﻿1
00:00:07,749 --> 00:00:10,749
‫[روسیه، زمستان ۱۹۴۲]

2
00:00:26,749 --> 00:00:28,083
‫ما آلمانی‌ها...

3
00:00:30,624 --> 00:00:32,499
‫آتش!

4
00:00:34,041 --> 00:00:38,583
‫خودمونو بهترین ارتش دنیا می‌دونستیم.

5
00:00:44,666 --> 00:00:46,458
‫بعدش به استالینگراد رسیدیم.

6
00:00:53,416 --> 00:00:57,291
‫از اون لحظه ترسیدیم
‫بدترینها سرمون بیاد.

7
00:01:17,333 --> 00:01:18,874
‫۱۹۴۲.

8
00:01:21,083 --> 00:01:26,458
‫همین که جنگ وارد سال سومش میشه،
‫درگیری و نبرد تمام دنیا رو گرفته.

9
00:01:28,916 --> 00:01:31,541
‫ژاپنی‌ها از هوا به
‫پرل هاربر حمله کردند.

10
00:01:32,749 --> 00:01:36,791
‫ژاپن پرل هاربر رو بمباران کرد
‫و آمریکا رو وارد جنگ کرد.

11
00:01:36,874 --> 00:01:40,458
‫از کنگره خواستارم تا اعلام...

12
00:01:40,541 --> 00:01:42,499
‫وضعیت جنگی کند.

13
00:01:43,624 --> 00:01:46,499
‫ژاپن اعلامیه رسمی جنگ را صادر کرد.

14
00:01:46,583 --> 00:01:50,083
‫امروز صبح خبر رسید که ژاپن
‫به تایلند و هنگ کنگ حمله کرده.

15
00:01:50,666 --> 00:01:54,833
‫در غرب، بیشتر اروپا زیر کنترل محور قدرت ـه.

16
00:01:54,916 --> 00:01:57,166
‫مقاومت فرانسه از هم پاشید.

17
00:01:59,916 --> 00:02:03,749
‫هیتلر حالا حمله عظیمی
‫به سمت شوروی رو شروع می‌کنه.

18
00:02:03,833 --> 00:02:06,124
‫موفقیت‌های آلمان در برابر روسیه...

19
00:02:06,208 --> 00:02:09,124
‫قابل مقایسه با بزرگترین
‫پیروزی‌ها در مسیر این جنگ است.

20
00:02:11,124 --> 00:02:13,999
‫و حالا آلمانی‌ها در حال
‫پیشروی در آفریقا هستن...

21
00:02:14,083 --> 00:02:16,083
‫جایی که انگلیسی‌ها رو فراری دادن.

22
00:02:25,249 --> 00:02:27,791
‫پس حالا بیش از هر موقعی خطرناک شده.

23
00:02:31,124 --> 00:02:33,749
‫با وجود محور قدرت که
‫قبل از اونا همه جا رو گرفته...

24
00:02:35,916 --> 00:02:38,291
‫نیروهای ترکیب شده آمریکا...

25
00:02:39,374 --> 00:02:40,749
‫شوروی...

26
00:02:41,874 --> 00:02:44,708
‫و بریتانیا بالاخره می‌تونن
‫جلوی هیتلر رو بگیرن؟

27
00:02:44,791 --> 00:02:48,791
‫یا آلمان‌ها و محور قدرت
‫دنیا رو فتح می‌کنن؟

28
00:02:49,874 --> 00:02:55,249
‫قهرمانان بزرگ ما
‫تاریخ رو طرف خود دارن.

29
00:02:55,333 --> 00:03:00,499
‫باید تا پیروزی نهایی
‫دشمنان‌مونو مچاله کنیم!

30
00:03:06,583 --> 00:03:11,583
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

31
00:03:13,583 --> 00:03:19,583
‫[قسمت سوم: نقطه عطف]

32
00:03:21,583 --> 00:03:24,583
‫[آفریقای شمالی]

33
00:03:29,582 --> 00:03:32,416
‫صبح همگی بخیر.
‫یه هفته دیگه از جنگ رو شروع می‌کنیم.

34
00:03:32,499 --> 00:03:34,624
‫در اعماق صحرای شنی لیبی...

35
00:03:34,707 --> 00:03:38,832
‫همه متوجه هستن که
‫روزهای بسیار جدی و مهمی داریم.

36
00:03:46,249 --> 00:03:48,874
‫باید یادتون باشه که
‫در یه صحرا هستین...

37
00:03:48,999 --> 00:03:53,166
‫و صحرا یه گستره وسیع از هیچی ـه.

38
00:03:54,249 --> 00:03:57,124
‫یه راه بسیار زیباتر برای
‫توصیفش داشتیم...

39
00:03:57,207 --> 00:04:00,249
‫کیلومترها و کیلومترها و کیلومترها از پوچی.

40
00:04:03,707 --> 00:04:07,291
‫ری الیس انگلیسی با
‫آلمانی‌ها بیش از یک سال...

41
00:04:07,374 --> 00:04:08,749
‫در آفریقای شمالی جنگیده.

42
00:04:13,291 --> 00:04:17,166
‫ری در اول جنگ به ارتش پیوست
‫و مشتاق انجام وظیفه بود.

43
00:04:17,874 --> 00:04:21,624
‫حالا کم کم داره با خودش میگه،
‫اصلا رنگ خونه رو می‌‌بینه یا نه.

44
00:04:23,041 --> 00:04:25,624
‫از صحرا و کشتار خسته شده بودم...

45
00:04:25,707 --> 00:04:27,916
‫و از همه چی حالم بهم می‌خورد.

46
00:04:36,749 --> 00:04:40,624
‫مدفوع و اجسادی که تیر خورده بودن
‫و در حال گندیدن بودن.

47
00:04:40,707 --> 00:04:43,582
‫مشخصه که میلیون‌ها مگس اونجا بودن.

48
00:04:44,541 --> 00:04:47,791
‫مگس‌های، سیاه، وحشتناک و گوشتالو.

49
00:04:52,707 --> 00:04:54,749
‫و بعدش آلمانی‌ها هم بودن.

50
00:04:56,749 --> 00:04:58,999
‫آلمانی‌ها شکست‌ناپذیر بودن.

51
00:05:02,499 --> 00:05:05,082
‫بیاین قبولش کنیم، هیچی جلودارشون نبود.

52
00:05:05,916 --> 00:05:08,124
‫افراد رومل دوباره به راه افتادن.

53
00:05:08,207 --> 00:05:11,332
‫رومل یه حریف جسور و ماهره.

54
00:05:14,666 --> 00:05:17,499
‫ژنرال آلمانی، اروین رومل...

55
00:05:17,582 --> 00:05:20,707
‫به بندر زیر کنترل انگلیسی
‫و بسیار مهم توبروک نزدیک میشه.

56
00:05:24,041 --> 00:05:28,041
‫اگه رومل توبروک رو بگیره،
‫می‌تونه کانال سوئز رو بگیره.

57
00:05:28,124 --> 00:05:31,499
‫اگه سوئز رو بگیره، آفریقا رو گرفته.

58
00:05:38,541 --> 00:05:41,916
‫دو افسر اومدن و گفتن...

59
00:05:42,041 --> 00:05:43,957
‫یه دستور داریم، گروهبان.

60
00:05:44,082 --> 00:05:47,499
‫باید تا آخرین نفر و
‫تا آخرین توان بجنگیم.

61
00:05:48,082 --> 00:05:54,749
‫گفتش، فکر نکنم خیلی‌هامون بتونیم
‫غروب آفتاب امروز رو ببینیم، گروهبان.

62
00:05:56,499 --> 00:05:58,374
‫همه با هم درگیریم.

63
00:06:05,499 --> 00:06:08,499
‫دستورات ری این بودن،
‫جلوی تانک‌های رومل رو بگیر.

64
00:06:09,124 --> 00:06:11,666
‫عقب‌نشینی نکن. تسلیم نشو.

65
00:06:12,416 --> 00:06:15,374
‫و یادمه که اسلحه به دست نشسته بودم...

66
00:06:15,457 --> 00:06:18,791
‫و منتظر بودم نبرد شروع بشه.

67
00:06:24,624 --> 00:06:27,541
‫یکی یه بشکه کیانتی پیدا کرد.

68
00:06:32,541 --> 00:06:35,541
‫همه خوشحال بودن و می‌خندیدن.
‫تنش و نگرانی رو دور کرد.

69
00:06:36,791 --> 00:06:38,249
‫دلگرم شده بودن.

70
00:06:44,249 --> 00:06:45,874
‫و بعدش یه تدریج جو عوض شد.

71
00:06:52,416 --> 00:06:56,457
‫و به خاطر مادرها، عزیزان و
‫همسرانمون نگران شدیم.

72
00:06:58,707 --> 00:07:00,290
‫وحشت کرده بودیم.

73
00:07:16,290 --> 00:07:22,290
‫[نبرد گازالا]
‫[مه ۱۹۴۲]

74
00:07:58,332 --> 00:08:01,207
‫فقط می‌دونستم دارم
‫توی هوا می‌چرخم.

75
00:08:09,249 --> 00:08:10,290
‫حالم جا اومد.

76
00:08:10,915 --> 00:08:12,915
‫اسلحه واژگون شده بود.

77
00:08:16,040 --> 00:08:18,040
‫دوستام ناپدید شده بودن.

78
00:08:27,749 --> 00:08:30,749
‫آلمانی‌ها به شدت محاصره‌م کرده بودن.

79
00:08:34,040 --> 00:08:37,040
‫از سوراخم بیرون اومدم و فرار کردم.

80
00:08:45,290 --> 00:08:47,082
‫دو نفر از ما باقیمونده بودن.

81
00:08:54,749 --> 00:08:58,957
‫و مردی که داشت
‫بهم کمک می‌کرد، خونی‌مالی بود.

82
00:09:08,082 --> 00:09:09,165
‫و تموم شد.

83
00:09:12,165 --> 00:09:13,374
‫اسیر شدم.

84
00:09:17,624 --> 00:09:20,499
‫ری تنها بازمانده گروهانش ـه.

85
00:09:20,582 --> 00:09:24,457
‫و قراره به ۱۵۰۰ کیلومتر
‫اونطرفتر در شمال آفریقا...

86
00:09:24,540 --> 00:09:26,332
‫به عنوان یه اسیر جنگی منتقل بشه.

87
00:09:28,332 --> 00:09:30,540
‫و خطرناکترین سفری شروع شد...

88
00:09:30,624 --> 00:09:32,124
‫که تا حالا در زندگیم تجربه کرده بودم.

89
00:09:35,124 --> 00:09:36,124
‫[سقوط توبروک!]
‫[پیشروی آلمانی‌ها]

90
00:09:36,707 --> 00:09:40,457
‫سقوط توبروک تمام شمال
‫آفریقا رو در اختیار هیتلر قرار میده.

91
00:09:40,540 --> 00:09:43,415
‫رومل آسیب بسیار قابل توجهی وارد کرده.

92
00:09:44,332 --> 00:09:45,832
‫در همین حال، در اقیانوس آرام...

93
00:09:45,915 --> 00:09:48,749
‫ژاپنی‌ها پشت سر هم
‫به پیروزی می‌رسن.

94
00:09:48,832 --> 00:09:51,874
‫ژاپنی‌ها به استحکامات دفاعی
‫در فیلیپین حمله کردن.

95
00:09:51,957 --> 00:09:55,540
‫فیلیپین، مالی و برمه رو فتح کردن.

96
00:09:55,624 --> 00:09:59,165
‫ژاپنی‌ها از شمال و غرب دارن
‫به سنگاپور نزدیک میشن.

97
00:09:59,249 --> 00:10:03,540
‫حتی وارد خاک آمریکا در
‫یه پاسگاه دور افتاده در آلاسکا شدن.

98
00:10:03,540 --> 00:10:05,540
‫[بمب‌افکن‌های ژاپن]
‫[به پایگاه نیروی دریایی آمریکا حمله کردند]

99
00:10:06,249 --> 00:10:09,540
‫ژاپنی‌ها برای اولین بار
‫وارد قاره...

100
00:10:09,624 --> 00:10:11,207
‫آمریکای شمالی شدن.

101
00:10:13,915 --> 00:10:16,624
‫سرکوب ظالمانه ایالات متحده و...

102
00:10:16,707 --> 00:10:18,832
‫بریتانیای کبیر رو نابود می‌کنیم.

103
00:10:19,874 --> 00:10:22,707
‫حالا قصد یه حمله غافلگیرانه
‫به ناوگان آمریکا...

104
00:10:22,790 --> 00:10:24,624
‫در جزیره میدوی در اقیانوس آرام رو دارن.

105
00:10:26,832 --> 00:10:28,665
‫ناوهای هواپیمابرش رو غرق کنن...

106
00:10:28,748 --> 00:10:31,540
‫تا برای همیشه آمریکا رو
‫از جنگ بیرون بندازن.

107
00:10:33,123 --> 00:10:34,748
‫فقط یه مشکل وجود داره.

108
00:10:35,998 --> 00:10:38,748
‫آمریکایی‌ها کد رادیویی
‫اونا رو رمزگشایی کردن...

109
00:10:38,832 --> 00:10:40,915
‫و می‌دونن که ژاپنی‌ها دارن میان.

110
00:10:44,915 --> 00:10:50,915
‫[نبرد میدوی]
‫[ژوئن ۱۹۴۲]

111
00:11:25,582 --> 00:11:28,957
‫برای یه جلسه توجیهی
‫همه خلبان‌ها رو جمع کردن...

112
00:11:29,832 --> 00:11:33,498
‫و یه جورایی کدشکن‌ها دقیقه
‫به دقیقه می‌دونستن...

113
00:11:33,582 --> 00:11:35,582
‫ژاپنی‌ها قراره چی کار کنن.

114
00:11:39,623 --> 00:11:41,207
‫در جلسه توجیهی گفتن...

115
00:11:41,290 --> 00:11:43,415
‫این ناوها باید به سمت
‫شمال غربی برن...

116
00:11:43,498 --> 00:11:45,123
‫و به سمت میدوی روانه بشن.

117
00:11:46,332 --> 00:11:50,582
‫تا اون موقع می‌دونستیم ژاپنی‌ها چه
‫کاری از دستشون برمیاد. شک نداشتیم.

118
00:11:51,498 --> 00:11:52,832
‫ولی می‌دونیم چه کاری از ما برمیاد.

119
00:11:52,915 --> 00:11:55,540
‫می‌دونیم که دارن میان.
‫اونا خبر ندارن که اونجاییم.

120
00:11:55,623 --> 00:11:58,957
‫خلبان‌ها، سوار هواپیماها بشید.
‫خلبان‌ها، سوار هواپیماها بشید.

121
00:12:03,832 --> 00:12:06,665
‫خطرناکترین پروازی بود که
‫در تمام عمرم کردم.

122
00:12:50,207 --> 00:12:54,665
‫مثل یه توده ابر بزرگ داشتیم نزدیک می‌شدیم.

123
00:12:56,873 --> 00:13:02,373
‫و اصلا نمی‌دونستم دقیقا
‫داریم به چی نزدیک میشیم.

124
00:13:07,332 --> 00:13:08,915
‫گمونم بهترین راه برای بیانش اینه که...

125
00:13:09,707 --> 00:13:12,457
‫الان داری وارد میدون مسابقه اصلی میشی.

126
00:13:30,582 --> 00:13:33,540
‫خلبان‌های جنگنده ژاپنی با سرعت
‫به هوا برخاستن.

127
00:13:46,540 --> 00:13:49,540
‫خبر دسته بزرگی از دشمن در جنوب...

128
00:13:49,623 --> 00:13:50,915
‫با بیسیم گزارش شد.

129
00:13:56,165 --> 00:14:00,790
‫وقتی اطراف رو نگاه کردم، ۲۰ تا
‫بمب‌افکن دشمن رو دیدم.

130
00:14:01,373 --> 00:14:04,331
‫تیراندازی وحشتناک بود!

131
00:14:07,081 --> 00:14:10,706
‫جلومو نگاه کردم و یه
‫هواپیمای زیرو داشت شیرجه می‌زد.

132
00:14:12,623 --> 00:14:13,873
‫ماشه رو فشار دادم.

133
00:14:15,456 --> 00:14:17,415
‫گلوله‌ها یه راست خورد بهش.

134
00:14:30,165 --> 00:14:34,498
‫باک ضربه خورد و
‫هواپیما آتیش گرفت.

135
00:14:34,581 --> 00:14:37,456
‫پس دور شدم.

136
00:14:40,415 --> 00:14:44,373
‫و به آب خوردم.

137
00:14:50,915 --> 00:14:54,123
‫خلبان‌های آمریکایی بیش از
‫ده جنگنده ژاپنی رو زدن.

138
00:15:28,706 --> 00:15:29,790
‫سمت چپ رو نگاه کردم...

139
00:15:29,831 --> 00:15:33,581
‫و بزرگترین ناوی که تا اون
‫موقع به چشم خورده بود رو دیدم.

140
00:15:35,248 --> 00:15:38,081
‫حالا ناوهای هواپیمابر ژاپن بی‌دفاع شدن.

141
00:15:39,748 --> 00:15:42,415
‫بمب‌افکن‌های آمریکایی نزدیک میشن.

142
00:15:47,873 --> 00:15:49,956
‫اولین بار که تونستم چیزی رو تشخیص بدم...

143
00:15:50,081 --> 00:15:51,748
‫یه بکه سیاه بزرگ رو دیدم.

144
00:15:59,123 --> 00:16:01,040
‫رفتم بالا، پس اولین بمب بهش خورد...

145
00:16:03,581 --> 00:16:04,581
‫دومی هم خورد.

146
00:16:11,206 --> 00:16:13,665
‫سومی خورد. حتما یه دوزخ درست و حسابی بوده.

147
00:16:19,123 --> 00:16:21,581
‫الان می‌تونم توی ذهنم ببینمش.

148
00:16:25,456 --> 00:16:27,581
‫چهار ناوهواپیمابر ژاپنی...

149
00:16:27,665 --> 00:16:29,540
‫تقریبا نصف نیروی دریایی‌شون...

150
00:16:29,623 --> 00:16:32,040
‫به ته اقیانوس آرام فرستاده شدن.

151
00:16:32,956 --> 00:16:34,748
‫برای اولین بار در جنگ...

152
00:16:34,831 --> 00:16:38,415
‫آمریکا شکست سنگینی رو
‫به ژاپنی‌ها وارد کرده بود.

153
00:16:45,790 --> 00:16:47,206
‫از شادی سر از پا نمی‌شناختیم.

154
00:16:56,081 --> 00:16:58,540
‫ناوگان ژاپنی نابود شده بود.

155
00:17:05,873 --> 00:17:07,498
‫یه شبیخون بود.

156
00:17:07,581 --> 00:17:10,415
‫شبیخون یه کلمه منفی و کثیف حساب میشه،
‫ولی این کار رو با ژاپنی‌ها کردیم...

157
00:17:10,498 --> 00:17:12,748
‫درست همون کاری که با ما کردن،
‫ما بهشون شبیخون زدیم.

158
00:17:12,831 --> 00:17:14,040
‫معرکه بود.

159
00:17:40,456 --> 00:17:42,581
‫در همین حال، در جبهه شرقی...

160
00:17:43,164 --> 00:17:45,581
‫آلمانی‌ها نتونسته بودن
‫به یک پیروزی قاطع...

161
00:17:45,664 --> 00:17:48,456
‫در برابر نیروهای استالین در مسکو برسن.

162
00:17:49,081 --> 00:17:52,331
‫حملات پشت سر هم آلمان قادر
‫به درهم شکستن دفاع مسکو نیست.

163
00:17:53,456 --> 00:17:57,081
‫هیتلر حالا تصمیمی می‌گیره که
‫مسیر کل جنگ رو تغییر میده.

164
00:18:00,581 --> 00:18:04,831
‫چون برای یک بُرد سریع بی‌تاب شده،
‫بهترین ارتشش رو به جنوب می‌بره...

165
00:18:04,914 --> 00:18:08,706
‫تا به شهری حمله کنن که اسم
‫رهبر شوروی رو روش گذاشتن...

166
00:18:09,789 --> 00:18:11,456
‫استالینگراد.

167
00:18:13,664 --> 00:18:20,623
‫تصرف استالینگراد تنها این
‫پیروزی عظیم رو عمیق‌تر می‌کنه...

168
00:18:22,289 --> 00:18:26,039
‫نه چون این شهر اسم استالین رو داره،
‫که اهمیت چندانی نداره...

169
00:18:26,123 --> 00:18:30,623
‫بلکه چون یه شهر بسیار
‫مهم استراتژیک به حساب میاد.

170
00:18:30,706 --> 00:18:37,539
‫و می‌تونین مطمئن باشین،
‫هیچکس ما رو از اینجا دور نخواهد کرد!

171
00:18:42,539 --> 00:18:47,539
‫[نبرد استالینگراد]
‫[آگوست ۱۹۴۲]

172
00:18:57,706 --> 00:19:01,873
‫واقعا خیلی به هیجان اومده بودیم.

173
00:19:06,331 --> 00:19:08,956
‫تانک‌هامون به سرعت برق و باد بودن!

174
00:19:23,039 --> 00:19:28,664
‫روحیه‌مون به شدت بالا بود
‫و قدرت آتش بسیار شگفت‌آوری داشتیم.

175
00:19:44,248 --> 00:19:46,706
‫آلمانی‌ها در ۲۴ ساعت
‫گذشته پیشروی کردن...

176
00:19:46,789 --> 00:19:50,498
‫و مهمات ذخیره آلمان همچنان
‫از راه هوا به دستشون می‌رسه.

177
00:19:53,373 --> 00:19:57,789
‫ولی مدافعان استالینگراد
‫مدام نیروی پشتیبانی اضافه می‌کنن.

178
00:20:00,456 --> 00:20:04,748
‫شوروی‌ها از سرعت و تاکتیک
‫ارتش آلمان جا موندن.

179
00:20:06,289 --> 00:20:08,539
‫ولی رهبرشون، جوزف استالین...

180
00:20:09,248 --> 00:20:10,873
‫کارت دیگه‌ای توی آستینش داشت.

181
00:20:12,498 --> 00:20:14,414
‫زنان مقاومت!

182
00:20:14,498 --> 00:20:16,706
‫تمام دنیا چشمش به شماست...

183
00:20:16,789 --> 00:20:19,956
‫به عنوان نیرویی برای
‫نابود کردن مهاجمان آلمانی.

184
00:20:20,039 --> 00:20:23,623
‫ارتش سرخ نزدیک به
‫یک میلیون زن رو جذب کرد.

185
00:20:26,331 --> 00:20:29,373
‫یکی‌شون الکساندرا بوچارواست.

186
00:20:30,748 --> 00:20:35,498
‫بهم گفتن، دختر، الان توی ارتشی!

187
00:20:37,664 --> 00:20:42,206
‫پشت مسلسل میشینی.

188
00:20:42,289 --> 00:20:43,498
‫فهمیدی؟

189
00:20:49,248 --> 00:20:53,206
‫بیشتر از همه مسلسل سنگین خوشم می‌اومد.

190
00:21:03,081 --> 00:21:04,164
‫۲۳ آگوست.

191
00:21:06,539 --> 00:21:10,414
‫بمب‌افکن‌های لوفت‌وافه
‫اولین موج حمله به استالینگراد رو شروع کردن.

192
00:21:21,081 --> 00:21:24,164
‫روی زمین، هنگ پانزر هم رسید.

193
00:21:29,331 --> 00:21:35,664
‫به ولگا اومدیم و این
‫رود قدرتمند رو دیدیم.

194
00:21:37,414 --> 00:21:43,247
‫خیلی بداخلاق بودیم، گفتیم
‫عالیه، بیاین قایق‌ها رو منفجر کنیم!

195
00:21:56,247 --> 00:21:58,039
‫روی یه قایق بودم.

196
00:22:14,664 --> 00:22:18,539
‫یه خمپاره نزدیک ما فرود اومد.

197
00:22:21,831 --> 00:22:27,331
‫یه پرستار توی آب پرت شد.

198
00:22:27,414 --> 00:22:30,914
‫و مُرد و به ته رود ولگا رفت.

199
00:22:36,539 --> 00:22:38,247
‫یه جوری تونستیم از رودخونه رد بشیم.

200
00:22:52,581 --> 00:22:56,664
‫آلمانی‌ها برای یک حمله
‫تمام عیار زمینی به شهر آماده شدن.

201
00:23:04,247 --> 00:23:08,081
‫سوختن استالینگراد رو دیدیم.

202
00:23:10,206 --> 00:23:13,914
‫فکر کردیم، وقتی استالینگراد رو بگیریم...

203
00:23:14,039 --> 00:23:16,289
‫جنگ تموم میشه.

204
00:23:17,497 --> 00:23:18,747
‫آتش!

205
00:23:20,497 --> 00:23:23,706
‫شروع کردیم به پیشروی به سمت استالینگراد.

206
00:23:25,789 --> 00:23:28,539
‫خبرهای بیشتری از جنگ
‫در جبهه روسی داریم...

207
00:23:28,622 --> 00:23:32,539
‫تهدید آلمان برای استالینگراد
‫هر روز بیشتر و بیشتر میشه.

208
00:23:38,122 --> 00:23:42,706
‫یه خونه یا گودال رو می‌گرفتیم...

209
00:23:44,747 --> 00:23:48,872
‫و چند روز بعد پسش می‌گرفتن.

210
00:23:52,456 --> 00:23:57,081
‫یهو فهمیدیم با یه
‫رقیب جدی روبه‌رو هستیم.

211
00:24:07,831 --> 00:24:11,456
‫هر خونه یه میدون نبرد بود.

212
00:24:15,289 --> 00:24:17,331
‫خمپاره‌ها مثل توفان روی
‫سرمون می‌باریدن.

213
00:24:21,372 --> 00:24:25,247
‫سربازهای بسیاری رو از دست دادیم.

214
00:24:30,122 --> 00:24:31,830
‫به مدت سه ماه...

215
00:24:31,914 --> 00:24:35,664
‫نازی‌ها و شوروی‌ها در یک
‫بن‌بست با هم جنگیدن.

216
00:24:49,539 --> 00:24:52,205
‫ولی شوروی برای باز کردن
‫این بن‌بست یه راهی داره.

217
00:24:56,205 --> 00:25:01,580
‫[نوامبر ۱۹۴۲]

218
00:25:19,122 --> 00:25:23,080
‫ترکیبی از حیرت و وحشت بود.

219
00:25:32,080 --> 00:25:34,997
‫شبیه چیزی بود که از
‫یه فیلم بیرون اومده باشه.

220
00:25:44,664 --> 00:25:47,997
‫ارتش سرخ از همه جا...

221
00:25:48,872 --> 00:25:51,830
‫سرازیر شد، از شمال و جنوب.

222
00:26:00,747 --> 00:26:03,247
‫استالین درخواست پشتیبانی کرده...

223
00:26:03,330 --> 00:26:05,372
‫و آلمانی‌ها رو غافلگیر کرده بود.

224
00:26:09,414 --> 00:26:12,039
‫سلاح‌های ما برتر بودن.

225
00:26:17,205 --> 00:26:21,539
‫ولی تعدادشون خیلی زیاد بود.

226
00:26:22,872 --> 00:26:26,080
‫موجی پس از موج دیگه از راه می‌رسیدن.

227
00:26:36,789 --> 00:26:41,747
‫ضعیفتر نمی‌شدن،
‫قوی‌تر می‌شدن!

228
00:26:49,414 --> 00:26:52,372
‫به جون خودمون اهمیت نمی‌دادیم.

229
00:26:56,414 --> 00:27:00,580
‫تنها چیزی که اهمیت داشت سرزمین مادری بود!

230
00:27:05,539 --> 00:27:11,622
‫یهو با دوربین دوچشمی خودم دیدم.

231
00:27:14,330 --> 00:27:18,622
‫خدای من! استالینگراد محاصره شده!

232
00:27:33,247 --> 00:27:36,372
‫در حالی که ارتش آلمان
‫در استالینگراد گیر افتاده...

233
00:27:37,455 --> 00:27:40,539
‫در اقیانوس آرام، آمریکایی‌ها
‫و ژاپنی‌ها...

234
00:27:40,622 --> 00:27:42,664
‫همچنان به نبرد برای برتری یافتن ادامه میدن.

235
00:27:43,664 --> 00:27:45,664
‫[جزایر سولومون]

236
00:28:04,455 --> 00:28:06,872
‫خبرها مهم امروز اینا هستن.

237
00:28:06,955 --> 00:28:09,163
‫تمام کشور چشم امید
‫به نیروی دریایی دوختن...

238
00:28:09,247 --> 00:28:12,163
‫که در حال نبرد در یکی از
‫خشن‌ترین نبردهای جنگ جهانی دوم ـه...

239
00:28:12,247 --> 00:28:13,705
‫در جزایر سولومون.

240
00:28:53,288 --> 00:28:55,080
‫البته که دچار تلفاتی شدیم.

241
00:28:55,122 --> 00:28:57,538
‫ولی به دشمن هم خسارت و تلفات وارد کردیم.

242
00:29:11,205 --> 00:29:15,080
‫در همین حال، در آفریقای شمالی،
‫جهت جنگ دوباره عوض میشه.

243
00:29:16,163 --> 00:29:19,163
‫برنامه خانه و سربازها از شبکه بی‌بی‌سی.

244
00:29:19,247 --> 00:29:23,330
‫خبر بسیار خوبی داریم که در
‫یک ساعت گذشته به دستمون رسیده.

245
00:29:23,413 --> 00:29:25,747
‫نیروهای محور قدرت در صحرای غربی...

246
00:29:25,830 --> 00:29:28,163
‫حالا کامل عقب‌نشینی کردن.

247
00:29:29,330 --> 00:29:32,913
‫وینستون چرچیل یک فرمانده
‫جدید رو در آفریقا منصوب کرد...

248
00:29:34,372 --> 00:29:35,788
‫ژنرال مونتگومری.

249
00:29:38,413 --> 00:29:41,872
‫و شروع کرد به توقف پیشروی
‫لشکر آفریقای رومل.

250
00:29:43,205 --> 00:29:45,080
‫دستور ما از طرف نخست‌وزیر...

251
00:29:45,163 --> 00:29:48,413
‫نابودی محور قدرت در شمال آفریقاست.

252
00:29:49,580 --> 00:29:53,080
‫یک بار و برای همیشه
‫کار رومل رو تموم می‌کنیم.

253
00:29:54,372 --> 00:29:56,872
‫میشه انجامش داد و انجام میشه.

254
00:30:01,163 --> 00:30:06,413
‫ولی ده‌ها هزار سرباز انگلیسی
‫هنوز اسیر محور قدرت بودن.

255
00:30:16,080 --> 00:30:18,330
‫از بعد از تصرف توبروک...

256
00:30:18,413 --> 00:30:22,205
‫ری الیس در صحرای آفریقای شمالی
‫سوار یک کامیون شده بود.

257
00:30:26,830 --> 00:30:29,372
‫یادم نمیاد چند روز گذشته بود.

258
00:30:29,455 --> 00:30:31,247
‫یه جهنم واقعی بود.

259
00:30:46,580 --> 00:30:48,080
‫نمی‌تونستی بشینی.

260
00:30:50,163 --> 00:30:54,163
‫نمی‌تونستی تکون بخوری.
‫در اصل نمی‌تونستی بچرخی.

261
00:30:58,080 --> 00:31:01,413
‫مردان کثیف، عرق کرده و بوگندو...

262
00:31:01,497 --> 00:31:04,372
‫که ایستاده شکم و مثانه‌شونو خالی می‌کردن.

263
00:31:04,455 --> 00:31:05,788
‫و تو هم باید همین کار رو می‌کردی.

264
00:31:09,538 --> 00:31:11,872
‫بسیاری در همون حالت ایستاده مُردن.

265
00:31:18,288 --> 00:31:21,580
‫تا اینکه شب وایستادیم
‫تا اجساد رو بشه برد بیرون.

266
00:31:32,580 --> 00:31:36,580
‫[کاپوا، جنوب ایتالیا]

267
00:31:47,413 --> 00:31:50,871
‫ری به عنوان یه اسیر جنگی
‫به ایتالیا می‌رسه.

268
00:31:56,288 --> 00:31:57,955
‫داشتیم از گرسنگی می‌مردیم.

269
00:31:59,746 --> 00:32:01,663
‫یه گروه از مردان در هم شکسته بودیم.

270
00:32:05,330 --> 00:32:08,538
‫خیابون پر بود از مردمی
‫که تف مینداختن و مسخره می‌کردن.

271
00:32:11,621 --> 00:32:14,163
‫این ارتش بریتانیاست. نگاشون کنین!

272
00:32:38,288 --> 00:32:40,996
‫و بعد یه جایی، از میون جمعیت...

273
00:32:43,163 --> 00:32:48,788
‫یه دختر کوچولو اومد و
‫یه هلوی بزرگ رو داد دستم.

274
00:32:52,080 --> 00:32:54,538
‫و بعد با سرعت برگشت و خودشو قایم کرد.

275
00:32:59,371 --> 00:33:03,746
‫و یادمه که داشتم می‌خوردمش
‫و دستهای بسته‌مو دور دهنم گرفته بودم.

276
00:33:06,663 --> 00:33:09,205
‫فکر نکنم چیزی خوشمزه‌تر از
‫اون هلو خورده باشم.

277
00:33:13,955 --> 00:33:15,913
‫فقط زدم زیر گریه.

278
00:33:20,246 --> 00:33:23,496
‫بهم فهموند که وقتی فکر می‌کنی
‫تمام دنیا علیه تو شدن...

279
00:33:23,580 --> 00:33:24,996
‫و همه چی داره بد پیش میره...

280
00:33:25,080 --> 00:33:27,788
‫همیشه فکر می‌کنم یه دختر
‫با یه هلو یه جا وایستاده.

281
00:33:31,621 --> 00:33:35,413
‫حس معرکه‌ای بود...

282
00:33:44,455 --> 00:33:48,080
‫و بهم امید داد که
‫ممکنه اوضاع تغییر کنه.

283
00:33:50,080 --> 00:33:53,080
‫[ایتالیا]

284
00:33:54,080 --> 00:33:57,746
‫اینجا لندن است و برای بی‌بی‌سی
‫از آمریکای شمالی خبر داریم.

285
00:33:57,830 --> 00:34:00,038
‫دیروز بعد از ظهر حدود ساعت ۴:۳۰...

286
00:34:00,121 --> 00:34:02,330
‫ارتش‌های محور قدرت
‫به نصف کاهش پیدا کردن.

287
00:34:03,288 --> 00:34:07,746
‫نوامبر از راه رسید و
‫خبرهای مهمی از مصر رسید.

288
00:34:08,955 --> 00:34:12,746
‫لشکر هشتم بریتانیا نیروهای
‫ژنرال رومل رو در نبرد...

289
00:34:12,830 --> 00:34:14,955
‫الامین شکست داده بود.

290
00:34:16,246 --> 00:34:23,080
‫حالا این پایان کار نیست.
‫حتی آغاز پایان هم نیست.

291
00:34:23,746 --> 00:34:27,163
‫ولی شاید پایان یک آغاز باشه.

292
00:34:30,038 --> 00:34:32,246
‫و حالا آمریکایی‌ها فرود اومدن...

293
00:34:32,330 --> 00:34:35,830
‫تا کمک کنن کار محور قدرت
‫در آفریقای شمالی تموم بشه.

294
00:34:35,913 --> 00:34:39,663
‫چتربازهای آمریکایی و سربازان
‫نیروی هوایی از بریتانیا اومدن...

295
00:34:39,746 --> 00:34:41,205
‫از ۳۰۰۰ کیلومتر دورتر...

296
00:34:41,288 --> 00:34:43,246
‫فرود اومدن تا فرودگاه‌ها رو بگیرن...

297
00:34:43,330 --> 00:34:46,621
‫در حالی که بقیه سربازان آمریکایی
‫به سواحل وارد شدن.

298
00:34:51,913 --> 00:34:55,163
‫این پایان ماجراجویی
‫محور قدرت در آفریقاست.

299
00:35:01,288 --> 00:35:04,371
‫در همین حال، نیروهای هیتلر
‫در جبهه شرقی...

300
00:35:04,454 --> 00:35:08,204
‫در مواجهه با یک شکست فاجعه‌بار قرار گرفتن.

301
00:35:11,454 --> 00:35:14,121
‫لشکر ششم آلمان تسلیم شد.

302
00:35:16,079 --> 00:35:18,163
‫و زمستان روسیه داشت نزدیک می‌شد.

303
00:35:32,788 --> 00:35:36,621
‫ژنرال‌های هیتلر بهش میگن
‫که تنها امید عقب‌نشینی کردنه.

304
00:35:42,038 --> 00:35:45,079
‫ولی هیتلر به ارتشش دستور
‫میده بایسته و بجنگه.

305
00:35:48,704 --> 00:35:52,413
‫این چند ماه اخیر
‫بسیار سرنوشت‌ساز بوده.

306
00:35:54,621 --> 00:35:59,288
‫بیاین یادی کنیم از سربازانی
‫که این پیروزی رو به ما دادن.

307
00:36:01,704 --> 00:36:05,954
‫شکست هیچ جایی نداره.

308
00:36:06,079 --> 00:36:09,538
‫آلمان ملی و سوسیالیست
‫از این جنگ برمی‌خیزه...

309
00:36:09,621 --> 00:36:11,871
‫با یک پیروزی شکوهمند!

310
00:36:17,329 --> 00:36:22,913
‫اولش فکر کردیم که
‫از اینجا میریم.

311
00:36:30,246 --> 00:36:34,413
‫ولی بعدش اوضاع خیلی بد شد.

312
00:37:03,288 --> 00:37:05,329
‫بنزین تموم کردیم.

313
00:37:12,288 --> 00:37:15,121
‫بعدش مهمات تموم کردیم.

314
00:37:26,329 --> 00:37:28,913
‫بعدش غذا تموم کردیم...

315
00:37:30,829 --> 00:37:34,788
‫پس اسب‌ها رو خوردیم.

316
00:37:40,538 --> 00:37:46,329
‫دستور داشتیم خونه‌ها رو
‫برای هیزم نابود کنیم.

317
00:37:50,204 --> 00:37:53,621
‫گفتیم، بیاین بیرون، به خونه‌تون نیاز داریم!

318
00:38:13,662 --> 00:38:16,371
‫توی یک خونه...

319
00:38:18,537 --> 00:38:20,621
‫یه زوج پیر بودن.

320
00:38:20,704 --> 00:38:26,454
‫یه پیرمرد از استالینگراد...

321
00:38:26,537 --> 00:38:27,829
‫با همسرش.

322
00:38:28,454 --> 00:38:33,037
‫یه کم سوپ درست کرده بودن.

323
00:38:33,787 --> 00:38:35,287
‫یه چیز گرم بود.

324
00:38:35,371 --> 00:38:39,037
‫گفتش، بیا با ما غذا بخور.

325
00:38:39,121 --> 00:38:40,579
‫باورم نمی‌شد!

326
00:38:54,579 --> 00:38:56,954
‫روز کریسمس، ۱۹۴۲.

327
00:39:02,371 --> 00:39:06,204
‫هانس و افرادش ۲۹۰۰ کیلومتر از
‫خونه دور بودن...

328
00:39:06,287 --> 00:39:07,954
‫و از گشنگی در حال مرگ.

329
00:39:10,412 --> 00:39:14,829
‫یه درخت کاج کوچیک توی سنگرم داشتم.

330
00:39:19,787 --> 00:39:24,746
‫سعی کردم که برای افرادم
‫خودمو شجاع نشون بدم.

331
00:39:35,579 --> 00:39:39,287
‫گفتم، بچه‌ها، یه
‫جوری از اینجا میریم بیرون.

332
00:39:44,871 --> 00:39:47,329
‫با اینکه حتی خودمم باور نداشتم.

333
00:39:52,329 --> 00:39:54,621
‫و هیچکس دیگه هم حرفمو باور نکرد.

334
00:40:07,371 --> 00:40:10,454
‫در طول مسیر استالینگراد...

335
00:40:12,162 --> 00:40:15,954
‫تمام دنیام از هم پاشید.

336
00:40:23,496 --> 00:40:27,121
‫یه جسد رو دیدم.

337
00:40:27,204 --> 00:40:30,037
‫بعضی از سربازها خودشونو
‫پرت کردن روش.

338
00:40:35,537 --> 00:40:40,162
‫قلب و ریه‌هاشو دراوردن و خوردن.

339
00:40:51,746 --> 00:40:55,662
‫با خودم گفتم، خدای من،
‫چقدر پست و بدبخت شدیم؟

340
00:41:08,662 --> 00:41:13,662
‫[پنج هفته بعد]

341
00:41:28,787 --> 00:41:31,704
‫فرماندهی عالی ورماخت اعلام می‌کند...

342
00:41:31,787 --> 00:41:33,496
‫لشکر ششم ارتش...

343
00:41:33,579 --> 00:41:37,204
‫تسلیم برتری دشمن شد.

344
00:41:40,537 --> 00:41:43,329
‫نبرد استالینگراد پایان یافت.

345
00:41:45,287 --> 00:41:48,579
‫در دوم فوریه ارتش آلمان تسلیم میشه.

346
00:41:51,537 --> 00:41:55,745
‫هشتصد هزار سرباز محور قدرت
‫کشته یا اسیر شدن.

347
00:41:58,579 --> 00:42:01,954
‫یه سرباز ارتش سرخ
‫با اسلحه‌ش زد توی سینه‌م.

348
00:42:05,162 --> 00:42:07,870
‫و به همین راحتی اسیر شدیم.

349
00:42:14,620 --> 00:42:19,537
‫برای هیتلر یه فاجعه‌س
‫و بزرگترین شکستش تا به حال بوده.

350
00:42:26,412 --> 00:42:29,495
‫بعدش به فکر خونه افتادم.

351
00:42:31,120 --> 00:42:34,954
‫حالا چطور میشه جنگ رو ببریم؟

352
00:42:46,829 --> 00:42:52,954
‫دیر یا زود تمام آلمان مثل ما که
‫در استالینگراد تسلیم شدیم، تسلیم میشه.

353
00:42:55,037 --> 00:42:57,454
‫این یعنی سقوط آلمان.

354
00:42:58,079 --> 00:42:59,870
‫امکان نداره.

355
00:43:10,287 --> 00:43:13,454
‫همدیگه رو بغل کردیم
‫و بوسیدیم و داد زدیم، من زنده‌م!

356
00:43:20,037 --> 00:43:25,704
‫فهمیدم قراره به من
‫مدال ستاره سرخ رو بدن.

357
00:43:29,329 --> 00:43:32,787
‫با افتخار راه می‌رفتم!

358
00:43:35,120 --> 00:43:40,704
‫حس کردم که دنیا داره تماشام می‌کنه.

359
00:43:47,829 --> 00:43:51,495
‫ارتش سرخ استالین
‫جلوی موج نازی‌ها رو گرفت.

360
00:44:05,162 --> 00:44:07,579
‫ولی همچنان که جنگ وارد
‫سال چهارمش می‌شد...

361
00:44:07,662 --> 00:44:10,120
‫یک نبرد سهمگین‌تر تازه شروع شده بود.

362
00:44:19,579 --> 00:44:23,537
‫برای بردن جنگ، متفقین
‫باید نبرد رو به قلمروی دشمن می‌بردن...

363
00:44:24,870 --> 00:44:28,037
‫و وارد خطرناکترین مکان
‫روی کره زمین می‌شدن...

364
00:44:28,620 --> 00:44:30,454
‫آلمان نازی.

365
00:44:34,120 --> 00:44:38,620
‫نازی‌ها با یک
‫توهم به نسبت کودکانه وارد این جنگ شدن...

366
00:44:38,704 --> 00:44:41,370
‫که می‌خوان همه رو بمباران کنن...

367
00:44:41,454 --> 00:44:43,620
‫و هیچکس اونا رو بمباران نمی‌کنه.

368
00:44:44,704 --> 00:44:49,495
‫کاری کردن باد بلند بشه و
‫حالا باید با گردباد طرف بشن.

369
00:44:56,287 --> 00:44:58,912
‫- جنگنده‌ها در سمت چپ.
‫- مراقب باش، اسکاتی.

370
00:44:59,037 --> 00:45:00,579
‫دارم می‌بینم‌شون.

371
00:45:03,787 --> 00:45:06,162
‫بی ۱۷ در سمت راست از کنترل خارج شده.

372
00:45:08,495 --> 00:45:10,495
‫زود باشین، بچه‌ها،
‫از اون هواپیما بیاین بیرون.

