1
00:00:02,366 --> 00:00:05,526
‫اسم من "اولیور کویین" ـه.
‫من برای ۵ سال...

2
00:00:05,527 --> 00:00:08,895
‫توی یه جزیره ی دور افتاده گیر کرده بودم
‫:و فقط یه هدف داشتم

3
00:00:08,897 --> 00:00:10,947
‫زنده موندن.

4
00:00:10,949 --> 00:00:12,732
‫الیور کویین" زندس".

5
00:00:12,734 --> 00:00:15,290
‫حالا وقتش رسیده که آخرین
‫آرزوی پدرم رو بر آورده کنم...

6
00:00:15,459 --> 00:00:17,927
‫و از اون لیست اسامی که
‫برام باقی گذاشت استفاده کنم...

7
00:00:17,929 --> 00:00:21,463
‫و افرادی که شهرم رو مسموم کردن
‫از بین ببرم.

8
00:00:21,465 --> 00:00:24,316
‫برای انجام چنین کاری...
‫باید یه آدم دیگه بشم.

9
00:00:24,318 --> 00:00:28,520
‫باید یه چیز دیگه بشم.

10
00:00:28,522 --> 00:00:30,472
‫آنچه گذشت...

11
00:00:30,474 --> 00:00:32,858
‫ازت میخوام تو تحقیقات دستگیری شورشی
‫منو همراهی کنی.

12
00:00:32,860 --> 00:00:34,810
‫ممنون قربان.

13
00:00:34,812 --> 00:00:36,545
‫همه چیز داره شروع میشه.
‫،تا ۶ ماه دیگه

14
00:00:36,547 --> 00:00:39,098
‫رویای سازمان برای تبدیل این شهر
‫به چیزی که باید باشه...

15
00:00:39,100 --> 00:00:40,816
‫کامل میشه و به حقیقت میپیونده.

16
00:00:40,818 --> 00:00:43,285
‫هزاران هزار ادم بیگناه  قراره بمیرن...

17
00:00:43,287 --> 00:00:44,787
‫و تو نسبت به این موضوع هیچ حسی نداری.

18
00:00:44,789 --> 00:00:46,422
‫اینطوریا هم که میگی نیست.

19
00:00:46,424 --> 00:00:48,674
‫من همین الانشم احساس پیشرفت و ترقی میکنم.

20
00:00:48,676 --> 00:00:51,126
‫خب...

21
00:00:51,128 --> 00:00:52,761
‫چجوری میتونم بهتون کمک کنم؟

22
00:00:52,763 --> 00:00:56,331
‫"مالکوم مرلین"...
‫میخوام برام بکشیش.

23
00:00:56,333 --> 00:00:58,350
‫این تیر های سیاه با تیر های شورشی یکی نیست.

24
00:00:58,352 --> 00:00:59,601
‫یه چیزی این وسط میلنگه.

25
00:01:15,903 --> 00:01:18,353
‫منظورت چیه کم مونده هلیکوپتر ها
‫بچسبن به زمین؟

26
00:01:18,355 --> 00:01:20,372
‫الان ۲۰ دقیقه ـس خطوط هوایی
‫نمیتونن ردشون رو بزنن!

27
00:01:20,374 --> 00:01:22,875
‫پس سریعتر تموم فرودگاه های
‫هلیکوپتر رو ببندین.

28
00:01:40,710 --> 00:01:43,712
‫من همین الان تو شهر "استارلینگ" فرود اومدم.

29
00:01:43,714 --> 00:01:46,398
‫همونطور که توافق کردیم، نصف پول رو با
‫رسیدنم به اینجا باید بریزی به حسابم...

30
00:01:46,400 --> 00:01:48,400
‫و نصف دیگه ـش هم وقتی کار تموم شد.

31
00:01:52,105 --> 00:01:54,957
‫خیلی ممنون.

32
00:01:54,959 --> 00:01:56,558
‫نگران نباش.

33
00:01:56,560 --> 00:01:59,161
‫من کارم رو به خوبی...

34
00:02:01,865 --> 00:02:04,533
‫"گیلرمو برارو".

35
00:02:04,535 --> 00:02:07,753
‫تو این شهر رو ناامید کردی.

36
00:02:07,755 --> 00:02:09,905
‫تو واسه خودت یه پا شهرت بهم زدی.

37
00:02:09,907 --> 00:02:11,840
‫و تو هم باید همون جایی که بودی میموندی.

38
00:02:11,842 --> 00:02:15,577
‫،اتفاقاً راجع بهش فکر کردم
‫اما بعدش یهو یادم اومد...

39
00:02:15,579 --> 00:02:18,997
‫که منم برای خودم شهرت خاص خودمو دارم.

40
00:02:38,735 --> 00:02:48,320
‫کاری از روزبه و کسرا

41
00:02:48,822 --> 00:02:53,823
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

42
00:03:15,155 --> 00:03:17,523
‫راز این حقه اینه که وزن بدنت رو...

43
00:03:17,525 --> 00:03:19,241
‫کاملا تو همه جای بدنت پخش کنی.

44
00:03:19,243 --> 00:03:21,661
‫اما من فکر میکنم حقه بهتر اینه
‫که از جنگیدن دوری کنم.

45
00:03:21,663 --> 00:03:23,412
‫"آره خب, اما شهر "استارلینگ
‫اونجور جایی نیستش...

46
00:03:23,414 --> 00:03:25,648
‫که بتونی بدون دردسر به کارات برسی.

47
00:03:25,650 --> 00:03:28,817
‫،از طرفی اگه بخوای با ما کار کنی

48
00:03:28,819 --> 00:03:32,872
‫بهتره بدونی من شبا راحتتر میخوابم
‫اگه مطمئن بشم میتونی از پس خودت بر بیای.

49
00:03:32,874 --> 00:03:34,423
‫حداقل یه کم.

50
00:03:38,261 --> 00:03:39,845
‫چطور پیش رفت ؟

51
00:03:39,847 --> 00:03:41,847
‫- واسه اون که خیلی بد.
‫- اون" کیه ؟"

52
00:03:41,849 --> 00:03:44,350
‫یه آدمکش حرفه ای که کارش
‫با چاقو فوق العاده بود.

53
00:03:44,352 --> 00:03:46,268
‫و اسمشم "گیلرمو برارو" بود.

54
00:03:46,270 --> 00:03:47,853
‫بود؟

55
00:03:47,855 --> 00:03:50,222
‫پس یعنی الان دیگه نمیتونیم ازش بپرسیم
‫چه کسی هدفش بوده؟

56
00:03:52,309 --> 00:03:53,676
‫نه.

57
00:03:53,678 --> 00:03:55,361
‫که دقیقا به همین دلیل ازت میخوام تلفنش
‫رو هک کنی و بفهمی.

58
00:03:55,363 --> 00:03:56,696
‫برارو" کلاس کاری خودش رو داشت".

59
00:03:56,698 --> 00:03:58,280
‫اون آدمای عالی مرتبه و مهم رو میکشت.

60
00:03:58,282 --> 00:03:59,565
‫و از طرفی اون کاری
‫که به خاطرش استخدام شده بود...

61
00:03:59,567 --> 00:04:01,200
‫هنوز تموم نشده.

62
00:04:01,202 --> 00:04:03,536
‫ما باید خیلی فوری بفهمیم اومده بوده
‫اینجا تا چه کسی رو بکشه.

63
00:04:03,538 --> 00:04:05,538
‫هر کسی که بوده مطمئنا هنوز جونش در خطره.

64
00:04:05,540 --> 00:04:06,956
‫- خیلی خب؟
‫- باشه

65
00:04:06,958 --> 00:04:09,024
‫"من باید برم دیدن "مک کنا.

66
00:04:09,026 --> 00:04:11,794
‫خیلی شانس آوردی تو فرودگاه هلیکوپتر ندیدت.

67
00:04:13,029 --> 00:04:15,247
‫اینکه عاشق پلیسی بشی که سعی داره...

68
00:04:15,249 --> 00:04:16,699
‫دستگیرت کنه اصلا فکر خوبی نیست.

69
00:04:16,701 --> 00:04:19,468
‫راستش این حرفا واسه ما شورشی ها
‫یکم نازک نارنجی بازیه.

70
00:04:26,843 --> 00:04:29,178
‫چهار.

71
00:04:29,180 --> 00:04:31,497
‫خب, راستش من بیشتر دوندگیم خوبه.

72
00:04:36,554 --> 00:04:39,488
‫حالا چی شده یهویی حوص بدنسازی کردی ؟

73
00:04:39,490 --> 00:04:41,107
‫کار دیگه ای هم هست که انجام بدیم ؟

74
00:04:41,109 --> 00:04:44,026
‫خب, حداقل میتونیم بشینیم فکر کنیم یه راه دیگه
‫واسه بیرون رفتن از این خراب شده پیدا کنیم.

75
00:04:44,028 --> 00:04:45,277
‫هیچ راه دیگه ای وجود نداره.

76
00:04:45,279 --> 00:04:47,496
‫اگر بود , من تا الان پیداش کرده بودم.

77
00:04:47,498 --> 00:04:49,165
‫ما که نمیتونیم همینجوری اینجا بشینیم...

78
00:04:49,167 --> 00:04:51,667
‫و منتظر باشیم "فایرز" بیاد جفتمونو بکشه.

79
00:04:54,171 --> 00:04:56,205
‫یه ایده داشتم.

80
00:04:56,207 --> 00:04:57,673
‫اگه بتونی بری جنگل...

81
00:04:57,675 --> 00:04:59,425
‫و تا جایی که میتونی چوب بامبو جمع کنی...

82
00:04:59,427 --> 00:05:01,377
‫خُب؟

83
00:05:01,379 --> 00:05:03,262
‫،میتونیم برای خودمون یه قایق درست کنیم

84
00:05:03,264 --> 00:05:05,598
‫"همونطور که تو فیلم "جزیره ی گیلیگان
‫این کارو انجام دادن.

85
00:05:12,773 --> 00:05:14,757
‫اون خرابه.

86
00:05:14,759 --> 00:05:17,092
‫توی تصادف خراب شد.

87
00:05:17,094 --> 00:05:18,811
‫اصلا سعی کردی درستش کنی؟

88
00:05:18,813 --> 00:05:21,564
‫راستش من تو خراب کردن اینجور چیزا
‫بهتر عمل میکنم تا درست کردنشون.

89
00:05:22,949 --> 00:05:24,867
‫پدر من یه خلبان بود...

90
00:05:24,869 --> 00:05:26,652
‫و همیشه تعمیراتش رو خودش انجام میداد.

91
00:05:26,654 --> 00:05:28,954
‫یعنی میخوای بگی استعداد تعمیرات
‫پدرت ژنتیکی به تو هم رسیده؟

92
00:05:28,956 --> 00:05:30,823
‫نه, اما همیشه عادت داشتم
‫تو تعمیرات بهش کمک کنم.

93
00:05:30,825 --> 00:05:32,124
‫و بعد از یه مدت خودمم تو تعمیرات قوی شدم.

94
00:05:32,126 --> 00:05:35,077
‫پس شاید بتونم یه کاری کنم
‫این رادیو بی سیم کار کنه.

95
00:05:35,079 --> 00:05:37,112
‫جای این کارا بهتره تمرین کنی...

96
00:05:37,114 --> 00:05:40,115
‫که حداقل موقع مبارزه خودتو به کشتن ندی.

97
00:05:40,117 --> 00:05:43,135
‫فکر میکنم تو درست کردن
‫این رادیو شانس بیشتری دارم.

98
00:05:44,638 --> 00:05:46,555
‫سلام.

99
00:05:46,557 --> 00:05:47,973
‫ببخشید که دیر کردم.

100
00:05:47,975 --> 00:05:50,392
‫نه بابا, من خودمم همین الان رسیدم.
‫تو اداره کلی کار ریخته بود سرم.

101
00:05:50,394 --> 00:05:52,595
‫منم همینطور.
‫واو.

102
00:05:52,597 --> 00:05:54,146
‫خیلی خوشگل شدی.

103
00:05:54,148 --> 00:05:56,398
‫اوه.

104
00:05:56,400 --> 00:05:59,318
‫باید بریم داخل.

105
00:05:59,320 --> 00:06:01,103
‫آره.

106
00:06:02,824 --> 00:06:05,574
‫به نظر نمیاد که داریم میریم داخل.

107
00:06:06,860 --> 00:06:09,011
‫خوش اومدید.

108
00:06:09,013 --> 00:06:10,546
‫- تولدت مبارک، رفیق.
‫- مرسی.

109
00:06:12,032 --> 00:06:14,333
‫حس میکنم شراب "شاتو دپاپ" باشه.

110
00:06:14,335 --> 00:06:15,751
‫مزه ـش هم مثل خودشه.

111
00:06:15,753 --> 00:06:17,386
‫واقعا دوست واقعی هستی.
‫مرسی.

112
00:06:17,388 --> 00:06:19,371
‫تامی"، "مک کنا هال" رو که یادته".

113
00:06:19,373 --> 00:06:22,091
‫- از قدیم الایام.
‫- و دوباره برگشتم.

114
00:06:25,345 --> 00:06:26,662
‫"اولی".

115
00:06:26,664 --> 00:06:28,631
‫- سلام.
‫- سلام.

116
00:06:28,633 --> 00:06:30,883
‫لورل"، این"...

117
00:06:30,885 --> 00:06:31,602
‫"مک کنا هال".

118
00:06:31,627 --> 00:06:33,627
‫از دادگاه همدیگه رو میشناسیم.

119
00:06:33,721 --> 00:06:35,304
‫حالتون چطوره، خانم وکیل؟

120
00:06:35,306 --> 00:06:36,872
‫خوبم، بازرس.

121
00:06:36,874 --> 00:06:38,891
‫- میرم اینو باز کنم.
‫- بیاین تو.

122
00:06:38,893 --> 00:06:41,861
‫چه آپارتمان خوبی دارید.
‫خیلی جا داره.

123
00:06:41,863 --> 00:06:44,280
‫اوه، چه قشنگه.

124
00:06:44,282 --> 00:06:45,848
‫اینجا چند سالت بوده؟

125
00:06:45,850 --> 00:06:48,150
‫درواقع این خواهرم "سارا"ـست.

126
00:06:48,152 --> 00:06:49,985
‫اوه، متاسفم.

127
00:06:49,987 --> 00:06:51,620
‫نه، نه، عیبی نداره.

128
00:06:51,622 --> 00:06:54,456
‫نمیدونم چرا پدرم براش اون قناری رو خرید.

129
00:06:54,458 --> 00:06:56,492
‫اون پرنده شب و روز جیک جیک میکرد.

130
00:06:56,494 --> 00:06:57,626
‫هممون رو دیوونه کرده بود.

131
00:06:57,628 --> 00:06:59,628
‫به سلامتی...

132
00:07:01,581 --> 00:07:04,650
‫اولین جشن تولدی که بعد از مدت خیلی
‫طولانی ای...

133
00:07:04,652 --> 00:07:06,168
‫ازش لذت بردم.

134
00:07:06,170 --> 00:07:07,970
‫بهترین دوستم برگشته.

135
00:07:07,972 --> 00:07:09,705
‫و...

136
00:07:09,707 --> 00:07:12,424
‫بالاخره فهمیدم چرا شاعر ها...

137
00:07:12,426 --> 00:07:15,094
‫تو چند هزار ساله گذشته شاعری میکردن.

138
00:07:15,096 --> 00:07:17,212
‫- تولدت مبارک، عزیزم.
‫- مرسی.

139
00:07:17,214 --> 00:07:18,430
‫- نوش.
‫- نوش.

140
00:07:18,432 --> 00:07:20,149
‫نوش.

141
00:07:20,151 --> 00:07:22,518
‫- فکر کنم غذا رو آوردن.
‫- خیلی خُب.

142
00:07:24,070 --> 00:07:26,438
‫اوه، خدا رو شکر که اون آشپزی نکرد.

143
00:07:26,440 --> 00:07:27,857
‫آمین.

144
00:07:30,694 --> 00:07:33,662
‫"آقای "مرلین.

145
00:07:33,664 --> 00:07:36,498
‫لورل"، میتونم بیام داخل؟"

146
00:07:44,541 --> 00:07:46,709
‫"اولیور".

147
00:07:46,711 --> 00:07:48,093
‫"آقای "مرلین.

148
00:07:48,095 --> 00:07:50,846
‫خیلی دارم سعی میکنم باهات تماس بگیرم.

149
00:07:50,848 --> 00:07:53,849
‫اینجا چیکار میکنی، بابا؟

150
00:07:53,851 --> 00:07:56,385
‫"تولدت مبارک، "تامی.

151
00:07:57,520 --> 00:07:59,788
‫اگه عیبی نداره ما یه لحظه صحبت کنیم؟

152
00:07:59,790 --> 00:08:02,691
‫البته.

153
00:08:07,981 --> 00:08:10,115
‫- میخوایم غذا بخوریم.
‫- نمیتونم بمونم.

154
00:08:10,117 --> 00:08:13,619
‫خُب، خوبه چون دعوت نشده بودی.

155
00:08:13,621 --> 00:08:17,206
‫"قراره شهرداری شهر "استارلینگ
‫بهم جایزه ی افتخاری بده.

156
00:08:17,208 --> 00:08:19,608
‫بهم میخوان جایزه ی بشر
‫دوستانه ی سالیانه رو بدن.

157
00:08:19,610 --> 00:08:22,461
‫یعنی واقعا انسان ها منقرض شدن
‫که دارن به تو میدنش؟

158
00:08:22,463 --> 00:08:25,714
‫دوست دارم که اگه میتونی بیای.

159
00:08:25,716 --> 00:08:29,551
‫من صد در صد مطمئنم که اون موقع سرم شلوغه.

160
00:08:32,639 --> 00:08:35,123
‫،ممکنه این حرفم رو باور نکنی

161
00:08:35,125 --> 00:08:37,726
‫ولی تمام چیزی که برات میخواستم خوشحالیه.

162
00:08:37,728 --> 00:08:40,229
‫،اگه این کشمکش بین ما آروم میشه

163
00:08:40,231 --> 00:08:41,480
‫حاضرم دوباره امکانات رو بهت پس بدم.

164
00:08:41,482 --> 00:08:42,848
‫پولت برای خودت، بابا.

165
00:08:42,850 --> 00:08:44,900
‫دیگه بهش نیاز ندارم.

166
00:08:44,902 --> 00:08:48,687
‫هنوز دوست دارم به مراسم بیای.

167
00:08:49,990 --> 00:08:53,659
‫خیلی برام ارزش داره.

168
00:08:53,661 --> 00:08:55,444
‫میدونی چیه، بابا؟

169
00:08:58,581 --> 00:09:02,284
‫بعضی وقت ها آدم هایی که خیلی
‫میخوای پیشت باشن...

170
00:09:02,286 --> 00:09:04,119
‫پیشت نیستن.

171
00:09:04,121 --> 00:09:06,956
‫تو اینو بهم یاد دادی.

172
00:09:08,208 --> 00:09:10,209
‫خیلی زیاد.

173
00:09:40,373 --> 00:09:42,408
‫"سلام، "لاتون.

174
00:09:42,410 --> 00:09:45,327
‫میبینم که دیگه تیزیت رو از دست دادی.

175
00:09:45,329 --> 00:09:47,579
‫میدونستم که اونجایی.

176
00:09:47,581 --> 00:09:50,215
‫فقط برام مهم نبود که میکشیم یا نه.

177
00:09:50,217 --> 00:09:53,385
‫چی میخوای؟

178
00:09:53,387 --> 00:09:55,888
‫به سازمان من ماموریت داده شده...

179
00:09:55,890 --> 00:09:59,475
‫که یه فرد خاص خیلی عالی رتبه رو بکشیم.

180
00:09:59,477 --> 00:10:01,994
‫یه هدف خیلی محافظت شده.

181
00:10:01,996 --> 00:10:03,846
‫خُب، فراموشش کن.

182
00:10:03,848 --> 00:10:05,431
‫من دیگه بازنشسته شدم.

183
00:10:05,433 --> 00:10:08,383
‫تا بتونی با مشروب و سیگار
‫زندگیت رو دور بندازی؟

184
00:10:08,385 --> 00:10:09,935
‫بالاخره یه روزی هممون میمیریم.

185
00:10:09,937 --> 00:10:12,805
‫یکی رو میخوای که به موقع بمیره.

186
00:10:12,807 --> 00:10:15,407
‫و هیچکی بهتر از تو اینکارو نمیکنه.

187
00:10:15,409 --> 00:10:17,726
‫دید من...

188
00:10:17,728 --> 00:10:20,329
‫دقیقا دیگه مثل قبلا نیست.

189
00:10:20,331 --> 00:10:21,747
‫نه.

190
00:10:24,534 --> 00:10:28,120
‫قراره بهتر بشه.

191
00:10:29,873 --> 00:10:32,124
‫خُب...

192
00:10:32,126 --> 00:10:36,045
‫به کی باید دو تا گلوله تو سینه بزنم؟

193
00:10:37,881 --> 00:10:40,049
‫"مویرا".

194
00:10:40,051 --> 00:10:41,717
‫نقشه داره پیش میره؟

195
00:10:41,719 --> 00:10:42,968
‫آره.

196
00:10:42,970 --> 00:10:44,586
‫تو مراسم اهدای جایزه ی بشر دوست سال
‫انجام میشه.

197
00:10:44,588 --> 00:10:46,605
‫یه خورده زیادی عمومی نیست؟

198
00:10:46,607 --> 00:10:49,608
‫هیچکی انتظارش رو نداره.

199
00:10:50,977 --> 00:10:55,447
‫خبر های خیلی خوبی دارم که میخوام
‫باهاتون در میون بزارم.

200
00:10:55,449 --> 00:10:57,983
‫"به لطف بخش علمی کاربردی شرکت "کوئین...

201
00:10:57,985 --> 00:11:01,320
‫،"و همینطور با تصاحب سهام "یونیداک

202
00:11:01,322 --> 00:11:03,705
‫پروژه ی "آندرتیکینگ" که خودمون تعیینش کردیم...

203
00:11:03,707 --> 00:11:06,792
‫فقط چند ماه دیگه تا پایان پروژه مونده.

204
00:11:06,794 --> 00:11:10,746
‫"برای هرکسی تو شهر "استارلینگ
‫در افق امید هست.

205
00:11:10,748 --> 00:11:14,049
‫این شهر رو نا امید نمیکنیم.

206
00:11:15,552 --> 00:11:19,505
‫و من به جای همه میگم که...

207
00:11:19,507 --> 00:11:23,058
‫"ما هممون باهاتیم، "ملکوم.

208
00:11:33,482 --> 00:11:35,865
‫خدایا، این یکی قاتل خیلی اعصاب خورد کنه.

209
00:11:35,867 --> 00:11:38,318
‫بریرا" موبایلش رمز گزاری شده".

210
00:11:38,320 --> 00:11:40,904
‫رمز گشاییش کار آسونی نیست.

211
00:11:40,906 --> 00:11:43,565
‫ولی "رمزگشا" اسم میانیمه.

212
00:11:43,590 --> 00:11:45,126
‫درواقع، "مگان" اسم...

213
00:11:45,127 --> 00:11:46,826
‫فلیسیتی"، میتونی چیزی ازش در بیاری؟"

214
00:11:46,828 --> 00:11:49,112
‫فقط آخرین شماره ای که بهش تماس گرفته.

215
00:11:49,114 --> 00:11:52,499
‫- که کجا بوده؟
‫- یه رستوران تو محله ی چینی ها.

216
00:11:52,501 --> 00:11:55,135
‫".رستوران "اژدهای خسته
‫فکر کنم حتی قاتل ها...

217
00:11:55,137 --> 00:11:56,469
‫باید از یه غذای خوب لذت ببرن.

218
00:11:56,471 --> 00:11:57,921
‫آره، "اژدهای خسته" مقر...

219
00:11:57,923 --> 00:11:59,956
‫مافیای چینی هاست.

220
00:11:59,958 --> 00:12:03,143
‫زنگ بزن رستوران، برای
‫امشب دو تا جا رزرو کن.

221
00:12:03,145 --> 00:12:05,595
‫تو باید رمز اون تلفن رو باز کنی.

222
00:12:07,181 --> 00:12:09,549
‫من الان یه جورایی حوص غذای چینی کردم.

223
00:12:09,551 --> 00:12:11,067
‫اوهوم.

224
00:12:23,365 --> 00:12:26,332
‫واقعا ماهی سرخ شده ی بزرگیه.

225
00:12:26,334 --> 00:12:29,252
‫بهم گفتن اینجا معتبر ترین
‫رستوران چینی تو شهره.

226
00:12:29,254 --> 00:12:32,122
‫هرچی. میخواستم مطمئن بشم جشن تولدت...

227
00:12:32,124 --> 00:12:33,573
‫جشن تولد میشه.

228
00:12:33,575 --> 00:12:36,176
‫یه خورده دیشب ناجور بود.

229
00:12:36,178 --> 00:12:38,044
‫خُب، بابام خوب میتونه همه رو ناراحت کنه.

230
00:12:38,046 --> 00:12:40,496
‫،اون واقعا اومد

231
00:12:40,498 --> 00:12:42,765
‫و به نظر میومد داره سعی میکنه...

232
00:12:42,767 --> 00:12:44,767
‫یه خورده مثل بابا ها رفتار کنه.

233
00:12:44,769 --> 00:12:47,520
‫مثل بابا"، خیلی عالی پدرم رو توصیف کردی".

234
00:12:47,522 --> 00:12:49,389
‫،میدونم شما دو تا هیچوقت با هم صمیمی نبودید

235
00:12:49,391 --> 00:12:51,474
‫ولی بعد از این که مادرت کشته شد...

236
00:12:51,476 --> 00:12:53,393
‫اوضاع برای اون هم آسون نبوده.

237
00:12:53,395 --> 00:12:56,146
‫آره، فکر کنم اون فراموش کرد
‫ما دو نفر تو اون کلوپ هستیم.

238
00:12:56,148 --> 00:12:58,448
‫"من ازش دفاع نمیکنم، "تامی.

239
00:12:58,450 --> 00:13:00,283
‫این...

240
00:13:01,719 --> 00:13:04,904
‫،با تمام سختی هایی که من کشیدم

241
00:13:04,906 --> 00:13:06,856
‫با مردمی که از دست دادم...

242
00:13:06,858 --> 00:13:09,542
‫میدونم چقدر سخت میتونه باشه.

243
00:13:09,544 --> 00:13:12,879
‫احتمالا اینو یادت نمیاد.

244
00:13:12,881 --> 00:13:15,248
‫آه...

245
00:13:15,250 --> 00:13:16,766
‫ما هشت سالمون بود.

246
00:13:16,768 --> 00:13:18,434
‫،ولی بعد از تشییع جنازه مادرم

247
00:13:18,436 --> 00:13:22,755
‫پدرم برای دو سال گذاشت و رفت.

248
00:13:22,757 --> 00:13:25,175
‫،و وقتی که برگشت

249
00:13:25,177 --> 00:13:27,293
‫اون...

250
00:13:27,295 --> 00:13:30,330
‫اون خیلی سرد و خشک بود.

251
00:13:30,332 --> 00:13:32,782
‫اصلا صحبت نمیکردیم.

252
00:13:32,784 --> 00:13:35,318
‫و برای همین همش تو خونه ی شما پیش تو بودم.

253
00:13:35,320 --> 00:13:38,738
‫،از ظاهر

254
00:13:38,740 --> 00:13:41,858
‫همیشه نشون میده که انگار من پدر داشتم.

255
00:13:41,860 --> 00:13:44,410
‫،پول خوراک و خیلی چیزام رو میداد

256
00:13:44,412 --> 00:13:48,081
‫،اون تو خونه زندگی میکرد
‫بعد من رو انداخت بیرون، از همه چیز منع ـم کرد.

257
00:13:48,083 --> 00:13:52,669
‫ولی پدره تو منو برد به اولین بازی هاکیم.

258
00:13:52,671 --> 00:13:55,371
‫بابای تو یادم داد چجوری ماهی سرخ کنم.

259
00:13:55,373 --> 00:13:58,374
‫بابات مارو برد به اولین فیلم صحنه دار.

260
00:13:58,376 --> 00:14:01,928
‫ولی آدم عالی ای نبود.

261
00:14:01,930 --> 00:14:05,131
‫بابای من هم اشتباه هایی کرد.

262
00:14:05,133 --> 00:14:08,184
‫و...

263
00:14:08,186 --> 00:14:13,439
‫هنوز درموردشون صحبت نکردیم.

264
00:14:13,441 --> 00:14:17,110
‫ولی من خیلی ازش عصبانیم.

265
00:14:17,112 --> 00:14:21,114
‫ولی باز، حاضرم هرچیزی بدم...

266
00:14:21,116 --> 00:14:24,367
‫تا برگرده، چون...

267
00:14:24,369 --> 00:14:28,705
‫بالاخره، بابای تو...

268
00:14:28,707 --> 00:14:32,709
‫باباته.

269
00:14:36,547 --> 00:14:39,882
‫چیزی که دیشب گفتم رو جدی گفتم.

270
00:14:39,884 --> 00:14:41,834
‫من...

271
00:14:41,836 --> 00:14:44,087
‫واقعا خوشحالم که برگشتی.

272
00:14:54,014 --> 00:14:57,183
‫باید برم دستشویی.

273
00:15:25,096 --> 00:15:30,680
‫مافیای چینی ها میخوان یه نفر رو بکشن.
‫میخوام بدونم کیه.

274
00:15:30,217 --> 00:15:32,602
‫من برای مافیای چینی ها کار نمیکنم.

275
00:15:32,603 --> 00:15:36,603
‫- تو این پشت که ماهی درست نمیکنی.
‫- نمیدونم کیه.

276
00:15:36,604 --> 00:15:38,604
‫ولی یه چیزی میدونی.

277
00:15:38,605 --> 00:15:40,605
‫بگو.

278
00:15:40,606 --> 00:15:43,606
‫فردا.
‫هرچی که هست، قراره فردا اتفاق بیفته

279
00:15:46,607 --> 00:15:48,607
‫کی بود؟

280
00:15:48,608 --> 00:15:51,608
‫نمیدونم.
‫عالی چینی صحبت میکرد، قطعا چینیه.

281
00:15:56,660 --> 00:16:00,163
‫صورت حساب، لطفا.

282
00:16:09,256 --> 00:16:13,309
‫امیدوارم از گوشت کبابی خوشت بیاد.

283
00:16:13,311 --> 00:16:15,711
‫خُب، اینقدر ازم تشکر نکن...

284
00:16:15,713 --> 00:16:17,597
‫که شیش ساعت تو جنگل وقت گذاشتم
‫تا تو بتونی بخوری.

285
00:16:17,599 --> 00:16:19,265
‫چی؟

286
00:16:19,267 --> 00:16:21,768
‫عالیه، بعدا میخورم.

287
00:16:21,770 --> 00:16:25,154
‫چند روزه داری رو اون کار میکنی.
‫یه خورده بیخیالش شو.

288
00:16:25,156 --> 00:16:26,773
‫چون از پسش بر میام.

289
00:16:26,775 --> 00:16:29,659
‫حتما، بچه.
‫هروقت خوک ها بتونن پرواز کنن.

290
00:16:33,697 --> 00:16:35,998
‫حتما شوخیت گرفته.

291
00:16:36,950 --> 00:16:39,085
‫میتونی واضحش کنی؟

292
00:16:39,087 --> 00:16:41,454
‫نمیدونم، اصلا نمیدونم چجوری روشن شد!

293
00:16:41,456 --> 00:16:45,007
‫داریم نزدیک میشیم.
‫بیگ جت ۳۶۵" هستیم".

294
00:16:45,009 --> 00:16:47,794
‫پیام اضطراری، پیام اضطراری.

295
00:16:47,796 --> 00:16:50,263
‫من "ویدجتیل ۳۲۵" هستم.

296
00:16:50,265 --> 00:16:52,248
‫خلبان و مسافر سقوط کردن.

297
00:16:52,250 --> 00:16:53,966
‫بیگ جت ۳۶۵"، میتونید فرود بیاید".

298
00:16:53,968 --> 00:16:56,769
‫،باند فرودگاه در موقعیت ۲-۷ به سمت راست

299
00:16:56,771 --> 00:16:58,521
‫باد در موقعیت ۲-۷-۰ به سمتتون میوزه.

300
00:16:58,523 --> 00:17:01,357
‫تکرار میکنم، خلبان و مسافر
‫"در جزیره "لیان یو...

301
00:17:01,359 --> 00:17:03,426
‫سقوط کردن.

302
00:17:03,428 --> 00:17:05,528
‫درخواست نجات فوری داریم.

303
00:17:05,530 --> 00:17:07,730
‫میتونیم فرود بیایم.

304
00:17:07,732 --> 00:17:10,766
‫- "بیگ جت ۳۶۵".
‫- لعنتی.

305
00:17:10,768 --> 00:17:13,786
‫،اونا نمیتونن صدامون رو بشنون
‫و ما نمیتونیم درخواست کمک بدیم.

306
00:17:13,788 --> 00:17:16,239
‫هنوز گیر افتادیم.

307
00:17:21,161 --> 00:17:23,162
‫چیه؟

308
00:17:23,164 --> 00:17:25,331
‫مافیای چینی ها یه قاتل رو استخدام کردن.

309
00:17:25,333 --> 00:17:27,283
‫آره؟ منظورت همونیه که انداختی قبرستون؟

310
00:17:27,285 --> 00:17:29,585
‫تبریک میگم، بازم شدی بحث برانگیزه
‫اداره ی پلیس.

311
00:17:29,587 --> 00:17:32,472
‫،اونا یه دونه استخدام کردن
‫یه دونه دیگه هم استخدام میکنن، بازرس.

312
00:17:32,474 --> 00:17:34,056
‫هدف کیه؟

313
00:17:34,058 --> 00:17:35,791
‫دارم سعی میکنم بفهمم ولی
‫همش میخورم به بن بست.

314
00:17:35,793 --> 00:17:37,510
‫میخوام تو افرادت رو بزاری روش کار کنن.

315
00:17:37,512 --> 00:17:39,295
‫افراده من برای تو کار نمیکنن.

316
00:17:39,297 --> 00:17:41,063
‫،و تازه دارم بهش فکر میکنم
‫منم همینطور.

317
00:17:41,065 --> 00:17:42,815
‫قضیه درمورد من و تو نیست، بازرس.

318
00:17:42,817 --> 00:17:45,518
‫درمورد نجات دادن یه زندگیه.

319
00:17:45,520 --> 00:17:48,988
‫وقتی یه اسم گیرت اومد بهم زنگ بزن.

320
00:17:48,990 --> 00:17:50,690
‫"هال".

321
00:17:50,692 --> 00:17:52,191
‫بله، قربان.

322
00:17:52,193 --> 00:17:54,360
‫تو و من، میریم...

323
00:17:54,362 --> 00:17:56,662
‫اون شورشی رو دستگیر کنیم.

324
00:17:58,332 --> 00:18:01,250
‫پنج راه خروج از طبقه ی هم کف وجود داره...

325
00:18:01,252 --> 00:18:02,785
‫که باید بسته بشه.

326
00:18:02,787 --> 00:18:04,653
‫،وقتی آژیر خطر به صدا در بیاد

327
00:18:04,655 --> 00:18:06,372
‫ما کمتر از ۳۰ ثانیه وقت داریم...

328
00:18:06,374 --> 00:18:08,925
‫"تا سیستم امنیتی شخصی "مرلین
‫رو غیرفعال کنیم...

329
00:18:08,927 --> 00:18:11,878
‫و مجبورش کنیم با بقیه بیاد بیرون.

330
00:18:11,880 --> 00:18:14,597
‫وقتی اومد بیرون...

331
00:18:14,599 --> 00:18:18,634
‫بقیه کارهارو آقای "لاتون" میکنن.

332
00:18:20,637 --> 00:18:23,456
‫دریافت شد.

333
00:19:16,862 --> 00:19:19,032
‫خوش تیپ شدی!

334
00:19:19,033 --> 00:19:20,866
‫سعی میکنم نباشم.
‫ولی ما اینیم دیگه.

335
00:19:20,868 --> 00:19:22,951
‫به چه مناسبت؟

336
00:19:22,953 --> 00:19:25,537
‫تصمیم گرفتم برم به مراسم بابام.

337
00:19:25,539 --> 00:19:27,572
‫واقعا؟

338
00:19:27,574 --> 00:19:29,625
‫مطمئنی؟

339
00:19:29,627 --> 00:19:31,159
‫آره، زیاد.

340
00:19:31,161 --> 00:19:32,944
‫میخوای منم باهات بیام؟

341
00:19:32,946 --> 00:19:34,713
‫نه، نه، نه، میدونم کار داری.

342
00:19:34,715 --> 00:19:36,798
‫قول میدم مشکلی برام پیش نمیاد.

343
00:20:05,361 --> 00:20:08,163
‫زیبا شدی.

344
00:20:10,616 --> 00:20:12,000
‫مرسی.

345
00:20:12,002 --> 00:20:14,703
‫،اگه سرت شلوغ نیست

346
00:20:14,705 --> 00:20:17,539
‫شاید بعد از مراسم، بتونیم شام بخوریم...

347
00:20:17,541 --> 00:20:19,091
‫و مثل قبلا صحبت کنیم.

348
00:20:19,093 --> 00:20:21,093
‫خوشم میاد.

349
00:20:21,095 --> 00:20:23,795
‫با من کار دارن.

350
00:20:31,304 --> 00:20:34,439
‫تمام بعد از ظهر سعی کردم ازش دوری کنم.

351
00:20:34,441 --> 00:20:37,726
‫اگه نمیومدیم، مشکوک میشد.

352
00:20:37,728 --> 00:20:40,028
‫چطوری میتونی اونطوری باهاش صحبت کنی؟

353
00:20:40,030 --> 00:20:41,423
‫انگار نه انگار که اتفاقی میخواد بیفته؟

354
00:20:41,424 --> 00:20:43,077
‫من ۵ ساله زندگیم اینه.

355
00:20:43,102 --> 00:20:44,500
‫پنج دقیقه بیشتر اهمیتی نداره.

356
00:20:45,185 --> 00:20:47,202
‫عصر بخیر، خانم ها و آقایون.

357
00:20:47,204 --> 00:20:50,906
‫مفتخر امشب ما به معرفی نیازی نداره.

358
00:20:50,908 --> 00:20:54,292
‫ما بخاطر اسم و ثروتش...

359
00:20:54,294 --> 00:20:56,244
‫امشب جشن نمیگیریم.

360
00:20:56,246 --> 00:20:57,879
‫بلکه بخاطر تلاش هاش...

361
00:20:57,881 --> 00:20:59,931
‫که شهر "استارلینگ" رو مکانی بهتر و امن تر...

362
00:20:59,933 --> 00:21:02,751
‫برای زندگی کرده.

363
00:21:02,753 --> 00:21:05,137
‫پس لطفا به بشر دوست ساله...

364
00:21:05,139 --> 00:21:07,723
‫،شهر "استارلینگ" خوش آمد بگید

365
00:21:07,725 --> 00:21:09,925
‫"آقای "ملکوم مرلین.

366
00:21:32,366 --> 00:21:35,000
‫خلاصه، اونجا میشه صحنه نمایش.

367
00:21:35,002 --> 00:21:37,452
‫بیشتر شب ها یه گروه موسیقی داریم.

368
00:21:37,454 --> 00:21:39,371
‫یه گروه موسیقی باحال.
‫گروه "فالوت بویز" هنوز باحالن؟

369
00:21:39,373 --> 00:21:41,173
‫از هم جدا شدن.

370
00:21:41,175 --> 00:21:43,575
‫و هیچوقت باحال نبودن.

371
00:21:43,577 --> 00:21:47,846
‫پس یکی دیگه گروه های موسیقی رو انتخاب میکنه.

372
00:21:49,232 --> 00:21:51,433
‫چیزی اذیتت میکنه؟

373
00:21:51,435 --> 00:21:54,269
‫نگو نه، چون دروغگوئه بدی هستی.

374
00:21:54,271 --> 00:21:56,254
‫واقعا؟

375
00:21:56,256 --> 00:21:58,023
‫فکر کردم داشتم تو دروغ گفتن بهتر میشم.

376
00:21:58,025 --> 00:22:00,692
‫چی شده؟

377
00:22:02,078 --> 00:22:05,313
‫تو زندگیم مشغله زیاد دارم.

378
00:22:05,315 --> 00:22:06,982
‫کار.

379
00:22:06,984 --> 00:22:09,534
‫دوستان.

380
00:22:10,987 --> 00:22:13,822
‫و یه خورده برام سخته...

381
00:22:13,824 --> 00:22:18,660
‫همش رو تحمل کنم.

382
00:22:19,729 --> 00:22:21,163
‫منم مثل تو...

383
00:22:21,165 --> 00:22:22,547
‫با بعضی از اون افکار سر و کله میزنم.

384
00:22:22,549 --> 00:22:24,116
‫راه حل خوبی براش داری؟

385
00:22:24,118 --> 00:22:26,334
‫فکر کنم فقط باید در مورد زندگیمون...

386
00:22:26,336 --> 00:22:28,386
‫صادق باشیم.

387
00:22:28,388 --> 00:22:31,473
‫فکر میکنی میتونی اینکارو بکنی؟

388
00:22:33,309 --> 00:22:35,560
‫زودباش.

389
00:22:35,562 --> 00:22:37,095
‫- داخل شدم.
‫- ایول.

390
00:22:37,097 --> 00:22:39,264
‫،ایول، آفرین

391
00:22:39,266 --> 00:22:40,982
‫"فلسیتی اسموک".

392
00:22:40,984 --> 00:22:43,518
‫اسپانیایی که بلد نیستی، بلدی؟

393
00:22:43,520 --> 00:22:44,936
‫عربی بلدم.

394
00:22:44,938 --> 00:22:47,322
‫حیف شد.

395
00:22:50,159 --> 00:22:53,195
‫اوه، خدای من.

396
00:22:53,197 --> 00:22:55,080
‫میدونی که من پیشت هستم.

397
00:22:56,365 --> 00:22:58,700
‫"ببخشید، آقای "کوئین.

398
00:22:58,702 --> 00:23:02,820
‫بخش "آی تی" شرکت، اون کالایی
‫که میخواستید رو جور کرد.

399
00:23:02,822 --> 00:23:04,372
‫- یه لحظه.
‫- باشه.

400
00:23:07,460 --> 00:23:08,993
‫هدف رو پیدا کردی؟

401
00:23:08,995 --> 00:23:11,046
‫اولیور"، هدف پدر "تامی"ـه".

402
00:23:11,048 --> 00:23:13,965
‫تو مراسم اهدای جایزه؟

403
00:23:13,967 --> 00:23:16,218
‫تامی" اونجاست".

404
00:23:16,220 --> 00:23:18,303
‫آم، "مک کنا"، آقای "دیگل" میبرتت خونه.

405
00:23:18,305 --> 00:23:20,789
‫یه کار غیر منتظره برام پیش اومد.

406
00:23:20,791 --> 00:23:23,108
‫عیبی نداره.

407
00:23:24,978 --> 00:23:26,728
‫لنس" هستم".

408
00:23:26,730 --> 00:23:28,680
‫هدف "ملکوم مرلین"ـه.

409
00:23:28,682 --> 00:23:31,116
‫اونجا رو محاصره کن ولی
‫فاصله ـتون رو حفظ کنید.

410
00:23:31,118 --> 00:23:33,618
‫نمیخوام پلیس بیفته وسط درگیریه تیر اندازی.

411
00:23:33,620 --> 00:23:36,154
‫"بشر دوست واقعی تو خانواده ی "مرلین...

412
00:23:36,156 --> 00:23:38,390
‫زنم "ربکا" بود.

413
00:23:38,392 --> 00:23:41,293
‫خیلی از شما میشناختینش.

414
00:23:41,295 --> 00:23:42,860
‫اون بدون استراحت خودش رو وقف...

415
00:23:42,862 --> 00:23:45,747
‫کمک کردن به آدم های بدبخت محله ی "گلیدز" کرد.

416
00:23:45,749 --> 00:23:48,800
‫دوست دارم فکر کنم اگه مرد هایی که کشتنش...

417
00:23:48,802 --> 00:23:50,202
‫،میشناختنش

418
00:23:50,204 --> 00:23:52,204
‫،میدونستن که چه کارایی کرده بود

419
00:23:52,206 --> 00:23:54,923
‫میدونستن چه آدمی بوده...

420
00:23:54,925 --> 00:23:58,727
‫بهش کمک میکردن سوار ماشینش بشه
‫،و مطمئن بشن جاش امنه

421
00:23:58,729 --> 00:24:01,730
‫به جای اینکه کیفش رو بدزدن و بهش شلیک کنن.

422
00:24:08,437 --> 00:24:12,190
‫واقعیت اینه که من به اندازه کافی
‫برای شهر زحمت نکشیدم.

423
00:24:12,192 --> 00:24:14,492
‫شهر من.

424
00:24:14,494 --> 00:24:17,112
‫نا امیدش کردم.

425
00:24:17,114 --> 00:24:18,663
‫ولی بهتون قول میدم.

426
00:24:18,665 --> 00:24:20,165
‫هنوز کارم تموم نشده.

427
00:24:20,167 --> 00:24:22,066
‫بهتون قول میدم که این شهر...

428
00:24:22,068 --> 00:24:24,970
‫برای هممون بهتر میشه.

429
00:24:24,972 --> 00:24:27,739
‫و در اون روز، من...

430
00:24:27,741 --> 00:24:32,160
‫به این جایزه ی زیبا نگاه میکنم و اون موقع است
‫که حس میکنم که به دستش آوردم.

431
00:24:32,162 --> 00:24:34,529
‫ممنون.

432
00:24:45,441 --> 00:24:46,975
‫اوه!

433
00:24:52,531 --> 00:24:54,199
‫آقای "مرلین"، باید برید طرف در خروجی...

434
00:24:58,487 --> 00:25:00,538
‫"تامی".

435
00:25:21,734 --> 00:25:24,786
‫مرلین" گوله نقشه ـمون رو نخورد".
‫نقشه عوض میشه.

436
00:25:24,788 --> 00:25:26,871
‫از حاضر جوابی خوشم نمیاد.

437
00:25:26,873 --> 00:25:28,906
‫فراریش بده سمت دفترش تو طبقه ی آخر.

438
00:25:28,908 --> 00:25:31,209
‫باید نقطه ی دید برای شلیک رو عوض کنم.

439
00:25:31,211 --> 00:25:33,244
‫"تامی"!

440
00:25:35,164 --> 00:25:37,649
‫"تامی"!

441
00:25:37,651 --> 00:25:39,884
‫دنبالم بیا.

442
00:25:41,470 --> 00:25:42,920
‫توی طبقه ی دوم یه در خروجی هست.

443
00:25:42,922 --> 00:25:46,341
‫تا وقتی مطمئن نشم جات امنه نمیتونم برم.

444
00:26:01,390 --> 00:26:04,909
‫برید یه جای امن.
‫من معطلشون میکنم.

445
00:26:04,911 --> 00:26:07,445
‫- برید.
‫- زود باش.

446
00:26:08,730 --> 00:26:10,782
‫- داریم کجا میریم؟
‫- طبقه بالا.

447
00:26:10,784 --> 00:26:12,450
‫- اونا کی ـن ؟
‫- نمیدونم.

448
00:26:12,452 --> 00:26:13,701
‫اونا میخوان بکشنت.

449
00:26:13,703 --> 00:26:15,253
‫آره, فعلا که اینطور به نظر میاد.

450
00:26:15,255 --> 00:26:17,088
‫و با این وجود بدون محافظت هات
‫میریم طبقه بالا؟

451
00:26:17,090 --> 00:26:19,290
‫بابا , ما باید از اینجا فرار کنیم.

452
00:26:19,292 --> 00:26:22,176
‫تامی", یه نفس عمیق بکش و بهم اعتماد کن".

453
00:26:22,178 --> 00:26:24,595
‫بالا, تو دفتر کارم یه اتاق مخفی وجود داره.

454
00:26:24,597 --> 00:26:28,182
‫وقتی خودمونو به اونجا برسونیم, جامون امنه.

455
00:26:29,251 --> 00:26:31,769
‫مرلین" داره به سمت پنت هاوس میره".

456
00:26:45,200 --> 00:26:48,986
‫چرا میخوای "مالکوم مرلین" رو بکشی؟

457
00:26:48,988 --> 00:26:52,707
‫الان برات توضیح میدم.

458
00:27:18,484 --> 00:27:20,651
‫صبر کن.

459
00:27:20,653 --> 00:27:23,071
‫- بیا.
‫- تو اونو کشتیش.

460
00:27:23,073 --> 00:27:25,239
‫اگر نمیکشتم اون ما رو میکشت.

461
00:27:25,241 --> 00:27:27,158
‫برو , برو , برو.

462
00:27:31,780 --> 00:27:34,082
‫اینم از قفلای الکترومغناطیسی.

463
00:27:34,084 --> 00:27:35,649
‫خب اگر برق رو قطع کنن چی؟

464
00:27:35,651 --> 00:27:37,452
‫برق این طبقه از یه منبع کاملا مجزا تغذیه میشه.

465
00:27:37,454 --> 00:27:38,652
‫پنجره ها چی؟

466
00:27:38,654 --> 00:27:42,156
‫ضد گلوله ـن, دیگه همه چیز تموم شد.

467
00:27:42,158 --> 00:27:43,130
‫از کجا اون کارا رو بلد بودی؟

468
00:27:43,155 --> 00:27:44,543
‫چه کارایی؟

469
00:27:44,544 --> 00:27:46,527
‫مبارزه...

470
00:27:46,529 --> 00:27:48,513
‫کشتن...

471
00:27:59,308 --> 00:28:02,026
‫پدر؟

472
00:28:25,984 --> 00:28:29,237
‫پلیس, بی حرکت.

473
00:28:29,239 --> 00:28:31,005
‫کمانت رو بذار زمین.

474
00:28:37,095 --> 00:28:39,480
‫تامی" تو حالت خوبه؟"

475
00:28:51,193 --> 00:28:53,077
‫بابا.

476
00:28:58,917 --> 00:29:01,252
‫بابا؟

477
00:29:08,242 --> 00:29:10,109
‫خیلی آروم برگرد.

478
00:29:22,173 --> 00:29:23,540
‫بابا.

479
00:29:23,542 --> 00:29:25,091
‫متاسفم.

480
00:29:25,093 --> 00:29:26,626
‫من حالم خوبه.

481
00:29:26,628 --> 00:29:28,628
‫من خوبم.

482
00:29:35,553 --> 00:29:38,337
‫لعنتی.

483
00:29:38,339 --> 00:29:41,307
‫داری خونریزی میکنی.
‫داری خونریزی میکنی.

484
00:29:41,309 --> 00:29:44,477
‫"من چیزیم نمیشه "تام.

485
00:29:44,479 --> 00:29:47,230
‫نه , نه , نه , پدر.

486
00:29:47,232 --> 00:29:49,782
‫پـــدر.

487
00:29:49,784 --> 00:29:51,651
‫نـــــــــه!

488
00:29:51,653 --> 00:29:53,403
‫جلوتر نیا.

489
00:29:53,405 --> 00:29:56,089
‫من نیومدم که به خودت یا پدرت صدمه بزنم.

490
00:29:56,091 --> 00:29:59,242
‫گفتم جلوتر نیا.

491
00:30:03,497 --> 00:30:05,915
‫سم "کورار"ـه.

492
00:30:05,917 --> 00:30:07,533
‫همونجایی که هستی وایستا.

493
00:30:07,535 --> 00:30:09,252
‫پدرت مسموم شده.

494
00:30:09,254 --> 00:30:12,171
‫کسی که به پدرت شلیک کرده اسمش
‫فلوید لاوتن" ـه و تیرهاش رو به سم آغشته میکنه".

495
00:30:12,173 --> 00:30:13,047
‫من قبلا با همچین چیزی سر و کار داشتم.

496
00:30:13,072 --> 00:30:15,207
‫باید دُز سم رو توی سیستم گردش خونش رقیق کنیم.

497
00:30:15,594 --> 00:30:17,460
‫بهت گفتم سرجات بمون لعنتی.

498
00:30:17,462 --> 00:30:19,429
‫تا ۳ دقیقه ی دیگه پدرت کاملا فلج میشه.

499
00:30:19,431 --> 00:30:21,414
‫تا ۴ دقیقه دیگه دچار خفه گی میشه.

500
00:30:21,416 --> 00:30:23,233
‫اگر نزاری الان بهش کمک کنم.

501
00:30:23,235 --> 00:30:25,318
‫قبل از اینکه کَس دیگه ای برسه کارش تمومه.

502
00:30:25,320 --> 00:30:28,554
‫کمک کنی؟ چطوری؟

503
00:30:28,556 --> 00:30:31,190
‫ورود خون تازه به سیستم بدنش براش زمان
‫بیشتری میخره تا به بیمارستان برسه.

504
00:30:31,192 --> 00:30:34,527
‫منظورت انتقال خونه؟

505
00:30:34,529 --> 00:30:36,613
‫احمقانه ـس.

506
00:30:36,615 --> 00:30:38,414
‫تنها راهش همینه.

507
00:30:38,416 --> 00:30:40,500
‫پدرت به خون تو احتیاج داره.

508
00:30:40,502 --> 00:30:42,335
‫زمان زیادی باقی نمونده.

509
00:30:42,337 --> 00:30:45,171
‫باید همین الان تصمیمتو بگیری.

510
00:30:45,173 --> 00:30:47,173
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

511
00:30:56,934 --> 00:31:00,687
‫چون همیشه بهم اعتماد داشتی.

512
00:31:00,689 --> 00:31:03,356
‫"اولیور".

513
00:31:23,210 --> 00:31:26,162
‫خیلی خب, آماده ای؟

514
00:31:26,164 --> 00:31:27,714
‫انجامش بده

515
00:31:50,154 --> 00:31:53,022
‫دستشو نگه دار.

516
00:32:01,248 --> 00:32:03,833
‫زود باش , زود باش , بجنب.

517
00:32:05,786 --> 00:32:08,338
‫پس تو همون شورشی ای.

518
00:32:08,340 --> 00:32:11,207
‫آخه چرا؟

519
00:32:12,259 --> 00:32:14,177
‫بعدا حرف میزنیم.

520
00:32:14,179 --> 00:32:16,012
‫برای اینکه سم کاملا از بدنش خارج بشه...

521
00:32:16,014 --> 00:32:18,631
‫،بازم به مراقبت های پزشکی نیاز داره
‫متوجه شدی؟

522
00:32:18,633 --> 00:32:20,516
‫آره.

523
00:32:20,518 --> 00:32:22,635
‫مرسی.

524
00:32:31,061 --> 00:32:32,729
‫"تامی".

525
00:32:32,731 --> 00:32:35,064
‫بابا من همینجام.

526
00:32:43,857 --> 00:32:45,625
‫اون کلاهپوش چی بهت گفت؟

527
00:32:45,627 --> 00:32:47,043
‫چیزی نگفت...

528
00:32:47,045 --> 00:32:49,028
‫یعنی تو ترجیح دادی جای اینکه...

529
00:32:49,030 --> 00:32:50,413
‫به آمبولانس زنگ بزنی, یه آدمکش روانی...

530
00:32:50,415 --> 00:32:51,631
‫برات یه انتقال خون خونگی ترتیب بده؟

531
00:32:51,633 --> 00:32:53,666
‫جون پدرم در خطر بود.

532
00:32:53,668 --> 00:32:57,587
‫جالبه, اول اون شورشی تو و خانواده ی
‫،کویین" رو از اون آدمربایی نجات میده"

533
00:32:57,589 --> 00:32:59,922
‫الانم جون پدرت رو نجات میده.

534
00:32:59,924 --> 00:33:03,726
‫اما باقی افرادی که تو لیستش هستن
‫رو از بین میبره.

535
00:33:03,728 --> 00:33:07,397
‫آقای "مرلین", این یارو از دوستاته؟

536
00:33:07,399 --> 00:33:10,850
‫من نمیدونم اون لعنتی کیه.

537
00:33:29,503 --> 00:33:33,089
‫,اگه نمیتونن صدامونو دریافت کنن
‫پس واسه چی انقد خودتو علاف میکنی؟

538
00:33:33,091 --> 00:33:35,625
‫صبر داشته باش.

539
00:33:35,627 --> 00:33:37,260
‫شاید هنوزم بتونه به درد بخور باشه.

540
00:33:37,262 --> 00:33:39,578
‫".۵۰۰ساعت از جایی که علامتگذاری کردم"

541
00:33:39,580 --> 00:33:41,681
‫"آرایش نهایی به صورت ۵ به ۵ ـه"

542
00:33:41,683 --> 00:33:43,466
‫این صدای "فایرز" ـــه.

543
00:33:43,468 --> 00:33:45,968
‫بالاخره تونستم رو فرکانس
‫اون سربازا تنظیمش کنم.

544
00:33:45,970 --> 00:33:48,688
‫"۶۰۰ساعت تا رسیدن "سیلا" باقی مونده"

545
00:33:48,690 --> 00:33:50,356
‫از جنوب غربی بندرگاه.

546
00:33:50,358 --> 00:33:52,024
‫".وقتی "سیلا" به اینجا رسید باهات تماس میگیرم"

547
00:33:52,026 --> 00:33:54,043
‫فایرز" , تمام".

548
00:33:54,045 --> 00:33:56,162
‫فایرز" داشت با کی صحبت میکرد ؟"

549
00:33:56,164 --> 00:33:57,530
‫نمیدونم.

550
00:33:57,532 --> 00:33:59,198
‫هرکی که بود از بیرون از جزیره
‫داشت حرف میزد.

551
00:33:59,200 --> 00:34:01,234
‫شاید رئیسش بوده, اما چیزی که مهمتره...

552
00:34:01,236 --> 00:34:02,952
‫اینه که "سیلا" کی یا چیه!

553
00:34:02,954 --> 00:34:04,787
‫"سیلا و کریبدیس".

554
00:34:04,789 --> 00:34:09,075
‫, این یکی از داستانای "اُدیسه" ـس
‫یکی از چهار فصل اون کتاب همینه.

555
00:34:09,077 --> 00:34:12,078
‫و "سیلا" یه هیولائه.

556
00:34:13,130 --> 00:34:17,133
‫پس خیلی مشتاق شدم این هیولا رو ملاقات کنم.

557
00:34:17,135 --> 00:34:20,303
‫تو همراهم نمیای؟

558
00:34:40,551 --> 00:34:42,220
‫خب، نجات دادن یکی از دشمنات چه حسی داره ؟

559
00:34:42,221 --> 00:34:43,804
‫اینطور که به نظر میرسه
‫حال "مالکوم مرلین" بهتر میشه.

560
00:34:43,806 --> 00:34:45,389
‫اونو به بیمارستان مرکزی شهر انتقال دادن.

561
00:34:45,391 --> 00:34:47,741
‫شانسی که آورد این بود
‫که جلیقه ضد گلوله تنش بود.

562
00:34:47,743 --> 00:34:50,760
‫اونو به خاطر اینکه تیر خورده
‫بیمارستان نبردن.

563
00:34:50,762 --> 00:34:53,947
‫اون با "کورار" مسموم شده بود.

564
00:35:09,297 --> 00:35:11,915
‫پس "لاتون" هنوز زندس.

565
00:35:11,917 --> 00:35:14,968
‫"متاسفم , "جان.

566
00:35:24,679 --> 00:35:28,348
‫این "لاتن" که میگین "جان" رو اذیت کرده؟

567
00:35:28,350 --> 00:35:30,517
‫نه.

568
00:35:32,270 --> 00:35:34,438
‫برادرش رو کشته.

569
00:35:41,362 --> 00:35:43,664
‫چی؟

570
00:35:43,666 --> 00:35:46,033
‫این دیگه چیه ؟

571
00:35:46,035 --> 00:35:47,918
‫حق با تو بود.

572
00:35:47,920 --> 00:35:50,087
‫سیلا" یه هیولاس".

573
00:35:50,089 --> 00:35:51,838
‫تولید روسیه  S۳۰۰ یه موشک.

574
00:35:51,840 --> 00:35:54,491
‫یه نوع ضد هوایی با پرتاب اتوماتیک.

575
00:35:54,493 --> 00:35:58,011
‫این موشک میتونه همزمان ۱۰۰تا
‫هدف مختلف رو ردیابی کنه.

576
00:35:58,013 --> 00:36:00,764
‫حالا فکرشو بکن ۱۰ها از اینا
‫تو این جزیره کار گذاشتن.

577
00:36:00,766 --> 00:36:03,133
‫،یه جورایی , از اینجا

578
00:36:03,135 --> 00:36:05,719
‫میتونن هر خط هوایی رو که
‫بخوان هدف قرار بدن.

579
00:36:05,721 --> 00:36:09,022
‫یا حتی میتونن یه جنگ راه بندازن.

580
00:36:13,111 --> 00:36:16,697
‫- سلام، اینجایی.
‫- آره

581
00:36:16,699 --> 00:36:18,865
‫- میشه همراهم بیای ؟
‫- اوهوووم.

582
00:36:18,867 --> 00:36:20,617
‫حالت خوبه ؟
‫شنیدم تو اون ماجرا تو هم بودی.

583
00:36:20,619 --> 00:36:21,868
‫من حالم خوبه , خوبم.

584
00:36:21,870 --> 00:36:23,653
‫ببین "مک کنا" , من...

585
00:36:23,655 --> 00:36:26,456
‫من واقعا متاسفم که مجبور شدم
‫اونجوری تنهات بزارم.

586
00:36:26,458 --> 00:36:28,075
‫اشکالی نداره.
‫اگه ۵ دقیقه بیشتر میموندی...

587
00:36:28,077 --> 00:36:30,410
‫من مجبور میشدم تنهات بزارم.

588
00:36:31,412 --> 00:36:35,131
‫زندگی ماها یه جورایی پیچیده س.

589
00:36:39,252 --> 00:36:41,504
‫اما با این حال دوست دارم
‫رابطمون رو عمیق تر کنم.

590
00:36:41,506 --> 00:36:43,672
‫البته اگه تو بخوای.

591
00:36:45,809 --> 00:36:48,828
‫هم میخوام , هم آماده ـم.

592
00:36:56,855 --> 00:36:58,271
‫هی , هی , پدر.

593
00:36:58,273 --> 00:36:59,606
‫بابا , بابا.

594
00:36:59,608 --> 00:37:02,075
‫آروم باش.

595
00:37:02,077 --> 00:37:04,060
‫تیر خوردی.

596
00:37:04,062 --> 00:37:06,863
‫تیری که بهت اصابت کرد به سم آغشته بود.

597
00:37:06,865 --> 00:37:09,449
‫با این حساب باید الان مرده باشم.

598
00:37:10,618 --> 00:37:13,036
‫من خونم رو به بدنت منتقل کردم.

599
00:37:14,455 --> 00:37:16,506
‫راستش...

600
00:37:16,508 --> 00:37:19,459
‫این فکر اون شورشی بود.

601
00:37:19,461 --> 00:37:21,427
‫اون جونت رو نجات داد.

602
00:37:21,429 --> 00:37:23,896
‫واقعا؟

603
00:37:23,898 --> 00:37:27,267
‫خیلی نگران بودم , میترسیدم از دستت بدم.

604
00:37:27,269 --> 00:37:29,269
‫قرار نیست جایی برم.

605
00:37:29,271 --> 00:37:32,822
‫وقتی مامان فوت کرد اینو گفتی.

606
00:37:32,824 --> 00:37:35,625
‫ولی رفتی.

607
00:37:35,627 --> 00:37:37,174
‫بعد از مرگ مادرت من...

608
00:37:37,199 --> 00:37:39,050
‫هیچوقت نتونستم برات پدر خوبی باشم.

609
00:37:40,398 --> 00:37:42,849
‫خودمو گم کرده بودم.

610
00:37:42,851 --> 00:37:46,052
‫هیچوقت بهم نگفتی بعد از مرگ مامان کجا رفتی.

611
00:37:51,125 --> 00:37:55,395
‫یه روز پا شدم دیدم تو یه جایی
‫به اسم "ناندا پاربت" گیر افتادم.

612
00:37:57,181 --> 00:38:00,667
‫اونجا با یه مردی آشنا شدم.

613
00:38:00,669 --> 00:38:04,721
‫اون بهم کمک کرد تا بفهمم ماجرا از چه قراره.

614
00:38:04,723 --> 00:38:09,942
‫بهم کمک کرد تا یه هدف برای زندگیم پیدا کنم.

615
00:38:09,944 --> 00:38:13,830
‫تا این شهر رو برای همه به یه جای بهتر تبدیل کنم.

616
00:38:13,832 --> 00:38:18,351
‫مخصوصا برای تو.

617
00:38:18,353 --> 00:38:21,854
‫چجوری میخوای این کارو بکنی ؟

618
00:38:21,856 --> 00:38:25,241
‫مالکوم"؟"

619
00:38:26,910 --> 00:38:28,745
‫"تامی".

620
00:38:28,747 --> 00:38:32,198
‫میتونم چند دقیقه با "مویرا" تنها حرف بزنم ؟

621
00:38:48,832 --> 00:38:52,185
‫خدا رو شکر , حالت خوبه.

622
00:38:52,187 --> 00:38:55,104
‫تو تشکیلاتمون یه خائن وجود داره.

623
00:38:55,106 --> 00:38:57,273
‫میخوام برام پیداش کنی.

624
00:38:57,275 --> 00:39:01,944
‫همین الان آخرین اشتباهه عمرش رو کرد.

625
00:39:10,187 --> 00:39:14,190
‫به خاطر توئه که پدرم
‫حالش بهتر شده, ازت ممنونم.

626
00:39:14,192 --> 00:39:17,410
‫باید از خودت تشکر کنی.

627
00:39:17,412 --> 00:39:21,330
‫هر وقت یه نفر ازت میپرسید
‫،تو اون جزیره چه چیزایی سرت اومده

628
00:39:21,332 --> 00:39:23,866
‫"تو میگفتی : "خیلی چیزا
‫اما جوابت هیچوقت در حد این اتفاقا نبود.

629
00:39:23,868 --> 00:39:25,385
‫"تامی"...

630
00:39:25,387 --> 00:39:27,036
‫من دیدم که اون آدمایی رو
‫که ما رو گروگان گرفته بودن...

631
00:39:27,038 --> 00:39:30,423
‫به محض برگشتنت کشتی, درست نمیگم؟

632
00:39:35,479 --> 00:39:38,064
‫من...

633
00:39:38,066 --> 00:39:40,233
‫ببین من میدونم سوالای زیادی تو ذهنت هست.

634
00:39:40,235 --> 00:39:42,218
‫درسته.

635
00:39:42,220 --> 00:39:46,355
‫همینطوره اما برای الان فقط یه سوال دارم.

636
00:39:48,659 --> 00:39:51,811
‫اصلا هیچوقت قصد داشتی حقیقتو بهم بگی؟

637
00:39:54,848 --> 00:39:58,668
‫نه.

638
00:40:11,081 --> 00:40:14,016
‫تامی" من همین الان اخبار رو دیدم".

639
00:40:14,018 --> 00:40:15,802
‫خودمو خیلی سریع میرسونم پیشت.

640
00:40:15,804 --> 00:40:17,770
‫خداحافظ.

641
00:40:24,278 --> 00:40:26,963
‫"سلام "لورل.

642
00:40:26,965 --> 00:40:29,999
‫مامان ؟

643
00:40:31,318 --> 00:40:34,036
‫اینجا چیکار میکنی ؟

644
00:40:34,038 --> 00:40:37,406
‫"باید باهات حرف بزنم "لورل.

645
00:40:37,408 --> 00:40:39,876
‫در مورد چی ؟

646
00:40:39,878 --> 00:40:43,629
‫میدونم که مرتکب اشتباهات زیادی شدم.

647
00:40:43,631 --> 00:40:45,381
‫درسته.

648
00:40:45,383 --> 00:40:47,850
‫آره , مرتکب شدی.

649
00:40:50,004 --> 00:40:52,038
‫ببین , من الان باید برم جایی.

650
00:40:52,040 --> 00:40:55,141
‫نظرت چیه بعدا برام ایمیل
‫یا کارت پستال بفرستی ؟

651
00:40:55,143 --> 00:40:57,376
‫یه موضوع خیلی مهمی هست
‫که باید در موردش باهات حرف بزنم.

652
00:40:58,963 --> 00:41:02,482
‫چی میتونه بعد از اینهمه مدت انقدر مهم باشه ؟

653
00:41:04,434 --> 00:41:06,269
‫در مورد "سارا" ـه.

654
00:41:06,271 --> 00:41:08,571
‫خب ؟

655
00:41:08,573 --> 00:41:10,859
‫من فکر میکنم "سارا" هنوز زنده ـس.

656
00:41:10,959 --> 00:41:15,959
‫ارائه ای از روزبه و تیم ترجمه پرشین ترنس
‫مترجمین : روزبه و کسرا

657
00:41:15,960 --> 00:41:18,960
‫تنظیم با نسخه بلوری
‫ehsan_taj

