‫﻿۱
00:00:01,984 --> 00:00:04,347
‫اسم من، الیور کویین ـه

2
00:00:05,245 --> 00:00:07,361
‫،بعد از گذروندن پنج سال تو یه جزیره جهنمی

3
00:00:08,171 --> 00:00:11,039
‫من فقط با یک هدف به خونه برگشته‌ام

4
00:00:11,041 --> 00:00:13,229
‫تا شهرم ـو نجات بدم

5
00:00:13,230 --> 00:00:16,761
‫،اما برای انجام این کار
‫نمی‌تونم مثل گذشته یک قاتل باشم

6
00:00:18,432 --> 00:00:23,551
‫،برای احترام به یاد و خاطره‌ی دوستم
‫باید شخص دیگه‌ای باشم

7
00:00:23,553 --> 00:00:26,420
‫باید چیز دیگه‌ای باشم

8
00:00:27,308 --> 00:00:29,027
‫آنچه در "پیکان‌دار" گذشت...

9
00:00:29,080 --> 00:00:31,564
‫بلاد تمام کاندیدهایی که روشون تمرکز داشتیم رو شکست داده

10
00:00:31,566 --> 00:00:33,499
‫شما میخواید که من علیه سباستین بلاد کاندید بشم؟

11
00:00:33,501 --> 00:00:36,202
‫فرزند راس الغول منتظر بازگشت توئـه

12
00:00:36,204 --> 00:00:38,671
‫به راس الغول بگو نباید به خانواده‌م کاری داشته باشه

13
00:00:38,673 --> 00:00:41,090
‫- باید برگردی خونه
‫- نمیتونم

14
00:00:41,092 --> 00:00:43,509
‫،اگه اونا میدونستن که من زنده‌م
‫،لارل و مامان

15
00:00:43,511 --> 00:00:45,928
‫هیچوقت دست از جستجو برای من برنمیداشتن

16
00:00:45,930 --> 00:00:47,613
‫و این ممکنه باعث مرگشون بشه

17
00:00:47,615 --> 00:00:51,333
‫تیا کویین به من میگه که دیگه بسه

18
00:00:51,335 --> 00:00:52,835
‫این دیگه خیلی باشکوه ــه

19
00:01:00,019 --> 00:01:02,788
‫سارا؟

20
00:01:28,032 --> 00:01:31,033
‫سفر کاری یا خصوصی، خانم "راتکو"؟

21
00:01:31,035 --> 00:01:32,985
‫خصوصی

22
00:01:40,777 --> 00:01:44,162
‫کامپیوترم هنگ کرده

23
00:01:44,164 --> 00:01:47,449
‫میشه یه لحظه صبر کنید؟ الان برمیگردم

24
00:01:53,389 --> 00:01:54,723
‫بشینید روی زمین، همین الان!

25
00:01:54,725 --> 00:01:56,091
‫دست‌هات رو بزار روی سرت!

26
00:01:56,093 --> 00:01:59,728
‫گفتم، دست‌هات رو بزار روی سرت

27
00:01:59,730 --> 00:02:01,680
‫بهت شلیک میکنم، خانم

28
00:02:19,394 --> 00:02:21,171
‫به استارلینگ سیتی خوش آمدید

29
00:02:21,172 --> 00:02:25,172
‫ارائــه‌ای از تــیــم تــرجــمــه‌ی ایــران فــیــلــم

30
00:02:25,173 --> 00:02:30,173
‫(Dunham) محمد
‫mohammad.dunham@gmail

31
00:02:30,176 --> 00:02:32,790
‫توی یه کمپین موفق انتخابات شهردار، رای‌ گیری مهم نیست

32
00:02:32,791 --> 00:02:35,125
‫مراسم جمع آوری کمک مالی و به وجود آوردن احساسات مهم نیست

33
00:02:35,127 --> 00:02:36,826
‫مهم، ارتباط برقرارکردن با مردم ــه

34
00:02:36,828 --> 00:02:38,795
‫برای همینه که وقتی فردا اعلام کردیم، مویرا

35
00:02:38,797 --> 00:02:41,748
‫میخوام تا میشه تو رو ببرم جلوی دوربین

36
00:02:41,750 --> 00:02:43,133
‫برنامه‌های صبحگاهی، برنامه‌های تلویزیونی...

37
00:02:43,135 --> 00:02:44,634
‫مارک، من میخوام کمک کنم شهر رو دوباره بسازیم

38
00:02:44,636 --> 00:02:46,052
‫نه این که بیفتیم به جون مردم شهر

39
00:02:46,054 --> 00:02:48,254
‫اونطوری نیست، مامان. این کمپین زدنه

40
00:02:48,256 --> 00:02:50,390
‫بزار مردم مویرا کویین واقعی رو بشناسن

41
00:02:50,392 --> 00:02:51,975
‫و بعدش مطمئنا عاشقت میشن

42
00:02:51,977 --> 00:02:53,726
‫از روی تجربه میگم که

43
00:02:53,728 --> 00:02:55,929
‫این مرد کارش رو خوب بلده، مویرا

44
00:03:00,901 --> 00:03:02,735
‫آقای استیل؟

45
00:03:02,737 --> 00:03:04,320
‫میشه درباره‌ی یه چیزی باهاتون صحبت کنم؟

46
00:03:04,322 --> 00:03:05,772
‫من دیگه رئیست نیستم، فلیسیتی

47
00:03:05,774 --> 00:03:07,607
‫پس از این به بعد، والتر صدام کن

48
00:03:07,609 --> 00:03:09,659
‫باشه
‫والتر

49
00:03:09,661 --> 00:03:11,611
‫درباره‌ی تمپست ــه

50
00:03:11,613 --> 00:03:15,031
‫شرکت خارجی با مسئولیت محدود بسیار ناقص خانم کویین

51
00:03:15,033 --> 00:03:16,566
‫که سال پیش ازم خواستی درباره‌ش تحقیق کنم

52
00:03:16,568 --> 00:03:18,901
‫یادمه

53
00:03:18,903 --> 00:03:20,503
‫درسته

54
00:03:20,505 --> 00:03:24,040
‫خب، من یه آژیر اعلام‌کننده توی حساب جاسازی کردم

55
00:03:24,042 --> 00:03:27,010
‫تا اگه دوباره کسی بهش وارد شد ما متوجه بشیم

56
00:03:27,012 --> 00:03:28,962
‫چند روز پیش، یه انتقال مالی

57
00:03:28,964 --> 00:03:32,765
‫از تمپست به یه حساب شماره‌گذاری شده توی بانک ملی استارلینگ، انجام شده

58
00:03:32,767 --> 00:03:35,552
‫احتمالا حسابدار کمپین داشته حساب رو میبسته

59
00:03:35,554 --> 00:03:37,437
‫یا ممکنه چیز دیگه‌ای باشه

60
00:03:37,439 --> 00:03:39,755
‫این همون پولیه که خانم کویین کارهای خیلی بدی باهاش کرد

61
00:03:39,757 --> 00:03:42,358
‫منظورم اینه که، شماها برای دلایل خیلی خوبی طلاق گرفتین

62
00:03:44,311 --> 00:03:46,613
‫که به من ربطی نداره

63
00:03:46,615 --> 00:03:48,982
‫در اولین فرصت با مویرا صحبت میکنم

64
00:03:48,984 --> 00:03:51,901
‫و متشکرم که من رو مطلع کردی

65
00:03:51,903 --> 00:03:54,103
‫البته

66
00:03:54,105 --> 00:03:56,239
‫خب...

67
00:03:56,241 --> 00:03:58,374
‫ما داریم یه کمپین رو شروع میکنیم

68
00:03:58,376 --> 00:04:00,994
‫- الیور، میشه باهات صحبت کنم؟
‫- بله

69
00:04:02,046 --> 00:04:04,547
‫میدونم که شما دوتا دوست هستین

70
00:04:04,549 --> 00:04:07,500
‫اما تو باید دست از حمایت سباستین بلاد برداری

71
00:04:07,502 --> 00:04:09,118
‫من با سباستین صحبت خواهم کرد

72
00:04:09,120 --> 00:04:10,503
‫خوبه

73
00:04:13,758 --> 00:04:15,758
‫الـو؟

74
00:04:17,177 --> 00:04:19,229
‫الان میام اونجا

75
00:04:24,102 --> 00:04:25,968
‫الیور

76
00:04:27,638 --> 00:04:28,771
‫خانم لنس

77
00:04:28,773 --> 00:04:30,607
‫من به محض این که شنیدم برگشتم

78
00:04:34,478 --> 00:04:36,312
‫ممنون که اومدی

79
00:04:37,731 --> 00:04:39,115
‫سلام

80
00:04:39,117 --> 00:04:41,768
‫حالت چطوره؟

81
00:04:41,770 --> 00:04:44,337
‫- بهتر از این بود‌ه‌ام
‫- نگران نباش، عزیزم

82
00:04:44,339 --> 00:04:46,789
‫ما تمام کمکی که نیاز داری رو برات فرهم میکنیم

83
00:04:46,791 --> 00:04:48,508
‫یه مرکز ترک اعتیاد عالی بیرون استارلینگ هست

84
00:04:48,510 --> 00:04:49,859
‫یه تخت برات آماده کردن...

85
00:04:49,861 --> 00:04:52,629
‫بابا، یه بار بهت گفتم.
‫من اور دوز نکردم

86
00:04:52,631 --> 00:04:54,764
‫من دیشب هیچ قرصی نخوردم

87
00:04:54,766 --> 00:04:57,050
‫- قسم میخورم
‫- لارل...

88
00:04:57,052 --> 00:04:59,102
‫دکتر میخواد چشمت رو معاینه کنه

89
00:04:59,104 --> 00:05:00,303
‫چشمش چی شده؟

90
00:05:00,305 --> 00:05:01,704
‫خونریزی ملتحمه جزیی داره

91
00:05:01,706 --> 00:05:03,139
‫احتمالا به خاطر ضربه‌ایه که وقتی

92
00:05:03,141 --> 00:05:05,642
‫بیهوش شده، به سرش وارد شده

93
00:05:11,849 --> 00:05:13,683
‫بهتر شو، باشه؟

94
00:05:13,685 --> 00:05:15,351
‫ممنون

95
00:05:19,573 --> 00:05:21,908
‫ما بیرون منتظر میمونیم.
‫بیا بریم

96
00:05:21,910 --> 00:05:24,026
‫بابا

97
00:05:25,663 --> 00:05:27,847
‫چیه، عزیزم؟

98
00:05:27,849 --> 00:05:30,249
‫قبل از این که بیهوش بشم...

99
00:05:30,251 --> 00:05:33,970
‫اتفاق خیلی عجیبی افتاد

100
00:05:33,972 --> 00:05:36,005
‫من سارا رو دیدم

101
00:05:36,007 --> 00:05:39,392
‫میدونم که یه توهم بود، اما من دیدمش

102
00:05:39,394 --> 00:05:41,728
‫درست بالای سر من وایساده بود

103
00:05:41,730 --> 00:05:44,614
‫من تو این سالها خوابش رو دیده بودم

104
00:05:44,616 --> 00:05:47,049
‫اما این خیلی واقعی تر بود

105
00:05:50,270 --> 00:05:52,305
‫خیلی دیوانه‌وار ــه، نه؟

106
00:05:54,193 --> 00:05:57,112
‫آره، دیوانه‌وار ــه

107
00:06:09,342 --> 00:06:11,794
‫یه ساعتی هست که داره این کار رو میکنه

108
00:06:17,833 --> 00:06:20,001
‫لارل رو دیدی

109
00:06:20,003 --> 00:06:21,786
‫حالش خوب میشه؟

110
00:06:21,788 --> 00:06:23,805
‫تو زندگیش رو نجات دادی

111
00:06:23,807 --> 00:06:25,657
‫هـِی، ممنون که بهم زنگ زدی

112
00:06:25,659 --> 00:06:28,009
‫و اصن ازت نپرسیدم...

113
00:06:28,011 --> 00:06:30,528
‫چجوری من رو پیدا کردی؟

114
00:06:30,530 --> 00:06:33,114
‫قرار نبود دوباره تو رو گم کنم

115
00:06:33,116 --> 00:06:35,317
‫من دیگه باید برم

116
00:06:35,319 --> 00:06:37,216
‫هـِی، پس فقط همین بود؟

117
00:06:37,217 --> 00:06:38,706
‫برای ۲۴ساعت برگشتی به شهر

118
00:06:38,707 --> 00:06:40,169
‫و الان دوباره میخوای بزاری بری؟

119
00:06:40,170 --> 00:06:42,387
‫انجمن قاتلین هنوز دنبال منه، الی

120
00:06:42,389 --> 00:06:44,556
‫و موندن توی شهر تمام خانوادم رو توی خطر قرار میده

121
00:06:44,558 --> 00:06:47,008
‫من فقط برای این اومدم که لارل توی دردسر افتاده بود

122
00:06:47,010 --> 00:06:48,876
‫خب، اون هنوزم توی دردسر ــه، سارا

123
00:06:48,878 --> 00:06:50,878
‫تمام خانواده‌ت بهت نیاز داره

124
00:06:52,982 --> 00:06:55,099
‫و همینطور من

125
00:07:02,667 --> 00:07:04,747
‫یه لطفی کن و نتایج آزمایش خون لارل رو از بیمارستان

126
00:07:04,748 --> 00:07:05,861
‫برام جور کن، لطفا

127
00:07:05,862 --> 00:07:07,078
‫حتما. دنبال چی میگردیم؟

128
00:07:07,080 --> 00:07:08,696
‫فقط میخوام از یه چیزی مطمئن شم

129
00:07:10,500 --> 00:07:13,668
‫با تو کار دارن

130
00:07:13,670 --> 00:07:16,237
‫سلام، کارآگاه

131
00:07:16,239 --> 00:07:18,673
‫گوشی رو بده به دخترم

132
00:07:18,675 --> 00:07:20,741
‫میدونم اونجاست

133
00:07:27,082 --> 00:07:30,101
‫هیلتون، به ستوان بگو که مجرم

134
00:07:30,103 --> 00:07:31,636
‫عملا داشت به وکیلش خبر میداد

135
00:07:31,638 --> 00:07:33,021
‫وقتی که داشتم حقوق میراندا ــشو بهش میگفتم

136
00:07:33,023 --> 00:07:34,856
‫اگه این موقعیت رو توی دست نگیریم

137
00:07:34,858 --> 00:07:36,140
‫ستوان خوشحال نمیـ...

138
00:07:36,142 --> 00:07:38,026
‫چه بوی خوبی میده، بابا

139
00:07:38,028 --> 00:07:39,394
‫آره

140
00:07:39,396 --> 00:07:40,895
‫- بیا یکی از اینها رو بخور
‫- باشه

141
00:07:40,897 --> 00:07:42,480
‫خوشگلم. نه، دارم با لارل صحبت میکنم

142
00:07:42,482 --> 00:07:45,600
‫کوئنتین، تلفون رو قطع کن. یه کم با خانواده‌ت وقت بگذرون

143
00:07:45,602 --> 00:07:48,570
‫خانواده‌م. شنیدی که، باید برم. خدافظ رفیق

144
00:07:48,572 --> 00:07:51,489
‫ببخشید خانوما. نماینده‌مون یه وکیل آشغال استخدام کرده، و...

145
00:07:51,491 --> 00:07:53,708
‫پدری این حرف رو میزنه که دخترش تازه به دانشکده‌ی حقوق درخواست داده

146
00:07:53,710 --> 00:07:55,827
‫تو از اینجور وکیل‌ها نمیشی، خانم جوان

147
00:07:55,829 --> 00:07:57,662
‫چون که تو، قراره یه قاضی بشی

148
00:07:57,664 --> 00:07:59,214
‫،یا یه استاد
‫درست مثه مادرت

149
00:07:59,216 --> 00:08:02,500
‫آره، بیا دانشگاه. اونجا خوشحالی تمومی نداره

150
00:08:02,502 --> 00:08:04,669
‫شام توی موقعیت خیلی حساسیه

151
00:08:07,556 --> 00:08:09,507
‫سلام

152
00:08:09,509 --> 00:08:11,342
‫- سلام
‫- سارا جون

153
00:08:11,344 --> 00:08:13,595
‫- سلام!
‫- سلام!

154
00:08:13,597 --> 00:08:14,795
‫سلام

155
00:08:14,797 --> 00:08:17,065
‫- سارا، عجب سورپرایزی
‫- سلام مامان

156
00:08:17,067 --> 00:08:19,517
‫خواهش میکنم نگو که از دانشکده انداختنت بیرون

157
00:08:19,519 --> 00:08:21,686
‫خب، خیلی ممنونم از این همه اعتمادت

158
00:08:21,688 --> 00:08:22,500
‫سه روز تعطیلی داشتم

159
00:08:22,525 --> 00:08:24,378
‫و گفتم که بیام اینجا و همه رو سورپرایز کنم

160
00:08:24,379 --> 00:08:26,358
‫خب، درست موقع غذا خوردن رسیدی. بیا اینجا

161
00:08:26,360 --> 00:08:28,786
‫یه بشقاب دیگه برای خودت بیار. زودباش

162
00:08:30,321 --> 00:08:31,839
‫بفرمایید

163
00:08:39,831 --> 00:08:41,993
‫سلام، بابا

164
00:08:45,791 --> 00:08:48,680
‫بیا اینجا

165
00:08:48,682 --> 00:08:51,023
‫فقط یه دقیقه وقت دارم

166
00:08:52,693 --> 00:08:54,656
‫منم فقط میخواستم یه فنجون چای بخوریم

167
00:08:54,658 --> 00:08:56,109
‫بشین

168
00:08:57,678 --> 00:09:00,319
‫اوه، عزیزم

169
00:09:00,321 --> 00:09:03,241
‫خیلی دلم برات تنگ شده

170
00:09:03,243 --> 00:09:05,387
‫لارل چطوره؟

171
00:09:05,389 --> 00:09:07,055
‫تو رو دیده

172
00:09:07,057 --> 00:09:08,756
‫درست قبل از این که از هوش بره

173
00:09:08,758 --> 00:09:10,390
‫فکر کرده که، نمیدونم چی

174
00:09:10,392 --> 00:09:12,586
‫- توهمی چیزی بوده
‫- خب، خوبه

175
00:09:12,588 --> 00:09:15,921
‫نه عزیزم، متوجه نشدی.
‫با دیدن تو خوشحال شده بود

176
00:09:15,923 --> 00:09:19,718
‫بابا... انجمن هنوزم در تعقیب منه

177
00:09:19,720 --> 00:09:21,914
‫خب که چی، قراره هروقت که یکی از ما مشکلی داشت سر و کله‌ت پیدا بشه؟

178
00:09:21,916 --> 00:09:24,969
‫ما نمیتونیم اینجوری زندگی کنیم سارا، و تو هم نمیتونی

179
00:09:24,971 --> 00:09:27,726
‫وقتشه که در کنار هم با اتفاقات روبرو بشیم

180
00:10:27,793 --> 00:10:30,087
‫قبلا خوشامدگویی‌های بهتر از این هم داشتم

181
00:10:30,089 --> 00:10:32,167
‫متاسفم، من... من فقط... من نمیدونستم

182
00:10:32,169 --> 00:10:34,478
‫که تو چیکار میخوای بکنی

183
00:10:34,480 --> 00:10:36,410
‫راستش، منم نمیدونستم

184
00:10:37,947 --> 00:10:40,538
‫ما باید صحبت کنیم

185
00:10:40,540 --> 00:10:42,436
‫البته

186
00:10:42,438 --> 00:10:44,896
‫باید از دوست پسرت اجازه بگیریم؟

187
00:10:53,995 --> 00:10:55,842
‫من "نسا" هستم

188
00:10:55,844 --> 00:10:58,369
‫دختر راس الغول

189
00:10:58,371 --> 00:11:01,093
‫جانشین اهریمن

190
00:11:01,095 --> 00:11:02,628
‫اینجا چیکار میکنی؟

191
00:11:02,630 --> 00:11:05,765
‫سارا قسم خورده که به انجمن قاتلین وفادار باشه

192
00:11:05,767 --> 00:11:08,605
‫وقتشه که دیگه برگرده خونه

193
00:11:08,607 --> 00:11:11,956
‫این... اتفاق نمیفته

194
00:11:11,958 --> 00:11:13,921
‫نسا...

195
00:11:13,923 --> 00:11:16,331
‫میشه لطفا یه لحظه ما رو تنها بزاری؟

196
00:11:16,333 --> 00:11:17,818
‫راحت باش

197
00:11:17,820 --> 00:11:20,525
‫خداحافظی کردن هیچوقت آسون نیست

198
00:11:20,527 --> 00:11:23,712
‫برای همین ازم خداحافظی نکردی؟

199
00:11:30,201 --> 00:11:32,264
‫من میتونم توضیح بدم

200
00:11:32,266 --> 00:11:33,932
‫لازم نیست

201
00:11:33,934 --> 00:11:36,618
‫اما تو از اینجا نمیری

202
00:11:36,620 --> 00:11:38,520
‫من به اون اعتماد ندارم

203
00:11:38,522 --> 00:11:40,472
‫پس به من اعتماد کن

204
00:11:45,511 --> 00:11:47,028
‫- خانم کویین؟
‫- همم؟

205
00:11:47,030 --> 00:11:48,714
‫خانمی به اسم اسموک اومده شما رو ببینه

206
00:11:48,716 --> 00:11:50,198
‫کی؟

207
00:11:50,200 --> 00:11:53,535
‫امم، من

208
00:11:53,537 --> 00:11:56,238
‫اگه دنبال الیور میگردی، اینجا نیست

209
00:11:56,240 --> 00:11:58,540
‫میدونم. اومدم شما رو ببینم

210
00:11:58,542 --> 00:12:00,892
‫واقعا؟ در رابطه با چی؟

211
00:12:00,894 --> 00:12:03,111
‫تمپست

212
00:12:03,113 --> 00:12:05,464
‫متوجه انتقال مالی بزرگی که دادید، شدم

213
00:12:05,466 --> 00:12:06,693
‫وقتی که به والتر گفتم

214
00:12:06,718 --> 00:12:08,242
‫گفت که باهاتون درباره‌ش صحبت میکنه

215
00:12:09,336 --> 00:12:11,503
‫از قیافه‌ش معلوم بود که این کار رو نمیکنه

216
00:12:11,505 --> 00:12:13,505
‫بریتانیایی‌ها دروغگوهای خیلی بدیـن

217
00:12:13,507 --> 00:12:14,973
‫بله، همینطوره

218
00:12:14,975 --> 00:12:16,391
‫پس، خودم درباره‌ش تحقیق کردم

219
00:12:16,393 --> 00:12:18,894
‫چون که... بی پرده بگم...

220
00:12:18,896 --> 00:12:21,313
‫من... من بهتون اعتماد ندارم

221
00:12:21,315 --> 00:12:25,567
‫شما مقدار قابل توجهی پول به فردی به نام دکتر گیل پرداخت کردین

222
00:12:25,569 --> 00:12:27,486
‫اون دکتری بود که تیا رو به دنیا آورد

223
00:12:27,488 --> 00:12:29,237
‫که اصلا برام منطقی نبود.
‫پس رفتم سراغ

224
00:12:29,239 --> 00:12:31,690
‫ده‌ها نظریه متفاوت تا این که یادم اومد...

225
00:12:31,692 --> 00:12:34,042
‫شهادتتون رو. توی دادگاه

226
00:12:34,044 --> 00:12:37,095
‫شما با مالکوم مرلین رابطه داشتین

227
00:12:37,097 --> 00:12:41,616
‫یک سال قبل از تولد تیا

228
00:12:41,618 --> 00:12:44,786
‫مرلین، پدر تیاست

229
00:12:44,788 --> 00:12:48,340
‫الان میبینم که چرا والتر و الیور انقدر توانایی‌هات رو

230
00:12:48,342 --> 00:12:51,176
‫دستِ بالا میگیرن

231
00:12:51,178 --> 00:12:53,378
‫پس

232
00:12:53,380 --> 00:12:56,131
‫میخوای با این اطلاعات چیکار کنی؟

233
00:12:56,133 --> 00:12:59,034
‫فلیسیتی

234
00:13:00,269 --> 00:13:02,670
‫نمیدونم

235
00:13:02,672 --> 00:13:04,105
‫روبرو کردن با شما توی اتاق نشیمن ــتون

236
00:13:04,107 --> 00:13:06,141
‫قسمت آخر نقشه‌م بود

237
00:13:09,228 --> 00:13:12,314
‫فکر کردم شما سزاوار یه فرصت هستین

238
00:13:12,316 --> 00:13:14,849
‫که خودتون به الیور بگین. اون باید از خودتون بشنوه

239
00:13:14,851 --> 00:13:17,986
‫من به پسرم هیچی نمیگم

240
00:13:17,988 --> 00:13:19,571
‫و تو هم هیچی نمیگی

241
00:13:19,573 --> 00:13:22,791
‫اگه به خاطر الیور راز من رو نگه نداری

242
00:13:22,793 --> 00:13:26,795
‫باید به خاطر خودت نگهش داری

243
00:13:26,797 --> 00:13:29,247
‫من دیدم که چجوری بهش نگاه میکنی

244
00:13:29,249 --> 00:13:31,583
‫اگه این رو بهش بگی

245
00:13:31,585 --> 00:13:34,219
‫دنیاش رو از هم میپاشونی

246
00:13:34,221 --> 00:13:37,088
‫و قسمتی از وجودش همیشه تو رو سرزنش میکنه

247
00:13:37,090 --> 00:13:40,759
‫اوه، از من متنفر میشه، مطمئنا

248
00:13:40,761 --> 00:13:42,877
‫اما از تو هم منتنفر میشه

249
00:13:42,879 --> 00:13:47,816
‫همه‌ی ما باید رازهایی رو نگه داریم، خانم اسموک

250
00:13:59,996 --> 00:14:01,446
‫عوض شدی

251
00:14:01,448 --> 00:14:03,398
‫هنوزم خودمم

252
00:14:03,400 --> 00:14:05,450
‫سارایی که من میشناختم بهمون خیانت نمیکرد

253
00:14:05,452 --> 00:14:07,586
‫و توی تاریکی شب از ناندا پاربت فرار نمیکرد

254
00:14:07,588 --> 00:14:10,088
‫من چاره‌ای نداشتم.
‫زلزله...

255
00:14:10,090 --> 00:14:13,425
‫من باید خانواده‌م رو میدیدم، مطمئن میشدم که در امنیت هستن

256
00:14:13,427 --> 00:14:16,177
‫اونا هم همین رو میخوان

257
00:14:16,179 --> 00:14:18,046
‫بیا خونه

258
00:14:18,048 --> 00:14:20,248
‫نمیتونم

259
00:14:20,250 --> 00:14:21,967
‫ببین، من نمیتونم برگردم، نسا

260
00:14:21,969 --> 00:14:24,135
‫چیز زیادی از روحم باقی نمونده

261
00:14:24,137 --> 00:14:27,222
‫،اما به خاطر همون مقداری که هست
‫دیگه نمیتونم کسی رو بکشم

262
00:14:27,224 --> 00:14:28,640
‫تو سوگند یاد کردی

263
00:14:28,642 --> 00:14:32,277
‫پدرم من رو اینجا فرستاد تا مطمئن بشه به سوگندت احترام میزاری

264
00:14:32,279 --> 00:14:35,313
‫به هر طریقی که شده

265
00:14:36,816 --> 00:14:41,069
‫هردوی ما میدونیم تو واقعا چرا اومدی اینجا

266
00:14:45,207 --> 00:14:48,660
‫وقتی که من پیدات کردم

267
00:14:48,662 --> 00:14:50,795
‫تو گرسنه

268
00:14:50,797 --> 00:14:53,715
‫و تنها بودی، و منتظر بودی تا بمیری

269
00:14:55,418 --> 00:14:57,836
‫انجمن تو رو پذیرفت...

270
00:14:57,838 --> 00:15:00,639
‫تا وقتی که سلامتیت رو به دست آوردی ازت مراقبت کرد

271
00:15:00,641 --> 00:15:04,726
‫فقط به خاطر منه که تو امروز زنده‌ای

272
00:15:04,728 --> 00:15:09,648
‫هـِی، من به خاطر این که من رو نجات دادی باهات نبودم

273
00:15:09,650 --> 00:15:13,568
‫من باهات بودم چون که عاشقت بودم

274
00:15:18,407 --> 00:15:20,942
‫اما دیگه نیستی

275
00:15:25,314 --> 00:15:29,501
‫راس به حرف تو گوش میکنه و تو میتونی ازش بخوای که من رو آزاد کنه

276
00:15:29,503 --> 00:15:32,420
‫پدرم هرگز کسی رو از انجمن آزاد نکرده

277
00:15:32,422 --> 00:15:34,039
‫مالکوم مرلین رو آزاد کرد

278
00:15:34,041 --> 00:15:37,926
‫که به همین خاطر خودش و شهروندهای این شهر عمیقا پشیمون شدن

279
00:15:49,021 --> 00:15:51,306
‫هر کاری که میخوای بکن

280
00:16:11,243 --> 00:16:13,328
‫دو ساعت گذشته

281
00:16:13,330 --> 00:16:15,213
‫و تا الان باید با من تماس میگرفت

282
00:16:15,215 --> 00:16:18,199
‫فلیسیتی

283
00:16:18,201 --> 00:16:20,502
‫- فلیسیتی!
‫- چیه؟

284
00:16:20,504 --> 00:16:22,721
‫ببخشید. چیه؟

285
00:16:22,723 --> 00:16:24,723
‫حالت خوبه؟

286
00:16:24,725 --> 00:16:26,758
‫آره، خوبم

287
00:16:26,760 --> 00:16:29,594
‫فقط...
‫داشتم فکر میکردم

288
00:16:29,596 --> 00:16:30,979
‫انجمن هیچوقت من رو ول نمیکنه

289
00:16:30,981 --> 00:16:32,230
‫حداقل اگه اون طرف جهان باشم

290
00:16:32,232 --> 00:16:33,815
‫میتونم خانواده‌م رو در امنیت نگه دارم

291
00:16:33,817 --> 00:16:35,483
‫اگه من بودم خیلی مطمئن نمیبودم

292
00:16:35,485 --> 00:16:37,318
‫همین الان یه نسخه از آزمایش خون لارل رو گرفتم

293
00:16:37,320 --> 00:16:39,521
‫نتیجه‌ی موادش منفی بوده

294
00:16:39,523 --> 00:16:41,206
‫خب پس چرا غش کرده؟

295
00:16:41,208 --> 00:16:44,292
‫چون اثراتی از سم مار توی خونش پیدا کردن

296
00:16:44,294 --> 00:16:45,827
‫مال افعی حفره‌دار تبتی بوده

297
00:16:45,829 --> 00:16:47,612
‫صبرکن. پس لارل اور دوز نکرده؟

298
00:16:47,614 --> 00:16:49,914
‫- مسموم شده بوده
‫- توسط نسا مسموم شده

299
00:16:49,916 --> 00:16:51,449
‫تا تو رو برگردونه اینجا

300
00:16:51,451 --> 00:16:53,901
‫و نتیجه هم داد

301
00:16:53,903 --> 00:16:55,526
‫خانواده‌م توی خطر ــه

302
00:16:59,755 --> 00:17:01,991
‫- به کی پیام میدی؟
‫- هیشکی

303
00:17:01,993 --> 00:17:04,361
‫نکنه توی دانشکده یه پسر دیدی؟

304
00:17:04,363 --> 00:17:07,080
‫بیخیال. پسرای دانشکده خز ــن

305
00:17:07,082 --> 00:17:09,582
‫اوضاع تو و الیور چطوره؟

306
00:17:09,584 --> 00:17:11,820
‫عالیـه

307
00:17:11,822 --> 00:17:14,837
‫تصمیم گرفتیم با همدیگه دنبال آپارتمان بگردیم

308
00:17:16,131 --> 00:17:18,434
‫میدونم قدم بزرگی ــه، اما...

309
00:17:18,436 --> 00:17:21,584
‫ما آماده‌ایم. فکر کنم یه سال با هم زندگی کنیم

310
00:17:21,586 --> 00:17:23,920
‫بعد از نامزدی هم یه سال دیگه، و بعدش...

311
00:17:23,922 --> 00:17:25,993
‫خانم لارل کویین

312
00:17:25,995 --> 00:17:28,015
‫شاید یه روزی بشم

313
00:17:28,017 --> 00:17:32,125
‫یه جورایی مثه این میمونه که فکر کنی اون قراره آروم بگیره و یه زندگی معمولی داشته باشه

314
00:17:32,127 --> 00:17:34,579
‫منظورت چیه؟

315
00:17:34,581 --> 00:17:37,928
‫خب، ما هردومون حداقل ۱۰تا از دخترهایی که باهاشون خوابیده رو میشناسیم

316
00:17:37,930 --> 00:17:40,397
‫نمیتونی فقط برای من خوشحال باشی؟

317
00:17:40,399 --> 00:17:42,800
‫منظورم اینه که، اگه تو با یه پسر فوق‌العاده آشنا بشی

318
00:17:42,802 --> 00:17:44,508
‫که بخواد بقیه‌ی عمرش رو کنار تو باشه

319
00:17:44,510 --> 00:17:46,464
‫من خیلی ازت حمایت میکنم و خیلی برات خوشحال میشم...

320
00:17:46,466 --> 00:17:49,265
‫لارل، نمیخواستم حیوون بازی دربیارم

321
00:17:49,267 --> 00:17:51,802
‫اون که عنوان زندگی‌نامه‌‌ت ــه

322
00:17:54,289 --> 00:17:56,608
‫من میرم یه کم بخوابم

323
00:19:26,450 --> 00:19:28,339
‫نه!

324
00:19:28,341 --> 00:19:30,228
‫نه!

325
00:19:30,230 --> 00:19:32,748
‫نه!

326
00:19:41,958 --> 00:19:44,757
‫بابا، تقصیر منه، خیلی متاسفم

327
00:19:44,758 --> 00:19:46,911
‫اون گروه قاتلایی که عضوشی، اونا مادرت رو بردن

328
00:19:46,912 --> 00:19:47,890
‫نه دقیقا

329
00:19:47,891 --> 00:19:49,380
‫- خب، پس دقیقا چی؟
‫- یه زن

330
00:19:49,382 --> 00:19:51,203
‫نسا. اون یه شخص قدرتمند ــه توی انجمن

331
00:19:51,205 --> 00:19:53,575
‫و اون لارل رو مسموم کرد.
‫اون مامان رو برده

332
00:19:53,577 --> 00:19:56,094
‫تا تو رو مجبور کنه برگردی به انجمن؟

333
00:19:56,096 --> 00:20:00,172
‫تا من رو مجبور کنه برگردم پیش اون

334
00:20:00,174 --> 00:20:02,907
‫اوه

335
00:20:02,909 --> 00:20:05,791
‫،نسا
‫این کار رو نکن

336
00:20:05,793 --> 00:20:08,990
‫من سعی کردم بهت هشدار بدم، اما تو گوش نمیکردی

337
00:20:08,992 --> 00:20:11,062
‫فکر کردم برات آموزنده خواهد بود

338
00:20:11,087 --> 00:20:12,439
‫که بدونی چه حسی داره

339
00:20:12,440 --> 00:20:14,079
‫وقتی یهو کسی که دوستش داری رو از دست بدی

340
00:20:14,081 --> 00:20:17,080
‫که بدون هیچ هشداری از زندگیت جدا میشن

341
00:20:17,082 --> 00:20:18,737
‫تو نمیخوای به مادرت من صدمه بزنی

342
00:20:18,739 --> 00:20:21,472
‫حق با توئـه.
‫نمیخوام

343
00:20:21,474 --> 00:20:24,655
‫تو یک روز فرصت داری، پرنده‌ی زرد
‫[قناری، نامی که سارا در انجمن برای خود برگزید=]

344
00:20:24,657 --> 00:20:27,555
‫درست انتخاب کن

345
00:20:32,943 --> 00:20:35,296
‫ما ۲۴ ساعت وقت داریم

346
00:20:35,298 --> 00:20:37,633
‫کارآگاه...
‫ما پیداش میکنیم

347
00:20:37,635 --> 00:20:40,534
‫باشه، لارل داخل ــه، داره دیوونه میشه، من دیگه باید برم

348
00:20:40,536 --> 00:20:43,137
‫به من خبر بدین

349
00:20:45,259 --> 00:20:47,127
‫اه، بیخیال!

350
00:20:47,129 --> 00:20:50,213
‫اگه بخوای اینجوری بازی کنی باید بری یه بلیت بخری!

351
00:20:52,016 --> 00:20:54,050
‫سلام بچه جون، پیدا کردن آپارتمان چطور پیش میره؟

352
00:20:54,052 --> 00:20:56,720
‫افتضاح. واقعا میخواستم یه جای عالی پیدا کنم

353
00:20:56,722 --> 00:20:58,805
‫تا وقتی الی از سفر دریاییش برگشت بهش نشون بدم

354
00:20:58,807 --> 00:21:01,090
‫تا من پام رو گذاشتم تو

355
00:21:01,092 --> 00:21:02,943
‫همه‌ی خوب‌هاش رو گرفته بودن

356
00:21:02,945 --> 00:21:04,778
‫شاید این یه نشونه باشه که تو نباید با این پسره

357
00:21:04,780 --> 00:21:06,229
‫که دوست پسر صداش میکنی، زندگی کنی

358
00:21:06,231 --> 00:21:07,647
‫تو و مامان همسن من بودین

359
00:21:07,649 --> 00:21:09,432
‫وقتی که رفتین به اون خونه‌ توی خیابون اسپرینگ

360
00:21:09,434 --> 00:21:10,700
‫هنوز نامزد هم نکرده بودین

361
00:21:10,702 --> 00:21:12,118
‫خب، اون به این خاطر بود که مادرت

362
00:21:12,120 --> 00:21:14,955
‫همه‌ش به خواستگاری‌‌های من جواب رد میداد

363
00:21:14,957 --> 00:21:16,606
‫واقعا؟

364
00:21:16,608 --> 00:21:18,825
‫مادرت رو که میشناسی، روح آزاد و از این حرفا

365
00:21:18,827 --> 00:21:20,726
‫وقتی که عشق رو داریم چه نیازی به حلقه ست؟

366
00:21:20,751 --> 00:21:22,188
‫میدونستی برای یه سال اون حلقه‌ی لعنتی

367
00:21:22,189 --> 00:21:23,113
‫توی جیبم خاک میخورد؟

368
00:21:23,114 --> 00:21:26,783
‫یک درخواست کمک شنیده شده، اما تا الان اثری

369
00:21:26,785 --> 00:21:29,118
‫از قایق کویین پیدا نشده

370
00:21:29,120 --> 00:21:32,005
‫رابرت و الیور کویین هم در میان گمشدگان میباشند

371
00:21:34,225 --> 00:21:36,292
‫اثری از دینا داریم؟

372
00:21:36,294 --> 00:21:38,678
‫درباره‌ی زهری که نسا روی لارل استفاده کرد تحقیق کردیم

373
00:21:38,680 --> 00:21:40,563
‫خوشبختانه، به طرز شگفت‌آوری حمل و نقل

374
00:21:40,565 --> 00:21:42,582
‫افعی حفره‌دار تبتی سخته

375
00:21:42,584 --> 00:21:45,352
‫به محض این که دندون‌های نیشش رو از دست بده، قدرتش رو از دست میده

376
00:21:45,354 --> 00:21:48,154
‫و این هم یکی دیگه از اون جملاتی که هیچوقت فکر نمیکردم ادا کنم

377
00:21:48,156 --> 00:21:49,522
‫پس از همین اطراف خریده شده؟

378
00:21:49,524 --> 00:21:51,675
‫خریده نشده. دزدیده شده

379
00:21:51,677 --> 00:21:53,476
‫- از کجا؟
‫- باغ وحش

380
00:21:53,478 --> 00:21:55,829
‫یه ورود غیر مجاز.
‫مجرم‌ها هیچی ندزدیدن

381
00:21:55,831 --> 00:21:58,365
‫و پلیس فکر کرده که فقط چندتا بچه دنبال هیجان بودن

382
00:21:58,367 --> 00:22:00,717
‫من تصاویر دوربین مدار بسته‌ی اون شب رو پیدا کردم

383
00:22:00,719 --> 00:22:02,085
‫یه پلاک پیدا کردم

384
00:22:02,087 --> 00:22:04,037
‫ماشین کرایه‌ای ــه

385
00:22:04,039 --> 00:22:05,922
‫آدرسش توی گلیدز ــه

386
00:22:05,924 --> 00:22:07,707
‫سارا، به پدرت زنگ بزن

387
00:22:12,278 --> 00:22:14,123
‫سباستین، خیلی متاسفم

388
00:22:14,124 --> 00:22:16,174
‫عادت کردم که هـِی تو رو قال بزارم

389
00:22:16,176 --> 00:22:18,727
‫ببین، من میدونم که تو باید حمایتت از کمپین من رو قطع کنی

390
00:22:18,729 --> 00:22:21,346
‫خون غلیظ‌تر از سیاست ــه

391
00:22:21,348 --> 00:22:23,014
‫و باید هم باشه

392
00:22:23,016 --> 00:22:24,983
‫خب، ممنونم که درک میکنی

393
00:22:24,985 --> 00:22:26,818
‫و واقعا امیدوارم که این قضیه تاثیری توی دوستیمون نداشته باشه

394
00:22:26,820 --> 00:22:30,338
‫- برام خیلی اهمیت داره
‫- برای من هم همینطور

395
00:22:30,340 --> 00:22:32,524
‫میتونم کمکتون کنم، آلدرمن؟

396
00:22:32,526 --> 00:22:34,743
‫من یه ملاقات با پسرتون داشتم

397
00:22:34,745 --> 00:22:36,828
‫مطمئنم که میتونید حدس بزنید موضوعش چی بوده

398
00:22:36,830 --> 00:22:39,898
‫امیدوارم تصمیم من برای شرکت در انتخابات شهرداری علیه شما

399
00:22:39,900 --> 00:22:41,867
‫تاثیری روی رابطه‌تون نداشته باشه

400
00:22:41,869 --> 00:22:44,286
‫به خاطر احترامی که برای اون رابطه قائلم

401
00:22:44,288 --> 00:22:45,587
‫میتونم بهتون یه نصیحت کنم؟

402
00:22:45,589 --> 00:22:47,756
‫- خواهش میکنم
‫- کنار بکشید

403
00:22:47,758 --> 00:22:50,312
‫همین حالا

404
00:22:50,314 --> 00:22:52,704
‫این حقیقت که شما به من توصیه میکنین که کنار بکشم

405
00:22:52,706 --> 00:22:55,046
‫قبل از این که من حتی نامزدیم رو اعلام کنم

406
00:22:55,048 --> 00:22:57,190
‫باعث میشه فکر کنم شما ترسیدید

407
00:22:57,192 --> 00:23:00,026
‫من نگران نابود کردن مادر دوستم هستم

408
00:23:00,028 --> 00:23:03,424
‫- من میتونم از خودم مواظبت کنم
‫- واقعا؟

409
00:23:03,426 --> 00:23:05,601
‫توی دادگاه شما خودتون رو مثه موجود ضعیفی

410
00:23:05,603 --> 00:23:08,981
‫که زیر انگشت شست مالکوم مرلین زندگی میکنه، توصیف کردین

411
00:23:08,983 --> 00:23:10,351
‫پس شما کدوم هستین؟

412
00:23:10,353 --> 00:23:12,989
‫زنی که به اندازه‌ی کافی قدرتمنده تا شهر رو رهبری کنه

413
00:23:12,991 --> 00:23:16,337
‫یا زنی که بسیار ضعیفه و فقط آرزوی این کار رو داره؟

414
00:23:16,339 --> 00:23:20,246
‫زنی که نباید دست کم گرفته بشه

415
00:23:30,918 --> 00:23:33,357
‫خب اینجا دقیقا نقشه‌مون چیه؟

416
00:23:33,359 --> 00:23:37,019
‫ما منتظر میمونیم. پیکان‌دار اون رو درست میاره پیش ما

417
00:23:38,553 --> 00:23:40,318
‫میدونی، هیچوقت بهم نگفتی

418
00:23:40,320 --> 00:23:41,769
‫که چجوری با پیکان‌دار متحد شدی

419
00:23:41,771 --> 00:23:42,956
‫اصن شما دوتا کجا همدیگه رو دیدین؟

420
00:23:42,958 --> 00:23:45,562
‫توی باشگاه شورشگرا

421
00:23:45,564 --> 00:23:47,080
‫همون سارای همیشگی

422
00:23:47,082 --> 00:23:50,625
‫خب، دقیقا نه

423
00:23:50,627 --> 00:23:53,676
‫من عاشقش بودم، بابا

424
00:23:56,530 --> 00:23:59,169
‫تو ناراحتی؟

425
00:24:00,357 --> 00:24:01,642
‫راستیَـتش، سارا

426
00:24:01,644 --> 00:24:03,077
‫وقتی به اتفاقاتی که برای تو

427
00:24:03,079 --> 00:24:04,561
‫توی ۶ سال گذشته افتاده، فکر میکنم

428
00:24:04,563 --> 00:24:07,167
‫درد، تنهایی...

429
00:24:07,169 --> 00:24:10,664
‫فقط خوشحالم که میشنوم کسی رو داشتی که بهت اهمیت میداده

430
00:24:32,104 --> 00:24:33,473
‫چی شده، توی مدرسه‌ی آدم‌کشی

431
00:24:33,475 --> 00:24:35,617
‫بهت مشت راست رو یاد ندادن؟

432
00:24:35,619 --> 00:24:38,206
‫- نسا کجاست؟
‫- بگو زنم کجاست

433
00:24:40,682 --> 00:24:42,973
‫- چی داره میگه؟
‫- داره دعا میخونه

434
00:24:42,975 --> 00:24:45,429
‫نه، نکن!

435
00:24:45,431 --> 00:24:48,316
‫حرومزاده!

436
00:24:51,071 --> 00:24:53,264
‫دیگه تموم شد، کارآگاه

437
00:24:53,266 --> 00:24:55,936
‫اون مرده

438
00:25:06,829 --> 00:25:08,113
‫حال سارا چطوره؟

439
00:25:08,115 --> 00:25:09,762
‫خوب نیست، و میخوام که تو

440
00:25:09,764 --> 00:25:11,065
‫دنبال نسا بگردی

441
00:25:11,067 --> 00:25:12,813
‫چون وقت خانم لنس داره تموم میشه

442
00:25:12,815 --> 00:25:14,578
‫الان میرم سراغش

443
00:25:14,580 --> 00:25:16,887
‫آه، الیور

444
00:25:16,889 --> 00:25:19,196
‫- فلیسیتی
‫- سلام، سلام

445
00:25:19,198 --> 00:25:22,164
‫اوه، من از روز عروسیم تا حالا

446
00:25:22,166 --> 00:25:23,929
‫انقدر عصبی نبودم

447
00:25:23,931 --> 00:25:26,799
‫- هر دو عروسیم
‫- مویرا، دیگه وقتشه

448
00:25:26,801 --> 00:25:28,811
‫الیور، آماده‌ای که مادرت رو معرفی کنی؟

449
00:25:28,813 --> 00:25:30,246
‫باعث افتخارمه

450
00:25:36,976 --> 00:25:39,152
‫فلیسیتی؟

451
00:25:39,154 --> 00:25:40,586
‫فلیسیتی

452
00:25:40,588 --> 00:25:42,755
‫تو چِت شده؟

453
00:25:42,757 --> 00:25:43,973
‫- و نگو...
‫- هیچی

454
00:25:43,975 --> 00:25:46,142
‫نگو هیچی

455
00:25:46,144 --> 00:25:49,512
‫راستشو بگو لطفا

456
00:25:51,365 --> 00:25:52,832
‫شاید متوجه شده باشی من خیلی حرف میزنم

457
00:25:52,834 --> 00:25:54,417
‫از نظرم دور نمونده

458
00:25:54,419 --> 00:25:56,469
‫همچنین ممکنه متوجه شده باشی که من زیاد

459
00:25:56,471 --> 00:25:59,122
‫- درباره‌ی خانواده‌م حرف نمیزنم
‫- متوجه اون شدم

460
00:25:59,124 --> 00:26:02,525
‫مادر من...

461
00:26:02,527 --> 00:26:05,712
‫اون...

462
00:26:05,714 --> 00:26:07,664
‫اون مادرمه

463
00:26:07,666 --> 00:26:09,165
‫و...

464
00:26:09,167 --> 00:26:12,302
‫من واقعا پدرم رو نمیشناسم

465
00:26:12,304 --> 00:26:14,003
‫چون اون ما رو ترک کرد

466
00:26:14,005 --> 00:26:16,089
‫خیلی کم به یاد میارمش

467
00:26:16,091 --> 00:26:17,840
‫اما یادمه که...

468
00:26:17,842 --> 00:26:20,827
‫وقتی رفت چقدر دردآور بود

469
00:26:20,829 --> 00:26:23,678
‫و فقط فکر این که کسی رو که اونقدر برام مهمه

470
00:26:23,703 --> 00:26:25,182
‫دوباره از دست بدم...

471
00:26:25,183 --> 00:26:27,183
‫هـِی

472
00:26:27,185 --> 00:26:28,851
‫تو من رو از دست نمیدی

473
00:26:28,853 --> 00:26:31,688
‫این موضوعی که تو رو ناراحت کرده...

474
00:26:31,690 --> 00:26:35,274
‫درباره‌ی خانواده‌ت ــه؟

475
00:26:36,660 --> 00:26:38,711
‫نه

476
00:26:38,713 --> 00:26:41,197
‫درباره‌ی خانواده‌ی توئـه

477
00:26:45,552 --> 00:26:47,286
‫وقت تمومه

478
00:26:47,288 --> 00:26:49,706
‫تصمیمت رو گرفتی؟

479
00:26:52,843 --> 00:26:56,328
‫بزار مادرم بره

480
00:26:56,330 --> 00:26:58,798
‫و من با تو به ناندا پاربت برمیگردم

481
00:27:00,685 --> 00:27:03,386
‫تو داری کار درست رو انجام میدی، سارا

482
00:27:03,388 --> 00:27:05,772
‫برای هردومون

483
00:27:14,948 --> 00:27:17,683
‫بیا، عزیزم

484
00:27:17,685 --> 00:27:20,403
‫چای بابونه‌ت، همونطور که دوست داری

485
00:27:20,405 --> 00:27:23,156
‫چیز دیگه‌ای هست برات بیارم؟

486
00:27:23,158 --> 00:27:25,458
‫مادرم

487
00:27:26,995 --> 00:27:30,963
‫لارل، یه چیزی هست که باید بهت بگم

488
00:27:32,916 --> 00:27:36,335
‫درباره‌ی خواهرت ــه

489
00:27:36,337 --> 00:27:38,588
‫چی شده مگه؟

490
00:27:47,731 --> 00:27:49,682
‫الـو؟

491
00:27:49,684 --> 00:27:51,401
‫بابا، مامان رو پیدا کردم

492
00:27:51,403 --> 00:27:53,686
‫‏‏۳۰ دقیقه‌ی دیگه من رو توی کارگاه‌های قایق‌سازی پایین ببین

493
00:27:53,688 --> 00:27:55,188
‫و تنها بیا

494
00:27:55,190 --> 00:27:56,856
‫به پیکان‌دار نگو

495
00:27:56,858 --> 00:27:58,390
‫دریافت شد

496
00:27:58,392 --> 00:28:00,943
‫من باید برم

497
00:28:00,945 --> 00:28:02,829
‫چی میخواستی درباره‌ی سارا بگی، بابا؟

498
00:28:02,831 --> 00:28:04,447
‫بعدا همه‌چیز رو توضیح میدم، باشه؟

499
00:28:04,449 --> 00:28:07,417
‫فقط همینجا بشین

500
00:28:13,740 --> 00:28:15,842
‫من با اطمینان این حرف رو میزنم

501
00:28:15,844 --> 00:28:18,177
‫چون که مویرا کویین ــی که من میشناسم بیشتر از

502
00:28:18,179 --> 00:28:21,080
‫یه مدیرعامل موفق و یه بشر دوست ــه

503
00:28:21,082 --> 00:28:23,516
‫اون یه مادر با مجبته که زندگیش رو وقف

504
00:28:23,518 --> 00:28:26,252
‫بزرگ کردن دو فرزند عالی ــش کرده

505
00:28:26,254 --> 00:28:28,271
‫فقط برای این که بهتون بگه اون چقدر استثنایی ــه

506
00:28:28,273 --> 00:28:30,089
‫من میخوام از پسرش دعوت کنم تا سخنرانی کنه

507
00:28:30,091 --> 00:28:33,893
‫مدیرعامل شرکت‌های تلفیقی کویین، آقای الیور کویین

508
00:28:48,325 --> 00:28:50,877
‫متشکرم

509
00:28:55,299 --> 00:28:59,001
‫من امروز اینجام تا چند کلمه...

510
00:29:00,921 --> 00:29:03,506
‫درباره‌ی مویرا کویین بگم

511
00:29:05,476 --> 00:29:08,244
‫شرط میبندم خیلی‌هاتون فکر میکنید که اون رو میشناسید

512
00:29:08,246 --> 00:29:10,296
‫چون که...

513
00:29:10,298 --> 00:29:14,150
‫درباره‌ش توی رسانه‌ها خوندین

514
00:29:14,152 --> 00:29:17,186
‫یا توی تلویزیون دیدینش

515
00:29:17,188 --> 00:29:21,340
‫اما میتونم بهتون قول بدم که...

516
00:29:22,993 --> 00:29:26,078
‫شما مادر من رو نمیشناسید

517
00:29:31,919 --> 00:29:35,204
‫شما مثه من اون رو نمیشناسید

518
00:29:44,598 --> 00:29:47,717
‫و شما نمیدونید اون چه کارهایی میتونه بکنه...

519
00:29:52,356 --> 00:29:55,808
‫وقتی نوبت میرسه به کمک کردن

520
00:29:55,810 --> 00:29:59,111
‫به مردم استارلینگ سیتی

521
00:29:59,113 --> 00:30:01,697
‫خانومها و آقایون...

522
00:30:01,699 --> 00:30:03,533
‫مادر من

523
00:30:03,535 --> 00:30:05,151
‫مویرا کویین

524
00:30:06,905 --> 00:30:09,488
‫من میدونم

525
00:30:12,576 --> 00:30:16,462
‫متشکرم!

526
00:30:16,464 --> 00:30:19,799
‫متشکرم مردم استارلینگ سیتی

527
00:30:19,801 --> 00:30:21,083
‫سارا!

528
00:30:21,085 --> 00:30:23,836
‫سم مار اینجا نیست

529
00:30:23,838 --> 00:30:25,555
‫اون نسا رو پیدا کرده

530
00:30:25,557 --> 00:30:27,039
‫و میخواد مسمومش کنه؟

531
00:30:27,041 --> 00:30:28,341
‫باید قبل از این که این کار رو بکنه جلوش رو بگیریم

532
00:30:28,343 --> 00:30:30,009
‫ردیابش رو فعال کن

533
00:30:30,011 --> 00:30:31,594
‫تو بهش ردیاب وصل کردی؟

534
00:30:31,596 --> 00:30:33,379
‫اون عادت کرده که هـِی غیبش بزنه

535
00:30:33,381 --> 00:30:35,765
‫الیور، نمیخوام بیخیال باشم، اما چرا ما باید اهمیت بدیم

536
00:30:35,767 --> 00:30:38,234
‫اگه سارا یه قاتل حرفه‌ای که میخواد خودش و خانواده‌ش رو نابود کنه، بکشه؟

537
00:30:38,236 --> 00:30:41,237
‫چون که، دیگل، اگه نصف داستان‌هایی

538
00:30:41,239 --> 00:30:44,507
‫که من درباره‌ی راس الغول شنیدم درست باشن

539
00:30:44,509 --> 00:30:47,410
‫اگه سارا دختر اون رو بکشه...

540
00:30:47,412 --> 00:30:50,246
‫همه‌ی ما تاوانش رو خواهیم پرداخت

541
00:30:59,539 --> 00:31:02,408
‫الان میان دنبالت

542
00:31:02,410 --> 00:31:04,794
‫دینا! از اون دور شو! برو کنار!

543
00:31:04,796 --> 00:31:07,096
‫،چیزی نیست
‫چیزی نیست

544
00:31:07,098 --> 00:31:09,098
‫چه اتفاقی داره میفته؟

545
00:31:10,851 --> 00:31:14,136
‫سارا...

546
00:31:14,138 --> 00:31:15,554
‫خودمم، مامان

547
00:31:15,556 --> 00:31:17,473
‫منم

548
00:31:20,194 --> 00:31:23,713
‫اوه، عزیزم!

549
00:31:24,865 --> 00:31:26,616
‫دخترم!

550
00:31:26,618 --> 00:31:30,152
‫اوه، عزیزم!

551
00:31:30,154 --> 00:31:33,659
‫خیلی دوستت دارم، مامان

552
00:31:33,661 --> 00:31:35,469
‫من باید برم

553
00:31:35,471 --> 00:31:37,527
‫چی؟ چی کار داری میکنی؟

554
00:31:37,529 --> 00:31:39,584
‫- بابا، مامان رو از اینجا ببر!
‫- چی؟!

555
00:31:39,586 --> 00:31:42,053
‫- ما باید بریم
‫- نه!

556
00:31:42,055 --> 00:31:44,473
‫نه!

557
00:31:44,475 --> 00:31:47,189
‫نه!

558
00:31:57,362 --> 00:31:59,452
‫تو زهر رو خوردی

559
00:32:00,902 --> 00:32:02,546
‫نه!

560
00:32:07,025 --> 00:32:08,868
‫نه!

561
00:32:08,870 --> 00:32:11,962
‫نه!

562
00:32:14,425 --> 00:32:15,874
‫من نمیتونم برگردم

563
00:32:16,723 --> 00:32:18,647
‫دیگه نمیتونم کسی رو بکشم

564
00:32:19,044 --> 00:32:21,181
‫باید تموم بشه

565
00:32:21,183 --> 00:32:23,600
‫سارا! دلتا چارلی ۵۲، به مرکز

566
00:32:23,602 --> 00:32:25,675
‫من توی کارگاه‌های قایق‌سازی پایین نیاز به پشتیبانی دارم

567
00:32:25,677 --> 00:32:27,025
‫آمبولانس و امدادگر...

568
00:32:29,249 --> 00:32:31,831
‫اگه انقدر بد میخوای با خانواده‌ت باشی

569
00:32:31,833 --> 00:32:35,222
‫اونا میتونن توی ابدیت بهت بپیوندن

570
00:32:35,224 --> 00:32:39,617
‫تو حق نداری به دختر من نزدیک بشی

571
00:32:46,071 --> 00:32:48,423
‫یا برو یا بمیر

572
00:32:48,425 --> 00:32:50,695
‫انتخابش با خودته

573
00:33:22,333 --> 00:33:25,344
‫سارا. هنوز میتونم نجاتش بدم

574
00:33:25,346 --> 00:33:27,599
‫بیشتر نگران نجات دادن خودت باش

575
00:33:45,460 --> 00:33:47,977
‫اون رو نکش

576
00:33:47,979 --> 00:33:49,541
‫خواهش میکنم

577
00:33:49,543 --> 00:33:52,783
‫سارا...

578
00:33:55,386 --> 00:33:58,133
‫سارا!

579
00:33:58,135 --> 00:34:00,980
‫سارا، طاقت بیار

580
00:34:00,982 --> 00:34:03,977
‫با من بمون

581
00:34:05,130 --> 00:34:07,400
‫زودباش دیگه، بمون

582
00:34:08,751 --> 00:34:11,877
‫دوباره نه

583
00:34:21,590 --> 00:34:25,621
‫دیگه کشتن کافیه

584
00:34:25,623 --> 00:34:27,185
‫نسا

585
00:34:27,187 --> 00:34:29,293
‫خواهش میکنم

586
00:34:31,384 --> 00:34:34,642
‫پرنده‌ی زرد

587
00:34:34,644 --> 00:34:38,625
‫به نام راس الغول...

588
00:34:38,627 --> 00:34:42,049
‫من تو رو آزاد میکنم

589
00:34:48,667 --> 00:34:51,136
‫عزیزم، حالت خوبه؟

590
00:34:51,138 --> 00:34:53,572
‫خوبی؟

591
00:34:55,960 --> 00:35:00,485
‫تو حالت خوبه، عزیزم

592
00:35:15,093 --> 00:35:18,104
‫چون استارلینگ سیتی شهر مائـه

593
00:35:18,683 --> 00:35:22,105
‫و از همین امروز، ما میخوایم پسش بگیریم

594
00:35:29,020 --> 00:35:31,783
‫میدونم که ما باید صحبت کنیم

595
00:35:31,785 --> 00:35:33,264
‫تو باید گوش کنی

596
00:35:35,521 --> 00:35:37,330
‫توی یک سال گذشته

597
00:35:37,332 --> 00:35:40,425
‫من کنارت ایستادم...

598
00:35:40,427 --> 00:35:42,977
‫و مبارزه کردم

599
00:35:42,979 --> 00:35:46,795
‫چون که میخواستم باور کنم تو این...

600
00:35:48,557 --> 00:35:50,391
‫هیولا نیستی

601
00:35:52,695 --> 00:35:54,662
‫و نیاز داشتم باور کنم که هنوز یک مادر دارم

602
00:35:54,664 --> 00:35:56,781
‫الان هم مادر داری، الیور...

603
00:35:56,783 --> 00:35:59,634
‫الیور، من فقط به این دلیل درباره‌ی تیا دروغ گفتم که ازش در برابر مالکوم محافظت کنم

604
00:35:59,636 --> 00:36:03,171
‫نه، تو دروغ گفتی چون این کاریه که همیشه میکنی

605
00:36:03,173 --> 00:36:06,925
‫و تو همینجوری هستی، مامان

606
00:36:06,927 --> 00:36:09,660
‫پر از دروغ

607
00:36:09,662 --> 00:36:13,681
‫و الان از من هم یه دروغگو ساختی

608
00:36:13,683 --> 00:36:17,719
‫چون که تیا هیچوقت نباید درباره‌ی مرلین بدونه

609
00:36:17,721 --> 00:36:21,189
‫و هیچوقت هم نباید حقیقت رو درباره‌ی ما بدونه

610
00:36:22,942 --> 00:36:26,227
‫که از همین الان، هیچ رابطه‌ای با هم نداریم

611
00:36:28,347 --> 00:36:31,533
‫من به خاطر تیا ظاهر رو حفظ میکنم

612
00:36:31,535 --> 00:36:36,287
‫و جلوی مردم، از کمپین ــت حمایت میکنم

613
00:36:36,289 --> 00:36:38,706
‫اما به طور خصوصی...

614
00:36:38,708 --> 00:36:42,410
‫منو تو دیگه کاری با هم نداریم

615
00:36:42,412 --> 00:36:44,262
‫الیور...

616
00:36:44,264 --> 00:36:45,552
‫الیور

617
00:36:48,718 --> 00:36:51,469
‫الیور!

618
00:37:01,814 --> 00:37:04,899
‫من میدونم که خیلی سوال داری

619
00:37:04,901 --> 00:37:07,202
‫نه

620
00:37:07,204 --> 00:37:08,903
‫چجوری میشه سوالی نداشته باشی؟

621
00:37:08,905 --> 00:37:13,191
‫چون از همین الان جواب‌هاشون رو میدونم

622
00:37:13,193 --> 00:37:16,077
‫چجوری تا الان زنده موندی؛

623
00:37:16,079 --> 00:37:17,795
‫تمام این مدت کجا بودی؟

624
00:37:17,797 --> 00:37:20,565
‫چرا با ما تماس نگرفتی

625
00:37:20,567 --> 00:37:24,752
‫و جواب همه‌شون اینه که...

626
00:37:24,754 --> 00:37:27,338
‫چون تو سارائـی

627
00:37:27,340 --> 00:37:29,090
‫عزیزم، خواهشا این رو...

628
00:37:29,092 --> 00:37:31,342
‫بابا، به خدا قسم، اگه یه کلمه دیگه حرف بزنی

629
00:37:31,344 --> 00:37:34,095
‫لارل، ببین، من میدونم که تو عصبانی هستی

630
00:37:34,097 --> 00:37:37,298
‫و کاملا هم حق داری

631
00:37:37,300 --> 00:37:39,601
‫خواهش میکنم اینها رو گردن بابا ننداز

632
00:37:39,603 --> 00:37:41,719
‫اگه میخوای کسی رو سرزنش کنی، من رو سرزنش کن

633
00:37:41,721 --> 00:37:43,955
‫اوه، من تو رو سرزنش میکنم، سارا

634
00:37:43,957 --> 00:37:46,307
‫تک تک مشکلاتی که توی زندگی ما به وجود اومده

635
00:37:46,309 --> 00:37:48,860
‫تقصیر توئـه

636
00:37:48,862 --> 00:37:53,147
‫تو با دوست پسر من سوار اون قایق لعنتی شدی

637
00:37:53,149 --> 00:37:55,733
‫تو باهامون تماس نگرفتی تا بهمون خبر بدی که هنوز زنده‌ای

638
00:37:55,735 --> 00:37:59,287
‫هرچند که ممکن بود ازدواج مامان و بابا رو نجات بده

639
00:37:59,289 --> 00:38:02,540
‫و تو یه قاتل دیوونه رو آوردی به استارلینگ سیتی

640
00:38:02,542 --> 00:38:06,244
‫که تقریبا مامان رو کشت و من رو مسموم کرد

641
00:38:06,246 --> 00:38:07,996
‫تو

642
00:38:07,998 --> 00:38:12,000
‫تو همه‌ی زندگیم رو از من دزدیدی

643
00:38:15,004 --> 00:38:16,971
‫- حالا برو بیرون
‫- لارل...

644
00:38:16,973 --> 00:38:19,057
‫برو بیرون

645
00:38:31,820 --> 00:38:34,022
‫متاسفم

646
00:38:34,024 --> 00:38:35,690
‫گفتم برو بیرون!

647
00:38:35,692 --> 00:38:38,159
‫صبرکن

648
00:38:46,452 --> 00:38:48,202
‫خواهش میکنم بیا تو

649
00:38:53,842 --> 00:38:56,961
‫بگو حال الیور خوبه!

650
00:38:56,963 --> 00:38:59,597
‫بگو همه‌چیز مرتبه!

651
00:38:59,599 --> 00:39:01,349
‫کاشکی میتونستم

652
00:39:01,351 --> 00:39:04,102
‫مویرا، من خیلی بابت رابرت و الیور متاسفم

653
00:39:04,104 --> 00:39:06,671
‫واقعا متاسفم

654
00:39:06,673 --> 00:39:12,093
‫بله، امم، من باید به هردوتون یه چیزی رو بگم

655
00:39:12,095 --> 00:39:14,395
‫چی شده؟

656
00:39:18,200 --> 00:39:22,870
‫رابرت و الیور تنها کسانی نبودن که گم شدن

657
00:39:22,872 --> 00:39:26,240
‫همراه خدمه

658
00:39:26,242 --> 00:39:28,209
‫یه دوست

659
00:39:28,211 --> 00:39:31,245
‫دقیقه‌ی آخر توسط الیور دعوت شده

660
00:39:31,247 --> 00:39:33,831
‫- تامی
‫- نه

661
00:39:33,833 --> 00:39:37,118
‫اون...

662
00:39:37,120 --> 00:39:40,388
‫سارا بوده

663
00:39:40,390 --> 00:39:42,807
‫سارای شما

664
00:39:42,809 --> 00:39:45,843
‫من خیلی متاسفم، کوئنتین

665
00:39:47,429 --> 00:39:51,399
‫رئیس لنگرگاه اون رو دیده که یواشکی سوار شده

666
00:39:54,853 --> 00:39:56,404
‫با سخنرانی گیرای امروز مویرا کویین

667
00:39:56,406 --> 00:39:58,106
‫بعضی کارشناسان

668
00:39:58,108 --> 00:40:01,109
‫بیان میکنند که شاید نامزدی او زیاد دور از ذهن نباشد

669
00:40:01,111 --> 00:40:03,828
‫و درحالی که کمپین بلاد هنوز پاسخی عمومی برای

670
00:40:03,830 --> 00:40:05,363
‫اعلام خانم کویین صادر نکرده...

671
00:40:05,365 --> 00:40:08,666
‫بهت هشدار دادم که مویرا کویین رو دست کم نگیری

672
00:40:08,668 --> 00:40:10,535
‫میخوای من چیکار کنم؟

673
00:40:10,537 --> 00:40:13,371
‫متشکرم!

674
00:40:13,373 --> 00:40:16,290
‫ممنونم مردم استارلینگ سیتی!

675
00:40:16,292 --> 00:40:19,010
‫هیچی

676
00:40:20,679 --> 00:40:23,765
‫خودم رسیدگی میکنم

677
00:40:38,030 --> 00:40:41,032
‫تو داشتی گریه میکردی

678
00:40:41,034 --> 00:40:43,317
‫آره، خوشحال شدم فهمیدم هنوزم میتونم گریه کنم

679
00:40:43,319 --> 00:40:45,253
‫حالت خوبه؟

680
00:40:45,255 --> 00:40:49,657
‫خب، لارل اونقدری که تو فکر میکردی از دیدنم هیجان‌زده نشد

681
00:40:49,659 --> 00:40:52,543
‫یه کم بهش زمان بده

682
00:40:52,545 --> 00:40:56,214
‫من شیش سال بهش زمان دادم

683
00:40:58,050 --> 00:41:00,852
‫دقیقا چی رو داری سر اون بیچاره خالی میکنی؟

684
00:41:02,338 --> 00:41:05,223
‫مادرم...

685
00:41:08,310 --> 00:41:11,429
‫اون آدمی نیست که من فکر میکردم

686
00:41:11,431 --> 00:41:14,565
‫فکر کنم واگیردار شده

687
00:41:16,152 --> 00:41:18,569
‫خب حالا چی؟

688
00:41:18,571 --> 00:41:22,673
‫نمیدونم

689
00:41:22,675 --> 00:41:25,910
‫منم نمیدونم

690
00:41:27,262 --> 00:41:29,263
‫من یه چیز رو میدونم

691
00:41:29,265 --> 00:41:31,593
‫چی رو؟

692
00:41:31,594 --> 00:41:34,345
‫من خونه‌ام

693
00:41:42,522 --> 00:41:47,522
‫تـیـم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم
‫(Dunham) محمد
‫mohammad.dunham@gmail

