1
00:00:02,281 --> 00:00:04,327
‫اسم من "اولیور کوئین"ـه

2
00:00:04,725 --> 00:00:08,427
‫من به مدت پنج سال در این جزیره گرفتار بودم
‫و فقط یه هدف داشتم...

3
00:00:08,429 --> 00:00:10,545
‫اینکه زنده بمونم.

4
00:00:10,547 --> 00:00:12,347
‫اولیور کوئین" زنده است".

5
00:00:12,349 --> 00:00:14,466
‫و حالا من میخوام آرزوی درحال
‫مرگ پدرم رو برآورده کنم.

6
00:00:14,468 --> 00:00:16,668
‫اینکه از لیستی که بهم داده استفاده کنم تا...

7
00:00:16,670 --> 00:00:20,606
‫کسایی که شهرم رو مسموم میکنن نابود کنم.

8
00:00:20,608 --> 00:00:24,076
‫و برای اینکار من باید تبدیل به کس دیگری بشم.

9
00:00:24,078 --> 00:00:27,930
‫باید تبدیل به چیز دیگری بشم.

10
00:00:27,932 --> 00:00:30,165
‫آنچه گذشت...

11
00:00:30,167 --> 00:00:32,578
‫تو به من گفتی از خانوادت فاصله بگیرم
‫و اینکارو کردم.

12
00:00:32,579 --> 00:00:34,328
‫ولی خانوادت از من فاصله نمیگیره.

13
00:00:34,330 --> 00:00:36,747
‫و این یعنی باید یه کاری در این زمینه بکنم.

14
00:00:36,749 --> 00:00:39,200
‫مردی که توی این عکسه رو کجا میتونم پیدا کنم؟

15
00:00:39,202 --> 00:00:41,669
‫فکر نمیکنی خیلی عجیبه
‫که به همین راحتی منو گرفتی؟

16
00:00:41,671 --> 00:00:43,538
‫فرار کن.

17
00:00:53,765 --> 00:00:56,500
‫تو اصلا میدونی این جزیره واقعا چیه؟

18
00:00:56,502 --> 00:00:58,386
‫یه زندانه.

19
00:00:58,388 --> 00:01:01,672
‫اگه تو جای من بودی چیکار میکردی؟

20
00:01:14,721 --> 00:01:17,822
‫این چیزی که تو داری گوش میکنی
‫اسمش موسیقی نیست.

21
00:01:18,728 --> 00:01:20,048
‫هرچیزی باید یه قانونی داشته باشه.

22
00:01:20,049 --> 00:01:21,582
‫بعضی وقتا نداره.

23
00:01:33,289 --> 00:01:35,506
‫مواظب باش.

24
00:01:40,964 --> 00:01:43,715
‫برگرد! برو!

25
00:02:19,835 --> 00:02:21,619
‫نظرت در مورد سبز تاهیتیتایی...

26
00:02:21,621 --> 00:02:23,004
‫یا سیاه پر کلاغی چیه؟

27
00:02:23,006 --> 00:02:24,639
‫من نظرم اینه که تو از اول هفته داری
‫،"تیکه میندازی، "تیا

28
00:02:24,641 --> 00:02:26,474
‫و مامان هنوزم نمیخواد واسه
‫تولدت ماشین بخره.

29
00:02:26,476 --> 00:02:28,009
‫از این بهتر نمیتونستی حرف دلمو بزنی.

30
00:02:28,011 --> 00:02:29,844
‫اولیور" وقتی هیجده سالش شد یه ماشین داشت".

31
00:02:29,846 --> 00:02:32,563
‫آره چون من میتونستم
‫بدون تصادف کردن با یه درخت...

32
00:02:32,565 --> 00:02:33,981
‫رانندگی کنم.

33
00:02:33,983 --> 00:02:35,316
‫درسته.
‫ولی منم یادمه که...

34
00:02:35,318 --> 00:02:36,984
‫رنگ یه طرف "مازراتی" پدرتو به فنا دادی.

35
00:02:36,986 --> 00:02:39,437
‫خُب برنامه ریزهای جشن منتظرن.

36
00:02:39,439 --> 00:02:41,322
‫معذرت میخوام که به این سرعت باید برم.

37
00:02:41,324 --> 00:02:43,474
‫مگه قرار نیست بریم یه ماشین سقف باز بخریم؟

38
00:02:43,476 --> 00:02:44,942
‫موفق باشی.

39
00:02:45,944 --> 00:02:47,578
‫اوضاعش چطوره؟

40
00:02:47,580 --> 00:02:49,747
‫اوه، خوبه.

41
00:02:49,749 --> 00:02:52,417
‫فقط "تیا" فکر میکنه که یذره زیادی خوب میزنه.

42
00:02:52,419 --> 00:02:53,451
‫منظورت چیه؟

43
00:02:53,453 --> 00:02:55,686
‫هیچی...
‫فقط یکم رفتارش عجیب شده.

44
00:02:55,688 --> 00:02:57,872
‫کلی دپرس بود و در یه لحظه
‫تصمیم گرفت رئیس شرکت بشه.

45
00:02:57,874 --> 00:03:00,842
‫خُب همسرش گم شده و معلوم نیست
‫چه اتفاقی براش افتاده.

46
00:03:00,844 --> 00:03:03,044
‫اگه یه نفر حق داشته باشه
‫،عجیب غریب رفتار کنه

47
00:03:03,046 --> 00:03:04,178
‫اونم مادر توئه.

48
00:03:04,180 --> 00:03:05,296
‫منم همینو به "تیا" گفتم.

49
00:03:05,298 --> 00:03:06,881
‫ایشون فرصت مصاحبه رو ندارن.

50
00:03:06,883 --> 00:03:09,150
‫اداره پلیس هم مثل دیگر
‫مراجع در قبال این قضیه...

51
00:03:09,152 --> 00:03:11,552
‫صحبتی نخواهد داشت.

52
00:03:11,554 --> 00:03:14,272
‫پلیس "استارلینگ سیتی" شاید علاقه ای
‫،به صحبت نداشته باشه

53
00:03:14,274 --> 00:03:17,742
‫اما دوربین های ترافیکی تمام این
‫سرقت مسلحانه رو تحت پوشش داشتند.

54
00:03:17,744 --> 00:03:23,030
‫سرقت ۲.۳ میلیون دلار مثل اتفاقی که
‫در فیلم ها میفتد.

55
00:03:23,032 --> 00:03:24,932
‫به همین خاطره که ملت پولاشونو
‫پیش خودشون نگه میدارن.

56
00:03:34,993 --> 00:03:37,211
‫،با اونهمه آدمی که اون بالا دارن کار میکنن

57
00:03:37,213 --> 00:03:40,882
‫شاید دوست داشته باشی یه راه ورودی دیگه...

58
00:03:40,884 --> 00:03:42,366
‫واسه غار تیر اندازیت درست کنی.

59
00:03:42,368 --> 00:03:45,670
‫فقط یدونه به سمت کوچه جنوبی میذاریم.

60
00:03:45,672 --> 00:03:48,055
‫یه چیزی میخواستم نشونت بدم.

61
00:03:48,057 --> 00:03:50,308
‫بالاخره رفتی تو سایتای
‫دوست یابی عضو شدی...

62
00:03:50,310 --> 00:03:52,376
‫و میخوای کمکت کنم صفحه
‫پروفایلتو درست کنی؟

63
00:03:52,378 --> 00:03:55,212
‫دقیقا نه ولی یه نفر هست
‫که دوست دارم ملاقات کنم.

64
00:03:55,214 --> 00:03:56,752
‫آره در موردش خوندم.

65
00:03:56,777 --> 00:03:58,537
‫این سومین ماشینیه که
‫در این ماه هدف قرار میگیره.

66
00:03:59,269 --> 00:04:01,903
‫امروز صبح توی اخبار دیدمش.

67
00:04:01,905 --> 00:04:03,534
‫نمیدونستم چرا انقدر آشنا به نظر میرسه.

68
00:04:03,559 --> 00:04:05,559
‫تا این که اینو یادم اومد.

69
00:04:05,742 --> 00:04:09,777
‫قندهار-سال ۲۰۰۹، نیروهای ارتش جلوی
‫یه ماشین انتقال "طالبان " رو گرفتن.

70
00:04:09,779 --> 00:04:13,498
‫خُب، پس به این خاطر آشناس.

71
00:04:13,500 --> 00:04:16,033
‫این یاروها دارن دقیقا اون برنامه رو اجرا میکنن.
‫اینو از کجا گیر آوردی؟

72
00:04:16,035 --> 00:04:17,266
‫داشتم در مورد یکی تحقیق میکردم.

73
00:04:17,291 --> 00:04:19,317
‫یکی از محافظین یه شرکت امنیتی خصوصی.

74
00:04:19,539 --> 00:04:23,508
‫عضو تیم امنیتی گروه "بلکهاک" بوده
‫اسمش "تد گینور"ـه
‫(بلکهاک":گروه ضربتی ارتش آمریکا")

75
00:04:23,510 --> 00:04:26,043
‫اولیور "تد گینور" اولین افسر فرمانده ی من...

76
00:04:26,045 --> 00:04:28,179
‫توی اولین ماموریتم در "افغانستان" بود.

77
00:04:31,016 --> 00:04:35,052
‫"خیلی متاسفم، "دیگ.

78
00:04:37,389 --> 00:04:39,440
‫اسم "گینور" توی لیسته.

79
00:04:39,442 --> 00:04:42,477
‫گینور" یه چند صد هزار دلار
‫واسه ورود به لیست کم داره.

80
00:04:42,479 --> 00:04:44,362
‫خُب...منم هیچوقت نگفتم همشون مایه دارن، گفتم؟

81
00:04:44,364 --> 00:04:47,064
‫"این یارو زندگیه منو نجات داده "اولیور.

82
00:04:47,066 --> 00:04:49,367
‫بخاطرش تقدیر نامه گرفته.

83
00:04:49,369 --> 00:04:52,653
‫برام مهم نیست که چی تو لیستت
‫نوشته...ولی اون همچین کسی نیست.

84
00:04:52,655 --> 00:04:54,655
‫"تو مدتهاست که دیگه اونو نمیشناسی "دیگل.

85
00:04:54,657 --> 00:04:57,325
‫از وقتی که به کشور برگشتیم باهم در ارتباط بودیم.

86
00:04:57,327 --> 00:05:00,044
‫حتی شیش ماه پیش اون به من
‫یه کار تو گروه "بلکهاک" پیشنهاد کرد.

87
00:05:00,046 --> 00:05:02,463
‫و بهت اطمینان میدم که تو این یارو
‫رو مثل من نمیشناسی.

88
00:05:02,465 --> 00:05:04,966
‫"من میدونم که در "افغانستان
‫اون آموزش های ویژه ی...

89
00:05:04,968 --> 00:05:06,801
‫،استفاده از نارنجک انداز "ام ۳۲" رو دیده

90
00:05:06,803 --> 00:05:09,053
‫دقیقا همون سلاحی که توی این
‫دزدی ها مورد استفاده قرار گرفته.

91
00:05:09,055 --> 00:05:10,638
‫و فکر نمیکنم این سلاح رو بشه به راحتی...

92
00:05:10,640 --> 00:05:12,289
‫تو فروشگاه پیدا کرد.

93
00:05:12,291 --> 00:05:14,342
‫دو ماه پیش ما فهمیدیم...

94
00:05:14,344 --> 00:05:15,960
‫،که این کتاب پدرت نبوده

95
00:05:15,962 --> 00:05:17,979
‫و توسط کسی نوشته شده که اون یکی
‫تیر انداز رو هم اجیر کرده بود.

96
00:05:17,981 --> 00:05:19,430
‫این نشون نمیده که...

97
00:05:19,432 --> 00:05:21,015
‫شاید تو داری در مورد چیزای
‫دیگه هم اشتباه میکنی؟

98
00:05:21,017 --> 00:05:22,700
‫من شاید اشتباه کنم.

99
00:05:22,702 --> 00:05:24,101
‫اما لیست اشتباه نمیکنه.

100
00:05:24,103 --> 00:05:26,671
‫و در ضمن من امشب میخوام برم...

101
00:05:26,673 --> 00:05:28,260
‫و یه گفتگوی مفید با این آقای "گینور" داشته باشم.

102
00:05:28,285 --> 00:05:29,917
‫اونوقت میبینیم قضیه از چه قراره.

103
00:05:31,693 --> 00:05:34,395
‫در ضمن اگه بخوای مرخصی بگیری
‫من درکت میکنم.

104
00:05:34,397 --> 00:05:37,215
‫خُب...ممنون.

105
00:05:38,534 --> 00:05:40,117
‫قربان.

106
00:06:41,931 --> 00:06:44,515
‫یه روزه دیگه و همون غذای مزخرف همیشگی.

107
00:06:44,517 --> 00:06:45,883
‫تو تازه واردی؟

108
00:06:45,885 --> 00:06:47,101
‫آره.

109
00:06:47,103 --> 00:06:49,854
‫نگران نباش...واسه من که یه سالی طول کشید...

110
00:06:49,856 --> 00:06:52,356
‫تا به این جزیره عادت کنم.

111
00:06:52,358 --> 00:06:54,025
‫هی، هی.

112
00:06:55,360 --> 00:06:58,696
‫من قراره یه زندانی رو منتقل کنم.

113
00:06:58,698 --> 00:07:01,432
‫یه مرد چینی که لباس سبز میپوشه.

114
00:07:01,434 --> 00:07:03,567
‫به نظر همون یاروئیه که بردنش اردوگاه شرقی.

115
00:07:03,569 --> 00:07:06,537
‫من دارم میرم اون سمت اگه میخوای میتونی بیای.

116
00:07:06,539 --> 00:07:08,839
‫بزن بریم...یالا.

117
00:07:18,583 --> 00:07:21,185
‫صبر کن، صبر کن.

118
00:07:21,187 --> 00:07:23,587
‫نیروهای یک و دو.

119
00:07:38,403 --> 00:07:41,622
‫اون دیوار اونوری باید پوشیده بشه
‫و کار بشه روش.

120
00:07:41,624 --> 00:07:43,958
‫ازتون میخوام همین که کف سالن اصلی
‫رو کفپوش کردن...

121
00:07:43,960 --> 00:07:46,377
‫دوغاب سیمان بکشید روش.

122
00:07:47,997 --> 00:07:49,780
‫بسیار خُب.

123
00:07:49,782 --> 00:07:52,133
‫- بله؟
‫"سلام، "تامی.

124
00:07:52,135 --> 00:07:53,501
‫پدر...من واقعا سرم شلوغه.

125
00:07:53,503 --> 00:07:55,302
‫تامی" میدونم که اخیراً بین ما اوضاع"...

126
00:07:55,304 --> 00:07:57,138
‫یکم قاراشمیش بوده.

127
00:07:57,140 --> 00:07:59,974
‫دقیقا از همون موقعی که حسابای
‫منو بستی و بهم گفتی بازنده؟

128
00:07:59,976 --> 00:08:02,793
‫فقط میخواستم کاری کنم که تو بزرگ بشی.

129
00:08:02,795 --> 00:08:05,730
‫و ببین تو اولین کارتو بدست آوردی.

130
00:08:05,732 --> 00:08:08,065
‫بداخلاقی من جواب داده.

131
00:08:08,067 --> 00:08:09,734
‫چی میخوای پدر؟

132
00:08:09,736 --> 00:08:13,270
‫میخوام یه غذایی با پسرم بخورم.

133
00:08:13,272 --> 00:08:15,156
‫فردا شب شام خوبه؟

134
00:08:15,158 --> 00:08:16,640
‫من و "لورل" با هم برنامه داریم.

135
00:08:16,642 --> 00:08:17,975
‫اونم با خودت بیار فکر کنم وقتش باشه که...

136
00:08:17,977 --> 00:08:19,443
‫یکم بهتر بشناسمش.

137
00:08:19,445 --> 00:08:22,697
‫"تامی"...

138
00:08:22,699 --> 00:08:25,533
‫،من چیزای ناراحت کننده ای بهت گفتم

139
00:08:25,535 --> 00:08:26,584
‫و بابتش متاسفم.

140
00:08:26,586 --> 00:08:28,869
‫ولی تو هنوزم پسر منی.

141
00:08:28,871 --> 00:08:32,957
‫و من مثل همیشه دوست دارم که...

142
00:08:32,959 --> 00:08:36,210
‫ما به هم نزدیک باشیم.

143
00:08:37,596 --> 00:08:40,965
‫بذار با "لورل" هماهنگ کنم بهت خبر میدم.

144
00:09:14,365 --> 00:09:16,050
‫اوه!

145
00:09:16,052 --> 00:09:18,502
‫"ما قراره یه مکالمه ای با هم داشته باشیم "تد گینور.

146
00:09:18,504 --> 00:09:21,172
‫،اگه دست از پا خطا کنی
‫اگه بری سراغ اسلحه، هرکاری...

147
00:09:21,174 --> 00:09:23,007
‫اوضاع برات بد میشه.

148
00:09:24,210 --> 00:09:26,844
‫کمانتو بذار زمین.

149
00:09:30,639 --> 00:09:34,639
‫روزبه و پرشین ترنس.
‫مترجمین: روزبه ، عرفان و کسرا.

150
00:09:34,664 --> 00:09:39,664
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

151
00:09:57,712 --> 00:09:59,129
‫امنه.

152
00:09:59,131 --> 00:10:00,130
‫تو حالت خوبه؟

153
00:10:00,132 --> 00:10:01,348
‫آه...

154
00:10:01,350 --> 00:10:03,266
‫آره.

155
00:10:03,268 --> 00:10:05,268
‫،باید با رئیسم صحبت کنم

156
00:10:05,270 --> 00:10:08,605
‫،ولی با توجه به چیزی که الان دیدم

157
00:10:08,607 --> 00:10:10,974
‫بهتره بگم تو استخدامی.

158
00:10:10,976 --> 00:10:13,109
‫"عجب مصاحبه سختی "تد.

159
00:10:13,111 --> 00:10:16,229
‫معمولا اون شورشی میره سراغ آدمای پولدار.

160
00:10:16,231 --> 00:10:19,316
‫آخه چرا باید بخاطر تو عادتشو تغییر بده؟

161
00:10:21,352 --> 00:10:24,204
‫"تو خیلی وقته که منو میشناسی، "جان.

162
00:10:24,206 --> 00:10:27,357
‫خودت چی فکر میکنی؟

163
00:10:30,711 --> 00:10:33,630
‫که اون اشتباه میکنه.

164
00:10:33,632 --> 00:10:37,500
‫آدم اشتباهی رو گرفته.

165
00:10:40,471 --> 00:10:42,639
‫ممکن بود بهت شلیک کنم
‫ممکن بود تو رو بکشم.

166
00:10:42,641 --> 00:10:44,224
‫پیش خودت فکر کردی چه غلطی داری میکنی؟

167
00:10:44,226 --> 00:10:46,009
‫من به تو اجازه نمیدم که
‫به یه آدم بیگناه صدمه بزنی.

168
00:10:46,011 --> 00:10:47,761
‫"گینور" بیگناه نیست، "دیگل".

169
00:10:47,763 --> 00:10:49,813
‫تو اینو فقط بخاطر اینکه تو
‫دفترچه ی لعنتیت که حتی از من هم...

170
00:10:49,815 --> 00:10:51,765
‫بیشتر بهش اعتماد داری، نوشته، میگی.

171
00:10:51,767 --> 00:10:53,600
‫من به پدرم اعتماد دارم.

172
00:10:53,602 --> 00:10:56,686
‫و اون برای من توضیح داده که
‫تمام اسامی ای که توی اون لیسته...

173
00:10:56,688 --> 00:10:58,154
‫به یه دلیلی اونجاس.

174
00:10:58,156 --> 00:10:59,823
‫من فکر میکردم که تو اون دفترچه
‫رو از رو جنازه ی پدرت برداشتی.

175
00:10:59,825 --> 00:11:01,441
‫پس اون کِی وقت کرد که برات سخنرانی کنه؟

176
00:11:03,277 --> 00:11:06,529
‫چند سال قبل من پیغامی رو پیدا کردم
‫که برای من گذاشته بود.

177
00:11:06,531 --> 00:11:08,081
‫و در مورد لیست توضیح میداد.

178
00:11:08,083 --> 00:11:09,582
‫اولیور" این چطور ممکنه؟"

179
00:11:09,584 --> 00:11:10,917
‫تو تو یه جزیره ی متروک بودی.

180
00:11:10,919 --> 00:11:14,037
‫منم نگفتم که اونو توی جزیره پیدا کردم.

181
00:11:14,039 --> 00:11:17,173
‫،دیگل" من در چهار ماه گذشته"

182
00:11:17,175 --> 00:11:20,176
‫من مجبور بودم به همه ی کسانی
‫که براشون اهمیت قائلم...

183
00:11:20,178 --> 00:11:22,545
‫دروغ بگم و ناراحتشون کنم.

184
00:11:22,547 --> 00:11:25,632
‫تو واقعا فکر میکنی که من اگه مطمئن نبودم...

185
00:11:25,634 --> 00:11:27,851
‫اینکارا رو میکردم؟

186
00:11:32,273 --> 00:11:36,643
‫"گوش کن "اولیور"، "گینور
‫منو  استخدام کرد.

187
00:11:36,645 --> 00:11:39,195
‫و من ثابت میکنم که اون بیگناهه.

188
00:11:39,197 --> 00:11:41,031
‫و اگه نبود؟

189
00:11:43,869 --> 00:11:46,102
‫تو اینو به من مدیونی.

190
00:11:47,405 --> 00:11:49,539
‫تو حداقل این یکی رو به من مدیونی.

191
00:11:57,114 --> 00:11:58,998
‫با محیط آشنا شدی؟

192
00:11:59,000 --> 00:12:01,617
‫- بله قربان.
‫- و نظرت چیه؟

193
00:12:01,619 --> 00:12:04,471
‫همه چیز خوبه قربان، مشکلی نیست.

194
00:12:04,473 --> 00:12:06,473
‫چه مدته که اینجایی؟

195
00:12:06,475 --> 00:12:08,558
‫تازه رسیدیم قربان.

196
00:12:08,560 --> 00:12:11,311
‫آره مشخصه که تازه کاری.

197
00:12:12,396 --> 00:12:14,797
‫در ضمن من جدیدا به زیردریایی ها...

198
00:12:14,799 --> 00:12:18,234
‫نگفتم که نیاز به نیروی جدید دارم.

199
00:12:20,304 --> 00:12:25,992
‫زیر دریایی؟ من فکر میکردم همه ی
‫نیروها با هواپیما به جزیره میان.

200
00:12:27,311 --> 00:12:30,663
‫درسته.

201
00:12:35,202 --> 00:12:38,037
‫فکر کنم دیگه همه ی لباسای شهر
‫رو امتحان کردی.

202
00:12:38,039 --> 00:12:39,539
‫ولی ارزششو داره.

203
00:12:39,541 --> 00:12:41,257
‫رفیقام دیوونه میشن.

204
00:12:41,259 --> 00:12:44,627
‫درسته...اگه پدرت زنده بود اونم دیوونه میشد.

205
00:12:44,629 --> 00:12:46,262
‫البته کاملا از یه جهت دیگه.

206
00:12:46,264 --> 00:12:50,183
‫مثل همون موقعی که دید من واسه
‫اولین رقصم با یه پسر چی پوشیدم.

207
00:12:50,185 --> 00:12:52,552
‫بیچاره اون پسری که باهاش رفتی.

208
00:12:52,554 --> 00:12:54,604
‫رابرت" به حد مرگ ترسوندش".

209
00:12:54,606 --> 00:12:56,523
‫میدونی پدر عادت داشت بگه...

210
00:12:56,525 --> 00:13:00,360
‫غمگین ترین روز زندگیش
‫وقتیه که من ۱۸ سالم بشه.

211
00:13:00,362 --> 00:13:04,647
‫حالا اون رفته و این منم که غمگینم.

212
00:13:09,121 --> 00:13:10,787
‫ببخشید.

213
00:13:13,575 --> 00:13:15,325
‫باید جوابش رو بدم.

214
00:13:15,327 --> 00:13:17,043
‫الو.

215
00:13:18,412 --> 00:13:21,965
‫آره، میفهمم، ولی پیش دخترم ـم.

216
00:13:24,752 --> 00:13:27,086
‫خیلی خُب، الان میام.

217
00:13:29,557 --> 00:13:32,642
‫فکر کردم گفتی قراره تمام روز رو با هم بگذرونیم.

218
00:13:32,644 --> 00:13:34,260
‫میدونم.

219
00:13:34,262 --> 00:13:36,095
‫ولی...

220
00:13:36,097 --> 00:13:39,715
‫هئیت مدیره لازم داره...

221
00:13:39,717 --> 00:13:41,651
‫که یه سری کارهای اداری
‫برای موقعیت کاری "والتر" تو شرکت بکنه...

222
00:13:41,653 --> 00:13:43,019
‫و نمیتونن صبر کنن.

223
00:13:45,156 --> 00:13:47,490
‫شرمنده.

224
00:13:48,659 --> 00:13:50,493
‫همه چی رو به راست؟

225
00:13:50,495 --> 00:13:52,278
‫به نظر نگران میای.

226
00:13:52,280 --> 00:13:55,281
‫نگران نیستم، فقط...

227
00:13:56,500 --> 00:13:59,335
‫پدرم زنگ زد.

228
00:13:59,337 --> 00:14:01,671
‫اوه.

229
00:14:01,673 --> 00:14:03,423
‫خُب؟

230
00:14:03,425 --> 00:14:06,075
‫برای شام امشب دعوتمون کرد.

231
00:14:06,077 --> 00:14:07,076
‫اوه.

232
00:14:07,078 --> 00:14:08,211
‫آره.

233
00:14:08,213 --> 00:14:09,745
‫به نظر میاد اون میخواد
‫مشکل ها رو بینمون حل کنه.

234
00:14:09,747 --> 00:14:12,248
‫،ولی به لطف اون این مشکل ها برام پیش اومده

235
00:14:12,250 --> 00:14:14,851
‫پس فکر کنم یه قصد دیگه داره.

236
00:14:14,853 --> 00:14:16,970
‫خُب، فقط یه راه هست که بفهمیم.

237
00:14:16,972 --> 00:14:20,974
‫شاید اون واقعا داره سعی میکنه
‫باهات میونه ـش رو بهتر کنه.

238
00:14:22,726 --> 00:14:26,229
‫تو واقعا نقاط مثبت مردم رو میبینی، مگه نه؟

239
00:14:26,231 --> 00:14:28,114
‫خوش به حال تو.

240
00:14:34,738 --> 00:14:38,875
‫ببخشید مجبور شدم اینطوری
‫از خانوادت دورت کنم.

241
00:14:38,877 --> 00:14:40,126
‫چی میخوای، "مالکوم"؟

242
00:14:40,128 --> 00:14:42,495
‫یه مشکل با دوستت "کارل بالارد" داریم.

243
00:14:42,497 --> 00:14:45,381
‫"داره سعی میکنه محله "گلیدز
‫رو برای پولدار ها نو ساز کنه.

244
00:14:46,950 --> 00:14:49,118
‫کارل" میدونه نقشه ـمون این نیست".

245
00:14:49,120 --> 00:14:51,621
‫برای همین باید از این کار منصرفش کنی.

246
00:14:51,623 --> 00:14:53,756
‫تو دوستشی، اون به حرفت گوش میده.

247
00:14:55,309 --> 00:14:57,310
‫،اگه میخوای تو قضیه "کارل" بهت کمک کنم

248
00:14:57,312 --> 00:14:59,646
‫من یه چیزی در عوض میخوام.

249
00:14:59,648 --> 00:15:03,233
‫یه مدرک که ثابت کنه "والتر" هنوز زنده است.

250
00:15:04,768 --> 00:15:06,419
‫قولم کافی نیست؟

251
00:15:06,421 --> 00:15:09,155
‫اون اصطلاح چی بود؟

252
00:15:09,157 --> 00:15:11,641
‫"تحقیق کن بعد مطمئن شو"

253
00:15:14,811 --> 00:15:16,312
‫چه اصطلاح بامزه ای.

254
00:15:27,875 --> 00:15:30,877
‫دو روز بعد، هنوز داشتم ساندویچ های
‫خشک "تاکو" رو میخوردم...

255
00:15:30,879 --> 00:15:34,714
‫که تو دریچه ماشین بود و اون ازم میپرسه چرا
‫کولر رو روشن نمیکنم.

256
00:15:34,716 --> 00:15:36,799
‫خیلی خُب، تو بُردی.

257
00:15:36,801 --> 00:15:38,718
‫محافظت از "کوئین" اونقدر بد نبوده.

258
00:15:38,720 --> 00:15:41,137
‫،شیش سال به کشورم خدمت کردم
‫و حالا تنها چیزی که شایسته ـش هستم...

259
00:15:41,139 --> 00:15:43,056
‫بچه داری از بچه لوس هاست.

260
00:15:43,058 --> 00:15:44,941
‫خُب، "تد"، همشون اونطوری نیستن.

261
00:15:44,943 --> 00:15:47,977
‫هنوز با یکیشون آشنا نشدم که بتونه
‫فقط یه روز تو کشور دووم بیاره.

262
00:15:47,979 --> 00:15:50,697
‫بعضی وقت ها به این فکر میفتم
‫که تو جنگ چه غلطی میکردم.

263
00:15:50,699 --> 00:15:52,615
‫سفارش ویژه رستوران.

264
00:15:52,617 --> 00:15:54,617
‫"مرسی، "کارلی.

265
00:15:54,619 --> 00:15:56,352
‫پس کیک من کو؟

266
00:15:56,354 --> 00:15:57,787
‫دیگه خسته شدم به غُر زدن هات...

267
00:15:57,789 --> 00:15:59,122
‫درمورده آب رفتن کت و شلوارت
‫توسط خشک شویی گوش بدم

268
00:15:59,124 --> 00:16:00,406
‫اوه، آره.

269
00:16:00,408 --> 00:16:01,658
‫اوهوم.

270
00:16:05,462 --> 00:16:06,796
‫اون ازت خوشش میاد.

271
00:16:06,798 --> 00:16:08,665
‫"اون زن برادرمه، "تد.

272
00:16:08,667 --> 00:16:09,949
‫دیگه نیست.

273
00:16:09,951 --> 00:16:13,052
‫"برادرت مُرده، "جان.

274
00:16:13,054 --> 00:16:15,822
‫ولی تو اینجایی.

275
00:16:18,225 --> 00:16:20,376
‫ماشین بیرون منتظره.
‫یه مشتری داریم که باید...

276
00:16:20,378 --> 00:16:22,478
‫تو افتتاحیه نمایشگاه نقاشی "شاکین" پیاده کنیم.

277
00:16:22,480 --> 00:16:24,213
‫جان"، تو "پاوول ناکس" رو یادته؟"

278
00:16:24,215 --> 00:16:27,383
‫اون تو "استن" چند درجه از ما پایین تر بود.

279
00:16:29,103 --> 00:16:31,020
‫خوشحالم که باهاتون کار میکنم.

280
00:16:35,242 --> 00:16:36,576
‫من بیرون منتظرم.

281
00:16:40,781 --> 00:16:42,231
‫نمیدونستم "ناکس" تو "بلکهاک" کار میکنه.

282
00:16:42,233 --> 00:16:45,952
‫وقتی ماه پیش ماموریتش تموم شد استخدامش کردن.

283
00:16:45,954 --> 00:16:47,286
‫اوهوم.

284
00:16:47,288 --> 00:16:49,789
‫"مردم تغییر میکنن، "جان.

285
00:16:49,791 --> 00:16:52,125
‫و همه لیاقت یه فرصت برای ثابت کردنش دارن.

286
00:17:09,978 --> 00:17:12,228
‫در زدن انتخابی نیست.

287
00:17:12,230 --> 00:17:13,730
‫باید باهات حرف بزنم.

288
00:17:13,732 --> 00:17:18,368
‫تیا"، بهت نمیگم که مامان داره"
‫برات ماشین میخره یا نه.

289
00:17:18,370 --> 00:17:20,453
‫درمورده اون نیست.

290
00:17:20,455 --> 00:17:22,905
‫هفته پیش یادته ازت پرسیدم...

291
00:17:22,907 --> 00:17:24,907
‫فکر میکنی مامان رفتارش عجیب شده یا نه؟

292
00:17:24,909 --> 00:17:26,442
‫آره.

293
00:17:26,444 --> 00:17:28,578
‫خُب، فهمیدم چرا.

294
00:17:28,580 --> 00:17:30,997
‫با بابای "تامی" ریخته رو هم.

295
00:17:30,999 --> 00:17:32,915
‫مسخره است.

296
00:17:32,917 --> 00:17:36,169
‫همین الان باهم دیدمشون.

297
00:17:36,171 --> 00:17:38,337
‫دوباره داره اینطوری میشه.

298
00:17:38,339 --> 00:17:39,972
‫چی میگی؟

299
00:17:44,895 --> 00:17:50,433
‫،چند ماه قبل از اینکه تو و بابا برید سفر

300
00:17:50,435 --> 00:17:52,652
‫مامان و بابا خیلی دعوا میکردن.

301
00:17:52,654 --> 00:17:53,653
‫درمورده چی؟

302
00:17:53,655 --> 00:17:54,937
‫نمیدونم.

303
00:17:54,939 --> 00:17:56,939
‫ولی یه عالمه قرار ملاقات ناهار...

304
00:17:56,941 --> 00:18:00,326
‫با آقای "مرلین" میزاشت.

305
00:18:00,328 --> 00:18:03,663
‫و حالا "والتر" هم غیبش زده
‫"و مامان  و آقای "مرلین...

306
00:18:03,665 --> 00:18:05,915
‫دوباره برگشتن پیش هم.
‫خیلی چندشه.

307
00:18:05,917 --> 00:18:09,419
‫مامان هیچوقت به بابا خیانت نمیکرد.

308
00:18:09,421 --> 00:18:11,888
‫به "والتر" هم خیانت نمیکنه.

309
00:18:13,590 --> 00:18:15,174
‫نمیخوای باور کنی...

310
00:18:15,176 --> 00:18:19,028
‫چون تو یه تصور خیلی عالی
‫از مامان تو ذهنت داری.

311
00:18:19,030 --> 00:18:22,014
‫"اون همچین کسی نیست، "اولی.

312
00:18:22,016 --> 00:18:24,100
‫اون یه دروغگوئه.

313
00:18:24,102 --> 00:18:25,802
‫و یه خیانت کار.

314
00:18:26,937 --> 00:18:29,972
‫و تو واقعا اون رو اصلا نمیشناسی.

315
00:18:44,719 --> 00:18:46,738
‫اون فکر میکنه "مالکوم" و من با هم رابطه داریم؟

316
00:18:46,739 --> 00:18:49,056
‫و موقعی شروع شد که بابا هنوز زنده بود.

317
00:18:49,058 --> 00:18:50,191
‫چرا همچین فکری میکنه؟

318
00:18:50,193 --> 00:18:51,943
‫میگه تو و بابا همش دعوا میکردین.

319
00:18:53,412 --> 00:18:55,062
‫مامان...

320
00:18:55,064 --> 00:18:56,864
‫به تو مربوط نمیشه، عزیزم.

321
00:18:56,866 --> 00:18:59,350
‫تیا" یه چیزی گفت که به من مربوط میشه".

322
00:19:02,120 --> 00:19:05,089
‫چیکار میکردین؟

323
00:19:10,812 --> 00:19:17,018
‫رابرت" همش به من بی وفا بود".

324
00:19:18,804 --> 00:19:23,140
‫زندگی زناشوییمون رو خیلی سخت کرده بود.

325
00:19:23,142 --> 00:19:25,176
‫متاسفم، "اولیور"، ولی پدرت...

326
00:19:25,178 --> 00:19:27,061
‫همیشه اون مردی نبود که فکر میکردی هست.

327
00:19:27,063 --> 00:19:30,481
‫،میدونم تو فکر میکردی اون خیلی آدم خوبیه

328
00:19:30,483 --> 00:19:33,434
‫ولی، من میخواستم تو اینطوری یادش کنی.

329
00:19:33,436 --> 00:19:35,570
‫یه مرد خوب که دوستت داشت.

330
00:19:35,572 --> 00:19:38,005
‫میخواستم "تیا" اینطوری یادش کنه.

331
00:19:38,007 --> 00:19:41,909
‫پس قول بده که به کسی نمیگی.

332
00:19:41,911 --> 00:19:45,079
‫حتما.

333
00:19:47,782 --> 00:19:49,050
‫مامان.

334
00:19:49,052 --> 00:19:50,918
‫بله؟

335
00:19:50,920 --> 00:19:53,220
‫"چرا "تیا" فکر میکنه که تو و آقای "مرلین...

336
00:19:53,222 --> 00:19:54,622
‫هنوز با هم هستید؟

337
00:19:54,624 --> 00:19:58,609
‫خُب، هیچ ایده ای ندارم.

338
00:19:59,912 --> 00:20:03,064
‫اخیراً دیدیش؟

339
00:20:03,066 --> 00:20:05,983
‫"اولیور"...

340
00:20:05,985 --> 00:20:10,071
‫اون سال هاست رئیس شرکت جهانی
‫مرلین" هست".

341
00:20:10,073 --> 00:20:13,274
‫من فقط چند هفته است شرکت
‫کوئین" رو میچرخونم".

342
00:20:13,276 --> 00:20:17,461
‫پس، آره، بعضی موقع ها میرم
‫و ازش مشورت میخوام.

343
00:20:19,481 --> 00:20:22,984
‫بازجویی ـت تموم شد؟

344
00:20:42,020 --> 00:20:43,837
‫اینجاست که ما...

345
00:20:43,839 --> 00:20:47,858
‫زندانی ها رو قبل از اینکه...

346
00:20:47,860 --> 00:20:50,027
‫بکشمشون نگه میداریم.

347
00:21:00,322 --> 00:21:04,458
‫"زندانی هایی مثل تو، آقای "کوئین.

348
00:21:08,697 --> 00:21:12,049
‫،یه سال تو کریسمس

349
00:21:12,051 --> 00:21:14,034
‫تامی" یه توله سگ میخواست".

350
00:21:14,036 --> 00:21:16,804
‫،"میخواست اسمش رو بزاره، "آرتور

351
00:21:16,806 --> 00:21:19,873
‫مثل پادشاه "آرتور"، چون اون
‫فامیلیش "مرلین"ـه.

352
00:21:19,875 --> 00:21:22,560
‫خُب، تو قبلا خیلی دوست داشتنی بودی.

353
00:21:22,562 --> 00:21:23,561
‫هنوز هم هستم.

354
00:21:25,348 --> 00:21:27,431
‫"زنم از تو خوشش میومد، "لورل.

355
00:21:27,433 --> 00:21:30,101
‫کاش باهاش آشنا میشدم.

356
00:21:30,103 --> 00:21:32,319
‫"اون قبل از اینکه من و "تامی
‫دوست بشیم فوت کرد.

357
00:21:32,321 --> 00:21:36,223
‫اون کشته شد، "لورل"، لازم نیست
‫مودبانه بگی فوت کرد.

358
00:21:36,225 --> 00:21:38,058
‫خیلی امروز تند شدی، مگه نه، بابا؟

359
00:21:38,060 --> 00:21:41,395
‫عذر میخوام، حرف زدن درمورده زنم...

360
00:21:41,397 --> 00:21:44,198
‫یه خورده منو احساساتی میکنه.

361
00:21:50,005 --> 00:21:53,791
‫و من داشتم با خودم فکر میکردم که روزهای...

362
00:21:53,793 --> 00:21:55,843
‫نابغه کامپیوتری شخصی
‫اولیور کوئین" بودن تموم شده".

363
00:21:55,845 --> 00:21:57,511
‫داری سعی میکنی بگی دلت برام تنگ شده؟

364
00:21:57,513 --> 00:22:00,581
‫نه، ولی اگه میخوای اینطوری فکر کن.

365
00:22:00,583 --> 00:22:03,083
‫خلاصه با یکی از دوست هام میخوایم جمع شیم
‫،بازی "بگرد و پیدا کن" بازی کنیم

366
00:22:03,085 --> 00:22:07,104
‫"و تو بازی یه جعبه شراب "لافیت راتچیلد
‫سال ۱۹۸۲ هست که باید پیدا بشه.

367
00:22:07,106 --> 00:22:08,639
‫اوه...من عاشق شراب قرمزم.

368
00:22:08,641 --> 00:22:10,357
‫،ولی برای پیدا کردنش

369
00:22:10,359 --> 00:22:13,394
‫اول باید اطلاعات اینو برام در بیاری.

370
00:22:13,396 --> 00:22:16,397
‫کلید الکترونیکی در.

371
00:22:24,990 --> 00:22:28,242
‫رمز گذاری شده.

372
00:22:28,244 --> 00:22:29,777
‫اطلاعات نشون میده که...

373
00:22:29,779 --> 00:22:32,079
‫برای گروه محافظت شخصی "بلکهاک" هستش.

374
00:22:32,081 --> 00:22:34,415
‫آره، محافظ شخی دوستم این کلید رو بهش داده.

375
00:22:34,417 --> 00:22:37,168
‫شخصاً، فکر میکنم داره تقلب میکنه، ولی هرچی.

376
00:22:37,170 --> 00:22:40,888
‫این پیش نویس رمزگزاری شده نظامی هستش.

377
00:22:40,890 --> 00:22:43,891
‫دوستت واقعا برای این بازی اینقدر سختی کشیده؟

378
00:22:43,893 --> 00:22:45,643
‫پولدارهای بیکار رو سخت میشه سرگرم کرد.

379
00:22:45,645 --> 00:22:47,561
‫گوش بده.

380
00:22:47,563 --> 00:22:52,099
‫اگه رمزش رو بشکنی یکی از اون
‫بطری های شراب رو بهت میدم.

381
00:23:04,112 --> 00:23:07,581
‫خیلی خوش گذشت، آقای "مرلین"، مرسی.

382
00:23:07,583 --> 00:23:09,200
‫مرسی از شما که اومدید.

383
00:23:09,202 --> 00:23:11,919
‫خیلی عالیه که شما رو بهتر شناختم.

384
00:23:11,921 --> 00:23:15,456
‫و اگه از نظر "تامی" ایرادی نداره
‫که یه خورده کار رو با خوشی قاطی کنم.

385
00:23:15,458 --> 00:23:18,175
‫امضات روی اینا بدردم میخوره.

386
00:23:30,755 --> 00:23:32,807
‫میخوای درمانگاه رایگان مامان رو ببندی؟

387
00:23:32,809 --> 00:23:34,275
‫"دیگه مال اون نیست، "تامی.

388
00:23:34,277 --> 00:23:36,527
‫اون درمانگاه خیلی برای مامان ارزش داشت.

389
00:23:36,529 --> 00:23:38,679
‫تو هشت سالت بود، فکر نکنم
‫تو موقعیتی بوده باشی...

390
00:23:38,681 --> 00:23:41,148
‫که بدونی چی برای مادرت مهم بوده.

391
00:23:41,150 --> 00:23:42,416
‫من فقط به امضات...

392
00:23:42,418 --> 00:23:43,534
‫بسه.

393
00:23:43,536 --> 00:23:45,219
‫این شام...

394
00:23:45,221 --> 00:23:47,571
‫اصلا برای شناختن "لورل" نبوده.

395
00:23:47,573 --> 00:23:49,189
‫برای این بوده.

396
00:24:00,418 --> 00:24:02,970
‫هنوز تغییر نکردی و هیچوقت هم نمیکنی.

397
00:24:02,972 --> 00:24:06,924
‫وقتشه که از اینکارت درس بگیرم...

398
00:24:06,926 --> 00:24:09,376
‫و دیگه نزارم منو نا امید کنی.

399
00:24:09,378 --> 00:24:11,145
‫ما میریم.

400
00:24:15,150 --> 00:24:17,050
‫این درمانگاه مال مادرش بود.

401
00:24:17,052 --> 00:24:18,769
‫آره.

402
00:24:18,771 --> 00:24:21,355
‫و مادرش بهش یه درسی داد
‫که من سعی میکردم بدم.

403
00:24:21,357 --> 00:24:24,057
‫که دنیا جای سخت و غیر بخشنده ای هست.

404
00:24:24,059 --> 00:24:25,893
‫و کِی این نکته رو بهش یاد داد؟

405
00:24:29,197 --> 00:24:32,032
‫وقتی جنازه ـش با یه گلوله تو کله ـش...

406
00:24:32,034 --> 00:24:33,734
‫تو خیابون بود.

407
00:24:35,670 --> 00:24:37,421
‫شب بخیر.

408
00:24:42,377 --> 00:24:45,546
‫،مدیریت اوضاع رو خوب نگه میداره
‫که خیلی خوبه.

409
00:24:45,548 --> 00:24:48,215
‫بهتره با ارتشی که داری بری جنگ، مگه نه؟

410
00:24:48,217 --> 00:24:49,633
‫قطعاً.

411
00:24:49,635 --> 00:24:51,185
‫قطعاً.

412
00:24:51,187 --> 00:24:54,555
‫خُب، "تد"، بخاطر تو "ناکس" داره
‫برای "بلکهاک" کار میکنه؟

413
00:24:54,557 --> 00:24:58,225
‫ببین، میدونم تو ازش خوشت نمیاد.

414
00:24:58,227 --> 00:25:00,227
‫،من هم ازش خوشم نمیومد

415
00:25:00,229 --> 00:25:03,564
‫ولی این روزها شغل برای همه سخت گیر میاد.

416
00:25:03,566 --> 00:25:05,616
‫و برای آدم هایی مثل ما وقتی همه فکر میکنن...

417
00:25:05,618 --> 00:25:09,269
‫ما فقط بلدیم به مردم شلیک کنیم
‫معلومه کار گیر نمیاد.

418
00:25:09,271 --> 00:25:11,121
‫،اگه برای "ناکس" کار گیر نمیاوردم

419
00:25:11,123 --> 00:25:14,041
‫به احتمال زیاد میرفت سراغ
‫سرقت مشروب فروشی ها...

420
00:25:14,043 --> 00:25:15,910
‫یا بانک ها.

421
00:25:21,883 --> 00:25:23,834
‫چی دستگیرت شد؟

422
00:25:23,836 --> 00:25:26,587
‫فکر کنم محافظ شخصی دوستت
‫بهش کلید امنیتی اشتباه رو داده.

423
00:25:26,589 --> 00:25:27,972
‫چطور؟

424
00:25:27,974 --> 00:25:30,341
‫،خُب، وقتی به سیستم تصدیق "بلکهاک" نفوذ کردم

425
00:25:30,343 --> 00:25:32,893
‫چیزی درمورده بازی "بگرد و پیدا کن" نبود.

426
00:25:32,895 --> 00:25:34,762
‫فقط یه فهرست راهنما و...

427
00:25:34,764 --> 00:25:36,680
‫خُب، فکر کنم تو...

428
00:25:36,682 --> 00:25:40,601
‫یا من رو داخل یه قضیه غیرقانونی انداختی.

429
00:25:40,603 --> 00:25:41,852
‫منظورت از غیرقانونی چیه؟

430
00:25:41,854 --> 00:25:44,688
‫اوه، میدونی.
‫دزدیدن یه ماشین ضده گلوله...

431
00:25:44,690 --> 00:25:46,106
‫با اسلحه های نارنجک پرت کن و گاز اشک آور.

432
00:25:46,108 --> 00:25:48,075
‫- چی ؟
‫- "یه نفر تو "بلکهاک...

433
00:25:48,077 --> 00:25:50,527
‫از طریق سیستم اونها قصد داشته
‫تا اطلاعات مسیر و جدول زمانبندی حرکت...

434
00:25:50,529 --> 00:25:53,146
‫،هر ۷ ماشین زرهی و صاحبانشون از جمله

435
00:25:53,148 --> 00:25:54,832
‫اون ۳ موردی که تصادف کردن رو بدست بیاره.

436
00:25:54,834 --> 00:25:58,035
‫آقای "کوئین" فکر میکنم
‫باید پلیس رو در جریان بزاریم.

437
00:25:58,037 --> 00:26:00,254
‫با این اطلاعات پلیس به احتمال قوی
‫میتونه سرقت بعدی رو پیش بینی کنه.

438
00:26:00,256 --> 00:26:03,624
‫صبر کن, "فلسیتی", من نمیخوام
‫،تو رو توی دردسر بندازم

439
00:26:03,626 --> 00:26:06,377
‫پس یه لطفی کن و تمام این
‫اطلاعات رو برام بفرست...

440
00:26:06,379 --> 00:26:08,429
‫من خودم شخصا اطلاعات رو به پلیس میرسونم.

441
00:26:08,431 --> 00:26:10,798
‫مرسی.

442
00:26:12,133 --> 00:26:14,668
‫پس از شراب خبری نیست؟

443
00:27:13,228 --> 00:27:15,195
‫ناکس", بدجوری صدمه دیده"!

444
00:27:18,367 --> 00:27:21,068
‫بزن بریم, بجنب!

445
00:27:43,757 --> 00:27:47,393
‫,اوه خدا جون...اینجا رو نگا کن
‫اینو داشته باش، سوییچ ماشینو بچسب.

446
00:27:47,395 --> 00:27:49,462
‫حتما خیلی غافلگیر شدی.

447
00:27:49,464 --> 00:27:52,181
‫خدایی همه چیز فوق العاده و معرکه نیست؟

448
00:27:52,183 --> 00:27:54,817
‫البته اگه از نبودن بابا بگذریم.

449
00:27:54,819 --> 00:27:56,652
‫،اگه بابا الان اینجا بود

450
00:27:56,654 --> 00:27:59,489
‫بهت میگفت: خیلی خوشگل شدی.

451
00:28:01,024 --> 00:28:03,809
‫یه لحظه منو ببخش.

452
00:28:09,149 --> 00:28:12,835
‫پس بالاخره یکی از اون ماشینای زرهی
‫رو چندساعت پیش نجات دادی.

453
00:28:12,837 --> 00:28:14,653
‫گاینور" قرار نبود از موشک استفاده کنه".

454
00:28:14,655 --> 00:28:16,655
‫میدونم. تمام وقت موقع عملیات من باهاش بودم.

455
00:28:16,657 --> 00:28:19,375
‫به نظر حق با تو بود.

456
00:28:19,377 --> 00:28:21,344
‫ببین، اگر یه نفر باشه که تو
‫،ماجرای "بلکهاک" دخالت داشته باشه

457
00:28:21,346 --> 00:28:22,962
‫شرط میبندم اون یه نفر "ناکس" هستش.

458
00:28:22,964 --> 00:28:24,430
‫اون دقیقا قبل از ماجرای دزدی ها
‫،کاراشو شروع کرد

459
00:28:24,432 --> 00:28:25,631
‫و بد نیست بدونی تمرینات نظامی هم دیده.

460
00:28:25,633 --> 00:28:27,517
‫خیلی خب اما من یکیشون رو زخمی کردم.

461
00:28:27,519 --> 00:28:30,102
‫و زمانی که داشتن با کامیون فرار میکردن
‫طرف بدجوری خونریزی داشت.

462
00:28:30,104 --> 00:28:33,639
‫خیلی خُب پس من میرم چک کنم ببینم
‫،خون "ناکس" تو گاراژ ریخته یا نه

463
00:28:33,641 --> 00:28:35,224
‫پس منم باهات میام.

464
00:28:35,226 --> 00:28:37,393
‫نه، نه، نه...گوش کن ببین چی میگم
‫تو باید توی این مهمونی باشی.

465
00:28:37,395 --> 00:28:39,178
‫نگران چیزی نباش من از پسش بر میام.

466
00:28:39,180 --> 00:28:41,280
‫ضمناً اگر مشکلی پیش اومد
‫فوقش باهات تماس میگیرم.

467
00:28:41,282 --> 00:28:43,149
‫هی.

468
00:28:43,151 --> 00:28:45,851
‫حواستو جمع کن.

469
00:28:45,853 --> 00:28:49,455
‫نگران نباش رفیق حواسم هست.

470
00:28:53,127 --> 00:28:55,194
‫تولـــــــــدت مبـــــــــــارک!

471
00:28:56,415 --> 00:28:58,081
‫یه هدیه ی مخصوص و بی نظیر واست آوردم.

472
00:28:58,083 --> 00:29:00,867
‫"بهش میگن "سرگیجه
‫وقتی میکشیش میری رو اَبرا.

473
00:29:00,869 --> 00:29:02,969
‫،اگه مامانم اینو ببینه

474
00:29:02,971 --> 00:29:05,088
‫میکشتم.

475
00:29:05,090 --> 00:29:06,990
‫،من میرم طبقه بالا یه جایی قایمش کنم

476
00:29:06,992 --> 00:29:10,143
‫زودی برمیگردم پایین.

477
00:29:17,885 --> 00:29:21,321
‫مویرا" یه چیزی برات آوردم".

478
00:29:21,323 --> 00:29:23,389
‫والتر...

479
00:29:23,391 --> 00:29:24,906
‫کاری که خواستی رو انجام دادم.

480
00:29:24,907 --> 00:29:27,360
‫حالا نوبت توئه که به خواسته ی من عمل کنی.

481
00:29:27,363 --> 00:29:29,864
‫باشه بهش رسیدگی میکنم.

482
00:29:29,889 --> 00:29:31,889
‫ممنون.

483
00:29:37,205 --> 00:29:38,422
‫توی مهمونی من.

484
00:29:38,424 --> 00:29:40,974
‫اونم درست جلوی من هرکاری میخوای میکنی؟

485
00:29:40,976 --> 00:29:42,342
‫نه "تیا" تو متوجه نیستی.

486
00:29:42,344 --> 00:29:44,728
‫هنوز ۲ ماه نشده که والتر گم شده.

487
00:29:44,730 --> 00:29:46,597
‫و تو داری بهش خیانت میکنی.

488
00:29:46,599 --> 00:29:48,065
‫همونطور که به پدر خیانت کردی.

489
00:29:48,067 --> 00:29:49,650
‫تیا" من هیچوقت به کسی خیانت نکردم".

490
00:29:49,652 --> 00:29:52,569
‫خیلی دوست دارم حرفاتو باور کنم.

491
00:29:52,571 --> 00:29:57,191
‫- اما نه...
‫میدونی؟ کاش تو جای پدر توی اون قایق بودی.

492
00:30:57,586 --> 00:31:00,087
‫یه جورایی حس میکردم میای.

493
00:31:01,723 --> 00:31:03,473
‫واقعا؟ از کجا میدونستی "ناکس"؟

494
00:31:03,475 --> 00:31:04,975
‫،درست بعد از اینکه "گاینور" تو رو استخدام کرد

495
00:31:04,977 --> 00:31:06,426
‫یه نفر سیستم هامون رو هک کرد.

496
00:31:06,428 --> 00:31:08,562
‫تو اولین کسی بودی که تونستی
‫از سیستم امنیتیمون بگذره.

497
00:31:08,564 --> 00:31:10,463
‫نمیخوای بهم بگی چجوری اینکارو کردی؟

498
00:31:10,465 --> 00:31:12,733
‫والا خودمم دقیق نمیدونم.

499
00:31:12,735 --> 00:31:14,568
‫راستش اون فکر نمیکرد باهامون همکاری کنی.

500
00:31:14,570 --> 00:31:16,603
‫کی؟

501
00:31:21,359 --> 00:31:23,110
‫"سلام "جان.

502
00:31:29,475 --> 00:31:31,375
‫تد" تو توی این ماجرا دست داشتی؟"

503
00:31:31,377 --> 00:31:33,544
‫نه توش دست نداشتم.

504
00:31:33,546 --> 00:31:37,148
‫آدما و ماموریت ها...
‫همشون مال منن.

505
00:31:37,150 --> 00:31:39,383
‫ماموریت ها؟

506
00:31:39,385 --> 00:31:40,985
‫اینجا که افغانستان نیست.

507
00:31:40,987 --> 00:31:43,688
‫مگه خودم نمیدونم؟

508
00:31:43,690 --> 00:31:46,324
‫تو افغانستان ما پشتمون به میلیون ها دلار پول...

509
00:31:46,326 --> 00:31:48,276
‫و اسلحه و پرسنل حرفه ای گرم بود.

510
00:31:48,278 --> 00:31:51,112
‫واسه همینم همیشه فاتحان جنگ بودیم.

511
00:31:51,114 --> 00:31:54,615
‫اما حالا هممون اینجا شدیم عین پرستار بچه ای
‫که شوکر الکتریکی دادی دستش.

512
00:31:56,785 --> 00:32:00,505
‫یعنی شرایط سخت بهت این حق رو میده
‫که دزدی کنی؟

513
00:32:00,507 --> 00:32:02,573
‫که مردم بیگناه رو بکشی؟

514
00:32:02,575 --> 00:32:04,842
‫راستش من اینجا نیومدم که متقاعدت کنم حق با منه.

515
00:32:04,844 --> 00:32:07,095
‫اومدم متقاعدت کنم که به تیم ما ملحق بشی.

516
00:32:07,097 --> 00:32:09,247
‫بیخیال...
‫الان دیگه واقعا باورم شد زده به سرت.

517
00:32:09,249 --> 00:32:11,799
‫چندساعت پیش قرار بود آخرین
‫،دزدیمون رو انجام بدیم

518
00:32:11,801 --> 00:32:14,886
‫"اما به خاطر این "کلاهپوش
‫همه چیز خراب شد و صدمه دیدیم.

519
00:32:14,888 --> 00:32:18,623
‫الانم یکی از افرادمون مُرده.

520
00:32:18,625 --> 00:32:20,975
‫خوبیش اینه که تو واسه اینکه
‫جاشو بگیری شرایط لازم رو داری.

521
00:32:20,977 --> 00:32:23,427
‫تد" فکر کنم اگرم میخوای متقاعدم کنی"...

522
00:32:23,429 --> 00:32:27,482
‫باید خیلی بهتر از اینا عمل کنی.

523
00:32:27,484 --> 00:32:28,816
‫".دریافت شد"

524
00:32:28,818 --> 00:32:31,085
‫"کاواناف".

525
00:32:34,741 --> 00:32:36,707
‫"کارلی".

526
00:32:36,709 --> 00:32:38,275
‫ای عوضی حروم زاده.

527
00:32:38,277 --> 00:32:39,794
‫- بکشش.
‫- نــــــــه.

528
00:32:39,796 --> 00:32:41,546
‫این کارو نکن. نه. صبر کن.

529
00:32:41,548 --> 00:32:43,714
‫- این کارو نکن.
‫- "ناکس"

530
00:32:47,953 --> 00:32:51,589
‫"یا امشب هردوتون اینجا میمیرید "جان.

531
00:32:51,591 --> 00:32:54,008
‫یا بعد از اینکه باهامون اومدی و کار تموم شد
‫ما سوار هواپیمامون میشیم...

532
00:32:54,010 --> 00:32:55,960
‫و این خانوم محترم میتونه برگرده
‫پیش برادرزاده ـت.

533
00:32:55,962 --> 00:32:58,262
‫تصمیم با خودته.

534
00:33:38,303 --> 00:33:40,721
‫"نباید همچین کاری میکردی "دیگ.

535
00:33:40,723 --> 00:33:43,057
‫اما حالا میتونی قشنگ نگاه کنی
‫که چجوری دوست دخترتو میکشیم.

536
00:33:43,059 --> 00:33:44,692
‫نــه. خواهش میکنم این کارو نکن.

537
00:33:44,694 --> 00:33:46,644
‫رفقا یه چیزی رو فراموش نکردین؟

538
00:33:46,646 --> 00:33:48,146
‫جدا؟ مثلا چیو؟

539
00:33:48,148 --> 00:33:51,032
‫مثلا اینکه این وسط تنها کسی
‫که نارنجک پرت کن داره منم.

540
00:33:52,901 --> 00:33:54,652
‫کارلی" فرار کن".

541
00:34:35,502 --> 00:34:36,936
‫تکون نخور!

542
00:34:40,607 --> 00:34:42,892
‫،"بندازش "تد

543
00:34:42,894 --> 00:34:44,444
‫وگرنه قسم میخورم...

544
00:34:44,446 --> 00:34:48,014
‫واسه من...قیافه نگیر.

545
00:34:48,016 --> 00:34:52,285
‫تو همچین کاری نمیکنی.

546
00:34:52,287 --> 00:34:54,404
‫نمیتونی.

547
00:34:54,406 --> 00:34:56,039
‫میتونم تو چشمات ببینم.

548
00:35:13,557 --> 00:35:16,059
‫دیر کردی.

549
00:35:16,061 --> 00:35:17,844
‫مگه میدونستی میام؟

550
00:35:21,231 --> 00:35:22,882
‫دفعه ی بعد که خواستی
‫،به کسی میکروفون وصل کنی

551
00:35:22,884 --> 00:35:26,235
‫یکم ماهرانه تر عمل کن.

552
00:35:26,237 --> 00:35:28,071
‫اما کاش بهم اعتماد داشتی.

553
00:35:28,073 --> 00:35:30,907
‫"من بهت اعتماد دارم "دیگل.

554
00:35:30,909 --> 00:35:35,778
‫اما هیچوقت به اونا اعتماد نداشتم.

555
00:35:38,583 --> 00:35:41,918
‫بهتره سریعتر بری.

556
00:35:46,239 --> 00:35:47,390
‫"جان"!

557
00:35:56,767 --> 00:35:58,885
‫کارلی" تو حالت خوبه؟"

558
00:35:58,887 --> 00:36:02,255
‫برگرد و دستاتو بزار جایی که بتونم ببینمشون.

559
00:36:40,807 --> 00:36:42,775
‫"اوه، "تیا.

560
00:36:42,777 --> 00:36:44,476
‫تو حالت خوبه؟

561
00:36:44,478 --> 00:36:46,445
‫آره. آره. من خوبم.

562
00:36:46,447 --> 00:36:48,814
‫راستش فقط یکم سر درد دارم.

563
00:36:48,816 --> 00:36:51,250
‫ماشین...وضیعتش...؟

564
00:36:51,252 --> 00:36:53,702
‫تیا" الان ماشین مهم نیست".

565
00:36:55,422 --> 00:36:58,824
‫یادت میاد چه اتفاقی افتاد عزیزم؟

566
00:36:58,826 --> 00:37:01,493
‫برو بیرون.

567
00:37:02,846 --> 00:37:05,831
‫تیا" خواهش میکنم".

568
00:37:05,833 --> 00:37:08,634
‫گفتم حالم خوبه.

569
00:37:22,349 --> 00:37:24,683
‫حالا دیگه بابات داره به منم زنگ میزنه.

570
00:37:24,685 --> 00:37:26,535
‫با جواب دادن وقت خودتو تلف نکن.

571
00:37:28,989 --> 00:37:32,658
‫شاید پدرت آدم عوضی ای باشه.
‫اما هرچی باشه بازم پدرته.

572
00:37:39,700 --> 00:37:42,251
‫من فکر میکنم اون اینطوری...

573
00:37:42,253 --> 00:37:46,305
‫فکر میکنم پدرت فکر میکنه وظیفه ـشه
‫یه جورایی ازت محافظت کنه.

574
00:37:46,307 --> 00:37:49,391
‫آره. اتفاقا تو استفاده از مادرم مُرده ـم
‫به عنوان بهونه...

575
00:37:49,393 --> 00:37:51,477
‫برای کثافت کاریاش کارش خیلی درسته.

576
00:37:51,479 --> 00:37:55,731
‫تو هیچوقت راجع به مادرت حرف نمیزنی.

577
00:37:55,733 --> 00:37:58,150
‫اون موقع من فقط ۸ سالم بود و چیز زیادی...

578
00:37:58,152 --> 00:38:01,520
‫از اتفاقی که افتاد یادم نیست.

579
00:38:01,522 --> 00:38:04,106
‫اما بعد از مرگش...

580
00:38:04,108 --> 00:38:08,226
‫پدرم کاملا منو تنها و بیکس گذاشت.

581
00:38:14,067 --> 00:38:16,435
‫و رفت پی زندگی خودش.

582
00:38:17,905 --> 00:38:22,258
‫یه چیزی تقریبا واسه ۲ سال از پیشم رفته بود.

583
00:38:22,260 --> 00:38:26,211
‫اون موقع که منو ول کرد فقط ۸ سالم بود.

584
00:38:26,213 --> 00:38:30,182
‫پدرم یه همچین آدمیه.

585
00:38:30,184 --> 00:38:32,601
‫اون فقط و فقط به خودش اهمیت میده.

586
00:38:50,787 --> 00:38:52,571
‫پلیسا بهت زیادی گیر دادن؟

587
00:38:52,573 --> 00:38:55,374
‫نه. واسشون توضیح دادم که من
‫و "گاینور" دوستای قدیمی بودیم.

588
00:38:55,376 --> 00:38:57,960
‫و اون ازم درخواست کمک کرد...

589
00:38:59,263 --> 00:39:00,963
‫و وقتی درخواستش رو رد کردم
‫،اونم "کارلی" رو گروگان گرفت

590
00:39:00,965 --> 00:39:04,116
‫بعدشم هرکاری انجام دادم
‫تحت اجبار و اکراه بود.

591
00:39:09,139 --> 00:39:12,975
‫"گند زدم "اولیور.

592
00:39:12,977 --> 00:39:17,096
‫گاینور" اونی نبود که همیشه فکر میکردم".

593
00:39:17,098 --> 00:39:20,265
‫من اشتباه میکردم.

594
00:39:20,267 --> 00:39:22,985
‫آره. اما...

595
00:39:22,987 --> 00:39:25,303
‫از طرفی هم حق با تو بود.

596
00:39:27,824 --> 00:39:29,684
‫اونجایی که برگشتی گفتی که من
‫به افراد توی این لیست...

597
00:39:29,709 --> 00:39:31,240
‫بیشتر از تو اعتماد دارم...

598
00:39:33,264 --> 00:39:37,816
‫دیگل". حقیقت اینه که بعد از"
‫اتفاقی که برای من تو اون جزیره افتاد...

599
00:39:40,870 --> 00:39:46,125
‫واسم خیلی سخته که به چیزی یا کسی اعتماد کنم.

600
00:39:48,178 --> 00:39:51,764
‫اما تو به من اعتماد داری.

601
00:39:51,766 --> 00:39:56,385
‫و این تنها چیزیه که بهم یادآوری میکنه که چرا تو رو به عنوان رفیق و همکارم انتخاب کردم.

602
00:39:56,387 --> 00:39:59,722
‫به خاطر اینکه تو خوبی رو تو آدما میبینی.

603
00:40:33,506 --> 00:40:37,142
‫در عوض منم یه چیزی یاد گرفتم.

604
00:40:37,144 --> 00:40:38,505
‫اونم اینه که تا قبل از اینکه تو خودت چیزی نگی...

605
00:40:38,506 --> 00:40:41,206
‫دیگه نمیخوام از اسامی تو این دفترچه مطلع بشم.

606
00:40:51,357 --> 00:40:53,826
‫اون قسم خورد که به والتر خیانت نمیکنه.

607
00:40:53,828 --> 00:40:56,612
‫فکر کن یه درصد دیگه از حرفاشو باور کنم.

608
00:40:56,614 --> 00:40:58,831
‫"خانوم "کوئین.
‫تیا کوئین"؟"

609
00:40:58,833 --> 00:41:00,332
‫مشکلی هست؟

610
00:41:00,334 --> 00:41:01,533
‫ما تماسی از طرف پزشکتون دریافت کردیم.

611
00:41:01,535 --> 00:41:02,951
‫،طی جریان تصادفی که اتفاق افتاد

612
00:41:02,953 --> 00:41:04,253
‫بیمارستان از نمونه ی خون شما آزمایش گرفت...

613
00:41:04,255 --> 00:41:05,737
‫و نتایج رو برای ما گزارش داد.

614
00:41:05,739 --> 00:41:09,675
‫تست ایشون نسبت به مصرف مواد مخدری
‫به اسم "سرگیجه" مثبت بوده.

615
00:41:09,677 --> 00:41:12,294
‫مواد مخدری که تو محله
‫گلیدز" استفاده میکنن؟"

616
00:41:12,296 --> 00:41:13,545
‫تیا کوئین" شما به اتهام رانندگی هنگام نعشِگی"...

617
00:41:13,547 --> 00:41:15,597
‫تهت بازداشت هستید.

618
00:41:23,890 --> 00:41:28,360
‫میدونی چرا افراد من ماسک
‫رو سرشون میکشن آقای "کوئین"؟

619
00:41:29,612 --> 00:41:32,931
‫چون ماسک باعث میشه هیچ چیزی
‫جز چشماشون معلوم نباشه.

620
00:41:32,933 --> 00:41:37,202
‫وقتی به چشمای یه مرد خیره میشی
‫همیشه میتونی حقیقتو توش ببینی.

621
00:41:37,204 --> 00:41:41,790
‫تو همه چیزت رو به خطر انداختی
‫تا دوستت رو نجات بدی.

622
00:41:41,792 --> 00:41:44,442
‫کسی که راجع بهش بهت اخطار داده بودم.

623
00:41:44,444 --> 00:41:46,745
‫با این حال هنوز بهش اعتماد کردی.

624
00:41:46,747 --> 00:41:49,798
‫ولی به آدم اشتباهی اعتماد کردی.

625
00:41:49,823 --> 00:42:03,823
‫کاری مشترک از روزبه و پرشین ترنس.
‫مترجمین: روزبه ، عرفان و کسرا.

626
00:42:03,824 --> 00:42:06,824
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

