‫﻿۱
00:00:02,427 --> 00:00:03,556
‫اسم من "اولیور کویین‌"‍ه.

2
00:00:03,596 --> 00:00:06,094
‫،بعد از پنج سالی که توی جهنم گذروندم

3
00:00:06,134 --> 00:00:08,671
‫فقط با یه هدف به خونه‌م برگشتم...
‫که شهرمُ نجات بدم.

4
00:00:08,701 --> 00:00:10,500
‫،ولی نتونستم هم به این تعهدم

5
00:00:10,530 --> 00:00:13,597
‫،و هم به قولی که به مادر پسرم دادم عمل کنم

6
00:00:13,627 --> 00:00:15,655
‫پس از بهترین آدمی که می‌شناختم
‫درخواستِ کمک کردم

7
00:00:15,695 --> 00:00:17,124
‫اسمِ اون جان دیگل‌‍ه

8
00:00:17,164 --> 00:00:21,000
‫و اون کمـاندار سبـزه.

9
00:00:21,030 --> 00:00:22,589
‫آنچه در کمـانـدار گذشت...

10
00:00:22,629 --> 00:00:24,058
‫،رفیق قدیمی‌مون، اَلکس فاست

11
00:00:24,097 --> 00:00:25,796
‫خیلی‌خب، معلومه که وقتی انفجار رخ داده

12
00:00:25,836 --> 00:00:27,105
‫اون توی اداره‌ی پلیس بوده

13
00:00:27,135 --> 00:00:28,504
‫پس یا فرار کرده یا مُرده.

14
00:00:28,533 --> 00:00:29,802
‫فرار کرده

15
00:00:29,832 --> 00:00:31,141
‫مأمور ویژه ساماندا واتسون هستم

16
00:00:31,161 --> 00:00:32,830
‫کمکی از دستم بر میاد؟

17
00:00:32,870 --> 00:00:34,009
‫من فقط برای حفظ ادب اومدم اینجا

18
00:00:34,029 --> 00:00:35,357
‫تا از بازجویی و تحقیقاتی که قراره

19
00:00:35,397 --> 00:00:36,526
‫توی شهرتون انجام بدم، باخبرتون کنم

20
00:00:36,566 --> 00:00:38,475
‫- تحقیقات درباره‌ی چی؟
‫- شما.

21
00:00:38,505 --> 00:00:40,643
‫خیلی‌خب ببین، ما الان فقط نگران

22
00:00:40,663 --> 00:00:42,061
‫استعفاء دادن از این شغیلت هستیم
‫که به کسی درباره‌ش چیزی نگفتی

23
00:00:42,101 --> 00:00:43,570
‫کِی می‌خوای بی‌خیال این قضیه بشی؟

24
00:00:43,600 --> 00:00:45,428
‫وقتی که باهام شریک کاری شی

25
00:00:45,468 --> 00:00:46,607
‫وایسا ببینم ببخشید.
‫باهات شریکِ چی بشم؟

26
00:00:46,637 --> 00:00:47,676
‫به اون‌همه کار خوبی که
‫می‌تونیم انجام بدیم فکر کن.

27
00:00:47,696 --> 00:00:49,525
‫بله.

28
00:00:49,565 --> 00:00:50,993
‫توی جزیره‌ی لیان‌یو، من و فلیسیتی
‫درگیرِ یکی از انفجارها شدیم

29
00:00:51,033 --> 00:00:52,362
‫فکر می‌کردم چیزی‌تون نشده

30
00:00:52,402 --> 00:00:53,911
‫آسیب عصبی دیدم.

31
00:00:53,931 --> 00:00:55,459
‫پس چرا چند وقتی‌‍ه دیگه تیراندازی نمی‌کنی؟

32
00:00:55,499 --> 00:00:57,028
‫،فقط یه لرزش کوچیک‌‍ه
‫از پسش بر میام

33
00:00:58,806 --> 00:01:00,645
‫تو نزدیک بود دیشب بخاطر این‌که

34
00:01:00,665 --> 00:01:01,834
‫نمی‌تونستی روم حساب باز کنی، کشته بشی

35
00:01:01,864 --> 00:01:03,033
‫خب حالا می‌خوای چیکار کنی؟

36
00:01:03,073 --> 00:01:04,012
‫به اولیور بگم.

37
00:01:04,435 --> 00:01:07,632
‫::. مترجـم: سـروش ، غـزل .::
‫« Violet , SuRouSH AbG »

38
00:01:07,756 --> 00:01:10,953
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WwW.TakMovie.Co

39
00:01:11,177 --> 00:01:14,374
‫<font face="Century Gothic" color="#۰۰۸۰۸۰"><b>Synce By: RezaBFD</b></font>

40
00:01:14,832 --> 00:01:16,501
‫فاست رو می‌بینید؟

41
00:01:17,799 --> 00:01:19,398
‫بزنش!

42
00:01:23,634 --> 00:01:25,462
‫دیدمش، توی ساختمونِ بقلی‌‍ه

43
00:01:25,502 --> 00:01:26,901
‫- همه برن توی موقعیت‌هاشون
‫- دریافت شد

44
00:01:26,941 --> 00:01:28,040
‫- حله، رفیق.
‫- خیلی‌خب.

45
00:01:44,735 --> 00:01:46,733
‫زود باشین!

46
00:01:46,773 --> 00:01:49,041
‫عجله کن!

47
00:01:49,071 --> 00:01:50,440
‫دخلشُ بیارین!

48
00:02:18,815 --> 00:02:21,412
‫کارتُ ساختیم، کوچولو.

49
00:02:21,442 --> 00:02:23,441
‫دیگه قرار نیست بمبی رو بترکونی، عوضی

50
00:02:23,480 --> 00:02:24,619
‫جونم، کماندار سبز.

51
00:02:24,639 --> 00:02:25,768
‫یا ببینم باید بهت بگیم کماندار سبز؟

52
00:02:25,808 --> 00:02:26,937
‫حس عجیبی داره.

53
00:02:26,977 --> 00:02:28,546
‫آره خیلی عجیب‌‍ه

54
00:02:28,576 --> 00:02:30,404
‫ولی بالاخره، دیگه باید بهش عادت کنیم

55
00:02:41,115 --> 00:02:42,953
‫به‌نظر امشب اوضاع خوب پیش رفت

56
00:02:42,983 --> 00:02:44,622
‫آره، تیم خوبی هستیم

57
00:02:44,642 --> 00:02:46,740
‫و بااینحال بازم تو چهره‌ت نگرانی هست

58
00:02:46,780 --> 00:02:48,048
‫،بخاطر اینه که، دیر یا زود

59
00:02:48,078 --> 00:02:49,777
‫یکی بالاخره متوجه میشه که

60
00:02:49,817 --> 00:02:51,016
‫این کماندار سبز

61
00:02:51,046 --> 00:02:52,674
‫دیگه تیراندازی با کمانی نمی‌کنه.

62
00:02:52,714 --> 00:02:54,523
‫آره، خب، من و کورتیس داریم
‫رو این قضیه کار می‌کنیم

63
00:02:54,543 --> 00:02:55,811
‫یه فکری به‌حالش می‌کنیم

64
00:02:55,851 --> 00:02:57,080
‫خوبه، ممنونم

65
00:02:57,110 --> 00:02:59,938
‫خیلی‌خب، من دیگه میرم خونه

66
00:02:59,978 --> 00:03:01,446
‫،میرم بگیرم بخوابم

67
00:03:01,476 --> 00:03:03,045
‫و شاید حتی برسم چهارساعت بخوابم.

68
00:03:05,982 --> 00:03:07,491
‫،شاید یه هفته دیگه بالاخره

69
00:03:07,511 --> 00:03:08,880
‫به این نگاهِ محکومانه‌ت که

70
00:03:08,920 --> 00:03:10,618
‫همه‌ش رو چشم‌هام‌‍ه عادت کنم

71
00:03:10,648 --> 00:03:12,876
‫محکومانه نیست، خنده‌داره.

72
00:03:14,745 --> 00:03:16,443
‫دیر یا زود، بالاخره یکی می‌فهمه که"

73
00:03:16,483 --> 00:03:17,592
‫".کماندار سبز دیگه تیراندازی با کمانی نمی‌کنه

74
00:03:17,612 --> 00:03:18,881
‫داینا، خب من‌که یه کماندار نیستم

75
00:03:18,921 --> 00:03:20,419
‫نه، موضوع کمان‌ها نیستن، جان

76
00:03:20,449 --> 00:03:21,678
‫موضوع این جراحتت‌‍ه

77
00:03:21,718 --> 00:03:23,457
‫فکر می‌کردم می‌خواستی راجبش
‫با اولیور صحبت کنی

78
00:03:23,487 --> 00:03:24,985
‫می‌خواستم...

79
00:03:25,015 --> 00:03:27,014
‫تا قبل اینکه ازم خواست اینُ تنم کنم

80
00:03:27,053 --> 00:03:28,892
‫که اصلاً امکان نداشت ازت بخواد
‫اگه حقیقت رو می‌دونست

81
00:03:28,922 --> 00:03:30,790
‫داینا، چی از جونم می‌خوای؟

82
00:03:30,820 --> 00:03:32,589
‫بی‌چاره زیرِ ذره‌بین اف‌بی‌آی‌‍ه

83
00:03:32,619 --> 00:03:34,057
‫نگران پسرش‌‍ه

84
00:03:34,087 --> 00:03:35,426
‫تصور کن چقدر نگران میشد
‫اگه می‌فهمید

85
00:03:35,456 --> 00:03:37,025
‫اون بیرون جونت در خطره

86
00:03:37,055 --> 00:03:39,822
‫امشب منُ دیدی؟
‫به‌نظرت جونم در خطر میومد؟

87
00:03:41,521 --> 00:03:43,019
‫داینا، حواسم به اوضاع هست

88
00:03:43,049 --> 00:03:44,648
‫دیگه اون لرزش رو حس نمی‌کنم

89
00:03:44,688 --> 00:03:48,594
‫خب، پس به گمونم نگرانِ هیچی شده بودم

90
00:03:59,754 --> 00:04:01,623
‫صبح به‌خیر.

91
00:04:01,652 --> 00:04:03,081
‫صبح به‌خیر.

92
00:04:03,121 --> 00:04:05,789
‫تخم‌مرغت رو نیمرو می‌خوردی دیگه، نه؟
‫[ زرده و سفیده‌ی تخم‌مرغ قاطی‌شده ]

93
00:04:05,819 --> 00:04:07,078
‫آره

94
00:04:07,118 --> 00:04:09,615
‫خوبه، منم همین‌طوری برات درست کردم

95
00:04:09,655 --> 00:04:12,822
‫این‌ها دیگه واقعنیِ واقعنی‌‍ه، مگه نه؟

96
00:04:12,852 --> 00:04:14,051
‫این‌که من بیشتر کنارت باشم؟

97
00:04:14,091 --> 00:04:15,590
‫و نه اون یکی یارو؟
‫[ کماندار سبز ]

98
00:04:17,558 --> 00:04:21,525
‫،آره واقعنیِ واقعنی‌‍ه
‫اگه تو هم مشکلی نداری

99
00:04:21,555 --> 00:04:23,683
‫آره

100
00:04:23,723 --> 00:04:25,421
‫خوبه

101
00:04:27,060 --> 00:04:28,628
‫چی داری می‌خونی؟

102
00:04:28,658 --> 00:04:30,097
‫ریاضی، این هفته یه امتحان مهم دارم

103
00:04:30,127 --> 00:04:31,626
‫آره، می‌دونم عوض‌کردن مدرسه چجوری‌‍ه

104
00:04:31,656 --> 00:04:32,785
‫ولی نمی‌خواد نگران باشی

105
00:04:32,825 --> 00:04:33,964
‫حتماً یاد می‌گیری

106
00:04:33,994 --> 00:04:35,792
‫تا آخر این‌هفته که نه

107
00:04:35,822 --> 00:04:37,590
‫بترکونم یه ۱۳-۱۴ بگیرم

108
00:04:37,620 --> 00:04:39,149
‫حالا چند وقت یه‌بارم ۱۳-۱۴ شدن که بد نیست

109
00:04:39,189 --> 00:04:41,087
‫،من بچه بودم همه‌ش ۱۰ می‌شدم
‫از خدام بود که یه ۱۴ بگیرم.

110
00:04:41,127 --> 00:04:42,666
‫نمی‌فهمی.

111
00:04:42,696 --> 00:04:44,464
‫دارم شوخی می‌کنم، فقط، فکر می‌کنم اگه

112
00:04:44,494 --> 00:04:45,933
‫یکم دیگه ریلکس کنی، اوضاع بهتر شه

113
00:04:45,963 --> 00:04:48,101
‫،باید برم درس بخونم
‫اجازه می‌دین؟

114
00:04:48,121 --> 00:04:49,889
‫آره

115
00:04:49,929 --> 00:04:51,768
‫- ممنون
‫- آره

116
00:04:59,661 --> 00:05:01,099
‫- سلام
‫- سلام

117
00:05:01,129 --> 00:05:02,828
‫خوبی؟

118
00:05:02,858 --> 00:05:05,785
‫آره... نه، ویلیام سرِ یکی از
‫امتحاناش استرس گرفته.

119
00:05:05,825 --> 00:05:07,623
‫منم سعی کردم فاز حمایت بردارم
‫ولی حس می‌کنم بیشتر...

120
00:05:07,663 --> 00:05:09,132
‫دارم... دارم بدترش می‌کنم

121
00:05:09,162 --> 00:05:11,000
‫می‌گیرم چی میگی، البته این
‫بیشتر تو حوزه‌ی تخصصیِ دایناست

122
00:05:11,030 --> 00:05:12,929
‫نمی‌دونم من اگه می‌خواستم تنها
‫بچه‌هامُ بزرگ کنم چی می‌شد.

123
00:05:12,959 --> 00:05:15,027
‫البته یعنی، تو که حتماً می‌ترکونی

124
00:05:15,057 --> 00:05:16,356
‫ممنونم

125
00:05:19,133 --> 00:05:20,802
‫،مأمور واتسون

126
00:05:20,832 --> 00:05:22,670
‫،فکر نمی‌کنم قرار قبلی داشته بودیم

127
00:05:22,700 --> 00:05:25,138
‫فکر می‌کنم متوجه میشن که راستش
‫این چیزها اصلاً عین خیالم‌هم نیست.

128
00:05:25,158 --> 00:05:26,157
‫باشه.

129
00:05:26,197 --> 00:05:27,865
‫دفترتون دیشب یه بیانیه‌ای

130
00:05:27,895 --> 00:05:30,153
‫در رابطه با دستگیریِ الکس فاست بیرون داد

131
00:05:30,193 --> 00:05:32,521
‫بله، کماندار سبز دستگیرش کرده بوده

132
00:05:32,561 --> 00:05:33,930
‫و مطمئنم که شما هم یه عذر و شاهد قوی

133
00:05:33,960 --> 00:05:35,159
‫برای دیشب داشته باشین

134
00:05:35,199 --> 00:05:36,897
‫،بازی تیم راکت با پسرم

135
00:05:36,927 --> 00:05:38,995
‫توی تلویزیونِ ورزشگاه هم نشون‌مون دادن

136
00:05:39,035 --> 00:05:40,804
‫و فقط یه احمق به تمام معنا

137
00:05:40,834 --> 00:05:42,532
‫گولِ کس دیگه‌ای رو که توی
‫اون لباس هست رو می‌خوره.

138
00:05:42,562 --> 00:05:44,560
‫،هرکسی که این شاگردت هست
‫بهتره بهش بگی یکم

139
00:05:44,600 --> 00:05:46,039
‫روی تیراندازی با کمانش تمرین کنه

140
00:05:46,069 --> 00:05:47,638
‫یا که فکر کردی متوجه نشدیم که

141
00:05:47,667 --> 00:05:49,806
‫دیشب توی دستگیر کردنِ فاست
‫از هیچ تیر کمونی استفاده نشده؟

142
00:05:49,836 --> 00:05:50,975
‫حرف‌هاتون تموم شد؟

143
00:05:50,994 --> 00:05:52,493
‫- نه خیر.
‫- باشه.

144
00:05:52,533 --> 00:05:53,972
‫حالا چه بتونم ثابت کنم که شما
‫،همون کماندار سبزین یا نه

145
00:05:54,002 --> 00:05:56,070
‫هیچ بحثی توی این قضیه وجود نداره
‫که شما به‌عنوان شهردار از اعمالش حمایت می‌کنید

146
00:05:56,100 --> 00:05:58,807
‫شما بخاطر ارتباط و کمک به خودش و تیمش
‫شناخته شده‌این.

147
00:05:58,837 --> 00:06:00,636
‫مگه جرم‌‍ه؟

148
00:06:00,666 --> 00:06:02,164
‫نه، ولی دارین یه‌جور پیغام می‌فرستین

149
00:06:02,194 --> 00:06:03,833
‫به پلیسِ این شهر که

150
00:06:03,863 --> 00:06:06,890
‫اون‌ها بدون کمک این شورشی‌ها نمی‌تونن
‫به وظیفه‌شون عمل کنن

151
00:06:06,930 --> 00:06:09,898
‫من‌که خیلی خوشحالم که برای شما کار نمی‌کنم

152
00:06:17,431 --> 00:06:18,800
‫همچین هم بی‌راه نمیگه.

153
00:06:18,840 --> 00:06:20,808
‫:اون قسمت حرفش که می‌گفت
‫،"خوشحالم که براتون کار نمی‌کنم"

154
00:06:20,838 --> 00:06:23,505
‫یا این‌که "هیچکسی باور نمی‌کنه که جان همون کمانداره"؟

155
00:06:23,535 --> 00:06:25,633
‫اونجایی که گفت داریم پلیس‌ها رو
‫بی‌عرضه نشون می‌دیم.

156
00:06:25,673 --> 00:06:26,972
‫می‌دونم که اداره‌ی پلیس برای
‫،همچین شهری کافی نیست

157
00:06:27,002 --> 00:06:28,771
‫،ولی اگه هی این حرف رو تکرار کنیم
‫هیچ‌وقت هم نخواهند شد

158
00:06:28,801 --> 00:06:30,629
‫این یه اوضاع خیلی سختی‌‍ه، کوئنتین.

159
00:06:30,669 --> 00:06:32,727
‫منظورم اینه که...

160
00:06:32,767 --> 00:06:34,635
‫می‌تونی سعی کنی ببینی
‫یه راه‌حلی براش پیدا می‌کنی یا نه؟

161
00:06:34,665 --> 00:06:36,594
‫آره، سعیمُ می‌کنم

162
00:06:36,634 --> 00:06:37,833
‫ممنونم

163
00:06:37,872 --> 00:06:39,711
‫خوب میشه اگه قبل از این‌که جان تیم

164
00:06:39,741 --> 00:06:41,509
‫دوباره برن مأموریت، یه چیزی تو
‫دست‌وبال‌مون داشته باشیم.

165
00:06:48,133 --> 00:06:50,062
‫هی، پنج دقیقه دیگه برمی‌گردم.

166
00:06:54,038 --> 00:06:57,735
‫بچه‌ها...؟

167
00:06:57,775 --> 00:06:59,643
‫آره، شنیدیم، پنج دقیقه دیگه...

168
00:06:59,673 --> 00:07:01,012
‫جانـم...؟

169
00:07:38,009 --> 00:07:39,967
‫افسر لوپز...

170
00:07:40,007 --> 00:07:42,035
‫امیدوارم سهامی از صنایع کورد نداشته باشین.

171
00:07:42,075 --> 00:07:43,903
‫،حقوق بازنشستگیم داره

172
00:07:43,943 --> 00:07:45,702
‫البته الان بنظر خودخواهانه میاد که
‫به همچین چیزی فکر کنم

173
00:07:45,742 --> 00:07:47,810
‫چی گیرمون اومده؟

174
00:07:47,840 --> 00:07:49,109
‫همه‌ی قربانی‌ها بنظر یا از شکستگی
‫استخوان مهره مُردن یا ضربه‌ی سخت به بدن.

175
00:07:49,149 --> 00:07:51,117
‫- جرم شناسی؟
‫- حتی یه اثرانگشت هم پیدا نکردن.

176
00:07:51,147 --> 00:07:52,815
‫،و حالا که بحثش شد
‫مجرم از کفِ دست

177
00:07:52,845 --> 00:07:54,514
‫یکی از قربانی‌ها استفاده کرده تا

178
00:07:54,544 --> 00:07:56,042
‫به سرورهای داخلی صنایع کورد
‫دسترسی پیدا کنه

179
00:07:56,082 --> 00:07:57,551
‫تا چی گیرش بیاد؟

180
00:07:57,581 --> 00:07:58,780
‫شرکت هنوز نفهمیده

181
00:07:58,810 --> 00:08:00,638
‫باید برم با مدیرعاملش صحبت کنم

182
00:08:00,678 --> 00:08:02,776
‫در این بین هم، من میرم
‫یه نگاهی به اطراف بندازم

183
00:08:06,683 --> 00:08:09,650
‫- گرفتین همه‌رو؟
‫- ،آره، و یه دونه چیپس

184
00:08:09,680 --> 00:08:11,119
‫ببخشید، امروز صبح نرسیدم صبحونه بخورم

185
00:08:11,149 --> 00:08:13,117
‫یکم احساس گرسنگی می‌کنم

186
00:08:13,147 --> 00:08:15,085
‫ده دلار شرط می‌بندم که مدیرعامل شرکت‌‍ه
‫هیچی بهتون نمیگه

187
00:08:15,115 --> 00:08:16,114
‫می‌تونی به سرورش دسترسی پیدا کنی؟

188
00:08:16,144 --> 00:08:17,973
‫نگفتی رسیدم، حالا چی؟

189
00:08:18,013 --> 00:08:19,641
‫خیلی‌خب، ببین باید دنبال یه پورت اصلی بگردی

190
00:08:19,681 --> 00:08:21,749
‫یه پورت فرورفته‌ست که قاب زرد داره

191
00:08:21,779 --> 00:08:23,648
‫دیدمش

192
00:08:23,678 --> 00:08:24,907
‫خیلی‌خب، اسباب‌بازی‌مونُ بذار توش

193
00:08:24,947 --> 00:08:26,175
‫و بذار ما کورمونُ بکنیم.

194
00:08:26,215 --> 00:08:28,084
‫همه‌ش کلمه‌ی "کار" رو غلط میگی.

195
00:08:30,711 --> 00:08:32,710
‫خیلی‌خب، وارد شدیم
‫کورتیس دیگه از اینجاشُ به‌عهده می‌گیره

196
00:08:32,750 --> 00:08:34,158
‫داری جایی میری؟

197
00:08:34,178 --> 00:08:35,747
‫آره، باید برم به کارهای شرکت‌مون برسم

198
00:08:35,787 --> 00:08:37,385
‫آره، هنوز داریم رو اسم شرکت فکر می‌کنیم

199
00:08:39,454 --> 00:08:41,721
‫هی، خب فکر می‌کنم یه راه‌حلی

200
00:08:41,751 --> 00:08:43,490
‫برای این مشکل پلیسی‌مون پیدا کردم

201
00:08:43,520 --> 00:08:44,989
‫چه زود.

202
00:08:45,019 --> 00:08:47,526
‫داشتم با نماینده‌ی مجلس
‫،خانم پولارد صحبت می‌کردم

203
00:08:47,546 --> 00:08:49,015
‫فعلاً تو مراحل اول پیش‌نویسیِ

204
00:08:49,055 --> 00:08:50,923
‫یه قانون ضد شورشی‌هاست

205
00:08:50,953 --> 00:08:51,992
‫نه

206
00:08:52,012 --> 00:08:53,181
‫گوش بده ببین چی میگم.

207
00:08:53,221 --> 00:08:54,620
‫اگه بری بهش ملحق شی، اسپانسرش بشی...

208
00:08:54,650 --> 00:08:56,478
‫هنوزم، نه

209
00:08:56,518 --> 00:08:57,687
‫می‌تونی لایحه‌شُ هرطوری که خواستی
‫دست‌کاری کنی، باشه؟

210
00:08:57,717 --> 00:08:59,116
‫می‌تونی دندونشُ بکشی

211
00:08:59,156 --> 00:09:00,854
‫تا نره بدجوری تیم‌مونُ گاز بگیره

212
00:09:00,884 --> 00:09:02,713
‫باشه، اولاً که پولارد رو نمیشه بهش زور گفت

213
00:09:02,753 --> 00:09:04,491
‫پس می‌دونیم که قرار نیست
‫همچین اتفاقی بیفته.

214
00:09:04,521 --> 00:09:07,458
‫ثانیاً، من که قرار نیست
‫،لباس کماندار رو تنِ جان کنم

215
00:09:07,488 --> 00:09:08,987
‫و بعدش هم بیام فعالانه از مصوبه‌ای که

216
00:09:09,017 --> 00:09:10,885
‫،می‌تونه بعداً به‌عنوان یه مجرم بشناسونتش
‫حمایت کنم.

217
00:09:10,915 --> 00:09:12,944
‫لطفاً ، یه راه دیگه پیدا کن

218
00:09:20,217 --> 00:09:22,115
‫- سلام
‫- سلام

219
00:09:22,155 --> 00:09:24,493
‫سالن شهرداری، ۶ بلوک اون‌طرف‌تره.

220
00:09:24,523 --> 00:09:26,022
‫گفتم شاید از یه اسنک

221
00:09:26,052 --> 00:09:27,650
‫بعد از ظهری بدت نیاد

222
00:09:27,690 --> 00:09:28,829
‫مگه تو کی‌ای، مامانم؟

223
00:09:28,859 --> 00:09:30,458
‫البته که این حتی درست‌هم نیست

224
00:09:30,488 --> 00:09:31,847
‫مامانم اغلب فراموش می‌کرد
‫،که از مدرسه برم داره

225
00:09:31,887 --> 00:09:33,485
‫چه برسه برام اسنک بیاره.

226
00:09:35,553 --> 00:09:36,582
‫میشه بیام داخل؟

227
00:09:36,622 --> 00:09:38,860
‫آره، آره

228
00:09:40,689 --> 00:09:43,656
‫خیلی... خیلی از تغییر دکوراسیونی
‫که دادی خوشم اومد.

229
00:09:43,686 --> 00:09:45,614
‫آره، خب، می‌دونی دیگه

230
00:09:45,654 --> 00:09:48,681
‫دیگه تقریباً غیرممکنه که
‫یه دفتر ارزون

231
00:09:48,721 --> 00:09:49,980
‫توی شهر پیدا کرد

232
00:09:50,020 --> 00:09:51,689
‫یکی باید در این مورد با شهردار صحبت کنه

233
00:09:51,719 --> 00:09:53,487
‫حالا که صحبتش شد، نظرت درمورد

234
00:09:53,527 --> 00:09:57,693
‫اسمِ "بیت بای بیت" چیه؟
‫[ به معنای کم کم، بیت: اشاره به واحد کامپیوتری ]

235
00:09:57,723 --> 00:10:00,551
‫مثل اسم یکی از سریال‌های
‫کمدی سیتکامِ دهه‌ی هشتاد می‌مونه

236
00:10:00,591 --> 00:10:03,188
‫عالیه، اصلاً همچین چیزی رو که نمی‌خوایم

237
00:10:03,228 --> 00:10:05,526
‫خب، کی فکرشُ می‌کرد که

238
00:10:05,556 --> 00:10:07,115
‫وقتی بی‌خیال تنظیم کردن اوضاع بین
‫زندگیِ شورشی

239
00:10:07,155 --> 00:10:09,653
‫و چیزای دیگه‌ت شدی، وقتِ اینم داشته باشی

240
00:10:09,693 --> 00:10:12,200
‫که بیای اسنک بدی به ملت.

241
00:10:12,220 --> 00:10:14,059
‫حالا که بحثش شد، حالا که دیگه درگیرِ

242
00:10:14,089 --> 00:10:15,857
‫،هر دوتا کار شورشی و بابا بودن نیستی
‫ویلیام در چه حاله؟

243
00:10:15,897 --> 00:10:17,496
‫از اون موقعیت‌هاست که دو قدم پیش‌رفت می‌کنی

244
00:10:17,526 --> 00:10:19,454
‫دوباره یه قدم برمی‌گردی عقب

245
00:10:19,494 --> 00:10:20,933
‫،تو فکر بودم

246
00:10:20,963 --> 00:10:23,131
‫خیلی دوست داشتم تو این مسائل
‫رو تیا تکیه کنم، می‌دونی

247
00:10:23,161 --> 00:10:24,999
‫آخه اون واقعاً برای این‌جور کارها

248
00:10:25,029 --> 00:10:26,867
‫ساخته شده.

249
00:10:26,897 --> 00:10:29,065
‫آره، اگه بود خفن‌ترین عمه‌ی دنیا می‌شد

250
00:10:29,095 --> 00:10:30,434
‫آی گفتی.

251
00:10:30,464 --> 00:10:31,833
‫خب، می‌دونم که من تیا نیستم

252
00:10:31,863 --> 00:10:33,671
‫ولی پایه‌ی هر کمکی که ازم بخوای هستم

253
00:10:33,691 --> 00:10:35,819
‫،خب، راستشُ بگم، اسنک‌ها به کنار

254
00:10:35,859 --> 00:10:37,957
‫من یه‌جورایی واقعاً به کمکت نیاز دارم

255
00:10:39,526 --> 00:10:41,494
‫ویلیام آخر هفته یه امتحان ریاضی داره

256
00:10:41,524 --> 00:10:43,023
‫که خیلی بخاطرش استرس گرفته

257
00:10:43,063 --> 00:10:46,500
‫و... هر دفعه‌ای که
‫دهنمُ باز می‌کنم

258
00:10:46,530 --> 00:10:48,068
‫انگار دارم اوضاع رو بدتر می‌کنم

259
00:10:48,098 --> 00:10:49,737
‫پس میگی مردی که دیمین دارک رو شکست داده

260
00:10:49,767 --> 00:10:51,435
‫جلوی علم حساب کم آروده؟

261
00:10:51,465 --> 00:10:52,804
‫خیلی توی مدرسه توی این درس قوی نبودم

262
00:10:52,834 --> 00:10:54,033
‫نه؟ تو چی خوب بودی، پیچوندنِ کلاس؟

263
00:10:54,063 --> 00:10:56,161
‫دل‌بری.

264
00:10:56,201 --> 00:10:59,138
‫آره، شکی درش نیست

265
00:10:59,168 --> 00:11:01,506
‫:بذار حدس بزنم، یه همچین حرف‌هایی بهش زدی

266
00:11:01,526 --> 00:11:03,764
‫آروم باش بابا، من اگه بودم از خدام بود"
‫،که یه ۱۴ بگیرم

267
00:11:03,794 --> 00:11:04,963
‫".قبلنا همه‌ش تک می‌شدم

268
00:11:04,993 --> 00:11:06,821
‫۱۰می‌شدم بابا، بیشتر...

269
00:11:06,861 --> 00:11:08,730
‫از کجا فهمیدی؟

270
00:11:08,770 --> 00:11:10,099
‫،چون‌که می‌شناسمت

271
00:11:10,128 --> 00:11:11,997
‫و می‌دونم که حتی اگه یکمی هم
‫،به مدرسه اهمیت می‌دادی

272
00:11:12,027 --> 00:11:13,595
‫توش موفق می‌شدی

273
00:11:13,635 --> 00:11:15,004
‫ممنونم

274
00:11:15,034 --> 00:11:16,703
‫،وقتی که همسن ویلیام بودم
‫هیچی بیشتر از این رو اعصابم نبود که

275
00:11:16,733 --> 00:11:18,971
‫مامانم میومد و فقط بهم می‌گفت که
‫آروم بگیرم و نگران نباشم

276
00:11:19,001 --> 00:11:21,039
‫اونم وقتی داشتم سر یکی
‫از درس‌هام از استرس می‌مردم.

277
00:11:21,069 --> 00:11:22,507
‫چرا؟

278
00:11:22,537 --> 00:11:24,176
‫من‌که نیازی به یادگیریِ ریلکس‌کردن نداشتم

279
00:11:24,196 --> 00:11:25,665
‫فقط می‌خواستم بفهمم که
‫چطوری باید کار و پروژه‌امُ انجام بدم

280
00:11:25,705 --> 00:11:27,773
‫خب میگی چی‌کار کنم؟
‫میگی...

281
00:11:27,803 --> 00:11:31,010
‫،خب، ازش بپرس
‫بپرس ببین به چی نیاز داره.

282
00:11:31,030 --> 00:11:32,698
‫و بعدش فرمونُ بده دستش

283
00:11:32,738 --> 00:11:34,107
‫و بعدش خودش نشونت میده که
‫چطوری کمکش کنی

284
00:11:35,706 --> 00:11:37,874
‫تو خیلی شرایط رو آسون می‌کنی

285
00:11:37,904 --> 00:11:39,842
‫همیشه این‌طوری بودی

286
00:11:44,598 --> 00:11:46,096
‫کورتیس؟

287
00:11:46,136 --> 00:11:48,604
‫تعجبی نداره که صنایع کورد
‫دوست نداره کسی رازهاشونُ بفهمه

288
00:11:48,634 --> 00:11:50,902
‫اون‌ها چیزهای خیلی خطرناکی
‫اختراع کردن

289
00:11:50,932 --> 00:11:53,669
‫من جمله این گاز اعصاب با
‫"درجه‌ی ارتشیِ "زی‌ایکس.

290
00:11:53,699 --> 00:11:55,728
‫این چه ربطی به این قاتل مرموزمون داره؟

291
00:11:55,768 --> 00:11:58,465
‫اون تقویم انتقالیِ همین
‫گاز اعصاب‌‍ه رو دانلود کرده.

292
00:11:58,505 --> 00:12:00,443
‫،حالا، به‌نظر شما هم این خطرناک‌‍ه
‫یا فقط من اینطور حس می‌کنم؟

293
00:12:00,473 --> 00:12:02,142
‫نه، منم صد در صد حس می‌کنم که خطرناک‌‍ه.
‫ساعت حرکتش کِی‌‍ه؟

294
00:12:02,172 --> 00:12:03,680
‫یه ساعت دیگه.

295
00:12:03,700 --> 00:12:04,929
‫خیلی‌خب، الان خودمُ می‌رسونم.
‫تو کماندار سبز رو خبر کن.

296
00:12:04,969 --> 00:12:06,828
‫خب، منظورم دیگل‌‍ه، یعنی جان.

297
00:12:06,868 --> 00:12:08,636
‫،یعنی میگم، فقط وقتی وسط عملیاتیم
‫خوبه که از اسم‌های رمزمون استفاده کنیم

298
00:12:08,676 --> 00:12:10,045
‫موافقم، برو.

299
00:12:20,875 --> 00:12:22,474
‫می‌دونی، اگه نمی‌خوای چیزی بگی

300
00:12:22,504 --> 00:12:23,932
‫حداقل می‌تونی این رادیوی لامصبُ روشن کنی

301
00:12:23,972 --> 00:12:26,930
‫با صدای پس‌زمینه‌ی جنابعالی؟
‫همون سکوت رو ترجیح میدم.

302
00:12:26,970 --> 00:12:29,997
‫روشنش کن دیگه.

303
00:12:46,142 --> 00:12:47,781
‫جاده امن نیست.

304
00:12:47,811 --> 00:12:50,519
‫این‌هم برای همین اینجاست دیگه

305
00:12:50,538 --> 00:12:52,107
‫تیمِ من مجهزتره.

306
00:13:02,708 --> 00:13:04,936
‫سلیقه‌ی موسیقیاییت خیلی داغون‌‍ه

307
00:13:07,044 --> 00:13:08,652
‫چرا سرعت‌مون داره کم میشه؟

308
00:13:08,682 --> 00:13:09,981
‫نمی‌دونم

309
00:13:11,809 --> 00:13:13,108
‫همین‌جا بمون

310
00:13:17,944 --> 00:13:19,772
‫،اُورواچ
‫تو ماهواره‌ی گرمایی لولویی نمی‌بینی؟

311
00:13:19,812 --> 00:13:21,481
‫فقط شماهایین

312
00:13:21,511 --> 00:13:22,969
‫و حدس می‌زنم که شماها لولو نباشین

313
00:13:23,009 --> 00:13:24,678
‫چه خبر شده، بچه‌ها.
‫چرا حرکت نمی‌کنین؟

314
00:13:24,708 --> 00:13:26,476
‫همین‌الان دارم میرم ببینم دلیلش چیه

315
00:13:31,012 --> 00:13:32,141
‫عالی شد.

316
00:13:32,181 --> 00:13:33,550
‫ضد احتراق.

317
00:13:43,811 --> 00:13:47,178
‫سورپرایز، زنیکه.

318
00:13:47,218 --> 00:13:50,854
‫مراقب باش، گلوله و سلاح‌های زیستی
‫خیلی با هم جور نمیشن

319
00:13:50,884 --> 00:13:52,783
‫حق با دوست‌تون‌‍ه

320
00:14:30,919 --> 00:14:32,677
‫رهبرشون توی کامیونه‌ست، رفیق

321
00:14:32,717 --> 00:14:34,216
‫بریم دنبالِ اون یا گازها؟

322
00:14:34,256 --> 00:14:36,024
‫یا هر دو؟

323
00:14:37,722 --> 00:14:40,090
‫دارن فرار می‌کنن، رفیق.
‫یه تصمیمی بگیر!

324
00:14:43,717 --> 00:14:44,846
‫ریدم توش بابا.

325
00:15:02,051 --> 00:15:05,018
‫بهش نرسیدم، نتونستم جلوشُ بگیرم

326
00:15:05,058 --> 00:15:07,496
‫تقصیر تو نبود

327
00:15:18,826 --> 00:15:20,164
‫اون بیرون چی شد؟

328
00:15:20,194 --> 00:15:22,992
‫،از این داداش‌مون بپرس
‫همین‌طوی خشکش زد.

329
00:15:24,590 --> 00:15:25,889
‫تلفات؟

330
00:15:25,929 --> 00:15:27,098
‫نه، همه تونستن بیان بیرون

331
00:15:27,128 --> 00:15:28,897
‫ده دوازده‌نفری رو فرستادن بیمارستان

332
00:15:28,927 --> 00:15:30,535
‫،بخاطر تنفس دود

333
00:15:30,555 --> 00:15:33,123
‫و دوتاشون توی وضعیت وخیمی‌ان.

334
00:15:33,163 --> 00:15:34,661
‫داستان چیه، رفیق؟

335
00:15:34,691 --> 00:15:36,520
‫،کلاً دو تا هدف بود
‫ما هم دوتا بودیم

336
00:15:36,560 --> 00:15:38,168
‫چیش انقدر پیچیده بود؟

337
00:15:40,726 --> 00:15:42,484
‫نمی‌دونم، تا حالا همچین اتفاقی

338
00:15:42,524 --> 00:15:43,893
‫وسط عملیات برام نیافتاده بود

339
00:15:43,923 --> 00:15:46,751
‫نه توی ارتش، و نه توی این تیم

340
00:15:46,791 --> 00:15:48,519
‫درگیریِ ذهن‌‍ه بخاطر جنگ.

341
00:15:48,559 --> 00:15:49,818
‫اوضاع همیشه توی میدون عملیات
‫،به وفق مراد پیش نمیره

342
00:15:49,858 --> 00:15:52,985
‫پس دوباره تیم می‌شیم و ادامه میدیم

343
00:15:54,164 --> 00:15:55,862
‫ممنون

344
00:15:55,892 --> 00:15:58,020
‫دوباره تکرار نمیشه

345
00:15:58,060 --> 00:15:59,689
‫خیلی‌خب، خوبه

346
00:15:59,729 --> 00:16:02,636
‫چونکه به‌نظر یه شانس دیگه برای

347
00:16:02,666 --> 00:16:04,235
‫دستگیر کردنِ این‌ها گیرتون اومده

348
00:16:04,265 --> 00:16:07,532
‫نرم‌افزار شناسایی چهره
‫یه مورد تطابقی پیدا کرده

349
00:16:07,562 --> 00:16:11,159
‫اونیکس آدامز، رهبر یه
‫،مأموریت مخفی سازمان سیا

350
00:16:11,199 --> 00:16:13,037
‫که توی سوریه به‌عنوان مأمور مخفی
‫انجام وظیفه می‌کنه.

351
00:16:13,067 --> 00:16:15,035
‫اون‌ها توی سال ۲۰۱۵ با صد میلیون دلار

352
00:16:15,065 --> 00:16:16,764
‫به طلای دولتیِ سوریه غیب‌شون زد

353
00:16:16,794 --> 00:16:18,162
‫و از اون‌موقع چیکار می‌کردن؟

354
00:16:18,192 --> 00:16:20,221
‫حدسم اینه که داشتن برای
‫سرقت گاز زی‌ایکس آماده می‌شدن

355
00:16:20,261 --> 00:16:22,129
‫و همین‌طور پیدا کردن فناوری‌ای
‫که برای انجامش بهش نیاز دارن

356
00:16:22,159 --> 00:16:24,597
‫چرا اون‌ها مثلِ ما با اون
‫نارنجک‌های نوری کور نشدن؟

357
00:16:24,627 --> 00:16:26,855
‫به‌علاوه، اگه این‌ها با طلاهایی به ارزش
‫،صد میلیون دلار غیب‌شون زده

358
00:16:26,895 --> 00:16:29,163
‫چرا با تلاش برای دزدیدنِ یه گاز اعصاب
‫به خطر بندازنش؟

359
00:16:29,203 --> 00:16:31,640
‫باشه، خب ببین داستانی چیزی
‫روی دارک‌وب پیدا نمی‌کنی...

360
00:16:31,660 --> 00:16:32,789
‫پیام، یا صفحه‌ی رمزگذاری‌شده، هرچی.

361
00:16:32,829 --> 00:16:33,998
‫منم با لیلا هماهنگ می‌کنم

362
00:16:34,028 --> 00:16:35,996
‫ببینم اوضاع تغییری کرده یا نه

363
00:16:38,904 --> 00:16:40,902
‫به‌علاوه، بخاطر امشب‌هم خیلی عذر می‌خوام

364
00:16:40,932 --> 00:16:42,860
‫خودم نبودم

365
00:16:42,900 --> 00:16:47,067
‫،هی، وقتی گفتم بی‌خیالش بشیم
‫روی صحبتم با تو هم بود

366
00:16:55,199 --> 00:16:57,797
‫خوش‌بختانه اون دوتا قربانی
‫که وضعیت وخیمی داشتن

367
00:16:57,837 --> 00:16:59,705
‫انتظار میره که حال‌شون خوب شه

368
00:16:59,735 --> 00:17:01,174
‫شاهدانِ بسیاری کماندار سبز

369
00:17:01,204 --> 00:17:04,841
‫و تیم شورشیش رو سر صحنه دیدن

370
00:17:08,767 --> 00:17:09,996
‫بکی، می‌تونی

371
00:17:10,036 --> 00:17:11,674
‫آخرین گزارش رئیس آتش‌نشانی رو برام
‫در بیاری، لطفاً؟

372
00:17:11,704 --> 00:17:13,543
‫و میشه... میشه سفارش

373
00:17:13,573 --> 00:17:14,812
‫یکم قهوه هم بدین؟

374
00:17:14,832 --> 00:17:17,829
‫یکی از این جعبه‌های بزرگِ قهوه، لطفاً

375
00:17:17,869 --> 00:17:19,597
‫ممنونم

376
00:17:24,803 --> 00:17:26,231
‫پس به گمونم کماندار سبز بودن

377
00:17:26,271 --> 00:17:28,080
‫شامل یه‌جور منحنیِ یادگیری هم میشه دیگه؟

378
00:17:28,100 --> 00:17:30,637
‫نمی‌دونیم که دیشب شرایط چطوری بوده

379
00:17:30,667 --> 00:17:31,896
‫آره، ولی می‌دونیم که قراره
‫چطور از آب در بیاد

380
00:17:32,935 --> 00:17:33,964
‫منظورت چیه؟

381
00:17:34,004 --> 00:17:35,563
‫هه! عجب.
‫حلال‌زاده هم هست.

382
00:17:35,603 --> 00:17:36,962
‫باید واقعاً زمان‌بندیش رو تحسین کنیم

383
00:17:37,002 --> 00:17:38,500
‫- کی؟
‫- پولارد.

384
00:17:38,540 --> 00:17:39,709
‫داره از فرصت استفاده می‌کنه

385
00:17:39,739 --> 00:17:41,178
‫داره از فاجعه‌ی دیشب به عنوان

386
00:17:41,208 --> 00:17:42,876
‫یه بهانه‌ای استفاده می‌کنه تا

387
00:17:42,906 --> 00:17:45,114
‫مصوبه‌ی ضد شورشیش رو به مجلس معرفی کنه

388
00:17:45,134 --> 00:17:46,763
‫- رأیی هم میاره؟
‫- نمی‌دونم.

389
00:17:46,803 --> 00:17:48,172
‫می‌تونی مطمئن شی که نیاره؟

390
00:17:58,243 --> 00:18:00,011
‫سلام.

391
00:18:01,510 --> 00:18:03,078
‫میشه یکم صحبت کنیم؟

392
00:18:06,206 --> 00:18:07,934
‫فقط می‌خواستم بخاطر این‌که کنارِ تیم

393
00:18:07,974 --> 00:18:09,702
‫هوامُ داشتی ازت تشکر کنم

394
00:18:09,742 --> 00:18:12,180
‫ببین، راستشُ بگم، من...

395
00:18:12,210 --> 00:18:14,148
‫،یکم غافل‌گیرم شده بودم
‫خب با توجه به اون...

396
00:18:14,178 --> 00:18:15,877
‫خب، نمی‌خواد غافل‌گیر بشی

397
00:18:15,907 --> 00:18:17,705
‫و فکرم نکن که اون حرف‌هایی که زدم
‫رو بخاطرتو زدم

398
00:18:17,745 --> 00:18:20,952
‫بخاطر این گفتم که این تیم
‫نیاز به یه رهبر داره

399
00:18:20,972 --> 00:18:22,541
‫،بدونِ دستورات و فرماندهی

400
00:18:22,581 --> 00:18:24,020
‫خیلی زود اون بیرون دخل‌مونُ میارن

401
00:18:25,578 --> 00:18:28,046
‫خیلی‌خب، پس به گمونم برای همین‌هم بود

402
00:18:28,076 --> 00:18:30,704
‫که تصمیم گرفتی درمورد آسیب‌دیدگیم
‫به کسی چیزی نگی، نه؟

403
00:18:30,744 --> 00:18:32,172
‫آره.

404
00:18:32,212 --> 00:18:33,851
‫ولی خب، صادقانه بگم
‫همون‌قدری که بعد از دیشب

405
00:18:33,881 --> 00:18:35,579
‫،نگرانِ دستت شدم

406
00:18:35,609 --> 00:18:37,168
‫یکم‌هم نگران مخت‌ام.

407
00:18:37,208 --> 00:18:38,936
‫می‌دونم.

408
00:18:38,976 --> 00:18:41,544
‫هی، داینا، می‌دونم.

409
00:18:43,212 --> 00:18:46,050
‫ببین...

410
00:18:46,080 --> 00:18:47,918
‫هر موقعی که باید یه دستوری می‌دادم

411
00:18:47,948 --> 00:18:50,886
‫،توی ارتش
‫،توی این تیم

412
00:18:50,916 --> 00:18:53,183
‫،همیشه یکی بود

413
00:18:53,213 --> 00:18:54,852
‫که پشت خودم و کارهام وایمیستاد.

414
00:18:56,910 --> 00:19:00,077
‫عادت ندارم تصمیماتِ سخت‌رو
‫خودم به تنهایی بگیرم.

415
00:19:00,117 --> 00:19:02,585
‫هیچ‌کس بیشتر از خودم

416
00:19:02,615 --> 00:19:04,154
‫ناامیدم نکرد.

417
00:19:04,184 --> 00:19:06,052
‫،خوب دفعه‌ی بعد
‫درست انجامش بده.

418
00:19:06,082 --> 00:19:08,819
‫زندگی‌هامون بهش بستگی داره.

419
00:19:10,218 --> 00:19:12,756
‫اون موفق شده!

420
00:19:12,786 --> 00:19:14,255
‫چی داریم؟

421
00:19:14,285 --> 00:19:16,882
‫بسیارخوب، این‌ها دوستامون
‫از سال ۲۰۱۵ هستن.

422
00:19:16,912 --> 00:19:19,040
‫اما دیشب گفتی فقط ۵ تا بودن.

423
00:19:19,080 --> 00:19:20,209
‫،فکر می‌کنی وقتیکه رئیسشون بد شد

424
00:19:20,249 --> 00:19:21,558
‫همه باهاش همراه نشدن.

425
00:19:21,578 --> 00:19:22,707
‫واغ. سگِ وحشی برنده می‌شه.

426
00:19:22,747 --> 00:19:24,176
‫سه تا از اعضاء اصلیش

427
00:19:24,216 --> 00:19:26,014
‫حداقل مدتیه که به سی‌آی‌ای
‫دوباره منتقل شدن.

428
00:19:26,054 --> 00:19:28,192
‫منظورت از یه مدتی چیه؟

429
00:19:28,212 --> 00:19:29,711
‫خوب، چونکه این یارو و این یکی
‫هردوشون توی حملاتِ گازسمی

430
00:19:29,751 --> 00:19:31,060
‫،اونم سالِ گذشته کشته شدن

431
00:19:31,080 --> 00:19:32,508
‫،یکی توی موصل
‫و یکم توی تریپولی.

432
00:19:32,548 --> 00:19:33,977
‫فیلم‌های ضبط شده...

433
00:19:34,017 --> 00:19:35,575
‫واقعاً... خیلی وحشتناکه.

434
00:19:35,615 --> 00:19:37,174
‫خوب، گاز سمی نمی‌تونه تصادفی باشه.

435
00:19:37,214 --> 00:19:39,182
‫نه، منظورم اینه، آی‌اس‌آی‌اس
‫،به هردوشون مرتبطه

436
00:19:39,222 --> 00:19:41,160
‫اما کاملاً مطمئنم این روشیه که اونیکس
‫دوست داره مشکلاتش‌رو حل کنه.

437
00:19:41,180 --> 00:19:43,578
‫پس اون دوتا حمله‌ی تروریستی
‫فقط برای انتقام ترتیب داده؟

438
00:19:43,618 --> 00:19:45,147
‫نه، فقط یه دشمنی نیست.

439
00:19:45,187 --> 00:19:46,985
‫این‌ها تنها دونفری هستن که می‌تونن
‫اون‌رو به طلای دزدیده شده ربط بدن.

440
00:19:47,015 --> 00:19:48,514
‫آفرین.

441
00:19:48,554 --> 00:19:49,953
‫بسیارخوب، پس اون
‫خائن‌هارو از بین برده.

442
00:19:49,983 --> 00:19:51,851
‫،یکی دیگه مونده... راب رینولدز
‫مکانش نامشخص‌ـه.

443
00:19:51,881 --> 00:19:53,679
‫آره، اما باید به استارلینگ‌سیتی یا
‫یه‌جا نزدیکش فکر کنی.

444
00:19:53,719 --> 00:19:55,478
‫خوب، فکرمی‌کنم باید نگران باشیم که این

445
00:19:55,518 --> 00:19:56,916
‫گاز می‌تونه با یه‌ منطقه‌ی پرجمعیت چیکار کنه.

446
00:19:56,956 --> 00:19:59,694
‫اوه، آره. ببین.

447
00:20:13,921 --> 00:20:15,620
‫هی، رفیق.

448
00:20:15,660 --> 00:20:16,789
‫سلام.

449
00:20:16,819 --> 00:20:18,547
‫چطورایی؟

450
00:20:20,026 --> 00:20:21,564
‫خوب.

451
00:20:21,584 --> 00:20:23,053
‫هنوزم درمورد امتحان نگرانی؟

452
00:20:23,093 --> 00:20:24,562
‫آره.

453
00:20:24,592 --> 00:20:27,599
‫کمکی از دستم برمیاد؟

454
00:20:27,619 --> 00:20:30,816
‫معادلاتِ درجه‌ی دو رو بلدی؟

455
00:20:30,856 --> 00:20:35,682
‫،واو! امم، یه‌جورایی آشنا می‌زنن

456
00:20:35,722 --> 00:20:37,620
‫اما بازم، از دانش‌آموزای مشتقاقِ

457
00:20:37,660 --> 00:20:39,498
‫ریاضیات نبودم، پس...

458
00:20:39,528 --> 00:20:41,796
‫واقعاً نباید با کسی که الان

459
00:20:41,826 --> 00:20:43,894
‫نمی‌تونه کمکم کنه صحبت کنم.

460
00:20:43,924 --> 00:20:45,053
‫باشه.

461
00:20:52,756 --> 00:20:54,555
‫یه لحظه وقت داری، رفیق؟

462
00:20:54,595 --> 00:20:55,864
‫حتماً.

463
00:21:02,597 --> 00:21:05,135
‫درموردِ لایحه‌ی پولاردـه؟

464
00:21:05,155 --> 00:21:06,724
‫نه. آه، متأسفم. من...

465
00:21:06,764 --> 00:21:08,902
‫دفتر نرفتم.

466
00:21:08,932 --> 00:21:10,700
‫نه، به جان مربوط می‌شه.

467
00:21:10,730 --> 00:21:12,129
‫چیشده؟

468
00:21:12,159 --> 00:21:14,057
‫اینجوری نمیشه.

469
00:21:14,097 --> 00:21:15,236
‫داری درمورد دیشب حرف می‌زنی؟

470
00:21:15,256 --> 00:21:16,585
‫دارم درمورد چیزی...

471
00:21:16,625 --> 00:21:18,094
‫دارم درموردِ

472
00:21:18,124 --> 00:21:19,153
‫یه اتفاقِ خیلی بدتراز چیزی

473
00:21:19,193 --> 00:21:20,891
‫که دیشب اتفاق افتاد حرف می‌زنم.

474
00:21:20,931 --> 00:21:22,999
‫اون گاز سمی می‌تونه
‫هزاران نفر رو بکشه.

475
00:21:23,029 --> 00:21:24,698
‫جان می‌تونه از پسش بربیاد.

476
00:21:24,728 --> 00:21:26,726
‫دقیقاً به همین علت اینجام.

477
00:21:26,766 --> 00:21:29,833
‫نمی‌تونه. درتوانش نیست.

478
00:21:29,863 --> 00:21:31,731
‫،شانس آوردیم دیشب کسی نمرد

479
00:21:31,761 --> 00:21:33,560
‫اما شانس همیشه باهامون یار نیست.

480
00:21:35,228 --> 00:21:37,087
‫لازمه که برگردی.

481
00:21:44,830 --> 00:21:46,658
‫هنوزم دارم دنبال رینولدز می‌گردم.

482
00:21:46,698 --> 00:21:48,007
‫یکم طول می‌کشه.

483
00:21:48,027 --> 00:21:50,055
‫این بچه‌های عملیاتِ‌ویژه رو
‫واقعاً سخت میشه پیدا کرد.

484
00:21:50,095 --> 00:21:51,723
‫هی.

485
00:21:51,763 --> 00:21:54,631
‫هی. واو.

486
00:21:54,661 --> 00:21:56,589
‫،فقط از اینکه اینجا میبینمت تعجب کردم

487
00:21:56,629 --> 00:21:57,928
‫همینطورم تعجب کردم که
‫رمز ورود رو یادت بود.

488
00:21:57,968 --> 00:21:59,137
‫انگاری، حدوداً، یه هفته شده.

489
00:21:59,167 --> 00:22:01,834
‫- آره. جوکیه واسه خودش.
‫- باشه.

490
00:22:01,864 --> 00:22:03,023
‫حدس می‌زنم اینجایی برای...

491
00:22:04,562 --> 00:22:06,530
‫خوب، آره، و این یارویی

492
00:22:06,570 --> 00:22:08,608
‫که داری دنبالش می‌گردی، این رینولدز.

493
00:22:08,638 --> 00:22:10,067
‫- آره.
‫- کورتیس از پسش برمیاد؟

494
00:22:10,097 --> 00:22:11,626
‫آره. مطمئنم می‌تونه.
‫چرا؟ چی لازم داری؟

495
00:22:11,666 --> 00:22:13,494
‫خوب، از ویلیام پرسیدم
‫،چی لازم داره

496
00:22:13,534 --> 00:22:16,062
‫و یه معلم خصوصی لازم داره.

497
00:22:16,102 --> 00:22:18,609
‫،خوب، خوشبحال جفتتون

498
00:22:18,639 --> 00:22:20,068
‫چونکه با قهرمانِ سه‌ دوره‌ی

499
00:22:20,098 --> 00:22:22,826
‫مسابقاتِ ریاضی نوادا طرفین.

500
00:22:22,866 --> 00:22:24,094
‫فقط سه بار؟

501
00:22:24,134 --> 00:22:25,263
‫آره، نمی‌ذاشتن یه بچه آزمون بده.

502
00:22:25,303 --> 00:22:26,872
‫هفت‌خوانِ رستم بود.

503
00:22:26,902 --> 00:22:28,211
‫،از پسش براومدم
‫اما هنوزم یجورایی آزار دهنده‌ست.

504
00:22:28,231 --> 00:22:30,129
‫نباید مزاحمِ عملیات بشه.

505
00:22:30,169 --> 00:22:31,608
‫نه، ما یه الگو داریم.

506
00:22:31,638 --> 00:22:33,076
‫مطمئنم کورتیس می‌تونه جام‌رو پر کنه.

507
00:22:33,106 --> 00:22:34,775
‫،ممکنه مجبور شم یهو برم

508
00:22:34,805 --> 00:22:36,573
‫اما، جز اون، آره.
‫نه، مشکلی نیست.

509
00:22:36,603 --> 00:22:37,972
‫خوب، پس احتمالاً اونجا میبینمت.
‫من...

510
00:22:38,002 --> 00:22:39,930
‫باشه. آره.باشه، خوبه.

511
00:22:39,970 --> 00:22:42,608
‫خوب، با کورتیس تماس می‌گیرم.
‫زودی می‌رسه اینجا.

512
00:22:42,638 --> 00:22:44,606
‫باشه. حله، خداحافظ. فعلاً.

513
00:22:50,641 --> 00:22:51,939
‫عجیبه.

514
00:22:51,969 --> 00:22:53,568
‫این پایین بودن؟

515
00:22:53,608 --> 00:22:55,077
‫چند بار اومدی این پایین

516
00:22:55,107 --> 00:22:56,975
‫ببینی دارم غصه می‌خورم؟

517
00:22:57,005 --> 00:22:58,843
‫خوب، غصه‌ نمی‌خورم اولیور.
‫دارم فکر می‌کنم.

518
00:22:58,873 --> 00:23:00,941
‫آره.

519
00:23:03,109 --> 00:23:04,978
‫باشه، شاید یکم غصه بخورم.

520
00:23:05,008 --> 00:23:08,175
‫،خوب، اگه تا حالا متوجه‌ش نشدی باید بگم

521
00:23:08,205 --> 00:23:10,233
‫این حالت همونقدر نقابِ‌سبز

522
00:23:10,273 --> 00:23:11,942
‫جزئی از یونیفرم‌ـه.

523
00:23:11,972 --> 00:23:13,940
‫،هربار که این پایین غصه می‌خوردی

524
00:23:13,970 --> 00:23:17,507
‫به این خاطر بود که یجورایی اشتباهی کردی.

525
00:23:19,605 --> 00:23:20,874
‫فکر می‌کنم یه اشتباه دیگه کردی، مرد.

526
00:23:20,904 --> 00:23:23,032
‫نه. به هیچ‌وجه.

527
00:23:23,072 --> 00:23:25,200
‫واسه خاطر کی اومدی؟ رنه؟

528
00:23:25,240 --> 00:23:28,607
‫لازم بود بیام و از فلیسیتی یه درخواستی بکنم.

529
00:23:28,647 --> 00:23:30,245
‫و بعدش، البته، این حالتِ

530
00:23:30,275 --> 00:23:32,583
‫خیلی آشنارو دیدم.

531
00:23:32,613 --> 00:23:34,581
‫باعث میشه از خودم بپرسم شاید
‫بیشتر از توانت ازت درخواست کردم.

532
00:23:34,611 --> 00:23:35,950
‫منظورت چیه؟

533
00:23:35,980 --> 00:23:38,248
‫،بخاطر ویلیام دست از کماندارسبز کشیدم

534
00:23:38,278 --> 00:23:42,614
‫،اما جی‌جی رو داری
‫لیلارو داری.

535
00:23:42,644 --> 00:23:44,512
‫برای توهم مشکل‌ـه.

536
00:23:44,542 --> 00:23:46,271
‫مسئله کلاً این نیست، اولیور.

537
00:23:46,311 --> 00:23:49,078
‫با این مدل زندگی خیلی
‫وقتِ پیش کنار اومدم.

538
00:23:49,108 --> 00:23:50,677
‫پس مشکل چیه؟

539
00:23:50,707 --> 00:23:53,075
‫نمی‌دونم چطوری انجامش می‌دادی.

540
00:23:53,115 --> 00:23:56,052
‫هیچ‌وقت توی تصمیم‌گیری‌هات
‫دچار تردید نشدی.

541
00:23:57,810 --> 00:23:59,709
‫همیشه مطمئن بودی.
‫من نیستم.

542
00:23:59,749 --> 00:24:03,955
‫،هیچ‌وقت مطمئن نبود
‫حتی یبارم شد که باشم.

543
00:24:03,975 --> 00:24:07,811
‫،خیلی خوشحالم که ظاهرم اینجور نشون میداده

544
00:24:07,841 --> 00:24:09,870
‫،اما از درون
‫این...

545
00:24:09,910 --> 00:24:11,608
‫غریزی بوده.

546
00:24:11,648 --> 00:24:13,616
‫،غریزی بوده
‫و این غریزه ترس بود.

547
00:24:13,646 --> 00:24:14,945
‫آره، اما تونستی از پسش بربیای.

548
00:24:14,975 --> 00:24:16,803
‫خوب، توهم از پسش بربیا.

549
00:24:16,843 --> 00:24:18,012
‫الان، نمی‌خوام بشینم اینجا و بگم

550
00:24:18,042 --> 00:24:20,940
‫،که هیچ اشتباهی نمی‌کنی

551
00:24:20,980 --> 00:24:23,947
‫که حینِ‌راه جون کسی به خطر نمیافته.

552
00:24:23,977 --> 00:24:27,574
‫می‌دونی، بیشتر...بیشترشون غریبه‌ان.

553
00:24:27,614 --> 00:24:28,743
‫اما بعضیا...

554
00:24:30,651 --> 00:24:32,150
‫خوب، بعضیا نیستن.

555
00:24:32,180 --> 00:24:36,246
‫چونکه، جان، تو یکی از
‫دلایلِ اصلی‌ای هستی

556
00:24:36,286 --> 00:24:39,783
‫که کماندارسبز وجود داره.

557
00:24:39,813 --> 00:24:40,942
‫داری چی میگی؟

558
00:24:40,982 --> 00:24:42,211
‫رستونز.

559
00:24:42,251 --> 00:24:45,018
‫- دزدای بانک؟
‫- آره، همونا.

560
00:24:45,048 --> 00:24:47,076
‫اولین کسی بودی که قانع‌ام کرد

561
00:24:47,116 --> 00:24:48,785
‫که فراتر از

562
00:24:48,815 --> 00:24:51,982
‫فقط لیستِ‌پدرم رو ببینم.

563
00:24:52,012 --> 00:24:54,010
‫کمکم کردی که کشف کنم کماندار...

564
00:24:54,050 --> 00:24:55,709
‫اون شخصیت... یه قهرمان نبوده.

565
00:24:55,749 --> 00:24:57,747
‫تو... کمکم کردی پیداش کنم.

566
00:24:57,787 --> 00:24:59,185
‫همه این...
‫،کماندار سبز

567
00:24:59,215 --> 00:25:01,783
‫ایده‌اش...
‫فقط به این خاطر

568
00:25:01,813 --> 00:25:03,951
‫که بهم ایمان داشتی، وجود داره.

569
00:25:07,118 --> 00:25:08,627
‫حالا لازمه که همونجور

570
00:25:08,657 --> 00:25:10,795
‫ایمان‌رو به خودت داشته باشی.

571
00:25:10,815 --> 00:25:12,583
‫چونکه اگه ایمان داشته باشی...

572
00:25:16,820 --> 00:25:19,787
‫می‌تونی رهبر بهتری باشی.

573
00:25:19,817 --> 00:25:21,785
‫می‌تونی قهرمان بهتری باشی

574
00:25:21,815 --> 00:25:24,083
‫از اون چیزی که من‌ بودم.

575
00:25:37,121 --> 00:25:39,260
‫- سیترپ.
‫- آماده‌ایم.

576
00:25:39,290 --> 00:25:40,798
‫شَک‌وشبهه‌ای نیست؟

577
00:25:40,818 --> 00:25:42,686
‫هربار میپرسیش؟

578
00:25:42,726 --> 00:25:46,093
‫،چون داریم میریم دنبال همرزم‌هامون

579
00:25:46,123 --> 00:25:47,792
‫رفیق‌هامون.

580
00:25:47,822 --> 00:25:49,550
‫به ارادتون نیاز دارم.

581
00:25:49,590 --> 00:25:52,528
‫عزممون جزمه.
‫و رینولدزم امشب بهمون می‌پیونده.

582
00:25:52,558 --> 00:25:53,697
‫دریافت شد.

583
00:25:53,727 --> 00:25:55,965
‫درمورد کماندار سبز چی؟

584
00:25:55,995 --> 00:25:57,993
‫درمورد اون چی؟

585
00:25:58,023 --> 00:25:59,781
‫توی عملیات دیدینش.

586
00:25:59,821 --> 00:26:01,719
‫،با وجود عوامل آموزش دیده

587
00:26:01,759 --> 00:26:03,198
‫اون رو یه تهدید حساب می‌کنین؟

588
00:26:03,228 --> 00:26:06,495
‫- عمراً.
‫- اینم از جوابت. تکون بخورین.

589
00:26:09,123 --> 00:26:11,091
‫تقسیمش کردی x بسیارخوب، بعداز اینکه به...

590
00:26:11,121 --> 00:26:13,789
‫جواب پیدا می‌کنیم x برای.

591
00:26:13,829 --> 00:26:15,627
‫آره، اما اول...

592
00:26:15,657 --> 00:26:18,624
‫اتحادِ دوجمله‌ای هستش؟

593
00:26:18,664 --> 00:26:20,632
‫آره، درسته. آفرین.

594
00:26:20,662 --> 00:26:22,731
‫جواب پیدا کنم؟x اما چرا نمی‌تونم فقط برای

595
00:26:22,761 --> 00:26:23,900
‫،اوه، می‌تونی
‫،منظورم اینه، بالأخره

596
00:26:23,930 --> 00:26:25,568
‫،احتمالاً توی دبیرستان

597
00:26:25,598 --> 00:26:27,936
‫اما اول باید به اتحادها تسلط پیدا کنی.

598
00:26:27,956 --> 00:26:29,584
‫اوه، می‌خوام حسابی یادش بگیرم.

599
00:26:29,624 --> 00:26:31,952
‫می‌دونم که این افتضاحه چونکه تازه‌واردی

600
00:26:31,992 --> 00:26:33,921
‫،و احتمالاً یکمم عقبی

601
00:26:33,961 --> 00:26:36,089
‫اما این واقعیت که ناامید شدی یعنی

602
00:26:36,129 --> 00:26:38,636
‫،که می‌تونی ببینی ریاضی چقدر می‌تونه مفید باشه

603
00:26:38,666 --> 00:26:43,032
‫،که یعنی، بدبختانه
‫خیلی توی ریاضی خوبی.

604
00:26:44,831 --> 00:26:47,838
‫اولیور گفته که مدرسه خیلی
‫توی دنیای واقعی اهمیت نداره.

605
00:26:47,858 --> 00:26:50,825
‫همم، خوب، اولیور توی
‫دنیای واقعی بزرگ نشده.

606
00:26:50,865 --> 00:26:53,533
‫مدرسه زندگیم‌رو تغییر داد.

607
00:26:53,563 --> 00:26:55,092
‫قبلاً عاشقِ مدرسه بودم.

608
00:26:55,132 --> 00:26:58,069
‫آره. دوباره عاشقش می‌شی، قول می‌دم.

609
00:27:01,066 --> 00:27:03,104
‫اوضاع اینجا چطوره؟

610
00:27:03,134 --> 00:27:04,633
‫خوب.

611
00:27:04,663 --> 00:27:05,922
‫آره. منکه می‌گم داریم
‫یه پیشرفتی می‌کنیم.

612
00:27:05,962 --> 00:27:07,760
‫خوبه.

613
00:27:07,800 --> 00:27:09,798
‫میشه قبل از امتحان
‫بیشتر باهام کار کنی؟

614
00:27:09,828 --> 00:27:11,926
‫آمم، آره. منظورم اینه،اگه
‫،پدرت مشکلی نداشته باشه

615
00:27:11,966 --> 00:27:13,635
‫برای منم مشکلی نیست.

616
00:27:13,665 --> 00:27:15,993
‫،اگه تو مشکلی نداشته باشی
‫که من از خدامه.

617
00:27:20,069 --> 00:27:22,667
‫تحویلِ‌مخصوص.

618
00:27:22,697 --> 00:27:24,625
‫هی، این پنیر کبابی نیست.

619
00:27:24,665 --> 00:27:25,864
‫نه، این پنیر کبابی نیست.

620
00:27:25,904 --> 00:27:27,103
‫این‌ها مونته کریستوس‌ان.

621
00:27:27,133 --> 00:27:28,971
‫مونته کریستوس چیه؟

622
00:27:29,001 --> 00:27:30,640
‫چی؟ تو هیچ‌وقت...

623
00:27:30,670 --> 00:27:33,637
‫این بهترین خوراکی
‫،شبونه‌ایه که بعمرت خوردی

624
00:27:33,667 --> 00:27:35,126
‫و از وافل استفاده کردی.

625
00:27:35,166 --> 00:27:38,133
‫خوب، ما توی دنیای غیرواقعی
‫اینجوری درستش می‌کنیم.

626
00:27:41,300 --> 00:27:44,098
‫کورتیس رد رینولدز رو زده.
‫ما باید...

627
00:27:44,138 --> 00:27:46,535
‫خوب، من باید... هاها! ...برم.

628
00:27:46,565 --> 00:27:47,565
‫،این... بدون تو
‫عجیبه.

629
00:27:47,605 --> 00:27:48,773
‫اونجا موفق باشی.

630
00:27:48,803 --> 00:27:49,942
‫اوه، منکه توی پناهگاه می‌مونم.

631
00:27:49,972 --> 00:27:51,641
‫ویلیام، تومعرکه‌ای.

632
00:27:51,671 --> 00:27:53,609
‫- ممنون.
‫- زودی میبینمت.

633
00:27:55,268 --> 00:27:57,865
‫اون خیلی باحاله.

634
00:27:57,905 --> 00:27:59,604
‫آره، همینطوره.

635
00:28:00,933 --> 00:28:02,102
‫دوربین‌های ترافیک ردِ رینولدز رو

636
00:28:02,131 --> 00:28:03,700
‫بسمتِ شمالِ توی هیل‌کرست زده‌ان.

637
00:28:03,740 --> 00:28:04,879
‫تنها چیزایی که اونجان

638
00:28:04,899 --> 00:28:06,268
‫سوغاتی و هیزل‌بی گرنده.

639
00:28:06,308 --> 00:28:08,106
‫هتل یه‌جای خوب برای یه مأمورمخفیِ سابق‌ـه

640
00:28:08,136 --> 00:28:09,895
‫که کیف‌رو مخفی کنی و بین

641
00:28:09,934 --> 00:28:11,633
‫جمعیتِ‌توریست‌ها در بری.

642
00:28:11,673 --> 00:28:13,072
‫ها. الان تو نگرانی گروهِ‌سابقش بهش خبر بدن

643
00:28:13,102 --> 00:28:14,900
‫یا اینکه اون فقط خوش‌شانس‌ترین هدفِ دنیاست.

644
00:28:14,940 --> 00:28:17,078
‫،درغیر اینصورت، هزاران آدم توی اون هتل هستن

645
00:28:17,108 --> 00:28:18,906
‫پس اگه گاز رو پخش...

646
00:28:18,936 --> 00:28:20,865
‫همچین کاری میکنن.
‫بیایین بریم.

647
00:28:20,905 --> 00:28:24,172
‫،یادش رفت بگه "لباسِ‌کار" بپوشین

648
00:28:24,202 --> 00:28:26,270
‫،یا اینکه "بیایین بریم" می‌گفت
‫مثل، اون مدلی که "لباس کنین" می‌گفت.

649
00:28:26,310 --> 00:28:27,908
‫،چونکه، بلشخصه
‫،از "لباسِ‌کار بپوشین" خوشم میاد

650
00:28:27,938 --> 00:28:29,267
‫چونکه بعدش فقط می‌دونی...

651
00:28:29,307 --> 00:28:30,746
‫برو لباسِ‌کار بپوش، کورتیس.

652
00:28:30,776 --> 00:28:32,245
‫آره، من باید برم بپوشم. آهمم.

653
00:28:34,303 --> 00:28:35,831
‫هی، هی.

654
00:28:37,140 --> 00:28:38,779
‫از پس این برمیای؟

655
00:28:41,037 --> 00:28:43,065
‫از اولیور خواستم برگرده.

656
00:28:43,105 --> 00:28:44,973
‫خوب، این واقعیت که نباید
‫چیزی بهت میگفت، درسته؟

657
00:28:45,003 --> 00:28:46,532
‫شاید.

658
00:28:46,572 --> 00:28:48,270
‫،ببین، تنها چیزی که خوب می‌دونم اینه

659
00:28:48,310 --> 00:28:50,278
‫،اگه جان به خودش مسلط نشه

660
00:28:50,308 --> 00:28:52,247
‫یه شبِ‌سخت دیگه درپیشه.

661
00:29:10,840 --> 00:29:13,068
‫حواسم به تانگو هست.

662
00:29:15,076 --> 00:29:16,175
‫بسته جایگزین شد.

663
00:29:20,681 --> 00:29:22,220
‫چی می‌دونیم، اورواچ؟

664
00:29:22,240 --> 00:29:23,978
‫خیلی. حسگرهای حرارتی ۱۶۶ نفر رو

665
00:29:24,008 --> 00:29:26,106
‫،در داخل نشون میدن

666
00:29:26,146 --> 00:29:28,084
‫و تیمِ‌اونیکس دوربین‌های مداربسته رو قطع کردن.

667
00:29:28,114 --> 00:29:29,913
‫پس عملاً داریم چشم‌بسته میریم.

668
00:29:29,943 --> 00:29:31,841
‫مخصوصاً اگه دوباره از اون نارنجک نوری‌هاش بهمون بزنه.

669
00:29:31,881 --> 00:29:33,719
‫بهتره اون عینکایی که دادی خوب کار کنن.

670
00:29:57,948 --> 00:29:59,906
‫با تشکر از تی‌کره های آقای تریفیک.

671
00:29:59,946 --> 00:30:01,045
‫الان برو.

672
00:30:14,683 --> 00:30:16,541
‫مکانِ رینولدز و گاز رو لازم داریم.

673
00:30:16,581 --> 00:30:17,750
‫،پیداش کردم راهروی بالایی

674
00:30:17,780 --> 00:30:19,109
‫اما راهی برای
‫شناسایی گاز ندارم.

675
00:30:19,149 --> 00:30:21,047
‫قناری، تریفیک، ببینین می‌تونین رد گاز رو بزنین یا نه.

676
00:30:21,087 --> 00:30:22,686
‫داگ، توهم بهم برای تخلیه کمک کن

677
00:30:22,715 --> 00:30:24,084
‫البته بعد از گرفتن رینولدز.

678
00:30:24,114 --> 00:30:25,643
‫اوه، واقعاً امیدوارم تصمیمات‌رو براساسِ

679
00:30:25,683 --> 00:30:27,651
‫اسم‌های رمزی حیوونی نگرفته باشه.

680
00:30:29,949 --> 00:30:31,278
‫داره میاد!

681
00:30:32,986 --> 00:30:35,094
‫،بسیارخوب، رفیق
‫بیا این‌هارو امتحان کنیم.

682
00:30:38,322 --> 00:30:40,290
‫بچه‌ها، دوتا دشمن توی راهرو دارین.

683
00:30:53,688 --> 00:30:55,316
‫حدس می‌زنم حقه‌های قدیمیت کار نمی‌کنن.

684
00:30:55,356 --> 00:30:59,622
‫،به حقه نیاز ندارم
‫یه کنترل کافیه.

685
00:31:14,759 --> 00:31:17,726
‫اونیکس گاز رو پخش کرد، باید چیکار کنیم؟

686
00:31:17,756 --> 00:31:20,214
‫گاز داره پخش میشه. صدام‌رو داری؟

687
00:31:21,323 --> 00:31:23,791
‫کماندار، کماندار میشنوی؟

688
00:31:27,158 --> 00:31:30,934
‫منبع گاز رو پیدا کنین.
‫رینولدز رو گیرآوردیم. حرکت‌کنین.

689
00:31:30,954 --> 00:31:32,123
‫گاز داره از سطلِ‌زباله بیرون میاد.

690
00:31:32,153 --> 00:31:34,092
‫همه بیایین پشت سرم!

691
00:31:34,121 --> 00:31:35,520
‫همین الان بیایین پشت سرم!

692
00:31:50,157 --> 00:31:52,085
‫دنبالِ رینولدز می‌رم.

693
00:31:52,125 --> 00:31:53,124
‫باشه.

694
00:31:54,194 --> 00:31:55,652
‫اورواچ، یه راه لازم داریم تا

695
00:31:55,692 --> 00:31:56,991
‫گازِاعصاب رو خنثی کنیم.

696
00:31:57,031 --> 00:31:58,999
‫،می‌تونین بسوزونیدش
‫،اما ازاونجایی که هنوز توی ساختمونین

697
00:31:59,029 --> 00:32:00,668
‫توصیه‌اش نمی‌کنم.

698
00:32:00,698 --> 00:32:02,296
‫زیادی نمی‌مونیم، امیدوارم البته.

699
00:32:03,695 --> 00:32:04,894
‫خروجی‌ها زیادی برای تخلیه‌ی

700
00:32:04,924 --> 00:32:06,223
‫این همه آدم، کوچیک‌ان.

701
00:32:06,263 --> 00:32:07,731
‫که به همین علت قراره بزرگ‌ترشون کنیم.

702
00:32:18,632 --> 00:32:20,300
‫جایی میرین؟

703
00:32:20,330 --> 00:32:22,638
‫به هیچ‌کس چیزی درمورد طلا نمی‌گم.

704
00:32:22,668 --> 00:32:25,166
‫می‌دونی، میگن پول می‌تونه خوشبختی‌رو بخره.

705
00:32:25,196 --> 00:32:28,223
‫اما آرامشِ‌خاطر رو نه.

706
00:33:09,036 --> 00:33:10,275
‫خوبی؟

707
00:33:16,270 --> 00:33:18,078
‫تو دیگه کی هستی؟

708
00:33:21,206 --> 00:33:23,613
‫کماندارِسبزم.

709
00:33:23,633 --> 00:33:25,032
‫یکی از نارنجک‌های نوری اونیکس‌رو گیرآوردم.

710
00:33:25,072 --> 00:33:26,741
‫احتمالاً برای سوزوندن گاز کافیه.

711
00:33:26,771 --> 00:33:28,039
‫،بسیاخوب، همگی، تا سه میشمارم

712
00:33:28,069 --> 00:33:29,868
‫،بعدش این دیوار فرو میریزه

713
00:33:29,908 --> 00:33:31,306
‫پس ازتون می‌خوام تکون بخورین.

714
00:33:31,336 --> 00:33:33,165
‫اینجا یه گاز اعصابه که یه
‫انفجار بزرگ درپی داره.

715
00:33:33,205 --> 00:33:34,843
‫فکر نمی‌کنم به انگیزه نیاز داشته باشن.

716
00:33:34,873 --> 00:33:38,810
‫نکته‌ی خوبی بود.
‫یک، دو...

717
00:33:38,840 --> 00:33:39,909
‫سه!

718
00:33:48,341 --> 00:33:51,349
‫گاز از بین رفت.
‫همه‌ی مردم خارج شدن.

719
00:33:51,368 --> 00:33:52,697
‫کارت خوب بود.

720
00:33:52,737 --> 00:33:54,106
‫اون چهارتای دیگه پایین.

721
00:33:54,136 --> 00:33:56,304
‫- اونیکس توی ماشین‌ـه.
‫- این یارو چی می‌شه؟

722
00:33:56,344 --> 00:33:57,913
‫اون به دزیدنِ میلیون‌ها دلار
‫طلای خارجی کمک کرده.

723
00:33:57,943 --> 00:33:59,841
‫و وقتیکه رفیق‌هاش توی حملاتِ‌تروریستی الکی

724
00:33:59,871 --> 00:34:02,199
‫کشته می‌شدن، چشم‌هاش رو بست.

725
00:34:02,239 --> 00:34:04,637
‫کارت اونجا خوب بود.

726
00:34:04,677 --> 00:34:06,545
‫هر چی تو بگی، رفیق.

727
00:34:12,879 --> 00:34:14,178
‫می‌تونیم بعد از هر
‫پیروزی اینکارو بکنیم؟

728
00:34:14,208 --> 00:34:15,966
‫اوه، یه رسمِ جدید. خوشم اومد.

729
00:34:16,006 --> 00:34:18,005
‫که بریم بعد پیروزی تیم برقصیم.

730
00:34:18,045 --> 00:34:19,283
‫نمی‌دونستم یه رسم قدیمی داشتیم.

731
00:34:19,313 --> 00:34:21,352
‫نداشتیم. درآینده هم نداریم.

732
00:34:21,372 --> 00:34:24,139
‫اینجا خیلی تغییر نداریم.

733
00:34:25,208 --> 00:34:26,907
‫ببین...

734
00:34:28,675 --> 00:34:29,904
‫یه چیزی هست که باید بدونی.

735
00:34:29,944 --> 00:34:32,651
‫- رفتی پیش اولیور.
‫- بهش گفتی.

736
00:34:32,681 --> 00:34:34,650
‫مجبور نبود بگه.

737
00:34:34,680 --> 00:34:37,217
‫میشناسمت، رنه.

738
00:34:37,247 --> 00:34:39,845
‫همه‌تون رو می‌شناسم.

739
00:34:39,875 --> 00:34:42,742
‫وظیفه‌ی رهبره که بشناسه اعضاءشو.

740
00:34:42,782 --> 00:34:44,581
‫وقته کادوست.

741
00:34:44,611 --> 00:34:46,309
‫اوه، آره. پس...

742
00:34:46,349 --> 00:34:48,617
‫کورتیس‌ومن توی وقتِ اضافی‌مون

743
00:34:48,647 --> 00:34:50,316
‫روی یه چیز کوچولویی کار می‌کردیم.

744
00:34:50,346 --> 00:34:52,054
‫یه زمانِ‌اضافی خیلی محدود، میشه اضافه کنم؟

745
00:34:52,074 --> 00:34:55,341
‫بهش می‌گیم هیولای سبز.

746
00:34:57,050 --> 00:34:58,348
‫یا یه چیز باحال‌تر از او.

747
00:34:58,378 --> 00:34:59,877
‫حالا، هرچی که دوست داشتین صداش بزنین.

748
00:34:59,917 --> 00:35:01,356
‫مهم‌ترین بخشش اینه که توپ

749
00:35:01,376 --> 00:35:03,344
‫کمان شلیک می‌کنه.

750
00:35:03,384 --> 00:35:05,352
‫وزنش ۲۵۰ پوند هستش.

751
00:35:05,382 --> 00:35:07,690
‫کمان با سرعت ۴۰۰ اف‌پی‌اس شلیک میشه.
‫یعنی ۴۰۰ فوت در ثانیه.

752
00:35:07,710 --> 00:35:09,808
‫سیستمِ جلوگیری از هدررفتنِ
‫انرژیِ لگدزنی سلاح پس از شلیک.

753
00:35:09,848 --> 00:35:11,187
‫،تنظیم میدانِ دید توی ارتفاع

754
00:35:11,217 --> 00:35:13,725
‫،تعویض سریع کمان
‫،گرفتنِ راحت سلاح

755
00:35:13,745 --> 00:35:15,643
‫،حفاظ انگشتی
‫جایگاه لاستیکی ثابت.

756
00:35:15,683 --> 00:35:17,691
‫شما دوتا می‌خواین یه لحظه تنها باشین؟

757
00:35:17,711 --> 00:35:19,110
‫می‌خوای یه امتحانش بزنی؟

758
00:35:31,249 --> 00:35:33,147
‫لعنتی، رفیق.

759
00:35:33,187 --> 00:35:34,756
‫شماها روی کمان زنبورکی تثبیت‌کننده گذاشتین؟

760
00:35:34,786 --> 00:35:36,085
‫نوچ.

761
00:35:36,115 --> 00:35:37,683
‫نه اونی که اونجاست خوده جان دیگل‌ـه.

762
00:35:37,713 --> 00:35:39,212
‫،گرچه که، ایده‌ی بدی نبود
‫باشه برای اصلاحات سری بعدی.

763
00:35:46,385 --> 00:35:50,722
‫عالی بود.
‫ثابت بودی.

764
00:35:50,751 --> 00:35:52,350
‫دیدی؟ بهت که گفته بودم.
‫لرزشم از بین رفته.

765
00:35:52,380 --> 00:35:54,718
‫خوب، قانع شدم.

766
00:35:54,748 --> 00:35:56,916
‫گرچه، درمورد یه چی اشتباه می‌کردی.

767
00:35:56,956 --> 00:35:57,925
‫چی؟

768
00:36:00,283 --> 00:36:02,851
‫به تنهایی می‌تونی خوب
‫تصمیمات‌رو بگیری.

769
00:36:11,753 --> 00:36:13,681
‫ممنون.

770
00:36:15,220 --> 00:36:16,319
‫هی.

771
00:36:17,987 --> 00:36:20,315
‫پس، آه، دوستات
‫دیشب کارشون خوب بود.

772
00:36:20,355 --> 00:36:22,263
‫می‌دونستم جان می‌تونه
‫از پسش بربیاد.

773
00:36:22,283 --> 00:36:24,022
‫تو چیکارا می‌کنی؟

774
00:36:24,052 --> 00:36:26,020
‫خوب، خیلی از اعضاء‌انجمن
‫با لایحه‌ی پولارد مشکلی ندارن.

775
00:36:26,060 --> 00:36:27,728
‫تموم میشه بالأخره، اولیور.

776
00:36:27,758 --> 00:36:29,627
‫خوب، ممنوع اعلامش می‌کنم.

777
00:36:29,657 --> 00:36:31,125
‫خودت به اندازه‌ی کافی مشکل داری، مگه نه؟

778
00:36:31,155 --> 00:36:33,283
‫بعلاوه، اون‌ها کلی رأی برای مخالفت باهاش دارن.

779
00:36:33,323 --> 00:36:35,332
‫باید یه کاری باشه که بتونیم انجام بدیم.

780
00:36:35,352 --> 00:36:37,689
‫در حقیقت...

781
00:36:37,719 --> 00:36:39,118
‫بذارین شواهد نشون بده که هیچ مخالفتی با

782
00:36:39,158 --> 00:36:40,767
‫لایحه‌ی ضدشورشی نیست.

783
00:36:40,787 --> 00:36:41,816
‫اون‌هایی که موافقن؟

784
00:36:41,856 --> 00:36:42,785
‫تذکرنامه‌ی آیینی.

785
00:36:44,393 --> 00:36:47,231
‫آیا موضوع بحث به شما ربط داره، آقای شهردار؟

786
00:36:47,261 --> 00:36:49,699
‫بله، خانمِ نماینده.

787
00:36:51,227 --> 00:36:54,035
‫ممنون.
‫و صبح‌بخیر.

788
00:36:54,055 --> 00:36:56,622
‫همونطور که می‌دونین، من به کلی چیزها

789
00:36:56,662 --> 00:36:59,200
‫،اخیراً متهم شدم

790
00:36:59,230 --> 00:37:02,098
‫شاملش میشه اما محدود
‫به حمایتِ شورشی‌ها نیست

791
00:37:02,128 --> 00:37:05,634
‫در مقابلِ پلیس‌هامون.

792
00:37:05,664 --> 00:37:07,703
‫قصدم هیچ‌وقت این نبود.

793
00:37:07,723 --> 00:37:09,851
‫،درهشیاری حملاتِ‌ پلیس‌استارلینگ سینی

794
00:37:09,891 --> 00:37:12,658
‫برگردوندن دوباره‌ی قوای نیروهای پلیس

795
00:37:12,698 --> 00:37:14,996
‫الویتِ شماره‌ی یکم، بعنوانِ شهرداره.

796
00:37:15,026 --> 00:37:19,092
‫ما به زن‌ها و مردهای پلیسِ استارلینگ‌
‫سیتی توی خیابون‌هامون نیاز داریم

797
00:37:19,132 --> 00:37:21,370
‫،که ازمون محافظت کنن
‫اما نمی‌تونن انجامش بدن

798
00:37:21,390 --> 00:37:24,857
‫اگه سرشون گرمِ شکارِشورشی‌ها باشه.

799
00:37:24,897 --> 00:37:27,904
‫،به همین علت با این لایحه مخالفم

800
00:37:27,924 --> 00:37:29,893
‫و به همین علت فصل ۹

801
00:37:29,933 --> 00:37:31,331
‫استارلینگ‌سیتی‌رو ازتون استدعاء می‌کنم.

802
00:37:34,928 --> 00:37:37,226
‫و با خبرین که باعث میشه

803
00:37:37,266 --> 00:37:38,935
‫لایحه‌ی پولارد

804
00:37:38,965 --> 00:37:40,873
‫در سرتاسر شهر همه‌پرسی شه؟

805
00:37:40,893 --> 00:37:42,791
‫صددرصد باخبرم.

806
00:37:42,831 --> 00:37:45,898
‫چونکه، دیشب یه گروه از شورشی‌ها

807
00:37:45,928 --> 00:37:48,296
‫هزاران زندگی‌رو نجات دادن.

808
00:37:48,326 --> 00:37:51,164
‫پس اگه قراره تصمیم بگیریم

809
00:37:51,194 --> 00:37:53,192
‫نیروهای پلیس‌رو سرگرم کنیم

810
00:37:53,232 --> 00:37:56,169
‫،درجهت متوقف کردنشون

811
00:37:56,199 --> 00:37:58,907
‫تا وقتیکه مردمِ‌شهر نظر ندادن، همچینکاری نمی‌کنیم.

812
00:38:03,762 --> 00:38:05,731
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

813
00:38:05,770 --> 00:38:09,038
‫تعویقِ‌حکم.

814
00:38:11,765 --> 00:38:13,733
‫تکنیک عملکردیِ شهردار

815
00:38:13,763 --> 00:38:16,161
‫هر دوی مجلس و مردم رو غافل‌گیر کرد

816
00:38:16,201 --> 00:38:19,368
‫حالا این‌که مردم چطور درباره‌ی
‫مسئله‌ی شورشی‌ها تصمیم می‌گیرند

817
00:38:19,398 --> 00:38:20,867
‫ممکنه هر گونه پیش بره.

818
00:38:20,897 --> 00:38:22,266
‫،بر اساس گزارشات متعددی

819
00:38:22,296 --> 00:38:25,033
‫قرار بوده که مجلس مقررات سختی رو

820
00:38:25,063 --> 00:38:27,731
‫بر ضد کمانداز سبز و تیمش منصوب کنه

821
00:38:27,771 --> 00:38:30,009
‫این مصوبه‌ی ضد شورشی توسط...

822
00:38:30,039 --> 00:38:32,776
‫داری از کی محافظت می‌کنی؟

823
00:38:49,901 --> 00:38:51,230
‫اولیور...

824
00:38:51,270 --> 00:38:52,898
‫با یه کادو.

825
00:38:52,938 --> 00:38:54,307
‫سرت شلوغه؟

826
00:38:54,337 --> 00:38:57,934
‫نه... نه، من... بیا تو.

827
00:38:57,974 --> 00:39:00,272
‫داشتم روی اسم شرکت‌مون فکر می‌کردم

828
00:39:00,302 --> 00:39:02,070
‫که خیلی آسون‌تر می‌شد

829
00:39:02,100 --> 00:39:03,769
‫اگه من و کورتیس دقیقاً می‌دونستیم

830
00:39:03,808 --> 00:39:06,606
‫که می‌خوایم چه جور شرکتی رو راه بندازیم...

831
00:39:06,636 --> 00:39:09,264
‫می‌دونی دیگه، حالا این دیگه مشکل آینده‌ست

832
00:39:11,771 --> 00:39:13,000
‫تولدم‌‍ه؟

833
00:39:13,040 --> 00:39:14,379
‫ویلیام تو امتحانش ۲۰ شد.

834
00:39:14,409 --> 00:39:15,748
‫واقعاً؟ خیلی خوبه که.

835
00:39:15,778 --> 00:39:16,907
‫منظورم اینه که می‌دونستم که ۲۰ میشه

836
00:39:16,937 --> 00:39:18,305
‫خیلی باهوش‌‍ه

837
00:39:18,335 --> 00:39:20,034
‫درکش از ریاضیات نابغه‌طوری‌‍ه.

838
00:39:20,074 --> 00:39:22,382
‫بیشتر مثل من، توی اون سن

839
00:39:22,402 --> 00:39:24,140
‫ها ها! باورت میشه که پسر خودت‌‍ه؟

840
00:39:24,170 --> 00:39:26,598
‫همچین منظوری نداشتم...
‫نه منظورم این نبود.

841
00:39:26,638 --> 00:39:28,366
‫منظورم اینه که ریاضی همه‌چیز نیست

842
00:39:28,406 --> 00:39:29,735
‫منظورم اینه که خب تو...

843
00:39:29,775 --> 00:39:31,144
‫کُلی ویژگی‌های توپ دیگه داری

844
00:39:31,174 --> 00:39:33,602
‫می‌دونی مثلاً شیش‌تیکه‌های عالی‌ای داری

845
00:39:34,741 --> 00:39:36,140
‫میرم اینُ باز کنم.

846
00:39:36,179 --> 00:39:37,348
‫- آره لطفاً.
‫- اگه مشکلی نیست.

847
00:39:40,975 --> 00:39:44,002
‫کلیدِ آپارتمانم‌‍ه

848
00:39:44,042 --> 00:39:45,801
‫خیلی‌خب

849
00:39:50,247 --> 00:39:52,685
‫این قضیه ویلیام رو گیج نمی‌کنه؟

850
00:39:52,715 --> 00:39:55,182
‫یعنی آخه، صد در صد که منُ داره گیج می‌کنه

851
00:39:55,212 --> 00:39:57,950
‫می‌دونم وقتی که سرپرستیِ ویلیام رو قبول کردم

852
00:39:57,980 --> 00:40:02,216
‫،توافق کردیم که فاصله‌مون رو حفظ کنیم
‫چونکه...

853
00:40:02,246 --> 00:40:04,354
‫خیلی موضوع‌ها بود که باید هضم‌شون می‌کرد

854
00:40:04,374 --> 00:40:06,073
‫هنوزم خیلی چیزها داره
‫که باید درک و هضم‌شون کنه

855
00:40:06,113 --> 00:40:09,749
‫آره، همین‌طوره، هر روز
‫یه چالش جدید هست.

856
00:40:09,779 --> 00:40:11,388
‫حس می‌کنم یه "ولی"ای می‌خوای بگی

857
00:40:11,408 --> 00:40:13,076
‫قراره یه جمله‌ی "ولی"دار بگی دیگه، نه؟

858
00:40:13,116 --> 00:40:16,184
‫ولی بعدش تو رو همراهش دیدم

859
00:40:17,942 --> 00:40:22,378
‫و صد در صد مطمئن شدم
‫که اگه خودت‌هم بخوای...

860
00:40:22,408 --> 00:40:27,274
‫زندگیش اگه تو هم توش باشی
‫بهتر میشه...

861
00:40:30,281 --> 00:40:32,389
‫درست مثل زندگیِ خودم.

862
00:40:32,409 --> 00:40:36,376
‫مطمئنی این چیزی‌‍ه که می‌خوای؟

863
00:40:36,415 --> 00:40:37,924
‫شکی ندارم.

864
00:40:38,348 --> 00:40:42,344
‫::. مترجـم: سـروش ، غـزل .::
‫« Violet , SuRouSH AbG »

865
00:40:42,568 --> 00:40:46,564
‫<font face="Century Gothic" color="#۰۰۸۰۸۰"><b>Synce By: RezaBFD</b></font>

866
00:40:46,888 --> 00:40:50,885
‫«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »»
‫WwW.TakMovie.Co

