1
00:00:02,123 --> 00:00:05,285
‫اسم من "اولیور کوئین"ـه.

2
00:00:05,385 --> 00:00:08,486
‫به مدت پنج سال در یک جزیره گیر افتاده بودم.
‫و فقط یک هدف داشتم...

3
00:00:08,488 --> 00:00:10,738
‫اینکه زنده بمونم.

4
00:00:10,740 --> 00:00:12,556
‫اولیور کوئین" زنده است".

5
00:00:12,558 --> 00:00:15,109
‫حالا من میتونم آرزوی درحال مرگ
‫پدرم رو برآورده کنم.

6
00:00:15,111 --> 00:00:17,245
‫اینکه از لیستی که بهم داد استفاده کنم...

7
00:00:17,247 --> 00:00:20,198
‫و کسایی که شهرم رو مسموم میکنن رو بکشم.

8
00:00:20,200 --> 00:00:22,450
‫،و برای اینکار

9
00:00:22,452 --> 00:00:24,452
‫،من باید تبدیل به شخص دیگه ای بشم

10
00:00:24,454 --> 00:00:28,156
‫باید تبدیل به چیز دیگه ای بشم.

11
00:00:28,558 --> 00:00:30,191
‫آنچه گذشت...

12
00:00:30,193 --> 00:00:31,759
‫- تموم شد.
‫- مطمئن باشم که اون صدمه ای نمیبینه؟

13
00:00:31,761 --> 00:00:33,411
‫هرگز هم متوجه نمیشه که
‫تو در این موضوع دست داشتی.

14
00:00:33,413 --> 00:00:35,363
‫بهت قول میدم.

15
00:00:36,531 --> 00:00:39,333
‫میدونی "دیگ"، وقتی با یکی از اونایی
‫،که اسمشون توی لیسته روبرو میشم

16
00:00:39,335 --> 00:00:42,152
‫بهشون میگم که شهر رو ناامید کردن.

17
00:00:43,422 --> 00:00:45,840
‫ولی امشب من بودم که...

18
00:00:45,842 --> 00:00:48,826
‫ناامید شدم.

19
00:01:00,505 --> 00:01:03,274
‫اون لوله ی آب رو ببر سمت شمال...

20
00:01:03,276 --> 00:01:05,609
‫وگرنه کل منطقه رو از دست میدیم.

21
00:01:06,862 --> 00:01:08,229
‫- "دنی"!
‫- بله "کیت"؟

22
00:01:08,231 --> 00:01:10,031
‫این بالا یکم دود زیاد شده، رفیق.

23
00:01:10,033 --> 00:01:13,034
‫فقط دارم طبقه ی بالارو چک میکنم.

24
00:01:13,036 --> 00:01:15,686
‫هی، تو بیا اینجا.

25
00:01:15,688 --> 00:01:18,406
‫من به کمک احتیاج دارم
‫یه خورده اینجا ناجوره.

26
00:01:20,242 --> 00:01:22,025
‫هی...چیکار....

27
00:01:22,027 --> 00:01:24,578
‫آخ...نه..

28
00:02:23,305 --> 00:02:26,256
‫حالت چطوره؟

29
00:02:26,258 --> 00:02:28,025
‫داری بهتر میشی یا نه؟

30
00:02:30,428 --> 00:02:32,696
‫خبری از "والتر" نشد؟

31
00:02:32,698 --> 00:02:34,949
‫خبرچین من دنبال قضیه ـس.

32
00:02:34,951 --> 00:02:37,267
‫همینطور رفیقم توی اینترپال.

33
00:02:37,269 --> 00:02:39,436
‫هر دوشون هم یک چیز میگن.

34
00:02:39,438 --> 00:02:41,155
‫یا پدرخونده ی من خودش نمیخواد پیدا بشه...

35
00:02:41,157 --> 00:02:44,041
‫یا اینکه یه نفر نمیخواد پیدا بشه.

36
00:02:44,043 --> 00:02:45,910
‫"داره شیش هفته میشه "اولیور.

37
00:02:45,912 --> 00:02:48,462
‫،ولی نه تماسی از طرف آدم رباها شده

38
00:02:48,464 --> 00:02:50,965
‫،نه درخواست باج کردن
‫و نه میدونیم که زنده است.

39
00:02:50,967 --> 00:02:52,333
‫من از این متنفرم که بگم...

40
00:02:52,335 --> 00:02:54,618
‫"دیگ".

41
00:02:54,620 --> 00:02:58,889
‫هردوی ما میدونیم که احتمال مرگ
‫اون خیلی زیاده.

42
00:03:00,458 --> 00:03:01,643
‫میخوای چیکار کنی؟

43
00:03:01,645 --> 00:03:03,344
‫نمیدونم.

44
00:03:03,346 --> 00:03:06,347
‫"حتی رابط های من توی "براتوا
‫هم نتونستن سر نخی پیدا کنن.

45
00:03:06,349 --> 00:03:08,483
‫من در مورد "والتر" حرف نمیزدم.

46
00:03:12,154 --> 00:03:14,972
‫به نظر میرسه آماده مبارزه هستی.

47
00:03:14,974 --> 00:03:17,075
‫و آخرین باری که من چک کردم
‫اسامی زیادی هست...

48
00:03:17,077 --> 00:03:19,410
‫که باید از این لیست خط بخوره.

49
00:03:20,812 --> 00:03:24,499
‫اون افراد فرار نمیکنن.

50
00:03:24,501 --> 00:03:28,002
‫با توجه به گم شدن "والتر" الان
‫خانوادم به من احتیاج داره.

51
00:03:30,989 --> 00:03:33,708
‫بهشون بگو که هواپیما رو بیارن.

52
00:03:33,710 --> 00:03:36,294
‫افراد من بزودی میرسن.

53
00:03:36,296 --> 00:03:38,012
‫در عجب نیستی که منو...

54
00:03:38,014 --> 00:03:40,348
‫چقدر راحت دستگیر کردی؟

55
00:03:40,350 --> 00:03:42,350
‫برو.

56
00:03:42,352 --> 00:03:44,936
‫- چی؟
‫- فرار کن.

57
00:04:13,693 --> 00:04:17,493
‫روزبه و عرفان با افتخار تقدیم میکنند.
‫translated By Corleone & Merfan

58
00:04:17,494 --> 00:04:21,294
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

59
00:04:21,840 --> 00:04:26,093
‫و قاضی "هینکل" آماده بود بهشون
‫یه دور دیگه فرصت بده...

60
00:04:26,095 --> 00:04:27,895
‫واسه همین من گفتم عمراً.

61
00:04:27,897 --> 00:04:29,546
‫این دادگاه همین الان شروع میشه.

62
00:04:29,548 --> 00:04:32,215
‫- آفرین.
‫- ممنون.

63
00:04:34,719 --> 00:04:36,904
‫بابا.

64
00:04:36,906 --> 00:04:38,489
‫چی شد که اومدی اینجا؟

65
00:04:38,491 --> 00:04:40,891
‫باید با "جو" حرف بزنم.

66
00:04:40,893 --> 00:04:44,578
‫- همه چیز روبراهه آقای "لنس"؟
‫- نه.

67
00:04:49,117 --> 00:04:52,453
‫- چی شده؟
‫- نه.

68
00:04:52,455 --> 00:04:54,371
‫"برادرش "دنی...

69
00:04:54,373 --> 00:04:56,423
‫دیشب سر خدمت کشته شده.

70
00:04:56,425 --> 00:04:57,958
‫- جو" خیلی متاسفم".
‫- نه.

71
00:04:57,960 --> 00:05:00,294
‫نه، نه!

72
00:05:00,296 --> 00:05:02,680
‫- خیلی متاسفم.
‫- نه.

73
00:05:02,682 --> 00:05:05,716
‫- جو" عیبی نداره".
‫- نه.

74
00:05:05,718 --> 00:05:08,819
‫آروم باش.

75
00:05:27,706 --> 00:05:29,940
‫مامان؟

76
00:05:31,776 --> 00:05:33,460
‫سلام.

77
00:05:33,462 --> 00:05:34,795
‫سلام.

78
00:05:34,797 --> 00:05:38,449
‫من یه سر به همبرگر فروشیه "بیگ بلی" زدم.

79
00:05:38,451 --> 00:05:41,051
‫"فکر کردم شاید من و شما و "تیا
‫،بتونیم یه وقتی بگذرونیم

80
00:05:41,053 --> 00:05:43,787
‫یه فیلم نگاه کنیم.

81
00:05:43,789 --> 00:05:46,640
‫ممنونم عزیزم من زیاد گرسنه نیستم.

82
00:05:48,393 --> 00:05:51,478
‫اگه نظرت عوض شد بگو.

83
00:06:08,330 --> 00:06:10,247
‫من قبلا اون فیلمو دیدم.

84
00:06:10,249 --> 00:06:11,749
‫خُب یکم مراعات حال منو بکن.

85
00:06:11,751 --> 00:06:13,784
‫من یه مدتی نبودم.

86
00:06:13,786 --> 00:06:15,836
‫و به نظر میاد این نابغه ی سینما...

87
00:06:15,838 --> 00:06:18,706
‫زک"...

88
00:06:18,708 --> 00:06:22,343
‫گالافیناک" رو ندیدم".

89
00:06:22,345 --> 00:06:24,878
‫با مامان دیدمش.

90
00:06:24,880 --> 00:06:26,797
‫وقتی که تو و پدر ناپدید شدید.

91
00:06:26,799 --> 00:06:29,683
‫اون اوقات بیشتری رو توی خونه میگذروند.

92
00:06:29,685 --> 00:06:33,387
‫تقریبا دیگه بیرون نمیرفتیم.

93
00:06:33,389 --> 00:06:35,222
‫اون زمان چطوری با این قضیه کنار اومد؟

94
00:06:35,224 --> 00:06:37,858
‫"با "والتر.

95
00:06:37,860 --> 00:06:40,978
‫یه روز صبح اون سرو کله ـش پیدا شد...

96
00:06:40,980 --> 00:06:44,181
‫میدونی مثل اون وقتایی که شبیه
‫انگلیسی ها میشه.

97
00:06:44,183 --> 00:06:46,450
‫گفت : "مویرا" لباساتو بپوش.

98
00:06:46,452 --> 00:06:48,702
‫ما برای ناهار میریم بیرون.

99
00:06:48,704 --> 00:06:51,038
‫و کارش جواب داد.

100
00:06:51,040 --> 00:06:52,539
‫اوهوم.

101
00:06:52,541 --> 00:06:55,826
‫میدونی، داشتم فکر میکردم.

102
00:06:55,828 --> 00:06:58,245
‫شاید "والتر" دزدیده نشده.

103
00:06:58,247 --> 00:07:01,715
‫شاید داره یکم دچار بحران میانسالی شده...

104
00:07:01,717 --> 00:07:05,085
‫،و با یه خدمتکار توی ناکجا آباده

105
00:07:05,087 --> 00:07:06,837
‫و خیلی خجالت میکشه که به خونه زنگ بزنه...

106
00:07:06,839 --> 00:07:08,472
‫و بگه که حالش خوبه.

107
00:07:08,474 --> 00:07:10,274
‫فقط به این دلیل که ما ازش خبر نداریم...

108
00:07:10,276 --> 00:07:13,143
‫معنیش این نیست که...

109
00:07:13,145 --> 00:07:15,879
‫اون مُرده درسته؟

110
00:07:15,881 --> 00:07:17,097
‫درسته.

111
00:07:17,099 --> 00:07:19,233
‫خُب، چیزی که برام خیلی عجیبه اینه که...

112
00:07:19,235 --> 00:07:21,551
‫این شورشی در واقع داره یه تغییر ایجاد میکنه.

113
00:07:21,553 --> 00:07:23,187
‫،توی چهار ماهی که اون فعال بوده

114
00:07:23,189 --> 00:07:25,572
‫حملات کمتر شده، خلاف کمتر شده.

115
00:07:25,574 --> 00:07:28,442
‫آمار جنایت ۱۶درصد کاهش پیدا کرده.

116
00:07:28,444 --> 00:07:30,277
‫،پس بطور کل

117
00:07:30,279 --> 00:07:32,196
‫این مرد کلاهپوش...

118
00:07:32,198 --> 00:07:34,515
‫یه نیروی مثبت به این شهر وارد کرده.

119
00:07:34,517 --> 00:07:38,802
‫پس اون طی شش هفته ی گذشته کجا بوده؟

120
00:07:38,804 --> 00:07:41,488
‫به نظر میرسه که همه غیبشون میزنه.

121
00:07:49,347 --> 00:07:50,764
‫سلام.

122
00:07:59,891 --> 00:08:01,859
‫این دیگه چیه؟

123
00:08:01,861 --> 00:08:04,144
‫- این...هیچی نیست.
‫- هیچی نیست؟

124
00:08:11,153 --> 00:08:13,103
‫دلایل من برای نیاز به کشو کمد...

125
00:08:13,105 --> 00:08:14,154
‫خُب ما اینو میذاریم یه گوشه.

126
00:08:14,156 --> 00:08:16,940
‫تا روزمون کمتر ناراحت کننده بشه.

127
00:08:16,942 --> 00:08:18,709
‫،بله و در ضمن

128
00:08:18,711 --> 00:08:21,462
‫فکر نمیکنم هنوز به اون مرحله
‫از رابطه رسیده باشیم.

129
00:08:21,464 --> 00:08:23,497
‫بهتره درو باز کنم.

130
00:08:23,499 --> 00:08:25,015
‫بسیار خب.

131
00:08:29,471 --> 00:08:31,955
‫به کمکت احتیاج دارم.

132
00:08:31,957 --> 00:08:34,892
‫جو"...بیا تو".

133
00:08:36,394 --> 00:08:39,480
‫من...

134
00:08:41,132 --> 00:08:44,651
‫فکر نمیکنم که اتفاقی که واسه "دنی" افتاد
‫یه تصادف بوده باشه.

135
00:08:44,653 --> 00:08:48,522
‫فکر میکنم حتما به قتل رسیده.

136
00:08:51,109 --> 00:08:56,313
‫جو"...یادت میاد زمانی که "سارا" مُرد؟"

137
00:08:56,315 --> 00:08:59,349
‫من تمام این تحقیقات رو انجام دادم
‫تا بتونم یه توضیح برای اینکه...

138
00:08:59,351 --> 00:09:01,351
‫چرا اون کشتی غرق شد پیدا کنم.

139
00:09:01,353 --> 00:09:05,005
‫من به این احتیاج داشتم که فکر کنم
‫اون یه اتفاق نبوده.

140
00:09:05,007 --> 00:09:07,824
‫"من اینکارو نمیکنم، "لورل.

141
00:09:07,826 --> 00:09:09,843
‫من یکبار پرونده ای در دست داشتم که...

142
00:09:09,845 --> 00:09:13,463
‫مربوط به دفتردار پزشکی قانونی بود.

143
00:09:13,465 --> 00:09:17,167
‫اون یه کپی از گزارش اتفاق رو بهم داد.

144
00:09:17,169 --> 00:09:21,138
‫که توش نوشته بود جلیقه ی
‫دنی" آغشته از تربانتین بوده".
‫(ماده ای اشتعال زا)

145
00:09:21,140 --> 00:09:23,891
‫ولی من چک کردم و مسئولین اون محل گفتن...

146
00:09:23,893 --> 00:09:26,059
‫توی اون کارخونه هیچی از این
‫محلول وجود نداشته.

147
00:09:26,061 --> 00:09:28,045
‫یه جلیقه طوری طراحی شده که...

148
00:09:28,047 --> 00:09:30,397
‫بتونه تا دمای ۵۰۰ درجه رو تحمل کنه.

149
00:09:30,399 --> 00:09:32,950
‫ولی پزشکی قانونی میگه که...

150
00:09:32,952 --> 00:09:35,202
‫اون آتیش بیشتر از ۲۵۰ درجه گرما نداشته.

151
00:09:35,204 --> 00:09:37,520
‫پس چطور برادر من...

152
00:09:37,522 --> 00:09:41,558
‫داغتر از آتیشی شده که اونو کشته؟

153
00:09:47,248 --> 00:09:48,999
‫لورل" یه آتش نشان در حین"
‫انجام ماموریت کشته شده.

154
00:09:49,001 --> 00:09:50,551
‫من مطمئن نیستم که این وسط
‫جرمی اتفاق افتاده باشه.

155
00:09:50,553 --> 00:09:52,369
‫من یکم تحقیق کردم.

156
00:09:52,371 --> 00:09:55,589
‫هفته ی قبل یک آتش نشان دیگه بنام
‫،لئو بارنز" حین انجام وظیفه کشته شده"

157
00:09:55,591 --> 00:09:57,891
‫،"با همین شرایط و غرق در "تارپنتین

158
00:09:57,893 --> 00:10:00,928
‫و دمای بدنیه بیشتر از دمای آتش بود.

159
00:10:00,930 --> 00:10:03,713
‫فکر میکنی بتونی با فرمانده ی
‫آتش نشانی صحبت کنی؟

160
00:10:03,715 --> 00:10:06,066
‫میدونی یجورایی قانعش کنی که
‫دنبال این قضیه رو بگیره؟

161
00:10:06,068 --> 00:10:08,485
‫خب سازمان آتشنشانی تیم تحقیق خودش رو داره.

162
00:10:08,487 --> 00:10:09,853
‫اونا به پلیس پاسخگو نیستن.

163
00:10:09,855 --> 00:10:11,738
‫معذرت میخوام، سرو کله زدن
‫با کارآگاها خیلی طول کشید.

164
00:10:11,740 --> 00:10:13,106
‫اطلاعاتش واقعا طبقه بندی شدست.

165
00:10:13,108 --> 00:10:14,608
‫خُب چیزی پیدا کردی؟

166
00:10:14,610 --> 00:10:16,276
‫،فقط اطلاعات تماس شما

167
00:10:16,278 --> 00:10:18,228
‫تکنولوژی داخلیش در سطح نظامیه.

168
00:10:18,230 --> 00:10:20,514
‫من حتی نتونستم رد تولید کنندش رو پیدا کنم.

169
00:10:20,516 --> 00:10:22,583
‫خیلی هوشمندانه است.
‫به جایی نمیرسه.

170
00:10:22,585 --> 00:10:25,836
‫یه پرونده ی دیگه؟

171
00:10:25,838 --> 00:10:27,737
‫"کلاهپوش".

172
00:10:27,739 --> 00:10:29,256
‫تلفن متعلق به اونه.

173
00:10:29,258 --> 00:10:31,425
‫از کجا آوردیش؟

174
00:10:31,427 --> 00:10:33,126
‫جواب میده؟

175
00:10:33,128 --> 00:10:37,798
‫خُب همونطوری که "کلتون" گفت
‫به جایی نمیرسه.

176
00:10:37,800 --> 00:10:39,516
‫گوش کن عزیزم
‫من برای "جو" و خوانوادش خیلی متاسفم...

177
00:10:39,518 --> 00:10:40,968
‫خیلی زیاد ولی من......

178
00:10:40,970 --> 00:10:43,937
‫ولی خیلی کارا هست که من هم نمیتونم انجام بدم.

179
00:10:43,939 --> 00:10:46,473
‫من باید برم، دوستت دارم.

180
00:10:46,475 --> 00:10:48,775
‫هی، بزن بریم.

181
00:11:04,108 --> 00:11:06,609
‫الو؟

182
00:11:06,611 --> 00:11:08,762
‫من به کمکت احتیاج دارم.

183
00:11:26,306 --> 00:11:28,007
‫فکر نمیکردم بیای.

184
00:11:28,009 --> 00:11:29,642
‫یه مدت میشه که هیچکس تو رو ندیده.

185
00:11:29,644 --> 00:11:31,010
‫کجا بودی؟

186
00:11:31,012 --> 00:11:33,762
‫گفتی خیلی موضوع مهمیه.

187
00:11:33,764 --> 00:11:36,198
‫برادر بهترین دوستم.

188
00:11:36,200 --> 00:11:39,351
‫دو روز پیش در حین خاموش کردن
‫آتش کشته شد.

189
00:11:39,353 --> 00:11:41,487
‫پلیس و اداره ی آتش نشانی...

190
00:11:41,489 --> 00:11:43,823
‫گفتن که اون حین انجام وظیفه کشته شده.

191
00:11:43,825 --> 00:11:46,525
‫ولی دوستم فکر میکنه که اون به قتل رسیده.

192
00:11:46,527 --> 00:11:48,711
‫پس تو میخوای از یه قاتل درخواست کنی
‫که یه قاتل دیگه رو پیدا کنه؟

193
00:11:48,713 --> 00:11:52,414
‫،شنیدم که در مورد من به پدرت چی گفتی

194
00:11:52,416 --> 00:11:53,833
‫که من یه قاتلم.

195
00:11:53,835 --> 00:11:55,835
‫که هیچ وجدانی ندارم.

196
00:11:55,837 --> 00:11:59,038
‫داری؟

197
00:11:59,040 --> 00:12:01,990
‫یه نگاهی به پرونده بنداز.

198
00:12:01,992 --> 00:12:03,392
‫،اگه "دنی دلاوگا" کشته شده باشه

199
00:12:03,394 --> 00:12:06,078
‫پس باید قاتلش رو به سزای عملش برسونیم.

200
00:12:09,799 --> 00:12:13,352
‫من پیگیری میکنم.

201
00:12:19,393 --> 00:12:22,194
‫"تو باید رونتو بچرخونی "دیگ.

202
00:12:22,196 --> 00:12:24,513
‫قدرتت از اونجا میاد.

203
00:12:24,515 --> 00:12:27,528
‫نه از بازوهات
‫حتی اگه بازوهات اندازه توپ بولینگ باشه.

204
00:12:27,745 --> 00:12:29,414
‫لورل" دیشب کلاهپوش رو دید".

205
00:12:30,071 --> 00:12:32,020
‫جدی؟ فکر میکردم...

206
00:12:32,022 --> 00:12:34,206
‫کلاهپوش دفعه قبل اونو اساسی ترسونده.

207
00:12:34,208 --> 00:12:37,543
‫اون فکر میکنه یه نفر آتش نشانها رو میکشه.

208
00:12:37,545 --> 00:12:38,961
‫به نظر کارمون جور شد.

209
00:12:38,963 --> 00:12:40,713
‫چقدر پرونده نازکیه.

210
00:12:40,715 --> 00:12:43,716
‫- تو یه نگاهی بهش میندازی؟
‫- آره.

211
00:12:43,718 --> 00:12:46,385
‫من یه دوستی دارم که یه آشنایی
‫تو سازمان تحقیقات آتشنشانی داره.

212
00:12:46,387 --> 00:12:48,087
‫بهش زنگ میزنم.

213
00:12:48,089 --> 00:12:51,039
‫هر سر نخی پیدا کردی پلیسو در جریان بذار.

214
00:12:52,392 --> 00:12:54,710
‫پلیس؟

215
00:12:54,712 --> 00:12:56,545
‫اونا فقط یه مدرک میخوان
‫تا تحقیقاتشون رو شروع کنن.

216
00:12:56,547 --> 00:12:59,765
‫ببینم... مگه کل این قضیه ی
‫،تبدیل شدن به شورشی

217
00:12:59,767 --> 00:13:02,067
‫برای این نبود که تو کار پلیس رو انجام بدی؟

218
00:13:02,069 --> 00:13:04,052
‫میدونی "اولیور" تو اخیرا...

219
00:13:04,054 --> 00:13:05,154
‫وقت زیادی رو اینجا میگذرونی.

220
00:13:05,156 --> 00:13:06,822
‫،فکر میکردم بعد از ۶ هفته

221
00:13:06,824 --> 00:13:08,857
‫مشتاقی برگردی به کارت.

222
00:13:08,859 --> 00:13:11,911
‫،حتی خودم رو آماده کرده بودم که بهت بگم
‫"آروم آروم پیش برو".

223
00:13:14,165 --> 00:13:18,500
‫بزار ببینم بالا تو کاباره چه خبره.

224
00:13:33,884 --> 00:13:35,468
‫میدونی، متوجه ـم که خیلی برات سخته...

225
00:13:35,470 --> 00:13:37,053
‫،که کاباره من رو اداره کنی

226
00:13:37,055 --> 00:13:38,804
‫با اینکه هیچ کاباره ای الان در کار نیست.

227
00:13:38,806 --> 00:13:41,641
‫آره، به خودم اجازه دادم
‫و سر پیمان کارمون داد زدم.

228
00:13:41,643 --> 00:13:43,792
‫،بهش گفتم اگه پیشرفتی اینجا نبینیم

229
00:13:43,794 --> 00:13:46,312
‫یکی دیگه رو میاریم تا کار رو تموم کنه.

230
00:13:46,314 --> 00:13:48,097
‫خوبه.

231
00:13:48,099 --> 00:13:49,649
‫دوست "لورل" چطوره؟

232
00:13:49,651 --> 00:13:51,517
‫همونی که برادرش آتش نشان بود؟

233
00:13:51,519 --> 00:13:52,968
‫میگذرونه، بد نیست، مرسی.

234
00:13:52,970 --> 00:13:54,353
‫یه موضوعی هست که میخوام بگم.

235
00:13:54,355 --> 00:13:55,988
‫داشتم فکر میکردم اگه میشه...

236
00:13:55,990 --> 00:13:58,107
‫برای آتش نشانی خیریه راه بندازیم.

237
00:13:58,109 --> 00:13:59,742
‫یکم برای خانواده ها پول جمع کنیم.

238
00:13:59,744 --> 00:14:01,477
‫- ایده عالی ای هستش.
‫- میتونیم همینجا مراسم رو برگزار کنیم.

239
00:14:01,479 --> 00:14:03,579
‫،میتونیم مخارج کلی رو بیاریم پایین

240
00:14:03,581 --> 00:14:06,615
‫مطمئن بشیم  که همه پول ها به آتش نشان ها میرسه.

241
00:14:06,617 --> 00:14:09,702
‫کی هستی؟
‫دوستم "تامی مرلین" کجاست؟

242
00:14:09,704 --> 00:14:12,621
‫کسی که یه دفع ورزشگاه حرفه ای
‫فوتبال رو اجاره کرد...

243
00:14:12,623 --> 00:14:14,990
‫تا بتونه با مدل های خوشگل توپ بازی کنه.

244
00:14:14,992 --> 00:14:18,844
‫یکی باید یه لگد حسابی بهش میزد
‫که از اینکارا نکنه.

245
00:14:23,518 --> 00:14:25,000
‫واقعا بهتره یکم استراحت کنی.

246
00:14:25,002 --> 00:14:26,852
‫برو پیش خانوادت.

247
00:14:26,854 --> 00:14:29,221
‫،میدونی، یادم میاد وقتی "سارا" مُرد

248
00:14:29,223 --> 00:14:31,691
‫تو خیلی سخت کار کردی.

249
00:14:31,693 --> 00:14:35,344
‫من اصلا بهترین نمونه برای عذاداری سالم نیستم.

250
00:14:35,346 --> 00:14:38,347
‫هی، میتونم لطفا باهات صحبت کنم؟

251
00:14:41,068 --> 00:14:43,402
‫کجاست؟

252
00:14:43,404 --> 00:14:45,788
‫- چی کجاست؟
‫- موبایل.

253
00:14:45,790 --> 00:14:47,406
‫متاسفم.

254
00:14:47,408 --> 00:14:49,125
‫میدونم نباید اینکارو میکردم.

255
00:14:49,127 --> 00:14:50,692
‫دزدیه مدارک حساب میشه!

256
00:14:50,694 --> 00:14:51,877
‫آره، معلومه نباید اینکار میکردی.

257
00:14:51,879 --> 00:14:53,462
‫باید یه کاری میکردم.

258
00:14:53,464 --> 00:14:56,031
‫اون مرد یه قاتله.

259
00:14:56,033 --> 00:14:57,866
‫پس چرا موبایلش رو بهت داد؟

260
00:14:57,868 --> 00:14:59,701
‫موبایل رو بده.

261
00:14:59,703 --> 00:15:02,371
‫اون پسش گرفت.

262
00:15:03,473 --> 00:15:05,391
‫باهاش بودی؟

263
00:15:05,393 --> 00:15:07,426
‫وقتی "سارا" مُرد، اگه یه نفر میتونست...

264
00:15:07,428 --> 00:15:10,146
‫،حتی یه ذره باهات هم دردی کنه

265
00:15:10,148 --> 00:15:11,680
‫آرزو نمیکردی اینکارو میکردن؟

266
00:15:11,682 --> 00:15:13,065
‫،اگه باعث بشه قانون شکنی بکنن

267
00:15:13,067 --> 00:15:16,402
‫و به کسایی که بهشون نزدیکن دروغ بگن...نه.

268
00:15:20,190 --> 00:15:24,777
‫مطمئناً راه حل هایی برای
‫اینجور وضعیت ها هست.

269
00:15:24,779 --> 00:15:27,563
‫شاید بتونید یه نفر رو از دفترمون تو "لندن" بیارید.

270
00:15:27,565 --> 00:15:31,250
‫فقط مربوط به مدیریت روز مره نیست.

271
00:15:31,252 --> 00:15:34,620
‫برای اینکارا حسابدار و معاون داریم.

272
00:15:34,622 --> 00:15:37,123
‫بحث سره آگاهی و اطمینان مردمه.

273
00:15:37,125 --> 00:15:40,226
‫ند"، مشکلی برای شرکت پیش نمیاد".

274
00:15:40,228 --> 00:15:41,761
‫،نمیخوام بی نزاکت باشم

275
00:15:41,763 --> 00:15:43,946
‫ولی این دومین بار...

276
00:15:43,948 --> 00:15:45,581
‫تو این پنج سال گذشته است که رئیس شرکت...

277
00:15:45,583 --> 00:15:47,433
‫"کوئین"...

278
00:15:47,435 --> 00:15:49,635
‫به صورت اسرار آمیزی ناپدید شده.

279
00:15:49,637 --> 00:15:52,421
‫لازم ندارم شما این موضوع رو یادم بندازید.

280
00:15:53,924 --> 00:15:56,091
‫آخرین چیزی که من میخوام ناراحت کردن شماست.

281
00:15:56,093 --> 00:15:59,478
‫خُب، پس بهتره بدونید که این ملاقات
‫خیلی مایوس کننده بود.

282
00:16:00,647 --> 00:16:03,032
‫روز بخیر.

283
00:16:07,654 --> 00:16:10,990
‫اون کی بود؟

284
00:16:10,992 --> 00:16:12,458
‫"ند فاستر".

285
00:16:12,460 --> 00:16:13,959
‫معاون رئیس شرکت.

286
00:16:13,961 --> 00:16:16,045
‫اون میخواد مامان جای "والتر" رو بگیره.

287
00:16:16,047 --> 00:16:19,498
‫"میگه که با غیب شدن "والتر
‫ارزش سهام شرکت...

288
00:16:19,500 --> 00:16:21,617
‫اومده پایین.

289
00:16:21,619 --> 00:16:25,738
‫اگه من جاش رو بگیرم هیئت مدیره
‫شرکت آروم تر میشن.

290
00:16:25,740 --> 00:16:28,957
‫ولی بهش گفتم که من باید بخاطر
‫خانوادم پیششون باشم.

291
00:16:28,959 --> 00:16:30,543
‫مامان...

292
00:16:30,545 --> 00:16:32,478
‫من و "تیا" مشکلی نداریم.

293
00:16:32,480 --> 00:16:34,063
‫میتونیم بدون تو از خودمون بربیایم.

294
00:16:34,065 --> 00:16:37,132
‫به نظر میاد همه نیاز دارن شما اینکارو بکنید.

295
00:16:37,134 --> 00:16:40,636
‫خُب، شاید من اهمیت نمیدم بقیه چی لازم دارن.

296
00:16:47,477 --> 00:16:50,196
‫"نگران نباش بهتر میشه، "تیا.

297
00:16:50,198 --> 00:16:51,647
‫آقای "کوئین"، اگه میخواین به قراره
‫دندانپزشکیتون برسید...

298
00:16:51,649 --> 00:16:53,582
‫باید همین الان بریم.

299
00:16:53,584 --> 00:16:55,000
‫همین الان، قربان.

300
00:16:57,537 --> 00:16:59,839
‫یه شاهد عینی دیده که یکی در صحنه جرم
‫"آتیش سوزی "دنی دلا وگا...

301
00:16:59,841 --> 00:17:02,208
‫- سوار ماشین "فورد ۷۲" شده.
‫- خیلی خُب.

302
00:17:02,210 --> 00:17:04,627
‫کارخونه شیمیایی "اتگ" ده دقیقه آتیش گرفت.

303
00:17:04,629 --> 00:17:06,662
‫فیلم های دوربین های مدار بسته ـشون
‫رو هک کردم.

304
00:17:06,664 --> 00:17:08,547
‫دقیقا همون ماشین توی خیابون
‫رو به روی کارخونه پارک شده.

305
00:17:08,549 --> 00:17:09,882
‫خودشه.

306
00:17:09,884 --> 00:17:12,551
‫وسایلت تو ماشینه.

307
00:17:15,505 --> 00:17:18,607
‫اولیور"، حتی اگه بهشون زنگ بزنم"
‫که شاید اصلا به حرفام گوش ندن...

308
00:17:18,609 --> 00:17:20,009
‫تا اون موقع حداقل...

309
00:17:20,034 --> 00:17:21,417
‫یکی از اون آتش نشان ها میمیره.

310
00:17:22,446 --> 00:17:25,781
‫اونا به "کلاهپوش" نیاز دارن.

311
00:18:05,189 --> 00:18:08,490
‫یکی رو دیدم.
‫از جنوب غربی صدا میاد.

312
00:18:23,708 --> 00:18:25,907
‫،معاون رئیس "سون" هستم

313
00:18:25,909 --> 00:18:27,909
‫تمام شهروند ها خارج شدن.

314
00:18:27,911 --> 00:18:30,579
‫دریافت شد. بیا بیرون و منتظر نیروی دوم باش.

315
00:18:41,441 --> 00:18:43,776
‫کی هستی؟!

316
00:20:38,839 --> 00:20:40,505
‫الو؟

317
00:20:40,507 --> 00:20:43,041
‫یه سِری اطلاعات برات دارم.

318
00:20:43,043 --> 00:20:46,311
‫قاتل ماشین "فورد" سال ۱۹۷۰ داره.

319
00:20:46,313 --> 00:20:49,181
‫یه جای زخم روی دست چپش داره
‫که از سوختگی شدیده.

320
00:20:49,183 --> 00:20:51,499
‫و همینطور یه خالکوبی کرم شب تاب.

321
00:20:51,501 --> 00:20:53,835
‫پس حتما خیلی بهش نزدیک شدی.

322
00:20:53,837 --> 00:20:56,555
‫"تمام مرد های آتش نشانی "انجین ۱۵...

323
00:20:56,557 --> 00:20:58,306
‫خالکوبی های کرم شب تاب داشتن.

324
00:20:58,308 --> 00:20:59,975
‫ممکنه هرکدومشون قاتل باشه.

325
00:20:59,977 --> 00:21:02,010
‫با این اطلاعات چیکار کنم؟

326
00:21:03,312 --> 00:21:06,098
‫هرکاری که قبل از ملاقات با من میکردی.

327
00:21:09,085 --> 00:21:10,869
‫کی بود؟

328
00:21:10,871 --> 00:21:13,271
‫اشتباه گرفته بود.

329
00:21:23,332 --> 00:21:25,750
‫پس "لورل" تنهایی با قاتلی
‫که مردم رو زنده میسوزونه...

330
00:21:25,775 --> 00:21:27,420
‫مبارزه میکنه؟

331
00:21:27,421 --> 00:21:29,871
‫نمیتونم تمام مشکل های شهر رو حل کنم.

332
00:21:29,873 --> 00:21:33,308
‫"نه، متوجه شدم، "اولیور.

333
00:21:33,310 --> 00:21:36,394
‫ولی شاید اونطوری که فکر میکردی
‫کامل به حال اولت برنگشتی.

334
00:21:37,763 --> 00:21:39,881
‫شاید همینطوره.

335
00:21:48,390 --> 00:21:51,226
‫اینکار چی رو برات ثابت کرد؟

336
00:21:51,228 --> 00:21:54,079
‫ثابت کرد که این میز محکمیه.

337
00:21:55,731 --> 00:21:59,251
‫و معلومه که مشکل بدنی نداری.

338
00:21:59,253 --> 00:22:01,419
‫- اصلا نگفتم که مشکل دارم!
‫- "لازم نبود بگی، "اولیور.

339
00:22:01,421 --> 00:22:03,705
‫،ولی این یارو، اون یکی کمان دار

340
00:22:03,707 --> 00:22:05,740
‫رفت تو ذهنت، یه چیزی ازت گرفته.

341
00:22:05,742 --> 00:22:07,459
‫بسه.

342
00:22:07,461 --> 00:22:09,410
‫اون حسی رو ازت گرفته....

343
00:22:09,412 --> 00:22:11,246
‫که باعث میشد از رو ساختمون ها بپری...

344
00:22:11,248 --> 00:22:13,114
‫و حساب آدم بد ها رو برسی.

345
00:22:13,116 --> 00:22:14,883
‫مرسی بابت تجزیه و تحلیلت.

346
00:22:14,885 --> 00:22:17,602
‫،"میتونی "لورل" رو نادیده بگیری، "اولیور
‫،میتونی منو نادیده بگیری

347
00:22:17,604 --> 00:22:21,189
‫میتونی تا هروقت که میخوای
‫این قضیه رو نادیده بگیری.

348
00:22:21,191 --> 00:22:24,425
‫،ولی اگه حاضری اون ترست رو نگهداری

349
00:22:24,427 --> 00:22:26,862
‫بهتره بزاری همون کمان دار بکشتت.

350
00:22:28,597 --> 00:22:32,534
‫تامی" پیامک داده".

351
00:22:34,153 --> 00:22:36,905
‫باید یه کاری برای...

352
00:22:36,907 --> 00:22:39,107
‫- آتش نشان های آتش نشانی بکنم.
‫- ،شاید وقتی اونجایی

353
00:22:39,109 --> 00:22:40,825
‫بتونی بهم بگی که هنوز میخوای
‫یه شورشی باشی...

354
00:22:40,827 --> 00:22:44,296
‫یا فقط یه صاحب کاباره.

355
00:22:47,800 --> 00:22:49,501
‫سلام.

356
00:22:49,503 --> 00:22:51,586
‫اینجا چیکار میکنی؟

357
00:22:51,588 --> 00:22:54,339
‫به "جوان" گفتم که من وسایل
‫برادرش رو تحویل میگیرم.

358
00:22:54,341 --> 00:22:55,623
‫و تو؟

359
00:22:55,625 --> 00:22:57,509
‫تامی" منو فرستاد تا مطمئن بشه"...

360
00:22:57,511 --> 00:22:59,344
‫که لیست مهمون های آتش نشان ها درسته.

361
00:22:59,346 --> 00:23:01,980
‫تامی" خیلی داره رو این خیریه کار میکنه".

362
00:23:01,982 --> 00:23:03,481
‫"چه بخشنده، "اولیور.

363
00:23:03,483 --> 00:23:05,817
‫راستش اینطور نیست.

364
00:23:05,819 --> 00:23:08,353
‫،صحبت از "تامی" شد

365
00:23:08,355 --> 00:23:12,490
‫بهم گفت که تو خیلی رو کمد لباس هات حساسی.

366
00:23:12,492 --> 00:23:15,327
‫منظورم اصلا لباس زیر هات نیست.

367
00:23:15,329 --> 00:23:19,314
‫من و تو واقعا داریم در این مورد بحث میکنیم؟

368
00:23:19,316 --> 00:23:21,066
‫خُب، ما دوستیم.

369
00:23:21,068 --> 00:23:22,834
‫آره.

370
00:23:22,836 --> 00:23:25,754
‫تامی" یه کمد لباس خواست".

371
00:23:25,756 --> 00:23:27,488
‫و یعنی بده؟

372
00:23:27,490 --> 00:23:29,541
‫نه.

373
00:23:29,543 --> 00:23:32,110
‫فقط...

374
00:23:32,112 --> 00:23:35,747
‫من از این دختر هام که یا همه چیز
‫رو میخوان یا هیچی.

375
00:23:35,749 --> 00:23:37,766
‫،اول یه کشو از کمد لباسه

376
00:23:37,768 --> 00:23:39,634
‫،بعد میشه خوده کمد

377
00:23:39,636 --> 00:23:41,136
‫،بعد باهاش هم خونه میشم
‫بعد زندگیم رو باهاش شریک میشم.

378
00:23:41,138 --> 00:23:44,389
‫واقعا آماده ام که همچین رابطه ای
‫با "تامی" داشته باشم؟

379
00:23:44,391 --> 00:23:46,591
‫میتونی رابطه رو یواش یواش جلو بری.

380
00:23:46,593 --> 00:23:49,060
‫من کارها رو یواش یواش جلو نمیبرم، یادته؟

381
00:23:49,062 --> 00:23:51,346
‫،من چشم هام رو میبندم و میپرم

382
00:23:51,348 --> 00:23:53,148
‫دقیقا مثل تو.

383
00:23:53,150 --> 00:23:56,234
‫فکر کنم برای همین همدیگه رو از هم فراری دادیم.

384
00:23:56,236 --> 00:23:59,704
‫احساساتمون...
‫،ترس هامون، میتونن ما رو کنترل کنن

385
00:23:59,706 --> 00:24:01,706
‫این یکی فرق میکنه.

386
00:24:01,708 --> 00:24:05,293
‫- میدونی چی میگم؟
‫- آره.

387
00:24:05,295 --> 00:24:08,363
‫باید برم داخل.

388
00:24:11,717 --> 00:24:14,035
‫یه خورده تحقیق کردم.

389
00:24:14,037 --> 00:24:15,754
‫هشت آتش نشان تو این عکس هست.

390
00:24:15,756 --> 00:24:19,207
‫شما به خودتن میگفتین کرم های شب تاب.

391
00:24:19,209 --> 00:24:21,542
‫آره، اون آتش نشانی چند سال پیش درش تخته شد.

392
00:24:21,544 --> 00:24:24,379
‫آتش نشان هاش هر کدوم
‫رفتن یه آتش نشانی، پس...

393
00:24:24,381 --> 00:24:27,432
‫چهار تا از این مرد ها الان مُردن.

394
00:24:27,434 --> 00:24:30,051
‫"کار آتش نشان ها خطرناکه، خانم "لنس.

395
00:24:30,053 --> 00:24:32,354
‫،ولی سه تاشون در کمتر از ۶ هفته مردن

396
00:24:32,356 --> 00:24:34,406
‫به جز این مرد اینجا.

397
00:24:34,408 --> 00:24:37,108
‫"گارفیلد لینز".
‫اون دو سال پیش...

398
00:24:37,110 --> 00:24:39,077
‫تو حادثه برج "نودل" مُرد.

399
00:24:39,079 --> 00:24:40,862
‫چیزی جا گذاشتین، آقای "کوئین"؟

400
00:24:40,864 --> 00:24:44,115
‫فقط میخواستم ببینم دوستم به کمک نیاز داره یا نه.

401
00:24:44,117 --> 00:24:46,567
‫موضوع برج "نودل" چیه؟

402
00:24:46,569 --> 00:24:48,069
‫چطور یادتون نیست؟

403
00:24:48,071 --> 00:24:51,890
‫یه چند سالی نبودم.

404
00:24:51,892 --> 00:24:55,593
‫بیست و دو انبار شیشه و آهن بود.

405
00:24:55,595 --> 00:24:57,459
‫به جز اینکه معلوم شد که شرکت ساخت و سازی...

406
00:24:57,484 --> 00:24:58,964
‫که اونجا رو ساخته...

407
00:24:58,965 --> 00:25:02,550
‫از اجناس بی کیفیت استفاده کردن
‫تا کم تر خرج کنن.

408
00:25:02,552 --> 00:25:04,686
‫قوانین ساختمان سازی رو رعایت نکرده بودن.

409
00:25:04,688 --> 00:25:06,137
‫لوله گاز ترکید.

410
00:25:06,139 --> 00:25:07,872
‫آتیش سوزی شد.

411
00:25:07,874 --> 00:25:10,692
‫آره، پایه های برج رو ذوب کرد.

412
00:25:10,694 --> 00:25:13,028
‫کل برج ریخت پایین.

413
00:25:13,030 --> 00:25:14,612
‫روز بدی بود.

414
00:25:14,614 --> 00:25:16,314
‫سی و چهار شهروند و شیش نفر...

415
00:25:16,316 --> 00:25:18,383
‫از همکار هام مُردن.

416
00:25:18,385 --> 00:25:21,069
‫چیز دیگه ای لازم ندارید، خانم "لنس"؟

417
00:25:21,071 --> 00:25:25,290
‫به جز اینکه یاد دوست هایی که از دست
‫دادم و خاک کردم دوباره زنده کنید؟

418
00:25:32,781 --> 00:25:33,965
‫هی!

419
00:25:33,967 --> 00:25:36,251
‫راجع به چی بود؟

420
00:25:36,253 --> 00:25:39,954
‫هیچی، "اولیور"، باید برم.

421
00:25:51,800 --> 00:25:54,185
‫الو؟

422
00:25:54,187 --> 00:25:56,755
‫پشت خطی؟

423
00:25:56,757 --> 00:25:59,824
‫با فرمانده قدیمی "دنی" صحبت کردم.

424
00:25:59,826 --> 00:26:03,144
‫چیزی دستگیرم نشد.
‫حالا چیکار کنم؟

425
00:26:03,146 --> 00:26:05,997
‫هیچی، الان نوبت منه.

426
00:26:42,231 --> 00:26:45,433
‫خیلی از این عکس های قدیمی داریم.

427
00:26:45,435 --> 00:26:48,169
‫واقعا باید بدم اسکنشون کنن.

428
00:26:48,171 --> 00:26:51,539
‫خُب، چه نقشه بلند همت و عالی ای.

429
00:26:51,541 --> 00:26:53,291
‫که فعلا باید بندازیش عقب.

430
00:26:53,293 --> 00:26:55,459
‫- چرا؟
‫- چون قراره بریم بیرون.

431
00:26:55,461 --> 00:26:57,328
‫بریم شام بیرون، یا سینما.

432
00:26:57,330 --> 00:27:00,497
‫یا خرید، هرکاری که از خونه بیارتت بیرون.

433
00:27:00,499 --> 00:27:02,266
‫"نه، "تیا.

434
00:27:02,268 --> 00:27:04,051
‫خیلی خسته ـم.

435
00:27:04,053 --> 00:27:07,004
‫،واقعا، چه جالب

436
00:27:07,006 --> 00:27:09,540
‫با وجود اینکه تمام روز تو تخت خواب بودی.

437
00:27:09,542 --> 00:27:11,954
‫خواهش میکنم ادعا نکن که فکر میکنی...

438
00:27:11,979 --> 00:27:13,457
‫درد و رنج من رو درک میکنی.

439
00:27:13,863 --> 00:27:16,531
‫درک میکنم.

440
00:27:16,533 --> 00:27:20,001
‫منم بابا رو از دست دادم.

441
00:27:20,003 --> 00:27:23,504
‫منم نگران "والتر" ـم.

442
00:27:23,506 --> 00:27:25,689
‫،ولی زیاد نگرانش نمیشم

443
00:27:25,691 --> 00:27:28,125
‫چون سرم با نگرانه تو بودن شلوغه.

444
00:27:28,127 --> 00:27:29,693
‫ازت نخواستم که نگرانم باشی.

445
00:27:29,695 --> 00:27:32,246
‫درسته.

446
00:27:32,248 --> 00:27:36,117
‫چون دیگه ازم نمیخوای کاری بکنم.

447
00:27:36,119 --> 00:27:38,102
‫ازم نمیخوای که تکالیفم رو انجام بدم.

448
00:27:38,104 --> 00:27:40,838
‫یا اینکه تا دیروقت بیرون نباشم.

449
00:27:40,840 --> 00:27:42,807
‫منظورم اینه، اساساً دیگه از مادری دست کشیدی.

450
00:27:42,809 --> 00:27:44,258
‫خُب، اینطوری چطوره؟

451
00:27:44,260 --> 00:27:47,878
‫اینطوری با مادرت حرف نزن.

452
00:27:47,880 --> 00:27:50,898
‫شاید بهتر باشه اول مثل مادر ها رفتار کنی بعد.

453
00:27:50,900 --> 00:27:54,202
‫تا من نقش مادرت رو برات انجام ندم.

454
00:28:05,198 --> 00:28:08,366
‫فکر کردم دیگه به "لورل" کمک نمیکنی.

455
00:28:08,368 --> 00:28:11,752
‫،اولین آتش نشان کرم شب تاب که مُرد
‫اسمش "گارفیلد لینز" بود.

456
00:28:11,754 --> 00:28:14,789
‫خُب، اینکه مُرده یه جورایی
‫مظنون شناخته میشه، آره؟

457
00:28:16,960 --> 00:28:20,261
‫"اولیور"...

458
00:28:22,298 --> 00:28:25,466
‫ببخشید که باهات خشن برخورد کردم، رفیق.
‫ولی من تو وضعیتت بودم.

459
00:28:25,468 --> 00:28:27,301
‫میدونم زُل زدن تو چهره مرگ چه حسی داره.

460
00:28:27,303 --> 00:28:30,554
‫و اینکه نزدیک به مرگ باشی.

461
00:28:30,556 --> 00:28:33,641
‫بخاطره این نیست.

462
00:28:33,643 --> 00:28:35,693
‫من...

463
00:28:35,695 --> 00:28:37,962
‫من به مرگ نزدیک بودم.

464
00:28:37,964 --> 00:28:40,214
‫تو جزیره...

465
00:28:40,216 --> 00:28:41,983
‫،اینقدر زیاد که شمارشش دستم نیست

466
00:28:41,985 --> 00:28:46,037
‫و هیچوقت ازش نترسیدم.

467
00:28:46,039 --> 00:28:49,457
‫چون دلیلی برای زندگی نداشتم.

468
00:28:49,459 --> 00:28:52,376
‫،ولی وقتی اون کماندار نزدیک بود منو بکشه

469
00:28:52,378 --> 00:28:56,747
‫،وقتی من به چهره ی مرگ زُل زدم

470
00:28:56,749 --> 00:28:58,966
‫درمورده تمام کسایی...

471
00:28:58,968 --> 00:29:01,919
‫که از وقتی که برگشتم وارد
‫زندگیم کردمشون فکر کردم.

472
00:29:01,921 --> 00:29:06,841
‫"خانوادم، "لورل"، "تامی.

473
00:29:06,843 --> 00:29:08,776
‫و اون فکر منو ترسوند.

474
00:29:08,778 --> 00:29:11,628
‫ترسیدم که چه اتفاقی برای اون آدم ها میفته...

475
00:29:11,630 --> 00:29:14,632
‫اگه منو دوباره از دست بدن.

476
00:29:16,601 --> 00:29:21,889
‫،و بعد از مدت طولانی برای بار اول

477
00:29:21,891 --> 00:29:25,293
‫یه دلیل برای زندگی دارم.

478
00:29:26,662 --> 00:29:30,698
‫"خُب، شاید داری برعکس میگی، "اولیور.

479
00:29:30,700 --> 00:29:34,335
‫فکر میکنی آدم هایی که وارد زندگیت میکنی
‫دارن انگیزه ات رو میگیرن.

480
00:29:34,337 --> 00:29:36,320
‫من فکر میکنم بهت انگیزه میده.

481
00:29:36,322 --> 00:29:38,923
‫حتی یه انگیزه قوی تر.

482
00:29:38,925 --> 00:29:40,708
‫میتونی با انگیزه یا بی انگیزه...

483
00:29:40,710 --> 00:29:43,344
‫به چهره مرگ زُل بزنی.

484
00:29:43,346 --> 00:29:45,513
‫انگیزه داشتن...

485
00:29:45,515 --> 00:29:47,548
‫بهتره.

486
00:29:51,570 --> 00:29:55,672
‫تمام مرد های تو آتش نشانی
‫موقع قتل "دنی" اونجا نبودن.

487
00:29:55,674 --> 00:29:57,725
‫کسی که باهاش مبارزه کردم
‫یه خالکوبی کرم شب تاب...

488
00:29:57,727 --> 00:29:59,910
‫روی دست خیلی سوخته ـش داشت.

489
00:29:59,912 --> 00:30:03,114
‫خیلی خُب، نمیفهمم منظورت چیه.

490
00:30:03,116 --> 00:30:04,229
‫"آتش سوزی برج "نودل.

491
00:30:04,254 --> 00:30:05,466
‫،بعضی از جنازه های اینقدر سوخته بودن

492
00:30:05,566 --> 00:30:07,090
‫که اونا حتی نتونستن از روی
‫دندون شناساییشون کنن.

493
00:30:07,091 --> 00:30:08,674
‫اگه "گارفیلد لینز" نمرده باشه چی؟

494
00:30:08,676 --> 00:30:11,343
‫بلکه فقط فرض کردن که مُرده؟

495
00:30:42,541 --> 00:30:44,825
‫،میدونی، جالبیش اینه

496
00:30:44,827 --> 00:30:46,377
‫،اگه آدم های بیشتر بیاریم اینجا

497
00:30:46,379 --> 00:30:47,528
‫قانون آتش نشانی رو نقض میکنیم.

498
00:30:49,365 --> 00:30:52,633
‫سره قضیه کشو کمد مشکلی نداری که؟

499
00:30:52,635 --> 00:30:54,701
‫مشکلی نیست.

500
00:30:58,557 --> 00:31:00,758
‫ببخشید.

501
00:31:00,760 --> 00:31:03,427
‫میشه "لورل" رو یه لحظه قرض بگیرم؟

502
00:31:03,429 --> 00:31:05,229
‫معلومه.

503
00:31:10,569 --> 00:31:11,903
‫"فرمانده "رینز.

504
00:31:11,905 --> 00:31:14,405
‫،"سلام، آقای "کوئین

505
00:31:14,407 --> 00:31:16,407
‫واقعا مراسم عالی ای هستش.

506
00:31:16,409 --> 00:31:19,277
‫"سازمان آتش نشانی شهر "استارلینگ...

507
00:31:19,279 --> 00:31:20,728
‫خیلی ازتون ممنونه

508
00:31:20,730 --> 00:31:22,580
‫شما قهرمان های واقعی هستید.

509
00:31:22,582 --> 00:31:25,250
‫،"دقیقا مثل حادثه آتش سوزی برج "نودل
‫که درموردش تحقیق کردم.

510
00:31:25,252 --> 00:31:26,284
‫اوه، واقعا؟

511
00:31:26,286 --> 00:31:27,869
‫گارفیلد لینز" اولین مردی بود"...

512
00:31:27,871 --> 00:31:29,087
‫که تو گروهتون مُرد. من خوندم...

513
00:31:29,089 --> 00:31:30,788
‫،که اونا کوتش رو بین لاشه ها پیدا کردن

514
00:31:30,790 --> 00:31:32,507
‫ولی هیچوقت جنازه ـش رو پیدا نکردن؟

515
00:31:32,509 --> 00:31:36,427
‫شما همیشه از مهمون های کاباره ـتون
‫بازجویی میکنید، آقای "کوئین"؟

516
00:31:36,429 --> 00:31:38,129
‫چطور؟

517
00:31:38,131 --> 00:31:40,181
‫حس میکنی دارم ازت بازجویی میکنم؟

518
00:31:40,183 --> 00:31:42,433
‫از چهره ـتون تو آتش نشانی معلوم بود.

519
00:31:44,531 --> 00:31:47,532
‫اتفاق بیشتری تو برج "نودل" افتاد
‫که مردم ازش خبر ندارن، مگه نه؟

520
00:31:47,939 --> 00:31:50,189
‫من خیلی وقته شغلم اینه...

521
00:31:50,191 --> 00:31:52,525
‫ولی هیچوقت همچون آتیش سوزی ای ندیدم.

522
00:31:52,527 --> 00:31:55,694
‫مثل یه نوع هیولا تو فیلم های علمی تخیلی بود.

523
00:31:55,696 --> 00:31:58,114
‫به افرادم گفتم که از اون جهنم بیان بیرون.

524
00:31:58,457 --> 00:32:00,498
‫ولی "لینز"، نمیومد.

525
00:32:00,499 --> 00:32:02,750
‫ازم التماس کرد که گروه رو برگردونم.

526
00:32:02,752 --> 00:32:05,135
‫ولی اینکارو نکردم.

527
00:32:06,303 --> 00:32:08,670
‫نمیتونستم.

528
00:32:08,672 --> 00:32:12,341
‫خدا منو ببخشه، ولش کردم تا بسوزه.

529
00:32:14,010 --> 00:32:16,094
‫ولی نمیتونم الان برش گردونم.

530
00:32:15,596 --> 00:32:17,396
‫لازم نیست.

531
00:32:17,398 --> 00:32:21,133
‫اون خودش برگشته.

532
00:32:21,937 --> 00:32:23,504
‫چی میگی؟

533
00:32:23,506 --> 00:32:24,940
‫گارفیلد لینز" "دنی" رو کشت".

534
00:32:24,942 --> 00:32:27,858
‫و همینطور بقیه افراد گروهتون.

535
00:32:29,978 --> 00:32:32,997
‫امکان نداره اون از اون آتش سوزی
‫جون سالم به در برده باشه.

536
00:32:32,999 --> 00:32:35,877
‫تعجب میکنی اگه بفهمی که
‫انتقام چه قدرتی بهت میده.

537
00:32:36,878 --> 00:32:39,745
‫خیلی ممنون، مردم این شهر...

538
00:32:39,747 --> 00:32:42,197
‫از هرکاری که میکنید ممنونن.

539
00:32:44,051 --> 00:32:47,086
‫دیوونه ای، "گار" از اون ساختمون
‫زنده بیرون نیومد.

540
00:32:47,088 --> 00:32:50,706
‫دقیقا همونطوری که تو از اینجا زنده بیرون نمیری.

541
00:33:15,075 --> 00:33:18,194
‫برو، برو، برو ،برو.

542
00:33:19,112 --> 00:33:20,779
‫برو، برو، اینور.

543
00:33:20,781 --> 00:33:22,831
‫گار"، چه غلطی میکنی؟"

544
00:33:27,117 --> 00:33:28,494
‫فرار کنید.

545
00:33:28,495 --> 00:33:30,161
‫برو.

546
00:33:38,670 --> 00:33:41,172
‫لورل"؟"

547
00:34:02,561 --> 00:34:04,395
‫"لورل"..."لارل".

548
00:34:04,397 --> 00:34:06,514
‫اولیور" کجاست؟"

549
00:34:06,516 --> 00:34:09,233
‫- اون هنوز اون توئه.
‫- ما نمیتونیم ولش کنیم.

550
00:34:09,235 --> 00:34:11,018
‫"تامی".

551
00:34:16,291 --> 00:34:19,577
‫میدونی چقدر طول میکشه تا پوستت آب بشه؟

552
00:34:19,579 --> 00:34:21,546
‫من میدونم.

553
00:34:21,548 --> 00:34:23,297
‫آخه تجربه دارم.

554
00:34:23,299 --> 00:34:24,865
‫من بهت گفتم که از اونجا بیا بیرون.

555
00:34:24,867 --> 00:34:26,417
‫و من هم بهت گفتم...

556
00:34:26,419 --> 00:34:28,719
‫ما میتونیم ساختمونو نجات بدیم.

557
00:34:28,721 --> 00:34:30,721
‫ولی تو ترسیدی.

558
00:34:30,723 --> 00:34:33,391
‫آرامشتو از دست دادی.

559
00:34:33,393 --> 00:34:35,476
‫و منو اون تو ول کردی...

560
00:34:35,478 --> 00:34:36,811
‫تا بمیرم.

561
00:34:36,813 --> 00:34:38,229
‫تو چطوری اومدی بیرون؟

562
00:34:38,231 --> 00:34:40,014
‫منو از خرابه ها بیرون کشیدن.

563
00:34:40,016 --> 00:34:42,683
‫،به اسم "جان دویی" بردنم

564
00:34:42,685 --> 00:34:44,936
‫ماه ها در کما بودم.

565
00:34:44,938 --> 00:34:47,555
‫و وقتی بیدار شدم و دیدم از اون چیزی که بودم...

566
00:34:47,557 --> 00:34:50,408
‫چی باقی مونده.

567
00:34:50,410 --> 00:34:54,228
‫فقط به یک چیز میتونستم فکر کنم.

568
00:34:54,230 --> 00:34:56,247
‫اینکه تو رو همونطور که منو تنها گذاشتی...

569
00:34:56,249 --> 00:34:59,066
‫تنها بذارم.

570
00:35:08,377 --> 00:35:10,094
‫حالا نوبت توئه.

571
00:35:24,593 --> 00:35:28,146
‫برو.

572
00:35:28,148 --> 00:35:29,480
‫همه چی تموم شد.

573
00:35:32,985 --> 00:35:35,653
‫من از مردن نمیترسم.

574
00:35:35,655 --> 00:35:38,289
‫میدونم.

575
00:35:38,291 --> 00:35:41,542
‫تو از زندگی کردن میترسی.

576
00:35:41,544 --> 00:35:43,377
‫بذار از اینجا بیارمت بیرون.

577
00:35:43,379 --> 00:35:45,663
‫"لینز".

578
00:35:47,115 --> 00:35:48,716
‫بذار بیارمت بیرون.

579
00:35:53,672 --> 00:35:55,556
‫ممنونم.

580
00:35:58,844 --> 00:36:02,230
‫ولی من همین الانش هم خاکستر شدم.

581
00:36:18,174 --> 00:36:21,122
‫شاهدان عینی ادعا کردند که اگر
‫بخاطر دخالت به موقع شورشی نبود...

582
00:36:21,222 --> 00:36:24,056
‫افراد زیادی از دست میرفتند.

583
00:36:24,058 --> 00:36:26,508
‫اما اینها کارهای یک شورشی نیست.

584
00:36:26,510 --> 00:36:30,512
‫چیزی که توصیفش رو شنیدید اعمال یک قهرمانه.

585
00:36:32,115 --> 00:36:34,233
‫چی شده اینقدر نیشت بازه؟

586
00:36:34,235 --> 00:36:36,201
‫کاباره جدیدت خاکستر شده.

587
00:36:36,203 --> 00:36:37,569
‫اون از قبل هم تحت بازسازی بود.

588
00:36:37,571 --> 00:36:39,788
‫الان دیگه خیلی تحت بازسازیه.

589
00:36:39,790 --> 00:36:42,241
‫صبح بخیر.

590
00:36:42,243 --> 00:36:44,276
‫چه لباس خوشگلی، مامان.

591
00:36:44,278 --> 00:36:47,529
‫عادت کرده بودیم فقط با لباس خواب
‫به هم ریختت تو رو ببینیم.

592
00:36:47,531 --> 00:36:51,032
‫خُب، فکر کنم خیلی سخت باشه
‫که با لباس خواب برم سر کار.

593
00:36:51,034 --> 00:36:53,702
‫من جای "والتر" رو در شرکت میگیرم.

594
00:36:53,704 --> 00:36:56,371
‫چی نظرت رو عوض کرد؟

595
00:36:56,373 --> 00:36:59,925
‫چی نه. کی.

596
00:36:59,927 --> 00:37:02,210
‫دخترم.

597
00:37:03,913 --> 00:37:05,898
‫و خانوادم.

598
00:37:05,900 --> 00:37:08,883
‫،و بهتون قول میدم

599
00:37:08,885 --> 00:37:11,270
‫والتر" برمیگرده پیش ما".

600
00:37:11,272 --> 00:37:13,822
‫من همچنان دنبالش میگردم و پیداش میکنم.

601
00:37:13,824 --> 00:37:16,224
‫و تو رو هم برای شام میبینم.

602
00:37:16,226 --> 00:37:17,910
‫اوهوم.

603
00:37:21,915 --> 00:37:23,665
‫چیه؟

604
00:37:23,667 --> 00:37:26,251
‫فقط تعجب کردم.

605
00:37:26,253 --> 00:37:30,539
‫چه زود از حالت افسردگی حال ریاست پیدا کرد.

606
00:37:30,541 --> 00:37:32,791
‫به نظر میرسه نفوذ خوبی روش داری.

607
00:37:32,793 --> 00:37:35,294
‫فکر کنم همینطوره.

608
00:37:35,296 --> 00:37:38,013
‫فقط برای چند ماهه.

609
00:37:38,015 --> 00:37:41,466
‫قضیه برای مادرم خیلی سنگین بود.

610
00:37:41,468 --> 00:37:45,253
‫هرکاری لازمه برای حمایت از خانوادت بکن.

611
00:37:46,806 --> 00:37:49,942
‫راستی تا فراموش نکردم...

612
00:37:55,365 --> 00:37:57,482
‫نشان برادرم.

613
00:38:00,703 --> 00:38:02,788
‫مادرم امیدوار بود...

614
00:38:02,790 --> 00:38:05,490
‫که تو بتونی یه راهی برای دادنش به...

615
00:38:05,492 --> 00:38:08,610
‫اون پیدا کنی...میدونی...

616
00:38:08,612 --> 00:38:10,829
‫به عنوان تشکر
‫من اهمیتی نمیدم که...

617
00:38:10,831 --> 00:38:13,632
‫دیگران چی میگن.

618
00:38:15,668 --> 00:38:18,887
‫اون واقعا یه فرشته ی محافظه.

619
00:38:20,006 --> 00:38:24,459
‫من یه راهی برای دادن این بهش پیدا میکنم.

620
00:38:27,563 --> 00:38:30,298
‫دلم برات تنگ میشه.

621
00:38:32,518 --> 00:38:34,569
‫آره.

622
00:38:39,525 --> 00:38:41,860
‫سلام.

623
00:38:41,862 --> 00:38:42,977
‫سلام.

624
00:38:42,979 --> 00:38:44,196
‫مراقب خودت باش باشه؟

625
00:38:44,198 --> 00:38:46,648
‫- باشه.
‫- خوبه.

626
00:38:47,834 --> 00:38:53,505
‫پس "جوانا" داره مرخصی میگیره آره؟

627
00:38:53,507 --> 00:38:54,956
‫اون مجبوره کنار خانوادش باشه.

628
00:38:54,958 --> 00:38:57,209
‫آره درسته، خانواده مهمه.

629
00:38:57,211 --> 00:38:59,761
‫من که قبلا معذرت خواهی کردم.

630
00:38:59,763 --> 00:39:00,995
‫اینبار نوبت منه.

631
00:39:00,997 --> 00:39:02,681
‫،بعد از اتفاق دیشب

632
00:39:02,683 --> 00:39:05,851
‫شاید این کار درستی بود که
‫تو کلاهپوش رو قاطی قضیه کردی.

633
00:39:05,853 --> 00:39:09,170
‫گوشی رو که ازت نگرفت که؟

634
00:39:34,547 --> 00:39:37,916
‫فکر میکنم بهتره این پیش تو باشه.

635
00:39:39,252 --> 00:39:42,888
‫منظورم اینه که شاید من زیاد با
‫،روشهای این یارو حال نکنم

636
00:39:42,890 --> 00:39:44,873
‫،ولی این طرف هرکی هست

637
00:39:44,875 --> 00:39:47,576
‫خیلی دوس داره از تو مراقبت کنه.

638
00:39:47,578 --> 00:39:50,545
‫و این چیزیه که من باهاش هیچ مشکلی ندارم.

639
00:39:50,547 --> 00:39:53,932
‫،در ضمن

640
00:39:53,934 --> 00:39:56,651
‫بهتره این پیش من نباشه.

641
00:40:01,240 --> 00:40:03,742
‫کلتون"...همه چی مرتبه؟"

642
00:40:03,744 --> 00:40:06,995
‫من یه سیگنال قوی از فرستنده ی کریستالی...

643
00:40:06,997 --> 00:40:09,664
‫شما توی اسپیکر مخفی کردید دارم
‫که قابل ردیابی نیست.

644
00:40:09,666 --> 00:40:11,733
‫با من زیر دیپلم حرف بزن.

645
00:40:11,735 --> 00:40:13,502
‫دفعه ی بعدی که دختر شما
‫،با کلاهپوش تماس بگیره

646
00:40:13,504 --> 00:40:16,204
‫ما میتونیم به همه ی حرفاشون گوش بدیم.

647
00:40:16,206 --> 00:40:19,591
‫من میدونم که شما قسم خوردید
‫،این یارو رو گیر بندازید کارآگاه

648
00:40:19,593 --> 00:40:22,577
‫،ولی استفاده کردن از دخترتون به عنوان یه طعمه

649
00:40:22,579 --> 00:40:24,846
‫خیلی نامردیه.

650
00:41:21,487 --> 00:41:24,806
‫خوبه که آتیش به این پایین سرایت نکرد.

651
00:41:30,696 --> 00:41:35,750
‫این یکی از فواید استفاده از سیمان
‫و استیل تو زیربناست.

652
00:41:38,755 --> 00:41:42,290
‫ممنونم.

653
00:41:42,292 --> 00:41:45,493
‫- واسه چی؟
‫- خودت میدونی واسه چی.

654
00:41:46,345 --> 00:41:48,547
‫خُب حالا بعدش چی میشه؟

655
00:41:48,549 --> 00:41:51,099
‫- تمرین بیشتر؟
‫- نه.

656
00:41:53,168 --> 00:41:55,437
‫میریم واسه شکار.

657
00:41:55,462 --> 00:42:00,462
‫کاری از روزبه و عرفان
‫Translated By Corleone & Merfan

658
00:42:00,463 --> 00:42:03,463
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

