‫﻿۱
00:00:02,296 --> 00:00:03,511
‫آنچه در کمـانـدار گذشت...

2
00:00:03,535 --> 00:00:05,516
‫آناتولی گفت که تو یه نقشه‌ای داشتی

3
00:00:05,517 --> 00:00:07,020
‫تا کنترل این شهر رو به‌دست بگیری.

4
00:00:07,425 --> 00:00:09,458
‫انگار داشتی اُورواچ رو اخراج می‌کردی.

5
00:00:09,459 --> 00:00:11,163
‫،باید دیاز رو متوقف کنم

6
00:00:11,165 --> 00:00:12,768
‫،و برای انجام این‌کار

7
00:00:12,770 --> 00:00:15,376
‫باید عملیات رو به اساس اولیه‌ی خودش برگردونم.

8
00:00:15,378 --> 00:00:17,549
‫،اتهام‌سازیش فقط جدیدترین قدم‌مون بود

9
00:00:17,551 --> 00:00:19,421
‫بعد قدم بعدی چیه؟

10
00:00:19,423 --> 00:00:23,267
‫،استارسیتی
‫دیگه آماده‌ی کسب و کاره.

11
00:00:28,326 --> 00:00:30,330
‫[ یتیم‌خانه‌ی زاندیا، استارلینگ سیتی ]

12
00:00:30,430 --> 00:00:31,933
‫[ ۳۲ سال پیش ]

13
00:00:32,397 --> 00:00:35,370
‫یالا از رو تخت پاشو، رنگ پریده.

14
00:00:35,372 --> 00:00:37,979
‫می‌تونی هر چقدر که بخوای
‫به اون عکس نگاه کنی.

15
00:00:37,981 --> 00:00:39,952
‫پدرت دیگه برنمی‌گرده پیشت، دیاز

16
00:00:42,762 --> 00:00:44,867
‫،میرم صبحونه بخورم
‫،وقتی برگشتم

17
00:00:44,869 --> 00:00:47,442
‫به‌نفعته که اینجا آماده‌ی نظارت باشه.

18
00:00:47,444 --> 00:00:49,247
‫نه چینی روی ملحفه‌ی تخت... جدی میگم...

19
00:00:49,249 --> 00:00:52,223
‫یا...

20
00:00:52,225 --> 00:00:55,165
‫یه سوقاتی دیگه گیرت میاد
‫تا یادآورت باشه.

21
00:00:58,511 --> 00:01:00,548
‫،اگه دوباره اذیتم کنی
‫به خواهر هلر میگم.

22
00:01:00,550 --> 00:01:02,621
‫فکر کردی حرف پسری مثل
‫تو رو باور می‌کنن، رنگ‌پریده؟

23
00:01:05,365 --> 00:01:09,576
‫چیه؟ دعوا می‌خوای؟

24
00:01:09,578 --> 00:01:12,151
‫یالا.
‫من همین‌جام.

25
00:01:14,761 --> 00:01:17,100
‫پسش بده.
‫فقط همینُ دارم!

26
00:01:19,308 --> 00:01:22,416
‫هیچ خونواده‌ای که نمیاد
‫تو رو برای فرزندخوندگی قبول کنه

27
00:01:22,418 --> 00:01:24,790
‫آخه چرا بکنن؟

28
00:01:24,792 --> 00:01:26,796
‫تو هیچی نیستی.

29
00:01:26,798 --> 00:01:29,104
‫یه بازنده‌ی به تمام معنایی.

30
00:01:37,264 --> 00:01:39,068
‫حالا به اون یادآوری نیاز داری.

31
00:01:46,660 --> 00:01:50,135
‫می‌دونی که اینجا دعوت شدیم، نه؟
‫[ بلادهیون، زمان حال ]

32
00:01:50,137 --> 00:01:52,341
‫دزدکی وارد خونه شدن
‫،یکمی بی‌ادبانه‌ست

33
00:01:52,343 --> 00:01:53,646
‫همچین نظری نداری؟

34
00:01:53,648 --> 00:01:55,753
‫دیگه خسته شدم از بس صبر کردم

35
00:01:55,755 --> 00:01:57,692
‫خودت بودی که گفتی
‫می‌خوای همراهم بیای.

36
00:01:57,694 --> 00:02:00,835
‫،که ببینم چطوری عمل می‌کنی
‫تا این کار بزرگت رو ببینم.

37
00:02:00,837 --> 00:02:03,410
‫تا الان، تنها کاری که کردیم
‫سه ساعت رانندگی تو یه ماشین بوده

38
00:02:03,412 --> 00:02:06,084
‫و دو ساعت هم اینجا...

39
00:02:06,086 --> 00:02:07,422
‫منتظر موندن.

40
00:02:07,424 --> 00:02:10,264
‫صبر.

41
00:02:10,266 --> 00:02:12,170
‫یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی‌ای‌‍ه

42
00:02:12,172 --> 00:02:14,511
‫که یه فرد می‌تونه داشته باشه

43
00:02:16,285 --> 00:02:18,121
‫یعنی؟

44
00:02:18,123 --> 00:02:20,462
‫،اگه کوتاه‌مدت فکر کنی

45
00:02:20,464 --> 00:02:22,802
‫اون‌طوری بین لحظه‌ها جابه‌جا میشی.

46
00:02:22,804 --> 00:02:24,742
‫اگه چیز بزرگی می‌خوای

47
00:02:24,744 --> 00:02:26,916
‫،یه چیز واقعاً بی‌نظیر

48
00:02:26,918 --> 00:02:29,190
‫باید بلند مدت فکر کنی.

49
00:02:29,192 --> 00:02:31,997
‫فعلاً که این بیرون بلند مدت وایسادیم.

50
00:02:33,672 --> 00:02:36,545
‫بذار قضیه رو برات باز کنم.

51
00:02:36,547 --> 00:02:39,321
‫من پنج ساله که دارم رو یه‌چیزی کار می‌کنم

52
00:02:39,323 --> 00:02:41,393
‫حالا دو ساعت منتظر موندن دیگه چیه؟

53
00:02:41,395 --> 00:02:43,499
‫یه تو گوشی.

54
00:02:43,501 --> 00:02:46,710
‫هزینه‌ای ناچیز
‫"برای آشنایی با "کوادرانت.

55
00:02:46,712 --> 00:02:48,883
‫فکر می‌کردم اونا یه افسانه‌ی شهری باشن

56
00:02:50,055 --> 00:02:51,726
‫خیلی هم واقعی‌ان

57
00:02:51,728 --> 00:02:53,698
‫اونا کنترل‌کننده‌ی تمامی تشکیلات جنایی

58
00:02:53,700 --> 00:02:55,972
‫سرتاسر کشور هستن.

59
00:02:55,974 --> 00:02:57,945
‫چهار گوشه.

60
00:02:57,947 --> 00:03:00,552
‫آره، "کوادرانت". گرفتم. خیلی هوشمندانه‌ست.
‫[ معنای لغوی: ربع یک دایره ]

61
00:03:00,554 --> 00:03:03,729
‫اونا هم بدون صبر و شکیبایی
‫همچین قدرتی به‌دست نیاوردن

62
00:03:03,731 --> 00:03:05,267
‫،خب، پس اگه انقدر قدرتمندن

63
00:03:05,269 --> 00:03:07,140
‫پس چرا با خودت نیروی پشتیبانی نیاوردی؟

64
00:03:07,142 --> 00:03:09,948
‫آوردم. تو رو دارم دیگه.

65
00:03:20,148 --> 00:03:21,985
‫زود اومدی.

66
00:03:24,161 --> 00:03:25,964
‫پدرم نتونست بیاد.

67
00:03:25,966 --> 00:03:27,469
‫مشکلی که نیست، نه؟

68
00:03:27,471 --> 00:03:29,208
‫بریم سر کار.

69
00:03:29,210 --> 00:03:30,746
‫کُلی حرف برای زدن داریم.

70
00:03:30,748 --> 00:03:33,019
‫بله که داریم.

71
00:03:39,709 --> 00:03:42,516
‫هی. خودتُ رسوندی.

72
00:03:42,518 --> 00:03:46,896
‫آره... اومدم.

73
00:03:46,898 --> 00:03:49,236
‫،خب، خیلی خوبه
‫خوشحالم که اومدی.

74
00:03:49,238 --> 00:03:51,878
‫- هوم.
‫- چی شده؟

75
00:03:51,880 --> 00:03:53,550
‫می‌دونی، فقط اینه که
‫چند وقتی میشه که

76
00:03:53,552 --> 00:03:55,021
‫کارای "هیلکس داینامیکس"ای انجام ندادیم.

77
00:03:55,023 --> 00:03:56,827
‫آره. خب، سرمون شلوغ بوده.

78
00:03:56,829 --> 00:03:58,465
‫مشغول دعوا کردن بودیم.

79
00:03:58,467 --> 00:04:00,037
‫من و تو که نه.
‫،منظورم تیم‌هامون‌‍ه، آره

80
00:04:00,039 --> 00:04:01,556
‫ولی این دیگه برای من
‫مشکلی محسوب نمی‌شه.

81
00:04:01,557 --> 00:04:04,650
‫،خوشحالم که تو این‌طوری‌ای ،ولی، می‌دونی
‫رنه هنوزم تو بیمارستان‌‍ه.

82
00:04:04,652 --> 00:04:06,656
‫تازه همین الان داره مرخص میشه

83
00:04:06,658 --> 00:04:10,368
‫از بابت تیم‌هامون متأسفم...

84
00:04:10,370 --> 00:04:12,910
‫متأسفم.

85
00:04:12,912 --> 00:04:14,816
‫واقعاً دوست دارم که
‫شرکت هیلکس‌مون موفق بشه

86
00:04:17,057 --> 00:04:19,530
‫انگاری داشتی رو تثبیت‌کردن
‫رابط‌های عصبی کار می‌کردی.

87
00:04:19,532 --> 00:04:21,937
‫آره. یعنی هنوز داره
‫یکمی با لگ داره می‌کنه.

88
00:04:21,939 --> 00:04:24,445
‫،می‌دونی، اتفاقاً
‫یه فکری براش داشتم.

89
00:04:24,447 --> 00:04:26,485
‫رابط سروتونین نتیجه‌ی

90
00:04:26,487 --> 00:04:28,825
‫یه واکنش مولدمرض‌‍ه.

91
00:04:28,827 --> 00:04:31,868
‫استارسیتی آماده‌ی کسب و کاره.

92
00:04:31,870 --> 00:04:35,580
‫،ما پلیس
‫لنگرگاه‌ها، و تمام شهر رو در اختیار داریم.

93
00:04:35,582 --> 00:04:37,319
‫همه به هم متصل‌ان.

94
00:04:37,321 --> 00:04:39,224
‫،حالا، اگه می‌خواید کالاهاتون رو بفروشید

95
00:04:39,226 --> 00:04:43,738
‫،محصولات‌تون رو جابجا کنید
‫،پول‌شویی کنید، هر چیزی

96
00:04:43,740 --> 00:04:45,209
‫استارسیتی راست کارتون‌‍ه.

97
00:04:45,211 --> 00:04:47,215
‫با فرض بر این‌که علاقه‌مند باشیم...

98
00:04:47,217 --> 00:04:52,030
‫،نمیگم که هستیم
‫،ولی خب فرض می‌کنیم

99
00:04:52,032 --> 00:04:53,969
‫چقدر برامون هزینه می‌بره؟

100
00:04:53,971 --> 00:04:58,249
‫- رایگان‌‍ه.
‫- هه هه.

101
00:04:58,251 --> 00:05:01,091
‫هیچ‌چیزی مجانی نیست.

102
00:05:01,093 --> 00:05:03,332
‫من فقط می‌خوام عضوی از شماها بشم

103
00:05:03,334 --> 00:05:05,304
‫از کواندرانت؟

104
00:05:05,306 --> 00:05:08,782
‫اوهوم. بنظرم منطقی میاد.

105
00:05:08,784 --> 00:05:12,125
‫خب، یه‌جوری میگی انگار کوادرانت
‫یه غذای حاضری‌‍ه

106
00:05:12,127 --> 00:05:14,299
‫انگاری که همیشه برای کسی که
‫بخواد خدماتی رو ارائه بده

107
00:05:14,301 --> 00:05:18,011
‫یه جایی براش بین‌مون هست.

108
00:05:18,013 --> 00:05:20,017
‫ولی این‌طوری نیست.

109
00:05:21,323 --> 00:05:23,026
‫ما یه خونواده‌ایم

110
00:05:23,028 --> 00:05:27,172
‫اون‌قدرا هم نسبت به افراد بیرونی

111
00:05:27,174 --> 00:05:30,248
‫حس استقبالی‌ای نداریم.

112
00:05:30,250 --> 00:05:33,860
‫حداقل نه قبل این‌که مطمئن بشیم...

113
00:05:33,862 --> 00:05:38,741
‫که می‌تونید در حد و اندازه‌های ما عمل کنید....

114
00:05:38,743 --> 00:05:42,954
‫همین الان یه شهر رو
‫تمام کمال تقدیم‌تون کردم

115
00:05:42,956 --> 00:05:45,027
‫حالا، اگه شما نمی‌تونی فرصت
‫،به این خوبی رو درک کنی

116
00:05:45,029 --> 00:05:47,434
‫چطوره که با پدرتون صحبت کنم؟

117
00:05:47,436 --> 00:05:49,608
‫پدرم منُ فرستاد

118
00:05:51,516 --> 00:05:54,155
‫ما فقط دنبال یه‌چیز اضافی هم هستیم

119
00:05:54,157 --> 00:05:58,168
‫اسمشُ بذار اثبات حسن نیتت.

120
00:05:58,170 --> 00:06:00,274
‫چی تو نظر دارین؟

121
00:06:00,276 --> 00:06:03,752
‫،این رابرت بیلوره
‫یکی از افرادمون.

122
00:06:03,754 --> 00:06:05,591
‫اف‌بی‌آی گرفتدش.

123
00:06:05,593 --> 00:06:08,266
‫- خیلی خوب نیست.
‫- نه؟

124
00:06:08,268 --> 00:06:10,874
‫باید بفهمیم که مارشال‌های فدرالی

125
00:06:10,876 --> 00:06:14,117
‫کجا بیلور رو نگه داشتن
‫تا بتونیم فراری‌ش بدیم

126
00:06:14,119 --> 00:06:16,191
‫ازش می‌خوای تست بده

127
00:06:16,193 --> 00:06:18,598
‫خب، خیلی طرز بیان درستی از مطلب نبود.

128
00:06:18,600 --> 00:06:19,935
‫و بااینحال.

129
00:06:19,937 --> 00:06:21,674
‫برای من اصلاً کاری نداره.

130
00:06:21,676 --> 00:06:23,312
‫مسئله‌ای نیست

131
00:06:23,314 --> 00:06:25,252
‫هر چی لازم باشه برای انجام
‫معامله‌مون انجام می‌دیم دیگه، نه؟

132
00:06:25,254 --> 00:06:28,027
‫ذهنیت و اخلاق قهرمانی.

133
00:06:28,029 --> 00:06:30,100
‫اینجا دست‌شویی دارین؟

134
00:06:30,102 --> 00:06:31,805
‫همون بقل‌‍ه.

135
00:06:51,895 --> 00:06:57,407
‫« دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم »
‫:. WWW.YekMovies.net .:

136
00:06:57,908 --> 00:07:05,925
‫::. مترجمین: سـروش ، حسام‌الدین .::
‫« Nora , SuRouSH AbG »

137
00:07:06,927 --> 00:07:08,931
‫<font color="#۰۰۹d۰۰">« کمـانـدار »</font>

138
00:07:12,472 --> 00:07:14,142
‫الان تو موقعیت‌ام

139
00:07:14,144 --> 00:07:16,181
‫مرسی بابت آدرس

140
00:07:16,183 --> 00:07:18,756
‫،می‌خواستم بگم یکی طلبت
‫ولی خودم ۲۰ تا ازت طلب دارم.

141
00:07:21,433 --> 00:07:23,772
‫رابط آرماند توی اف‌بی‌آی.

142
00:07:23,774 --> 00:07:25,946
‫پس، بازم باید منتظر بمونیم.

143
00:07:25,948 --> 00:07:29,356
‫باید یه عکس از یارو بندازم...

144
00:07:29,358 --> 00:07:31,997
‫مدرکی از زنده‌بودنش.

145
00:07:31,999 --> 00:07:33,803
‫بهت میگن توپُ بگیری، می‌پری سمتش.
‫[ اشاره به سگ ]

146
00:07:33,805 --> 00:07:36,678
‫حرکت بعدی چیه... براشون قِل بخوری؟

147
00:07:36,680 --> 00:07:39,687
‫درسته.
‫همین‌الانشم این‌کارو کردی.

148
00:07:39,689 --> 00:07:42,161
‫فکر می‌کنی زیادی بهشون رو دادم؟

149
00:07:42,163 --> 00:07:44,502
‫فکر نمی‌کنم.
‫حتم دارم.

150
00:07:47,346 --> 00:07:49,250
‫کاره دیگه.

151
00:07:49,252 --> 00:07:51,156
‫،الان تو مشکلی نداری

152
00:07:51,158 --> 00:07:52,728
‫با طرز صحبت‌کردن اون یارو باهات؟

153
00:07:52,730 --> 00:07:54,701
‫کارتیر هیچی نیست.

154
00:07:54,703 --> 00:07:57,342
‫اون فقط حکم یه جا پا رو داره.

155
00:07:57,344 --> 00:08:00,585
‫تفکر بلند مدت، یادته؟

156
00:08:00,587 --> 00:08:02,190
‫آره، یادمه

157
00:08:03,195 --> 00:08:05,099
‫حالا چه فایده‌ای برات داشته؟

158
00:08:08,746 --> 00:08:10,783
‫اومدن سیگار بکشن.

159
00:08:15,433 --> 00:08:20,681
‫،بپر، قل بخور، بشین
‫سگ خوب.

160
00:08:22,589 --> 00:08:24,761
‫می‌دونی که کوادرانت قدرتمندترین

161
00:08:24,763 --> 00:08:26,800
‫سازمان جنایی قاره‌ست؟

162
00:08:26,802 --> 00:08:31,448
‫،من وقتی به کایدن جیمز ملحق شدم
‫یه شهر گیرم اومد.

163
00:08:31,450 --> 00:08:34,457
‫،وقتی به کوادرانت بپیوندم

164
00:08:34,459 --> 00:08:36,731
‫صاحب یه امپراطوری می‌شم.

165
00:08:45,526 --> 00:08:48,668
‫خیلی‌خب. امتحانش کن.

166
00:08:50,909 --> 00:08:52,546
‫- کار کرد!
‫- ایول!

167
00:08:52,548 --> 00:08:54,552
‫واکنش مولدمرضی
‫کاملاً تثبیت شد.

168
00:08:54,554 --> 00:08:56,157
‫ها ها! ایول!

169
00:08:56,159 --> 00:08:58,732
‫پسر، عجب تیم خوبی می‌شیم ما.

170
00:08:58,734 --> 00:09:00,571
‫- خب، حالا که حرف از...
‫- نه، نکن.

171
00:09:00,573 --> 00:09:02,711
‫چرا همچین کاری بکنی؟
‫کُلی داریم خوش می‌گذرونیم.

172
00:09:02,713 --> 00:09:04,617
‫خب، یکم پیش، گفتی که
‫اون قضیه‌ی تیم دیگه مشکل تو نبوده.

173
00:09:04,619 --> 00:09:06,422
‫- واقعاً همچین حرفی زدم؟
‫- آره، زدی.

174
00:09:06,424 --> 00:09:08,595
‫سؤال اینه که چرا.

175
00:09:08,597 --> 00:09:11,437
‫اولیور یه‌جورایی اخراجم کرد

176
00:09:11,439 --> 00:09:13,176
‫یعنی خب، میگه... میگه
‫که همچین کاری نکرده

177
00:09:13,178 --> 00:09:15,784
‫ولی... الحق که
‫همچین حس و حالی داره، می‌دونی.

178
00:09:15,786 --> 00:09:17,623
‫،یه جورایی نه
‫کلاً اخراجم کرد.

179
00:09:17,625 --> 00:09:21,100
‫،وایسا، وایسا، ببخشید
‫چی شده؟

180
00:09:21,102 --> 00:09:23,241
‫خلاصه‌اش این که...
‫اولیور یه برخوردی با ورتیگو داشت...

181
00:09:23,243 --> 00:09:25,013
‫،اون مواد دارویی
‫نه خود شخصش...

182
00:09:25,015 --> 00:09:26,685
‫و بعدش یه‌دفعه یه درکی پیدا کرد

183
00:09:26,687 --> 00:09:28,624
‫که برای متوقف‌کردن دیاز باید

184
00:09:28,626 --> 00:09:30,330
‫"باید برگرده به اساس‌های اولیه".

185
00:09:30,332 --> 00:09:33,072
‫- یعنی؟
‫- ،یعنی که دیگه تک و تنهاست

186
00:09:33,074 --> 00:09:35,144
‫دیگه خبری از تیم کماندار نیست.

187
00:09:35,146 --> 00:09:36,882
‫پس جان رو هم اخراج کرد؟

188
00:09:36,884 --> 00:09:42,200
‫نه... جان حدود یه هفته قبلش خودش رفت

189
00:09:42,202 --> 00:09:44,807
‫،عجب! باشه... خب
‫باید سعی خودمُ بکنم که

190
00:09:44,809 --> 00:09:46,747
‫از این موضوع خوشحال نشم.

191
00:09:46,749 --> 00:09:48,419
‫خیلی سعی کن.

192
00:09:48,421 --> 00:09:50,658
‫باشه. فقط تو و اولیور مونده بودین.

193
00:09:50,660 --> 00:09:53,200
‫- اوهوم.
‫- حالا هم فقط اولیوره.

194
00:09:53,202 --> 00:09:54,838
‫بلی.

195
00:09:54,840 --> 00:09:56,410
‫حالا در چه حالی؟

196
00:09:56,412 --> 00:09:57,948
‫خوبم بابا.

197
00:09:57,950 --> 00:09:59,753
‫اصلاً خوب نیستی.

198
00:09:59,755 --> 00:10:01,459
‫چی؟

199
00:10:01,461 --> 00:10:05,806
‫هیچ‌کدوم از آدمات نتونستن
‫پیداش کنن

200
00:10:05,808 --> 00:10:08,080
‫من تونستم.

201
00:10:08,082 --> 00:10:09,751
‫هوم.

202
00:10:09,753 --> 00:10:12,961
‫بهشون میگم شروع کنن یادبودت رو بسازن.

203
00:10:12,963 --> 00:10:14,767
‫پسرتُ برای سیگار آورده بودن بیرون

204
00:10:14,769 --> 00:10:17,509
‫بیشتر بهش می‌خورد
‫مهمون باشه تا زندانی

205
00:10:17,511 --> 00:10:20,083
‫عزیزم، یواش.

206
00:10:20,085 --> 00:10:22,892
‫اون یه تک مالته‌ی ۳۰ ساله‌ست

207
00:10:25,201 --> 00:10:27,339
‫،"یه بار دیگه بهم بگو "عزیزم

208
00:10:27,341 --> 00:10:29,513
‫و شاید فقط پاهاتُ شکوندم

209
00:10:32,690 --> 00:10:34,594
‫هوم.

210
00:10:42,555 --> 00:10:44,090
‫از این یکی خوشم میاد.

211
00:10:45,697 --> 00:10:49,507
‫خب، من به عهد خودم وفا کردم

212
00:10:49,509 --> 00:10:51,747
‫حالا نوبت توئه که رو حرفت بمونی.

213
00:10:51,749 --> 00:10:54,423
‫می‌دونی...
‫این دوست خوشگل کوچولوت

214
00:10:54,425 --> 00:10:56,897
‫به نکته‌ی ناجوری اشاره کرد.

215
00:10:56,899 --> 00:10:59,872
‫بنظر این آقای بیلور ما
‫یکمی پرچونگی کرده.

216
00:10:59,874 --> 00:11:02,548
‫- یعنی چی؟
‫-- یعنی پدرم مجبوره که

217
00:11:02,550 --> 00:11:04,152
‫،ازش حرف بکشه
‫می‌دونی، تا بفهمه که

218
00:11:04,154 --> 00:11:06,393
‫به وزارت دادگستری چی گفته.

219
00:11:06,395 --> 00:11:09,535
‫- می‌خوای که...
‫- برات بیاریمش؟
‫[ مانند آوردن توپ توسط سگ‌ها ]

220
00:11:09,537 --> 00:11:12,980
‫آخه یه لطف کوچیک بین
‫شرکای کاری آینده چیزی نیست.

221
00:11:12,982 --> 00:11:15,153
‫خب بعدش چی؟

222
00:11:15,155 --> 00:11:16,825
‫می‌خوای که برات قل بخورم؟

223
00:11:16,827 --> 00:11:18,463
‫می‌خوای خودمُ به مردن بزنم؟

224
00:11:18,465 --> 00:11:21,172
‫راست میگی.
‫اصلاً فراموشش کن.

225
00:11:21,174 --> 00:11:23,513
‫مرسی که رد بیلور رو برامون گرفتی.

226
00:11:23,515 --> 00:11:25,519
‫از اینجاش رو دیگه خودمون ادامه می‌دیم

227
00:11:25,521 --> 00:11:28,996
‫باید از همون اول ازم می‌پرسیدی.

228
00:11:28,998 --> 00:11:32,173
‫وقتمُ تلف می‌کنی؟

229
00:11:32,175 --> 00:11:35,516
‫وقتی ملت وقتمُ تلف می‌کنن
‫خوب واکنش نشون نمیدم.

230
00:11:35,518 --> 00:11:40,264
‫هی. اصلاً خبر نداشتم
‫که بیلور هم‌دست

231
00:11:40,266 --> 00:11:43,240
‫مأمورای فدرال شده.

232
00:11:43,242 --> 00:11:46,584
‫بیلور رو برات میارم.

233
00:11:46,586 --> 00:11:48,656
‫بعدش با پدرت یه قرار ملاقات می‌ذارم

234
00:11:50,231 --> 00:11:52,736
‫تو این مشکل کوچیکُ برامون حل کن

235
00:11:52,738 --> 00:11:55,578
‫و پدرم درخواست می‌کنه که
‫به ملاقات تو بیاد.

236
00:11:56,784 --> 00:11:58,521
‫وقتی بیلورُ گرفتین بهم زنگ بزن

237
00:11:58,523 --> 00:12:00,560
‫یه ماشین می‌فرستم

238
00:12:00,562 --> 00:12:03,737
‫دستت چی شده؟

239
00:12:03,739 --> 00:12:05,475
‫از دست یکی عصبانی شدم.

240
00:12:13,602 --> 00:12:16,142
‫کوادرانت داره خیلی ازت کار می‌کشه.

241
00:12:16,144 --> 00:12:18,281
‫امیدوارم ارزششُ داشته باشه.

242
00:12:18,283 --> 00:12:20,154
‫چرا من در نزنم؟

243
00:12:24,336 --> 00:12:26,106


244
00:12:26,108 --> 00:12:28,948
‫سلام، پسرا.

245
00:12:37,810 --> 00:12:39,614


246
00:13:26,896 --> 00:13:28,198
‫تو کی هستی؟

247
00:13:28,200 --> 00:13:29,468
‫مهم نیست.

248
00:13:29,470 --> 00:13:31,006
‫می‌خوای بکشیم؟

249
00:13:31,008 --> 00:13:33,146
‫اگه به سؤال پرسیدن‌هات ادامه بدی

250
00:13:33,148 --> 00:13:35,821
‫بلند شو.

251
00:13:35,823 --> 00:13:38,128
‫ماشینُ بفرست.

252
00:13:38,130 --> 00:13:40,302
‫تکون بده.

253
00:13:40,304 --> 00:13:42,074
‫برو!

254
00:13:47,626 --> 00:13:49,765
‫خونواده‌ی کارتیر هوای خوداشون رو دارن.

255
00:13:49,767 --> 00:13:52,105
‫همین که عضو شدی، دیگه جزؤ خونواده‌ای

256
00:13:52,107 --> 00:13:53,810
‫منم همین انتظارُ دارم.

257
00:13:53,812 --> 00:13:56,284
‫تمام حرفم اینه که
‫می‌دونستم میان دنبالم

258
00:13:56,286 --> 00:13:57,890
‫من هرگز خبرچینی‌شونُ نمی‌کردم

259
00:13:57,892 --> 00:13:59,494
‫آره، معلومه

260
00:13:59,496 --> 00:14:01,634
‫البته من بودم ریسک نمی‌کردم

261
00:14:01,636 --> 00:14:03,674
‫خوش‌شانسی که من رئیست نیستم

262
00:14:07,956 --> 00:14:11,966
‫بیلور، رفیق!
‫اف‌بی‌آی خوب بهت رسید؟

263
00:14:11,968 --> 00:14:16,179
‫واو. حاجی من لام تا کام حرف نزدم.
‫به خدا قسم.

264
00:14:16,181 --> 00:14:18,118
‫شخصاً به خودش بگو.

265
00:14:34,103 --> 00:14:35,973
‫رفتن.

266
00:14:39,587 --> 00:14:42,260
‫عجب شلیکی کردن.

267
00:14:42,262 --> 00:14:44,547
‫،و اگه تو سرت یه گلوله خالی می‌کردن
‫چی‌کار می‌کردی؟

268
00:14:47,545 --> 00:14:49,549
‫احتمالاً مُرده بودم دیگه.

269
00:14:53,128 --> 00:14:54,631
‫تیر خوردن...

270
00:14:54,633 --> 00:14:56,604
‫بخشی از نقشه‌ام نبود.

271
00:14:56,606 --> 00:14:59,513
‫کتمان حقیقتِ سال.

272
00:14:59,515 --> 00:15:02,054
‫این روزا دیگه نمی‌شه به کسی اعتماد کرد

273
00:15:05,032 --> 00:15:06,836
‫بابا.

274
00:15:06,838 --> 00:15:08,407
‫حل شد؟

275
00:15:08,409 --> 00:15:10,748
‫ترتیب بیلور داده شد.

276
00:15:10,750 --> 00:15:12,219
‫و دیاز؟

277
00:15:12,221 --> 00:15:14,158
‫اصلاً فکرشم نمی‌کرد.

278
00:15:14,160 --> 00:15:16,232
‫ابله واقعاً فکر می‌کرد
‫که شانسی داشته.

279
00:15:16,234 --> 00:15:19,274
‫که انگار ما همچین خلافکاری رو
‫عضو سازمان‌مون می‌کنیم

280
00:15:19,276 --> 00:15:21,047
‫فردا، یه گروه می‌فرستیم به استارسیتی

281
00:15:21,049 --> 00:15:24,256
‫،و شبکه‌ی دیاز رو به دست می‌گیریم

282
00:15:24,258 --> 00:15:28,335
‫و شهر اون رو...
‫مال خودمون می‌کنیم.

283
00:15:44,949 --> 00:15:48,858
‫خب، این نقشه‌ی جنابعالی یکمی پیچیده شده

284
00:15:48,860 --> 00:15:51,867
‫هر چیزی که ارزش خواستن
‫رو داشته باشه نباید هم آسون باشه.

285
00:15:51,869 --> 00:15:54,275
‫هوم. فلسفه‌ی من اینجوری نیست.

286
00:15:54,277 --> 00:15:56,114
‫نقشه مثل مرد می‌مونه.

287
00:15:56,116 --> 00:15:58,488
‫بهتره که از پیچیده‌هاش دوری کنی

288
00:15:58,490 --> 00:16:01,062
‫عه؟

289
00:16:01,064 --> 00:16:03,036
‫فکر می‌کنی من مرد پیچیده‌ای نیستم

290
00:16:03,038 --> 00:16:07,884
‫متوجه‌ای که این آدمایی که
‫می‌خواستی امشب تحت تأثیر قرارشون بدی

291
00:16:07,886 --> 00:16:10,358
‫همون آدمایی هستن که همین
‫یکم پیش به جونت سوء قصد کردن.

292
00:16:10,360 --> 00:16:12,164
‫منم واسه‌اش آماده بودم.

293
00:16:26,142 --> 00:16:28,681
‫این توضیح نمیده که الان
‫اینجا چی‌کار می‌کنیم

294
00:16:28,683 --> 00:16:32,593
‫،دم محله‌ی این‌ها
‫درصورتی که باید تو راه برگشت به استارسیتی باشیم.

295
00:16:32,595 --> 00:16:34,834
‫شاید تفاوت من و تو
‫توی همین باشه.

296
00:16:34,836 --> 00:16:38,211
‫،تو وقتی زمین می‌خوری
‫تسلیم می‌شی.

297
00:16:40,219 --> 00:16:42,925
‫- من بلند می‌شم.
‫- منم بلند می‌شم!

298
00:16:42,927 --> 00:16:44,898
‫فقط کنارش احمق‌بازی در نمیارم.

299
00:16:48,946 --> 00:16:51,352
‫حتماً خوشگل بودن خیلی حال میده

300
00:16:51,354 --> 00:16:53,458
‫،لب‌هاتُ غنچه می‌کنی
‫،تند تند پلک می‌زنی

301
00:16:53,460 --> 00:16:55,732
‫همه هرچی می‌خوای بهت میدن

302
00:16:55,734 --> 00:16:59,677
‫من همیشه باید چیزی می‌خواستمُ
‫خودم بدست میاوردم.

303
00:16:59,679 --> 00:17:03,355


304
00:17:03,357 --> 00:17:05,796


305
00:17:07,470 --> 00:17:12,149
‫بار تعطیله!
‫همگی بیرون!

306
00:17:12,151 --> 00:17:13,620
‫برید!

307
00:17:22,182 --> 00:17:24,454
‫دهنتو.

308
00:17:24,456 --> 00:17:29,001
‫تو شوقی که برای
‫کشتن آدمت داشتی...

309
00:17:29,003 --> 00:17:31,509
‫یادت رفت که منم اونجا وایساده بودم

310
00:17:31,511 --> 00:17:34,518
‫وقتی شروع به تیراندازی کردین.

311
00:17:34,520 --> 00:17:36,524
‫ولی شرمنده‌ای از اون بابت دیگه، نه؟

312
00:17:36,526 --> 00:17:38,497
‫موضوع اصلاً شخصی نبود

313
00:17:38,499 --> 00:17:40,436
‫تیراندازی موضوع رو شخصی می‌کنه.

314
00:17:42,712 --> 00:17:46,187
‫- میشه یه‌چیزی ازت بپرسم؟
‫- اِم...

315
00:17:46,189 --> 00:17:48,896
‫هیچ‌وقت شده که مجبور بشی
‫برای یه وعده‌ی غذایی بجنگی؟

316
00:17:48,898 --> 00:17:52,976


317
00:17:52,978 --> 00:17:56,251
‫هیچ‌وقت.
‫نه حتی یه دفعه.

318
00:17:57,658 --> 00:17:59,696
‫آقای پَر غو.

319
00:17:59,698 --> 00:18:04,276
‫من تو بچگی‌ام باید برای
‫تک‌تک ذره غذاهایی که می‌خوردم می‌جنگیدم

320
00:18:04,278 --> 00:18:09,359
‫،تو نمی‌دونی عطش یعنی چی

321
00:18:09,361 --> 00:18:13,506
‫این‌که چیزی رو انقدر بجوری بخوایش

322
00:18:13,508 --> 00:18:15,679
‫که حاضر باشی براش آدم هم بکشی.

323
00:18:15,681 --> 00:18:19,323
‫منم آدم کشتم.
‫تا دلت بخواد.

324
00:18:19,325 --> 00:18:22,734
‫برای... برای نجات جونت نه.

325
00:18:22,736 --> 00:18:26,044
‫نه وقتی که سرانجام زندگی‌ات

326
00:18:26,046 --> 00:18:28,518
‫بستگی به موضوع داره.

327
00:18:28,520 --> 00:18:30,424
‫جالبه که این‌طوری بیانش کردی

328
00:18:35,843 --> 00:18:38,483
‫واقعاً باید به بچه‌ها بگی

329
00:18:38,485 --> 00:18:41,425
‫یکم یواش‌تر پرسه بزنن.

330
00:18:41,427 --> 00:18:44,602
‫،دو نفر سمت راستمن

331
00:18:44,604 --> 00:18:46,976
‫سه تا دیگه پشتم.

332
00:18:46,978 --> 00:18:50,486
‫،خیلی اعتماد بنفس داری

333
00:18:50,488 --> 00:18:52,492
‫نسبت به یه خلافکاری
‫می‌بینه بهش غالب شدن.

334
00:18:55,738 --> 00:18:58,343
‫،اصلاً فکر نمی‌کردی که بهمون غالب شدین

335
00:18:58,345 --> 00:19:02,958
‫اگه می‌دونستی چه کارایی
‫از پس این دختر بر میاد. هوم.

336
00:19:06,103 --> 00:19:08,944
‫واو! واقعاً لازمه که
‫بریم برای یخچال خرید

337
00:19:08,946 --> 00:19:10,983
‫بنظرت نوشابه هم فاسد میشه؟

338
00:19:10,985 --> 00:19:13,022
‫احتمالاً خودم باید
‫جواب این سؤال رو بدونم

339
00:19:14,362 --> 00:19:15,664
‫- فلیسیتی؟
‫- هوم.

340
00:19:15,666 --> 00:19:17,502
‫هی.

341
00:19:17,504 --> 00:19:20,746
‫کار می‌کنه دیگه، یادته؟

342
00:19:20,748 --> 00:19:22,084
‫- زدیم قدش.
‫- آره. ولی به این معنی نیست که

343
00:19:22,086 --> 00:19:23,722
‫نمی‌تونه ارتقاء داده بشه.

344
00:19:23,724 --> 00:19:25,494
‫حتماً. پس مثلاً
‫فردا پاشو ارتقاءش بده

345
00:19:25,496 --> 00:19:27,200
‫وقتی یکمی استراحت کردی
‫و یه چیزی خوردی

346
00:19:27,202 --> 00:19:29,006
‫به‌همراه یکمی هم نوشابه‌ی
‫تاریخ مصرف نگذشته.

347
00:19:29,008 --> 00:19:31,145
‫آره. فقط می‌خوام چندتا
‫اصلاحات دیگه اینجا انجام بدم.

348
00:19:31,147 --> 00:19:33,352
‫چون‌که این کار از صحبت کردن
‫راجب همسرت راحت‌تره؟

349
00:19:33,354 --> 00:19:35,693
‫هی. اون داره برمی‌گرده
‫به اساس‌های اولیه، پس منم همین‌طور

350
00:19:35,695 --> 00:19:38,033
‫خودت بودی که گفتی اخراج شدی.

351
00:19:38,035 --> 00:19:40,440
‫،"گفتم، "یه‌جورایی
‫و اون فقط مختصرگویی بود.

352
00:19:40,442 --> 00:19:42,614
‫با این‌که خیلی دوست دارم
‫عضوی از تیم کماندار باشم...

353
00:19:42,616 --> 00:19:44,753
‫حالا هر چقدرم که ریزش کرده باشه...

354
00:19:44,755 --> 00:19:46,794
‫،داشت از کار اصلی‌مون دورمون می‌کرد
‫یعنی هیلکس.

355
00:19:46,796 --> 00:19:48,298
‫اینجا ئه.

356
00:19:48,300 --> 00:19:49,903
‫و نگران اولیور نیستی؟

357
00:19:49,905 --> 00:19:51,441
‫،نه خیر. اون خودش از پس خودش بر میاد

358
00:19:51,443 --> 00:19:53,080
‫و منم ۵ ساله که دارم این‌کارو می‌کنم

359
00:19:53,082 --> 00:19:54,751
‫آره. توی پناهگاه، با چندتا کامپیوتر

360
00:19:54,753 --> 00:19:56,590
‫،و گوشی و جی‌پی‌اس

361
00:19:56,592 --> 00:19:58,196
‫تا بدونی که کجا بوده

362
00:19:58,198 --> 00:20:00,168
‫و چی‌کار می‌کرده

363
00:20:00,170 --> 00:20:01,906
‫و که حالش خوب بوده یا نه.

364
00:20:01,908 --> 00:20:04,615
‫کورتیس.

365
00:20:04,617 --> 00:20:06,822
‫آره. فکر کردم خودمُ غرق کار کردن
‫جواب میده. ولی این‌طوری نشد.

366
00:20:06,824 --> 00:20:08,627
‫یعنی خب، نمی‌دونم کجاست.

367
00:20:08,629 --> 00:20:10,199
‫دیگه بهم نمی‌گه که کجاها میره

368
00:20:10,201 --> 00:20:11,704
‫باید بفهمم که حالش خوبه یا نه.
‫دارم دیوونه می‌شم!

369
00:20:13,077 --> 00:20:14,479
‫شرمنده.

370
00:20:14,481 --> 00:20:18,224
‫هشدار: تیراندازی توی محله‌ی گلیدز.
‫اولیور؟

371
00:20:18,226 --> 00:20:20,597
‫کماندار سبز آخرین بار در مرکز

372
00:20:20,599 --> 00:20:23,306
‫،یک مجادله‌ی شدید دیده شد
‫درست لحظاتی قبل از این‌که انفجار

373
00:20:23,308 --> 00:20:24,912
‫محل رو نابود کنه.

374
00:20:24,914 --> 00:20:27,085
‫پلیس استارسیتی هنوز
‫بیانیه‌ای اعلام نکرده است.

375
00:20:27,087 --> 00:20:28,556
‫در جریان اخبار قرارتان می‌دهیم.

376
00:20:33,439 --> 00:20:36,313
‫به بازیم گرفتی.

377
00:20:36,315 --> 00:20:38,988
‫بی‌خیال بابا.
‫یکمی خوش‌گذرونی که

378
00:20:38,990 --> 00:20:42,733
‫بین شرکای کاری آینده
‫چیزی نیست.

376
00:20:42,735 --> 00:20:45,909
‫خب، ما نمی‌خوایم که اون فکر
‫کنه که ما داریم وقتش رو هدر می‌دیم.

377
00:20:45,911 --> 00:20:47,849
‫اونم با فرستادنش سراغ
‫یه ماموریت احمقانه.

378
00:20:47,851 --> 00:20:49,955
‫آره، این واقعا هر کسی رو
‫عصبی می‌کنه.

379
00:21:01,994 --> 00:21:05,203
‫بابایی اینجا رو برات خریده ؟

380
00:21:05,205 --> 00:21:10,552
‫همچین اسباب بازی خفنی برلی حواس پرتیت هم نبوده

381
00:21:10,554 --> 00:21:12,625
‫وقتی که خودش داشته کارایی واقعی رو می‌کرده.

382
00:21:15,102 --> 00:21:18,076
‫من هیچ وقت چیزی از خانواده‌ام نگرفتم.

383
00:21:19,716 --> 00:21:22,289
‫می‌دونی من یه یتیمم؟

384
00:21:22,291 --> 00:21:26,468
‫واقعیته، من توی یه یتیم خونه‌ی
‫واقعی بزرگ شدم...

385
00:21:26,470 --> 00:21:31,517
‫با اون خواهرها رو...
‫این داستانا.

386
00:21:31,519 --> 00:21:33,924
‫یه بسته‌ی کامل بود.

387
00:21:42,821 --> 00:21:44,958
‫اونجا یه پسر بزرگ‌تری هم بود.

388
00:21:46,565 --> 00:21:48,970
‫اسمش جسی بود.

389
00:21:53,052 --> 00:21:56,227
‫جسی فکر می‌کرد
‫،اون بهتر از منه

390
00:21:56,229 --> 00:21:59,403
‫،و منم باورش کردم

391
00:21:59,405 --> 00:22:01,777
‫،و من ازش می‌ترسیدم

392
00:22:03,886 --> 00:22:06,392
‫هر شب گریه می‌کردم.

393
00:22:08,031 --> 00:22:12,677
‫برای سال‌ها اون...
‫مثل یه کرم باهام رفتار می‌کرد.

394
00:22:12,679 --> 00:22:14,617
‫انگار که بی‌ارزش بودم...

395
00:22:16,056 --> 00:22:18,629
‫انگار که من
‫پایین دستش بودم.

396
00:22:18,631 --> 00:22:20,234
‫،من تختش رو درست می‌کردم

397
00:22:20,236 --> 00:22:22,274
‫اتاقمون رو تمیز می‌کردم.

398
00:22:25,821 --> 00:22:29,028
‫یه طوری باهام رفتار می‌کرد
‫انگار خدمتکار لعنتیش بودم.

399
00:22:31,170 --> 00:22:32,639


400
00:22:37,188 --> 00:22:39,327
‫حالا منو ببین.

401
00:22:40,733 --> 00:22:42,937
‫حالا دیگه خدمتکار هیچ کسی نیستم.

402
00:22:42,939 --> 00:22:46,582
‫اگر بلایی سرم بیاد، پدرم دیگه هیچ وقت
‫اون چیزی که می‌خوای رو بهت نمی‌ده.

403
00:22:49,225 --> 00:22:53,704
‫،این پیش‌بینی
‫آینده‌ست.

404
00:22:53,706 --> 00:22:56,747
‫من بیشتر گذشته رو
‫دوست دارم.

405
00:22:56,749 --> 00:22:59,589
‫برای چی خواستین اونو
‫بکشین اریک؟

406
00:22:59,591 --> 00:23:03,467
‫- چون می‌تونستم.
‫به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

407
00:23:14,303 --> 00:23:17,243
‫تمومش کن!

408
00:23:17,245 --> 00:23:20,119
‫کار
‫کار پدرم بوده!

409
00:23:20,121 --> 00:23:22,761
‫ما می‌خوایم که استارسیتی رو بگیریم

410
00:23:22,763 --> 00:23:24,566
‫شبکه‌ی تو رو برای خودمون بکنیم.

411
00:23:24,568 --> 00:23:26,606
‫پس می‌خواستین اون چیزی
‫که با این همه زحمت بدست آوردم رو ازم بگیرید؟

412
00:23:26,608 --> 00:23:28,479
‫واقعا بی‌ملاحضگی کردین.

413
00:23:28,481 --> 00:23:31,153
‫این طور بنظر میاد که کوادرانت عزیزت

414
00:23:31,155 --> 00:23:33,327
‫یه مشت آدمای عوضی و خودخواهن.

415
00:23:33,329 --> 00:23:35,668
‫اونا چیزی نمی‌دونستن.

416
00:23:35,670 --> 00:23:38,075
‫ما هیچ وقت چیزی
‫درباره‌ی تو به اونا نگفتیم.

417
00:23:38,077 --> 00:23:39,780
‫چی؟

418
00:23:39,782 --> 00:23:41,652
‫منو پدرم هیچ وقت اون

419
00:23:41,654 --> 00:23:45,397
‫پشنهادت رو به کوادرانت
‫نشون ندادیم.

420
00:23:45,399 --> 00:23:48,574
‫،خب تو کسی نیستی
‫واسه همین...

421
00:23:48,576 --> 00:23:50,112


422
00:23:55,530 --> 00:23:56,933


423
00:24:07,969 --> 00:24:09,739
‫راضی شدی؟

424
00:24:09,741 --> 00:24:11,410
‫نه.

425
00:24:11,412 --> 00:24:13,751
‫فعلا زنده‌ای.

426
00:24:13,753 --> 00:24:16,694
‫می‌خوای که همین طوری بمونی؟

427
00:24:16,696 --> 00:24:19,001
‫بگو جلسه‌ی کوادرانت کی هست؟

428
00:24:19,003 --> 00:24:21,108
‫امشب.

429
00:24:21,110 --> 00:24:22,914
‫خب، عالی نشد؟

430
00:24:22,916 --> 00:24:25,721
‫ببینم تمام اطلاعات رو بهم می‌دی یا نه؟

431
00:24:25,723 --> 00:24:28,597
‫اونا که قرار نیست بزارن
‫همین طوری پاشی بری تو.

432
00:24:30,773 --> 00:24:33,312
‫منم برنامه ندارم، برم اونجا در بزنم.

433
00:24:39,210 --> 00:24:42,217
‫،از یه دیدگاه دیگه
‫،ما کاملا مرز پیچیدگی رو رد کردیم

434
00:24:42,219 --> 00:24:44,992
‫و مستقیم
‫وارد قسمت دیونه بازی شدیم.

435
00:24:44,994 --> 00:24:47,333
‫کاری که من با کیدن جیمز کردم

436
00:24:47,335 --> 00:24:49,840
‫فکر می‌کنی این دیونه بازیه؟

437
00:24:49,842 --> 00:24:51,980
‫این تازه برای مرد شدنه.

438
00:24:51,982 --> 00:24:55,758
‫مرد شدن، از
‫این اصتلاح متنفرم.

439
00:24:55,760 --> 00:24:57,330
‫خیله خب. بیا حرف
‫بزنیم ببینم چیه داستانش.

440
00:24:57,332 --> 00:25:00,138
‫اگر کوادرانت اون قدری که
‫،تو می‌گی قدرتمند باشه

441
00:25:00,140 --> 00:25:02,780
‫کی می‌دونه چه قدرت آتیشی می‌تونن
‫اون تو داشته باشن؟

442
00:25:02,782 --> 00:25:05,656
‫خیلی داری خودت رو دسته کم
‫می‌گیری بچه.

443
00:25:05,658 --> 00:25:07,528
‫تو از ۱۰
‫تا مرد بهتری.

444
00:25:07,530 --> 00:25:09,166
‫بعد اگر اونجا بیشتر
‫از ۱۰ نفر بود چی؟

445
00:25:09,168 --> 00:25:10,738
‫بهم اعتماد کن.

446
00:25:10,740 --> 00:25:14,517
‫خب، من واقعا با این
‫،اعتماد به نفسی که داری عشق می‌کنم

447
00:25:14,519 --> 00:25:17,961
‫تو دیگه داری زیادی قدرت
‫متقاعد کردنت رو بالا می‌بری

448
00:25:17,963 --> 00:25:20,368
‫البته فقط یه خورده.

449
00:25:20,370 --> 00:25:22,608
‫ممکنه شخص مورد علاقه‌ی
‫اونا تو دنیا نباشی.

450
00:25:22,610 --> 00:25:24,715
‫با توجه به این کاری
‫تا الان کردی

451
00:25:24,717 --> 00:25:26,253
‫با اون شاهزاده‌ی
‫مو قشنگ.

452
00:25:26,255 --> 00:25:29,262
‫بهت که گفتم، بهم اعتماد کن.

453
00:25:29,264 --> 00:25:32,438
‫و فهمیدنش برای من خیلی
‫ساده‌تر می‌شد اگر

454
00:25:32,440 --> 00:25:35,314
‫تو بهم می‌گفتی که برای چی
‫انقدر برات مهمه که

455
00:25:35,316 --> 00:25:38,323
‫یکی از اعضای این
‫کلوپ خاص باشی.

456
00:25:38,325 --> 00:25:42,269
‫راه‌های دیگه‌ای هم برای ساختن
‫امپراطوریت هست.

457
00:25:42,271 --> 00:25:44,175
‫این بخاطر ساختن امپراطوری
‫نیست.

458
00:25:44,177 --> 00:25:46,783
‫بخاطر احترامه.

459
00:25:46,785 --> 00:25:48,655
‫،درسته، که تو اینو می‌خوای
‫حاضری که.

460
00:25:48,657 --> 00:25:50,929
‫احترام خودت رو پایین بیاری که
‫از اونا بخوای بگیری.

461
00:25:50,931 --> 00:25:52,667
‫- این طوری نیست.
‫- جدی؟

462
00:25:52,669 --> 00:25:56,011
‫چون، واقعا این طوری
‫بنظر میاد.

463
00:25:56,013 --> 00:25:57,883
‫،اونجا توی بار
‫داشتی درباره‌ی

464
00:25:57,885 --> 00:25:59,889
‫جری جوری حرف می‌زنی
‫انگار هنوز تو رو می‌ترسونه.

465
00:25:59,891 --> 00:26:06,276
‫،جسی. اسمش جسی‌‍ه
‫و چرا همین طوره.

466
00:26:06,278 --> 00:26:09,085
‫اون عوضی کوچولو درست می‌گفت
‫من کسی نبودم..

467
00:26:09,087 --> 00:26:10,757
‫می‌دونی، یه بازنده.

468
00:26:10,759 --> 00:26:13,499
‫خب دیگه این طوری نیست.

469
00:26:13,501 --> 00:26:18,915
‫هی. تو یه پادشاهی.
‫فراموشش کن.

470
00:26:20,321 --> 00:26:22,493
‫نمی‌تونم.

471
00:26:25,739 --> 00:26:29,080
‫من به مدت طولانی از
‫جسی می‌ترسیدم

472
00:26:29,082 --> 00:26:31,521
‫اون قدری که ترسم
‫تنها چیزی بود که داشتم...

473
00:26:34,432 --> 00:26:41,284
‫برای همین، من اسم اون
‫ترس رو گذاشتم اژدها.

474
00:26:41,286 --> 00:26:43,023
‫چه ناز.

475
00:26:43,025 --> 00:26:45,564
‫من مدت طولانی با اژدها
‫زندگی کردم.

476
00:26:47,204 --> 00:26:49,209
‫این تنها چیزیه که دارم...

477
00:26:51,785 --> 00:26:54,024
‫و خب، یکی از اعضای کوادرانت شدن

478
00:26:54,026 --> 00:26:56,197
‫من قراره
‫یه چیزه دیگه بدست بیارم...

479
00:26:57,804 --> 00:27:00,845
‫نوعی از قدرت که دیگه
‫هرگز هیچی نخواهم بود...

480
00:27:03,689 --> 00:27:06,061
‫تو منو یادم یارویی می‌ندازی که
‫من رو آورده بود اینجا.

481
00:27:07,701 --> 00:27:09,405
‫به این زمین.

482
00:27:09,407 --> 00:27:15,156
‫اون ... اون تنفر خیلی زیادی
‫رو توی خودش نگه داشته بود.

483
00:27:16,997 --> 00:27:18,934
‫همون کنترلش رو ازش گرفت.

484
00:27:18,936 --> 00:27:21,007
‫من اژدها رو کنترل می‌کنم.

485
00:27:24,119 --> 00:27:25,956
‫اون منو کنترل نمی‌کنه.

486
00:27:39,500 --> 00:27:42,172
‫رسیدیم.

487
00:27:42,174 --> 00:27:44,045
‫میای یا نه؟

488
00:27:59,729 --> 00:28:02,770
‫خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای.

489
00:28:02,772 --> 00:28:05,244
‫یکی باید مطمئن بشه که
‫تو خودت رو به کشتن نمی‌دی.

490
00:28:07,252 --> 00:28:09,123
‫برای همین گفتم خوشحالم.

491
00:28:15,678 --> 00:28:17,448
‫اگر کوادرانت اون چیزی باشن که
‫تو می‌گی.

492
00:28:17,450 --> 00:28:19,087
‫باید انتظار همچین چیزی رو هم داشته باشن.

493
00:28:19,089 --> 00:28:23,166
‫شاید،خانواده
‫بتونه یه خورده چشم آدم رو کور کنه.

494
00:28:29,287 --> 00:28:31,024
‫چی شده؟

495
00:28:38,515 --> 00:28:40,653
‫فکر می‌کردی انتظار همچین چیزی رو
‫داشته باشن؟

496
00:29:01,003 --> 00:29:02,056
‫بهمون حلمه شده!

497
00:29:02,057 --> 00:29:04,042
‫بنظر میاد بیشتر از ۱۱ نفر باشن

498
00:29:04,043 --> 00:29:05,713
‫همون طوری که اون گفته بود.

499
00:29:05,715 --> 00:29:07,953
‫بیاد ساحل رو
‫صاف کنیم.

500
00:29:07,955 --> 00:29:10,093
‫سی‌۴ پیامی رو فرستاد.

501
00:29:12,537 --> 00:29:14,440
‫برای چی تو یکی
‫دیگه نمی‌فرستی؟

502
00:29:25,242 --> 00:29:27,079
‫حالا ساحل دیگه صاف شده.

503
00:29:39,151 --> 00:29:40,822


504
00:29:44,569 --> 00:29:46,138


505
00:29:59,849 --> 00:30:04,829
‫من خیلی سختی کشیدم
‫تا بتونم به این جلسه برسم.

506
00:30:04,831 --> 00:30:07,103
‫که البته نیازی
‫نبود این طوری بشه.

507
00:30:07,105 --> 00:30:09,644
‫تو پسر من
‫رو کشتی.

508
00:30:09,646 --> 00:30:12,686
‫سی‌۴ اینکارو کرد.

509
00:30:12,942 --> 00:30:17,990
‫اصلا می‌دونی که من کسی هستم
‫ما کی هستیم؟

510
00:30:17,992 --> 00:30:20,364
‫آره.

511
00:30:20,366 --> 00:30:22,052
‫برای همین بود می‌خواستم ببینمتون.

512
00:30:22,053 --> 00:30:23,555
‫،اگر می‌دونی که کی هستیم

513
00:30:23,557 --> 00:30:25,060
‫می‌دونی که قرار نیست بکشمت

514
00:30:25,062 --> 00:30:26,832
‫به خاطر کاری که
‫با پسرم کردی.

515
00:30:26,834 --> 00:30:28,805
‫خب، واقعا خیالمون راحت شد.

516
00:30:28,807 --> 00:30:31,414
‫من تو رو می‌فرستم
‫یه جای خیلی دور.

517
00:30:31,416 --> 00:30:34,456
‫به یه بیمارستانی که برای خودمه.

518
00:30:34,458 --> 00:30:38,268
‫اونا هر روشی که بری زنده نگه داشتن یه
‫انسان نیاز باشه رو می‌دونن.

519
00:30:38,270 --> 00:30:41,143
‫وقتی که یه آدم دیگه داره اعضای
‫داخل بدنش رو درمیاره.

520
00:30:42,516 --> 00:30:47,563
‫درسته، درسته می‌تونه همچین
‫اتفاقی بیوفته.

521
00:30:47,565 --> 00:30:49,102
‫می‌تونی تلاشت رو بکنی...

522
00:30:51,110 --> 00:30:52,812
‫،ولی اگر اینکارو بکنی

523
00:30:52,814 --> 00:30:57,627
‫یک هزینه‌ی میلیاردی سالینا
‫قراره رو دستتون بشینه.

524
00:30:57,629 --> 00:31:01,172
‫بزنیدش، ولی مطمئن بشید که نمی‌میره.

525
00:31:01,174 --> 00:31:02,543
‫وایسین.

526
00:31:02,545 --> 00:31:04,817
‫اون پسر من رو کشته.

527
00:31:04,819 --> 00:31:07,692
‫راستش رو بگم، برام جای تعجب بوده که
‫پسرت تا اینجاش هم تونسته دووم بیاره.

528
00:31:09,266 --> 00:31:13,242
‫طوری حرف بزن که انگار زندگیت بهش
‫وابسته‌ست، چون واقعا همین طوره.

529
00:31:16,655 --> 00:31:18,559
‫همون طوری که گفتم...

530
00:31:21,035 --> 00:31:23,407
‫اصلا قرار نبود این طوری
‫بشه.

531
00:31:25,884 --> 00:31:27,788
‫پسر آقای کارتیر...

532
00:31:31,534 --> 00:31:35,612
‫ما قرار بود بدون خون و خون‌ریزی
‫این جلسه رو برگذار کنیم.

533
00:31:35,614 --> 00:31:40,158
‫،ولی آقای کارتیر دوست داشتن طور
‫دیگه‌ای ماجرا پیش بره.

534
00:31:40,160 --> 00:31:43,001
‫برای اینکه لیاقت جمعی که ما
‫توش نشستیم رو نداری.

535
00:31:43,003 --> 00:31:44,940
‫تو یه ولگرد خیابونی هستی.

536
00:31:44,942 --> 00:31:47,950
‫حتی اونقدری لیاقت نداری که
‫یکی از زیردستای ما باشی.

537
00:31:47,952 --> 00:31:51,327
‫من اومدم تو این جلسه

538
00:31:51,329 --> 00:31:54,001
‫برای اینکه یه
‫پیشنهاد کاری داشتم.

539
00:31:55,809 --> 00:31:58,416
‫خودتون می‌دونید که توی استارسیتی چه خبره درسته؟

540
00:31:58,418 --> 00:32:00,823
‫دارم می‌بینم که
‫داره از هم می‌پاشه.

541
00:32:00,825 --> 00:32:02,361
‫یه هرج و مرج می‌بینم.

542
00:32:02,363 --> 00:32:04,400
‫نه،نه،نه،نه.

543
00:32:04,402 --> 00:32:06,774
‫هرج و مرج کنترل شده.

544
00:32:06,776 --> 00:32:10,954
‫چیزی که شما به
‫،عنوان عدم کارایی می‌بینید

545
00:32:10,956 --> 00:32:16,605
‫من ماشینی رو می‌بینم که داره
‫از تمامی پتانسیل خودش استفاده می‌کنه.

546
00:32:18,178 --> 00:32:25,900
‫،پلیس شهر
‫شهرداری، بنادر، ریل‌ها دسته منه

547
00:32:25,902 --> 00:32:30,080
‫،من همه چیز رو کنترل می‌کنم
‫و این می‌تونه برای شما باشه.

548
00:32:30,082 --> 00:32:35,430
‫تمام اینا فقط در اضای یک چیز

549
00:32:35,432 --> 00:32:37,670
‫یک چیز.

550
00:32:40,681 --> 00:32:43,455
‫یه جایگاه...

551
00:32:44,928 --> 00:32:47,333
‫تو این میز.

552
00:32:49,241 --> 00:32:51,914
‫من که صندلی خالی نمی‌بینم

553
00:32:51,916 --> 00:32:53,752
‫حتی اگر بود، من کنار کسی که

554
00:32:53,754 --> 00:32:55,693
‫هم خون من رو کشته
‫نمی‌شستم.

555
00:32:55,695 --> 00:32:58,300
‫اون خودش مجبورم کرد.

556
00:32:58,302 --> 00:33:05,356
‫،اون بهم فشار آورد
‫،فشار آورد، و بازم فشار آورد

557
00:33:06,962 --> 00:33:09,067
‫یه مرد حدود خودش
‫رو داره دیگه.

558
00:33:09,069 --> 00:33:11,909
‫و تو برای منی.

559
00:33:14,018 --> 00:33:16,858
‫یه نگاهی به خودت بنداز.

560
00:33:16,860 --> 00:33:19,299
‫یه ولگرد خیابونی

561
00:33:19,301 --> 00:33:23,044
‫که حتی نتونست خودش
‫رو از زندان رفتن نجات بده.

562
00:33:23,046 --> 00:33:24,983
‫تو هیچی نیستی...

563
00:33:26,623 --> 00:33:28,427
‫یه بازنده.

564
00:33:36,855 --> 00:33:39,159


565
00:33:39,161 --> 00:33:42,604
‫اینجا رو ببین.

566
00:33:42,606 --> 00:33:44,610
‫اینم یه صندلی خالی.

567
00:33:47,120 --> 00:33:50,528
‫ما موفق شدیم
‫،بخاطر اینکه معتمد بودیم

568
00:33:50,530 --> 00:33:53,505
‫،منضبط
‫و دقیق بودیم.

569
00:33:53,795 --> 00:33:56,300
‫حیوون نیستیم که
‫به خاطر چیزهای بی‌ارزش بجنگیم.

570
00:33:56,978 --> 00:33:58,614
‫ما متمدن شدیم.

571
00:33:58,616 --> 00:34:01,456
‫،این نبود

572
00:34:01,458 --> 00:34:05,703
‫ولی نظر شما
‫ما رو جلب کرد آقای دیاز.

573
00:34:05,705 --> 00:34:08,044
‫دوست داریم بیشتر بشنویم.

574
00:34:19,381 --> 00:34:22,948


575
00:34:23,106 --> 00:34:25,061
‫بیاین شروع کنیم.

576
00:34:37,572 --> 00:34:40,713
‫چی شده؟
‫اون چیزی که می‌خواستی رو بدست آوردی

577
00:34:40,715 --> 00:34:42,552
‫دیگه یه بازنده نیستی.

578
00:34:42,554 --> 00:34:45,227
‫تو الان یه جنایتکار برحقی

579
00:34:45,229 --> 00:34:47,133
‫ولی هنوز انگار اون چیزی نیست
‫که می‌خواستی.

580
00:34:47,135 --> 00:34:49,173
‫فکر می‌کنی که یه حلقه و یه
‫جایگاه سراون میز

581
00:34:49,175 --> 00:34:51,915
‫مسائل رو برای من عوض می‌کنه.

582
00:34:51,917 --> 00:34:55,158
‫ما این همه داستان درست کردیم
‫برای اینکه فکر می‌کردیم می‌شه.

583
00:34:56,798 --> 00:34:59,605
‫هنوز تموم نشده.

584
00:34:59,607 --> 00:35:02,447
‫یه کار دیگه هست که
‫باید انجامش بدم.

585
00:35:49,962 --> 00:35:52,000
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

586
00:35:54,510 --> 00:35:56,347
‫اولیور؟

587
00:36:01,164 --> 00:36:04,371
‫این انفجار هیچگونه بازمانده‌ای نداشته

588
00:36:04,373 --> 00:36:05,944
‫که یک بلوک شهر در

589
00:36:05,946 --> 00:36:07,983
‫گلیدز رو گرفت.

590
00:36:07,985 --> 00:36:10,692
‫اون قدر قدرت انفجاری زیاد بوده که

591
00:36:10,694 --> 00:36:14,035
‫جرم شناس‌ها باید ببینم که
‫کماندار سبز زنده هست یا نه؟

592
00:36:14,037 --> 00:36:15,941
‫وای خدا!

593
00:36:18,684 --> 00:36:20,153
‫هی چطوری؟

594
00:36:20,155 --> 00:36:22,093
‫- وای خدا!
‫- حالت خوبه؟

595
00:36:23,734 --> 00:36:26,908
‫وای خدا!

596
00:36:26,910 --> 00:36:28,680
‫من این انفجارها رو
‫توی اخبار دیدم.

597
00:36:28,682 --> 00:36:30,084
‫و تو درست وسط
‫اونا بودی.

598
00:36:30,086 --> 00:36:31,589
‫آره، من اون جا رو با

599
00:36:31,591 --> 00:36:33,228
‫تیر قلاب‌‍ی زدم
‫پریدم...

600
00:36:33,230 --> 00:36:34,599
‫- تو...
‫- بیرون

601
00:36:34,601 --> 00:36:35,935
‫من خوبم، من خوبم.

602
00:36:35,937 --> 00:36:37,808
‫خب، من نیستم باشه

603
00:36:37,810 --> 00:36:40,450
‫اینجا نگران تو بودن

604
00:36:40,452 --> 00:36:43,058
‫خیلی با پناهگاه
‫نگرانت بودن فرق داره.

605
00:36:43,060 --> 00:36:44,797
‫درسته، بخاطر اینه که وقتی که
‫توی پناهگاهی

606
00:36:44,799 --> 00:36:46,669
‫حس می‌کنی که می‌تونی
‫تغییری ایجاد کنی.

607
00:36:46,671 --> 00:36:50,046
‫می‌تونم. می‌تونم
‫تغییری ایجاد بکنم.

608
00:36:50,048 --> 00:36:53,223
‫می‌تونم... می‌تونم نیروی پشتیبان بزارم.

609
00:36:53,225 --> 00:36:54,694
‫می‌تونم.... نمی‌دونم.

610
00:36:54,696 --> 00:36:57,736
‫می‌تونم اونجا یه کاری بکنم.
‫اینجا من...

611
00:36:59,376 --> 00:37:01,114
‫من اینجا هیچی ندارم انگار.

612
00:37:01,116 --> 00:37:06,028
‫تو هیچ جایی
‫درمونده نبودی.

613
00:37:06,030 --> 00:37:08,737
‫منم درمونده نیستم
‫باشه.

614
00:37:11,013 --> 00:37:15,023
‫من یه قولی به
‫اون پسری که اونجا هست دادم.

615
00:37:15,025 --> 00:37:17,430
‫که من همیشه
‫برمی‌گردم.

616
00:37:17,432 --> 00:37:19,571
‫خب، ویلیام خیلی
‫چیزه خوبی گفت

617
00:37:19,573 --> 00:37:21,544
‫وقتی که گفت
‫برگشتن تو

618
00:37:21,546 --> 00:37:24,218
‫همیشه قرار نیست
‫به تصمیم خودت باشه.

619
00:37:24,220 --> 00:37:26,693
‫خب واقعا ویلیام
‫،نکات خیلی خوبی رو می‌گه

620
00:37:26,695 --> 00:37:31,173
‫،ولی من در هر صورت
‫قولی دادم.

621
00:37:32,413 --> 00:37:35,118
‫و من همین قول رو به تو

622
00:37:35,120 --> 00:37:37,192
‫همین جا
‫و همین الان می‌دم.

623
00:37:39,133 --> 00:37:40,869
‫فیلیسیتی...

624
00:37:42,109 --> 00:37:44,146
‫من همیشه
‫برخواهم گشت.

625
00:38:01,670 --> 00:38:03,840
‫من یک ساعته که منتظرم.

626
00:38:06,384 --> 00:38:08,555
‫از پله‌ها برو بالا.

627
00:38:11,433 --> 00:38:13,571
‫می‌دونم که از صبر کردن متنفری.

628
00:38:15,044 --> 00:38:18,218
‫این کیه؟

629
00:38:18,220 --> 00:38:21,830
‫این آخرین چیزیه که
‫باید ترتیبش رو بدم.

630
00:38:21,832 --> 00:38:23,702
‫من بچه دارم.

631
00:38:23,704 --> 00:38:26,210
‫،اونا به من نیاز دارن. خواهش می‌کنم
‫خواهش می‌کنم به من آسیبی نزن.

632
00:38:26,212 --> 00:38:28,417
‫،هز چیزی که می‌خوای
‫من بهت می‌دم.

633
00:38:28,419 --> 00:38:31,927
‫خیلی خوش‌سانسی اگر
‫بتونی دوتا سکه‌ رو رو هم بمالی

634
00:38:31,929 --> 00:38:33,933
‫اونم تو یه روز خوب.

635
00:38:33,935 --> 00:38:38,481
‫تو ... چطوری منو می‌شناسی؟

636
00:38:38,483 --> 00:38:42,393
‫چی؟

637
00:38:42,395 --> 00:38:45,537
‫چی؟

638
00:38:45,539 --> 00:38:48,044
‫من از کجا می‌شناسمت؟

639
00:38:51,323 --> 00:38:54,363
‫من تو رو

640
00:38:54,365 --> 00:38:56,871
‫تمام زندگیم می‌شناختم.

641
00:38:56,873 --> 00:38:59,813
‫چی؟

642
00:38:59,815 --> 00:39:04,896
‫لورل، با جسی
‫فریدریکو آشناسو.

643
00:39:04,898 --> 00:39:10,079
‫جسی...
‫با رورل آشنا شو.

644
00:39:10,081 --> 00:39:11,985
‫فکر نمی‌کنم که نیازی باشه که مردم

645
00:39:11,987 --> 00:39:14,960
‫بدونن که رورل داره با پادشاه‌ خلافکارا
‫کار می‌کنه.

646
00:39:16,968 --> 00:39:21,614
‫"پادشاه خلافکارا، پادشاه خلافکارا"

647
00:39:21,616 --> 00:39:24,088
‫ازش خوشم میاد.

648
00:39:27,100 --> 00:39:28,970
‫تو واقعا من رو یادت نمیاد؟

649
00:39:31,246 --> 00:39:32,782


650
00:39:32,784 --> 00:39:34,688
‫رنگ‌پریده؟

651
00:39:38,301 --> 00:39:40,238
‫دیاز؟

652
00:39:42,347 --> 00:39:45,020
‫این واقعا
‫ناامید کننده‌ست.

653
00:39:46,995 --> 00:39:50,904
‫فکر می‌کردم تاثیری بیشتری.
‫باید گذاشته باشم.

654
00:39:50,906 --> 00:39:53,078
‫زانو بزن.

655
00:39:55,989 --> 00:39:57,726


656
00:40:02,944 --> 00:40:06,821
‫هی. داری
‫چیکار می‌کنی؟

657
00:40:06,823 --> 00:40:09,328
‫بهای کارام رو دارم می‌گیرم.

658
00:40:13,409 --> 00:40:16,183
‫من فکر می‌کنم این یه
‫خورده بیشتر از پرداخت بها باشه.

659
00:40:24,811 --> 00:40:27,117
‫هی.

660
00:40:27,119 --> 00:40:28,889
‫این رو می‌بینی

661
00:40:31,833 --> 00:40:33,971
‫من این رو از توی
‫آتیش برداشتم.

662
00:40:37,351 --> 00:40:43,066
‫من دستم درست
‫بردم اون تو.

663
00:40:44,873 --> 00:40:48,182
‫دستم تاول زد.

664
00:40:48,184 --> 00:40:51,625
‫گوشت دستم زده بود بیرون!

665
00:40:54,704 --> 00:40:56,908
‫برای هفته‌ها!

666
00:40:59,151 --> 00:41:01,891
‫هی، جسی.

667
00:41:01,893 --> 00:41:03,395
‫هی.

668
00:41:06,674 --> 00:41:08,946
‫هنوزم از آتیش خوشت میاد؟

669
00:41:16,705 --> 00:41:18,174
‫ریکاردو.

670
00:41:18,176 --> 00:41:20,983
‫من به خودم قول دادم...

671
00:41:22,623 --> 00:41:24,962
‫وقتی که زمانش فرا رسید...

672
00:41:27,873 --> 00:41:30,045
‫اون وقت من انتقامم رو می‌گیرم...

673
00:41:32,019 --> 00:41:34,057
‫زمانی که دیگه یه بازنده نبودم.

677
00:41:36,110 --> 00:41:46,130
‫::. مترجـم: سـروش ، حسام‌الدین .::
‫« Nora , SuRouSH AbG »

678
00:41:46,155 --> 00:41:51,165
‫« دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم »
‫:. WWW.YekMovies.net .:

679
00:41:52,446 --> 00:41:56,454
‫« .ما را در تلگرام دنبال کنید »
‫T.Me/YekMovies_Sub
‫T.Me/AbG_Sub

680
00:41:56,955 --> 00:41:59,961
‫« T.Me/Soroush_abg/HessameDean »
‫«« Soroushabg@Yahoo.Com »»

681
00:42:00,462 --> 00:42:03,469
‫« ☺ .امیـدوارم از تماشای این قسمت لذت برده‌باشیـد »

