﻿1
00:00:13,833 --> 00:00:18,833
‫[نورفولک، انگلستان]

2
00:00:37,833 --> 00:00:39,083
‫هرگز فراموشش نمی‌کنم.

3
00:00:40,416 --> 00:00:43,958
‫فرمانده اسکادران اومد
‫پیشم و گفت...

4
00:00:44,041 --> 00:00:47,416
‫برو یه کم بخواب چون فردا باید پرواز کنی.

5
00:00:58,458 --> 00:00:59,916
‫به جلسه رفتیم...

6
00:01:03,833 --> 00:01:05,708
‫و پرده‌ها رو کشیدن پایین.

7
00:01:09,666 --> 00:01:11,874
‫در روز روشن و سر ظهر باید...

8
00:01:11,958 --> 00:01:14,041
‫از ابرها می‌اومدیم پایین...

9
00:01:14,124 --> 00:01:16,458
‫تا آلمان رو به زانو دربیاریم.

10
00:01:21,874 --> 00:01:23,833
‫گفتش، باید به شما بگم، رفقا...

11
00:01:24,416 --> 00:01:27,791
‫که اگه فقط یک هواپیما روی اون
‫هدف داشته باشیم...

12
00:01:27,874 --> 00:01:29,416
‫ماموریت موفقیت‌آمیز میشه.

13
00:01:36,458 --> 00:01:39,458
‫و وحشت کردم چون می‌دونستم...

14
00:01:44,416 --> 00:01:48,166
‫با یه احتمال بسیار کم روبه‌رو هستیم...

15
00:01:48,249 --> 00:01:50,416
‫که ممکنه آخرین ماموریت‌مون باشه.

16
00:01:54,833 --> 00:01:57,999
‫خواستار تسلیم بی‌قید و شرط هستیم.

17
00:01:58,083 --> 00:02:00,416
‫همین که جنگ جهانی دوم
‫وارد سال چهارمش میشه...

18
00:02:00,499 --> 00:02:03,291
‫نتیجه درگیری هنوز مشخص نیست.

19
00:02:04,041 --> 00:02:07,791
‫هیتلر اولین شکست بزرگش
‫در خاک روسیه رو تجربه کرده.

20
00:02:07,874 --> 00:02:12,916
‫پس هر دو طرف میزان تولید رو می‌برن بالا
‫و رهبران بیشتر خطر می‌کنن.

21
00:02:13,916 --> 00:02:14,916
‫[آلمان در استالینگراد تسلیم می‌شود!]

22
00:02:15,291 --> 00:02:19,499
‫هیتلر و موسولینی متوجه میشن...

23
00:02:19,583 --> 00:02:22,458
‫که تا چه حد بد اشتباه کردن.

24
00:02:23,124 --> 00:02:26,874
‫ولی برای بردن جنگ، متفقین باید
‫دوباره اروپا رو فتح کنن...

25
00:02:26,958 --> 00:02:29,333
‫و در نهایت به آلمان حمله کنن.

26
00:02:30,458 --> 00:02:34,958
‫اراده‌شون برای مقاومت باید
‫کاملا در هم شکسته بشه.

27
00:02:36,041 --> 00:02:37,666
‫فقط یک مشکل وجود داره...

28
00:02:38,249 --> 00:02:41,999
‫اروپای اشغال شده به دست نازی
‫بهترین استحکامات دفاعی دنیا رو داره.

29
00:02:44,208 --> 00:02:45,874
‫آتش!

30
00:02:45,958 --> 00:02:48,916
‫یک جنگ تمام عیار می‌خواین؟

31
00:02:48,999 --> 00:02:55,291
‫می‌خواین از قدرت تصور امروز ما هم
‫جامع‌تر و افراطی‌تر بشه؟

32
00:02:56,541 --> 00:03:00,791
‫اینقدر نفوذناپذیره که
‫بهش میگن دژ اروپا.

33
00:03:01,666 --> 00:03:05,583
‫ولی به قول انگلیسی‌ها،
‫دژ اروپا سقف نداره.

34
00:03:07,583 --> 00:03:08,583
‫[اقدامات جنگی قدرت می‌گیرد]

35
00:03:09,041 --> 00:03:12,291
‫پس حالا متفقین از آسمون
‫مایه ویرانی میشن...

36
00:03:14,624 --> 00:03:17,124
‫تا ماشین جنگی هیتلر رو از بین ببرن.

37
00:03:21,166 --> 00:03:26,083
‫باور داریم که نازی‌ها و
‫فاشیست‌ها خودشون اینو خواستن...

38
00:03:26,166 --> 00:03:28,124
‫و بهش هم می‌رسن.

39
00:03:28,124 --> 00:03:32,124
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

40
00:03:33,124 --> 00:03:37,124
‫[قسمت چهارم: دژ اروپا]

41
00:03:51,374 --> 00:03:54,416
‫هوانورد تنسی، جان لاکادو و افرادش...

42
00:03:54,499 --> 00:03:57,541
‫قراره به قلب آلمان نازی پرواز کنن.

43
00:04:01,874 --> 00:04:03,582
‫بخشی از لشکر بمب‌افکن‌ها هستن...

44
00:04:03,666 --> 00:04:08,582
‫که برای نابود کردن محل‌‌های نظامی
‫و ساخت اسلحه آلمان طراحی شدن.

45
00:04:12,707 --> 00:04:16,832
‫می‌دونستیم که به شدت
‫با ضدهوایی‌ها ازش دفاع میشه.

46
00:04:18,874 --> 00:04:24,332
‫احتمالش خیلی کم بود که بتونیم موفق بشیم.

47
00:04:32,457 --> 00:04:36,707
‫برای خدمه بمب‌افکن متفقین،
‫خطری بزرگ در پیش‌رو قرار داره.

48
00:04:41,541 --> 00:04:44,874
‫هزاران ضدهوایی آلمان.

49
00:04:49,457 --> 00:04:52,291
‫و صدها جنگنده لوفت‌وافه.

50
00:05:27,332 --> 00:05:29,124
‫شروع کردیم به رد شدن از کانال.

51
00:05:37,707 --> 00:05:40,832
‫دمای هوا ۵۰ یا ۶۰ درجه
‫زیر صفر بود.

52
00:05:42,291 --> 00:05:44,832
‫ممکنه بود در یه ثانیه از
‫سرما یخ بزنی و بمیری.

53
00:05:54,291 --> 00:05:58,499
‫ولی در مقایسه با چیزی
‫که در انتظارمون بود هیچی نبود.

54
00:06:06,041 --> 00:06:07,624
‫خدای من!

55
00:06:07,707 --> 00:06:08,916
‫وای!

56
00:06:16,707 --> 00:06:19,957
‫ضدهوایی‌های آلمان
‫آسمون رو پر از توپ ضدهوایی کردن...

57
00:06:20,041 --> 00:06:22,707
‫خرده‌های فلزی داغ و انفجاری.

58
00:06:27,832 --> 00:06:31,874
‫وقتی گلوله‌ها منفجر می‌شدن
‫می‌تونستی صدای ترکش‌ها رو بشنوی...

59
00:06:31,957 --> 00:06:33,541
‫که کمونه می‌کرد از هواپیما رد می‌شد.

60
00:06:37,457 --> 00:06:40,791
‫و یهو در یک بازی بسیار مرگبار وارد شدیم.

61
00:06:48,041 --> 00:06:51,666
‫از گوشه چشمم می‌تونستم
‫جنگنده‌های آلمانی رو ببینم...

62
00:06:53,249 --> 00:06:55,124
‫که به سمت ما می‌اومدن.

63
00:06:58,749 --> 00:07:00,374
‫- سمت راست.
‫- مراقبش باش، اسکاتی.

64
00:07:00,457 --> 00:07:02,915
‫- حواسم بهش هست.
‫- دارن دور می‌زنن.

65
00:07:02,999 --> 00:07:06,999
‫- زود باش دیگه...
‫- بالا سمت چپ.

66
00:07:17,082 --> 00:07:19,874
‫آلمانی‌ها اینقدر سریع می‌اومدن،
‫که وقت فکر کردن نداشتن.

67
00:07:19,957 --> 00:07:23,082
‫با سرعت ۶۰۰ کیلومتر در سرعت بهمون
‫نزدیک می‌شدن.

68
00:07:25,540 --> 00:07:27,040
‫جنگنده، بالا سمت چپ.

69
00:07:28,957 --> 00:07:30,165
‫- داره میاد.
‫- نمی‌بینمش.

70
00:07:30,249 --> 00:07:31,624
‫سمت راسته.

71
00:07:34,457 --> 00:07:36,749
‫بی ۱۷ سمت راست دچار مشکل شده.

72
00:07:38,332 --> 00:07:40,957
‫- از موتورش دود بلند میشه.
‫- یه موتورش آتیش گرفته.

73
00:07:47,749 --> 00:07:50,082
‫زود باشین، پسرها، از اون هواپیما
‫بیاین بیرون. بپرین بیرون.

74
00:08:11,790 --> 00:08:15,915
‫تعجبی نداره که برخی از آدم‌ها
‫زیر چنین فشاری کم بیارن.

75
00:08:18,374 --> 00:08:24,915
‫ترس و وحشت از نبرد
‫می‌تونه موهاتو سفید کنه.

76
00:08:24,999 --> 00:08:27,415
‫بارها و بارها دیدم این اتفاق افتاده.

77
00:08:28,249 --> 00:08:30,374
‫از خلبان به مسلسل‌چی میانه.

78
00:08:30,457 --> 00:08:31,957
‫بالای هدف رسیدیم.

79
00:08:34,499 --> 00:08:37,040
‫از خلبان به بمب‌انداز، به کشتی رسیدیم.

80
00:08:37,124 --> 00:08:38,790
‫از بمب‌انداز به خلبان، دریافت شد.

81
00:08:40,582 --> 00:08:41,999
‫بمب‌ها رها شد.

82
00:08:42,999 --> 00:08:44,874
‫بمب‌ها روی هدف رها شد.

83
00:08:50,290 --> 00:08:53,249
‫میری اونجا، می‌جنگی تا به هدف برسی.

84
00:08:56,540 --> 00:09:00,207
‫بعدش سعی می‌کنی تمام
‫راه تا خونه رو برگردی.

85
00:09:08,582 --> 00:09:11,499
‫باید تا حد زیادی نسبت
‫به این واقعیت مصون باشی...

86
00:09:11,582 --> 00:09:17,374
‫که اگه زنده بمونی،
‫فقط بدجور خوش‌شانس بودی.

87
00:09:41,999 --> 00:09:45,124
‫ولی وقتی از هواپیما پیاده میشی
‫و زمین رو می‌بوسی...

88
00:09:45,207 --> 00:09:48,290
‫و میگی، خدا رو شکر که برگشتم،
‫از اون جون سالم به در بردم...

89
00:09:48,374 --> 00:09:52,374
‫و بعد فردا دوباره بلند میشی
‫و میری تا تکرارش کنی؟

90
00:09:52,999 --> 00:09:54,707
‫خیلی دل و جرات می‌خواد.

91
00:09:54,790 --> 00:09:57,290
‫خیلی باید روحیه داشته باشی.

92
00:10:00,749 --> 00:10:06,707
‫ولی می‌دونستیم برای آزادی
‫و رهاسازی وظیفه‌ای داریم.

93
00:10:14,207 --> 00:10:16,707
‫تا تابستان ۱۹۴۳...

94
00:10:16,790 --> 00:10:20,999
‫۷۰ هزار تن ماده منفجر روی
‫آلمان ریخته شد.

95
00:10:25,540 --> 00:10:28,915
‫ولی بمب‌افکن ها نتونستن
‫اهداف کلیدی رو نابود کنن...

96
00:10:28,998 --> 00:10:32,082
‫و راه نفوذی به دژ اروپا باز کنن.

97
00:10:34,665 --> 00:10:36,290
‫راه‌حل بریتانیا...

98
00:10:37,957 --> 00:10:39,748
‫انتخاب اهداف آسونتر بود.

99
00:10:57,623 --> 00:10:59,957
‫مه ۱۹۴۳.

100
00:11:01,290 --> 00:11:03,415
‫خبر بسیار خوب و مهمی از آفریقا رسید.

101
00:11:03,498 --> 00:11:05,582
‫دیروز بعد از ظهر حدود ۴:۳۰...

102
00:11:05,665 --> 00:11:08,373
‫جنگ در آفریقای شمالی به پایان رسید.

103
00:11:08,457 --> 00:11:12,082
‫آمریکایی‌ها و انگیسی‌ها پیروزی
‫نهایی و قاطعی...

104
00:11:12,165 --> 00:11:13,915
‫در برابر ارتش آفریقای رومل بدست اوردن.

105
00:11:18,165 --> 00:11:20,665
‫بمب‌افکن‌ها در سه موج
‫مرگبار حمله کردن...

106
00:11:20,748 --> 00:11:22,582
‫تا آخرین بمباران هوایی رو انجام بدن...

107
00:11:22,665 --> 00:11:25,540
‫و یکی از سنگین‌ترین بمباران‌ها
‫در تمام این نبرد بوده.

108
00:11:26,998 --> 00:11:31,082
‫و به زودی صدها پرچم سفید در
‫سرتاسر این محل برافراشته شد.

109
00:11:32,915 --> 00:11:36,123
‫متفقین حالا کنترل تمام
‫ساحل آفریقای شمالی رو بدست اوردن...

110
00:11:36,832 --> 00:11:41,998
‫که امکان جدید و امیدوارکننده‌ای رو
‫مطرح می‌کنه، از جنوب وارد اروپا بشن.

111
00:11:44,373 --> 00:11:48,248
‫ایتالیای فاشیست موسولینی
‫درست در آنطرف مدیترانه‌س.

112
00:11:49,915 --> 00:11:52,957
‫پیشوا و دوچه در جلسه‌ای...

113
00:11:53,040 --> 00:11:57,248
‫عزم مردم خود رو...

114
00:11:57,332 --> 00:12:00,457
‫برای ادامه جنگ تا پیروزی پایانی ابراز کردن.

115
00:12:04,332 --> 00:12:07,582
‫نقشه، پیاده کردن نیرو در سیسیلی...

116
00:12:07,665 --> 00:12:09,915
‫بعد ادامه جنگ تا خود رُم بود.

117
00:12:12,915 --> 00:12:15,915
‫[حمله ایتالیا]
‫[ژوئن ۱۹۴۳]

118
00:12:25,332 --> 00:12:30,873
‫در میون نیروهای مهاجم موریس وایت،
‫یه مرد جوان هست که به سمت ناشناخته‌ها میره.

119
00:12:35,832 --> 00:12:37,998
‫از همه طرف کشتی‌ها دیده می‌شدن...

120
00:12:38,082 --> 00:12:39,457
‫تا جایی که چشم کار می‌کرد.

121
00:12:43,332 --> 00:12:45,790
‫همونجا وسط دریای مدیترانه نشسته بودیم.

122
00:12:45,873 --> 00:12:47,790
‫هوای قشنگ و خوبی بود.

123
00:12:48,832 --> 00:12:50,332
‫آرامش قبل از توفان بود.

124
00:12:52,707 --> 00:12:57,290
‫آره، طبیعی ـه که بترسی چون
‫نمی‌دونی واقعا چه انتظاری باید داشته باشی.

125
00:13:09,040 --> 00:13:11,248
‫در میاد پایین و باید پیاده بشی.

126
00:13:14,123 --> 00:13:18,373
‫و توی آب می‌پری و
‫شروع می‌کنی به تقلا یا شنا کردن.

127
00:13:29,582 --> 00:13:31,540
‫وقتی رسیدیم بهمون شلیک نشد.

128
00:13:35,123 --> 00:13:38,248
‫بیشتر دردسرمون برای ورود به شهر بود.

129
00:13:49,832 --> 00:13:50,873
‫آتش!

130
00:14:04,956 --> 00:14:08,915
‫نمی‌تونستی سرتو در فضای باز بیاری بالا
‫چون راحت می‌زدنت.

131
00:14:26,665 --> 00:14:30,706
‫یادمه یه مسلسل‌چی آلمانی روی
‫یه کپه سنگ نشسته بود.

132
00:14:32,873 --> 00:14:35,123
‫تسلیم شو!
‫اسلحه‌تو بنداز!

133
00:14:35,206 --> 00:14:36,915
‫داد می‌زدیم سرش که تسلیم شو.

134
00:14:38,790 --> 00:14:41,081
‫ولی می‌گفت، بیاین و منو بگیرین.

135
00:14:45,373 --> 00:14:46,415
‫به پیش!

136
00:14:52,956 --> 00:14:57,998
‫تیر خورد توی صورتش و تخم چشم‌هاش
‫روی گونه‌هاش آویزون بود.

137
00:15:00,956 --> 00:15:04,998
‫ولی با اینکه کور شده بود،
‫بازم گلوله‌بارون‌مون می‌کرد.

138
00:15:17,040 --> 00:15:19,123
‫ولی هیچوقت نه متوقف شدیم و نه تردید کردیم.

139
00:15:21,165 --> 00:15:22,623
‫همینطوری جلو رفتیم.

140
00:15:24,248 --> 00:15:27,623
‫موریس و رفقاش بیشتر
‫و بیشتر به ایتالیا نفوذ کردن...

141
00:15:27,706 --> 00:15:29,998
‫روستا به روستا رو پس گرفتن.

142
00:15:33,915 --> 00:15:37,290
‫توی یه خونه بزرگ سر و صدایی شنیدیم.

143
00:15:38,165 --> 00:15:41,581
‫به آلمانی داد زدیم که بیا بیرون
‫و همه چیز ساکت شد.

144
00:15:46,623 --> 00:15:50,540
‫به زور رفتیم و تو حدود ۲۰ نفر اونجا بودن.

145
00:15:50,623 --> 00:15:53,290
‫افراد سالمند، زن و بچه.

146
00:15:59,206 --> 00:16:01,540
‫و روزها بود که غذا نخورده بودن.

147
00:16:04,831 --> 00:16:07,873
‫واقعا داشتن از گرسنگی تلف می‌شدن.

148
00:16:13,956 --> 00:16:17,706
‫اگه بهشون یه قوطی گوشت کنسروی می‌دادی
‫مثل این بود که دنیا رو بهشون دادی.

149
00:16:25,748 --> 00:16:30,040
‫بعد از سه سال جنگ، محلی‌ها
‫فقط می‌خواستن جنگ تموم بشه.

150
00:16:36,831 --> 00:16:39,165
‫مورد لطف و رحم...

151
00:16:39,248 --> 00:16:44,081
‫انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها قرار گرفتیم.

152
00:16:46,331 --> 00:16:50,123
‫نانوایی‌های ما رو گرفتن تا
‫برای سربازهاشون نون درست کنن.

153
00:16:52,415 --> 00:16:54,165
‫مجبور شدم نون بدزدم.

154
00:16:55,040 --> 00:16:58,206
‫قدرتی نداشتیم. چی کار می‌تونستم بکنم؟

155
00:17:04,415 --> 00:17:07,415
‫نه خونه‌ای داشتیم، نه وسایلی، نه هیچی.

156
00:17:07,498 --> 00:17:10,040
‫همه چیزو ازمون گرفته بودن.

157
00:17:28,706 --> 00:17:31,498
‫حمله نیروهای متفقین منجر به
‫تصرف بیش از ۱۲ شهر جدید شده...

158
00:17:31,581 --> 00:17:34,289
‫و دارن در جبهه سیسیلی به پیش میرن.

159
00:17:36,039 --> 00:17:39,164
‫با قدرت جلو میریم تا ایتالیایی‌ها
‫رو هر چه زودتر...

160
00:17:39,248 --> 00:17:40,539
‫از جنگ بیرون بندازیم.

161
00:17:44,248 --> 00:17:47,664
‫از تعداد ایتالیایی‌های تسلیم شده
‫شگفت‌زده شدم.

162
00:17:49,456 --> 00:17:51,289
‫اصلا نمی‌خواستن بجنگن.

163
00:17:52,956 --> 00:17:55,456
‫از موسولینی و آلمانی‌ها خسته شده بودن.

164
00:18:00,081 --> 00:18:03,081
‫چند تایی پرچم سفید
‫به زیر تفنگ‌هاشون چسبونده بودن...

165
00:18:03,164 --> 00:18:07,039
‫و تفنگ رو می‌اوردن بالا
‫و دستها رو هم می‌اوردن بالا، پس...

166
00:18:13,706 --> 00:18:16,873
‫متفقین با موفقیت وارد دژ اروپا شدن.

167
00:18:19,998 --> 00:18:22,039
‫ولی خیلی مونده بود جنگ تموم بشه.

168
00:18:30,039 --> 00:18:32,956
‫آلمانی‌ها و شوروی‌ها در
‫یک نبرد بزرگ با تانک‌ها...

169
00:18:33,039 --> 00:18:35,164
‫در نزدیک شهر کورسک درگیر بودن.

170
00:18:36,956 --> 00:18:39,789
‫ارتش سرخ بیشتر از ۲۰ کیلومتر از منطقه رو...

171
00:18:39,873 --> 00:18:42,206
‫با کشتن ۱۲ هزار آلمانی دیگه به تصرف دراورد.

172
00:18:51,706 --> 00:18:56,331
‫و در آسیا، سرنوشت جنگ در حال تغییره.

173
00:18:56,414 --> 00:18:59,289
‫ایالات متحده و بریتانیا...

174
00:18:59,373 --> 00:19:03,206
‫همچنان در برابر آسیای شرقی
‫بزرگتر مقاومت می‌کنن.

175
00:19:03,289 --> 00:19:09,748
‫باید دست به دست هم بدیم
‫و خودمونو از قید و بند اونا آزاد کنیم!

176
00:19:10,706 --> 00:19:14,164
‫هدف ژاپن به تصرف دراوردن
‫تمام شرق آسیاست...

177
00:19:14,748 --> 00:19:18,289
‫و برای عملی کردن این هدف،
‫یه دژ برای خودشون درست کردن.

178
00:19:19,414 --> 00:19:20,998
‫دژ اونا در اقیانوسه...

179
00:19:21,081 --> 00:19:25,706
‫مجموعه‌ای از جزایر دفاعی و
‫استراتژیک در سرتاسر اقیانوس آرام.

180
00:19:28,706 --> 00:19:30,248
‫به پیش میریم...

181
00:19:30,331 --> 00:19:32,956
‫تا به خود جزایر ژاپنی حمله کنیم.

182
00:19:33,539 --> 00:19:37,373
‫به کمتر از پیروزی کامل راضی نخواهیم شد.

183
00:19:38,539 --> 00:19:39,789
‫برای بردن جنگ...

184
00:19:39,873 --> 00:19:43,248
‫آمریکایی‌ها باید این جزایر
‫رو یک به یک فتح کنند.

185
00:19:45,748 --> 00:19:49,914
‫هدف بعدی‌شون جزیره مرجانی
‫کوچک و حلقه‌ای شکل تاراواست.

186
00:19:49,914 --> 00:19:52,914
‫[نبرد تاراوا]
‫[نوامبر ۱۹۴۳]

187
00:19:58,831 --> 00:20:00,914
‫تکاوران نیروی دریایی آمریکا
‫به سمت تاراوا میرن.

188
00:20:02,414 --> 00:20:07,373
‫بین اونا جو واروسینی ۱۷ ساله از
‫کالیفرنیا حضور داره.

189
00:20:10,123 --> 00:20:12,039
‫به اندازه بقیه ترسیده بودم.

190
00:20:14,956 --> 00:20:20,164
‫ولی نمی‌دونم، حس می‌کردم دارم
‫یه کاری می‌کنم و حس خوبی داشتم.

191
00:20:23,331 --> 00:20:24,581
‫خیلی جو جالبی وجود داشت.

192
00:20:41,831 --> 00:20:47,498
‫یهو هواپیماها اومدن و بمباران کردن.

193
00:20:57,081 --> 00:20:58,831
‫و باشکوه بود.

194
00:21:01,164 --> 00:21:02,331
‫به وجد اومدم.

195
00:21:08,206 --> 00:21:11,914
‫خب، به یکی از بچه‌ها گفتم،
‫می‌خوام به اون جزیره برم.

196
00:21:11,997 --> 00:21:14,497
‫گفتم، اونجا دیگه هیچ موجود زنده‌ای نداره.

197
00:21:20,497 --> 00:21:24,747
‫چیزی که جو نمی‌دونه اینه
‫که ۵ هزار سرباز ژاپنی...

198
00:21:24,831 --> 00:21:26,622
‫از این بمباران جان سالم به در بردن.

199
00:21:34,247 --> 00:21:37,247
‫به خیال خودم فکر می‌کردم
‫مثل فیلم‌هاست.

200
00:21:38,497 --> 00:21:41,539
‫در قایق باز میشه و
‫پا توی یه ساحل میذاریم.

201
00:21:46,539 --> 00:21:49,456
‫ولی تمام آب پر شده بود از گلوله.

202
00:21:53,164 --> 00:21:57,081
‫اولین نفر در قایق‌مون با
‫یه ترکش توی گردنش از پا دراومد.

203
00:22:00,914 --> 00:22:04,914
‫گروهبان رفت کمکش کنه و
‫یه ترکش خورد توی سرش.

204
00:22:06,914 --> 00:22:08,581
‫بلافاصله تموم کرد.

205
00:22:13,081 --> 00:22:15,164
‫ولی می‌خواستم شجاعتم رو نشون بدم.

206
00:22:17,081 --> 00:22:19,247
‫مهم نبود چی میشه، می‌خواستم برم جلو.

207
00:22:23,081 --> 00:22:26,331
‫می‌رفتم زیر آب و تا جایی که می‌تونستم
‫نفس‌مو نگه می‌داشتم.

208
00:22:31,664 --> 00:22:38,247
‫ولی وقتی به ساحل رسیدم، کلی
‫ژاپنی منتظرمون بودن.

209
00:22:38,956 --> 00:22:40,581
‫جهنمی به پا شد.

210
00:23:01,997 --> 00:23:03,789
‫خیلی عجیب بود.

211
00:23:04,872 --> 00:23:08,247
‫بهمون گفتن، به هر چی
‫پشت این خط باشه، شلیک کنین.

212
00:23:08,997 --> 00:23:11,331
‫برامون مهم نیست چیه، شلیک کنین.

213
00:23:13,831 --> 00:23:14,831
‫آتش!

214
00:23:18,122 --> 00:23:19,997
‫ولی بعد ستوان‌مون کشته شد.

215
00:23:23,747 --> 00:23:25,872
‫با سرنیزه یه تفنگ زدن توی گردنش.

216
00:23:28,539 --> 00:23:30,872
‫کاملا سرش قطع شده بود.

217
00:23:36,456 --> 00:23:38,164
‫اوضاع ناجور شد.

218
00:23:38,831 --> 00:23:40,081
‫به پیش!

219
00:23:40,164 --> 00:23:42,331
‫اینقدر شلیک کردم تا تفنگ خالی شد.

220
00:23:58,497 --> 00:24:04,664
‫دو نفر پریدن و منو گرفتن
‫و کشیدنم بالای دیوار.

221
00:24:09,664 --> 00:24:11,622
‫همونجا پایان کارم بود.

222
00:24:17,997 --> 00:24:21,497
‫بیش از هزار نفر از
‫هم‌رزمان جو کشته شدن.

223
00:24:29,333 --> 00:24:31,458
.ژاپنی ها تا لحظه ی مرگ میجنگند

224
00:24:32,708 --> 00:24:34,708
.نزدیک به 5 هزار نفر کشته شدند

225
00:24:38,664 --> 00:24:42,622
‫فقط ۱۷ سرباز ژاپنی زنده موندن و تسلیم شدن.

226
00:24:50,205 --> 00:24:51,372
‫اونا هم آدم بودن.

227
00:24:51,455 --> 00:24:55,122
‫مادر و پدر داشتن،
‫مثل ما که مادر و پدر داشتیم.

228
00:24:56,872 --> 00:24:59,080
‫چه درست و چه غلط
‫برای کشورمون می‌جنگیم.

229
00:24:59,164 --> 00:25:01,497
‫اونا هم چه درست و چه غلط
‫برای کشورشون جنگیدن.

230
00:25:03,372 --> 00:25:05,122
‫تا جایی که به من مربوطه، شجاع بودن.

231
00:25:21,414 --> 00:25:24,080
‫آمریکایی‌ها یک قدم مهم به سمت...

232
00:25:24,164 --> 00:25:26,955
‫عقب روندن ژاپنی‌ها در آسیا برداشتن.

233
00:25:27,872 --> 00:25:30,205
‫ولی جلوی اونا یک اقیانوس بزرگ قرار داره...

234
00:25:34,164 --> 00:25:36,830
‫و چند ده جزیره که باید فتح بشه...

235
00:25:36,914 --> 00:25:40,205
‫قبل از اینکه حتی بتونن
‫به خود هدف ژاپن نزدیک بشن.

236
00:25:45,164 --> 00:25:47,789
‫در همین حال، در اروپا...

237
00:25:48,997 --> 00:25:53,080
‫بمباران پشت سر هم اهداف
‫نظامی آلمان ادامه داره.

238
00:25:56,664 --> 00:25:59,789
‫ولی ماشین جنگی نازی همچنان
‫به ساخت تانک اسلحه ادامه میده.

239
00:26:01,955 --> 00:26:07,747
‫میلیون‌ها دست باید مشغول کار بشن...

240
00:26:07,830 --> 00:26:11,747
‫و به خط مقدم تمام سلاح‌هایی
‫که نیاز دارن رو برسونن.

241
00:26:12,705 --> 00:26:15,289
‫پس چرچیل تصمیمی بی‌رحمانه گرفت...

242
00:26:18,664 --> 00:26:22,414
‫بمباران رو به سمت شهروندان
‫غیرنظامی آلمان بکشونه...

243
00:26:23,914 --> 00:26:27,830
‫روحیه‌شونو تضعیف کنه و حمایت
‫از جنگ هیتلر رو به حداقل برسونه.

244
00:26:30,330 --> 00:26:33,372
‫وقتی هر هفته از جنایت‌های
‫وحشتناکی می‌خونیم...

245
00:26:33,455 --> 00:26:36,497
‫که ارتش‌های آلمان سرمون نازل می‌کنن...

246
00:26:36,580 --> 00:26:41,622
‫باید اطمینان حاصل کنیم که
‫شمشیر عدالت رو به دست داریم.

247
00:26:43,122 --> 00:26:45,705
‫۷۸۷ بمب‌افکن سنگین...

248
00:26:45,789 --> 00:26:47,164
‫به سمت آلمان میرن.

249
00:26:48,205 --> 00:26:50,830
‫ماموریت، با خاک یکسان کردن هامبورگ.

250
00:26:52,830 --> 00:26:56,830
‫[توفان آتش هامبورگ]
‫[جولای ۱۹۴۳]

251
00:27:05,872 --> 00:27:09,414
‫گونتر لوکز ۱۴ ساله با
‫برادرش توی خونه تنهاست.

252
00:27:12,622 --> 00:27:14,122
‫یه برگه اعلامیه پیدا کردم.

253
00:27:17,455 --> 00:27:21,872
‫نوشته بود، شهر هامبورگ رو ترک کنین
‫تا از تلفات غیرضروری جلوگیری بشه.

254
00:27:21,955 --> 00:27:25,289
‫نیروی هوایی سلطنتی
‫پاشو امضا کرده بود.

255
00:27:30,830 --> 00:27:33,997
‫ترسیدم و به برادرم گفتم.

256
00:27:34,664 --> 00:27:37,622
‫گفتش، یه مشت تبلیغ سیاسی ـه.

257
00:27:40,205 --> 00:27:44,372
‫خب، انداختمش توی سطل آشغال.

258
00:27:50,913 --> 00:27:53,413
‫گونتر که خاطر جمع شده میره بخوابه.

259
00:28:03,830 --> 00:28:07,538
‫ولی در پوشش تاریکی، بمب‌افکن‌ها میان.

260
00:28:34,122 --> 00:28:38,622
‫هزار تُن ماده منفجره، که برای
‫گسترش آتش طراحی شده بودن...

261
00:28:38,705 --> 00:28:41,122
‫روی شهر خفته ریخته شد.

262
00:29:20,038 --> 00:29:22,122
‫گونتر برادرش رو بیدار کرد.

263
00:29:29,288 --> 00:29:33,163
‫از پنجره بیرون رو نگاه کردم
‫و دریایی از شعله‌ها دیدم.

264
00:29:35,205 --> 00:29:39,330
‫هر جا رو نگاه کردم، فقط شعله بود.

265
00:29:41,580 --> 00:29:44,872
‫خونه کناری فرو ریخت.

266
00:29:50,038 --> 00:29:55,247
‫برادرم گفت، باید برم و
‫ببینم چی سر عمه اولگا افتاده.

267
00:30:05,413 --> 00:30:08,288
‫نمی‌خواستم تنها اونجا بمونم.

268
00:30:14,788 --> 00:30:18,288
‫ولی رفتش بیرون و برنگشت.

269
00:30:29,080 --> 00:30:31,163
‫با خودم گفتم باید برم بیرون.

270
00:30:32,830 --> 00:30:34,538
‫در رو باز کردم...

271
00:30:38,372 --> 00:30:41,455
‫و دیدم آدم‌ها دارن
‫زنده زنده می‌سوزن.

272
00:31:37,621 --> 00:31:40,663
‫۴۵ هزار شهروند آلمانی کشته شدن.

273
00:31:48,288 --> 00:31:50,080
‫برادر گونتر یکی از اوناست.

274
00:31:58,913 --> 00:32:00,913
‫هامبورگ ویرانه شده.

275
00:32:05,913 --> 00:32:08,913
‫[پایگاه نیروی هوایی، انگلستان]

276
00:32:13,830 --> 00:32:16,705
‫در انگلستان، خلبان بمب‌افکن دان ویکنز...

277
00:32:16,788 --> 00:32:18,496
‫دستورات جدیدی می‌گیره.

278
00:32:24,205 --> 00:32:25,746
‫بهمون گفتن به هامبورگ بریم.

279
00:32:27,580 --> 00:32:29,163
‫به افسر اطلاعات گفتیم...

280
00:32:29,246 --> 00:32:31,288
‫آخه برای چی باید به هامبورگ بریم؟

281
00:32:33,080 --> 00:32:34,663
‫بمباران شده.

282
00:32:34,746 --> 00:32:38,413
‫تمام شهر یه گوله آتیش بود.

283
00:32:39,246 --> 00:32:44,913
‫گفتش، خب، تنها ساختمونی که
‫سالم مونده دفتر اصلی پست ـه.

284
00:32:45,788 --> 00:32:50,038
‫و پناهگاه‌های اضطراری ساختن
‫و ۶۰ هزار شهروند وجود داره.

285
00:32:52,955 --> 00:32:54,288
‫هدف شما همونه.

286
00:32:57,038 --> 00:32:58,746
‫خب، چی فکر می‌کنی؟

287
00:32:59,330 --> 00:33:01,455
‫همون فکری رو می‌کنی که ما کردیم.

288
00:33:02,330 --> 00:33:04,371
‫چشم‌هامونو بستیم و گفتیم، وای.

289
00:33:04,455 --> 00:33:06,621
‫و اونا آدم‌های بدی هستن.

290
00:33:07,871 --> 00:33:11,496
‫و ما آدم‌های خوبی بودیم
‫و اونوقت باید این کار رو بکنیم؟

291
00:33:12,663 --> 00:33:14,080
‫چاره‌ای نداشتیم.

292
00:33:14,830 --> 00:33:16,246
‫رفتیم و انجامش دادیم.

293
00:33:32,288 --> 00:33:34,330
‫وقتی این دستور رو بهمون دادن
‫بدحال‌تر از این جوونا...

294
00:33:34,413 --> 00:33:37,330
‫پیدا نمی‌کردی.

295
00:34:03,746 --> 00:34:07,788
‫و کار قهرمانانه‌ای نیست
‫و کار وحشتناکیه.

296
00:34:09,038 --> 00:34:12,371
‫و بخشی ازش هستیم،
‫چه دوست داشته باشیم و چه نه.

297
00:34:18,163 --> 00:34:20,330
‫متفقین امید داشتن
‫که بمباران شهرها...

298
00:34:20,413 --> 00:34:22,663
‫باعث بشه آلمانی‌ها
‫مخالف جنگ بشن.

299
00:34:25,288 --> 00:34:28,205
‫ولی برای برخی تاثیر عکس داشت.

300
00:34:33,538 --> 00:34:38,455
‫خب با خودم گفتم، آلمان در خطره.

301
00:34:38,538 --> 00:34:43,538
‫می‌خوام وظیفه‌مو انجام بدم
‫و نذارم سقوط کنه.

302
00:34:48,996 --> 00:34:51,121
‫و بعدش داوطلب شدم.

303
00:34:56,663 --> 00:35:03,121
‫مادرم گفت، اصلا منطقی نیست،
‫ولش کن و بمون.

304
00:35:05,288 --> 00:35:09,788
‫ولی از آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها متنفر بودم.

305
00:35:14,788 --> 00:35:16,788
‫[هامبورگ]

306
00:35:17,454 --> 00:35:19,496
‫جنگ برای اروپا شروع شده.

307
00:35:21,621 --> 00:35:23,746
‫متفقین سیسیلی رو ایمن کردن.

308
00:35:23,829 --> 00:35:26,329
‫هدف بعدی‌شون رُم خواهد بود.

309
00:35:29,163 --> 00:35:31,996
‫قطعا یکی از سنگین‌ترین
‫حملات روزانه در جنگ بود.

310
00:35:32,038 --> 00:35:35,163
‫تخریب وحشتناک قدرت و اراده.

311
00:35:36,496 --> 00:35:38,621
‫موسولینی به مردمش قول داده بود...

312
00:35:38,704 --> 00:35:41,413
‫که بمب‌های دشمن هرگز
‫روی رُم نمی‌ریزن.

313
00:35:42,163 --> 00:35:44,829
‫بمباران شهرهای بزرگ کار
‫بسیار وحشتناکیه.

314
00:35:44,913 --> 00:35:47,371
‫نمی‌دونیم چه بلایی
‫سر مردم ایتالیا میاره.

315
00:35:48,329 --> 00:35:51,038
‫ولی قطعا اراده‌شون برای
‫ادامه جنگ رو ضعیف می‌کنه.

316
00:35:53,788 --> 00:35:55,746
‫ایتالیایی‌ها کاسه صبرشون لبریز شد.

317
00:35:57,371 --> 00:36:00,204
‫رژیم تبهکار، فاسد و فاشیست در ایتالیا...

318
00:36:00,288 --> 00:36:01,288
‫داره تیکه تیکه میشه.

319
00:36:02,996 --> 00:36:04,746
‫موسولینی برکنار شد.

320
00:36:05,538 --> 00:36:08,371
‫هیتلر دستور عملیاتی رو
‫برای نجات و اوردنش به جای امنی رو میده.

321
00:36:10,371 --> 00:36:13,746
‫دیکتاتور ایتالیا
‫فرار بزدلانه‌شو با یه تله‌کابین...

322
00:36:13,829 --> 00:36:15,121
‫به اونطرف دره آپناین انجام داد.

323
00:36:15,204 --> 00:36:19,121
‫از اونجا هواپیمایی منتظر بود تا
‫اونو به هیتلر نگران برگردونه.

324
00:36:21,954 --> 00:36:27,663
‫حالا ایتالیایی‌ها تغییر جبهه دادن
‫و با متفقین همدست شدن.

325
00:36:31,204 --> 00:36:34,996
‫دو ساعت پیش، ایتالیا
‫با آلمان اعلام جنگ کرد.

326
00:36:36,538 --> 00:36:38,496
‫اعلامیه میگه که هیچ
‫صلحی وجود نخواهد داشت...

327
00:36:38,579 --> 00:36:41,496
‫تا وقتی که یه آلمانی در
‫خاک ایتالیا حضور داره.

328
00:36:45,204 --> 00:36:47,996
‫ولی نبرد برای ایتالیا خیلی مونده تا تموم بشه.

329
00:36:49,788 --> 00:36:53,121
‫خط دفاعی نازی‌ها درست
‫به جنوب پایتخت می‌رسه...

330
00:36:53,204 --> 00:36:55,621
‫و از شهر کلیدی کاسینو می‌گذره.

331
00:36:58,996 --> 00:37:02,538
‫تصرف کاسینو می‌تونه
‫به معنای باز شدن جاده رُم باشه.

332
00:37:14,538 --> 00:37:18,538
‫[نبرد مونته کاسینو]
‫[ژانویه ۱۹۴۴]

333
00:37:26,954 --> 00:37:29,621
‫آلمانی‌ها در ارتفاعات مستقر شدن.

334
00:37:31,621 --> 00:37:32,621
‫[کاسینو، ۱۱ کیلومتر]

335
00:37:34,746 --> 00:37:39,204
‫دستور گرفتیم به طرف کاسینو بریم.

336
00:37:43,704 --> 00:37:47,413
‫من با گروه تک‌تیراندازهام بودم.

337
00:37:54,663 --> 00:37:57,829
‫ولی فکر کردیم دیگه جنگی در کار نیست.

338
00:38:10,496 --> 00:38:15,662
‫ولی چند متر دورتر، متفقین بمباران کردن.

339
00:38:19,246 --> 00:38:20,829
‫تلفات بسیاری داشتیم.

340
00:38:23,079 --> 00:38:25,829
‫مرده‌ها روی هم در
‫دامنه تپه تلنبار شدن.

341
00:38:34,829 --> 00:38:40,246
‫ولی به وظیفه و کارمون ادامه دادیم.

342
00:38:44,996 --> 00:38:48,579
‫هر چی بیشتر بمباران و خمپاره‌بارون می‌کردیم،
‫دفاع‌شون قوی‌تر می‌شد.

343
00:38:50,162 --> 00:38:54,204
‫واقعا از یه ویرانه به عنوان
‫یه دژ استفاده می‌کردن.

344
00:38:58,871 --> 00:39:03,537
‫هر صبح یه تفنگ آلمانی عادت داشت
‫کل منطقه رو تیربارون کنه.

345
00:39:12,579 --> 00:39:14,412
‫فقط ۵۰ متر فاصله داشتن.

346
00:39:16,454 --> 00:39:19,787
‫وقتی خیلی، خیلی ساکت شد،
‫می‌تونستیم باهاشون حرف و داد بزنیم.

347
00:39:21,329 --> 00:39:24,246
‫و به همدیگه مزخرف میگفتیم

348
00:39:26,537 --> 00:39:29,121
‫ولی بعدش دوباره خمپاره‌بارون
‫شروع می‌شد.

349
00:39:29,204 --> 00:39:30,412
‫آتش!

350
00:39:34,537 --> 00:39:38,121
‫تا هفته‌ها متفقین
‫روی تپه‌ها زمین‌گیر بودن.

351
00:39:45,287 --> 00:39:47,121
‫اصلا نمی‌تونستیم تکون بخوریم.

352
00:39:49,204 --> 00:39:54,204
‫ولی می‌دونستیم آلمانی‌ها
‫صومعه بالای مونته کاسینو رو اشغال کردن.

353
00:39:56,287 --> 00:40:00,662
‫توپخانه آلمانی اون بالا بود که
‫حرکات ما رو زیرنظر داشت.

354
00:40:03,621 --> 00:40:06,579
‫متفقین بی‌تاب بودن که
‫محل رو بمباران کنن...

355
00:40:06,662 --> 00:40:11,204
‫ولی حتی در جنگ هم قوانینی برای جلوگیری
‫از تخریب ساختمونهای فرهنگی وجود داره.

356
00:40:13,204 --> 00:40:16,121
‫از رییس‌جمهور رزولت دستور داشتیم...

357
00:40:16,204 --> 00:40:18,704
‫که نباید مونته کاسینو رو بمباران کنیم...

358
00:40:18,787 --> 00:40:21,204
‫چون یه سازه مذهبی بسیار مهم بود.

359
00:40:24,662 --> 00:40:28,954
‫با اینحال به خاطر همین
‫برای موقعیت ما بسیار حیاتی بود...

360
00:40:29,912 --> 00:40:33,996
‫در نهایت دستور از رییس‌جمهور رسید
‫که بمباران کنین.

361
00:40:37,496 --> 00:40:41,537
‫این وظیفه به من سپرده شد تا
‫برای این حمله برنامه‌ریزی کنم.

362
00:40:51,037 --> 00:40:55,371
‫روز بمباران رو خیلی خوب یادمه.

363
00:40:57,662 --> 00:41:02,079
‫آسمون آبی زیبا و هوا گرم بود.

364
00:41:04,121 --> 00:41:07,162
‫با بمب‌افکن‌های سنگین‌مون
‫می‌رفتیم تا موقعیت آلمانی‌ها رو...

365
00:41:07,246 --> 00:41:08,996
‫با خاک یکسان کنیم.

366
00:41:13,454 --> 00:41:17,954
‫و خیلی حس خوبی داشتم که
‫من به برنامه‌ریزی این حمله کمک کردم.

367
00:43:09,370 --> 00:43:11,287
‫صومعه با خاک یکسان شد.

368
00:43:15,287 --> 00:43:18,995
‫ولی متفقین با گزارش‌های
‫اطلاعاتی‌شون گمراه شده بودن.

369
00:43:24,954 --> 00:43:27,412
‫فکر کردن که آلمانی‌ها اونجا بودن.

370
00:43:29,537 --> 00:43:31,495
‫ولی هیچ آلمانی اون بالا نبود.

371
00:43:36,745 --> 00:43:40,787
‫از رفتن به صومعه منع شده بودیم.

372
00:43:47,329 --> 00:43:53,662
‫غیرنظامیان بسیاری داخل
‫زیرزمین قایم شده بودن.

373
00:44:02,620 --> 00:44:04,829
‫به هیچ موفقیتی دست پیدا نکردم.

374
00:44:05,870 --> 00:44:07,079
‫هیچی.

375
00:44:14,620 --> 00:44:18,662
‫می‌تونستی صدای
‫جیغ‌ها رو بشنوی، مامان! بابا!

376
00:44:23,162 --> 00:44:25,662
‫همه دنبال عزیزان‌شون می‌گشتن.

377
00:44:31,912 --> 00:44:33,245
‫اون جیغ‌ها...

378
00:44:34,954 --> 00:44:37,079
‫قابل فراموش شدن نیستن.

379
00:44:46,662 --> 00:44:47,662
‫[رُم]

380
00:44:47,662 --> 00:44:50,787
‫چهار ماه دیگه از
‫جنگ وحشیانه لازمه...

381
00:44:50,870 --> 00:44:54,162
‫تا متفقین به پایتخت ایتالیا برسن.

382
00:44:56,620 --> 00:44:58,245
‫از جبهه ایتالیایی...

383
00:44:58,329 --> 00:44:59,995
‫که لشکر سبک زرهی
‫و پیاده‌نظام...

384
00:45:00,079 --> 00:45:03,370
‫با خوشحالی وارد رُم و قلب شهر شدن.

385
00:45:08,745 --> 00:45:11,328
‫دژ اروپا حسابی باز شده بود.

386
00:45:13,203 --> 00:45:17,412
‫در همین حال، در انگلستان، متفقین عملیات
‫مخفیانه‌ای رو برنامه‌ریزی می‌کردن...

387
00:45:17,495 --> 00:45:19,412
‫که مسیر جنگ رو عوض خواهد کرد.

388
00:45:21,953 --> 00:45:23,370
‫تعداد بسیار زیادی...

389
00:45:23,453 --> 00:45:25,328
‫از تجهیزات نظامی...

390
00:45:25,412 --> 00:45:28,037
‫توسط نیروهای تهاجمی
‫متفق تولید شدن.

391
00:45:30,078 --> 00:45:34,453
‫این بزرگترین عملیات تهاجمی
‫نظامی در تاریخ است.

392
00:45:37,453 --> 00:45:41,037
‫حمله‌ای که تا ابد با
‫اسم روز اعزام شناخته میشه.

393
00:45:50,078 --> 00:45:51,995
‫می‌دونستیم که قراره
‫عملیات مهمی باشه.

394
00:45:54,037 --> 00:45:55,995
‫و هدفش رو می‌دونستیم.

395
00:45:57,037 --> 00:45:58,912
‫می‌رفتیم اروپا رو آزاد کنیم.

396
00:46:02,287 --> 00:46:04,620
‫چشمان دنیا به شماست.

397
00:46:05,537 --> 00:46:09,495
‫امیدها و دعاهای مردم آزادی‌دوست
‫در هر جای دنیا همراه شماست.

398
00:46:11,287 --> 00:46:14,120
‫چیزی کمتر از پیروزی
‫کامل رو نمی‌پذیریم.

399
00:46:14,870 --> 00:46:15,870
‫موفق باشید.

400
00:46:19,370 --> 00:46:23,787
‫همه مضطرب بودن که زودتر
‫به اون ساحل برسن و بجنگن.

401
00:46:30,620 --> 00:46:32,620
‫فکر نمی‌کردیم بتونیم موفق بشیم.

402
00:46:37,370 --> 00:46:39,245
‫من اصلا قصد نداشتم زنده ازش بیرون بیام.

