﻿1
00:00:08,750 --> 00:00:12,750
‫[فیلم بایگانی شده این سریال واقعی است]
‫[و در طول جنگ جهانی دوم ضبط شده]

2
00:00:12,750 --> 00:00:16,750
‫[فیلم چند رویداد با هم ترکیب شدند]
‫[تا تجربه‌ای جامع به دست آید.]

3
00:00:18,750 --> 00:00:27,750
‫[این فیلم بازسازی و رنگی شده]

4
00:00:35,750 --> 00:00:38,500
‫این سیستم مخابره دوطرفه‌س.

5
00:00:39,875 --> 00:00:42,250
‫جزییات تازه از جنگ و درگیری در اروپا.

6
00:00:42,375 --> 00:00:44,000
‫شبکه خانگی بی‌بی‌سی.

7
00:00:44,041 --> 00:00:48,500
‫در این نبرد بقای تمدن به خطر افتاده.

8
00:00:48,625 --> 00:00:52,291
‫امپراتوری باید به مانند
‫یک مرد در حرکت و مقاوم عمل کنه.

9
00:00:52,375 --> 00:00:55,500
‫صلح یا جنگ حالا در پیشگاه خدایانه.

10
00:00:55,541 --> 00:00:58,500
‫باور داریم که نازی‌ها و فاشیست‌ها...

11
00:00:58,625 --> 00:01:00,375
‫خودشون اینو خواستن...

12
00:01:00,500 --> 00:01:02,500
‫و بهش هم می‌رسن.

13
00:01:11,375 --> 00:01:14,125
‫این داستان جنگ جهانی دوم است.

14
00:01:15,500 --> 00:01:17,166
‫اینکه واقعا چه شکلی بود.

15
00:01:25,125 --> 00:01:29,041
‫شما رو روی ناوهواپیمابر میذاریم
‫وقتی که کامیکازه‌های حمله می‌کردن.

16
00:01:47,125 --> 00:01:50,750
‫شما رو با لشکر پنزر نازی
‫داخل تانک می‌بریم.

17
00:02:09,000 --> 00:02:13,750
‫برای آزادی پاریس با
‫سربازان آمریکایی سواری خواهید کرد.

18
00:02:30,125 --> 00:02:34,875
‫و با ارتش سرخ شوروی در
‫حمله نهایی به برلین همراه خواهید شد.

19
00:02:48,750 --> 00:02:53,250
‫این داستان بزرگترین درگیری
‫و جنگ در تاریخ بشر است.

20
00:02:57,250 --> 00:03:01,875
‫این جنگ جهانی دوم از خطوط مقدم است.

21
00:03:02,500 --> 00:03:04,000
‫شعله‌افکن رو خاموش کن.

22
00:03:17,125 --> 00:03:18,125
‫[تفریحات]

23
00:03:36,166 --> 00:03:38,166
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

24
00:03:41,166 --> 00:03:46,166
‫[قسمت اول: نژاد برتر]

25
00:03:54,000 --> 00:03:55,500
‫۱۹۳۹.

26
00:03:55,625 --> 00:03:59,250
‫آلمان زیر دست دیکتاتور
‫نازی آدولف هیتلر بود.

27
00:04:00,750 --> 00:04:03,500
‫باور داره که افرادش نژاد برتر هستن...

28
00:04:03,541 --> 00:04:05,541
‫مقدر شده که فاتح اروپا بشن.

29
00:04:05,625 --> 00:04:09,875
‫ارتش‌هاش از قبل وارد
‫اتریش و چکسلواکی شده.

30
00:04:12,041 --> 00:04:15,625
‫ولی جنگ جهانی دوم وقتی
‫شروع میشه که به لهستان حمله می‌کنه.

31
00:04:19,750 --> 00:04:24,125
‫وظیفه‌ای که اول به گردن نیروی
‫هوای آلمان، لوفت‌وافه می‌افته.

32
00:05:43,500 --> 00:05:48,291
‫افتخار می‌کردم که در سن ۲۳
‫سالگی رهبر اسکادران شدم.

33
00:05:51,875 --> 00:05:57,125
‫فکر می‌کردیم آلمان داره
‫یه کار بزرگ انجام میده.

34
00:06:00,625 --> 00:06:03,375
‫دنیا بلند می‌شد و توجه می‌کرد!

35
00:06:34,375 --> 00:06:38,166
‫صدا خیلی بلندی اومد و
‫درخت‌ها خم شدن.

36
00:06:40,375 --> 00:06:43,791
‫و درست از بالای نوک درخت‌ها...

37
00:06:43,875 --> 00:06:46,875
‫هواپیما‌های سیاه بزرگ با
‫علامت صلیب پیداشون شد.

38
00:06:49,375 --> 00:06:51,500
‫انگار صدها عدد بودن.

39
00:06:53,375 --> 00:06:56,625
‫برای بمباران ورشو به پیش می‌رفتن.

40
00:07:00,666 --> 00:07:02,291
‫حسابی هرج و مرج شده بود.

41
00:07:03,000 --> 00:07:04,250
‫مردم فرار می‌کردن.

42
00:07:06,500 --> 00:07:10,041
‫همونجا دراز کشیده بودیم.
‫خیلی وحشت کرده بودم.

43
00:07:12,000 --> 00:07:14,875
‫لطفا برای یک اعلامیه بسیار
‫مهم به گوش باشید.

44
00:07:15,000 --> 00:07:19,500
‫آلمان به لهستان حمله کرده
‫و شهرهای بسیاری را بمباران کرده است.

45
00:07:31,375 --> 00:07:34,166
‫از همین الان، دسته‌های بی‌شماری
‫از نیروهای لهستانی...

46
00:07:34,250 --> 00:07:35,750
‫فتح شدند.

47
00:07:35,750 --> 00:07:37,750
‫[صدای آدولف هیتلر]

48
00:07:38,125 --> 00:07:40,125
‫لهستان خودش این جنگ را خواست.

49
00:07:41,125 --> 00:07:43,375
‫حالا لهستان به این جنگ می‌رسد.

50
00:07:54,500 --> 00:07:55,625
‫بعد از سه هفته...

51
00:07:55,750 --> 00:07:58,791
‫پایتخت لهستان، ورشور،
‫به دست ارتش آلمان افتاد.

52
00:08:00,250 --> 00:08:04,000
‫الو، الو. صدای ما رو می‌شنوین؟

53
00:08:04,125 --> 00:08:05,875
‫این آخرین اعلامیه رادیویی ماست.

54
00:08:07,500 --> 00:08:10,166
‫نیروهای آلمان وارد ورشو شدند.

55
00:08:19,250 --> 00:08:24,791
‫یادمه اسب‌های مرده
‫و ساختمون‌های ویران شده رو می‌دیدم.

56
00:08:25,750 --> 00:08:29,250
‫خونه‌مون دیگه پنجره‌ای براش نمونده بود.

57
00:08:29,291 --> 00:08:32,625
‫همون خونه بود، ولی نبود.

58
00:08:35,500 --> 00:08:39,000
‫مادرم زد زیر گریه و بالا اورد...

59
00:08:39,041 --> 00:08:41,750
‫وقتی که دید چه اتفاقی داره می‌افته.

60
00:08:43,125 --> 00:08:45,125
‫واقعا خیلی شوک‌آور بود.

61
00:08:51,250 --> 00:08:55,833
‫واقعا از قدرت نظامی
‫آلمان سر درگم شده بودیم.

62
00:09:04,458 --> 00:09:08,875
‫یه جور حس قدرت گرفت
‫که ما هیچ پناهی نداریم.

63
00:09:13,500 --> 00:09:17,708
‫انگار که توی تله افتاده باشی.
‫راه خروجی وجود نداشت.

64
00:09:20,583 --> 00:09:23,875
‫فکر کنم مردم فقط نمی‌خواستن بپذیرنش.

65
00:09:28,083 --> 00:09:34,083
‫و بعد خیلی به تدریج ولی
‫بی‌وقفه، شروع شد.

66
00:09:37,708 --> 00:09:40,833
‫اتفاقی تاریک در لهستان اشغالی روی داد.

67
00:09:45,208 --> 00:09:48,083
‫آلمان‌ها بلافاصله وحشت‌آفرینی رو شروع کردن.

68
00:09:50,833 --> 00:09:54,375
‫خاخام ارتدکس رو اوردن...

69
00:09:54,458 --> 00:09:58,458
‫و به سقف کنیسه چوبی بستنش...

70
00:10:00,708 --> 00:10:02,958
‫و به آتیش کشیدنش...

71
00:10:03,000 --> 00:10:08,083
‫و پیرها رو مجبور کردن بدوئن
‫تا نجاتش بدن.

72
00:10:11,625 --> 00:10:15,708
‫و همه درست جلوی چشم من مُردن.

73
00:10:33,708 --> 00:10:35,875
‫آلمان‌ها خیلی خوب روشن کردن...

74
00:10:35,958 --> 00:10:40,958
‫که دیر یا زود می‌خوان همه ما رو بکشن.

75
00:10:42,833 --> 00:10:47,375
‫پس باید از خودمون دفاع می‌کردیم.
‫باید از خونواده‌هامون دفاع می‌کردیم.

76
00:10:52,708 --> 00:10:57,083
‫و همون موقع بود که تصمیم گرفتم
‫وارد جبهه مقاومت لهستان بشم.

77
00:11:00,708 --> 00:11:03,958
‫جولین کولسکی هنوز یه بچه مدرسه‌ای بود.

78
00:11:04,000 --> 00:11:07,708
‫ولی به زودی معنای کشتن
‫یه مرد رو می‌فهمه.

79
00:11:22,208 --> 00:11:25,500
‫ولی از آلمان، جنگ ظاهر بسیار متفاوتی داره.

80
00:11:29,000 --> 00:11:33,833
‫برای بسیار از ما، یک آلمانی نجیب بودن...

81
00:11:33,875 --> 00:11:37,833
‫به معنای عضو بودن در حزب نازی بود.

82
00:11:45,208 --> 00:11:46,958
‫آدم‌های خوب بودیم.

83
00:12:31,958 --> 00:12:34,083
‫هیتلر برای ما اونجا بود.

84
00:12:48,583 --> 00:12:53,250
‫پیشوای ما بود، فرستاده خدا بود.

85
00:12:59,458 --> 00:13:01,833
‫در اینجا ایستادیم.

86
00:13:01,875 --> 00:13:04,583
‫حاضریم...

87
00:13:04,708 --> 00:13:08,708
‫تا آلمان را به یک دوران جدید ببریم.

88
00:13:08,750 --> 00:13:10,375
‫یک مردم...

89
00:13:10,458 --> 00:13:12,250
‫یک پیشوا...

90
00:13:12,333 --> 00:13:13,708
‫یک رایش!

91
00:13:20,083 --> 00:13:23,083
‫نقشه هیتلر ایجاد یک
‫امپراتوری آلمانی...

92
00:13:23,208 --> 00:13:25,458
‫با حمله کردن به کشورهای شرق بود.

93
00:13:31,458 --> 00:13:35,208
‫ولی بریتانیای کبیر و فرانسه
‫با لهستان پیمانی داشتن.

94
00:13:35,958 --> 00:13:38,583
‫پس حالا اونا علیه آلمان اعلام جنگ کردن.

95
00:13:39,750 --> 00:13:41,916
‫باید اخبار روز اروپا رو
‫به اطلاع شما برسونیم...

96
00:13:41,958 --> 00:13:43,291
‫اگه همین الان رادیوهاتونو روشن کردین...

97
00:13:43,333 --> 00:13:46,375
‫بریتانیای کبیر اینک با آلمان وارد جنگ شد.

98
00:13:47,208 --> 00:13:49,750
‫هر دقیقه‌ای که حالا
‫صرف تولید شد...

99
00:13:49,833 --> 00:13:52,583
‫برای دفاع کشور و خونه‌های شما حیاتی ـه.

100
00:13:53,208 --> 00:13:57,500
‫در پاریس و لندن، بچه‌ها رو
‫به فضای امن حومه شهر فرستادن.

101
00:13:58,875 --> 00:14:03,833
‫مصمم هستیم
‫تسلیم تهدید به خشونت نشویم.

102
00:14:07,625 --> 00:14:11,250
‫فرانسه و بریتانیا ارتش‌های مستعمراتی
‫خود رو برای حمایت...

103
00:14:11,333 --> 00:14:13,333
‫از آسیا و آفریقا فراخوندن.

104
00:14:13,458 --> 00:14:16,375
‫در دنیایی از اربابها و برده‌ها...

105
00:14:16,458 --> 00:14:20,458
‫ما باید آزادی و وقار رو نجات بدیم.

106
00:14:20,500 --> 00:14:22,500
‫[نیروهای آلمان در مرز جمع شدند]

107
00:14:25,208 --> 00:14:27,583
‫نیروهای متحد در سرتاسر
‫خط ماژینو پخش شدن...

108
00:14:29,708 --> 00:14:33,750
‫شبکه‌ای از سنگرها و دژها
‫در سرتاسر مرز آلمان.

109
00:14:45,083 --> 00:14:49,458
‫تا هشت ماه دو طرف این
‫خط مرزی فقط همدیگه رو تماشا کردن.

110
00:15:00,500 --> 00:15:04,500
‫[حمله غرب اروپا، می ۱۹۴۰]

111
00:15:15,500 --> 00:15:21,208
‫اولین مرحله از این جنگ بزرگ تموم شد.

112
00:15:24,250 --> 00:15:30,250
‫و کاری که در لهستان کردیم،
‫در انگلستان و فرانسه محقق خواهد شد!

113
00:15:38,208 --> 00:15:40,250
‫بهار ۱۹۴۰.

114
00:15:42,875 --> 00:15:45,375
‫آلمان‌ها یه حمله غافلگیرانه کردن.

115
00:15:45,958 --> 00:15:50,083
‫خط ماژینو رو دور زدن،
‫و جنگل آردن رو رد کردن.

116
00:16:12,750 --> 00:16:15,125
‫دوستام در لهستان جنگیده بودن...

117
00:16:15,208 --> 00:16:18,208
‫و می‌خواستم جنگ رو ببینم.

118
00:16:18,833 --> 00:16:20,208
‫هیجانزده بودم.

119
00:16:38,250 --> 00:16:41,208
‫پانزرها به بلژیک...

120
00:16:41,250 --> 00:16:44,583
‫هلند و فرانسه سرازیر شدن.

121
00:16:50,708 --> 00:16:55,458
‫به ندرت پیش می‌اومد با مقاومت روبه‌رو بشیم.

122
00:17:24,333 --> 00:17:28,708
‫روزی که رسیدن، یادمه که ترسیده بودم.

123
00:17:31,083 --> 00:17:36,333
‫مادرم گفت، اوضاع داره
‫خیلی، خیلی بد میشه.

124
00:17:42,708 --> 00:17:45,208
‫جوونها رو توی خیابون دستگیر می‌کردن.

125
00:17:50,500 --> 00:17:52,250
‫و دیگه نمی‌دیدی‌شون.

126
00:17:53,708 --> 00:17:54,958
‫وحشتناک بود.

127
00:18:08,833 --> 00:18:12,333
‫بعدش انگلیسی‌ها با
‫ماشین‌های زرهی کوچک‌شون اومدن.

128
00:18:13,208 --> 00:18:15,458
‫خیلی قدیمی بودن.

129
00:18:20,083 --> 00:18:24,708
‫با یک شلیک از بین می‌رفتن.

130
00:18:38,583 --> 00:18:41,208
‫انگلیسی‌ها به سواحل
‫دانکرک عقب‌نشینی کردن...

131
00:18:42,375 --> 00:18:44,250
‫آلمانی‌ها محاصره‌شون کرده بودن.

132
00:18:44,333 --> 00:18:46,333
‫گیر افتاده و بی‌دفاع بودن.

133
00:18:52,583 --> 00:18:54,750
‫به دانکرک رفتیم.

134
00:18:54,833 --> 00:18:58,333
‫بعدش یهو توی آسمون
‫پر از یه سری هواپیما.

135
00:19:04,083 --> 00:19:08,833
‫جیغ می‌کشیدن و روی این مردان
‫بمب می‌ریختن و به رگبار می‌بستن.

136
00:19:08,875 --> 00:19:10,708
‫هیچ کاری از دستت برنمی‌اومد.

137
00:19:10,833 --> 00:19:11,958
‫چه وحشتی!

138
00:19:15,250 --> 00:19:19,833
‫انگلیسی‌ها که گیر افتاده بودن
‫آخرین تلاش برای تخلیه رو انجام دادن.

139
00:19:20,583 --> 00:19:22,458
‫امروز عصر نزدیک دانکرک...

140
00:19:22,500 --> 00:19:24,708
‫نیروهای متفق تیرباران...

141
00:19:24,833 --> 00:19:26,708
‫و سلاخی شدند با هواپیما‌هایی
‫که در ارتفاع پایین پرواز می‌کردند.

142
00:19:27,708 --> 00:19:30,083
‫کشتی‌های بیمارستانی
‫متفقین نیز زیر حمله قرار گرفت.

143
00:19:32,375 --> 00:19:35,583
‫تا گردن توی آب بودی. پر از جسد بود.

144
00:19:36,208 --> 00:19:37,208
‫سلاخی کردن.

145
00:19:40,708 --> 00:19:42,083
‫بعدش یکی منو بالا کشید.

146
00:19:44,250 --> 00:19:46,708
‫نگاه کردم و بعدش جلوم...

147
00:19:46,833 --> 00:19:48,208
‫کل دانکرک قرار داشت.

148
00:19:50,500 --> 00:19:54,250
‫شعله‌های بزرگ، دود و انفجار.

149
00:19:54,333 --> 00:19:55,833
‫و با خودت میگی جهنم همینجاست.

150
00:20:04,333 --> 00:20:06,458
‫و چطور نیروی دریایی سلطنتی
‫با استفاده از هزار کشتی...

151
00:20:06,458 --> 00:20:09,208
‫تقریبا ۳۵۰ هزار نفر رو برگردونده.

152
00:20:11,208 --> 00:20:13,208
‫ارتش بریتانیا به زحمت به خونه می‌رسه...

153
00:20:14,958 --> 00:20:17,375
‫و زنده می‌مونه تا یه روز دیگه بجنگه.

154
00:20:23,250 --> 00:20:25,083
‫در مارگیت به خونه رسیدیم.

155
00:20:25,125 --> 00:20:27,375
‫به نسبت خجالت‌زده بودم.

156
00:20:29,458 --> 00:20:32,458
‫چون می‌دونستم اون گله‌های آلمانی...

157
00:20:32,500 --> 00:20:34,375
‫در اونطرف راه‌آب هستن.

158
00:20:40,583 --> 00:20:42,875
‫[دانکرک]

159
00:20:45,208 --> 00:20:47,208
‫در عرض چند هفته...

160
00:20:47,250 --> 00:20:52,333
‫ارتش آلمان بیش از دو میلیون
‫سرباز متفقین رو کشت یا اسیر کرد.

161
00:21:05,833 --> 00:21:10,500
‫برای نازی‌ها ۲۱ روز طول کشید تا
‫بقیه فرانسه رو بگیرن و وارد پاریس بشن.

162
00:21:13,833 --> 00:21:15,583
‫فرانسه تسلیم شده.

163
00:21:18,583 --> 00:21:21,083
‫بریتانیا به تنهایی جنگ رو ادامه میده.

164
00:21:26,375 --> 00:21:29,750
‫در برلین، هیتلر مثل یه قهرمان
‫ازش استقبال میشه.

165
00:21:30,791 --> 00:21:32,791
‫[آلمان به سوی پیروزی]
‫[برلین، نیروهای پیروز ما به پیش می‌روند.]

166
00:21:56,250 --> 00:21:58,500
‫نازی‌ها حالا کنترل بیشتر
‫اروپا رو به دست گرفتن.

167
00:21:59,208 --> 00:22:01,458
‫تنها بریتانیای کبیر سر راه‌شون قرار داره.

168
00:22:02,958 --> 00:22:06,583
‫ولی نخست‌وزیر وینستون چرچیل جسوره.

169
00:22:07,500 --> 00:22:10,708
‫در یکی از بزرگترین نبردهای تاریخ هستیم.

170
00:22:10,833 --> 00:22:13,000
‫می‌پرسی، سیاست ما چیه؟

171
00:22:13,083 --> 00:22:16,208
‫سیاست ما اینه، در دریا، خشکی و هوا...

172
00:22:16,250 --> 00:22:18,833
‫با تمام قدرتی که خدا بهمون داده بجنگیم.

173
00:22:19,583 --> 00:22:20,958
‫پیروزی به هر قیمتی.

174
00:22:21,083 --> 00:22:23,708
‫بدون پیروزی، بقایی در کار نیست.

175
00:22:25,958 --> 00:22:28,833
‫هیتلر داره ضربه کوبنده
‫نهایی رو آماده می‌کنه...

176
00:22:29,458 --> 00:22:31,500
‫یه حمله تمام عیار به بریتانیای کبیر.

177
00:22:33,458 --> 00:22:37,625
‫ولی اول، باید نیروی هوایی
‫سلطنتی بریتانیا رو از بین ببره.

178
00:22:44,666 --> 00:22:48,666
‫[نبرد بریتانیا، آگوست ۱۹۴۰]

179
00:22:49,666 --> 00:22:50,666
‫[نیا بگو این زنگ رو با قدرت بزن]

180
00:22:57,750 --> 00:23:04,083
‫یکی بهم اینو داد، یه موجود
‫لاغراندام به اسم اسپیت‌فایر...

181
00:23:04,125 --> 00:23:07,208
‫و گفتش، یه اسپیت‌فایر هست،
‫برو باهاش پرواز کن.

182
00:23:13,333 --> 00:23:18,000
‫خدمه زمینی منتظرم بودن و
‫بهم گفتن چطوری اونو روشن کنم.

183
00:23:27,458 --> 00:23:29,958
‫تا به خودم اومدم،
‫دیدم به هوا پریدم.

184
00:23:31,833 --> 00:23:33,958
‫یه جورایی محکم بهش چسبیده بودم...

185
00:23:34,000 --> 00:23:38,000
‫و بلند شدیم و به طرف
‫آسمون آبی و آزاد رفتیم.

186
00:23:58,583 --> 00:24:02,208
‫جفری ولوم خلبان اسپیت‌فایر
‫در حال آموزش ـه.

187
00:24:03,833 --> 00:24:06,208
‫یکی از بیش از هزاران مرد جوانی که...

188
00:24:06,250 --> 00:24:09,250
‫سرنوشت جنگ رو به دوش کشیدن.

189
00:24:14,958 --> 00:24:18,583
‫یادمه پیش خودم فکر می‌کردم،
‫وای خدای من.

190
00:24:19,625 --> 00:24:21,333
‫و یه دعای کوچولو می‌کردیم.

191
00:24:21,375 --> 00:24:23,375
‫می‌گفتن روز بسیار
‫شلوغی در پیش داریم، خدایا.

192
00:24:23,958 --> 00:24:26,083
‫اگه تو رو یادم رفت، تو منو یادت نره.

193
00:24:27,833 --> 00:24:29,333
‫فقط بذار امروز رو زنده بمونم.

194
00:24:29,833 --> 00:24:31,375
‫لطفا بذار زنده بمونم.

195
00:24:41,083 --> 00:24:42,958
‫آنطرف آبراه انگلستان...

196
00:24:43,083 --> 00:24:45,958
‫خلبان‌های آلمانی برای آخرین
‫جلسه توجیهی جمع شدن.

197
00:24:47,333 --> 00:24:50,583
‫لشکرکشی‌ها در لهستان و فرانسه...

198
00:24:50,625 --> 00:24:54,208
‫بهمون تجربه بسیاری داده بود...

199
00:24:54,875 --> 00:24:57,083
‫برای همین آماده بودیم.

200
00:25:02,208 --> 00:25:07,250
‫انگلیسی‌ها می‌دونستن ما
‫خلبان‌های بهتری بودیم.

201
00:25:15,333 --> 00:25:17,083
‫آدم یه ذره عصبانی می‌شد.

202
00:25:18,208 --> 00:25:20,333
‫آخه اینجا دارن چی کار می‌کنن؟

203
00:25:21,083 --> 00:25:24,250
‫اروپا رو نابود کردن، لهستان رو شخم زدن.

204
00:25:24,333 --> 00:25:26,708
‫و الان روی این کشور هستن.

205
00:25:27,500 --> 00:25:30,458
‫می‌دونی، آخه چه حقی داشتن
‫که این کار رو بکنن؟

206
00:25:38,375 --> 00:25:41,583
‫روی دریاها و اقیانوس‌ها خواهیم جنگید.

207
00:25:41,708 --> 00:25:46,625
‫با اعتماد روز‌افزون و قدرت بیشتر
‫در هوا خواهیم جنگید.

208
00:25:47,708 --> 00:25:51,625
‫از جزیره‌مون دفاع خواهیم کرد،
‫بهاش هر چی که می‌خواد باشه.

209
00:25:51,708 --> 00:25:53,583
‫در سواحل خواهیم جنگید.

210
00:25:53,708 --> 00:25:57,583
‫در زمین‌ها و خیابون‌ها خواهیم جنگید.

211
00:25:57,625 --> 00:25:59,500
‫هرگز تسلیم نخواهید شد.

212
00:26:08,458 --> 00:26:12,958
‫همیشه انگلیسی‌ها رو
‫به چشم برادر می‌دیدیم...

213
00:26:14,708 --> 00:26:17,375
‫ولی به محض اینکه تیراندازی شروع شد...

214
00:26:18,333 --> 00:26:20,833
‫یا ما باید زنده می‌موندیم یا اونا.

215
00:26:47,083 --> 00:26:49,458
‫یه ذره از ابرها بالاتر رفتیم.

216
00:26:49,500 --> 00:26:50,833
‫و روبه‌رومو نگاه کردم.

217
00:26:50,875 --> 00:26:52,708
‫اونجا بودن.

218
00:26:58,583 --> 00:27:02,625
‫تا حالا در آن واحد این همه
‫هواپیما توی آسمون ندیده بودم.

219
00:27:08,250 --> 00:27:11,250
‫داشتیم با سرعت ۴۸۰ کیلومتر
‫در ساعت بهشون نزدیک می‌شدیم.

220
00:27:11,333 --> 00:27:13,625
‫اونا هم با همین سرعت داشتن
‫به سمت ما می‌اومدن.

221
00:27:14,333 --> 00:27:16,083
‫میشه ۹۶۰ کیلومتر در ساعت.

222
00:27:19,750 --> 00:27:22,333
‫تا به خودم اومدم، مستقیم به طرف‌شون رفتیم.

223
00:27:42,208 --> 00:27:44,583
‫باید برای حفظ جونت پرواز می‌کردی.

224
00:27:49,833 --> 00:27:51,833
‫می‌دیدی هواپیما آتیش گرفته.

225
00:27:52,375 --> 00:27:53,458
‫هواپیما از هم می‌پاشید.

226
00:27:55,333 --> 00:27:57,833
‫آدم‌ها می‌پریدن بیرون
‫و چترشون باز نمی‌شد.

227
00:28:00,333 --> 00:28:02,208
‫یه جنگ تمام عیار بود.

228
00:28:13,208 --> 00:28:17,583
‫تا ۱۲ هفته، نیروی هوایی سلطنتی
‫و لوفت‌وافه به شدت جنگیدن.

229
00:28:21,958 --> 00:28:23,833
‫تا آخر سپتامبر...

230
00:28:23,875 --> 00:28:27,083
‫۱۶۰۰ هواپیما آلمانی سقوط کرده بودن.

231
00:28:27,750 --> 00:28:31,333
‫تلفات بسیار زیاد بود.

232
00:28:37,333 --> 00:28:41,583
‫تمام ماموریت به اجبار لغو شد.

233
00:28:43,375 --> 00:28:48,583
‫و نبرد بریتانیا به پایان رسید.

234
00:28:53,083 --> 00:28:56,583
‫فعلا، بریتانیا از تهاجم در امان بود.

235
00:28:57,958 --> 00:29:01,333
‫مهم این بود که جلوشونو گرفتیم...

236
00:29:02,458 --> 00:29:04,625
‫و نذاشتیم به هدفشون برسن.

237
00:29:06,958 --> 00:29:08,625
‫برای اولین بار...

238
00:29:09,750 --> 00:29:14,375
‫آلمانی‌ها فهمیدن که
‫مجبور به عقب‌نشینی شدن.

239
00:29:15,333 --> 00:29:16,875
‫و خوششون نیومد.

240
00:29:20,916 --> 00:29:22,916
‫[لندن]

241
00:29:26,916 --> 00:29:28,916
‫[رُم]

242
00:29:32,916 --> 00:29:34,916
‫[پل‌های پشت سرمان را سوزاندیم.]

243
00:29:35,583 --> 00:29:37,083
‫درود بر دوچه!

244
00:29:47,750 --> 00:29:53,708
‫با دموکراسی‌های غربی وارد جنگ میشیم.

245
00:29:53,833 --> 00:29:55,583
‫با شتاب اسلحه به دست بگیرید...

246
00:29:58,833 --> 00:30:03,208
‫تا سرسختی خود را...

247
00:30:05,333 --> 00:30:07,083
‫شجاعت خود را...

248
00:30:08,708 --> 00:30:10,625
‫دلیری خود را نشان دهید!

249
00:30:12,666 --> 00:30:14,666
‫[موسولینی با متفقین اعلام جنگ می‌کند.]

250
00:30:15,208 --> 00:30:18,833
‫هیتلر تنها دیکتاتوری نیست که
‫بر اروپا سایه انداخته.

251
00:30:19,750 --> 00:30:23,458
‫ایتالیا مرد قدرتمند خودش،
‫بنیتو موسولینی رو داره.

252
00:30:24,083 --> 00:30:26,083
‫با هیتلر قرار و مداری میذاره...

253
00:30:26,208 --> 00:30:28,500
‫و ماجراجویی‌های نظامی
‫خودش رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

254
00:30:32,833 --> 00:30:35,458
‫ایتالیا با قدرت ایستاده...

255
00:30:35,500 --> 00:30:38,708
‫هرگز تا این حد پرافتخار و متحده نبوده.

256
00:30:39,708 --> 00:30:41,833
‫با بریتانیایی‌ها که
‫درگیر جنگ با آلمان شدن...

257
00:30:41,958 --> 00:30:44,083
‫موسولینی از فرصتش استفاده کرده...

258
00:30:44,208 --> 00:30:46,625
‫و به مصر تحت کنترل بریتانیا حمله می‌کنه.

259
00:30:46,875 --> 00:30:51,625
‫پنج روز طول کشید تا نیروهای
‫اکسیس از اجدابیا به درنا برسن.

260
00:31:03,208 --> 00:31:05,583
‫در همین حال، در اروپا...

261
00:31:05,708 --> 00:31:08,958
‫هزاران سربازان متفقین حالا
‫اسیر جنگی شدن.

262
00:31:19,000 --> 00:31:20,958
‫یکی‌شون فام فن کیم ـه...

263
00:31:21,500 --> 00:31:24,708
‫یه سرباز ویتنامی که
‫در ارتش فرانسه خدمت می‌کنه.

264
00:31:28,958 --> 00:31:32,125
‫وقتی وارد اردوگاه شدیم...

265
00:31:34,000 --> 00:31:39,083
‫در پادگانها، از هر نژادی اسیر بود.

266
00:31:39,708 --> 00:31:44,958
‫سنگالی، الجزایری، مراکشی،
‫تونسی، از سرتاسر دنیا.

267
00:31:54,083 --> 00:31:56,583
‫نازی‌ها شروع کردن به جدا کردن
‫سربازهای مستعمراتی...

268
00:31:56,708 --> 00:31:58,958
‫از بقیه اسرای جنگی.

269
00:32:08,958 --> 00:32:11,208
‫بعد از اینکه سرهای ما رو تراشیدن...

270
00:32:11,875 --> 00:32:18,833
‫به همه‌مون شماره دادن.

271
00:32:19,625 --> 00:32:21,833
‫نفهمیدم چرا.

272
00:32:31,750 --> 00:32:35,083
‫نازی‌ها دارن تحقیق
‫به اصطلاح پزشکی انجام میدن...

273
00:32:35,208 --> 00:32:37,208
‫تا اعتقادات نژادی‌شون رو گسترش بدن.

274
00:33:08,333 --> 00:33:10,000
‫و این تازه شروع ماجرا بود.

275
00:33:13,041 --> 00:33:15,041
‫[ورشو]

276
00:33:25,708 --> 00:33:27,625
‫با بازگشت به لهستان اشغالی...

277
00:33:27,708 --> 00:33:30,958
‫داشتن جمعیت یهودی رو...

278
00:33:31,000 --> 00:33:35,208
‫داخل مناطقی از شهرها و شهرستان‌ها
‫به اسم محله کلیمی‌ها جمع می‌کردن.

279
00:33:36,500 --> 00:33:38,875
‫[منطقه زندگی برای یهودیان]
‫[وارد نشوید]

280
00:33:41,125 --> 00:33:47,625
‫برای مقاومت کردن، جولین کولسکی ۱۳ ساله
‫تصمیم گرفته به مقاومت لهستان بپیونده.

281
00:33:49,458 --> 00:33:51,708
‫اولش یه پادو بودم...

282
00:33:52,958 --> 00:33:57,083
‫پیام‌هایی رو از یه راه
‫مخفی زیرزمینی منتقل می‌کردم.

283
00:34:01,833 --> 00:34:05,958
‫بعدش، سروانم بهم یاد داد
‫چطوری بجنگم...

284
00:34:07,708 --> 00:34:12,500
‫چطور با چاقو یا دست خالی
‫یه آدم رو بکشم.

285
00:34:18,333 --> 00:34:21,833
‫واحد جولین برای مقاومت در
‫برابر اشغالگرها آماده میشه.

286
00:34:27,083 --> 00:34:29,750
‫ولی عملیات‌شون برای نازی‌ها لو میره.

287
00:34:35,958 --> 00:34:39,458
‫یه جورایی آلمانی‌ها
‫از فرمانده‌م باخبر شدن.

288
00:34:41,708 --> 00:34:44,458
‫و آلمان‌ها دستگیرش کردن...

289
00:34:45,958 --> 00:34:48,208
‫و از فاصله نزدیک بهش شلیک کردن.

290
00:34:52,750 --> 00:34:54,458
‫همه چیزمون بود.

291
00:34:56,083 --> 00:34:57,458
‫خیلی دوستش داشتم.

292
00:35:05,333 --> 00:35:09,458
‫و همونجا قسم خوردم انتقامش رو بگیرم.

293
00:35:11,208 --> 00:35:16,083
‫من و یه پسر دیگه تمام روز
‫رو به دنبال آلمانی‌ها گشتیم.

294
00:35:23,625 --> 00:35:26,750
‫یه سرباز آلمانی در
‫مرکز شهر پیدا کردیم.

295
00:35:28,333 --> 00:35:30,833
‫دوستم اسلحه‌شو کشید بیرون.

296
00:35:34,083 --> 00:35:35,958
‫و هر دو شلیک کردیم.

297
00:35:42,125 --> 00:35:43,958
‫با صورت خورد زمین.

298
00:35:47,375 --> 00:35:51,208
‫واکنش اولیه‌م این بود
‫که تونستی اونا رو بکشی.

299
00:35:51,833 --> 00:35:52,958
‫اونا هم انسان بودن.

300
00:36:00,208 --> 00:36:05,833
‫روز بعد، در اون منطقه
‫۲۰ زن و بچه رو کشتن.

301
00:36:13,125 --> 00:36:15,000
‫چون در ازای هر آلمانی...

302
00:36:15,083 --> 00:36:19,208
‫۲۰ شهروند غیرنظامی در
‫همون محل اعدام می‌شدن.

303
00:36:25,583 --> 00:36:27,708
‫وحشی‌گری قرون وسطایی بود.

304
00:36:54,625 --> 00:36:58,583
‫برای مرگ این آدم‌های بیچاره
‫خودمو مسئول می‌دونم.

305
00:37:09,375 --> 00:37:13,208
‫در محله‌های کلیمی، به زودی
‫یهودی‌های لهستانی رو جمع می‌کنن...

306
00:37:13,333 --> 00:37:15,833
‫و اونا رو به اردوگاه‌ها می‌برن.

307
00:38:15,833 --> 00:38:17,875
‫برای بقیه لهستان...

308
00:38:19,833 --> 00:38:22,083
‫نازی‌ها برنامه‌های دیگه‌ای دارن.

309
00:38:41,708 --> 00:38:46,250
‫یه روز، یه گروه از
‫سربازان اس‌اس اومدن.

310
00:39:03,833 --> 00:39:06,458
‫به مادرهامون گفته بودن...

311
00:39:06,583 --> 00:39:11,083
‫در لهستان غذایی نمونده...

312
00:39:13,375 --> 00:39:18,708
‫پس می‌خواستن در اردوگاه
‫بچه‌ها ازمون مراقبت کنن.

313
00:39:24,458 --> 00:39:30,458
‫یادمه به زور منو
‫از آغوش مادرم جدا کردن...

314
00:39:34,833 --> 00:39:36,833
‫و سوار یه قطار کردن.

315
00:39:37,708 --> 00:39:44,083
‫یه طرفش نوشته شده بود، بچه‌های
‫لهستانی برای تغذیه رایش.

316
00:39:57,958 --> 00:40:01,750
‫آلوزی تواردسکی یکی از ۲۰
‫هزار کودک لهستانی ـه...

317
00:40:01,833 --> 00:40:03,958
‫که توسط اس‌اس دزدیده شد.

318
00:40:19,833 --> 00:40:26,125
‫رنگ چشم‌ها، موها،
‫اونایی که دستچین شده بودن.

319
00:40:38,125 --> 00:40:40,083
‫اسم منو فرشته کوچولو گذاشتن.

320
00:40:44,583 --> 00:40:48,375
‫اون موقع موی فرفری و
‫خیلی، خیلی بلوندی داشتم.

321
00:40:50,083 --> 00:40:51,750
‫و چشم‌های آبی روشن.

322
00:40:56,333 --> 00:41:00,333
‫و بعدش، آلمانی کردن شروع شد.

323
00:41:14,500 --> 00:41:16,250
‫حس کردم یه پسر آلمانیم.

324
00:41:31,125 --> 00:41:36,458
‫جوان آلمانی من،
‫می‌خوایم یک ملت باشیم.

325
00:41:39,083 --> 00:41:41,708
‫و تو، جوان من...

326
00:41:41,750 --> 00:41:44,250
‫بخشی از این ملت هستی...

327
00:41:46,458 --> 00:41:52,833
‫چون تو از گوشت مایی
‫و از خون مایی.

328
00:41:52,958 --> 00:41:58,000
‫و در سر جوان شما همان ایده‌هایی
‫شعله‌ور است که در سر ما حکمفرماست.

329
00:42:02,958 --> 00:42:08,458
‫در پیش ما آلمان قرار دارد،
‫درون ما آتش آلمان می‌سوزد...

330
00:42:08,500 --> 00:42:11,625
‫و پشت سر ما آلمان می‌آید!

331
00:42:17,250 --> 00:42:20,083
‫حالا میزان جاه‌طلبی هیتلر مشخص شده.

332
00:42:23,083 --> 00:42:25,583
‫رویای آفریدن رایش هزار ساله...

333
00:42:26,208 --> 00:42:29,208
‫وطن یک نژاد برتر و منحصر به فرد.

334
00:42:37,833 --> 00:42:41,708
‫حالا آلمان دوباره روی
‫شهرهای بریتانیا می‌ریزه...

335
00:42:41,833 --> 00:42:43,583
‫در یه لشکرکشی وحشت‌آور دیگه.

336
00:42:44,083 --> 00:42:48,458
‫هواپیما آلمانی تعدادی حمله
‫در برابر بریتانیای کبیر صورت داد.

337
00:42:48,500 --> 00:42:50,833
‫حمله در بخش‌های بسیاری
‫از کشور پراکنده شده بود.

338
00:42:51,750 --> 00:42:55,125
‫در همین حال، ایتالیای فاشیست
‫به یونان همسایه حمله می‌کنه.

339
00:42:55,208 --> 00:42:56,833
‫نیروها به پیش میرن...

340
00:42:56,958 --> 00:42:59,208
‫بعد از اینکه از مقاومت ضعیف یونان رد شدن.

341
00:43:00,833 --> 00:43:03,458
‫و آنطرف اروپا، جنگ در حال گسترشه.

342
00:43:05,833 --> 00:43:09,708
‫ژاپن به دنبال ماموریتی برای
‫یک نظم جدید در آسیاست.

343
00:43:14,833 --> 00:43:16,833
‫با چین وارد جنگ شدن.

344
00:43:17,625 --> 00:43:20,375
‫امپراتوری ما وارد مرحله جدید...

345
00:43:20,458 --> 00:43:22,250
‫همکاری با نظم نوین جهانی شده!

346
00:43:22,958 --> 00:43:27,000
‫حالا آلمان نازی، ایتالیای فاشیست
‫و ژاپن امپراتوری...

347
00:43:27,083 --> 00:43:30,208
‫در یه اتحاد جدید و
‫قدرتمند با هم متحد شدن.

348
00:43:34,333 --> 00:43:36,250
‫به محور قدرت معروف هستن.

349
00:43:38,208 --> 00:43:40,708
‫برنامه‌شون فتح تمام دنیاست.

350
00:43:46,208 --> 00:43:48,750
‫ولی باید با یک بازیکن دیگه
‫دست و پنجه نرم کرد.

351
00:43:58,958 --> 00:44:01,875
‫اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین
‫ارتش دنیا رو داره.

352
00:44:07,125 --> 00:44:08,583
‫و در جوزف استالین...

353
00:44:08,625 --> 00:44:11,500
‫دیکتاتوری دارن که
‫به اندازه هیتلر جاه‌طلبه.

354
00:44:13,708 --> 00:44:15,958
‫نیروهای ما بی‌شمار هستن.

355
00:44:18,666 --> 00:44:21,791
‫دشمن به زودی با بهای
‫سنگینی اینو می‌فهمه.

356
00:44:24,041 --> 00:44:25,916
‫پیش به سوی پیروزی!

357
00:44:29,458 --> 00:44:33,458
‫۱۹۴۰ آتش جنگ در اروپا شعله‌ور شد.

358
00:44:36,000 --> 00:44:41,958
‫در ۱۹۴۱ شعله‌های جنگ پخش شد تا
‫هر گوشه از دنیا رو درگیر کنه.

359
00:44:42,708 --> 00:44:45,125
‫از خبر ان‌بی‌سی از نیویورک...

360
00:44:49,458 --> 00:44:51,583
‫رییس‌جمهور رزولت گفت ژاپنی‌ها...

361
00:44:51,625 --> 00:44:54,333
‫از هوا به بندر پرل هاربر حمله کردن.

362
00:44:54,458 --> 00:44:55,333
‫تکرار می‌کنم.

363
00:44:55,458 --> 00:44:58,083
‫رییس‌جمهور رزولت میگه ژاپنی‌ها...

364
00:44:58,208 --> 00:45:01,125
‫از راه هوا به پرل هاربر
‫در هاوایی حمله کردن.

