‫﻿۱
00:00:01,807 --> 00:00:03,194
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,844 --> 00:00:05,678
‫زهر مار تبتی چال‌دار.

3
00:00:05,680 --> 00:00:07,891
‫اگه به طور مداوم بهت تزریق بشه خوب نیست، مگه نه؟

4
00:00:07,972 --> 00:00:09,761
‫،بیهوش نگه‌ش میداره
‫همونطور که اسلید رو بیهوش کرد.

5
00:00:11,141 --> 00:00:12,751
‫به مرگ ایزابل روشف اشاره‌ای نشده؟

6
00:00:13,205 --> 00:00:14,971
‫هیچی نیست.

7
00:00:15,636 --> 00:00:17,703
‫انتخاب کن. انـتخـاب کـن!

8
00:00:17,705 --> 00:00:19,605
‫نه! نه!

9
00:00:19,607 --> 00:00:21,483
‫نه، مامان! مامان، داری چیکار میکنی؟

10
00:00:21,484 --> 00:00:24,085
‫هردو فرزندم زنده خواهند موند.

11
00:00:24,087 --> 00:00:25,252
‫داری چیکار میکنی؟!

12
00:00:25,254 --> 00:00:28,689
‫تو شجاعتی حقیقی در اختیار داری.

13
00:00:28,691 --> 00:00:31,826
‫نه!

14
00:00:33,462 --> 00:00:36,497
‫هنوز یک نفر هست که باید بمیره...

15
00:00:36,499 --> 00:00:39,500
‫قبل از اینکه این ماجرا تموم بشه.

16
00:00:39,502 --> 00:00:41,068
‫- نه...
‫- مامان؟!

17
00:00:47,809 --> 00:00:52,313
‫من رسماً سوگند میخورم

18
00:00:52,315 --> 00:00:54,014
‫که از منشور استارلینگ سیتی

19
00:00:54,016 --> 00:00:58,586
‫حمایت و دفاع خواهم کرد و به آن وفادار خواهم بود.

20
00:01:17,339 --> 00:01:19,640
‫و اینکه صادقانه

21
00:01:19,642 --> 00:01:22,042
‫وظایف دفتر شهرداری را

22
00:01:22,044 --> 00:01:24,578
‫از دوش شهردار استارلینگ سیتی برمیدارم.

23
00:01:36,191 --> 00:01:40,361
‫و آنکه به طور خستگی‌ناپذیر
‫از جانب شهروندان استارلینگ سیتی

24
00:01:40,363 --> 00:01:42,463
‫به دنبال عدالت خواهم بود...

25
00:01:44,466 --> 00:01:45,833
‫،بی‌طرفانه

26
00:01:45,835 --> 00:01:49,336
‫نسبت به صلاح خودم.

27
00:01:49,338 --> 00:01:51,405
‫باشد که خداوند مرا یاری کند.

28
00:01:53,543 --> 00:01:55,009
‫متشکرم.

29
00:02:06,521 --> 00:02:08,189
‫تیا.

30
00:02:08,191 --> 00:02:10,858
‫سلام.

31
00:02:10,860 --> 00:02:12,560
‫من همراهت هستم.

32
00:02:12,562 --> 00:02:14,862
‫میدونم.

33
00:02:16,465 --> 00:02:18,499
‫خانم کویین.

34
00:02:18,501 --> 00:02:22,970
‫میخواستم صمیمانه بابت فوت مادرتون تسلیت عرض کنم.

35
00:02:22,972 --> 00:02:25,339
‫ایشون زن خوبی بودن.

36
00:02:25,341 --> 00:02:27,041
‫حتما شهردار فوق‌العاده‌ای میشدن.

37
00:02:27,043 --> 00:02:29,210
‫متشکرم.

38
00:02:29,212 --> 00:02:31,045
‫خوشحال میشم با الیور صحبت کنم.

39
00:02:31,047 --> 00:02:32,980
‫خب، اگه دیدینش

40
00:02:32,982 --> 00:02:35,349
‫بهش بگین که خاکسپاری مادر خودش رو از دست داد.

41
00:02:37,719 --> 00:02:40,921
‫چند روز ــه که هیچکس الیور رو ندیده.

42
00:02:40,923 --> 00:02:43,657
‫هرکس یه جوری با غم و اندوه کنار میاد.

43
00:02:43,659 --> 00:02:46,193
‫و از دست دادن مادر...

44
00:02:47,864 --> 00:02:50,130
‫خب، تغییرت میده.

45
00:02:50,132 --> 00:02:52,566
‫وقتی که میفهمی الان چشم امید نیاکانت به توئـه؛

46
00:02:52,568 --> 00:02:56,370
‫،وقتی که میفهمی میراث خانواده‌ت
‫،ادامه دادن راهشون

47
00:02:56,372 --> 00:02:58,572
‫فقط در دستان توئـه.

48
00:03:00,442 --> 00:03:02,243
‫،اگه الیور رو دیدی
‫لطفا بهش بگو که من اومدم.

49
00:03:02,245 --> 00:03:04,278
‫حتما.

50
00:03:14,023 --> 00:03:16,156
‫سلام.

51
00:03:16,158 --> 00:03:18,125
‫ممنون.

52
00:03:20,295 --> 00:03:23,197
‫من حتی نمیدونم واسه چی دارم گریه میکنم.

53
00:03:23,199 --> 00:03:26,066
‫من حتی از مویرا خوشم هم نمیومد.

54
00:03:26,068 --> 00:03:29,870
‫که البته خیلی حرف زشتیه
‫که بخوای درباره‌ی کسی که تازه مرده بگی.

55
00:03:29,872 --> 00:03:33,140
‫،در دفاع از خودم باید بگم
‫اون اصلا آدم دلپذیری نبود.

56
00:03:34,276 --> 00:03:37,811
‫خیلی اهریمنی بود.

57
00:03:37,813 --> 00:03:41,549
‫اصولا توی مراسم خاکسپاری کسی
‫از این حرفا نمیزنن.

58
00:03:41,551 --> 00:03:43,884
‫،تو برای اون گریه نمیکنی، فلیسیتی
‫تو داری برای الیور گریه میکنی.

59
00:03:43,886 --> 00:03:46,987
‫اون کجاست؟

60
00:03:46,989 --> 00:03:49,723
‫چطور تونسته نیاد اینجا؟

61
00:03:49,725 --> 00:03:50,891
‫نمیدونم.

62
00:03:50,893 --> 00:03:53,460
‫اگه الیور باهوش باشه...

63
00:03:53,462 --> 00:03:56,397
‫فرار کرده به جزیره‌ش تا قایم بشه.

64
00:03:58,166 --> 00:04:00,901
‫اما شاید به خاکسپاری شماها بیاد.

65
00:04:11,846 --> 00:04:15,349
‫من همیشه عاشق این عکس بودم.

66
00:04:15,351 --> 00:04:19,853
‫به نظرم مادرت به طرز مخصوصی زیبا افتاده.

67
00:04:19,855 --> 00:04:21,722
‫خوب، خودش اینطور فکر نمیکرد.

68
00:04:21,724 --> 00:04:23,524
‫فکر میکرد چشم‌هاش پف کرده افتادن.

69
00:04:23,526 --> 00:04:27,695
‫هیچوقت اینو به من نگفت.

70
00:04:28,830 --> 00:04:31,599
‫- حالت چطوره؟
‫- اصلا خوب نیست.

71
00:04:34,235 --> 00:04:37,871
‫مادرت زندگیش رو فدای تو کرد، تیا.

72
00:04:37,873 --> 00:04:40,474
‫اون به روش‌هایی بهت نشون داد که چقدر دوستت داره

73
00:04:40,476 --> 00:04:42,610
‫که هر مادری نمیتونه.

74
00:04:42,612 --> 00:04:43,644
‫میدونم.

75
00:04:43,646 --> 00:04:46,747
‫وقتی که داشت میمرد
‫فکر میکرد من ازش متنفرم.

76
00:04:46,749 --> 00:04:50,317
‫اما تنها چیزی که میخواستیم
‫حقیقت بود.

77
00:04:50,319 --> 00:04:52,586
‫یه دروغ باعث کشته شدنش شد.

78
00:04:52,588 --> 00:04:54,188
‫متوجه نمیشم.

79
00:04:54,190 --> 00:04:56,256
‫اسلید ویلسون.

80
00:04:56,258 --> 00:04:59,660
‫اون با الیور توی اون جزیره بودن.

81
00:04:59,662 --> 00:05:04,031
‫و به یه دلیلی ازش نفرت داره.

82
00:05:05,533 --> 00:05:08,002
‫یه قاتل روانی توی زندگیمون بود

83
00:05:08,004 --> 00:05:10,704
‫و برادرم هیچوقت درباره‌ش بهمون هشدار نداد.

84
00:05:10,706 --> 00:05:14,942
‫تیا، برادرت تو رو بیشتر از زندگیش دوست داره.

85
00:05:17,112 --> 00:05:20,414
‫بهتره اون عکس رو نگه داری.

86
00:05:44,072 --> 00:05:46,807
‫این زیردریایی بیشتر از ۶۰ سال عمر داره.

87
00:05:46,809 --> 00:05:50,544
‫توی جنگ داشته میراکورو رو حمل میکرده که به گل نشسته.

88
00:05:55,450 --> 00:05:57,584
‫خون.

89
00:05:57,586 --> 00:05:58,886
‫ماله اسلید ــه.

90
00:05:58,888 --> 00:06:02,423
‫اون داشت از خونریزی شدید میمرد.

91
00:06:02,425 --> 00:06:05,959
‫تا اینکه ما تصمیم گرفتیم میراکورو رو بهش بدیم.

92
00:06:05,961 --> 00:06:08,062
‫مطمئنا از اون فکرهای خوبت نبوده.

93
00:06:08,064 --> 00:06:10,030
‫این فکر که تو زیردریایی رو درست کنی چطور؟

94
00:06:10,032 --> 00:06:12,032
‫- تو توی نیروی دریایی بودی.
‫- نیروی دریایی روسیه.

95
00:06:12,034 --> 00:06:13,967
‫اونها بهمون یاد دادن که چجوری زیردریایی‌های ژاپنی رو غرق کنیم، نه اینکه چجوری برونیمشون.

96
00:06:13,969 --> 00:06:15,903
‫آناتولی، خواهش میکنم.

97
00:06:15,905 --> 00:06:18,105
‫،میدونم که احتمالش کمه
‫،اما اگه این زیردریایی رو راه بندازیم

98
00:06:18,107 --> 00:06:20,474
‫میتونیم اسلید و میراکورو رو منفجر کنیم

99
00:06:20,476 --> 00:06:22,443
‫و گورمون رو هم از این جزیره گم کنیم.

100
00:06:22,445 --> 00:06:25,245
‫،منظورم اینه که
‫،مگه اینکه تو ایده‌ی بهتری داشته باشی

101
00:06:25,247 --> 00:06:27,347
‫این تنها شانس ما برای رسیدن به خونه‌س.

102
00:06:27,349 --> 00:06:30,484
‫باشه. سعیم رو میکنم.

103
00:06:32,287 --> 00:06:35,456
‫هیچکس از شب حمله اسلید ویلسون رو ندیده.

104
00:06:35,458 --> 00:06:37,491
‫،منظورم اینه که، درسته دیگه خانواده‌ی کویین رو تهدید نکرده

105
00:06:37,493 --> 00:06:39,593
‫اما ما باید این حرومزاده رو پیدا...

106
00:06:40,929 --> 00:06:42,663
‫ببخشید. سلام.

107
00:06:42,665 --> 00:06:44,298
‫توی مراسم گمت کردم.

108
00:06:44,300 --> 00:06:45,933
‫،آره، میبایست برمیگشتم اینجا

109
00:06:45,935 --> 00:06:47,473
‫تا ببینم پرونده در چه حاله.

110
00:06:47,498 --> 00:06:48,570
‫سرنخی هست؟

111
00:06:48,571 --> 00:06:50,637
‫نه. ویلسون آب شده رفته تو زمین.

112
00:06:50,639 --> 00:06:51,659
‫فقط اون نیست که غیبش زده.

113
00:06:51,684 --> 00:06:53,041
‫از خواهرت خبر داری؟

114
00:06:53,042 --> 00:06:56,110
‫به جز یه اس‌ام‌اس که نوشته بود میخواد بره آب و هوا عوض کنه، نه.

115
00:06:57,979 --> 00:07:00,013
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

116
00:07:00,015 --> 00:07:02,883
‫درباره‌ی سباستین بلاد ــه.

117
00:07:02,885 --> 00:07:04,785
‫یه چیزی هست که درست به نظر نمیرسه.

118
00:07:04,787 --> 00:07:08,122
‫- لورل...
‫- بابا، میدونم چی فکر میکنی.

119
00:07:08,124 --> 00:07:11,125
‫وقتی که بهش تهمت زدم که پدرش رو کشته، ناراحت بودم.

120
00:07:11,127 --> 00:07:12,693
‫اما چونکه من یه مشکلی داشتم

121
00:07:12,695 --> 00:07:14,561
‫دلیل نمیشه که درباره‌ی سباستین اشتباه میکردم.

122
00:07:14,563 --> 00:07:17,064
‫لطفا دوباره این بازی رو شروع نکن، باشه؟

123
00:07:17,066 --> 00:07:19,466
‫چی شده که این حرف رو میزنی؟

124
00:07:19,468 --> 00:07:21,268
‫توی مراسم دیدمش.

125
00:07:21,270 --> 00:07:23,871
‫و یهو به ذهنم رسید که اون الان فقط به این خاطر شهردار ــه که

126
00:07:23,873 --> 00:07:25,806
‫مویرا کشته شده.

127
00:07:25,808 --> 00:07:27,007
‫آره، توسط اسلید ویلسون.

128
00:07:27,009 --> 00:07:28,308
‫اگه ارتباطی داشته باشن چی؟

129
00:07:28,310 --> 00:07:29,710
‫،تو یه بار بهم گفتی

130
00:07:29,712 --> 00:07:31,645
‫یه پلیس فقط به اندازه‌ای خوبه
‫که حس ششم ــش قویه.

131
00:07:31,647 --> 00:07:33,580
‫،خب، من دختر یه پلیسم

132
00:07:33,582 --> 00:07:37,151
‫و حس ششمم بهم میگه سباستین اون آدمی نیست که تو فکر میکنی.

133
00:07:37,153 --> 00:07:38,719
‫مطمئنی؟

134
00:07:38,721 --> 00:07:40,754
‫عزیزم، دفعه‌ی پیش...

135
00:07:40,756 --> 00:07:42,021
‫من یه دائم‌الخمر بودم.

136
00:07:42,046 --> 00:07:44,025
‫و تو حق داشتی که بهم اعتماد نکنی.

137
00:07:44,560 --> 00:07:46,627
‫اما، بابا...

138
00:07:46,629 --> 00:07:49,797
‫الان باید بهم اعتماد کنی.

139
00:07:49,799 --> 00:07:52,699
‫این قانون جدید
‫اولین قدم

140
00:07:52,701 --> 00:07:56,003
‫در راه تبدیل کردن استارلینگ سیتی به جواهریه که قبلا بود.

141
00:07:56,005 --> 00:07:58,939
‫جواهری که میتونه دوباره باشه.

142
00:07:58,941 --> 00:08:03,377
‫،یه تماس تلفنی دارین
‫شهردار بلاد.

143
00:08:03,379 --> 00:08:06,346
‫هنوز به اینکه مردم منو "شهردار" صدا کنن عادت نکردم، آلیسا.

144
00:08:06,348 --> 00:08:07,681
‫لطفا پیامش رو بگیر.

145
00:08:07,683 --> 00:08:09,249
‫اما خیلی اصرار داره.

146
00:08:09,251 --> 00:08:11,218
‫گفت که پدرتون ــه.

147
00:08:11,220 --> 00:08:13,387
‫اینکه غیرممکنه.

148
00:08:13,389 --> 00:08:15,489
‫مهم نیست.

149
00:08:15,491 --> 00:08:18,458
‫جواب میدم.

150
00:08:19,961 --> 00:08:21,161
‫الـو؟

151
00:08:21,163 --> 00:08:22,963
‫سلام، سباستین.

152
00:08:22,965 --> 00:08:25,499
‫ببخشید که مزاحمت شدم.
‫فقط میخواستم زنگ بزنم

153
00:08:25,501 --> 00:08:27,601
‫و ببینم اولین روزت چطور پیش میره.

154
00:08:27,603 --> 00:08:29,336
‫،خیلی خوب
‫متشکرم.

155
00:08:29,338 --> 00:08:31,305
‫،اما الان یه کم سرم شلوغه

156
00:08:31,307 --> 00:08:32,739
‫،پس اگه اجازه بدین که بعدا باهاتون تماس بگیرم

157
00:08:32,741 --> 00:08:34,508
‫به محض اینکه بتونم زنگ میزنم.

158
00:08:34,510 --> 00:08:37,044
‫مطمئنم که الان خیلی کارها هست که باید بهشون رسیدگی کنی.

159
00:08:37,046 --> 00:08:40,747
‫هرچی باشه، الان دیگه
‫شهردار شدی.

160
00:08:40,749 --> 00:08:43,250
‫پس برو سر کارِت.

161
00:08:55,296 --> 00:08:57,664
‫تقریبا زهر مارمون تموم شده.

162
00:08:57,666 --> 00:09:00,200
‫وقتی که روی رو اینطوری میبینم
‫یاد بری میفتم.

163
00:09:00,202 --> 00:09:02,402
‫و بری منو یاد
‫آزمایشگاه‌های استار میندازه.

164
00:09:02,404 --> 00:09:05,405
‫،آزمایشگاه‌های استار منو یاد داروی میراکورو میندازه که دارن روش کار میکنن

165
00:09:05,407 --> 00:09:08,942
‫که الان خیلی
‫به دردمون میخوره.

166
00:09:08,944 --> 00:09:13,113
‫آره، مخصوصا از وقتی که به ایزابل روشف از اینها تزریق شده.

167
00:09:13,115 --> 00:09:14,982
‫- از کجا میدونی؟
‫- چون غیر از این امکان نداره

168
00:09:14,984 --> 00:09:16,850
‫بعد از اینکه با یه گلوله‌ی نه میلیمتری مرگبار

169
00:09:16,852 --> 00:09:19,186
‫بهش شلیک شده، بتونه راه بره.

170
00:09:21,590 --> 00:09:23,724
‫من کلی پیام برای الیور گذاشتم

171
00:09:23,726 --> 00:09:26,426
‫که ایزابل برگشته.
‫هیچ جوابی نداده.

172
00:09:26,428 --> 00:09:28,362
‫تو توی پیدا کردنش شانسی آوردی؟

173
00:09:28,364 --> 00:09:31,098
‫یه عالمه. همه‌شون هم بد ــن.

174
00:09:31,100 --> 00:09:32,666
‫،پاسپورتش

175
00:09:32,668 --> 00:09:34,701
‫،گوشی ــش
‫و یا حساب بانکی ــش

176
00:09:34,703 --> 00:09:37,804
‫فعالیتی نداشتن...
‫یا حداقل هرچی که ازشون باقی مونده، فعالیتی نداشته.

177
00:09:37,806 --> 00:09:40,641
‫و نرم‌افزار تشخیص چهره
‫توی هیچ فرودگاه یا ترمینال اتوبوس و قطاری

178
00:09:40,643 --> 00:09:42,209
‫پیداش نکرده.

179
00:09:42,211 --> 00:09:43,777
‫درست.

180
00:09:43,779 --> 00:09:45,345
‫سارا چی؟

181
00:09:45,347 --> 00:09:47,214
‫اون هم هیچی.

182
00:09:47,216 --> 00:09:49,783
‫دیگ، آدم یهو اینجوری غیبش نمیزنه، مگه اینکه...

183
00:09:49,785 --> 00:09:51,885
‫این حرف رو نزن، فلیسیتی.

184
00:09:51,887 --> 00:09:54,388
‫اگه سارا مرده باشه چی؟

185
00:09:54,390 --> 00:09:57,491
‫اگه الیور مرده باشه چی؟

186
00:09:57,493 --> 00:09:59,026
‫شاید به همین خاطر باشه که نمیتونیم پیداش...

187
00:09:59,028 --> 00:10:01,528
‫اون زنده‌ست، فلیسیتی.

188
00:10:01,530 --> 00:10:04,064
‫اگه غیر از این بود
‫مطمئن باش که ایزابل روشف

189
00:10:04,066 --> 00:10:06,466
‫حالمون رو میگرفت.
‫باور کن، اون زنده‌ست.

190
00:10:06,468 --> 00:10:08,335
‫،خب، امیدوارم تو یه راهی بلد باشی که پیداش کنیم

191
00:10:08,337 --> 00:10:11,271
‫چون من دیگه جایی نیست که نگشته باشم و کسی نیست که ازش نپرسیده باشم.

192
00:10:11,273 --> 00:10:14,741
‫من میدونم از کی بپرسیم.

193
00:10:20,315 --> 00:10:22,816
‫ممنون که قبول کردی ما رو ببینی.

194
00:10:22,818 --> 00:10:25,052
‫آقای دیگل.

195
00:10:25,054 --> 00:10:28,622
‫فکر کردم دفعه‌ی قبل براتون واضح توضیح دادم.

196
00:10:28,624 --> 00:10:31,158
‫آرگوس دیگه کمکی به شما نمیکنه.

197
00:10:31,160 --> 00:10:33,994
‫من کمک برای خودم نمیخوام، آماندا.

198
00:10:33,996 --> 00:10:36,897
‫من برای همه‌ی کسایی که توی استارلینگ سیتی هستن کمک میخوام.

199
00:10:36,899 --> 00:10:39,239
‫میخوام الیور کویین رو پیدا کنی.

200
00:10:39,264 --> 00:10:43,218
‫- -:: تـیـم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم ::

201
00:10:43,243 --> 00:10:48,186
‫(Dunham) مـحمـد
‫dunham-sub.rozblog.com

202
00:10:49,155 --> 00:10:50,704
‫دیگ.

203
00:10:50,706 --> 00:10:52,123
‫داره  XK-۱۵ اون کامپیوتر پردازنده‌ی.

204
00:10:52,124 --> 00:10:53,048
‫فلیسیتی...

205
00:10:53,049 --> 00:10:54,670
‫اما اون نباید هنوز حتی وجود داشته باشه.

206
00:10:54,829 --> 00:10:56,147
‫منم میخوام.

207
00:10:56,149 --> 00:10:57,466
‫بهم خبر بده که چی پیدا کردی.

208
00:10:57,468 --> 00:10:58,917
‫من وقت ندارم که بیفتم

209
00:10:58,919 --> 00:11:00,204
‫،دنبال دوستای شما
‫آقای دیگل.

210
00:11:00,206 --> 00:11:01,886
‫ما اینجا به مشکلات مهمتری رسیدگی میکنیم.

211
00:11:01,888 --> 00:11:03,470
‫متوجه نیستی.
‫الیور غیبش زده.

212
00:11:03,472 --> 00:11:04,756
‫شاید میخواسته مدتی بره استراحت.

213
00:11:04,758 --> 00:11:07,131
‫یا شاید هم ممکنه شما دوتا

214
00:11:07,133 --> 00:11:08,748
‫فقط جای درست رو نگشتین؟

215
00:11:08,750 --> 00:11:10,595
‫نرم‌افزار تشخیص چهره رو امتحان کردین؟

216
00:11:10,597 --> 00:11:12,145
‫یله، سه بار اجراش کردم.

217
00:11:12,147 --> 00:11:14,289
‫آماندا، خواهش میکنم.

218
00:11:14,291 --> 00:11:18,545
‫اسلید ویلسون یه ارتش از افرادی درست مثل خودش داره.

219
00:11:18,547 --> 00:11:21,085
‫چند نفر در معرض میراکورو قرار گرفتن؟

220
00:11:21,087 --> 00:11:22,536
‫انقدر هستن که این شهر رو به آشوب بکشن.

221
00:11:22,538 --> 00:11:24,152
‫ما باید همین الان الیور رو پیدا کنیم.

222
00:11:24,154 --> 00:11:26,198
‫ببینم چیکار میتونم بکنم.

223
00:11:26,200 --> 00:11:27,451
‫از سارا خبر داری؟

224
00:11:27,476 --> 00:11:28,144
‫نه.

225
00:11:28,145 --> 00:11:30,947
‫میتونی به مندی زنگ بزنی و ببینی میتونه به بار برسه یا نه؟

226
00:11:35,269 --> 00:11:37,050
‫ایزابل روشف هستم.

227
00:11:37,052 --> 00:11:39,689
‫میدونم کی هستی.

228
00:11:39,691 --> 00:11:42,096
‫چیکار میتونم براتون انجام بدم، خانم روشف؟

229
00:11:42,098 --> 00:11:44,010
‫بهت تسلیت میگم، تیا.

230
00:11:44,012 --> 00:11:46,649
‫برای همین اومدی اینجا؟

231
00:11:46,651 --> 00:11:49,321
‫که بهم تسلیت بگی؟

232
00:11:50,641 --> 00:11:52,389
‫،هم برای اون

233
00:11:52,391 --> 00:11:54,566
‫و هم این.
‫این حکم

234
00:11:54,568 --> 00:11:56,545
‫برای تخلیه‌ی این مکانه.

235
00:11:56,547 --> 00:11:59,844
‫این کلوب و کارخانه‌ی فولادی که اینجا قرار داره

236
00:11:59,846 --> 00:12:01,954
‫از دارایی‌های
‫شرکت‌های تلفیقی کویین هستن.

237
00:12:01,956 --> 00:12:04,956
‫- نه... تو نمیتونی اینکار رو انجام بدی.
‫- قبلا انجام شده.

238
00:12:08,487 --> 00:12:11,059
‫چقدر وقت دارم؟

239
00:12:11,060 --> 00:12:12,774
‫چند روز.

240
00:12:22,110 --> 00:12:24,485
‫آقای تایسون
‫میخوان به شام دعوتتون کنن.

241
00:12:24,487 --> 00:12:25,936
‫من امشب برنامه دارم.

242
00:12:25,938 --> 00:12:29,399
‫،سلام، ببخشید
‫نمیخواستم همینجوری بیام تو.

243
00:12:29,401 --> 00:12:31,675
‫فقط کسی پشت میز جلوی در نبود، و...

244
00:12:31,677 --> 00:12:33,952
‫،لورل، البته
‫لطفا بیا تو.

245
00:12:33,954 --> 00:12:35,996
‫ما رو تنها بزار.

246
00:12:35,998 --> 00:12:37,580
‫دوبار در دو روز.

247
00:12:37,582 --> 00:12:39,031
‫چی شده که چنین افتخاری نصیبم شده؟

248
00:12:39,033 --> 00:12:41,308
‫،ای کاش میتونستم بگم که باعث افتخار منه

249
00:12:41,310 --> 00:12:43,221
‫اما درباره‌ی یه پرونده اومدم.

250
00:12:43,223 --> 00:12:45,497
‫من هنوز مهر انتصابم خشک نشده و مردم دارن ازم کمک میخوان.

251
00:12:45,498 --> 00:12:47,014
‫فکر کنم دیگه واقعا شهردار شدم.

252
00:12:47,016 --> 00:12:49,917
‫مطمئنا همینطوره.

253
00:12:49,919 --> 00:12:51,852
‫،خب بگو
‫چه کمکی از دستم ساخته‌ست؟

254
00:12:51,854 --> 00:12:54,388
‫"پرونده‌ی "مورفی" علیه "دانلیوی.

255
00:12:54,390 --> 00:12:56,290
‫ایالت یه توسعه دهنده‌ی املاک و مستغلات رو جریمه کرده

256
00:12:56,292 --> 00:12:58,158
‫چون مستاجرهای کم‌درآمد رو رد میکرده

257
00:12:58,160 --> 00:13:00,261
‫بر اساس چیزی که خودش بهش میگه
‫"اخلاق".

258
00:13:00,263 --> 00:13:03,497
‫بشین.
‫بزار حدس بزنم.

259
00:13:03,499 --> 00:13:05,666
‫عضو کمیسیون مسکن عزیزمون

260
00:13:05,668 --> 00:13:08,035
‫حاضر نیست به عنوان شاهد کارشناس شهادت بده.

261
00:13:08,037 --> 00:13:09,970
‫دقیقا.
‫و شهردار قبلی

262
00:13:09,972 --> 00:13:11,572
‫حاضر نبود بهش فشار بیاره.

263
00:13:11,574 --> 00:13:14,375
‫،خب، از شانس خوب تو
‫من شهردار قبلی نیستم.

264
00:13:14,377 --> 00:13:17,611
‫میدونی، این منو یاد یکی از پرونده‌های خودم میندازه مربوط به وقتی که

265
00:13:17,613 --> 00:13:19,747
‫قبلا مسئولیت تشکل های محلی رو داشتم.

266
00:13:19,749 --> 00:13:21,415
‫امیدوار بودم همینطور باشه.

267
00:13:21,417 --> 00:13:24,718
‫من کلی پرونده‌ی مشابه این رو توی سی.ان.آر.آی. دیدم.

268
00:13:24,720 --> 00:13:26,787
‫خب، خیلی خوبه که هردو به یاد میاریم از کجا اومدیم.

269
00:13:26,789 --> 00:13:28,522
‫خوشحال میشم کمک کنم.

270
00:13:28,524 --> 00:13:30,224
‫متشکرم.

271
00:13:30,226 --> 00:13:33,594
‫لورل...

272
00:13:33,596 --> 00:13:36,630
‫من واقعا خوشحالم که شغلت رو توی دفتر حوزه‌ی قضایی پس گرفتی.

273
00:13:36,632 --> 00:13:39,533
‫منتظرم که در آینده مدت زیادی کنار همدیگه کار کنیم.

274
00:13:39,535 --> 00:13:41,335
‫منم همینطور.

275
00:13:47,309 --> 00:13:49,877
‫کار میکنه؟

276
00:13:49,879 --> 00:13:53,247
‫الان از راه دور به کامپیوتر وصل میشیم.

277
00:13:53,249 --> 00:13:55,182
‫،بزار اینو بهت بگم
‫اگه تو

278
00:13:55,184 --> 00:13:56,450
‫،یه وقت از وکالت خسته شدی

279
00:13:56,452 --> 00:13:57,751
‫جاسوس خیلی خوبی خواهی شد.

280
00:13:57,753 --> 00:13:59,553
‫شماها برای اینکار مجوز دارین، درسته؟

281
00:13:59,555 --> 00:14:01,355
‫فقط...

282
00:14:01,357 --> 00:14:03,223
‫چه عالی.

283
00:14:03,225 --> 00:14:05,125
‫میشه حداقل بگی داریم توی کامپیوتر کی رو میگردیم؟

284
00:14:07,196 --> 00:14:09,930
‫شوخی میکنی.
‫من بهش رای دادم.

285
00:14:09,932 --> 00:14:11,765
‫- باشه.
‫- من میخوام بدونم

286
00:14:11,767 --> 00:14:14,068
‫چیزی توی فایل‌های بلاد هست که گناهکارش کنه یا نه.

287
00:14:14,070 --> 00:14:17,771
‫به درک، این کار که فایده‌ای نداره به هر حال.

288
00:14:17,773 --> 00:14:20,140
‫همه‌چیز خیلی خوب به نظر میاد.

289
00:14:20,142 --> 00:14:22,076
‫،یه عالمه مدارک سیاسی

290
00:14:22,078 --> 00:14:26,080
‫مدارک قدیمی که از دفتر کمپین ــش ارسال شده.

291
00:14:26,082 --> 00:14:27,915
‫متون آماده شده برای رسانه‌ها...

292
00:14:27,917 --> 00:14:30,117
‫،صبرکن، صبرکن، صبرکن
‫برگرد عقب.

293
00:14:30,119 --> 00:14:32,386
‫--برای انتشار فوری"
‫من برای خانواده‌ی کویین

294
00:14:32,388 --> 00:14:34,321
‫دعا میکنم و در پیامدهای

295
00:14:34,323 --> 00:14:36,890
‫".این فاجعه‌ی توصیف‌ناپذیر کنارشون هستم

296
00:14:36,892 --> 00:14:39,059
‫خب بعد از مرگ مویرا یه بیانیه‌ی رسمی برای رسانه‌ها آماده کرده.

297
00:14:39,061 --> 00:14:40,861
‫نه، اینطور نیست.
‫اون این رو

298
00:14:40,863 --> 00:14:42,996
‫یه روز قبل از مرگ مویرا نوشته.

299
00:14:42,998 --> 00:14:46,967
‫راست میگه.
‫زمانش رو نگاه کن.

300
00:14:46,969 --> 00:14:48,535
‫وای خدای من.

301
00:14:48,537 --> 00:14:50,704
‫سباستین میدونست که اسلید میخواد اون رو بکشه.

302
00:14:52,407 --> 00:14:54,508
‫این دستگاه ارتباطی فرکانس‌های ماهواره‌ای

303
00:14:54,510 --> 00:14:57,077
‫ــه؟  TX۵۰ مدل

304
00:14:57,079 --> 00:14:58,612
‫میشه بهش دست بزنم؟

305
00:14:58,614 --> 00:15:00,748
‫،میدونم که عجیب و مسخره به نظر میاد

306
00:15:00,750 --> 00:15:02,316
‫اما هیچوقت از نزدیک یک از اینها رو ندیده بودم.

307
00:15:02,318 --> 00:15:05,152
‫،این تجهیزات محرمانه هستن
‫خانم اسموک.

308
00:15:05,154 --> 00:15:08,088
‫حتما خیلی احساس قدرت میکنی...

309
00:15:08,090 --> 00:15:10,124
‫آخه همه‌چیز رو درباره‌ی همه میدونی.

310
00:15:10,126 --> 00:15:12,760
‫نه اینکه مثه دیکتاتور استالین
‫احساس قدرتت شریرانه باشه.

311
00:15:12,762 --> 00:15:16,730
‫بیشتر مثه...
‫دانش قدرته"، منظورم بود".

312
00:15:16,732 --> 00:15:19,433
‫خانم.
‫ما یه‌چیزی پیدا کردیم.

313
00:15:19,435 --> 00:15:21,969
‫میبایست میدونستم.

314
00:15:21,971 --> 00:15:23,170
‫چیه؟

315
00:15:23,172 --> 00:15:24,405
‫الیور توی پناهگاهیه

316
00:15:24,407 --> 00:15:26,173
‫که عملیاتش رو از اونجا اداره میکنه.

317
00:15:26,175 --> 00:15:27,708
‫اما ما الان اونجا بودیم.

318
00:15:27,710 --> 00:15:29,877
‫اون پناهگاه رو نمیگم.

319
00:15:29,879 --> 00:15:32,346
‫پناهگاه دیگه‌ش.

320
00:15:39,220 --> 00:15:41,822
‫مثه آب خوردنه.

321
00:15:41,824 --> 00:15:44,691
‫زیر آب.

322
00:15:52,802 --> 00:15:54,268
‫اون صدای چیه؟

323
00:15:54,270 --> 00:15:56,303
‫ما گیر کردیم.

324
00:15:59,307 --> 00:16:01,208
‫همونطور که ژاپنی‌ها گیر کرده بودن.

325
00:16:01,210 --> 00:16:03,177
‫زیردریایی‌ها اژدر دارن، درسته؟

326
00:16:03,179 --> 00:16:05,179
‫میتونیم راهمون رو با انفجار باز کنیم؟

327
00:16:05,181 --> 00:16:06,814
‫الان میفهمم چرا شما دوتا به درد هم میخورین.

328
00:16:06,816 --> 00:16:09,049
‫تو خیلی انفجار دوست داری.

329
00:16:17,792 --> 00:16:20,060
‫لعنتی.
‫[ به زبان روسی ]

330
00:16:20,062 --> 00:16:21,028
‫چیه؟

331
00:16:21,030 --> 00:16:22,896
‫اینها اژدرهای کایتن هستن.

332
00:16:22,898 --> 00:16:25,299
‫دستی هدایت میشن.

333
00:16:25,301 --> 00:16:27,401
‫یکی باید از داخل هدایتش کنه.

334
00:16:27,403 --> 00:16:31,104
‫باشه، پس اونوقت چجوری باید از محل انفجار دور بشه؟

335
00:16:31,106 --> 00:16:33,540
‫دور نمیشه.

336
00:16:42,383 --> 00:16:45,552
‫الیور.

337
00:16:51,493 --> 00:16:52,922
‫چجوری منو پیدا کردین.

338
00:16:52,947 --> 00:16:53,995
‫والر.

339
00:16:53,996 --> 00:16:55,629
‫ما نگرانت بودیم.

340
00:16:55,631 --> 00:16:57,331
‫بعد از اینکه به خاکسپاری مادرت نیومدی.

341
00:16:57,333 --> 00:17:00,300
‫متاسفم که نیومدم.

342
00:17:02,152 --> 00:17:03,858
‫من به سمت قبرستون حرکت کردم.

343
00:17:04,306 --> 00:17:07,708
‫اما از اینجا سردرآوردم.

344
00:17:07,710 --> 00:17:09,109
‫اینجا...

345
00:17:09,111 --> 00:17:11,512
‫اینجا قرارگاه ثانویه بود

346
00:17:11,514 --> 00:17:14,114
‫برای وقتی که قرارگاه اولیه لو بره.

347
00:17:14,116 --> 00:17:19,152
‫اما تبدیل به جایی شد که من میتونستم برم و...

348
00:17:19,154 --> 00:17:21,889
‫تنها باشم.

349
00:17:25,560 --> 00:17:28,195
‫اون به خاطر من مرد.

350
00:17:31,165 --> 00:17:35,418
‫پنج سال پیش...

351
00:17:35,420 --> 00:17:38,847
‫من میتونستم اسلید رو درمان کنم.

352
00:17:38,849 --> 00:17:40,561
‫و اون کار میتونست از همه‌ی این اتفاقات جلوگیری کنه.

353
00:17:40,563 --> 00:17:43,561
‫،و الان

354
00:17:43,563 --> 00:17:48,013
‫،همه‌ی کسایی که برام اهمیت داشتن رفتن

355
00:17:48,015 --> 00:17:50,617
‫ما همه در خطریم.

356
00:17:50,619 --> 00:17:53,354
‫امشب تموم میشه.

357
00:17:53,355 --> 00:17:56,057
‫چجوری؟

358
00:17:56,059 --> 00:17:59,421
‫من خودم رو به اسلید تحویل میدم.

359
00:17:59,423 --> 00:18:02,453
‫این خونخواهی رو تموم میکنم.

360
00:18:02,455 --> 00:18:04,333
‫،الیور
‫فکر میکنی اگه خودت رو

361
00:18:04,335 --> 00:18:07,630
‫تحویل اسلید بدی
‫همه‌چیز تموم میشه؟

362
00:18:07,632 --> 00:18:10,267
‫بله، همین فکر رو میکنم.

363
00:18:10,269 --> 00:18:13,532
‫بعد از اینکه اون مرد...

364
00:18:13,534 --> 00:18:18,478
‫اسلید گفت که یک نفر دیگه باید بمیره.

365
00:18:20,908 --> 00:18:23,271
‫و بعد همه‌چیز تموم میشه.

366
00:18:24,611 --> 00:18:28,633
‫وقتی که اسلید منو بکشه
‫همه‌چیز برای اسلید تموم میشه.

367
00:18:28,635 --> 00:18:30,511
‫من این حرف رو قبول ندارم.

368
00:18:30,513 --> 00:18:32,028
‫تو هم نباید قبول کنی.

369
00:18:32,030 --> 00:18:34,501
‫نمیتونی همینجوری این چیزها رو قبول کنی، الیور.

370
00:18:34,503 --> 00:18:36,710
‫اگه من زندگیم رو قبول میکردم، الان

371
00:18:36,712 --> 00:18:38,754
‫،مثل مادرم یه متصدی بار توی لاس‌وگاس بودم

372
00:18:38,756 --> 00:18:40,402
‫،و هیچوقت نمیرفتم دانشگاه

373
00:18:40,404 --> 00:18:42,052
‫و هیچوقت هزار کیلومتر نقل مکان نمیکردم

374
00:18:42,054 --> 00:18:44,161
‫،تا توی شرکت‌های تلفیقی کویین کار کنم
‫و هیچوقت

375
00:18:44,163 --> 00:18:45,777
‫حرف یه آدم دیوونه که کلاه سرش بود رو باور نمیکردم

376
00:18:45,779 --> 00:18:47,914
‫وقتی که بهم گفت من میتونم چیزی بیشتر از یه کارمند آی.تی. باشم.

377
00:18:51,079 --> 00:18:53,749
‫لطفا اینکار رو نکن.

378
00:18:55,992 --> 00:18:59,124
‫فلیسیتی...

379
00:18:59,126 --> 00:19:01,987
‫زمانی کسی بهم گفت

380
00:19:01,988 --> 00:19:05,575
‫که ذات قهرمان بودن اینه که بمیری تا بقیه بتونن زندگی کنن.

381
00:19:05,881 --> 00:19:07,330
‫به این آسونی نیست، الیور.

382
00:19:07,332 --> 00:19:10,067
‫چرا هست.

383
00:19:10,069 --> 00:19:13,627
‫تمام نقشه‌ی اسلید

384
00:19:13,629 --> 00:19:17,189
‫این بود که همه‌چیز رو از من بگیره.

385
00:19:18,257 --> 00:19:20,860
‫و این کار رو کرد.

386
00:19:21,299 --> 00:19:23,041
‫اون برنده شد.

387
00:19:25,552 --> 00:19:28,914
‫تنها کاری که باقی مونده
‫اینه که من بمیرم.

388
00:19:30,793 --> 00:19:34,684
‫نه، باید یه راه دیگه هم باشه.

389
00:19:40,388 --> 00:19:42,597
‫نیست.

390
00:19:53,105 --> 00:19:55,801
‫تیا، خواهش میکنم.
‫من درک میکنم که تو ناراحتی.

391
00:19:55,802 --> 00:19:57,877
‫الان همه‌ی ما احساساتی شدیم.

392
00:19:57,879 --> 00:19:59,262
‫من احساساتی نشدم.

393
00:19:59,264 --> 00:20:01,702
‫من... من یه یتیم ــم.

394
00:20:01,704 --> 00:20:05,098
‫من یه یتیم بیکار و بی‌خونه هستم.

395
00:20:05,100 --> 00:20:07,571
‫اینجا هیچی برای من باقی نمونده.

396
00:20:07,573 --> 00:20:08,857
‫من اینجا هستم.

397
00:20:08,859 --> 00:20:11,659
‫و من ازت متشکرم، اما...

398
00:20:11,661 --> 00:20:14,528
‫،صادقانه بگم
‫من باید دوباره شروع کنم.

399
00:20:17,694 --> 00:20:21,196
‫الیور.

400
00:20:21,198 --> 00:20:23,265
‫توی خاکسپاری دلتنگت بودیم.

401
00:20:23,267 --> 00:20:25,034
‫و توی مراسم.

402
00:20:25,036 --> 00:20:27,770
‫متاسفم که نتونستم بیام.

403
00:20:27,772 --> 00:20:30,606
‫اینجا چه خبره؟

404
00:20:30,608 --> 00:20:32,708
‫تیا داره فکر میکنه از استارلینگ سیتی بره.

405
00:20:32,710 --> 00:20:35,844
‫نخیر، من دارم میرم.

406
00:20:35,846 --> 00:20:39,782
‫والتر، میشه من یه دقیقه با خواهرم صحبت کنم؟

407
00:20:39,784 --> 00:20:41,984
‫مطمئنم تو بهتر میتونی متقاعدش کنی.

408
00:20:45,055 --> 00:20:48,490
‫الی، خواهش میکنم.
‫اصن سعی نکن

409
00:20:48,492 --> 00:20:50,559
‫منو متقاعد کنی که بمونم.

410
00:20:50,561 --> 00:20:53,862
‫سعی نمیکنم. به نظر من فکر خوبیه.

411
00:20:53,864 --> 00:20:57,166
‫باید تا اونجایی که میتونی

412
00:20:57,168 --> 00:20:59,535
‫از استارلینگ سیتی دور بشی.

413
00:20:59,537 --> 00:21:01,804
‫،توی خانواده‌ی ما

414
00:21:01,806 --> 00:21:04,740
‫،بین تو، من
‫،مامان و بابا

415
00:21:04,742 --> 00:21:08,677
‫تو بهترین مایی.

416
00:21:08,679 --> 00:21:11,280
‫تو خالص‌ترین قلب رو داری.

417
00:21:12,982 --> 00:21:16,151
‫و من هیچوقت حاضر نیستم که از دستش بدی.

418
00:21:16,153 --> 00:21:17,553
‫باشه؟

419
00:21:17,555 --> 00:21:19,088
‫بهم قول میدی؟

420
00:21:20,323 --> 00:21:22,091
‫باشه.

421
00:21:28,565 --> 00:21:32,468
‫،میدونم که همیشه برات بهترین برادر

422
00:21:32,470 --> 00:21:37,739
‫،یا دوست، یا هرچیزی که میخواستی من باشم
‫نبودم.

423
00:21:37,741 --> 00:21:41,710
‫اما از روزی که به دنیا اومدی
‫روزی نبوده که

424
00:21:41,712 --> 00:21:47,049
‫من برای اینکه تو خواهرم هستی شکرگزار نبوده باشم.

425
00:21:51,387 --> 00:21:52,955
‫،من

426
00:21:52,957 --> 00:21:56,859
‫وقتی مستقر شدم باهات تماس میگیرم.

427
00:22:15,845 --> 00:22:19,248
‫الیور ــم.

428
00:22:19,250 --> 00:22:22,818
‫همین الان این ماجرا تموم میشه.

429
00:22:22,820 --> 00:22:26,255
‫،من میرم اسکله
‫تنها خواهم بود.

430
00:22:32,829 --> 00:22:35,564
‫من اینکار رو میکنم.

431
00:22:36,699 --> 00:22:38,500
‫پیتر، بعدش میمیری.

432
00:22:38,502 --> 00:22:41,036
‫من همین الان هم مردم.

433
00:22:45,074 --> 00:22:47,242
‫مسومیت تابش [رادیواکتیوی] ــه.

434
00:22:47,244 --> 00:22:49,545
‫هدیه‌ی کوچیک آیوو ــه.

435
00:22:49,547 --> 00:22:53,315
‫گفت میخواد بفهمه میراکورو میتونه سرطان رو درمان کنه یا نه.

436
00:22:53,317 --> 00:22:55,751
‫فکر کنم هیچوقت نخواهیم فهمید.

437
00:22:55,753 --> 00:22:57,853
‫،من متاسفم، پیتر
‫من نمیدونستم.

438
00:22:57,855 --> 00:23:02,291
‫آیوو گفت که ذات قهرمان بودن اینه که بمیری تا بقیه بتونن زندگی کنن.

439
00:23:02,293 --> 00:23:04,626
‫من اینو به خاطر سپردم.

440
00:23:04,628 --> 00:23:07,629
‫تنها چیزیه که بهم امید میداد.

441
00:23:07,631 --> 00:23:09,364
‫پس من میرم.

442
00:23:09,366 --> 00:23:11,533
‫،منظورم اینه که، ممکنه جون میلیون‌ها نفر رو نجات ندم

443
00:23:11,535 --> 00:23:13,302
‫اما جون شماها رو نجات میدم.

444
00:23:23,947 --> 00:23:27,082
‫اینجا بود که همه‌چیز شروع شد.

445
00:23:27,084 --> 00:23:31,220
‫درست همونجا سوار قایق کویین شدم.

446
00:23:33,389 --> 00:23:37,359
‫من میبایست توی اون قایق میمردم.

447
00:23:37,361 --> 00:23:41,129
‫اگه میمردم، هیچ کدوم از این اتفاقات نمیفتاد.

448
00:23:41,131 --> 00:23:44,967
‫هیچوقت تو رو نمیدیدم.

449
00:23:44,969 --> 00:23:48,937
‫شدو و مادرم هنوز زنده میبودن.

450
00:23:53,209 --> 00:23:56,445
‫دیگه قرار نیست کسی به خاطر من بمیره.

451
00:24:18,501 --> 00:24:21,531
‫دیگل، چه خبره؟

452
00:24:32,499 --> 00:24:36,056
‫اسلید ویلسون.

453
00:24:36,058 --> 00:24:37,605
‫اون بهم گفت تو کی هستی.

454
00:24:37,607 --> 00:24:39,845
‫اون بهت صدمه زد؟

455
00:24:39,847 --> 00:24:41,229
‫نه.

456
00:24:41,231 --> 00:24:42,942
‫اون میخواست به تو صدمه بزنه.

457
00:24:42,944 --> 00:24:45,513
‫،و وقتی که گم و گور شدی

458
00:24:45,514 --> 00:24:46,995
‫من رفتم سراغ...

459
00:24:46,997 --> 00:24:50,223
‫همکارات.

460
00:24:50,225 --> 00:24:51,838
‫اونا بهم گفتن تو میخوای چیکار کنی.

461
00:24:51,840 --> 00:24:53,650
‫این کاریه که من باید انجام بدم.

462
00:24:53,652 --> 00:24:56,285
‫میشه ما رو تنها بزارین؟

463
00:25:07,521 --> 00:25:10,255
‫تو میخواستی بهم بگی...

464
00:25:10,257 --> 00:25:13,747
‫شبی که زلزله شد.

465
00:25:13,749 --> 00:25:16,878
‫من تقریبا هرشب میخواستم بهت بگم.

466
00:25:18,690 --> 00:25:21,259
‫چرا نگفتی؟

467
00:25:22,710 --> 00:25:25,015
‫تامی میدونست.

468
00:25:25,017 --> 00:25:27,420
‫مگه نه؟

469
00:25:27,422 --> 00:25:29,397
‫تو کنارش بودی.

470
00:25:29,399 --> 00:25:31,736
‫تو اون آخر کنارش بودی.

471
00:25:31,738 --> 00:25:33,713
‫آخرین حرف‌هاش درباره‌ی تو بود.

472
00:25:33,715 --> 00:25:36,183
‫میخواست بدونه تو در امنیت هستی یا نه.

473
00:25:36,185 --> 00:25:39,774
‫متاسفم که نتونستم اون رو نجات بدم.

474
00:25:39,776 --> 00:25:42,608
‫و مادرم رو.

475
00:25:44,554 --> 00:25:47,583
‫اما میتونم تو رو نجات بدم.

476
00:25:47,585 --> 00:25:50,153
‫و تیا رو.

477
00:25:50,155 --> 00:25:54,008
‫اگه این ماجرا امشب تموم بشه
‫میتونم شهر رو نجات بدم.

478
00:25:54,010 --> 00:25:55,754
‫نه.

479
00:25:55,756 --> 00:25:57,928
‫نه!

480
00:25:57,930 --> 00:26:00,399
‫تو نمیتونی خودکشی کنی، الی.

481
00:26:00,401 --> 00:26:02,211
‫تو اینکار رو با من نمیکنی.

482
00:26:02,213 --> 00:26:04,484
‫،یا با سارا
‫یا دوستانت.

483
00:26:04,486 --> 00:26:07,121
‫یا تیا.
‫الیور...

484
00:26:07,123 --> 00:26:09,262
‫اون تازه مادرش رو از دست داده.

485
00:26:09,264 --> 00:26:12,260
‫اگه تو رو از دست بده
‫نابود میشه.

486
00:26:12,262 --> 00:26:14,666
‫اما زنده میمونه.

487
00:26:14,667 --> 00:26:18,684
‫من چیزی درباره‌ی کلاه و ماسک و سلاح‌های انسانی

488
00:26:18,686 --> 00:26:20,826
‫و اینها نمیدونم.

489
00:26:20,828 --> 00:26:23,890
‫اما تو رو میشناسم.

490
00:26:23,892 --> 00:26:26,065
‫من همونطوری که اسمم رو بلدم
‫تو رو میشناسم.

491
00:26:26,067 --> 00:26:28,338
‫و متوجهم که با توجه به رازهات
‫،ممکنه احمقانه به نظر برسه

492
00:26:28,340 --> 00:26:32,324
‫اما من میدونم که تو ذاتاً کی هستی، الیور.

493
00:26:32,326 --> 00:26:33,840
‫و اون آدم...

494
00:26:33,842 --> 00:26:35,850
‫اون آدم
‫تسلیم نمیشه.

495
00:26:35,852 --> 00:26:39,804
‫،اون آدم
‫همیشه یه راهی پیدا میکنه.

496
00:26:39,806 --> 00:26:42,736
‫این دفعه اینطوری نیست.

497
00:26:42,738 --> 00:26:45,207
‫تو اشتباه میکنی.

498
00:26:45,209 --> 00:26:48,040
‫میخوای از کسایی که دوستشون داری محافظت کنی؟

499
00:26:48,042 --> 00:26:51,301
‫تنها راه برای انجام این کار
‫اینه که اسلید ویلسون رو متوقف کنی.

500
00:26:51,303 --> 00:26:52,916
‫- لورل، من نمیتونم!
‫- چرا، میتونی!

501
00:26:52,918 --> 00:26:55,321
‫،با متوقف کردن سباستین بلاد
‫چون سباستین

502
00:26:55,323 --> 00:26:57,757
‫با اسلید ویلسون همکاری میکنه.

503
00:27:02,963 --> 00:27:05,365
‫من مدرک دارم.

504
00:27:05,367 --> 00:27:07,367
‫اسلید ویلسون
‫مادرت رو کشت

505
00:27:07,369 --> 00:27:10,436
‫تا سباستین بتونه شهردار بشه.

506
00:27:13,307 --> 00:27:16,075
‫تو درباره‌ش درست میگفتی.

507
00:27:17,544 --> 00:27:22,715
‫مردی که ماسک جمجمه‌ای داره برای اسلد ویلسون کار میکنه.

508
00:27:22,717 --> 00:27:25,451
‫،و در تمام این مدت

509
00:27:25,453 --> 00:27:28,454
‫اون سباستین بود.

510
00:27:34,628 --> 00:27:37,163
‫اتفاقی که داره میفته

511
00:27:37,165 --> 00:27:40,299
‫بزرگتر از
‫تو و اسلید ــه.

512
00:27:40,301 --> 00:27:43,803
‫این شهر به پیکان‌دار نیاز داره.

513
00:27:55,883 --> 00:27:57,917
‫این برای چیه؟

514
00:27:57,919 --> 00:27:59,419
‫من نمیخوام تو اینجا باشی.

515
00:27:59,421 --> 00:28:01,454
‫- نه، من باهات میمونم...
‫- سارا.

516
00:28:01,456 --> 00:28:03,156
‫،اگه اینکار نتیجه نده

517
00:28:03,158 --> 00:28:05,425
‫من میخوام تو جات امن باشه.

518
00:28:08,529 --> 00:28:11,931
‫وقتی تموم شد میایم دنبالت.

519
00:28:11,933 --> 00:28:14,300
‫باشه.

520
00:28:17,771 --> 00:28:21,808
‫تو میدونی اژدر چجوری کار میکنه؟

521
00:28:21,810 --> 00:28:25,778
‫،من میرم تو، اون شلیک میکنه
‫من هدایت میکنم، تو دعا میکنی.

522
00:28:25,780 --> 00:28:27,814
‫پیتر، کاری که داری انجام میدی...

523
00:28:27,816 --> 00:28:29,315
‫کاربردی ــه.

524
00:28:29,317 --> 00:28:31,150
‫من همینجوری هم دیگه وقتی ندارم.

525
00:28:31,152 --> 00:28:33,453
‫شجاعانه‌ست.

526
00:28:33,455 --> 00:28:35,688
‫تو باید اینو بدونی.

527
00:28:35,690 --> 00:28:38,224
‫و فکر نکنم خودم بتونم همچین کاری انجام بدم.

528
00:28:38,226 --> 00:28:40,793
‫انجام دادی. کاری که برای ما کردی...

529
00:28:40,795 --> 00:28:43,763
‫،برگشتی به اون کشتی
‫ما رو آزاد کردی.

530
00:28:43,765 --> 00:28:46,499
‫من برگشتم به کشتی
‫چون میخوام برم خونه.

531
00:28:46,501 --> 00:28:49,602
‫اصلا به نجات دادن کسی فکر نمیکردم.

532
00:28:49,604 --> 00:28:51,337
‫من... من
‫همچین آدمی نیستم.

533
00:28:51,339 --> 00:28:54,774
‫شاید هنوز همچین آدمی نشدی.

534
00:29:13,127 --> 00:29:15,394
‫- پرتاب کنم؟
‫- سارا رفته؟

535
00:29:15,396 --> 00:29:17,864
‫- آره.
‫- آره.

536
00:29:43,557 --> 00:29:46,492
‫سلام. خوشحالم میبینمتون.

537
00:29:46,494 --> 00:29:49,028
‫کلینتون، میتونی توی ماشین منتظر بمونی.

538
00:29:49,030 --> 00:29:50,563
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

539
00:29:50,565 --> 00:29:52,999
‫اینجا هیچ اتفاقی برای من نمیفته.

540
00:29:53,001 --> 00:29:54,534
‫،حالتون چطوره
‫آقای شهردار؟

541
00:29:54,536 --> 00:29:56,302
‫،سلام. خوشحالم میبینمتون
‫خوشحالم میبینمتون.

542
00:29:56,304 --> 00:29:57,703
‫تبریک میگم، شهردار بلاد.

543
00:29:57,705 --> 00:29:58,905
‫متشکرم.

544
00:29:58,907 --> 00:30:00,072
‫شهردار بلاد، سلام!

545
00:30:00,074 --> 00:30:01,440
‫سلام.

546
00:30:01,442 --> 00:30:03,242
‫ما همه پشتتیم، سباستین.

547
00:30:03,244 --> 00:30:05,378
‫خوشحالم میبینمتون.

548
00:30:05,380 --> 00:30:08,714
‫سباستین، میتونم برای شام بهتون ملحق بشم؟

549
00:30:16,958 --> 00:30:20,293
‫،هِی
‫میشه در رو نگه داری؟

550
00:30:20,295 --> 00:30:27,066
‫،خیلی ممنون، رفیق
‫متشکرم.

551
00:30:29,270 --> 00:30:31,938
‫"کلینتون هو".

552
00:30:31,940 --> 00:30:35,541
‫من ازت چندتا سوال دارم.

553
00:30:38,178 --> 00:30:40,279
‫برو به جهنم.

554
00:30:40,281 --> 00:30:41,981
‫مطمئنی میخوای اینجوری بازی کنی؟

555
00:30:41,983 --> 00:30:44,951
‫فکر میکنی قبلا کتک نخوردم؟

556
00:30:46,353 --> 00:30:48,955
‫رفیق، بعدا آرزو میکنی
‫که من کتکت بزنم.

557
00:30:48,957 --> 00:30:52,024
‫سلام.

558
00:30:52,026 --> 00:30:54,026
‫من بازجوی شما هستم.

559
00:30:54,028 --> 00:30:55,928
‫- این شوخیه؟
‫- کلینتون هو.

560
00:30:55,930 --> 00:30:58,931
‫شماره تامین اجتماعی
‫۳۰۶۰۰۳۸۹۴.

561
00:30:58,933 --> 00:31:00,299
‫خب الان که چی؟

562
00:31:00,301 --> 00:31:02,368
‫اوه، اینجا رو ببین.

563
00:31:02,370 --> 00:31:05,271
‫تو توی جزایر کِیمن یه حساب بانکی داری.

564
00:31:06,340 --> 00:31:08,274
‫واو.

565
00:31:08,276 --> 00:31:11,410
‫،‏۲ میلیون دلار
‫‏عجب ذخیره‌ای کردی.

566
00:31:11,412 --> 00:31:13,679
‫اما... انگار همین الان

567
00:31:13,681 --> 00:31:17,116
‫ارسال بانکی مبلغ ۱ میلیون دلار به یه خیریه توی استارلینگ سیتی رو تایید کردی.

568
00:31:17,118 --> 00:31:19,785
‫چه سخاوتمند!

569
00:31:19,787 --> 00:31:21,387
‫با بقیه‌ش باید چیکار کنم؟

570
00:31:21,389 --> 00:31:23,823
‫- سازمان صلح سبز.
‫- عجب فکر خوبی!

571
00:31:23,825 --> 00:31:27,460
‫و اونا واقعا از حمایتت ممنونن.

572
00:31:27,462 --> 00:31:28,628
‫دختره‌ی هرزه!

573
00:31:28,630 --> 00:31:30,162
‫هرزه‌ای که وای-فای داره.

574
00:31:30,164 --> 00:31:32,565
‫هِی، کلینتون، انگار مامان و بابات هم

575
00:31:32,567 --> 00:31:34,700
‫،سهام بازنشستگی خیلی خوبی دارن

576
00:31:34,702 --> 00:31:36,961
‫اما اونها، اوه، نه، نزدیکه

577
00:31:36,986 --> 00:31:38,946
‫که چندتا سرمایه‌گذاری خیلی بد بکنن.

578
00:31:39,173 --> 00:31:42,375
‫باشه، صبرکن، فقط
‫صبرکن... فقط... دست نگه دار!

579
00:31:43,310 --> 00:31:46,512
‫چی میخواین بدونین؟

580
00:31:47,848 --> 00:31:49,248
‫توی مراسم یادبود مادرت

581
00:31:49,250 --> 00:31:50,616
‫پیدات نکردم.

582
00:31:50,618 --> 00:31:53,586
‫میخواستم بهت تسلیت بگم.

583
00:31:53,588 --> 00:31:55,888
‫تو شهردار شدی.

584
00:31:55,890 --> 00:31:58,391
‫تبریک میگم.

585
00:31:58,393 --> 00:32:00,493
‫همیشه میخواستی شهردار بشی.

586
00:32:00,495 --> 00:32:04,397
‫باور کن، الیور، آرزو میکنم که یه جور دیگه این اتفاق میفتاد.

587
00:32:04,399 --> 00:32:07,400
‫،مادرت و من
‫ما... زیاد با هم توافق نداشتیم.

588
00:32:07,402 --> 00:32:10,569
‫اما هردومون بهترین چیزها رو برای استارلینگ سیتی میخواستیم.

589
00:32:10,571 --> 00:32:14,807
‫من بهت قول میدم که
‫کمک کنم تا این شهر دوباره جون بگیره.

590
00:32:16,410 --> 00:32:19,312
‫واقعا فکر میکنی که اون...

591
00:32:19,314 --> 00:32:22,114
‫میزاره اینکار رو بکنی؟

592
00:32:23,517 --> 00:32:25,718
‫اسلید ویلسون.

593
00:32:31,391 --> 00:32:34,727
‫تو از کجا میدونی که من با اسلید ویلسون کار میکنم؟

594
00:32:36,630 --> 00:32:40,166
‫چونکه من پیکان‌دار ــم.

595
00:32:42,737 --> 00:32:45,538
‫البته.

596
00:32:45,540 --> 00:32:48,174
‫الان همه‌چیز با عقل جور درمیاد.

597
00:32:48,176 --> 00:32:50,843
‫درست جلوی چشمم بود.

598
00:32:53,680 --> 00:32:57,183
‫تو اومدی به دفترم و با من دست دادی.

599
00:32:57,185 --> 00:32:59,051
‫،گفتی که باهمدیگه
‫میتونیم این شهر رو نجات بدیم.

600
00:32:59,053 --> 00:33:01,454
‫فکر میکنی شهر باقی بمونه که بخوای نجات بدی

601
00:33:01,456 --> 00:33:05,524
‫بعد از اینکه ارتش میراکوروی اسلید رو آزاد کنی؟

602
00:33:05,526 --> 00:33:08,861
‫اونا فقط به اندازه‌ای خسارت میزنن که شهر آماده بشه.

603
00:33:08,863 --> 00:33:10,963
‫آماده بشه برای رهبری تو؟

604
00:33:10,965 --> 00:33:13,632
‫آماده بشه برای دیدگاه من
‫از چیزی که این شهر میتونه باشه.

605
00:33:13,634 --> 00:33:16,983
‫یه شهر بهتر.

606
00:33:16,985 --> 00:33:19,769
‫،و بعد از توفانی که قراره ازش رنج ببرن

607
00:33:19,771 --> 00:33:21,461
‫مردم استارلینگ

608
00:33:21,463 --> 00:33:25,143
‫از من حمایت
‫و منو تا اون شهر دنبال میکنن.

609
00:33:25,145 --> 00:33:29,654
‫،هر قولی که اسلید بهت داده
‫به انجام نمیرسونه.

610
00:33:29,656 --> 00:33:32,838
‫اون میخواد به من آسیب برسونه.

611
00:33:32,840 --> 00:33:37,382
‫تو یه سرباز پیاده‌ای
‫توی بازی‌ای خیلی بزرگتر.

612
00:33:39,904 --> 00:33:43,452
‫اسلید به من قول شهردار شدن رو داد.

613
00:33:43,454 --> 00:33:44,779
‫و به انجام رسوندش.

614
00:33:44,781 --> 00:33:47,499
‫اون به قول‌هاش وفا میکنه.

615
00:33:47,501 --> 00:33:51,479
‫متوجه شدم که با تو هم عهدی بسته.

616
00:33:57,052 --> 00:34:00,036
‫میخوای چیکار کنی؟

617
00:34:00,038 --> 00:34:02,326
‫میخوای توی یه رستوران پر از آدم

618
00:34:02,328 --> 00:34:05,743
‫با چاقو به شهردار حمله کنی؟

619
00:34:09,358 --> 00:34:13,006
‫صبح جدیدی توی استارلینگ سیتی دمیده، الیور.

620
00:34:13,008 --> 00:34:17,086
‫و تو هیچکاری برای متوقف کردنش نمیتونی انجام بدی.

621
00:35:15,712 --> 00:35:17,213
‫افراد اسلید
‫امشب شهر رو تصرف میکنن.

622
00:35:17,214 --> 00:35:18,324
‫میتونن تلاششون رو بکنن.

623
00:35:18,349 --> 00:35:19,991
‫،اونا بیشتر از تعدادی هستن که فکر میکردیم

624
00:35:19,992 --> 00:35:21,848
‫و همه‌شون میراکورو دارن.
‫ممکنه یه قتل عام بشه.

625
00:35:21,850 --> 00:35:23,672
‫نه اگه ما اول بریم سراغشون.

626
00:35:23,674 --> 00:35:26,424
‫،طبق نقشه پیش میریم
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته.

627
00:35:26,426 --> 00:35:28,415
‫اسلید داره از سیستم فاضلاب استفاده میکنه.

628
00:35:28,417 --> 00:35:30,700
‫میتونین از خیابون "راک" برید تو
‫و بعد به سمت جنوب شرقی برین.

629
00:35:30,701 --> 00:35:32,565
‫راه‌آب‌ها توی خیابون "واتر" به هم میرسن.

630
00:35:32,566 --> 00:35:34,156
‫،اگه ارتش اسلید زیر زمینه
‫احتمالا اونجا خواهد بود.

631
00:35:34,158 --> 00:35:36,544
‫خوبه. بریم.
‫دیگل، تو آماده‌ای؟

632
00:35:36,546 --> 00:35:38,037
‫هیچوقت آماده نیستم.

633
00:35:38,039 --> 00:35:39,397
‫منم میام.

634
00:35:39,399 --> 00:35:41,917
‫نه، نمیای.

635
00:35:41,919 --> 00:35:43,378
‫فلیسیتی میتونه یه بیسیم بهم بده.

636
00:35:43,380 --> 00:35:44,770
‫من فقط مراقبت میکنم.

637
00:35:44,772 --> 00:35:46,230
‫توی دست و پات هم نمیپیچم، قول میدم.

638
00:35:46,232 --> 00:35:49,182
‫- اتفاقی برای من نمیفته.
‫- اگه افتاد چی؟

639
00:35:49,184 --> 00:35:52,267
‫،افراد اسلید، توی مبارزه‌ی تک به تک
‫تقریبا غیرممکنه که بشه متوقفشون کرد.

640
00:35:52,269 --> 00:35:53,992
‫میخوام بهم اعتماد کنی.

641
00:35:53,994 --> 00:35:57,076
‫و میخوام که یه جای امن باشی.

642
00:35:57,078 --> 00:35:59,995
‫پس اونا چی؟

643
00:36:01,090 --> 00:36:04,772
‫ما سه نفر
‫اینکار رو شروع کردیم.

644
00:36:04,774 --> 00:36:08,155
‫وقتشه که
‫دوباره سه‌تایی کار کنیم.

645
00:37:04,877 --> 00:37:07,529
‫ما امشب متحد با همدیگه برمخیزیم

646
00:37:07,531 --> 00:37:09,254
‫و این شهر رو پس میگیریم.

647
00:37:09,256 --> 00:37:12,239
‫من ارتش بلاد رو زیر نظر دارم.

648
00:37:12,241 --> 00:37:14,661
‫دریافت شد.
‫دیگ من دارم برات

649
00:37:14,663 --> 00:37:17,181
‫نقشه‌های اصلی بالای خیابون رو میفرستم.

650
00:37:17,183 --> 00:37:18,906
‫مسیری که مشخص کردم رو دنبال کن.

651
00:37:18,908 --> 00:37:21,361
‫و توی بتون اتصالات ساختمانی رو میبینی.

652
00:37:23,683 --> 00:37:26,203
‫اونا رو منفجر کن و بلاد اون زیر دفن میشه.

653
00:37:26,205 --> 00:37:28,123
‫فهمیدم.

654
00:37:36,996 --> 00:37:39,345
‫بازار امروز با ۴۰۰ سهم بازگشایی شد

655
00:37:39,347 --> 00:37:42,854
‫با تشکر از بالا رفتن قیمت شگفت‌انگیز
‫شرکت‌های تلفیقی کویین.

656
00:37:42,856 --> 00:37:45,336
‫ریاست جدید سرمایه‌گزارانی داره

657
00:37:45,338 --> 00:37:47,587
‫که علی‌رغم فاجعه‌ی اخیر
‫ازشون حمایت میکنن.

658
00:37:47,589 --> 00:37:50,831
‫ببخشید، چرا من نمیتونم سوار قطار بشم؟

659
00:37:50,833 --> 00:37:52,983
‫متاسفم، خانم، الان فقط کلاس تجاری هست.

660
00:37:52,985 --> 00:37:54,439
‫واگن به زودی اعلام میشه.

661
00:37:54,441 --> 00:37:57,252
‫باشه.

662
00:37:57,254 --> 00:37:58,907
‫بیا، رفیق.

663
00:37:58,909 --> 00:38:01,556
‫اون از فراری‌های آیرون‌هایتز نیست؟

664
00:38:01,558 --> 00:38:03,476
‫این احمق میخواست از فروشگاه دزدی کنه

665
00:38:03,478 --> 00:38:05,395
‫اما به محض اینکه من رسیدم تسلیم شد.

666
00:38:05,397 --> 00:38:06,752
‫عیب نداره اگه یه دقیقه بزارمش اینجا؟

667
00:38:06,754 --> 00:38:08,739
‫نه، راحت باش.

668
00:38:10,825 --> 00:38:12,446
‫من فقط دارم میپرسم.

669
00:38:12,448 --> 00:38:15,657
‫الیور تو خیلی تلاش کردی
‫تا دیگه کسی رو نکشی.

670
00:38:15,659 --> 00:38:18,107
‫خراب کردن کل یه چهارراه روی این آدما قتل ــه.

671
00:38:18,109 --> 00:38:20,325
‫حداقلش قتل نفسه.

672
00:38:20,327 --> 00:38:21,781
‫اونا آدم نیستن.

673
00:38:21,783 --> 00:38:24,429
‫دیگه نیستن.

674
00:38:27,906 --> 00:38:31,380
‫به دیگل بگو به محض اینکه آماده شد
‫بمب‌ها رو منفجر کنه.

675
00:38:31,382 --> 00:38:33,168
‫الیور؟

676
00:38:43,397 --> 00:38:46,243
‫،ما این شهر رو از تاریکی بیرون میاریم

677
00:38:46,245 --> 00:38:49,454
‫و تک تک شما به من کمک خواهید کرد.

678
00:39:30,568 --> 00:39:32,786
‫بیا بریم.

679
00:39:37,184 --> 00:39:39,698
‫الیور، کدوم گوری هستی؟

680
00:39:47,478 --> 00:39:49,430
‫تو منو کشتی...

681
00:39:49,432 --> 00:39:52,509
‫بزار لطفت رو جبران کنم.

682
00:39:52,511 --> 00:39:55,587
‫هِی.

683
00:39:55,589 --> 00:39:57,772
‫ساعت داری؟

684
00:39:57,774 --> 00:40:00,917
‫الان، ساعت ۹ ــه.

685
00:40:00,919 --> 00:40:02,771
‫ممنون.

686
00:40:30,179 --> 00:40:32,992
‫الیور، خواهش میکنم.

687
00:40:36,767 --> 00:40:41,235
‫سیسکو، الان واقعا وقت خوبی نیست.

688
00:40:46,599 --> 00:40:48,649
‫اونجا.

689
00:40:52,093 --> 00:40:54,012
‫الی!

690
00:40:54,014 --> 00:40:55,766
‫اونا خیلی زیادن!

691
00:40:55,768 --> 00:40:57,918
‫ما نمیتونیم باهاشون بجنگیم.

692
00:41:00,236 --> 00:41:01,990
‫قرار نیست بجنگیم.

693
00:41:08,578 --> 00:41:11,225
‫سکان رو بچرخون!

694
00:41:11,227 --> 00:41:13,178
‫به کدوم سمت؟

695
00:41:13,180 --> 00:41:15,064
‫فرقی نداره.
‫فقط بچرخونش.

696
00:41:17,582 --> 00:41:20,427
‫- نمیتونم!
‫- نمیتونی نتونی.

697
00:41:22,481 --> 00:41:24,531
‫درست شد!

698
00:41:24,533 --> 00:41:26,683
‫داریم حرکت میکنیم!

699
00:41:26,685 --> 00:41:28,669
‫خوبه، خوبه.

700
00:41:30,590 --> 00:41:33,602
‫سارا، ما موفق شدیم.

701
00:41:33,604 --> 00:41:36,051
‫سارا!

702
00:41:36,053 --> 00:41:38,136
‫الیور!

703
00:41:43,121 --> 00:41:48,082
‫- -:: تیم ترجمه‌ی ایـران فـیـلـم ::
‫(Dunham) محمد
‫dunham-sub.rozblog.com

