1
00:00:02,105 --> 00:00:04,361
‫اسم من "الیور کویین"ـه.

2
00:00:04,393 --> 00:00:07,510
‫پنج سال توی یه جزیره
‫گرفتار بودم تنها با یه هدف...

3
00:00:09,218 --> 00:00:10,579
‫زنده موندن.

4
00:00:10,582 --> 00:00:12,115
‫الیور کویین" زنده‌ست".

5
00:00:12,117 --> 00:00:14,734
‫حالا میخوام آرزویی که پدرم
‫موقع مرگش داشت رو برآورده کنم.

6
00:00:14,736 --> 00:00:17,087
‫که از لیست اسامی که واسم گذاشت استفاده کنم

7
00:00:17,089 --> 00:00:19,923
‫و کسایی که دارن شهرم رو
‫مسموم میکنن، از بین ببرم.

8
00:00:19,925 --> 00:00:23,126
‫واسه اینکار باید
‫تبدیل به شخص دیگه‌ای بشم.

9
00:00:23,128 --> 00:00:26,797
‫باید چیز دیگه‌ای بشم.

10
00:00:26,999 --> 00:00:28,298
‫آنچه گذشت...

11
00:00:28,300 --> 00:00:30,550
‫"اسلید ویلسون".
‫یه فرودگاه...

12
00:00:30,552 --> 00:00:32,919
‫تو ده کیلومتری اینجاست.
‫کلید خروج از این جزیره‌ست.

13
00:00:32,921 --> 00:00:34,310
‫بنظرم "یائوفی" تو رو فرستاده

14
00:00:34,335 --> 00:00:36,480
‫چون میدونه که من نمیتونم تنهایی
‫باند فرودگاه رو تصاحب کنم.

15
00:00:36,591 --> 00:00:39,976
‫- تو واسه مادرم میکروفون کار گذاشتی؟
‫- فقط گوش کن.

16
00:00:39,978 --> 00:00:42,628
‫من کاملاً براش توضیح دادم

17
00:00:42,630 --> 00:00:44,848
‫که برنامه‌هاش "آندرتیکینگ" رو بخطر انداخته.

18
00:00:44,850 --> 00:00:46,466
‫میخوای چیکار کنی؟

19
00:00:46,468 --> 00:00:49,319
‫باید یه گپ دیگه با مادرم بزنم.

20
00:00:49,321 --> 00:00:53,656
‫"و میخوام که ادغام صنایع "یونیداک
‫تا پایان هفته انجام بشه.

21
00:00:53,658 --> 00:00:55,658
‫وقت داره از دست میره.

22
00:01:07,788 --> 00:01:10,040
‫،"مویرا کویین"

23
00:01:10,042 --> 00:01:13,676
‫تو این شهر رو ناامید کردی.

24
00:01:16,514 --> 00:01:19,265
‫تکون نخور!

25
00:01:19,267 --> 00:01:21,851
‫خواهش میکنم منو نکش.

26
00:01:21,853 --> 00:01:25,105
‫چیزی درباره ناپدیدی شوهرت میدونی؟

27
00:01:25,107 --> 00:01:27,557
‫- چی؟
‫- والتر استیل" هنوز زنده‌ست؟"

28
00:01:27,559 --> 00:01:29,342
‫نمیدونم شوهرم کجاست.

29
00:01:29,344 --> 00:01:31,394
‫قسم میخورم.

30
00:01:31,396 --> 00:01:34,447
‫درباره "آندرتیکینگ" چیزی میدونی؟

31
00:01:34,449 --> 00:01:36,566
‫گفتم تکون نخور!

32
00:01:36,568 --> 00:01:38,902
‫من... من یه مادرم.

33
00:01:38,904 --> 00:01:40,787
‫"یه پسر دارم... "الیور.

34
00:01:40,789 --> 00:01:43,689
‫"یه دختر به اسم "تیا.

35
00:01:43,691 --> 00:01:44,868
‫اون یه نوجوون‌ـه.

36
00:01:44,893 --> 00:01:46,682
‫خواهش میکنم منو از بچه‌هام نگیر.

37
00:01:47,295 --> 00:01:49,295
‫اونا پدرشون رو از دست دادن.

38
00:01:49,297 --> 00:01:52,215
‫نمیتونن منم از دست بدن.

39
00:01:52,217 --> 00:01:55,868
‫لطفاً، هر کی که هستی
‫ازت خواهش میکنم.

40
00:01:55,870 --> 00:01:58,004
‫باشه.

41
00:02:00,207 --> 00:02:03,543
‫کاری بهت ندارم.

42
00:02:13,254 --> 00:02:14,887
‫مویرا کویین" هستم"
‫من توی طبقه ۳۹ هستم

43
00:02:14,889 --> 00:02:16,556
‫و کمک لازم دارم.

44
00:02:16,558 --> 00:02:18,558
‫یه مزاحم اینجاست.

45
00:02:18,560 --> 00:02:21,277
‫خواهش میکنم!

46
00:02:36,005 --> 00:02:41,005
‫:: Pedi.Bi & Sorrow ::..
‫:.: httpS://Forum.TVCenter.CC :.:

47
00:02:41,026 --> 00:02:44,006
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

48
00:02:51,327 --> 00:02:53,026
‫"کاری بهت ندارم "فلیسیتی.

49
00:02:53,028 --> 00:02:54,645
‫اسمم رو از کجا میدونی؟

50
00:02:54,647 --> 00:02:56,897
‫چون تو اسمم رو میدونی.

51
00:02:58,567 --> 00:03:00,984
‫"الیور"...

52
00:03:00,986 --> 00:03:02,602
‫وای.

53
00:03:02,604 --> 00:03:05,522
‫یهو همه چیز درباره تو
‫بطرز باورنکردنی‌ای واسم روشن شد.

54
00:03:05,524 --> 00:03:07,157
‫خونریزی داری.

55
00:03:07,159 --> 00:03:08,575
‫لازم نیست اینو بهم بگی.

56
00:03:08,577 --> 00:03:10,127
‫باید بری بیمارستان.

57
00:03:10,129 --> 00:03:12,963
‫"کارخونه قدیمی پدرم تو محله "گلیدز.

58
00:03:12,965 --> 00:03:14,998
‫نه، تو... تو به دکتر نیاز داری نه فولادگر.

59
00:03:15,000 --> 00:03:17,551
‫فلیسیتی"، باید بهم قول بدی"

60
00:03:17,553 --> 00:03:20,087
‫که منو به کارخونه پدرم میبری

61
00:03:20,089 --> 00:03:21,872
‫نه جای دیگه.

62
00:03:21,874 --> 00:03:23,957
‫باشه، قول میدم.

63
00:03:26,445 --> 00:03:30,597
‫یه حسی بهم میگه هزینه پاک کردن
‫لکه خون از ماشین رو باید خودم بدم.

64
00:03:30,599 --> 00:03:33,100
‫فعلاً پلیس حاضر به اظهار نظر نیست

65
00:03:33,102 --> 00:03:34,985
‫ولی گزارشات تأیید نشده شاهدان عینی

66
00:03:34,987 --> 00:03:39,856
‫"مدعی هستند که قانون‌شکن شهر "استارلینگ
‫امروز به خانم "کویین" در دفترش حمله کرده است.

67
00:03:39,858 --> 00:03:42,359
‫وی در این حمله آسیبی ندیده است.

68
00:03:42,361 --> 00:03:44,077
‫ببخشید.

69
00:03:44,079 --> 00:03:46,580
‫میشه کمکم کنین؟
‫اون خیلی سنگینه!

70
00:03:54,155 --> 00:03:56,339
‫لعنتی.

71
00:03:56,341 --> 00:03:58,041
‫سرخ‌رگش آسیب دیده.

72
00:03:58,043 --> 00:04:00,677
‫زخم ناحیه دومه.
‫اونجا رو فشار بده.

73
00:04:00,679 --> 00:04:02,512
‫باید میبردمش بیمارستان.

74
00:04:02,514 --> 00:04:05,348
‫نه "فلیسیتی"، واسه همین ازت خواسته
‫که بیاریش اینجا.

75
00:04:05,350 --> 00:04:06,399
‫چون میدونست که پلیس

76
00:04:06,424 --> 00:04:08,634
‫سؤال میپرسه که چطور
‫و چرا زخمی شده.

77
00:04:08,771 --> 00:04:12,306
‫حدس میزنم چطور و چرا از اون سؤالاییه که
‫الیور کویین" ازش خوشش نمیاد".

78
00:04:12,507 --> 00:04:16,693
‫آره، خب، به کِی و کجا هم
‫زیاد علاقه نداره.

79
00:04:16,695 --> 00:04:18,812
‫پس اگه نمیتونیم ببریمش بیمارستان...

80
00:04:18,814 --> 00:04:21,615
‫بیمارستان رو میاریم پیشش.

81
00:04:21,617 --> 00:04:23,033
‫اون...

82
00:04:23,035 --> 00:04:26,069
‫آره. خون خودشه.
‫واسه روز مبادا کنار گذاشتش.

83
00:04:26,071 --> 00:04:28,238
‫من که میگم امروز روز مباداست.

84
00:04:28,240 --> 00:04:29,689
‫من نگه میدارم.
‫برو اونجا.

85
00:04:29,691 --> 00:04:31,408
‫میدونی داری چیکار میکنی؟

86
00:04:31,410 --> 00:04:34,711
‫آره، یه مقدار آموزش پزشکی تو ارتش دیدم.

87
00:04:34,713 --> 00:04:37,530
‫فقط امیدوارم کافی باشه.

88
00:04:37,532 --> 00:04:40,500
‫یادته وقتی کوچیک بودی دکتربازی میکردی؟

89
00:04:40,502 --> 00:04:43,053
‫آره.

90
00:04:43,055 --> 00:04:45,055
‫ولی هیچوقت باعث نشد حالت تهوع بگیرم.

91
00:04:45,057 --> 00:04:47,808
‫هی "فلیسیتی"، گوش کن، بهم اعتماد کن.
‫حالش خوب میشه.

92
00:04:47,810 --> 00:04:49,371
‫بدتر از اینا رو پشت سر گذاشته.

93
00:04:55,601 --> 00:04:56,983
‫مُردی.

94
00:05:06,661 --> 00:05:10,280
‫چطوری شیش ماه اینجا دووم آوردی؟

95
00:05:10,282 --> 00:05:13,500
‫دخترای پیشاهنگی رو میشناسم
‫که بهتر از تو میتونن مبارزه کنن.

96
00:05:13,502 --> 00:05:15,235
‫حالا دیگه با دخترای پیشاهنگ
‫مبارزه میکنی "اسلید"؟

97
00:05:16,538 --> 00:05:18,271
‫این چه وضعشه؟

98
00:05:18,273 --> 00:05:20,040
‫گوش کن بچه‌جون.
‫ده روز وقت داریم

99
00:05:20,042 --> 00:05:21,792
‫تا اینکه هواپیمای تجهیزات فرود بیاد.

100
00:05:21,794 --> 00:05:25,145
‫ده روز وقت هست که از تو
‫حداقل یه سرباز نصفه و نیمه بسازم.

101
00:05:25,147 --> 00:05:28,298
‫پس کار رو جدی بگیر.

102
00:05:33,305 --> 00:05:35,272
‫هدف از اینکار چیه؟

103
00:05:35,274 --> 00:05:37,524
‫این سربازا که با خودشون چوب بامبو ندارن!

104
00:05:37,526 --> 00:05:40,592
‫اسلحه دارن!
‫پس وقتی یکیشون اسلحه تو صورتم گرفت

105
00:05:40,600 --> 00:05:41,645
‫من چه غلطی بکنم، ها؟

106
00:05:41,647 --> 00:05:43,647
‫با چوبم تهدیدشون کنم؟

107
00:05:44,982 --> 00:05:47,033
‫اینو بگیر طرف صورتم.

108
00:05:48,653 --> 00:05:50,570
‫یالا.

109
00:06:01,382 --> 00:06:03,750
‫تسلیمم.
‫تسلیمم.

110
00:06:04,802 --> 00:06:07,304
‫تسلیم جلوی اینا معنا نداره!

111
00:06:07,306 --> 00:06:11,258
‫نمیتونی گریه کنی یا رشوه بدی که بیخیال بشن!

112
00:06:11,260 --> 00:06:14,227
‫دوتا گزینه داری...

113
00:06:14,229 --> 00:06:17,681
‫فرار یا مرگ.

114
00:06:17,683 --> 00:06:20,016
‫پس انتخاب کن.

115
00:06:20,018 --> 00:06:21,518
‫فرار.

116
00:06:21,520 --> 00:06:24,470
‫پس بذار بهت نشون بدم

117
00:06:24,472 --> 00:06:26,523
‫که چطور نمیری.

118
00:06:36,117 --> 00:06:38,051
‫"لیان یو".

119
00:06:38,053 --> 00:06:40,637
‫اسم جزیره‌ست، میدونم.

120
00:06:40,639 --> 00:06:42,289
‫به چینی میشه برزخ.

121
00:06:42,291 --> 00:06:45,041
‫واقعاً؟ محشره.

122
00:06:45,043 --> 00:06:47,160
‫اون باند فرودگاهه؟

123
00:06:47,162 --> 00:06:50,714
‫گروه علم و فناوری آمریکا از کل جزیره
‫عکس‌های ماهواره‌ای گرفته.

124
00:06:50,716 --> 00:06:52,432
‫،این اردوگاه اصلی "فایرز"ـه

125
00:06:52,434 --> 00:06:53,884
‫جایی که تقریباً یک سال توش زندونی بودم.

126
00:06:53,886 --> 00:06:56,753
‫بنظرت الان "یائوفی" همینجاست؟

127
00:06:56,755 --> 00:06:58,355
‫چون میتونیم بهش یه پیغام برسونیم.

128
00:06:58,357 --> 00:07:00,140
‫میتونیم بهش بگیم یه راه
‫واسه خروج از جزیره پیدا کردیم.

129
00:07:00,142 --> 00:07:01,942
‫اونو بیخیال شو.

130
00:07:01,944 --> 00:07:04,461
‫اینجا باند فرودگاهه.

131
00:07:04,463 --> 00:07:07,030
‫و این عکس‌های مادون قرمز نشون میدن

132
00:07:07,032 --> 00:07:09,883
‫که همیشه حداقل ده تا سرباز
‫تو محوطه نگهبانی میدن.

133
00:07:09,885 --> 00:07:11,318
‫واسه تو زیادن؟

134
00:07:11,320 --> 00:07:13,320
‫نه.

135
00:07:13,322 --> 00:07:15,922
‫مشکل من اونیه که تو این برج‌ـه.

136
00:07:15,924 --> 00:07:18,875
‫برج مراقبته. یه برج ترابردی
‫واسه کنترل ترافیک هوایی.

137
00:07:18,877 --> 00:07:20,877
‫دولت آمریکا اینا رو
‫،برای مناطق فاجعه‌دیده برپا کرده

138
00:07:20,879 --> 00:07:23,179
‫مثل تایلند بعد از سونامی.

139
00:07:23,181 --> 00:07:26,249
‫پس مشکل چیه؟

140
00:07:26,251 --> 00:07:28,251
‫شیشه ضد گلوله‌ست.

141
00:07:28,253 --> 00:07:31,171
‫نمیتونم با تک‌تیراندازم نگهبان برج رو بزنم.

142
00:07:31,173 --> 00:07:32,822
‫،و اگه به چیزی شک کنه

143
00:07:32,824 --> 00:07:36,092
‫به "فایرز" اطلاع میده و کارمون تمومه.

144
00:07:36,094 --> 00:07:38,762
‫سر به نیست کردن اون با توئه.

145
00:07:38,764 --> 00:07:40,830
‫از نزدیک و حضوری.

146
00:07:40,832 --> 00:07:42,849
‫آماده اینکار هستی؟

147
00:07:42,851 --> 00:07:45,752
‫بنظر تو آماده‌ام؟

148
00:07:45,754 --> 00:07:49,940
‫بنظر من که هر سه ماه یکبار
‫یه هواپیمای تجهیزات میاد.

149
00:07:49,942 --> 00:07:52,993
‫یا فردا از اینجا میریم
‫یا اینکه بعدش خیلی زود میمیریم.

150
00:07:52,995 --> 00:07:56,062
‫من رفتن رو انتخاب میکنم.

151
00:07:57,365 --> 00:08:00,951
‫یکم بخواب.
‫ساعت ۶ حرکت میکنیم.

152
00:08:08,809 --> 00:08:10,927
‫نگران نباش.

153
00:08:10,929 --> 00:08:13,463
‫به زودی پیش دوست‌دخترت برمیگردی.

154
00:08:37,105 --> 00:08:39,673
‫صبح بخیر.

155
00:08:41,826 --> 00:08:44,411
‫خواهش میکنم ازم متنفر نباش.

156
00:08:44,413 --> 00:08:47,664
‫چرا ازت متنفر باشم؟

157
00:08:47,666 --> 00:08:50,750
‫واسه اینکه با "سارا" بهت خیانت کردم.

158
00:08:53,054 --> 00:08:56,222
‫درد داشت "اُلی"؟

159
00:08:56,224 --> 00:08:57,507
‫چی درد داشت؟

160
00:08:57,509 --> 00:09:00,226
‫وقتی کشتنت.

161
00:09:00,228 --> 00:09:03,930
‫بیدار شو.

162
00:09:19,864 --> 00:09:21,915
‫بیا.

163
00:09:21,917 --> 00:09:25,268
‫از اینجا میریم.

164
00:09:54,899 --> 00:09:58,068
‫امنه.

165
00:09:58,070 --> 00:10:02,021
‫هی، میشه... میشه یه لحظه استراحت کنیم؟

166
00:10:02,023 --> 00:10:04,324
‫تو هواپیما میتونی استراحت کنی.

167
00:10:04,326 --> 00:10:06,576
‫وای، خب، خیلی مشتاقم که

168
00:10:06,578 --> 00:10:08,161
‫فیلمی که تو هواپیما میذارن رو ببینم.

169
00:10:10,215 --> 00:10:12,031
‫- وای خدا.
‫- تکون نخور.

170
00:10:12,033 --> 00:10:14,751
‫مین‌ـه؟

171
00:10:22,510 --> 00:10:24,894
‫آره.

172
00:10:24,896 --> 00:10:26,379
‫سربازا جریزه رو مین‌گذاری کردن؟

173
00:10:26,381 --> 00:10:27,680
‫نه، احتمالاً مال ژاپنی‌هاست

174
00:10:27,682 --> 00:10:29,432
‫که از جنگ جهانی دوم باقی مونده.

175
00:10:29,434 --> 00:10:31,518
‫هنوز فعاله.

176
00:10:31,520 --> 00:10:33,052
‫تحسین‌برانگیزه.

177
00:10:33,054 --> 00:10:35,772
‫میتونی خنثی کنیش؟

178
00:10:35,774 --> 00:10:38,441
‫بدون اینکه تو خنثی بشی؟

179
00:10:41,165 --> 00:10:44,851
‫سربازا.

180
00:10:49,837 --> 00:10:52,639
‫میتونن ببیننمون؟

181
00:10:52,641 --> 00:10:54,891
‫فقط میتونن تو رو ببینن.

182
00:10:54,893 --> 00:10:57,060
‫وایستا! صبر کن!

183
00:11:07,705 --> 00:11:10,707
‫اینقدر دور از اردوگاه چیکار میکنی؟

184
00:11:10,709 --> 00:11:12,509
‫از گروهم جدا شدم.

185
00:11:12,511 --> 00:11:13,977
‫باهامون بیا.

186
00:11:13,979 --> 00:11:16,997
‫نمیتونم.

187
00:11:16,999 --> 00:11:20,667
‫روز بدی رو دارم میگذرونم
‫میدونی چی میگم؟

188
00:11:33,214 --> 00:11:35,515
‫تکون نخور.

189
00:11:44,158 --> 00:11:46,193
‫مرسی.

190
00:11:54,001 --> 00:11:56,036
‫"یائوفی".

191
00:11:56,038 --> 00:11:58,839
‫بیا داخل. بشین.

192
00:12:00,241 --> 00:12:02,626
‫اولین باری که

193
00:12:02,628 --> 00:12:06,430
‫تو رو با این وسیله دیدم...

194
00:12:06,432 --> 00:12:09,800
‫بنظرم ظاهرت خیلی مسخره بود.

195
00:12:09,802 --> 00:12:13,019
‫البته تا وقتی که

196
00:12:13,021 --> 00:12:15,389
‫باهاش سه تا از افرادم رو ناکار کردی.

197
00:12:15,391 --> 00:12:20,494
‫۲۵تا کمان کامپوند
‫فردا با هواپیمای تجهیزات به اینجا میاد.

198
00:12:20,496 --> 00:12:24,948
‫ازت میخوام به چندتا از افرادم
‫نحوه استفاده‌ش رو آموزش بدی.

199
00:12:24,950 --> 00:12:29,236
‫سال‌ها طول میکشه که
‫تو تیراندازی تبحر پیدا کنی.

200
00:12:29,238 --> 00:12:33,039
‫خب، مطمئنم که تو
‫استاد زبردستی خواهی بود.

201
00:12:33,041 --> 00:12:35,659
‫دیگه کاری ندارم.

202
00:12:43,384 --> 00:12:46,651
‫امیدوارم که توی تعهدت به جنبش ما
‫"ثابت قدم باشی "یائوفی.

203
00:12:47,172 --> 00:12:49,256
‫بخاطر دخترت.

204
00:12:49,258 --> 00:12:52,342
‫هستم.

205
00:12:57,648 --> 00:12:59,433
‫مشخصه که اصلاً پیشاهنگی نکردی.

206
00:12:59,435 --> 00:13:02,102
‫جداً؟ از کجا فهمیدی؟

207
00:13:02,104 --> 00:13:04,704
‫بهتره عجله کنیم.

208
00:13:04,706 --> 00:13:06,740
‫شبا گرگ‌ها میان بیرون.

209
00:13:06,742 --> 00:13:09,993
‫اینجا گرگ داره؟

210
00:13:09,995 --> 00:13:12,312
‫صحیح. معلومه که داره.

211
00:13:12,314 --> 00:13:15,782
‫چون بدترین نقطه روی زمین
‫اگه گرگ نداشته باشه که دیگه بدترین نیست.

212
00:13:15,784 --> 00:13:18,502
‫فقط آتیش باعث میشه بهمون نزدیک نشن.

213
00:13:18,504 --> 00:13:20,287
‫خب میدونی، اگه خواستی میتونی کمک کنی.

214
00:13:26,961 --> 00:13:30,514
‫منو گیر آوردی؟

215
00:13:30,516 --> 00:13:32,466
‫الان دو ساعته دارم رو این کار میکنم.

216
00:13:32,468 --> 00:13:35,101
‫میدونم. داشتم تماشات میکردم.

217
00:13:35,103 --> 00:13:38,671
‫ممنون که سرگرمم کردی.

218
00:13:47,848 --> 00:13:51,985
‫آخر سر با این نگاه کردنات داغونش میکنی.

219
00:13:51,987 --> 00:13:53,620
‫نگران نباش.

220
00:13:53,622 --> 00:13:56,957
‫وقتی برگشتی منتظره که واسش گل ببری.

221
00:13:56,959 --> 00:13:58,992
‫بعید میدونم.

222
00:13:58,994 --> 00:14:02,295
‫یادته بهت گفتم که چطوری
‫کشتیم غرق شد؟

223
00:14:02,297 --> 00:14:05,532
‫موقع غرق شدن، خواهرش باهام بود.

224
00:14:05,534 --> 00:14:08,134
‫جالبه. هیچوقت فکر نمیکردم پسر شیطونی باشی.

225
00:14:08,136 --> 00:14:10,303
‫بنظر میاد جربزه‌ش رو نداری.

226
00:14:10,305 --> 00:14:12,806
‫واسه همینه که باید برگردم خونه.

227
00:14:12,808 --> 00:14:14,508
‫که این وضع رو درست کنم.

228
00:14:14,510 --> 00:14:17,594
‫اگه فکر میکنی که میتونی
‫با خواهر دوست‌دخترت بخوابی...

229
00:14:17,596 --> 00:14:19,596
‫و بازم وضع رو درست کنی...

230
00:14:19,598 --> 00:14:22,983
‫پس احمق‌تر از اونی هستی که فکر میکردم.
‫و باور کن وقتی بهت میگم که

231
00:14:22,985 --> 00:14:25,735
‫این خودش یه چیزی رو نشون میده.

232
00:14:25,737 --> 00:14:27,571
‫آره، خب، تو هم به قیافه‌ت نمیخوره
‫از اونایی باشی که...

233
00:14:27,573 --> 00:14:29,823
‫معذرت‌خواهی رو قبول میکنه.

234
00:14:29,825 --> 00:14:32,742
‫خب، تو این زندگی همه به فکر خودشونن.

235
00:14:32,744 --> 00:14:35,662
‫اینو تو مدرسه جاسوسی استرالیایی یاد گرفتی؟

236
00:14:35,664 --> 00:14:39,282
‫نه. اینجا یاد گرفتمش.

237
00:14:39,284 --> 00:14:41,167
‫یادته بهت گفتم که یه همکار داشتم؟

238
00:14:41,169 --> 00:14:43,169
‫آره.

239
00:14:43,171 --> 00:14:46,039
‫اون یارویی که شکنجه کردت رو یادته؟

240
00:14:49,795 --> 00:14:54,214
‫اون روانی همکارت بود؟

241
00:14:54,216 --> 00:14:55,882
‫اسمش "بیلی وینترگرین"ـه.

242
00:14:55,884 --> 00:14:57,350
‫اوه. باشه.

243
00:14:57,352 --> 00:14:59,252
‫مأموریتمون این بود که "یائوفی" رو بگیریم

244
00:14:59,254 --> 00:15:02,088
‫و بفهمیم که چرا "فایرز" و دار و دسته‌ش
‫اینقدر به اون علاقه دارن.

245
00:15:02,090 --> 00:15:04,891
‫اما قبل از اینکه رنگ باند فرودگاه رو ببینیم
‫هواپیمامون تو آسمون تیر خورد و سقوط کرد.

246
00:15:04,893 --> 00:15:07,427
‫همونجا بود که پیدات کردم.

247
00:15:08,563 --> 00:15:11,197
‫،وقتی "فایرز" ما رو زندونی کرد

248
00:15:11,199 --> 00:15:13,450
‫ازمون خواست که به اون و افرادش ملحق بشیم.

249
00:15:13,452 --> 00:15:16,536
‫بیلی" دعوت "فایرز" رو قبول کرد".

250
00:15:16,538 --> 00:15:18,822
‫من قبول نکردم.

251
00:15:18,824 --> 00:15:23,543
‫اون پدرخوندهِ پسرم "جو" بود.

252
00:15:23,545 --> 00:15:31,167
‫ولی با اینحال بدون هیچ تعللی
‫بهم پشت کرد.

253
00:15:31,169 --> 00:15:34,721
‫تو این زندگی همه به فکر خودشونن!

254
00:15:51,272 --> 00:15:54,190
‫اگه بذاری به اردوگاه اطلاع بده
‫کارمون تمومه.

255
00:15:56,077 --> 00:15:59,145
‫- بقیه چی؟
‫- تو به فکر یه نفرِ خودت باش.

256
00:15:59,147 --> 00:16:00,914
‫منم به فکر ده نفر خودم هستم.

257
00:16:23,504 --> 00:16:26,272
‫کارِ خوبی بود.

258
00:16:26,274 --> 00:16:27,507
‫فکر کنم.

259
00:16:27,509 --> 00:16:29,109
‫،ضربان قلبش بالا رفته

260
00:16:29,111 --> 00:16:30,443
‫ولی حداقل خونریزی متوقف شد.

261
00:16:30,445 --> 00:16:32,278
‫ممنون که کمک کردی.

262
00:16:32,280 --> 00:16:33,613
‫خودتو کنترل کردی.

263
00:16:33,615 --> 00:16:38,702
‫خب، همیشه واسم سؤال بود که اگه رئیسم رو تیر خورده
‫و درحال خونریزی تو ماشینم پیدا کنم، چه واکنشی نشون میدم.

264
00:16:38,704 --> 00:16:40,403
‫البته اینطور نیست که چون رئیسمه کمکش کردم.

265
00:16:40,405 --> 00:16:43,289
‫به هر کسی که تیر خورده باشه

266
00:16:43,291 --> 00:16:45,959
‫تو ماشینم در حال خونریزی باشه کمک میکنم.

267
00:16:45,961 --> 00:16:49,245
‫فکر میکردم این قضایا واست شوکه‌کننده باشه.

268
00:16:49,247 --> 00:16:52,415
‫چی؟ یعنی میگی تموم این مدت
‫میدونستی چه خبره؟

269
00:16:52,417 --> 00:16:54,801
‫من حرفی نزدم.

270
00:16:54,803 --> 00:16:57,587
‫فقط "الیور" واسم یه لپ‌تاپ آورد
‫که روش جای گلوله بود

271
00:16:57,589 --> 00:16:59,372
‫،ازم خواست یه تیر سیاه رو ردیابی کنم

272
00:16:59,374 --> 00:17:02,976
‫و درباره یه شرکت که
‫تو سرقت مسلحانه اتومبیل دست داشت، تحقیق کنم.

273
00:17:02,978 --> 00:17:05,929
‫ممکنه بلوند باشم
‫ولی دیگه در اون حد خنگ نیستم.

274
00:17:05,931 --> 00:17:08,932
‫آره، "الیور" تو داستانایی که
‫واسه لاپوشونی کارش میگه، وارد نیست.

275
00:17:08,934 --> 00:17:10,734
‫تو هم همینطور.

276
00:17:10,736 --> 00:17:15,605
‫آخه اون قضیه درمان خماری نوشیدنی انرژی‌زا
‫دیگه چی بود؟ بیخیال.

277
00:17:15,607 --> 00:17:18,408
‫حالا تو اون آمپول چی بود؟

278
00:17:18,410 --> 00:17:21,528
‫- "ورتیگو".
‫- میدونستم!

279
00:17:21,530 --> 00:17:23,730
‫،مطمئن نبودم که "ورتیگو" بوده

280
00:17:23,732 --> 00:17:26,282
‫اما صددرصد میدونستم چیزی نیست که
‫خماری رو درمان کنه.

281
00:17:26,284 --> 00:17:28,644
‫آره، باید تجزیه تحلیلش میکردیم
‫تا بتونیم "کنت" رو بکشیم.

282
00:17:29,787 --> 00:17:32,071
‫اون کار تو و "الیور" بود؟

283
00:17:32,073 --> 00:17:33,923
‫"و تو "فلیسیتی.

284
00:17:33,925 --> 00:17:36,843
‫بدون تو هیچوقت پیداش نمیکردیم.

285
00:17:36,845 --> 00:17:40,296
‫ولی چرا پیش من اومد؟

286
00:17:42,967 --> 00:17:45,552
‫هر چقدرم که قبول کردنش واسش سخت باشه

287
00:17:45,554 --> 00:17:49,355
‫اما حتی "الیور" هم گاهی اوقات کمک لازم داره.

288
00:19:41,255 --> 00:19:42,672
‫چی داره میشه؟

289
00:19:42,674 --> 00:19:43,840
‫یه سرنگ هست که روش "آتیوان" نوشته.

290
00:19:43,842 --> 00:19:45,642
‫باید جلوی حمله عصبی رو بگیره. برو.

291
00:19:45,644 --> 00:19:48,428
‫قلبش وایستاد.

292
00:19:48,857 --> 00:19:50,219
‫به ۹۱۱ زنگ میزنم.

293
00:19:50,220 --> 00:19:52,921
‫نه. وایستا، نمیتونی.

294
00:19:52,923 --> 00:19:54,940
‫نحوه استفاده‌ش رو بلدی؟

295
00:19:54,942 --> 00:19:58,610
‫الان میفهمیم.

296
00:19:59,896 --> 00:20:01,980
‫حاضر نگفتی!

297
00:20:03,233 --> 00:20:04,566
‫صدای شارژ شدن رو شنیدم.

298
00:20:04,568 --> 00:20:06,952
‫- این خوبه.
‫- چطور؟

299
00:20:06,954 --> 00:20:08,436
‫،یعنی ممکنه اشکال از دستگاه نباشه

300
00:20:08,438 --> 00:20:10,205
‫ممکنه از سیم‌کشی باشه.

301
00:20:10,207 --> 00:20:11,773
‫یالا، یالا، یالا، یالا، یالا، یالا!

302
00:20:11,775 --> 00:20:13,292
‫دوباره بزن.

303
00:20:13,294 --> 00:20:15,127
‫حاضر.

304
00:20:29,475 --> 00:20:33,095
‫چیکار کردی؟

305
00:20:33,097 --> 00:20:35,764
‫از هفت سالگی داشتم سیستم جمع میکردم.

306
00:20:35,766 --> 00:20:37,649
‫سیم‌کشی هستش دیگه.

307
00:20:37,651 --> 00:20:39,768
‫حالا چیکار کنیم؟

308
00:20:39,770 --> 00:20:42,437
‫دعا میکنیم که خودمون سکته نزنیم.

309
00:20:56,152 --> 00:20:58,504
‫،یه کار ازت خواستم

310
00:20:58,506 --> 00:21:01,457
‫همونم گند زدی.

311
00:21:06,379 --> 00:21:08,830
‫من میرم مطمئن شم که همه چیز امنه.

312
00:21:08,832 --> 00:21:10,099
‫همینجا بمون و در رو باز نکن.

313
00:21:10,101 --> 00:21:12,635
‫غیر از من نذار کس دیگه وارد بشه.

314
00:21:12,637 --> 00:21:14,970
‫- فهمیدی؟
‫- آره.

315
00:21:15,972 --> 00:21:18,774
‫بیا، اینو بگیر

316
00:21:18,776 --> 00:21:21,810
‫و سعی کن باهاش خودتو به کشتن ندی

317
00:21:55,896 --> 00:21:58,514
‫الو؟

318
00:22:00,350 --> 00:22:03,435
‫الو؟

319
00:22:08,024 --> 00:22:10,025
‫کسی اونور خط هست؟

320
00:22:12,495 --> 00:22:15,030
‫عقلتو از دست دادی؟

321
00:22:15,032 --> 00:22:17,199
‫ممکنه تلفن هارو کنترل کنن

322
00:22:18,501 --> 00:22:22,064
‫برج جزیره.
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت صحبت میکنه.

323
00:22:22,164 --> 00:22:24,881
‫ما ۷۰۰ کیلومتری جنوب موقعیت شما هستیم.

324
00:22:25,475 --> 00:22:28,876
‫زمان رسیدن ، سه ساعت و ۲۲ دقیقه دیگه

325
00:22:30,479 --> 00:22:36,050
‫برج جزیره صحبت میکنه.
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت

326
00:22:36,052 --> 00:22:38,769
‫خودتون و معرفی کنین

327
00:22:40,072 --> 00:22:43,891
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت

328
00:22:43,893 --> 00:22:45,493
‫خودتون و معرفی کنین

329
00:22:45,495 --> 00:22:48,562
‫از تمام موجودات زنده ای که در زمین حرکت میکنند.

330
00:22:50,365 --> 00:22:52,199
‫یعنی چی؟

331
00:22:52,201 --> 00:22:53,668
‫کد محرمانست

332
00:22:53,670 --> 00:22:57,421
‫دارن سعی میکنن که هویت مارو بررسی کنن

333
00:22:57,423 --> 00:23:01,075
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت

334
00:23:01,077 --> 00:23:02,627
‫تکرار کنین لطفاً

335
00:23:02,629 --> 00:23:06,681
‫از تمام موجودات زنده ای که در زمین حرکت میکنند.

336
00:23:06,683 --> 00:23:09,550
‫- صبرکن
‫چیه؟

337
00:23:09,552 --> 00:23:11,852
‫صبرکن . میدونم اینو
‫میدونم چی ـه

338
00:23:11,854 --> 00:23:15,923
‫اینو از یکی از کتابای کالج که خوندم برداشتن

339
00:23:15,925 --> 00:23:17,441
‫راجع به چی حرف میزنی؟

340
00:23:17,443 --> 00:23:19,894
‫یه نقل قول از "اُدیسه" ـست

341
00:23:21,864 --> 00:23:27,267
‫،از تمام موجودات زنده ای که در زمین حرکت میکنند

342
00:23:27,269 --> 00:23:28,953
‫چیزی... چیزی

343
00:23:28,955 --> 00:23:31,872
‫ضعیف تر از انسان متولد نشده

344
00:23:31,874 --> 00:23:34,141
‫مطمئنی؟
‫،واسه اینکه اگه اشتباه کنی

345
00:23:34,143 --> 00:23:35,442
‫این هواپیما برمیگرده.

346
00:23:35,444 --> 00:23:38,079
‫آره، آره، مطمئنم

347
00:23:38,081 --> 00:23:41,248
‫چیزی ضعیف تر

348
00:23:41,250 --> 00:23:42,633
‫از انسان متولد نشده.

349
00:23:42,635 --> 00:23:44,468
‫بگو

350
00:23:45,453 --> 00:23:47,421
‫صبرکن، صبرکن، صبرکن

351
00:23:47,423 --> 00:23:48,956
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید

352
00:23:48,958 --> 00:23:51,125
‫زشت

353
00:23:51,127 --> 00:23:53,293
‫متولد نه، زاییده

354
00:23:53,295 --> 00:23:55,846
‫چیزی ضعیف تر از انسان زاییده نشده

355
00:23:55,848 --> 00:23:57,965
‫همینه

356
00:23:57,967 --> 00:24:02,069
‫چیزی ضعیف تر از انسان زاییده نشده

357
00:24:02,071 --> 00:24:05,106
‫دریافت شد
‫چندساعت دیگه میبینیمت

358
00:24:05,108 --> 00:24:07,191
‫تمام.

359
00:24:07,193 --> 00:24:09,660
‫ادیسه

360
00:24:09,662 --> 00:24:12,363
‫آره ! خب داستانش راجع به پسری ـه که

361
00:24:12,365 --> 00:24:15,666
‫،سعی میکنه برگرده به خونه

362
00:24:15,668 --> 00:24:16,729
‫خب، بعد از چند روز

363
00:24:16,829 --> 00:24:18,478
‫تو پایگاه هوایی بودن

364
00:24:18,877 --> 00:24:21,011
‫داری میری خونه

365
00:24:21,013 --> 00:24:23,213
‫اما یه طوری میگی انگار قرار نیست خودت باهام بیای

366
00:24:23,215 --> 00:24:24,815
‫باهات میام

367
00:24:24,817 --> 00:24:28,986
‫بعد از اینکه یه اینجا یه حمله هوایی زدم.

368
00:24:28,988 --> 00:24:33,908
‫میرم که "فایرز" و آدماشو یه راست بفرستم به جهنم.

369
00:24:41,011 --> 00:24:42,377
‫صبرکن

370
00:24:43,537 --> 00:24:46,402
‫نمیتونی این جزیره رو منفجر کنی

371
00:24:46,404 --> 00:24:48,537
‫یائوفی" هنوز اونجاست"

372
00:24:48,539 --> 00:24:50,659
‫- اون دیگه به من ربطی نداره
‫- واقعاً؟

373
00:24:50,661 --> 00:24:52,160
‫اون تنها دلیلی ـه که تو اومدی اینجا

374
00:24:52,162 --> 00:24:54,430
‫نجات اون ماموریت تو بوده

375
00:24:54,432 --> 00:24:55,664
‫خب، ماموریتم تغییر پیدا کرده

376
00:24:55,666 --> 00:24:57,666
‫"ادوارد فایرز"
‫یه سرباز مزدور ـه

377
00:24:57,668 --> 00:24:59,835
‫و اشتباهاً به این جزیره نیومده

378
00:24:59,837 --> 00:25:01,503
‫اون واسه من و تو نقشه داره

379
00:25:01,505 --> 00:25:02,671
‫واسه همین "یائوفی" و درگیر گرده

380
00:25:02,673 --> 00:25:05,691
‫،و هرچی که هستن
‫باید تموم بشه.

381
00:25:06,893 --> 00:25:10,195
‫یائوفی" جون من و نجات داده"

382
00:25:10,197 --> 00:25:12,648
‫این دینی ـه که به گردن تویه

383
00:25:12,650 --> 00:25:15,367
‫نه من

384
00:25:18,038 --> 00:25:21,073
‫کجا میری؟

385
00:25:24,044 --> 00:25:26,211
‫،کل زندگیم

386
00:25:26,213 --> 00:25:28,864
‫به تنها چیزی که فکر میکردم خودم بودم

387
00:25:28,866 --> 00:25:31,834
‫من قدر خونوادم و ندونستم

388
00:25:31,836 --> 00:25:34,169
‫به آدمای که دوسشون داشتم خیانت کردم.

389
00:25:36,139 --> 00:25:40,259
‫و دیگه قرار نیست اون آدم باشم.

390
00:25:41,895 --> 00:25:46,715
‫یائوفی" و اینجا تنها نمیزارم تا بمیره".

391
00:25:46,717 --> 00:25:48,600
‫اینکارو نمیکنم.

392
00:25:50,020 --> 00:25:52,237
‫هواپیما سه ساعت دیگه میره

393
00:25:52,239 --> 00:25:54,356
‫اگه تو و دوستت داخلش نباشین

394
00:25:54,358 --> 00:25:56,892
‫بدون شما از اینجا میرم.

395
00:26:06,169 --> 00:26:09,254
‫،اگه نتونستم سر وقت برگردم

396
00:26:09,256 --> 00:26:13,509
‫و تو از اینجا رفتی...

397
00:26:13,511 --> 00:26:17,746
‫ازت میخوام با خانوادم تماس بگیری.

398
00:26:17,748 --> 00:26:20,265
‫با خانوادم تماس بگیر

399
00:26:21,601 --> 00:26:23,936
‫حتماً بچه جون.

400
00:26:50,881 --> 00:26:53,082
‫دوباره داره ایست قلبی میکنه

401
00:26:53,084 --> 00:26:54,466
‫نه

402
00:26:54,468 --> 00:26:56,802
‫این برچسب ـهاش شل شده

403
00:26:59,056 --> 00:27:02,424
‫این کار استرسش از وقتی که رو پشت بام ـا
‫اینور اونور میره بیشتر ـه

404
00:27:06,931 --> 00:27:11,016
‫پس این تیرکمون ـه که باهاش تیرارو میکنه تو بدن آدما

405
00:27:12,652 --> 00:27:14,469
‫آره، آدمای بد

406
00:27:14,471 --> 00:27:17,790
‫اذیتت نمیکنه؟

407
00:27:17,792 --> 00:27:20,809
‫چون...

408
00:27:20,811 --> 00:27:22,978
‫،و منظورم تو حالت خوبش ـه

409
00:27:22,980 --> 00:27:26,281
‫به نظر از اون آدمایی میای که اینکارا اذیتت میکنه.

410
00:27:28,585 --> 00:27:30,719
‫وقتی تو افغانستان بودم

411
00:27:30,721 --> 00:27:34,840
‫وظیفه افرادم این بود
‫که از یکی از نفرات اصلی جنگ حفاظت کنن

412
00:27:34,842 --> 00:27:37,843
‫"غلام قدیر"

413
00:27:37,845 --> 00:27:40,045
‫قدیر" آدم پستی بود ، مواد میفروخت"

414
00:27:40,047 --> 00:27:41,680
‫بچه میفروخت.

415
00:27:41,682 --> 00:27:43,582
‫یه روزی...

416
00:27:43,584 --> 00:27:45,717
‫وقتی شورشی ـها بهمون حمله کردن

417
00:27:45,719 --> 00:27:48,854
‫داشتیم همراهیش میکردیم که بره به موصل

418
00:27:48,856 --> 00:27:50,472
‫اونارو خلع سلاح کردیم

419
00:27:50,474 --> 00:27:51,857
‫درگیری با سلاح گرممون به دقیقه نکشید.

420
00:27:51,859 --> 00:27:54,143
‫وقتی گرد و خاک و دود تموم شد

421
00:27:54,145 --> 00:27:56,011
‫رفتم جایی که موضع گرفته بودن

422
00:27:56,013 --> 00:28:00,365
‫همشون مرده بودن و
‫میدونستم که باید برم بالاسر کی.

423
00:28:01,668 --> 00:28:03,852
‫وقتی سربند شو برداشتم

424
00:28:03,854 --> 00:28:06,822
‫دیدم فقط یه بچست، یه بیشتر از ۱۸ سال سن نداشت.

425
00:28:06,824 --> 00:28:09,892
‫تیر زدم به گلوش

426
00:28:09,894 --> 00:28:12,644
‫اون بچرو واسه حفاظت

427
00:28:12,646 --> 00:28:14,163
‫،از یه آشغال کشتم

428
00:28:14,165 --> 00:28:16,665
‫و فکر میکردم
‫که هنوزم مشکلی ندارم؟

429
00:28:16,667 --> 00:28:20,385
‫هنوزم آدم خوبی ام؟

430
00:28:22,872 --> 00:28:25,874
‫"انجام این کار با "الیور

431
00:28:25,876 --> 00:28:28,393
‫کاری که داریم انجام میدیم
‫باعث شده...

432
00:28:28,395 --> 00:28:30,979
‫بعد از یه مدت طولانی
‫دوباره احساس خوبی بهم دست بده.

433
00:28:30,981 --> 00:28:35,350
‫و اون ارزش همه این خسارت های جانی و داره؟

434
00:28:35,352 --> 00:28:37,519
‫اگه منظورت اینه که من کسی و کشتم، نه اینطور نیست.

435
00:28:37,521 --> 00:28:39,521
‫ولی اون اینکارو میکنه.

436
00:28:40,740 --> 00:28:42,858
‫،متاسفانه

437
00:28:42,860 --> 00:28:46,778
‫وقتی وارد یه جنگ میشی
‫همیشه یه تلفاتی وجود داره.

438
00:29:33,442 --> 00:29:35,210
‫چه طوری...

439
00:29:35,212 --> 00:29:37,612
‫زودباش ، بریم
‫تو راه توضیح میدم برات.

440
00:29:37,614 --> 00:29:39,548
‫پسر احمق. نباید برمیگشتی اینجا

441
00:29:39,550 --> 00:29:41,967
‫اسلید ویلسون" و پیدا کردم"
‫و اون واسه رفتن اتز جزیره یه راه خروج بلده

442
00:29:41,969 --> 00:29:43,969
‫ولی همین الان باید بریم.

443
00:29:43,971 --> 00:29:45,971
‫نه، نه!

444
00:29:45,973 --> 00:29:47,789
‫چی؟ یعنی چی نه؟

445
00:29:47,791 --> 00:29:49,444
‫شانس بهمون رو اورده

446
00:29:49,469 --> 00:29:50,810
‫چه... چه دلیلی واسه موندن تو اینجا

447
00:29:50,811 --> 00:29:52,311
‫میتونی داشته باشی؟

448
00:29:52,313 --> 00:29:55,264
‫چی نه ، کی

449
00:30:00,903 --> 00:30:03,805
‫اه، جناب "کویین" فکر میکردم

450
00:30:03,807 --> 00:30:06,992
‫آخرین بار واسه همیشه از این جزیره رفتین.

451
00:30:17,758 --> 00:30:21,210
‫برج جزیره
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت صحبت میکنه

452
00:30:21,212 --> 00:30:23,912
‫ما در ۵۰۰۰ پایی شما هستیم
‫و منتظر دستور

453
00:30:23,914 --> 00:30:27,716
‫اسکای هوک ۸۰۱ فوکستروت

454
00:30:27,718 --> 00:30:29,468
‫برج جزیره صحبت میکنه

455
00:30:29,470 --> 00:30:32,138
‫- زمین برای فرود شما آمادست.
‫- دریافت شد.

456
00:30:43,200 --> 00:30:45,718
‫واقعاً یه حس کنجکاوی بهم دست داده که

457
00:30:45,720 --> 00:30:47,903
‫چه طوری هنوز زنده ای؟

458
00:30:47,905 --> 00:30:49,905
‫دیدم که "یائوفی" تورو خفه کرد.

459
00:30:49,907 --> 00:30:52,475
‫فکر میکنم اونقدی که به نظر میرسه قوی نیست.

460
00:30:54,045 --> 00:30:56,128
‫،با این وجود
‫واسش برگشتی.

461
00:30:56,130 --> 00:30:58,264
‫که یعنی یا احمقی

462
00:30:58,266 --> 00:31:01,884
‫یا اینکه ممکنه حالا پیش خودت فکر کردی
‫یه قهرمانی؟

463
00:31:01,886 --> 00:31:04,553
‫- من یه قهرمان نیستم.
‫- البته که نیستی.

464
00:31:04,555 --> 00:31:05,921
‫،وقتی کسی ارزش نجات دادن نداشته باشه

465
00:31:05,923 --> 00:31:08,941
‫امکان اینکه قهرمان باشی هم وجود نداره.

466
00:31:10,260 --> 00:31:12,812
‫این چیزی ـه که میخوای؟

467
00:31:12,814 --> 00:31:15,431
‫میخوای دوباره باهاش دعوا کنم؟

468
00:31:15,433 --> 00:31:16,732
‫،اوه نه، جناب کویین

469
00:31:16,734 --> 00:31:19,268
‫اینجاشو اشتباه کردی.

470
00:31:19,270 --> 00:31:21,103
‫این یه مسابقه نیست.

471
00:31:21,105 --> 00:31:23,139
‫یه اعدام ـه.

472
00:31:23,141 --> 00:31:25,991
‫متاسفم.

473
00:31:34,501 --> 00:31:36,836
‫وینترگرینی"، نه؟"

474
00:31:36,838 --> 00:31:39,371
‫بیل وینترگرین"؟"

475
00:31:45,463 --> 00:31:47,263
‫همه چی و راجع به تو میدونم.

476
00:31:47,265 --> 00:31:50,516
‫،میدونم واسه دولت استرالیا کار میکنی

477
00:31:50,518 --> 00:31:52,668
‫و واسه همین برای جنگیدن برای کشورت استفاده شدی.

478
00:31:52,670 --> 00:31:56,171
‫ازت استفاده شده که جلوی یه چیزی وایسی.

479
00:32:09,202 --> 00:32:12,238
‫،هرچه قدر که اون بهت پول میده
‫من سه برابرش و میدم.

480
00:32:18,796 --> 00:32:22,331
‫چندتا از اونا اینجان؟

481
00:32:32,676 --> 00:32:35,877
‫اسلید" برخواسته از مرگ؟"

482
00:32:47,190 --> 00:32:50,609
‫واست آسون بود که بهم خیانت کنی، "بیلی"؟

483
00:33:09,579 --> 00:33:12,464
‫"میدونی، "بیلی...

484
00:33:14,601 --> 00:33:17,052
‫همیشه با پاهات خوب کار میکردی.

485
00:34:02,204 --> 00:34:05,823
‫اینم از هواپیمامون

486
00:34:15,800 --> 00:34:17,900
‫عجب

487
00:34:17,910 --> 00:34:20,794
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

488
00:34:20,796 --> 00:34:22,746
‫که بالا نیاوردی.

489
00:34:22,748 --> 00:34:24,581
‫قورتش دادم.

490
00:34:24,583 --> 00:34:26,834
‫حالا میتونی بازم کنی.

491
00:34:29,337 --> 00:34:32,789
‫چرا همون اول ازم خواستی که ببندمت؟

492
00:34:32,791 --> 00:34:35,309
‫یه مردی که درد داره قابل اطمینان نیست

493
00:34:35,311 --> 00:34:38,846
‫از اینکه شاید بکشمت میترسیدم.

494
00:34:38,848 --> 00:34:41,348
‫ممنون

495
00:34:41,350 --> 00:34:43,267
‫چیه؟

496
00:34:43,269 --> 00:34:44,634
‫فقط...

497
00:34:44,636 --> 00:34:46,303
‫چیه؟

498
00:34:46,305 --> 00:34:47,988
‫تو یه جزیره گیر افتادم

499
00:34:47,990 --> 00:34:51,358
‫و تنها دوستم اسمش "ویلسون" ـه.

500
00:34:54,612 --> 00:34:56,280
‫حالا چی؟

501
00:34:56,282 --> 00:34:58,415
‫باید امیدوارم باشیم آتش بازی که راه انداختیم
‫فایرز" و معطل کنه"

502
00:34:58,417 --> 00:35:00,334
‫شاید به اندازه ای که در وهله اول افرادی که استخدامش کردن

503
00:35:00,336 --> 00:35:01,952
‫یه تصمیمی بگیرن

504
00:35:01,954 --> 00:35:03,253
‫استخدامش کردن؟

505
00:35:03,255 --> 00:35:06,290
‫خب، "فایرز" یه آدم جنایتکاره
‫اون دنبال پول ـه

506
00:35:06,292 --> 00:35:09,760
‫پس به خاطر اینکه یکی استخدامش کرده تو این جزیرست

507
00:35:09,762 --> 00:35:12,046
‫- پس باید چه کنیم؟
‫- باید مطمئن بشیم

508
00:35:12,048 --> 00:35:15,265
‫که هیچکدوم از ما دو تا این جزیره خراب شده نمیمیریم

509
00:35:15,267 --> 00:35:17,685
‫فکر کردم گفتی
‫اگه ما نتونیم سوار هواپیما بشیم...

510
00:35:17,687 --> 00:35:20,187
‫از اول قرار نبود که باهاش بریم

511
00:35:20,189 --> 00:35:23,607
‫خب، اون بچه احمقی که من آموزشش دادم

512
00:35:23,609 --> 00:35:25,675
‫هیچوقت نمیخواست بره

513
00:35:25,677 --> 00:35:27,978
‫تو چی؟

514
00:35:31,282 --> 00:35:33,534
‫ممکنه فقط یه فرصت داشته باشی.

515
00:35:35,320 --> 00:35:37,121
‫آره، "فایرز" ـم

516
00:35:37,123 --> 00:35:39,957
‫ماهواره ها چندجا تو جزیره حرارت نشون دادن

517
00:35:39,959 --> 00:35:41,291
‫اونجا چه خبره؟

518
00:35:41,293 --> 00:35:43,744
‫- یه پیچیدگی پیش اومده بود
‫- اسلید ویلسون"؟"

519
00:35:43,746 --> 00:35:45,195
‫دارم بهش رسیدگی میکنم.

520
00:35:45,197 --> 00:35:46,863
‫خب، بهتره همینکارو بکنی
‫خیلی کار کردم

521
00:35:46,865 --> 00:35:49,366
‫و خیلی وقته برای اینکار نقشه کشیدم و

522
00:35:49,368 --> 00:35:50,801
‫انتظار بوجود اومدن مشکل اونم تو این آخرای کار ندارم.

523
00:35:50,803 --> 00:35:52,169
‫بهتون این اطمینان و میدم
‫دیگه این اتفاق نمیافته.

524
00:35:52,171 --> 00:35:53,203
‫یائوفی" چی؟"

525
00:35:53,205 --> 00:35:55,472
‫همکاریش و تضمین میکنم.

526
00:35:55,474 --> 00:35:58,208
‫"خوبه، پول بیشتری بهت میدم "فایرز

527
00:35:58,210 --> 00:36:01,095
‫انتظار دارم جواب این سرمایه گذاری و بگیرم.

528
00:36:01,097 --> 00:36:03,397
‫تو گولم زدی.

529
00:36:03,399 --> 00:36:05,399
‫من سرقولم میمونم.

530
00:36:05,401 --> 00:36:08,852
‫امروز کار درستی و انجام دادی
‫،که جلو شاگرد رفوزِ جوونت وایسادی

531
00:36:08,854 --> 00:36:12,356
‫و به خاطر اون
‫بهت پنج دقیقه وقت میدم.

532
00:36:18,246 --> 00:36:21,031
‫"شدو"؟ "شدو"!

533
00:36:21,033 --> 00:36:23,534
‫"شدو"!

534
00:36:23,535 --> 00:36:24,034
‫بابایی؟

535
00:36:24,035 --> 00:36:24,935
‫بابایی؟

536
00:36:25,035 --> 00:36:25,936
‫متاسفم

537
00:36:27,450 --> 00:36:28,750
‫معذرت میخوام

538
00:36:30,240 --> 00:36:31,750
‫بابایی، چه اتفاقی داری میوفته؟

539
00:36:33,250 --> 00:36:35,450
‫به زودی تموم میشه

540
00:37:00,955 --> 00:37:04,291
‫،فکر کنم نمُردم

541
00:37:04,293 --> 00:37:06,627
‫دوباره.

542
00:37:08,129 --> 00:37:09,779
‫ایول

543
00:37:16,337 --> 00:37:18,972
‫اونقدا بد نیست.

544
00:37:18,974 --> 00:37:21,675
‫حالا قراره چه طوری این یکی و توضیح بدم؟

545
00:37:21,677 --> 00:37:23,460
‫ضربه اشتباه تو هاکی؟

546
00:37:25,011 --> 00:37:28,417
‫پلیس نمونه خونتو از
‫شرکت "کویین" جمع آوری کرده و

547
00:37:28,419 --> 00:37:32,305
‫من فقط آزمایشگاه جرم شناسی و هک کردم و
‫دستور دارم که نمونه رو از بین ببرن.

548
00:37:32,307 --> 00:37:34,273
‫اوپس

549
00:37:35,925 --> 00:37:39,312
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه

550
00:37:39,314 --> 00:37:40,929
‫سیستمت شبیه سیستم های دهه هشتاد بود و

551
00:37:40,931 --> 00:37:42,949
‫نه از اون دهه هشتادی های خوب

552
00:37:42,951 --> 00:37:46,235
‫"مثل "مدونا
‫و خب لباساش

553
00:37:46,237 --> 00:37:48,738
‫خوب کاری کردی.

554
00:37:48,740 --> 00:37:50,623
‫- این یعنی تو هم هستی؟
‫- منظورت از هستم...

555
00:37:50,625 --> 00:37:53,492
‫اینه که منم قراره وارد جنگای صلیبیت بشم؟

556
00:37:53,494 --> 00:37:56,462
‫خب ،همین الانشم عملاً یکی از اعضای افتخاری تیم ـی

557
00:37:56,464 --> 00:37:58,831
‫خب، آقای "دیگل" گفته بود.

558
00:37:59,949 --> 00:38:02,117
‫نه.

559
00:38:02,119 --> 00:38:03,419
‫پس واسه چی سیستم منو ارتقاء دادی؟

560
00:38:03,421 --> 00:38:05,087
‫اول از همه ، چون دیدن

561
00:38:05,089 --> 00:38:08,457
‫یه سیستم شبکه ای داغون روحم و عذاب میده

562
00:38:08,459 --> 00:38:11,844
‫و دوم اینکه...
‫میخوام "والتر" و پیدا کنم.

563
00:38:11,846 --> 00:38:14,647
‫پدر خونده منو.

564
00:38:14,649 --> 00:38:16,965
‫اون باهام خیلی خوب بود

565
00:38:16,967 --> 00:38:19,435
‫و آقای "دیگل" گفت دفترچه ای که تو واسه
‫مبارزه با جنایت ازش استفاده میکنی

566
00:38:19,437 --> 00:38:22,605
‫همونی ـه که "والتر" بخاطرش ربوده شده.

567
00:38:22,607 --> 00:38:26,609
‫،کمکتون میکنم نجاتش بدین
‫ولی فقط همین.

568
00:38:26,611 --> 00:38:30,997
‫بعدش میخوام برگردم به زندگی کسل کننده و همون
‫دختر متخصص کامپیوتر باشم.

569
00:38:32,449 --> 00:38:34,650
‫این پیشنهاد منه.

570
00:38:34,652 --> 00:38:37,203
‫باشه.

571
00:38:38,672 --> 00:38:41,924
‫پس مجبورم اینو بپرسم که...

572
00:38:41,926 --> 00:38:45,177
‫اینجا دستشویی دارین؟ آخه از وقتی اومدم
‫اینجا دستشویی داشتم.

573
00:38:45,179 --> 00:38:47,162
‫طبقه بالا سمت چپ.

574
00:38:47,164 --> 00:38:49,498
‫- عالیه
‫- "فیلیسیتی"

575
00:38:55,856 --> 00:38:57,356
‫ممنونم.

576
00:38:57,358 --> 00:38:59,809
‫خواهش میکنم.

577
00:39:07,016 --> 00:39:10,152
‫الیور"، میدونم که نمیخوای به این دختر آسیبی بزنی"

578
00:39:10,154 --> 00:39:12,955
‫و چاره دیگه جز گفتن اینکه واقعاً کی هستی نداشتی

579
00:39:12,957 --> 00:39:16,792
‫ولی داریم ازش میخوایم که
‫درگیر یه مسائل خیلی خطرناک بشه.

580
00:39:16,794 --> 00:39:19,027
‫- میتونیم هواشو داشته باشیم.
‫- چه طوری؟

581
00:39:19,029 --> 00:39:21,163
‫"مادرت بهت تیراندازی کرده "الیور.

582
00:39:21,165 --> 00:39:22,832
‫تو حتی نمیتونی از خودت مراقبت کنی.

583
00:39:22,834 --> 00:39:25,200
‫،ترسیده بود
‫از خودش دفاع کرد.

584
00:39:25,202 --> 00:39:28,838
‫یا، داشته چیزی و مخفی میکرده
‫مثل شاید دخالتش تو

585
00:39:28,840 --> 00:39:30,923
‫"ناپدید شدن "والتر
‫یا بدتر.

586
00:39:30,925 --> 00:39:34,510
‫دیگل"، ما که همیشه نمیدونیم"
‫چرا مردم یه کاری و انجام میدن.

587
00:39:34,512 --> 00:39:36,345
‫ولی چیزی که میدونم

588
00:39:36,347 --> 00:39:38,213
‫وقتی تو دفترش با تیر و تیرکمون

589
00:39:38,215 --> 00:39:40,149
‫رفتم سراغش
‫،و سمت قلبش هدف گرفته بودم

590
00:39:40,151 --> 00:39:42,485
‫،التماسم کرد که ببخشمش

591
00:39:42,487 --> 00:39:47,690
‫"به خاطر من و "تیا

592
00:39:47,692 --> 00:39:50,359
‫حالا ، من خیلی از آدمای بد و نابود کردم

593
00:39:50,361 --> 00:39:53,028
‫"هیچکدوم حرفی از بچه هاشون نزدن "دیگ

594
00:39:53,030 --> 00:39:56,082
‫الیور"، اون تو لیست ـه".
‫ممکنه مسئول هرچیزی که

595
00:39:56,084 --> 00:39:57,666
‫این" هست نباشه"

596
00:39:57,668 --> 00:40:00,235
‫- و مطمئناً درشون دخیل ـه.
‫- درگیر تو چی؟

597
00:40:00,237 --> 00:40:03,289
‫ما هنوز نمیدونیم اون "این" ـی که میگیم چی ـه

598
00:40:03,291 --> 00:40:04,874
‫و تا زمانی که متوجه بشیم

599
00:40:04,876 --> 00:40:07,443
‫بهش هیچکاری نداریم.

600
00:40:08,462 --> 00:40:11,130
‫متوجه شدی؟

601
00:40:23,059 --> 00:40:25,541
‫"ولی "الیور
‫اینو میگی چون واقعاً بر این باوری

602
00:40:25,566 --> 00:40:28,550
‫که اون بیگناهه؟
‫یا به این خاطر ـه که نمیخوای

603
00:40:28,650 --> 00:40:30,715
‫با این حقیقت که شاید مادرت گناهکار باشه روبرو بشی؟

604
00:40:47,618 --> 00:40:49,251
‫۶'۱،

605
00:40:49,253 --> 00:40:51,504
‫و صدای عمیق، من...

606
00:40:51,506 --> 00:40:52,972
‫سلام

607
00:40:52,974 --> 00:40:53,973
‫چی شده؟

608
00:40:53,975 --> 00:40:55,290
‫کجا بودی؟

609
00:40:55,292 --> 00:40:56,809
‫کل شب و داشتم بهت زنگ میزدم.

610
00:40:56,811 --> 00:40:58,594
‫،تو کلاب بودم
‫تو پذیرش کسی و ندارم.

611
00:40:58,596 --> 00:41:00,262
‫شاید وقتش باشه که روی یه معدن سرمایه گذاری کنی

612
00:41:00,264 --> 00:41:02,481
‫- "تیا"
‫- دیشب به مادرت حمله شده

613
00:41:02,483 --> 00:41:05,801
‫- توسط اون شورشی
‫- چی؟

614
00:41:05,803 --> 00:41:07,236
‫تو دفتر اومد سراغم.

615
00:41:07,238 --> 00:41:08,737
‫بهت صدمه زد؟
‫حالت خوبه؟

616
00:41:08,739 --> 00:41:10,272
‫،درواقع، مادرت به اون صدمه زده
‫مادرت با تفنگی که

617
00:41:10,274 --> 00:41:12,525
‫تو دقترش مخفی کرده بوده بهش تیراندازی کرده.

618
00:41:12,527 --> 00:41:13,826
‫این باید بتونه به تحقیقاتتون کمک کنه.

619
00:41:13,828 --> 00:41:15,411
‫،سرنخی دارین

620
00:41:15,413 --> 00:41:18,948
‫مثل
‫نمونه خون، یا...

621
00:41:18,950 --> 00:41:21,667
‫تو آزمایشگاه از بین رفتن.

622
00:41:21,669 --> 00:41:23,002
‫چه قدر بد.

623
00:41:24,872 --> 00:41:27,623
‫باهاتون در تماسیم.

624
00:41:27,625 --> 00:41:29,875
‫- ممنون.
‫- خواهش میکنم.

625
00:41:33,663 --> 00:41:36,215
‫اوه عزیزم

626
00:41:36,217 --> 00:41:37,433
‫بدجوری ترسیده بودم.

627
00:41:37,435 --> 00:41:39,334
‫واقعاً خوشحالم که خوبی.

628
00:41:39,336 --> 00:41:42,388
‫فکر میکردم که قراره کشته بشم.

629
00:41:42,390 --> 00:41:45,340
‫هی

630
00:41:46,699 --> 00:41:49,700
‫،بهت قول میدم

631
00:41:49,702 --> 00:41:52,837
‫دیگه هیچوقت مزاحمت نمیشه.

632
00:41:52,862 --> 00:41:57,862
‫:: Pedi.Bi & Sorrow ::..
‫:.: httpS://Forum.TVCenter.CC :.:

633
00:41:57,863 --> 00:42:00,863
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

