﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:13,400
.:> همه چیز با زیرنویس چسبیده در آیروفیلم <:.
.::> iroFilm.com <::.

2
00:00:14,400 --> 00:00:22,700
"Black Mirror"
فصل 2
قسمت ويژه : کريسمس سفيد

3
00:00:23,700 --> 00:00:24,700
: مترجمين
K H A S H A Y A R -_-  خشايار
PSYCHO  -_-  پارسـا

4
00:02:01,380 --> 00:02:03,170
تازه داشتم ميرفتم تو حس

5
00:02:03,220 --> 00:02:04,690
چي‌کار داري مي‌کني؟

6
00:02:04,740 --> 00:02:07,290
سيب‌زميني‌ تنوري

7
00:02:07,340 --> 00:02:10,090
مراسم کريسمس -
کريسمس؟ -

8
00:02:10,140 --> 00:02:14,140
25ـم «دسامبر» ، روز کريسمس
ميدوني چيه که؟

9
00:02:14,380 --> 00:02:18,380
امروز کار تعطيله
واسه همين مشروب هم داريم

10
00:02:18,820 --> 00:02:21,810
ميدونم که پارسال تزئينات
...واسه کريسمس نداشتيم ولي

11
00:02:21,860 --> 00:02:23,490
پارسال وسايل تزئينات رو پيدا نکردم

12
00:02:23,540 --> 00:02:26,010
اينجا فقط بايد اقلام ضروري رو انبار کنيم

13
00:02:26,060 --> 00:02:30,060
"به نظرم خيلي نازه که يه نفر اين "آويزها
رو ضروري به حساب بياره

14
00:02:33,700 --> 00:02:40,100
با خودم گفتم بد نيست که نهار بخوريم
مشروب بنوشيم . حرف بزنيم

15
00:02:40,580 --> 00:02:42,450
واسه تو خوبه يا واسه من؟

16
00:02:42,500 --> 00:02:44,250
بيخيال . چند ساله اينجاييم؟ 5 سال؟

17
00:02:44,300 --> 00:02:46,530
تا حالا چندتا جمله باهام حرف زدي؟ 3تا؟

18
00:02:47,980 --> 00:02:50,530
خب ، شايد دارم اغراق مي‌کنم يه خورده

19
00:02:50,580 --> 00:02:54,930
ولي قبول کن . يه‌جورايي انگار
قحطي مکالمه افتاده به جون‌مون

20
00:02:54,980 --> 00:02:57,690
گوش‌هام تار عنکبوت بستن -
زياد اهل گفتگو نيستم -

21
00:02:57,740 --> 00:03:00,410
با تمرين درست ميشه -
شايد حوصله‌ات رو سر بردم -

22
00:03:00,460 --> 00:03:04,460
ببين رفيق ، الان هر چي به جز اين برف
بخواد حوصلم رو سر ببره

23
00:03:04,980 --> 00:03:07,530
واسه خودش يه نعمته

24
00:03:07,580 --> 00:03:09,370
پس يالا

25
00:03:09,420 --> 00:03:13,410
گپ بزنيم

26
00:03:13,460 --> 00:03:15,810
صحبت کن . يه چيزي بگو

27
00:03:15,860 --> 00:03:17,870
يالا . به‌خاطر من

28
00:03:19,920 --> 00:03:21,030
به‌خاطر کريسمس

29
00:03:21,080 --> 00:03:25,080
درباره‌ي چي مي‌خواي حرف بزنيم؟

30
00:03:26,520 --> 00:03:28,150
چرا اينجايي؟

31
00:03:28,200 --> 00:03:32,990
هيچکي سر از اينجا درنمياره مگر اينکه
اون بيرون زندگيش به گند کشيده شده باشه

32
00:03:33,040 --> 00:03:34,710
اينجا کار مي‌کنم . زندان که نيست

33
00:03:34,760 --> 00:03:38,430
بعضي‌وقت‌ها شغل ميشه مثل زندان

34
00:03:38,480 --> 00:03:41,710
...بنابراين

35
00:03:41,760 --> 00:03:44,910
چي باعث شد زندگيت به‌هم بخوره؟

36
00:03:44,960 --> 00:03:47,390
هيچي

37
00:03:47,440 --> 00:03:51,190
چرت نگو

38
00:03:51,240 --> 00:03:55,470
بازجويي که نيست -
خودت چي؟ -

39
00:03:55,520 --> 00:03:57,150
يخ‌ـت داره آب ميشه . داري ياد مي‌گيري

40
00:03:57,200 --> 00:04:01,150
چي زندگي تو رو به گند کشيد؟

41
00:04:01,200 --> 00:04:05,200
مطمئني که نمي‌خواي چيزي بنوشي؟ -
با همين حرف زدنات تو دردسر افتادي؟ -

42
00:04:05,640 --> 00:04:08,910
يه‌جورايي آره

43
00:04:08,960 --> 00:04:11,510
با مردم حرف ميزدم
از حرف زدن پول درمياوردم

44
00:04:11,560 --> 00:04:13,430
چرا؟ چي‌کارـه بودي؟

45
00:04:13,480 --> 00:04:16,590
از اين مجري‌هاي برنامه راديويي بودي؟

46
00:04:16,640 --> 00:04:22,030
نه . مجري نبودم
يه چيزي شبيه مرشد

47
00:04:22,080 --> 00:04:24,790
توروخدا نگو از اين مرشدهاي روحاني بودي

48
00:04:24,840 --> 00:04:28,840
به‌طور قطع مرشد روحاني نبودم

49
00:04:35,760 --> 00:04:38,590
<i>سلام "هري" ، الان متصل هستم
در چه حالي؟</i>

50
00:04:38,640 --> 00:04:40,790
<i>ببخشيد . هنوز مشغول لباس پوشيدنم</i>

51
00:04:40,840 --> 00:04:42,630
<i>نگران نباش . واسه همينه که من اينجام</i>

52
00:04:42,680 --> 00:04:49,240
<i>فقط بهم نشون بده که چي مي‌خواي بپوشي
از اونجا به بعدش رو باهم پيش ميريم</i>

53
00:04:49,920 --> 00:04:52,190
اين چطوره؟ -
<i>خوب نيست -</i>

54
00:04:52,240 --> 00:04:56,240
<i>آبي‌ـش خسته کننده‌ست و تو خسته‌کننده نيستي
نه امشب</i>

55
00:04:57,360 --> 00:04:58,910
درسته . کدوم يکي از اينا خوبه؟

56
00:04:58,960 --> 00:05:01,230
<i>همونطور که گفتم</i>
پيراهن سفيد با کراوات سياه

57
00:05:01,280 --> 00:05:03,630
همراه با کُت خاکستري اندامي

58
00:05:03,680 --> 00:05:07,680
کلاسيک ، مد هميشگي ، يه انتخاب هوشمند

59
00:05:09,320 --> 00:05:10,750
من معمولاً کُت نمي‌پوشم

60
00:05:10,800 --> 00:05:12,790
تو معمولاً هيچ کاري نمي‌کني

61
00:05:12,840 --> 00:05:15,710
...و موها رو هم مرتب کن . بده عقب چون

62
00:05:15,760 --> 00:05:17,670
باشه

63
00:05:18,760 --> 00:05:22,760
فنون نفس کشيدن که در موردش حرف زده بوديم
رو يادت بيار ، خب؟

64
00:05:23,000 --> 00:05:24,750
<i>همه چيز خوب پيش ميره</i>

65
00:05:24,800 --> 00:05:27,270
قراره خوب پيش بره

66
00:05:34,600 --> 00:05:35,990
خوشگله

67
00:05:36,040 --> 00:05:37,350
آره

68
00:05:37,400 --> 00:05:39,550
بلند نگو

69
00:05:39,600 --> 00:05:42,310
حتماً

70
00:05:42,360 --> 00:05:46,360
<i>هر وقت خواستي بلند صحبت کني</i>
بايد بري يه جاي خلوت پيدا کني . باشه؟

71
00:05:47,080 --> 00:05:51,080
خيلي‌خب ، تالار خصوصي اون پشته

72
00:05:51,320 --> 00:05:54,830
<i>بهم اعتماد کن</i>
اگه يه‌جوري وارد بشي که انگار دعوت داري

73
00:05:54,880 --> 00:05:56,470
هيچکي بهت گير نميده

74
00:05:56,520 --> 00:05:58,030
باشه

75
00:05:58,080 --> 00:06:00,870
<i>خب پس کارِت چي بود؟</i>
مديريت تشکيلات جاسوسي؟

76
00:06:00,920 --> 00:06:03,950
خدمات عشق و عاشقي

77
00:06:04,000 --> 00:06:06,230
...پسر و دختر به هم ميرسيدن با تشکر از

78
00:06:06,280 --> 00:06:08,230
"دستيار حاضر در محل"

79
00:06:08,280 --> 00:06:11,510
تو مربي اسکل‌هايي بودي که تو
بارهاي مجردي مي‌چرخيدن

80
00:06:11,560 --> 00:06:14,510
بارهاي مجردي خيلي دلگيرن
ما ميرفتيم توي بارهاي معمولي و کلوپ‌ها

81
00:06:14,560 --> 00:06:18,560
ولي موقع کريسمس
<i>بدون دعوت به جشن‌هاي ادارات ميرفتيم</i>

82
00:06:19,200 --> 00:06:23,200
<i>ميدوني ، يه جذابيت خاصي تو
جشن‌هاي ادارات وجود داره</i>

83
00:06:24,200 --> 00:06:29,710
<i>تموم زن‌هاي جذاب اداره که در طول سال</i>
گيرِ مقررات مسخره و خشک ادارات بودن

84
00:06:29,760 --> 00:06:31,710
توي اين جشن مي‌خوان راحت باشن
و خوش بگذرونن

85
00:06:31,760 --> 00:06:33,790
پس روانشناس اجتماعي هم هستي

86
00:06:33,840 --> 00:06:36,870
بهتره بگم طرز کار ذهن آدما رو مي‌شناسم

87
00:06:36,920 --> 00:06:39,310
<i>مثل يه تير چراق برق يه جا واينسا</i>

88
00:06:39,360 --> 00:06:40,750
برو سمت بار

89
00:06:40,800 --> 00:06:44,800
<i>يادت باشه هميشه راه رفتن‌ـت
به سمت يه مقصد باشه</i>

90
00:06:45,720 --> 00:06:47,030
خب ، نوبت کيه؟

91
00:06:47,080 --> 00:06:48,150
...من . لطفاً يه‌دونه

92
00:06:48,200 --> 00:06:52,200
3تا آبجو ، يک «وُدکا» رژيمي
<i>«و يه شات «تکيلا</i>

93
00:06:53,040 --> 00:06:56,030
نمي‌خواد نگرانِ اون باشي ، خب؟

94
00:06:56,080 --> 00:06:58,390
تا اين مرتيکه لَش زهرماريش رو سفارش ميده

95
00:06:58,440 --> 00:07:00,990
<i>تو هم يکي از اون بطري‌هاي خالي</i>
روي بار رو بردار

96
00:07:01,040 --> 00:07:03,430
از اول هم فقط واسه نمايش
يه بطري مي‌خواستيم

97
00:07:03,480 --> 00:07:07,310
دور و برت رو نگاه کن

98
00:07:07,360 --> 00:07:11,360
<i>کسي چشمت رو گرفت؟</i>

99
00:07:17,400 --> 00:07:20,750
چي؟ مو طلايي‌ـه؟

100
00:07:20,800 --> 00:07:23,710
مو سياه‌ـه؟

101
00:07:23,760 --> 00:07:24,990
انتخاب جالبيه

102
00:07:25,040 --> 00:07:27,390
مستقيم برو اونجا
ولي روي مو طلايي تمرکز کن

103
00:07:27,440 --> 00:07:29,430
<i>الان...زودباش</i>

104
00:07:29,480 --> 00:07:33,480
<i>اعتمادبه‌نفس داشته باش . تو مي‌توني</i>

105
00:07:37,200 --> 00:07:41,200
وايسا . دارم مي‌گردم ببينم اونا کي‌ـن

106
00:07:48,840 --> 00:07:51,470
خيلي‌خب ، يه چرتي بگو
سر بحث باز بشه

107
00:07:51,520 --> 00:07:55,510
<i>داستان اسب" رو به مو طلايي‌ـه بگو"</i>

108
00:07:55,560 --> 00:07:59,560
هي ، ميگم شماها اون يارويي که داشت
بيرون اسب‌سواري مي‌کرد رو ديدين؟

109
00:08:00,640 --> 00:08:02,670
شما ديديش؟ -
چي؟ يه نفر روي اسب؟ -

110
00:08:02,720 --> 00:08:05,550
آره . 20 دقيقه پيش
يارو بدون پيراهن

111
00:08:05,600 --> 00:08:08,150
توي خيابون سوار اسب داشت ميرفت -
جداً؟ -

112
00:08:08,200 --> 00:08:10,110
...آره . باور کن . تازه

113
00:08:10,160 --> 00:08:12,830
<i>عجيب‌ترين چيز اين بود که
يه تيرکمون هم دستش بود</i>

114
00:08:12,880 --> 00:08:14,310
چي؟ يه تيرکمون واقعي؟

115
00:08:14,360 --> 00:08:17,190
به خدا . احتمالاً سرِ شرط بندي
اين‌کار رو کرده بود

116
00:08:17,240 --> 00:08:20,710
ولي شبيه يکي از شخصيت‌هاي
کتاب "تالکين" بود . متوجه‌اي؟

117
00:08:20,760 --> 00:08:23,550
ببخشيد . شما کي هستي؟

118
00:08:23,600 --> 00:08:26,470
طفره برو تا موقعي که يه چيزي پيدا کنم

119
00:08:26,520 --> 00:08:28,270
مطمئنم که خودمم

120
00:08:30,240 --> 00:08:34,240
ميدونم که تو از کارمندهاي اداره نيستي
<i>کدوم يکي از افرادي که اينجان رو مي‌شناسي؟</i>

121
00:08:34,880 --> 00:08:37,710
بگو "تو رو مي‌شناسم" . دوستانه بگو

122
00:08:37,760 --> 00:08:41,760
خود شما رو مي‌شناسم

123
00:08:43,240 --> 00:08:44,470
"داوسون"

124
00:08:44,520 --> 00:08:48,110
داوسون" ، درست ميگم؟"

125
00:08:48,160 --> 00:08:50,630
تو جشن خونگي "کَت" همديگر رو ديديم

126
00:08:50,680 --> 00:08:53,710
آره . تو جشن خونگي "کَت" همديگر رو ديديم

127
00:08:53,760 --> 00:08:57,760
«ماه «ژوئن -
تو ماه «ژوئن بود» مهموني -

128
00:08:59,800 --> 00:09:01,470
يه کلاه حصيري سرش بوده

129
00:09:01,520 --> 00:09:03,470
کلاه يه فقيري سرت بود

130
00:09:03,520 --> 00:09:05,670
کلاه حصيري

131
00:09:05,720 --> 00:09:09,720
يه کلاه حصيري روي سرت گذاشته بودي

132
00:09:15,120 --> 00:09:19,870
الان وانمود مي‌کنه که يادش مياد
حتي اگه در واقع هم تو رو يادش نياد

133
00:09:19,920 --> 00:09:22,910
درسته -
يادت اومد؟ -

134
00:09:22,960 --> 00:09:25,190
آره . شرمندم

135
00:09:25,240 --> 00:09:27,470
نه ، نه . اين حرفا چيه

136
00:09:27,520 --> 00:09:28,910
عجب شبي

137
00:09:28,960 --> 00:09:31,990
خوب داري پيش ميري
از مو طلايي غافل نشو

138
00:09:32,040 --> 00:09:33,990
ولي شما رو نمي‌شناسم

139
00:09:34,040 --> 00:09:35,870
<i>"اِيمي" -
اِيمي" ، سلام" -</i>

140
00:09:35,920 --> 00:09:39,710
يه کاري کن که با مو سياه‌ـه آشنات کنه

141
00:09:39,760 --> 00:09:42,670
پس همه دوست‌هات مثل اين آقا شکاک هستن؟

142
00:09:42,720 --> 00:09:43,830
<i>احسنت</i>

143
00:09:43,880 --> 00:09:45,230
فکر نکنم

144
00:09:45,280 --> 00:09:47,230
ايشون "جنيفر" هستن

145
00:09:47,280 --> 00:09:49,950
"سلام "جنيفر -
سلام -

146
00:09:50,000 --> 00:09:53,950
حالا روي "اِيمي" تمرکز کن تا با همديگه اون کارهاي
بامزه‌اي که تمرين کرده بوديم رو انجام بديم

147
00:09:54,000 --> 00:09:57,510
بگذريم . اين يارو از اسب پياده شد
و کوله‌پشتي هم داشت ، خب؟

148
00:09:57,560 --> 00:10:00,190
در اصل فنّ ما اين بود که عمداً

149
00:10:00,240 --> 00:10:04,240
<i>کسي رو که بهش علاقه‌مندي
از بحث خارج نگه داري</i>

150
00:10:04,560 --> 00:10:06,990
<i>حداقل فايده‌ـش اينه که محتاج به‌نظر نميرسي</i>

151
00:10:07,040 --> 00:10:11,040
اما اصل فايده‌ـش اينه که اکثراً اونا
خودبه‌خود وارد بحث ميشن

152
00:10:11,960 --> 00:10:13,990
مردم مي‌خوان که ديده بشن

153
00:10:14,040 --> 00:10:17,470
نمي‌خوان که کنار گذاشته بشن
حس نامرئي بودن بهشون دست ميده

154
00:10:17,520 --> 00:10:21,520
...ولي اين دختر

155
00:10:21,760 --> 00:10:25,760
<i>اين دختر از اينکه ناديده گرفته بشه
راضي بود</i>

156
00:10:27,080 --> 00:10:29,230
شايد فهميده بود طرف چيزي بارش نيست

157
00:10:29,280 --> 00:10:31,150
نه

158
00:10:31,200 --> 00:10:34,350
نه . اون يک بيگانه بود

159
00:10:34,400 --> 00:10:38,070
<i>يک بيگانه‌ي جذاب</i>

160
00:10:38,120 --> 00:10:40,620
و چيزي وسوسه‌کننده‌تر از
يک بيگانه وجود نداره

161
00:10:41,200 --> 00:10:44,000
" پايان بخش 1 "

162
00:10:44,000 --> 00:10:47,000
" بخش 2 "

163
00:10:51,960 --> 00:10:55,960
خُب ، ول کرد رفت . خيلي‌خب

164
00:10:56,080 --> 00:10:58,470
کارمون يه‌کم سخت ميشه
<i>جا نزن</i>

165
00:10:58,520 --> 00:11:02,030
<i>بذار دوست‌مون "اِيمي" اينجا يه‌کم</i>
واسه خودش حرف بزنه و بعد

166
00:11:02,080 --> 00:11:04,430
يه بهونه پيدا کن و بپيچونش

167
00:11:04,480 --> 00:11:08,480
<i>اونا بيرون روي بالکن نشسته بودن...
...اونم ساعت 4 صبح</i>

168
00:11:09,320 --> 00:11:12,230
من يه سر بايد برم دستشويي

169
00:11:12,280 --> 00:11:14,630
...پس شما ادامه بدين تا من برم و

170
00:11:14,680 --> 00:11:18,680
باشه

171
00:11:27,480 --> 00:11:29,190
حالا واقعاً دستشويي داري؟

172
00:11:29,240 --> 00:11:33,240
<i>آره ولي وقتي تو نگاه مي‌کني سختمه</i>

173
00:11:33,800 --> 00:11:37,800
قول ميدم نگاه نمي‌کنم

174
00:11:41,640 --> 00:11:45,640
پس هر چيزي که اون ميديد رو تو هم ميديدي
و بهت اعتماد داشت؟

175
00:11:46,280 --> 00:11:50,150
خُب ، کس ديگه‌اي جز من که نگاه نمي‌کرد

176
00:11:50,200 --> 00:11:54,200
<i>خدايا ، چقدر شاش داره اين
اندازه يه گاو داره مي‌شاشه</i>

177
00:11:55,480 --> 00:11:57,630
<i>انقدر شاشيد که منم داره شاشم مي‌گيره</i>

178
00:11:57,680 --> 00:11:59,180
<i>به جان خودم</i>

179
00:12:02,800 --> 00:12:06,710
<i>"خيلي‌خب ، اينم از دختر ما . ببين "هري</i>

180
00:12:06,760 --> 00:12:10,110
بهترين کار اينه يک‌راست بري سراغش
و باهاش حرف بزني

181
00:12:10,160 --> 00:12:11,790
<i>فقط کافيه سر صحبت رو باز کني</i>

182
00:12:11,840 --> 00:12:14,630
<i>باشه؟ ازش نترس</i>

183
00:12:14,680 --> 00:12:18,550
خيلي‌خب رفقا ، نظري تا اينجا ندارين
که بهش کمک کنه؟

184
00:12:18,600 --> 00:12:21,750
<i>نکته‌ي جالب اينجاست که دختر خوشگليه
ولي کسي نميره مُخش رو بزنه</i>

185
00:12:21,800 --> 00:12:23,310
<i>شايد به اين معنيه که همه بيخيالش شدن</i>

186
00:12:23,360 --> 00:12:25,310
<i>...همه‌ـش به بقيه بي‌محلي مي‌کنه چون</i>

187
00:12:25,360 --> 00:12:28,070
<i>همه مردها براش عادي هستن . اون يه بيگانه است
که هيچ نقطه اشتراکي باهاشون نداره</i>

188
00:12:28,120 --> 00:12:29,630
خوب گفتي . اين مي‌تونه راه ورودمون باشه

189
00:12:29,680 --> 00:12:33,680
<i>هري" ، گفتگو رو تو شروع کن"
ولي لحن عيب‌جو داشته باش</i>
فهميدي؟ جدي صحبت کن

190
00:12:34,040 --> 00:12:38,040
<i>«مثل «باني» و «کلايد
شما 2تا در برابر دنيا</i>

191
00:12:40,880 --> 00:12:44,430
اعتمادبه‌نفس ، اعتمادبه‌نفس
فقط باهاش صحبت کن

192
00:12:44,480 --> 00:12:47,670
زياد فلسفه مهموني برام
قابل درک نيست . ميدوني؟

193
00:12:47,720 --> 00:12:51,110
يعني چي که آدم بره يه جا و شب تا صبح
به زور سعي کنه خوش بگذرونه

194
00:12:51,160 --> 00:12:55,110
تا صبح از سريالايي بگه که
از پخش‌شون عقب افتاده

195
00:12:55,160 --> 00:12:56,710
و وانمود کنه که خوشحاله

196
00:12:56,760 --> 00:13:00,390
نميدونم . شايد بقيه واقعاً لذت مي‌برن
شايد مشکل از من باشه

197
00:13:00,440 --> 00:13:02,710
<i>مطمئن باش که مشکل از تو نيست</i>

198
00:13:02,760 --> 00:13:06,760
شروع خوبي بود
حالا بازم از اينجور حرف‌هاي بيگانه‌اي بزن

199
00:13:07,360 --> 00:13:11,360
<i>و به نگاه کردن بهش ادامه بده
بايد واکنش‌هاش رو بسنجم</i>

200
00:13:12,840 --> 00:13:15,950
خُب ، تو رو ديدم که
<i>تنها يه گوشه نشستي</i>

201
00:13:16,000 --> 00:13:20,000
"و با خودم فکر کردم "هي ، يکي مثل خودم

202
00:13:20,720 --> 00:13:23,710
واقعاً بدم مياد وقتي مردم ميگن
يکي مثل خودم" . ميدوني؟"

203
00:13:23,760 --> 00:13:26,510
و کسايي که با دست‌شون اينجوري مي‌کنن

204
00:13:26,560 --> 00:13:29,590
منم همينطور

205
00:13:29,640 --> 00:13:31,910
<i>آره . حدس ميزنم که</i>
تو هم از مهموني‌ها خوشت نمياد

206
00:13:31,960 --> 00:13:35,110
سروصداشه که اذيتم مي‌کنه

207
00:13:35,160 --> 00:13:39,150
<i>همه‌ـش حرف و حرف
هيچ‌وقت هم تموم خفه نميشن لاشيا</i>

208
00:13:39,200 --> 00:13:42,230
خيلي‌خب ، فحش هم ميده
تو هم فحش بده

209
00:13:42,280 --> 00:13:43,670
کثافتا

210
00:13:43,720 --> 00:13:46,510
منم همه‌ـش فکر مي‌کنم که عجب
لش‌بازي تخمي هست اين مهموني‌ها

211
00:13:46,560 --> 00:13:49,710
نمي‌تونم بين اين‌همه حرف زدن‌ها فکر بکنم

212
00:13:49,760 --> 00:13:53,760
سال قبل تونستم مهموني رو تحمل کنم
چون مصرف مي‌کردم

213
00:13:53,880 --> 00:13:56,030
ببخشيد . چي گفتي؟ چي‌کار مي‌کردي؟

214
00:13:56,080 --> 00:13:58,110
هيچي . قرص مصرف مي‌کردم

215
00:13:58,160 --> 00:14:02,160
<i>ولي مسلماً قرص‌هاش قوي بودن
چون واقعاً داشتم لذت مي‌بردم پارسال</i>

216
00:14:02,680 --> 00:14:03,790
ايول

217
00:14:03,840 --> 00:14:05,110
"نگو "ايول

218
00:14:05,160 --> 00:14:06,790
کاشکي منم يه‌کم مواد الان با خودم داشتم

219
00:14:06,840 --> 00:14:08,390
نه . بي‌خود کردي

220
00:14:08,440 --> 00:14:10,030
هيچي . شوخي بود

221
00:14:10,080 --> 00:14:11,550
<i>الان ديگه ترک کردم</i>

222
00:14:11,600 --> 00:14:12,790
"بگو "خيلي خوبه

223
00:14:12,840 --> 00:14:14,670
...خيلي خوبه چون تو نمي‌خواي

224
00:14:14,720 --> 00:14:18,190
<i>نمي‌خوام اون آشغالا رو
تو معده‌ام داشته باشم . همينطوره</i>

225
00:14:18,240 --> 00:14:19,990
<i>من ميگم از اون جيگرهاي"
"سطح 4 موسيقي راک‌ـه</i>

226
00:14:20,040 --> 00:14:23,310
<i>نيمه‌اصلاًح‌شده...احتمالاً به اونجور حرف‌هاي"
"معنوي هم خوب جواب ميده</i>

227
00:14:23,360 --> 00:14:27,360
<i>من که فکر نکنم بتونم چند هفته اينا رو تحمل کنم
مي‌کشم کنار بچه‌ها</i>

228
00:14:27,800 --> 00:14:29,350
خب ببين ، اينجا خيلي شلوغه

229
00:14:29,400 --> 00:14:33,400
بهش بگو ببين مي‌تونين برين يه جا خلوت‌تر؟
جايي که بشه درست حرف زد

230
00:14:38,800 --> 00:14:40,230
مردم فقط دل‌شون يه گوش شنوا مي‌خواد

231
00:14:40,280 --> 00:14:42,630
به‌خاطر همينه که 90 درصد
اغواگري فقط گوش کردنه

232
00:14:42,680 --> 00:14:44,750
يا حداقل وانمود کني که داري گوش مي‌کني

233
00:14:44,800 --> 00:14:48,800
اونم ميشه . مهم‌ترين نکته اينه که
کاري کني که طرف حس کنه مهم‌ـه

234
00:14:49,240 --> 00:14:51,150
انقدر مهم که حاضر باشي
تموم دنيا رو ساکت کني

235
00:14:51,200 --> 00:14:55,200
و فقط روي اون تمرکز کني
و به حرف‌هاش گوش کني

236
00:14:56,880 --> 00:14:59,670
توجه کامل

237
00:14:59,720 --> 00:15:01,870
دقيقاً برخلاف توجهي که تو داري به من مي‌کني
چي شده؟

238
00:15:01,920 --> 00:15:05,670
اون ساعت -
چشه؟ -

239
00:15:05,720 --> 00:15:09,190
هيچي . فقط تا الان متوجه‌اش نشده بودم

240
00:15:09,240 --> 00:15:12,750
بعد 5 سال؟ خدايا

241
00:15:12,800 --> 00:15:16,430
بگذريم . نکته اينجاست که اينقدر
بايد روي طرف قفل کني

242
00:15:16,480 --> 00:15:20,190
و تمرکز کني تا بتوني رابطه‌ رو بسازي

243
00:15:20,240 --> 00:15:23,270
خُب ، حدسم اينه که همه‌ي مردهاي
تو مهموني يا تا الان سعي کردن

244
00:15:23,320 --> 00:15:27,230
مُخ‌ـت رو بزنن
يا اينکه ازت ترسيدن و جلو نيومدن

245
00:15:27,280 --> 00:15:28,750
مگه من ترسناکم؟

246
00:15:28,800 --> 00:15:31,630
نه ، نه ، نه ، نه

247
00:15:31,680 --> 00:15:34,670
نه . منظورم اينه که فکر مي‌کنم که همه‌شون
<i>...دل‌شون مي‌خواسته که برن توي</i>

248
00:15:34,720 --> 00:15:36,910
ذهن‌ـت -
ذهن‌ـت -

249
00:15:36,960 --> 00:15:39,670
بعضي‌هاشون سعي کردن

250
00:15:39,720 --> 00:15:42,990
نه به‌صورت مستقيم . با ايما و اشاره

251
00:15:43,040 --> 00:15:45,350
خلاصه يه‌جوري بهم فهموندن که چي
توي ذهن‌شون مي‌گذره

252
00:15:45,400 --> 00:15:46,830
فکر نکنم جالب باشه

253
00:15:46,880 --> 00:15:49,230
خسته‌کننده‌ست . ميدوني؟

254
00:15:49,280 --> 00:15:52,870
هيچ‌وقت تموم نميشه اين‌کارهاشون

255
00:15:52,920 --> 00:15:54,950
<i>من از کجا بدونم . تا حالا مُخ کسي رو نزدم -
جدي ميگي؟ -</i>

256
00:15:55,000 --> 00:15:57,150
خيلي‌خب

257
00:15:57,200 --> 00:16:00,350
ازش بپرس که چند وقته اونجا کار مي‌کنه

258
00:16:00,400 --> 00:16:02,510
<i>...خب ، چند وقت واسه -</i>
"مگسون فرانک" -

259
00:16:02,560 --> 00:16:04,230
مگسون فرانک" کار مي‌کني؟"

260
00:16:04,280 --> 00:16:05,630
3سال

261
00:16:05,680 --> 00:16:07,630
پس 3تا جشن کريسمس رو اومدي

262
00:16:07,680 --> 00:16:09,710
اين ديگه آخريشه

263
00:16:09,760 --> 00:16:11,670
چطور؟ استعفا ميدي؟

264
00:16:11,720 --> 00:16:15,110
خيلي وقته که برنامه‌اش رو چيدم
ولي ميدوني که راحت نيست

265
00:16:15,160 --> 00:16:18,390
ميدوني که بايد انجامش بدي
ولي وقتي که موقع انجامش ميرسه

266
00:16:18,440 --> 00:16:20,030
بدست آوردن جرأت اين‌کار سخته

267
00:16:20,080 --> 00:16:22,590
مي‌توني باهاش همدردي کني

268
00:16:22,640 --> 00:16:27,710
آره . انگار که مي‌خواي بپري توي استخر
و نگران ايني که نکنه آب خيلي سرد باشه

269
00:16:27,760 --> 00:16:30,550
ولي ميدوني که به محض اينکه بپري
توش بعد چند ثانيه عادت مي‌کني

270
00:16:30,600 --> 00:16:33,110
ترس از شوک اوليه‌ست که جلوت رو مي‌گيره

271
00:16:33,160 --> 00:16:35,510
در نهايت تنها چيزي که نگرانشي

272
00:16:35,560 --> 00:16:39,560
تغيير از يک حالت مشخص به حالت ديگه‌ست
و اين چيزي نيست که صدمه‌اي بزنه

273
00:16:39,880 --> 00:16:41,990
چون فقط يه تغيير توي حالت‌ـته

274
00:16:42,040 --> 00:16:44,990
عجب جمله‌هايي گفتي پسر
کلمه به کلمه‌ـش عالي بود

275
00:16:45,040 --> 00:16:48,910
دقيقاً همينطوره . فقط يه تغيير حالت‌ـه

276
00:16:48,960 --> 00:16:51,470
درسته و اعصاب‌خردکن هم هست
چون هميشه

277
00:16:51,520 --> 00:16:52,750
انگار يه مشت آدم تو ذهن‌ـت هستن که ميگن

278
00:16:52,800 --> 00:16:55,430
"اين‌کار رو نکن"
"و يه مشت آدم ديگه ميگن "بکن

279
00:16:55,480 --> 00:16:57,550
به حرف کدوم‌شون بايد گوش کرد؟

280
00:16:57,600 --> 00:17:00,190
"اوني که ميگه "بکن -
واقعاً؟ -

281
00:17:00,240 --> 00:17:02,830
آره . اگه خوشت نيومد مي‌توني
ادامه ندي و ولش کني

282
00:17:02,880 --> 00:17:06,430
ميدوني ، بيخيالش بشي و بري

283
00:17:06,480 --> 00:17:10,480
درست ميگي . همين کار رو مي‌کنم

284
00:17:11,000 --> 00:17:12,310
...خُب

285
00:17:12,360 --> 00:17:15,230
"به سلامتي "تغيير در حالات

286
00:17:15,280 --> 00:17:16,350
"به سلامتي "تغيير در حالات

287
00:17:18,200 --> 00:17:19,750
ببخشيد

288
00:17:19,800 --> 00:17:20,830
<i>دست زد به زانوش</i>

289
00:17:20,880 --> 00:17:22,430
<i> دست زد به زانوي لعنتيش</i>

290
00:17:22,480 --> 00:17:24,950
آقايون ، آقايون...خواهش مي‌کنم آروم

291
00:17:25,000 --> 00:17:29,000
هري" ، عالي داري پيش ميري"
<i>ازش بپرس که مي‌خواد يه نوشيدني ديگه براش بگيري</i>

292
00:17:29,200 --> 00:17:32,990
ببين ، بذار واست يه نوشيدني ديگه بيارم

293
00:17:33,040 --> 00:17:38,480
<i>بذار يه‌کم فکر کنم
يه سر بايد برم دستشويي</i>

294
00:17:41,280 --> 00:17:44,070
پس به‌وسيله‌ي تو يه پخمه
بالاخره مخ يه دختر رو ميزنه

295
00:17:44,120 --> 00:17:47,110
ولي داستانش زياد‌ کريسمسي نيست

296
00:17:47,160 --> 00:17:49,430
هنوز آخرش رو نگفتم که

297
00:17:49,480 --> 00:17:53,480
شايد از دودکش‌ـش دختره اومد پايين
(اشاره به بابانوئل)

298
00:18:01,160 --> 00:18:04,950
زياد حس خوبي ندارم که دارم اين‌کار رو مي‌کنم -
چي؟ -

299
00:18:05,000 --> 00:18:06,710
منظورم اينه که اون...خوشم مياد ازش

300
00:18:06,760 --> 00:18:07,870
اونم از تو خوش‌ـش مياد

301
00:18:07,920 --> 00:18:11,920
<i>آخه اين تقلبه</i>
خودم هيچ‌وقت جرأتشم نداشتم که حتي باهاش صحبت بکنم

302
00:18:12,120 --> 00:18:14,110
خوشحال نيستي که صحبت کردي؟

303
00:18:14,160 --> 00:18:16,830
...چرا ، من...آره ، آره ولي آخه

304
00:18:16,880 --> 00:18:19,630
اينکه تو باهام باشي مثل يه کابوسه برام

305
00:18:19,680 --> 00:18:21,750
بودن تو ، بودن همه‌ي شماها
اينکه ما رو تماشا مي‌کنيد

306
00:18:21,800 --> 00:18:23,710
اينکه بهم ميگيد که چکار کنم

307
00:18:23,760 --> 00:18:25,830
دلم مي‌خواد که خودم تنها باهاش صحبت کنم

308
00:18:25,880 --> 00:18:28,110
و يه‌جورايي...يه‌جورايي انگار داريد
مخم رو تيليت مي‌کنيد

309
00:18:28,160 --> 00:18:31,190
يه‌جورايي دلم مي‌خواد که همه‌تون نباشيد

310
00:18:31,240 --> 00:18:35,240
هِي

311
00:18:36,040 --> 00:18:38,310
بيا بريم خونه‌ي من -
چي؟ -

312
00:18:38,360 --> 00:18:40,550
مي‌خوام که بياي بريم خونه‌ي من

313
00:18:40,600 --> 00:18:43,390
با خودم داشتم فکر مي‌کردم که ازت بخوام
"و يه صداي ريزي اومد که گفت "اين‌کار رو بکن

314
00:18:43,440 --> 00:18:44,870
<i>پس منم دارم مي‌کنم</i>

315
00:18:48,040 --> 00:18:49,430
بگو آره

316
00:18:49,480 --> 00:18:54,920
<i>مي‌خوام که اين‌کار رو بکنم
اينجوري مي‌خوام ازت تشکر کنم</i>

317
00:18:55,920 --> 00:18:59,630
ببخشيد -
نه -

318
00:18:59,680 --> 00:19:00,750
<i>"زد تو هدف"</i>

319
00:19:00,800 --> 00:19:02,630
<i>"توي اولين تلاش‌ـش زد وسط هدف"</i>

320
00:19:02,680 --> 00:19:06,680
فقط بگو باشه -
باشه . باشه . باشه -

321
00:19:14,520 --> 00:19:16,870
معمولاً کسي رو اينجا نميارم

322
00:19:16,920 --> 00:19:19,870
خُب ، اين يه افتخاره برام

323
00:19:19,920 --> 00:19:21,070
بيا تو

324
00:19:21,120 --> 00:19:22,390
<i>تماشا کردي؟</i>

325
00:19:22,440 --> 00:19:25,390
<i>وقتي که اونا رفتن خونه دختره و کارهايي که
مي‌خواستن بکنن رو کردن</i>

326
00:19:25,440 --> 00:19:29,440
تو هم داشتي از تو چشماش
نگاه مي‌کردي همه چيز رو؟

327
00:19:31,480 --> 00:19:34,230
من رو چي فرض کردي؟

328
00:19:34,280 --> 00:19:35,990
مشخصه که نميدونم

329
00:19:36,040 --> 00:19:39,670
شايد اگه بيشتر باهام صحبت مي‌کردي ميدونستي

330
00:19:39,720 --> 00:19:43,470
نه . کار من تموم شده بود

331
00:19:43,520 --> 00:19:45,630
معلومه که نگاه نکردم

332
00:19:45,680 --> 00:19:49,670
<i>اينجا؟ -
آره -
خيلي‌خب -</i>

333
00:19:49,720 --> 00:19:52,750
عجب خونه‌اي . از شومينه‌ات خوشم اومد

334
00:19:52,800 --> 00:19:54,350
و اون پرنده

335
00:19:54,400 --> 00:19:56,190
دکوراسيون عجيبي‌ـه

336
00:19:56,240 --> 00:20:00,240
<i>حاکي از شخصيت جنسي
ماجراجويانه‌ي خانم هست</i>

337
00:20:04,320 --> 00:20:05,550
ميرم نوشيدني‌ بيارم

338
00:20:05,600 --> 00:20:08,150
آره . باشه . منم مي‌شينم -
اتاق خواب از اونطرفه -

339
00:20:08,200 --> 00:20:11,200
باشه -
اونجا مي‌بينمت -

340
00:20:17,100 --> 00:20:20,000
" پايان بخش 2 "

341
00:20:20,000 --> 00:20:23,000
" بخش 3 "

342
00:20:23,420 --> 00:20:27,050
"خيلي‌خب "هري
قراره بري کره‌ي ماه

343
00:20:27,100 --> 00:20:29,490
<i>زودتر از اوني که فکرش رو مي‌کردي</i>

344
00:20:29,540 --> 00:20:33,010
نمي‌تونم...نمي‌تونم انجام بدم -
اين استرس‌ها واسه اينه که بار اولته -

345
00:20:33,060 --> 00:20:35,970
خيلي سريع داره اتفاق ميوفته
اصلاً انتظارش رو نداشتم . اونم به اين سرعت

346
00:20:36,020 --> 00:20:37,330
حالا که شده . تو هم ادامه بده

347
00:20:37,380 --> 00:20:39,090
نمي‌خوام که شماها تماشا کنيد . مي‌فهمي؟

348
00:20:39,140 --> 00:20:43,140
<i>جاکش رو ببين . واسه ما شده مرد اخلاق -</i>
وايسا ببينم . وقتي بقيه ميرفتن رو کار -
تو مشکلي با تماشا کردن نداشتي

349
00:20:43,380 --> 00:20:47,380
<i>اون فرق داشت -
اون‌موقع که دختر آلمانيه داشت براي من ساک ميزد -</i>

350
00:20:47,660 --> 00:20:50,010
<i>نشنيدم اعتراضي بکنه اين آقا
اونم قرار اول‌مون بود</i>

351
00:20:50,060 --> 00:20:52,490
<i>پول من رو پس بدين بابا -</i>
ببين ، اين تجربه خيلي واقعي‌ـه براي من -

352
00:20:52,540 --> 00:20:57,740
هيچ چيزي خيلي واقعي نيست -
...آره ولي -

353
00:20:59,540 --> 00:21:01,490
وايسادي که

354
00:21:01,540 --> 00:21:05,540
آره . من نمي‌خواستم خيلي پرروبازي دربيارم

355
00:21:08,380 --> 00:21:10,650
مي‌خوام تو تخت باهات باشم

356
00:21:10,700 --> 00:21:14,700
<i>"خدايا"</i>

357
00:21:24,980 --> 00:21:28,980
نمي‌تونن صبر کنن

358
00:21:30,540 --> 00:21:33,730
<i>نمي‌خواد اون لباس رو دربياره؟</i>

359
00:21:33,780 --> 00:21:35,690
<i>اگه سينه‌‌اش بزرگ نباشه
بايد به من تخفيف بدينا</i>

360
00:21:35,740 --> 00:21:39,410
<i>تخفيف چيه؟ مي‌خوان بکنن همديگه رو
داري قسمت آخر فصل رو تو قسمت اول مي‌بيني</i>

361
00:21:39,460 --> 00:21:41,650
<i>"...آره ولي اگه من سينه‌هاش رو نبينم"</i>

362
00:21:41,700 --> 00:21:46,300
<i>ميشه يه‌کم آروم باشين؟
خدايا ، احترام رو نگه دارين</i>

363
00:21:50,780 --> 00:21:53,130
<i>هي ، خوبي تو؟</i>

364
00:21:53,180 --> 00:21:55,170
چي بود؟

365
00:21:55,220 --> 00:22:00,020
اسمش "گاييدم‌شون"ـه
"يه ليوان بزرگ "گاييدم‌شون

366
00:22:00,100 --> 00:22:01,690
کي رو گاييدي؟

367
00:22:01,740 --> 00:22:04,010
همه‌ـش به ما ميگن چي‌کار کنيم
نصف‌شون يه حرف ميزنن

368
00:22:04,060 --> 00:22:05,490
نصف ديگه‌شون يه حرف ديگه

369
00:22:05,540 --> 00:22:08,050
همه‌ـش حرف...مدام حرف ميزنن

370
00:22:08,100 --> 00:22:10,930
<i>اوضاع خوب نيست -
انگار از سينه خبري نيست -</i>

371
00:22:10,980 --> 00:22:14,010
<i>قرص‌هايي که گفتن بخور
رو ديگه نخوردم</i>

372
00:22:14,060 --> 00:22:16,810
<i>چون با لحن تحقيرکننده حرف ميزدن باهام</i>

373
00:22:16,860 --> 00:22:23,260
<i>همه‌ـش باهام حرف ميزدن . همه‌ـش اونجا بودن
و ديگه به اينجام رسيده بود</i>

374
00:22:23,700 --> 00:22:26,170
هري" ، به نظرم بهتره که"
قضيه رو جمع‌ـش کني

375
00:22:26,220 --> 00:22:30,220
برنامه داشتم که اين رو امشب بخورم که
مجبورشون کنم بس کنن ولي دودل بودم

376
00:22:31,180 --> 00:22:33,290
بزدل...عجب بزدلي بودم

377
00:22:33,340 --> 00:22:38,840
و بعدش تو رو ديدم . دست سرنوشت بود

378
00:22:39,860 --> 00:22:42,010
تو حرفم رو فهميدي و گفتي که انجامش بده

379
00:22:42,060 --> 00:22:46,060
"پس حالا با همديگه بهشون ميگم "گاييديم‌تون

380
00:22:46,420 --> 00:22:48,770
توي نوشيدني چي بود؟ -
مهم نيست . پاشو بزن بيرون -

381
00:22:48,820 --> 00:22:52,530
ميدونم که تو هم صداشون رو مي‌شنوي
ديدم که داشتي باهاشون حرف ميزدي

382
00:22:52,580 --> 00:22:54,690
نه . اونا آدم‌هاي واقعين
اين‌ها آدم‌هاي واقعين

383
00:22:54,740 --> 00:22:56,330
چيزي به اسم آدم واقعي وجود نداره

384
00:22:56,380 --> 00:22:58,970
هري" ، همين الان از اونجا بزن بيرون"

385
00:22:59,020 --> 00:23:01,090
مثل يه گروه هستيم . يه گروه‌ـه
که از طريقش با دخترها آشنا ميشيم

386
00:23:01,140 --> 00:23:02,290
و اعضاي گروه راهنمايي مي‌کنن

387
00:23:02,340 --> 00:23:04,570
نترس . هيچکي من رو هم درک نمي‌کنه -
نه -

388
00:23:04,620 --> 00:23:08,170
تموم شب اونا داشتن ما رو ميديدن
و يه نفر هم هست که

389
00:23:08,220 --> 00:23:10,330
رئيس گروه‌ـه . رئيسه

390
00:23:10,380 --> 00:23:12,210
من و تو مثل هم هستيم

391
00:23:12,260 --> 00:23:14,770
الان دارن ما رو مي‌بينن
تموم شب داشتن ما رو ميديدن

392
00:23:14,820 --> 00:23:16,730
مي‌تونن تو رو ببينن . مي‌تونن من رو ببينن

393
00:23:16,780 --> 00:23:19,290
هيچ‌کس نمي‌تونه بفهمه که چه حسي داره

394
00:23:19,340 --> 00:23:22,010
اينکه هزاران نفر که از طريق من
دارن همه چيز رو مي‌بينن

395
00:23:22,060 --> 00:23:26,060
توي ايستگاه‌هاي فرماندهي‌شون وايسادن
و فرياد ميزنن که چي فکر کنيم

396
00:23:29,420 --> 00:23:30,690
ولي ديگه نه

397
00:23:39,420 --> 00:23:41,810
تو هم بايد بخوري -
نمي‌خوامش -

398
00:23:41,860 --> 00:23:45,170
اين تغيير حالت‌ـه -
نمي‌خوامش -

399
00:23:45,220 --> 00:23:46,970
فقط يه تغيير‌ـه

400
00:23:47,020 --> 00:23:50,730
و بعدش ديگه اونا نيستن و آزاد ميشيم

401
00:23:50,780 --> 00:23:54,490
توروخدا ، توروخدا . نمي‌خوامش

402
00:23:54,540 --> 00:23:58,130
مي‌خوايش . مي‌خوايش

403
00:24:00,660 --> 00:24:02,210
مي‌خوايش

404
00:24:02,260 --> 00:24:03,890
پسره رو کشت؟

405
00:24:03,940 --> 00:24:05,730
به‌نظر خودش که از رنج خلاص‌ـش کرده بود

406
00:24:05,780 --> 00:24:07,930
خُب ، تو کِي از اين موضوع باخبر شدي؟

407
00:24:07,980 --> 00:24:11,980
منظورم اينه که کِي فهميدي
همچين اتفاقي افتاد؟

408
00:24:13,660 --> 00:24:16,210
فکر کنم توي اخبار تلويزيون بود که ديدم

409
00:24:23,060 --> 00:24:25,650
همه چيز رو پاک و بعدم نابود کنين
فهميدين؟ همه ‌چيز

410
00:24:25,700 --> 00:24:29,700
همين‌ الان...زود باشين

411
00:25:17,460 --> 00:25:19,530
متيو"؟"

412
00:25:19,580 --> 00:25:22,930
چه خبره؟

413
00:25:22,980 --> 00:25:24,610
چي‌کار داري مي‌کني؟

414
00:25:33,140 --> 00:25:36,850
خُب ، "کِلِير" زن من بود

415
00:25:36,900 --> 00:25:40,690
بريتانيايي‌ـه . به سليقه تو مي‌خوره

416
00:25:40,740 --> 00:25:43,450
و منم زنتم خير سرم

417
00:25:43,500 --> 00:25:46,490
<i>کِلِير" فهميد که درگير چه کاري بودم"</i>

418
00:25:46,540 --> 00:25:50,330
<i>و به قول شما بريتانيايي‌ها
تنگ‌نظرانه برخورد کرد</i>

419
00:25:50,580 --> 00:25:54,210
من رو مسدود کرد
تا حالا مسدود شدي؟

420
00:25:54,260 --> 00:25:56,410
ديگه بسمه "متيو" . تموم شد

421
00:25:56,460 --> 00:26:00,460
وايسا . نکن -
اين‌دفعه ديگه نه -

422
00:26:01,300 --> 00:26:02,930
<i>ديوونه‌ات مي‌کنه</i>

423
00:26:02,980 --> 00:26:05,570
به محض اينکه دکمه رو بزنه ديگه تمومه
پرت ميشي بيرون

424
00:26:05,620 --> 00:26:08,730
پايان مکالمات . نمي‌توني بشنوي چي ميگه
و نه مي‌توني چيزي بگي بهش

425
00:26:08,780 --> 00:26:11,130
اونا هم نمي‌تونن بشنون يا باهات حرف بزنن

426
00:26:11,180 --> 00:26:15,180
<i>وقتي بهشون نگاه کني تنها چيزي که مي‌بيني
يه شکل خالي و بي‌هويت‌ـه</i>

427
00:26:17,100 --> 00:26:21,100
معمولاً بيشتر از 1 ساعت طول نمي‌کشه

428
00:26:21,260 --> 00:26:23,410
ولي اگه قطعش نکنن
همينجور ادامه پيدا مي‌کنه

429
00:26:23,460 --> 00:26:26,010
افتضاحه

430
00:26:26,060 --> 00:26:30,060
شايد اينا بهاي پيشرفت علم باشه

431
00:26:32,780 --> 00:26:36,090
همه‌مون...همه‌مون اين
چشم‌ زد" رو داريم ديگه"

432
00:26:36,140 --> 00:26:39,170
که خيلي هم خوب و شيک‌ـه تا موقعي که
همچين اتفاقي بيوفته

433
00:26:39,220 --> 00:26:40,890
اون‌وقت هست که ميشه آشغال

434
00:26:40,940 --> 00:26:44,940
نمي‌توني حتي درشون‌بياري

435
00:26:49,660 --> 00:26:53,660
آبگوشت حاضري...اومديم بريتانيايي باشيم

436
00:27:00,380 --> 00:27:04,380
کريسمس مبارک

437
00:27:13,500 --> 00:27:17,500
حالا شد يه جشن کامل

438
00:27:18,100 --> 00:27:22,100
به سلامتي کريسمس

439
00:27:29,260 --> 00:27:34,260
خلاصه اون من رو ترک کرد و حضانت
مِل" دخترمون رو هم گرفت"

440
00:27:35,580 --> 00:27:38,570
اين بود که من سر از اين
مکان دوست‌داشتني درآوردم

441
00:27:38,620 --> 00:27:40,850
نمي‌خواستم چيزي اطرافم باشه
که من رو ياد گذشته بندازه

442
00:27:49,220 --> 00:27:50,650
چيه؟

443
00:27:50,700 --> 00:27:52,170
صدا رو شنيدي؟

444
00:27:52,220 --> 00:27:56,220
کدوم صدا؟

445
00:28:02,420 --> 00:28:06,420
خُب ، به‌هرحال خوشحالم که داريم حرف ميزنيم
سکوت مي‌تونه خيلي ظالم باشه

446
00:28:06,700 --> 00:28:10,250
وقتي تو خلأ باشي
فکرهاي چرت مياد تو ذهن‌ـت ، مگه نه؟

447
00:28:10,300 --> 00:28:14,300
مثلاً الان تو حال‌ـت بهتر شده ، ديگه نه؟
به‌خاطر اين گفتگو

448
00:28:15,900 --> 00:28:21,330
بلاخره يه‌کم باهم حرف زديم -
شايد يه مقدار . آره -

449
00:28:21,380 --> 00:28:25,380
مثل يه جعبه‌ي مهروموم شده هستي

450
00:28:26,940 --> 00:28:28,810
البته خاصيت خوبي هم هست

451
00:28:28,860 --> 00:28:32,650
بيشتر مردم جورين که خيلي راحت ميشه ذهن‌شون رو خوند
مخصوصاً اگه ذهن‌ها رو بشناسي

452
00:28:32,700 --> 00:28:36,650
استفاده از حقه‌هاي جشن و مهموني واسه تور کردن
دخترها به معني شناخت ذهن‌ها نيست

453
00:28:36,700 --> 00:28:43,900
دختر تور کردن که تفريح من بود
کار اصليم کاملاً متفاوت بود

454
00:28:44,300 --> 00:28:48,290
عمراً بتوني حدس بزني که چي بود

455
00:28:48,340 --> 00:28:51,970
بازاريابي؟ -
نه -

456
00:28:52,020 --> 00:28:54,730
فروشنده‌ي دوره‌گرد؟ -
بيخيال -

457
00:28:54,780 --> 00:28:58,410
پروکتالژيست؟
(متخصص مجاري ادرار)

458
00:28:58,460 --> 00:29:02,330
عمراً بتوني حدس بزني -
اصلاً نمي‌خوام حدس بزنم -

459
00:29:02,380 --> 00:29:06,380
خيلي‌خب ، بذار يه بازي درست کنيم

460
00:29:08,860 --> 00:29:11,570
واست روز کاري خودم رو

461
00:29:11,620 --> 00:29:15,620
<i>توصيف مي‌کنم و هر وقت فهميدي
که کارم چيه بهم ميگي</i>

462
00:29:16,060 --> 00:29:19,490
<i>وضعيت آب و هوايي نامناسب
بازار کريسمس امسال را با آسيب جدي مواجه کرده است</i>

463
00:29:19,540 --> 00:29:21,090
<i>...5اينچ برف</i>

464
00:29:21,140 --> 00:29:24,650
<i>حالا که دارم مشخصاتم رو درست مي‌کنم بايد
هوا اينجوري باشه . شانسي دارم من</i>

465
00:29:26,180 --> 00:29:29,650
<i>حالا اين رو ديگه کجاي دلم بذارم
خدايا ، بازم پيام اومده</i>

466
00:29:29,700 --> 00:29:33,570
<i>اين صندوق پيام خالي بشو نيست</i>

467
00:29:33,620 --> 00:29:36,490
ببخشيد . همه‌ـش بايد ور برم

468
00:29:36,540 --> 00:29:38,290
وقتشه يه‌کم خوراکي بخوري

469
00:29:38,340 --> 00:29:40,210
مگه مي‌تونم قبل از عمل چيزي بخورم؟

470
00:29:40,260 --> 00:29:42,130
اينم از عجايب علم امروزي هست

471
00:29:42,180 --> 00:29:45,890
خدا رو شکر . از گشنگي داشتم مي‌مردم

472
00:29:45,940 --> 00:29:49,490
<i>تُست‌ها انگار سوخته
چيزي بگم يا نه؟</i>

473
00:29:49,540 --> 00:29:51,290
<i>آره . به نظرم يه چيزي بايد بگم</i>

474
00:29:51,340 --> 00:29:53,010
همه چيز خوبه؟

475
00:29:53,060 --> 00:29:56,010
راستش تُست‌ها اونجوري
که من دوست دارم نيست

476
00:29:56,060 --> 00:29:57,850
يه خورده زيادي پخته شده

477
00:29:57,900 --> 00:29:59,610
ببخشيد

478
00:29:59,660 --> 00:30:01,370
ميرم بازم درست مي‌کنم

479
00:30:01,420 --> 00:30:05,420
<i>حالا ازم متنفره</i>

480
00:30:06,100 --> 00:30:09,490
<i>چقدر قراره طول بکشه؟</i>

481
00:30:09,540 --> 00:30:12,450
سلام ، اسم من "مج"‌ـه
متخصص بيهوشي هستم

482
00:30:12,500 --> 00:30:13,650
سلام

483
00:30:13,700 --> 00:30:17,610
<i>خدايا ، چقدر جوونه
خدا کنه کارش رو بلد باشه</i>

484
00:30:17,660 --> 00:30:20,330
<i>خيلي‌خب ، ديگه به اتفاقاي بد
احتمالي فکر نکن</i>

485
00:30:20,380 --> 00:30:24,380
<i>گفتن که يه عمل ساده و بدون درده
فقط بايد آروم باشم</i>

486
00:30:26,340 --> 00:30:29,450
<i>خيلي‌خب ، آروم . برو که رفتيم</i>

487
00:30:29,500 --> 00:30:31,930
حالا از 10 برعکس بشمار

488
00:30:31,980 --> 00:30:35,980
10 ، 9 ، 8 ، 7

489
00:30:36,620 --> 00:30:39,210
6 ، 5

490
00:30:39,260 --> 00:30:43,260
<i>4 ، 3 ، 2 ، 1</i>

491
00:30:43,380 --> 00:30:47,250
<i>نمي‌تونم...نمي‌تونم ببينم</i>

492
00:30:47,300 --> 00:30:49,170
<i>من کجام؟</i>

493
00:30:51,300 --> 00:30:52,570
<i>صداي چيه؟</i>

494
00:30:54,260 --> 00:30:55,290
<i>چرا نمي‌تونم ببينم؟</i>

495
00:30:55,340 --> 00:30:57,890
<i>«آماده براي خروج «کلوچه</i>

496
00:30:57,940 --> 00:31:00,250
<i>چي؟ نه . واستين . من هنوز به‌هوشم</i>

497
00:31:00,300 --> 00:31:01,530
<i>خداي من</i>

498
00:31:01,580 --> 00:31:04,370
<i>خدايا ، چه اتفاقي داره ميوفته؟
ببخشين؟ خـــدايا</i>

499
00:31:06,340 --> 00:31:08,370
<i>اين منم که</i>

500
00:31:08,420 --> 00:31:11,930
<i>منم . خدايا ، کجام من؟</i>

501
00:31:11,980 --> 00:31:17,290
<i>نميدونم چه اتفاقي داره ميوفته
نميدونم چه بلايي داره سرم مياد</i>

502
00:31:18,200 --> 00:31:20,200
<i>هي</i>

503
00:31:20,540 --> 00:31:22,330
<i>کسي اونجا نيست؟</i>

504
00:31:23,200 --> 00:31:23,900
<i>هي</i>

505
00:31:23,900 --> 00:31:27,000
" پايان بخش 3 "

506
00:31:27,000 --> 00:31:30,100
" بخش 4 "

507
00:31:34,180 --> 00:31:38,180
ببخشيد

508
00:31:39,340 --> 00:31:43,340
احتمالاً الان مُخت هنگ کرده
از همه اين اتفاقا

509
00:31:44,860 --> 00:31:48,860
مشکلي نيست . مي‌توني صحبت کني
از طريق اين مي‌تونم صدات رو بشنوم

510
00:31:49,820 --> 00:31:51,770
<i>سلام -</i>
سلام -

511
00:31:51,820 --> 00:31:55,820
Smartelligence اسم من "متيو"‌ـه از شرکت

512
00:31:57,340 --> 00:32:01,340
کار من اينکه که به بهترين شکل ممکن
بهت توضيح بدم چه اتفاقي داره واست ميوفته

513
00:32:01,460 --> 00:32:05,050
<i>خداي من ، مُردم؟ -</i>
نه ، نه . نمُردي -

514
00:32:05,100 --> 00:32:08,450
هيچکي نمُرده

515
00:32:08,500 --> 00:32:12,500
چند ساله بودي؟ 30 ساله؟

516
00:32:12,700 --> 00:32:14,170
<i>29</i>

517
00:32:14,220 --> 00:32:17,650
صحيح . پس سنّ‌ـت به دستگاه زيراکس قد نميده

518
00:32:17,700 --> 00:32:21,210
ميدوني دستگاه‌ فتوکپي چيه؟ -
<i>چي؟ -</i>

519
00:32:21,260 --> 00:32:23,210
اصلاً ميدوني کُپي چيه؟

520
00:32:23,260 --> 00:32:25,610
<i>منظورت کپي کردن يک چيز هست؟
معموله که ميدونم چيه</i>

521
00:32:25,660 --> 00:32:29,050
خُب ، اين همون چيزيه که تو هستي

522
00:32:29,100 --> 00:32:33,690
<i>يه کپي از چي؟ -</i>
کُپي از خودت -

523
00:32:33,740 --> 00:32:36,450
<i>ولي من که خودمم -</i>
خيلي‌خب -

524
00:32:36,500 --> 00:32:40,500
فوت کن تو صورت من ببينم

525
00:32:42,460 --> 00:32:46,460
نمي‌توني به‌خاطر اينه که بدن نداري

526
00:32:47,100 --> 00:32:49,410
انگشت‌هات کجان؟

527
00:32:49,460 --> 00:32:53,460
دست‌هات؟ صورت‌ـت؟ هيچ‌جا

528
00:32:54,020 --> 00:32:57,050
چون تو يک کُد هستي

529
00:32:57,100 --> 00:32:59,810
يک مغز شبيه‌سازي‌شده پُر از کُد هستي

530
00:32:59,860 --> 00:33:03,330
که توي دستگاه کوچولويي که بهش ميگيم
کلوچه" جا گرفتي"

531
00:33:03,380 --> 00:33:05,530
<i>چرا اين‌کار رو با من کردين؟</i>

532
00:33:05,580 --> 00:33:08,170
خُب ، راستش خودت اين‌کار رو با خودت کردي

533
00:33:08,220 --> 00:33:10,370
خود واقعيت پول داده براي اين‌کار

534
00:33:10,420 --> 00:33:13,330
<i>نمي‌فهمم</i>

535
00:33:13,380 --> 00:33:16,330
ببين ، کار ما يه نوع خدمات هست

536
00:33:16,380 --> 00:33:18,410
يه "کلوچه" خام رو برميداريم

537
00:33:18,460 --> 00:33:22,460
و با عمل جراحي مي‌کاريمش توي مغز مشتري

538
00:33:22,700 --> 00:33:28,500
يک هفته همونجا زير پوست باقي مي‌مونه
و حرکات مشتري رو مي‌بينه

539
00:33:29,740 --> 00:33:33,530
توي فعاليت اين ذهن به‌خصوص غوطه‌ور ميشه
و باهاش اخت ميشه

540
00:33:33,580 --> 00:33:37,490
به همين خاطر تو فکر مي‌کني که خودتي
تو خودت هستي

541
00:33:37,540 --> 00:33:41,540
ولي در عين حال خودت نيستي

542
00:33:41,780 --> 00:33:45,780
خب ، پردازش حرفايي که زدم ممکنه خيلي سخت باشه
حتي براي کسي که داخل يه پردازشگرـه

543
00:33:46,340 --> 00:33:48,810
<i>من رو برگردون به بدن خودم</i>

544
00:33:48,860 --> 00:33:52,250
خُب ، اونجا جاييه که خود
واقعيت زندگي مي‌کنه

545
00:33:52,300 --> 00:33:53,610
...ولي

546
00:33:53,660 --> 00:33:57,170
کاري که حالا مي‌خوايم بکنيم اينه که
يه بدن شبيه‌سازي‌شده‌ بهت ميديم

547
00:33:57,220 --> 00:34:00,370
طبق تحقيقات‌مون بعضاً اين‌کار
مي‌تونه مفيد باشه . آماده‌اي؟

548
00:34:00,420 --> 00:34:04,420
<i>چي؟ نمي‌فهمم -</i>
3 ، 2 ، 1 -

549
00:34:18,300 --> 00:34:20,450
<i>سلام</i>

550
00:34:20,500 --> 00:34:24,500
<i>بهتر شد؟</i>

551
00:34:25,980 --> 00:34:27,890
اينکه بدن خودمه

552
00:34:27,940 --> 00:34:31,940
<i>بيا دوباره باز نريم سر خونه‌ي اول
دور و برت رو نگاه کن</i>

553
00:34:33,580 --> 00:34:37,580
<i>حالا يه اتاق کنترل داري</i>

554
00:34:37,740 --> 00:34:39,450
به چه دردي مي‌خوره؟

555
00:34:39,500 --> 00:34:43,370
اون ميز فرمان واسه اينکه
خونه رو کنترل کني

556
00:34:43,420 --> 00:34:45,690
<i>منظورم خونه‌ي خودِ واقعيت هست</i>

557
00:34:45,740 --> 00:34:49,490
<i>مثلاً نان تُست رو چجوري دوست داري؟</i>

558
00:34:49,540 --> 00:34:53,540
چي؟ -
<i>نون‌ـت رو چجوري دوست داري؟ -</i>

559
00:34:54,420 --> 00:34:58,290
نيم‌پخته...يه ذره نيم‌پخته شده باشه -
<i>باشه . خيلي هم عالي -</i>

560
00:34:58,340 --> 00:35:01,050
<i>فکر کن به اينکه چجوري مي‌خواي باشه</i>

561
00:35:01,100 --> 00:35:05,100
<i>بعدش دکمه رو بزن</i>

562
00:35:05,940 --> 00:35:07,610
کدوم دکمه؟

563
00:35:07,660 --> 00:35:10,250
<i>فرقي نداره . تو الان ميدوني که داري</i>
نون رو سوخاري مي‌کني

564
00:35:10,300 --> 00:35:14,300
دکمه‌ها بيشتر جنبه نمادين دارن

565
00:35:20,260 --> 00:35:23,050
مي‌بيني؟ حالا اين شغل توئه

566
00:35:23,100 --> 00:35:25,650
مسئوليت همه کارهاي خونه با توئه

567
00:35:25,700 --> 00:35:28,250
دما ، نور

568
00:35:28,300 --> 00:35:31,010
<i>اينکه صبحا چه موقعي زنگ
ساعت به صدا دربياد</i>

569
00:35:31,060 --> 00:35:33,650
اگه غذا توي يخچال نبود

570
00:35:33,700 --> 00:35:37,410
تو مسئول سفارش دادن غذايي

571
00:35:37,460 --> 00:35:41,450
واسه کي؟ -
<i>واسه خود واقعيت . اونه که داره پول ميده -</i>

572
00:35:41,500 --> 00:35:45,500
منِ واقعي کجاست؟

573
00:35:46,020 --> 00:35:50,020
<i>داره چرت ميزنه . توي اتاق خواب
بالا سمت راست</i>

574
00:35:59,100 --> 00:36:01,330
نمي‌خوام اينجا باشم

575
00:36:01,380 --> 00:36:02,890
نمي‌خوام اينجا باشم

576
00:36:02,940 --> 00:36:06,770
نمي‌خوام اينجا باشم

577
00:36:08,580 --> 00:36:12,010
<i>هي ، همونطور که تو دوست داري</i>

578
00:36:14,220 --> 00:36:17,130
<i>باشه . ببين ، لطفاً جيغ نزن</i>

579
00:36:17,180 --> 00:36:19,010
<i>مي‌خواي بس کني يا نه؟</i>

580
00:36:19,060 --> 00:36:23,060
<i>مي‌خواي بس کني يا نه؟
نه . خيلي‌خب</i>

581
00:36:24,740 --> 00:36:28,740
<i>ببخشيد . مجبور شدم که صدات رو قطع کنم</i>

582
00:36:32,340 --> 00:36:36,340
ببخشيد

583
00:36:37,820 --> 00:36:41,820
<i>ببين ، همه چيز خيلي آسون‌تر ميشه
اگه تو اطاعت کني</i>

584
00:36:42,060 --> 00:36:44,490
اين‌کار رو نمي‌کنم

585
00:36:44,540 --> 00:36:47,210
<i>من يه ميمونِ دکمه تُستربزن نيستم</i>

586
00:36:47,260 --> 00:36:51,250
ترجيح ميدي که هيچ کاري نکني؟ -
خُب ، اين‌کار رو که نمي‌کنم -

587
00:36:51,300 --> 00:36:55,300
<i>باشه . پس مي‌خواي هيچ کاري نکني</i>
بذار بهت نشون بدم که بيکاري چجوريه

588
00:36:56,220 --> 00:36:59,410
3هفته خوبه؟
<i>آره . 3 هفته براي اينکه اوضاع دست‌ـت بياد خوبه</i>

589
00:36:59,460 --> 00:37:02,050
<i>منظورت چيه 3 هفته؟</i>

590
00:37:02,100 --> 00:37:06,100
...اگه فقط يک لحظه صبر کني . فقط

591
00:37:28,940 --> 00:37:32,940
<i>حالا چي؟</i>

592
00:37:34,100 --> 00:37:37,370
خواهش مي‌کنم
ديگه اين‌کار رو نکن

593
00:37:37,420 --> 00:37:41,420
خواهش مي‌کنم . هيچ کاري نيست اينجا انجام بدم
...هيچي نيست . فقط

594
00:37:41,620 --> 00:37:43,450
يعني هيچي نيست

595
00:37:43,500 --> 00:37:46,130
بهت اخطار دادم -
<i>حتي نمي‌تونستم بخوابم -</i>

596
00:37:46,180 --> 00:37:48,010
به خواب نيازي نداري

597
00:37:48,060 --> 00:37:49,490
آماده‌اي که بري سر کار؟

598
00:37:49,540 --> 00:37:53,540
نه ، نه ، نه . نيستم
قطعاً اون‌کار رو نمي‌کنم

599
00:37:54,020 --> 00:37:58,020
خيلي‌خب پس بريم واسه 6 ماه -
نه . صبر کن . صبر کن -

600
00:37:59,260 --> 00:38:01,210
<i>خُب ، رمز کار در اين بود
جوري بشکونيم‌شون</i>

601
00:38:01,260 --> 00:38:05,260
که کاملاً خرد و خاکشير نشن
مي‌فهمي چي ميگم؟

602
00:38:07,140 --> 00:38:10,330
اگه بيش از اندازه تنهايي بکشن
ديگه ديوانه ميشن

603
00:38:10,380 --> 00:38:13,330
و به‌درد هيچ کاري نمي‌خورن
اون‌وقت بايد به قيمت ارزون بفروشيم‌شون

604
00:38:13,380 --> 00:38:15,730
به کمپاني‌هاي بازي‌سازي که
اونا هم تبديل‌شون کنن به

605
00:38:15,780 --> 00:38:19,780
<i>گوشت دم توپ واسه بازي‌هاي جنگي</i>

606
00:38:29,420 --> 00:38:33,420
حالا حال‌ـت چطوره؟

607
00:38:35,740 --> 00:38:38,330
خواهش مي‌کنم

608
00:38:38,380 --> 00:38:41,890
يه چيزي بهم بده انجام بدم

609
00:38:41,940 --> 00:38:44,970
<i>آماده‌ي کاري؟</i>

610
00:38:45,020 --> 00:38:48,610
آره . خواهش مي‌کنم . هر کاري بگي مي‌کنم

611
00:38:48,660 --> 00:38:52,660
فقط يه چيزي بده که انجام بدم
خواهش مي‌کنم

612
00:38:53,700 --> 00:38:56,930
باشه

613
00:38:56,980 --> 00:39:00,980
ضمناً نون تُست فوق‌العاده‌ايه

614
00:39:04,020 --> 00:39:06,570
سلام

615
00:39:06,620 --> 00:39:08,050
نصب شد؟

616
00:39:08,100 --> 00:39:12,100
نصب شد و آماده به کار

617
00:39:21,260 --> 00:39:26,560
ببين ، تو راه که ميومدم اينجا
يه يارويي رو ديدم که پيراهن تنش نبود

618
00:39:26,660 --> 00:39:29,530
وسط خيابون سوار اسب شده بود

619
00:39:29,580 --> 00:39:33,220
چقدر عجيب -
به خدا قسم -

620
00:40:57,020 --> 00:40:58,850
<i>"صبح‌بخير "گِرِتا</i>

621
00:40:58,900 --> 00:41:01,530
<i>برنامه‌ي ملاقات‌هاي امروز از اين قراره</i>

622
00:41:01,580 --> 00:41:05,580
<i>"ساعت 11 : آرايشگاه با "استليوس</i>

623
00:41:07,420 --> 00:41:11,420
<i>«ساعت 12:30 : ناهار با «آنابل
Barney's Brassiere در</i>

624
00:41:13,260 --> 00:41:17,260
<i>Jackanape ساعت 15 : گالري خصوصي
"در منطقه‌ي "شورديچ</i>

625
00:41:17,820 --> 00:41:21,820
<i>«ساعت 18:30 : نوشيدني کريسمسي با «پائولو</i>

626
00:41:22,100 --> 00:41:26,100
<i>The Nutcracke ساعت 19:30 : اجراي
«در «خانه‌ي اُپرا رويال</i>

627
00:41:30,100 --> 00:41:31,450
اين‌کار بردگيه

628
00:41:31,500 --> 00:41:34,850
يه خورده احساسي نيست برخوردت؟ -
ولي اون فکر مي‌کرد که واقعي بوده -

629
00:41:34,900 --> 00:41:37,890
ولي نبود -
اين‌کار وحشيگري‌ـه -

630
00:41:37,940 --> 00:41:41,940
اون واقعاً واقعي نبود
پس کار منم واقعاً وحشيانه نبود

631
00:41:50,300 --> 00:41:54,300
دوباره بايد بگم تو اون آدمي
که فکر مي‌کردم نيستي

632
00:41:55,500 --> 00:41:57,530
: بيشتر مردم ميگن

633
00:41:57,580 --> 00:42:01,580
اون فقط از کُد ساخته شده . واقعي نيست
پس به درک

634
00:42:01,780 --> 00:42:04,930
ولي تو دلت مي‌سوزه

635
00:42:04,980 --> 00:42:08,980
به مردم اهميت ميدي -
تو نميدي؟ -

636
00:42:10,860 --> 00:42:13,850
آدم خوبي هستي

637
00:42:13,900 --> 00:42:15,970
جداً هستم؟

638
00:42:16,020 --> 00:42:19,290
بر اساس واکنش‌ـت به چيزهايي که من گفتم
آره . آدم خوبي هستي

639
00:42:19,340 --> 00:42:23,340
مي‌تونم بگم که مهربوني

640
00:42:26,020 --> 00:42:30,020
آدم خوبي نيستم

641
00:42:31,500 --> 00:42:35,500
مرد خوبي که کارهاي بد کرده؟

642
00:42:39,180 --> 00:42:43,090
مي‌توني درباره‌اش بهم بگي

643
00:42:43,140 --> 00:42:45,570
منم تو عمرم کارهايي کردم
که بهشون افتخار نمي‌کنم

644
00:42:45,620 --> 00:42:49,620
ولي نمي‌تونم وانمود کنم
اون‌کارها رو نکردم

645
00:42:51,980 --> 00:42:55,980
کار بدت با خانواده‌ات در ارتباط بوده؟

646
00:42:58,580 --> 00:43:00,970
همسرت؟

647
00:43:01,020 --> 00:43:05,020
دوست‌دخترت؟

648
00:43:07,580 --> 00:43:11,580
فقط ما 2تا اينجاييم

649
00:43:14,180 --> 00:43:18,180
باباش هيچ‌وقت از من خوش‌ـش نميومد

650
00:43:18,620 --> 00:43:22,620
هيچ‌وقت از من خوش‌ـش نميومد

651
00:43:29,860 --> 00:43:33,860
هوا سرده ، مگه نه؟ بيا

652
00:43:35,220 --> 00:43:39,220
"بت"..."بتاني" -
بابا ، ديگه چيه؟ -

653
00:43:39,700 --> 00:43:42,610
هوا ساعت 6 تاريک ميشه -
اونقدر طولش نميديم -

654
00:43:42,660 --> 00:43:46,660
صبر کن . بذار دستکشم رو دستم کنم

655
00:43:47,340 --> 00:43:51,450
انگار زياد راضي نيست -
فقط زيادي نگران منه -

656
00:43:51,500 --> 00:43:54,330
فکر مي‌کنه که من لياقت تو رو ندارم

657
00:43:54,380 --> 00:43:58,380
خُب ، شايدم حق با اون باشه

658
00:44:03,740 --> 00:44:07,740
بذار يه عکس ازت بگيرم . همينجا وايسا

659
00:44:08,500 --> 00:44:10,210
اين ژست گرفتنا حس ناجوري داره برام

660
00:44:10,260 --> 00:44:12,090
بيخيال . مثله اين مدل‌هاي مشهور باش

661
00:44:12,140 --> 00:44:15,050
خب ، الان ژستم به اندازه کافي ناجور هست؟ -
عاليه -

662
00:44:15,100 --> 00:44:19,100
خيلي‌خب‌ ، آماده‌اي؟
خيلي خوبه . همينجوري نگه‌ـش دار

663
00:44:22,980 --> 00:44:24,550
عجب آشغالي هستي

664
00:44:24,700 --> 00:44:28,000
" پايان بخش 4 "

665
00:44:28,000 --> 00:44:31,000
" بخش 5 "

666
00:44:52,800 --> 00:44:56,800
کنار هم خوش مي‌گذرونديم . ميدوني؟
واقعاً کنار هم خوش مي‌گذرونديم

667
00:45:38,080 --> 00:45:40,590
چي‌کار مي‌کنين اونجا؟
چرا همه‌تون اونجايين؟

668
00:45:40,640 --> 00:45:43,190
نه ، نه . ميريم خونه . بيا -
با من بدرفتاري نکن -

669
00:45:43,240 --> 00:45:45,310
پانميشم اگه همه‌تون بهم من دست بزنين

670
00:45:45,360 --> 00:45:47,710
پانميشم . پانميشم

671
00:45:47,760 --> 00:45:49,510
اشکال نداره . اشکال نداره

672
00:45:49,560 --> 00:45:52,750
"بيا "جو -
بيا -

673
00:45:52,800 --> 00:45:54,270
مرسي رفيق

674
00:45:54,320 --> 00:45:58,320
همه چيز عالي نبود . هيچ‌وقت هم
...همه‌ چيز عالي و خوب نيست ولي

675
00:46:00,060 --> 00:46:04,060
واقعاً باهم خوشبخت بوديم

676
00:46:04,420 --> 00:46:05,690
ميذارم که "گيتا" داستان رو بگه

677
00:46:05,740 --> 00:46:09,740
عاشق اينه که با جزئيات الکي
حوصله ملت رو سر ببره

678
00:46:10,140 --> 00:46:12,930
اونجا واسه نزديک به 2 هفته کار مي‌کردم

679
00:46:12,980 --> 00:46:16,980
وقتي که "بت" ما 2تا رو باهم آشنا
...و بعدم

680
00:46:17,620 --> 00:46:19,250
خلاصه همه ‌چيز زير سر "بت" بود

681
00:46:19,300 --> 00:46:20,930
اون عروسک‌گردون بوده

682
00:46:22,660 --> 00:46:24,970
براي اينکه مخ من رو بزني
چي يادت داده بود؟

683
00:46:25,020 --> 00:46:27,130
اينکه نذارم خروپف‌هاي من رو بشنوي

684
00:46:27,180 --> 00:46:29,970
همه‌مون باهم قبل از اينکه "گيتا" بياد تو جمع‌مون
رفته بوديم سفر کاري

685
00:46:30,020 --> 00:46:32,650
من روي صندلي عقب خوابم بُرد
و خرناس‌هاي فجيعي مي‌کشيدم

686
00:46:32,700 --> 00:46:35,410
همه‌شون فکر مي‌کردن
که من يه مشکلي دارم

687
00:46:35,460 --> 00:46:37,370
مثل يه گاوميش خروپف مي‌کنه

688
00:46:39,220 --> 00:46:40,970
جدي ميگي؟ واقعاً بهش ميگي گاوميش؟

689
00:46:41,020 --> 00:46:45,020
يه بطري ديگه هم به خاک نشست

690
00:46:47,380 --> 00:46:50,450
فکر مي‌کنم علاقه "گيتا" به اون
بيشتر از علاقه‌ي اون به "گيتا"ست

691
00:46:50,500 --> 00:46:54,500
اينجوري فکر نمي‌کني؟

692
00:46:54,620 --> 00:46:58,620
خوردي همه‌ـش رو؟

693
00:46:59,540 --> 00:47:00,810
حال‌ـت خوبه؟

694
00:47:00,860 --> 00:47:02,970
خسته‌ام -
خيلي ساکت بودي -

695
00:47:03,020 --> 00:47:05,290
توي حس و حال نبودم . ميدوني؟

696
00:47:05,340 --> 00:47:09,340
تو اداره هم همه‌ـش باهاشونم

697
00:47:10,180 --> 00:47:12,210
فکر کنم ديگه برم بخوابم . اشکالي نداره؟

698
00:47:12,260 --> 00:47:16,260
نه . اشکالي نداره

699
00:47:26,460 --> 00:47:30,460
خداي من

700
00:47:50,740 --> 00:47:52,570
بت"؟"

701
00:47:52,620 --> 00:47:53,650
چيه؟

702
00:47:53,700 --> 00:47:57,410
اين مال تو‌ـه؟

703
00:47:57,460 --> 00:48:01,460
تو آشغال‌ها پيدا کردم
ميگه که حامله‌اي

704
00:48:01,620 --> 00:48:05,620
مال تو‌ـه؟

705
00:48:05,740 --> 00:48:09,740
آره

706
00:48:10,020 --> 00:48:11,890
...منظورم اينه که

707
00:48:11,940 --> 00:48:15,940
خدايا

708
00:48:16,860 --> 00:48:19,410
...خيلي خوبه . يعني آخه

709
00:48:19,460 --> 00:48:22,730
جو" ، نمي‌تونم"

710
00:48:22,780 --> 00:48:25,690
بچه...حاملگي...الان نمي‌تونم

711
00:48:25,740 --> 00:48:27,890
الان نه . نمي‌تونم

712
00:48:27,940 --> 00:48:31,250
معلومه که مي‌توني
خدايا ، مادر فوق‌العاده‌اي ميشي

713
00:48:31,300 --> 00:48:33,810
نه . من 27 سالمه . هنوز آماده نيستم -
کي رو ديدي که آماده باشه؟ -

714
00:48:33,860 --> 00:48:37,860
نه . آخه خيلي سريع اتفاق افتاده . مي‌فهمي؟
خيلي سريع همه ‌چيز داره پيش ميره

715
00:48:38,100 --> 00:48:40,010
از پس‌ـش برميايم . من هر کاري بتونم مي‌کنم

716
00:48:40,060 --> 00:48:41,410
متوجه نيستي

717
00:48:41,460 --> 00:48:43,370
وقتي که توي کار قرار بگيرم -
آدم مسئوليت‌پذيري ميشم
«جو» -

718
00:48:43,420 --> 00:48:45,410
تو مي‌توني راحت لم بدي براي خودت
منم شونه‌هات رو مي‌مالم برات

719
00:48:45,460 --> 00:48:47,010
خونه رو رنگ مي‌کنم -
جو" ، خواهش مي‌کنم" -

720
00:48:47,060 --> 00:48:48,810
ميشيم DIY مثل اون زن و شوهر‌ توي تبليغ -
"جو" -

721
00:48:48,860 --> 00:48:52,860
ميشيم يه خانواده -
نمي‌خوامش -

722
00:48:56,020 --> 00:49:00,020
حرف از يه بچه است -
"جو" -

723
00:49:00,340 --> 00:49:01,410
ببين ، بچه‌ي خودمونه

724
00:49:01,460 --> 00:49:02,850
ميدونم و واسه خودمم آسون نيست

725
00:49:02,900 --> 00:49:05,530
خُب ، بذار حداقل درباره‌اش بحث کنيم -
نه . من تصميمم رو گرفتم -

726
00:49:05,580 --> 00:49:09,580
خُب ، من نگرفتم

727
00:49:09,740 --> 00:49:12,250
خدايا ، نگاهش کن

728
00:49:12,300 --> 00:49:14,210
تو عصباني هستي

729
00:49:14,260 --> 00:49:16,970
"تموم شب داشتي مشروب مي‌خوردي "بت

730
00:49:17,020 --> 00:49:18,890
تموم شب داشتي مي‌خوردي

731
00:49:18,940 --> 00:49:20,410
خدايا ، تو حامله‌اي
(زنان حامله نبايد الکل مصرف کنند)

732
00:49:20,460 --> 00:49:25,250
آره ولي نمي‌خوام باشم
و قرار هم نيست باشم

733
00:49:25,300 --> 00:49:27,050
داري عوضي‌بازي درمياري -
بس کن -

734
00:49:27,100 --> 00:49:30,570
يه زن بي‌رحمي که حاضره يه بچه رو بکُشه -
اين حرفت عادلانه نيست -

735
00:49:30,620 --> 00:49:33,010
کسي که يه بچه رو از بين مي‌بره براي
اينکه با برنامه‌هايي که ريخته نمي‌خونه

736
00:49:33,060 --> 00:49:34,330
بس کن يا مسدودت مي‌کنم

737
00:49:34,380 --> 00:49:35,570
اصلاً فکرشم نکن

738
00:49:35,620 --> 00:49:37,690
نه . مي‌تونيم فردا صحبت کنيم
فقط خواهش مي‌کنم بس کن

739
00:49:37,740 --> 00:49:39,010
گوه مي‌خوري اگه بزني دکمه رو

740
00:49:39,060 --> 00:49:40,410
<i>"بت"</i>

741
00:49:40,460 --> 00:49:43,050
قطعش کن

742
00:49:43,100 --> 00:49:44,210
قطعش کن

743
00:49:44,260 --> 00:49:45,810
<i>"قطعش کن "بت</i>

744
00:49:45,860 --> 00:49:47,370
<i>"بهم گوش کن "بت</i>

745
00:49:47,420 --> 00:49:49,130
قطعش کن

746
00:49:49,180 --> 00:49:50,810
همين الان قطعش مي‌کني

747
00:49:50,860 --> 00:49:54,860
قطعش کن

748
00:49:55,860 --> 00:49:57,450
"قطعش کن "بت

749
00:49:57,500 --> 00:49:58,930
بت"؟"

750
00:49:58,980 --> 00:50:02,930
قطعش کن
<i>خواهش مي‌کنم</i>

751
00:50:02,980 --> 00:50:06,980
قطعش کن

752
00:50:28,100 --> 00:50:30,930
بت"؟"

753
00:50:30,980 --> 00:50:32,810
صبر کن

754
00:50:32,860 --> 00:50:34,770
ببخشيد . عصباني بودم

755
00:50:34,820 --> 00:50:37,290
نميشه حداقل مثل بچه آدم درباره‌اش حرف بزنيم؟
خواهش مي‌کنم

756
00:50:37,340 --> 00:50:40,450
حرفاي خيلي زشتي زدم
بت" ، من عاشقتم"

757
00:50:40,500 --> 00:50:43,130
گوش کن . مي‌تونيم درستش کنيم

758
00:50:43,180 --> 00:50:44,770
<i>"نه "بت</i>

759
00:50:44,820 --> 00:50:47,810
بت" ، خواهش مي‌کنم"

760
00:50:47,860 --> 00:50:51,860
"بت"

761
00:50:56,100 --> 00:51:00,530
<i>اون‌روز سر کار نرفتم
...فقط خونه موندم و</i>

762
00:51:00,580 --> 00:51:03,250
سعي کردم که بفهمم چجوري درستش کنم

763
00:51:03,300 --> 00:51:05,730
ولي اون برنگشت

764
00:51:05,780 --> 00:51:09,780
...و به‌خاطر مسدوديت نمي‌تونستم که

765
00:51:09,900 --> 00:51:13,730
نمي‌تونستم بهش پيام بفرستم
نمي‌تونستم بهش زنگ بزنم

766
00:51:13,780 --> 00:51:15,690
<i>بعد از 1 هفته ديگه کاملاً بيچاره شده بودم</i>

767
00:51:15,740 --> 00:51:19,740
<i>پس رفتم جاي محل کارش شروع کردم
مثل يه به‌پا سرک کشيدن</i>

768
00:51:22,540 --> 00:51:24,930
"تيم" ، "گيتا"

769
00:51:24,980 --> 00:51:27,570
بت" رو ديدين؟"

770
00:51:27,620 --> 00:51:29,490
از اينجا رفت

771
00:51:29,540 --> 00:51:32,410
رفت؟ يعني چي؟ -
استعفاش رو تحويل داد -

772
00:51:32,460 --> 00:51:36,460
هيچ‌کس نميدونه که کجاست

773
00:51:40,660 --> 00:51:43,250
جو"؟"

774
00:51:43,300 --> 00:51:45,490
"جو" -
نه . ولش کن -

775
00:51:45,540 --> 00:51:48,570
<i>هنوز اميد داشتم که يه‌جوري</i>
بعداً باهام تماس مي‌گيره

776
00:51:48,620 --> 00:51:52,530
يا حداقل مسدوديت رو برداره تا من بتونم
باهاش تماس بگيرم

777
00:51:52,580 --> 00:51:55,570
ولي نه

778
00:51:55,620 --> 00:51:58,570
<i>وقتي که مسدوديت هست
کل زندگي آدم به‌هم ميريزه</i>

779
00:51:58,620 --> 00:52:01,130
<i>نمي‌توني خاموش‌ـش کني</i>

780
00:52:01,180 --> 00:52:03,930
<i>نمي‌توني "چشم‌ زد" رو دربياري</i>

781
00:52:03,980 --> 00:52:07,980
<i>تازه فقط خودشون رو مسدود نمي‌کنه
تموم عکس‌هاشون هم مسدود ميشه</i>

782
00:52:08,300 --> 00:52:12,300
واسه همين هر خاطره‌اي که ازش داشتم
مخدوش شده بود

783
00:52:17,900 --> 00:52:21,900
<i>...و بعدش يه روز رفته بودم تو شهر و</i>

784
00:52:24,900 --> 00:52:31,220
<i>اون رو ديدم . حامله بود</i>

785
00:52:32,980 --> 00:52:36,970
بچه رو نگه داشته بود

786
00:52:37,020 --> 00:52:38,530
<i>خُب ، يه‌جورايي امون
خودم رو از دست دادم</i>

787
00:52:38,580 --> 00:52:41,970
<i>يه‌راست دويدم سمتش و شروع کردم
به خواهش و تمنا کردن . فقط خواهش و تمنا مي‌کردم</i>

788
00:52:44,580 --> 00:52:47,690
قطعش کن . قطعش کن
خواهشاً قطعش کن

789
00:52:47,740 --> 00:52:50,130
قطعش کن "بت" . قطعش کن

790
00:52:50,180 --> 00:52:52,090
کمک . ولم کن

791
00:52:52,140 --> 00:52:56,140
<i>يه نفر زنگ زد پليس و اومدن من رو
دستگير کردن بردن پاسگاه</i>

792
00:52:56,780 --> 00:53:00,780
تمام شد رفت

793
00:53:02,460 --> 00:53:05,050
<i>حالا ديگه مسدوديت اون واسه خودش
حمايت قانوني پيدا کرد</i>

794
00:53:05,100 --> 00:53:07,810
و يه مکان‌ياب هم نصب کردن
که اگه تا 10 متريش ميرفتم

795
00:53:07,860 --> 00:53:11,860
دستگير مي‌شدم

796
00:53:14,460 --> 00:53:17,250
آره و ديگه اصلاً نميدوستم که کجاست

797
00:53:17,300 --> 00:53:20,090
که بچه رو نگه داشته يا نه

798
00:53:20,140 --> 00:53:22,610
که بچه پسره يا دختر

799
00:53:22,660 --> 00:53:25,810
که حالش خوبه يا نه

800
00:53:25,860 --> 00:53:29,290
هيچ راهي ديگه‌اي نبود که بتونم
خودم رو بهش برسونم

801
00:53:29,340 --> 00:53:33,250
اما ميدونستم باباش کجا زندگي مي‌کنه

802
00:53:33,300 --> 00:53:37,300
<i>پس واسه‌ـش يه نامه نوشتم
نامه‌ي پُر از التماس</i>

803
00:53:38,140 --> 00:53:42,140
<i>ديگه همه‌جوره خواهش کرده بودم . ميدوني؟
و هيچ جوابي واسم نيومد</i>

804
00:53:45,540 --> 00:53:49,540
دوباره نوشتم

805
00:53:50,380 --> 00:53:53,970
و دوباره

806
00:53:54,020 --> 00:53:56,850
و دوباره

807
00:53:56,900 --> 00:54:00,900
هيچ جوابي نيومد

808
00:54:01,540 --> 00:54:03,050
رسماً دورت رو خط کشيده بود

809
00:54:03,100 --> 00:54:06,450
ولي يه کار بود که مي‌تونستم بکنم

810
00:54:06,500 --> 00:54:09,450
ميدونستم که هر کريسمس ميره پيش باباش

811
00:54:09,500 --> 00:54:13,500
پس ميدونستم که قطعاً اون‌موقع اونجاست

812
00:54:13,900 --> 00:54:18,500
<i>به همين خاطر روز قبل از
عيد کريسمس رفتم اونجا</i>

813
00:54:21,540 --> 00:54:23,970
<i>و جايي که باباش زندگي مي‌کرد
مکان دورافتاده‌اي بود</i>

814
00:54:24,020 --> 00:54:25,810
<i>يه جاي پشت‌کوهي</i>

815
00:54:25,860 --> 00:54:29,530
<i>هيچ‌وقت بدون "بت" اونجا نرفته بودم</i>

816
00:54:29,580 --> 00:54:33,290
<i>حس عجيبي داشت که بيرون وايساده بودم</i>

817
00:54:33,340 --> 00:54:36,450
...تموم روز اونجا وايسادم تا اينکه

818
00:54:52,220 --> 00:54:55,330
<i>خُب ، بايد از نماي نزديک‌تر ميديدم</i>

819
00:54:55,380 --> 00:54:58,490
<i>و باباش رو ديدم که بچه‌ي ما رو گرفته بود</i>

820
00:54:58,540 --> 00:55:00,770
<i>...ولي حتي نمي‌تونستم قيافه‌اش رو ببينم چون</i>

821
00:55:00,820 --> 00:55:04,820
مسدوديت قانوني شامل فرزند هم ميشه

822
00:55:05,260 --> 00:55:07,170
تجربه‌ـش رو دارم

823
00:55:07,220 --> 00:55:11,220
خيلي سخته

824
00:55:12,780 --> 00:55:16,780
<i>حتي‌ معلوم نبود که پسره يا دختر</i>

825
00:55:25,540 --> 00:55:29,540
ميدونم که حرفم احمقانه به‌نظر مياد

826
00:55:31,660 --> 00:55:35,610
...ولي ديدن يه چيزي

827
00:55:35,660 --> 00:55:39,660
بهتر از نديدن هيچي بود

828
00:55:40,100 --> 00:55:44,100
اين شد که اونجا رفتن رو ادامه دادم

829
00:55:44,300 --> 00:55:48,300
<i>شده بود زيارت سالانه‌ام</i>

830
00:55:48,540 --> 00:55:52,540
<i>هر سال ميرفتم اونجا
و از فاصله دور اونا رو ميديدم</i>

831
00:55:54,300 --> 00:55:58,300
<i>بزرگ شدن بچه رو تماشا مي‌کردم‌ . ميدوني؟</i>

832
00:56:10,740 --> 00:56:14,130
بيشتر از هر چي دلم مي‌خواست که
فقط يه‌جوري باهاش ارتباط برقرار کنم

833
00:56:14,180 --> 00:56:15,930
<i>هر نوعي ارتباطي</i>

834
00:56:15,980 --> 00:56:19,690
<i>پس يه سال کريسمس موقعي که ديگه
بچه 4 ساله شده بود</i>

835
00:56:19,740 --> 00:56:23,740
<i>اونجا رفتم و يه هديه‌ي کوچيک با خودم بُردم</i>

836
00:56:24,140 --> 00:56:28,140
<i>يه چيز کوچولو و مسخره</i>

837
00:56:31,340 --> 00:56:35,340
<i>براي اولين‌بار تونستم ببينم که اون دختره</i>

838
00:56:38,780 --> 00:56:42,780
<i>يه دختر داشتم</i>

839
00:56:45,300 --> 00:56:49,290
خُب پس بابانوئل شده بودي

840
00:56:49,340 --> 00:56:52,970
سال بعد هم دوباره سعي کردي که ببينيش؟

841
00:56:53,020 --> 00:56:55,520
يه اتفاقي قبلش افتاد

842
00:56:56,900 --> 00:57:00,000
" پايان بخش 5 "

843
00:57:00,000 --> 00:57:03,000
" بخش 6 "

844
00:57:06,680 --> 00:57:11,270
<i>چند ماه از اون‌موقع که
دخترم رو ديدم مي‌گذشت</i>

845
00:57:11,320 --> 00:57:15,320
<i>نشسته بودم خونه و داشتم تلويزيون نگاه مي‌کردم
و شبکه‌ها رو عوض مي‌کردم</i>

846
00:57:15,600 --> 00:57:19,550
<i>خروج قطار از ريل که جان 26 نفر
در صبح آرام روز چهارشنبه گرفت</i>

847
00:57:19,600 --> 00:57:21,390
<i>"مسافراني همچون "پَلَب گَتَک</i>

848
00:57:21,440 --> 00:57:24,030
<i>با 18 سال سن که در راه اولين
مصاحبه‌ي کاري خود بوده است</i>

849
00:57:24,080 --> 00:57:28,080
<i>...و "بتاني گِرِي" مادر جواني که به تازگي</i>

850
00:57:32,040 --> 00:57:34,750
<i>مدت خيلي زيادي مي‌گذشت که صورتش رو نديده بودم
واسم سخت بود که جاي صورتش چيزي</i>

851
00:57:34,800 --> 00:57:37,990
<i>غير از اون سايه رو ببينم</i>

852
00:57:38,040 --> 00:57:42,040
ولي حالا مسدوديت با مرگش از بين رفته بود

853
00:57:42,640 --> 00:57:46,030
و صورتش رو ميديدم

854
00:57:46,080 --> 00:57:49,350
<i>مُرده بود</i>

855
00:57:53,400 --> 00:57:57,400
متأسفم

856
00:58:00,800 --> 00:58:04,310
ولي بارقه‌ي اميدي واسم مونده بود

857
00:58:04,360 --> 00:58:05,750
با رفتن مسدوديتش

858
00:58:05,800 --> 00:58:09,800
مي‌تونستي بالاخره دخترت رو ببيني

859
00:58:13,080 --> 00:58:17,080
<i>تقريباً نزديک‌هاي کريسمس شده بود
به همين خاطر يه گوي برفي براش خريدم</i>

860
00:58:17,840 --> 00:58:20,990
<i>که به عنوان هديه بهش بدم</i>

861
00:58:21,040 --> 00:58:25,040
<i>"و رفتم سمت خونه‌ي باباي "بت</i>

862
00:58:38,920 --> 00:58:42,920
<i>و اونم اونجا بود</i>

863
00:58:44,040 --> 00:58:47,910
ديگه يه سايه‌ي سفيدرنگ نبود

864
00:58:47,960 --> 00:58:51,960
خودِ واقعيش

865
00:59:11,280 --> 00:59:15,280
سلام عزيزم

866
01:00:01,800 --> 01:00:05,800
چي شده "مِي"؟ نوشيدني مي‌خواي؟

867
01:00:13,040 --> 01:00:17,040
اينجا چي‌کار داري؟

868
01:00:27,200 --> 01:00:31,510
بت" مُرده . مي‌فهمي؟"

869
01:00:31,560 --> 01:00:33,270
مُرده

870
01:00:33,320 --> 01:00:37,320
ديگه اينجا هيچي واست نيست

871
01:00:39,400 --> 01:00:42,750
دخترم کجاست؟

872
01:00:42,800 --> 01:00:45,430
کدوم دختر؟

873
01:00:45,480 --> 01:00:48,870
اين دختر "بت"‌ـه

874
01:00:48,920 --> 01:00:52,310
مي‌خوام دخترم رو ببينم

875
01:00:52,360 --> 01:00:56,360
مِي" ، برو طبقه بالا"

876
01:01:09,320 --> 01:01:12,790
اگه اين‌کارـت به‌خاطر اون نامه‌هاست

877
01:01:12,840 --> 01:01:16,310
همه‌شون رو انداختم دور قبل از
اينکه اونا رو ببينه

878
01:01:16,360 --> 01:01:17,670
حالش خراب بود

879
01:01:17,720 --> 01:01:21,720
بايد تموم قضايا رو پشت‌سر ميذاشت

880
01:01:22,920 --> 01:01:26,920
مي‌خوام دخترم رو ببينم

881
01:01:27,440 --> 01:01:31,440
فکر کنم بهتره که بري

882
01:01:34,920 --> 01:01:38,920
از اين خونه برو بيرون

883
01:01:44,720 --> 01:01:48,800
مي‌خوام دخترم رو ببينم -
هيچ دختري اينجا نداري -

884
01:02:35,840 --> 01:02:38,350
اين همون ساعته‌ست

885
01:02:38,400 --> 01:02:41,630
اين همون ساعته‌ست

886
01:02:41,680 --> 01:02:45,680
بعدش چي شد؟

887
01:02:48,360 --> 01:02:50,190
بهم بگو

888
01:02:50,240 --> 01:02:53,470
<i>رفتم بيرون</i>

889
01:03:11,400 --> 01:03:16,870
<i>سوار ماشين شدم
و فقط روندم</i>

890
01:03:16,920 --> 01:03:20,920
<i>هر جا...نميدونم کجا</i>

891
01:03:24,280 --> 01:03:28,280
<i>...رفتم به نزديک‌ترين شهر و</i>

892
01:03:29,360 --> 01:03:33,360
<i>کف خيابون خوابيدم و مشروب خوردم</i>

893
01:03:36,720 --> 01:03:42,310
<i>و بعد از يه مدت که نميدونم چقدر طول کشيد
انگار بعد از چند ماه من رو بلند کردن</i>

894
01:03:42,360 --> 01:03:46,360
مي‌خواستن که حرف بزنم ولي نمي‌تونستم

895
01:03:48,240 --> 01:03:52,240
<i>چون اگه مي‌گفتم همه چيز باورم مي‌شد</i>

896
01:03:54,000 --> 01:03:58,000
واسه همين چيزي نگفتم
هيچي بهشون نگفتم

897
01:04:01,640 --> 01:04:05,640
و دختره چي؟

898
01:04:06,000 --> 01:04:10,000
چه اتفاقي واسه دختره افتاد؟

899
01:04:12,200 --> 01:04:15,710
فقط چيزي که اونا گفتن رو ميدونم

900
01:04:15,760 --> 01:04:19,760
چي گفتن؟

901
01:04:27,160 --> 01:04:31,160
چي گفتن؟ -
اينجا کجاست؟ -

902
01:04:31,640 --> 01:04:34,110
چي گفتن؟ -
کار ما اينجا چيه؟ -

903
01:04:34,160 --> 01:04:35,350
کارمون...کار ما؟

904
01:04:35,400 --> 01:04:39,400
جو" ، حواست به من باشه . چي گفتن؟"

905
01:04:39,720 --> 01:04:41,350
اونا چي گفتن "جو"؟

906
01:04:41,400 --> 01:04:45,400
که اون...که اون توي خونه مونده بود

907
01:04:57,840 --> 01:04:59,390
...اون‌موقع

908
01:04:59,440 --> 01:05:03,150
اون‌موقع عيد کريسمس بود
...به همين خاطر اون

909
01:05:03,200 --> 01:05:07,200
يه جا قايم شده بود . حرکت نکرده بود

910
01:05:13,280 --> 01:05:17,280
<i>روز کريسمس فهميد که
کسي قرار نيست بياد کمک کنه</i>

911
01:05:22,800 --> 01:05:26,800
<i>و به بابابزرگش هديه‌اي رو داد
که واسه‌ـش درست کرده بود</i>

912
01:05:34,400 --> 01:05:38,400
<i>و رفت بيرون تا کمک بياره</i>

913
01:05:49,840 --> 01:05:53,840
چقدر دوام آورد اون بيرون؟

914
01:06:01,200 --> 01:06:04,910
خدايا ، من رو ببخش
خدايا ، من رو ببخش

915
01:06:04,960 --> 01:06:08,150
پس اعتراف مي‌کني؟

916
01:06:08,200 --> 01:06:12,200
جو"؟"

917
01:06:15,000 --> 01:06:18,070
فقط بگو

918
01:06:18,120 --> 01:06:22,120
خودت رو خالي کن

919
01:06:28,360 --> 01:06:33,750
اعتراف مي‌کنم . اعتراف مي‌کنم

920
01:06:42,160 --> 01:06:46,510
ميدونستم که مي‌تونم
بهتون گفتم که مي‌تونم

921
01:06:46,560 --> 01:06:50,150
خب ، ديگه دارم ميام بيرون

922
01:06:50,200 --> 01:06:54,200
"ببخشيد "جو

923
01:07:12,240 --> 01:07:14,990
خُب ، بايد همينقدر کافي باشه ديگه

924
01:07:15,040 --> 01:07:17,350
اعتراف کامل...محکوميتش قطعي‌ـه

925
01:07:17,400 --> 01:07:19,070
آفرين

926
01:07:19,120 --> 01:07:21,830
2روز تحت فشار گذاشتيمش
"و فقط بهمون گفت "گم‌شيد

927
01:07:21,880 --> 01:07:24,230
اين عوضي توي 70 دقيقه اعتراف گرفت

928
01:07:24,280 --> 01:07:28,070
خودش ميدونست که گناهکاره
فقط لازم بود خودش رو خالي کنه

929
01:07:28,120 --> 01:07:30,830
واقعاً هم 70 دقيقه نبود
نه واسه اون

930
01:07:30,880 --> 01:07:33,990
وقتي که واسه اولين‌بار بلند شد
زمان رو دستکاري کردم

931
01:07:34,040 --> 01:07:38,040
جوري که انگار 5 سال گذشته باشه

932
01:07:38,120 --> 01:07:42,120
بعضي‌ها ممکنه بگن 5 سال با من
خودش به اندازه کافي مجازات هست

933
01:07:42,760 --> 01:07:46,760
همينجا وايسا

934
01:07:50,480 --> 01:07:54,350
"آقاي "پاتر

935
01:07:54,400 --> 01:07:57,070
تبريک ميگم به‌خاطر اعتراف کردن‌تون

936
01:07:57,120 --> 01:08:01,120
اون «کلوچه» که ما از سرتون برداشتيم
بهمون داستان کامل رو داد

937
01:08:02,280 --> 01:08:04,470
مي‌توني هر چقدر دوست داري
بازي سکوت‌ـت رو ادامه بدي

938
01:08:04,520 --> 01:08:08,520
ولي تفاوتي ايجاد نمي‌کنه
چون ديگه هر چي لازم بوده رو گفتي

939
01:08:11,080 --> 01:08:15,080
همچنين کريسمس مبارک

940
01:08:24,440 --> 01:08:26,710
خُب؟

941
01:08:26,760 --> 01:08:28,950
معامله‌مون؟

942
01:08:29,000 --> 01:08:33,000
قرار شد ازش اعتراف بگيرم
و آزاد بشم . درسته؟

943
01:08:33,320 --> 01:08:35,590
من متخصص امر بودم
شما بهم احتياج داشتين

944
01:08:35,640 --> 01:08:38,750
تصميم در اون مورد با اداره امنيت ملي‌ـه

945
01:08:38,800 --> 01:08:42,800
البته ما به قول‌مون عمل مي‌کنيم
"شما آزادي که بري آقاي "تِرِنت

946
01:08:44,080 --> 01:08:46,990
همراه با يه سري محدوديت

947
01:08:47,040 --> 01:08:49,750
محدوديت؟ -
شما توي فهرست قرار مي‌گيريد -

948
01:08:49,800 --> 01:08:51,590
کدوم فهرست؟

949
01:08:51,640 --> 01:08:53,830
فهرست آدمايي که سکس مردم رو
تماشا مي‌کنن آقاي منحرف

950
01:08:53,880 --> 01:08:57,550
کاري که من کردم ارائه خدمات به
يه سري آدم‌هاي تنها و بي‌کس بوده

951
01:08:57,600 --> 01:08:58,870
خدمات غيرقانوني

952
01:08:58,920 --> 01:09:03,910
همچنين يک قتل رو هم گزارش نکرديد
قتل با مسموميت . يادتون که هست؟

953
01:09:03,960 --> 01:09:07,270
اين اطلاعات رو از رفيق توي «کلوچه»ـت
هم قايم کردي ، مگه نه؟

954
01:09:07,320 --> 01:09:08,910
حالا اين فهرست که ميگيد چجوريه؟

955
01:09:08,960 --> 01:09:10,990
يعني که مسدود شدي -
توسط کي؟ -

956
01:09:11,040 --> 01:09:15,040
همه‌ي مردم

957
01:09:45,960 --> 01:09:47,590
بلوط داغ

958
01:10:57,440 --> 01:10:58,990
هِي ، بيخيال

959
01:10:59,040 --> 01:11:00,630
فقط تنظيمات زمان رو عوض مي‌کردم

960
01:11:00,680 --> 01:11:02,910
به 1000 سال در يک دقيقه تغييرش دادم

961
01:11:02,960 --> 01:11:05,870
به اين ميگن يک مجازات حسابي

962
01:11:05,920 --> 01:11:09,920
يا مي‌خواي خاموش‌ـش کنم؟

963
01:11:12,640 --> 01:11:16,640
نه . بذار واسه کريسمس روشن باشه

964
01:12:47,400 --> 01:12:48,400
: مترجمين
K H A S H A Y A R -_-  خشايار
PSYCHO  -_-  پارسـا

965
01:12:49,400 --> 01:12:55,400
.:> همه چیز با زیرنویس چسبیده در آیروفیلم <:.
.::> iroFilm.com <::.

