﻿1
00:00:08,144 --> 00:00:15,144
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

2
00:00:17,936 --> 00:00:20,647
‫اوه، بده من می‌برمش. ممنون

3
00:00:25,610 --> 00:00:27,810
‫عذر می‌خوام

4
00:00:28,863 --> 00:00:31,063
‫ببخشید

5
00:00:31,491 --> 00:00:33,691
‫عذر می‌خوام

6
00:00:50,385 --> 00:00:51,970
‫مادر، چرا داری خودتو قایم می‌کنی؟

7
00:00:51,970 --> 00:00:54,170
‫به‌زودی شروع میشه و هنوز نیومده

8
00:00:54,639 --> 00:00:56,892
‫"نَن"، لرد ریچارد هنوز نیومده

9
00:00:56,892 --> 00:00:58,268
‫مشکلی نیست. برو طبقه‌ی پایین

10
00:00:58,268 --> 00:00:59,853
‫آخه چطوری مشکلی نیست؟

11
00:00:59,853 --> 00:01:02,772
‫- کُنچیتا لباس پوشیده؟
‫- آره، لباسشو پوشیده. برو طبقه‌ی پایین

12
00:01:09,195 --> 00:01:12,215
‫هیچوقت قرار نبود من نقش اصلی باشم

13
00:01:12,557 --> 00:01:13,576
‫همیشه راضی بودم

14
00:01:13,576 --> 00:01:15,452
‫- که اجازه بدم جینی، خواهرم...
‫- اوه، حتماً میاد

15
00:01:15,452 --> 00:01:17,245
‫و دوستانم برای این چیزها رقابت کنن

16
00:01:17,245 --> 00:01:19,445
‫چون مطمئنم که میاد

17
00:01:22,000 --> 00:01:25,170
‫این باور رو به دخترها یاد دادن
‫که اگر یک داستان، داستان عاشقانه نباشه

18
00:01:26,213 --> 00:01:28,013
‫حتماً داستانی غم‌انگیزه

19
00:01:29,424 --> 00:01:31,509
‫- و من هیچ علاقه‌ای نداشتم...
‫- اگر نیومد چی؟

20
00:01:31,509 --> 00:01:33,709
‫که قاطی هیچکدوم از این دو تا بشم

21
00:01:35,513 --> 00:01:38,725
‫تمام دنیا می‌دونستن که داستان بهترین دوستم
‫یک داستان عاشقانه‌ست

22
00:01:39,434 --> 00:01:42,562
‫یک عشق طوفانی با یک لرد انگلیسی خوشتیپ

23
00:01:42,562 --> 00:01:46,190
‫فقط می‌تونه به یک عروسی بزرگ
‫با مهمان‌های طبقه‌ی اعیان ختم بشه

24
00:01:46,274 --> 00:01:47,651
‫که کاملاً اطمینان حاصل بشه

25
00:01:47,651 --> 00:01:51,687
‫که هرکس هنوز به کنچیتا
‫حسودیش نشده، به‌زودی بشه

26
00:01:52,614 --> 00:01:56,326
‫ولی هیچکس به عروسی حسودیش نمیشه
‫که سروکله‌ی دامادش پیدا نشده

27
00:01:57,744 --> 00:01:59,829
‫خبری نشد؟

28
00:01:59,829 --> 00:02:03,083
‫- نه هیچی. طبقه‌ی پایین چی؟
‫- خب، مهمان‌ها اصلاً متوجه نشدن

29
00:02:03,083 --> 00:02:05,627
‫- ولی آخه امروز قرار بود...
‫- کنچیتا، حتماً میاد

30
00:02:05,627 --> 00:02:08,546
‫زیباترین روز زندگیم...
‫و تمام دنیا اینجا جمع شده

31
00:02:08,546 --> 00:02:12,050
‫خدایا، ازش متنفرم
‫روحتم خبر نداره که چقدر ازش بیزارم

32
00:02:12,050 --> 00:02:14,386
‫خدایا

33
00:02:15,262 --> 00:02:17,639
‫البته که عاشقشم
‫خودم می‌دونم عاشقشم. عاشقشم

34
00:02:17,639 --> 00:02:19,683
‫فقط... باید می‌دونستم

35
00:02:19,683 --> 00:02:22,018
‫دیشب احساس می‌کردم خیلی ازم دورتر شده

36
00:02:22,018 --> 00:02:23,645
‫ریچارد هیچوقت از اینجا

37
00:02:23,645 --> 00:02:26,064
‫- دورتر نیست
‫- اوه، نَن

38
00:02:28,942 --> 00:02:31,142
‫باید بهش می‌گفتم، مگه نه؟

39
00:02:31,945 --> 00:02:35,407
‫ولی نمی‌خوام چون مجبوره باهام ازدواج کنه

40
00:02:35,407 --> 00:02:37,534
‫می‌خوام چون دوستم داره باهام ازدواج کنه

41
00:02:37,534 --> 00:02:38,868
‫آره

42
00:02:38,868 --> 00:02:41,068
‫زندگیم نابود شد

43
00:02:52,173 --> 00:02:54,373
‫کجاست؟

44
00:02:54,634 --> 00:02:56,845
‫- اکثر مهمان‌ها نشستن...
‫- درست میشه

45
00:02:58,597 --> 00:03:00,682
‫نظرت چیه کم‌کم لباست رو تنت کنیم

46
00:03:00,682 --> 00:03:03,602
‫- و بعد شاید هرلحظه سروکله‌ش...
‫- نه، نَن. مطمئن نیستم بیاد

47
00:03:12,110 --> 00:03:13,820
‫- چیکار کنیم؟
‫- میرم بیارمش

48
00:03:13,820 --> 00:03:16,020
‫نه، نَن، احمق

49
00:03:16,364 --> 00:03:18,825
‫چیکار داری می‌کنی؟

50
00:03:18,825 --> 00:03:21,202
‫بس کن. چیکار داری می‌کنی؟

51
00:03:21,202 --> 00:03:23,997
‫- نَن، دیوونه‌ای
‫- میرم میارمش

52
00:03:24,789 --> 00:03:27,125
‫- اوه خدا
‫- چیکار داره می‌کنه؟

53
00:03:27,125 --> 00:03:29,325
‫اون دختره رو ببین!

54
00:03:42,140 --> 00:03:44,184
‫درحال فرار و اینا نیستما

55
00:03:44,184 --> 00:03:46,384
‫- نه!
‫- اوه! اوه، شرمنده

56
00:03:47,520 --> 00:03:49,720
‫مطمئنی فکر خوبیه که...؟

57
00:03:50,482 --> 00:03:53,610
‫- پیداش کردم! پیداش کردم!
‫- آفرین! آفرین، نَن!

58
00:03:53,610 --> 00:03:55,570
‫نن، این چه ریختیه واسه خودت ساختی

59
00:03:55,570 --> 00:03:57,489
‫از اون جملاته که عاشق شنیدنشون هستی

60
00:03:57,489 --> 00:03:59,157
‫بیا داخل! ناسلامتی عروسیه!

61
00:03:59,157 --> 00:04:01,159
‫- آره، عروسی من
‫- آره، عروسی داریم

62
00:04:01,159 --> 00:04:04,329
‫- و هیچکس نمی‌خواد در موردش صحبت کنه
‫- بیا داخل و خودتو تروتمیز کن

63
00:04:04,329 --> 00:04:06,122
‫- برای عروسی
‫- اوه، آره، پس شنیدی که عروسیه

64
00:04:06,122 --> 00:04:07,958
‫ظاهراً هرچقدرم
‫برای عروسی تمیز باشی بازم کمه

65
00:04:07,958 --> 00:04:09,709
‫- آره
‫- چقدر همه شلوغش می‌کنن

66
00:04:09,709 --> 00:04:11,878
‫می‌خوای ازدواج کنی؟

67
00:04:11,878 --> 00:04:13,588
‫نه... منظورم...
‫این نبود که... این...

68
00:04:13,588 --> 00:04:15,465
‫این درخواست ازدواج نبود

69
00:04:15,465 --> 00:04:18,921
‫- نن. بیا بالا، نَن. بهت نیاز دارم. بجنب
‫- آنابل

70
00:04:18,921 --> 00:04:21,121
‫اینقدر داد و بیداد راه ننداز

71
00:04:21,555 --> 00:04:22,722
‫سروکله زدن با مادرها خیلی سخته

72
00:04:22,722 --> 00:04:24,933
‫مادرم نیست، معلم سرخونمه
‫خانم تست‌ولی

73
00:04:24,933 --> 00:04:27,352
‫- خواهشاً بیا داخل
‫- باشه

74
00:04:27,352 --> 00:04:29,552
‫واقعاً دیگه باید...

75
00:04:31,856 --> 00:04:34,985
‫اوه، نن، ببین! اومد
‫کالسکه‌ی "دیک"ـه

76
00:04:35,569 --> 00:04:37,112
‫اوه، می‌دونستم میاد

77
00:04:37,112 --> 00:04:39,239
‫- نن، بجنب! باید لباسمو بپوشم!
‫- اومد!

78
00:04:39,239 --> 00:04:41,491
‫قراره ازدواج کنم!

79
00:04:45,328 --> 00:04:47,163
‫نَن

80
00:04:47,163 --> 00:04:49,249
‫ببین، هیچی نگو

81
00:04:49,249 --> 00:04:51,960
‫دیشب چشم روی هم نذاشتم
‫ازت می‌خوام اینو بدی به کنچیتا

82
00:04:51,960 --> 00:04:55,505
‫نه. فکر نکنم خودتم بخوای
‫اینو بدی به کنچیتا

83
00:04:55,505 --> 00:04:57,173
‫یک سر سوزن بدی توی کنچیتا پیدا نمیشه

84
00:04:57,173 --> 00:04:59,593
‫نه، معلومه که نه
‫ولی مشکل از والدینمه

85
00:04:59,593 --> 00:05:01,928
‫نگو والدین

86
00:05:01,928 --> 00:05:03,972
‫معلومه که حاضر نبودن بیان

87
00:05:03,972 --> 00:05:05,682
‫در بهترین دوران هم
‫چیزی جز دردسر نیستم

88
00:05:05,682 --> 00:05:07,559
‫خب، مگه این تابستون
‫بهترین دوران رو تجربه نکردی؟

89
00:05:07,559 --> 00:05:09,185
‫- با کنچیتا؟
‫- آره

90
00:05:09,185 --> 00:05:12,022
‫به عمرم همچین دورانی رو تجربه نکردم
‫ولی به درد انگلستان می‌خوره؟

91
00:05:12,022 --> 00:05:14,222
‫با زندگی در اونجا سازگار هست؟

92
00:05:15,108 --> 00:05:17,110
‫کنچیتا کسی نیست
‫که توجه بقیه رو جلب نکنه

93
00:05:17,110 --> 00:05:19,029
‫- مثل خورشید می‌مونه
‫- اوهوم

94
00:05:19,029 --> 00:05:20,780
‫- و امروز...
‫- مراسم امروز یه نمایش بیشتر نیست

95
00:05:20,780 --> 00:05:22,616
‫پدر کنچیتا داره عشق می‌کنه که تو لرد هستی

96
00:05:22,616 --> 00:05:25,035
‫و می‌خواد تمام نیویورک ببینه
‫که تابه‌حال چقدر پول درآورده

97
00:05:25,035 --> 00:05:27,235
‫کنچیتا عاشق توئه

98
00:05:27,579 --> 00:05:29,205
‫خدایا

99
00:05:29,205 --> 00:05:32,417
‫آره. و والدینت می‌خوان چیکار کنی؟

100
00:05:32,417 --> 00:05:36,004
‫نمی‌دونم. گمونم می‌خوان
‫برم خونه و عاقلانه رفتار کنم

101
00:05:36,004 --> 00:05:38,131
‫- اوه، خدا، نَن. کنچیتا یه معجزه‌ست
‫- آره

102
00:05:38,131 --> 00:05:40,717
‫- از وجودش سرمست میشم
‫- آره! رابطه‌ی تو و کنچیتاست

103
00:05:40,717 --> 00:05:42,349
‫کی دلش می‌خواد عاقلانه رفتار کنه؟

104
00:05:42,373 --> 00:05:44,403
‫و کی دلش می‌خواد توجه دیگران رو جلب نکنه؟

105
00:05:49,184 --> 00:05:51,186
‫کجا... کجا داری میری؟

106
00:05:51,186 --> 00:05:55,565
‫میرم داخل
‫که با همسر زیبا و فوق ‌العاده‌م...

107
00:05:57,817 --> 00:05:59,653
‫...ازدواج کنم!

108
00:05:59,653 --> 00:06:01,853
‫نَن

109
00:06:02,614 --> 00:06:04,574
‫به کنچیتا بگو عاشقشم

110
00:06:04,574 --> 00:06:06,409
‫اوه، خودش می‌دونه، خنگول‌خان

111
00:06:06,409 --> 00:06:09,829
‫راننده، برو دم در جلویی، لطفاً
‫قراره ازدواج کنم

112
00:06:17,754 --> 00:06:22,300
‫تو زیباترین چیزی هستی
‫که تابه‌حال دیدم

113
00:06:22,300 --> 00:06:24,500
‫البته به‌جز جینی

114
00:06:24,744 --> 00:06:25,763
‫و لیزی

115
00:06:25,763 --> 00:06:26,764
‫و سگ پودل‌مون

116
00:06:26,764 --> 00:06:29,933
‫خب پس، توی 5 تای برترمی

117
00:06:29,933 --> 00:06:32,943
‫- پنج تای برتر؟
‫- نه، قطعاً توی شش تای برتر هستی

118
00:06:41,403 --> 00:06:44,489
‫اوه، معلومه که اصلاً دلت نمی‌خواد
‫کسی تحسینت کنه

119
00:06:44,489 --> 00:06:46,741
‫خب، اصلاً دلم نمی‌خواد
‫هیچ مردی تحسینم کنه

120
00:06:46,741 --> 00:06:48,577
‫خودم می‌تونم خودمو تحسین کنم، نمی‌تونم؟

121
00:06:48,577 --> 00:06:51,579
‫اوه، چقدر تو پیچیده‌ای
‫جفتمون پیچیده‌ایم

122
00:06:54,040 --> 00:06:58,420
‫- اشکال نداره، خودم...
‫- کنچیتا، چه خوشگل شدی

123
00:06:58,420 --> 00:06:59,921
‫اوه، فوق العاده شدی

124
00:06:59,921 --> 00:07:02,507
‫دخترها، به سلامتی دنیای جدید

125
00:07:02,507 --> 00:07:05,427
‫ازدواج‌ها، مردها، مهمانی‌ها

126
00:07:05,427 --> 00:07:07,220
‫ولی نه لزوماً به همین ترتیب

127
00:07:07,220 --> 00:07:09,389
‫- اولویت با کدومشه؟
‫- اولویت با کدومشه؟

128
00:07:09,389 --> 00:07:12,559
‫عزیزان، اولویت همیشه با ماهاست

129
00:07:12,559 --> 00:07:14,019
‫- همیشه
‫- همیشه

130
00:07:14,019 --> 00:07:15,937
‫با خون عهد ببندیم یا شامپاین؟

131
00:07:15,937 --> 00:07:18,647
‫- شامپاین!
‫- معلومه!

132
00:07:28,031 --> 00:07:30,284
‫« کنچیتا کلوسون »

133
00:07:32,661 --> 00:07:34,955
‫« جینی سنت‌جورج »

134
00:07:37,291 --> 00:07:39,626
‫« لیزی امزورث »

135
00:07:41,962 --> 00:07:44,298
‫« میبل امزورث »

136
00:07:45,215 --> 00:07:47,467
‫« نَن سنت‌جورج »

137
00:08:34,806 --> 00:08:36,433
‫« بر اساس کتابی به قلم: ایدیث وارتون »

138
00:09:02,377 --> 00:09:04,577
‫موفق باشی

139
00:09:06,631 --> 00:09:08,884
‫وقتی رفتی انگلستان که
‫منو فراموش نمی‌کنی، مگه نه؟

140
00:09:09,676 --> 00:09:12,470
‫اسمت چی بود؟ یادم رفت

141
00:09:54,930 --> 00:09:58,308
‫- مایه‌ی سرزندگی جشن باش
‫- جفتمون مایه‌ی سرزندگی جشن هستیم

142
00:10:04,481 --> 00:10:08,701
‫باید این بند جوراب‌ها رو دربیارم
‫خیلی پام رو خارش می‌اندازه

143
00:10:09,110 --> 00:10:11,613
‫خانم‌ها

144
00:10:53,613 --> 00:10:55,813
‫اوه، ببخشید. ببخشید

145
00:11:02,122 --> 00:11:04,322
‫بیا اونجا

146
00:11:14,801 --> 00:11:17,721
‫- اوه، ببخشید
‫- ببخشید

147
00:11:17,721 --> 00:11:19,347
‫مدام توی پله‌ها می‌خورم به بقیه

148
00:11:19,347 --> 00:11:22,100
‫آره. خب، وقتی روی پله‌ها می‌رقصی
‫ خطر همچین چیزی هست

149
00:11:22,100 --> 00:11:26,062
‫آره. خب، من معمولاً
‫فقط اهل پایین رفتن از پله‌هام

150
00:11:26,062 --> 00:11:27,063
‫شاید با یخورده جست‌وخیز

151
00:11:27,063 --> 00:11:29,841
‫اگر پایین پله‌ها چیزی باشه
‫که مشتاق دیدنش هستم

152
00:11:35,113 --> 00:11:37,616
‫به‌عمرم اینقدر بدموقع مجبور به کاری نشدم
‫ ولی مجبورم برم

153
00:11:37,616 --> 00:11:41,036
‫- کجا داری میری؟
‫- خونه. مادرم... مادرم داره می‌میره

154
00:11:42,746 --> 00:11:45,165
‫شرمنده، باورم نمیشه
‫دارم بلند به‌زبون میارمش

155
00:11:45,165 --> 00:11:47,365
‫و البته دکترها همیشه، می‌دونی...

156
00:11:49,544 --> 00:11:51,744
‫کم پیش میاد حرفشون درست دربیاد

157
00:11:53,840 --> 00:11:56,426
‫بگذریم، به هرکی هم التماس کردم
‫زودتر از امشب

158
00:11:56,426 --> 00:11:58,470
‫بلیط کشتی گیر نیاوردم
‫ولی دیگه باید...

159
00:11:58,470 --> 00:12:01,348
‫می‌رسی به خونه
‫و مادرت از دیدنت خوشحال میشه

160
00:12:04,851 --> 00:12:07,051
‫ای‌کاش می‌شد همراهم بیای

161
00:12:08,230 --> 00:12:10,523
‫اومدم. از... از اونجا تا اینجا

162
00:12:12,442 --> 00:12:14,642
‫اولین سفرمون

163
00:12:14,986 --> 00:12:17,697
‫درضمن، من "نَن" هستم
‫"نن سنت‌جورج"

164
00:12:18,990 --> 00:12:21,326
‫خب پس خداحافظ، نن سنت‌جورج

165
00:12:33,255 --> 00:12:36,299
‫بالاخره رسیدیم به اینجا
‫بالاخره اومدیم توی این جمع

166
00:12:37,008 --> 00:12:38,915
‫و 5 سال بیشتر طول نکشید

167
00:12:38,939 --> 00:12:41,306
‫ آره. فقط 5 سال کوتاه طول کشید

168
00:12:46,726 --> 00:12:50,522
‫عزیزم، وقتی توی ساراتوگا همسایه بودیم

169
00:12:50,522 --> 00:12:51,690
‫کی فکرشو می‌کرد...

170
00:12:51,690 --> 00:12:53,890
‫که وقتی اومدیم اینجا
‫شما دقیقاً پشت سرمون بیاین

171
00:12:55,402 --> 00:12:57,112
‫امان از این خنده‌ی بی‌فرهنگش

172
00:12:57,112 --> 00:12:59,823
‫عزیزم، به اینجا رسیدی

173
00:13:01,825 --> 00:13:04,995
‫ازش لذت ببر

174
00:13:05,620 --> 00:13:07,820
‫خانم‌ها

175
00:13:08,039 --> 00:13:10,584
‫خب، گمونم بهترین منظره‌ی مهمانی همین‌جاست

176
00:13:10,584 --> 00:13:12,919
‫اونجا رو. خانم "پارامور"ـه

177
00:13:12,919 --> 00:13:15,171
‫اومد. اوه، لباسشو ببین

178
00:13:15,171 --> 00:13:17,132
‫اوه، خانم پارامور

179
00:13:17,132 --> 00:13:21,177
‫امیدوار بودیم بتونیم در مورد دعوت
‫به مراسم رقص‌ باهاتون صحبت کنیم

180
00:13:22,971 --> 00:13:25,348
‫من خانم سنت‌جورج هستم، خانم پارامور

181
00:13:26,474 --> 00:13:28,810
‫و این "جینی" منه
‫یکی از ساقدوش‌ها

182
00:13:28,810 --> 00:13:32,731
‫- و لیزی من
‫- اوه، بله. سنت‌جورج

183
00:13:32,731 --> 00:13:36,109
‫- خانواده‌ی اهل ساراتوگا
‫- حالا دیگه توی شهر زندگی می‌کنیم

184
00:13:36,109 --> 00:13:40,113
‫- شوهرم از بازار بورس درآمد خیلی...
‫- خوش به‌حالش. خوش به‌حال همه‌تون

185
00:13:40,614 --> 00:13:41,948
‫خانم کلاسن

186
00:13:41,948 --> 00:13:45,243
‫- مزه‌هاتون در شأن یک لرده
‫- اوه، خیلی ممنون

187
00:13:45,243 --> 00:13:46,786
‫معذرت می‌خوام، مادر
‫باید جور دیگه‌ای...؟

188
00:13:46,786 --> 00:13:49,915
‫- نه، رفتارت کاملاً به‌جا بود
‫- خانم سنت‌جورج

189
00:13:50,832 --> 00:13:54,585
‫متاسفانه این فصل نمی‌تونین
‫توی نیویورک به هیچ مراسم رقصی برید

190
00:13:54,711 --> 00:13:56,630
‫- خب، دلیلی نمی‌بینم که چرا...
‫- مادرم...

191
00:13:56,630 --> 00:13:57,631
‫بانو "بریتلسی"

192
00:13:57,631 --> 00:13:59,216
‫بله، البته

193
00:13:59,216 --> 00:14:00,866
‫بله، مادرم...

194
00:14:00,866 --> 00:14:04,554
‫اصرار داشت که شما و دخترهاتون...

195
00:14:04,554 --> 00:14:07,448
‫ساقدوش‌های کنچیتا رو، به لندن دعوت کنم

196
00:14:08,725 --> 00:14:10,925
‫لندن؟

197
00:14:11,603 --> 00:14:14,940
‫لندن اصلی؟ که توی انگلیسه؟

198
00:14:14,940 --> 00:14:18,109
‫- تمام ساقدوش‌های کنچیتا؟
‫- صحبت‌هایی درمیان بود، خانم پارامور

199
00:14:18,109 --> 00:14:20,707
‫که برای برخی از دخترهای فرهیخته

200
00:14:20,731 --> 00:14:22,572
‫نیویورک خیلی محدود شده

201
00:14:22,572 --> 00:14:26,534
‫- بله موافقم، خیلی محدود شده
‫- بله، منم خیلی موافقم

202
00:14:26,534 --> 00:14:28,161
‫و باید سریعاً تشریف ببرن...

203
00:14:28,161 --> 00:14:30,121
‫شروع فصل نزدیکه

204
00:14:30,121 --> 00:14:32,249
‫تا جینی و باقی دخترهای دم‌بخت

205
00:14:32,249 --> 00:14:35,752
‫بتونن در مراسم رقص دختران دم‌بخت معرفی بشن

206
00:14:35,752 --> 00:14:38,212
‫به ملکه

207
00:14:40,382 --> 00:14:42,133
‫ملکه

208
00:14:42,133 --> 00:14:45,762
‫خب، خانم بریتلسی خیلی لطف داشته

209
00:14:46,972 --> 00:14:49,015
‫اوه، و خانم پارامور

210
00:14:49,015 --> 00:14:51,293
‫فصل بعد وقتی جینی برگشت

211
00:14:51,293 --> 00:14:53,729
‫البته اگر برگرده...

212
00:14:53,729 --> 00:14:57,815
‫شاید راضی شد یک‌ سری
‫به مراسم رقص کوچیک‌تون بزنه

213
00:15:14,666 --> 00:15:16,866
‫خانم تست‌ولی، لرد ریچارد رو می‌شناسین؟

214
00:15:18,628 --> 00:15:20,922
‫خب، آنابل
‫همونطور که به‌زودی می‌بینی

215
00:15:21,464 --> 00:15:24,342
‫انگلستان جای خیلی کوچیکیه

216
00:15:55,040 --> 00:15:57,167
‫خانم هوپلی دیروز نامه نوشت
‫و ازم خواست یادآوری کنم...

217
00:15:57,167 --> 00:15:59,544
‫خانم هوپلی حق نداره
‫چیزی رو به من یادآوری کنه

218
00:16:00,128 --> 00:16:03,215
‫جین هوپلی این هفته در جشن ملکه
‫برای اولین بار حضور پیدا می‌کنه

219
00:16:03,215 --> 00:16:05,425
‫و خودت می‌دونی آینده‌ش در دستان توئه

220
00:16:05,425 --> 00:16:07,552
‫مادر، جین هوپلی باید بدونه

221
00:16:07,552 --> 00:16:10,647
‫هرگز با کسی ازدواج نمی‌کنم
‫که دنبال مقام منه

222
00:16:10,889 --> 00:16:15,393
‫پوست صافی داره، تئودور
‫با چشمان درشت، و شونه‌های صاف

223
00:16:15,393 --> 00:16:17,593
و مثل بعضی دخترها، تهی‌مغز نیست

224
00:16:18,230 --> 00:16:19,522
‫می‌دونی که این مراسم‌ها باعث میشه...

225
00:16:19,522 --> 00:16:22,525
‫می‌دونم حاضری جات رو
‫با یه دوک تینتاجل مکانیکی عوض کنی

226
00:16:22,525 --> 00:16:24,725
‫اگر دست خودت بود

227
00:16:25,528 --> 00:16:27,656
‫با خیره شدن‌هاشون می‌تونم کنار بیام

228
00:16:27,656 --> 00:16:29,241
‫ولی سروصداها و مزخرفاتشون...

229
00:16:29,241 --> 00:16:33,203
‫فقط یه نگاهی بنداز، تئودور
‫به‌خاطر من

230
00:16:33,870 --> 00:16:36,070
‫و لطفاً دختر جوان فرهیخته‌ای رو انتخاب کن

231
00:16:42,629 --> 00:16:44,829
‫بیا داخل. نَن

232
00:16:45,382 --> 00:16:47,008
‫اونجا رو، یه درخت انگلیسی

233
00:16:47,008 --> 00:16:48,677
‫یه پرچین انگلیسی!

234
00:16:48,677 --> 00:16:50,887
‫یه گوسفند انگلیسی
‫توی یه دشت انگلیسی

235
00:16:50,887 --> 00:16:54,224
‫حالتون چطوره، جناب گوسفند؟

236
00:16:55,517 --> 00:16:57,352
‫- نن، خواهش می‌کنم
‫- یوهو!

237
00:16:57,352 --> 00:17:00,438
‫جینی، موهات به‌هم می‌ریزه

238
00:17:04,859 --> 00:17:07,059
‫به‌نظرت جینی امشب
‫موهاش رو چطوری درست می‌کنه؟

239
00:17:07,329 --> 00:17:08,406
‫روی سرش درست می‌کنه

240
00:17:08,406 --> 00:17:09,716
‫آره، شاید. ولی، لیزی...

241
00:17:09,716 --> 00:17:12,575
‫مطمئنم یک لرد تشخیص میده
‫که موهاش تو خوش‌نما‌تره

242
00:17:12,575 --> 00:17:16,121
‫فقط میگم رنگ پوستت
‫بیشتر از لیزی جلب نظر می‌کنه

243
00:17:16,121 --> 00:17:17,747
‫لیزی بهترین دوستمه، مادر

244
00:17:17,747 --> 00:17:20,875
‫ممطئناً لرد و بانو "برایتلینگسی"
‫استقبال گرمی ازمون می‌کنن

245
00:17:20,875 --> 00:17:22,252
‫اسمشون "بریتلسی"ـه، مادر

246
00:17:22,252 --> 00:17:24,004
‫صد بار بهت گفتم

247
00:17:24,004 --> 00:17:26,046
‫"بریتلسی"
‫این شکلی تلفظ میشه

248
00:17:26,046 --> 00:17:28,341
‫چیکار کنم. توی ذهنم نمی‌مونه

249
00:17:28,341 --> 00:17:31,219
‫مطمئنم والدین لرد ریچارد
‫خیلی دلنشین هستن

250
00:17:32,262 --> 00:17:33,889
‫تو براشون کار می‌کردی
‫خانم تست‌ولی. همینطوری هستن؟

251
00:17:33,889 --> 00:17:36,057
‫دلنشین؟

252
00:17:36,057 --> 00:17:38,257
‫آره. آره...

253
00:17:40,020 --> 00:17:41,104
‫به‌روش خودشون

254
00:17:41,104 --> 00:17:44,107
‫یک گله‌ی وحشتناک ازشون دارن میان

255
00:17:44,107 --> 00:17:46,735
‫فقط ویرجینیا و الیزابت
‫بزرگ‌ترین دخترها، دم‌بخت هستن

256
00:17:46,735 --> 00:17:49,237
‫ولی اصرار داشتن گروهی بردارن بیان

257
00:17:49,946 --> 00:17:52,240
‫جیمز، می‌دونی که به عنوان پسر دوم

258
00:17:52,240 --> 00:17:54,784
‫باید یا با کار یا ازدواج
‫ثروتت رو به‌دست بیاری

259
00:17:55,285 --> 00:17:59,039
‫همه‌شون تازه به‌دوران رسیده‌ هستن، آره
‫و مطمئنم وحشتناکن

260
00:17:59,039 --> 00:18:01,917
‫ولی اگر مجبوریم بین پس‌مانده‌های نیویورک
‫سرپناهی پیدا کنیم

261
00:18:01,917 --> 00:18:04,117
‫شاید مجبور باشیم تحمل‌شون کنیم

262
00:18:04,628 --> 00:18:06,213
‫ولی حداقل اینطوری سرپناهی داریم

263
00:18:06,213 --> 00:18:08,423
‫یعنی قراره به بالاترین قیمت فروخته بشم؟

264
00:18:10,091 --> 00:18:12,010
‫و حق انتخابی هم دارم؟

265
00:18:12,010 --> 00:18:14,679
‫آره، معلومه که داری. دو نفرن

266
00:18:24,105 --> 00:18:26,305
‫بدون من تباه میشه، نَن؟

267
00:18:27,943 --> 00:18:31,029
‫بابا رو میگی؟ معلومه

268
00:18:31,947 --> 00:18:34,147
‫و به‌نظرم توام بدون اون سرافراز‌تر میشی

269
00:18:36,952 --> 00:18:39,454
‫امیدوارم شما دخترها همیشه سرافراز باشین

270
00:18:40,038 --> 00:18:41,957
‫ما؟ اوه، ما سرمون توی آسمون‌هاست

271
00:18:41,957 --> 00:18:44,042
‫جینی رو ببین، اون که دیگه آسمان‌خراشه

272
00:18:44,042 --> 00:18:46,586
‫میبل!

273
00:18:46,586 --> 00:18:50,106
‫- داریم می‌بینمت!
‫- و می‌تونیم همگی با هم آسمان‌خراش باشیم

274
00:18:54,678 --> 00:18:58,765
‫دوست دارم بدونم
‫کنچیتا هنوز نترکیده؟ از شدت خوشحالی

275
00:19:23,790 --> 00:19:26,001
‫دخترها!

276
00:19:26,001 --> 00:19:28,295
‫دخترها، سلام!

277
00:19:28,295 --> 00:19:29,296
‫دخترها!

278
00:19:29,296 --> 00:19:30,672
‫کنچی!

279
00:19:30,672 --> 00:19:34,259
‫- نَن!
‫- اوه، تو رو باش!

280
00:19:34,259 --> 00:19:36,459
‫ظاهرت... ظاهرت حرف نداره

281
00:19:36,678 --> 00:19:38,096
‫خدایا

282
00:19:38,096 --> 00:19:40,296
‫دخترا، دخترا، دخترا

283
00:19:43,476 --> 00:19:46,897
‫هیچوقت ثابت یه‌جا نمی‌ایستن
‫حتی یکی‌شون

284
00:19:47,480 --> 00:19:51,511
‫- همه‌ش ورجه وورجه می‌کنن
‫- خب، مراقب باشین

285
00:19:51,511 --> 00:19:53,820
‫چون دارن ورجه وورجه‌کنان میان سمت ما

286
00:19:54,404 --> 00:19:57,073
‫تا چشم به هم بزنیم، حتی یک خانواده هم
‫ توی انگلستان باقی نمی‌مونه

287
00:19:57,073 --> 00:19:58,783
‫که سم آمریکایی توی رگ‌هاش نباشه

288
00:19:58,783 --> 00:20:01,986
‫ولی بدون اونا، پول سم رو از کجا بیاریم...

289
00:20:01,986 --> 00:20:03,847
‫یا پول رگ رو؟

290
00:20:05,916 --> 00:20:08,116
‫داری انتخاب می‌کنی؟

291
00:20:09,336 --> 00:20:11,536
‫همینطوری دارم نگاه می‌کنم

292
00:20:14,090 --> 00:20:15,800
‫گفتی همه‌شون
‫ اندازه‌ی کنچیتا پولدارن، مامان؟

293
00:20:15,800 --> 00:20:19,012
‫پدر یکیشون توی ارتش آمریکاست

294
00:20:19,012 --> 00:20:21,212
‫ارتش آمریکا؟ ارتشی وجود نداره

295
00:20:21,806 --> 00:20:23,725
‫بهش میگن "سرهنگ"

296
00:20:23,725 --> 00:20:27,436
‫توی ایالات متحده
‫به دندون‌پزشک‌ها هم میگن "سرهنگ"

297
00:20:30,565 --> 00:20:34,402
‫اوه! اوه، دخترا
‫تصورشم نمی‌تونین بکنین که حاملگی

298
00:20:34,402 --> 00:20:36,363
‫چقدر رقصیدن رو سخت می‌کنه

299
00:20:36,363 --> 00:20:38,865
‫بیاین بریم داخل
‫بیاین خونه رو نشونتون بدم

300
00:20:38,865 --> 00:20:42,035
‫به‌نظرت از زمان حاملگی‌مون تا الان
‫رقصمون بدتر شده؟

301
00:20:42,035 --> 00:20:44,235
‫مطمئنم شکایتی نداشتم

302
00:20:45,622 --> 00:20:47,391
‫چه موهبتی، خانم امزورث

303
00:20:47,391 --> 00:20:49,834
‫که کنچیتا اینقدر شکمش از حاملگی اومده جلو

304
00:20:49,834 --> 00:20:52,434
‫- انگار که کم مونده وزن حمل کنه
‫- همم

305
00:20:52,504 --> 00:20:55,048
‫اونم وقتی فقط چند ماه
‫از عروسیش گذشته

306
00:20:58,343 --> 00:21:01,596
‫البته تظاهر می‌کنن دیدار با ملکه
‫مراسم شروع فصله

307
00:21:01,596 --> 00:21:03,640
‫ولی اون یه پیش‌غذا بیشتر نیست

308
00:21:03,640 --> 00:21:06,893
‫کیف‌و‌حال از شبش شروع میشه
‫از مراسم رقص

309
00:21:07,852 --> 00:21:09,938
‫پس امیدوارم بهترین لباس‌هاتون رو
‫برای فردا آورده باشین

310
00:21:09,938 --> 00:21:12,105
‫تمام دختران لندن لباس‌های نفس‌گیری

311
00:21:12,105 --> 00:21:13,733
‫برای مراسم رقص دختران دم‌بخت می‌پوشن

312
00:21:13,733 --> 00:21:16,861
‫تمام عمرشون منتظر بودن
‫که از نزدیک یک دوک رو ببینن

313
00:21:16,861 --> 00:21:18,947
‫و بعد برای پیدا کردن شوهر
‫از پله‌ها رژه بیان پایین

314
00:21:18,947 --> 00:21:20,811
‫اینقدر به سنتی بودن همه‌چیز افتخار می‌کنن

315
00:21:20,811 --> 00:21:22,325
‫که یادشون رفته توی دنیای مدرن

316
00:21:22,325 --> 00:21:23,994
‫حالا دیگه رادیاتور

317
00:21:23,994 --> 00:21:26,194
‫و لامپ‌های برقی داریم

318
00:21:26,871 --> 00:21:29,541
‫کنچی، حالت خوبه؟

319
00:21:31,543 --> 00:21:36,256
‫اینجا لونه‌ی ماره
‫مراقب باش نیش نخوری

320
00:21:53,523 --> 00:21:56,418
‫به‌نظرت همه
‫قند توی دلشون آب میشه؟

321
00:21:57,277 --> 00:22:00,989
‫عزیزم، شوهرهامون پولشون رو
‫از تجارت درآوردن

322
00:22:02,240 --> 00:22:04,409
‫پس قندهامون در حد قندهای اونا نیست

323
00:22:04,409 --> 00:22:07,136
‫اصلاً چطور جرات می‌کنیم وجود داشته باشیم؟

324
00:22:07,136 --> 00:22:10,765
‫پنج سال درها رو می‌کوبیدن توی صورتمون

325
00:22:11,291 --> 00:22:15,353
‫تعجب می‌کنم به‌خاطرش
‫دماغمون کاملاً صاف نشده

326
00:22:21,593 --> 00:22:23,113
‫به دریایی از سکوت عادت کنین

327
00:22:23,113 --> 00:22:25,388
‫و تا جایی که می‌تونین
‫توش شنا کنین

328
00:22:25,388 --> 00:22:27,588
‫من که هنوز غرق نشدم

329
00:22:53,875 --> 00:22:56,075
‫سوپش بهشتی نیست؟

330
00:22:58,088 --> 00:23:01,550
‫خیلی قرمزه. و گرم

331
00:23:02,717 --> 00:23:05,220
‫- گرم نیست، خانم امزورث؟
‫- اوه، آره سوپ گرمه

332
00:23:05,220 --> 00:23:07,222
‫همم. اگر یه چیزو
‫در مورد انگلیسی‌ها یاد گرفته باشم

333
00:23:07,222 --> 00:23:09,422
‫اینه که خوب بلدن سوپ گرم کنن

334
00:23:10,016 --> 00:23:13,979
‫ولی زیادی گرم نیست
‫خیلی خوبه، خانم برایتلینگسی

335
00:23:13,979 --> 00:23:16,773
‫- بریتلسی
‫- بریتلسی. بانو بریتلسی

336
00:23:22,946 --> 00:23:24,781
‫توی نیویورک دلمون براتون تنگ شده، لرد ریچارد

337
00:23:24,781 --> 00:23:27,492
‫اوه، سرش شلوغ‌تر از اونیه
‫که دلش براتون تنگ بشه

338
00:23:27,492 --> 00:23:31,580
‫انگلستان برای مردها
‫ پر از فعالیت و فرصت‌هاست

339
00:23:31,580 --> 00:23:34,833
‫و خوبیش اینه که
‫ما دخترها می‌تونیم بشینیم خونه

340
00:23:34,833 --> 00:23:37,252
‫و منتظر بمونیم تا برگردن خونه

341
00:23:37,252 --> 00:23:42,007
‫فردا چیکار داری، ریچارد؟
‫سوارکاری، تیراندازی... ورق‌بازی؟

342
00:23:42,591 --> 00:23:44,634
‫امیدوارم همه‌ش همزمان نباشه

343
00:23:44,634 --> 00:23:46,761
‫اینطوری...

344
00:23:46,761 --> 00:23:49,890
‫روی اسب که نمیشه

345
00:23:53,059 --> 00:23:55,770
‫روی اسب که نمیشه

346
00:23:58,815 --> 00:24:01,568
‫از عکس‌هاتون خوشم میاد، لرد سیدن

347
00:24:02,444 --> 00:24:04,644
‫از همه‌شون خوشت میاد؟

348
00:24:06,114 --> 00:24:08,314
‫همم؟

349
00:24:08,825 --> 00:24:11,025
‫اوه، خب...

350
00:24:12,037 --> 00:24:14,789
‫از... از... از خیلی‌هاشون خوشم میاد

351
00:24:15,624 --> 00:24:17,459
‫شرط می‌بندم حسابی قیمت دارن

352
00:24:17,459 --> 00:24:19,544
‫شانس آوردین هنوز مجبور نشدین بفروشین‌شون

353
00:24:19,544 --> 00:24:23,605
‫ریچارد توی انتخاب چیزهایی
‫که پول توشه استعداد داره

354
00:24:26,927 --> 00:24:29,095
‫اون بانو "جین گری"ـه؟

355
00:24:29,095 --> 00:24:31,181
‫- بانو... کجا؟
‫- نقاشی‌های کمی ازش وجود داره

356
00:24:31,181 --> 00:24:32,682
‫فکر می‌کردم ممکنه
‫از آثار "جورج گاور" باشه

357
00:24:32,682 --> 00:24:34,517
‫ولی اگر این بانو جین گری باشه، یعنی اون...

358
00:24:34,517 --> 00:24:37,312
‫زودتر از اونی کشیده شده
‫که از آثار "گاور" باشه، مگه نه؟

359
00:24:37,312 --> 00:24:39,648
‫می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم
‫که 9 روز ملکه بودن

360
00:24:39,648 --> 00:24:43,716
‫زمان خیلی کوتاهیه، ولی بعد از
‫رد شدن از اقیانوس اطلس نظرم عوض شد

361
00:24:45,904 --> 00:24:48,104
‫خیلی خوبه

362
00:24:50,575 --> 00:24:53,585
‫نظر شما در مورد نقاشی چیه، خانم سنت‌جورج؟

363
00:24:54,871 --> 00:24:57,666
‫اوه، از دست‌هاش خوشم میاد

364
00:25:24,985 --> 00:25:26,861
‫واقعاً تازه ده و نیم شده؟

365
00:25:26,861 --> 00:25:28,864
‫ساعت‌ها کند پیش نمیرن

366
00:25:28,888 --> 00:25:30,890
‫اینجا زمان کند پیش میره

367
00:25:31,366 --> 00:25:35,203
‫اوه، دخترا، اینجا خیلی
‫کمبود زیبایی و صحبت داشتم

368
00:25:35,203 --> 00:25:38,582
‫سیدن که امشب کمبودی نداشت

369
00:25:39,374 --> 00:25:42,502
‫اگر میشه فردا توی جشن
‫سعی کن توجه دیگران رو جلب نکنی

370
00:25:42,502 --> 00:25:44,546
‫اوه، باشه
‫باشه، حتماً

371
00:25:44,546 --> 00:25:47,716
‫می‌تونم اجازه بدم
‫بازم از اون نظرات هنری تخصصیت بدی

372
00:25:47,716 --> 00:25:49,509
‫"از دست‌هاش خوشم میاد"

373
00:25:49,509 --> 00:25:51,928
‫چشم حواسم هست

374
00:25:51,928 --> 00:25:53,847
‫بس کن

375
00:25:53,847 --> 00:25:55,932
‫اوه... اصلاً ناخن‌هاتو تمیز می‌کنی؟
‫ببین چه شکلیه

376
00:25:55,932 --> 00:25:59,686
‫اوه، صبر کنین. باید لباسی
‫که قراره فردا بپوشم رو نشونتون بدم

377
00:25:59,686 --> 00:26:02,480
‫میرم... بس کن

378
00:26:02,480 --> 00:26:03,732
‫بذار برم

379
00:26:03,732 --> 00:26:06,776
‫ارزشش رو داره

380
00:26:13,325 --> 00:26:17,996
‫اوه، غصه نخور، عزیزم
‫هنوزم تو خوشگل‌تری

381
00:26:17,996 --> 00:26:21,048
‫و یه‌روز، میشم اونی که زمانی خوشگل‌تر بود

382
00:26:23,418 --> 00:26:25,587
‫شماها اونجا چیکار می‌کردین؟

383
00:26:25,587 --> 00:26:27,787
‫مثل انسان‌ها معاشرت می‌کردیم

384
00:26:29,257 --> 00:26:31,843
‫- اینجا که نیویورک نیست، کنچیتا
‫- اوه، خودم خوب می‌دونم

385
00:26:31,843 --> 00:26:33,637
‫پس اون "مایه‌ی سرزندگی جشن باش"
 که می‌گفتی چی شد؟

386
00:26:33,637 --> 00:26:36,139
‫خب، حالا بانو مارابلی
‫پس وقتشه زنم باشی

387
00:26:37,140 --> 00:26:39,360
‫اینجا کسی اینطوری رفتار نمی‌کنه

388
00:26:39,384 --> 00:26:41,186
‫ازت خواستم درست رفتار کنی

389
00:26:41,186 --> 00:26:43,647
‫- شاید بهتر باشه یه سگ بگیری
‫- خودت انتخاب کردی بیای اینجا

390
00:26:43,647 --> 00:26:45,649
‫من تو رو انتخاب کردم
‫من تو رو دوست دارم

391
00:26:45,649 --> 00:26:47,234
‫و منم تو رو دوست دارم

392
00:26:47,234 --> 00:26:50,195
‫ولی چشم‌غره رفتن‌ها و تحقیرها
‫از هر دو طرف

393
00:26:50,904 --> 00:26:53,104
‫مثل یه میدون نبرد شده!

394
00:26:54,574 --> 00:26:56,785
‫هفته‌ی... هفته‌ی دیگه برمی‌گردم

395
00:26:56,785 --> 00:26:59,329
‫داری میری؟
‫اونم وقتی زنت همچین شرایطی داره؟

396
00:27:00,288 --> 00:27:03,188
‫خب، هنوز هفته‌ها تا وضع حملت مونده

397
00:27:03,750 --> 00:27:05,950
‫و مراسم رقص چی؟

398
00:27:06,962 --> 00:27:09,839
‫متاسفم. لازمه یه مدت اینجا نباشم

399
00:27:09,839 --> 00:27:12,467
‫خب، بدون تو
‫اجازه نمیدن منم برم

400
00:27:12,467 --> 00:27:14,844
‫- کنچیتا، متاسفم
‫- پس نمی‌تونم برم. عالی شد

401
00:27:14,844 --> 00:27:16,846
‫- کنچیتا، حالت خوبه؟
‫- نه، خوب نیستم

402
00:27:16,846 --> 00:27:18,139
‫قرار نیست بیام مهمونی

403
00:27:18,139 --> 00:27:21,892
‫اگر قرار باشه نادیده گرفته و قضاوت بشم
‫خونه بمونم کافیه

404
00:27:25,063 --> 00:27:27,263
‫بهت نگفتم؟

405
00:27:28,024 --> 00:27:29,526
‫ممکنه با انگلستان سازگار نباشه

406
00:27:29,526 --> 00:27:33,321
‫- ولی اینم گفتی که به‌خاطرش سرمست میشی
‫- آره، و مست شدن خیلی لذت‌بخشه

407
00:27:33,947 --> 00:27:35,949
‫معلومه که هست، ولی نه هر روز

408
00:27:35,949 --> 00:27:39,969
‫نه از صبح تا شب
‫نه زیر نظر والدینم

409
00:28:02,434 --> 00:28:04,978
‫انتظار میره بعد از مراسم ختم
‫تحملش آسون‌تر بشه

410
00:28:05,478 --> 00:28:07,606
‫که البته نمیشه

411
00:28:07,606 --> 00:28:12,027
‫خب... فردا، مراسم رقص دختران دم‌بخت؟

412
00:28:12,027 --> 00:28:14,227
‫آره

413
00:28:15,614 --> 00:28:17,814
‫غیر از این چیکار میشه کرد؟

414
00:28:28,418 --> 00:28:33,173
‫مادرت زیباترین زنی بود
‫که تابه‌حال دیدم

415
00:28:35,217 --> 00:28:37,417
‫زیباییش در نقاشی نمی‌گنجید

416
00:28:49,314 --> 00:28:51,775
‫خانم تست‌ولی گفت
‫"تا جای ممکن بیا پایین"

417
00:28:51,775 --> 00:28:53,735
‫و بعد ملکه دستش رو دراز می‌کنه...

418
00:28:53,735 --> 00:28:56,196
‫و لیسش می‌زنی

419
00:28:56,196 --> 00:28:58,823
‫به‌نظرت اگر یکی از موهات
‫حلقه بیفته، ملکه متوجه میشه؟

420
00:28:58,823 --> 00:29:00,367
‫مادر که قطعاً متوجه میشه

421
00:29:00,367 --> 00:29:03,662
‫آره، متوجه میشه. و یادت باشه
‫سرتو بگیر بالا، چشماتو بده پایین

422
00:29:03,662 --> 00:29:05,956
‫با تمام مردان اونجا صحبت کن
‫ولی فقط با کلمات کوتاه

423
00:29:05,956 --> 00:29:07,624
‫چون نمی‌خوایم کسی رو گیج کنیم

424
00:29:07,624 --> 00:29:11,209
‫چیزی نپرسین
‫پرنده‌ای که بهش وصل بود عاقبتش بدتر شد

425
00:29:12,045 --> 00:29:15,632
‫اوه، جینی
‫فقط صبر کن تا لندن ببینتت

426
00:29:16,841 --> 00:29:20,804
‫دخترها، باید قول بدین
‫اونقدر برقصین تا سرتون گیج بره

427
00:29:20,804 --> 00:29:21,888
‫برقصیم؟ کفش‌هامو ندیدی؟

428
00:29:21,888 --> 00:29:23,139
‫- حتی نمی‌تونم راه برم
‫- بده من

429
00:29:23,139 --> 00:29:25,725
‫اونقدر برقصین تا سرتون گیج بره
‫شنیدین چی میگم؟

430
00:29:25,725 --> 00:29:27,519
‫بیا، نن! بیا!

431
00:29:27,519 --> 00:29:30,146
‫جینی، بیا

432
00:29:30,146 --> 00:29:33,358
‫بس کنین، دخترا. الان وقت بازی نیست
‫لطفاً. کالسکه‌ها دارن میان

433
00:29:33,358 --> 00:29:34,734
‫جینی، الان فرصت توئه

434
00:29:34,734 --> 00:29:37,028
‫یک فرصت بیشتر گیرت نمیاد
‫پس قضیه رو جدی بگیر

435
00:29:37,612 --> 00:29:39,812
‫- برید، برید، برید
‫- کنچی...

436
00:29:41,783 --> 00:29:43,983
‫...حالت خوبه؟

437
00:29:45,203 --> 00:29:48,248
‫اوه، به‌خاطر این عاشقش نشدم
‫که یه لرده، مگه نه عزیزم؟

438
00:29:49,249 --> 00:29:52,669
‫و حالا انگار حتی مرد هم نیست

439
00:29:53,253 --> 00:29:54,588
‫به‌عنوان دو انسان برابر
‫سوار کشتی شدیم

440
00:29:54,588 --> 00:29:57,048
‫و هر سانتی‌متر
‫که به خونه نزدیک‌تر می‌شد

441
00:29:57,048 --> 00:29:59,248
‫انگار از من دورتر می‌شد

442
00:30:00,886 --> 00:30:04,389
‫اوه، خدا، خیلی خوشحالم اینجایی

443
00:30:08,184 --> 00:30:10,270
‫ببین، نَن...

444
00:30:10,270 --> 00:30:13,440
‫وقتی بچه به‌دنیا اومد، میشه...

445
00:30:14,024 --> 00:30:15,609
‫من کنارتم

446
00:30:15,609 --> 00:30:17,319
‫- آره
‫- حتماً کنارتم. معلومه که هستم

447
00:30:17,319 --> 00:30:18,737
‫- خوبه
‫- آره

448
00:30:18,737 --> 00:30:22,198
‫- چون... چون یه بچه‌ی واقعیه
‫- آره

449
00:30:22,198 --> 00:30:25,744
‫اصلاً چطور میشه...؟

450
00:30:26,828 --> 00:30:30,332
‫و قراره شبیه من باشه
‫می‌دونی، بچه‌ی خوش‌شانسیه

451
00:30:30,332 --> 00:30:32,250
‫هدف از بچه‌دار شدن عملاً همینه

452
00:30:32,250 --> 00:30:34,450
‫ولی... ولی قرار نیست شبیه اونا باشه

453
00:30:36,129 --> 00:30:38,149
‫اگر طرز نگاهشون به بچه‌م

454
00:30:38,173 --> 00:30:40,700
‫مثل طرز نگاهشون به من باشه چی؟

455
00:30:43,970 --> 00:30:45,994
‫خب، من کنارت خواهم بود

456
00:30:46,018 --> 00:30:47,599
‫اینو بهت قول میدم

457
00:30:48,516 --> 00:30:51,018
‫- واقعاً؟
‫- آره، معلومه

458
00:30:52,312 --> 00:30:54,730
‫اوه، نَن

459
00:31:30,684 --> 00:31:34,229
‫پس قراره دخترها از پله‌ها برن پایین

460
00:31:34,229 --> 00:31:36,429
‫و بعد مردها می‌تونن یکی رو انتخاب کنن؟

461
00:31:37,107 --> 00:31:39,234
‫ای‌کاش کنچیتا اینجا بود

462
00:31:39,234 --> 00:31:41,434
‫اون کیک رو ببین

463
00:31:41,861 --> 00:31:44,861
‫دلم می‌خواد برم ببینمش
‫ولی به‌زحمت می‌تونم راه برم

464
00:31:51,913 --> 00:31:54,113
‫کفش‌هام واقعاً دارن اذیتم می‌کنن

465
00:31:55,292 --> 00:31:57,492
‫چرا همه...؟

466
00:32:00,171 --> 00:32:02,883
‫- اون کیه؟
‫- مهمان افتخاری

467
00:32:02,883 --> 00:32:05,010
‫دوک تینتاجل

468
00:32:05,010 --> 00:32:06,428
‫- دوک؟
‫- نه

469
00:32:06,428 --> 00:32:08,628
‫مهم‌ترین پسر مجرد انگلستان

470
00:32:13,977 --> 00:32:16,177
‫اوه، نَن

471
00:32:27,616 --> 00:32:29,816
‫آفرین همینطوری، دخترها
‫مراقب جلوی پاهاتون باشین

472
00:32:46,843 --> 00:32:49,971
‫فکر می‌کردم شنیدم مادر دوک
‫یکی رو براش انتخاب کرده

473
00:32:49,971 --> 00:32:53,016
‫اوناهاش، ببین. جین هوپلی

474
00:32:53,558 --> 00:32:55,758
‫و دوک پسر حرف گوش‌کن مادرشه

475
00:33:01,733 --> 00:33:03,933
‫اوه، اومدن

476
00:33:09,658 --> 00:33:11,858
‫سرتو بده بالا، جینی
‫شونه‌هاتو بده عقب

477
00:33:26,049 --> 00:33:28,249
‫شماره‌ی 14 عالیه

478
00:33:42,607 --> 00:33:44,807
‫نَن؟

479
00:33:45,110 --> 00:33:47,310
‫میگن آمریکایی هستن

480
00:33:47,654 --> 00:33:49,573
‫- پس سرزبون‌دار و بی‌نزاکت هستن
‫- همم

481
00:33:49,573 --> 00:33:51,449
‫تصور کن چقدر پول دارن

482
00:33:51,449 --> 00:33:54,660
‫تصور کن روی کمر خوابیدن
‫و لنگ‌هاشون بازه

483
00:33:55,870 --> 00:33:59,207
‫یا تصور کن انسانن
‫و هیچ اهمیتی به نظرات شما نمیدن

484
00:33:59,207 --> 00:34:02,085
‫و براشون مهم نیست
‫شاه هستین یا یه آدم گمنام

485
00:34:08,008 --> 00:34:10,708
‫نَن سنت‌جورج

486
00:34:14,097 --> 00:34:16,766
‫پنجره، گوشواره، راه‌پله

487
00:34:17,309 --> 00:34:19,909
‫شرمنده، دارم...
‫دارم الکی کلمات به‌زبون میارم

488
00:34:19,936 --> 00:34:22,136
‫- تویی
‫- اوهوم

489
00:34:22,646 --> 00:34:24,846
‫خب، خسته شدی؟

490
00:34:25,775 --> 00:34:27,986
‫مثل حیوانات چهارپا می‌مونن

491
00:34:27,986 --> 00:34:31,405
‫نظر خیلی بی‌رحمانه‌ایه
‫به‌نظر من که همه‌شون زیبا شدن

492
00:34:31,405 --> 00:34:32,740
‫آره، زیبا هستن

493
00:34:32,740 --> 00:34:35,740
‫ولی انسان هم هستن
‫انسان‌هایی که بامزه و باهوش هستن

494
00:34:41,166 --> 00:34:43,366
‫مادرت چطوره؟

495
00:34:48,590 --> 00:34:50,790
‫واقعاً متاسفم

496
00:34:53,970 --> 00:34:55,847
‫بریم؟

497
00:34:55,847 --> 00:34:58,047
‫قطعاً

498
00:35:10,820 --> 00:35:13,020
‫بریم؟

499
00:35:38,431 --> 00:35:41,951
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫می‌خوام بخورمش یا توش قایم بشم

500
00:35:43,937 --> 00:35:47,314
‫خب، شبی طولانی در پیش داریم
‫مطمئنم برای جفتش وقت هست

501
00:35:53,780 --> 00:35:55,980
‫دلت براش تنگ شده؟

502
00:35:58,493 --> 00:36:01,293
‫میشه گفت فراتر از این حرفاست

503
00:36:02,038 --> 00:36:04,238
‫هیچی جای مادرها رو نمی‌گیره

504
00:36:05,792 --> 00:36:07,992
‫دلم برای دنیایی
‫که مادرم توش بود تنگ شده

505
00:36:09,421 --> 00:36:12,215
‫خب، راستش...
‫دلم برای پدرمم تنگ شده

506
00:36:13,967 --> 00:36:16,167
‫حتی وقتی کنارشم

507
00:36:30,942 --> 00:36:33,194
‫یعنی چی؟ این دیگه چی بود؟

508
00:36:34,321 --> 00:36:36,521
‫همینطوری برقص

509
00:36:42,370 --> 00:36:44,581
‫واقعاً ناجور شد، مگه نه؟

510
00:36:44,581 --> 00:36:46,781
‫اوه، ناجورتر از این نمیشه

511
00:37:10,357 --> 00:37:12,442
‫هیچوقت نباید اجازه بدن بری جاهای بلند

512
00:37:12,442 --> 00:37:15,403
‫- گوشواره، کفش...
‫- گوشواره تقصیر من نبود

513
00:37:15,403 --> 00:37:17,280
‫در آینده، حتی اگر روی صندلی هم بایستی...

514
00:37:17,280 --> 00:37:19,574
‫چی؟ چیکار می‌کنی؟

515
00:37:20,909 --> 00:37:23,286
‫جلوتو می‌گیرم

516
00:37:23,310 --> 00:37:26,013
‫گمونم، به هر طریقی

517
00:37:27,040 --> 00:37:28,083
‫آنابل!

518
00:37:28,083 --> 00:37:31,085
‫دیدی گفتم، مثلاً می‌گفت
‫هیچ علاقه‌ای هم به این مسائل نداره

519
00:37:33,380 --> 00:37:35,298
‫دیشب سر شام هم همینطوری بودی

520
00:37:35,298 --> 00:37:37,592
‫مادر، با کارهاش چطوری می‌تونم
‫توجه بقیه رو جلب کنم؟

521
00:37:37,592 --> 00:37:39,511
‫الان که داری حسابی
‫توجه همه رو جلب می‌کنی

522
00:37:39,511 --> 00:37:42,264
‫آخه دارم خیلی تلاش می‌کنم...
‫و خیلی خسته‌م

523
00:37:42,264 --> 00:37:43,557
‫و این لباس خیلی تنگه

524
00:37:43,557 --> 00:37:45,767
‫و نَن اصلاً از این چیزا خوشش نمیاد

525
00:37:45,767 --> 00:37:48,478
‫لردها و مقام‌ها و این‌ها
‫فکر می‌کنه همه‌ش مسخره‌بازیه

526
00:37:48,478 --> 00:37:50,522
‫آره. احمقانه‌ست
‫آخه کی دلش می‌خواد بخشی از این...

527
00:37:50,522 --> 00:37:53,858
‫من می‌خوام. من خوشم میاد
‫می‌خواستم با یکی آشنا بشم

528
00:37:53,858 --> 00:37:56,194
‫و این همه راه اومدیم
‫و مثل همیشه داری

529
00:37:56,194 --> 00:37:58,405
‫آشوب ‌راه می‌اندازی
‫و همه‌چی خراب شد رفت

530
00:37:58,405 --> 00:38:00,991
‫مطمئنم خواهرت داره به اندازه‌ی تو تلاش می‌کنه

531
00:38:00,991 --> 00:38:03,191
‫یه کفش انداخت توی کیک

532
00:38:03,577 --> 00:38:06,454
‫چرا همیشه طرف اونو می‌گیری
‫و ازش طرفداری می‌کنی؟

533
00:38:06,955 --> 00:38:09,291
‫اصلاً خودت دلیلشو می‌دونی؟

534
00:38:09,291 --> 00:38:11,491
‫غرورت کجا رفته؟

535
00:38:15,088 --> 00:38:17,288
‫غرور من، ویرجینیا؟

536
00:38:18,341 --> 00:38:20,260
‫اینجا وایساده

537
00:38:20,260 --> 00:38:22,460
‫ایناهاش

538
00:38:22,762 --> 00:38:26,774
‫در وجود نَن و در وجود توئه
‫دخترهام

539
00:38:34,399 --> 00:38:36,599
‫معذرت می‌خوام

540
00:38:37,402 --> 00:38:39,988
‫- درک نمی‌کنی، نَن. درک نمی‌کنی
‫- چی؟

541
00:38:39,988 --> 00:38:41,696
‫اینجا هیچ فرقی با نیویورک نداره

542
00:38:41,696 --> 00:38:43,474
‫فقط اینجا به‌دلایل دیگه‌ای ازمون متنفرن

543
00:38:43,474 --> 00:38:45,577
‫- و وظیفه‌ی من جلب توجهه
‫- ولی توجه‌ها رو جلب کردی

544
00:38:45,577 --> 00:38:48,204
‫- داخل همه داشتن می‌گفتن...
‫- تونستم ذره‌ای جلو برم

545
00:38:48,204 --> 00:38:50,123
‫در همین‌‌حال، تو داری
‫ چپ و راست دلربایی می‌کنی

546
00:38:50,123 --> 00:38:52,792
‫جملات بامزه و هوشمندانه میگی

547
00:38:52,792 --> 00:38:54,669
‫یا میدی مردها از انگشتت کیک لیس بزنن

548
00:38:54,669 --> 00:38:57,797
‫- کدوم مردها؟ یک مرد بیشتر نبود
‫- قضیه شوخی نیست، نَن

549
00:38:57,797 --> 00:39:00,592
‫این تمام زندگی منه. اهمیت داره

550
00:39:00,592 --> 00:39:03,803
‫مادر همیشه‌ی خدا ازت دفاع می‌کنه
‫و اولویتش تویی

551
00:39:03,803 --> 00:39:06,264
‫وقتی میگم دارم خوب پیش میرم
‫میگه "نَن هم همینطور"

552
00:39:06,264 --> 00:39:07,807
‫و می‌دونی چیه
‫نباید همه‌ی حواسش به تو باشه

553
00:39:07,807 --> 00:39:10,727
‫اصلاً نباید حواسش به تو باشه
‫چون تو دخترش نیستی، نَن

554
00:39:12,729 --> 00:39:14,929
‫چی؟

555
00:39:17,234 --> 00:39:18,318
‫نباید اینو می‌گفتم

556
00:39:18,318 --> 00:39:20,820
‫چی گفتی؟ الان... الان چی گفتی؟

557
00:39:20,820 --> 00:39:22,155
‫- نه، نَن
‫- چی گفتی؟

558
00:39:22,155 --> 00:39:23,907
‫تقصیر من نیست که ازت مخفیش کردن

559
00:39:23,907 --> 00:39:26,409
‫اون‌موقع بچه بودم

560
00:39:26,409 --> 00:39:29,487
‫- خودت می‌دونی بابا چجوریه. آخه...
‫- چه رازی رو نگه داشتن؟

561
00:39:30,997 --> 00:39:33,792
‫یکی از معشوقه‌های بابا...

562
00:39:35,919 --> 00:39:38,119
‫مادر نمی‌خواست رسوایی به‌بار بیاد

563
00:39:39,214 --> 00:39:41,424
‫هیچکس نمی‌دونست
‫و الانم هیچکس نمی‌دونه

564
00:39:41,424 --> 00:39:43,843
‫نَن، واقعاً نباید اینو بهت می‌گفتم
‫معذرت می‌خوام

565
00:39:43,843 --> 00:39:46,043
‫لطفاً به مادر نگو که بهت گفتم

566
00:39:46,471 --> 00:39:49,224
‫- تو رو خدا، نَن
‫- اینجایین

567
00:39:50,433 --> 00:39:53,228
‫خب، آنابل
‫این همه راه اومدیم

568
00:39:53,228 --> 00:39:55,855
‫و به‌نظر میاد
‫داری یخورده حواس‌ها رو پرت می‌کنی

569
00:39:56,356 --> 00:39:59,651
‫برای همین خانم تست‌ولی لطف کرده
‫و پیشنهاد داده که فردا اول صبح

570
00:39:59,651 --> 00:40:03,196
‫- برای یکی دو هفته...
‫- قراره شب‌ها زودتر بخوابی، نَن

571
00:40:03,196 --> 00:40:05,677
‫قلعه‌هایی که در موردش صحبت کرده بودیم

572
00:40:05,701 --> 00:40:07,976
‫هوای تازه‌ی دریا در کورن‌وال

573
00:41:37,207 --> 00:41:40,627
‫بانو هوپلی میگه
‫جین توی مراسم رقص منتظرت بوده

574
00:41:40,627 --> 00:41:42,827
‫می‌تونه منتظر بمونه

575
00:41:44,130 --> 00:41:46,330
‫و تو می‌تونی چیکار کنی، تئو؟

576
00:41:47,008 --> 00:41:49,208
‫که به‌حال خودم رها بشم، مادر

577
00:41:49,844 --> 00:41:52,044
‫تا اینکه با دختری آشنا بشم
‫که نمی‌دونه دوک چیه

578
00:41:52,514 --> 00:41:55,267
‫به فکرم نمی‌رسه
‫آدم کجا می‌تونه همچین دختری پیدا کنه

579
00:41:56,142 --> 00:41:59,403
‫خسته شدم از بس
‫مثل یک حیوان وحشی زیر نظرم

580
00:42:32,846 --> 00:42:35,046
‫میرم یکم قدم بزنم

581
00:43:04,377 --> 00:43:06,630
‫نَن؟

582
00:43:06,630 --> 00:43:08,830
‫نَن!

583
00:43:33,865 --> 00:43:35,158
‫با بانک صحبت کردی؟

584
00:43:35,158 --> 00:43:37,358
‫بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم

585
00:43:37,994 --> 00:43:40,330
‫قضیه با اون دختر آمریکاییه چطور پیش رفت؟

586
00:43:40,330 --> 00:43:42,530
‫آره، دیدمش...

587
00:43:43,667 --> 00:43:45,252
‫و فکر کنم همه‌چیز داره
‫طبق نقشه پیش میره

588
00:43:45,252 --> 00:43:47,921
‫پس به این نیاز پیدا می‌کنی

589
00:43:49,839 --> 00:43:52,039
‫حلقه‌ی مادرت

590
00:44:10,151 --> 00:44:13,446
‫اوه، محض رضای خدا

591
00:44:13,446 --> 00:44:16,366
‫زن‌های انگلیسی نسل‌هاست
‫مشغول این کار بودن

592
00:44:16,366 --> 00:44:19,367
‫و هیچوقت نیازی به
‫ این همه سروصداهای مسخره نبوده

593
00:44:20,996 --> 00:44:23,039
‫- بچه داره میاد. بچه داره میاد
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

594
00:44:23,039 --> 00:44:27,043
‫محکم فشار بده. آفرین دختر خوب

595
00:45:33,485 --> 00:45:35,685
‫نمی‌دونستم کس دیگه‌ای...

596
00:45:35,862 --> 00:45:37,906
‫اگر ترسوندمت، معذرت...

597
00:45:37,906 --> 00:45:40,283
‫اگر می‌دونستم کس دیگه‌ای اینجاست...

598
00:45:45,956 --> 00:45:47,540
‫معذرت... معذرت می‌خوام

599
00:45:47,540 --> 00:45:49,501
‫اشکال نداره

600
00:45:49,501 --> 00:45:51,169
‫به‌نظرم اینا مال من نیست

601
00:45:51,169 --> 00:45:54,965
‫نه، اینا برات...

602
00:45:55,840 --> 00:45:57,717
‫- به‌نظرم برات...
‫- تنگ باشن؟

603
00:45:57,717 --> 00:45:59,917
‫- آره
‫- آره

604
00:46:00,720 --> 00:46:02,920
‫خب...

605
00:46:03,431 --> 00:46:05,631
‫یه هنرمندی؟

606
00:46:06,434 --> 00:46:09,437
‫- نقاشی می‌کنم
‫- اوه. واقعاً؟

607
00:46:10,480 --> 00:46:12,680
‫من داشتم...

608
00:46:13,650 --> 00:46:15,850
‫من داشتم به فانوس‌دریایی نگاه می‌کردم

609
00:46:16,528 --> 00:46:18,728
‫زیبا نیست...؟

610
00:46:20,365 --> 00:46:22,784
‫جایی بهتر از اینجا
‫برای نقاشی به ‌ذهنم نمی‌رسه

611
00:46:22,784 --> 00:46:25,328
‫البته به عمرم قلم‌مو دست نگرفتم

612
00:46:25,328 --> 00:46:27,497
‫خب، ساحل از همه‌مون هنرمند می‌سازه

613
00:46:27,497 --> 00:46:30,417
‫اوه، آره. خب، فقط به‌خاطر ساحل نیست
‫صخره‌ها هم هست

614
00:46:31,042 --> 00:46:33,628
‫اوه، و قلعه‌ها
‫قلعه‌ها رو از نزدیک دیدی؟

615
00:46:35,088 --> 00:46:37,288
‫خارق العاده‌ست

616
00:46:38,967 --> 00:46:41,167
‫آره فکر کنم

617
00:46:51,479 --> 00:46:52,772
‫- بگذریم...
‫- بگذریم

618
00:46:52,772 --> 00:46:54,733
‫دیگه بهتره...

619
00:46:54,733 --> 00:46:56,933
‫آره

620
00:46:59,738 --> 00:47:01,938
‫من "نَن" هستم

621
00:47:02,240 --> 00:47:03,783
‫تئو

622
00:47:03,783 --> 00:47:05,983
‫- تئو؟
‫- تئو

623
00:47:09,873 --> 00:47:11,207
‫میشه ببینمش؟

624
00:47:11,207 --> 00:47:13,877
‫اوه، خدا. درست نکشیدم

625
00:47:13,877 --> 00:47:16,077
‫اصلاً...

626
00:47:16,379 --> 00:47:18,579
‫- خب، آخه...
‫- یه پرنده‌ست

627
00:47:19,549 --> 00:47:20,884
‫- خب...
‫- زیباست

628
00:47:20,884 --> 00:47:23,345
‫خب...شبیه...

629
00:47:25,347 --> 00:47:27,474
‫- قورباغه‌ای چیزیه
‫- نه

630
00:47:27,474 --> 00:47:30,601
‫کاریش نمیشه کرد
‫برای همین یکی دیگه رو شروع کردم...

631
00:47:32,145 --> 00:47:34,345
‫البته کمابیش

632
00:47:36,483 --> 00:47:39,483
‫خب، تصور کن می‌تونه چه‌ شکلی بشه

633
00:47:43,907 --> 00:47:47,702
‫معذرت می‌خوام
‫آخه خیلی کم پیش میاد...

634
00:47:47,702 --> 00:47:49,227
‫که بشه اینقدر آزادانه صحبت کنی با...

635
00:47:49,227 --> 00:47:51,427
‫با کسی که اینقدر کم می‌شناسیش

636
00:47:52,624 --> 00:47:55,424
‫اینطور فکر می‌کنی؟
‫به‌ نظر من که یجورایی راحت‌تره

637
00:48:01,132 --> 00:48:02,384
‫شاید بتونیم...

638
00:48:02,384 --> 00:48:05,470
‫زیاد میام اینجا
‫که نقاشی بکشم یا... یا شنا کنم

639
00:48:05,470 --> 00:48:08,522
‫نه، متاسفانه قراره
‫برگردیم خونه‌مون توی نیویورک

640
00:48:10,308 --> 00:48:12,508
‫خب... خیلی حیف شد

641
00:48:14,729 --> 00:48:17,983
‫توی کشیدن قورباغه‌های پرنده‌ت موفق باشی

642
00:48:17,983 --> 00:48:20,183
‫ممنون

643
00:48:22,112 --> 00:48:23,863
‫خداحافظ

644
00:48:23,863 --> 00:48:26,063
‫خداحافظ

645
00:48:45,024 --> 00:48:50,024
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

