1
00:00:07,300 --> 00:00:09,700
‫عجله کن وگرنه می‌کُشنمون

2
00:00:09,700 --> 00:00:11,000
‫عجله کن

3
00:00:13,300 --> 00:00:14,600
‫سینه‌هات هنوز شیر دارن؟

4
00:00:15,500 --> 00:00:17,300
‫دارین کجا میرین؟

5
00:00:17,700 --> 00:00:19,900
‫سراغشو گرفتن

6
00:01:25,439 --> 00:01:27,479
‫قربان ، این همون دختره

7
00:01:28,519 --> 00:01:30,599
‫دختری که بخت و اقبال به همراه میاره؟

8
00:02:03,079 --> 00:02:06,399
‫دارن یه وِردِ جادویی میخونن
‫تا اون اسبِ تو مسابقه برنده بشه

9
00:02:13,559 --> 00:02:18,398
‫اسمِ اسب "پسر مونگان"ـه
‫مسابقه تو "کمپتون" ـه . دوشنبه ساعتِ سه

10
00:02:18,399 --> 00:02:21,799
‫شما خانم‌ها می‌تونین روش شرط بندی کنین
‫اما به کسی چیزی نگین

11
00:02:28,100 --> 00:02:31,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« بیرمنگهام ، انگلستان - سال ۱۹۱۹ »</font>

12
00:02:46,839 --> 00:02:50,158
‫و ابراهیم خونه‌ی خودش رو توی غار درست کرد

13
00:02:50,159 --> 00:02:52,318
‫ولی کارِ شایسته‌ای بود

14
00:02:52,319 --> 00:02:55,078
‫چون خدا هم اونجا با اون زندگی می‌کرد

15
00:02:55,079 --> 00:02:57,998
‫ببینین بچه‌ها ، خدا اهمیت نمیده که

16
00:02:57,999 --> 00:03:01,718
‫توی خرابه زندگی کنین
‫یا توی کاخ زندگی کنین

17
00:03:01,719 --> 00:03:05,958
‫خدا اهمیتی نمیده که پولدارین یا فقیر

18
00:03:05,959 --> 00:03:07,959
‫شما همچنان بنده‌ی...

19
00:03:14,199 --> 00:03:15,639
‫صبح بخیر آقا

20
00:03:25,519 --> 00:03:27,439
‫"صبح بخیر آقای "شلبی

21
00:03:57,300 --> 00:03:58,300
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

22
00:03:59,300 --> 00:04:04,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۱ : قسمت ۱</font>

23
00:04:05,900 --> 00:04:06,900
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

24
00:04:10,599 --> 00:04:13,158
‫- بیا بچه
‫- صبح بخیر آقا

25
00:04:13,159 --> 00:04:15,359
‫- "صبح بخیر آقای "شلبی
‫- یالا ، بدو

26
00:04:31,199 --> 00:04:32,279
‫فـین"؟"

27
00:04:35,079 --> 00:04:36,519
‫آرتور زده به سرش

28
00:04:40,639 --> 00:04:43,158
‫یک پسربچه‌ی ده ساله
‫از کجا میدونه "زده به سرش" یعنی چی ؟

29
00:04:43,159 --> 00:04:44,919
‫یکشنبه ۱۱ سالم میشه

30
00:04:57,399 --> 00:05:00,519
‫اینجا برای مسابقه‌ی ساعت ۲:۳۰
‫روز دوشنبه شرط بندی کنین

31
00:05:04,759 --> 00:05:06,319
‫۴تا مونده

32
00:05:07,479 --> 00:05:10,559
‫- باشه . دخترا و پسرها
‫- باید ببرینش بالاتر رفیق

33
00:05:13,359 --> 00:05:14,439
‫دستت درد نکنه

34
00:05:17,839 --> 00:05:20,358
‫دو به یک . بیاین شرط بندی کنین

35
00:05:20,359 --> 00:05:24,199
‫چی میگی؟ "پادشاه" رو داریم
‫کارش حرف نداره . چهار به یک

36
00:05:26,879 --> 00:05:28,638
‫تامی ، تامی

37
00:05:28,639 --> 00:05:31,438
‫دفتر رو نگاه کن . تامی ، نگاه کن

38
00:05:31,439 --> 00:05:34,038
‫- همه روی "مونگان" شرط بستن
‫- "خسته نباشی "جان

39
00:05:34,039 --> 00:05:37,199
‫تامی ، بیا اینجا

40
00:05:50,799 --> 00:05:55,798
‫تو خیابون "گریسون" تو رو دیدن که
‫داشتی یه حقه پودر سوار می‌کردی

41
00:05:55,799 --> 00:05:57,958
‫وضعیتِ سختیه

42
00:05:57,959 --> 00:05:59,918
‫مردم برای شرط بستن دلیل می‌خوان

43
00:05:59,919 --> 00:06:01,958
‫یک چینی اونجا بوده

44
00:06:01,959 --> 00:06:06,398
‫زنِ رختشو گفت اون ساحره‌ست
‫این کمک می‌کنه مردم باور کنن

45
00:06:06,399 --> 00:06:08,318
‫ما با چینی‌ها کاری نداریم

46
00:06:08,319 --> 00:06:09,758
‫دفترِ ثبت رو نگاه کن

47
00:06:09,759 --> 00:06:12,678
‫چینی‌ها به خودشون هم رحم نمی‌کنن

48
00:06:12,679 --> 00:06:14,359
‫ما توافق کردیم آرتور

49
00:06:15,119 --> 00:06:17,799
‫وظیفه‌ی روش جدید پول درآوردن
‫به عهده‌ی منه

50
00:06:20,399 --> 00:06:22,559
‫اگه "پسر مونگان" برنده بشه چی تامی؟

51
00:06:23,479 --> 00:06:25,438
‫حالا دیگه مسابقه هم برگزار می‌کنی؟

52
00:06:25,439 --> 00:06:29,359
‫از "بیلی کیمبر" اجازه گرفتی
‫که می‌خوای مسابقه برگزار کنی؟

53
00:06:30,439 --> 00:06:31,799
‫پس چی باعث شده این‌کار رو بکنی؟

54
00:06:33,479 --> 00:06:38,078
‫فکر می‌کنی می‌تونیم چینی‌ها
‫و "بیلی کیمبر" رو از دور خارج کنیم

55
00:06:38,079 --> 00:06:40,198
‫بیلی" یک ارتش بزرگ داره"

56
00:06:40,199 --> 00:06:44,159
‫من فکر می‌کنم آرتور . کار من اینه

57
00:06:48,079 --> 00:06:49,279
‫فکر می‌کنم

58
00:06:50,559 --> 00:06:52,159
‫تا تو مجبور نباشی این‌کار رو بکنی

59
00:06:56,839 --> 00:06:58,798
‫از "بلفست" یه خبرایی اومده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(پایتخت ایرلند)</font>

60
00:07:04,279 --> 00:07:07,678
‫امشب ساعت هشت یه
‫جلسه خونوادگی تشکیل میدم

61
00:07:07,679 --> 00:07:08,999
‫می‌خوام همه ـمون اونجا باشیم

62
00:07:10,079 --> 00:07:12,519
‫شنیدی؟ دردسر تو راهه

63
00:07:21,900 --> 00:07:26,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" لیست مظنونین اصلی سرقت "</font>

64
00:07:34,000 --> 00:07:39,300
‫<font color="#۰۰۸۰ff">آرتور شلبی' : گانگستر ، قمارباز' "
‫" رهبر گروه "پیکی بلایندرز</font>

65
00:07:48,000 --> 00:07:53,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">توماس شلبی' : سرقت مسلحانه' "
‫" مفتخر به دریافت مدال شجاعت</font>

66
00:08:12,319 --> 00:08:14,799
‫خیله خب ، خفه بشین دیگه . خفه بشین

67
00:08:16,759 --> 00:08:18,598
‫رفقا

68
00:08:18,599 --> 00:08:22,958
‫- امروز اینجا جمع شدیم تا برای یک
‫حرکت ضربتی رای‌گیری کنیم
‫- آره

69
00:08:22,959 --> 00:08:25,119
‫اما قبل از اینکه دست‌هامون رو
‫برای این‌کار بالا بیاریم

70
00:08:26,319 --> 00:08:29,598
‫بیاین به افتخار اونایی که توی فرانسه
‫جنگیدن دستامون رو بیاریم بالا

71
00:08:29,599 --> 00:08:32,998
‫همه اونایی که کنارِ شما دوستان بودن

72
00:08:32,999 --> 00:08:36,239
‫و دیدن که دوستاشون دارن از دست میرن
‫دستاتونو بیارین بالا

73
00:08:41,199 --> 00:08:44,398
‫خون روی زمین‌های "فلندر"ها ریخته شد
‫بخش‌هایی از هلند و فرانسه و بلژیک

74
00:08:44,399 --> 00:08:46,679
‫عرقی که از ابروهای شما ریخته شد

75
00:08:47,799 --> 00:08:49,199
‫این وسط کی جایزه گیرش اومد؟

76
00:08:50,239 --> 00:08:52,558
‫- شما بودین؟
‫- نه

77
00:08:52,559 --> 00:08:55,678
‫- همسراتون بودن؟
‫- نه

78
00:08:55,679 --> 00:08:57,838
‫- پس کی؟ در میان ما ایستادن؟
‫- نـه

79
00:08:57,839 --> 00:09:01,958
‫یا اونایی که راحت تو خونه‌شون
‫با شکم سیر نشسته‌ان

80
00:09:01,959 --> 00:09:06,878
‫وقتی شما دارین جون می‌کنین
‫تا یک کفش برای بچه‌هاتون تهیه کنین

81
00:09:06,879 --> 00:09:10,359
‫- آره
‫- و حالا برای فداکاری‌هایی که کردین
‫چه پاداشی بهتون پیشنهاد دادن؟

82
00:09:11,399 --> 00:09:14,078
‫فقط دستمزدِ کوفتیتون کم میشه

83
00:09:14,079 --> 00:09:16,078
‫پاداش شما این میشه

84
00:09:16,079 --> 00:09:18,638
‫همه اونایی که می‌خوان حمله کنن
‫دستاشونو بیارن بالا

85
00:09:18,639 --> 00:09:21,479
‫آره

86
00:09:25,700 --> 00:09:31,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">فرِدی تورن' : اتحادیه کارگری کارخانه بیرمنگهام' "
‫" کمونیست بلشویکى</font>

87
00:10:13,759 --> 00:10:15,439
‫"به حساب ماست آقای "شلبی

88
00:10:35,759 --> 00:10:37,559
‫- یه‌کم دیگه می‌خوام
‫- باشه

89
00:10:57,519 --> 00:10:59,678
‫بزن بالا توماس؟

90
00:10:59,679 --> 00:11:00,839
‫به سلامتیِ تو

91
00:11:07,079 --> 00:11:08,799
‫تاجِ شاهزاده

92
00:11:12,039 --> 00:11:14,958
‫- شرط می‌بندم به زودی شاه میشی
‫- شرط نمی‌بندی

93
00:11:14,959 --> 00:11:18,639
‫نه ولی این چند روز
‫حسابی فکر می‌کردم

94
00:11:22,599 --> 00:11:23,799
‫راجع به چی ؟

95
00:11:24,879 --> 00:11:27,278
‫یکی از رفقای اتحادیه‌ام یه خواهر داره

96
00:11:27,279 --> 00:11:30,158
‫"که تو "کارخونه‌ی بیرمنگام
‫تو اداره‌ی تلگراف کار می‌کنه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تولیدات کارخونه : موتور ، اسلحه ، مهمات وسایل نقلیه)</font>

97
00:11:30,159 --> 00:11:32,998
‫گفت که تو چند هفته‌ی اخیر یه سری پیام‌ها

98
00:11:32,999 --> 00:11:36,999
‫"از لندن و از طرفِ خودِ "وینستون چرچیل
‫برای افسر ارشد میاد

99
00:11:41,999 --> 00:11:43,919
‫یه چیزی راجع به یک سرقت

100
00:11:44,879 --> 00:11:47,519
‫"گفتش "یک دزدیِ محسوس در حد ملی

101
00:11:49,599 --> 00:11:53,399
‫اون لیست اسم‌هایی
‫که توی ماشین تلگراف بود رو پیدا کرد

102
00:11:55,559 --> 00:11:58,599
‫توی اون لیست اسمِ من و تو بوده

103
00:12:01,439 --> 00:12:05,439
‫آخه تو چه لیستی اسمِ یک کمونیست
‫با اسمِ یک دلالِ شرط بندی باهم میاد؟

104
00:12:10,119 --> 00:12:13,319
‫شاید لیست اسم کسایی که
‫به فقرا امیدهای الکی میدن

105
00:12:14,679 --> 00:12:17,758
‫"تنها فرقی که من با تو دارم "فـرِدی

106
00:12:17,759 --> 00:12:19,798
‫اینه که بعضی وقتا

107
00:12:19,799 --> 00:12:21,519
‫اسب‌های من شانسِ بردن دارن

108
00:12:29,199 --> 00:12:31,878
‫میدونی ، روزهایی هست که
‫وقتی درباره‌ی چاقوکشی‌ها

109
00:12:31,879 --> 00:12:35,639
‫و کتک خوردن‌ها می‌شنوم پیش خودم میگم
‫که ای‌کاش تو فرانسه اون گلوله بهت خورده بود

110
00:12:37,159 --> 00:12:40,519
‫باور کن بعضی شب‌ها خودم هم میگم
‫ای‌کاش این‌کار رو کرده بودی

111
00:12:49,239 --> 00:12:53,199
‫- می‌خوان منو بگیرن
‫- با شماره سه . یک ، دو ، سه . حالا

112
00:12:54,559 --> 00:12:56,798
‫نفس بکش "دنی" . نفس بکش

113
00:12:56,799 --> 00:12:59,118
‫می‌خوان منو بکشن
‫می‌خوان منو بکشن

114
00:12:59,119 --> 00:13:01,238
‫"دنی"

115
00:13:01,239 --> 00:13:03,798
‫دنی" ، توی خونه‌ای"
‫همه مون تو خونه‌ایم . تو انگلستان ـیم

116
00:13:03,799 --> 00:13:05,758
‫تو فرانسه نیستی

117
00:13:05,759 --> 00:13:09,598
‫"سرباز توپچی نیستی "دنی
‫تو یک مردی

118
00:13:09,599 --> 00:13:12,798
‫تو توپچی نیستی
‫"تو انسانی "دنی

119
00:13:12,799 --> 00:13:17,678
‫چیزیت نیست . چیزیت نیست
‫چیزیت نیست

120
00:13:17,679 --> 00:13:19,639
‫پاشو . پاشو

121
00:13:23,279 --> 00:13:26,239
‫چیزی نیست . چیزی نیست

122
00:13:29,239 --> 00:13:32,359
‫لعنتی ، بازم اون‌کار رو کردم؟

123
00:13:33,759 --> 00:13:35,719
‫"آره دوباره انجامش دادی "دنی

124
00:13:38,639 --> 00:13:40,399
‫باید جلوی این‌کار رو بگیری مرد

125
00:13:41,999 --> 00:13:44,438
‫- چیزی نیست
‫- "خدای من ، ببخشید آقای "شلبی

126
00:13:44,439 --> 00:13:47,838
‫"چیزی نیست . برو خونه پیشِ زنت "دنی

127
00:13:47,839 --> 00:13:50,798
‫سعی کن همه‌ی اون خاطرات تاریک
‫رو از سرت بیرون کنی . باشه ؟

128
00:13:50,799 --> 00:13:52,519
‫بله آقای "شلبی" . ببخشید

129
00:13:53,799 --> 00:13:55,159
‫برو

130
00:13:59,519 --> 00:14:02,198
‫آقای "شلبی" ، باید یه کاری براش بکنین

131
00:14:02,199 --> 00:14:03,758
‫معلومه که باید یه کاری کنه هَری

132
00:14:03,759 --> 00:14:06,519
‫برای محافظت پول زیادی به "پیکی بلایندرز" میدی

133
00:14:07,599 --> 00:14:10,838
‫انگار الان دیگه اینورا تو قانونی تامی ، مگه نه ؟

134
00:14:10,839 --> 00:14:15,079
‫شاید باید مثل کاری که با اسب‌های دیوانه می‌کنن
‫یه گلوله تو سرِ "دنی ویز" خالی کنی

135
00:14:17,079 --> 00:14:20,399
‫شاید یه روز باید یه گلوله
‫توی سرِ منم بزنی

136
00:14:29,879 --> 00:14:33,839
‫"صورت حساب خسارت رو بیار دفتر "پیکی بلایندرز
‫ترتیبش رو میدیم

137
00:14:53,399 --> 00:14:54,759
‫تفنگ رو نگاه کن

138
00:14:56,399 --> 00:14:57,759
‫می‌شناسیش ؟

139
00:15:01,519 --> 00:15:04,118
‫تن لشت رو جمع کن توله سگ

140
00:15:04,119 --> 00:15:06,278
‫خاله "پـال" ، چرا زدین تو گوشم؟

141
00:15:06,279 --> 00:15:10,078
‫امروز بعدازظهر "فین" داشت با این بازی می‌کرد
‫تازه پُر هم بود

142
00:15:10,079 --> 00:15:12,158
‫نزدیک بود بزنه تو سینه‌ی آیدا

143
00:15:12,159 --> 00:15:13,998
‫احتمالاً از جیبم افتاده

144
00:15:13,999 --> 00:15:18,118
‫گفت از رو میزِ اتاقِ شرط بندی برداشته ـش
‫گلوله هم داخلش بوده

145
00:15:18,119 --> 00:15:20,879
‫احتمالاً مست بودم

146
00:15:22,399 --> 00:15:23,878
‫کی مست نیستی؟

147
00:15:23,879 --> 00:15:26,478
‫ببین خاله "پال" ، متاسفم

148
00:15:26,479 --> 00:15:28,519
‫من متاسفم

149
00:15:29,839 --> 00:15:31,518
‫اگه قسم بخوری دیگه تفنگ‌ها رو

150
00:15:31,519 --> 00:15:33,879
‫جایی ول نکنی این مسئله بینِ خودمون می‌مونه

151
00:15:37,799 --> 00:15:40,878
‫ببین ، میدونم بزرگ کردن ۴تا بچه
‫بدون زن خیلی سخته

152
00:15:40,879 --> 00:15:43,199
‫اما خونواده‌ی من سرسخت‌تر از این چیزاست
‫حالا یالا که دیرمون شده

153
00:15:44,719 --> 00:15:46,278
‫خب

154
00:15:46,279 --> 00:15:49,918
‫شما رو دورِ هم جمع کردم
‫چون خبرهای مهمی شنیدم

155
00:15:49,919 --> 00:15:53,599
‫اسکودبوت" و "لاولاک" دیشب از "بلفست" برگشتن"

156
00:15:54,679 --> 00:15:57,758
‫رفته بودن "استالیون" بخرن تا
‫جای مادیان‌هاشون رو پر کنن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی اسب نر)</font>

157
00:15:57,759 --> 00:16:00,518
‫دیروز توی یه میخونه تو جاده‌ی "شنکهیل" بودن

158
00:16:00,519 --> 00:16:03,079
‫و توی اون میخونه یه پاسبون بود

159
00:16:04,239 --> 00:16:05,879
‫که اینا دستش بوده

160
00:16:08,719 --> 00:16:11,679
‫اگه از یه مترو نیم بلندترهستید»
‫«و می‌تونید بجنگید بیاین بیرمنگهام

161
00:16:13,239 --> 00:16:17,318
‫اونا دارن "پروتستان‌های" ایرلندی رو
‫استخدام می‌کنن تا بفرستن اینجا
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی فرقه‌ی مسیحی)</font>

162
00:16:17,319 --> 00:16:20,558
‫- که چی‌کار کنن؟
‫- که شهر رو پاک کنن آیدا

163
00:16:20,559 --> 00:16:22,079
‫اون یه سربازرس ـه

164
00:16:23,199 --> 00:16:26,838
‫چهار سالِ گذشته داشته اعضای ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند رو از "بلفست" پاک می‌کرده

165
00:16:26,839 --> 00:16:29,158
‫تو چطوری اینقدر زیاد درباره ـش میدونی؟

166
00:16:29,159 --> 00:16:31,598
‫چون از اون پاسبون‌هایی
‫که برامون کار می‌کنن پرسیدم

167
00:16:31,599 --> 00:16:33,119
‫چرا به من نگفتی؟

168
00:16:35,079 --> 00:16:36,159
‫دارم بهت میگم دیگه

169
00:16:38,759 --> 00:16:40,758
‫خب ، چرا فرستادنش به بیرمنگهام؟

170
00:16:40,759 --> 00:16:43,478
‫خب ، اخیرا حمله‌های خونی زیادی
‫به کارخونه بیرمنگهام

171
00:16:43,479 --> 00:16:45,438
‫و کارخونه‌ی "آستین" شده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(کارخونه ماشین‌سازی)</font>

172
00:16:45,439 --> 00:16:48,038
‫حالا هم همه‌ی روزنامه‌ها دارن از شورش

173
00:16:48,039 --> 00:16:49,958
‫و انقلاب حرف میزنن

174
00:16:49,959 --> 00:16:52,118
‫مطمئنم که داره میاد سراغ کمونیست‌ها

175
00:16:52,119 --> 00:16:55,078
‫پس این پاسبون ـه قراره
‫بیخیالِ ما بشه دیگه؟

176
00:16:55,079 --> 00:16:58,758
‫ایرلندی‌هایی تو خیابون "گرین لنز" هستن که
‫بلفست" رو ترک کردند تا از دستِش فرار کنن"

177
00:16:58,759 --> 00:17:01,958
‫میگن کاتولیک‌هایی که بهش نارو میزدن
‫شب‌ها ناپدید می‌شدن

178
00:17:01,959 --> 00:17:05,479
‫آره ولی ما ارتش جمهوری‌خواه ایرلند نیستیم
‫ما مثلا برای شاه جنگیدیم

179
00:17:06,599 --> 00:17:10,238
‫به‌هرحال ما گروه "پیکی بلایندرز" هستیم
‫ما از پاسبون‌ها نمی‌ترسیم

180
00:17:10,239 --> 00:17:13,678
‫- اون راست میگه
‫- اگه اومدن دنبالمون دهن همه‌شون رو جر میدیم

181
00:17:13,679 --> 00:17:15,038
‫خب آرتور

182
00:17:15,039 --> 00:17:17,799
‫- همین بود؟
‫- شما چی فکر می‌کنین خاله "پال"؟

183
00:17:18,879 --> 00:17:20,599
‫اعضای این خونواده چیزی رو از هم مخفی نمی‌کنن

184
00:17:21,679 --> 00:17:24,278
‫حرفِ دیگه‌ای نداری تو این جلسه بگی توماس؟

185
00:17:24,279 --> 00:17:25,399
‫نه

186
00:17:26,679 --> 00:17:28,398
‫چیزی که مربوط به زن‌ها بشه نیست

187
00:17:28,399 --> 00:17:32,638
‫همه‌ی این کسب و کار وقتی شما پسرها
‫تو جنگ بودین مربوط به زن‌ها بود

188
00:17:32,639 --> 00:17:34,399
‫چی عوض شده؟

189
00:17:35,479 --> 00:17:37,358
‫ما برگشتیم

190
00:17:37,359 --> 00:17:41,958
‫وقتی روزِ قضاوت فرا برسد
‫خداوند کفر را شکست خواهد داد

191
00:17:41,959 --> 00:17:44,678
‫و روز قضاوت در حال فرا رسیدن است دوستانِ من

192
00:17:44,679 --> 00:17:47,838
‫روز قضاوت داره به این شهرِ گناهکار میاید

193
00:17:47,839 --> 00:17:52,438
‫و کارهای بدِ شما و زِنا کردنتان
‫فاش خواهد شد

194
00:17:52,439 --> 00:17:55,598
‫نمی‌توانید از خالق مخفی شوید

195
00:17:55,599 --> 00:18:01,918
‫نمی‌توانید از خداوند قادر مخفی شوید
‫خداوند همه ما را می‌بیند

196
00:18:01,919 --> 00:18:05,678
‫نمی‌توانید از خدای زنده و واقعی مخفی شوید

197
00:18:05,679 --> 00:18:07,199
‫از اینجا برو

198
00:18:16,839 --> 00:18:18,199
‫گورت رو گم کن

199
00:18:31,639 --> 00:18:33,759
‫تمومه . از این جلوتر نمیرم

200
00:18:50,679 --> 00:18:52,639
‫ده دقیقه وقت دارم . چی می‌خوای؟

201
00:18:57,999 --> 00:18:59,279
‫یه توضیح

202
00:19:03,119 --> 00:19:05,919
‫همیشه وقتی چیزی رو
‫مخفی می‌کردی می‌فهمیدم

203
00:19:08,679 --> 00:19:09,919
‫این اطراف مردم زیاد حرف میزنن

204
00:19:11,199 --> 00:19:13,758
‫بعضی‌هاشون تو کارخونه‌ی بیرمنگهام کار می‌کنن

205
00:19:13,759 --> 00:19:16,478
‫با زن‌های کارگرای کارخونه حرف زدم

206
00:19:16,479 --> 00:19:19,639
‫کاراگاه‌هایی اومدن و دارن تو سمساری‌ها
‫سوال‌هایی می‌پُرسن

207
00:19:21,279 --> 00:19:25,318
‫هر اتفاقی توی اون کارخونه میوفته
‫تو ازش خبردار میشی

208
00:19:25,319 --> 00:19:27,438
‫حرف بزن

209
00:19:27,439 --> 00:19:29,559
‫خدا و خاله "پالی" دارن گوش میدن

210
00:19:39,839 --> 00:19:41,439
‫قرار بود مثل همیشه باشه

211
00:19:44,119 --> 00:19:47,638
‫توی لندن برای چندتا موتورسیکلت
‫خریدار داشتم

212
00:19:47,639 --> 00:19:51,799
‫از افرادم خواستم برام ۴تا
‫موتور بنزینی بدزدن

213
00:19:54,039 --> 00:19:56,238
‫احتمالاً افرادم مست بودن

214
00:19:56,239 --> 00:19:59,959
‫هنوز بخشی از کارخونه واگن تولید می‌کنه

215
00:20:03,839 --> 00:20:06,079
‫اشتباهی یه جعبه‌ی دیگه رو برداشتن

216
00:20:07,319 --> 00:20:11,158
‫بچه‌ها طبق قرارمون بردنش
‫"توی کارگاه "چارلی استرانگ

217
00:20:11,159 --> 00:20:13,398
‫احتمالا به جای انبارک جنس‌های گالوانیزه شده

218
00:20:13,399 --> 00:20:14,919
‫از داخل انبارک جنس های صادراتی برداشتنش

219
00:20:20,839 --> 00:20:23,598
‫عجب چیزی یا مریمِ مقدس

220
00:20:23,599 --> 00:20:26,798
‫"داخلِ اون ۲۵تا مسلسل "لوئیس

221
00:20:26,799 --> 00:20:29,758
‫۱۰هزار گلوله مهمات

222
00:20:29,759 --> 00:20:33,998
‫۵۰تا رایفلِ نیمه اتومات
‫با ۲۰۰تا تپانچه حفاظ دار پیدا کردیم

223
00:20:33,999 --> 00:20:36,278
‫خدای من تامی

224
00:20:36,279 --> 00:20:38,279
‫همه‌ـش رو می‌خواستن بفرستن لیبی

225
00:20:39,559 --> 00:20:42,399
‫و الان توی کارگاه "چارلی استرانگ" هستن

226
00:20:45,399 --> 00:20:48,438
‫بهم بگو که انداختیشون تو کانال آب

227
00:20:48,439 --> 00:20:50,918
‫گذاشتیمشون توی اصطبل
‫جایی که بارون بهشون نخوره

228
00:20:50,919 --> 00:20:52,759
‫تفنگ‌ها هنوز روغن کاری هم نشده

229
00:20:57,199 --> 00:20:59,519
‫برای همین یه پاسبون از "بلفست" فرستادن

230
00:21:00,839 --> 00:21:02,439
‫شاید . شایدم نه

231
00:21:04,479 --> 00:21:08,198
‫توماس ، تو یه دلال شرط بندی هستی
‫یه دزد . یه مرد مبارز

232
00:21:08,199 --> 00:21:09,838
‫ولی احمق نیستی

233
00:21:09,839 --> 00:21:13,439
‫اگه اون تفنگ‌ها رو به کسی بفروشی
‫که ازشون استفاده کنه دارت میزنن

234
00:21:19,119 --> 00:21:21,678
‫یه جایی بندازشون که پلیس
‫راحت بتونه پیداشون کنه

235
00:21:21,679 --> 00:21:24,678
‫شاید اگه بفهمن که دست آدمای بدی نیوفتادن

236
00:21:24,679 --> 00:21:26,318
‫این جریان هم تموم بشه

237
00:21:26,319 --> 00:21:28,478
‫به چارلی بگو یه جا ولشون کنه

238
00:21:28,479 --> 00:21:32,718
‫نه . اون جنس قاچاق رو
‫با وجود ماهِ کامل جایی نمی‌بره

239
00:21:32,719 --> 00:21:35,118
‫سه روزِ دیگه ماه دیگه کامل نیست

240
00:21:35,119 --> 00:21:37,319
‫بعد کار درست رو انجام میدی؟

241
00:21:40,039 --> 00:21:44,558
‫عقل سلیم ـت به مادرت رفته
‫ولی مثل پدرت وسواسِ شیطانی داری

242
00:21:44,559 --> 00:21:47,638
‫می‌تونم ببینم که دارن باهم مبارزه می‌کنن

243
00:21:47,639 --> 00:21:49,519
‫ولی بذار مادرت برنده بشه

244
00:22:39,399 --> 00:22:43,558
‫چندتا بلیط برای "پنی کراش" دارم
‫دارن یکی از فیلم‌های "تام میکس" رو نشون میدن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یک بازیگر آمریکایی ۱۸۸۰-۱۹۴۰)</font>

245
00:22:43,559 --> 00:22:46,038
‫امشب حوصله‌ی سینما رو ندارم آیدا

246
00:22:46,039 --> 00:22:49,478
‫دوباره اون‌کار رو اینجا نمی‌کنم
‫دفعه‌ی قبلی پرِ گِل شده بودم

247
00:22:49,479 --> 00:22:51,198
‫بیا یه‌کم راه بریم

248
00:22:51,199 --> 00:22:53,638
‫اگه تا محله‌ی "گریت" بریم
‫می‌تونیم بریم یه میخانه

249
00:22:53,639 --> 00:22:56,118
‫برادرات تو "گریت" آشنا دارن

250
00:22:56,119 --> 00:22:58,958
‫اونا همه جا آشنا دارن
‫باید تا لندن پیاده بریم

251
00:22:58,959 --> 00:23:02,638
‫من با تو هستم چون توتنها مردی هستی
‫که از اونا نمی‌ترسه

252
00:23:02,639 --> 00:23:04,838
‫من هم از ـشون خوب می‌ترسم

253
00:23:04,839 --> 00:23:07,359
‫ولی بیشتر از این که ازشون بترسی
‫منو دوست داری ، مگه نه؟

254
00:23:09,119 --> 00:23:11,079
‫نمی‌خوام همیشه مخفیانه برم و بیام

255
00:23:12,319 --> 00:23:14,519
‫- به زودی بهشون میگیم
‫- کِی ؟

256
00:23:19,119 --> 00:23:21,119
‫جلسه خونوادگی چطور پیش رفت؟

257
00:23:23,759 --> 00:23:27,838
‫- مثل همیشه . یک پاسبون جدید داره میاد
‫- شنیدم

258
00:23:27,839 --> 00:23:30,678
‫و تامی گفت اون دنبال آدمایی مثلِ توئه

259
00:23:30,679 --> 00:23:36,038
‫پس شاید بهتره کتاب‌هات رو بسوزونی
‫و دیگه سخنرانی نکنی

260
00:23:36,039 --> 00:23:38,318
‫آیدای من

261
00:23:38,319 --> 00:23:42,798
‫تنها شاهزاده‌ی خانواده سلطنتیِ
‫"قلمروی "بوته‌ی کوچک
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(منطقه مرکزی شهر بیرمنگام = Small Heath)</font>

262
00:23:42,799 --> 00:23:45,559
‫من فقط یک قورباغه‌ی کمونیستِ بیچاره ـم
‫که فقط بلدم وراجی کنم

263
00:23:49,679 --> 00:23:52,479
‫یه بوس رد کن بیاد شاهزاده آیدا

264
00:24:35,079 --> 00:24:37,119
‫من به‌خاطر کار پیشخدمت میخونه اومدم

265
00:24:39,719 --> 00:24:42,398
‫- دیوونه شدی؟
‫- چی شدم؟

266
00:24:42,399 --> 00:24:46,238
‫- راجع به اینجا میدونی؟
‫- توی یک آگهی دیدمش

267
00:24:46,239 --> 00:24:49,038
‫- یکی برای این‌کار پیدا شده
‫- توی روزنامه‌ی دیروز بود

268
00:24:49,039 --> 00:24:51,798
‫باورکن عزیزم دارم بهت لطف می‌کنم

269
00:24:51,799 --> 00:24:55,119
‫من لطفت نمی‌خوام
‫می‌خوام استخدامم کنی

270
00:24:58,399 --> 00:25:01,638
‫تو خیلی خوبی

271
00:25:01,639 --> 00:25:05,158
‫- از کجا میدونی ؟
‫- و خیلی هم خوشکلی

272
00:25:05,159 --> 00:25:07,398
‫وصلت می‌کنن به دیوار

273
00:25:07,399 --> 00:25:10,839
‫من تجربه دارم و ارتباطاتی

274
00:25:14,999 --> 00:25:17,678
‫اهل کجای ایرلند هستی؟

275
00:25:17,679 --> 00:25:19,998
‫"گالوِی"

276
00:25:19,999 --> 00:25:21,519
‫تو "دوبلین" کار می‌کردم

277
00:25:22,839 --> 00:25:24,839
‫مادرم اهلِ "گالوِی" بود

278
00:25:27,559 --> 00:25:29,118
‫تو خیلی خوشکلی

279
00:25:29,119 --> 00:25:31,758
‫نگاه کن

280
00:25:31,759 --> 00:25:33,639
‫و گوش کن

281
00:26:16,879 --> 00:26:20,679
‫توی ایرلند خوندنم باعث می‌شد
‫بقیه گریه کنن و دست از دعوا کردن بردارن

282
00:26:22,599 --> 00:26:24,519
‫خب ، امیدوارم آهنگ‌های زیادی بلد باشی

283
00:27:14,079 --> 00:27:16,438
‫نوزادهایی

284
00:27:16,439 --> 00:27:20,919
‫که مثل استخون‌های ماهی
‫و پوست تخم مرغ دور انداخته میشن

285
00:27:23,279 --> 00:27:27,119
‫دخترهای یازده ساله

286
00:27:28,759 --> 00:27:33,758
‫که به‌خاطر ۲-۳ پنی بوسیله‌ی
‫پیرمردها بهشون تجاوز میشه

287
00:27:33,759 --> 00:27:37,318
‫مثل حیوون به جونشون میوفتن

288
00:27:37,319 --> 00:27:39,918
‫خفت

289
00:27:39,919 --> 00:27:45,558
‫پدرهایی که با دخترهاشون و برادر خواهرهایی
‫که باهم همبستر میشن

290
00:27:45,559 --> 00:27:49,838
‫گداها و دزدها به حال خودشون رها شدن
‫تا تو خیابون‌ها ول بگردن

291
00:27:49,839 --> 00:27:55,679
‫تا کومه‌ای از زخم و جسم‌های فاسد رو ایجاد کنن

292
00:27:56,799 --> 00:27:58,998
‫ارباب‌های شما

293
00:27:58,999 --> 00:28:02,039
‫مردایی که ازشون حرف‌شنوی دارین

294
00:28:04,519 --> 00:28:06,199
‫"پیکی بلایندرز"

295
00:28:08,159 --> 00:28:12,078
‫دارو دسته‌های فاسد و بیرحم

296
00:28:12,079 --> 00:28:17,999
‫که کسایی که می‌بینن رو کور می‌کنن
‫و زبون اونایی که حرف میزنن رو می‌بُرن

297
00:28:19,759 --> 00:28:21,679
‫شما بدتر از اونا هستین

298
00:28:24,839 --> 00:28:29,278
‫اونایی که از بین از شما
‫بعد از جنگ ازشون رشوه گرفتن

299
00:28:29,279 --> 00:28:36,319
‫اونایی که از بین شما طرف دیگه رو نگاه کردن
‫شما بدتر از اونا هستین

300
00:28:38,319 --> 00:28:41,479
‫خدا لعنتتون کنه که شرف یونیفورمتون رو
‫لکه‌دار کردین

301
00:28:44,879 --> 00:28:52,198
‫و بعدش ارتش جمهوری‌خواه
‫فنیان"های ایرلند و کمونیست‌ها هستن"

302
00:28:52,199 --> 00:28:54,838
‫سیاه دلان هنوز در میان ما هستن

303
00:28:54,839 --> 00:29:01,959
‫اونا از چرک‌های این فساد تغذیه می‌کنن
‫مثل خرمگس‌هایی که دور یه لاشه جمع شدن

304
00:29:03,239 --> 00:29:08,158
‫و مثل خرمگس‌ها اگه به حال خودشون گذاشته بشن
‫بالاخره مثل مگس‌ها دسته تشکیل میدن

305
00:29:08,159 --> 00:29:14,118
‫و فلسفه‌های پوسیده شون رو سرتاسر کشور و سرتاسر جهان پخش می‌کنن

306
00:29:14,119 --> 00:29:18,919
‫پس اون‌ها دشمنان ما هستن

307
00:29:20,479 --> 00:29:22,918
‫یه جانور سه سر

308
00:29:22,919 --> 00:29:28,079
‫وظیفه‌ی منه که تک تک این سرها رو از بدن جدا کنم
‫و با خواست خدا این‌کار رو می‌کنم

309
00:29:31,439 --> 00:29:37,759
‫به هیچ‌کدوم از شما اعتماد ندارم
‫تا وقتی که بتونین اعتماد منو بدست بیارین

310
00:29:39,599 --> 00:29:41,959
‫و برای این باید خیلی زحمت بکشین

311
00:29:45,719 --> 00:29:49,879
‫این‌ها مردان جدیدی هستند
‫که به جای شما قرار می‌گیرن

312
00:29:51,479 --> 00:29:53,478
‫مردهای شرافتمند

313
00:29:53,479 --> 00:29:55,919
‫از خانواده‌های خدا ترس

314
00:29:58,119 --> 00:30:03,358
‫تا شامگاه قسم می‌خورند
‫و وارد یونیفورم می‌شوند

315
00:30:03,359 --> 00:30:07,039
‫و تا طلوع خورشید فردا
‫میرن داخل خیابون‌ها

316
00:30:10,919 --> 00:30:13,719
‫خدا به داد اونایی برسه که مقابل ما به‌ایستن

317
00:30:19,319 --> 00:30:21,198
‫"شرمنده آقای "شلبی

318
00:30:21,199 --> 00:30:24,839
‫- درسته . از اینطرف
‫- راهو برا آقای "شلبی" باز کنین
‫- "آقای "شلبی

319
00:30:27,479 --> 00:30:29,038
‫دیدین خانم‌ها

320
00:30:29,039 --> 00:30:32,599
‫وقتی با یه "بلایندر" میاین بیرون
‫نیازی نیست تو صف بایستین

321
00:30:36,479 --> 00:30:40,398
‫درسته . می‌خوام قبل اینکه مردم عادی بیان

322
00:30:40,399 --> 00:30:42,838
‫هردوتون برام ساک بزنین

323
00:30:42,839 --> 00:30:44,918
‫آفرین . کلاه‌ـتو بردار

324
00:30:44,919 --> 00:30:46,638
‫چه غلطی می‌کنین؟

325
00:30:46,639 --> 00:30:49,238
‫شما حرومزاده‌ها دیگه کی هستین؟

326
00:30:49,239 --> 00:30:52,119
‫منه کُسکش "آرتور شلبی" هستم

327
00:31:15,119 --> 00:31:17,198
‫"آرتور شلبی"

328
00:31:17,199 --> 00:31:21,119
‫"رهبر گله سگ "پیکی بلایندرز

329
00:31:32,719 --> 00:31:34,399
‫منو نگاه کن

330
00:31:56,919 --> 00:31:58,599
‫حرومزاده

331
00:32:02,279 --> 00:32:04,518
‫یونیفورم ـت

332
00:32:04,519 --> 00:32:06,678
‫مطمئناً وحشت‌انگیزه

333
00:32:06,679 --> 00:32:12,239
‫- تفنگ همراش بود؟
‫- تفنگ نداشت
‫- یه چاقو تو جورابش و یه باتوم زیر کمربندش

334
00:32:16,879 --> 00:32:19,638
‫"حالا آقای "شلبی

335
00:32:19,639 --> 00:32:24,838
‫می‌خوام برداشت‌تون از این موضوع این باشه
‫که من دارم خودمو به شما معرفی می‌کنم

336
00:32:24,839 --> 00:32:26,878
‫متوجه شدین؟

337
00:32:26,879 --> 00:32:33,278
‫تو کل دنیا تنها چیزی که علاقه منو
‫به خوش جلب می‌کنه حقیقته

338
00:32:33,279 --> 00:32:35,239
‫پس...

339
00:32:37,319 --> 00:32:40,238
‫درباره دزدی چی میدونی؟

340
00:32:40,239 --> 00:32:41,999
‫چه دزدی؟

341
00:32:51,119 --> 00:32:52,839
‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم

342
00:32:54,359 --> 00:32:57,638
‫درباره دزدی چی میدونی؟

343
00:32:57,639 --> 00:33:01,638
‫به خدا قسم می‌خورم
‫نمیدونم از چی حرف میزنی

344
00:33:01,639 --> 00:33:03,879
‫کدوم دزدی کیری؟

345
00:33:13,479 --> 00:33:19,118
‫درسته . بعد از ۳۵ سال
‫سروکله زدن با حیوون‌هایی مثل تو

346
00:33:19,119 --> 00:33:24,439
‫می‌تونم با بو کشیدن هوا
‫بفهمم که داری دروغ میگی یا نه

347
00:33:26,239 --> 00:33:28,078
‫دروغ نمیگم

348
00:33:28,079 --> 00:33:30,679
‫خیله خب؟ دروغ نمیگم

349
00:33:39,479 --> 00:33:41,039
‫میدونم

350
00:33:44,679 --> 00:33:48,479
‫پشت خونی که جلو چشمات رو گرفته
‫چیزی که برام جالب باشه رو نمی‌بینم

351
00:33:49,759 --> 00:33:51,478
‫و همینطور توی همه خونی که تو رگ‌هات

352
00:33:51,479 --> 00:33:56,719
‫می‌تونی داشته باشی
‫حتی یه ردی از حیله و مکر هم نمی‌بینم

353
00:33:58,639 --> 00:34:00,639
‫ولی متوجه این موضوع باش

354
00:34:02,479 --> 00:34:09,118
‫با قدرتی که من دارم می‌تونم
‫کاری کنم که تو و خونواده‌ی تفاله‌ات

355
00:34:09,119 --> 00:34:12,359
‫قبل از پایان سال سر از فاضلاب دربیارین

356
00:34:16,199 --> 00:34:18,199
‫از طرف دیگه

357
00:34:21,199 --> 00:34:23,279
‫می‌تونیم به هم کمک کنیم

358
00:34:37,839 --> 00:34:42,438
‫- اینجا همیشه این موقع روز اینقدر شلوغه؟
‫- "نه . این پسرها دارن میرن به "سِینت آندرو

359
00:34:42,439 --> 00:34:46,278
‫- برای دعا؟
‫- اینجوری بود که خوب بود
‫سِینت اندرو" یه زمین فوتبال ـه"

360
00:34:46,279 --> 00:34:49,318
‫بلوز" بازی داره . اونا مهاجم‌ها هستن"

361
00:34:49,319 --> 00:34:52,599
‫- و اونم باورت بشه یا نه دروازه بان ـه
‫- سلام

362
00:34:57,479 --> 00:34:59,118
‫یه بطری عرق نیشکر می‌خوام

363
00:34:59,119 --> 00:35:01,878
‫گرِیس" ، هر چی که می‌خواد"
‫به حساب خودمون ـه

364
00:35:01,879 --> 00:35:05,158
‫یه بطری کامل؟
‫- - آره
‫- عرق نیشکر تیره‌یا سفید؟- فرق نمی‌کنه

365
00:35:05,159 --> 00:35:07,559
‫درسته رفقا . فقط همین ۲تا؟

366
00:35:08,919 --> 00:35:10,599
‫ممنون

367
00:35:12,279 --> 00:35:14,039
‫هری گفت که به حساب خودمون ـه

368
00:35:15,919 --> 00:35:17,639
‫تو یه جنده‌ای؟

369
00:35:21,359 --> 00:35:23,839
‫چون اگه نیستی جای اشتباهی رو انتخاب کردی

370
00:35:30,719 --> 00:35:32,598
‫اون یکی از همونایی ـه که
‫درباره‌شون بهم هشدار داده بودی؟

371
00:35:32,599 --> 00:35:35,918
‫ببین "گرِیس" ، تو دختر مهربونی هستی
‫ولی مراقب باش

372
00:35:35,919 --> 00:35:39,758
‫اگه من گفتم به حساب خودمون ـه
‫هیچ چیزی به طرفی که بهش سرویس میدی نگو

373
00:35:39,759 --> 00:35:44,438
‫اگه تصمیم گرفتن که تو رو می‌خوان پس
‫دیگه هیچ کاری از دست کسی برنمیاد

374
00:35:44,439 --> 00:35:48,878
‫شانس آوردی که از وقتی که از فرانسه برگشته
‫تامی اصلا هیچ‌کس رو نمی‌خواد

375
00:35:48,879 --> 00:35:50,519
‫بله رفقا؟

376
00:35:53,759 --> 00:35:56,838
‫- جان" ، خون رو از رو چشماش پاک کن"
‫- از کی تا حالا دیگه دستور میدی؟

377
00:35:56,839 --> 00:36:00,558
‫- من یه پرستار دوره دیده‌ام
‫- خنده‌ام نیار . صورتم درد می‌گیره

378
00:36:00,559 --> 00:36:04,358
‫- خب ، هستم دیگه
‫- یه بار رفتی کلیسا کلاس کمک‌های اولیه

379
00:36:04,359 --> 00:36:06,078
‫و به‌خاطر خندیدن انداختنت بیرون

380
00:36:06,079 --> 00:36:10,158
‫- تا اون‌موقع یاد گرفته بودم چطور
‫کسی رو از خفه شدن نجات بدم
‫- من که در حال خفه شدن نیستم . هستم؟

381
00:36:10,159 --> 00:36:13,238
‫وقتی این پارچه رو دور گردنت بپیچم میشی

382
00:36:13,239 --> 00:36:15,518
‫بذارین ببینمش

383
00:36:15,519 --> 00:36:17,479
‫خیله خب ، اینو بخور

384
00:36:19,959 --> 00:36:21,879
‫اونو بده من

385
00:36:25,119 --> 00:36:27,479
‫طوریت نیست

386
00:36:30,079 --> 00:36:32,839
‫گفتش آقای "چرچیل" فرستادتش به بیرمنگهام

387
00:36:34,399 --> 00:36:36,678
‫گفتش موضوع کشوریه

388
00:36:36,679 --> 00:36:38,839
‫یه چیزی درباره یه دزدی

389
00:36:42,439 --> 00:36:45,158
‫- گفت می‌خواد کمکش کنیم
‫- ما به پاسبون‌ها کمک نمی‌کنیم

390
00:36:45,159 --> 00:36:48,158
‫همه چیز رو درباره اسناد جنگمون میدونست

391
00:36:48,159 --> 00:36:51,599
‫گفت ما وطن‌پرستیم مثل خودش

392
00:36:52,799 --> 00:36:56,039
‫می‌خواد گوش و چشمش باشیم

393
00:36:57,799 --> 00:37:01,078
‫من گفتم...

394
00:37:01,079 --> 00:37:05,639
‫گفتم یه جلسه خونوادگی برگزار می‌کنیم
‫و رای‌گیری می‌کنیم

395
00:37:13,479 --> 00:37:19,039
‫خب ، چرا که نه؟ ما که با "فنیان"ها
‫یا کمونیست‌ها سروکار نداریم

396
00:37:24,319 --> 00:37:26,758
‫چه مرگت شده تو؟

397
00:37:26,759 --> 00:37:29,558
‫اخیرا چه مرگش شده؟

398
00:37:29,559 --> 00:37:33,358
‫اگه میدونستم دواش رو از داروساز "کمپتون" میخریدم

399
00:38:31,919 --> 00:38:34,479
‫از موقع جنگ تا حالا سرود و آواز نداشتیم

400
00:38:35,839 --> 00:38:37,599
‫فکر می‌کنی دلیلش چیه هری؟

401
00:39:11,399 --> 00:39:16,919
‫خب ، آرتور نگفت که این پاسبون جدید
‫چه نوع معامله‌ای بهش پیشنهاد داده؟

402
00:39:18,639 --> 00:39:22,399
‫خدایا ، به محض اینکه خایه‌هات خالی میشه
‫برمیگردی سراغ سیاست

403
00:39:30,639 --> 00:39:31,638
‫تامی چی گفت؟

404
00:39:31,639 --> 00:39:34,518
‫هیچی نگفت . خودت میدونی که اخلاقش چجوریه

405
00:39:34,519 --> 00:39:36,198
‫آره . میدونم اخلاقش چجوریه

406
00:39:36,199 --> 00:39:38,598
‫دوست داره مبارزه‌هاش رو ببره تو میدون

407
00:39:38,599 --> 00:39:40,478
‫دوست نداره به‌ایسته و صبر کنه

408
00:39:40,479 --> 00:39:43,198
‫میدونی اگه جریان ما رو بفهمه چکار می‌کنه

409
00:39:43,199 --> 00:39:44,718
‫می‌تونه سعی خودشو بکنه

410
00:39:44,719 --> 00:39:47,759
‫بعضی وقت‌ها به نظر میرسه فقط
‫به‌خاطر این با منی که نشون بدی می‌تونی

411
00:39:51,879 --> 00:39:54,199
‫یه روزی دوباره من و تامی
‫تو یه سمت قرار می‌گیریم

412
00:41:16,039 --> 00:41:18,159
‫تامی

413
00:42:17,239 --> 00:42:21,679
‫هی ، داری چکار می‌کنی؟
‫مغازه بسته‌ست . برو خونه

414
00:42:22,879 --> 00:42:26,078
‫برو خونه دیوونه

415
00:42:26,079 --> 00:42:28,159
‫گفتم برو خونه دیوونه

416
00:42:30,359 --> 00:42:32,718
‫گفتم برو خونه

417
00:42:32,719 --> 00:42:34,679
‫عنکبوت‌های بزرگ

418
00:43:08,639 --> 00:43:12,559
‫جناب وزیر ، ایشون سربازرس "کمپبل" هستند

419
00:43:17,279 --> 00:43:22,078
‫آقای "چرچیل" قربان ، باید بگم که ملاقات شما
‫افتخار خیلی بزرگیه که نصیب من شده

420
00:43:22,079 --> 00:43:25,078
‫یه ذره مثل نامزدهای انتخاباتی در حال سفر هستین

421
00:43:25,079 --> 00:43:30,039
‫- ضمنا عاشق کلاه‌تون هستم
‫- ممنون . از پوست سگ آبی ـه

422
00:43:32,159 --> 00:43:34,359
‫خب ، اوضاع مستقر شدنتون چطوره؟

423
00:43:35,959 --> 00:43:37,718
‫یه شبکه فرماندهی تشکیل دادم

424
00:43:37,719 --> 00:43:40,278
‫مامورهایی در سرتاسر شهر مستقر کردم

425
00:43:40,279 --> 00:43:42,998
‫که به عنوان چشم و گوش من عمل می‌کنن

426
00:43:42,999 --> 00:43:48,438
‫و با قدرت شروع به بازجویی مظنونین کردم

427
00:43:48,439 --> 00:43:54,678
‫شما توی "بلفست" بودین فهمیدم که
‫قلب چند نفر از اعضای "فنیان" رو شکوندین

428
00:43:54,679 --> 00:43:56,278
‫یه لانه‌ی موش قربان

429
00:43:56,279 --> 00:44:00,798
‫خب ، فکر می‌کنی کی تفنگ‌ها رو دزدیده؟
‫فنیان"ها یا کمونیست‌ها؟"

430
00:44:00,799 --> 00:44:05,918
‫اگه کار جمهوری‌خواه‌های "فنیان" ایرلندی باشه
‫پیداشون می‌کنم و تفنگ‌ها رو هم پیدا می‌کنم

431
00:44:05,919 --> 00:44:09,238
‫اگه کار کمونیست‌ها باشه پیداشون می‌کنم
‫و تفنگ‌ها رو هم پیدا می‌کنم

432
00:44:09,239 --> 00:44:13,558
‫اگه کار اون جنایتکارها باشه پیداشون می‌کنم
‫و تفنگ‌ها رو هم پیدا می‌کنم

433
00:44:13,559 --> 00:44:16,639
‫برای من هیچ فرقی بین‌شون وجود نداره

434
00:44:19,119 --> 00:44:21,678
‫ما شما رو انتخاب کردیم چون موثر هستین

435
00:44:21,679 --> 00:44:25,398
‫"ولی اینو به‌خاطر داشته باشید آقای "کمپبل
‫"اینجا انگلستان ـه ، نه "بلفست

436
00:44:25,399 --> 00:44:29,598
‫اینجا جسدهایی که تو رودخانه‌ها انداخته میشن
‫خبرشون سر از روزنامه‌ها درمیاره

437
00:44:29,599 --> 00:44:32,918
‫نباید بذاریم خبر وجود این
‫تفنگ‌های دزدیده شده درز کنه

438
00:44:32,919 --> 00:44:35,919
‫وگرنه به سادگی داریم برای فروش‌شون تبلیغ می‌کنیم

439
00:44:37,079 --> 00:44:43,799
‫اگه قراره جسدهایی دفن بشن
‫گودال‌هایی بکنین و عمیق هم بکنین

440
00:44:46,079 --> 00:44:49,519
‫می‌خوام همه چیز تا آخرین گلوله پیدا بشه

441
00:45:03,819 --> 00:45:06,978
‫عمو چارلی ، یه لحظه کارِتون دارم

442
00:45:06,979 --> 00:45:10,259
‫همه‌شون بار زده شدن . چیزی نمونده

443
00:45:11,019 --> 00:45:13,938
‫"می‌تونیم ببریمشون به پیچ پشت خیابون "گاس

444
00:45:13,939 --> 00:45:15,938
‫و بذاریموشن پیش بانک

445
00:45:15,939 --> 00:45:18,379
‫اول صبح مامورهای خط آهن پیداشون می‌کنن

446
00:45:24,899 --> 00:45:26,459
‫سر این قضیه توافق داریم؟

447
00:45:28,739 --> 00:45:30,579
‫نظرم رو عوض کردم

448
00:45:31,859 --> 00:45:33,499
‫تو چی؟

449
00:45:35,019 --> 00:45:37,079
‫یه استراتژی جایگزین دارم

450
00:45:39,099 --> 00:45:42,378
‫به "کرلی" بگو ببرشون به اسکله تنباکو قدیمی

451
00:45:42,379 --> 00:45:45,178
‫یه انبار قدیمی اونجا هست که قبلا
‫سیگارها رو توش نگه میداشتیم

452
00:45:45,179 --> 00:45:47,258
‫خودش میدونه کجاست

453
00:45:47,259 --> 00:45:51,099
‫وقتی قایق از اینجا بره دیگه به شما مربوط نمیشه

454
00:45:53,099 --> 00:45:55,279
‫مگه عقلتو از دست دادی؟

455
00:45:55,979 --> 00:45:57,898
‫مگه خیابون‌ها رو ندیدی؟

456
00:45:57,899 --> 00:46:00,378
‫یه ارتش بی‌پدر فرستادن تا این چیزا رو پیدا کنن

457
00:46:00,379 --> 00:46:03,378
‫درسته . دستشون رو نشون دادن

458
00:46:03,379 --> 00:46:04,738
‫دستشون؟

459
00:46:04,739 --> 00:46:07,978
‫اگه تا این حد دلشون می‌خواد پیداشون کنن
‫باید بهاش رو بپردازن

460
00:46:07,979 --> 00:46:09,858
‫رسم دنیا همینه

461
00:46:09,859 --> 00:46:12,738
‫اگه بخت بهت رو کرد
‫و یه چیزی رو انداخت تو بغلت

462
00:46:12,739 --> 00:46:15,499
‫نمی‌تونی همینجوری لب ساحل ولش کنی بری

463
00:46:16,979 --> 00:46:19,978
‫تو از خون خودمونی تامی

464
00:46:19,979 --> 00:46:22,779
‫همیشه مثل یه پدر مراقبت بودم

465
00:46:24,499 --> 00:46:28,199
‫داری برای خودت جهنم به پا می‌کنی

466
00:46:29,379 --> 00:46:31,939
‫این پاسبون زندونی نمی‌گیره

467
00:46:32,739 --> 00:46:34,779
‫بهم گفتن که تو جنگ خدمت نکرده

468
00:46:35,459 --> 00:46:37,699
‫نیروی جانشین
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اونایی که جای کسایی که رفته بودن)
‫(جنگ رو پر می‌کردن</font>

469
00:46:40,339 --> 00:46:43,139
‫دنبال یه جنگ دیگه هستی تامی؟

470
00:46:44,459 --> 00:46:47,698
‫اسکله تنباکو

471
00:46:47,699 --> 00:46:50,339
‫"به دستور "پیکی بلایندرز

472
00:47:21,019 --> 00:47:22,779
‫تو موقعیت قرار گرفتی؟

473
00:47:25,499 --> 00:47:27,399
‫بله قربان

474
00:47:28,979 --> 00:47:30,799
‫برداشت اولیت؟

475
00:47:31,539 --> 00:47:33,659
‫از طرز زندگی این مردم واقعا شوکه شدم

476
00:47:37,259 --> 00:47:39,818
‫چیزی پیدا کردین که ممکنه به من کمک کنه؟

477
00:47:39,819 --> 00:47:44,418
‫از رییس گروه "پیکی بلایندرز" بازجویی کردم
‫هیچی نمیدونست

478
00:47:44,419 --> 00:47:46,058
‫یه حیوون صفت

479
00:47:46,059 --> 00:47:49,778
‫به ذهن من خطور کرده که آرتور
‫رهبر خانواده‌ی "شلبی" نیست

480
00:47:49,779 --> 00:47:52,139
‫کوچیک‌تره‌ست...توماس

481
00:47:54,979 --> 00:47:58,658
‫میگن تو جنگ ۲تا مدال شجاعت گرفته

482
00:47:58,659 --> 00:48:00,179
‫به نظر مجذوب شدی

483
00:48:03,379 --> 00:48:06,418
‫گر چه نظر من هنوز تغییر نکرده

484
00:48:06,419 --> 00:48:09,058
‫گروه‌های شرط بندی سرشون گرم کارهای دیگه‌ست

485
00:48:09,059 --> 00:48:11,819
‫و کمونیست‌ها هم برای برنامه‌ریزی
‫همچین چیزی خیلی ضعیف هستن

486
00:48:13,499 --> 00:48:16,099
‫فکر می‌کنم ارتش جمهوری‌خواه ایرلند
‫تفنگ‌ها رو برداشته

487
00:48:18,739 --> 00:48:23,099
‫نباید اجازه بدی پیشینه‌ی شخصی ـت
‫روی قضاوتت تاثیر بذاره

488
00:48:27,499 --> 00:48:28,939
‫چه پیشینه‌ای؟

489
00:48:30,899 --> 00:48:35,059
‫اینکه ارتش جمهوری‌خواه پدرم رو کشته
‫روی قضاوتم تاثیری نمیذاره

490
00:48:39,379 --> 00:48:44,059
‫اگه تفنگی دیدی شماره سریالش رو
‫با این لیست تطابق بده

491
00:48:48,459 --> 00:48:54,058
‫پدرت بهترین ماموری بود که تا حالا باهاش کار کردم

492
00:48:54,059 --> 00:48:56,899
‫میدونم خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنه

493
00:49:26,179 --> 00:49:30,978
‫دنی" ، همونطور که میدونی"
‫مردی که کشتی ایتالیایی بود

494
00:49:30,979 --> 00:49:33,779
‫و اون ۲تا مرد که اونجا ایستادن
‫برادرهاش هستن

495
00:49:36,819 --> 00:49:39,938
‫"اگه بذارم ایتالیایی‌ها این‌کار رو بکنن "دنی

496
00:49:39,939 --> 00:49:43,458
‫مردونگیت رو می‌برن
‫و ولت می‌کنن تا خونریزی کنی و بمیری

497
00:49:43,459 --> 00:49:45,499
‫این حرومزاده‌ها روال کارشون اینجوریه

498
00:49:47,459 --> 00:49:50,299
‫پس برای جلوگیری از جنگ
‫بین خودمون و ایتالیایی‌ها

499
00:49:52,779 --> 00:49:55,499
‫و نجات دادن تو از وحشیگری‌شون

500
00:49:58,219 --> 00:50:01,019
‫گفتم خودم خلاصت می‌کنم

501
00:50:02,779 --> 00:50:04,579
‫اونا هم اومدن اینجا تا شاهد باشن

502
00:50:12,059 --> 00:50:15,458
‫به‌هرحال من تو جنگ مردم تامی

503
00:50:15,459 --> 00:50:18,179
‫مغز تخمیم رو تو لجن جا گذاشتم

504
00:50:21,499 --> 00:50:23,619
‫درخواست آخری نداری رفیق؟

505
00:50:29,659 --> 00:50:32,379
‫مراقب "رُزی" من و پسرهام باش

506
00:50:35,299 --> 00:50:40,219
‫حواست باشه که کارآموزی بگیرن
‫"تو کارخونه‌ی بیرمنگهام یا "آستین

507
00:50:43,379 --> 00:50:47,138
‫اونا رهبرهای خوبی میشن
‫میدونم که میشن

508
00:50:47,139 --> 00:50:49,159
‫فقط مردهای...

509
00:50:50,579 --> 00:50:52,339
‫فقط مردهای معمولی

510
00:50:53,019 --> 00:50:56,058
‫و بهشون گفته نمیشه که
‫این کثافت رو انجام بدن

511
00:50:56,059 --> 00:50:58,979
‫این کثافت...این کثافتی که
‫به ما گفتن انجام بدیم

512
00:51:11,899 --> 00:51:13,619
‫فکر کنم الان دیگه وقتشه دعا کنم

513
00:51:17,619 --> 00:51:22,179
‫اون تفنگ‌های لعنتی
‫وقتی دیدمشون مغزم سوت کشید

514
00:51:28,979 --> 00:51:31,219
‫اون قایق برای منه؟

515
00:51:34,659 --> 00:51:37,458
‫"باید جسدت رو از شهر خارج کنیم "دنی

516
00:51:37,459 --> 00:51:39,098
‫این پاسبون جدید...میدونی که

517
00:51:39,099 --> 00:51:42,978
‫جایی که لجن هست منو خاک نکن . باشه؟

518
00:51:42,979 --> 00:51:44,619
‫بهم قول بده

519
00:51:47,499 --> 00:51:50,859
‫رو یه تپه خاکم کن
‫و جاش هم به "رُزی" بگو

520
00:51:54,539 --> 00:51:58,179
‫تو مرد خوبی بودی و یه سرباز خوب

521
00:52:02,099 --> 00:52:04,019
‫بله سرگروهبان

522
00:52:25,659 --> 00:52:28,419
‫در سوز چله‌ی زمستان

523
00:53:17,699 --> 00:53:19,179
‫کجایی؟

524
00:53:22,899 --> 00:53:24,738
‫لعنتی برنده شد

525
00:53:24,739 --> 00:53:27,179
‫پسر مونگان" لعنتی برنده شد"

526
00:53:28,539 --> 00:53:30,619
‫آره . برد

527
00:53:32,619 --> 00:53:34,778
‫و خبرهاش هم پخش شد

528
00:53:34,779 --> 00:53:38,218
‫پس دفعه بعد که این حقه پودر رو بزنیم
‫فقط محله‌ی "گریسون" نیست که

529
00:53:38,219 --> 00:53:41,578
‫سر اسب شرط بندی می‌کنن
‫کل مردم منطقه "بوته کوچک" شرط می‌بندن

530
00:53:41,579 --> 00:53:45,218
‫و یه چیزی رو میدونی؟
‫اسب ـه دوباره هم برنده میشه

531
00:53:45,219 --> 00:53:47,418
‫و بار سوم عملیش می‌کنیم

532
00:53:47,419 --> 00:53:49,738
‫کاری می‌کنیم کل بیرمنگهام روش شرط ببنده

533
00:53:49,739 --> 00:53:53,058
‫یه شرط هزار لیره‌ای روی اسب جادویی

534
00:53:53,059 --> 00:53:58,299
‫و اون‌موقع وقتی آماده بودیم اسب می‌بازه

535
00:54:02,779 --> 00:54:05,179
‫درباره‌ـش فکر کن

536
00:54:42,539 --> 00:54:44,018
‫حالت خوبه "دنی"؟

537
00:54:44,019 --> 00:54:45,939
‫هنوز شوکه هستم

538
00:54:47,779 --> 00:54:50,098
‫مطمئنی که اینجا بهشت نیست؟

539
00:54:50,099 --> 00:54:52,499
‫اگه بهشت بود من اینجا چه غلطی می‌کردم؟

540
00:54:55,819 --> 00:54:58,058
‫تامی می‌خواست فکر کنی که واقعیه

541
00:54:58,059 --> 00:55:00,898
‫تا سعی کنه یه ذره سر عقلت بیاره

542
00:55:00,899 --> 00:55:03,698
‫یه پوکه پر از مغز گوسفند خیلی درد داره

543
00:55:03,699 --> 00:55:05,179
‫قرار بود اینجوری باشه

544
00:55:07,419 --> 00:55:10,258
‫- خب ، حالا داری منو کجا می‌بری؟
‫- لندن

545
00:55:10,259 --> 00:55:13,499
‫تامی یه کار کوچولو برات داره
‫یه شانس بهت داده که ازش تشکر کنی

546
00:55:18,259 --> 00:55:20,219
‫"الان دیگه عضوی از "پیکی بلایندرز" هستی "دنی

547
00:55:33,619 --> 00:55:34,819
‫یه هفته‌ی بد

548
00:55:37,259 --> 00:55:40,138
‫دیشب ماهی تو آسمون نبود . خودم نگاه کردم

549
00:55:40,139 --> 00:55:41,938
‫کار درست رو انجام دادی؟

550
00:55:41,939 --> 00:55:44,179
‫آره . کار درست رو انجام دادم

551
00:56:23,700 --> 00:56:24,700
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

552
00:56:25,700 --> 00:56:26,700
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

