1
00:00:01,934 --> 00:00:04,260
‫اسم من "الیور کوئین" ـه.

2
00:00:04,812 --> 00:00:07,174
‫بعد از پنج سال بودن در یک جزیره جهنمی

3
00:00:08,045 --> 00:00:11,267
‫فقط و فقط با یه هدف به خونه برگشتم

4
00:00:11,269 --> 00:00:14,056
‫برای نجات شهرم.

5
00:00:14,058 --> 00:00:19,034
‫اما برای اینکار دیگر نمیتونم اون
‫قاتلی باشم که قبلا بودم.

6
00:00:19,036 --> 00:00:20,938
‫برای احترام و به یاد دوستم

7
00:00:20,940 --> 00:00:23,911
‫من باید یه کس دیگه ای باشم.

8
00:00:23,913 --> 00:00:28,455
‫باید چیزی دیگه ای باشم.

9
00:00:28,543 --> 00:00:29,934
‫آنچه در "آررو" گذشت...

10
00:00:29,935 --> 00:00:32,222
‫ما میخوایم برای دفاع از حق خودمون

11
00:00:32,224 --> 00:00:34,309
‫بند ‏۱۵ قانون مجازات کیفری رو اجرا کنین.

12
00:00:34,311 --> 00:00:35,562
‫من میخوام یه صحبتی رو باهات انجام بد

13
00:00:35,564 --> 00:00:38,402
‫قبل از اینکه درخواست اعدام رو برای مجازات
‫در خواست کنین.

14
00:00:38,404 --> 00:00:40,190
‫مویرا ، "چیزی هست که من نمیدونم"؟

15
00:00:40,192 --> 00:00:41,860
‫یه چیزای وجود دارن که هیچ وقت

16
00:00:41,862 --> 00:00:44,416
‫نباید در موردشون حرفی زده بشه.

17
00:00:44,418 --> 00:00:47,840
‫اون دوبار منو خُـرد کرده و من واقعا نمی دونم که
‫چجوری جلوش رو بگیرم.

18
00:00:52,886 --> 00:00:54,354
‫تو دیگه کی هستی؟

19
00:00:54,356 --> 00:00:56,559
‫اگه بفهمی کی هستم زندگیت دیگه مثل قبلا ها
‫باقی نمی مونه.

20
00:00:58,732 --> 00:01:01,470
‫سارا؟

21
00:01:10,058 --> 00:01:13,564
‫آره ، پدر.
‫دانشکده عالیه.

22
00:01:13,566 --> 00:01:17,189
‫نه ، من و هم اتاقی جدیدم خیلی باهم رفیق
‫فابریک شدیم

23
00:01:17,191 --> 00:01:19,578
‫ما با هم مثل دوستای قدیمی هستیم

24
00:01:19,580 --> 00:01:21,449
‫خب، پدر ، من بایستی برگردم برم آزمایشگاه شیمی.

25
00:01:21,451 --> 00:01:23,403
‫آره. فکر کن که یه شب دراز رو پیش رو دارم
‫(! نظر مترجم: همیشه به این شبها)

26
00:01:23,405 --> 00:01:26,259
‫هی ، تلفن رو قطع کن؟

27
00:01:26,261 --> 00:01:27,963
‫عاشقتم ، بابا. خداحافظ.

28
00:01:27,965 --> 00:01:29,801
‫"اولی"

29
00:01:29,803 --> 00:01:32,273
‫بدبخت شدی.

30
00:01:32,275 --> 00:01:34,695
‫کارگاه لنس چی کار می کنه؟!

31
00:01:34,697 --> 00:01:36,733
‫آه ، هنوز طبق معمول هیچ سرنخ و مدرکی
‫به دست نیاورده

32
00:01:39,290 --> 00:01:42,078
‫به نظرم تشنه ام بود.

33
00:01:42,080 --> 00:01:45,136
‫شنیدی؟

34
00:01:45,138 --> 00:01:48,643
‫۱, ۲, ۳...

35
00:01:48,645 --> 00:01:51,817
‫داره نزدیک و نزدیک تر میشه.

36
00:01:51,819 --> 00:01:54,523
‫خیلی پایه و اساس علمی نداره.

37
00:01:54,525 --> 00:01:57,831
‫و اونوقت تو چی در مورد علم میدونی

38
00:01:57,833 --> 00:02:00,870
‫آقای ایوی که دانشگاه و درس رو بوسیده
‫و گذاشته کنار؟

39
00:02:00,872 --> 00:02:03,427
‫اتفاقا من چیزای علمی زیادی میدونم.

40
00:02:03,429 --> 00:02:06,266
‫مثلا... درباره ی عمل "تخمیر" یه چیزای
‫میدونم

41
00:02:06,268 --> 00:02:09,390
‫یا اینکه... درباره زیست شناسی
‫یه چیزای بلدم.

42
00:02:09,392 --> 00:02:12,029
‫::ایــران فـیـلـم بـا افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد::..

43
00:02:12,031 --> 00:02:16,961
‫WWW.IranFilmdl.Net

44
00:02:16,491 --> 00:02:19,194
‫مممم. لورل منو می کشه.

45
00:02:19,196 --> 00:02:21,133
‫اون من رو خواهد کشت

46
00:02:21,135 --> 00:02:24,390
‫خواهرت هیچ وقت این موضوع رو نمی فهمه.

47
00:02:24,392 --> 00:02:25,894
‫فقط بیا اینجا!

48
00:02:28,267 --> 00:02:30,905
‫اه . این یکی خیلی نزدیک بود.

49
00:02:30,907 --> 00:02:32,692
‫سارا.

50
00:02:32,694 --> 00:02:35,027
‫ما اوضاع مون بهتر میشه.

51
00:02:48,538 --> 00:02:51,172
‫سارا؟

52
00:02:51,174 --> 00:02:53,791
‫سارا!

53
00:03:00,013 --> 00:03:02,931
‫کمک! کمک!

54
00:03:05,002 --> 00:03:07,935
‫سارا!

55
00:03:09,437 --> 00:03:12,188
‫اُلیور!

56
00:03:17,593 --> 00:03:20,027
‫در بخش ورزشی ، مشابقات لیگ بین المللی بسکتبال
‫دیشب شب شلوغی رو سپری کرد

57
00:03:20,029 --> 00:03:22,595
‫شبی که در اون هفت بازی برگزار شد.

58
00:03:22,597 --> 00:03:24,648
‫تیم"کاوالیرز" در نهایت تعجب تونست صعود کنه...
‫(NBA کاوالیرز: تیم کلیولند کاوالیرز از)

59
00:03:24,650 --> 00:03:26,181
‫نمی تونی بخوابی؟

60
00:03:26,183 --> 00:03:28,200
‫با چشمای بسته اصلا حس و حال خوبی ندارم

61
00:03:28,202 --> 00:03:30,969
‫هی ، واقعا ممنونم  که گذاشتی اینجا بمونم.

62
00:03:30,971 --> 00:03:32,520
‫میدونم که درگیر کارای مامانتی.

63
00:03:32,522 --> 00:03:34,421
‫تیا اکثر اوقات پیش دوست پسرش می مونه.

64
00:03:34,423 --> 00:03:38,124
‫پس... اصلا نگران این موضوع نباش که کسی
‫ممکنه بفهمه که تو برگشتی.

65
00:03:38,126 --> 00:03:40,376
‫ممنون به خاطر درکت.

66
00:03:40,378 --> 00:03:43,295
‫من درک نمی کنم.

67
00:03:43,297 --> 00:03:45,880
‫خودت میدونی ، که روزی نیست  خونوادت نگران نبودن
‫تو نباشن

68
00:03:45,882 --> 00:03:49,867
‫آره؟ تو از کجا اینو فهمیدی؟

69
00:03:49,869 --> 00:03:51,651
‫چون خودم هم دل تنگت شده بودم.

70
00:03:53,671 --> 00:03:56,171
‫فک نکنم اونا به این اندازه که تو توی تصوراتت
‫داری از دیدن من خوشحال شن.

71
00:03:56,173 --> 00:03:58,005
‫آخه چطور میتونی همچین چیزی رو بگی؟

72
00:03:58,007 --> 00:04:00,558
‫میدونم که چقدر سخته آدم بعد

73
00:04:00,560 --> 00:04:03,143
‫یه مدت طولانی به خونه برگرده

74
00:04:04,645 --> 00:04:06,679
‫به نظرم پدرم و لاورل خیلی از

75
00:04:06,681 --> 00:04:08,230
‫دیدنت خوشحال نشن.

76
00:04:08,232 --> 00:04:11,232
‫نه.
‫نه. از اول اینطور نبود.

77
00:04:11,234 --> 00:04:14,901
‫من مطمئن نبودم که تو اون دوباره پیش هم برگردین

78
00:04:14,903 --> 00:04:17,137
‫ما تلاش خودمونو کردیم.

79
00:04:17,139 --> 00:04:19,689
‫خیلی هم تلاش کردیم.

80
00:04:19,691 --> 00:04:24,075
‫آره ، میدونی ، فکر کنم بعضی مسائل بهتره توی
‫گذشته باقی بمونن.

81
00:04:31,165 --> 00:04:34,249
‫من دیگه نمی تونم منتظر آقای کووین بمونم.
‫بیاین شروع کنیم.

82
00:04:34,251 --> 00:04:36,585
‫شرمنده. دیر کردم.

83
00:04:36,587 --> 00:04:40,487
‫یه دوست قدیمی....
‫توی شهر...

84
00:04:40,489 --> 00:04:43,322
‫من فقط می خواستم به مادر و خواهرت توضیح بدم که

85
00:04:43,324 --> 00:04:45,258
‫که خانم لنس روی صندلی دوم برای دادخواهی

86
00:04:45,260 --> 00:04:46,592
‫خواهد نشست.

87
00:04:46,594 --> 00:04:48,260
‫این کاملا با علاقه ما در تضاده.

88
00:04:48,262 --> 00:04:50,011
‫خانم لنس میشه گفت که توی خونه کووین بزرگ شده.

89
00:04:50,013 --> 00:04:51,879
‫فکر می کنم که شما دارین مسئله رو
‫خیلی بزرگش می کنین.

90
00:04:51,881 --> 00:04:54,598
‫خب ، وقتی خانم لنس رو از این پرونده کنار زدم
‫متوجه همه چی میشی.

91
00:04:54,600 --> 00:04:58,000
‫شاید اونموقع دیگه هیچ پرونده ای وجود
‫نداشته باشه!!!

92
00:04:58,002 --> 00:05:00,353
‫من اینجا اومدم ولی فقط خانم لنس
‫،رو با خودم نیاوردم

93
00:05:00,355 --> 00:05:02,804
‫بلکه یه پیشنهاد هم با خودم آوردم.

94
00:05:02,806 --> 00:05:06,357
‫زندگی کردن، به شرط آزادی مشروط.

95
00:05:06,359 --> 00:05:08,341
‫نه.

96
00:05:08,343 --> 00:05:10,727
‫ما این عفو مشروط رو امضاء نمی کنیم.
‫چون خانم کوئین کاملا بی گناه.

97
00:05:10,729 --> 00:05:13,061
‫ایشون به ‏۵۰۳ فقره قتل و یا
‫مشارکت در قتل متهم هستند.

98
00:05:13,063 --> 00:05:16,748
‫به زور و اجبار یه روانی قاتل به اسم مالکوم مرلین

99
00:05:16,750 --> 00:05:18,916
‫ایشون حتی قبل از ارتکاب این جنایات

100
00:05:18,918 --> 00:05:22,064
‫- پا پس کشیدن
‫- پنج دقیقه قبل از ارتکاب جرم

101
00:05:22,066 --> 00:05:23,947
‫با مرگ مالکوم میرن ، هیئت منصفه

102
00:05:23,949 --> 00:05:25,813
‫دنبال یه نفر می گرده که مجازاتش کنه.

103
00:05:25,815 --> 00:05:27,112
‫اگه این رو نپذیره

104
00:05:27,114 --> 00:05:29,178
‫به اعدام محکوم خواهد شد.

105
00:05:29,180 --> 00:05:31,144
‫مثل اینکه سر گردنه رو گرفتین و باج می خواین!

106
00:05:31,146 --> 00:05:33,226
‫واقعیات رو ببین.
‫اینم یادت باشه که

107
00:05:33,228 --> 00:05:36,359
‫ما خیلی وقته که اجازه بازرسی و شنود و کنترل

108
00:05:36,361 --> 00:05:38,690
‫تلفن ، نامه ها و ایمیل ها رو داریم.

109
00:05:38,692 --> 00:05:43,189
‫که با استفاده از اونا به چیزایی دست
‫پیدا خواهیم کرد که دفاعیه تو رو

110
00:05:43,191 --> 00:05:44,888
‫قطعا پودر می کنه.

111
00:05:46,638 --> 00:05:48,970
‫آقای دانر...

112
00:05:48,972 --> 00:05:54,017
‫اگه مشکلی نیست ، من دوست دارم چند روز
‫بهم وقت بدین تا رو پیشنهادتون فکر کنم.

113
00:05:54,019 --> 00:05:56,016
‫البته.

114
00:05:58,849 --> 00:06:00,880
‫منو ببخشید.

115
00:06:00,882 --> 00:06:04,096
‫زود بر می گردم.

116
00:06:04,098 --> 00:06:07,211
‫لاورل؟

117
00:06:09,095 --> 00:06:12,292
‫توی ماشین منتظرت می مونم.

118
00:06:15,675 --> 00:06:18,423
‫تو مادرم رو زیر نظر داری؟

119
00:06:18,425 --> 00:06:21,788
‫من خودم که این پرونده رو انتخاب نکردم.
‫به اجبار بهم داده شد.

120
00:06:21,790 --> 00:06:24,587
‫- پس بگو نه!
‫- این شغل جدیدیه الیور.

121
00:06:24,589 --> 00:06:26,919
‫من زیادی نفوذ توی این کار ندارم
‫ولی همون قدر که نفوذ دارم...

122
00:06:26,921 --> 00:06:29,119
‫واسه گرفتن آزادی مشروط مادرت ازش استفاده کردم.

123
00:06:29,121 --> 00:06:31,584
‫این همون ایده ی تو بود؟

124
00:06:31,586 --> 00:06:33,482
‫زندگی توی زندان؟

125
00:06:33,484 --> 00:06:37,198
‫بازپرس به طور خیلی جدی دنبال
‫این بود که حکم اعدام رو بگیره

126
00:06:37,200 --> 00:06:39,747
‫جفتمون هم خوب میدونیم که از دست دادن عزیزان
‫چقدر سخته.

127
00:06:41,147 --> 00:06:44,828
‫پس بهش فکر کن و باهاش زندگی
‫مادرت رو نجات بده.

128
00:06:47,245 --> 00:06:50,242
‫حالت خوبه ؟

129
00:06:50,244 --> 00:06:52,358
‫به این خاطر که مطمئن بشم هفته
‫قبل رو فراموش نکردی

130
00:06:52,360 --> 00:06:54,940
‫جواب این سوالت رو نمیدم.

131
00:07:49,217 --> 00:07:51,965
‫کمک!

132
00:07:51,967 --> 00:07:53,498
‫کمک!

133
00:07:53,500 --> 00:07:55,880
‫اینجا!

134
00:08:03,044 --> 00:08:05,326
‫سارا؟

135
00:08:05,328 --> 00:08:08,175
‫سارا؟

136
00:08:08,177 --> 00:08:09,990
‫رو به راهی؟

137
00:08:09,992 --> 00:08:11,573
‫اوضاع کار و بار مامانت چطوره؟

138
00:08:11,575 --> 00:08:15,038
‫دارم با خواهرت می جنگم.
‫پرونده به اون محول شده.

139
00:08:15,040 --> 00:08:16,655
‫- بهش نگفتی که...
‫- نه!

140
00:08:16,657 --> 00:08:20,036
‫یه چیزای درباره ی رازداری هم بلدم

141
00:08:20,038 --> 00:08:23,151
‫و اینکه به رازها احترام بذارم
‫حتی با اینکه نمیدونم...

142
00:08:23,153 --> 00:08:26,067
‫دقیقا چرا تو این رازها رو مخفی
‫نگه می داری.

143
00:08:28,117 --> 00:08:30,264
‫این چیزا...

144
00:08:30,266 --> 00:08:33,097
‫بخاطر اون رخدادهای توی جزیره ست؟

145
00:08:35,264 --> 00:08:37,295
‫نه.

146
00:08:37,297 --> 00:08:40,111
‫بعدش هم..

147
00:08:40,113 --> 00:08:43,109
‫یه کارهایی بوده که من انجام دادم...

148
00:08:43,111 --> 00:08:45,608
‫واسه اینکه خودمو نجات بدم و بمونم

149
00:08:45,610 --> 00:08:48,723
‫کارایی که هیچ جور عفو و بخششی در قبالشون
‫وجود نداره.

150
00:08:48,725 --> 00:08:51,306
‫خب درباره بخشش یه چیزی هست که میگه
‫تا خودت نخوای

151
00:08:51,308 --> 00:08:54,521
‫بخشیده نمیشی.
‫(!این چیزا مال خارجیاست.ما هرکاری بکنیم بخشیده نمی شیم)

152
00:09:00,003 --> 00:09:02,242
‫مرلین؟

153
00:09:40,209 --> 00:09:41,855
‫تو کی هستی؟

154
00:09:41,857 --> 00:09:44,638
‫یه جنگجو. عین خودت.

155
00:09:46,221 --> 00:09:48,674
‫چرا مثل مالکوم مرلین لباس پوشیدی؟

156
00:09:48,676 --> 00:09:51,854
‫ها ؟ کی تو رو فرستاده اینجا؟

157
00:09:58,210 --> 00:10:05,559
‫Liberty ترجمه و زیرنویس: محمد

158
00:10:06,547 --> 00:10:12,471
‫mohammad.liberty@yahoo.com

159
00:10:16,102 --> 00:10:19,066
‫اولین بار که این رو تن یه نفر دیدم یادمه.

160
00:10:19,068 --> 00:10:21,653
‫شادو اونو پوشیده بود.

161
00:10:21,655 --> 00:10:24,865
‫یه سری برنامه ریزی دقیق و مدون
‫باعث شد که تو رو به اینجا بکشونه.

162
00:10:24,867 --> 00:10:28,571
‫جایی که تو دست تنها و یه تنه جنگیدن واسه ی
‫استارلینگ رو آغاز کردی

163
00:10:28,573 --> 00:10:30,085
‫من تنها نیستم.

164
00:10:30,087 --> 00:10:31,783
‫اینها دوستای من هستن.

165
00:10:31,785 --> 00:10:35,044
‫ایشون جان دیگل
‫و فلیستی اسماک

166
00:10:35,046 --> 00:10:37,020
‫بچه ها. سارا!
‫سارا. بچه ها!

167
00:10:37,022 --> 00:10:39,080
‫به خونه خودت خوش اومدی سارا

168
00:10:39,082 --> 00:10:41,303
‫خوشحال شدم از اینکه شنیدم که
‫دیگه مرده محسوب نمی شی.

169
00:10:41,305 --> 00:10:44,433
‫منظورم ، اینه که نمیدونستم تا امروز که تو اصلا نمردی

170
00:10:44,435 --> 00:10:46,886
‫- در کل ، خوشحالم که هنوز زنده ای.
‫- ممنون.

171
00:10:46,888 --> 00:10:49,028
‫ما یه سری مهمون ناخونده توی املاک
‫کویین داریم

172
00:10:49,030 --> 00:10:51,762
‫آموزش دیده. با مهارت بالا.

173
00:10:51,764 --> 00:10:53,639
‫و البته اون مثل مرلین لباس می پوشید.

174
00:10:53,641 --> 00:10:55,419
‫خب، طبق آخرین داده هایی که من چک کردم
‫مالکوم مرلین مرده بود

175
00:10:55,421 --> 00:10:57,066
‫اونم با پیکان که توی قلبش فرو رفته بود.

176
00:10:57,068 --> 00:10:59,438
‫اون خودش نبود.
‫یه پیرو بود ، یه مرید بود

177
00:10:59,440 --> 00:11:02,254
‫و هر کی که هست قصد انتقام جویی داره

178
00:11:02,256 --> 00:11:04,034
‫و اینو میدونه که من کی هستم.

179
00:11:04,036 --> 00:11:05,961
‫خدای من، مگه اون کیسه خاک رو بهت ندادم

180
00:11:05,963 --> 00:11:08,349
‫ببین من این رو توی خونه پیدا کردم.
‫از همون "مرلین نما" جا مونده بود.

181
00:11:08,351 --> 00:11:10,770
‫من میخوام که بررسیش کنی.
‫امیدوارم که از این طریق بتونیم به اون برسیم.

182
00:11:10,772 --> 00:11:12,384
‫بعدش چی؟
‫اگه این مرید مالکوم مرلین

183
00:11:12,386 --> 00:11:14,081
‫یه پیرو افراطی و بدپیله باشه

184
00:11:14,083 --> 00:11:16,469
‫تا توی قبر هم که شده ادامه میده.

185
00:11:16,471 --> 00:11:19,055
‫سارا؟ ما این یارو رو پیداش می کنیم

186
00:11:19,057 --> 00:11:22,020
‫من نمی خوام که این کارو بکنین.

187
00:11:23,536 --> 00:11:25,397
‫منظورت چیه؟

188
00:11:25,399 --> 00:11:27,669
‫اون دنبال تو نیومده بود ، الیور

189
00:11:27,671 --> 00:11:28,955
‫اون دنبال من بود.

190
00:11:28,957 --> 00:11:30,799
‫مگه اون کیه؟

191
00:11:30,801 --> 00:11:34,456
‫بهش می گن "آل اوال". در ابتدا

192
00:11:34,458 --> 00:11:37,783
‫و این که اون عضو یه گروه آدمکش حرفه ایی
‫هستش

193
00:11:37,785 --> 00:11:39,809
‫گروه آدمکشای حرفه ای؟

194
00:11:39,811 --> 00:11:41,736
‫من فکر می کردم که این فقط یه افسانه ست.

195
00:11:41,738 --> 00:11:43,482
‫دسته آدمکشا چه گهی هستش؟
‫و خواهشا...

196
00:11:43,484 --> 00:11:45,574
‫نگو که یه گروه هستن که برای کشتن آدما
‫تشکیل شدن.

197
00:11:45,576 --> 00:11:48,210
‫نه، این یه افسانه شهریه.
‫من یه چیزای دربارش توی افغانستان شنیدم

198
00:11:48,212 --> 00:11:49,988
‫من از رهبر یکی از قبایل شنیدم
‫که می گفت

199
00:11:49,990 --> 00:11:51,843
‫اونا یه سری جنگجو و آدم کش

200
00:11:51,845 --> 00:11:54,884
‫هستن که مثل روح میتونن ناپدید شن

201
00:11:54,886 --> 00:11:58,459
‫من فکر می کردم از اون تریاکی که میفروشه خودش
‫هم میزنه.
‫(!مترجم: فکر کرده نعشه بوده)

202
00:11:58,461 --> 00:12:02,051
‫من سعی کردم اینو بهت بفهمونم، الیور
‫اما تو گوشت بدهکار نبود

203
00:12:02,053 --> 00:12:03,938
‫اونجا همونجاییه که تو ‏۴ سال اخیر رو اونجا بودی

204
00:12:03,940 --> 00:12:07,046
‫و جنگیدن رو هم از همونجا و از اونا یاد گرفتی

205
00:12:08,148 --> 00:12:09,960
‫تو یکی از خود اونها هستی.

206
00:12:09,961 --> 00:12:11,274
‫بعد از اون ماجرای کشتی و...

207
00:12:11,299 --> 00:12:13,714
‫یکی از اعضای گروهشون منو نجات داد، و
‫منو برد پیش خودشون

208
00:12:13,871 --> 00:12:16,041
‫و منو نزد "ناندا پاربات" برد.

209
00:12:16,043 --> 00:12:19,065
‫اونا منو رو دوباره ساختن و من رو
‫به این چیزی که الان هستم تبدیل کردن.

210
00:12:19,067 --> 00:12:21,905
‫و در عوض من هم سوگند وفاداری به اون ها رو خوردم.

211
00:12:21,907 --> 00:12:25,280
‫پس چرا دیگه الان در به در دارن دنبالت می گردن؟

212
00:12:25,282 --> 00:12:28,588
‫چون من در رفتم.

213
00:12:28,590 --> 00:12:31,177
‫و فقط و فقط یه راه برای فرار و جدایی
‫از گروه وجود داره.

214
00:12:33,250 --> 00:12:36,440
‫دلیل این که نمی خواستی خونوادت
‫رو ببینی همین بود؟

215
00:12:39,097 --> 00:12:42,288
‫یه سال پیش توی گویانا بودم.
‫(فکر کنم منظورش گینه هستش توی شاخ افریقا :*)

216
00:12:42,290 --> 00:12:45,712
‫و فرستاده شده بودم دنبال یه مردی که
‫اسمش سوارز بود.

217
00:12:45,714 --> 00:12:47,550
‫اون یه سیاستمدار محلی بود.

218
00:12:48,888 --> 00:12:51,677
‫و من توی رختخوابش...

219
00:12:51,679 --> 00:12:54,132
‫سرش رو گوش تا گوش بریدم.

220
00:12:54,134 --> 00:12:56,822
‫و توله هاش...

221
00:12:56,824 --> 00:13:00,831
‫جنازش رو صبح روز بعدش پیدا کردن.

222
00:13:03,171 --> 00:13:06,345
‫من یه قاتل هستم ، الیور
‫(مترجم: جانی ، کصافط)

223
00:13:06,347 --> 00:13:08,182
‫و اونوقت تو فکر می کنی که خونواده من

224
00:13:08,184 --> 00:13:10,939
‫از دیدن قیافه نحس من خوشحال میشن؟

225
00:13:18,358 --> 00:13:20,762
‫من باید به "آیرون هایتس" برم.

226
00:13:20,764 --> 00:13:24,204
‫فلیستی ، ازت میخوام که این مرتیکه
‫عوضی "آل اوال" رو پیدا کنی.

227
00:13:33,744 --> 00:13:36,249
‫ممنون
‫ممنون

228
00:13:36,251 --> 00:13:38,905
‫اون بیرون چی کار می کردی؟

229
00:13:38,907 --> 00:13:41,429
‫اون کشتی که من توش بودم

230
00:13:41,431 --> 00:13:43,968
‫توی یه طوفان گیر کرد.

231
00:13:43,970 --> 00:13:46,591
‫صبر کنین، صبر کنین ، وایسین ، پسرا!

232
00:13:46,593 --> 00:13:50,316
‫وایسین. من ... روبرت کوئین .... رابرت کوئین.

233
00:13:50,318 --> 00:13:51,987
‫کشتی اون بود ... و ....و..

234
00:13:51,989 --> 00:13:55,629
‫هر چقدر پول بخواین بهتون میده.

235
00:14:05,803 --> 00:14:07,524
‫خواهش می کنم، خواهش!

236
00:14:07,526 --> 00:14:10,196
‫نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

237
00:14:10,198 --> 00:14:14,173
‫نــــــــــــــــه! خواهش می کنم!

238
00:14:14,175 --> 00:14:18,517
‫نه ! نه!
‫شما دارین اشتباه می کنین!

239
00:14:18,519 --> 00:14:20,003
‫بذارین من بیام بیرون لطفا!

240
00:14:20,005 --> 00:14:23,177
‫چرا نمیذارین من...
‫نه! خواهش می کنم برگردین!

241
00:14:23,179 --> 00:14:26,118
‫بذارین بیام بیرون!

242
00:14:26,120 --> 00:14:29,209
‫تو که جدی نمی گی؟

243
00:14:29,211 --> 00:14:31,665
‫- چه خبره اینجا؟
‫- اون میخواد قبول کنه و باهاشون کنار بیاد!
‫(!همون نرمش قهرمانانه خودمون)

244
00:14:31,667 --> 00:14:33,886
‫اگه این مربوط میشه به اون حکم اعدام
‫و این حرفا....

245
00:14:33,888 --> 00:14:36,041
‫من به مادرت همه چی رو توضیح میدم.

246
00:14:36,043 --> 00:14:38,230
‫حتی اگه حکم رو صادر هم بکنن

247
00:14:38,232 --> 00:14:40,903
‫تو فقط یه نوچه ی قاتل بودی.
‫و من هر کاری که نیاز باشه

248
00:14:40,905 --> 00:14:43,392
‫برای حفاظت از تو در برابر مرگ انجام خواهم داد.

249
00:14:43,394 --> 00:14:45,230
‫اعدام من نمی ترسونه ، جین

250
00:14:45,232 --> 00:14:47,202
‫پس چرا ایستادگی نمی کنی؟

251
00:14:47,204 --> 00:14:49,457
‫- خب، آخه من هم دلایل خاص خودم رو دارم.
‫- یکیش رو بگو.

252
00:14:49,459 --> 00:14:50,711
‫چون دیگه از جنگیدن خسته شدم.

253
00:14:50,713 --> 00:14:52,631
‫چون تلاش ها مو کردم.
‫چون فکر نکنم که بتونم از دادگاه

254
00:14:52,633 --> 00:14:54,936
‫پیروز بیرون بیام.

255
00:14:54,938 --> 00:14:58,428
‫و البته، خودم رو لایق این نمی بینم که بی گناه
‫خطاب بشم.

256
00:14:58,430 --> 00:14:59,931
‫در حقیقت الان تو سه تا دلیل گفتی
‫تیا....

257
00:14:59,933 --> 00:15:03,240
‫نه ، تو واقعا قصد داری که کوتاه بیای
‫و تسلیم بشی؟

258
00:15:03,242 --> 00:15:07,467
‫فقط داروهات رو بهت بدن و بقیه زندگیت رو اینجا
‫آب خنک بخور

259
00:15:07,469 --> 00:15:08,837
‫ما هنوز بهت احتیاج داریم.

260
00:15:08,839 --> 00:15:11,459
‫من هنوز بهت احتیاج دارم.

261
00:15:13,349 --> 00:15:15,151
‫من ... من نمیتونم این رو به خودم بقبولانم.

262
00:15:30,055 --> 00:15:32,142
‫بزرگ شدن...

263
00:15:32,144 --> 00:15:36,871
‫من فکر نمی کردم که رازی بین ما
‫ناگفته مونده باشه

264
00:15:36,873 --> 00:15:39,025
‫سال قبل من چیزی رو یاد گرفتم

265
00:15:39,028 --> 00:15:40,663
‫و به خوبی میدونم که

266
00:15:40,665 --> 00:15:42,885
‫داری یه چیزی رو از من مخفی می کنی.

267
00:15:42,887 --> 00:15:45,591
‫پس ، مامان...

268
00:15:47,731 --> 00:15:50,720
‫الان دوباره داری چی رو ازم قایم می کنی؟

269
00:15:54,280 --> 00:15:56,617
‫خواهرت رو کمک کن. تا این تصمیم من رو
‫درک کنه و باهاش کنار بیاد

270
00:15:56,619 --> 00:15:59,089
‫چون من مصمم هستم.

271
00:16:03,602 --> 00:16:06,140
‫معذرت می خوام اگه قبلا ناراحتت کردم.

272
00:16:06,142 --> 00:16:09,063
‫ما همه به یه گروه هایی ملحق شدیم.
‫که بعدا آرزو می کردیم که ای کاش نمی رفتیم.

273
00:16:09,065 --> 00:16:11,703
‫واسه ی خودم حدود یه سال طول کشید تا تونستم
‫از اون باشگاه خارج بشم.

274
00:16:13,275 --> 00:16:15,278
‫ممنون.

275
00:16:15,280 --> 00:16:16,582
‫واسه ی چی؟

276
00:16:16,584 --> 00:16:18,619
‫به این خاطر که نمیذاری احساس کنم که
‫چه گهی هستم.

277
00:16:18,621 --> 00:16:21,978
‫الیور خیلی خوش شانسه که کسایی مثل
‫شما دوستانش هستین.

278
00:16:21,980 --> 00:16:25,185
‫البته توی این زمینه همیشه ی همیشه
‫هم خیلی خوش شانش نبوده.

279
00:16:25,187 --> 00:16:27,641
‫- کار و بار مادرت چطور پیش رفت؟
‫- خوب نبود.

280
00:16:27,643 --> 00:16:30,197
‫هنوز کسی رو واسم پیدا نکردی که داغونش کنم؟

281
00:16:30,199 --> 00:16:32,920
‫شاید.
‫با اون لکه هایی که از خونه ت آوردی

282
00:16:32,922 --> 00:16:34,978
‫مقدار بسیار زیادی از یه نوع سم کشاورزی وجود داره.

283
00:16:35,003 --> 00:16:36,268
‫- چی؟
‫- یه جور آفت کش.

284
00:16:36,269 --> 00:16:38,768
‫استارلینگ سیتی از کارخونه تولید سم خودش
‫استفاده می کرد

285
00:16:38,769 --> 00:16:41,391
‫اما سازمان محیط زیست سه سال پیش
‫درش رو گل گرفت و تعطیل شد.

286
00:16:41,393 --> 00:16:43,863
‫- الان از اون کارخونه چه استفاده ایی می شه؟
‫- هیچی. ... دیگه متروکه شده.

287
00:16:43,865 --> 00:16:45,149
‫اما حدسیات من این طور میگه که اونجا

288
00:16:45,151 --> 00:16:48,323
‫الان مخفیگاه یکی از اعضای دسته آدمکشا شده.

289
00:16:48,325 --> 00:16:50,328
‫اون تو رو خواهد کشت.

290
00:16:50,330 --> 00:16:53,085
‫منم مثل توام. به همین راحتی نمیتونن
‫از دستم خلاص بشن.

291
00:16:53,087 --> 00:16:54,705
‫- این جنگ منه.
‫- اون تبدیلش کرد به جنگ من.

292
00:16:54,707 --> 00:16:57,095
‫وقتی که اومد به خونه ی من.

293
00:16:57,097 --> 00:17:00,569
‫و وقتی کسی که واسه من مهمه رو تهدید کرد.

294
00:17:25,330 --> 00:17:28,136
‫پیکان ها.

295
00:17:28,138 --> 00:17:32,011
‫سلاح های خیلی موثر و کاربردیی نیستند.

296
00:17:32,013 --> 00:17:37,023
‫من فکر نکنم که هنوز بشه کسی رو پیدا کرده که
‫از اینا بترسه.

297
00:17:37,025 --> 00:17:38,527
‫بهت نشون خواهم داد که چرا...

298
00:17:38,529 --> 00:17:40,554
‫اگه دست از سر سارا لنس برنداری.

299
00:17:40,556 --> 00:17:41,987
‫این برای اولین و آخرین باره که بهت هشدار میدم.

300
00:17:41,989 --> 00:17:44,460
‫و تاثیر خودش رو هم میذاره

301
00:17:44,462 --> 00:17:47,228
‫اگه بخوای بازم سر راه من سنگ بندازی.

302
00:17:47,230 --> 00:17:49,849
‫به سختی تونستی مالکوم مرلین رو شکست بدی

303
00:17:49,851 --> 00:17:53,639
‫که نزدیک بود خودت هم به فاک بری!
‫(.یعنی : نزدیک بود به قیمت جونت تموم بشه)

304
00:17:53,641 --> 00:17:58,435
‫چه امیدی داری که بخوای در مقابل کسی بجنگی
‫که تحت نظر اون آموزش دیده؟

305
00:17:58,437 --> 00:18:01,384
‫شاید واسه همسنه که تنها نیومدم.

306
00:18:05,011 --> 00:18:08,900
‫فرزند "راس الگول" منتظره که برگردی

307
00:18:08,902 --> 00:18:10,878
‫من بر نمی گردم.

308
00:18:10,880 --> 00:18:12,113
‫تو حق انتخابی نداری.

309
00:18:12,115 --> 00:18:14,751
‫من مامور که تو رو برگردونم...

310
00:18:14,753 --> 00:18:16,564
‫حالا چه زنده یا مرده. فرقی نداره.

311
00:18:16,566 --> 00:18:18,261
‫تخم این رو نداری که بتونی من رو بکشی.

312
00:18:18,263 --> 00:18:20,700
‫خیلی خودت رو دست بالا گرفتی.
‫(!هیچ گهی نیستی)

313
00:18:20,702 --> 00:18:24,177
‫در هر حال، بدون که با ما برمی گردی.

314
00:18:24,179 --> 00:18:27,276
‫با ما؟

315
00:18:27,278 --> 00:18:31,099
‫من هم مث تو.
‫منم تنها نیومدم.

316
00:19:10,818 --> 00:19:14,607
‫اگه با ما بر نگردی.

317
00:19:14,609 --> 00:19:18,249
‫بایستی منتظر کفن و دفن اعضای خونوادت باشی.

318
00:19:25,086 --> 00:19:28,067
‫اصن انگار نه انگار که داره...

319
00:19:28,069 --> 00:19:31,890
‫من و درد یه جند سال پیش همدیگه
‫رو به خوبی درک کردیم.

320
00:19:33,703 --> 00:19:36,455
‫تمومه.

321
00:19:42,439 --> 00:19:46,574
‫دار و دسته آدمکشا.

322
00:19:46,576 --> 00:19:51,188
‫چرا بهم نمیگه که توی اون سال ها چی به سرش اومده؟

323
00:19:51,190 --> 00:19:53,562
‫ممکنه به همون دلیلی باشه که تو به ما
‫نمیگی

324
00:19:53,564 --> 00:19:55,589
‫توی اون جزیره چه اتفاقایی واست افتاده.

325
00:19:59,413 --> 00:20:01,340
‫ما باید از خونواده لنس مراقبت کنیم.

326
00:20:01,342 --> 00:20:03,367
‫- من میرم سراغ لورل.
‫- پس من چی کار کنم آخه؟

327
00:20:03,369 --> 00:20:05,807
‫هیچی. تو صدمه دیدی.
‫و بایستی همینجا بمونی.

328
00:20:05,809 --> 00:20:07,652
‫پس پدرم چی میشه؟

329
00:20:07,654 --> 00:20:08,905
‫من با کارآگاه لنس حرف میزنم.

330
00:20:08,907 --> 00:20:10,125
‫بهش بگو بایستی یه چند

331
00:20:10,127 --> 00:20:12,266
‫دور و بر شهر پیداش نشه.

332
00:20:13,916 --> 00:20:15,695
‫لطفا در مورد من هم هیچی بهش نگو.

333
00:20:15,697 --> 00:20:18,249
‫من می تونم یه راز کوچولو رو نگه دارم.
‫فقط از خودش بپرس.

334
00:20:23,607 --> 00:20:26,819
‫شما سه تا با هم دیگه یه تیم شاخ هستین.

335
00:20:28,205 --> 00:20:31,005
‫ما هم چیزای خودمونو داریم.

336
00:20:42,971 --> 00:20:45,672
‫برگرد.

337
00:20:45,674 --> 00:20:47,584
‫نه، نه، لطفا!

338
00:20:47,586 --> 00:20:49,957
‫خوهاش می کن ، خواهش می کنم، نه!

339
00:20:49,959 --> 00:20:52,529
‫هرچی بیشتر مقاومت کنی...

340
00:20:52,531 --> 00:20:54,406
‫بیشتر آسیب می بینی.

341
00:20:54,408 --> 00:20:56,434
‫نه ، نه ، توروخدا!

342
00:20:56,436 --> 00:20:57,720
‫خواهش می کنم ازتون!

343
00:20:57,722 --> 00:20:59,845
‫صبر کنین.

344
00:20:59,847 --> 00:21:02,449
‫بذارش بره.

345
00:21:02,451 --> 00:21:04,130
‫من از تو دستور نمی گیرم.

346
00:21:04,132 --> 00:21:05,943
‫نه ، از من دستور نمی گیری.
‫ولی از کاپیتان که دستور می گیری

347
00:21:05,945 --> 00:21:07,558
‫و اون هم واسه من کار می کنه.

348
00:21:07,560 --> 00:21:09,504
‫اینطور نیست؟

349
00:21:10,888 --> 00:21:14,018
‫کمکم کن. خواهش می کنم!

350
00:21:14,020 --> 00:21:15,832
‫باهام بیا.

351
00:21:21,156 --> 00:21:23,703
‫لاورل گوش کن. بازم پدرته که داره
‫باهات صحبت می کنه

352
00:21:23,705 --> 00:21:25,535
‫اوکی. گوش کن.
‫میدونم هنوز به خاطر اون حرفی که بعد از

353
00:21:25,537 --> 00:21:27,932
‫دستگیریت بهت گفتم از دستم ناراحتی.

354
00:21:27,934 --> 00:21:29,482
‫ولی اصلا خوب نیست، که با هم حرف نزنیم.

355
00:21:29,484 --> 00:21:31,655
‫پس خواهشا ... فقط بهم بزنگ، باشه؟

356
00:21:31,739 --> 00:21:32,653
‫کارآگاه لنس!

357
00:21:32,678 --> 00:21:34,675
‫میدونستم همین موقعا ها میرین خونه

358
00:21:35,147 --> 00:21:36,760
‫چون وقت اتمام شیفتتون رو می دونستم.

359
00:21:36,762 --> 00:21:39,641
‫و این رو به این خاطر می دونستم چون
‫به گوشی موبایلتون نفوذ کردم.

360
00:21:39,643 --> 00:21:41,390
‫خانم اسموک

361
00:21:41,392 --> 00:21:42,973
‫شما توی خونتون چند تا سوسک دارین

362
00:21:42,975 --> 00:21:44,688
‫از کی تا حالا شما به فکر رفع مشکل خونه
‫های مردم شدین؟

363
00:21:44,690 --> 00:21:46,103
‫از وقتی که شما توی خطر افتادین.

364
00:21:46,105 --> 00:21:47,303
‫من از سوسک ها نمی ترسم.

365
00:21:47,305 --> 00:21:50,051
‫آره، چون شما در معرض یه خطر واقعی هستین!

366
00:21:50,053 --> 00:21:52,582
‫شما باید یه چند روزی از شهر خودتون
‫رو گم و گور کنین.

367
00:21:52,584 --> 00:21:55,414
‫گوش کن بچه ، من هر وقت که این یونیفرم
‫رو می پوشم توی خطر هستم

368
00:21:55,416 --> 00:21:57,429
‫پس باید حرفات کمی قانع کننده تر و شفاف تر باشن.

369
00:21:57,431 --> 00:21:59,411
‫یه سازمانی هست به اسم "دار و دسته آدمکشا" می فهمی

370
00:21:59,413 --> 00:22:01,710
‫و سه تا از قاتلینش دارن در به در
‫دنبال شما می گردن.

371
00:22:01,712 --> 00:22:04,341
‫این... این یه کم احمقانه تر از اون چیزی
‫که فکر می کردم بود

372
00:22:04,343 --> 00:22:07,089
‫- شک دارم به درستی حرفت.
‫- پس بذار بگم "مالکوم مرلین" یکی از اعضاشون بوده.

373
00:22:07,091 --> 00:22:09,004
‫فکر کنم این باعث میشه که  بفهمی

374
00:22:09,006 --> 00:22:10,753
‫با چه جونورایی سر و کار داریم.

375
00:22:10,755 --> 00:22:13,234
‫خب، متوجه شدم دیگه.

376
00:22:13,236 --> 00:22:15,449
‫مگه من چی کار کردم که اونا از دستم عصبانی شدن
‫و دنبالم راه افتادن؟

377
00:22:15,451 --> 00:22:17,665
‫ممممم......

378
00:22:17,667 --> 00:22:19,896
‫واقعا داستانش خیلی طولانیه.

379
00:22:19,898 --> 00:22:23,610
‫شما باید...
‫تو باید به من اعتماد کنی.

380
00:22:23,612 --> 00:22:25,826
‫تو اینجا، توی استارلینگ سیتی، اصلا امنیتت
‫تضمین نیست.

381
00:22:25,828 --> 00:22:27,741
‫،اسموک
‫هیچ کس در امان نیست، درسته؟

382
00:22:27,743 --> 00:22:29,056
‫به ویزه ما ها که پلیس هم هستیم.

383
00:22:29,058 --> 00:22:31,055
‫مایی که واسه زندگی کردن گلوله می خوریم.

384
00:22:31,057 --> 00:22:34,236
‫و شیفتم هم؟
‫همین الان تموم شده

385
00:22:34,238 --> 00:22:35,903
‫- کارآگاه لنس!
‫- شب بخیر.

386
00:22:35,905 --> 00:22:37,434
‫صبر کنین، شما بایستی به حرفای من گوش کنین!

387
00:22:37,436 --> 00:22:39,100
‫شب خوش، خانم اسموک!

388
00:22:39,102 --> 00:22:41,398
‫پس یعنی حاضر نیستی، شهر رو ترک کنی؟

389
00:22:46,878 --> 00:22:48,210
‫عصر بخیر

390
00:22:48,212 --> 00:22:50,591
‫من باید این رو زودتر می گفتم.

391
00:22:50,593 --> 00:22:52,973
‫اما خیلی صورت خوشی نداره که درباره پرونده
‫مادرت بحث کنیم.

392
00:22:52,975 --> 00:22:54,722
‫راستش رو بخوای ، من همین اطراف بودم
‫گفتم بیام سری بهت بزنم

393
00:22:54,724 --> 00:22:56,554
‫و ببینم میتونم تو رو تا خونه همراهی کنم

394
00:22:56,556 --> 00:22:58,419
‫و شاید هم یه چیزی بخوریم.

395
00:22:58,421 --> 00:23:00,718
‫امروز روز طولانی داشتم.
‫اصلا حال و حوصله اینو ندارم که یه شب طولانی

396
00:23:00,720 --> 00:23:03,549
‫رو هم با جر و بحث کردن با تو درباره کنار کشیدن از
‫پرونده مادرت داشته باشم.

397
00:23:03,551 --> 00:23:06,131
‫لاورل.

398
00:23:06,133 --> 00:23:10,544
‫بهت قول میدم، که این موضوع هیچ ربطی به پرونده
‫مادرم نداره و نخواهد داشت.

399
00:23:12,245 --> 00:23:14,875
‫چند هفته ی سخت رو پشت سر گذاشتی.

400
00:23:14,877 --> 00:23:18,422
‫واقعا میخوای بگی که یه دوست بدرد نمی خوره و
‫ازش استفاده نمی کنی؟

401
00:23:19,622 --> 00:23:22,352
‫بیا.

402
00:23:26,034 --> 00:23:27,851
‫سلام.

403
00:23:27,853 --> 00:23:30,147
‫- اوضاع چطور پیشرفت؟
‫- به شدت بد.

404
00:23:30,149 --> 00:23:32,758
‫اون نه من رو جدی گرفت و نه
‫حرفام رو باور کرد.

405
00:23:32,760 --> 00:23:34,460
‫در واقع من نباید از اون دسته ی آدمکشا

406
00:23:34,462 --> 00:23:36,112
‫حرفی رو به میان می آوردم.

407
00:23:36,114 --> 00:23:38,789
‫پس حالا چه کار کنیم؟

408
00:23:38,791 --> 00:23:41,366
‫چی کار میخوای بکنی؟
‫الیور گفت تو باید همینجا بمونی.

409
00:23:41,368 --> 00:23:43,911
‫من فکر می کردم که دوست نداری پدرت بفهمه که
‫هنوز زنده ای.

410
00:23:43,913 --> 00:23:46,142
‫نمی خوانم بدونه.
‫ولی بدونه خیلی بهتر از اینه که بمیره.

411
00:23:46,144 --> 00:23:49,116
‫- کجا می خوای بری؟
‫- با تو میام.

412
00:23:49,118 --> 00:23:52,090
‫نمیذارمت بدون پیشتیبانی از این در بری بیرون.

413
00:23:52,092 --> 00:23:54,271
‫دیگ ممکنه که تو یه کهنه سرباز توی سه تا عملیات
‫ویژه باشی.

414
00:23:54,273 --> 00:23:56,518
‫اما من توسط کسایی تعلیم دیدم که
‫با نیروهای ویژه مثل

415
00:23:56,520 --> 00:23:59,327
‫بچه های توی کودکستان ها رفتار میکنن.
‫پس یا هیکلت رو بکش کنار بذار باد بیات

416
00:23:59,329 --> 00:24:01,921
‫یا از رو نعشت رد می شم.

417
00:24:05,342 --> 00:24:07,456
‫این کارت تشیع جنازت میشه، سارا

418
00:24:07,458 --> 00:24:09,902
‫دفعه ی اولم نیست.

419
00:24:59,141 --> 00:25:02,147
‫نه ، امکان نداره

420
00:25:02,149 --> 00:25:03,964
‫امکان نداره تو سارا باشی

421
00:25:03,966 --> 00:25:06,575
‫این منم. سارا.

422
00:25:06,577 --> 00:25:08,954
‫بابایی...

423
00:25:08,956 --> 00:25:11,862
‫چیزی نشده.

424
00:25:18,059 --> 00:25:20,570
‫سارا؟

425
00:25:20,572 --> 00:25:22,189
‫سارا؟

426
00:25:24,669 --> 00:25:27,559
‫سارا!

427
00:25:50,338 --> 00:25:52,402
‫جل الخالق! ،تو چینی حرف زدی؟

428
00:25:52,404 --> 00:25:55,342
‫تو این چند وقته یه چیزایی هم یاد گرفتم.

429
00:25:55,344 --> 00:25:58,316
‫آره.

430
00:25:58,318 --> 00:26:01,654
‫چرا بهمون این اجازه رو ندادی که بفهمیم زنده ای؟

431
00:26:01,656 --> 00:26:04,991
‫یعنی من و مادرت....

432
00:26:04,993 --> 00:26:07,354
‫ما دلمون واست تنگ شده بود.

433
00:26:07,356 --> 00:26:09,139
‫و خواهرت هم به همین شکل.

434
00:26:09,141 --> 00:26:10,461
‫اینا رو که دیگه خودت میدونی؟

435
00:26:10,463 --> 00:26:12,939
‫آره ، میدونم که طلاق گرفتین.

436
00:26:12,941 --> 00:26:15,120
‫آره.

437
00:26:15,122 --> 00:26:17,235
‫ولی تقصیر تو نبود.

438
00:26:17,237 --> 00:26:19,384
‫کِرم از من بود!
‫من مقصر بودم.

439
00:26:19,386 --> 00:26:21,068
‫میدونم واسه خاطر من بود.

440
00:26:21,070 --> 00:26:22,192
‫- متاسفم.
‫- عیبی نداره.

441
00:26:22,194 --> 00:26:23,878
‫ولی الان دیگه هیچ کدومشون سر سوزنی مهم
‫نیستن، میدونی چرا؟

442
00:26:23,880 --> 00:26:26,190
‫چون تو دیگه خونه ای.
‫عزیزم تو دیگه برگشتی.

443
00:26:39,905 --> 00:26:41,689
‫توی دردسر افتادی؟

444
00:26:41,691 --> 00:26:44,332
‫ها؟

445
00:26:44,334 --> 00:26:47,390
‫نه ،پدر.

446
00:26:47,392 --> 00:26:49,703
‫شما توی دردسر افتادین

447
00:26:52,959 --> 00:26:56,940
‫پس تو بودی که "فلسیتی اسموک" رو فرستادی تا
‫بهم بگه که از شهر برم.

448
00:26:58,577 --> 00:27:01,566
‫تو "پیکان دار" رو می شناسی

449
00:27:06,474 --> 00:27:10,439
‫تو همون دختر ماسک زن هستی

450
00:27:10,441 --> 00:27:14,900
‫تو با اون سگ های آشغال گلیدز درگیر شدی

451
00:27:17,627 --> 00:27:20,211
‫چند هفته ای هست که برگشتی.

452
00:27:22,363 --> 00:27:24,080
‫یه چیزی رو بهم بگو...

453
00:27:24,082 --> 00:27:25,881
‫اگه سر و کله ی این آدمکشا پیدا نمی شد.

454
00:27:25,883 --> 00:27:27,798
‫تو اون موقع اصن قصد داشتی که به ما بفهمونی
‫که هنوز زنده ای؟

455
00:27:27,800 --> 00:27:30,100
‫نه.

456
00:27:35,671 --> 00:27:39,388
‫فلیستی بهم گفت که نمیدونم عضو گروه فلان هستن.

457
00:27:39,390 --> 00:27:41,172
‫واسه چی دنبالتن. از جونت چی میخوان.

458
00:27:41,174 --> 00:27:43,891
‫همه ی آدمکشا می خوان هدفهاشون رو از
‫سر راه بردارن و نابود کنن

459
00:27:43,893 --> 00:27:45,892
‫خیلی چرته

460
00:27:45,894 --> 00:27:48,410
‫بابا ،ما  باید بریم.

461
00:27:48,412 --> 00:27:49,844
‫نه، ما هیچ گوری نمیریم

462
00:27:49,846 --> 00:27:51,394
‫تا اینجا نشینی و درست و درمون بهم نگی

463
00:27:51,396 --> 00:27:52,695
‫که خودت رو توی چه دردسری انداختی.

464
00:27:52,697 --> 00:27:55,264
‫شما یه پلسش فوق العاده ای و همچنین قوی.

465
00:27:55,266 --> 00:27:57,465
‫و راستگو و درستکار.

466
00:27:57,467 --> 00:28:00,616
‫ولی این آدما قبل اینکه تکون بخوری تو رو کشتن

467
00:28:00,618 --> 00:28:03,885
‫خواهش می کنم.
‫همین الان باهام بیا.

468
00:28:18,494 --> 00:28:21,528
‫جای همچین به درد بخوری نیست... ولی

469
00:28:21,530 --> 00:28:23,779
‫خونه ست دیگه!

470
00:28:29,867 --> 00:28:32,083
‫چرا در رو قفل کردی؟

471
00:28:32,085 --> 00:28:35,251
‫، نه، نه ، نه
‫به این دلیل نیست که.....

472
00:28:35,253 --> 00:28:40,204
‫این عادتمه. همسفرامون تو کشتی زیاد
‫آدم های درستی نیستن.

473
00:28:40,206 --> 00:28:43,239
‫خواهش می کنم.بیا.
‫همینجا بشین.

474
00:29:02,468 --> 00:29:05,250
‫اسم من آیوو هستش

475
00:29:05,252 --> 00:29:07,936
‫دکتر آنتونی آیوو

476
00:29:07,938 --> 00:29:10,137
‫و شما؟

477
00:29:10,139 --> 00:29:11,605
‫ساراSara.

478
00:29:11,607 --> 00:29:14,222
‫سارا، از دیدنت خوشحالم

479
00:29:14,224 --> 00:29:17,141
‫چرا اون افراد رو توی اون قفس ها نگه میدارین؟

480
00:29:17,143 --> 00:29:20,359
‫این شغل منه.
‫من بهشون احنیاج دارم.

481
00:29:20,361 --> 00:29:21,777
‫چه شغلی؟

482
00:29:26,614 --> 00:29:31,448
‫من قصد اینه که نژاد انسان رو نجات بدم ، سارا

483
00:29:31,450 --> 00:29:34,450
‫شاید تو بتونی منو کمک کنی.

484
00:29:42,655 --> 00:29:45,039
‫متوجه شدم موقع شما لب به مشروب نزدی.

485
00:29:45,041 --> 00:29:47,457
‫نه، نخوردم

486
00:29:47,459 --> 00:29:50,108
‫پس حالا بهتون ثابت شد که تو و پدرم هفته پیش

487
00:29:50,110 --> 00:29:51,543
‫خیلی تند رفتین

488
00:29:51,545 --> 00:29:53,760
‫و فکر کردین که من یه دائم الخمر* تبدیل شدم؟
‫(.کسی که صبح تا شب شراب میخوره و مسته :*)

489
00:29:53,762 --> 00:29:56,662
‫من اومدم که اعتراف کنم که اهمیت خیلی
‫زیادی برات قائلم.

490
00:29:56,664 --> 00:29:58,914
‫پس واسه همینه که انقدر اصرار داری

491
00:29:58,916 --> 00:30:00,664
‫من رو تا در خونه همراهی کنی؟

492
00:30:00,666 --> 00:30:01,965
‫تو که خودت منو می شناسی.

493
00:30:01,967 --> 00:30:04,132
‫من فقط می خواستم مطمئن بشم که صحیح
‫و سالم میرسی خونه.

494
00:30:04,134 --> 00:30:06,450
‫این امنیته!

495
00:30:06,452 --> 00:30:07,969
‫....

496
00:30:07,971 --> 00:30:10,352
‫ما نباید این کارو بکنیم.

497
00:30:11,471 --> 00:30:13,888
‫پس چرا این همه راه رو باهام اومدی؟

498
00:30:13,890 --> 00:30:15,906
‫من واقعا متاسفم اگه منظورم رو بد بهت
‫القا کردم.

499
00:30:15,908 --> 00:30:20,926
‫نه! نه! نه.
‫من منظورتو گرفتم.

500
00:30:20,928 --> 00:30:24,394
‫من همیشه واضح و روشن می فهمم اینو.

501
00:30:24,396 --> 00:30:27,444
‫فرار کن.

502
00:30:27,446 --> 00:30:29,423
‫فرار ، از لاورل دوری کن و فرار کن

503
00:30:29,425 --> 00:30:32,095
‫تا اونجایی که میتونی سریع ازش دور شو.

504
00:30:32,097 --> 00:30:34,486
‫- لاورل ، بی خیال...
‫- سارا...

505
00:30:34,488 --> 00:30:37,339
‫اون با تو توی اون کشتی بود.

506
00:30:37,341 --> 00:30:39,598
‫بابام.
‫اون...

507
00:30:39,600 --> 00:30:41,956
‫اون دائم الخمر شد.

508
00:30:41,958 --> 00:30:44,628
‫مادرم. اون.. اون.
‫شوار ماشینش شد و رفت

509
00:30:44,630 --> 00:30:48,074
‫و دور شد....
‫بعدش هم که تامی...

510
00:30:53,336 --> 00:30:57,325
‫مگه من چه مشکلی دارم که همه
‫ترکم می کنن؟

511
00:30:57,327 --> 00:30:59,931
‫من هرگز ترکت نخواهم کرد.

512
00:31:01,944 --> 00:31:04,251
‫یه روزی تو هم این کارو می کنی.

513
00:31:10,948 --> 00:31:13,206
‫فکر کنم قفلش کرده بودم.

514
00:31:15,681 --> 00:31:18,730
‫همینجا بمون.

515
00:31:34,150 --> 00:31:36,458
‫الیور؟

516
00:31:36,460 --> 00:31:38,437
‫چیه؟

517
00:31:38,439 --> 00:31:41,174
‫همه چی مرتبه.

518
00:31:41,176 --> 00:31:43,681
‫من باید برم.

519
00:31:43,683 --> 00:31:45,891
‫گوش کن. من راجع به اون حرفی که زدم متاسفم

520
00:31:45,893 --> 00:31:48,398
‫متاسف نباش.

521
00:31:48,400 --> 00:31:50,640
‫فقط همینجا بمون.

522
00:32:10,594 --> 00:32:13,183
‫فلیسیتی ، آل اوال تو خونه لاورل بوده.

523
00:32:13,185 --> 00:32:15,327
‫چی؟ اون حالش خوبه؟

524
00:32:15,329 --> 00:32:17,272
‫اون خوبه و به نظر میرسه قبل اینکه ما برسیم
‫اون رفته.

525
00:32:17,274 --> 00:32:18,427
‫ما اگه لاورل هدفش نبوده پس...

526
00:32:18,429 --> 00:32:19,911
‫اون دنبال لنس می گرده

527
00:32:19,913 --> 00:32:22,879
‫و من باید بدونم که الان کجاست.

528
00:32:28,026 --> 00:32:31,620
‫خب باور نمیشه که چرا اول دفعه نیومدم
‫همین جا رو دنبالت بگردم.

529
00:32:31,622 --> 00:32:34,423
‫اینجا نماش خیلی عالیه.
‫از این جا میشه همه شهر رو دید.

530
00:32:34,425 --> 00:32:36,518
‫مثل پرنده روی سیم نشسته.

531
00:32:36,520 --> 00:32:38,826
‫اونجایی که من بودم، مجبور بودم که یه اسم
‫جدید واسه خودم انتخاب کنم.

532
00:32:38,828 --> 00:32:41,843
‫من "طائر سافر" رو واسه خودم انتخاب کردم.

533
00:32:41,845 --> 00:32:45,257
‫تو زبان عربی به معنای"قناری"ـه.

534
00:32:45,259 --> 00:32:48,093
‫من وقتی ده سالت بود قناری رو واست خریدم.

535
00:32:48,095 --> 00:32:51,029
‫بیش از اون چیزی که قابل تصورت باشه من
‫از خونه دور بوذم

536
00:32:51,031 --> 00:32:54,195
‫ولی هرگز فراموش نکردم که از کجا اومدم.

537
00:32:56,224 --> 00:32:58,153
‫ولی در این مورد یه چیزی هست که میگن

538
00:32:58,155 --> 00:33:00,561
‫شما صدای کسی رو که رفته رو فراموش می کنین؟
‫(!"معادل همون"هرکه از دیده رفت ، از دل برون رود)

539
00:33:00,563 --> 00:33:03,611
‫شما میتونین چهره هاشون رو به یاد بیارین

540
00:33:03,613 --> 00:33:05,755
‫و همچنین طرز راه رفتن شون

541
00:33:05,757 --> 00:33:08,723
‫ولی صداشون رو نمی تونین توی حافظتون نگه دارین

542
00:33:08,725 --> 00:33:12,022
‫ولی من هرگز صدات رو فراموش نکردم
‫پدر

543
00:33:12,024 --> 00:33:13,786
‫عزیزم دلم...

544
00:33:13,788 --> 00:33:15,188
‫ما اصلا وقت نداریم.

545
00:33:18,734 --> 00:33:23,730
‫پس ، اینجا همونجایی که می خواستی پدرت توش بمیره

546
00:33:34,582 --> 00:33:37,698
‫اینا دیگه چه کوفتی هستن.
‫اینا کین سارا؟

547
00:33:37,700 --> 00:33:41,013
‫همکارای دخترتون هستیم
‫آقای افسر لنس.

548
00:33:41,015 --> 00:33:42,497
‫خب، اون همیشه تو انتخاب دوست بدترین سلیقه رو داشته.

549
00:33:42,499 --> 00:33:43,816
‫شما واقعا این فکر رو کردین که

550
00:33:43,818 --> 00:33:45,301
‫ما نمی تونیم شما ها رو اینجا پیدا کنیم؟

551
00:33:45,303 --> 00:33:47,135
‫نه.

552
00:33:47,137 --> 00:33:49,118
‫من میدونستم که پیدام می کنین.

553
00:33:49,120 --> 00:33:50,952
‫برو.

554
00:34:04,957 --> 00:34:08,391
‫باید حواست به دور و برت جمع باشه.

555
00:34:39,267 --> 00:34:40,466
‫تفنگ اسلحه آدم های بز دله.

556
00:34:40,468 --> 00:34:43,333
‫تو بدون سلاحت چه غلطی میتونی بکنی؟

557
00:34:43,335 --> 00:34:46,184
‫"مردی با یک اسلحه زاپاس"!
‫(برنامه امشب سینماهای تهران و شهرستانها)

558
00:34:47,719 --> 00:34:50,886
‫تو فکر کردی چون اون بهت علاقه داشت

559
00:34:50,888 --> 00:34:53,336
‫آزادیت رو همین طور کشکی بهت میدن؟

560
00:34:53,338 --> 00:34:57,671
‫فقط یه جور آزادی وجود داره.
‫که اونم خودم بهت می بخشم.

561
00:35:00,389 --> 00:35:03,807
‫نیازی نیست که این کار رو بکنی.

562
00:35:03,809 --> 00:35:06,190
‫- تموم شد.
‫- نه ، هنوز.

563
00:35:06,192 --> 00:35:07,841
‫- سارا ، فرزندم ، نکن...
‫- به راس الگول بگو

564
00:35:07,843 --> 00:35:11,559
‫خانوادم خط قرمز منه. بی خیالشون بشه.
‫اون با من دعوا داره.

565
00:35:18,978 --> 00:35:22,412
‫متاسفم که این چیزا رو دیدی.

566
00:35:22,414 --> 00:35:25,280
‫نمی تونم نصور کنم که چی راجع به من فکر می کنی.

567
00:35:25,282 --> 00:35:28,180
‫من فکر می کنم تو یه باز مانده ای.

568
00:35:28,182 --> 00:35:31,065
‫فکر کنم که تو شاید شجاع ترین کسایی بودی که تا حالا دیدم.

569
00:35:32,616 --> 00:35:35,566
‫تو دختر منی.

570
00:35:35,568 --> 00:35:39,701
‫الان دیگه وقتشه که بر گردی به خونه.

571
00:35:39,703 --> 00:35:42,184
‫- من نمی تونم
‫- چرا نمیتونی؟

572
00:35:42,186 --> 00:35:45,286
‫اونا تا همیشه دنبال من می گردن.

573
00:35:45,288 --> 00:35:47,703
‫من ازت محافظت می کنم.
‫ما ازت محافظت می کنیم.

574
00:35:47,705 --> 00:35:49,153
‫- بهش بگو که اگه بمونه جاش امن امنه.
‫- پدر.

575
00:35:49,155 --> 00:35:51,854
‫اگه شما ، لاورل یا مامان آسیب ببینین...

576
00:35:51,856 --> 00:35:53,905
‫اونوقت من دیگه واقعا می میرم.

577
00:35:53,907 --> 00:35:55,506
‫اما اونا باید بدونن.

578
00:35:55,508 --> 00:35:57,789
‫- اونا نمیتونن. اونا نمی تونن پدر.
‫- واسه چی؟

579
00:35:57,791 --> 00:36:01,207
‫خودت میدونی چرا!! آخه من برگشتم تا ببینم
‫خانواده ام در امانن

580
00:36:01,209 --> 00:36:03,791
‫و شما می دونین که اگه اونا بدونن من
‫زنده هستم

581
00:36:03,793 --> 00:36:05,408
‫لاورل ومامان

582
00:36:05,410 --> 00:36:07,909
‫هرگز دست از گشتن دنبال من برنمی دارن.

583
00:36:07,911 --> 00:36:10,510
‫و این میتونه جفتشون رو به کشتن بده.

584
00:36:20,630 --> 00:36:24,248
‫من اجازه نمی دم که بری.

585
00:36:25,799 --> 00:36:29,382
‫من نمی تونم بذارم بری!

586
00:36:29,384 --> 00:36:34,050
‫من مجبورم ... پدر
‫مجبور ... باید برم.

587
00:36:37,719 --> 00:36:39,919
‫عاشقتم.

588
00:36:39,921 --> 00:36:43,019
‫مراقب شون باش.

589
00:36:43,021 --> 00:36:46,053
‫کار آگاه.

590
00:36:46,055 --> 00:36:48,205
‫اون درست میگه.

591
00:36:48,207 --> 00:36:52,306
‫شما باید رازش رو نگه داری.

592
00:36:52,308 --> 00:36:55,923
‫این سخت ترین کاریه که توی زندگیم مجبورم انجامش
‫بدم

593
00:36:57,758 --> 00:37:01,542
‫تو چطور میتونی اینجوری زندگی کنی؟

594
00:37:08,780 --> 00:37:10,979
‫من هیچوقت از دیدن بچه هام ناراحت نمی شم.

595
00:37:11,004 --> 00:37:12,956
‫ولی میدونم که چرا اینجایی

596
00:37:12,957 --> 00:37:14,514
‫ما فقط یه چیز مونده که بهت بگیم.

597
00:37:14,515 --> 00:37:16,197
‫الیور ، قبلا در این مورد ما باهم صحبت کردیم.

598
00:37:16,199 --> 00:37:17,698
‫من نظرم رو عوض نمی کنم

599
00:37:17,700 --> 00:37:20,399
‫این منم که باید نظرم رو عوض کنم.

600
00:37:20,401 --> 00:37:22,683
‫چون فکر نمی کنم تو نمیخوای واسه محاکمه بیای

601
00:37:22,685 --> 00:37:26,050
‫و ... یه راز.

602
00:37:26,052 --> 00:37:28,502
‫بعد با یه دوست قدیمی دیدار کردم.
‫و تلاشش رو دیدم واسه

603
00:37:28,504 --> 00:37:33,453
‫گفتن رازهاش به خانواده ش.
‫چون اون خیلی ترسیده بود...

604
00:37:33,455 --> 00:37:36,520
‫چون می دونست که اگه راز هاش رو بدونن
‫دیگه دوستش ندارن

605
00:37:36,522 --> 00:37:38,989
‫تو نگران هر چیزی که هستی.

606
00:37:38,991 --> 00:37:42,693
‫نمی تونه اون چیز ذره ای از عشق ما رو نسبت به
‫تو کم کنه.

607
00:37:42,695 --> 00:37:45,563
‫- تو نمیدونی.
‫- فکر کردی که چه کسی تو رو بزرگ کرده؟

608
00:37:45,565 --> 00:37:49,233
‫به ما یاد دادی که قوی باشیم.

609
00:37:49,235 --> 00:37:53,071
‫تا بتونیم با هر مشکلی و مانعی که باهاش رو در رو
‫میشیم

610
00:37:53,073 --> 00:37:55,039
‫بجنگیم و پیروز شیم.

611
00:37:55,041 --> 00:37:59,077
‫تو واقعا این فکر رو کردی که ما به این آسونی
‫ها می ترسیم؟

612
00:37:59,079 --> 00:38:00,512
‫هر اتفاقی بخواد رخ بده...

613
00:38:00,514 --> 00:38:02,881
‫تو ما رو از دست نخواهی داد.

614
00:38:02,883 --> 00:38:06,151
‫هرگز.

615
00:38:13,277 --> 00:38:18,497
‫من به جین میگم که پیشنهادی که آقای دونر داده بود
‫رو رد کنه.

616
00:38:38,936 --> 00:38:41,420
‫سلام.

617
00:38:41,422 --> 00:38:43,589
‫پدر.

618
00:38:43,591 --> 00:38:45,608
‫خودم میدونم که باید بهت یه زنگ می زدم.

619
00:38:45,610 --> 00:38:47,143
‫من کلی کار دارم... میشه..

620
00:38:47,145 --> 00:38:48,261
‫میشه یه وقت دیگه با هم حرف بزنیم؟

621
00:38:48,263 --> 00:38:49,779
‫من فقط می خواستم ببینمت ، لاورل

622
00:38:49,781 --> 00:38:52,097
‫مگه اتفاقی افتاده؟
‫خودت حالت خوبه؟

623
00:38:53,201 --> 00:38:54,818
‫عزیزم ، یه روزی

624
00:38:54,820 --> 00:38:56,537
‫، وقتی خودت صاحب یه دختر بشی

625
00:38:56,539 --> 00:38:58,305
‫خودت می فهمی که معنی والدین اینه که

626
00:38:58,307 --> 00:39:01,124
‫همیشه نگران بچه هات باشی.

627
00:39:01,126 --> 00:39:04,044
‫پدر ، متاسفم که نتونستم بهت زنگ بزنم.

628
00:39:04,046 --> 00:39:07,714
‫من واقعا هفته سختی رو پشت سر گذاشتم.

629
00:39:07,716 --> 00:39:10,050
‫و خسته ام.

630
00:39:10,052 --> 00:39:11,702
‫رو به راهی؟

631
00:39:14,472 --> 00:39:17,808
‫نمی دونم.

632
00:39:17,810 --> 00:39:19,793
‫کاشکی...

633
00:39:19,795 --> 00:39:21,678
‫یه چیزی وجود می داشت...

634
00:39:21,680 --> 00:39:24,182
‫که نشون بده اوضاع داره خوب میشه.

635
00:39:24,184 --> 00:39:26,184
‫بهتر میشه ، عزیزم

636
00:39:26,186 --> 00:39:28,336
‫بهتر میشه.

637
00:39:28,338 --> 00:39:30,137
‫شما از کجا میدونی؟

638
00:39:30,139 --> 00:39:33,741
‫ای کاش می شد برات توضیح بدم ، عزیزم.

639
00:39:36,028 --> 00:39:38,363
‫کاش می شد بهت بگم.

640
00:39:49,175 --> 00:39:51,659
‫سارا کجاست؟

641
00:39:52,678 --> 00:39:55,214
‫اون رفت.

642
00:39:58,501 --> 00:40:00,019
‫با این ماجرا مشکلی نداری؟

643
00:40:00,021 --> 00:40:02,137
‫مگه چاره دیگه ای هم دارم.

644
00:40:02,139 --> 00:40:05,107
‫یه دوست قدیمی این رو بهم داد.

645
00:40:05,109 --> 00:40:08,844
‫گفت هر وقت موقع نوشیدنش بشه خودت متوجه میشی

646
00:40:10,513 --> 00:40:12,982
‫و اون زمان الانه؟

647
00:40:12,984 --> 00:40:15,200
‫مطمئن نیستم.

648
00:40:17,070 --> 00:40:20,188
‫ولی به نوشیدنی نیاز دارم

649
00:40:30,167 --> 00:40:31,918
‫هممممم، این...

650
00:40:31,920 --> 00:40:34,054
‫پس درست گفتی.

651
00:40:34,056 --> 00:40:35,472
‫آره ، من همیشه درست می گم

652
00:40:37,426 --> 00:40:40,209
‫منظور خاصی داری؟

653
00:40:40,211 --> 00:40:43,346
‫دیگل، از من گذشته ، چیزی وجود نداره
‫که براش تلاش کنم

654
00:40:43,348 --> 00:40:47,567
‫نمی خواد که توی گذشته بمونه.

655
00:40:47,569 --> 00:40:49,869
‫من نمی خوام دیگه خیلی جدی تلاش کنم.

656
00:40:59,531 --> 00:41:05,002
‫‏۵ سال پیش...

657
00:41:05,004 --> 00:41:07,922
‫من همیشه توی جزیره نبودم!

658
00:41:35,601 --> 00:41:37,536
‫چطوری؟

659
00:41:39,439 --> 00:41:42,107
‫زندونی ها حرف نمی زنن.

660
00:41:42,132 --> 00:41:47,132
‫Liberty مترجم: محمد
‫mohammad.liberty@yahoo.com

