‫﻿۱
00:00:02,067 --> 00:00:04,947
‫اسم من، الیور کویین ــه

2
00:00:05,183 --> 00:00:08,067
‫،بعد از گذروندن پنج سال تو یه جزیره جهنمی

3
00:00:08,069 --> 00:00:10,491
‫من فقط با یک هدف به خونه برگشته‌ام

4
00:00:10,493 --> 00:00:12,814
‫تا شهرم ــو نجات بدم

5
00:00:12,816 --> 00:00:17,858
‫اما برای انجام این کار، من نمی‌تونم مثل گذشته یک قاتل باشم

6
00:00:17,860 --> 00:00:23,019
‫برای احترام به یاد و خاطره‌ی دوستم، من باید شخص دیگه‌ای باشم

7
00:00:23,021 --> 00:00:26,421
‫باید چیز دیگه‌ای باشم

8
00:00:27,545 --> 00:00:30,695
‫آنچه در "پیکان" گذشت...

9
00:00:31,373 --> 00:00:33,761
‫الیور، وقتشه که انتخاب کنی

10
00:00:33,763 --> 00:00:35,803
‫کی زنده بمونه و کی بمیره

11
00:00:35,805 --> 00:00:36,930
‫چون بعد از ۳۰ ثانیه، به هردوشون شلیک میکنم

12
00:00:36,932 --> 00:00:39,121
‫تو که چیزی رو که دنبالش بودی به دست آوردی!

13
00:00:39,123 --> 00:00:40,913
‫فکر کنم انتخابت ــو کردی. وقت تمومه

14
00:00:40,915 --> 00:00:42,522
‫نه!

15
00:00:44,713 --> 00:00:47,251
‫اگه اون رو بزنی به من، خودم میکشمت

16
00:00:47,253 --> 00:00:49,242
‫نه، برادر روی، تو برای من خواهی کشت

17
00:00:49,244 --> 00:00:51,234
‫میراکورو" رو از کجا آوردی؟"

18
00:00:51,236 --> 00:00:53,009
‫یک هدیه بود.
‫هدیه‌ای که من

19
00:00:53,011 --> 00:00:55,365
‫ازش استفاده میکنم تا این شهر رو از دست خودش نجات بدم

20
00:02:14,732 --> 00:02:16,721
‫مردی که ماسک جمجمه‌ای داره کیه؟

21
00:02:16,723 --> 00:02:18,828
‫من...من نمیدونم

22
00:02:18,830 --> 00:02:21,151
‫تو بزرگترین دلال خیابونی این منطقه‌ای

23
00:02:21,153 --> 00:02:23,640
‫و از هر اتفاقی که میفته خبر داری

24
00:02:23,642 --> 00:02:25,067
‫اون کیه؟!

25
00:02:25,069 --> 00:02:26,594
‫قبلا ندیده بودمش

26
00:02:26,596 --> 00:02:28,884
‫آخه ماسک جمجمه‌ای؟
‫این دیگه چه مسخره بازی ایه؟!

27
00:02:28,886 --> 00:02:30,527
‫بیخیال رفیق، من توی عفو مشروطم!

28
00:02:30,529 --> 00:02:31,539
‫دیگه نیستی

29
00:02:31,540 --> 00:02:35,519
‫ارائـــه‌ای از تـــیـــم تـــرجـــمـــه‌ی ایـــران فـــیـــلـــم

30
00:02:37,762 --> 00:02:40,167
‫سخنگوی دفتر شهردار شهر مرکزی تایید کرد

31
00:02:40,169 --> 00:02:43,220
‫که انفجار پنج هفته‌ی پیش آزمایشگاه‌های استار

32
00:02:43,222 --> 00:02:46,672
‫هیچ خسارت یا زیان رادیواکتیوی‌ای نداشته است

33
00:02:48,166 --> 00:02:51,484
‫فلیسیتی هنوز برنگشته؟

34
00:02:51,486 --> 00:02:53,806
‫گفت میخواد چند روز دیگه هم پیش "بری" بمونه

35
00:02:53,808 --> 00:02:57,257
‫حالش بهتر شده؟

36
00:02:57,259 --> 00:02:58,917
‫هنوز بی‌هوشه

37
00:02:58,919 --> 00:03:00,660
‫امشب اوضاع بیرون چطور بود؟

38
00:03:00,662 --> 00:03:02,518
‫مثل بقیه‌ی به درد نخورهای منطقه

39
00:03:02,520 --> 00:03:04,675
‫که باهاشون حرف زدم

40
00:03:04,677 --> 00:03:06,218
‫هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌کس...

41
00:03:06,220 --> 00:03:09,039
‫یه مرد با ماسک جمجمه‌ای ندیده

42
00:03:10,434 --> 00:03:12,391
‫اما اون هنوزم یه‌جایی اون بیرونه

43
00:03:12,393 --> 00:03:14,415
‫الیور، توی پنج هفته گذشته

44
00:03:14,417 --> 00:03:16,207
‫خیلی تلاش کردی تا این یارو رو پیدا کنی

45
00:03:16,209 --> 00:03:18,165
‫اون میراکورو رو داره، دیگل!

46
00:03:18,167 --> 00:03:22,397
‫خودت که دیدی چقدر کشتن یه نفر
‫که بهش تزریق شده بود

47
00:03:22,399 --> 00:03:23,724
‫چقدر سخت بود

48
00:03:23,726 --> 00:03:25,416
‫عملا مجبور شدیم یه ساختمون ــو روی سرش خراب کنیم

49
00:03:25,418 --> 00:03:27,574
‫،حالا تصور کن که ده نفر باشن، یا صد نفر

50
00:03:27,576 --> 00:03:29,565
‫یا هزار نفر

51
00:03:29,567 --> 00:03:31,556
‫گفتی که به روی هم تزریق شده

52
00:03:31,558 --> 00:03:33,049
‫آره

53
00:03:33,051 --> 00:03:35,920
‫قبلا ندیده بودم اینجوری ترسیده باشی

54
00:03:35,922 --> 00:03:38,907
‫پس باید متوجه بشی که چقدر اوضاع بده

55
00:03:41,454 --> 00:03:45,870
‫مترجمین
‫(Dunham) و مـحـمـد  (Breakingbad) کـیـارش

56
00:03:46,188 --> 00:03:50,167
‫wWw.BreakingBadSub.tk
‫mohammad.dunham@gmail

57
00:03:51,883 --> 00:03:55,035
‫شدو همیشه بهم میگفت که من اینجا نمیمیرم

58
00:03:56,364 --> 00:03:57,856
‫،اما الان که فکر میکنم

59
00:03:57,858 --> 00:04:00,229
‫هیچ‌وقت این حرف ــو درباره خودش نزد

60
00:04:00,231 --> 00:04:03,996
‫فقط امیدوارم که الان پیش پدرش باشه

61
00:04:16,607 --> 00:04:18,896
‫این ــو بگیر، بچه

62
00:04:21,967 --> 00:04:23,708
‫،اگه خودش بود
‫می‌خواست که این پیش تو باشه

63
00:04:23,710 --> 00:04:26,678
‫اون به تو اهمیت میداد فقط

64
00:04:42,078 --> 00:04:44,051
‫اسلید...

65
00:04:44,053 --> 00:04:46,391
‫هِـی "الی"، یه کم تنهاش بزار

66
00:04:46,393 --> 00:04:48,100
‫من نمیتونم هِـی بهش دروغ بگم، سارا

67
00:04:48,102 --> 00:04:49,709
‫باید بهش بگم شدو واقعا چه جوری مرد

68
00:04:49,711 --> 00:04:52,812
‫آیوو" شدو رو کشت".
‫اون بود که ماشه رو کشید

69
00:04:52,814 --> 00:04:55,119
‫چون من انتخاب کردم که تو رو نجات بدم

70
00:04:57,145 --> 00:04:59,383
‫اون باید حقیقت ــو بدونه

71
00:04:59,385 --> 00:05:01,159
‫- صبر کن الی، اون...
‫- ولم کن

72
00:05:01,161 --> 00:05:03,316
‫الان میراکورو توی بدنشه

73
00:05:03,318 --> 00:05:05,606
‫این چه ربطی داشت الان؟

74
00:05:05,608 --> 00:05:07,796
‫ببین، ژاپنی‌ها رویِ صدها نفر

75
00:05:07,798 --> 00:05:10,335
‫آزمایش کردن تا میراکورو رو بسازن

76
00:05:10,337 --> 00:05:12,276
‫منم تحقیقاتشون ــو خوندم

77
00:05:12,278 --> 00:05:13,935
‫اونایی که مردن

78
00:05:13,937 --> 00:05:15,462
‫خوش‌شانس‌هاشون بودن

79
00:05:15,464 --> 00:05:17,801
‫اونایی که زنده موندن، تغییر کردن

80
00:05:17,803 --> 00:05:19,610
‫چه بدنشون، چه ذهنشون

81
00:05:19,612 --> 00:05:21,452
‫اونا به یه فرد دیگه تبدیل شدن

82
00:05:31,442 --> 00:05:34,826
‫برای این گفتی بیام که نوشیدنی بزنیم؟

83
00:05:34,828 --> 00:05:36,253
‫خودتم که حاضر شدی

84
00:05:36,255 --> 00:05:38,775
‫نه،من...با یکی قرار دارم

85
00:05:38,777 --> 00:05:40,203
‫روی چی، کار میکنی؟

86
00:05:40,204 --> 00:05:42,110
‫"یه چیزی در رابطه با "سباستین بلاد

87
00:05:42,112 --> 00:05:44,600
‫یا همون شهردار آینده‌ی شهر استارلینگ

88
00:05:44,602 --> 00:05:45,960
‫خب، شاید نباید شهردار بشه

89
00:05:45,962 --> 00:05:47,703
‫- منظورت چیه؟
‫- من داشتم یه کم تحقیقات میکردم

90
00:05:47,705 --> 00:05:49,992
‫بلاد با موسسه روانپزشکی لانگفورد

91
00:05:49,994 --> 00:05:52,316
‫در ارتباط بود

92
00:05:52,318 --> 00:05:54,307
‫همونی که تحت شرایط

93
00:05:54,309 --> 00:05:56,298
‫خیلی مبهمی سوخت

94
00:05:56,300 --> 00:05:58,588
‫- پلیس فکر میکنه که حرق عمدی بوده؟
‫- نه

95
00:05:58,590 --> 00:06:00,114
‫اونا میگن که تحقیقاتشون هنوز تموم نشده

96
00:06:00,116 --> 00:06:02,686
‫اما بلاد، "سایرس گلد" رو هم میشناخت...

97
00:06:02,688 --> 00:06:05,905
‫مردی که به چهار افسر پلیس شلیک کرد
‫و اون‌ها رو به قتل رسوند

98
00:06:05,907 --> 00:06:07,581
‫لارل، الان منظورت چیه؟

99
00:06:07,583 --> 00:06:09,904
‫نمیدونم. اما دیگه باید برم

100
00:06:09,906 --> 00:06:12,240
‫داره دیرم میشه

101
00:06:12,242 --> 00:06:14,358
‫حالا اون مرد خوش‌شانس کی هست؟

102
00:06:14,360 --> 00:06:17,695
‫سباستین بلاد

103
00:06:17,696 --> 00:06:19,306
‫اون مردی هست که باید شهردار بشه

104
00:06:19,311 --> 00:06:22,433
‫پس، لطفا، بیاید تلاش کنیم تا

105
00:06:22,435 --> 00:06:24,502
‫پسر محبوب استارلینگ رو به اونجا بفرستیم

106
00:06:24,504 --> 00:06:27,455
‫به افتخار سباستین بلاد.
‫سباستین برای استارلینگ

107
00:06:31,927 --> 00:06:33,461
‫ممنونم، الیور

108
00:06:33,463 --> 00:06:35,763
‫هم برای حمایتت و هم برای دوستیت

109
00:06:35,765 --> 00:06:37,882
‫سپاسگذارم

110
00:06:37,884 --> 00:06:40,051
‫و از همه‌ی شما هم متشکرم که اومدین

111
00:06:40,053 --> 00:06:43,304
‫میدونید، وقتی که الیور من رو
‫پسر شهر استارلینگ خطاب میکنه

112
00:06:43,306 --> 00:06:45,339
‫احساس میکنم که واقعا همین‌طوره

113
00:06:45,341 --> 00:06:47,275
‫من یه یتیم خیابونی بودم

114
00:06:47,277 --> 00:06:49,560
‫و این شهر من ــو مثه فرزند خودش بزرگ کرد

115
00:06:49,562 --> 00:06:52,217
‫من فقط به خاطر خانواده‌ی شهر استارلینگمه

116
00:06:52,242 --> 00:06:53,482
‫که امروز اینجام

117
00:06:53,483 --> 00:06:55,733
‫پس دیگه وقتشه که من لطفشو جبران کنم

118
00:06:55,735 --> 00:06:57,685
‫پس از همه‌ی حمایت‌هاتون متشکرم

119
00:07:05,294 --> 00:07:08,296
‫سخنرانی خوبی بود، الی

120
00:07:08,298 --> 00:07:09,964
‫کی میدونست که تو انقدر برای سیاست اهمیت قائلی؟

121
00:07:09,966 --> 00:07:12,116
‫خب، من برای شهر اهمیت قائلم و...

122
00:07:12,118 --> 00:07:14,719
‫دیگه سباستین مثل دوستم شده

123
00:07:14,721 --> 00:07:18,506
‫ظاهرا توی دوست شدن مهارت داره

124
00:07:18,508 --> 00:07:21,676
‫خیلی بامزه بود

125
00:07:21,678 --> 00:07:23,177
‫راستی، حال روی چطوره؟

126
00:07:23,179 --> 00:07:26,314
‫خوش‌تیپ، تو فکر، مثه همیشه

127
00:07:26,316 --> 00:07:29,267
‫چرا دوست پسر من انقدر موضوع جالبی شده؟

128
00:07:29,269 --> 00:07:32,603
‫خب، تیا، کسی که میپرستیدش به پاش شلیک کرد، و من فقط...

129
00:07:32,605 --> 00:07:34,572
‫میخواستم مطمئن شم که مشکلی پیش نیومده باشه

130
00:07:34,574 --> 00:07:36,974
‫وای، خدایا.
‫الان که دارم فکر میکنم فهمیدم که

131
00:07:36,976 --> 00:07:40,378
‫امروز صبح یه کاری کرد که هیچ‌وقت نکرده بود

132
00:07:40,380 --> 00:07:41,529
‫چی؟

133
00:07:41,531 --> 00:07:43,281
‫سر وقت اومد سره‌کار

134
00:07:44,784 --> 00:07:46,534
‫تیا! اینجا...

135
00:07:46,536 --> 00:07:47,735
‫فوق‌العاده شده

136
00:07:47,737 --> 00:07:49,704
‫خوشحالم که وظیفه اجتماعیم ــو انجام دادم

137
00:07:49,706 --> 00:07:51,439
‫نه، من خوشحالم

138
00:07:51,441 --> 00:07:55,126
‫تو سرگرمی الیور رو تبدیل کردی به یه

139
00:07:55,128 --> 00:07:56,544
‫کسب و کار موفق

140
00:07:56,546 --> 00:08:00,381
‫- سرگرمی؟
‫- اوه، عزیزم

141
00:08:01,800 --> 00:08:04,051
‫الیور

142
00:08:05,305 --> 00:08:07,188
‫خیلی متشکرم بابت سخنرانی بامحبتت

143
00:08:07,190 --> 00:08:09,307
‫من فقط حقیقت ــو گفتم

144
00:08:09,309 --> 00:08:15,279
‫اوه، ببخشید، یکی از دوستام الان اومد

145
00:08:15,281 --> 00:08:17,231
‫- سلام
‫- سلام

146
00:08:17,233 --> 00:08:18,733
‫خوشحالم که تونستی بیای

147
00:08:18,735 --> 00:08:20,935
‫سباستین دعوتم کرد

148
00:08:20,937 --> 00:08:24,238
‫آره، شنیدم که شما دوتا
‫خیلی با هم اینور و اونور میرین

149
00:08:24,240 --> 00:08:26,941
‫ما فقط با هم دوستیم

150
00:08:26,943 --> 00:08:28,943
‫اونم خبر داره؟

151
00:08:30,513 --> 00:08:32,496
‫چی جلوت رو میگیره ؟

152
00:08:32,498 --> 00:08:35,750
‫گاهی وقتا احساس میکنم که
‫سباستین واقعی رو نمیشناسم

153
00:08:35,752 --> 00:08:38,886
‫اینجوری یه کم منو یاد تو میندازه

154
00:08:38,888 --> 00:08:41,739
‫همم

155
00:08:41,741 --> 00:08:43,557
‫استقلال

156
00:08:43,559 --> 00:08:45,276
‫آزادی

157
00:08:45,278 --> 00:08:47,094
‫عدالت

158
00:08:47,096 --> 00:08:51,899
‫مردم این شهر خیلی وقته که در قید و بند یه دولت فاسد

159
00:08:51,901 --> 00:08:55,369
‫دارن زجر میکشن...

160
00:08:55,371 --> 00:08:59,073
‫انگار که برده‌های سیاستمدارای مغرض

161
00:08:59,075 --> 00:09:03,244
‫و ارباب‌های عروسک گردان پارلمانیشون باشن

162
00:09:04,863 --> 00:09:07,915
‫من برای همه‌شون اعلام جنگ میکنم

163
00:09:18,438 --> 00:09:19,605
‫کسی تو ساختمون بود؟

164
00:09:19,899 --> 00:09:21,231
‫نظافت‌چی‌ها و یه گروه بانکدار

165
00:09:21,233 --> 00:09:22,566
‫که داشتن روی یه معامله دیروقت کار میکردن

166
00:09:22,568 --> 00:09:23,867
‫میتونی منو به پلیس و آتش نشانی وصل کنی؟

167
00:09:23,869 --> 00:09:25,903
‫الان

168
00:09:31,376 --> 00:09:32,743
‫دیگل...

169
00:09:32,745 --> 00:09:36,079
‫این کار من نیست، رفیق

170
00:09:36,081 --> 00:09:38,582
‫اینجا خیلی داغه
‫ما میایم بیرون

171
00:09:38,584 --> 00:09:40,584
‫هنوز کسایی توی طبقه‌ی پنجم هستن

172
00:09:40,586 --> 00:09:42,773
‫اینجا خیلی داغه
‫ما داریم میایم بیرون

173
00:09:50,311 --> 00:09:52,995
‫کمک!

174
00:09:52,997 --> 00:09:54,463
‫گری" هنوز اون پشته"

175
00:09:54,465 --> 00:09:56,465
‫برو یه جای امن

176
00:10:05,942 --> 00:10:08,444
‫دستتو بده به من

177
00:10:15,402 --> 00:10:18,187
‫ممنون

178
00:10:34,137 --> 00:10:37,372
‫هِـی

179
00:10:37,374 --> 00:10:40,342
‫حالت خوبه؟

180
00:10:40,344 --> 00:10:43,646
‫کجا داری میری؟

181
00:10:43,648 --> 00:10:46,599
‫پیش هواپیما تا یه سری وسایل بردارم

182
00:10:46,601 --> 00:10:48,184
‫برای چی؟

183
00:10:48,186 --> 00:10:50,552
‫آیوو هنوز همینجاست

184
00:10:50,554 --> 00:10:52,104
‫،میخوام برم پیداش کنم
‫و وقتی اینکار رو کردم

185
00:10:52,106 --> 00:10:53,439
‫میخوام تیکه تیکه‌ش کنم

186
00:10:53,441 --> 00:10:55,825
‫نمتونی اینکار رو بکنی.
‫آیوو یه کشتی داره

187
00:10:55,827 --> 00:10:58,027
‫،پر از قاتل، و اهمیتی نداره که قبلا چیکار کردی

188
00:10:58,029 --> 00:11:00,112
‫نمی‌تونی همه‌شون رو شکست بدی

189
00:11:00,114 --> 00:11:03,582
‫تنها کاری که میتونی بکنی اینه که یه جای امن پیدا کنی و منتظر بشی تا بیاد بیرون

190
00:11:03,584 --> 00:11:05,501
‫خب، البته که تو باید این حرف ــو بزنی

191
00:11:05,503 --> 00:11:07,086
‫تو براش کار میکردی

192
00:11:07,088 --> 00:11:08,904
‫احتمالا هنوز هم داری براش کار میکنی

193
00:11:08,906 --> 00:11:11,240
‫هِـی!

194
00:11:11,242 --> 00:11:12,792
‫اینطور نیست

195
00:11:12,794 --> 00:11:14,543
‫از سر راهم برو کنار، بچه

196
00:11:14,545 --> 00:11:16,411
‫ببین، بیا یه کم آروم باشیم...

197
00:11:16,413 --> 00:11:19,849
‫گفتم...

198
00:11:19,851 --> 00:11:22,218
‫از سر راهم برو کنار

199
00:11:23,805 --> 00:11:25,988
‫حالت خوبه؟
‫شب طولانی‌ای بود

200
00:11:25,990 --> 00:11:28,524
‫آره. توی اخبار گفت که بمب گذار هیچ پولی ندزدیده

201
00:11:28,526 --> 00:11:31,426
‫فکر کنم این یارو فقط میخواسته خودی نشون بده

202
00:11:31,428 --> 00:11:33,362
‫این یک ساعت پیش توی اینترنت پخش شد

203
00:11:33,364 --> 00:11:36,439
‫اعلامیه‌شه. ۳۰۰ صفحه تنفر نسبت به دولت

204
00:11:36,440 --> 00:11:37,630
‫فکر میکنی که این روانی با روانی خودمون

205
00:11:37,655 --> 00:11:39,088
‫که ماسک جمجمه‌ای داره در ارتباط باشه؟

206
00:11:40,154 --> 00:11:42,121
‫این یکی کلا هدف جداگانه‌ای داره

207
00:11:42,123 --> 00:11:43,622
‫،اون یه گرگ تنهاست
‫اما ما باید

208
00:11:43,624 --> 00:11:45,407
‫قبل از این که هدف بعدیش رو پیدا کنه، پیداش کنیم

209
00:11:45,409 --> 00:11:47,743
‫من بودم با بمب شروع میکردم.
‫هرکسی روش خاص خودشو داره

210
00:11:47,745 --> 00:11:50,212
‫شاید بتونیم یه امضا ازش گیر بیاریم

211
00:11:50,214 --> 00:11:52,114
‫اما باقیمونده‌ی بمب پیش پلیس ــه

212
00:11:52,116 --> 00:11:52,874
‫خوشبختانه ما

213
00:11:52,899 --> 00:11:54,602
‫یکی رو توی اداره میشناسیم

214
00:11:55,219 --> 00:11:57,920
‫فکر میکردم که چند روز دیگه توی شهر مرکزی میمونی

215
00:11:57,922 --> 00:11:59,672
‫خبر بمب گذاری بهم رسید

216
00:11:59,674 --> 00:12:01,257
‫با اولین قطار امروز صبح اومدم

217
00:12:01,259 --> 00:12:02,624
‫چه خوب

218
00:12:02,626 --> 00:12:04,093
‫اینجا بهت نیاز داریم

219
00:12:05,061 --> 00:12:07,513
‫حال بری چطوره؟

220
00:12:07,515 --> 00:12:09,698
‫هنوز خوابه

221
00:12:09,700 --> 00:12:12,168
‫خواب رو به کما ترجیح میدم

222
00:12:12,170 --> 00:12:16,021
‫چونکه کما زیاد، میدونی، خوب به نظر نمیرسه

223
00:12:17,691 --> 00:12:19,742
‫من با کارآگاه لنس تماس میگیرم

224
00:12:35,659 --> 00:12:37,943
‫سلام

225
00:12:37,945 --> 00:12:39,678
‫- امروز قرار ناهار داشتیم؟
‫- نه

226
00:12:39,680 --> 00:12:41,463
‫همین اطراف بودم

227
00:12:41,465 --> 00:12:43,966
‫گفتم بیام ببینمت. اما اگه الان

228
00:12:43,968 --> 00:12:46,552
‫،وقت خوبی نیست
‫منظورم اینه که، میتونم بعدا بیام

229
00:12:46,554 --> 00:12:50,606
‫نه، اصلا، اونور دارن مقدمات مصاحبه رو آماده میکنن

230
00:12:52,527 --> 00:12:55,778
‫اینجا برای یه یتیم خیابونی خیلی تاثیر برانگیزه

231
00:12:55,780 --> 00:13:00,182
‫الان منظورت اینه که
‫دیشب یه کم پیاز داغشو زیاد کردم؟

232
00:13:00,184 --> 00:13:02,117
‫نه

233
00:13:02,119 --> 00:13:04,136
‫فقط این که...

234
00:13:04,138 --> 00:13:05,520
‫لارل، اگه میخوای

235
00:13:05,522 --> 00:13:07,689
‫چیزی بپرسی، بپرس

236
00:13:07,691 --> 00:13:09,458
‫گازت نمیگیرم

237
00:13:09,460 --> 00:13:11,660
‫قول میدم

238
00:13:11,662 --> 00:13:13,449
‫تو میدونی که پدرم پلیسه

239
00:13:13,474 --> 00:13:15,248
‫بله

240
00:13:15,249 --> 00:13:17,666
‫اون گفت مظنونی که داشتن درباره‌ش تحقیق میکردن

241
00:13:17,668 --> 00:13:19,501
‫وقتی که به خودش و همکارش حمله شد

242
00:13:19,503 --> 00:13:22,304
‫مردی به اسم سایرس گلد بوده

243
00:13:25,809 --> 00:13:29,011
‫سایرس گلد...

244
00:13:29,013 --> 00:13:30,496
‫یه واعظ بود

245
00:13:30,498 --> 00:13:32,598
‫توی یتیم خونه‌ای که من توش بزرگ شدم

246
00:13:32,600 --> 00:13:35,184
‫سایرس دوست خیلی خوبی بود...

247
00:13:35,186 --> 00:13:36,652
‫مثه برادر بزرگترم بود

248
00:13:36,654 --> 00:13:39,588
‫اگه بخوام صادقانه بگم، حتی مثه پدرم هم بود

249
00:13:39,590 --> 00:13:41,890
‫اون اولین کسی بود که باهاش حرف زدم

250
00:13:41,892 --> 00:13:44,193
‫بعد از این که یه ماه تمام با کسی صحبت نکردم

251
00:13:44,195 --> 00:13:47,079
‫تو خیلی درباره یتیم بودن حرف میزنی

252
00:13:47,081 --> 00:13:50,449
‫اما درباره‌ی پدر و مادرت چیزی نمیگی

253
00:13:51,952 --> 00:13:54,370
‫میشناختیشون؟

254
00:13:57,424 --> 00:14:00,442
‫پدرم مرد خیلی ناراحتی بود

255
00:14:00,444 --> 00:14:04,530
‫یه شب غرق ویسکی اومد خونه

256
00:14:04,532 --> 00:14:07,933
‫،دوباره شغلش ـو از دست داده بود
‫برای همین دست مادرم ـو شکوند

257
00:14:09,219 --> 00:14:11,854
‫سعی کردم جلوشو بگیرم، اما منو پرت کرد کنار

258
00:14:11,856 --> 00:14:13,626
‫و بعدش دیدم که مادرم

259
00:14:13,651 --> 00:14:15,493
‫تفنگ پدرم ـو گرفته بود دستش

260
00:14:17,260 --> 00:14:19,662
‫و وقتی که داشتم نگاهش میکردم به پدرم شلیک کرد

261
00:14:19,664 --> 00:14:23,148
‫بعدش دست پاچه شد

262
00:14:23,150 --> 00:14:26,602
‫قبل از این که پلیس برسه فرار کرد و رفت

263
00:14:28,188 --> 00:14:31,407
‫این آخرین باری بود که من پدر و مادرم ــو دیدم

264
00:14:31,409 --> 00:14:34,226
‫خیلی متاسفم

265
00:14:37,081 --> 00:14:39,048
‫متاسفانه...

266
00:14:39,050 --> 00:14:41,350
‫من نمیدونم که

267
00:14:41,352 --> 00:14:44,053
‫چرا کار سایرس به اینجا کشید

268
00:14:44,055 --> 00:14:46,188
‫تنها چیزی که میدونم اینه که...

269
00:14:46,190 --> 00:14:48,507
‫اون به یه پسر خیلی جوون و وحشت زده

270
00:14:48,509 --> 00:14:51,377
‫کمک کرد تا بتونه دوباره حرف بزنه

271
00:14:54,015 --> 00:14:57,182
‫ببخشید

272
00:14:57,184 --> 00:14:59,902
‫بقیه‌ش باشه برای بعد؟

273
00:15:32,135 --> 00:15:35,471
‫نشنیدم که اومدی تو

274
00:15:35,473 --> 00:15:39,391
‫آره، ببخسید، من...
‫زود رسیدم

275
00:15:39,393 --> 00:15:42,277
‫فقط میخواستم تا قبل از ناهار این جعبه‌ها رو باز کنم

276
00:15:42,279 --> 00:15:45,180
‫حالت خوبه؟

277
00:15:45,182 --> 00:15:47,783
‫آره، خوبم

278
00:15:47,785 --> 00:15:50,486
‫فقط...اخیرا زیاد نخوابیدم

279
00:15:50,488 --> 00:15:52,187
‫خیلی چیزا تو ذهنمه

280
00:15:52,189 --> 00:15:53,772
‫میخوای درباره‌شون صحبت کنیم؟

281
00:15:53,774 --> 00:15:55,791
‫درباره‌ی چی؟

282
00:15:55,793 --> 00:15:59,078
‫هرچی که توی این پنج هفته‌ی گذشته درگیرشی

283
00:16:00,863 --> 00:16:02,648
‫ببین، من حالم خوبه

284
00:16:02,650 --> 00:16:04,249
‫از اون وقتی که "پیکان‌دار" بهت شلیک کرد

285
00:16:04,251 --> 00:16:05,801
‫خیلی عجیب غریب رفتار میکنی، روی

286
00:16:05,803 --> 00:16:07,803
‫چه با من، چه با بقیه

287
00:16:07,805 --> 00:16:10,839
‫این درباره‌ی پیکان‌دار نیست

288
00:16:10,841 --> 00:16:13,258
‫به خاطر منه؟

289
00:16:13,260 --> 00:16:14,760
‫به خاطر مائـه؟

290
00:16:14,762 --> 00:16:18,180
‫ببین، من واقعا فقط میخوام این کار رو تموم کنم، باشه؟

291
00:16:18,182 --> 00:16:19,815
‫باشه

292
00:16:19,817 --> 00:16:23,852
‫اگه کمکی از دستم برمیومد بهم بگو

293
00:16:23,854 --> 00:16:26,822
‫تیا

294
00:16:30,777 --> 00:16:32,694
‫تو کمکم میکنی

295
00:16:32,696 --> 00:16:34,830
‫هر روز

296
00:16:34,832 --> 00:16:37,366
‫و واقعا، الان تنها چیزی که

297
00:16:37,368 --> 00:16:39,234
‫منو سرپا نگه داشته، تویی

298
00:16:39,236 --> 00:16:41,787
‫من هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم

299
00:16:41,789 --> 00:16:44,123
‫چجوری من انقدر خوش‌شانس شدم؟

300
00:16:44,125 --> 00:16:47,527
‫تو...کیفمو دزدیدی

301
00:16:47,529 --> 00:16:49,652
‫همم

302
00:17:07,651 --> 00:17:08,613
‫روی؟!

303
00:17:08,615 --> 00:17:11,735
‫تیا، حالت خوبه؟
‫آره

304
00:17:12,849 --> 00:17:14,790
‫دستت...

305
00:17:20,819 --> 00:17:22,810
‫ظاهرا خیلی عمیقه

306
00:17:22,812 --> 00:17:25,251
‫شاید بخیه لازم داشته باشه.
‫من میرم پایین تا

307
00:17:25,253 --> 00:17:26,978
‫جعبه کمک‌های اولیه رو بیارم، باشه؟

308
00:17:26,980 --> 00:17:29,119
‫باشه

309
00:17:52,150 --> 00:17:53,744
‫میدونی، بیشتر پلیسا

310
00:17:53,746 --> 00:17:55,537
‫خبر رسانشون ـو روی صندلی عقب یه ماشین

311
00:17:55,539 --> 00:17:58,127
‫یا کافی شاپی چیزی میبینن، اما...

312
00:17:58,129 --> 00:18:00,003
‫اون ماسکه چیه؟

313
00:18:00,005 --> 00:18:02,162
‫- هدیه‌ست از طرف یه دوست
‫- تو دوست هم داری؟

314
00:18:02,164 --> 00:18:04,602
‫چیزی که خواسته بودم رو آوردی؟

315
00:18:07,758 --> 00:18:11,942
‫اون یه نمونه از تمام چیزاییه که داریم

316
00:18:11,944 --> 00:18:14,233
‫توش شیشه ذوب شده و
‫چندین نوع قطعات منفجر شونده هست

317
00:18:14,235 --> 00:18:16,774
‫و اثرات باقیمونده شبیه نیتروگلیسیرین ــه

318
00:18:16,776 --> 00:18:18,849
‫که نشون میده با یه احمق تازه‌کار سر و کار نداریم

319
00:18:18,851 --> 00:18:21,423
‫اون حتما دوره‌شو گذرونده

320
00:18:21,425 --> 00:18:25,357
‫متشکرم، کارآگاه

321
00:18:25,359 --> 00:18:27,567
‫یه لطفی هم میخوام برام انجام بدی

322
00:18:30,855 --> 00:18:32,764
‫اون حرومزاده‌ای که افراد و همکارم ـو کشت...

323
00:18:32,766 --> 00:18:34,540
‫اون مُرده

324
00:18:34,542 --> 00:18:37,030
‫و هرکی هم که بهش خبر داد
‫و گفت ما داریم میریم سراغش

325
00:18:37,032 --> 00:18:38,409
‫الان حالش خوبه

326
00:18:38,411 --> 00:18:40,684
‫چی میخوای؟

327
00:18:40,686 --> 00:18:43,058
‫آمار تماس‌های همه‌ی پلیسای بخش من

328
00:18:43,060 --> 00:18:44,801
‫فکر میکنی توی اداره یه خبرچین هست؟

329
00:18:44,803 --> 00:18:46,080
‫فکر میکنم که اون آمار تماس‌ها تنها راه

330
00:18:46,082 --> 00:18:47,408
‫مطمئن شدنه.
‫و اون دوست بلوندت

331
00:18:47,410 --> 00:18:48,704
‫خیلی با کامپیوترها خوب کار میکنه

332
00:18:48,706 --> 00:18:51,177
‫ازش میخوام...

333
00:18:54,216 --> 00:18:58,865
‫واحد دی‌سی-۵۲ به مرکز، ۱۰-۸۰، مرکز شهر!

334
00:18:58,867 --> 00:19:00,193
‫دوباره حمله کرد

335
00:19:00,195 --> 00:19:02,319
‫ساختمون شهرداری شهر استارلینگ

336
00:19:02,321 --> 00:19:03,929
‫- موقعیتشو بهم بده
‫- بهتر از اون ــو بهت میدم...

337
00:19:03,931 --> 00:19:06,254
‫دارم برج‌های مخابراتی اطرافشو بررسی میکنم

338
00:19:06,256 --> 00:19:07,914
‫یه رد از دکل سامانه ارتباطی همراه هست

339
00:19:07,916 --> 00:19:10,206
‫از ۳۸۰۰ مگاهرتز، دو ثانیه‌ قبل از انفجار

340
00:19:10,208 --> 00:19:12,115
‫اون فرکانس خیلی از فرکانس

341
00:19:12,117 --> 00:19:14,157
‫تایید شده برای حامل‌های آمریکا بیشتره

342
00:19:16,799 --> 00:19:19,919
‫سیگنال داره حرکت میکنه.
‫فکر کنم بمب گذار در حال حرکته

343
00:19:19,921 --> 00:19:21,031
‫بهم یه تقاطع بده

344
00:19:24,936 --> 00:19:27,258
‫درست جلوت، ۴۰۰ متر

345
00:19:27,260 --> 00:19:28,686
‫دیدمش

346
00:19:40,127 --> 00:19:42,567
‫بپیچ سمت چپ تو خیابون شصت و هفتم

347
00:20:23,431 --> 00:20:26,004
‫فلیسیتی، گمش کردم

348
00:20:26,005 --> 00:20:27,199
‫چی؟

349
00:20:27,201 --> 00:20:29,756
‫منم همینطور، صبر کن

350
00:20:29,758 --> 00:20:32,230
‫پیداش کردم. خیابون جرارد، سمت چپ

351
00:20:32,232 --> 00:20:34,421
‫تقریبا درست جلوشی

352
00:20:46,593 --> 00:20:49,299
‫اون نیست، فلیسیتی.
‫سیگنال اشتباهی رو دنبال کردی

353
00:20:49,301 --> 00:20:52,437
‫چی؟ من فکر کردم...
‫حتما سیگنال رو مختل کرده

354
00:20:52,439 --> 00:20:54,845
‫مهم نیست

355
00:20:54,847 --> 00:20:57,203
‫دیگه رفته

356
00:21:01,982 --> 00:21:04,620
‫چی شد؟

357
00:21:04,622 --> 00:21:08,074
‫اون برای منفجر کردن بمب‌ها
‫از تکنولوژی سلولی استفاده میکنه

358
00:21:08,076 --> 00:21:10,731
‫واضحه که اونقدر تخصص داره که
‫اون سیگنال رو محو کنه

359
00:21:10,733 --> 00:21:13,504
‫فلیسیتی، قرار بود که تخصص تو از اون بیشتر باشه

360
00:21:13,506 --> 00:21:15,712
‫ببخشید؟

361
00:21:15,714 --> 00:21:18,950
‫اگه میخوای چیزی بهم بگی، الیور، بگو

362
00:21:18,952 --> 00:21:21,390
‫مردم دارن میمیرن.
‫پس خیلی خوب میشه اگه تو سرت ـو از

363
00:21:21,392 --> 00:21:23,300
‫شهر مرکزی بکشی بیرون و حواست به کارت باشه

364
00:21:23,302 --> 00:21:25,375
‫هروقت تو دیگه چرت و پرت نگی، باشه حتما

365
00:21:25,377 --> 00:21:27,385
‫- جـانـم؟
‫- خیلی خب

366
00:21:27,387 --> 00:21:29,245
‫شاید بهتر باشه که یه کم استراحت کنیم

367
00:21:29,247 --> 00:21:30,788
‫نه، صبر کن، اون حرفت درباره‌ی شهر مرکزی

368
00:21:30,790 --> 00:21:32,316
‫قرار بود چه منظوری رو برسونه؟

369
00:21:32,318 --> 00:21:34,857
‫وقتی اولین بمب منفجر شد، تو اینجا نبودی

370
00:21:34,859 --> 00:21:37,630
‫،و وقتی دومین بمب منفجر شد
‫تو منو فرستادی دنبال نخود سیاه

371
00:21:37,632 --> 00:21:39,290
‫بعد از اینکه خودت همون اول نتونستی بگیریش!

372
00:21:39,292 --> 00:21:42,328
‫منو سرزنش نکن
‫چون خودت امشب حواست پرت بود

373
00:21:42,330 --> 00:21:45,034
‫من باید برم هوا بخورم

374
00:21:51,694 --> 00:21:54,350
‫شاید الان بزنی منو ناقص کنی...

375
00:21:54,352 --> 00:21:56,790
‫اما انداختن تقصیر گردن همدیگه
‫بهمون کمک نمیکنه

376
00:21:56,792 --> 00:21:58,219
‫تا اون حرومزاده رو بگیریم

377
00:21:58,221 --> 00:22:00,410
‫کار رو درست انجام ندادن هم کمکی نمیکنه

378
00:22:00,412 --> 00:22:02,071
‫فکر میکنی اینطوریه ، الیور ؟

379
00:22:02,073 --> 00:22:03,482
‫فکر میکنی اون سر به هوا بود ؟

380
00:22:03,484 --> 00:22:04,927
‫از وجودش مایه نذاشت ؟

381
00:22:04,929 --> 00:22:07,152
‫اون تقریباً منو برد سمت یه اتوبوس ، دیگل

382
00:22:07,154 --> 00:22:08,629
‫تو چی فکر میکنی ؟

383
00:22:08,631 --> 00:22:10,373
‫فکر میکنم تو با عملکرد فلیسیتی

384
00:22:10,375 --> 00:22:13,113
‫تا قبل اینکه بری الن رو ببینه ، مشکلی نداشتی

385
00:22:41,757 --> 00:22:44,710
‫شرمنده

386
00:22:50,057 --> 00:22:52,348
‫تو حالت خوب نیست ، اسلید

387
00:22:52,350 --> 00:22:55,270
‫هی...

388
00:22:55,272 --> 00:22:56,898
‫اثر میراکو ـه

389
00:22:58,526 --> 00:23:00,218
‫ذهنت رو بهم ریخته

390
00:23:02,461 --> 00:23:06,992
‫بزودی هوا تاریک میشه
‫باید کمپ بزنیم

391
00:23:15,628 --> 00:23:17,255
‫چه خبر ؟
‫حالت خوبه ؟

392
00:23:17,257 --> 00:23:20,027
‫آره ، فقط...
‫موقع سرما دستم هنوز درد میگیره

393
00:23:20,029 --> 00:23:22,733
‫و مسکن هایی که دکتر بهم داده رو گم کردم

394
00:23:22,735 --> 00:23:24,178
‫تو چطوری ؟

395
00:23:24,180 --> 00:23:26,254
‫، آه ، میدونی
‫یه روز خوبه ، یه روز بد

396
00:23:26,256 --> 00:23:29,076
‫بعداً می‌بینمت

397
00:23:29,078 --> 00:23:31,368
‫هی

398
00:23:31,370 --> 00:23:32,730
‫عجب وضعی

399
00:23:32,732 --> 00:23:34,357
‫آره ، تو خوبی ؟

400
00:23:34,359 --> 00:23:36,598
‫فکر کردم اگه چند لحظه وقت داشته باشی
‫بتونم از کمکت استفاده کنم

401
00:23:36,600 --> 00:23:38,342
‫اومدی دفتر پلیس

402
00:23:38,344 --> 00:23:40,733
‫بنظر یه کار خانوادگی میرسه ، بگو

403
00:23:43,357 --> 00:23:45,048
‫میخوام یکی رو پیدا کنم

404
00:23:45,050 --> 00:23:47,969
‫، "به اسم "مایا ریزیک
‫، تو اینترنت گشتم

405
00:23:47,971 --> 00:23:51,403
‫، اطلاعات گواهینمامه رانندگی
‫امنیت اجتماعی ... هیچی پیدا نشد

406
00:23:51,405 --> 00:23:52,979
‫چرا دنبال یه روح میگردی ؟

407
00:23:52,981 --> 00:23:54,689
‫چون سباستین داره قبض هاش رو پرداخت میکنه

408
00:23:54,691 --> 00:23:56,132
‫قبضای زنی که به نظر نمی‌رسه
‫وجود داشته باشه

409
00:23:56,134 --> 00:23:57,592
‫مشکوک ـم

410
00:23:57,594 --> 00:23:59,335
‫فکر اینکه دوست پسر تو
‫آدم تو زردی از آب دربیاد

411
00:23:59,337 --> 00:24:01,408
‫بیشتر وظیفه منه تا تو

412
00:24:01,410 --> 00:24:03,101
‫اوه ، اون دقیقاً
‫دوست پسرم نیست

413
00:24:03,103 --> 00:24:04,395
‫خب ، پس کندوکاو تو زندگیش

414
00:24:04,397 --> 00:24:06,718
‫کمتر حال میده

415
00:24:06,720 --> 00:24:08,411
‫هی ، لورل

416
00:24:08,413 --> 00:24:10,568
‫اگه بخوام بهت اطلاعاتی بدم

417
00:24:10,570 --> 00:24:12,227
‫میدونی که باید بدونم چرا

418
00:24:12,229 --> 00:24:14,035
‫البته

419
00:24:23,678 --> 00:24:27,061
‫آه ، درست موقع نمایش رسیدی

420
00:24:27,063 --> 00:24:28,653
‫داره چیکار میکنه ؟

421
00:24:28,655 --> 00:24:30,280
‫دورهم جمع کردن مردم شهر

422
00:24:30,282 --> 00:24:33,266
‫و اگه اشتباه نکنم ، گردهمایی راه انداخته

423
00:24:33,268 --> 00:24:37,978
‫فردا شب ، اولین گردهمایی متحدانه شهر استارلینگ رو
‫در سیتی پلازا برگذار می‌کنم

424
00:24:37,980 --> 00:24:41,530
‫به مردم جهان نشون می‌دیم که
‫مردم این شهر بزرگ

425
00:24:41,532 --> 00:24:44,152
‫تسلیم تروریست ها نمیشن

426
00:24:44,154 --> 00:24:45,910
‫داره صحبت از خودکشی میکنه
‫تازه  داره کل مردم شهر

427
00:24:45,912 --> 00:24:47,154
‫رو هم دعوت میکنه بهش ملحق شن

428
00:24:47,156 --> 00:24:48,515
‫سباستین ، دوست توئه

429
00:24:48,517 --> 00:24:51,220
‫نمیتونی منصرفش کنی ، الیور ؟

430
00:24:51,222 --> 00:24:52,315
‫خب ، اون روز الآن ـه

431
00:24:52,317 --> 00:24:55,036
‫خب ، اون به من گوش نمیده

432
00:25:01,127 --> 00:25:04,677
‫سباستین بلاد...

433
00:25:06,121 --> 00:25:08,659
‫گردهمایی فردا رو

434
00:25:08,661 --> 00:25:11,413
‫باید کنسلش کنی

435
00:25:11,415 --> 00:25:15,412
‫شورشی استارلینگ سیتی
‫اومده بهم بگه مراسم رو کنسل کنم

436
00:25:15,414 --> 00:25:17,403
‫خوشم اومد

437
00:25:17,405 --> 00:25:19,726
‫آقای بلاد ، با این اتفاق

438
00:25:19,728 --> 00:25:23,376
‫ممکنه خودتون هم آسیب ببینید

439
00:25:27,061 --> 00:25:29,963
‫این شهر باید متحد بشه

440
00:25:29,965 --> 00:25:32,088
‫و من باید بهشون نشون بدم چطور

441
00:25:32,090 --> 00:25:35,655
‫اگه مُرده باشی نمیتونی
‫چیزی بهشون نشون بدی

442
00:25:35,657 --> 00:25:38,973
‫، هر شب
‫تو جونت رو به خطر میندازی

443
00:25:38,975 --> 00:25:41,463
‫برای مردم این شهر

444
00:25:41,465 --> 00:25:43,454
‫از من کمتر از این انتظار داری ؟

445
00:25:43,456 --> 00:25:47,419
‫جون مردمی که به گردهمایی ـت میان چی ؟

446
00:25:47,421 --> 00:25:49,328
‫این گردهمایی در مورد
‫استارلینگ سیتی ـه

447
00:25:49,330 --> 00:25:51,053
‫اینکه بایستیم و یک صدا بگیم

448
00:25:51,055 --> 00:25:52,480
‫زندگی با ترس ، زندگی نیست

449
00:25:52,482 --> 00:25:54,470
‫من پیامی بر خلاف این به مردم نمیدم

450
00:25:54,472 --> 00:25:57,059
‫که بمونید تو خونه هاتون ، که بترسین

451
00:25:59,334 --> 00:26:01,855
‫من تصمیم ـم رو گرفتم

452
00:26:01,857 --> 00:26:03,862
‫بهش فکر کن ، آلدرمن

453
00:26:03,864 --> 00:26:07,430
‫هر اتفاقی که فردا شب بیفته

454
00:26:07,432 --> 00:26:10,500
‫فقط به تو مربوط نمیشه

455
00:26:25,103 --> 00:26:27,540
‫"اوه ، خانم "فزیکس

456
00:26:27,542 --> 00:26:30,328
‫قطار ـِ خواهر زادتون

457
00:26:30,330 --> 00:26:33,564
‫همین الان رسید
‫عاشقش میشه

458
00:26:33,566 --> 00:26:36,832
‫"شما کارتون حرف نداره ، آقای "شفر

459
00:26:36,834 --> 00:26:38,242
‫چقدر باید تقدیم کنم ؟

460
00:26:38,244 --> 00:26:40,566
‫پنجاه دلار

461
00:26:40,568 --> 00:26:42,606
‫بدون مالیات بر ارزش افزوده

462
00:26:42,608 --> 00:26:45,460
‫فردا به گردهمایی آلدرمن میاین ؟

463
00:26:45,462 --> 00:26:47,667
‫از دستش نمیدم

464
00:26:53,076 --> 00:26:55,118
‫تجمع در اینجا ، با وجود بمب گذاری های اخیری

465
00:26:55,119 --> 00:26:56,827
‫که در شهر اتفاق افتاده

466
00:26:56,829 --> 00:26:58,369
‫بعضی ها میگن این اتحاد سباستین بلاد

467
00:26:58,371 --> 00:27:00,095
‫شیرین کاری خطرناک و نادرستی هست

468
00:27:00,097 --> 00:27:01,472
‫برای کمپین شهردار شدنش

469
00:27:02,004 --> 00:27:03,977
‫ولی بر شمار جمعیت هر لحظه افزوده میشود

470
00:27:03,979 --> 00:27:06,432
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

471
00:27:06,434 --> 00:27:08,889
‫ظاهراً وقتی مخالفش عمل میکنی
‫عین خودت لجوج میشه

472
00:27:08,891 --> 00:27:10,349
‫- یا چیزای دیگه
‫- هی ، این ماجرای شما

473
00:27:10,351 --> 00:27:11,676
‫قراره تا کی ادامه پیدا کنه ؟

474
00:27:11,678 --> 00:27:13,401
‫شاید باید مستقیم بریم به گردهمایی

475
00:27:13,403 --> 00:27:14,862
‫شایدم لازم نباشه

476
00:27:14,864 --> 00:27:17,599
‫من بقایای بمبی رو که از لنس
‫گرفتم رو آنالیز کردم

477
00:27:17,601 --> 00:27:19,309
‫ویژگی مشترکشون اینه که

478
00:27:19,311 --> 00:27:22,246
‫توسط یه تشکیلات ضد حکومتی
‫به نام جنبش استفاده میشده

479
00:27:22,248 --> 00:27:26,028
‫خوشبختانه ، اونا خیلی فعال ـند
‫و پیام هاشون قابل هک هستش

480
00:27:26,030 --> 00:27:28,750
‫آی.پی ـِ یکی از طرفداراشون
‫درست همینجا توی استارلینگ ـه

481
00:27:28,752 --> 00:27:30,791
‫- خب ؟
‫- کامپیوترش تو اساب بازی فروشی ـه

482
00:27:30,793 --> 00:27:33,744
‫تحت نام کاربری "شرَپنل" فعالیت میکنه

483
00:27:33,746 --> 00:27:34,773
‫پشتیبانی میخوای ؟

484
00:27:34,775 --> 00:27:36,216
‫نه ، میخوام که تو گردهمایی باشی

485
00:27:36,218 --> 00:27:37,644
‫پوشش بده

486
00:27:43,717 --> 00:27:45,425
‫اینا واسه منه ؟

487
00:27:45,427 --> 00:27:47,599
‫نه ، واسه منه
‫دفتر ثبت اطلاعات تماس

488
00:27:47,601 --> 00:27:49,756
‫چرا داری تماس های ثبت شده رو بررسی میکنی ؟

489
00:27:49,758 --> 00:27:53,854
‫آم ، من درمورد اونی که
‫دقیقاً دوست پسرت نیست تحقیق کردم

490
00:27:53,856 --> 00:27:56,011
‫و ؟
‫چیزی هم پیدا کردی ؟

491
00:27:56,013 --> 00:27:57,754
‫آره ، معلوم شد عجب آدمی ـه

492
00:27:57,756 --> 00:28:01,321
‫هزینه های خاله ـشو مخفی میکنه

493
00:28:01,323 --> 00:28:03,013
‫"مایا ریزیک"

494
00:28:03,015 --> 00:28:04,805
‫اگه سباستین فامیل دیگه ای داشته

495
00:28:04,807 --> 00:28:07,510
‫چرا توی یتیم خونه بوده ؟

496
00:28:07,512 --> 00:28:11,327
‫خب ، شاید چون خاله مایا
‫در وضع و حال درستی نبوده

497
00:28:11,329 --> 00:28:13,683
‫اون مریضه
‫تو بیمارستان سینت والکر

498
00:28:13,685 --> 00:28:15,557
‫بیمار روانی هست
‫چیزی نیست که چکش کنی

499
00:28:15,559 --> 00:28:17,831
‫حالا ، گوش کن ، باید بهم بگی که موضوع چیه ؟

500
00:28:17,833 --> 00:28:21,172
‫یه چیزی در موردش درست نیست

501
00:28:21,174 --> 00:28:22,875
‫لورل ، هیچ چیز مشکوکی در مورد

502
00:28:22,877 --> 00:28:24,827
‫کسی که داره مخارجش رو مخفی میکنه

503
00:28:24,829 --> 00:28:26,728
‫واسه تنها فامیلیش ، نیست

504
00:28:26,730 --> 00:28:28,167
‫حقیقت ـش اینه که
‫خیلی هم پسندیدس

505
00:28:28,169 --> 00:28:30,946
‫ببین ، باید برم به سیتی پلازا

506
00:28:30,948 --> 00:28:32,632
‫به همه نیروها واسه گردهمایی احتیاج هست

507
00:28:32,634 --> 00:28:34,154
‫تو که نمیای ، درسته ؟

508
00:28:34,156 --> 00:28:35,774
‫نه ، باید به این موضوع برسم

509
00:28:35,776 --> 00:28:40,869
‫لورل ، به نظر آدم خوبی میاد

510
00:28:40,871 --> 00:28:41,943
‫و تو لیافت خوبی رو داری

511
00:28:41,945 --> 00:28:43,233
‫باشه ، پس انقدر دنبال ـه

512
00:28:43,235 --> 00:28:45,118
‫خلاص کردن خودت ازش نباش

513
00:28:45,120 --> 00:28:48,426
‫خواهشاً

514
00:28:50,875 --> 00:28:52,478
‫آلدرمن بلاد
‫خطرناک نیست ؟

515
00:28:52,480 --> 00:28:54,099
‫من که نمیترسم

516
00:28:54,101 --> 00:28:55,620
‫چرا این همه آدم رو دورهم جمع کردید
‫تا به هدف تبدیل شن ؟

517
00:28:55,622 --> 00:28:57,936
‫لطفاً ، بعداً به همه سوالات ـتون پاسخ میدم

518
00:29:22,033 --> 00:29:24,198
‫بوم

519
00:29:24,200 --> 00:29:25,951
‫تو مُردی

520
00:29:25,953 --> 00:29:29,408
‫، یا خواهی مُرد
‫اگه یه قدم دیگه برداری

521
00:29:29,410 --> 00:29:31,095
‫یا حتی یکی از عضلات ـت رو تکون بدی

522
00:29:31,097 --> 00:29:32,931
‫و اونوقته که نمایش رو از دست میدی

523
00:29:32,933 --> 00:29:35,312
‫گردهمایی متحدانه آقای کاندید بلاد

524
00:29:35,314 --> 00:29:38,719
‫در حال حاضر با ۲۵ کیلو
‫ماده فوق انفجاری آر.دی.اکس

525
00:29:38,721 --> 00:29:41,547
‫نه مثل اونی که گذاشتم تو فروشگاه
‫پیش خودت

526
00:29:41,549 --> 00:29:44,458
‫مردم فکر میکنن که سباستین بلاد
‫میتونه ازشون محافظت کنه

527
00:29:44,460 --> 00:29:45,996
‫امشب ، اونا یادمیگیرن که تنها چیزی که

528
00:29:45,998 --> 00:29:48,791
‫سیاست‌مدارا میتونن ازش محافظت کنن
‫شغلشون ـه

529
00:30:05,689 --> 00:30:07,127
‫- فلیسیتی ؟
‫- بله ؟

530
00:30:07,129 --> 00:30:08,136
‫گرفتیش ؟

531
00:30:08,138 --> 00:30:10,616
‫نه ، اون گفت که تو پلازا
‫بمب گذاری کرده

532
00:30:10,618 --> 00:30:12,105
‫با دستگاه های انفجاری

533
00:30:12,107 --> 00:30:13,063
‫الیور
‫جمعیت زیادی اونجاست

534
00:30:13,065 --> 00:30:14,238
‫بمب هم میتونه هرجایی باشه

535
00:30:14,240 --> 00:30:16,901
‫نمیتونم کاری کن
‫منو به دیگل وصل کن

536
00:30:16,903 --> 00:30:18,306
‫برو

537
00:30:18,308 --> 00:30:21,729
‫شرَپنل" گفت محوطه رو"
‫با آر.دی.اکس پر کرده

538
00:30:21,731 --> 00:30:23,599
‫بررسی میکنم

539
00:30:23,601 --> 00:30:24,955
‫تو هم داری میری به پلازا ، درسته ؟

540
00:30:24,957 --> 00:30:26,493
‫فعلا نه

541
00:30:26,495 --> 00:30:28,692
‫ازت میخوام که هرطور شده منو
‫از این مغازه خارج کنی

542
00:30:28,694 --> 00:30:31,785
‫با استفاده از نقشه های ساختمون
‫الگو ها ، هرچیزی ،

543
00:30:31,787 --> 00:30:32,827
‫چه خبره ؟

544
00:30:32,829 --> 00:30:34,564
‫شرَپنل واسم یه سورپرایز گذاشته

545
00:30:34,566 --> 00:30:36,663
‫اینجا رو هم بمب گذاری کرده

546
00:30:36,665 --> 00:30:38,533
‫ولی واسه عمل کردن نیاز به...

547
00:30:38,535 --> 00:30:40,236
‫نیاز به تامین انرژی از طریق برق داره

548
00:30:40,238 --> 00:30:42,005
‫که گمونم ، چاشنی انفجاری به

549
00:30:42,007 --> 00:30:43,990
‫برق مغازه وصل باشه
‫و متکی به خودش نباشه

550
00:30:43,992 --> 00:30:47,827
‫مثل باتری ماشین
‫میدونم ، مفید نبود

551
00:30:47,829 --> 00:30:49,067
‫مطمئنی که میخوای من اینکارو کنم ؟

552
00:30:49,069 --> 00:30:50,787
‫ممکنه حواسم کامل جمع نباشه

553
00:30:50,789 --> 00:30:52,011
‫فلیسیتی!

554
00:30:52,013 --> 00:30:53,202
‫ساختمون تو دهه هفتاد ساخته شده

555
00:30:53,204 --> 00:30:54,856
‫که خبر خوبیه

556
00:30:54,858 --> 00:30:57,286
‫سیم کشی برق خیلی از این ساختمون ها
‫دچار نقض هستش

557
00:30:57,288 --> 00:30:59,238
‫پس اگه یه سیم رو جداکنی

558
00:30:59,240 --> 00:31:00,512
‫کل سیم های ساختمون می‌سوزن

559
00:31:00,514 --> 00:31:01,735
‫و برق متصل به بمب قطع میشه

560
00:31:01,737 --> 00:31:04,100
‫دارم به جعبه فیوز ها نگاه میکنم

561
00:31:04,102 --> 00:31:05,258
‫الیور ، مراقب باش

562
00:31:16,984 --> 00:31:18,455
‫الیور ؟

563
00:31:19,962 --> 00:31:22,458
‫الیور ؟

564
00:31:24,543 --> 00:31:27,601
‫، خیل خب
‫من حالم خوبه

565
00:31:27,603 --> 00:31:29,172
‫برو به گردهمایی

566
00:31:29,174 --> 00:31:32,315
‫به دیگل بگو
‫دارم میام

567
00:31:45,926 --> 00:31:50,093
‫تیا ، فکر نمیکنم اومدن به اینجا ایده خوبی باشه

568
00:31:50,095 --> 00:31:51,267
‫چیزی نمیشه

569
00:31:51,269 --> 00:31:52,689
‫بیا بریم روی رو پیدا کنیم

570
00:31:56,694 --> 00:31:58,610
‫لطفاً ، لطفاً

571
00:31:58,612 --> 00:32:01,124
‫شما هستید که لیاقت تشویق رو دارین

572
00:32:01,126 --> 00:32:05,754
‫هشت ماه پیش ، شهر از یه حمله ویرانگر نجات پیدا کرد...

573
00:32:06,913 --> 00:32:08,864
‫ولی ما استقامت کردیم

574
00:32:08,866 --> 00:32:12,138
‫شما استقامت کردید

575
00:32:12,140 --> 00:32:15,016
‫و درست مثل امشب ، متحد شدیم

576
00:32:15,018 --> 00:32:16,720
‫دیگ ، من تو موقعیت ـم

577
00:32:16,722 --> 00:32:19,282
‫من تو بخش شرقی ـم
‫فکر کنم ماشه انفجاری رو پیدا کردم

578
00:32:19,284 --> 00:32:20,324
‫و به دنیا ثابت کردیم که

579
00:32:20,326 --> 00:32:22,442
‫ما شکست ناپذیریم

580
00:32:23,800 --> 00:32:25,386
‫مردم این شهر

581
00:32:25,388 --> 00:32:26,906
‫خیلی قوی هستن

582
00:32:26,908 --> 00:32:29,669
‫، و هیچ بمبی
‫، هیچ زمین لرزه ای

583
00:32:29,671 --> 00:32:32,728
‫اونقدر قوی نیست که مارو
‫ازهم جدا کنه

584
00:32:32,730 --> 00:32:33,936
‫الیور گفت که دورتادور

585
00:32:33,938 --> 00:32:35,225
‫با مواد انفجاری پر شده

586
00:32:35,227 --> 00:32:36,979
‫داخل تجهیزات صوتی هستن

587
00:32:36,981 --> 00:32:38,385
‫و این هم ماشه ـست

588
00:32:38,387 --> 00:32:40,667
‫شرَپنل با کنترل سلولی اونا رو فعال میکنه

589
00:32:40,669 --> 00:32:43,346
‫ببین ، لازم نیست خنثی ـش کنیم
‫فقط از کار بندازش

590
00:32:43,348 --> 00:32:45,165
‫میتونم اینکارو کنم

591
00:32:45,167 --> 00:32:47,116
‫فکر کنم

592
00:32:47,118 --> 00:32:48,473
‫امیدوارم

593
00:32:48,475 --> 00:32:49,597
‫، ببین
‫مراقب باش

594
00:32:49,599 --> 00:32:50,738
‫اون حتما مراقب ـه

595
00:32:50,740 --> 00:32:51,814
‫ور رفتن با این...

596
00:32:51,816 --> 00:32:52,988
‫بهش هشدار میفرسته

597
00:32:52,989 --> 00:32:54,807
‫نکته ناامیدکننده ای بود

598
00:32:54,809 --> 00:32:57,404
‫و من یکم طرفدار تبعیض جنسیتی ـم

599
00:32:58,512 --> 00:33:00,463
‫برین عقب

600
00:33:00,465 --> 00:33:02,613
‫وگرنه ، هممون میدونیم که چطور تموم میشه

601
00:33:02,615 --> 00:33:04,690
‫دیگ!

602
00:33:41,006 --> 00:33:43,332
‫مامان!

603
00:33:43,334 --> 00:33:46,291
‫، من خوبم
‫خوبم

604
00:34:10,424 --> 00:34:12,500
‫کمانت رو بنداز

605
00:34:12,502 --> 00:34:16,573
‫من تو کل شهر بمب گذاشتم

606
00:34:16,575 --> 00:34:20,893
‫اگه این دکمه رو بزنم
‫همشون منفجر میشن

607
00:34:22,590 --> 00:34:24,350
‫اصلا شنیدی چی گفتم ؟

608
00:34:24,352 --> 00:34:25,929
‫بلی

609
00:34:42,362 --> 00:34:43,823
‫هی

610
00:34:43,825 --> 00:34:45,153
‫حال مامانت چطوره ؟

611
00:34:45,155 --> 00:34:47,314
‫، خوبه
‫یکم ترسیده

612
00:34:48,527 --> 00:34:50,272
‫تو نجاتش دادی

613
00:34:50,274 --> 00:34:51,468
‫شانس آوردم

614
00:34:51,470 --> 00:34:52,482
‫اون شانس نبود

615
00:34:52,484 --> 00:34:54,760
‫غیرممکن بود

616
00:34:54,762 --> 00:34:57,302
‫داستان اون مادرایی که واسه نجات جون بچه هاشون
‫ماشین رو هم بلند میکنن شنیدی ؟

617
00:34:57,304 --> 00:34:59,080
‫کارهایی که میتونی بکنی
‫وقتی آدرنالین ترشح میشه

618
00:34:59,082 --> 00:35:00,975
‫فقط...
‫یکی از همون کارها بود

619
00:35:02,239 --> 00:35:05,130
‫دستت

620
00:35:05,132 --> 00:35:07,590
‫حتی جاش هم نمونده

621
00:35:07,592 --> 00:35:09,385
‫من ... زود خوب میشم

622
00:35:09,387 --> 00:35:11,280
‫- مشکلی نیست.
‫- روی ؟

623
00:35:11,282 --> 00:35:13,906
‫یه جورایی خستم
‫شب طولانی ای بود ، میدونی

624
00:35:13,908 --> 00:35:15,900
‫باید برم

625
00:35:16,916 --> 00:35:18,693
‫روی

626
00:35:25,092 --> 00:35:26,537
‫با دل رحمیت تو کشتن

627
00:35:26,539 --> 00:35:29,113
‫استارلینگ سیتی به زندان بزرگتری احتیاج داره

628
00:35:29,115 --> 00:35:31,972
‫یه شب دیگه واسه مرد ماسک جمجمه ای ؟

629
00:35:31,974 --> 00:35:33,983
‫نه دقیقاً

630
00:35:33,985 --> 00:35:35,263
‫شونه ـت چطوره ؟

631
00:35:35,265 --> 00:35:36,509
‫اوه ، همه جور جراحتی دارم بر میدارم

632
00:35:36,511 --> 00:35:38,172
‫عین گشت زدن توی پارک

633
00:35:38,174 --> 00:35:42,626
‫با این وجود ، دیگل
‫باید بری و استراحت کنی

634
00:35:56,670 --> 00:35:59,263
‫متأسفم

635
00:36:01,158 --> 00:36:03,949
‫داری از من عذرخواهی میکنی یا

636
00:36:03,951 --> 00:36:07,206
‫داری با تیردان ـت حرف میزنی

637
00:36:07,208 --> 00:36:09,450
‫با تیردون ـم حرف نمیزنم

638
00:36:09,452 --> 00:36:11,960
‫به نظر بیشتر از حرف زدن بود

639
00:36:11,962 --> 00:36:13,539
‫، میدونم

640
00:36:13,541 --> 00:36:15,550
‫و متأسفم

641
00:36:18,111 --> 00:36:23,046
‫میفهمم که این میراکو باعث شد کنترلت رو از دست بدی

642
00:36:25,074 --> 00:36:28,298
‫و منم زیاد تو شهر مرکزی موندم

643
00:36:28,300 --> 00:36:30,907
‫فلیسیتی
‫در مورد اون نیست

644
00:36:32,753 --> 00:36:34,297
‫وقتی تو اونجا بودی

645
00:36:34,299 --> 00:36:39,716
‫خب ، من فهمیدم که چقدر اینجا بهت احتیاج دارم

646
00:36:41,362 --> 00:36:43,488
‫، اولـ ... اولاش

647
00:36:43,490 --> 00:36:48,442
‫فقط...
‫میخواستم همه اینکارا رو خودم تنهایی انجام بدم

648
00:36:51,301 --> 00:36:53,993
‫ولی حالا با تو و دیگل

649
00:36:57,218 --> 00:36:59,943
‫من روت حساب میکنم

650
00:37:04,015 --> 00:37:07,638
‫این یعنی که فرصت دارم

651
00:37:07,640 --> 00:37:09,915
‫که این ماه استخدام شم ؟

652
00:37:09,917 --> 00:37:11,377
‫نه

653
00:37:11,379 --> 00:37:13,787
‫چون تو کارمند من نیستی

654
00:37:13,789 --> 00:37:16,729
‫همکارم هستی

655
00:37:22,946 --> 00:37:26,252
‫بری بلاخره بیدار میشه

656
00:37:26,254 --> 00:37:28,313
‫و وقتی شد
‫تو اونجا خواهی بود

657
00:37:28,315 --> 00:37:30,175
‫بلاخره که یکی به من علاقه مند شد

658
00:37:30,177 --> 00:37:33,515
‫بهش صاعقه خورده

659
00:37:33,517 --> 00:37:35,592
‫آخرش هم اوضاعش
‫به کما کشیده

660
00:37:35,594 --> 00:37:36,706
‫جالبه

661
00:37:39,001 --> 00:37:41,543
‫خب ، شاید داره خواب تو رو میبینه

662
00:37:41,545 --> 00:37:45,066
‫میدونی ، نظریه های مختلفی وجود داره

663
00:37:45,068 --> 00:37:48,357
‫در مورد اینکه بیماران توی کما
‫خواب های واقعی میبینن

664
00:37:48,359 --> 00:37:52,462
‫یا دچار توهم میشن

665
00:37:55,987 --> 00:37:58,146
‫ممنون

666
00:38:05,061 --> 00:38:07,121
‫سارا

667
00:38:08,635 --> 00:38:12,124
‫سارا ، میدونم داری گوش میدی
‫جواب بده

668
00:38:13,072 --> 00:38:14,617
‫خیلی سادس ، سارا

669
00:38:14,619 --> 00:38:17,559
‫میدونم میراکو پیش تو و دوستت ـه

670
00:38:17,561 --> 00:38:22,262
‫میدونی که حاضرم کل جزیره رو بگردم تا بهش برسم

671
00:38:22,264 --> 00:38:23,508
‫اسلید رو صدا کن

672
00:38:23,510 --> 00:38:24,572
‫ولی لازم نیست اینطوری بشه

673
00:38:24,574 --> 00:38:26,534
‫تموم چیزی که میخوام ، سرم ها هستن

674
00:38:26,536 --> 00:38:28,561
‫و در ازای اون
‫قول میدم تو و دوستت

675
00:38:28,563 --> 00:38:30,887
‫از این جزیره به سلامت خارج شید ، قول میدم

676
00:38:30,889 --> 00:38:33,980
‫در عرض ده روز
‫تو و دوستت

677
00:38:33,981 --> 00:38:36,206
‫به بندر "شانگ های" میرسید

678
00:38:36,208 --> 00:38:38,417
‫ولی در طرف مقابل
‫من نیروهام رو میفرستم

679
00:38:38,419 --> 00:38:40,960
‫تا بیان تو جنگل و سرم رو ازتون بگیرن

680
00:38:40,962 --> 00:38:42,572
‫اونا دستور دارن
‫هیچکدوم از شماها رو نکشن

681
00:38:42,574 --> 00:38:44,450
‫بجاش ، شما به قدر کافی زنده میمونید

682
00:38:44,452 --> 00:38:50,383
‫تا من آزمایشات ذهنیم رو روی شما انجام بدم

683
00:38:50,385 --> 00:38:53,458
‫در موردش فکر کن ،سارا

684
00:38:57,813 --> 00:39:01,818
‫- اون رفته
‫- چی ؟

685
00:39:01,820 --> 00:39:04,594
‫اسلید رفته و میراکو رو هم با خودش برده

686
00:39:09,298 --> 00:39:11,458
‫هر سوالی که بخوای میتونی بپرسی

687
00:39:11,460 --> 00:39:16,062
‫ولی فکر نکنم جوابی بگیری

688
00:39:16,064 --> 00:39:17,697
‫اون احتمالا حتی نمیدونه که تو اونجایی

689
00:39:21,681 --> 00:39:24,654
‫من انتهای راهرو هستم
‫اگه چیزی خواستی

690
00:39:35,641 --> 00:39:37,369
‫مایا ؟

691
00:39:37,371 --> 00:39:40,027
‫اومدم در مورد خواهر زادت باهات صحبت کنم

692
00:39:43,520 --> 00:39:48,221
‫مایا ، اسم من لورا لنس ـه

693
00:39:48,223 --> 00:39:49,435
‫مایا ؟

694
00:39:49,437 --> 00:39:51,829
‫اومدم در مورد خواهر زادت باهات صحبت کنم

695
00:40:03,066 --> 00:40:07,949
‫مایا ؟

696
00:40:07,951 --> 00:40:09,944
‫چیکو سباستین ؟

697
00:40:10,776 --> 00:40:12,919
‫سباستین

698
00:40:12,921 --> 00:40:16,443
‫آره ، ، آره
‫سباستین بلاد

699
00:40:16,445 --> 00:40:18,719
‫همیشه کسانی هستند
‫که میخوان به ما صدمه بزنن

700
00:40:18,721 --> 00:40:20,298
‫ولی این ما رو ضعیف نمیکنه

701
00:40:20,300 --> 00:40:21,860
‫بلکه ما رو قوی تر میکنه

702
00:40:23,756 --> 00:40:25,003
‫خسته نباشی ، آلدرمن

703
00:40:25,005 --> 00:40:27,711
‫ممنون از تو

704
00:40:27,713 --> 00:40:30,420
‫با این وجود خیلی ریسک بزرگی بود

705
00:40:33,231 --> 00:40:36,387
‫امشب هردومون برای استارلینگ سیتی ایستادگی کردیم

706
00:40:38,216 --> 00:40:42,685
‫من و تو
‫میتونیم شهر رو نجات بدیم

707
00:40:42,687 --> 00:40:45,229
‫اگه با همدیگه کارکنیم

708
00:40:45,231 --> 00:40:48,919
‫مایا ، میتونی در مورد سباستین بهم بگی ؟

709
00:40:48,921 --> 00:40:53,622
‫چیزی نیست
‫میتونی به من اعتماد کنی

710
00:40:53,624 --> 00:40:55,982
‫باشه ؟

711
00:40:55,984 --> 00:40:58,625
‫سباستین دوست منه

712
00:40:58,627 --> 00:41:01,301
‫سباستین خود شیطان ـه

713
00:41:02,266 --> 00:41:05,173
‫اون کسی ـه که منو انداخته اینجا

714
00:41:05,175 --> 00:41:08,214
‫کاری کرده که همه فکر کنن من دیوونه ام

715
00:41:08,216 --> 00:41:11,040
‫ولی چرا اینکارو کرده ؟

716
00:41:14,016 --> 00:41:17,388
‫اون پدر خودش رو کُـشت

717
00:41:17,390 --> 00:41:20,730
‫و من اونجا بودم

718
00:41:20,732 --> 00:41:23,555
‫دیـدم

719
00:41:27,529 --> 00:41:31,732
‫اوه ، خدا من...

720
00:41:31,734 --> 00:41:37,001
‫سباستین ، خواهرزاده تو نیستش...

721
00:41:37,003 --> 00:41:39,211
‫اون پسرت ـه

722
00:41:42,786 --> 00:41:46,640
‫حتی به یک کلمه از حرفاش اعتماد نکن

723
00:41:48,802 --> 00:41:53,338
‫نمی تونی به سباستین بلاد اعتماد کنی

724
00:41:53,363 --> 00:41:58,344
‫(Breakingbad) و کـیـارش  (Dunham) مـحـمـد
‫mohammad.dunham@gmail
‫wWw.BreakingBadSub.tk

