‫﻿۱
00:00:02,189 --> 00:00:03,688
‫اسم من، الیور کویین ـه

2
00:00:04,944 --> 00:00:07,478
‫،بعد از گذروندن پنج سال تو یه جزیره‌ی جهنمی

3
00:00:07,480 --> 00:00:10,715
‫من فقط با یک هدف به خونه برگشته‌ام

4
00:00:10,717 --> 00:00:12,650
‫تا شهرم ـو نجات بدم

5
00:00:12,652 --> 00:00:15,786
‫،اما برای انجام این کار
‫نمی‌تونم مثل گذشته یک قاتل باشم

6
00:00:15,788 --> 00:00:20,691
‫،برای احترام به یاد و خاطره‌ی دوستم
‫باید شخص دیگه‌ای باشم

7
00:00:20,693 --> 00:00:24,862
‫باید چیز دیگه‌ای باشم

8
00:00:24,864 --> 00:00:26,697
‫آنچه در "پیکان‌دار" گذشت...

9
00:00:26,699 --> 00:00:28,566
‫،وقتی توی افغانستان بودم
‫وظیفه‌ی واحدم

10
00:00:28,568 --> 00:00:31,903
‫محافظت از "غلام قدیر" بود

11
00:00:31,905 --> 00:00:33,938
‫فکر میکنی چی شد که برادرت مرد؟

12
00:00:33,940 --> 00:00:36,040
‫،تو میخواستی یکی رو بکشی
‫اما تیرت خطا رفت

13
00:00:36,042 --> 00:00:37,642
‫تیر من خطا نمیره

14
00:00:37,644 --> 00:00:39,410
‫تو شدو رو به قتل رسوندی

15
00:00:39,412 --> 00:00:44,015
‫،بله، من ماشه رو کشیدم
‫اما تو، تو اسلحه رو نشونه رفتی

16
00:00:49,421 --> 00:00:51,522
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

17
00:00:51,524 --> 00:00:53,391
‫،پنج سال پیش
‫باهات یه عهدی بستم

18
00:00:53,393 --> 00:00:57,962
‫تا وقتی که ناامیدی رو کاملا درک نکرده باشی
‫نمیتونی بمیری

19
00:00:57,964 --> 00:01:00,932
‫و درک خواهی کرد.
‫باهات عهد میبندم

20
00:01:17,316 --> 00:01:20,151
‫سارا

21
00:01:23,622 --> 00:01:25,590
‫سارا؟

22
00:01:25,592 --> 00:01:27,458
‫قاتل

23
00:02:02,527 --> 00:02:05,363
‫الکسی. حالت چطوره، دوست من؟
‫[ به زبان روسی ]

24
00:02:05,365 --> 00:02:07,431
‫چیکار میتونم برات بکنم؟

25
00:02:07,433 --> 00:02:10,501
‫توی استارلینگ سیتی از جاسوس‌های شوروی خبری نیست

26
00:02:10,503 --> 00:02:13,471
‫آناتولی زیادی حرف میزنه

27
00:02:13,473 --> 00:02:15,706
‫بچه وفاداری ـه

28
00:02:15,708 --> 00:02:17,541
‫میخوام یکی رو برام پیدا کنی

29
00:02:17,543 --> 00:02:20,344
‫اسمش اسلید ویلسون ــه.
‫ثروتمند و استرالیایی ــه

30
00:02:20,346 --> 00:02:21,712
‫و یه چشم نداره

31
00:02:21,714 --> 00:02:23,447
‫میخوام بدونم کجا میخوابه

32
00:02:23,449 --> 00:02:26,150
‫اول، میخوام که تو بهم کمک کنی

33
00:02:26,152 --> 00:02:30,588
‫مردی هست که مبلغ قابل توجهی پول به من بدهکاره

34
00:02:30,590 --> 00:02:31,689
‫من برای مبادله اینجا نیومدم

35
00:02:31,691 --> 00:02:34,058
‫خودت میدونی پیمان برادری ما چطوری ـه

36
00:02:34,060 --> 00:02:36,527
‫من یه لطفی در حقت میکنم

37
00:02:36,529 --> 00:02:38,195
‫و تو هم یه لطفی در حق من میکنی

38
00:02:38,197 --> 00:02:40,965
‫بزار به حسابم، الکسی

39
00:02:40,967 --> 00:02:43,734
‫من برای این بازی‌ها وقت ندارم

40
00:02:43,736 --> 00:02:46,037
‫وقت جور کن

41
00:02:46,039 --> 00:02:48,072
‫من برات کاری انجام نمیدم

42
00:02:48,074 --> 00:02:51,342
‫اگه تو برام کاری انجام ندی

43
00:03:06,425 --> 00:03:09,527
‫دقیقا میدونم این پیمان برادری چطوری ـه

44
00:03:09,529 --> 00:03:12,196
‫،و در حال حاضر
‫برای من کار میکنه

45
00:03:14,299 --> 00:03:17,293
‫حرف همدیگه رو متوجه میشیم؟
‫[ به زبان روسی ]

46
00:03:17,294 --> 00:03:19,204
‫:: ارائـه‌ای از تـیـم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم ::..

47
00:03:19,204 --> 00:03:21,894
‫مترجمین
‫(Breakingbad) و کـیـارش  (Dunham) مـحـمـد

48
00:03:21,919 --> 00:03:26,919
‫dunham-sub.rozblog.com
‫wWw.BreakingBadSub.tk

49
00:03:26,945 --> 00:03:29,080
‫بیدار شدم، رفته بودی

50
00:03:29,082 --> 00:03:31,549
‫آره. خسته نبودم

51
00:03:31,551 --> 00:03:33,217
‫باید باشی

52
00:03:33,219 --> 00:03:34,985
‫آخرین بار کِی واقعا خوابیدی؟

53
00:03:34,987 --> 00:03:36,687
‫درست قبل از این که

54
00:03:36,689 --> 00:03:38,889
‫بفهمم اسلید ویلسون هنوز زنده‌س

55
00:03:40,325 --> 00:03:42,460
‫میخوای حرف بزنیم؟

56
00:03:42,462 --> 00:03:45,362
‫منظورم اینه که...

57
00:03:45,364 --> 00:03:48,599
‫میدونم هیچ کدوممون خیلی خوب
‫احساساتمون رو بیان نمیکنیم

58
00:03:48,601 --> 00:03:52,069
‫اما... منظورم اینه که، من درک میکنم

59
00:03:52,071 --> 00:03:53,938
‫اسلید و...

60
00:03:53,940 --> 00:03:56,907
‫،و خیلیه
‫و، میدونی

61
00:03:56,909 --> 00:03:59,276
‫عیبی نداره اگه ترسیدی.
‫منم ترسیدم

62
00:03:59,278 --> 00:04:02,446
‫من نترسیدم.
‫اسلید با یه دستور کار

63
00:04:02,448 --> 00:04:04,281
‫به استارلینگ برگشت

64
00:04:04,283 --> 00:04:06,650
‫اول، تلاش کرد میراکورو رو
‫به تولید انبوه برسونه

65
00:04:06,652 --> 00:04:08,586
‫بعد خودشو توی...

66
00:04:08,588 --> 00:04:11,355
‫خونه‌ی مادرم نشون میده

67
00:04:11,357 --> 00:04:13,190
‫پس میخواد که بجنگیم، خیلی خب

68
00:04:13,192 --> 00:04:14,859
‫منم باهاش میجنگم.
‫و این دفعه

69
00:04:14,861 --> 00:04:16,794
‫،وقتی کشتمش
‫کاملا مطمئن میشم

70
00:04:16,796 --> 00:04:18,929
‫که مرده بمونه

71
00:04:18,931 --> 00:04:22,099
‫فقط باید پیداش کنم

72
00:04:44,523 --> 00:04:46,791
‫اوه، قهوه؟

73
00:04:46,793 --> 00:04:48,759
‫- کاکائوی داغ
‫- همم

74
00:04:48,761 --> 00:04:50,194
‫شیرینی نداشتی؟

75
00:04:50,196 --> 00:04:52,196
‫تموم شده

76
00:04:52,198 --> 00:04:54,131
‫اینجا چیکار میکنی، دیگ؟

77
00:04:54,133 --> 00:04:55,466
‫مراقب اطرافم

78
00:04:55,468 --> 00:04:58,135
‫باشه. و وقتی میگی اطراف، منظورت گردن منه

79
00:04:58,137 --> 00:05:00,271
‫همونی که فکر میکنی اسلید ویلسون
‫میخواد وقتی خوابم بشکنتش

80
00:05:00,273 --> 00:05:01,739
‫آره، یه همچین چیزایی

81
00:05:01,741 --> 00:05:04,175
‫ببین، خونه‌ی مادر الیور

82
00:05:04,177 --> 00:05:05,743
‫مامورای امنیتی اضافی گذاشتم

83
00:05:05,745 --> 00:05:07,645
‫روی حواسش به تیا هست

84
00:05:07,647 --> 00:05:09,113
‫سارا مراقب لارل ــه

85
00:05:09,115 --> 00:05:11,749
‫پس تو هم باید مثه اون پسره‌ی چوگان‌باز سال اول دانشگاه

86
00:05:11,751 --> 00:05:14,518
‫بشینی جلوی خونه‌ی من

87
00:05:16,155 --> 00:05:18,889
‫میدونی که من قبل از تو و الیور
‫هم یه زندگی داشتم، آره؟

88
00:05:18,891 --> 00:05:22,526
‫درسته. من فقط میخوام مطمئن شم
‫که حالت خوبه، فلیسیتی

89
00:05:22,528 --> 00:05:24,528
‫و منم خیلی ممنونم

90
00:05:24,530 --> 00:05:26,664
‫اما اگه اسلید بخواد منو بکشه، میکشه

91
00:05:26,666 --> 00:05:29,166
‫تو اصلا نمیتونی جلوش رو بگیری

92
00:05:29,168 --> 00:05:32,570
‫پس برو خونه. باشه؟

93
00:05:35,707 --> 00:05:38,909
‫هِی

94
00:05:38,911 --> 00:05:40,711
‫چه پیژامه‌ی قشنگی

95
00:06:08,106 --> 00:06:10,608
‫چرا انقدر معطل کردی؟

96
00:06:12,344 --> 00:06:14,812
‫اینجا چه خبره؟

97
00:06:14,814 --> 00:06:18,182
‫فکر نمیکنی الان یه کم
‫برای شامپاین خوردن زوده؟

98
00:06:18,184 --> 00:06:21,118
‫برای من نه

99
00:06:21,120 --> 00:06:23,787
‫من تازه از یه ماموریت توی پیونگ یانگ برگشتم

100
00:06:23,789 --> 00:06:26,690
‫وای، چه خفن

101
00:06:26,692 --> 00:06:28,726
‫اون کار تو بود؟

102
00:06:28,728 --> 00:06:33,163
‫متاسفم.
‫اون اطلاعات طبقه بنده شده‌ست

103
00:06:33,165 --> 00:06:37,201
‫اما دلم برای شوهر سابق
‫و دوست‌پسر جدیدم تنگ شده بود

104
00:06:37,203 --> 00:06:39,603
‫و آرگوس توی این هتل برای مامورای مهمش

105
00:06:39,605 --> 00:06:42,239
‫رزرو دائمی داره

106
00:06:43,609 --> 00:06:45,409
‫میتونی بمونی؟

107
00:06:45,411 --> 00:06:48,412
‫خب، من و الیور یه جورایی

108
00:06:48,414 --> 00:06:51,715
‫یه... کاری داریم

109
00:06:51,717 --> 00:06:53,717
‫همه‌چی مرتبه؟

110
00:06:53,719 --> 00:06:57,821
‫،آره، آره
‫حواسمون بهش هست

111
00:06:57,823 --> 00:07:00,591
‫پس میتونی بمونی

112
00:07:09,734 --> 00:07:11,802
‫هِی

113
00:07:11,804 --> 00:07:14,471
‫مشکلی هست، مایکلز؟

114
00:07:14,473 --> 00:07:17,308
‫ما باید استراحت کنیم. این زن‌ها خسته‌ن

115
00:07:17,310 --> 00:07:18,776
‫همه‌مون خسته‌ایم

116
00:07:18,778 --> 00:07:20,844
‫تا کمپ راه زیادی مونده.
‫ادامه میدیم

117
00:07:20,846 --> 00:07:23,948
‫لازمه برم برای خانوما توضیح بدم
‫چرا باید قبل از تاریک شدن هوا برگردیم؟

118
00:07:23,950 --> 00:07:25,716
‫اونا اجازه ندارن با تو حرف بزنن

119
00:07:25,718 --> 00:07:27,685
‫- چرا، چون من آمریکاییم؟
‫- چون تو مردی

120
00:07:27,687 --> 00:07:29,987
‫پنج دقیقه فقط

121
00:07:35,594 --> 00:07:37,962
‫دخترا توی ارتش.
‫اگه نمیتونی ادامه بدی

122
00:07:37,964 --> 00:07:39,797
‫از اول ثبت نام نکن، مگه نه؟

123
00:08:07,192 --> 00:08:09,026
‫هِی داری چیکار میکنی؟

124
00:08:09,028 --> 00:08:11,128
‫چه خبره؟

125
00:08:11,130 --> 00:08:13,063
‫این چهره رو میشناسی؟

126
00:08:13,065 --> 00:08:17,368
‫باید بشناسی. توی لیست افراد
‫مهم تحت تعقیب ارتش آمریکاست

127
00:08:17,370 --> 00:08:18,535
‫غلام قدیر

128
00:08:18,537 --> 00:08:21,038
‫قاچاقچی تریاک و دلال اسلحه

129
00:08:21,040 --> 00:08:22,940
‫زنده میخوانش

130
00:08:30,915 --> 00:08:34,418
‫درباره‌ی زن‌های ارتشی چی داشتی میگفتی؟

131
00:08:34,420 --> 00:08:36,720
‫چرا وقتی ازداج کرده بودیم از این کارها نمیکردیم؟

132
00:08:36,722 --> 00:08:40,024
‫به جای این که هِی همدیگه رو
‫دیوونه کنیم، منظورته دیگه؟

133
00:08:41,393 --> 00:08:42,760
‫آماندا

134
00:08:42,762 --> 00:08:45,462
‫،انقدر نگران نباش
‫مامور مایکلز

135
00:08:45,464 --> 00:08:47,097
‫همه‌ توی دوران کاری‌مون

136
00:08:47,099 --> 00:08:49,800
‫از سوییت‌های گرون قیمت بهره بردیم

137
00:08:49,802 --> 00:08:53,203
‫یه کاری پیش اومده، میخوام باهام بیاین

138
00:08:53,205 --> 00:08:54,872
‫دیگه باید برم

139
00:08:54,874 --> 00:08:56,140
‫آره، همینطوره

140
00:08:56,142 --> 00:08:57,875
‫در واقع...

141
00:08:57,877 --> 00:08:59,843
‫منظورم هردوتون بودین

142
00:09:01,379 --> 00:09:03,614
‫این چیه اینجا؟

143
00:09:03,616 --> 00:09:06,717
‫هیدروکسی سایکلوسارین.
‫یه عامل عصبیه

144
00:09:06,719 --> 00:09:08,352
‫آخرالزمان به شکل سلاح شیمیایی

145
00:09:08,354 --> 00:09:11,321
‫و در شُرف رسیدن به بازار آزاده

146
00:09:11,323 --> 00:09:12,656
‫مامورین آرگوس توی

147
00:09:12,658 --> 00:09:14,324
‫کنداق" یه کارخونه‌ی تولیدی پیدا کردن"

148
00:09:14,326 --> 00:09:17,327
‫همه‌ی نمونه‌ها اونجا بودن، به جز یکی

149
00:09:17,329 --> 00:09:20,420
‫دو هفته بعد، این فیلم

150
00:09:20,422 --> 00:09:22,492
‫در یه روستای دور افتاده در جنوب "کوراک" گرفته شد

151
00:09:22,494 --> 00:09:25,058
‫یک میلی‌لیترش، همه رو تا شعاع ده مایلی میکشه

152
00:09:25,060 --> 00:09:27,820
‫با نصف اون مقدار، این کارها رو کردن

153
00:09:27,822 --> 00:09:31,867
‫منابع ما نمونه رو در کل اروپا تا
‫یه ملک توی "مارکویا" ردگیری کردن

154
00:09:31,869 --> 00:09:33,610
‫پس ارتش رو بفرست

155
00:09:33,612 --> 00:09:35,518
‫اگه ارتش رو بفرستیم، یه نمایش بین‌المللی به وجود میاد

156
00:09:35,520 --> 00:09:37,393
‫که دولتمون نمیتونه تحمل کنه

157
00:09:37,395 --> 00:09:39,103
‫این کار باید مخفیانه انجام بشه

158
00:09:39,105 --> 00:09:41,636
‫اگه میخوای من برنامه‌ی حمله و ربودن رو بریزم، حله

159
00:09:41,638 --> 00:09:45,353
‫اما جان یه مامور عملیاتی نیست.
‫اون شرایط لازم رو نداره

160
00:09:45,355 --> 00:09:48,577
‫با توجه به روشی که اون و الیور کویین
‫وقت آزادشون رو سپری میکنن

161
00:09:48,579 --> 00:09:51,011
‫باید بگم اعتبار لازم رو داره

162
00:09:51,013 --> 00:09:53,182
‫هِی، ببین، منم به اندازه‌ی تو میخوام که
‫این قضیه جمع و جور شه

163
00:09:53,184 --> 00:09:56,472
‫اما من دوباره رئیسم رو به یکی دیگه
‫از سفرهای تجاری تو نمیفرستم

164
00:09:56,474 --> 00:09:58,938
‫من اصلا علاقه‌ای به وارد کردن پیکان‌دار ندارم

165
00:09:58,940 --> 00:10:00,485
‫من به تو نیاز دارم

166
00:10:00,487 --> 00:10:02,524
‫برای چی؟

167
00:10:02,526 --> 00:10:04,497
‫غلام قدیر

168
00:10:04,499 --> 00:10:06,109
‫ما گرفتیمش

169
00:10:06,111 --> 00:10:07,787
‫وزارت دفاع چند سال پیش آزادش کرد

170
00:10:07,789 --> 00:10:09,662
‫کی فکر کرده که این فکر خوبیه؟

171
00:10:09,664 --> 00:10:11,471
‫دنیای پیچیده‌ایه، جانی

172
00:10:11,473 --> 00:10:13,543
‫عامل اعصاب تنها سلاح کشتار جمعی‌ای نیست که

173
00:10:13,545 --> 00:10:15,649
‫قدیر تلاش کرده بهشون دست پیدا کنه

174
00:10:15,651 --> 00:10:17,359
‫ماه گذشته، اون تلاش کرد نمونه‌ی اولیه‌ی

175
00:10:17,361 --> 00:10:18,971
‫دستگاه تولید زلزله‌ی مالکوم مرلین رو بخره

176
00:10:18,973 --> 00:10:21,767
‫در ضمن، ممنون که جلوش رو گرفتین

177
00:10:21,769 --> 00:10:24,563
‫خوشبختانه، اون نمیدونه که
‫تو توی اون قضیه دخالت داشتی

178
00:10:24,565 --> 00:10:28,247
‫اون تو رو به عنوان مردی به یاد میاره که
‫سعی داشت جونش رو نجات بده

179
00:10:28,249 --> 00:10:30,418
‫عامل اعصاب توی ملکش

180
00:10:30,420 --> 00:10:31,964
‫توی مارکویا محافظت میشه

181
00:10:31,966 --> 00:10:34,135
‫اون قراره به زودی یه مراسم جمع‌آوری کمک اونجا برگزار کنه

182
00:10:34,137 --> 00:10:36,043
‫ما دوتا همچین در تماس نبودیم

183
00:10:36,045 --> 00:10:40,615
‫،ما اون رو درست میکنیم
‫اما فرصتمون داره به سرعت تموم میشه

184
00:10:43,511 --> 00:10:45,813
‫باشه

185
00:10:45,815 --> 00:10:48,148
‫پس من توی مراسم نفوذ میکنم، و با بسته بیرون میام

186
00:10:48,150 --> 00:10:49,595
‫به نظر آسون میاد

187
00:10:49,597 --> 00:10:51,931
‫توی این کار هیچی آسون نیست

188
00:10:51,933 --> 00:10:53,872
‫خودت اینو میدونی، آقای دیگل

189
00:10:53,874 --> 00:10:56,371
‫دنبال من بیا

190
00:10:56,373 --> 00:10:58,279
‫من نمیخوام تو عامل اعصاب رو بیاری بیرون

191
00:10:58,281 --> 00:11:00,286
‫میخوام تیمت رو ببری تو

192
00:11:00,288 --> 00:11:02,095
‫تیمم رو؟

193
00:11:02,097 --> 00:11:05,515
‫اسمشون
‫گروه ویژه‌ی ایکس" ــه"

194
00:11:05,517 --> 00:11:08,049
‫بیخیال بابا

195
00:11:09,892 --> 00:11:11,832
‫اینجا که گروه ویژه نیست

196
00:11:11,834 --> 00:11:14,233
‫همونی رو بگو که واقعا هست...

197
00:11:14,235 --> 00:11:18,410
‫به "جوخه‌ی انتحاری" خوش اومدی

198
00:11:25,432 --> 00:11:29,034
‫هم زندانیان از مجازات جسمانی‌شان درس میگیرند"

199
00:11:29,035 --> 00:11:31,417
‫،و سرسخت میشوند

200
00:11:31,418 --> 00:11:34,443
‫"و هم کسانی که آنها را مجازات میکنند و یا شاهد آن هستند

201
00:11:34,445 --> 00:11:36,515
‫اوه، لطفا دیگه به اون کتاب ندین

202
00:11:36,517 --> 00:11:38,150
‫پس این واحد توئه، والر؟

203
00:11:38,152 --> 00:11:40,452
‫چیه، زندانی دیگه‌ای رو پیدا نکردی بیاری؟

204
00:11:40,454 --> 00:11:43,355
‫این یه عملیات خطرناکه

205
00:11:43,357 --> 00:11:45,891
‫و این افراد توانایی‌های به درد بخوری دارن

206
00:11:45,893 --> 00:11:46,992
‫اگه ماموریت لو بره...

207
00:11:46,994 --> 00:11:49,227
‫حذفشون میکنی

208
00:11:49,229 --> 00:11:51,229
‫جوخه‌ی انتحاری

209
00:11:57,070 --> 00:12:00,005
‫آره، انگار اون میاد خودشو قربانی کنه

210
00:12:05,244 --> 00:12:08,246
‫لایلا، باورم نمیشه که تو با این کار موافقی

211
00:12:08,248 --> 00:12:09,514
‫این آدما قاتلن!

212
00:12:09,516 --> 00:12:10,916
‫و چندتا جسد

213
00:12:10,918 --> 00:12:12,584
‫بین الیور کویین و سارا لنس افتاده؟

214
00:12:12,586 --> 00:12:15,687
‫کاری که اونا میکنن، کاری که من میکنم، کاملا متفاوته

215
00:12:15,689 --> 00:12:17,856
‫واقعا نیست، جان.
‫متوجه نیستی؟

216
00:12:17,858 --> 00:12:19,891
‫تنها چیزی که من متوجه میشم اینه که
‫تو میزاری مردی که برادر منو به قتل رسوند

217
00:12:19,893 --> 00:12:21,093
‫واسه خودش آزادانه پرسه بزنه

218
00:12:21,095 --> 00:12:23,128
‫این آزادی نیست.
‫این کار ــه

219
00:12:23,130 --> 00:12:24,329
‫این کار اشتباهه

220
00:12:24,331 --> 00:12:25,797
‫شما خوشگلا مشاوره میخواین؟

221
00:12:25,799 --> 00:12:28,233
‫من یه روان‌شناس آموزش دیده‌م

222
00:12:30,903 --> 00:12:34,072
‫"آیا شما تجربه‌ی خرده فروشی دارید؟"

223
00:12:34,074 --> 00:12:36,007
‫خرید کردن هم حسابه؟

224
00:12:40,947 --> 00:12:42,214
‫سارا؟

225
00:12:42,216 --> 00:12:44,416
‫من قبلا اون نگاه رو دیدم

226
00:12:44,418 --> 00:12:47,452
‫روی صورت خودم توی آینه وقتی که الی ازم فاصله میگرفت

227
00:12:47,454 --> 00:12:49,287
‫طاقت بیار

228
00:12:49,289 --> 00:12:50,922
‫وقتی آماده باشه باهات درد و دل میکنه

229
00:12:50,924 --> 00:12:53,792
‫آره. آدم همینطور فکر میکنه

230
00:12:53,794 --> 00:12:57,696
‫با ردگیری اهدایی که آقای ویلسون
‫به کمپین مویرا کرد، شروع کردم

231
00:12:57,698 --> 00:13:00,432
‫و تمام پول از طریق یه سری از
‫حساب‌های خارج از کشور واریز شده

232
00:13:00,434 --> 00:13:02,434
‫که هیچ کدومشون به آدرسی توی اینجا نمیرسن

233
00:13:02,436 --> 00:13:04,569
‫پس توی معاملات کارت اعتباری

234
00:13:04,571 --> 00:13:07,305
‫- و قراردادهای اجاره‌ی ماشین جستجو کردم
‫- چی؟

235
00:13:07,307 --> 00:13:09,841
‫،حتما یجوری اینور و اونور میره
‫فقط با ماشین اجاره‌ای نیست

236
00:13:09,843 --> 00:13:11,810
‫اسلید قبلا جاسوس سرویس اطلاعاتی استرالیا بوده

237
00:13:11,812 --> 00:13:13,178
‫اون میدونه چجوری خودشو مخفی نگه داره

238
00:13:15,149 --> 00:13:18,650
‫دزدی داره انجام میشه

239
00:13:18,652 --> 00:13:21,520
‫تقاطع خیابون پنجم و گریفین

240
00:13:21,522 --> 00:13:25,957
‫ما هنوزم با جرم و جنایت مبارزه میکنیم، نه؟

241
00:14:17,810 --> 00:14:20,879
‫[هاربینجر [= جلودار، پیشرو
‫هدف رو میبینه

242
00:14:20,881 --> 00:14:22,514
‫مشعل‌ها رو روشن کنید

243
00:14:22,516 --> 00:14:24,916
‫ددشات آماده‌ست

244
00:14:24,918 --> 00:14:26,852
‫شرپنل آماده‌ست

245
00:14:26,854 --> 00:14:28,920
‫تایگر آماده‌ست

246
00:14:30,022 --> 00:14:31,356
‫ماکینگ‌برد هستم

247
00:14:31,358 --> 00:14:33,225
‫هاربینجر، چراغ سبز داری

248
00:14:33,227 --> 00:14:35,360
‫فریلنسر، آماده‌ باش.
‫ددشات؟

249
00:14:35,362 --> 00:14:38,430
‫فریلنسر در دیدمه

250
00:14:38,432 --> 00:14:41,032
‫چی جلوت رو گرفته که الان به من شلیک نکنی؟

251
00:14:41,034 --> 00:14:42,834
‫شرافت

252
00:14:45,771 --> 00:14:49,140
‫میشه یه سیگار ازت بگیرم، دوست من؟

253
00:14:49,142 --> 00:14:53,311
‫،من سیگار نمیکشم
‫و دوستت هم نیستم

254
00:14:53,313 --> 00:14:55,413
‫میدونی من کی هستم؟

255
00:14:55,415 --> 00:14:58,116
‫چیکار میکنم؟

256
00:14:58,118 --> 00:15:01,786
‫تو مواد، اسلحه و بچه‌ها رو معامله میکنی

257
00:15:01,788 --> 00:15:04,689
‫برای دو طرف دعوا کار میکنی

258
00:15:04,691 --> 00:15:07,659
‫در حالی که کشورت داره
‫میسوزه پول به جیب میزنی

259
00:15:07,661 --> 00:15:10,362
‫لازم نیست فقط من اینجوری باشم

260
00:15:10,364 --> 00:15:11,830
‫بزار من برم، ثروتمندت میکنم

261
00:15:11,832 --> 00:15:14,132
‫داری سعی میکنی به افراد من رشوه بدی، قدیر؟

262
00:15:14,134 --> 00:15:17,202
‫،اگه میخواستیم پول در بیاریم
‫اینجا آخرین جایی بود که میومدیم، احمق

263
00:15:17,204 --> 00:15:19,137
‫بخواب زمین!

264
00:15:30,182 --> 00:15:32,551
‫ببخشید، حواسم نبود کجا...

265
00:15:32,553 --> 00:15:34,786
‫غلام قدیر

266
00:15:34,788 --> 00:15:37,622
‫نمیدونم احتمال کدومش کمتره...

267
00:15:37,624 --> 00:15:39,491
‫اینکه جان دیگل جلوی پاش رو نبینه

268
00:15:39,493 --> 00:15:41,326
‫یا اینکه اینجا پیداش کنم

269
00:15:41,328 --> 00:15:42,794
‫تو به هنر علاقه داری، دوست من؟

270
00:15:42,796 --> 00:15:44,129
‫وقتی یه فرصت سرمایه گذاری خوب ببینم، میشناسمش

271
00:15:44,131 --> 00:15:45,664
‫خارج از ارتش اونوقت؟

272
00:15:45,666 --> 00:15:47,499
‫و توی یه حوزه‌ی کاری پرمنفعت‌تر

273
00:15:47,501 --> 00:15:48,767
‫چه کاری هست حالا؟

274
00:15:48,769 --> 00:15:50,669
‫از اونایی که تو چیزی درباره‌شون نمیپرسی

275
00:15:50,671 --> 00:15:52,671
‫از دیدنت خوشحال شدم، غلام

276
00:15:52,673 --> 00:15:53,738
‫همه‌چیز مرتبه، آقای دیگل؟

277
00:15:53,740 --> 00:15:55,807
‫بله، اون با منه

278
00:15:55,809 --> 00:16:00,412
‫پس سرباز الان واسه خودش بادیگارد داره

279
00:16:00,414 --> 00:16:03,415
‫،توی کار من، وقتی که موفق میشم
‫برام دشمن به وجود میاد

280
00:16:03,417 --> 00:16:06,217
‫یه مرد خوب، بد میشه

281
00:16:06,219 --> 00:16:08,086
‫مرد بد، خوب میشه

282
00:16:08,088 --> 00:16:10,021
‫تو زندگی منو عوض کردی، میدونی

283
00:16:10,023 --> 00:16:11,690
‫باور کن، هیچوقت چنین قصدی نداشتم

284
00:16:11,692 --> 00:16:13,258
‫اطلاعاتی که برای دولتت فراهم کردم

285
00:16:13,260 --> 00:16:14,893
‫زندگی خیلی‌ها رو نجات داد

286
00:16:14,895 --> 00:16:18,330
‫،حالا به عنوان یه مرد آزاد
‫هروقت که بتونم یه کمکی میکنم

287
00:16:18,332 --> 00:16:19,864
‫البته

288
00:16:19,866 --> 00:16:22,434
‫بخواب زمین!

289
00:16:27,607 --> 00:16:29,741
‫امنه دیگه

290
00:16:29,743 --> 00:16:31,543
‫مثه دفعه‌ی گذشته، دوست من

291
00:16:31,545 --> 00:16:32,777
‫آقای قدیر!

292
00:16:32,779 --> 00:16:34,312
‫من خوبم

293
00:16:34,314 --> 00:16:36,848
‫فکر نکنم من هدف بوده باشم

294
00:16:39,986 --> 00:16:42,420
‫،همونطور که گفتم، وقتی توی کارم موفق بشم
‫برام دشمن به وجود میاد

295
00:16:42,422 --> 00:16:45,156
‫ما باید بریم

296
00:16:45,158 --> 00:16:49,327
‫کارِت خوب بود، ددشات.
‫میتونی محل رو ترک کنی

297
00:16:49,329 --> 00:16:51,396
‫داشتم میرفتم

298
00:16:51,398 --> 00:16:53,565
‫به جز این که

299
00:16:53,567 --> 00:16:55,233
‫فقط من نبودم که داشت میرفت

300
00:16:55,235 --> 00:16:57,581
‫شرپنل پیچوند

301
00:16:57,583 --> 00:16:59,433
‫پیداش کنید

302
00:16:59,435 --> 00:17:01,284
‫پیداش کردم، به سمت شرق میره

303
00:17:02,344 --> 00:17:04,294
‫شرپنل

304
00:17:04,296 --> 00:17:06,774
‫دست نگه دار و برگرد به قرارگاه

305
00:17:06,776 --> 00:17:09,783
‫من جزیی از ارتش اخلاقی تو نخواهم بود

306
00:17:09,785 --> 00:17:12,130
‫دست نگه دار!
‫آخرین اخطاره

307
00:17:12,132 --> 00:17:14,611
‫مخصوصا که توی کشوری هستیم که
‫مجرم‌ها رو تحویل نمیدن

308
00:17:14,613 --> 00:17:15,801
‫خیلی خب

309
00:17:23,410 --> 00:17:26,019
‫چه خبره؟

310
00:17:26,021 --> 00:17:28,037
‫شرپنل از بازی بیرون گذاشته شد

311
00:17:42,753 --> 00:17:44,239
‫اون چه کوفتی بود؟

312
00:17:44,241 --> 00:17:45,826
‫الان پاپ‌کورن لازم داریم

313
00:17:45,828 --> 00:17:48,472
‫تو خودت گفتی جان. اونا قاتلن

314
00:17:48,474 --> 00:17:49,695
‫مجرمن

315
00:17:49,697 --> 00:17:52,639
‫نیاز به یه انگیزه دارن تا از دستورات پیروی کنن

316
00:17:52,640 --> 00:17:54,623
‫برای همین توی سرشون مواد منفجره میزارین؟

317
00:17:54,625 --> 00:17:56,144
‫تا وقتی که از دستورات پیروی کنن
‫هیچ خطری وجود نداره

318
00:17:56,146 --> 00:17:57,731
‫شفر این کار رو نکرد

319
00:17:57,732 --> 00:17:59,748
‫انگار که دیگه اصن نمیشناسمت، لایلا

320
00:18:02,130 --> 00:18:04,014
‫با قدیر به کجا رسیدیم؟

321
00:18:06,627 --> 00:18:10,297
‫،جون کسی رو یه بار نجات بدی
‫بهت مدال میدن

322
00:18:10,299 --> 00:18:12,645
‫،دفعه‌ی دوم نجاتش بدی
‫مهمونی دعوتت میکنه

323
00:18:12,647 --> 00:18:16,480
‫منتظر دستورات بعدیتون میمونم، قربان

324
00:18:31,759 --> 00:18:34,800
‫چقدر افرادت لاغر و کوچیکن
‫[ به زبان روسی ]

325
00:18:34,802 --> 00:18:37,082
‫صبرم هم همینطوره

326
00:18:37,084 --> 00:18:40,455
‫این شماره‌ی حساب بانک استارلینگ سیتی

327
00:18:40,457 --> 00:18:42,935
‫آقای ویلسون ــته

328
00:18:42,937 --> 00:18:45,217
‫واضح بگم...

329
00:18:45,219 --> 00:18:48,325
‫این پاکت رو بگیر و دیگه با هم کاری نداریم

330
00:18:48,327 --> 00:18:50,706
‫برام مهم نیست دوستات کیان

331
00:18:50,708 --> 00:18:53,351
‫حرف همدیگه رو متوجه میشیم؟
‫[ به زبان روسی ]

332
00:19:03,868 --> 00:19:06,843
‫آروم باش، منم

333
00:19:06,845 --> 00:19:08,365
‫چه خبره، الی؟

334
00:19:08,366 --> 00:19:09,885
‫هِی! با من حرف بزن

335
00:19:09,887 --> 00:19:11,472
‫الان وقتش نیست

336
00:19:11,474 --> 00:19:13,721
‫پس وقتش کِیه؟

337
00:19:13,723 --> 00:19:16,267
‫براتوا، الی؟
‫داری کنترلت رو از دست میدی

338
00:19:16,269 --> 00:19:18,285
‫خیل خب، فکر اسلید رفته تو مخت

339
00:19:18,287 --> 00:19:19,574
‫باید جلوش رو بگیرم

340
00:19:19,576 --> 00:19:22,219
‫و برای اینکه جلوش رو بگیرم
‫باید پیداش کنم

341
00:19:22,221 --> 00:19:24,005
‫آره، و تا اون موقع فکر کردی چقدر

342
00:19:24,007 --> 00:19:25,725
‫میتونی دووم بیاری ؟

343
00:19:25,727 --> 00:19:27,477
‫چیزی نمیخوری
‫به ندرت میخوابی

344
00:19:27,479 --> 00:19:30,751
‫و وقتی هم که میخوابی
‫کابوس میبینی

345
00:19:30,753 --> 00:19:33,529
‫در مورد شدوئه، مگه نه ؟

346
00:19:34,753 --> 00:19:37,001
‫هی، ببین منو

347
00:19:37,003 --> 00:19:38,720
‫کاری رو کردی که باید میکردی، باشه ؟

348
00:19:38,722 --> 00:19:41,300
‫آیوو میخواست به شدو شلیک کنه یا من
‫یا حتی جفتمون

349
00:19:41,302 --> 00:19:43,268
‫تصمیم اجتناب ناپذیری بود

350
00:19:43,270 --> 00:19:45,671
‫که بهرحال گرفتمش

351
00:19:46,806 --> 00:19:48,941
‫ولی اگه طور دیگه ای انتخاب کرده بودی

352
00:19:48,943 --> 00:19:50,843
‫ممکن بود این من باشم که بخوام بکشمت

353
00:19:53,012 --> 00:19:56,849
‫ممکن بود، سارا

354
00:19:56,851 --> 00:19:58,851
‫واسه همین هم باید جلوش رو بگیریم

355
00:20:00,820 --> 00:20:03,155
‫چی داری میگی ؟

356
00:20:03,157 --> 00:20:06,692
‫میخواد از طریق تو
‫برای صدمه زدن به من استفاده کنه

357
00:20:06,694 --> 00:20:09,461
‫یا از طریق من به تو...

358
00:20:16,636 --> 00:20:20,005
‫از من دور بمون

359
00:20:24,644 --> 00:20:26,292
‫حالا که خودت بحث ـش رو پیش نمیکشی

360
00:20:26,317 --> 00:20:29,510
‫گمونم خیلی به سرنخی که
‫از "هایـو" بهت دادم نزدیک شدی

361
00:20:29,517 --> 00:20:31,183
‫فقط سریع انجامش بده

362
00:20:33,154 --> 00:20:35,687
‫تو که معمولاً اهل صحبت بودی، جان

363
00:20:35,689 --> 00:20:38,423
‫این مشکلت با دخترا، ساکتت کرده، هان ؟

364
00:20:38,425 --> 00:20:40,392
‫دختر خودت چی ؟

365
00:20:40,394 --> 00:20:43,862
‫اونی که جونت به جونش بستس

366
00:20:43,864 --> 00:20:45,998
‫زوئی

367
00:20:47,967 --> 00:20:50,202
‫دخترت میدونه که برای امرارمعاش چیکار میکنی ؟

368
00:20:50,204 --> 00:20:51,670
‫اون دلیل کارهایی هست که میکنم

369
00:20:51,672 --> 00:20:53,639
‫- جداً ؟
‫- آره

370
00:20:53,641 --> 00:20:56,375
‫مگه یه دختر چقدر دشمن میتونه داشته باشه ؟

371
00:20:56,377 --> 00:20:58,377
‫نمیخوام بدونم

372
00:20:58,379 --> 00:20:59,878
‫هر پولی که از این طریق در میارم

373
00:20:59,880 --> 00:21:02,681
‫بصورت ناشناس میره به حساب ـش

374
00:21:09,322 --> 00:21:11,590
‫یه دختر به پدر نیاز داره

375
00:21:11,592 --> 00:21:13,559
‫نه، نه یه همچین پدری

376
00:21:13,561 --> 00:21:16,028
‫بهترین کاری که برای زندگی ـش میتونم انجام بدم...

377
00:21:16,030 --> 00:21:17,963
‫اینه که توش نباشم

378
00:21:22,169 --> 00:21:24,570
‫آمادس ؟

379
00:21:24,572 --> 00:21:26,838
‫تقریباً

380
00:21:28,875 --> 00:21:32,110
‫،میدونی، وقتی جانی اینجاست
‫میشه همه مشکل ها رو پشت سر گذاشت

381
00:21:32,112 --> 00:21:33,912
‫دعوت شدن به چنین مراسمی

382
00:21:33,914 --> 00:21:36,348
‫خیلی حیفه میشه اگه از اون دعوت استفاده نکنیم

383
00:21:36,350 --> 00:21:37,285
‫تو که داری استفاده میکنی

384
00:21:37,310 --> 00:21:39,015
‫وقتی عامل عصبی رو پیدا کردی

385
00:21:39,320 --> 00:21:41,853
‫بدزدش و از اونجا خارج شو

386
00:21:41,855 --> 00:21:44,056
‫دریافت شد

387
00:21:47,827 --> 00:21:51,897
‫،خیلی متشکر
‫ممنون بابت زحمتی که کشیدید

388
00:21:54,767 --> 00:21:57,703
‫باوجود اینکه لباست
‫اصلاً شبیه پوشش نظامی نیست

389
00:21:57,705 --> 00:22:01,771
‫ولی فکر کردی اگه غدیر تو رو بشناسه چی میشه ؟

390
00:22:01,775 --> 00:22:04,576
‫آقای دیگل
‫ایشون

391
00:22:04,578 --> 00:22:07,145
‫بادیگارد جدیدش

392
00:22:07,147 --> 00:22:10,082
‫لازم شد شرکت امنیتی ـتون رو بهم معرفی کنین پس

393
00:22:10,084 --> 00:22:12,417
‫خوشحال شدم که امشب تشریف آوردین

394
00:22:12,419 --> 00:22:14,953
‫کمترین کاری هست که میتوستم بکنم
‫بعد از اینکه جونم رو نجات دادید

395
00:22:14,955 --> 00:22:16,622
‫دوباره

396
00:22:16,624 --> 00:22:19,157
‫داخل میبینمتون، دوست من

397
00:22:19,159 --> 00:22:21,093
‫غلام

398
00:22:21,095 --> 00:22:27,161
‫بنظر میاد وقت واسه جور کردن اعتبارنامه برای همراهم تنگه

399
00:22:27,167 --> 00:22:30,636
‫بفرمایید، از این طرف

400
00:22:36,410 --> 00:22:37,943
‫آخ، شرمنده

401
00:22:37,945 --> 00:22:39,630
‫فراموش کرده بودم این تو هستن

402
00:22:52,922 --> 00:22:55,897
‫از مراسم لذت ببرید، آقای دیگل

403
00:23:03,668 --> 00:23:05,916
‫ددشات با تجهیزات ـش در موقعیت هستن

404
00:23:05,918 --> 00:23:07,668
‫تایگر پشتیبانی رو برعهده داره

405
00:23:07,670 --> 00:23:09,883
‫از هاربینجر به همه نیروها
‫عملیات رو آغاز میکنیم

406
00:23:16,299 --> 00:23:19,174
‫تیراندازی در موقعیت ساعت ۱۰!

407
00:23:20,267 --> 00:23:23,639
‫من پوشش میدم!

408
00:23:23,641 --> 00:23:24,961
‫راه میفتم

409
00:23:38,849 --> 00:23:40,799
‫پاک سازی شد

410
00:23:58,622 --> 00:24:01,861
‫فقط یه بچه ـست

411
00:24:14,472 --> 00:24:16,786
‫امشب چه زیبا شدین

412
00:24:21,582 --> 00:24:25,251
‫اوه، فکر کنم به بادیگاردت یه رقص بدهکار باشی

413
00:24:25,253 --> 00:24:27,334
‫اصرار میکنم

414
00:24:38,643 --> 00:24:41,882
‫ددشات در مسیر به سمت پکیج ـه

415
00:24:41,884 --> 00:24:43,601
‫سرنوشت دنیا

416
00:24:43,603 --> 00:24:46,346
‫افتاده دست فلوید لاؤتون

417
00:24:46,348 --> 00:24:49,223
‫کمک میکنه که رو مأموریت تمرکز کنیم

418
00:24:49,225 --> 00:24:52,199
‫این چیزی هست که به خودت میگی ؟

419
00:24:52,201 --> 00:24:54,513
‫به خودم میگم که دنیا رو اونطور که هست ببینه

420
00:24:54,515 --> 00:24:56,001
‫نه اونطور که خودم میخوام

421
00:24:56,003 --> 00:24:59,043
‫وضعیت جفتمون یکی ـه

422
00:24:59,045 --> 00:25:01,060
‫تنها تفاوت ـمون اینه که من میپذیرمش

423
00:25:01,062 --> 00:25:02,680
‫این تنها فرق بین ما نیست

424
00:25:02,682 --> 00:25:04,995
‫درسته، من دیگران رو قضاوت نمیکنم

425
00:25:04,997 --> 00:25:06,648
‫لایلا ، من اون مردی که
‫همیشه بودم نیستم

426
00:25:06,650 --> 00:25:08,400
‫و من همونی هستم که بودم

427
00:25:08,402 --> 00:25:10,450
‫تو سرسختی، جان

428
00:25:10,452 --> 00:25:13,294
‫چشمت رو به دیدگاهی که
‫مثل تو نیست میبندی

429
00:25:13,296 --> 00:25:15,840
‫این چندماه گذشته فوق العاده بوده

430
00:25:15,842 --> 00:25:17,527
‫ولی ما بیشتر بازی کردیم تا صحبت

431
00:25:17,529 --> 00:25:20,138
‫بخاطر اینکه وقتی صحبت میکینم
‫آخرش به طلاق خـتم میشه

432
00:25:29,232 --> 00:25:31,479
‫خیالت راحت

433
00:25:31,481 --> 00:25:33,133
‫دست نخورده ـست

434
00:25:34,952 --> 00:25:38,026
‫اوق! واسه این که مزه اَن میده

435
00:25:38,028 --> 00:25:40,572
‫همینطوره

436
00:25:50,724 --> 00:25:52,575
‫خب

437
00:25:52,577 --> 00:25:55,154
‫مثل اینکه اوضاع با سارا خوب پیش میره

438
00:25:55,156 --> 00:25:57,832
‫فکرنکنم بهترین شخص واسه

439
00:25:57,834 --> 00:26:00,047
‫- صحبت در این زمینه تو باشی.
‫- و چرا ؟

440
00:26:00,049 --> 00:26:02,461
‫بخاطر کل این ماجرای خیانت
‫و غرق شدن کشتی و...

441
00:26:02,463 --> 00:26:04,312
‫غرق نشدن و برگشتن تو ..
‫و برگشتن اون ؟

442
00:26:04,314 --> 00:26:05,569
‫شرمنده

443
00:26:05,571 --> 00:26:08,016
‫بخاطر صحبت صادقانه وبیرحمانه ـم

444
00:26:08,018 --> 00:26:09,900
‫فکر کردم  دائماً بهم دروغ میگفتیم
‫فقط من از این حرفا میزدم

445
00:26:09,902 --> 00:26:11,983
‫نه، تو فقط فکر میکردی که اینطوریه

446
00:26:11,985 --> 00:26:14,894
‫من تو رو تقریباً بهتر از
‫هرکس دیگه ای می‌شناسم، الیور

447
00:26:14,896 --> 00:26:16,943
‫میدونم که فکر میکنی
‫استحقاق این رو نداری که خوشحال باشی

448
00:26:16,945 --> 00:26:18,704
‫ولی اشتباه میکنی

449
00:26:18,706 --> 00:26:20,630
‫،فکر میکنی با دورنگه داشتن اون

450
00:26:20,632 --> 00:26:22,656
‫،داری ازش محافظت میکنی
‫ولی اینطور نیست

451
00:26:22,658 --> 00:26:24,849
‫تو فقط داری از خودت محافظت میکنی

452
00:26:24,851 --> 00:26:28,403
‫قضیه پیچیده تر از این حرفاس

453
00:26:28,405 --> 00:26:31,360
‫همیشه همینطوره

454
00:26:39,067 --> 00:26:43,351
‫آدرس شماره حسابی رو که
‫بهم داده بودی پیدا کردم

455
00:26:43,353 --> 00:26:45,045
‫به روی و سارا زنگ میزنم

456
00:26:45,047 --> 00:26:49,297
‫نه، بیشتر از این به اسلید هدف نمیدم

457
00:26:49,299 --> 00:26:53,183
‫نمیتونی تنهایی بری اونجا
‫اینکار خودکشی ـه

458
00:26:53,185 --> 00:26:55,674
‫این قضیه بین من و اون شروع شد

459
00:26:55,676 --> 00:26:58,132
‫اینطوری هم تموم میشه

460
00:27:04,311 --> 00:27:06,802
‫ددشات هدف رو در دیدرس داره

461
00:27:11,786 --> 00:27:14,774
‫ایول

462
00:28:38,581 --> 00:28:40,108
‫نمیدونم چیکار کنم

463
00:28:40,110 --> 00:28:43,629
‫اون خیلی جلوتر از ماست

464
00:28:43,631 --> 00:28:45,755
‫منظورم اینه که، سالها برای اینکار نقشه کشیده

465
00:28:45,757 --> 00:28:48,578
‫و همه چی رو درمورد من میدونه

466
00:28:48,580 --> 00:28:51,003
‫نمیتونم...

467
00:28:54,558 --> 00:28:58,809
‫نمیدونم چطور جلوش رو بگیرم

468
00:28:58,811 --> 00:29:02,131
‫خب، با اجازه دادن به بقیه واسه کمک شروع کن

469
00:29:02,133 --> 00:29:05,253
‫اون میفته دنبال تو

470
00:29:05,255 --> 00:29:08,973
‫تو زنده ای

471
00:29:08,975 --> 00:29:11,962
‫بخاطر اینکه شدو مُرده

472
00:29:11,964 --> 00:29:14,554
‫و وقتی بیفته دنبالم
‫فکر میکنی فرقی میکنه

473
00:29:14,556 --> 00:29:16,149
‫اگه باهم باشیم یا نه

474
00:29:24,619 --> 00:29:27,110
‫بذار بیاد

475
00:29:27,112 --> 00:29:29,700
‫من دختری که اون توی جزیره می‌شناخت نیستم

476
00:29:29,702 --> 00:29:33,355
‫کشتنم اونقدرها هم ساده نیست

477
00:29:36,744 --> 00:29:39,434
‫باهم انجامش بدیم ؟

478
00:29:44,582 --> 00:29:47,106
‫باهم انجامش میدیم

479
00:29:52,489 --> 00:29:54,978
‫وارد شدم

480
00:29:54,980 --> 00:29:58,932
‫تا چند لحظه دیگه عامل عصبی رو دزدیدم

481
00:30:12,551 --> 00:30:15,507
‫هاربینجر...

482
00:30:15,509 --> 00:30:20,390
‫اوضاع از اونچه فکر میکردیم کمی وخیم تره

483
00:30:20,392 --> 00:30:21,618
‫توضیح بده

484
00:30:21,620 --> 00:30:22,980
‫خب، دارم عامل عصبی رو میبینم

485
00:30:22,982 --> 00:30:24,707
‫حتی نمیتونم جابجاش کنم

486
00:30:24,709 --> 00:30:26,269
‫چه برسه اینکه بدزدمش

487
00:30:26,271 --> 00:30:29,259
‫منتظر بمون، ددشات
‫باید با والر صحبت کنم

488
00:30:30,123 --> 00:30:32,414
‫بگو

489
00:30:32,416 --> 00:30:36,392
‫یه موقیعتی پیش اومده
‫پکیج بزرگتر از اونی که فکر میکردیم هست

490
00:30:36,336 --> 00:30:38,128
‫منتظر بمونید

491
00:30:39,988 --> 00:30:43,409
‫ددشات هدف رو در دیدرس داره
‫میخوام ببنم چی هست

492
00:30:43,411 --> 00:30:45,534
‫دوربینی که توی چشمش هست رو فعال کن

493
00:30:45,536 --> 00:30:47,295
‫طیف نگارموجی از چشم لاتون

494
00:30:47,297 --> 00:30:48,790
‫تا چند ثانیه دیگه متصل میشه و ... شد

495
00:30:48,792 --> 00:30:50,517
‫تطابق انجام شد

496
00:30:52,677 --> 00:30:54,537
‫تایگر، استخراج رو آغاز کن

497
00:30:54,539 --> 00:30:56,230
‫ددشات، تو موقعیت ـت باقی بمون

498
00:30:56,232 --> 00:30:58,789
‫هاربینجر و فریلنس، تخلیه سازی رو
‫شروع کنید و برگردید به محل قرار

499
00:30:58,791 --> 00:31:01,346
‫ددشات که هنوز با پکیج بالا نیومده

500
00:31:01,348 --> 00:31:04,336
‫فقط به دید احتیاج دارم
‫عقب نشینی کنید به محل قرار

501
00:31:04,338 --> 00:31:06,262
‫صبرکن ... تو میدونستی عامل عصبی

502
00:31:06,264 --> 00:31:07,956
‫قدری بزرگ هست که
‫نمیشه جابجاش کرد ؟

503
00:31:07,958 --> 00:31:11,012
‫عقب نشینی کنید به محل قرار

504
00:31:11,014 --> 00:31:13,337
‫شماره ۹ روشن شده و در راهه

505
00:31:13,339 --> 00:31:15,894
‫مرغ‌ مقلد بیرون

506
00:31:15,896 --> 00:31:17,323
‫این ۹ لعنتی چیه ؟

507
00:31:17,325 --> 00:31:19,415
‫ام.کیو ۹
‫یه نابودگر

508
00:31:19,417 --> 00:31:22,305
‫والر پهبادهای جنگی رو فراخونده

509
00:31:22,307 --> 00:31:25,561
‫تمام کسایی که اینجا هستن
‫تا ده دقیقه دیگه مُردن

510
00:31:39,050 --> 00:31:40,644
‫شماره ۹ ها، موشک هلفایر حمل میکنن

511
00:31:40,646 --> 00:31:42,570
‫یکی از اونها به تنهایی قادره
‫کل ساختمون رو پایین بیاره

512
00:31:42,572 --> 00:31:44,364
‫و رئیست اهمیت نمیده که
‫وقتی برسه کی اینجاست

513
00:31:44,366 --> 00:31:46,024
‫باید این آدما رو از اینجا خارج کنیم

514
00:31:46,026 --> 00:31:49,446
‫شاید یه زنگ خطر باشه
‫میتونیم فعالش کنیم

515
00:31:49,448 --> 00:31:53,350
‫جان، باید همین الان یه کاری بکنیم

516
00:31:53,352 --> 00:31:55,185
‫ایده بهتری دارم

517
00:31:57,855 --> 00:32:00,090
‫عذرمیخوام

518
00:32:00,092 --> 00:32:01,391
‫عذرمیخوام

519
00:32:01,393 --> 00:32:03,327
‫میشه توجه کنید، لطفاً ؟

520
00:32:06,065 --> 00:32:08,899
‫به افتخار میزبان

521
00:32:10,301 --> 00:32:13,203
‫غلام غدیر درهرچیزی که
‫دست روش بذاره موفق میشه

522
00:32:13,205 --> 00:32:15,372
‫تو تجارت

523
00:32:15,374 --> 00:32:17,574
‫توی بشردوستی

524
00:32:17,576 --> 00:32:21,178
‫یا تروریسم

525
00:32:21,180 --> 00:32:24,748
‫آره، فکرکنم بگین که غلام یجورایی مردی متجدد ـه

526
00:32:24,750 --> 00:32:26,950
‫یه دستی توی هر کار داره

527
00:32:26,952 --> 00:32:29,920
‫تجارت اسلحه...
‫اشاره ای به قاچاق زنان برای سکس کردم ؟

528
00:32:30,722 --> 00:32:37,360
‫یا عامل عصبی مرگبار که اون رو
‫درست یک متر پایین تر از اینجا گذاشته

529
00:32:37,363 --> 00:32:39,396
‫اینا دروغ هستن!
‫این مرد یه مزدور ـه!

530
00:32:39,398 --> 00:32:42,499
‫لاتون!

531
00:32:42,501 --> 00:32:45,168
‫جواب نمیده
‫باید برم کمکش

532
00:32:45,170 --> 00:32:46,870
‫باورم نمیشه الان چی گفتم

533
00:32:46,872 --> 00:32:50,407
‫تو! تو پنج سال پیش تو افغانستان بودی

534
00:32:50,409 --> 00:32:54,044
‫تو و اون مرتیکه از اول من رو فریب دادین

535
00:32:57,648 --> 00:32:58,882
‫به موقع اومدی

536
00:32:58,884 --> 00:33:00,650
‫خسته شدم از بس منتظر کارت دعوت واستادم

537
00:33:06,892 --> 00:33:10,727
‫آخ، آخ...
‫سرپیچی از فرمان، جان

538
00:33:10,729 --> 00:33:13,063
‫پشت سرت

539
00:33:17,902 --> 00:33:19,936
‫این شد بار دومی که نجاتت دادم جوون

540
00:33:19,938 --> 00:33:22,539
‫باید بریم

541
00:33:22,541 --> 00:33:23,940
‫والر گفت که بمونم

542
00:33:23,942 --> 00:33:25,609
‫پهباد های جنگی در حال نزدیک شدن هستن

543
00:33:25,611 --> 00:33:28,812
‫چه جالب!
‫تیمت رو نجات بده

544
00:33:30,114 --> 00:33:32,015
‫تو تیم من هستی

545
00:33:32,017 --> 00:33:33,517
‫و وقتشه که بریم

546
00:33:33,519 --> 00:33:35,719
‫آره، درسته
‫وقتشه

547
00:33:35,721 --> 00:33:38,288
‫و این راه من برای رفتنـه

548
00:33:40,925 --> 00:33:42,492
‫جوخه‌ی انتحاری
‫یادته ؟

549
00:33:42,494 --> 00:33:44,895
‫من بی مصرف شدم جان

550
00:33:44,897 --> 00:33:48,432
‫حتی این بمبی لعنتی که قراره
‫صاف به مغزم بخوره هم اینو ثابت میکنه

551
00:33:48,434 --> 00:33:52,068
‫با این راه، حدقل میتونم با افتخار خلاص بشم

552
00:33:52,070 --> 00:33:53,437
‫تو به این راحتی ها نمیمیری، لاتون

553
00:33:53,439 --> 00:33:54,495
‫جدی ؟

554
00:33:54,497 --> 00:33:58,493
‫چرا فقط بهم یه دلیل خوب نمیدی که چرا نه، هان ؟

555
00:33:58,501 --> 00:34:01,245
‫زوئی

556
00:34:10,246 --> 00:34:12,760
‫- پس گاز عصبی چی ؟
‫- باور کن...

557
00:34:12,762 --> 00:34:15,771
‫والر همین الان هم ترتیبش رو داده

558
00:34:23,151 --> 00:34:26,558
‫برو، برو، برو، برو!

559
00:34:37,808 --> 00:34:40,951
‫پهباد تغییر مکان داد
‫داره تعقیبمون میکنه

560
00:34:43,401 --> 00:34:44,425
‫کجاش خنده دار بود ؟

561
00:34:44,427 --> 00:34:46,344
‫دیوار
‫عجب زنی

562
00:34:46,346 --> 00:34:48,892
‫از کجا میدونست که پهباد رو کجا بفرسته، هان ؟

563
00:34:48,894 --> 00:34:51,406
‫منظورم مختصات دقیق هدف ـه

564
00:34:51,408 --> 00:34:54,020
‫- (ایـمپـلنت ( که توی مغزش کار گذاشتن
‫- بمب و درعین حال جی.پی.اس

565
00:34:54,022 --> 00:34:55,807
‫عجب باهوش، مگه نه ؟

566
00:34:55,809 --> 00:34:58,355
‫پهباد خونه غلام رو هدف نمیگیره

567
00:34:58,357 --> 00:35:00,737
‫داره من رو هدف میگیره

568
00:35:06,131 --> 00:35:08,017
‫هی، دووم بیار، میخوای این رو بگی ؟

569
00:35:08,018 --> 00:35:09,340
‫- برگرد
‫- چیکار داری میکنی

570
00:35:09,342 --> 00:35:11,326
‫ببین، فکر کنم بهتره برم رو هوا!

571
00:35:11,328 --> 00:35:13,344
‫ثابت بمون
‫یکم درد داره

572
00:35:43,425 --> 00:35:46,550
‫دولت مارکوین داره تهدید به انتقام میکنه

573
00:35:46,551 --> 00:35:50,024
‫با توجه به حمله پهباد اونم تو منطقه پرواز ممنوع

574
00:35:50,025 --> 00:35:53,630
‫دقیقاً همون توجهی که نمیخواستیم
‫خسته نباشید

575
00:35:53,632 --> 00:35:55,318
‫من کسی نبودم که اون پهباد رو فرستاد

576
00:35:55,320 --> 00:36:00,209
‫اون برنامه ریزی شده بود، توضیح دادن
‫انفجار یک سلاح شیمیایی خیلی ساده تره

577
00:36:00,217 --> 00:36:01,571
‫درعوض، کلی شاهد بجا موند و اجباراً تیم

578
00:36:01,573 --> 00:36:03,987
‫سیل رو فرستادیم برای پاک سازی

579
00:36:03,989 --> 00:36:07,168
‫فکر کنم دوبار در مورد قاطی کردن
‫من تو کارهای کثیفت فکر میکنی، والر

580
00:36:07,165 --> 00:36:08,487
‫یجورایی فکر نکنم مشکلی باشه

581
00:36:08,489 --> 00:36:10,472
‫روزخوش، آقای دیگل

582
00:36:20,632 --> 00:36:23,045
‫یکم عجیبه

583
00:36:23,047 --> 00:36:26,553
‫دیگل چطور میدونست که
‫جای ایـمپلنت دقیقاً کجاست ؟

584
00:36:26,555 --> 00:36:28,207
‫،با این وجود

585
00:36:28,209 --> 00:36:31,251
‫به باگ این مسئله پی بردم

586
00:36:31,253 --> 00:36:34,725
‫از این به بعد ایـمپلنت ها رو
‫در ستون فقرات قرار میدیم

587
00:36:34,727 --> 00:36:37,108
‫لاتون و بقیه رو برای جراحی آماده کن

588
00:36:48,028 --> 00:36:52,228
‫والر گفت بعد از چندسال
‫حتی ممکنه بخشوده بشی

589
00:36:52,230 --> 00:36:54,577
‫نگران نباش، جان

590
00:36:54,579 --> 00:36:57,490
‫هردومون میدونیم که اونقدرا دووم نمیارم

591
00:37:15,722 --> 00:37:17,408
‫هنوز استخدام هستی؟

592
00:37:17,410 --> 00:37:21,674
‫مردم به این راحتی ها از
‫خدمات امنیتی من خلاص نمیشن

593
00:37:24,954 --> 00:37:27,698
‫ما چی، جانی ؟

594
00:37:27,700 --> 00:37:30,876
‫دیشب، مردی که برادرم رو کشته بود

595
00:37:30,868 --> 00:37:35,142
‫فروتنی بیشتری نسبت به زنی که
‫برای محافظت از جهان گماشته شده نشون داد

596
00:37:37,329 --> 00:37:39,974
‫خوب و بد اونقدرها هم برام واضح نیست

597
00:37:41,464 --> 00:37:43,813
‫ولی یه چیز برام واضح ـه

598
00:37:43,815 --> 00:37:46,956
‫سیاه و سفید

599
00:37:46,958 --> 00:37:50,761
‫اینه که دیگه نمیتونم از دستت بدم

600
00:37:50,763 --> 00:37:54,031
‫بلاخره

601
00:37:54,033 --> 00:37:57,000
‫یه چیز که توش تفاهم داریم

602
00:38:13,051 --> 00:38:17,154
‫خب، اینم از این
‫تروریست به هم‌پیمان تبدیل میشه

603
00:38:17,156 --> 00:38:19,689
‫بهرحال، سفارش ـت رو کردم

604
00:38:19,691 --> 00:38:21,391
‫برای نجات دادن جون غدیر

605
00:38:21,393 --> 00:38:24,694
‫یه آبجو بهم بدهکاری

606
00:38:30,935 --> 00:38:32,602
‫تبریک میگم

607
00:38:32,604 --> 00:38:35,238
‫آره خب، یه بچه رو کشتم
‫تا مدال بگیرم، درسته ؟

608
00:38:35,240 --> 00:38:37,707
‫وقتی یکی با کلاشینکوف داره
‫بهت شلیک میکنه

609
00:38:37,709 --> 00:38:40,210
‫دیگه بچه نیست

610
00:38:40,212 --> 00:38:42,712
‫من طور دیگه ای فکر میکنم

611
00:38:42,714 --> 00:38:45,615
‫جهان پیچیده‌ای هست جانی

612
00:38:45,617 --> 00:38:47,617
‫اشکالی نداره جانی صدات بزنم ؟

613
00:38:47,619 --> 00:38:50,720
‫فکر نکنم اسم کوچیکت رو بدونم مایکلز

614
00:38:50,722 --> 00:38:53,090
‫لایلا

615
00:38:53,092 --> 00:38:55,525
‫از آشنایی باهات خوشحالم، لایلا

616
00:38:59,063 --> 00:39:01,865
‫در اخبار بین المللی
‫تیم بازرسی ملل متحد

617
00:39:01,867 --> 00:39:05,602
‫از ساخت تأسیسات مخفی تولید سلاح های شیمیایی

618
00:39:05,604 --> 00:39:07,571
‫در کشور مارکوین خبر داد

619
00:39:07,573 --> 00:39:09,606
‫تحت فرمان غلام غدیر

620
00:39:09,608 --> 00:39:11,875
‫در اخبار داخلی، کاندیدای شهرداری
‫مویرا کویین

621
00:39:11,877 --> 00:39:14,111
‫ابتکار جدیدی برای

622
00:39:14,113 --> 00:39:17,481
‫احیای برنامه شنا بعد از مدرسه ارائه کرد

623
00:39:17,483 --> 00:39:18,782
‫اوه، یادم میاد بچه‌هام

624
00:39:18,784 --> 00:39:20,484
‫وقتی جوون تر بودن
‫چقدر از شناکردن لذت میبردن

625
00:39:20,486 --> 00:39:22,619
‫نمیتونستم اونها رو از استخر بیرون بکشم

626
00:39:22,621 --> 00:39:24,588
‫ما باید...

627
00:39:24,590 --> 00:39:27,290
‫فکر میکردم از شناکردن متنفری

628
00:39:27,292 --> 00:39:29,025
‫بیزارم ازش

629
00:39:29,027 --> 00:39:31,862
‫همینطور هم تیا

630
00:39:31,864 --> 00:39:33,797
‫مادرم بعضی اوقات...

631
00:39:33,799 --> 00:39:36,766
‫با وارونه گفتن حقایق حال میکنه

632
00:39:37,835 --> 00:39:40,504
‫به هرحال

633
00:39:50,282 --> 00:39:52,983
‫ممنون که پام واستادی

634
00:39:52,985 --> 00:39:55,051
‫منظورت اینه که نذاشتم من رو از خودت برونی ؟

635
00:39:55,053 --> 00:39:57,954
‫دیگه از اینکارا نمیکنم

636
00:39:57,956 --> 00:40:00,157
‫- آره ؟ خوبه

637
00:40:00,159 --> 00:40:03,293
‫بهرحال داری وقتت رو تلف میکنی

638
00:40:15,806 --> 00:40:18,575
‫بنظرمیرسه به نصیحت ـم گوش کردی

639
00:40:18,577 --> 00:40:22,145
‫متشکر

640
00:40:22,147 --> 00:40:23,813
‫کمک کردن به من تو رابطه ـم با سارا

641
00:40:23,815 --> 00:40:26,850
‫میدونم که اون...
‫نمیتونه آسون باشه

642
00:40:26,852 --> 00:40:28,318
‫کمک کردن به دونفر که برام مهم هستن ؟

643
00:40:28,320 --> 00:40:29,819
‫چیزی آسون تر از این نیست

644
00:40:29,821 --> 00:40:32,489
‫اومدم سارا رو برای شام ببرم

645
00:40:32,491 --> 00:40:34,491
‫دوست داری بهمون ملحق شی ؟

646
00:40:34,493 --> 00:40:37,494
‫دوست دارم، ولی باید برم و
‫یه دوست قدیمی رو ببینم

647
00:40:37,496 --> 00:40:39,563
‫باشه

648
00:40:58,649 --> 00:41:01,017
‫سلام، الیور

649
00:41:01,019 --> 00:41:03,653
‫سلام، آماندا

650
00:41:03,655 --> 00:41:06,656
‫- هنوز از دستم عصبانی هستی ؟
‫- خوش بحالت

651
00:41:06,658 --> 00:41:08,024
‫که اون لیست رو کنار گذاشتم

652
00:41:08,026 --> 00:41:10,794
‫جداً ؟ کی هست که بیشتر از من
‫خواهان کشتن ـش هستی ؟

653
00:41:10,796 --> 00:41:12,762
‫اسلید ویلسون زنده ـست

654
00:41:12,764 --> 00:41:14,464
‫تو اون رو کشتی

655
00:41:14,466 --> 00:41:16,633
‫امکان نداره

656
00:41:16,635 --> 00:41:18,668
‫وقتی پای اسلید وسط باشه
‫هرچیزی ممکنه

657
00:41:18,670 --> 00:41:21,972
‫و برای پیداکردنش به کمک ـت احتیاج دارم

658
00:41:23,407 --> 00:41:26,643
‫- ممکنه چیزی تو دست‌وبالم داشته باشم
‫- چی ؟

659
00:41:26,645 --> 00:41:28,402
‫یه مهره جدید پیدا شده
‫که داریم دنبالش میکنیم...

660
00:41:28,427 --> 00:41:29,547
‫یه سرباز مزدور

661
00:41:29,548 --> 00:41:31,748
‫کلی جنازه باقی گذاشته

662
00:41:31,750 --> 00:41:34,317
‫ماکائو تا استانبول تا لیسبون

663
00:41:34,319 --> 00:41:36,920
‫و این رد تا استارلینگ ادامه پیدا میکنه

664
00:41:40,691 --> 00:41:45,195
‫ما "دث‌استروک" صداش میکنیم

665
00:41:45,220 --> 00:41:50,220
‫dunham-sub.rozblog.com
‫wWw.BreakingBadSub.tk

666
00:41:50,221 --> 00:41:56,221
‫مترجمین
‫(Breakingbad) و کـیـارش  (Dunham) مـحـمـد

667
00:41:56,222 --> 00:41:57,222
‫:: گــروه تــرجـمـه ایـران فـیـلـم ::..

