,877 --> 00:24:31,011
راهی نیست

250
00:24:32,546 --> 00:24:35,140
اگه بگم راهی هست چی؟

251
00:24:40,471 --> 00:24:41,805
تاکتیکیه که هان شین

252
00:24:41,805 --> 00:24:45,275
برای پیروزی در نبردهاش در
مقابل چوهان استفاده میکرد

253
00:24:46,143 --> 00:24:49,780
"شجاعت به خرج بدین"
"...از هیچ چیزی خلق کنید و"

254
00:24:53,359 --> 00:24:54,735
"درکنار دشمنت باش"

255
00:25:12,378 --> 00:25:13,804
اونور -
از اونور -

256
00:25:15,923 --> 00:25:18,725
متجاوز. متجاوز غربی رو دیدیم

257
00:25:19,301 --> 00:25:21,554
!از اونور رفت -
زود باشید -

258
00:25:21,554 --> 00:25:23,013
!متجاوز -
!باید بگیریمش -

259
00:25:23,013 --> 00:25:25,107
!متجاوز -
!متجاوز -

260
00:25:26,809 --> 00:25:28,485
اینجوری اومد

261
00:25:29,186 --> 00:25:33,190
و زد تو صورتم. بعدش
از اونور پرید

262
00:25:33,190 --> 00:25:35,742
از دیوار بالا رفت

263
00:25:35,943 --> 00:25:39,121
اگه لباس راحتی پوشیده بودم

264
00:25:39,488 --> 00:25:42,541
اجازه نمیدادم اینطوری دورم بزنه

265
00:25:47,121 --> 00:25:48,505
!جدی میگم

266
00:25:49,415 --> 00:25:50,966
هی، صبر کن

267
00:25:52,918 --> 00:25:55,262
بیگانه. خارجیه رو دیدم -
"خارجیه؟" -

268
00:25:55,462 --> 00:25:58,265
منظورتون همون متجاوز خارجیه
که از قصر فرار کرده؟

269
00:25:58,799 --> 00:26:00,559
تو خیابون دیدمش

270
00:26:00,926 --> 00:26:03,512
نمیدونم چکار میکرد، اما دستاش خون‌آلود بود

271
00:26:03,512 --> 00:26:04,980
خون؟

272
00:26:05,639 --> 00:26:08,942
هی، به کسی نگیا
شایعه درست نکن

273
00:26:09,476 --> 00:26:11,778
البته، خانم. به کسی نمیگم

274
00:26:13,981 --> 00:26:15,532
برید داخل و استراحت کنید

275
00:26:21,113 --> 00:26:22,581
خدایا، خدای من

276
00:26:23,866 --> 00:26:25,167
!خانم گوانجو

277
00:26:32,374 --> 00:26:34,927
خانم گوانجو!  سلام، خانم گوانجو

278
00:26:37,421 --> 00:26:38,839
ما یک مشکل بزرگ داریم

279
00:26:38,839 --> 00:26:43,636
متجاوز غربی، همونی که قدش
بلنده و چشماس دوتا تیله آبیه

280
00:26:43,636 --> 00:26:47,389
شمشیر سربازا رو گرفته بود
و اینجوری میچرخوند

281
00:26:47,389 --> 00:26:49,308
بعد همه جا خون پاشید

282
00:26:49,308 --> 00:26:52,102
و خون هم دستاش رو پر کرده بود

283
00:26:52,102 --> 00:26:55,230
اونوقت یک دفعه به آسمون رفت و تا ابرا رسید

284
00:26:55,230 --> 00:26:59,076
بعدش، همینطور بالا و پایین پرید
و همه چیز ناپدید شد

285
00:26:59,610 --> 00:27:01,745
واقعاً؟ -
هرجایی ممکنه باشه -

286
00:27:02,112 --> 00:27:05,374
خدایا، قلبم تند تند میزنه
خیلی ترسیدم

287
00:27:08,327 --> 00:27:12,297
تو تقاطع، متجاوز غربی به یه بچه آسیب زده

288
00:27:12,581 --> 00:27:15,092
بچه؟‌ -
متجاوز غربی چکار کرده؟ -

289
00:27:15,751 --> 00:27:19,304
خدایا، آقای کیم
چکار کنیم؟ خدای من

290
00:27:21,090 --> 00:27:23,967
نوه وزیر تازه به دنیا اومده، نه؟

291
00:27:23,967 --> 00:27:26,311
...متجاوز غربی -
چی؟ -

292
00:27:33,143 --> 00:27:34,861
خوب بگردین -
!چشم -

293
00:27:35,771 --> 00:27:36,989
!راه رو باز کنید

294
00:28:12,099 --> 00:28:13,434
خودتون رو معرفی کنین

295
00:28:13,434 --> 00:28:16,319
دروازه رو باز کنید
سرورم شاهزاده دوون هستند

296
00:28:16,603 --> 00:28:17,821
شاهزاده دوون؟

297
00:28:20,983 --> 00:28:23,952
به چه جراتی میخوای صورت شاهزاده رو ببینی؟

298
00:28:24,236 --> 00:28:27,831
باید به عالیجناب بگم تا در رو باز کنی؟

299
00:28:28,907 --> 00:28:30,292
عذر میخوام

300
00:28:30,951 --> 00:28:32,210
دروازه رو باز کنید

301
00:28:32,953 --> 00:28:34,337
برید کنار

302
00:28:55,559 --> 00:28:56,777
سرورم

303
00:28:58,145 --> 00:29:00,105
چی شد؟‌ راحت از قصر بیرون رفت؟

304
00:29:00,105 --> 00:29:03,492
بله قربان. صحیح و سالم به کارآموز گو سپردمش

305
00:29:03,609 --> 00:29:06,078
به محض اینکه لباسهاش رو
عوض کنه با کشتی میره

306
00:29:06,487 --> 00:29:07,529
خسته نباشی

307
00:29:07,529 --> 00:29:10,699
اکه میدونستم دنبالش میرفتم

308
00:29:10,699 --> 00:29:13,377
عجبا، چرا دنبالش بری؟

309
00:29:13,494 --> 00:29:14,753
ازدواج با یه بیگانه؟

310
00:29:17,790 --> 00:29:21,343
ازش ناراحت نباشین
اولین عشقشش بود

311
00:29:21,794 --> 00:29:23,553
!سوهیانگ

312
00:29:24,713 --> 00:29:28,225
فقط چند روزه میشناسنش و یک غربیه

313
00:29:29,301 --> 00:29:32,729
باید بیخیالش بشه و زندگیش رو ادامه بده

314
00:29:35,182 --> 00:29:38,318
نمیدونم راحت رفته یا نه

315
00:29:41,522 --> 00:29:42,823
ژان

316
00:29:43,524 --> 00:29:46,076
لباست رو هنوز عوض نکردی؟

317
00:29:50,489 --> 00:29:54,418
ژان ،‌ زود باش

318
00:29:55,202 --> 00:29:56,920
خیلی زود آفتاب طلوع میکنه

319
00:30:06,922 --> 00:30:08,265
!ژان

320
00:31:05,397 --> 00:31:07,115
<i>متاسفم که اینطوری می روم</i>

321
00:31:07,733 --> 00:31:09,951
<i>من در واقع یک تاجر نیستم</i>

322
00:31:10,527 --> 00:31:12,412
<i>حتی نمی دانم کیم</i>

323
00:31:12,738 --> 00:31:14,122
<i>دروغ گفتم</i>

324
00:31:14,656 --> 00:31:16,917
<i>دلیل واقعیم چیز دیگری‌ست</i>

325
00:31:19,661 --> 00:31:22,172
<i>درواقع، برادرم اهل چوسانه</i>

326
00:31:23,207 --> 00:31:26,927
<i>وقتی بچه بودم از خونه فرار کرد</i>

327
00:31:27,252 --> 00:31:28,678
<i>و برنگشت</i>

328
00:31:29,922 --> 00:31:32,182
<i>برای همین، به خاطر پیدا کردنش اومدم</i>

329
00:31:32,549 --> 00:31:34,726
<i>گرچه نمیدونم کجا دفن شده</i>

330
00:31:36,303 --> 00:31:38,855
<i>امیدوارم درک کنید چرا دروغ گفتم</i>

331
00:31:39,348 --> 00:31:42,734
<i>محل طلوع خورشید جایی که برادرم همیشه میرفته</i>

332
00:31:43,268 --> 00:31:46,571
<i>شنیدم دونستن اسم اون محل
به دردسر میندازدتونه</i>

333
00:31:46,939 --> 00:31:48,323
<i>برای همین نتونستم بگم</i>

334
00:31:51,985 --> 00:31:55,247
<i>با تصمیم اومدنم به اینجا
زندگیم رو به خطر انداختم</i>

335
00:31:55,572 --> 00:31:57,324
<i>اما احتیاجی نیست شما
هم زندگیتون رو به خطر بندازید</i>

336
00:31:57,324 --> 00:31:58,917
بریم

337
00:32:00,410 --> 00:32:02,629
<i>غذا و جای خواب بهم دادید</i>

338
00:32:03,288 --> 00:32:04,798
<i>مخفیم کردید و کمکم کردید</i>

339
00:32:07,960 --> 00:32:12,639
<i>ممنون از اینکه نشونم دادید
برادرم چرا انقدر عاشق چوسان بود</i>

340
00:32:15,050 --> 00:32:16,977
<i>بابت همه چیز ممنونم</i>

341
00:32:20,347 --> 00:32:22,482
<i>آرزوی بهترینها رو براتون دارم</i>

342
00:32:24,268 --> 00:32:27,070
"از طرف ژان ، متجاوز غربی"

343
00:32:28,981 --> 00:32:32,200
یک دفعه اومد و رفت

344
00:32:32,276 --> 00:32:34,035
هیچ چیزی جلوش رو نمیگیره

345
00:32:36,697 --> 00:32:38,123
به هرحال، بالاخره همه چیز تموم شد

346
00:32:38,323 --> 00:32:40,625
بالاخره میتونم راحت بخوابم

347
00:32:41,118 --> 00:32:42,836
بدون نگرانی

348
00:32:43,203 --> 00:32:45,338
‫نگران این نیستید که من مچ تون
‫رو گرفتم؟

349
00:32:45,747 --> 00:32:48,049
‫همش رو توی این دفتر نوشتم

350
00:32:48,333 --> 00:32:49,634
‫چی نوشتی؟

351
00:32:49,835 --> 00:32:52,637
‫"شاهزاده دوون برای بار چند میلیونیم"
‫"قانون سلطنتی رو شکست؟"

352
00:32:57,884 --> 00:32:59,227
‫بگذریم

353
00:32:59,636 --> 00:33:02,314
‫محل دفن برادر ژان

354
00:33:02,681 --> 00:33:03,982
‫به نظرت عجیب نیست؟

355
00:33:05,767 --> 00:33:10,447
‫کجاست که حتی دونستن اسمش
‫آدم رو به خطر میندازه

356
00:33:12,691 --> 00:33:14,117
‫منم دوست دارم بدونم

357
00:33:15,402 --> 00:33:18,747
‫مطمئنم به معنای واقعی منظورش
‫محل طلوع خورشید نیست

358
00:33:19,430 --> 00:33:23,482
"Parnaz - El_A" :مترجم

359
00:33:28,902 --> 00:33:31,795
‫

360
00:33:46,408 --> 00:33:47,751
‫موهوا؟

361
00:33:57,294 --> 00:33:59,221
‫فکر کردم ممکنه جون سالم به در نبرید

362
00:33:59,421 --> 00:34:02,224
‫حالتون خوبه؟

363
00:34:02,341 --> 00:34:05,727
‫بله، آدم های خوبی بهم کمک کردم

364
00:34:06,266 --> 00:34:07,859
‫ببخشید که نگرانتون کردم

365
00:34:08,681 --> 00:34:11,942
‫نه خوشحالم که اومدین

366
00:34:20,275 --> 00:34:21,451
‫چی شده؟

367
00:34:25,239 --> 00:34:26,540
‫خیلی شبیه

368
00:34:26,865 --> 00:34:29,584
‫برادرتون هستید

369
00:34:32,788 --> 00:34:35,549
‫هنوز قیافه اش رو یادتونه؟

370
00:34:36,583 --> 00:34:38,093
‫چطور میتونم فراموش کنم؟

371
00:34:38,627 --> 00:34:41,847
‫سالها از اون پزشکی یاد گرفتم

372
00:34:43,799 --> 00:34:47,894
‫حتماً خیلی آزار دهنده بوده
‫برادرم خیلی غر میزد

373
00:34:52,516 --> 00:34:56,903
‫گفتید میدونید کجا دفن شده، درسته؟

374
00:34:58,814 --> 00:35:03,910
‫میتونید منو ببرید اونجا؟

375
00:35:27,968 --> 00:35:29,978
‫کجای این محل...

376
00:35:37,978 --> 00:35:39,946
‫متوجهم، دفنش نکردن

377
00:35:40,522 --> 00:35:42,199
‫چون مجرم بوده

378
00:35:51,784 --> 00:35:53,460
‫فکر میکنی خیلی درد داشته؟

379
00:36:05,380 --> 00:36:06,765
‫فکر میکنی ترسیده بوده؟

380
00:36:14,181 --> 00:36:15,357
‫عذر میخوام

381
00:36:18,519 --> 00:36:20,529
<i>اما به هیچوجه نمیتونه با راپنزلی </i>

382
00:36:21,355 --> 00:36:23,156
<i>که در برج زندان شده بود دیدار کنه</i>

383
00:36:23,857 --> 00:36:26,360
<i>برج نه در داشته نه پله</i>

384
00:36:26,360 --> 00:36:29,037
<i>یک روز، شاهزاده فکری به سرش میزنه</i>

385
00:37:04,356 --> 00:37:05,657
‫خداوندا

386
00:37:06,275 --> 00:37:08,452
‫اون این دنیا رو ترک کرده
‫و پیش شماست

387
00:37:09,528 --> 00:37:11,405
‫گناهانش رو با رحمتت ببخش

388
00:37:11,405 --> 00:37:13,123
‫و او رو بیامرز

389
00:37:14,199 --> 00:37:17,794
‫آرامش و آزادی ابدی به اون عطا کن

390
00:37:48,275 --> 00:37:50,118
‫همه رو میکشن

391
00:37:50,694 --> 00:37:53,079
‫- چرا اومده اینجا؟
‫- یه وحشی غربیه

392
00:37:53,155 --> 00:37:54,873
‫- هر کسی رو ببینه خفت میکنه
‫- واقعاً؟

393
00:37:55,657 --> 00:38:00,245
‫- هنوز نگرفتنش
‫- خدای من

394
00:38:00,345 --> 00:38:02,625
‫(اگر او و همدستانش خودشون رو معرفی)
(نکنند کاتولیکها اعدام خواهند شد)

395
00:38:02,644 --> 00:38:05,165
‫این همون یاروییه که
بچه های کوچیک رو میدزده

396
00:38:05,375 --> 00:38:07,844
‫- شنیدم همه رو میدزده
‫- خدای من

397
00:38:09,549 --> 00:38:12,241
‫ صبح بخیر!

398
00:38:12,299 --> 00:38:13,934
‫- صبح بخیر
‫- سلام

399
00:38:14,009 --> 00:38:15,810
‫چرا اینقدر خسته‌ست؟

400
00:38:16,094 --> 00:38:17,930
‫- نخوابیده
‫- چی؟

401
00:38:17,930 --> 00:38:19,439
‫از اون وحشی ترسیده بود

402
00:38:20,807 --> 00:38:22,275
‫وحشی؟

403
00:38:22,559 --> 00:38:24,444
‫صبر کن ببینم، از اون شایعه میترسی؟

404
00:38:26,897 --> 00:38:28,740
‫شایعه الکی نیست

405
00:38:29,483 --> 00:38:32,452
‫دوست زنم خودش اون رو دیده

406
00:38:32,611 --> 00:38:36,081
‫با چشمای قرمزش توی بوکچون بوده

407
00:38:36,240 --> 00:38:38,992
‫از سر تا پا خونی داشته راه میرفته

408
00:38:38,992 --> 00:38:41,211
‫بوکچون نبوده، نامسانگول

409
00:38:41,495 --> 00:38:43,672
‫مردم گفتن داشته مار خام میخورده

410
00:38:44,248 --> 00:38:47,008
‫شنیدم سمت بوکساگول بوده

411
00:38:48,961 --> 00:38:51,088
‫اینقدر خیالبافی نکنید

412
00:38:51,088 --> 00:38:52,764
‫ساکت باشید و برید سر کارتون

413
00:38:53,465 --> 00:38:55,509
‫کارآموزها برید دبیرخانه سلطنتی

414
00:38:55,509 --> 00:38:56,426
‫- چشم
‫- چشم

415
00:38:56,426 --> 00:38:58,478
‫مورخ یانگ!

416
00:38:58,887 --> 00:39:00,389
‫مورخ یانگ

417
00:39:00,389 --> 00:39:02,315
‫چرا خودتون شخصاً آوردینش؟

418
00:39:02,933 --> 00:39:04,651
‫چرا میپرسی؟

419
00:39:04,726 --> 00:39:08,238
‫خودم آوردن که دعوا کردنتون رو ببینم

420
00:39:09,106 --> 00:39:11,525
خب کی میخواد به زمین اعدام بره؟

421
00:39:11,525 --> 00:39:13,118
‫دعواتون رو شروع کنید

422
00:39:14,903 --> 00:39:17,114
‫منظورتون چیه؟

423
00:39:17,114 --> 00:39:19,708
زمین اعدام؟

424
00:39:20,033 --> 00:39:21,835
‫اعلامیه رو ندیدید؟

425
00:39:25,872 --> 00:39:27,716
‫بده من

426
00:39:29,084 --> 00:39:30,635
‫این چیه؟

427
00:39:31,128 --> 00:39:34,889
"فردی که به وحشی غربی"
"کمک کرده یا پنهانش کرده"

428
00:39:34,923 --> 00:39:36,891
"باید اون رو به حکومت تحویل بده"

429
00:39:37,217 --> 00:39:38,969
"اگه خودش رو معرفی نکنه"

430
00:39:38,969 --> 00:39:41,688
‫"73 کاتولیک مجرم"

431
00:39:41,722 --> 00:39:43,273
"اعدام خواهند شد"

432
00:40:00,282 --> 00:40:02,709
‫با من در این مورد صحبت نکردن

433
00:40:02,993 --> 00:40:05,378
‫چرا تصمیم به دادن همچین
‫دستور گرفتن؟

434
00:40:06,538 --> 00:40:09,291
‫کامل در جریان نیستم

435
00:40:09,291 --> 00:40:11,009
‫ولی شنیدم

436
00:40:11,501 --> 00:40:13,595
‫صبح زود یه نامه به اتاقشون داده شده

437
00:40:15,964 --> 00:40:17,432
‫مشاور دوم

438
00:40:28,435 --> 00:40:29,778
‫سرورم!

439
00:40:30,228 --> 00:40:33,031
‫اینکار رو نکنید سرورم!
‫خواهش میکنم!

440
00:40:37,027 --> 00:40:38,244
‫لطفاً اینکار رو نکنید

441
00:40:38,653 --> 00:40:41,873
‫فقط باید وانمود کنید که
‫چیزی ندیدید

442
00:40:42,157 --> 00:40:44,876
‫لطفاً جوری رفتار کنید انگار
‫هیچ رابطه ای با اون نداشتید

443
00:40:45,869 --> 00:40:48,546
‫- لباس سلطنتیم کجاست؟
‫- سرورم!

444
00:40:51,375 --> 00:40:54,302
‫کارآموز گو، میشه جلوش رو بگیری؟

445
00:40:54,586 --> 00:40:56,304
‫اگه به عالیجناب اعتراف کنن

446
00:40:56,630 --> 00:40:59,265
‫همه بیچاره میشیم

447
00:41:01,760 --> 00:41:03,478
‫زیاد نگران نباش

448
00:41:04,763 --> 00:41:06,523
‫تو فقط چیزی رو که دیدی نوشتی

449
00:41:07,432 --> 00:41:10,402
‫و خواجه هو و بانوان دربار فقط
‫به دستورات من عمل کردن

450
00:41:14,272 --> 00:41:16,032
‫همه اش کار خودم بوده

451
00:41:16,817 --> 00:41:18,026
‫پس خودم مسئولیتش رو به گردن میگیرم

452
00:41:18,026 --> 00:41:21,287
‫به این سادگی نیست!

453
00:41:21,488 --> 00:41:23,957
‫نه تنها یه مجرم رو پنهان کردین

454
00:41:23,990 --> 00:41:26,084
‫بلکه کمکش کردین فرار کنه

455
00:41:26,535 --> 00:41:30,714
‫ایندفعه واقعاً شدید مجازات میشید

456
00:41:34,960 --> 00:41:36,511
‫نمیتونید برید

457
00:41:36,878 --> 00:41:40,265
‫اگه میخواین میتونید تا سر حد
‫مرگ من رو بزنید

458
00:41:40,340 --> 00:41:42,976
‫ولی نمیتونم بذارم برید

459
00:41:43,343 --> 00:41:46,771
‫نمیذارم یه قدم دیگه از اینجا بردارید

460
00:41:49,141 --> 00:41:51,776
‫سرورم!

461
00:41:53,311 --> 00:41:55,447
‫جون 73 نفر آدم وسطه

462
00:41:58,567 --> 00:42:00,410
‫اگه من کاری نکنم

463
00:42:01,278 --> 00:42:02,787
‫73 نفر میمیرن

464
00:42:04,406 --> 00:42:05,623
‫هنوز فکر میکنی

465
00:42:06,324 --> 00:42:08,793
‫دارم کار اشتباهی میکنم؟

466
00:42:10,370 --> 00:42:12,464
‫میگی امنیت جانی من

467
00:42:13,457 --> 00:42:15,008
‫مهمتر از

468
00:42:15,917 --> 00:42:17,802
‫جون اون 73 نفره

469
00:42:24,259 --> 00:42:26,186
‫تمام زندگیم اینجا

470
00:42:26,928 --> 00:42:29,439
‫قایم شده بودم

471
00:42:31,766 --> 00:42:33,067
‫دیگه اینطوری

472
00:42:34,561 --> 00:42:36,154
‫زندگی نمیکنم

473
00:42:38,190 --> 00:42:39,783
‫لطفاً اجازه بدین همراهتون بیام

474
00:42:47,282 --> 00:42:48,625
‫من

475
00:42:49,409 --> 00:42:50,835
‫وارد شبستان میشم

476
00:43:00,295 --> 00:43:01,721
‫کارآموز سونگ

477
00:43:09,846 --> 00:43:12,690
ولیعهد
‫مورخ اومده

478
00:43:12,807 --> 00:43:14,108
‫بگو بیاد داخل

479
00:43:32,994 --> 00:43:34,420
‫مورخ سونگ

480
00:44:09,339 --> 00:44:11,492
‫(دجوجون)

481
00:44:14,953 --> 00:44:16,337
‫سرورم

482
00:44:17,080 --> 00:44:18,882
‫- بهشون اعلام کنید من اومدم
‫- بله سرورم

483
00:44:19,040 --> 00:44:22,802
‫عالیجناب شاهزاده دوون اومدن

484
00:44:23,211 --> 00:44:24,762
‫شاهزاده دوون؟

485
00:44:25,422 --> 00:44:27,098
‫بگو بیاد داخل

486
00:44:44,274 --> 00:44:46,868
‫چی شده اومدی اینجا؟

487
00:44:58,371 --> 00:44:59,839
‫چکار داری میکنی؟

488
00:45:00,206 --> 00:45:01,549
‫عالیجناب

489
00:45:02,667 --> 00:45:05,470
‫لطفاً کاتولیک ها رو مجازات نکنید

490
00:45:07,881 --> 00:45:10,266
‫من کسی هستم که بازرسی باید

491
00:45:13,219 --> 00:45:14,604
‫دنبالش باشه

492
00:45:16,056 --> 00:45:17,774
‫من به اون غربی کمک کردم

493
00:45:20,477 --> 00:45:21,819
‫چی

494
00:45:22,354 --> 00:45:23,780
‫داری میگی؟

495
00:45:24,856 --> 00:45:27,075
‫من بودم که کمکش کردم پنهان بشه

496
00:45:28,151 --> 00:45:30,495
‫و من بودم که کمکش کردم از
‫قصر فرار کنه

497
00:45:32,364 --> 00:45:33,748
‫پس کسی که باید

498
00:45:36,242 --> 00:45:37,669
‫مجازات کنید من هستم

499
00:45:46,336 --> 00:45:48,763
‫قبل از اینکه فراریش بدی

500
00:45:49,589 --> 00:45:50,973
‫میدونستی چکار کرده؟

501
00:45:52,926 --> 00:45:54,227
‫بله

502
00:45:54,886 --> 00:45:57,480
‫و میدونستی دستور دادم

503
00:45:58,348 --> 00:45:59,774
‫که دستگیرش کنن؟

504
00:46:01,476 --> 00:46:02,777
‫بله

505
00:46:03,520 --> 00:46:05,113
‫پس میگی با اینکه از همه چیز
‫خبردار بودی

506
00:46:06,231 --> 00:46:08,366
‫از دستورم سرپیچی کردی؟

507
00:46:11,194 --> 00:46:12,620
‫بله

508
00:46:16,991 --> 00:46:18,459
‫چطور جرات میکنی!

509
00:46:18,827 --> 00:46:21,379
‫فکر کردم بالاخره سر عقل اومدی

510
00:46:21,996 --> 00:46:23,798
‫ولی جرات کردی جلوم
‫ایستادگی کنی؟

511
00:46:24,124 --> 00:46:27,051
‫چطور یه شاهزاده میتونه به
‫یه وحشی غربی کمک کرده؟

512
00:46:27,710 --> 00:46:30,221
‫من به چشم یک وحشی به اون
‫نگاه نکردم

513
00:46:31,005 --> 00:46:32,890
‫به چشم یک انسان که با من

514
00:46:34,092 --> 00:46:35,727
‫فرقی نداره بهش نگاه کردم

515
00:46:37,262 --> 00:46:39,097
‫اون ها انسان نیستن

516
00:46:39,097 --> 00:46:42,066
‫اون ها حیواناتی هستن که از
‫فلسفه و اخلاق چیزی سرشون نمیشه

517
00:46:42,392 --> 00:46:44,436
‫فقط به این فکر میکنن

518
00:46:44,436 --> 00:46:46,604
‫چطوری به کشورمون حمله کنن

519
00:46:46,604 --> 00:46:48,823
‫وحشی هایی هستن که باید
‫قتل عام بشن

520
00:46:53,445 --> 00:46:57,248
‫واسه همین هیچوقت لیاقت
‫شاهزاده بودن رو نداشتی

521
00:46:57,657 --> 00:47:00,334
‫شاید به اسم شاهزاده باشی

522
00:47:00,952 --> 00:47:03,171
‫ولی نمیتونی رگ و ریشه کثیفت
‫رو پنهان کنی

523
00:47:11,963 --> 00:47:13,306
‫خواجه!

524
00:47:17,763 --> 00:47:19,356
‫بله عالیجناب

525
00:47:19,762 --> 00:47:21,848
‫به بازرسی سلطنتی بگو

526
00:47:21,848 --> 00:47:25,226
‫همه کاتولیک ها رو گردن بزنن و
‫اجسادشون رو از قصر بندازن بیرون

527
00:47:25,226 --> 00:47:26,903
‫- پدرشاه!
‫- دهنت رو ببند!

528
00:47:29,733 --> 00:47:32,744
‫اگه یک دفعه دیگه در موردش
‫صحبت کنی

529
00:47:33,276 --> 00:47:36,162
‫تک تک کسانی رو که از
‫این قضیه خبر دارن گردن میزنم

530
00:47:36,529 --> 00:47:39,707
‫با اون مورخ زن شروع میکنم

531
00:47:45,663 --> 00:47:47,381
‫چرا هنوز اونجا وایسادی؟

532
00:47:47,790 --> 00:47:50,009
‫عالیجناب، مسئله اینه که

533
00:47:52,420 --> 00:47:54,088
‫یک پیغام اضطراری به دستم رسید

534
00:47:54,088 --> 00:47:58,810
‫مبنی براینکه ولیعهد همه کاتولیک ها
‫رو آزاد کردن

535
00:48:00,781 --> 00:48:02,207
‫چی؟

536
00:48:02,660 --> 00:48:05,004
‫اون ها به دستور من دستگیر
‫شده بودن

537
00:48:06,059 --> 00:48:07,485
‫چطور تونست...

538
00:48:09,646 --> 00:48:11,239
‫الان کجاست؟

539
00:48:25,239 --> 00:48:30,239
‫

540
00:48:44,013 --> 00:48:46,023
‫- عالیجناب...
‫- از سر راهم برو کنار

541
00:48:54,983 --> 00:48:56,993
‫بهت یه فرصت میدم قانعم کنی

542
00:48:57,151 --> 00:49:00,788
‫واسم یه بهونه ای بیار
‫اگه بهونه ای داری

543
00:49:04,242 --> 00:49:05,835
‫فکر میکنی اگه ساکت بمونی

544
00:49:06,494 --> 00:49:07,787
‫میبخشمت؟

545
00:49:07,787 --> 00:49:09,839
‫به نظرم کار اشتباهی بود

546
00:49:13,334 --> 00:49:15,920
‫یک پادشاه پدر همه مردمشه

547
00:49:15,920 --> 00:49:17,388
‫کدوم پدری

548
00:49:18,006 --> 00:49:20,558
‫جان فرزندانش رو برای رسیدن
‫به خواسته اش فدا میکنه؟

549
00:49:20,925 --> 00:49:22,476
‫میخوای بهم بگی

550
00:49:23,428 --> 00:49:25,980
‫من لایق پادشاه بودن نیستم؟

551
00:49:29,392 --> 00:49:30,651
‫جوابم رو بده

552
00:49:34,063 --> 00:49:36,240
‫داری اینکه من

553
00:49:37,692 --> 00:49:39,493
‫پادشاه این کشورم رو رد میکنی؟

554
00:49:48,911 --> 00:49:51,255
‫چکار دارید میکنید؟

555
00:49:57,462 --> 00:50:00,264
‫اون پادشاه بعدی این کشوره

556
00:50:00,381 --> 00:50:02,634
‫چطور تونستید اینجوری

557
00:50:02,634 --> 00:50:05,186
‫جلوی مورخین و بانوان دربار
‫تحقیرش کنید؟

558
00:50:05,928 --> 00:50:07,597
‫اینقدر عصبانی هستید که

559
00:50:07,597 --> 00:50:10,358
‫که شأن و مرتبه خانواده
‫سلطنتی رو فراموش کردین؟

560
00:50:22,278 --> 00:50:25,164
‫فقط این یه دفعه رو بخاطر

561
00:50:25,740 --> 00:50:27,750
‫مقام لعنتیت ندید میگیرم

562
00:50:59,273 --> 00:51:01,200
‫میتونید برید

563
00:51:02,360 --> 00:51:03,577
‫خیر

564
00:51:10,118 --> 00:51:11,544
‫میمونم

565
00:51:30,346 --> 00:51:32,064
‫خدا، اینقدر بچه نباشید

566
00:51:33,433 --> 00:51:35,192
‫نمیتونی یخورده مهربونتر باشی؟

567
00:51:36,102 --> 00:51:37,445
‫میسوزه

568
00:51:38,146 --> 00:51:40,940
‫وقتی به حرف من گوش نمیکنید
‫اینطوری میشه

569
00:51:40,940 --> 00:51:42,283
‫تحمل کنید

570
00:51:47,447 --> 00:51:48,789
‫اینقدر سروصدا نکن

571
00:51:52,493 --> 00:51:55,913
‫خیلی خوش شانسید که اتفاق
‫دیگه ای نیوفتاد

572
00:51:55,913 --> 00:51:58,049
‫فکر کردم ممکنه

573
00:51:58,666 --> 00:52:01,302
‫به کوهستان تبعید بشید

574
00:52:01,377 --> 00:52:04,430
‫یا از قصر بدون داشتن پشیزی
‫بیرونتون کنن

575
00:52:04,922 --> 00:52:07,433
‫نمیدونید چقدر نگران بودم

576
00:52:07,717 --> 00:52:09,060
‫ببخشید

577
00:52:09,969 --> 00:52:11,312
‫که اون موقع از دستت

578
00:52:12,180 --> 00:52:14,065
‫- عصبانی شدم
‫- خدای من

579
00:52:14,599 --> 00:52:17,443
‫صورت زیباتون نمیذاره
‫از دستتون عصبانی بشم

580
00:52:18,352 --> 00:52:19,520
‫صبر کنید

581
00:52:19,520 --> 00:52:21,947
‫میرم براتون دارو میارم

582
00:52:22,106 --> 00:52:23,949
‫که آروم بشید

583
00:52:32,992 --> 00:52:34,418
‫حالتون خوبه؟

584
00:52:36,370 --> 00:52:37,880
‫اگه بهت بگم

585
00:52:38,664 --> 00:52:40,216
‫خوب نیستم

586
00:52:41,417 --> 00:52:43,010
‫دلداریم میدی؟

587
00:52:46,672 --> 00:52:47,973
‫خوب میشم

588
00:52:48,591 --> 00:52:50,510
‫یه چند روزی کتاب میخونم

589
00:52:50,510 --> 00:52:53,604
‫و به چیزهای دیگه فکر میکنم

590
00:52:58,434 --> 00:52:59,777
‫میتونی

591
00:53:01,145 --> 00:53:02,780
‫بهم بگی کار درستی کردم؟

592
00:53:05,066 --> 00:53:06,283
‫الان فقط

593
00:53:06,984 --> 00:53:09,036
‫به همین نیاز دارم

594
00:53:39,934 --> 00:53:41,318
‫کار درستی کردین

595
00:53:56,200 --> 00:53:59,420
‫عالیجناب خیلی عصبانی شدن

596
00:53:59,537 --> 00:54:01,706
‫و میخواست پای ولیعهد رو بشکن

597
00:54:01,706 --> 00:54:03,291
‫خواجه ها سعی کردن
‫جلوشون رو بگیرن

598
00:54:03,291 --> 00:54:05,801
‫و شهبانو بزرگ همینطوری
‫گریه میکردن

599
00:54:06,627 --> 00:54:09,046
‫به زور تونستن عالیجناب
‫رو آروم کنن

600
00:54:09,046 --> 00:54:11,849
‫مثل اینکه یخورده بزرگش کردن

601
00:54:12,174 --> 00:54:14,927
‫- فکر نمیکنم عالیجناب...
‫- جدی میگم

602
00:54:14,927 --> 00:54:17,062
‫به محض اینکه قضیه رو شنیدم
‫با سرعت اومدم اینجا

603
00:54:18,097 --> 00:54:22,101
‫چرا همیشه سر شایعات
‫دروغین هیجان زده میشی؟

604
00:54:22,101 --> 00:54:24,979
‫تو مورخی
‫باید رفتارت هم مثل یه مورخ باشه

605
00:54:24,979 --> 00:54:27,523
‫- ولی...
‫- فقط کارآموز سونگ

606
00:54:27,523 --> 00:54:30,826
‫برگشت بهش بگو دفترش رو
‫بهمون نشون بده

607
00:54:32,904 --> 00:54:37,124
‫درضمن به نظرتون عجیب نیست؟

608
00:54:37,575 --> 00:54:39,577
‫همه اعلانات رو توی کمتر از

609
00:54:39,577 --> 00:54:41,621
‫12 ساعت آوردن پایین

610
00:54:41,621 --> 00:54:44,757
‫و ولیعهد ناگهانی همه
‫کاتولیک ها رو آزاد کردن

611
00:54:45,291 --> 00:54:47,009
‫شاید وحشی رو دستگیر کردن

612
00:54:47,793 --> 00:54:50,129
‫اگه گرفته بودنش توی
‫ملأ عام اعدامش میکردن

613
00:54:50,129 --> 00:54:52,890
‫همه توی کشور سر اون وحشی
‫دارن از ترس به خودشون میلرزن

614
00:54:53,299 --> 00:54:55,017
‫پس فکر میکنید چرا

615
00:54:55,801 --> 00:54:57,937
‫عالیجناب اون کاتولیک ها
‫رو آزاد کرده؟

616
00:54:58,930 --> 00:55:02,107
‫شاید به اون وحشی کمک نکرده باشن
‫ولی بازم مجرمن

617
00:55:02,516 --> 00:55:03,901
‫پس چرا؟

618
00:55:06,145 --> 00:55:08,906
‫فهمیدم، فکر کنم فهمیدم چرا

619
00:55:09,357 --> 00:55:10,658
‫حس میکنم که

620
00:55:11,025 --> 00:55:14,328
‫یه توطئه جالب پشت این قضایاست

621
00:55:15,237 --> 00:55:16,580
‫مورخ سونگ کجاست؟

622
00:55:17,740 --> 00:55:19,208
‫مورخ سونگ؟

623
00:55:21,035 --> 00:55:22,836
‫من ندیدمش

624
00:55:23,412 --> 00:55:25,589
‫من جلوی در دیدمش

625
00:55:26,082 --> 00:55:29,343
‫به کارآموز سونگ گفت
‫که اول باید بره شبستان

626
00:55:29,377 --> 00:55:31,136
‫و ازش خواست یه ساعت
‫بعد بیاد

627
00:55:31,170 --> 00:55:32,721
‫بعدش رفت دونگونگ جون

628
00:55:33,172 --> 00:55:36,392
‫دونگونگ جون؟ چرا رفته اونجا؟

629
00:55:36,759 --> 00:55:38,560
‫نمیدونم

630
00:55:39,095 --> 00:55:41,522
‫به نظر ضروری بود

631
00:55:43,224 --> 00:55:44,566
‫ضروری؟

632
00:56:19,343 --> 00:56:21,353
‫حقیقته که رفتی

633
00:56:22,555 --> 00:56:23,897
‫دونگونگ جون؟

634
00:56:31,731 --> 00:56:33,032
‫مورخ سونگ

635
00:56:34,358 --> 00:56:35,576
‫جوابم رو بده

636
00:56:36,694 --> 00:56:38,954
‫تو ارتباطی با تصمیمی که

637
00:56:40,072 --> 00:56:41,957
‫ولیعهد امروز گرفت داشتی؟

638
00:56:45,911 --> 00:56:47,171
‫بله

639
00:56:48,748 --> 00:56:50,883
‫رفتم دیدن ولیعهد

640
00:56:52,960 --> 00:56:54,219
‫و؟

641
00:56:56,547 --> 00:56:59,350
‫ازشون خواستم کاتولیک ها
‫رو آزاد کنن

642
00:57:01,802 --> 00:57:03,145
‫و تهدیدشون کردم که

643
00:57:04,221 --> 00:57:06,065
‫اگر آزادشون نکنن

644
00:57:06,474 --> 00:57:09,818
‫به همه میگم

645
00:57:11,145 --> 00:57:12,488
‫شاهزاده دوون به اون
‫غربی کمک کرده

646
00:57:31,916 --> 00:57:33,300
‫میدونی

647
00:57:34,919 --> 00:57:36,595
‫چکار کردی؟

648
00:57:39,298 --> 00:57:40,683
‫میدونی؟

649
00:57:43,302 --> 00:57:44,812
‫تو

650
00:57:48,432 --> 00:57:49,983
‫مورخی هستی که از ‫دفتر سوابق

651
00:57:50,559 --> 00:57:53,070
‫برای دخالت در امور کشور
‫استفاده کرده

652
00:57:55,106 --> 00:57:56,573
‫کاری کردی که

653
00:57:57,775 --> 00:58:00,035
‫یه مورخ هرگز نباید
‫انجام بده

654
00:58:01,278 --> 00:58:02,705
‫چطور میتونی

655
00:58:04,407 --> 00:58:06,667
‫بعد از این کارت
‫خودت رو مورخ بدونی؟

656
00:58:08,452 --> 00:58:10,796
‫منم خودم رو مورخ حساب نمیکنم

657
00:58:11,163 --> 00:58:12,915
‫- مورخ سونگ
‫- بعد از اینکه مصمم شدم

658
00:58:12,915 --> 00:58:15,759
‫از دوستان کاتولیکم محافظت کنم

659
00:58:17,294 --> 00:58:19,596
‫از مورخ بودن دست کشیدم

660
00:58:29,682 --> 00:58:31,024
‫خوب که چی؟

661
00:58:33,894 --> 00:58:35,904
‫حالا که به هدفت رسیدی

662
00:58:37,523 --> 00:58:39,199
‫میخوای همینجوری استعفا بدی؟

663
00:58:45,364 --> 00:58:47,458
‫مورخ بودن

664
00:58:47,825 --> 00:58:51,628
‫اینقدر برات بی ارزش بود؟ چطور میتونی
اینقدر راحت به کنار کشیدن فکر کنی؟

665
00:58:54,874 --> 00:58:56,216
‫مورخ بودن هیچ معنی برات نداشت؟

666
00:58:58,377 --> 00:59:00,220
‫میدونم که کارم

667
00:59:01,839 --> 00:59:03,140
‫قابل بخشش نیست

668
00:59:04,175 --> 00:59:06,852
‫و میدونم که حق ندارم به
خواست خودم استعفا بدم

669
00:59:08,471 --> 00:59:10,439
‫لطفاً بخاطر

670
00:59:11,724 --> 00:59:14,067
‫بی آبرو کردن
‫دفتر احکام سلطنتی

671
00:59:14,768 --> 00:59:17,029
‫و خیانت به اعتماد همکارهام مجازاتم کنید

672
00:59:21,317 --> 00:59:23,368
‫هر مجازاتی رو که برای من در نظر
‫بگیرید تحمل میکنم

673
00:59:23,652 --> 00:59:24,870
‫مورخ سونگ...

674
00:59:27,156 --> 00:59:28,540
‫چطور تونستی...

675
00:59:49,428 --> 00:59:50,729
‫بانو ساهی

676
01:00:01,815 --> 01:00:03,116
‫سرورم

677
01:00:04,610 --> 01:00:06,119
‫بگید بیاد داخل

678
01:00:20,334 --> 01:00:23,554
‫اگه بخاطر اینکه بدون اطلاع
‫آوردمت اینجا ترسیدی عذر میخوام

679
01:00:24,380 --> 01:00:27,432
‫نیازی نیست شما نگران
‫این چیزها باشید

680
01:00:29,468 --> 01:00:30,811
‫چی نیاز دارید؟

681
01:00:31,887 --> 01:00:33,973
‫شنیدم وقتی عالیجناب اومدن

682
01:00:33,973 --> 01:00:35,691
‫دونگونگجون بودی

683
01:00:36,600 --> 01:00:39,570
‫همه در قصر این رو میدونن

684
01:00:39,853 --> 01:00:42,906
‫مطمئنم میدونید چه اتفاقی افتاد

685
01:00:43,190 --> 01:00:47,494
‫نه من میخوام بدونم قبلش
‫چه اتفاقی افتاد

686
01:00:48,737 --> 01:00:51,665
‫شنیدم قبل از اینکه عالیجناب
‫برن دونگونگ جون

687
01:00:51,991 --> 01:00:55,127
‫شاهزاده دوون با یه مورخ زن
‫رفته بودن به دیدنشون

688
01:00:56,620 --> 01:00:59,381
‫میخوام دفتر اون مورخ زن
‫رو برام بیاری

689
01:01:07,423 --> 01:01:09,725
‫سرورم!

690
01:01:10,175 --> 01:01:11,518
‫سرورم!

691
01:01:12,303 --> 01:01:14,479
‫سرورم!

692
01:01:14,680 --> 01:01:16,231
‫سرورم!

693
01:01:19,602 --> 01:01:22,062
‫میشه هر دفعه که میخوای
‫باهام صحبت کنی

694
01:01:22,062 --> 01:01:24,156
‫اینقدر بلند اسمم رو داد نزنی

695
01:01:24,440 --> 01:01:26,150
‫هر دفعه که داد میزنی میترسم

696
01:01:26,150 --> 01:01:27,993
‫ایندفعه

697
01:01:28,319 --> 01:01:30,829
‫موضوع خیلی مهمیه

698
01:01:31,447 --> 01:01:33,949
‫شنیدم میخوان عروسی سلطنتی بگیرن

699
01:01:33,949 --> 01:01:35,542
‫عروسی سلطنتی؟

700
01:01:36,201 --> 01:01:39,129
‫- کی داره ازدواج میکنه؟
‫- فکر میکنید کی؟

701
01:01:39,246 --> 01:01:44,051
‫فقط یک نفر هست که توی
‫خانواده سلطنتی در سن ازدواجه

702
01:01:49,256 --> 01:01:51,258
‫من؟ شاهزاده دوون؟

703
01:01:51,258 --> 01:01:54,144
‫بله! عروسی شماست، سرورم!

704
01:01:54,303 --> 01:01:58,315
‫عالیجناب دستور دادن
‫مقدمات ازدواجتون رو فراهم کنن

705
01:02:35,536 --> 01:02:42,061
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند*
"Parnaz - El_A" :مترجم

706
01:02:42,061 --> 01:02:47,498
"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد"
@persiandreamteam

707
01:02:54,539 --> 01:02:56,532
<i>‫ازدواج در خانواده سلطنتی
‫اتفاق خوشحال کننده ای نیست</i>

708
01:02:56,532 --> 01:02:57,991
<i>‫فقط سیاسته</i>

709
01:02:57,991 --> 01:03:00,752
<i>‫وقتشه شاهزاده دوون
‫رو ول کنید</i>

710
01:03:01,036 --> 01:03:03,997
<i>‫بزرگی و هوش بسیار بالایی دارن</i>

711
01:03:03,997 --> 01:03:06,166
<i>‫میخوام درباره ازدواج
‫شاهزاده دوون صحبت کنم</i>

712
01:03:06,166 --> 01:03:08,252
<i>‫فکر میکنی نمیدونم چی تو سرته؟</i>

713
01:03:08,252 --> 01:03:10,796
<i>‫امروز واقعاً بد اخلاق شدین</i>

714
01:03:10,796 --> 01:03:12,673
<i>‫خیلی مصمم به نظر میاین</i>

715
01:03:12,673 --> 01:03:15,050
<i>‫اگه مصمم باشم چکار میکنی؟</i>

716
01:03:15,050 --> 01:03:16,427
<i>‫دفتر سوابق نباید به عنوان
‫سلاح استفاده بشه</i>

717
01:03:16,427 --> 01:03:19,638
<i>‫مورخ سونگ سه وان رو اخراج
‫و تبعید کنید</i>

718
01:03:19,638 --> 01:03:22,349
<i>‫چطور تونستید اصول زندگیتون رو
‫مهمتر از مردم بدونید؟</i>

719
01:03:22,349 --> 01:03:25,060
<i>‫اینقدر ایمانت واست مهمه؟</i>

720
01:03:25,060 --> 01:03:27,487
<i>‫نمیخوام با کس دیگه ای
‫ازدواج کنم</i>

721
01:03:27,771 --> 01:03:29,481
<i>‫اگه تو هم همین حس رو داری...</i>

722
01:03:29,481 --> 01:03:31,817
<i>‫لازم نیست چون مشاور دوم کمکت کرده
‫مورخ بشی</i>

723
01:03:31,817 --> 01:03:34,153
<i>‫از دستوراتش اطاعت کنی</i>

724
01:03:34,153 --> 01:03:37,956
<i>‫- اگه منم همین حس رو داشته باشم چی؟
‫- شخص مناسب رو سراغ دارم</i>

725
01:03:40,242 --> 01:03:42,461
‫

