‫﻿۱
00:00:02,040 --> 00:00:03,521
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,920 --> 00:00:06,132
‫مکعبی داخل مکعب دیگه.
‫یه راه‌حل دیگه هم داره.

3
00:00:08,000 --> 00:00:09,035
‫ویلیام و میا...

4
00:00:09,080 --> 00:00:10,608
‫این مختصات رو به تیم بدین...

5
00:00:10,680 --> 00:00:12,255
‫و بعدش از استار سیتی گمشین بیرون

6
00:00:12,320 --> 00:00:15,005
‫و هر کاری میکنین دنبال من نگردین.

7
00:00:15,080 --> 00:00:16,131
‫میدونم اینا به کجا ختم میشه.

8
00:00:16,200 --> 00:00:17,467
‫به اونجا.

9
00:00:19,320 --> 00:00:22,320
‫باید از دیوار بالا بریم...

10
00:00:22,400 --> 00:00:24,403
‫به گلیدز بریم.

11
00:01:07,466 --> 00:01:08,801
‫خیلی دوستت دارم.

12
00:01:08,871 --> 00:01:10,339
‫خیلی دوستت دارم.

13
00:01:10,409 --> 00:01:12,679
‫حتی وقتی این بچه ازم
‫بیاد بیرون بیشتر دوستت دارم.

14
00:02:21,720 --> 00:02:24,435
‫حاضری

15
00:02:37,100 --> 00:02:42,700
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

16
00:02:43,100 --> 00:02:46,100
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »

17
00:02:46,560 --> 00:02:49,441
‫مامان، من اومدم.

18
00:02:49,520 --> 00:02:53,500
‫خانم "کارور" پنیری
‫که خیلی دوست داشتی رو اورده...

19
00:02:53,560 --> 00:02:56,254
‫همونی که مزه‌ش خیلی بهتر از بوشه.

20
00:02:58,160 --> 00:02:59,520
‫مامان؟

21
00:03:05,040 --> 00:03:06,521
‫مامان.

22
00:03:36,960 --> 00:03:40,452
‫- مامان، بیخیال.
‫- غریزه‌ی خوبی داری. سلام.

23
00:03:40,520 --> 00:03:42,053
‫خانم "کارور" چطوره؟

24
00:03:42,120 --> 00:03:44,561
‫مثل همیشه.

25
00:03:44,640 --> 00:03:47,298
‫باید در مورد کار همه تو شهر بهم میگفت...

26
00:03:47,360 --> 00:03:49,718
‫و سعی میکنه منو برای پسرش جور کنه.

27
00:03:49,720 --> 00:03:50,688
‫هنری"؟"

28
00:03:50,800 --> 00:03:52,170
‫نه، بزرگه.

29
00:03:52,240 --> 00:03:53,721
‫همون شیر بزدل "ست"؟

30
00:03:53,800 --> 00:03:55,614
‫بیشتر شبیه مترسک نیست؟
‫مغز نداره.

31
00:03:55,680 --> 00:03:56,971
‫به هر حال به دردت نمیخوره.

32
00:03:57,040 --> 00:03:58,248
‫کجا بودی؟

33
00:03:58,320 --> 00:03:59,606
‫خب، با تلفن حرف میزدم.

34
00:03:59,680 --> 00:04:00,984
‫یه جلسه با "اسموک تک" دارم.

35
00:04:01,040 --> 00:04:04,009
‫تا حالا فکر کردی
‫که واقعا باید بری سر کار؟

36
00:04:04,080 --> 00:04:07,237
‫میدونی، از بلومفیلد
‫بزنیم بیرون یه سر تا شهر بریم.

37
00:04:07,240 --> 00:04:08,317
‫منم میتونم باهات بیام.

38
00:04:08,320 --> 00:04:09,888
‫میدونی که شهر برامون امن نیست.

39
00:04:09,960 --> 00:04:12,853
‫اگه کسی بفهمه پدرت کیه یا تو کی هستی...

40
00:04:12,920 --> 00:04:13,947
‫درسته، باشه.

41
00:04:14,000 --> 00:04:17,281
‫اما میدونم که چقدر اون شرکت رو دوست دارم.

42
00:04:17,360 --> 00:04:19,959
‫و میدونی که بلدم از خودم محافظت کنم.
‫خودت ترتیبشو دادی.

43
00:04:19,960 --> 00:04:20,959
‫معلومه که دادم.

44
00:04:21,040 --> 00:04:22,693
‫پس اگه بابا همونطور
‫که میگی قهرمان بزرگی باشه...

45
00:04:22,760 --> 00:04:24,878
‫پس چرا نمیتونیم راحت به همه بگیم؟

46
00:04:24,880 --> 00:04:26,311
‫به این سادگیا نیست میا.

47
00:04:26,400 --> 00:04:28,441
‫فقط باید بهم تو این مورد اعتماد کنی. متاسفم.

48
00:04:29,920 --> 00:04:34,047
‫هی، داشتم فکر میکردم
‫امشب یه فیلم کلاسیک ببینیم.

49
00:04:34,120 --> 00:04:38,364
‫- مارتن "جوردن "پیل" چطوره.
‫- آره، حتما.

50
00:04:38,440 --> 00:04:40,568
‫پنیر رو رد کن بیاد.

51
00:04:47,640 --> 00:04:54,009
‫لعنتی. باشه.

52
00:05:17,120 --> 00:05:19,261
‫این دیگه چیه؟

53
00:05:41,360 --> 00:05:42,919
‫مزاحم، دسترسی رد شد.
‫آغاز پروتکا خود تخریبی.

54
00:05:42,920 --> 00:05:44,092
‫لعنتی.

55
00:05:44,120 --> 00:05:47,434
‫آغاز پروتکل خود تخریبی.

56
00:05:47,640 --> 00:05:48,802
‫مزاحم...

57
00:05:48,840 --> 00:05:50,571
‫میا، چه کار میکنی؟

58
00:05:50,640 --> 00:05:52,571
‫من چه کار میکنم؟
‫تو با اینا چه کار میکنی؟

59
00:05:52,640 --> 00:05:54,611
‫یه ثانیه دیگه توضیح میدم.

60
00:05:54,680 --> 00:05:57,129
‫هفت، شش، پنج...

61
00:05:57,200 --> 00:06:00,011
‫دسترسی آزاد شد.

62
00:06:00,080 --> 00:06:03,130
‫یه کار کوچولو ـه که
‫دارم روش کار میکنم.

63
00:06:03,200 --> 00:06:07,803
‫- برای "اسموک تک"؟
‫- نه، نه دقیقا...

64
00:06:07,880 --> 00:06:10,289
‫یه شرکت فاسد توی گلیدز هست
‫که به افشا کردنش خیلی نزدیک شدم.

65
00:06:10,320 --> 00:06:15,760
‫مثل اورواچ داری دوباره هک میکنی.

66
00:06:15,880 --> 00:06:18,077
‫خب، نه، اورواچ
‫بخشی از تیم بود باشه؟

67
00:06:18,080 --> 00:06:22,366
‫تیم ارو. و این یکی تنهایی ـه.
‫تیمی در کار نیست، هیچ پیچیدگی نداره.

68
00:06:22,440 --> 00:06:24,895
‫- تو یه شورشی هستی.
‫- نه، نه دقیقا.

69
00:06:24,960 --> 00:06:28,172
‫از نظر فنی بله، تعریفی...

70
00:06:28,240 --> 00:06:29,889
‫چند وقته که داری از من مخفیش میکنی؟

71
00:06:29,960 --> 00:06:32,235
‫- میا...
‫- میا، میتونم توضیح بدم.

72
00:06:32,240 --> 00:06:34,958
‫متوجهی که من اصلا
‫تا حالا از این شهر نرفتم بیرون؟

73
00:06:34,960 --> 00:06:37,159
‫نتونستم مثل یه بچه‌ی معمولی برم مدرسه.

74
00:06:37,160 --> 00:06:38,921
‫هیچوقت تو یه شهر واقعی نبودم.

75
00:06:39,000 --> 00:06:40,153
‫میدونم.

76
00:06:40,160 --> 00:06:41,872
‫بهم گفتی که باید اینجا قایم بشم...

77
00:06:41,920 --> 00:06:43,403
‫چون بابا گرین ارو بوده.

78
00:06:43,480 --> 00:06:44,558
‫حقیقت داره.

79
00:06:44,560 --> 00:06:45,919
‫و حالا متوجه میشم که تو داشتی...

80
00:06:45,920 --> 00:06:47,631
‫دقیقا تمام مدت همین کار رو میکردی.

81
00:06:47,640 --> 00:06:49,144
‫نه، پدرت و من بهم دیگه قول دادیم...

82
00:06:49,200 --> 00:06:51,919
‫که به جنگیدن برای این شهر ادامه بدیم...

83
00:06:52,000 --> 00:06:53,939
‫تا شهر رو برای تو و...

84
00:06:54,000 --> 00:06:56,235
‫خانواده‌ـمون بهتر کنیم.

85
00:06:56,305 --> 00:06:59,387
‫نمیتونم بشینم و کاری نکنم میا.

86
00:06:59,456 --> 00:07:01,798
‫و با اینحال دقیقا
‫بهم میگی همین کار رو بکنم.

87
00:07:01,800 --> 00:07:03,684
‫نه، نمیگم.
‫میا، این فرق داره.

88
00:07:03,688 --> 00:07:04,810
‫- واقعا؟
‫- بله.

89
00:07:04,879 --> 00:07:06,945
‫چونکه دیگه دارم چیزایی
‫که بقیه میگن رو باور میکنم...

90
00:07:07,014 --> 00:07:10,130
‫که شورشیا درست برخلاف قهرمانها هستن.

91
00:07:10,201 --> 00:07:13,181
‫- این فقط تبلیغات منفی ـه...
‫- این حرف تو ـه.

92
00:07:13,252 --> 00:07:15,838
‫و چرا باید هر حرفی که میزنی رو قبول کنم؟

93
00:07:15,840 --> 00:07:16,681
‫میا.

94
00:07:16,750 --> 00:07:18,263
‫تمام زندگیم داشتی بهم دروغ میگفتی.

95
00:07:18,331 --> 00:07:21,030
‫اصلا نمیدونم کی هستی.

96
00:07:29,828 --> 00:07:31,571
‫مامان، من میرم استار سیتی...

97
00:07:31,640 --> 00:07:35,491
‫و اینبار نمیتونی جلومو بگیری.

98
00:07:35,563 --> 00:07:38,998
‫باید تمام حقیقتو در مورد اینکه...

99
00:07:39,069 --> 00:07:41,567
‫واقعا خانواده‌ـمون کیه پیدا کنم...

100
00:07:41,638 --> 00:07:45,003
‫که باید با زندگیم چه کار کنم.

101
00:07:48,096 --> 00:07:51,704
‫دیگه کسی نمیتونست جلومو بگیره.

102
00:07:51,775 --> 00:07:54,169
‫باید مسیر خودمو بسازم.

103
00:07:54,240 --> 00:07:56,612
‫ستاره سیاه برای چیه؟

104
00:07:56,680 --> 00:08:00,588
‫مامانم یه بار بهم گفت
‫که تمام نور ستاره‌ای که می‌بینیم...

105
00:08:00,590 --> 00:08:04,901
‫اینقدر دورن که شاید
‫دیگه ستاره‌ای وجود نداشته باشه.

106
00:08:06,776 --> 00:08:10,818
‫آخرش همگی سیاه میشن و از بین میرن.

107
00:08:10,888 --> 00:08:14,529
‫میخوام همونجا باشم.

108
00:08:17,040 --> 00:08:18,692
‫این صداها چیه؟

109
00:08:19,960 --> 00:08:21,184
‫مبارزه سر جایزه.

110
00:08:25,920 --> 00:08:30,882
‫چقدر میتونی ازش پول دربیاری؟

111
00:08:31,080 --> 00:08:33,668
‫اگه ببری چند هزار تایی گیرت میاد.

112
00:08:33,737 --> 00:08:36,558
‫من نمیبازم.

113
00:08:41,677 --> 00:08:44,530
‫معلومه که میتونی روی دستت شنا بری.

114
00:08:46,062 --> 00:08:47,189
‫حاضری؟

115
00:08:47,257 --> 00:08:50,577
‫منظورت اینه که با دزدکی وارد
‫گلیدز شدن جونمونو به خطر بندازیم؟ نه.

116
00:08:50,646 --> 00:08:55,062
‫- اصلا. تو چی؟
‫- هیچ کاری بهتر از این ندارم.

117
00:08:57,688 --> 00:09:00,120
‫دوباره بگو چرا نمیتونیم از تونلها بریم.

118
00:09:02,336 --> 00:09:04,072
‫الان همه دنبال "کانریها" میگردن.

119
00:09:04,074 --> 00:09:05,406
‫ممکنه تونلها منفجر بشن.

120
00:09:05,408 --> 00:09:07,332
‫پس باید از راه سخت انجامش بدیم.

121
00:09:07,400 --> 00:09:09,316
‫میای یا نه؟

122
00:09:09,400 --> 00:09:12,819
‫خودنما.

123
00:09:15,601 --> 00:09:19,408
‫قراره شب طولانی بشه.

124
00:09:19,476 --> 00:09:22,390
‫عالیه، ۵ میلیون متر دیگه مونده.

125
00:09:22,459 --> 00:09:26,830
‫استراحت کن. وقتی
‫به گلیدز برسیم باید سریع حرکت کنیم، فلیسیتی رو پیدا کنیم...

126
00:09:26,899 --> 00:09:28,553
‫و قبل از اینکه کسی بفهمه اونجاییم بیاریمش بیرون.

127
00:09:28,622 --> 00:09:31,469
‫و منو باش فکر میکردم ازش متنفری.

128
00:09:31,537 --> 00:09:34,418
‫هیچکس به جز من نباید مامانمو بکشه.

129
00:09:34,487 --> 00:09:36,438
‫اگه پشتیبانی داشتیم راحتتر میشد.

130
00:09:36,508 --> 00:09:38,759
‫آره، خب اگه خفه بشی
‫سریعتر نفست سر جاش میاد.

131
00:09:38,827 --> 00:09:41,628
‫به نظرم اشتباه بود
‫که بقیه‌ی تیم رو با خودمون نیاوردیم.

132
00:09:41,631 --> 00:09:44,259
‫اونا تیم نیستن.
‫شورشین.

133
00:09:44,328 --> 00:09:46,446
‫آدمایی مثل اونا استار سیتی رو نابود کردن.

134
00:09:48,104 --> 00:09:50,024
‫اونطور که فکر میکنی خلافکار نیستن میا.

135
00:09:50,092 --> 00:09:52,013
‫یادمه اون موقع قهرمان بودن.

136
00:09:52,080 --> 00:09:53,532
‫فقط میخواستن شهر رو نجات بدن.

137
00:09:53,600 --> 00:09:56,552
‫- یکی داره ما رو تماشا میکنه؟
‫- چی؟

138
00:09:56,640 --> 00:09:59,189
‫تیرت رو نگه دار. مشکلی نیست.

139
00:09:59,258 --> 00:10:01,055
‫فکر میکردم نتونستی آرچر رو هک کنی.

140
00:10:01,121 --> 00:10:05,306
‫اما میتونی خودتو موقتا ناپدید کنی.

141
00:10:05,408 --> 00:10:06,451
‫خودنما.

142
00:10:08,352 --> 00:10:10,181
‫تماشا کن.

143
00:10:14,960 --> 00:10:16,510
‫تونستی ویلیام رو پیدا کنی؟

144
00:10:16,579 --> 00:10:18,162
‫باشگاه مشت‌زنی خالی بود.

145
00:10:18,231 --> 00:10:20,838
‫هر جا که اون و میا رفتن
‫دیگه خودشونن و خودشون.

146
00:10:20,908 --> 00:10:22,689
‫و تو مشکلی باهاش نداری؟

147
00:10:22,757 --> 00:10:24,606
‫دیگه به کمک من نیازی نداره.

148
00:10:24,674 --> 00:10:27,975
‫و به علاوه، فلیسیتی
‫ازمون میخواد اولویتمون پیدا کردن بمبها باشه.

149
00:10:28,044 --> 00:10:29,827
‫شهر در خطره.

150
00:10:29,894 --> 00:10:32,172
‫و شاید یکم دلت برای
‫زندگی یه شورشی تنگ شده باشه.

151
00:10:32,240 --> 00:10:34,451
‫با یه تیم کار کنی و شهر رو نجات بدی.

152
00:10:34,520 --> 00:10:35,808
‫شاید.

153
00:10:35,878 --> 00:10:37,993
‫سرنخ جدیدی از موقعیت بمبها پیدا کردی؟

154
00:10:38,062 --> 00:10:41,269
‫کلی کار پلیسی مزخرف
‫حول مرگ فلیسیتی انجام شده...

155
00:10:41,338 --> 00:10:43,156
‫مدارک گمشده و گزارشهای ناقص.

156
00:10:43,225 --> 00:10:45,043
‫پرونده‌ها هنوزم مرتب نشدن.

157
00:10:45,112 --> 00:10:46,930
‫خب، تو اداره یه رابط دارم.

158
00:10:46,998 --> 00:10:49,445
‫اگه کسی پول داده تا اینطوری پیش بره اون
‫حتما در موردش خبر داره.

159
00:10:49,514 --> 00:10:52,027
‫- چی، منظورت آنسون ـه؟
‫- آره.

160
00:10:52,096 --> 00:10:53,412
‫فکر میکردم تو  رو ول کرده.

161
00:10:53,480 --> 00:10:54,787
‫درسته.

162
00:10:54,858 --> 00:10:56,581
‫به خاطر همین شما دو تا رو لازم دارم.

163
00:11:07,132 --> 00:11:10,611
‫- خیلی جرات داری که اومدی اینجا.
‫- تلفنتو جواب نمیدادی.

164
00:11:10,684 --> 00:11:12,129
‫دفعه‌ی بعد، حواست باشه.

165
00:11:12,200 --> 00:11:15,481
‫بهت گفتم که دیگه نمیتونم کمکت کنم، به خصوص الان.

166
00:11:15,549 --> 00:11:18,133
‫- اطلاعات لازم دارم.
‫- در مورد چی؟

167
00:11:18,203 --> 00:11:23,042
‫- قتل فلیسیتی اسموک.
‫- نمیتونم کمکی بهت بکنم.

168
00:11:23,110 --> 00:11:25,993
‫جواب اشتباه.

169
00:11:31,865 --> 00:11:33,423
‫میخوای منو بترسونی؟

170
00:11:33,490 --> 00:11:35,080
‫راستش امیدوار بودم به اینجا نرسه.

171
00:11:35,149 --> 00:11:36,772
‫پس چرا هر چیزی
‫که میدونی رو بهم نمیگی آنسون؟

172
00:11:36,840 --> 00:11:38,628
‫شرکت ایدن.

173
00:11:38,698 --> 00:11:41,248
‫به اداره پلیس پول دادن تا مرگ اسموک رو جعل کنه...

174
00:11:41,317 --> 00:11:42,707
‫و ردپاها رو از بین ببره.

175
00:11:42,777 --> 00:11:44,806
‫شرکت ایدن ماه‌هاست که دیگه فعال نیست.

176
00:11:44,807 --> 00:11:45,439
‫خب فعلا که هستن.

177
00:11:45,441 --> 00:11:48,710
‫و نمیخوان کسی در موردش بدونه...

178
00:11:48,812 --> 00:11:51,130
‫احتمالا دوباره میخوان
‫شهرها رو بمباران هسته‌ای کنن.

179
00:11:51,200 --> 00:11:52,621
‫نمیدونم.

180
00:11:52,688 --> 00:11:53,882
‫بهمون بگو کجان.

181
00:11:53,949 --> 00:11:57,118
‫گلیدز.
‫گلکسی یکی از پوششهاشونه.

182
00:12:11,840 --> 00:12:12,634
‫رُی. رُی!

183
00:12:13,640 --> 00:12:15,631
‫بس کن!

184
00:12:15,720 --> 00:12:17,761
‫بس کن!

185
00:12:20,040 --> 00:12:21,694
‫زود باش. وقت رفتنه.

186
00:12:21,760 --> 00:12:23,566
‫وقت رفتنه.

187
00:12:27,286 --> 00:12:30,231
‫پس این نیمه‌ی دیگه اینطوری زندگی میکنن.

188
00:12:30,300 --> 00:12:32,876
‫متاسفانه، استار سیتی
‫زمانی خیلی شبیه اینجا بود.

189
00:12:32,945 --> 00:12:35,521
‫اینا مختصات نوار فلیسیتی هستن...

190
00:12:35,591 --> 00:12:38,469
‫که یعنی یه جایی همینجاهاست
‫و امیدوارم زنده باشه.

191
00:12:38,538 --> 00:12:41,650
‫گلکسی وان یکی از
‫ثروتمندترین شرکتهای دنیاست...

192
00:12:41,720 --> 00:12:43,182
‫و به شدت محافظت شده‌س.

193
00:12:43,251 --> 00:12:45,146
‫نمیذارن به همین راحتی بریم تو.

194
00:12:45,215 --> 00:12:49,640
‫راستش دقیقا همین کار رو میکنن.

195
00:12:53,736 --> 00:12:55,465
‫اوه، این مسخره‌س.

196
00:12:55,534 --> 00:12:57,462
‫باید قیافه‌ـمون به نقش
‫بخوره خانم دستیار مدیر.

197
00:12:57,532 --> 00:12:59,860
‫شکی نیست که من بالاتر از دستیارتم.

198
00:12:59,928 --> 00:13:01,557
‫و منظور منم این نبود.

199
00:13:01,626 --> 00:13:03,088
‫ما بچه‌ی شورشیا هستیم.

200
00:13:03,157 --> 00:13:04,753
‫به محض اینکه ما رو اسکن کنن، کارمون تمومه.

201
00:13:04,821 --> 00:13:06,450
‫فامیلم دیگه کلیتون نیست.

202
00:13:06,520 --> 00:13:07,667
‫و به علاوه تمام تمرکز...

203
00:13:07,668 --> 00:13:10,555
‫روی منه، مدیر، پس فقط
‫نقش بازی کن.

204
00:13:10,622 --> 00:13:13,896
‫مگه ازت نخواستم برام سوابق
‫مالی ادغام برنان رو بفرستی؟

205
00:13:13,965 --> 00:13:15,483
‫باید همونجا باشه.

206
00:13:15,552 --> 00:13:18,104
‫ازت میخوام قرارمو
‫با بخش اپتیک در ساعت ۱۲ رو دوباره برنامه‌ریزی کنی.

207
00:13:18,106 --> 00:13:20,371
‫- قربان، باید اسکن بشین.
‫- آزه، آره، آره.

208
00:13:20,373 --> 00:13:22,895
‫پس قرار ۱۲ رو برای ۳ بنداز
‫تا زمان برای دیدن جکسون در آزمایشگاه در ساعت یک باشه...

209
00:13:22,899 --> 00:13:25,166
‫و بعدش وقت صبحمو خالی کن
‫تا آزمایشگاه آرانددی جکسون رو بررسی کنم.

210
00:13:25,167 --> 00:13:30,969
‫برای شناسایی آماده بشین.
‫تطابق دی.ان.ای کامل شد. ادامه بدین.

211
00:13:31,037 --> 00:13:33,318
‫- هی، منو معطل کردی.
‫- باید اسکن باشه.

212
00:13:33,386 --> 00:13:34,971
‫مسخره بازی درنیار.
‫اون فقط دستیارمه. بهم اعتماد کن...

213
00:13:35,040 --> 00:13:36,930
‫قربان.

214
00:13:41,680 --> 00:13:44,193
‫برای شناسایی آماده بشین.

215
00:13:44,320 --> 00:13:47,098
‫دسترسی رد شد.

216
00:13:47,162 --> 00:13:49,721
‫- باید باهامون بیاین خانم.
‫- اگه نیام چی؟

217
00:13:49,786 --> 00:13:50,943
‫- قرنطینه.
‫- دستها بالا.

218
00:13:50,948 --> 00:13:54,406
‫- مشکلی نیست رفقا.
‫- قرنطینه.

219
00:13:54,471 --> 00:13:57,530
‫- ایشون با منن.
‫- قرنطینه.

220
00:13:57,594 --> 00:13:59,778
‫ببخشید مامور هاوک.
‫نمیدونستیم از افراد شماست.

221
00:13:59,842 --> 00:14:03,182
‫میدونم. نکته‌ـشم همینه.

222
00:14:04,591 --> 00:14:07,039
‫تطابق دی.ان.ای کامل شد.
‫ادامه بدین.

223
00:14:07,040 --> 00:14:09,298
‫تو دیگه کی هستی؟

224
00:14:12,989 --> 00:14:15,068
‫از بازار دارم شماها رو تعقیب میکنم.

225
00:14:15,153 --> 00:14:17,359
‫وقتی فهمیدم که دارین میاین این سمت...

226
00:14:17,444 --> 00:14:19,240
‫شروع به جمع کردن
‫مدارک لازم برای دسترسی کردم.

227
00:14:19,326 --> 00:14:20,595
‫به عنوان یه مامور برای نایت‌واچ؟

228
00:14:20,597 --> 00:14:23,490
‫که مثلا چیه، نسخه خوب آرگوس؟

229
00:14:23,567 --> 00:14:25,462
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.

230
00:14:25,541 --> 00:14:28,627
‫ببین، میخواستم حقیقتو
‫بهتون بگم اما نتونستم. چاره‌ای نداشتم.

231
00:14:31,459 --> 00:14:33,802
‫- چرا داشتی.
‫- میا!

232
00:14:33,878 --> 00:14:38,879
‫بهت اعتماد کردم، اما
‫تنها کاری که کردی این بود که مثل همه بهم دروغ بگی.

233
00:14:38,881 --> 00:14:43,961
‫- ببین من متاسفم.
‫- هیچکدومش واقعی بود؟

234
00:14:44,040 --> 00:14:46,713
‫همه‌ش.

235
00:14:46,787 --> 00:14:49,754
‫باشه، با اینکه عاشق
‫مشکلات عاطفیم...

236
00:14:49,756 --> 00:14:51,389
‫اونم وقتی مال خودم نباشه، فکر میکنین...

237
00:14:51,461 --> 00:14:54,206
‫بهتر نیست رو کارمون
‫تمرکز کنیم و خودمونو لو ندیم؟

238
00:14:54,280 --> 00:14:56,331
‫ممنون.

239
00:14:57,600 --> 00:14:59,990
‫باشه، مامور مخفی.
‫از اینجا چی میدونی؟

240
00:15:00,040 --> 00:15:01,667
‫باشه، در مورد این ساختمون تحقیق کردم.

241
00:15:01,736 --> 00:15:04,584
‫یه سری طبقه‌های زیرین هست
‫که مردم ازش خبر ندارن.

242
00:15:04,655 --> 00:15:06,348
‫خب، حتما مامان رو اونجا نگه میدارن.

243
00:15:06,419 --> 00:15:09,334
‫- چطوری بریم اونجا؟
‫- با نشونم نمیشه به اونجا رسید.

244
00:15:09,405 --> 00:15:12,884
‫فقط چند نفر هستن که
‫به اونجا دسترسی دارن و براساس دی.ان.ای ـه.

245
00:15:12,886 --> 00:15:15,441
‫خب، با آدمی که اینجا رو اداره
‫میکنه ملاقات کردم، کوین دیل.

246
00:15:15,511 --> 00:15:17,647
‫خب اگه کسی دسترسی داشته باشه، خود اونه.

247
00:15:17,716 --> 00:15:21,832
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫دی.ان.ایـشو بدزدیم و کپیش کنیم. آسونه.

248
00:15:21,834 --> 00:15:26,570
‫راستش هست. ببین من دستگاه‌ـشو دارم.
‫تو فقط باید یه نمونه گیر بیاری.

249
00:15:26,640 --> 00:15:27,905
‫صبر کن. من؟

250
00:15:29,676 --> 00:15:31,908
‫نه، نه. باید مخفیانه انجام بشه.
‫من همچین کاری نمیکنم.

251
00:15:31,978 --> 00:15:35,345
‫،خب،  خوش به حالت
‫خواهرت انجامش میده.

252
00:15:35,414 --> 00:15:38,414
‫عالیه، طبقات زیرین رو
‫پیدا میکنم تا وقتی که با دیل سرگرمین.

253
00:15:38,484 --> 00:15:41,151
‫بعدش میام سراغتون.

254
00:15:42,720 --> 00:15:46,321
‫یه شیرجه عمیق به درون گلکسی بزنیم.
‫ببینیم میتونیم...

255
00:15:50,560 --> 00:15:53,210
‫رنه؟

256
00:15:53,320 --> 00:15:55,751
‫- بابا.
‫- "لعنت بهت "زویی.

257
00:15:55,800 --> 00:15:59,566
‫میدونستم که خودتو با "کانری"ـها قاطی کردی اما...

258
00:15:59,640 --> 00:16:01,817
‫فکر نمیکردم یکی از اونا شده باشی.

259
00:16:01,880 --> 00:16:04,012
‫نه تنها از دخترم فاصله نگرفتی...

260
00:16:04,080 --> 00:16:06,931
‫بلکه رُی رو هم وارد این جریان کردی.

261
00:16:07,005 --> 00:16:10,456
‫- فکر نمیکردم زنده باشی.
‫- منم از دیدنت خوشحالم.

262
00:16:10,529 --> 00:16:12,746
‫راستی تو محله‌ی پست
‫استار سیتی چرا پرسه میزنی؟

263
00:16:12,818 --> 00:16:15,846
‫هنوزم میدونم دارین دنبال بمبها میگردین.

264
00:16:15,920 --> 00:16:17,527
‫و باید دست نگه دارین.

265
00:16:17,593 --> 00:16:19,961
‫تو از قبل میدونستی که
‫پشت همه‌ی اینا گلکسی ـه، مگه نه؟

266
00:16:20,025 --> 00:16:23,561
‫اینجا بخشی ـه که
‫مثلا باید بهم بگی اشتباه میکنم...

267
00:16:23,626 --> 00:16:28,377
‫،که پدرم، یک شورشی سابق
‫با آدم بدا کار نمیکنه.

268
00:16:28,378 --> 00:16:29,518
‫نقشه‌های بمبی که دیدی...

269
00:16:29,520 --> 00:16:33,879
‫اونا مرحله‌ی اول از چیزی هستن
‫که اسمشو پروژه‌ی اصلاح استار سیتی گذاشتیم.

270
00:16:33,880 --> 00:16:35,921
‫- خدای من.
‫- تو هم دست داری.

271
00:16:36,000 --> 00:16:38,542
‫- اونطور که فکر میکنی نیست.
‫- واقعا؟

272
00:16:38,600 --> 00:16:41,019
‫چون محو کردن تمام یک شهر
‫به نظر نسل‌کشی میاد.

273
00:16:41,080 --> 00:16:44,700
‫ببین، جریان اصلا نابود کردن استار سیتی نیست.

274
00:16:44,702 --> 00:16:47,139
‫میخوایم کاری که در گلیدز کردیم رو گسترش بدیم.

275
00:16:47,209 --> 00:16:51,599
‫و با کمک گلکسی
‫میتونم در زمان خیلی کمتری انجامش بدم.

276
00:16:51,668 --> 00:16:55,990
‫قبل از اینکه اتفاقی بیافته
‫همه در امنیت کامل تخلیه میشن.

277
00:16:56,061 --> 00:16:59,497
‫چطوره که این همه پیر شدی
‫اما عقلت زیاد نشده؟

278
00:16:59,566 --> 00:17:01,504
‫دارن بازیت میدن رنه.

279
00:17:01,575 --> 00:17:06,170
‫- گلکسی فقط یه شرکت پوششی برای ایدن ـه.
‫- شرکت ایدن دیگه وجود نداره.

280
00:17:06,240 --> 00:17:08,092
‫و حتی اگه داشت...

281
00:17:08,168 --> 00:17:11,985
‫اگه گلکسی توسط یه سازمان
‫تروریستی اداره میشد، من می‌فهمیدم.

282
00:17:12,063 --> 00:17:16,362
‫درست همونطور که فهمیدی گلکسی
‫به پلیسا پول داده تا مرگ فلیسیتی رو جعل کنن؟

283
00:17:16,439 --> 00:17:19,404
‫آره.
‫آره، اون هنوز زنده‌س رنه.

284
00:17:19,480 --> 00:17:22,603
‫گلکسی دشمن نیست.

285
00:17:22,680 --> 00:17:27,927
‫اونا کاری به جز حمایت و
‫نوع‌دوستی نکردن.

286
00:17:28,000 --> 00:17:29,448
‫عزیزم، خودت دیدیش.

287
00:17:29,480 --> 00:17:33,780
‫آره، اما اجازه ندادم
‫این مسئله منو کور کنه.

288
00:17:33,850 --> 00:17:37,876
‫تو همیشه بهم میگفتی
‫که به غریزه‌ـم اعتماد کنم. سر غریزه خودت چی اومده؟

289
00:17:37,947 --> 00:17:39,822
‫باید چشماتو باز کنی "رنه.

290
00:17:39,894 --> 00:17:42,247
‫کردم...

291
00:17:42,318 --> 00:17:45,901
‫و قبلا باور داشتم که
‫شورشی بودن به حل مشکلات کمک میکنه.

292
00:17:45,971 --> 00:17:48,632
‫تو و من هر دو میدونیم
‫که به این سادگیا نیست.

293
00:17:48,703 --> 00:17:54,197
‫لطفا بیخیالش شو.

294
00:17:54,267 --> 00:17:57,270
‫پدری که میشناختم، اون قهرمان...

295
00:17:57,340 --> 00:18:00,103
‫هیچوقت بیخیالش نمیشد.

296
00:18:02,461 --> 00:18:06,010
‫تو شاید اون قهرمان رو فراموش کرده باشی....

297
00:18:06,080 --> 00:18:08,866
‫اما من نکردم.

298
00:18:14,671 --> 00:18:17,554
‫ممنون که اینقدر زود
‫قبول کردین ما رو ببینین آقای دیل.

299
00:18:17,621 --> 00:18:21,281
‫وقتی مدیر هریس کانسولیدتد
‫زنگ میزنه باید جواب بدی.

300
00:18:21,348 --> 00:18:22,869
‫و لطفا کوین صدام کنین.

301
00:18:25,466 --> 00:18:27,343
‫برای شما و دستیارتون چیزی بیارم؟

302
00:18:27,410 --> 00:18:30,520
‫راستش، من همکارشم.

303
00:18:30,588 --> 00:18:34,054
‫همکارم، خانم مارگو
‫و من بدمون نمیاد یکم قهوه بخوریم.

304
00:18:34,120 --> 00:18:35,689
‫سه فنجون قهوه همیشگی.

305
00:18:38,540 --> 00:18:40,861
‫خب چه خدمتی ازم برمیاد؟

306
00:18:40,929 --> 00:18:42,433
‫شایعات رو شنیدم که...

307
00:18:42,500 --> 00:18:44,069
‫تو با شرکت داروسازی هلسیان کار میکنی.

308
00:18:44,136 --> 00:18:45,770
‫قرار نیست در موردش حرفی زده بشه.

309
00:18:45,839 --> 00:18:48,814
‫دارم برای اکتساب احتمالی
‫شرکتشونو ارزیابی میکنم...

310
00:18:48,882 --> 00:18:50,942
‫و امیدوار بودم کمی اطلاعات بهم بدی.

311
00:18:51,010 --> 00:18:55,197
‫قبل از اینکه رازهامو برملا کنم
‫چطور یکی از رازهای خودتو بهم بگی؟

312
00:18:55,265 --> 00:18:57,063
‫چطور تونستی به این سرعت...

313
00:18:57,130 --> 00:18:59,092
‫خودتو به هریس کانسولیدتد برسونی؟

314
00:18:59,160 --> 00:19:01,712
‫ای کاش میتونستم بگم
‫که همه‌ش یه نقشه‌ی نبوغ‌آمیز بوده...

315
00:19:01,782 --> 00:19:03,796
‫اما راستش فقط شانس اوردم.

316
00:19:03,865 --> 00:19:06,619
‫یه سرمایه‌گذار فرشته هوامو داشت.

317
00:19:06,689 --> 00:19:08,736
‫باید بهم بگی کی بوده.

318
00:19:08,806 --> 00:19:10,788
‫سرمایه شهر امرالدز.

319
00:19:10,856 --> 00:19:15,559
‫اما هر کسی که هستن
‫میخوان ناشناس بمونن.

320
00:19:15,629 --> 00:19:18,517
‫پس حالا که رازمو بهت گفتم...

321
00:19:18,586 --> 00:19:21,206
‫در مورد هالسیان بهم بگو.

322
00:19:21,275 --> 00:19:24,970
‫قرارهامونو نهایی کردیم.
‫اونا با فلسفه‌ی کنار نیومدن.

323
00:19:25,040 --> 00:19:26,965
‫که چیه؟

324
00:19:27,033 --> 00:19:29,023
‫میخوایم دنیا رو عوض کنیم.

325
00:19:29,092 --> 00:19:33,507
‫با کوته‌بینی و کوته‌فکری نمیشه این کار رو کرد.

326
00:19:33,576 --> 00:19:36,861
‫میدونی در مورد آدمای بی‌تاب چی میگن، نه؟

327
00:19:36,931 --> 00:19:40,582
‫رویاپردازنی با دستهای بیکار.

328
00:19:40,650 --> 00:19:42,674
‫بهتون اطمینان میدم آقای هریس.

329
00:19:42,743 --> 00:19:45,131
‫هیچکس منو تا حالا به بیکار بودن متهم نکرده بود.

330
00:19:45,200 --> 00:19:47,218
‫ها.

331
00:19:47,286 --> 00:19:51,623
‫آقای هریس، توی دفتر یه مشکلی پیش اومده.

332
00:19:51,692 --> 00:19:54,837
‫خیلی متاسفم کوین.
‫زندگی یه مدیر همینه.

333
00:19:54,904 --> 00:19:56,260
‫درکت میکنم.

334
00:19:56,329 --> 00:19:58,413
‫در تماس باش.

335
00:19:58,481 --> 00:20:00,963
‫حتما دلش میخواد در تماس باشه.

336
00:20:08,252 --> 00:20:10,138
‫جستجو در چه حاله؟

337
00:20:10,207 --> 00:20:14,874
‫خب، علم بر این‌که گلکسی پشت قضیه‌ست
‫بازه‌ی جستجویی‌مون رو خیلی کوچیک می‌کنه.

338
00:20:14,943 --> 00:20:19,478
‫،اگه بمب‌ها رو توی گلیدز انبار کنن
‫توی مقر فرماندهی این کارو می‌کنن.

339
00:20:19,547 --> 00:20:26,037
‫این‌که بابات توی این ماجرا دست داره
‫حتماً خیلی برات سخته.

340
00:20:26,040 --> 00:20:26,845
‫من خوبم.

341
00:20:28,498 --> 00:20:31,223
‫هر وقت آماده‌ی رفتن شدی
‫بهم بگو، خب؟

342
00:20:39,646 --> 00:20:42,473
‫خیله‌خب. این ورودی
‫به زیر طبقات‌‍ه.

343
00:20:42,543 --> 00:20:44,764
‫تنها بخش آسانسور
‫ثبت‌نشده در ساختمونه.

344
00:20:44,833 --> 00:20:48,367
‫اسکنر دی‌ان‌ای تمام‌بدنِ یهویی‌شون
‫قضیه رو لو نداد؟

345
00:20:48,438 --> 00:20:50,625
‫ولی این وسیله چطوری می‌خواد
‫یه اسکن کامل رو دور بزنه؟

346
00:20:50,694 --> 00:20:52,073
‫داشته باش.

347
00:20:58,475 --> 00:21:02,864
‫ببینم داره امضاء دی‌ان‌ای رو کپی می‌کنه؟
‫چطوری؟

348
00:21:02,972 --> 00:21:04,350
‫رموز کاریه.

349
00:21:15,400 --> 00:21:17,655
‫تی‌تاپی چیزی می‌خوای؟

350
00:21:17,723 --> 00:21:18,900
‫خیله‌خب. حاضر شید.

351
00:21:18,970 --> 00:21:20,853
‫اصلاً معلوم نیست
‫چی انتظارمون رو می‌کشه

352
00:21:20,924 --> 00:21:23,818
‫همین‌جا توی آسانسور بمون.
‫خب؟

353
00:21:23,887 --> 00:21:27,051
‫می‌دونی، واقعاً دارم از این لحظات
‫خواهر برادریِ احساسی‌مون لذت می‌برم.

354
00:21:27,120 --> 00:21:29,071
‫فقط این‌که زنده‌ت بیشتر به دردم می‌خوره

355
00:21:29,141 --> 00:21:32,372
‫ببخشید. یعنی تو به من اهمیت میدی؟

356
00:21:32,442 --> 00:21:36,177
‫آره. شاید.
‫تازه فقط هم من نیستم.

357
00:21:36,247 --> 00:21:40,420
‫،اون سرمایه‌گذار فرشته‌ت رو یادته
‫سرمایه شهر امرالدز؟

358
00:21:40,490 --> 00:21:42,609
‫فکر کنم مامان یه دستی
‫تو اون قضیه داشته.

359
00:21:42,680 --> 00:21:44,360
‫منظورت چیه؟

360
00:21:44,426 --> 00:21:47,108
‫خب، امرالد همون شهر امرالد.

361
00:21:48,663 --> 00:21:50,956
‫جادوگر شهر آز" داستان موردعلاقه‌ی مامان بود"

362
00:21:51,024 --> 00:21:53,867
‫بچه که بودم مدام می‌خوندیمش

363
00:21:53,933 --> 00:21:57,067
‫به گمونم جدی‌جدی تمام این مدت
‫حواسش بهت بوده.

364
00:22:05,640 --> 00:22:07,007
‫علیک.

365
00:22:44,920 --> 00:22:46,005
‫میا.

366
00:22:50,360 --> 00:22:51,752
‫مامان.

367
00:22:54,240 --> 00:22:55,958
‫واقعاً زنده‌ای پس

368
00:22:56,054 --> 00:22:59,822
‫بهتون گفتم که نیاید

369
00:23:02,264 --> 00:23:04,169
‫پیامم واضح نبود؟

370
00:23:04,266 --> 00:23:05,986
‫می‌خواستم جفت‌تون
‫،از استارسیتی برید

371
00:23:06,080 --> 00:23:07,669
‫نه که بیاید به گلیدز.

372
00:23:07,739 --> 00:23:09,891
‫عجب. خدایی؟
‫".نمی‌گی "سلام، بچه‌ها، مرسی که اومدید دنبالم

373
00:23:09,959 --> 00:23:12,046
‫اون مختصات رو نذاشتم
‫که شما رو به من برسونه.

374
00:23:12,114 --> 00:23:15,235
‫اونا مختصات یه کُپه بمبه
‫که توی این ساختمان مخفی شده.

375
00:23:15,237 --> 00:23:17,165
‫واسه همین بهتون گفتم
‫که بدین‌شون به روی و داینا.

376
00:23:17,166 --> 00:23:20,015
‫،خب، حالا که اینجاییم
‫اشکالی نداره تو رو هم از اونجا در بیاریم؟

377
00:23:20,084 --> 00:23:23,827
‫انگاری این تحت یه‌جور
‫رمز عبور دی‌اِن‌اِی‌ای کار می‌کنه.

378
00:23:23,896 --> 00:23:26,148
‫یه لحظه وایسید

379
00:23:34,373 --> 00:23:37,620
‫چه‌قدر خوشحالم که می‌بینمت

380
00:23:42,164 --> 00:23:43,952
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

381
00:23:44,020 --> 00:23:46,207
‫اتفاقاً می‌ترسیدم که
‫نخوای ببینیم...

382
00:23:46,274 --> 00:23:47,731
‫بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد.

383
00:23:47,800 --> 00:23:50,017
‫واقعاً شرمنده‌م، ویلیام

384
00:23:50,086 --> 00:23:52,932
‫باشه، خب، نمی‌خوام بپرم وسط
‫ولی باید سریع از اینجا خارج شیم

385
00:23:53,000 --> 00:23:55,548
‫قبل این‌که کسی متوجه شه
‫با اون نگهبان‌ها چی‌کار کردیم.

386
00:23:55,618 --> 00:23:57,603
‫من نمی‌تونم تا اون بمب‌ها خنثی نشدن
‫از اینجا برم.

387
00:23:57,672 --> 00:24:01,081
‫همین‌الان از خطر نجات پیدا کردی
‫و دوباره می‌خوای برگردی تو دل شیر؟

388
00:24:01,150 --> 00:24:02,548
‫مثل همیشه.

389
00:24:02,615 --> 00:24:06,292
‫ترجیح می‌دی بری قهرمان‌بازی در بیاری
‫تا کاری رو کنی که به نفع دخترته.

390
00:24:06,360 --> 00:24:07,040
‫میا.

391
00:24:07,067 --> 00:24:09,107
‫- میا، بی‌خیال دیگه.
‫- تو دخالت نکن.

392
00:24:09,154 --> 00:24:13,727
‫مامان، یک بارم که شده
‫خانواده‌ت رو بذار تو اولویت.

393
00:24:13,800 --> 00:24:16,010
‫،قهرمان‌بودن، میا

394
00:24:16,076 --> 00:24:18,612
‫یعنی جون بقیه رو

395
00:24:18,679 --> 00:24:23,557
‫،نسبت به خودت در اولویت قرار بدی
‫حتی خانواده‌ت.

396
00:24:23,625 --> 00:24:25,509
‫بخاطر همینم بود که کارم
‫رو ازت مخفی می‌کردم

397
00:24:25,577 --> 00:24:28,861
‫تا بتونم دربرابر گرفتنِ همچین
‫تصمیمات سختی ازت محافظت کنم.

398
00:24:28,928 --> 00:24:30,813
‫باید از همون اول
‫حقیقت رو بهم می‌گفتی

399
00:24:30,880 --> 00:24:32,205
‫حق با تو بود.

400
00:24:32,280 --> 00:24:34,646
‫واقعاً شرمنده‌م

401
00:24:34,760 --> 00:24:37,299
‫قهرمان‌بودن هدف زندگی منه.

402
00:24:38,600 --> 00:24:39,864
‫نمی‌تونم برم.

403
00:24:39,920 --> 00:24:41,885
‫پس منم می‌خوام کمک کنم

404
00:24:43,320 --> 00:24:46,338
‫- خدایی؟
‫- ببخشید، ولی حق با اونه.

405
00:24:48,160 --> 00:24:51,291
‫- کجا بریم؟
‫- زیر طبقۀ بعدی.

406
00:24:51,360 --> 00:24:54,518
‫،خب، اگه می‌خواید برید
‫این نیازتون می‌شه.

407
00:24:54,600 --> 00:24:56,386
‫مرسی.

408
00:25:05,040 --> 00:25:07,279
‫- ببین، میا...
‫- هیچی نگو.

409
00:25:16,080 --> 00:25:17,598
‫خوبی؟

410
00:25:17,669 --> 00:25:20,404
‫آره، عادت دارم باعث ناامیدیش باشم.

411
00:25:20,474 --> 00:25:23,344
‫مواد منفجره در انتهای شرقی
‫ساختمون انبار شدن.

412
00:25:23,414 --> 00:25:25,660
‫- نگهبانی هم تو راه‌مون هست؟
‫- ،به‌نظر خبری نیست

413
00:25:25,662 --> 00:25:30,983
‫بجز سه تا نشان حرارتی
‫که دارن یه‌راست میان سمت ما.

414
00:25:33,253 --> 00:25:35,005
‫باید درست بالا سرمون باشن

415
00:25:44,640 --> 00:25:47,147
‫زویی؟

416
00:25:47,240 --> 00:25:49,745
‫پیداش کردی

417
00:25:54,499 --> 00:25:57,458
‫چه‌قدر خوشحالم که
‫زنده می‌بینمت.

418
00:26:04,817 --> 00:26:07,647
‫می‌تونستی بهمون بگی
‫که تو یه تیم‌ایم.

419
00:26:07,648 --> 00:26:09,095
‫"،برای نفوذ به "ادن کورپس
‫باید تبدیل به "حسابگر" می‌شدم.
‫[ ماشین‌حساب: کارکتر پدر فلیسیتی ]

420
00:26:09,164 --> 00:26:10,757
‫تنها راهش همین بود.

421
00:26:10,823 --> 00:26:12,448
‫انگاری نقشه‌ت یکم زیادی
‫خوب پیش رفته.

422
00:26:12,517 --> 00:26:15,052
‫خب، خوشحالم که تیم قدیمی‌ام
‫اومده کمک.

423
00:26:15,120 --> 00:26:16,429
‫مرسی که به ویلیام کمک کردین

424
00:26:16,480 --> 00:26:17,856
‫میا کجاست؟

425
00:26:17,920 --> 00:26:20,416
‫میا...

426
00:26:20,480 --> 00:26:22,874
‫خیلی شبیه پدرشه.

427
00:26:22,960 --> 00:26:26,456
‫راستی، ببخشید که چیزی
‫از میا بهتون نگفتم.

428
00:26:26,520 --> 00:26:28,020
‫بچه‌ها؟

429
00:26:28,091 --> 00:26:30,069
‫از اینجا تا بمب‌ها امن و امانه.

430
00:26:30,141 --> 00:26:32,734
‫زودباشید. باید سریع بریم.

431
00:26:34,340 --> 00:26:36,181
‫تو نمی‌خواستی باهاشون بری؟

432
00:26:36,253 --> 00:26:38,949
‫عزیز من. من فقط برای کمک
‫به تو اومدم اینجا.

433
00:26:39,019 --> 00:26:43,797
‫صحیح. چون به بابا جونت قول دادی.

434
00:26:43,867 --> 00:26:46,528
‫می‌دونی، واقعاً نمی‌دونم
‫کدوم بدتره.

435
00:26:46,600 --> 00:26:48,686
‫این دروغ‌ها

436
00:26:48,755 --> 00:26:51,305
‫یا این‌که واقعاً فکر می‌کردی
‫من نیازی به محافظت داشتم.

437
00:26:51,374 --> 00:26:53,659
‫میا، می‌دونم که خودت
‫از پس خودت بر میای.

438
00:26:53,728 --> 00:26:55,482
‫پس واسه چی همه‌ش
‫دور و برمی؟

439
00:26:55,552 --> 00:26:57,770
‫چون برام مهمی.

440
00:26:57,839 --> 00:27:00,058
‫،باشه. می‌خواستم حقیقت ماجرا رو بهت بگم

441
00:27:00,126 --> 00:27:02,412
‫ولی می‌دونستم لحظه‌ای
‫که همه‌چیز رو بهت بگم

442
00:27:02,480 --> 00:27:04,139
‫ازم متنفر می‌شی.

443
00:27:04,208 --> 00:27:07,984
‫و هر روز، فقط سخت و سخت‌تر می‌شد.

444
00:27:08,052 --> 00:27:10,494
‫پس فکر بکرت اینه

445
00:27:10,561 --> 00:27:12,156
‫که همین‌طوری تا ابد
‫متوجه نمی‌شدم.

446
00:27:12,224 --> 00:27:14,698
‫اصلاً می‌دونی فهمیدنِ این‌که

447
00:27:14,765 --> 00:27:17,598
‫کل رابطه‌ای که با یکی داشتی

448
00:27:17,664 --> 00:27:18,933
‫پایه و اساس دروغین داشته
‫چه حسی به آدم میده؟

449
00:27:19,000 --> 00:27:24,705
‫نه، باشه؟ می‌دونم داشتن
‫مامان‌بابای قهرمان چطوریه.

450
00:27:24,800 --> 00:27:27,590
‫خیلی گنده.

451
00:27:27,656 --> 00:27:30,319
‫پسر، من همیشه از بابام می‌پرسیدم

452
00:27:30,385 --> 00:27:32,826
‫که اصلاً واسه چی منُ
‫به فرزند خوندگی گرفتن

453
00:27:32,892 --> 00:27:35,428
‫اگه خودش و مامانم
‫قرار نبود هیچ‌وقت پیشم باشن.

454
00:27:35,494 --> 00:27:38,887
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫بزرگتر که شدم، فهمیدم...

455
00:27:38,953 --> 00:27:40,886
‫بهشون افتخار می‌کنم.

456
00:27:40,952 --> 00:27:44,631
‫به این موضوع که بقیه‌ی دنیا
‫رو به تو ارجعیت می‌دادن افتخار می‌کردی؟

457
00:27:44,697 --> 00:27:47,456
‫باشه، خب به اینجاش نه.
‫ولی...

458
00:27:47,521 --> 00:27:54,373
‫قدرت زیاد وظیفه‌شناسیِ زیاد هم می‌طلبه، نه؟

459
00:27:54,440 --> 00:27:55,966
‫بی‌خیال دیگه! مرد عنکبوتی؟

460
00:27:56,036 --> 00:27:57,727
‫خیلی اهل کتاب کمیک نیستم.

461
00:27:57,797 --> 00:28:02,747
‫باشه، منظورم اینه که قضیه
‫برای بچه‌های ابرقهرمانان هم همین‌طوریه

462
00:28:02,815 --> 00:28:05,770
‫و باید یاد بگیریم که
‫والدین‌مون رو تقسیم کنیم

463
00:28:05,840 --> 00:28:08,097
‫و یکم کمتر خودخواه باشیم.

464
00:28:08,200 --> 00:28:09,540
‫معلومه که تو همچین حرفی می‌زنی

465
00:28:09,615 --> 00:28:12,626
‫تو از بچگی‌ت تمرینِ
‫قهرمان‌شدن می‌کردی.

466
00:28:12,700 --> 00:28:14,477
‫خب، تو هم همین‌طور.

467
00:28:14,552 --> 00:28:16,692
‫تنها فرقش اینه که
‫،به من فرصتِ انتخاب داده شد

468
00:28:16,767 --> 00:28:19,124
‫و به تو هیچ‌وقت این
‫حق انتخاب داده نشد...

469
00:28:19,200 --> 00:28:21,558
‫تا امروز.

470
00:28:26,450 --> 00:28:28,842
‫اینم از انگیزۀ پنهونی‌ت.

471
00:28:28,912 --> 00:28:33,900
‫،ببین، میا، اگه از اون در بری بیرون
‫دقیقاً کاری رو می‌کنی که فلیسیتی می‌خواد.

472
00:28:33,969 --> 00:28:36,866
‫باشه، می‌خوای بری؟
‫می‌ریم.

473
00:28:36,937 --> 00:28:38,553
‫می‌خوای بمونی؟
‫می‌مونیم.

474
00:28:38,623 --> 00:28:43,106
‫ولی نذار اشتباهات اون
‫تصمیماتِ تو رو بگیره.

475
00:28:43,175 --> 00:28:45,262
‫الان دیگه رو دوش توئه.

476
00:28:49,076 --> 00:28:51,164
‫باید همینجا باشه.

477
00:28:56,596 --> 00:28:58,650
‫یکی داره میاد

478
00:28:58,720 --> 00:29:01,302
‫خب چی رو از دست دادیم؟

479
00:29:01,370 --> 00:29:03,494
‫برگشتی.

480
00:29:03,562 --> 00:29:05,458
‫حالا فیلم هندی‌ش نکن.

481
00:29:22,177 --> 00:29:25,707
‫یعنی چه؟
‫بمب‌ها کجان؟

482
00:29:25,775 --> 00:29:27,932
‫توی محل جاساز شدن.

483
00:29:28,000 --> 00:29:29,381
‫بابا.

484
00:29:31,000 --> 00:29:32,301
‫اینجا اومدی چی کار؟

485
00:29:34,120 --> 00:29:35,175
‫پس واقعاً زنده‌ای

486
00:29:35,240 --> 00:29:40,761
‫نه به لطف تو یا دوستت...
‫کوین دیل.

487
00:29:40,840 --> 00:29:42,564
‫درست می‌گفتی.

488
00:29:44,120 --> 00:29:46,376
‫همه‌تون درست می‌گفتید.

489
00:29:46,453 --> 00:29:50,602
‫حمله به استارسیتی
‫،امشب اتفاق میفته

490
00:29:50,678 --> 00:29:53,591
‫و هیچ برنامه‌ی تخلیه‌سازی‌ای
‫هم در کار نیست.

491
00:29:54,650 --> 00:29:56,761
‫دیل می‌خواد تقصیر این ماجرا
‫رو بندازه گردن یه شورشی.

492
00:29:56,780 --> 00:29:58,563
‫حدس می‌زنم به همین خاطرم
‫فلیسیتی رو زندانی کرده بودن.

493
00:29:58,639 --> 00:30:01,259
‫نمی‌تونم بگم غافلگیر شدم.

494
00:30:03,207 --> 00:30:05,256
‫کی یهویی چشمات رو باز کرد؟

495
00:30:05,332 --> 00:30:09,324
‫یه آدم باهوش با ژن مثال‌زدنی

496
00:30:09,400 --> 00:30:11,140
‫بهم یادآوری کرد
‫که قبلاً کی بودم.

497
00:30:11,210 --> 00:30:13,418
‫بعد چرا باید حرفت رو باور کنیم؟

498
00:30:13,488 --> 00:30:17,205
‫مگه تو همون شهردار شروری نیستی
‫که می‌خواسته استارسیتی رو نابود کنه؟

499
00:30:17,275 --> 00:30:18,138
‫و تو کی باشی؟

500
00:30:18,140 --> 00:30:22,092
‫این میائه. ژن مثال‌زدنیِ من و الیور.

501
00:30:22,194 --> 00:30:25,174
‫- تو و الیور بچه دارید؟
‫- سورپرایز.

502
00:30:25,244 --> 00:30:27,197
‫خیله‌خب، حالا که
‫،همه احوال‌پرسی کردن

503
00:30:27,198 --> 00:30:29,810
‫،بمب‌ها کِی منفجر می‌شن
‫و چطوری می‌شه متوقف‌شون کرد؟

504
00:30:29,880 --> 00:30:33,595
‫قراره وسط آتیش‌بازی منفجر شن
‫دقیقاً ۳۸ دقیقه دیگه.

505
00:30:33,664 --> 00:30:34,883
‫حتی اگرم می‌دونستیم
‫،بمب‌ها کجان

506
00:30:34,884 --> 00:30:37,181
‫وقت کافی برای بالا رفتن از اون دیوار
‫و جلوگیری از این اتفاق نیست.

507
00:30:37,249 --> 00:30:39,439
‫یه راه دیگه هست.
‫،بمب‌ها به‌وسیلۀ لای-فای به هم متصل شدن

508
00:30:39,441 --> 00:30:41,203
‫که یعنی یه منبع نیروی خارجی در کاره.

509
00:30:41,204 --> 00:30:43,033
‫منظورت یه دستگاه اتصالی یکپارچه شده‌ست.

510
00:30:43,040 --> 00:30:43,295
‫آره.

511
00:30:43,297 --> 00:30:46,317
‫- حکم مغز بمب‌ها رو داره.
‫- عالی شد. حالا دو تا شدید.

512
00:30:46,318 --> 00:30:48,766
‫خب وایسید ببینم. فقط باید
‫بریم به یه اتاق سروری

513
00:30:48,769 --> 00:30:50,545
‫که شماها هکش کنید؟

514
00:30:51,243 --> 00:30:53,447
‫"اتاق سرور".
‫چه‌قدر ۲۰۱۹ طور.

515
00:30:53,520 --> 00:30:55,450
‫مغزی یه مکعب قابل حمله.
‫توی دست جا می‌شه.

516
00:30:55,520 --> 00:30:56,676
‫دیل یه همچین چیزی داره.

517
00:30:56,720 --> 00:30:58,770
‫من فکر کردم از این
‫دستگاه مکعبی‌های معمولیه.

518
00:30:58,840 --> 00:31:00,503
‫تنها راه خنثی‌کردن بمب‌ها
‫نابود کردنِ اون دستگاهه.

519
00:31:00,576 --> 00:31:03,832
‫،دیل قراره بره به مراسم
‫ولی پیدا کردنش ساده نخواهد بود.

520
00:31:03,906 --> 00:31:07,129
‫یه نقطه‌کور دائمی آرچر گرفته.

521
00:31:07,202 --> 00:31:09,148
‫همیشه یه راه دیگه هست.

522
00:31:09,222 --> 00:31:11,488
‫شنیدم که مهمونی‌های گلیدز
‫همچین خیلی بریز و بپاشه.

523
00:31:11,560 --> 00:31:14,491
‫آخه ما چطوری می‌تونیم
‫هم‌رنگ جماعت شیم؟

524
00:31:14,600 --> 00:31:23,443
‫حالا به جز تو.

525
00:31:23,640 --> 00:31:24,297
‫اینش رو به من بسپرید.

526
00:31:25,240 --> 00:31:27,749
‫این کار پیدا کردنِ سوزن
‫تو یه انبار کاه خیلی عجیب‌غریبی‌‍ه.

527
00:31:27,800 --> 00:31:29,670
‫پس یعنی تو موقعیتی.

528
00:31:29,720 --> 00:31:32,187
‫بقیه چی؟

529
00:31:32,280 --> 00:31:33,239
‫یکم مونده.

530
00:31:33,281 --> 00:31:36,759
‫این‌طور که معلومه رنه
‫سلبریتی‌ای شده واسه خودش

531
00:31:36,840 --> 00:31:38,668
‫اورواچ، ما تو موقعیتیم.

532
00:31:38,720 --> 00:31:39,943
‫"اورواچ؟"

533
00:31:40,000 --> 00:31:42,362
‫خیلی‌وقته کسی بهم نگفته اورواچ

534
00:31:42,440 --> 00:31:46,001
‫باشه، می‌شه صحبت از خاطرات
‫رو بذاریم برای بعد مثلاً؟

535
00:31:46,080 --> 00:31:48,089
‫باشه. باید چی کار کنیم؟

536
00:31:49,560 --> 00:31:51,599
‫همه اینجا لباس‌هایی پوشیدن
‫،که بافت کاربردی روش داره

537
00:31:51,600 --> 00:31:53,510
‫یعنی کامپیوترهای ریزی توی لباس‌های
‫اونا و خودتون تعبیه شده.

538
00:31:53,560 --> 00:31:56,139
‫با تماس پارچۀ لباس‌ها، سنسورها تمام
‫داده‌های الکترونیکی رو برامون ارسال می‌کنه.

539
00:31:56,200 --> 00:31:59,249
‫در حالت معمولی، تنظیمات حریم شخصی‌شون
‫مانع این کار می‌شه، ولی من دورشون زدم.

540
00:31:59,320 --> 00:32:04,454
‫- پس یعنی لباس‌ها رو هک کردی؟
‫- همچین بگی نگی.

541
00:32:04,600 --> 00:32:06,220
‫وظیفه‌ی شما شناسایی کوین دیل‌‍ه.

542
00:32:06,280 --> 00:32:08,049
‫منم می‌تونم با تصاویر امنیتی
‫بهتون کمک کنم.

543
00:32:08,120 --> 00:32:10,283
‫بریم شهر رو نجات بدیم.

544
00:32:17,760 --> 00:32:19,556
‫اون دیل نیست.

545
00:32:22,320 --> 00:32:25,378
‫،خب، میا، تو موقعیت ساعت ۲
‫،یه مردی با کت‌شلوار آبی هست

546
00:32:25,440 --> 00:32:27,016
‫می‌تونه مچ احتمالی باشه.

547
00:32:27,080 --> 00:32:29,189
‫منظورم از اون مچ‌ها نیستا.
‫یعنی هدف احتمالی.

548
00:32:29,280 --> 00:32:31,817
‫من اصلاً نمی‌دونستم از
‫چه‌جور مردایی خوشت میاد. ببینم...

549
00:32:31,880 --> 00:32:33,292
‫مامان، خفه لطفاً.

550
00:32:33,360 --> 00:32:35,071
‫باشه، ببخشید، دارم چرت می‌گم.
‫عادت قدیمی.

551
00:32:41,344 --> 00:32:42,746
‫میا، الان خوردی به دیل.

552
00:32:42,816 --> 00:32:45,143
‫حله. می‌رم تو دنبالش.

553
00:32:45,214 --> 00:32:48,672
‫صبر کن. نیروی کمکی نیازت می‌شه.
‫گوشی‌هات اون تو کار نمی‌کنه.

554
00:32:48,744 --> 00:32:50,489
‫مگه واسه همین‌کارا
‫بهم آموزش ندادی؟

555
00:32:50,559 --> 00:32:53,469
‫از پس یه مدیرعامل بر میام.
‫چیزی نمی‌شه.

556
00:32:57,274 --> 00:33:01,315
‫،کسی نمی‌خواد بهت بگه
‫ولی فستیوالت خیلی داغونه.

557
00:33:01,386 --> 00:33:06,009
‫جالبه.
‫منتظر یه قناری بودم.

558
00:33:06,080 --> 00:33:08,026
‫تو دیگه کی هستی؟

559
00:33:08,092 --> 00:33:10,622
‫خیلی طرفدار گپ و گفت نیستم.

560
00:33:10,690 --> 00:33:15,460
‫،حالا، اون دستگاه رو بده من
‫یا خودم ازت می‌گیرمش.

561
00:33:17,280 --> 00:33:19,007
‫خدایی؟

562
00:33:26,658 --> 00:33:30,646
‫زنده بگیریدش. بعد از فستیوال صحبت می‌کنیم.

563
00:33:33,576 --> 00:33:35,535
‫چه خوشی بگذرونیم.

564
00:34:36,197 --> 00:34:39,653
‫بچه‌ها، گمش کردم.
‫دوباره رفت توی جمعیت.

565
00:34:39,722 --> 00:34:41,316
‫،باشه، نمی‌خوام کسی رو بترسونم

566
00:34:41,385 --> 00:34:42,580
‫ولی این هشدار دو دقیقه
‫مانده به انفجار بمب‌‍ه.

567
00:34:42,649 --> 00:34:45,507
‫- باید بازۀ جمعیتی رو کاهش بدیم.
‫- راهش رو بلدم.

568
00:34:45,576 --> 00:34:47,768
‫نشون‌شون بدید قهرمان‌ها چه شکلی‌ن.

569
00:34:50,597 --> 00:34:53,221
‫کمک! شورشی!

570
00:35:03,102 --> 00:35:05,162
‫سی ثانیه وقت داری، میا.

571
00:35:09,720 --> 00:35:11,328
‫میا!

572
00:35:34,121 --> 00:35:38,424
‫موفق شد. بمب‌ها غیر فعال شدن.

573
00:35:41,543 --> 00:35:43,887
‫بیاید سریع بزنیم به چاک.

574
00:35:46,092 --> 00:35:47,574
‫،شهروندان گلیدز

575
00:35:47,575 --> 00:35:51,342
‫،شب گذشته
‫به فستیوال روز استقلال‌مون

576
00:35:51,343 --> 00:35:54,056
‫در عملی که مشخصاً تروریستی بود حمله شد.

577
00:35:54,816 --> 00:35:57,650
‫،به‌لطف تلاش‌های بی‌وقفۀ پلیس گلیدز

578
00:35:57,722 --> 00:36:00,801
‫هویت بانیان مسبب
‫رو شناسایی کردیم...

579
00:36:00,873 --> 00:36:06,646
‫،شورشیانی معروف به آرسنال
‫قناری سیاه، و حسابگر.

580
00:36:06,720 --> 00:36:09,398
‫مژدگانی‌ای ده میلیون دلاری

581
00:36:09,400 --> 00:36:14,766
‫برای هر سرنخی که به دستگیریِ زنده یا مرده‌ی
‫این افراد منتهی شود در نظر گرفته شده.

582
00:36:14,840 --> 00:36:18,741
‫این اولین حمله این‌سوی دیوارها
‫در یک دهۀ گذشته‌ست.

583
00:36:18,800 --> 00:36:20,844
‫بهتون قول می‌دم که
‫آخریش هم خواهد بود.

584
00:36:22,760 --> 00:36:24,673
‫خب، عجب چیز مضطرب‌کننده‌ای بود.

585
00:36:24,760 --> 00:36:28,278
‫می‌دونم که چرا بابام مجبور شد
‫این سخنرانی رو بکنه، ولی حالا شنیدنش؟

586
00:36:28,280 --> 00:36:30,319
‫،ما از قبل هدفِ مأمورا بودیم

587
00:36:30,320 --> 00:36:32,674
‫فقط به این شدت نبود.

588
00:36:32,800 --> 00:36:35,377
‫خب، اوضاع قراره برای همه سخت‌تر بشه

589
00:36:35,440 --> 00:36:37,014
‫از جمله بابام.

590
00:36:37,080 --> 00:36:39,446
‫،می‌دونم که نگرانی
‫ولی حق با اونه.

591
00:36:39,520 --> 00:36:42,537
‫بهترین راه شکست‌دادن گلکسی
‫نفوذ از داخل‌‍ه.

592
00:36:42,600 --> 00:36:44,132
‫خب حالا چی؟

593
00:36:44,240 --> 00:36:46,981
‫پس حدس می‌زنم که گلکسی
‫به همین بمب‌گذاریِ شهر راضی نمی‌شه

594
00:36:47,040 --> 00:36:51,612
‫نه. هدف بمب‌گذاری بازسازی نبود.

595
00:36:51,680 --> 00:36:54,961
‫هدفش بازسازی استارسیتی
‫با تصویر گلیدز بوده.

596
00:36:55,040 --> 00:36:58,057
‫آخه چرا دیل بخواد شهری رو نابود کنه
‫که انقدر پول خرجِ درست‌کردنش کرد؟

597
00:36:58,120 --> 00:36:59,774
‫چون می‌خواد از استارسیتی
‫جدید پر زرق و برق

598
00:36:59,840 --> 00:37:01,769
‫به‌عنوان مدرک استفاده کنه
‫،که آرچر گلوبال رو صاحب بشه

599
00:37:01,840 --> 00:37:03,851
‫و همچین قدرتی برای یک آدم
‫بیش از حده.

600
00:37:03,920 --> 00:37:05,819
‫خب، پس خوب شد که
‫گروه رو دوباره دور هم جمع کردیم.

601
00:37:05,880 --> 00:37:08,231
‫خب، واسه این یکی
‫می‌تونیم ممنونِ ویلیام باشیم.

602
00:37:10,000 --> 00:37:13,572
‫من اون پیغام رو همین‌طوری
‫با امید واهی فرستادم.

603
00:37:16,160 --> 00:37:17,277
‫و تو نگه‌ش داشتی.

604
00:37:17,320 --> 00:37:19,362
‫بعد از این همه سال
‫،و اتفاقاتی که افتاده

605
00:37:19,440 --> 00:37:24,526
‫می... می‌دونم که
‫لیاقتش رو ندارم.

606
00:37:24,600 --> 00:37:27,328
‫خب، خوشحالم که
‫کامل ازت متنفر نشدم.

607
00:37:27,400 --> 00:37:32,213
‫- الان به‌جاش یه خواهر دارم که ازش متنفر باشم.
‫- باید برم یکم هوا بخورم.

608
00:37:32,280 --> 00:37:34,609
‫خب شاید هنوز رابطه‌مون
‫اونقدر صمیمی نشده باشه.

609
00:37:34,680 --> 00:37:36,132
‫بخاطر تو نیست.

610
00:37:36,200 --> 00:37:38,391
‫- باید برم باهاش صحبت کنم.
‫- بخاطر تو هم نیست.

611
00:37:38,480 --> 00:37:42,285
‫بخاطر منه.

612
00:37:42,360 --> 00:37:44,407
‫کی مشروب می‌خواد؟

613
00:37:48,680 --> 00:37:52,569
‫آقای شهردار، سخنرانی پر شوری کردید.

614
00:37:52,640 --> 00:37:56,286
‫واقعاً باعث شدید باور کنم
‫می‌خواید اون شورشی‌ها از بین برن.

615
00:37:56,360 --> 00:37:58,894
‫اونا تقدس دیوارهامون
‫،رو زیر پاشون گذاشتن

616
00:37:58,960 --> 00:38:02,091
‫تازه برنامه‌های گسترده‌سازی‌مون
‫رو هم از بین بردن.

617
00:38:02,160 --> 00:38:05,465
‫بله، می‌خوام از بین برن

618
00:38:05,560 --> 00:38:07,272
‫زمانی دوست‌تون بودن.

619
00:38:07,320 --> 00:38:09,783
‫که چی؟

620
00:38:09,880 --> 00:38:15,131
‫خب، به‌نظر دقیق می‌دونستن که چه
‫نقشه‌ای داشتیم و چطوری جلومونُ بگیرن.

621
00:38:15,200 --> 00:38:16,950
‫این‌که خواسته‌ی شما بود که

622
00:38:17,000 --> 00:38:20,019
‫،استارسیتی تخلیه بشه
‫واقعاً نمی‌شه فکر دیگه‌ای کرد جز اینکه...

623
00:38:20,080 --> 00:38:23,243
‫تو تا موقعی که زورت نکردم

624
00:38:23,320 --> 00:38:25,089
‫درمورد جلو بردن زمان انفجار بمب چیزی نگفتی.

625
00:38:25,160 --> 00:38:28,490
‫اگه می‌دونستم، شاید فلیسیتی اسموک

626
00:38:28,560 --> 00:38:30,624
‫رو توی همون ساختمون کوفتی
‫نگه نمی‌داشتی.

627
00:38:33,160 --> 00:38:36,612
‫حمله‌ی شورشی‌ها برامون
‫فرصت خوبی برآورده کرده.

628
00:38:36,680 --> 00:38:40,226
‫چون یه شهر وحشت‌زده
‫خواستار راه‌حل‌‍ه.

629
00:38:42,640 --> 00:38:44,300
‫این چیه؟

630
00:38:44,360 --> 00:38:47,277
‫ابزاری که بهمون اجازه می‌ده
‫آرچر گلوبال رو بگیریم

631
00:38:47,280 --> 00:38:50,739
‫و شورشی‌ها رو هم
‫برای همیشه ریشه‌کن کنیم.

632
00:38:56,160 --> 00:38:59,051
‫عجب.

633
00:38:59,120 --> 00:39:04,369
‫پس این سال‌ها اینجا
‫وقت می‌گذروندی.

634
00:39:04,440 --> 00:39:06,979
‫آره همچین.

635
00:39:09,360 --> 00:39:11,662
‫این‌طور که می‌بینم
‫هنوزم خیلی عشق تمییزکاری نیستی.

636
00:39:11,720 --> 00:39:13,406
‫می‌خوای با غرغر کردن شروع کنی؟

637
00:39:13,480 --> 00:39:16,453
‫من مادرتم دیگه.
‫غرغر کردن بخشی از ماجراست.

638
00:39:16,520 --> 00:39:20,953
‫خب چیه، احتمالاً ازم می‌خوای
‫بیام تو شکست‌دادنِ گلکسی کمک کنم؟

639
00:39:21,040 --> 00:39:23,708
‫یه شورشی‌بازی مادر دختری.

640
00:39:23,760 --> 00:39:26,793
‫نه. آرزوم اینه که می‌شد
‫از این ماجراها دورت کنم.

641
00:39:26,880 --> 00:39:29,492
‫که مجبور نبودی نگران
‫این قضایع باشی.

642
00:39:33,760 --> 00:39:36,332
‫ولی می‌دونم که این تصمیمش با من نیست

643
00:39:36,400 --> 00:39:39,791
‫،می‌دونی، بار اولی که از خونه رفتم

644
00:39:39,880 --> 00:39:42,983
‫خیلی از دستت عصبانی بودم.

645
00:39:43,040 --> 00:39:46,975
‫هر چی تونستم درمورد
‫شورشی‌ها یاد گرفتم.

646
00:39:47,040 --> 00:39:51,650
‫اخبار قدیمی از این‌که چطور
‫استارسیتی رو نابود کردن پیدا کردم.

647
00:39:53,840 --> 00:39:56,513
‫متقاعد شده بودم...

648
00:39:56,600 --> 00:39:58,352
‫متقاعد شده بودم که واقعاً

649
00:39:58,400 --> 00:40:02,566
‫تو تمام بچگی‌م رو
‫بهم دروغ گفتی

650
00:40:02,640 --> 00:40:09,724
‫با... داستان‌هات درمورد
‫اعمال قهرمانانه‌ی تیم اَرو.

651
00:40:09,800 --> 00:40:17,137
‫چون نمی‌خواستی راجب تو
‫با راجب بابا فکر بد کنم.

652
00:40:17,200 --> 00:40:20,889
‫این چند سال اخیر رو
‫با نفرت از شورشی‌ها گذروندم...

653
00:40:24,760 --> 00:40:26,504
‫چون از تو متنفر بودم.

654
00:40:26,560 --> 00:40:28,773
‫خب، تقصیری هم نداری.

655
00:40:28,800 --> 00:40:33,036
‫می‌فهمم که چرا خواستی بهم دروغ بگی

656
00:40:33,080 --> 00:40:35,764
‫که ازم محافظت کنی.

657
00:40:37,960 --> 00:40:39,633
‫حتی تو تصورم هم نمی‌گنجه
‫این‌که تمام شهر

658
00:40:39,680 --> 00:40:44,334
‫بر ضد تو و بابا شدن
‫چه‌قدر براتون سخت بوده.

659
00:40:44,400 --> 00:40:51,250
‫میا، تو خیلی شبیه پدرتی.

660
00:40:51,320 --> 00:40:54,641
‫،توی میدون مبارزه

661
00:40:54,720 --> 00:40:56,980
‫خیلی کاردرستی.

662
00:40:58,720 --> 00:41:00,679
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم

663
00:41:05,920 --> 00:41:07,856
‫مامان، والا...

664
00:41:09,480 --> 00:41:12,484
‫به‌نظر میومد که یه دلیل شخصی‌ای

665
00:41:12,560 --> 00:41:15,662
‫برای شکست‌دادن گلکسی داشتی.

666
00:41:18,800 --> 00:41:21,778
‫به بابا مربوط می‌شه؟

667
00:41:21,840 --> 00:41:27,382
‫نه، نمی‌شه.
‫این یکی تقصیر خودمه.

668
00:41:28,760 --> 00:41:32,037
‫برگام. درست شد؟

669
00:41:33,440 --> 00:41:35,973
‫بله هیچی نشد.

670
00:41:36,040 --> 00:41:39,367
‫آرچر، فعال شدی؟

671
00:41:44,720 --> 00:41:50,238
‫بله، خانم اسموک.
‫آرچر فعال است.

672
00:41:50,560 --> 00:41:51,560
‫پشم‍...

673
00:41:51,950 --> 00:41:54,950
‫:زیـــرنویس هماهنگ شده با نسخه های بــلوری
‫::..Hamid۵۲۵۱..::....

674
00:41:55,200 --> 00:42:00,200
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »

