1
00:00:02,000 --> 00:00:03,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Peaky Blinders"</font>

2
00:00:03,600 --> 00:00:04,580
‫"آقای "چرچیل

3
00:00:04,600 --> 00:00:07,580
‫اگه جسدهایی هست که قراره دفن بشن

4
00:00:07,600 --> 00:00:10,580
‫گودال بکن و عمیق هم بکن

5
00:00:10,600 --> 00:00:11,580
‫اینجا این‌کار رو نکن

6
00:00:11,600 --> 00:00:13,580
‫دارین منو از بچه ـم دور می‌کنین

7
00:00:13,600 --> 00:00:15,580
‫- "فـرِدی"
‫- آیدا

8
00:00:15,600 --> 00:00:18,580
‫من "فـرِدی تورن" رو لو ندادم

9
00:00:18,600 --> 00:00:21,580
‫همونطور که بهت گفتم بهم اعتماد داره

10
00:00:21,600 --> 00:00:24,580
‫فکر کنم میدونم تفنگ‌ها
‫کجا مخفی شدن

11
00:00:24,600 --> 00:00:27,580
‫می‌خوام بهم قول بدی اگه
‫جای تفنگ‌ها رو بهت بگم

12
00:00:27,600 --> 00:00:29,600
‫هیچ آسیبی به "توماس شلبی" نمیزنی

13
00:00:31,600 --> 00:00:34,580
‫"باعث افتخاره که با شما کار کنم آقای "کیمـبر

14
00:00:34,600 --> 00:00:38,600
‫هیچ‌کس با من کار نمی‌کنه
‫ملت برای من کار می‌کنن

15
00:00:39,600 --> 00:00:42,580
‫ستاره‌ی سیاه یعنی چی ؟

16
00:00:42,600 --> 00:00:46,600
‫روز ستاره‌ی سیاه روزیه که
‫از شر "بیلی کیمبر" و افرادش خلاص میشیم

17
00:00:48,600 --> 00:00:52,580
‫با من ازدواج می‌کنی "گـرِیس" ؟

18
00:00:52,600 --> 00:00:54,580
‫لیاقتتون یکی بهتر از منه

19
00:00:54,600 --> 00:00:56,580
‫به‌خاطر اونه ؟

20
00:00:56,600 --> 00:00:58,600
‫- کجاست ؟
‫- رفت

21
00:00:59,600 --> 00:01:01,600
‫با خادمه‌ی میخونه

22
00:02:25,800 --> 00:02:27,780
‫خدمه

23
00:02:30,800 --> 00:02:33,800
‫تا دو ساعت دیگه باز نمی‌کنیم
‫بعداً برگرد

24
00:02:34,800 --> 00:02:35,800
‫پلیس

25
00:02:41,800 --> 00:02:44,780
‫"بازرس "کمپبل

26
00:02:44,800 --> 00:02:46,780
‫مشکلی پیش اومده قربان ؟

27
00:02:46,800 --> 00:02:48,780
‫ببین...

28
00:02:48,800 --> 00:02:52,800
‫میدونم

29
00:02:54,800 --> 00:02:58,780
‫من از بعضی از افسرهام شنیدم

30
00:03:00,800 --> 00:03:04,800
‫از بعضی از افسرهام شنیدم

31
00:03:06,800 --> 00:03:08,780
‫که مردم برای یک هدف خاصی

32
00:03:08,800 --> 00:03:10,800
‫میان اینجا

33
00:03:25,800 --> 00:03:27,800
‫آرتور...آرتور ، پاشو

34
00:03:28,800 --> 00:03:30,780
‫برو خونه دوش بگیر

35
00:03:30,800 --> 00:03:32,800
‫وسایل و تفنگ ـت رو بررسی کن

36
00:03:35,800 --> 00:03:37,800
‫برای چی ؟

37
00:03:39,800 --> 00:03:40,800
‫چه خبره ؟

38
00:03:42,800 --> 00:03:43,800
‫امروز روزشه

39
00:03:56,800 --> 00:03:58,780
‫واگن رو آماده کن چارلی

40
00:03:58,800 --> 00:04:00,800
‫امروزه

41
00:04:21,800 --> 00:04:25,800
‫بابا ، "کیتی" دوباره
‫توی تختخوابش دستشویی کرده

42
00:04:26,800 --> 00:04:28,780
‫سه سوته میام اونجا رفیق

43
00:04:31,800 --> 00:04:33,780
‫جـان" ، بهت گفتم که"
‫درها رو قفل کن

44
00:04:33,800 --> 00:04:35,780
‫من می‌تونستم هر کس دیگه‌ای باشم

45
00:04:35,800 --> 00:04:36,780
‫لباس تنت کن

46
00:04:36,800 --> 00:04:38,780
‫امروز انجامش میدیم

47
00:04:38,800 --> 00:04:40,780
‫در واقع اون امروز داره با من کار می‌کنه

48
00:04:40,800 --> 00:04:42,780
‫تا ساعت ۹ کارت باهاش تموم شده باشه

49
00:04:42,800 --> 00:04:43,780
‫یاد بگیر در بزنی

50
00:04:43,800 --> 00:04:44,800
‫امروز روزِ در زدن نیست

51
00:04:47,800 --> 00:04:49,800
‫خدای بزرگ ، امروز رو
‫به خوشی به سر برسون

52
00:04:51,800 --> 00:04:52,780
‫کسی آسیبی نبینه

53
00:04:52,800 --> 00:04:55,800
‫و کسانی که آسیب می‌بینند
‫از خانواده "شلبی" نباشند

54
00:04:57,800 --> 00:04:59,780
‫مراقب "جان" باش

55
00:04:59,800 --> 00:05:01,800
‫چون اون مسئولیت‌های زیادی داره

56
00:05:02,800 --> 00:05:05,780
‫مراقب آرتور باش

57
00:05:05,800 --> 00:05:08,780
‫چون اون همونقدر که به بقیه آسیب میرسونه
‫به خودش هم آسیب میزنه

58
00:05:08,800 --> 00:05:11,800
‫مراقب توماس باش

59
00:05:12,800 --> 00:05:15,780
‫میدونم که کیه

60
00:05:15,800 --> 00:05:17,800
‫اما هر کاری می‌کنه برای ما می‌کنه

61
00:05:19,800 --> 00:05:21,780
‫فکر کنم

62
00:05:21,800 --> 00:05:22,800
‫آمین

63
00:05:30,800 --> 00:05:32,780
‫دورانِ جنگ هر صبح این‌کار رو می‌کردم

64
00:05:32,800 --> 00:05:34,780
‫هر بار امیدوارم بودم که
‫برای آخرین‌بار انجامش میدم

65
00:05:34,800 --> 00:05:36,800
‫"امروز آخرین‌باره "پال

66
00:05:38,800 --> 00:05:41,780
‫بعد از امروز هیچ نیازی
‫به دعا کردن نخواهد بود

67
00:05:41,800 --> 00:05:43,800
‫همه چیز حل میشه

68
00:05:45,800 --> 00:05:47,800
‫قرار خانوادگی ، ساعت ۱۰:۳۰

69
00:05:48,100 --> 00:05:51,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۱ : قسمت ۶</font>

70
00:05:52,900 --> 00:05:53,900
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

71
00:05:54,900 --> 00:05:55,900
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

72
00:06:02,000 --> 00:06:05,000
‫ببخشید معطلتون کردم . آخه خیلی زوده

73
00:06:06,000 --> 00:06:07,980
‫بله . من...من...

74
00:06:08,000 --> 00:06:10,000
‫من دیشب نخوابیدم

75
00:06:13,000 --> 00:06:16,500
‫آقای "ژانگ" گفتن شما یکی از
‫مشتری‌های مخصوص هستی

76
00:06:29,000 --> 00:06:30,000
‫می‌خوای بشینین ؟

77
00:06:39,000 --> 00:06:40,600
‫می‌خوای چکمه‌هاتون رو دربیارین ؟

78
00:06:42,000 --> 00:06:43,000
‫بله

79
00:06:53,000 --> 00:06:55,000
‫و این

80
00:07:01,000 --> 00:07:02,000
‫چقدر محکمه

81
00:07:15,000 --> 00:07:17,980
‫وقتی داریم اون‌کار رو می‌کنیم
‫می‌تونیم پیرهنت رو بشوریم و اتو کنیم

82
00:07:18,000 --> 00:07:20,000
‫چه خدماتِ خوبی دارین

83
00:07:23,000 --> 00:07:25,000
‫تا حالا یه همچین جایی نبودین ؟

84
00:07:28,000 --> 00:07:28,980
‫مشکلی نیست

85
00:07:29,000 --> 00:07:32,980
‫بعضی وقت‌ها مردهای مسن‌تری
‫که همسراشون رو از دست دادن همیشه

86
00:07:33,000 --> 00:07:34,980
‫میان اینجا

87
00:07:35,000 --> 00:07:36,980
‫مردهای مسن ؟

88
00:07:37,000 --> 00:07:38,980
‫من مسن ـم ؟

89
00:07:39,000 --> 00:07:40,980
‫نه . منظورم اینه که من جوونم

90
00:07:41,000 --> 00:07:46,000
‫به‌هرحال من شما رو جوون می‌کنم

91
00:08:47,000 --> 00:08:48,000
‫جنده

92
00:09:02,000 --> 00:09:03,980
‫گرِیسِ" عزیز"

93
00:09:04,000 --> 00:09:07,980
‫من این نامه رو با
‫قلبی پر برات نوشتم

94
00:09:08,000 --> 00:09:11,980
‫میدونم دقیقا چی‌کار کردی
‫و با کی اون‌کار رو کردی

95
00:09:12,000 --> 00:09:15,980
‫ولی توی گزارشم
‫بهشون اشاره‌ای نمی‌کنم

96
00:09:16,000 --> 00:09:20,980
‫به‌هرحال تو باید آگاه باشی
‫که خودت رو در اختیار مردی گذاشتی

97
00:09:21,000 --> 00:09:22,980
‫که دشمن قسم خورده‌ی ماست

98
00:09:23,000 --> 00:09:25,980
‫این فقط خیانت نیست

99
00:09:26,000 --> 00:09:29,980
‫یک تنفر بیش از حده

100
00:09:30,000 --> 00:09:32,980
‫پدرت با وجود تو خجالت‌زده خواهد شد

101
00:09:33,000 --> 00:09:35,980
‫و خودم هم از مرز خرابی‌ها فراتر رفتم

102
00:09:36,000 --> 00:09:38,980
‫تو به تمام حق و حقوق‌ها

103
00:09:39,000 --> 00:09:42,980
‫و افتخاراتی که از بچگی
‫بدست آوردی پشت کردی

104
00:09:43,000 --> 00:09:44,980
‫به‌خاطر چی ؟

105
00:09:47,000 --> 00:09:48,000
‫عشق

106
00:10:11,000 --> 00:10:12,980
‫خدای من ، ببخشید
‫اون‌کار رو کردم ؟

107
00:10:13,000 --> 00:10:17,000
‫مشکلی نیست . شما مشتری خاصی هستید

108
00:10:18,000 --> 00:10:19,980
‫یه دقیقه کنارم میشنی ؟

109
00:10:20,000 --> 00:10:22,000
‫لطفاً

110
00:10:56,000 --> 00:10:57,980
‫برای کت و شلوارها

111
00:10:58,000 --> 00:11:00,000
‫می‌خوای یه چیز خنده‌دار بشنوی ؟

112
00:11:11,000 --> 00:11:14,000
‫کمپبل" با یکی از دخترا"
‫توی اتاق پشتی بود

113
00:11:27,000 --> 00:11:28,000
‫مسلح نیستم

114
00:11:33,000 --> 00:11:34,980
‫چقدر عجیب بازرس

115
00:11:35,000 --> 00:11:37,980
‫فکر می‌کردم اومدی که شهر رو پاک کنی

116
00:11:38,000 --> 00:11:40,000
‫نه اینکه با جنده‌هاش هم‌خواب بشی

117
00:11:42,000 --> 00:11:45,980
‫با اون پاسبون‌های قبلی که اومدن
‫هیچ فرقی نداری

118
00:11:46,000 --> 00:11:49,980
‫با اونهایی که بعد از من میان و مثل من
‫تصمیم می‌گیرن که برن هم فرق ندارم

119
00:11:50,000 --> 00:11:52,980
‫هیچ دلیلی برای موندن نداری

120
00:11:53,000 --> 00:11:53,980
‫چیزی که می‌خواستی گیرت اومد

121
00:11:54,000 --> 00:11:56,000
‫آره . گیرم اومد

122
00:11:58,000 --> 00:12:01,980
‫ظهر با آقای "وینستون چرچیل" قرار ملاقات دارم

123
00:12:02,000 --> 00:12:03,980
‫و بدون شک اون می‌خواد
‫بهم تبریک بگه

124
00:12:04,000 --> 00:12:06,980
‫که اون اسلحه‌های دزدیده شده رو پیدا کردم

125
00:12:07,000 --> 00:12:11,980
‫ولی تو هنوزم نمیدونی
‫چطوری اونا رو پیدا کردم؟

126
00:12:12,000 --> 00:12:12,980
‫خوبه

127
00:12:13,000 --> 00:12:14,980
‫شانس بهت رو آورد

128
00:12:15,000 --> 00:12:15,980
‫جدی؟

129
00:12:16,000 --> 00:12:17,000
‫آره

130
00:12:18,000 --> 00:12:20,000
‫چیزی که فهمیدم اینه که

131
00:12:22,000 --> 00:12:24,980
‫من و تو مخالف هم هستیم

132
00:12:25,000 --> 00:12:27,000
‫اما مثل هم هستیم

133
00:12:29,000 --> 00:12:31,000
‫مثل یک تصویر توی آینه

134
00:12:33,000 --> 00:12:36,000
‫ما از مردم بیزاریم

135
00:12:38,000 --> 00:12:41,000
‫و اونا هم از ما بیزارن

136
00:12:42,000 --> 00:12:43,000
‫و ازمون می‌ترسن

137
00:12:48,000 --> 00:12:52,300
‫قبل از اینکه امروز تموم بشه قلبِ تو هم

138
00:12:53,000 --> 00:12:54,600
‫مثل من میشکنه

139
00:12:59,000 --> 00:13:01,000
‫"مردهایی مثل ما آقای "شلبی

140
00:13:02,000 --> 00:13:04,000
‫همیشه تنها خواهند بود

141
00:13:06,000 --> 00:13:08,000
‫و عشقی که گیرمون میاد

142
00:13:09,000 --> 00:13:11,000
‫باید بابتش پول بدیم

143
00:13:12,000 --> 00:13:15,000
‫یادت رفته بازرس

144
00:13:16,000 --> 00:13:18,000
‫من خانواده‌ی خودمو دارم

145
00:13:21,000 --> 00:13:23,000
‫روز خوش

146
00:13:35,000 --> 00:13:36,980
‫ای کوچولو

147
00:13:37,000 --> 00:13:39,000
‫تو برای اون از من خیلی بهتری

148
00:13:41,000 --> 00:13:43,980
‫بغل من زودتر آروم میشه
‫چون بوی شیر حس نمی‌کنه

149
00:13:44,000 --> 00:13:47,000
‫خسته‌ای . بیا بخوابونیمش

150
00:13:53,000 --> 00:13:54,980
‫بچه‌های من از پستان وحشت داشتند

151
00:13:55,000 --> 00:13:56,000
‫جفتشون

152
00:13:58,000 --> 00:13:59,980
‫تو هیچ‌وقت بچه‌های منو ندیدی ، مگه نه ؟

153
00:14:00,000 --> 00:14:02,000
‫نه . اون‌موقع خودمم بچه بودم

154
00:14:04,000 --> 00:14:06,980
‫هیچ‌وقت ازشون چیزی نگفتی

155
00:14:07,000 --> 00:14:08,000
‫دلیلی نداشتم

156
00:14:12,000 --> 00:14:14,000
‫حتی وقتی بهشون فکر می‌کنم
‫هم دلم میشکنه

157
00:14:19,000 --> 00:14:20,980
‫اما امروز

158
00:14:21,000 --> 00:14:22,980
‫دلیل دارم تا راجعشون حرف بزنم

159
00:14:23,000 --> 00:14:25,000
‫بشین آیدا

160
00:14:34,000 --> 00:14:36,000
‫اونا ۳ و ۵ ساله بودن

161
00:14:38,000 --> 00:14:41,980
‫سا"لـی" ۳ سالش بود و مایکل ۵ سالش بود

162
00:14:42,000 --> 00:14:44,000
‫خب ، ۲ هفته مونده بود ۶ ساله بشه

163
00:14:46,000 --> 00:14:49,000
‫صبح یکشنبه توی کلیسا بودیم

164
00:14:53,000 --> 00:14:55,980
‫"تو بخشیده نمیشی"

165
00:14:56,000 --> 00:15:00,980
‫"اون هرزه‌ی کَک مکی بهم گفت "بخشیده نمیشی

166
00:15:01,000 --> 00:15:03,980
‫یه سری ملحفه رو شستم و گذاشتم روی بند

167
00:15:04,000 --> 00:15:05,980
‫که اسم یک هتل روشون بود

168
00:15:06,000 --> 00:15:07,980
‫و اون ملحفه‌ها دزدیده شدن

169
00:15:08,000 --> 00:15:11,980
‫و گفتن یکی از حمال‌های هتل
‫سربه‌هوا بازی درآورده

170
00:15:12,000 --> 00:15:14,980
‫و یک زن درباره‌ی ملحفه‌ها به پلیس گفت

171
00:15:15,000 --> 00:15:17,980
‫حسودیش می‌شد میدونی
‫به ملحفه‌های جدید

172
00:15:18,000 --> 00:15:19,980
‫وقتی پلیس‌ها اومدن

173
00:15:20,000 --> 00:15:25,000
‫یه دستگاه عرق‌کشی که باهاش یه‌کم
‫عرق جو می‌کشیدیم پیدا کردن

174
00:15:29,000 --> 00:15:30,000
‫و برای همین...

175
00:15:33,000 --> 00:15:35,000
‫اونا بچه‌هام رو ازم گرفتن

176
00:15:38,000 --> 00:15:40,980
‫و هیچ‌وقت نگفتن کجا بردنشون

177
00:15:41,000 --> 00:15:43,980
‫این‌کار رو کردن چون قدرتش رو داشتن
‫و من ضعیف بودم

178
00:15:44,000 --> 00:15:47,980
‫اما هیچ‌وقت بچه‌ی تو رو نخواهند گرفت

179
00:15:48,000 --> 00:15:49,000
‫میدونی چرا ؟

180
00:15:50,000 --> 00:15:52,980
‫چون تـامی نمیزاره

181
00:15:53,000 --> 00:15:55,980
‫چون تـامی نمیزاره
‫اونا به ما آسیبی بزنن

182
00:15:56,000 --> 00:15:59,000
‫حالا بدون که تامی زور و قدرت رو
‫به این خانواده آورد ـه

183
00:16:01,000 --> 00:16:02,000
‫چون اون میدونه

184
00:16:03,000 --> 00:16:06,000
‫برای زنده موندن باید
‫مثل همونا آدم بدی باشی

185
00:16:09,000 --> 00:16:11,980
‫اینو بهت میگم
‫چون ازت می‌خوام که ببخشیش

186
00:16:12,000 --> 00:16:12,980
‫چطور می‌تونم ؟

187
00:16:13,000 --> 00:16:16,980
‫وقتی که "فـرِدی"ِ من
‫داره توی زندان به‌خاطرِ اون می‌پوسه

188
00:16:17,000 --> 00:16:20,000
‫امروز یه اتفاق‌هایی می‌افته
‫که باید درباره‌شون بدونی

189
00:16:34,000 --> 00:16:35,980
‫خب "فـرِدی" ، وقت رفتنه

190
00:16:36,000 --> 00:16:38,980
‫می‌خوام یک پیغام به "کمپبل" بدم

191
00:16:39,000 --> 00:16:41,000
‫نمی‌تونم بذارم منو به "بریکستون" منتقل کنن

192
00:16:43,000 --> 00:16:44,980
‫اگه برم "بریکستون" منو می‌کشن

193
00:16:45,000 --> 00:16:46,980
‫"فـرِدی"

194
00:16:47,000 --> 00:16:50,000
‫قرار نیست به نزدیکی "بریکستون" هم برسی

195
00:16:52,000 --> 00:16:53,980
‫بلندشو

196
00:16:54,000 --> 00:16:57,980
‫شخصاً به وزیر ارشد
‫گفتم که اسلحه‌ها دریافت شدند

197
00:16:58,000 --> 00:16:59,980
‫و مطمئنم که فهمید چی گفتم

198
00:17:00,000 --> 00:17:02,980
‫و مطمئنم یه نیم لبخند هم بهم زد

199
00:17:03,000 --> 00:17:06,980
‫اون معمولاً تا وقتی حریف سیاسیِ
‫مخالفش از بین نرفته لبخندی نمیزنه

200
00:17:08,000 --> 00:17:12,980
‫می‌خوام اسم تو رو توی
‫لیست افتخارت سالِ نو بزارم

201
00:17:13,000 --> 00:17:14,980
‫این برام خیلیـه قربان

202
00:17:15,000 --> 00:17:16,980
‫یاوه نگو . تو مستحقشی

203
00:17:17,000 --> 00:17:20,980
‫یادم میاد که همیشه از
‫یک عامل مخفی می‌نوشتی

204
00:17:21,000 --> 00:17:23,000
‫یک زن

205
00:17:25,000 --> 00:17:27,000
‫اونم توی پیدا کردن اسلحه‌ها نقش داشته ؟

206
00:17:32,000 --> 00:17:34,000
‫اونم تقدیر لازم داره ؟

207
00:17:41,000 --> 00:17:42,980
‫بله

208
00:17:43,000 --> 00:17:44,980
‫اون مفید بوده

209
00:17:45,000 --> 00:17:46,980
‫یک زن کاملاً وفادار به شاه

210
00:17:47,000 --> 00:17:49,000
‫و همین هم باید تو گزارش‌ها ثبت بشه

211
00:17:51,000 --> 00:17:53,980
‫و اون افرادی که تفنگ‌ها رو دزدیدن چی شدن ؟

212
00:17:54,000 --> 00:17:54,980
‫پـیکی"...

213
00:17:55,000 --> 00:17:57,000
‫بلاینـدرز" قربان

214
00:18:00,000 --> 00:18:00,980
‫اگه کسی رو دستگیر می‌کردیم

215
00:18:01,000 --> 00:18:03,980
‫کل قضیه برملا می‌شد و همه می‌فهمیدن

216
00:18:04,000 --> 00:18:06,980
‫و میدونم که می‌خواستیم
‫این موضوع رو مخفی نگه داریم

217
00:18:07,000 --> 00:18:08,980
‫یعنی اونا هیمنطوری آزاد هستند ؟

218
00:18:09,000 --> 00:18:10,000
‫نه دقیقاً قربان

219
00:18:12,000 --> 00:18:15,000
‫من نقشه‌هایی برای "پیکی بلایندرز" دارم

220
00:18:19,000 --> 00:18:20,000
‫خیلی خب

221
00:18:24,000 --> 00:18:25,980
‫ولش کنین پسرا . بعداً برگردین

222
00:18:26,000 --> 00:18:26,980
‫باشه

223
00:18:27,000 --> 00:18:28,980
‫امروز شما رو جمع کردم

224
00:18:29,000 --> 00:18:32,980
‫چون امروز روزیه که
‫ما "بیلی کیمبر" رو عوض می‌کنیم

225
00:18:33,000 --> 00:18:35,980
‫امروز روزیه که ما محترم میشیم

226
00:18:36,000 --> 00:18:40,980
‫امروز ما به انجمن ملیِ

227
00:18:41,000 --> 00:18:42,000
‫دلالان شرط بند می‌پیوندیم

228
00:18:44,000 --> 00:18:45,980
‫اما قبلش

229
00:18:46,000 --> 00:18:47,980
‫باید یه سری خرابکاری بکنیم

230
00:18:48,000 --> 00:18:49,980
‫همه ـمون میدونستیم که این‌روز داره فرا میرسه

231
00:18:50,000 --> 00:18:52,000
‫فقط تاریخش رو به کسی نگفته بودم

232
00:18:56,000 --> 00:18:57,980
‫ما به مسابقاتِ "ورسستر" میریم

233
00:18:58,000 --> 00:19:00,980
‫مسابقه از ساعت ۱ شروع میشه
‫ولی ما ساعت ۲ میریم اونجا

234
00:19:01,000 --> 00:19:04,980
‫درحالیکه "کیمبر" فکر می‌کنه ما میریم اونجا
‫تا درمقابل برادران "لـی" ازش دفاع کنیم

235
00:19:05,000 --> 00:19:06,980
‫"اما با تشکر از تلاش‌هایی که "جـان

236
00:19:07,000 --> 00:19:10,980
‫و همسر دوست‌داشتنیش "اسمـه" کردن
‫لــی"ها درحال حاضر باما متحد هستند"

237
00:19:11,000 --> 00:19:13,980
‫امروز مزاحم اون تلاش‌ها شدم

238
00:19:14,000 --> 00:19:16,980
‫و بهتون اطمینان میدم که

239
00:19:17,000 --> 00:19:19,980
‫جـان" یک فداکاری بزرگ"
‫در راه صلح و آرامش کرد

240
00:19:20,000 --> 00:19:21,980
‫باشه . خیله خب دیگه

241
00:19:22,000 --> 00:19:25,000
‫پس امروز ما و "لـی"‌ها
‫در مقابل افرادِ "کیمبر" خواهیم بود

242
00:19:26,000 --> 00:19:28,980
‫دخلشون رو میاریم
‫و از دفتر ثبت ـشون میزنیم بیرون

243
00:19:29,000 --> 00:19:32,980
‫و انتظار دارم این پیروزی سریع
‫نشانی برای سرتاسر لندن باشه

244
00:19:33,000 --> 00:19:38,000
‫که ما معتقدیم تمام تجارت‌های قانونی
‫باید در آرامش انجام بشن

245
00:19:39,000 --> 00:19:41,000
‫خودِ "کیمبـر" رو چکار کنیم ؟

246
00:19:43,000 --> 00:19:44,980
‫کیمبر" با خودم"

247
00:19:45,000 --> 00:19:47,000
‫سوالی نیست ؟

248
00:19:48,000 --> 00:19:49,000
‫بله

249
00:19:52,000 --> 00:19:55,000
‫کسی مشکلی نداره
‫اگه یک نفر دیگه رو واردِ مجلس کنم ؟

250
00:19:59,000 --> 00:20:01,000
‫بیا

251
00:20:03,000 --> 00:20:07,000
‫دوست دارم عضو جدید
‫خاندان "شلبی"ها رو معرفی کنم

252
00:20:17,000 --> 00:20:18,000
‫به خونه خوش اومدی آیدا

253
00:20:20,000 --> 00:20:21,980
‫"اسمش رو گذاشتیم "کارل

254
00:20:22,000 --> 00:20:23,980
‫"از روی اسمِ "کارل مارکس

255
00:20:24,000 --> 00:20:25,980
‫کارل مارکسِ" کله‌خر ؟"

256
00:20:26,000 --> 00:20:26,980
‫بزار ببینمش

257
00:20:27,000 --> 00:20:28,980
‫شروع شد

258
00:20:29,000 --> 00:20:31,980
‫نگاه چقدر شبیه من ـه

259
00:20:33,000 --> 00:20:35,980
‫- کونش شبیه توئه آرتور
‫- طوریش نیست

260
00:20:36,000 --> 00:20:37,980
‫اون یک "شلبی" ـه

261
00:20:38,000 --> 00:20:39,000
‫خب آیدا

262
00:20:41,000 --> 00:20:42,980
‫منو بخشیدی ؟

263
00:20:43,000 --> 00:20:46,000
‫اگه چیزی که عمه "پالی" گفت درست باشه آره

264
00:20:48,000 --> 00:20:49,000
‫حقیقته

265
00:20:52,000 --> 00:20:54,000
‫ممنونم تامـی

266
00:20:59,000 --> 00:20:59,980
‫تو چه خری هستی ؟

267
00:21:00,000 --> 00:21:02,980
‫یکی که می‌خواد چشم‌هاش رو نگه داره

268
00:21:03,000 --> 00:21:04,980
‫اونا اومدن خونه ـم

269
00:21:05,000 --> 00:21:07,980
‫بهم گفتن برای این‌کار داوطلب بشم

270
00:21:08,000 --> 00:21:09,000
‫کی گفت ؟

271
00:21:10,000 --> 00:21:12,000
‫"پیکی بلایندرز"

272
00:21:19,000 --> 00:21:21,000
‫تامـی ، تامـی ، تامی

273
00:21:41,000 --> 00:21:45,980
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># می‌بینمت که از تاریکی‌ها می‌گذری #</font>

274
00:21:46,000 --> 00:21:51,000
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># به بقیه‌ی مردها خیره میشی #</font>

275
00:21:52,000 --> 00:21:56,000
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># اما فقط به من نیاز داری #</font>

276
00:21:58,000 --> 00:22:01,000
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># و من میدونم کجا هستی #</font>

277
00:22:04,000 --> 00:22:08,000
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># اشک‌هایی که ریختم رو نمی‌تونی ببینی #</font>

278
00:22:09,000 --> 00:22:13,980
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># و اونا رو مثل حوله میچکونی #</font>

279
00:22:14,000 --> 00:22:15,000
‫از سر راه برو کنار

280
00:22:18,000 --> 00:22:19,980
‫این دیگه چه کوفتیه ؟

281
00:22:20,000 --> 00:22:21,000
‫انگار دوستات اینجان

282
00:22:27,000 --> 00:22:27,980
‫بشین روی زمین

283
00:22:28,000 --> 00:22:30,000
‫یا میزنم می‌کشمت

284
00:22:35,000 --> 00:22:36,980
‫جوری بزن خوب به نظر بیاد

285
00:22:37,000 --> 00:22:39,000
‫بابت این متاسفم رفیق

286
00:22:40,000 --> 00:22:41,980
‫یا مقدسات

287
00:22:42,000 --> 00:22:42,980
‫"تو که مردی "دَنـی

288
00:22:43,000 --> 00:22:45,980
‫نه . توی لندن زندگی می‌کردم

289
00:22:55,000 --> 00:22:56,980
‫خیله خب بچه‌ها ، گوش کنین

290
00:22:57,000 --> 00:22:58,980
‫می‌تونین یه پیاله بزنین و با یه "چِیسِر" . فقط همین
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(چیزی که بدرقه‌ی مشروبه)</font>

291
00:22:59,000 --> 00:23:00,000
‫به حساب ما

292
00:23:01,000 --> 00:23:04,000
‫درسته . بیا تا براشون بریزیم

293
00:23:05,000 --> 00:23:06,980
‫بلیط‌های مسابقه رو گرفتی؟

294
00:23:07,000 --> 00:23:09,980
‫و آمار دفتردارهای توی مسابقه؟

295
00:23:10,000 --> 00:23:11,980
‫توی کتم هستن

296
00:23:12,000 --> 00:23:13,980
‫"کارِت عالی بود "گرِیس

297
00:23:14,000 --> 00:23:15,000
‫همینه دیگه ، مگه نه؟

298
00:23:18,000 --> 00:23:21,980
‫جلسه خونوادگی بعدی
‫حواسم هست که حتما اونجا باشی

299
00:23:22,000 --> 00:23:26,000
‫اگه جزو خونواده‌تون بودم ولی نیستم

300
00:23:28,000 --> 00:23:29,000
‫این می‌تونه عوض بشه

301
00:23:30,000 --> 00:23:32,980
‫- تامی
‫- وقتی برگشتم بیشتر درباره‌ـش حرف میزنیم . باشه؟

302
00:23:33,000 --> 00:23:33,980
‫کی برمیگردی؟

303
00:23:34,000 --> 00:23:36,980
‫پس از این به بعد قراره اینجوری باشه؟

304
00:23:37,000 --> 00:23:41,000
‫تو خونه منتظر من می‌مونی و میگی
‫"به این میگی ساعت چند؟ "

305
00:23:43,000 --> 00:23:44,000
‫بشکه باید عوض بشه

306
00:23:48,000 --> 00:23:49,980
‫برو تامی . برو اون پشت

307
00:23:50,000 --> 00:23:51,980
‫قبل اینکه بریم حسابی از خجالتش دربیا

308
00:23:59,000 --> 00:24:00,980
‫"گرِیس"

309
00:24:01,000 --> 00:24:03,980
‫گرِیس" ، داشتم شوخی می‌کردم"

310
00:24:04,000 --> 00:24:06,980
‫تامی ، عرق بیشتری می‌خوایم

311
00:24:07,000 --> 00:24:08,000
‫خودتون بریزین بخورین

312
00:24:11,000 --> 00:24:11,980
‫تامی ، حقیقت اینه که

313
00:24:12,000 --> 00:24:15,000
‫وقتی از مسابقات برگردی من اینجا نیستم

314
00:24:16,000 --> 00:24:18,000
‫درباره چی حرف میزنی؟

315
00:24:20,000 --> 00:24:20,980
‫خیله خب ببین

316
00:24:21,000 --> 00:24:24,000
‫گرِیس" ، میدونم طوری بزرگ نشدی"
‫که بتونی با مردی مثل من باشی

317
00:24:26,000 --> 00:24:27,980
‫ولی دارم اوضاع رو تغییر میدم

318
00:24:28,000 --> 00:24:30,980
‫و امشب وقتی برگشتم

319
00:24:31,000 --> 00:24:37,000
‫یکی از بزرگترین مسابقات شرط بندی قانونی
‫توی کشور زیر دست منه

320
00:24:39,000 --> 00:24:41,000
‫و بعضی از کارهای دیگه رو تعطیل می‌کنم

321
00:24:44,000 --> 00:24:46,980
‫شاید یه کلوپ باز کنم

322
00:24:47,000 --> 00:24:48,000
‫مثلا توی لندن

323
00:24:49,000 --> 00:24:51,000
‫و یه چیز دیگه

324
00:24:53,000 --> 00:24:55,980
‫تو قرارداد کار داری باهام

325
00:24:56,000 --> 00:25:00,980
‫با شرکت واقعی مقید . یادته؟

326
00:25:01,000 --> 00:25:02,980
‫همه چیز رو یادمه تامی

327
00:25:03,000 --> 00:25:05,980
‫تو این‌کار موفق میشم

328
00:25:06,000 --> 00:25:07,980
‫تو این‌کار موفق میشم

329
00:25:08,000 --> 00:25:10,000
‫- جدی میگم
‫- میدونم . میدونم

330
00:25:12,000 --> 00:25:14,980
‫و درباره‌ی عروسی هم حرف نمیزنم

331
00:25:15,000 --> 00:25:16,000
‫من...

332
00:25:18,000 --> 00:25:20,000
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم
‫می‌تونیم باهم حرف بزنیم

333
00:25:21,000 --> 00:25:23,980
‫مثل هم هستیم

334
00:25:24,000 --> 00:25:27,000
‫تامی ، من کار وحشتناکی در حقت کردم

335
00:25:30,000 --> 00:25:31,980
‫خب ، چیزی که الان بهم گفتی رو بهش بگو

336
00:25:32,000 --> 00:25:34,980
‫شنیدم ۲تا ون دارن از
‫جاده‌ی "استرافورد" میان بالا

337
00:25:35,000 --> 00:25:36,980
‫و یکی از سرجوخه‌های قدیمیم گفت
‫بعضی از آدم‌ها رو شناخته

338
00:25:37,000 --> 00:25:40,000
‫گفتم افراد "کیمبر" بودن
‫دارن میان به این سمت

339
00:25:48,000 --> 00:25:48,980
‫آیدا ، بیدار شو

340
00:25:49,000 --> 00:25:51,980
‫"تو و بچه برین به محله "بول رینگ
‫جایی که کلی آدم باشه

341
00:25:52,000 --> 00:25:54,980
‫- چه خبر شده؟
‫- یه تخم حرومی بهمون خیانت کرده

342
00:25:55,000 --> 00:25:57,980
‫یکی لومون داده
‫افراد "کیمبر" دارن میان اینجا

343
00:25:58,000 --> 00:25:59,980
‫- آره ولی می‌تونی از پسشون بربیای تامی
‫- فقط خودمون هستیم

344
00:26:00,000 --> 00:26:02,980
‫همه‌ی "لــی"ها الان تو راه "ورستر" هستن
‫تعدادمون کمه

345
00:26:03,000 --> 00:26:03,980
‫لعنتی

346
00:26:04,000 --> 00:26:06,980
‫ولی دیگه کی میدونست که امروز
‫"همون روزیه که می‌خوایم بریم سراغ "کیمبر

347
00:26:07,000 --> 00:26:10,000
‫خودت گفتی به صورت راز نگهش داشتی
‫دیگه به کی گفتی؟

348
00:26:13,000 --> 00:26:16,980
‫فقط یه چیز هست که می‌تونه مردی
‫به باهوشی تو رو گول بزنه تامی

349
00:26:17,000 --> 00:26:17,980
‫عشق

350
00:26:18,000 --> 00:26:19,000
‫اون خادمه میخونه

351
00:26:22,000 --> 00:26:23,980
‫من ترتیب "گرِیس" رو میدم

352
00:26:24,000 --> 00:26:26,000
‫اگه دوباره چمشت بهش بیوفته ممکنه بکشیش

353
00:26:44,000 --> 00:26:45,980
‫برای همیشه میری؟

354
00:26:46,000 --> 00:26:46,980
‫شنیدم دردسر تو راهه

355
00:26:47,000 --> 00:26:49,000
‫غرایز چیزهای جالبی هستن

356
00:26:51,000 --> 00:26:53,980
‫می‌بینی؟ معمولا می‌تونم ذات
‫یه نفر رو تشخیص بدم ولی با تو...

357
00:26:54,000 --> 00:26:56,980
‫ببین ، نزاع دیگه داره شروع میشه
‫باید از اینجا بریم بیرون

358
00:26:57,000 --> 00:26:58,000
‫میدونیم کی هستی

359
00:27:01,000 --> 00:27:02,980
‫تامی هم میدونه

360
00:27:03,000 --> 00:27:05,980
‫معلوم شد که اون پاسبونه یه‌جورایی
‫امروز صبح بهش گفته

361
00:27:06,000 --> 00:27:08,000
‫ولی من می‌خواستم از زبون خودت بشنوم

362
00:27:14,000 --> 00:27:15,980
‫من مامور تاج و تخت هستم

363
00:27:16,000 --> 00:27:18,980
‫قدرت اینو دارم که بازداشت کنم
‫و حق اینو دارم که از زور استفاده کنم

364
00:27:19,000 --> 00:27:21,980
‫پس خواهشا از سر راهم برو کنار

365
00:27:22,000 --> 00:27:24,980
‫همونطور که گفتم غرایز چیزهای جالبی هستند

366
00:27:25,000 --> 00:27:27,980
‫واقعا عاشق تامی شدی ، مگه نه؟

367
00:27:28,000 --> 00:27:28,980
‫این اسلحه پره

368
00:27:29,000 --> 00:27:31,980
‫من ازت نمی‌ترسم

369
00:27:32,000 --> 00:27:33,000
‫دلم برات می‌سوزه

370
00:27:35,000 --> 00:27:35,980
‫دخترک بیچاره

371
00:27:36,000 --> 00:27:38,980
‫فکر می‌کردی میای اینجا
‫و دخل همه‌مون رو میاری

372
00:27:39,000 --> 00:27:41,980
‫منظورم اینه که چندتا پاسبون داشتیم
‫که به صورت مخفی اومده بودن اینجا ولی تو؟

373
00:27:42,000 --> 00:27:43,000
‫تو ملکه همه‌ی اونایی

374
00:27:46,000 --> 00:27:47,000
‫پس کی هستی تو؟

375
00:27:50,000 --> 00:27:53,980
‫به نظرم یه دختر پولدار . عضو اتحادیه

376
00:27:54,000 --> 00:27:56,980
‫"عضو اتحادیه داوطلبین "اولیستر

377
00:27:57,000 --> 00:28:01,980
‫پیش خودت فکر می‌کردی "فنیان"ها
‫کمونیست‌ها ، آدمای سطح پایین

378
00:28:02,000 --> 00:28:04,980
‫همه‌شون مثل هم هستن

379
00:28:05,000 --> 00:28:06,980
‫تفاله هستن

380
00:28:07,000 --> 00:28:09,000
‫بعدش با تامی آشنا شدی

381
00:28:13,000 --> 00:28:16,980
‫با مشت‌هام باهات دعوا می‌کنم و بهت نشون میدم
‫که یه دختر پولدار چطور مبارزه می‌کنه

382
00:28:17,000 --> 00:28:19,000
‫من همچنین از یه خونواده‌ی سرسخت هم هستم

383
00:28:27,000 --> 00:28:28,000
‫نه

384
00:28:30,000 --> 00:28:32,000
‫ما زن‌ها شعور بیشتری داریم

385
00:28:34,000 --> 00:28:35,000
‫چطوره بری برای هردوتامون مشروب بریزی بیاری؟

386
00:28:48,000 --> 00:28:50,000
‫پس درست میگم؟

387
00:28:54,000 --> 00:28:55,000
‫عاشق تامی شدی؟

388
00:29:04,000 --> 00:29:07,000
‫- بله
‫- پس دلم برات می‌سوزه

389
00:29:08,000 --> 00:29:10,980
‫فکر کنم سعی می‌کنه منو بکشه

390
00:29:11,000 --> 00:29:12,980
‫- اون خیلی دل نازکه
‫- دل نازک؟

391
00:29:13,000 --> 00:29:15,980
‫دل نازک مثل تو

392
00:29:16,000 --> 00:29:19,980
‫اون‌شبی که پاسبون‌ها اومدن
‫زندگیش رو نجات دادی

393
00:29:20,000 --> 00:29:22,980
‫برای همینه که نشستیم داریم
‫مشروب میزنیم و دعوا نمی‌کنیم

394
00:29:23,000 --> 00:29:24,000
‫بهت مدیونیم

395
00:29:30,000 --> 00:29:34,000
‫چجوری بود قبل اینکه بره فرانسه؟

396
00:29:36,000 --> 00:29:38,000
‫خیلی زیاد میخندید

397
00:29:41,000 --> 00:29:42,000
‫می‌خواست با اسب‌ها کار کنه

398
00:29:45,000 --> 00:29:45,980
‫مدال برد

399
00:29:46,000 --> 00:29:47,000
‫انداختشون تو جوی آب

400
00:29:49,000 --> 00:29:51,000
‫حتی یه مرد هم وقتی برگشت مثل قبلش نبود

401
00:29:53,000 --> 00:29:56,000
‫میدونی ، بعد از اینکه همه‌ی اینا تموم شد

402
00:29:58,000 --> 00:29:59,980
‫ممکنه تو رو ببخشه

403
00:30:00,000 --> 00:30:01,980
‫ممکنه قبولت کنه

404
00:30:02,000 --> 00:30:02,980
‫آدم هیچ‌وقت سر از کار مردها درنمیاره

405
00:30:03,000 --> 00:30:04,980
‫هر کی که کیرشون نشونه بگیره
‫میرن دنبالش

406
00:30:05,000 --> 00:30:06,980
‫و هیچ تغییری هم تو ذهنشون صورت نمی‌گیره

407
00:30:07,000 --> 00:30:08,000
‫ولی باید یه چیزی رو بهت بگم

408
00:30:10,000 --> 00:30:12,000
‫من هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

409
00:30:13,000 --> 00:30:15,000
‫و قبولت هم نمی‌کنم

410
00:30:16,000 --> 00:30:17,000
‫و نمیذارم عضوی از خونواده بشی

411
00:30:19,000 --> 00:30:22,980
‫و کسی که قلب این خونواده رو
‫اداره می‌کنه من هستم

412
00:30:23,000 --> 00:30:28,000
‫و تا اونجایی که من میدونم
‫تو یه خبرچین شهری هستی

413
00:30:29,000 --> 00:30:32,980
‫و اگه تا فردا از شهر نرفته باشی

414
00:30:33,000 --> 00:30:34,000
‫خودم می‌کُشمت

415
00:30:40,000 --> 00:30:41,000
‫حالا برو دیگه

416
00:30:56,000 --> 00:30:57,980
‫شاید چیزی که واقعا نارحتت می‌کنه

417
00:30:58,000 --> 00:31:01,000
‫فکر اینه که یه روز ممکنه واقعا از دستش بدی

418
00:31:13,000 --> 00:31:13,980
‫تامی

419
00:31:14,000 --> 00:31:15,980
‫از طرف "نیپُر" از محله‌ی‌های "میلز" خبر رسیده

420
00:31:16,000 --> 00:31:17,980
‫و میگه که بهشون اجازه داد رد بشن

421
00:31:18,000 --> 00:31:19,980
‫و چطوری شده که همه‌ی پلیس‌هامون ناپدید شدن؟

422
00:31:20,000 --> 00:31:22,980
‫چون پلیس بود که درباره‌ی نقشه‌مون به "کیمبر" گفت

423
00:31:23,000 --> 00:31:23,980
‫و کی به پلیس گفته؟

424
00:31:24,000 --> 00:31:24,980
‫میدونی چیه "جان"؟

425
00:31:25,000 --> 00:31:27,980
‫با همه دلایلی که فکر می‌کنم باهوش هستم

426
00:31:28,000 --> 00:31:29,000
‫فکر کنم کار خودم بوده

427
00:31:33,000 --> 00:31:34,000
‫خیله خب رفقا

428
00:31:37,000 --> 00:31:37,980
‫بیشترتون توی جنگ بودین

429
00:31:38,000 --> 00:31:40,980
‫پس میدونین که نقشه‌های جنگ
‫همیشه عوض میشن و به گاییدن میرن

430
00:31:41,000 --> 00:31:43,980
‫خب ، الان هم همینجوری شده
‫اوضاع عوض شده

431
00:31:44,000 --> 00:31:46,980
‫همینجا باهاشون می‌جنگیم
‫امروز ، تک و تنها

432
00:31:47,000 --> 00:31:48,980
‫حالا اونا میان سراغ میخونه

433
00:31:49,000 --> 00:31:51,980
‫میان و سعی می‌کنن از صحنه‌ی روزگار حذفمون کنن

434
00:31:52,000 --> 00:31:54,000
‫و امروز هیچ کمکی از طرف خداوند شامل ما نمیشه

435
00:31:55,000 --> 00:31:57,980
‫اون میخونه که اونجاست
‫اسمش "گریسون"ـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به معنی حصار و دروازه‌ی پادگان)</font>

436
00:31:58,000 --> 00:31:59,980
‫خب ، حالا واقعا هم همینطوره

437
00:32:00,000 --> 00:32:01,980
‫و به ما تعلق داره . درسته؟

438
00:32:02,000 --> 00:32:02,980
‫درسته

439
00:32:03,000 --> 00:32:04,980
‫چند نفرن؟

440
00:32:05,000 --> 00:32:06,980
‫ارمیا" گفت ۲تا ون رایلی بودن"

441
00:32:07,000 --> 00:32:09,980
‫پس تخمین میزنم تعدادمون
‫سه به یک ازشون کمتر باشه

442
00:32:10,000 --> 00:32:10,980
‫لعنتی

443
00:32:11,000 --> 00:32:15,980
‫ولی این ما هستیم . ما هستیم
‫"تفنگدارهای محله‌ی "بوته‌ی کوچک

444
00:32:16,000 --> 00:32:17,980
‫- تا حالا تو هیچ مبارزه‌ای
‫شکست نخوردیم خوردیم؟
‫- نه

445
00:32:18,000 --> 00:32:19,980
‫"خیله خب "ارمیا

446
00:32:20,000 --> 00:32:23,980
‫میدونم با خدا عهد کردی که
‫دیگه هیچ‌وقت دست به اسلحه نزنی

447
00:32:24,000 --> 00:32:27,980
‫ولی می‌تونی از طرف من ازش بخوای
‫که می‌تونی امروز بهمون کمک کنی یا نه؟

448
00:32:28,000 --> 00:32:30,980
‫خدا میگه با محله "بوته‌ی کوچک" کاری نداره قربان

449
00:32:31,000 --> 00:32:31,980
‫آفرین

450
00:32:32,000 --> 00:32:33,980
‫آرتور و "اسکودبوت" ، شما حواستون به جناحین باشه

451
00:32:34,000 --> 00:32:34,980
‫- "درست مثل "سِینت مری
‫- بله قربان

452
00:32:35,000 --> 00:32:40,000
‫کرلی" ، اگه هر کدوم از "شلبی"ها امروز"
‫اینجا کشته شد کنار هم خاکمون می‌کنی

453
00:32:42,000 --> 00:32:46,000
‫خیله خب ، حدود ده دقیقه وقت داریم
‫با هر کی می‌خواین خداحافظی کنین

454
00:32:50,000 --> 00:32:52,980
‫بهمون گزارش شده که
‫گروه بزرگی از مردایی تو یه ماشین

455
00:32:53,000 --> 00:32:53,980
‫دارن میان به سمت شهر

456
00:32:54,000 --> 00:32:56,980
‫بیشترشون برای پلیس شناخته شده هستن قربان

457
00:32:57,000 --> 00:32:59,980
‫فکر می‌کنیم یه جنگ گروهی قراره اتفاق بیوفته

458
00:33:00,000 --> 00:33:04,980
‫می‌خوام همه‌ی مامورها و افسرها
‫از داخل این نواحی خارج بشن و کاری نکن

459
00:33:05,000 --> 00:33:10,980
‫"بوردسلی" ، "بوته کوچک"
‫"شارد اِند" ، "گریت" و "هی میلز"

460
00:33:11,000 --> 00:33:11,980
‫- خارج بشن قربان؟
‫- فورا

461
00:33:12,000 --> 00:33:14,980
‫و ماشین‌هایی که دارن به شهر نزدیک میشن
‫نباید جلوشون گرفته بشه

462
00:33:15,000 --> 00:33:16,980
‫چه خبر شده؟

463
00:33:17,000 --> 00:33:19,000
‫بذار سگ‌ها همدیگه رو تیکه‌پاره کنن

464
00:33:20,000 --> 00:33:22,000
‫بذار جونورها همدیگه رو ببلعن

465
00:33:24,000 --> 00:33:26,000
‫و بعدش میریم استخون‌هاشون رو جمع می‌کنیم

466
00:33:41,000 --> 00:33:42,000
‫پس رفته؟

467
00:33:49,000 --> 00:33:53,000
‫هیچ‌وقت عادت نداری به چیزی که
‫دلت می‌خواد نرسی مگه ، نه تامی؟

468
00:33:55,000 --> 00:33:58,000
‫میخونه منو می‌خواستی و گرفتیش

469
00:34:08,000 --> 00:34:09,000
‫مبلغ منصفانه‌ای بهت دادیم

470
00:34:13,000 --> 00:34:15,000
‫چیزی که من گرفتم یه اتمام حجت بود

471
00:34:16,000 --> 00:34:17,980
‫همونطور که با همه اینجوری رفتار می‌کنی

472
00:34:18,000 --> 00:34:20,000
‫باید انجامش بدن وگرنه...

473
00:34:21,000 --> 00:34:23,980
‫و با اینحال خیلی جالبه

474
00:34:24,000 --> 00:34:27,000
‫همه‌ی کسایی که این اطراف هستن
‫می‌خوان که تو این جنگ برنده بشی

475
00:34:30,000 --> 00:34:31,980
‫فکر کنم قضیه اینه که

476
00:34:32,000 --> 00:34:35,000
‫تو آدم بدی هستی
‫ولی آدم بده ما هستی

477
00:34:40,000 --> 00:34:41,000
‫میری دنبالش؟

478
00:34:45,000 --> 00:34:47,000
‫اون دیگه تو گذشته‌ست

479
00:34:51,000 --> 00:34:53,000
‫من به گذشته اهمیتی نمیدم

480
00:34:57,000 --> 00:34:58,980
‫آینده هم دیگه برام اهمیتی نداره

481
00:34:59,000 --> 00:35:01,000
‫پس به چی اهمیت میدی تامی؟

482
00:35:03,000 --> 00:35:05,000
‫یک دقیقه

483
00:35:08,000 --> 00:35:09,000
‫دقیقه‌ی سربازها

484
00:35:12,000 --> 00:35:14,000
‫توی مبارزه تنها چیزی که داره همینه

485
00:35:17,000 --> 00:35:19,000
‫یک دقیقه از هر چیزی . اونم یک‌دفعه

486
00:35:23,000 --> 00:35:25,000
‫و بقیه‌ی چیزای قبلش هیچ ارزشی نداره

487
00:35:28,000 --> 00:35:29,980
‫چیزای بعدش

488
00:35:30,000 --> 00:35:31,000
‫هیچ ارزشی نداره

489
00:35:34,000 --> 00:35:35,980
‫هیچی در مقایسه

490
00:35:36,000 --> 00:35:37,000
‫با اون یک دقیقه ارزش نداره

491
00:35:44,000 --> 00:35:46,000
‫اونجا به اندازه‌ی کافی
‫از این دقیقه‌ها گیرت اومد؟

492
00:35:52,000 --> 00:35:54,000
‫به نظر که اینطوری نیست ، مگه نه؟

493
00:35:58,000 --> 00:35:59,000
‫تامی ، رسیدن

494
00:36:45,000 --> 00:36:47,000
‫پسرها ، تفنگ‌هاتون رو بیارین بیرون
‫و مسلحشون کنین

495
00:36:52,000 --> 00:36:53,000
‫زیاد عجله نکنین

496
00:36:54,000 --> 00:36:57,000
‫بگیرینشون رو هوا تا بتونن ببینن
‫که با چی اومدیم

497
00:37:05,000 --> 00:37:08,000
‫فقط تفنگ آوردی و خایه‌ـت یادت رفت
‫مگه نه "بیلی" کوچولو؟

498
00:37:17,000 --> 00:37:18,980
‫خب ، حالا چکار کنیم؟

499
00:37:19,000 --> 00:37:21,000
‫فقط دستور بده

500
00:37:44,000 --> 00:37:48,000
‫مردایی که وارد کوچه‌ی "گریسون" شدن
‫مسلح به "رایفل" هستن

501
00:37:50,000 --> 00:37:50,980
‫می‌شنوین چی میگم؟

502
00:37:51,000 --> 00:37:54,980
‫روش‌های خودتخریبی اونا به من مربوط نمیشه

503
00:37:55,000 --> 00:37:58,980
‫خب ، همچین گزارشی از شلیک مسلسل
‫توی محله‌ی "سالت لی" به دستمون رسیده

504
00:37:59,000 --> 00:38:01,980
‫حتما دیوونه‌بازی یه سرباز قدیمی
‫با روان رنجورى جنگ زده بالا

505
00:38:02,000 --> 00:38:04,980
‫فقط ۲۴تا از اون ۲۵ مسلسل لوئیس رو پیدا کردیم

506
00:38:05,000 --> 00:38:07,000
‫اگه بخوان از اون استفاده کنن...

507
00:38:11,000 --> 00:38:16,000
‫میدونین ، وقتی وقتی از "بلفست" اومدین
‫اینجا تو پوست خودم نمی‌گُنجیدم

508
00:38:18,000 --> 00:38:20,980
‫از این شغل و از همه‌ی اون فساد خسته شده بودم

509
00:38:21,000 --> 00:38:24,980
‫وقتی اون سخنرانی درباره‌ی
‫تمیز کردن اینجا رو انجام دادین

510
00:38:25,000 --> 00:38:27,000
‫دلم بدجور به هلهله افتاده بود

511
00:38:30,000 --> 00:38:32,980
‫شما گفتین این شیطانه که چشمش رو می‌بنده
‫و طرف دیگه رو نگاه می‌کنه

512
00:38:33,000 --> 00:38:35,980
‫"من روم رو برنگردوندم سرگروهبان "ماوس

513
00:38:36,000 --> 00:38:38,980
‫دارم مستقیما به رویدادهای روز نگاه می‌کنم

514
00:38:39,000 --> 00:38:41,000
‫و از چیزی که می‌بینم خوشم میاد

515
00:38:49,000 --> 00:38:51,980
‫"نیازی نیست اینجوری پیش بره "کیمبر

516
00:38:52,000 --> 00:38:52,980
‫دیگه برای اون‌کارها خیلی دیر شده

517
00:38:53,000 --> 00:38:55,980
‫لقمه‌ی گنده‌تر از دهنت برداشتی مرتیکه‌ی احمق

518
00:38:56,000 --> 00:38:58,000
‫و الان دیگه می‌خوام این
‫آشغالدونی رو مال خودم بکنم

519
00:39:00,000 --> 00:39:02,980
‫اگه قراره از تفنگ استفاده کنیم

520
00:39:03,000 --> 00:39:05,000
‫بیاین از تفنگ‌های درخور و مناسب استفاده کنیم

521
00:39:11,000 --> 00:39:14,000
‫سرگروهبان "تورن" ، در خدمتم قربان

522
00:39:17,000 --> 00:39:20,000
‫داشتی چیزی درباره‌ی تفنگ کم داشتن می‌گفتی؟

523
00:39:35,000 --> 00:39:36,000
‫تکون بخورین

524
00:39:40,000 --> 00:39:40,980
‫داری چکار می‌کنی؟

525
00:39:41,000 --> 00:39:42,980
‫فکر کنم شما پسرها به این میگین
‫"سرزمین‌ هیچ‌کس"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(ناحیه‌ی بین دو دشمن)</font>

526
00:39:43,000 --> 00:39:44,980
‫- آیدا
‫- خفه‌شو و گوش کن

527
00:39:45,000 --> 00:39:47,000
‫- مگه عقلتو از دست دادی؟
‫- گفتم خفه‌شو

528
00:39:50,000 --> 00:39:51,980
‫بیشتر شما تو فرانسه بودین

529
00:39:52,000 --> 00:39:54,980
‫پس همه‌تون میدونین چه اتفاقی قراره بیوفته

530
00:39:55,000 --> 00:39:56,980
‫من برادرهام و شوهرم اینجا هستن

531
00:39:57,000 --> 00:39:59,980
‫ولی شما همه‌تون کسایی رو دارین
‫که منتظرتون هستن

532
00:40:00,000 --> 00:40:03,000
‫من خودمو از قبل آماده کردم و سیاه پوشیدم

533
00:40:05,000 --> 00:40:07,000
‫می‌خوام بهم نگاه کنین

534
00:40:10,000 --> 00:40:12,980
‫می‌خوام همه‌تون بهم نگاه کنین

535
00:40:13,000 --> 00:40:15,000
‫کی برای شما سیاه می‌پوشه؟

536
00:40:16,000 --> 00:40:18,980
‫به اونا فکر کنین

537
00:40:19,000 --> 00:40:20,980
‫همین الان به اونا فکر کنین

538
00:40:21,000 --> 00:40:26,000
‫و اگه می‌خواین هم بجنگین
‫ولی اون بچه از اینجا تکون نمی‌خوره

539
00:40:27,000 --> 00:40:29,000
‫و همینطور خودم

540
00:40:34,000 --> 00:40:36,000
‫درست میگه . میدونین؟

541
00:40:37,000 --> 00:40:38,980
‫چرا شماها باید بمیرین؟

542
00:40:39,000 --> 00:40:42,000
‫فقط باید کسی بمیره که باعث این اتفاق‌ها بوده

543
00:40:49,000 --> 00:40:50,980
‫شلیک نکنین

544
00:40:51,000 --> 00:40:52,980
‫طوریت نیست پسر . طوریت نیست

545
00:40:53,000 --> 00:40:54,980
‫آیدا ، برو کنار

546
00:40:55,000 --> 00:40:57,000
‫شلیک نکنین

547
00:40:59,000 --> 00:41:01,000
‫تفنگ‌هاتون رو بالا نگه دارین

548
00:41:03,500 --> 00:41:04,500
‫کافیه

549
00:41:12,300 --> 00:41:14,900
‫من و "کیمبر" تن به تن تو این مبارزه جنگیدیم

550
00:41:17,000 --> 00:41:18,000
‫دیگه تموم شد

551
00:41:24,000 --> 00:41:26,000
‫برین خونه پیش خونواده‌هاتون

552
00:41:57,000 --> 00:42:00,000
‫اسکودبوت" و "کرلی" ، بلندش کنین"

553
00:42:31,000 --> 00:42:34,000
‫می‌خوام یه سوال ازت بپرسم . بعدش میرم

554
00:42:35,000 --> 00:42:38,000
‫تامی میدونه کی هستم
‫چی بهش گفتی؟

555
00:42:40,000 --> 00:42:42,000
‫چی بهش گفتی؟

556
00:42:47,000 --> 00:42:48,000
‫بهش گفتم

557
00:42:50,000 --> 00:42:53,000
‫که قبل از اینکه روز به پایان برسه
‫قلبش شکسته میشه

558
00:42:56,000 --> 00:42:57,000
‫پس به نظر میرسه

559
00:42:59,000 --> 00:43:02,000
‫"تو ۲تا قلب رو به درد آوردی "گرِیس

560
00:43:05,000 --> 00:43:06,000
‫همینطور مال خودم رو

561
00:43:17,000 --> 00:43:18,980
‫دیگه تموم شد . تامی ، تمومه دیگه

562
00:43:19,000 --> 00:43:20,980
‫گازش بگیر تامی

563
00:43:21,000 --> 00:43:22,980
‫طاقت بیار . طاقت بیار

564
00:43:23,000 --> 00:43:24,980
‫- محکم نگهش دار
‫- دیگه تمومه رفیق

565
00:43:25,000 --> 00:43:26,980
‫بجنب . بجنب

566
00:43:27,000 --> 00:43:29,000
‫دیگه تموم شد

567
00:43:31,000 --> 00:43:33,000
‫بفرما . هنوز استعداش رو دارم

568
00:43:36,000 --> 00:43:37,000
‫مشروب بزن

569
00:43:42,000 --> 00:43:42,980
‫خیله خب ، نفس عمیق بکش

570
00:43:45,000 --> 00:43:47,000
‫همینه . دیگه تموم شد

571
00:44:10,000 --> 00:44:11,980
‫حالا می‌تونیم به‌طور شایسته خاکش کنیم

572
00:44:12,000 --> 00:44:14,000
‫تو همون قبری که براش کندیم

573
00:44:16,000 --> 00:44:17,980
‫آره

574
00:44:18,000 --> 00:44:21,000
‫بالای تپه‌ست . خوشش میاد ازش

575
00:44:30,000 --> 00:44:31,980
‫- "سلامتی "دنی ویزبنگ
‫- "دنی"

576
00:44:32,000 --> 00:44:34,000
‫باشد که همه‌مون ۲بار بمیریم

577
00:44:38,000 --> 00:44:39,000
‫"سلامتی "دنی ویزبنگ

578
00:44:42,000 --> 00:44:44,000
‫"دنی ویزبنگ"

579
00:45:03,000 --> 00:45:04,980
‫بجنبین

580
00:45:05,000 --> 00:45:07,000
‫روز متعلق به ماست . بیاین جشن بگیریم

581
00:45:31,000 --> 00:45:32,980
‫خب؟

582
00:45:33,000 --> 00:45:34,000
‫کی برد؟

583
00:45:35,000 --> 00:45:40,980
‫"جسد یه مردی به اسم "ویلیام کیمبر
‫با زخمی که در اثر شلیک گلوله بوده پیدا شده

584
00:45:41,000 --> 00:45:44,980
‫پس حدس میزنم این به این معنیه که
‫پیکی بلایندرز" برنده شده"

585
00:45:45,000 --> 00:45:47,000
‫قربان

586
00:45:49,000 --> 00:45:51,980
‫"همچنین اون کمونیست آشوبگر "فرِدی تورن

587
00:45:52,000 --> 00:45:56,000
‫وقتی داشتن انتقالش میدادن
‫توسط مردهای مسلح فراری داده شده

588
00:45:57,000 --> 00:45:59,980
‫از اونجایی که اون‌موقع
‫هیچ مامور پلیسی تو خیابون‌ها نبوده

589
00:46:00,000 --> 00:46:01,980
‫البته طبق دستورهای شما

590
00:46:02,000 --> 00:46:04,000
‫به آسونی تونسته که فرار کنه
‫و الان هم آزاده

591
00:46:06,000 --> 00:46:08,980
‫مامورهای زندان گفتن که
‫اون مردهای مسلح رو شناختن

592
00:46:09,000 --> 00:46:12,000
‫اونا هم عضو گروه "پیکی بلایندرز" بودن قربان

593
00:46:13,000 --> 00:46:15,980
‫منظورم اینه که می‌تونیم بریزیم اونجا
‫و چند نفری رو دستگیر کنیم

594
00:46:16,000 --> 00:46:18,980
‫ولی هیچ‌کس چیزی نمیگه

595
00:46:19,000 --> 00:46:21,000
‫و ماموری هم اونجا نبوده که
‫شاهد این اتفاق باشه پس...

596
00:46:23,000 --> 00:46:26,980
‫شلبی"ها از زیر جرم قتل قسر در میرن"

597
00:46:27,000 --> 00:46:28,000
‫درست مثل همیشه

598
00:46:30,000 --> 00:46:31,980
‫بعضی چیزها هیچ‌وقت عوض نمیشن

599
00:46:32,000 --> 00:46:34,000
‫مگه نه قربان؟

600
00:46:49,000 --> 00:46:50,980
‫یه ذره از اون بهمون بده

601
00:46:51,000 --> 00:46:51,980
‫بیا اینجا پسر جون

602
00:46:52,000 --> 00:46:55,000
‫همینجوری بده بیاد

603
00:46:58,000 --> 00:47:00,980
‫بزنیم به سلامتی

604
00:47:01,000 --> 00:47:03,980
‫"به سلامتی شرکت برادرن مقید "شلبی

605
00:47:04,000 --> 00:47:05,000
‫"شلبی"

606
00:47:11,000 --> 00:47:12,980
‫چندتا پسر داره
‫باید براشون کار پیدا کنیم؟

607
00:47:13,000 --> 00:47:15,980
‫نه . ولشون کنین به حال خودشون

608
00:47:16,000 --> 00:47:19,000
‫بذار مثل آدم‌های عادی
‫کار عادی پیدا کنن

609
00:48:04,000 --> 00:48:06,000
‫میشه لطفا منو به آقای "چرچیل" وصل کنین؟

610
00:48:08,000 --> 00:48:09,980
‫بله قربان

611
00:48:10,000 --> 00:48:11,980
‫قربان

612
00:48:12,000 --> 00:48:16,000
‫درباره‌ی آینده‌ام یه تصمیمی گرفتم

613
00:48:31,000 --> 00:48:32,000
‫همه دارن از شهر میرن

614
00:48:34,000 --> 00:48:35,700
‫- تامی ، صدمه دیدی
‫- طوریم نیست

615
00:48:38,000 --> 00:48:39,980
‫دقیقا چی می‌تونم بگم؟

616
00:48:40,000 --> 00:48:41,000
‫"نمیدونم "گرِیس

617
00:48:44,000 --> 00:48:45,980
‫می‌تونم بهت بگم که واقعا کی هستم

618
00:48:46,000 --> 00:48:48,000
‫فکر کنم بدونم که کی هستی

619
00:48:49,000 --> 00:48:50,980
‫و تو هم خوب میدونی من کیم

620
00:48:51,000 --> 00:48:53,000
‫شرایط مهم نیستن

621
00:48:54,000 --> 00:48:57,000
‫- شرایط
‫- فقط همینه که هست

622
00:48:59,000 --> 00:49:00,980
‫فقط لباس قانونه

623
00:49:01,000 --> 00:49:02,000
‫آره

624
00:49:08,000 --> 00:49:10,000
‫یه روزی این تفنگ رو میندازم تو جوی آب

625
00:49:11,000 --> 00:49:12,000
‫چرا الان نمیندازی؟

626
00:49:23,000 --> 00:49:25,000
‫دیگه بهت راستشو میگم تامی

627
00:49:27,000 --> 00:49:28,000
‫دوست دارم

628
00:49:31,000 --> 00:49:34,000
‫"و منم باید راستشو بگم "گرِیس

629
00:49:36,000 --> 00:49:37,000
‫دیگه فایده نداره

630
00:49:39,000 --> 00:49:42,000
‫می‌تونی هر چقدر که دلت می‌خواد اینو بگی

631
00:49:43,000 --> 00:49:45,000
‫ولی شانسی وجود نداره

632
00:49:58,000 --> 00:50:01,980
‫یه هفته‌ی دیگه تو لندن هستم
‫به این آدرس

633
00:50:02,000 --> 00:50:04,000
‫کارات رو اینجا تموم کن و بهم ملحق شو

634
00:50:07,000 --> 00:50:08,000
‫یه فکری دارم

635
00:50:26,000 --> 00:50:28,000
‫- اوناهش
‫- تامی
‫- مشروب میزنی؟

636
00:50:34,000 --> 00:50:35,000
‫ویسکی نه

637
00:50:38,000 --> 00:50:41,980
‫اگه پشت بار رو نگاه کنی

638
00:50:42,000 --> 00:50:44,000
‫یه بطری شامپاین پیدا می‌کنی

639
00:50:55,000 --> 00:50:56,000
‫همونی که دختره خریده بود

640
00:51:03,000 --> 00:51:04,000
‫امروز روز خوبی بود

641
00:51:09,000 --> 00:51:10,980
‫همه‌ی افراد "کیمبر" سرشون اینجا گرم بود

642
00:51:11,000 --> 00:51:15,000
‫پس "لــی"ها ترتیب همه‌ی
‫شرط بندی‌های "ورستر" رو دادن

643
00:51:18,000 --> 00:51:20,980
‫اگه برنامه‌ریزی هم می‌کردیم
‫از این بهتر پیش نمیرفت

644
00:51:21,000 --> 00:51:22,980
‫"شرکت برادرن مقید "شلبی

645
00:51:23,000 --> 00:51:29,980
‫الان در رتبه سوم بزرگترین
‫عملیات شرط بندی قانونی در کشور قرار داره

646
00:51:30,000 --> 00:51:33,000
‫- سلامتی
‫- فقط "سبینی"ها و "سالامان"ها از ما بزرگتر هستن بچه‌ها

647
00:51:38,000 --> 00:51:41,000
‫و همه‌ی افراد خونواده‌ام
‫برای جشن گرفتن اینجا هستن

648
00:51:45,000 --> 00:51:46,980
‫"سلامتی برادران مقید "شلبی

649
00:51:47,000 --> 00:51:48,980
‫- "شلبی"
‫- برادران

650
00:51:49,000 --> 00:51:50,000
‫سلامتی

651
00:52:07,000 --> 00:52:08,000
‫کسای دیگه‌ای رو پیدا می‌کنی

652
00:52:17,000 --> 00:52:18,000
‫سلامتی کسای دیگه

653
00:52:21,000 --> 00:52:22,000
‫همه‌شون

654
00:52:54,000 --> 00:52:55,980
‫گرِیس عزیز »

655
00:52:56,000 --> 00:52:58,980
‫بدون منشی خودم نامه‌هام رو می‌نویسم

656
00:52:59,000 --> 00:53:01,000
‫و بدون کینه‌ اینا رو می‌نویسم

657
00:53:02,000 --> 00:53:04,980
‫خیلی وقت پیش یاد گرفتم
‫که از دشمن‌هام متنفرم باشم

658
00:53:05,000 --> 00:53:07,000
‫ولی تا حالا نشده بود عاشق دشمنم بشم

659
00:53:13,000 --> 00:53:14,980
‫ایده‌ی رفتن به نیویروک خیلی جالبه

660
00:53:15,000 --> 00:53:17,980
‫ولی برای رسیدن به همچین روزی
‫خیلی سخت زحمت کشیدم

661
00:53:18,000 --> 00:53:19,980
‫برای این پیروزی

662
00:53:20,000 --> 00:53:22,980
‫مسئولیت‌هایی اینجا دارم

663
00:53:23,000 --> 00:53:28,000
‫کسایی که باید ازشون محافظت کنم
‫و کسایی که دوستشون دارم

664
00:53:29,000 --> 00:53:32,980
‫قبل از جنگ وقتی باید
‫تصمیم مهمی می‌گرفتم

665
00:53:33,000 --> 00:53:34,980
‫شیر یا خط می‌کردم

666
00:53:35,000 --> 00:53:37,000
‫شاید دوباره هم باید همین کار رو بکنم

667
00:53:40,000 --> 00:53:42,980
‫پالی" بهم میگه که واقعا عاشقم شدی"

668
00:53:43,000 --> 00:53:45,000
‫و وقتی پای عشق و محبت وسط باشه
‫پالی" هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه"

669
00:53:49,000 --> 00:53:52,000
‫تا سه روز دیگه تصمیم نهاییم رو بهت میگم

670
00:53:55,000 --> 00:53:57,000
‫« "با ابراز عشق فراوان . "توماس شلبی

671
00:54:28,100 --> 00:54:29,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" پایان فصل ۱ "</font>

672
00:54:30,100 --> 00:54:31,100
‫تــرجــمــه از حامد و جواد
‫<font color=Red>Batlaghi</font> & <font color=Blue>Jesse Pinkman

673
00:54:32,100 --> 00:54:33,100
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

