‫﻿۱
00:00:02,333 --> 00:00:04,435
‫اسم من، الیور کویین ـه

2
00:00:05,053 --> 00:00:07,887
‫بعد از گذروندن پنج سال تو یه جزیره‌ی جهنمی

3
00:00:07,889 --> 00:00:10,440
‫من فقط با یک هدف به خونه برگشته‌ام

4
00:00:10,942 --> 00:00:13,359
‫تا شهرم ـو نجات بدم

5
00:00:13,361 --> 00:00:18,364
‫،اما برای انجام این کار
‫نمی‌تونم مثل گذشته یک قاتل باشم

6
00:00:18,366 --> 00:00:20,516
‫،برای احترام به یاد و خاطره‌ی دوستم

7
00:00:20,518 --> 00:00:23,486
‫باید شخص دیگه‌ای باشم

8
00:00:23,488 --> 00:00:27,691
‫باید چیز دیگه‌ای باشم

9
00:00:27,692 --> 00:00:29,325
‫آنچه در "پیکان‌دار" گذشت...

10
00:00:29,327 --> 00:00:30,693
‫این یکی دیگه به دردمون نمیخوره

11
00:00:30,695 --> 00:00:32,495
‫صبرکن. اون هنوز میتونه برامون مفید باشه

12
00:00:32,497 --> 00:00:34,914
‫راست میگه.
‫،وقتی که دوستاش رو کشتیم

13
00:00:34,916 --> 00:00:37,083
‫اون باید ما رو ببره پیش قبرها

14
00:00:37,085 --> 00:00:38,635
‫تو قراره برگردی به جزیره

15
00:00:38,637 --> 00:00:40,637
‫ببین، تو پدرت رو از دست دادی.

16
00:00:40,639 --> 00:00:43,373
‫اما مادرت هنوز اینجاست.
‫و من مطمئنم که خوشحال میشه تو رو ببینه.

17
00:00:43,375 --> 00:00:45,225
‫من به اون زندان نمیرم.

18
00:00:45,227 --> 00:00:47,310
‫این تنها روشیه که من برای اذیت کردنش بلدم.

19
00:00:47,312 --> 00:00:50,096
‫و میخوام که ازت متنفر باشم.

20
00:00:50,098 --> 00:00:52,382
‫اما نمیتونم.

21
00:00:53,884 --> 00:00:55,802
‫فکر نمیکردم که بین ما رازی وجود داره.

22
00:00:55,804 --> 00:00:58,721
‫مامان... چه چیزی رو داری مخفی میکنی؟

23
00:01:00,825 --> 00:01:03,943
‫اسم من
‫مویرا دیردن کویین ــه.

24
00:01:03,945 --> 00:01:07,781
‫من مدیر عامل فعلی
‫شرکت‌های تلفیقی کویین هستم.

25
00:01:07,783 --> 00:01:11,251
‫،و، خدا من رو ببخشه
‫چرا که من این شهر رو ناامید کردم.

26
00:01:11,253 --> 00:01:14,454
‫من در اقدامی همدست بودم که

27
00:01:14,456 --> 00:01:17,040
‫فقط یه هدف وحشتناک داره...

28
00:01:19,627 --> 00:01:23,463
‫نابود کردن گلیدز
‫و تمام افرادی که اونجا ساکن‌ان.

29
00:01:23,465 --> 00:01:25,515
‫،اگر شما در گلیدز ساکن هستین

30
00:01:25,517 --> 00:01:28,134
‫،ازتون خواهش میکنم
‫همین الان باید اونجا رو تخلیه کنید.

31
00:01:28,136 --> 00:01:31,304
‫زندگی خودتون و بچه‌هاتون به این عمل وابسته‌ست.

32
00:01:31,306 --> 00:01:33,556
‫خواهش میکنم.

33
00:01:33,558 --> 00:01:37,193
‫رئیس میگه باید اینجا رو تخلیه کنیم.

34
00:01:37,195 --> 00:01:39,595
‫کمکم کن اینا رو از اینجا ببرم.

35
00:01:39,597 --> 00:01:42,431
‫- زندانی‌ها چی؟
‫- بیخیالشون.

36
00:02:31,316 --> 00:02:32,582
‫- بیا اینجا، منو بیار بیرون.
‫- نه.

37
00:02:32,584 --> 00:02:35,618
‫- کلیدها رو بده به من!
‫- نه، نه، تو خیلی خشنی.

38
00:02:35,620 --> 00:02:38,705
‫- منو ببر!
‫- تو خیلی شلخته‌ای، تو خیلی احمقی.

39
00:02:38,707 --> 00:02:41,925
‫تو خیلی... جاه‌طلبی.

40
00:02:41,927 --> 00:02:44,260
‫تو.

41
00:02:44,262 --> 00:02:46,212
‫من کارت رو دوست دارم.

42
00:02:46,214 --> 00:02:48,264
‫آینده‌ی بزرگی داری.

43
00:02:48,266 --> 00:02:49,632
‫هِی، مراقب باش.

44
00:02:49,634 --> 00:02:52,001
‫به احتمال زیاد پس‌لرزه هم میاد.

45
00:02:52,003 --> 00:02:54,554
‫منم روی همون حساب میکنم.

46
00:03:13,124 --> 00:03:17,124
‫- -:: تـیـم تـرجـمـه‌ی ایـران فـیـلـم ::

47
00:03:17,149 --> 00:03:22,149
‫:متـرجـم
‫(Dunham) مـحمـد
‫dunham-sub.rozblog.com

48
00:03:29,640 --> 00:03:31,874
‫آقای کویین، مادرتون چقدر شانس داره؟

49
00:03:31,876 --> 00:03:35,094
‫تحت مراقبت برای جلوگیری از خودکشی ــه؟

50
00:03:35,096 --> 00:03:37,179
‫آقای کویین، حرفی ندارین بگین؟

51
00:03:37,181 --> 00:03:39,482
‫این عادلانه نیست.
‫اونا جزء محاکمه نیستن.

52
00:03:39,484 --> 00:03:42,601
‫این باعث نمیشه که جین لورینگ
‫ازشون برای ایجاد حس همدردی استفاده نکنه.

53
00:03:42,603 --> 00:03:44,487
‫به نظر نمیرسه خیلی نگران باشی.

54
00:03:44,489 --> 00:03:47,406
‫اون به طور زنده توی تلویزیون اعتراف کرد
‫که همدست مرلین بوده.

55
00:03:47,408 --> 00:03:49,825
‫همینطور گفت که مالکوم مرلین وادارش کرده.

56
00:03:51,328 --> 00:03:53,779
‫تو یه چیزی داری، مگه نه؟

57
00:03:53,781 --> 00:03:56,248
‫فکر میکردم من همکارتم، آدام.

58
00:03:56,250 --> 00:03:57,240
‫،اگه یه برگ برنده داری

59
00:03:57,265 --> 00:03:58,869
‫فکر نمیکنی باید با من هم درمیون بزاریش؟

60
00:03:58,870 --> 00:04:00,920
‫قراره محاکمه‌ی خوبی باشه.

61
00:04:00,922 --> 00:04:04,206
‫،زودباش
‫بیا بریم تو.

62
00:04:12,682 --> 00:04:14,383
‫تو مجبور نیستی این کار رو بکنی.

63
00:04:14,385 --> 00:04:16,135
‫آیوو میگه مجبوریم.

64
00:04:16,137 --> 00:04:17,586
‫دوستای تو برای افرادش
‫خطر به حساب میان.

65
00:04:17,588 --> 00:04:19,221
‫برید. سریع و بی صدا.

66
00:04:19,223 --> 00:04:21,056
‫اسلید! شدو! فرار کنین!

67
00:04:34,237 --> 00:04:35,871
‫هیچکس اینجا نیست.

68
00:04:38,208 --> 00:04:40,826
‫حتما از اینجا رفتن.

69
00:04:40,828 --> 00:04:42,628
‫بمب‌ها آماده‌ن.
‫اینم از چاشنی.

70
00:04:42,630 --> 00:04:45,280
‫مطمئن شو هیچ جایی رو
‫برای برگشتن ندارن.

71
00:04:45,282 --> 00:04:47,249
‫برو.

72
00:04:47,251 --> 00:04:50,135
‫و تو.

73
00:04:50,137 --> 00:04:51,921
‫الان باید ما رو ببری پیش قبرها.

74
00:04:51,923 --> 00:04:54,256
‫بریم. بلندش کنین.

75
00:04:55,759 --> 00:04:58,761
‫بیاین از اینجا بریم.

76
00:05:00,932 --> 00:05:03,849
‫چاشنی رو پیدا کردی؟

77
00:05:03,851 --> 00:05:05,968
‫آره.

78
00:05:07,855 --> 00:05:09,572
‫شانس آوردیم.

79
00:05:09,574 --> 00:05:13,025
‫من شانس آوردم.
‫تو کارت رو خوب انجام دادی.

80
00:05:13,027 --> 00:05:14,944
‫به هر حال...

81
00:05:14,946 --> 00:05:16,645
‫الیور پیش اوناست.

82
00:05:16,647 --> 00:05:19,031
‫من میرم دنبالش.

83
00:05:19,033 --> 00:05:21,149
‫تنها نمیری.

84
00:05:21,151 --> 00:05:24,036
‫تو به زور راه میری.

85
00:05:24,038 --> 00:05:26,288
‫که فقط باعث میشه نخوام اینجا بمونم.

86
00:05:26,290 --> 00:05:29,625
‫و یه شانس دیگه بهشون بدم تا منومنفجر کنن.

87
00:05:35,433 --> 00:05:36,932
‫شما دوتا خوبین؟

88
00:05:36,934 --> 00:05:38,767
‫من باید ازت این سوال رو بپرسم.

89
00:05:38,769 --> 00:05:39,852
‫من حالم خوب میشه.

90
00:05:39,854 --> 00:05:41,887
‫انگار آنفولانزا گرفتی.

91
00:05:41,889 --> 00:05:43,939
‫اگه اینطور باشه، وقتی رفتم
‫واکسن زدم فقط وقتم رو تلف کردم.

92
00:05:43,941 --> 00:05:46,308
‫،دیگل، حالا هرچی که هست
‫تو برو خونه.

93
00:05:46,310 --> 00:05:48,561
‫،الیور، گوش کن
‫من از پس کارها برمیام.

94
00:05:48,563 --> 00:05:50,613
‫،نه، ما چیزیمون نمیشه
‫باشه؟

95
00:05:50,615 --> 00:05:52,531
‫برو استراحت کن.
‫و مجبورم نکن به پلیس زنگ بزنم.

96
00:05:52,533 --> 00:05:56,018
‫زیاد این اطراف پیداشون نیست.

97
00:06:21,244 --> 00:06:24,046
‫من در اقدامی همدست بودم که

98
00:06:24,048 --> 00:06:26,815
‫فقط یه هدف وحشتناک داره...

99
00:06:26,817 --> 00:06:31,103
‫نابود کردن گلیدز
‫و تمام افرادی که اونجا ساکن‌ان.

100
00:06:31,105 --> 00:06:33,572
‫و نتیجه داد.
‫گلیدز نابود شد.

101
00:06:33,574 --> 00:06:35,808
‫خونه‌ها و انسان‌ها از دست رفتن.

102
00:06:35,810 --> 00:06:37,927
‫فقط به خاطر کارهای اون.

103
00:06:37,928 --> 00:06:40,376
‫درسته، نظرش عوض شد؛
‫پشیمون شد که

104
00:06:40,378 --> 00:06:43,291
‫باعث شد این بیانیه رو اعلام کنه.

105
00:06:43,293 --> 00:06:45,459
‫اما از طرف ۵۰۳ نفری که

106
00:06:45,461 --> 00:06:47,777
‫،اون روز کشته شدن

107
00:06:47,779 --> 00:06:51,369
‫،من میگم، مویرا کویین
‫خیلی دیر دچار پشیمونی شدی.

108
00:06:51,371 --> 00:06:53,571
‫،در پنج سال گذشته

109
00:06:53,573 --> 00:06:55,689
‫در حالی که زندگی خودم

110
00:06:55,691 --> 00:06:57,378
‫و خانواده‌م تهدید شده بود...

111
00:06:57,380 --> 00:07:00,325
‫چرا اون تهدیدها نمیبایست ساکتش کنه؟

112
00:07:00,327 --> 00:07:03,586
‫چرا مویرا کویین نمیبایست وحشت‌زده بشه؟

113
00:07:03,588 --> 00:07:06,285
‫مالکوم مرلین
‫،شوهر اولش رو کشت

114
00:07:06,287 --> 00:07:07,180
‫و شوهر دومش رو دزدید.

115
00:07:07,263 --> 00:07:09,069
‫چرا نمیبایست برای زندگیش احساس ترس کنه؟

116
00:07:09,597 --> 00:07:12,195
‫و برای زندگی فرزندانش؟

117
00:07:12,197 --> 00:07:14,727
‫اگه شما جای اون بودین
‫چیکار میکردین؟

118
00:07:14,729 --> 00:07:16,747
‫اگه بچه‌های شما بودن که
‫توسط یه

119
00:07:16,749 --> 00:07:19,064
‫مرد دیوانه تهدید شده بودن؟

120
00:07:21,929 --> 00:07:24,743
‫شتاب‌دهنده‌ی ذرات
‫آزمایشگاه‌های استار

121
00:07:24,745 --> 00:07:27,060
‫درست به موقع روشن خواهد شد.

122
00:07:27,062 --> 00:07:28,914
‫،در خبری دیگر
‫همین الان به ما اعلام شد

123
00:07:28,916 --> 00:07:31,480
‫که هردو طرف اظهارات اولیه‌ی خود
‫در رابطه‌ با

124
00:07:31,482 --> 00:07:33,599
‫محاکمه‌ی مویرا کویین
‫را کامل کرده‌اند.

125
00:07:33,601 --> 00:07:35,503
‫،یه وقت منظورم رو بد برداشت نکنی
‫اما قیافه‌ت منزجر کننده شده.

126
00:07:35,505 --> 00:07:37,489
‫آره، خب، همچین حالم خوب نیست، فلیسیتی.

127
00:07:37,491 --> 00:07:40,386
‫روش درستی برای گفتن این حرف هست؟

128
00:07:40,388 --> 00:07:41,827
‫تو باید بری خونه.

129
00:07:41,829 --> 00:07:43,813
‫دارم میرم.

130
00:07:43,815 --> 00:07:46,412
‫فقط باید ترتیب یه محافظ شخصی
‫دیگه رو به جای خودم بدم.

131
00:07:46,414 --> 00:07:49,243
‫تو واکسن آنفولانزا زدی؟
‫من خودم که هیچوقت نمیزنم.

132
00:07:49,245 --> 00:07:52,339
‫میدونم که باید بزنمـا.
‫اما یه مشکلی دارم با سوزن‌ها.

133
00:07:52,341 --> 00:07:54,127
‫،درواقع
‫با هرچی چیز نوک‌تیزه.

134
00:07:54,129 --> 00:07:56,196
‫،که با توجه به کسی که باهاش کار میکنیم
‫طعنه‌آمیزه.

135
00:07:56,198 --> 00:07:58,430
‫،آنفولانزا نیست، فلیسیتی
‫بیشتر مثه این میمونه که...

136
00:07:58,432 --> 00:08:00,864
‫دیگ!

137
00:08:00,866 --> 00:08:04,010
‫کسی نیست؟

138
00:08:04,012 --> 00:08:06,294
‫اینجایی؟

139
00:08:06,296 --> 00:08:09,224
‫اینجا... اونجا...

140
00:08:09,226 --> 00:08:11,293
‫همه‌جا.

141
00:08:11,295 --> 00:08:13,032
‫خب.

142
00:08:13,034 --> 00:08:15,349
‫پروژه‌ی علمی کوچولومون در چه حاله؟

143
00:08:15,351 --> 00:08:17,533
‫همونطور که گفتی داره جواب میده.

144
00:08:17,535 --> 00:08:19,487
‫چقدر شگفت‌انگیز.

145
00:08:19,489 --> 00:08:21,342
‫پس گوش کن.

146
00:08:21,344 --> 00:08:24,454
‫انجام این کار پنجاه هزارتا خرج داشت.

147
00:08:24,456 --> 00:08:26,440
‫،اما برای ساکت نگه داشتن قضیه

148
00:08:26,442 --> 00:08:28,625
‫فکر میکنم
‫باید پنجاه تای دیگه بدی.

149
00:08:30,001 --> 00:08:32,152
‫اوه، من میخوام خبرش پخش بشه.

150
00:08:32,154 --> 00:08:35,379
‫یه جورایی در واقع کل هدفم همینه.

151
00:08:35,381 --> 00:08:38,161
‫متوجه منظورم هستی؟

152
00:08:40,431 --> 00:08:43,955
‫باید بدونی که من
‫مذاکره‌های یه طرفه رو...

153
00:08:43,957 --> 00:08:46,173
‫ناخوش‌آیند میدونم.

154
00:08:47,963 --> 00:08:49,782
‫خیلی حیف شد که نمیتونی ببینی

155
00:08:49,784 --> 00:08:52,150
‫کارِت چه چیزی رو به ارمغان آورده، دکتر.

156
00:08:52,152 --> 00:08:55,659
‫،اما بزودی
‫همه‌ی مردم خواهند دید.

157
00:08:55,661 --> 00:09:00,294
‫و التماس خواهند کرد که تموم بشه.

158
00:09:09,910 --> 00:09:11,043
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

159
00:09:11,044 --> 00:09:12,024
‫شنیدم که از هوش رفتی.

160
00:09:12,025 --> 00:09:13,596
‫به فلیسیتی گفتم بهت زنگ نزنه.

161
00:09:13,598 --> 00:09:15,086
‫آره، اما قبلش داشتی
‫،از درد ناله میکردی

162
00:09:15,088 --> 00:09:16,791
‫برای همین من خیلی حرفت رو جدی نگرفتم.

163
00:09:16,793 --> 00:09:18,943
‫اون کار خوبی کرد که باهام تماس گرفت.
‫دیگل، تو به مراقبت پزشکی نیاز داری.

164
00:09:18,945 --> 00:09:21,211
‫خیلی بیشتر از اون نیاز داره.
‫،وقتی دیگ از هوش رفت

165
00:09:21,213 --> 00:09:23,032
‫من یه نمونه از خونش رو برای یکی از شیمیدان‌هایی
‫که توی شرکت میشناسم فرستادم.

166
00:09:23,034 --> 00:09:25,349
‫بهم یکی بدهکاره. داستانش خیلی طولانیه، من قبض جریمه‌ش رو براش راست و ریس کردم.

167
00:09:25,351 --> 00:09:27,385
‫هاه. فکر کنم اونقدر هم طولانی نبود.

168
00:09:27,387 --> 00:09:30,200
‫فلیسیتی.
‫نمونه‌ی خون.

169
00:09:30,202 --> 00:09:33,180
‫آره. نتیجه‌ش مثبت بود...
‫برای آزمایش وجود ورتیگو.

170
00:09:33,182 --> 00:09:34,288
‫من هیچوقت توی زندگیم از ورتیگو استفاده نکردم.

171
00:09:34,290 --> 00:09:36,077
‫یه جوری وارد بدنت شده.

172
00:09:36,078 --> 00:09:37,550
‫ورتیگو دوباره برگشته؟

173
00:09:37,552 --> 00:09:39,222
‫وقتی کنت حالش به خاطر تزریق بیش از حد ورتیگو

174
00:09:39,224 --> 00:09:40,812
‫،بهبود پیدا کرد
‫به "آیرون هایتس" فرستاده شد.

175
00:09:40,814 --> 00:09:43,559
‫که توی زلزله خراب شد.

176
00:09:43,561 --> 00:09:45,992
‫،اونم همونطور که عروسک‌ساز فرار کرده بود
‫اومده بیرون؟

177
00:09:45,994 --> 00:09:48,774
‫و درست مثه
‫،عروسک‌ساز

178
00:09:48,776 --> 00:09:52,945
‫مقامات زندان کلی کار کردن تا
‫خبر فرار کردنش جایی درز نکنه.

179
00:09:55,363 --> 00:09:57,746
‫- میدونم به چی داری فکر میکنی.
‫- نه نمیدونی.

180
00:09:57,748 --> 00:10:00,113
‫من تصمیم گرفتم که این یارو رو نکشم.

181
00:10:00,115 --> 00:10:02,895
‫و تصمیم درستی هم بود.

182
00:10:02,897 --> 00:10:05,709
‫دیگه قرار نیست کسی رو بکشیم.

183
00:10:05,711 --> 00:10:08,010
‫من اینو درست کردم
‫تا اثرات ورتیگو رو خنثی کنه.

184
00:10:08,012 --> 00:10:09,186
‫به دیگل تزریقش کن. من...

185
00:10:09,188 --> 00:10:11,371
‫من باید برگردم دادگاه.

186
00:10:11,373 --> 00:10:13,472
‫،در حالی که من نیستم
‫هرکاری که میتونی انجام بده

187
00:10:13,474 --> 00:10:16,585
‫تا بفهمی چجوری بدون اینکه دیگل بفهمه
‫ورتیگو وارد بدنش شده.

188
00:10:16,885 --> 00:10:19,233
‫باشه. برو.

189
00:10:21,255 --> 00:10:25,110
‫اولین باری که درباره‌ی "نابودی" شنیدید، کِی بود؟

190
00:10:25,112 --> 00:10:27,152
‫،همون موقعی که بقیه شنیدن

191
00:10:27,176 --> 00:10:29,303
‫وقتی که مادرم کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد.

192
00:10:29,467 --> 00:10:31,252
‫به نظر نمیاد خیلی خوب باهاش برخورد کرده باشین.

193
00:10:31,254 --> 00:10:32,792
‫من خیلی متعجب شدم.

194
00:10:32,794 --> 00:10:36,168
‫هرکی بود تعجب میکرد.

195
00:10:38,240 --> 00:10:41,797
‫،مادرتون بلافاصله بازداشت شد

196
00:10:41,799 --> 00:10:44,495
‫اما من تصور میکنم که شما
‫رفتید اداره‌ی پلیس تا باهاش ملاقات کنین؟

197
00:10:44,497 --> 00:10:47,706
‫درواقع تا وقتی که منتقلش کردن به زندان
‫من به ملاقاتش نرفتم.

198
00:10:47,708 --> 00:10:49,578
‫زندان.

199
00:10:49,580 --> 00:10:52,508
‫یادتون میاد کِی به ملاقاتش رفتید؟

200
00:10:52,510 --> 00:10:53,809
‫تاریخ دقیقش رو نه.

201
00:10:53,811 --> 00:10:57,796
‫عیبی نداره، من
‫دفتر ثبت ملاقات‌کننده‌ها رو اینجا دارم.

202
00:10:57,798 --> 00:10:59,348
‫نهم اکتبر.

203
00:10:59,350 --> 00:11:01,617
‫پنج ماه بعد.

204
00:11:01,619 --> 00:11:03,352
‫چرا انقدر طولش دادید؟

205
00:11:03,354 --> 00:11:06,355
‫من... من...

206
00:11:06,357 --> 00:11:08,824
‫حالتون خوبه؟

207
00:11:10,026 --> 00:11:11,794
‫جواب بدید، لطفا.

208
00:11:11,796 --> 00:11:14,380
‫چرا پنج ماه طول کشید تا به ملاقات مادرتون برید؟

209
00:11:14,382 --> 00:11:16,482
‫- عالیجناب، اگه...
‫- نه.

210
00:11:16,484 --> 00:11:18,751
‫میخوام اینو بشنوم.

211
00:11:18,753 --> 00:11:20,336
‫من به زمان نیاز داشتم.

212
00:11:20,338 --> 00:11:21,954
‫من...

213
00:11:21,956 --> 00:11:24,757
‫عصبانی بودبد. شاید، انقدر عصبانی بودید

214
00:11:24,759 --> 00:11:28,210
‫که پنج ماه طول کشید تا ببخشیدش؟

215
00:11:28,212 --> 00:11:29,929
‫قضیه پیچیده بود.

216
00:11:29,931 --> 00:11:32,648
‫نه. خیلی ساده‌س.

217
00:11:32,650 --> 00:11:36,218
‫شما مادرتون رو به خاطر کاری که کرده بود
‫سرزنش میکردید.

218
00:11:36,220 --> 00:11:38,854
‫پس چرا هیئت منصفه نباید
‫اون رو مقصر بدونه؟

219
00:11:41,441 --> 00:11:43,776
‫عالیجناب، ما بیش از این
‫سوالی از

220
00:11:43,778 --> 00:11:46,395
‫شاهد... نداریم.

221
00:11:49,732 --> 00:11:52,284
‫آدام!

222
00:11:57,874 --> 00:12:00,426
‫کجاست؟

223
00:12:00,428 --> 00:12:03,178
‫،زودباش
‫کجاست؟

224
00:12:04,681 --> 00:12:06,632
‫هوزن" کجاست؟"

225
00:12:06,634 --> 00:12:07,967
‫چی؟

226
00:12:07,969 --> 00:12:09,468
‫سرتیر.

227
00:12:09,470 --> 00:12:11,637
‫توی تمام گزارشات نوشته
‫که همراه این جسدها بوده.

228
00:12:11,639 --> 00:12:13,055
‫تو گفتی که تو
‫و دوستات اینجا بودین.

229
00:12:13,057 --> 00:12:15,941
‫حالا بگو کجاست؟

230
00:12:15,943 --> 00:12:18,360
‫ببریدش بیرون.

231
00:12:18,362 --> 00:12:21,981
‫مجبورش کنین بهتون نشون بده
‫دوستاش کجا قایم شدن.

232
00:12:26,404 --> 00:12:27,870
‫ما رو ببر پیش اونا.

233
00:12:27,872 --> 00:12:30,873
‫من نمیدونم اونا کجان!

234
00:12:32,126 --> 00:12:33,993
‫،بهم بگو
‫وگرنه دستت رو از دست میدی.

235
00:12:33,995 --> 00:12:35,878
‫بزارید ما یه گزینه‌ی دیگه پیشنهاد بدیم.

236
00:12:35,880 --> 00:12:39,781
‫،اون بچه رو بدید به ما
‫و ما هم همه‌تون رو نمیکشیم.

237
00:12:49,893 --> 00:12:52,144
‫هِی، تو حالت خوبه؟

238
00:12:52,146 --> 00:12:56,348
‫نگران من نباش.
‫تحملش رو دارم.

239
00:13:14,334 --> 00:13:16,835
‫به همون بدی‌ای بود که به نظر میومد؟

240
00:13:16,837 --> 00:13:19,455
‫شهادت تیا؟
‫یه کم ما رو عقب انداخت.

241
00:13:19,457 --> 00:13:21,790
‫ما میخواستیم که اون...

242
00:13:21,792 --> 00:13:23,175
‫منو انسان نشون بده.

243
00:13:23,177 --> 00:13:24,927
‫اگه بخوام صادقانه بگم، آره.

244
00:13:24,929 --> 00:13:26,962
‫و الان باید از یه راه دیگه
‫اقدام کنیم.

245
00:13:26,964 --> 00:13:29,298
‫،نه. نه، بهت گفتم
‫من شهادت نمیدم.

246
00:13:29,300 --> 00:13:31,333
‫میدونم که گفتی.
‫اما الان مجبوری شهادت بدی.

247
00:13:31,335 --> 00:13:34,436
‫حق با اونه، مامان.

248
00:13:34,438 --> 00:13:37,139
‫جین، میشه ما رو یه دقیقه تنها بزاری؟

249
00:13:37,141 --> 00:13:38,807
‫آره.

250
00:13:42,312 --> 00:13:44,563
‫میدونم چی میخوای بگی.

251
00:13:44,565 --> 00:13:47,983
‫،اما اگه من شهادت بدم
‫خانواده‌ی ما نابود میشه.

252
00:13:47,985 --> 00:13:51,537
‫،و اگه وکیلت درست بگه
‫حق انتخاب نداری.

253
00:13:51,539 --> 00:13:54,323
‫مامان، راز نگه داشتن همون چیزی بود
‫که تو رو توی این موقعیت انداخت.

254
00:13:54,325 --> 00:13:57,576
‫راز نگه داشتن و دروغ گفتن.

255
00:13:58,828 --> 00:14:01,280
‫و الان وقتشه که

256
00:14:01,282 --> 00:14:03,982
‫اجازه بدی حقیقت خودش رو نشون بده.

257
00:14:06,169 --> 00:14:07,836
‫حالا، نمیخوام که حواسمون

258
00:14:07,838 --> 00:14:09,972
‫از اتفاق بزرگ دیگه‌ای
‫که امروز توی دادگاه افتاد پرت بشه.

259
00:14:09,974 --> 00:14:12,591
‫علامتی بود که نشون بده
‫آدام دانر مریضه؟

260
00:14:12,593 --> 00:14:15,744
‫نه، قبل از اینکه آقای دانر
‫پخش زمین بشه

261
00:14:15,769 --> 00:14:16,730
‫اتفاق خاصی نیفتاد.

262
00:14:16,731 --> 00:14:19,681
‫من با چند تن از افرادی که همراه من
‫توی دادگاه بودن صحبت کردم...

263
00:14:19,683 --> 00:14:22,601
‫حالت چطوره؟

264
00:14:22,603 --> 00:14:23,986
‫خوبم.

265
00:14:23,988 --> 00:14:25,437
‫اصلا نمیتونی خوب دروغ بگی، دیگل.

266
00:14:25,439 --> 00:14:27,239
‫پازهر رو خورده؟

267
00:14:27,241 --> 00:14:29,408
‫جواب نداد. حتما کنت
‫دستورالعمل تهیه‌ش رو عوض کرده.

268
00:14:29,410 --> 00:14:30,859
‫شنیدم چه اتفاقی برای دانر

269
00:14:30,861 --> 00:14:32,661
‫،توی دادگاه افتاد
‫و برای تیا.

270
00:14:32,663 --> 00:14:34,396
‫تیا چطوره؟

271
00:14:34,398 --> 00:14:36,231
‫حالش خوب میشه.

272
00:14:36,233 --> 00:14:38,900
‫تو هم بهتر از من نمیتونی دروغ بگی، الیور.

273
00:14:40,755 --> 00:14:43,505
‫- سلام استارلینگ سیتی.
‫- فلیسیتی!

274
00:14:43,507 --> 00:14:46,008
‫دلتون برام تنگ شده بود؟

275
00:14:46,010 --> 00:14:48,677
‫خیلی‌هاتون متوجه شدین که زیاد حالتون خوب نیست...

276
00:14:48,679 --> 00:14:50,629
‫اون کنترل همه‌ی شبکه‌های محلی رو در اختیار گرفته.

277
00:14:50,631 --> 00:14:52,548
‫سیگنالش رو ردیابی کن.

278
00:14:52,550 --> 00:14:54,383
‫مثه این دستیار بازپرس بخش قضاییِ خوبمون
‫که اینجاست.

279
00:14:54,385 --> 00:14:55,934
‫ممکنه به خاطر فعالیت اخیرش

280
00:14:55,936 --> 00:14:58,554
‫روی پرونده‌ی مویرا کویین بشناسینش.

281
00:14:58,556 --> 00:15:01,223
‫- سلام، آدام.
‫- چی میخوای؟

282
00:15:01,225 --> 00:15:03,225
‫من همون چیزی رو میخوام که تو میخوای.

283
00:15:03,227 --> 00:15:05,427
‫میخوام که حالت بهتر بشه.

284
00:15:05,429 --> 00:15:08,230
‫برو به جهنم!

285
00:15:08,232 --> 00:15:10,732
‫من واقعا فکر میکنم
‫،که تو میخوای دردت تموم بشه

286
00:15:10,734 --> 00:15:12,901
‫و من میتونم این کار رو بکنم...

287
00:15:12,903 --> 00:15:15,037
‫با کمک ورتیگو.

288
00:15:15,039 --> 00:15:18,624
‫این همون چیزیه که بدن همه‌ی شما دنبالشه.

289
00:15:18,626 --> 00:15:21,860
‫خوشبختانه، قدرت تسکین و آرامشتون
‫درست همینجاست.

290
00:15:21,862 --> 00:15:23,662
‫تنها کاری که لازمه انجام بدین
‫اینه که

291
00:15:23,664 --> 00:15:26,298
‫برین پیش فروشنده‌ی مهربون ورتیگوی محله‌تون
‫و ازش بخواین که دارو رو بهتون بده.

292
00:15:26,300 --> 00:15:28,550
‫یه عرضه و تقاضای
‫بسیار ساده‌ست.

293
00:15:28,552 --> 00:15:31,670
‫حالا، بهم بگو که اینو میخوای

294
00:15:31,672 --> 00:15:33,889
‫و من تقدیمش میکنم به خودت.

295
00:15:33,891 --> 00:15:38,093
‫همه‌ی دردت به سادگی...
‫ناپدید میشه.

296
00:15:39,512 --> 00:15:41,597
‫بگو.

297
00:15:41,599 --> 00:15:43,565
‫بگو...

298
00:15:43,567 --> 00:15:44,733
‫این رو میخوای.

299
00:15:48,938 --> 00:15:52,140
‫من... من... میخـ...
‫من میخوامش.

300
00:15:58,915 --> 00:16:01,950
‫دیدین... یه راه‌حل ساده.

301
00:16:01,952 --> 00:16:04,024
‫،من کنت ورتیگو هستم

302
00:16:04,026 --> 00:16:06,792
‫و کاملا کارایی این رو تایید میکنم.

303
00:16:09,282 --> 00:16:11,985
‫الان چیکار کنیم؟

304
00:16:11,987 --> 00:16:14,224
‫پیداش میکنیم...

305
00:16:14,226 --> 00:16:17,408
‫و ساکتش میکنیم.

306
00:16:25,247 --> 00:16:26,765
‫از کجا داشت مخابره میکرد؟

307
00:16:26,766 --> 00:16:28,920
‫اون سیگنالش رو از ماهواره‌ی
‫آزمایشگاه‌های استار پخش کرد.

308
00:16:28,922 --> 00:16:30,628
‫میتونسته اون رو از مارکوویا
‫مخابره کرده باشه.

309
00:16:30,630 --> 00:16:32,154
‫اون میخواد توی همین منطقه بمونه.

310
00:16:32,156 --> 00:16:34,028
‫،فیلم رو بررسی کن
‫حتی اگه مجبور شدی فریم به فریم.

311
00:16:34,030 --> 00:16:36,549
‫یه چیزی اینجا هست که یه سرنخ
‫از جایی که هست

312
00:16:36,551 --> 00:16:38,175
‫- بهمون میده.
‫- ،اگه کل شهر رو مسموم کرده

313
00:16:38,177 --> 00:16:39,833
‫چرا فقط بعضی از مردم دارن علائمش رو نشون میدن؟

314
00:16:39,835 --> 00:16:41,442
‫شاید به صورت انتخابی
‫مسموم شدن.

315
00:16:41,444 --> 00:16:43,233
‫کنت یه چیزی رو آلوده کرده
‫،که فقط یه سری از آدمای خاص

316
00:16:43,235 --> 00:16:45,423
‫،مثه تو و دانر
‫مصرفش کردین.

317
00:16:46,866 --> 00:16:49,287
‫اتفاقی بسیار مهیج.

318
00:16:49,289 --> 00:16:51,394
‫،مقامات شهر اصرار به حفظ آرامش دارن

319
00:16:51,396 --> 00:16:53,499
‫و امیدوارن که وحشت داخل شهر پراکنده نشه.

320
00:16:53,501 --> 00:16:55,174
‫معاون شهردار لویتز...

321
00:16:55,176 --> 00:16:58,857
‫کنت استارلینگ رو تبدیل کرده به شهر معتادها.

322
00:16:58,859 --> 00:17:01,427
‫سرنخی از اینکه دانر رو کجا نگه داشته داریم؟

323
00:17:01,429 --> 00:17:05,922
‫،نه. هرچند که ممکنه بیرحمانه به نظر برسه
‫اما من نگرانی‌های دیگه‌ای دارم.

324
00:17:05,924 --> 00:17:07,232
‫لورل؟

325
00:17:07,234 --> 00:17:08,974
‫یادداشت‌های محاکمه‌ی آدام بسیار کاملن.

326
00:17:08,976 --> 00:17:11,296
‫بهتره باشن.
‫الان تو مسئول پرونده‌ای.

327
00:17:11,298 --> 00:17:13,751
‫،خانم اسپنسر
‫شما بازپرس بخش قضایی هستین.

328
00:17:13,753 --> 00:17:17,151
‫بله، اما هیئت منصفه تو رو میشناسن.

329
00:17:20,203 --> 00:17:22,956
‫کارِت رو خوب انجام میدی، لورل.

330
00:17:22,958 --> 00:17:25,244
‫میدونم.

331
00:17:25,246 --> 00:17:28,097
‫من همین الان برگ برنده‌ی آدام رو پیدا کردم.

332
00:17:39,411 --> 00:17:42,161
‫ببخشید، نشنیدم که اومدی.

333
00:17:42,163 --> 00:17:44,217
‫فقط میخوام تنها باشم.

334
00:17:44,219 --> 00:17:46,308
‫خب، پس خیلی بد شد که نمیتونی تنها باشی.

335
00:17:46,310 --> 00:17:48,331
‫اما ممکنه من یه کاری برات داشته باشم
‫که بتونی انجام بدی.

336
00:17:53,640 --> 00:17:55,629
‫منو بزن.

337
00:17:55,631 --> 00:17:57,205
‫چی؟

338
00:17:59,943 --> 00:18:01,848
‫میخواستی بدونی چرا من شبـا میرفتم بیرون

339
00:18:01,850 --> 00:18:04,087
‫تا حال چندتا از این عوضیـا رو بگیرم.

340
00:18:04,089 --> 00:18:06,907
‫بخشیش به خاطر کمک به مردم بود.

341
00:18:06,909 --> 00:18:09,179
‫و بخش دیگه‌ش

342
00:18:09,181 --> 00:18:11,468
‫برای کمک به خودم بود.

343
00:18:11,470 --> 00:18:14,205
‫کتک خوردن از لات‌های خیابونی بهت کمک میکرد؟

344
00:18:14,207 --> 00:18:17,057
‫آره، خب، من از هرچی
‫در توان داشتم مایه میزاشتم.

345
00:18:17,059 --> 00:18:19,562
‫درست شد.

346
00:18:19,564 --> 00:18:23,161
‫،وقتی میخواستم مشت بزنم
‫خیلی عصبانی بودم.

347
00:18:23,163 --> 00:18:25,964
‫این گرما رو احساس میکردم
‫،که در درونم برمیخاست

348
00:18:25,966 --> 00:18:28,585
‫توی فکـم. توی سینه‌م.

349
00:18:28,587 --> 00:18:30,740
‫و توی مشتـام.

350
00:18:31,786 --> 00:18:35,601
‫اما میبایست میرفتم یه جایی.

351
00:18:35,603 --> 00:18:38,088
‫بیا.

352
00:18:42,069 --> 00:18:45,253
‫تیا، تو عصبانی‌ای.

353
00:18:45,255 --> 00:18:48,371
‫،از دست مادرت، بازپرس بخش قضایی
‫حتی شاید هم خودت.

354
00:18:48,373 --> 00:18:49,848
‫اما اگه اون خشم رو بیرون نریزی

355
00:18:49,850 --> 00:18:51,555
‫از درون میخورتت.

356
00:18:51,557 --> 00:18:54,094
‫من تو رو نمیزنم، روی.

357
00:18:54,096 --> 00:18:55,801
‫سعی کن.

358
00:18:55,803 --> 00:18:58,189
‫سعی کن!

359
00:18:59,866 --> 00:19:03,050
‫گفتم منو بزنی، نه؟
‫آخه احساس کردم که...

360
00:19:03,052 --> 00:19:06,830
‫در واقع اصن چیزی احساس نکردم.

361
00:19:06,832 --> 00:19:09,932
‫بهتر شد.
‫اما مچ دستـات رو صاف نگه دار.

362
00:19:09,934 --> 00:19:11,176
‫فقط از بازوت استفاده نکن.

363
00:19:11,178 --> 00:19:13,216
‫با تمام بدنت ضربه بزن.

364
00:19:15,157 --> 00:19:17,926
‫زودباش، دوباره.

365
00:19:40,085 --> 00:19:42,523
‫حداقل بزار به لایلا زنگ بزنم.

366
00:19:42,525 --> 00:19:44,347
‫تنها کاری که از دستش برمیاد
‫نگران شدن برای منه.

367
00:19:44,349 --> 00:19:45,841
‫من یه چیزی پیدا کردم.

368
00:19:45,843 --> 00:19:47,167
‫من چیزی نمیبینم.

369
00:19:47,169 --> 00:19:50,816
‫چونکه باید به چیزی که دانر داره میبینه نگاه کنی.

370
00:19:50,818 --> 00:19:52,807
‫یه انعکاس توی چشمش افتاده.

371
00:19:52,809 --> 00:19:54,182
‫میتونی کیفیتش رو ببری بالا؟

372
00:19:54,184 --> 00:19:57,036
‫اصن ناراحت میشم که فکر میکنی
‫باید همچین سوالی بپرسی.

373
00:19:57,038 --> 00:19:59,242
‫اونا چین؟ بال؟

374
00:19:59,244 --> 00:20:00,651
‫این نشان شهر ــه.

375
00:20:00,653 --> 00:20:02,144
‫اداره‌ی بایگانی شهرداری استارلینگ.

376
00:20:02,145 --> 00:20:03,702
‫اون ساختمون از وقتی که پرونده‌ها رو

377
00:20:03,704 --> 00:20:05,328
‫دیجیتالی کردن متروکه‌ست.
‫،شرط میبندم

378
00:20:05,330 --> 00:20:07,235
‫از اونجا عملیاتش رو هدایت میکنه.

379
00:20:07,237 --> 00:20:09,441
‫نه برای مدتی طولانی.

380
00:20:15,944 --> 00:20:18,895
‫تو نباید اینجا باشی.

381
00:20:18,897 --> 00:20:20,554
‫- وکیل من باید...
‫- مویرا.

382
00:20:20,556 --> 00:20:24,186
‫میدونم که ممکنه به خاطر صحبت کردن
‫،با تو شغلم رو از دست بدم

383
00:20:24,188 --> 00:20:26,425
‫اما این قضیه درباره‌ی وکیل‌ها نیست.

384
00:20:26,427 --> 00:20:29,244
‫یه موضوع خانوادگی ــه.

385
00:20:38,384 --> 00:20:42,314
‫جین بهم گفت که میخواد فردا تو رو
‫به عنوان شاهد صدا کنه.

386
00:20:45,002 --> 00:20:47,091
‫بله.

387
00:20:47,093 --> 00:20:49,148
‫تو نمیتونی شهادت بدی.

388
00:20:50,409 --> 00:20:52,680
‫خب.

389
00:20:52,682 --> 00:20:54,985
‫،اینکه تو نمیخوای من شهادت بدم، لورل

390
00:20:54,987 --> 00:20:56,793
‫نشون دهنده‌ی اینه که من باید شهادت بدم.

391
00:20:56,795 --> 00:20:59,447
‫،اگه بری به جایگاه
‫،من مجبور میشم ازت سوال بپرسم

392
00:20:59,449 --> 00:21:01,454
‫و مجبور میشم که هرچی دارم رو کنم.

393
00:21:01,456 --> 00:21:04,373
‫- بله، متوجهم.
‫- نه، فکر نکنم متوجه باشی.

394
00:21:16,034 --> 00:21:19,848
‫اتفاقی که ممکنه برای الیور و تیا بیفته رو فراموش کن.

395
00:21:19,850 --> 00:21:23,248
‫میتونه حتی کل پرونده‌ت رو نابود کنه.

396
00:21:23,250 --> 00:21:27,228
‫پس، مویرا، خواهش میکنم.

397
00:21:27,230 --> 00:21:28,837
‫خواهش میکنم.

398
00:21:28,839 --> 00:21:30,611
‫مجبورم نکن از این استفاده کنم.

399
00:21:30,613 --> 00:21:34,775
‫برای تو همه‌چیز در خطره.

400
00:21:34,777 --> 00:21:37,063
‫و من نمیخوام اونی باشم که کار رو تموم میکنه.

401
00:21:41,327 --> 00:21:43,101
‫سریعتر، لطفا.

402
00:21:43,103 --> 00:21:46,865
‫سریعتر! ما یه شهر پر از مشتری داریم.

403
00:21:46,867 --> 00:21:49,403
‫و منظورم دقیقا یه شهره.

404
00:21:49,405 --> 00:21:52,356
‫متاسفانه لوازم تولیدم نمیتونه کاملا
‫متناسب با تقاضای جدید

405
00:21:52,358 --> 00:21:55,126
‫تولید کنه.
‫اما باهاش کنار میام.

406
00:21:55,128 --> 00:21:57,747
‫اما نمیدونم مردم شهر میتونن باهاش کنار بیان یا نه.

407
00:21:59,141 --> 00:22:01,065
‫برو.

408
00:22:01,067 --> 00:22:03,420
‫هنوز توی قلبمی.

409
00:22:13,838 --> 00:22:16,076
‫از اونا فاصله بگیر.

410
00:22:16,078 --> 00:22:19,228
‫بله، شنیدم که نسبت به کشتن
‫آلرژی پیدا کردی.

411
00:22:19,230 --> 00:22:21,633
‫- زودباش!
‫- وگرنه چیکار میکنی؟

412
00:22:21,635 --> 00:22:24,354
‫منو میکشی؟

413
00:22:42,900 --> 00:22:44,973
‫واقعا قصد داری هیشکی رو نکشی؟

414
00:22:44,975 --> 00:22:46,929
‫حیف شد.

415
00:22:46,931 --> 00:22:50,164
‫واقعا از یکی از لذت‌های زندگی بی‌بهره‌ای.

416
00:22:56,957 --> 00:23:01,153
‫اما گفتی که نمیخوای شهادت بدی.

417
00:23:01,155 --> 00:23:04,139
‫اما مجبوری.

418
00:23:04,141 --> 00:23:06,511
‫- به خاطر من.
‫- نه.

419
00:23:06,513 --> 00:23:07,672
‫باید خسارت وارد شده رو کنترل کنی.

420
00:23:07,674 --> 00:23:09,115
‫هیچ کدوم از این اتفاقات تقصیر تو نیست.

421
00:23:09,117 --> 00:23:11,321
‫ما به خاطر کاری که من کردم اینجاییم.

422
00:23:13,147 --> 00:23:14,390
‫،حالا، هردوی شما حقیقت رو میدونید

423
00:23:14,392 --> 00:23:16,629
‫اما نه همه‌ش رو.

424
00:23:16,631 --> 00:23:18,736
‫لورل میدونه.

425
00:23:18,738 --> 00:23:20,992
‫اون چی داره؟

426
00:23:23,747 --> 00:23:26,283
‫نباید توی جلسه‌ی محاکمه اینها رو بفهمین.

427
00:23:26,285 --> 00:23:28,224
‫چی رو بفهمیم؟

428
00:23:31,228 --> 00:23:35,771
‫سالها پیش...
‫خیلی سال پیش...

429
00:23:37,780 --> 00:23:41,460
‫پدرتون مشغول...

430
00:23:41,462 --> 00:23:45,442
‫کارهای جنسیش بود.

431
00:23:45,444 --> 00:23:49,340
‫و من یه لحظه کنترلم رو از دست دادم.

432
00:23:51,165 --> 00:23:55,411
‫من هم بهش خیانت کردم.

433
00:23:55,413 --> 00:23:57,418
‫با مالکوم مرلین.

434
00:24:01,798 --> 00:24:03,638
‫نه.

435
00:24:03,640 --> 00:24:06,607
‫نه، من...

436
00:24:06,609 --> 00:24:09,079
‫من در این باره ازت پرسیدم.

437
00:24:09,081 --> 00:24:11,767
‫سال پیش.

438
00:24:11,769 --> 00:24:14,636
‫تو گفتی که هیچی بین شما دوتا نیست!

439
00:24:14,638 --> 00:24:17,207
‫هیچی نبود.
‫عزیزم، ما رابطه‌ای نداشتیم.

440
00:24:17,209 --> 00:24:19,662
‫،خیلی خلاصه
‫و سالها پیش بود.

441
00:24:19,664 --> 00:24:22,432
‫،و بدون توجه به این مسئله
‫شما با آقای مرلین دوست موندید.

442
00:24:22,434 --> 00:24:25,467
‫درواقع، ایشون به طور مداوم
‫در مهمانی‌های خانه‌ی شما شرکت میکرد.

443
00:24:25,469 --> 00:24:28,984
‫اون بهترین دوست شوهرم بود
‫تا اینکه مالکوم کشتش.

444
00:24:28,986 --> 00:24:31,108
‫و برای همین بود که ادعا کردید

445
00:24:31,110 --> 00:24:32,799
‫خیلی برای زندگی خودتون

446
00:24:32,801 --> 00:24:34,541
‫و بچه‌هاتون در خوف بودید؟

447
00:24:34,543 --> 00:24:36,482
‫خب، فکر میکنم دلیل خیلی خوبی باشه.

448
00:24:36,484 --> 00:24:38,688
‫،سال گذشته

449
00:24:38,690 --> 00:24:41,225
‫،شوهر دومتون
‫،والتر استیل

450
00:24:41,227 --> 00:24:44,709
‫،توسط آقای مرلین دزدیده شد
‫درسته؟

451
00:24:44,711 --> 00:24:46,982
‫بله، پس میبینید که...

452
00:24:46,984 --> 00:24:49,410
‫،چرا مرلین همونطور که والتر رو کشت
‫ایشون رو هم نکشت؟

453
00:24:50,234 --> 00:24:54,164
‫من مالکوم رو راضی کردم که نکشتش.

454
00:24:54,166 --> 00:24:57,017
‫و مالکوم به حرفتون گوش کرد.

455
00:24:57,019 --> 00:25:00,467
‫،دوستتون از جون والتر گذشت

456
00:25:00,469 --> 00:25:02,906
‫،و کماکان
‫شما میخواید این هیئت منصفه باور کنه

457
00:25:02,908 --> 00:25:04,614
‫که زندگی شما و بچه‌هاتون در خطر بوده؟

458
00:25:04,616 --> 00:25:06,007
‫همینطور بود. من میترسیدم...

459
00:25:06,009 --> 00:25:08,878
‫که مچتون گرفته بشه.

460
00:25:08,880 --> 00:25:13,440
‫جدا از هرگونه اشتباهاتی که من ممکنه
‫،در جوانی مرتکب شده باشم

461
00:25:13,442 --> 00:25:16,623
‫مالکوم مرلین
‫مرد خطرناکی بود.

462
00:25:16,625 --> 00:25:18,050
‫برای دیگران.

463
00:25:18,052 --> 00:25:20,705
‫اما تنها کسی که حقیقتا برای

464
00:25:20,707 --> 00:25:22,850
‫مویرا کویین و خانواده‌ش
‫خطرناک بود

465
00:25:22,851 --> 00:25:24,641
‫خود مویرا کویین بود.

466
00:25:47,520 --> 00:25:48,034
‫هِی.

467
00:25:48,059 --> 00:25:50,041
‫اگه میخوای بهم حمله کنی، زودباش.

468
00:25:50,042 --> 00:25:51,832
‫اما بدون چیزی نیست که بگی

469
00:25:51,834 --> 00:25:53,524
‫و من قبلا به خودم نگفته باشم.

470
00:25:53,526 --> 00:25:56,510
‫،هِی. من میدونم که این کار برات سخت بود

471
00:25:56,512 --> 00:25:58,881
‫و فقط میخواستم مطمئن شم
‫که حالت خوبه.

472
00:26:00,326 --> 00:26:02,199
‫نه، نه.

473
00:26:02,201 --> 00:26:04,505
‫من نمیتونم درک کنم
‫چجوری میتونی منو ببخشی

474
00:26:04,507 --> 00:26:06,960
‫بعد از کاری که اونجا کردم.

475
00:26:07,961 --> 00:26:09,950
‫درک نمیکنم
‫اصن هیچکسی بتونه.

476
00:26:15,126 --> 00:26:18,377
‫پس، مسلما شما سه‌تا

477
00:26:18,379 --> 00:26:21,594
‫هوزن رو از این غار برداشتین.

478
00:26:21,596 --> 00:26:23,387
‫بلندش کنین.

479
00:26:23,389 --> 00:26:25,177
‫،من میدونم که دست این نیست

480
00:26:25,179 --> 00:26:26,621
‫پس یعنی
‫دست یکی از شما دوتاست.

481
00:26:26,623 --> 00:26:29,490
‫،بدینش به من
‫و میتونیم درباره‌ی یه مبادله صحبت کنیم.

482
00:26:29,492 --> 00:26:30,983
‫ما نمیدونیم تو داری از چی صحبت میکنی.

483
00:26:30,985 --> 00:26:32,891
‫،الیور رو بده به ما

484
00:26:32,893 --> 00:26:35,130
‫و ما تنهات میزاریم تا دنبالش بگردی.

485
00:26:36,211 --> 00:26:38,282
‫کس دیگه‌ای هم هست که بخواد احمق باشه؟

486
00:26:38,284 --> 00:26:40,969
‫هِی. هِی!

487
00:26:40,971 --> 00:26:43,292
‫باشه. ببرینش.

488
00:26:43,294 --> 00:26:45,912
‫بازش کن.

489
00:26:48,932 --> 00:26:50,756
‫داری چیکار میکنی؟!

490
00:27:00,377 --> 00:27:02,732
‫،باید به حرکت ادامه بدیم
‫دارن تعقیبمون میکنن.

491
00:27:13,980 --> 00:27:15,720
‫واضحه که ما میخوایم هردوی

492
00:27:15,722 --> 00:27:17,494
‫این اتفاقات مهم رو دنبال کنیم

493
00:27:17,496 --> 00:27:19,916
‫در روزی که تبدیل به روز خبری مهمی توی استارلینگ شده.

494
00:27:19,918 --> 00:27:21,641
‫درباره‌ی...

495
00:27:21,643 --> 00:27:24,562
‫الیور سرش با مادرش شلوغه.

496
00:27:24,564 --> 00:27:26,253
‫به نتیجه‌ای رسیدی که کنت چجوری

497
00:27:26,255 --> 00:27:27,779
‫ورتیگو رو وارد بدن مردم میکنه؟

498
00:27:27,781 --> 00:27:29,951
‫نه زیاد.

499
00:27:29,953 --> 00:27:31,876
‫هرکدوم از نقطه‌ها
‫خونه‌ی یکی از کساییه که علائم رو دارن.

500
00:27:31,878 --> 00:27:33,506
‫خیلی تصادفیه که.

501
00:27:33,508 --> 00:27:36,303
‫برای اینه که واقعا خیلی تصادفیه.

502
00:27:36,305 --> 00:27:38,410
‫باشه.

503
00:27:38,412 --> 00:27:41,388
‫اگه توی خونه بهشون منتقل نشده باشه چی؟

504
00:27:41,390 --> 00:27:43,297
‫مثلا سر کار گرفته باشنش؟

505
00:27:43,299 --> 00:27:45,996
‫میتونی این کار رو با آدرس محل کارشون بکنی؟

506
00:27:45,998 --> 00:27:47,296
‫من وافعا در تعجبم

507
00:27:47,298 --> 00:27:49,172
‫که دیگه باید چیکار کنم
‫تا شماها تحت تاثیر قرار بگیرین.

508
00:27:51,987 --> 00:27:54,207
‫یه دنباله‌ست.
‫یه مسیر توی شهر.

509
00:27:54,209 --> 00:27:55,638
‫تو اینجاها بودی؟

510
00:27:55,640 --> 00:27:57,283
‫،تقاطع خیابون ۵۹ و دِل
‫اونجا واکسن آنفولانزا زدم.

511
00:27:57,285 --> 00:27:59,472
‫توی یکی از اون کامیون‌ها واکسن زدی، درسته؟

512
00:27:59,474 --> 00:28:01,892
‫یکی از اون ماشین‌ها سیار واکسن؟

513
00:28:01,894 --> 00:28:04,031
‫مسیر.

514
00:28:04,033 --> 00:28:05,406
‫مسیر گشت ماشین‌های واکسن آنفولانزائـه.

515
00:28:05,431 --> 00:28:07,404
‫توسط اداره‌ی بهداشت سیار استارلینگ سیتی فرستاده شده.

516
00:28:07,488 --> 00:28:10,333
‫من بعد از یه تزریق معتاد شدم؟
‫امکان داره اصن؟

517
00:28:10,335 --> 00:28:12,011
‫البته.
‫گاهی وقتـا یه کم هروئین امتحان کن.

518
00:28:12,013 --> 00:28:13,904
‫نه اینکه واقعا... امتحان کنی.

519
00:28:13,906 --> 00:28:15,303
‫،خیلی خب
‫الان ماشینه کجاست؟

520
00:28:15,305 --> 00:28:17,854
‫مرکز شهر.
‫نظرت چیه؟

521
00:28:17,855 --> 00:28:19,795
‫به الیور زنگ بزنیم؟

522
00:28:19,797 --> 00:28:22,543
‫نه، نه، اون درگیر خانواده‌شه.
‫خودم میرم.

523
00:28:22,545 --> 00:28:24,765
‫آره، نه. امکان نداره.

524
00:28:24,767 --> 00:28:25,965
‫من میرم.

525
00:28:25,967 --> 00:28:28,467
‫،فلیسیتی
‫این کار خیلی خطرناکه.

526
00:28:28,468 --> 00:28:31,888
‫ممکنه هیچی نباشه اصن.
‫اگه چیزی بود، زنگ میزنم.

527
00:28:33,043 --> 00:28:35,427
‫بتانی، هیچکس توقع اتفاقی که توی شهادت افتاد رو نداشت.

528
00:28:35,429 --> 00:28:39,327
‫آشکار شد که مویرا کویین
‫زمانی با مالکوم مرلین رابطه داشته

529
00:28:39,329 --> 00:28:43,195
‫و این امر تبدیل شد به نقطه‌ی تمرکز کل محاکمه.

530
00:28:53,645 --> 00:28:56,227
‫کسی هست؟

531
00:28:59,404 --> 00:29:01,740
‫کسی خونه نیست؟

532
00:29:14,411 --> 00:29:16,188
‫ورتیگو. پیدات کردم.

533
00:29:16,190 --> 00:29:17,882
‫چه جالب.

534
00:29:17,884 --> 00:29:20,910
‫منم میخواستم دقیقا همین رو بگم.

535
00:29:27,577 --> 00:29:29,552
‫تیا؟

536
00:29:29,553 --> 00:29:30,999
‫محاکمه‌ی امشب تموم شد؟

537
00:29:31,001 --> 00:29:33,880
‫هیئت منصفه پیام داده
‫که دارن به رای میرسن.

538
00:29:33,882 --> 00:29:36,792
‫قاضی نمیفرستشون خونه.
‫میخواد قال قضیه رو بکَنه.

539
00:29:36,794 --> 00:29:38,387
‫خیلی نگرانم.

540
00:29:38,389 --> 00:29:40,659
‫به این زودی به رای رسیدن خوب نیست، مگه نه؟

541
00:29:40,981 --> 00:29:45,175
‫فکر میکنم شما دوتا باید خودتون رو برای بدترین اتفاق ممکن آماده کنین.

542
00:29:50,673 --> 00:29:53,024
‫ببخشید.

543
00:29:53,026 --> 00:29:53,953
‫فلیسیتی...

544
00:29:53,954 --> 00:29:55,843
‫الیور.

545
00:29:56,828 --> 00:30:00,447
‫عیب نداره
‫الیور صدات کنم؟

546
00:30:00,449 --> 00:30:03,441
‫غافلگیر شدی که خبر من به گوشت رسید؟

547
00:30:03,443 --> 00:30:05,860
‫نه اونقدری که من غافلگیر شدم.

548
00:30:05,862 --> 00:30:08,492
‫میدونی، من این دختره‌ی

549
00:30:08,494 --> 00:30:11,751
‫بلوند که یه کم خوشگله رو
‫در حال سرک کشیدن توی وسایلم پیدا کردم.

550
00:30:11,753 --> 00:30:14,384
‫و چه چیزی همراهشه؟

551
00:30:14,386 --> 00:30:17,560
‫کارت شناسایی شرکت‌های تلفیقی کویین.

552
00:30:17,562 --> 00:30:21,755
‫،حالا، من با خودم فکر میکنم
‫چرا این اسم برام آشنائـه؟

553
00:30:21,757 --> 00:30:24,224
‫الیور کویین.

554
00:30:24,226 --> 00:30:26,528
‫،میخواست سال پیش ازم خرید کنه

555
00:30:26,530 --> 00:30:29,769
‫درست قبل از اینکه کلاه‌پوش
‫منو بفرسته واسه آب خنک خوردن.

556
00:30:29,771 --> 00:30:33,554
‫در نتیجه، تو پیکان‌دار ــی.

557
00:30:34,756 --> 00:30:36,681
‫داری کجا میری؟!

558
00:30:38,740 --> 00:30:41,074
‫یه کاری توی دفتر پیش اومده.

559
00:30:41,076 --> 00:30:44,250
‫- الی، هیئت منصفه!
‫- من باید برم.

560
00:31:13,147 --> 00:31:16,964
‫دفتر شیک و مدرنیه.

561
00:31:16,966 --> 00:31:22,666
‫میتونی تمام خرابی‌هایی که
‫مادرت بوجود آورد رو از اینجا ببینی.

562
00:31:22,676 --> 00:31:25,027
‫چی میخوای؟

563
00:31:25,029 --> 00:31:27,495
‫صلح جهانی و رضایت شخصی.

564
00:31:27,497 --> 00:31:32,020
‫بهرحال توی این وضعیت زیاد هم واجب نیست.

565
00:31:32,022 --> 00:31:36,003
‫تو من رو مسموم کردی
‫و انداختی توی یه چاله.

566
00:31:36,005 --> 00:31:39,837
‫نمیتونی تصور کنی واسه اون کار چقدر ازت متنفرم.

567
00:31:39,839 --> 00:31:42,634
‫معلوم شد یه نفر دیگه هم از تو متنفره.

568
00:31:42,636 --> 00:31:44,313
‫- کی؟
‫- کی؟

569
00:31:44,315 --> 00:31:46,847
‫اگه بفهمی خیلی تعجب میکنی.

570
00:31:46,849 --> 00:31:49,216
‫اون مرد خیلی رذل‌ـیه.

571
00:31:49,218 --> 00:31:52,458
‫همه این امکانات رو برای من
‫فراهم کرد تا تو رو بیرون بکشم.

572
00:31:52,460 --> 00:31:54,400
‫- که چیکار کنی؟
‫- اینکار.

573
00:31:58,021 --> 00:32:00,933
‫باید سخت تر تلاش کنی.

574
00:32:00,935 --> 00:32:03,286
‫باشه.

575
00:32:09,623 --> 00:32:12,946
‫زودباش.

576
00:32:17,356 --> 00:32:20,564
‫خب الان میریم سراغ نقشه دوم.

577
00:32:20,566 --> 00:32:23,395
‫الیور اینکار رو نکن.
‫بخاطر من نکن.

578
00:32:23,397 --> 00:32:25,698
‫ساکت لطفاً.
‫دارم تهدید میکنم.

579
00:32:25,700 --> 00:32:28,825
‫کمانت رو بنداز.

580
00:32:37,744 --> 00:32:40,311
‫مشکل تو با منه.

581
00:32:40,313 --> 00:32:41,891
‫با اون کاری نداشته باش.

582
00:32:41,893 --> 00:32:43,930
‫خب، پس، اینکار رو از دید جریمت برای اینکه

583
00:32:43,932 --> 00:32:46,564
‫مجبورم کردی برم سراغ نقشه دوم در نظر بگیر.

584
00:33:00,091 --> 00:33:02,970
‫هی. هی!

585
00:33:02,972 --> 00:33:04,780
‫هی! شیش، شـش.

586
00:33:04,782 --> 00:33:07,166
‫مشکلی نیست.

587
00:33:07,168 --> 00:33:08,450
‫تو جات امنه.

588
00:33:08,452 --> 00:33:10,753
‫تو تیر خوردی.

589
00:33:10,755 --> 00:33:12,464
‫هی.

590
00:33:12,466 --> 00:33:14,899
‫چیزی نیست.

591
00:33:45,896 --> 00:33:46,729
‫خبری نشد؟

592
00:33:46,730 --> 00:33:48,053
‫کجا بودی؟

593
00:33:50,113 --> 00:33:51,487
‫یه اتفاقی...

594
00:33:51,488 --> 00:33:53,262
‫توی شرکت کویین افتاد.

595
00:33:53,264 --> 00:33:56,060
‫بعداً توی اخبار می‌بینش.

596
00:33:56,062 --> 00:33:57,787
‫فقط نگران نباش.

597
00:33:57,789 --> 00:34:00,535
‫اگه رای داده بودن چیکار میکردی؟

598
00:34:00,537 --> 00:34:02,264
‫تیا...

599
00:34:02,265 --> 00:34:04,897
‫نمیدونم.

600
00:34:04,899 --> 00:34:06,648
‫خوبی؟

601
00:34:06,650 --> 00:34:09,017
‫هی.

602
00:34:09,019 --> 00:34:10,652
‫هیئت منصفه برگشت.

603
00:34:10,654 --> 00:34:12,621
‫بیا.

604
00:34:12,623 --> 00:34:17,960
‫یه یادداشت به دستم رسیده که
‫هیئت منصفه به اتفاق نظر رسیدند.

605
00:34:19,746 --> 00:34:22,864
‫رای رو بخونید لطفاً.

606
00:34:24,500 --> 00:34:27,135
‫طبق نظر دادگاه استارلینگ سیتی

607
00:34:27,137 --> 00:34:30,555
‫رای صادره برای مویرا کویین
‫بدین شرح است...

608
00:34:30,557 --> 00:34:33,225
‫،درباره متهم ردیف اول پرونده دخالت در توطئه

609
00:34:33,227 --> 00:34:37,729
‫متهم گناه کار نیست.

610
00:34:37,731 --> 00:34:40,882
‫در مورد متهم ردیف اول، قتل عمد

611
00:34:40,884 --> 00:34:44,236
‫متهم...

612
00:34:44,238 --> 00:34:47,722
‫گناهکار نیست.

613
00:34:56,783 --> 00:34:58,733
‫مامان.

614
00:35:08,544 --> 00:35:11,579
‫من هردوتون رو خیلی دوست دارم.

615
00:35:20,773 --> 00:35:26,311
‫با رای عجیب دادگاه، مویرا کویین
‫از تمام اتهامات تبرئه شد.

616
00:35:26,313 --> 00:35:30,615
‫در روزی که بالاخره یک هفته پر از مسائل حقوقی

617
00:35:30,617 --> 00:35:32,868
‫و خبرهای شوک آور به پایان رسید.

618
00:35:32,870 --> 00:35:35,370
‫تبریک میگم.

619
00:35:35,372 --> 00:35:37,990
‫قانع کننده بود؟
‫اون باید میباخت.

620
00:35:37,992 --> 00:35:40,242
‫باید محکوم میشد.

621
00:35:40,244 --> 00:35:43,495
‫تو دلت میخواست محکوم بشه؟

622
00:35:43,497 --> 00:35:45,831
‫توقع داشتم بشه.

623
00:35:45,833 --> 00:35:47,883
‫رای با عقل جور در نمیاد.

624
00:35:47,885 --> 00:35:49,751
‫بهرحال مادرت باید خیلی خوشحال باشه.

625
00:35:49,753 --> 00:35:52,554
‫بیشتر شوکه شده بود به نظرم.

626
00:35:52,556 --> 00:35:57,259
‫الان داره مراحل اداری رو طی میکنه.
‫فقط خواستم به تو سر بزنم.

627
00:35:57,261 --> 00:35:59,061
‫و تو.

628
00:35:59,063 --> 00:36:00,479
‫بهتر شدم.

629
00:36:00,481 --> 00:36:05,231
‫و با واکسن ورتیگویی که
‫بخش تحقیقات شرکت کویین ساخته

630
00:36:05,235 --> 00:36:07,753
‫تونستیم به فرمولی برسیم که دیگه
‫این ماده اعتیاد آور نباشه.

631
00:36:10,106 --> 00:36:12,357
‫خوبه.

632
00:36:12,359 --> 00:36:15,694
‫من باید خانوادم رو توی خونه ببینم.

633
00:36:15,696 --> 00:36:19,081
‫،شما هم برید خونه
‫استراحت کنید.

634
00:36:21,984 --> 00:36:24,369
‫شب بخیر.

635
00:36:24,371 --> 00:36:27,122
‫شب بخیر.

636
00:36:27,124 --> 00:36:30,425
‫الیور. من، آه...

637
00:36:32,095 --> 00:36:33,562
‫خواستم ازت تشکر کنم.

638
00:36:33,564 --> 00:36:36,465
‫و بگم که متاسفم.

639
00:36:36,467 --> 00:36:39,017
‫چرا؟

640
00:36:39,019 --> 00:36:41,737
‫،من خودم رو دوباره تو دردسر انداختم

641
00:36:41,739 --> 00:36:43,705
‫و تو...
‫اونو کشتی.

642
00:36:43,707 --> 00:36:47,609
‫،تو دوباره آدم کشتی
‫و من متاسفم که کسی بودم که تو رو

643
00:36:47,611 --> 00:36:50,112
‫توی موقعیتی قرار دادم که مجبور شدی همچین
‫تصمیمی بگیری.

644
00:36:50,114 --> 00:36:52,364
‫فلسیتی...

645
00:36:52,366 --> 00:36:56,118
‫تو پیش اون بودی، و اون میخواست بهت صدمه بزنه.

646
00:36:57,987 --> 00:37:01,473
‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم.

647
00:37:09,165 --> 00:37:11,133
‫چرا اینکار رو کردی؟

648
00:37:11,135 --> 00:37:13,635
‫چون تو نزاشتی کاپیتان منو بکشه.

649
00:37:13,637 --> 00:37:15,637
‫ممنون که اومدید.

650
00:37:15,639 --> 00:37:17,672
‫شدو، به نظر نمیاد حالش خیلی خوب باشه.

651
00:37:17,674 --> 00:37:20,142
‫خوب نیست.
‫این کیه؟

652
00:37:20,144 --> 00:37:22,344
‫قضیه پیچیدست.
‫این هوزن که اونا

653
00:37:22,346 --> 00:37:25,046
‫دنبالشن همون جاست.

654
00:37:25,048 --> 00:37:28,183
‫نه، دست منه.

655
00:37:28,185 --> 00:37:30,268
‫یه نوشته بودایی یه طرفشه.

656
00:37:30,270 --> 00:37:32,020
‫منو یاد پدرم میندازه.

657
00:37:32,022 --> 00:37:34,856
‫مطمئنم اونا دنبال این نوشته بودایی نبودند.

658
00:37:34,858 --> 00:37:36,992
‫اونورش چیه؟

659
00:37:36,994 --> 00:37:41,062
‫۳۰-۳۰-۱۷۵-۱۲

660
00:37:41,064 --> 00:37:42,730
‫خیلی خب، عدد، اگه....

661
00:37:42,732 --> 00:37:45,033
‫مختصات.

662
00:37:45,035 --> 00:37:47,419
‫مختصات چی؟

663
00:37:47,421 --> 00:37:50,932
‫یه زیر دریاییه ژاپنی که در
‫طی جنگ جهانی دوم اینجا اومده.

664
00:37:51,675 --> 00:37:54,543
‫اونا با زیردریایی ـه ۷۰ سال پیش چیکار دارند؟

665
00:37:54,545 --> 00:37:56,878
‫،زیردریایی مهم نیست
‫ولی چیزی که توشه...

666
00:37:56,880 --> 00:38:00,582
‫باعث نجات بشریت میشه.

667
00:38:00,584 --> 00:38:03,385
‫اون رو هم نجات میده؟

668
00:38:12,145 --> 00:38:16,314
‫خب، خودت رو نجات دادی، تبریک میگم.

669
00:38:16,316 --> 00:38:19,034
‫میدونی...

670
00:38:19,036 --> 00:38:20,735
‫من بهت نیاز داشتم

671
00:38:20,737 --> 00:38:22,704
‫تا با هر مشکلی که توی جزیره

672
00:38:22,706 --> 00:38:24,789
‫برام به وجود میاد مقابه کنی.
‫،باید بگم که

673
00:38:24,791 --> 00:38:27,242
‫توی اینکار خیلی بد عمل کردی.

674
00:38:30,112 --> 00:38:31,779
‫تبریک میگم.

675
00:38:31,781 --> 00:38:35,717
‫تو رئیس جدید هستی.

676
00:38:38,639 --> 00:38:42,724
‫من ترتیب اینو دادم که اونو دوباره بیرون بیارم

677
00:38:42,726 --> 00:38:44,593
‫و الان تنها چیزی که نصیبم شده اینه که

678
00:38:44,595 --> 00:38:46,895
‫شورشی دوباره شروع به آدم کشی کرده.

679
00:38:46,897 --> 00:38:48,463
‫قربان، یه پیشرفتی داشتیم.

680
00:39:10,286 --> 00:39:13,588
‫برادر سایروس...

681
00:39:13,590 --> 00:39:16,758
‫چه احساسی داری؟

682
00:39:19,095 --> 00:39:21,463
‫قوی تر.

683
00:39:21,465 --> 00:39:23,381
‫خوبه.

684
00:39:23,383 --> 00:39:27,335
‫پس آماده‌ای.

685
00:39:30,340 --> 00:39:32,474
‫خانم کویین چه احساسی دارید
‫که از اتهام قتل تبرئه شدید؟

686
00:39:32,476 --> 00:39:35,110
‫،به محض اینکه از اینجا خارج بشید
‫یه ماشین منتظر شماست.

687
00:39:35,112 --> 00:39:37,279
‫آیا شما همسر اولتون رو کشتید؟

688
00:39:37,281 --> 00:39:38,813
‫به همین مسیر ادامه بدید.

689
00:39:38,815 --> 00:39:41,683
‫خانم کویین از رای هیئت منصفه رضایت دارن و...

690
00:39:46,123 --> 00:39:48,957
‫از این طرف خانم کویین.

691
00:40:07,476 --> 00:40:10,478
‫از اتوبان بریم زودتر میرسیم.

692
00:40:10,480 --> 00:40:12,013
‫متاسفم خانم کویین.

693
00:40:12,015 --> 00:40:13,765
‫به من دستور دادند شما رو خونه نبرم.

694
00:40:13,767 --> 00:40:15,317
‫فعلاً.

695
00:40:26,162 --> 00:40:28,446
‫ما کجاییم؟

696
00:40:28,448 --> 00:40:30,332
‫من نمیدونم اینجا کجاست.

697
00:40:30,334 --> 00:40:32,867
‫آوردمشون، قربان.

698
00:40:37,957 --> 00:40:40,208
‫سلام مویرا.

699
00:40:43,513 --> 00:40:45,463
‫اونا گفتند تو مُـردی.

700
00:40:45,465 --> 00:40:47,248
‫توی بعضی جاها از مرگ به عنوان حقه استفاده میکنند.

701
00:40:47,250 --> 00:40:48,633
‫من هم اینکار رو کردم.

702
00:40:48,635 --> 00:40:50,352
‫من یاد گرفتم خیلی قانع کننده باشم.

703
00:40:52,021 --> 00:40:55,223
‫ولی من برگشتم چون تو به کمکم احتیاج داشتی.

704
00:40:57,027 --> 00:40:58,926
‫کمک؟

705
00:40:58,928 --> 00:41:00,862
‫تو دادگاهت.

706
00:41:00,864 --> 00:41:04,061
‫فکر می‌کنی هیئت منصفه
‫تحت هیچ فشاری و آزادانه تو رو تبرئه کرد؟

707
00:41:04,067 --> 00:41:06,768
‫اوه خدای بزرگ.

708
00:41:08,204 --> 00:41:11,323
‫چی میخوای مالکوم؟

709
00:41:11,325 --> 00:41:15,710
‫هنوز منابعی توی استارلینگ دارم.

710
00:41:15,712 --> 00:41:17,462
‫شریک.

711
00:41:17,464 --> 00:41:19,664
‫که یکیشون

712
00:41:19,666 --> 00:41:22,116
‫توی اداره تشخیص هویت کار میکنه.

713
00:41:22,118 --> 00:41:25,670
‫به نظرم نتایج تحقیقاتِ
‫آقای دانر از تو خیلی جالبه.

714
00:41:25,672 --> 00:41:27,839
‫باعث شد بفهمم که طی این سالها
‫،تو در مورد خودمون درووغ گفتی

715
00:41:27,841 --> 00:41:30,508
‫باعث شد کنجکاو بشم
‫که شاید به منم دروغ گفتی

716
00:41:30,510 --> 00:41:32,394
‫نه. نه.

717
00:41:32,396 --> 00:41:36,314
‫با یه آزمایش ژنتیکی ـه ساده...

718
00:41:36,316 --> 00:41:39,150
‫- شک من تبدیل به یقین بشه.
‫- اینکارو نکن.

719
00:41:39,152 --> 00:41:41,853
‫تصور کن چقدر خوشحال میشم

720
00:41:41,855 --> 00:41:45,273
‫وقتی بفهمم تیا، دختر منه.

721
00:41:45,298 --> 00:41:50,298
‫:متـرجـم
‫(Dunham) مـحمـد
‫dunham-sub.rozblog.com

