1
00:00:03,960 --> 00:00:07,110
‫هفته‌ی بعد توی این آدرس توی لندنم

2
00:00:07,160 --> 00:00:09,360
‫کارهای اینجات رو تموم کن و بیا پیشم

3
00:00:12,440 --> 00:00:13,720
‫گرِیسِ" عزیز"

4
00:00:15,480 --> 00:00:19,950
‫قبل از جنگ وقتی که قرار بود
‫تصمیمِ مهمی بگیرم

5
00:00:20,000 --> 00:00:22,120
‫سکه مینداختم

6
00:00:23,120 --> 00:00:25,640
‫شاید این‌بار هم باید
‫این‌کار رو رو بکنم

7
00:01:39,300 --> 00:01:43,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲سال بعد "</font>

8
00:02:02,800 --> 00:02:08,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بوته کوچک ، بیرمنگهام "</font>

9
00:02:38,800 --> 00:02:39,800
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

10
00:02:40,800 --> 00:02:41,800
‫<font color=#۰۰۸۰FF>
‫:. ترجمه از ج ـواد .:
‫</font>

11
00:02:42,800 --> 00:02:47,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۲ : قسمت ۱</font>

12
00:02:49,080 --> 00:02:51,390
‫باشد که در آرامش باشد . آمین

13
00:02:51,440 --> 00:02:53,000
‫آمین

14
00:03:03,720 --> 00:03:07,150
‫"من به دوستم "فرِدی تورن

15
00:03:07,200 --> 00:03:09,590
‫قول دادم که اگه قبل از من مُرد

16
00:03:09,640 --> 00:03:11,320
‫سر قبرش چند جمله‌ای بگم

17
00:03:13,920 --> 00:03:18,270
‫این قول رو وقتی توی فرانسه
‫داشتیم برای پادشاهی می‌جنگیدم

18
00:03:18,320 --> 00:03:21,710
‫و قبل از اینکه شوهر خواهرم بشه
‫بهش دادم

19
00:03:21,760 --> 00:03:23,040
‫آمین

20
00:03:25,240 --> 00:03:28,030
‫این جنگ نبود که آخر کار
‫فرِدی" رو ازمون گرفت"

21
00:03:28,080 --> 00:03:31,150
‫طاعون اونو از بین برد

22
00:03:31,200 --> 00:03:32,440
‫بیا اینجا

23
00:03:33,840 --> 00:03:38,670
‫"اما قبل از اینکه "فـرِدی
‫ظالمانه از این دنیا بره

24
00:03:38,720 --> 00:03:40,360
‫کاملاً آدم تازه‌ای شده بود

25
00:03:49,320 --> 00:03:51,350
‫میگم حالا که "فرِدی" مُرده

26
00:03:51,400 --> 00:03:53,400
‫برگرد برمینگهام پیش ما بمون

27
00:03:56,760 --> 00:03:58,150
‫میدونین چقدر مسخره ـست که

28
00:03:58,200 --> 00:04:01,030
‫برای شوفرتون هم لباس دارین ؟

29
00:04:01,080 --> 00:04:03,310
‫"فقط برای این یک مورده "آیدا

30
00:04:03,360 --> 00:04:04,790
‫میدونی چقدر غیرمنصفانه ـست

31
00:04:04,840 --> 00:04:07,880
‫که وقتی نصف کشور داره از گشنگی از بین میره
‫تو ۴تا "بوگاتی" گرفتی ؟

32
00:04:09,520 --> 00:04:12,280
‫اونا کاری کردن که از
‫کارهای ما خجالت می‌کشی دیگه ؟

33
00:04:13,640 --> 00:04:17,070
‫بعضی وقت‌ها که یادم میاد
‫قبلاً چطوری بودم خجالت می‌کشم

34
00:04:17,120 --> 00:04:18,830
‫کارل" پیشِ بچه‌های خواهرشه"

35
00:04:18,880 --> 00:04:21,200
‫وقتی داشتن از سر قبر
‫گل می‌کندن گرفتمشون

36
00:04:23,720 --> 00:04:27,350
‫برمیگردی خونه "آیدا" ؟

37
00:04:27,400 --> 00:04:28,760
‫برمیگردم خونه

38
00:04:30,040 --> 00:04:32,710
‫"چیزی نیست "پال
‫ما باعث خجالت زندگی "آیدا" هستیم

39
00:04:32,760 --> 00:04:34,400
‫من اینو نگفتم

40
00:04:36,840 --> 00:04:39,670
‫دلیل دیگه‌ای داره که می‌خوایم برگردی

41
00:04:39,720 --> 00:04:41,430
‫قصد داریم خودمون رو توسعه بدیم

42
00:04:41,480 --> 00:04:43,190
‫من دارم به سمتِ لندن پیشروی می‌کنم

43
00:04:43,240 --> 00:04:46,470
‫- تامی" ، توی مجلس ختم حرفی از کار نباشه"
‫- "پالی"

44
00:04:46,520 --> 00:04:48,990
‫اگه "آیدا" گریه‌زاری می‌کرد من حرفی نمیزدم

45
00:04:49,040 --> 00:04:50,510
‫ولی گریه نمی‌کنه

46
00:04:50,560 --> 00:04:52,590
‫وقتی موضوع توسعه پیش میاد
‫یعنی خطرناکه یه مدت توی لندن

47
00:04:52,640 --> 00:04:54,710
‫به عنوان یک "شلبـی" دیده بشی

48
00:04:54,760 --> 00:04:58,280
‫آره . خب ، من دیگه "شلبی" نیستم

49
00:05:00,520 --> 00:05:02,400
‫تورن" هم نیستم دیگه"

50
00:05:04,320 --> 00:05:05,440
‫آزادم

51
00:05:09,240 --> 00:05:10,920
‫باید "کارل" رو ببرم خونه

52
00:05:18,440 --> 00:05:22,150
‫بهت گفتم . بزار من انجامش بدم

53
00:05:22,200 --> 00:05:23,830
‫خیله خب

54
00:05:23,880 --> 00:05:27,200
‫چند نفر رو میزارم از خونه ـش مراقبت کنن
‫تا این قائله بخوابه

55
00:05:33,160 --> 00:05:34,680
‫تا قائله بخوابه ؟

56
00:05:37,840 --> 00:05:39,680
‫اون‌روز عجب کُشت و کشتاری بشه

57
00:06:15,920 --> 00:06:18,710
‫دقیقاً هفت صبح اتفاق افتاد

58
00:06:18,760 --> 00:06:22,440
‫کسی چیزی ندیده
‫گشت ـمون هم اون‌موقع اینجا نبوده

59
00:06:24,760 --> 00:06:28,040
‫نظری ندارین که می‌تونه
‫کارِ کی باشه آقای "شلبی" ؟

60
00:06:30,800 --> 00:06:33,200
‫من که میگم مشکلِ گاز بوده

61
00:06:35,440 --> 00:06:36,760
‫نشت کرده

62
00:06:40,040 --> 00:06:42,790
‫هنوز اعلام نکردن که داخل
‫امن هست یا نه بانو

63
00:06:42,840 --> 00:06:45,800
‫بانو

64
00:06:56,200 --> 00:06:57,760
‫از اینا همه جای خونه هست

65
00:07:03,000 --> 00:07:04,240
‫کاغذ رنگی

66
00:07:08,760 --> 00:07:10,310
‫مُرخصی

67
00:07:10,360 --> 00:07:11,400
‫باشه

68
00:07:17,320 --> 00:07:18,520
‫کارِ کیه ؟

69
00:07:22,080 --> 00:07:23,640
‫کی این‌کار رو باهامون کرده ؟

70
00:07:42,080 --> 00:07:44,640
‫ویسکی ایرلندی

71
00:07:59,000 --> 00:08:01,750
‫شنیدم توی بخش ـت آتش‌بازی راه انداختن

72
00:08:01,800 --> 00:08:04,350
‫نشتِ گاز و برق بوده

73
00:08:04,400 --> 00:08:06,590
‫کسی نظر دیگه‌ای به‌جز این داره ؟

74
00:08:06,640 --> 00:08:09,040
‫اوضاع کار چطوره آقای "شلبی" ؟

75
00:08:11,080 --> 00:08:12,520
‫یه چیزی رو میدونی ؟

76
00:08:13,680 --> 00:08:15,510
‫توی این قحطی و مشقت

77
00:08:15,560 --> 00:08:17,440
‫اوضاع کار فوق‌العاده ـست

78
00:08:21,320 --> 00:08:23,800
‫کدوم یکی از شماها
‫غولِ "پیکی بلایندر" ـهاست ؟

79
00:08:30,560 --> 00:08:32,000
‫آقا

80
00:09:41,280 --> 00:09:43,070
‫فین" ، بیا اینجا"

81
00:09:43,120 --> 00:09:46,190
‫گوشی دستت باشه . "فین" ، بیا اینجا

82
00:09:46,240 --> 00:09:48,480
‫فرمونو بگیر دستت

83
00:09:59,680 --> 00:10:00,760
‫"پالی"

84
00:10:01,800 --> 00:10:03,550
‫اون گفت کار کی بوده ؟

85
00:10:03,600 --> 00:10:06,150
‫رفته پیشِ شیرهای سیاه

86
00:10:06,200 --> 00:10:07,910
‫با تصمیم خودش ؟

87
00:10:07,960 --> 00:10:10,470
‫تامی" همه‌ی کارهاش رو"
‫با تصمیم خودش انجام میده

88
00:10:10,520 --> 00:10:13,230
‫- منم باید برم اونجا ؟
‫- چی ؟

89
00:10:13,280 --> 00:10:16,150
‫- منم باید برم اونجا و ببینمش ؟
‫- نه

90
00:10:16,200 --> 00:10:18,110
‫آرتور" کدوم گوریه ؟"

91
00:10:18,160 --> 00:10:21,150
‫از ویسکی‌های "گریسون" مراقبت می‌کنه

92
00:10:21,200 --> 00:10:23,040
‫گندتون بزنه

93
00:10:27,840 --> 00:10:32,880
‫پالی" ، یه حسی دارم که انگار"
‫اوضاع از دست ـمون خارج شده

94
00:10:34,120 --> 00:10:35,480
‫خب ، به دست بگیرشون

95
00:10:37,400 --> 00:10:39,880
‫میدونی "آیدا" امروز صبح بهم چی گفت ؟

96
00:10:42,520 --> 00:10:46,960
‫گفت انگار همه‌ی ما داریم
‫توی یک کارخونه زیرزمین کار می‌کنیم

97
00:10:48,680 --> 00:10:50,440
‫گفت مثل شبح ـیم

98
00:10:51,560 --> 00:10:52,600
‫اونم برمیگرده

99
00:10:53,800 --> 00:10:55,190
‫کِی ؟

100
00:10:55,240 --> 00:10:56,680
‫هر وقت لازمش بشه

101
00:10:58,440 --> 00:11:02,510
‫بگذریم . کدوم خری میزنه
‫میخونه‌ی ما رو می‌ترکونه ؟

102
00:11:02,560 --> 00:11:05,390
‫- ۶
‫- ۶تا چی ؟

103
00:11:05,440 --> 00:11:08,240
‫از وقتی اومدی ۶تا سوال پرسیدی

104
00:11:10,480 --> 00:11:14,400
‫خودت به زودی مردی میشه
‫که جواب این سوال‌ها رو داره

105
00:11:16,400 --> 00:11:17,440
‫چرا ؟

106
00:11:19,360 --> 00:11:20,680
‫هفت

107
00:11:22,400 --> 00:11:26,390
‫چون وقتی ماجرای لندن اتفاق بیفته
‫تو باید خِرت رو خوب بچسبی

108
00:11:26,440 --> 00:11:28,520
‫یا یکی رو پیدا می‌کنیم که بتونه

109
00:11:44,320 --> 00:11:46,760
‫"تومـاس شلبی"

110
00:11:49,000 --> 00:11:50,160
‫تو میخونه ـم رو منفجر کردی

111
00:11:51,840 --> 00:11:54,000
‫خشم ترس رو شکست میده

112
00:11:55,480 --> 00:11:56,680
‫تو میخونه ـم رو منفجر کردی

113
00:11:58,760 --> 00:12:01,590
‫تامی" شهرت و آوازه‌ی بزرگی داره"

114
00:12:01,640 --> 00:12:04,510
‫شهرتی برای اینکه از هیچ چیزی نمی‌ترسه

115
00:12:04,560 --> 00:12:08,920
‫توی تمام دنیا مرد‌های سختگیر آسون‌ترین
‫آدم‌هایی هستند که میشه باهاشون معامله کرد

116
00:12:11,960 --> 00:12:14,520
‫شما چه گروه شورش‌گری هستید ؟

117
00:12:16,120 --> 00:12:17,830
‫یه جا خوندم که این‌روزها

118
00:12:17,880 --> 00:12:20,200
‫ایرلندی با خودشون دارن می‌جنگن

119
00:12:21,800 --> 00:12:26,110
‫پادشاه پیمان صلح بهتون داده
‫و شما اونو به جنگ کشیدید

120
00:12:26,160 --> 00:12:29,190
‫خنده داره . اینطور نیست ؟

121
00:12:29,240 --> 00:12:30,960
‫جنگی درباره‌ی صلح

122
00:12:35,680 --> 00:12:38,270
‫حالا شما پیرو یا علیه این پیمان هستید ؟

123
00:12:38,320 --> 00:12:40,280
‫ببخشید که گیج شدم

124
00:12:47,480 --> 00:12:50,520
‫"با یک تصمیم میشه شما رو کشت آقای "شلبـی

125
00:12:51,840 --> 00:12:53,560
‫پس این لبخند مسخره ـت رو کنار بزار

126
00:12:57,040 --> 00:12:59,030
‫تو "آیرین اودانل" هستی

127
00:12:59,080 --> 00:13:02,830
‫یک پسر توی مدرسه‌ی
‫چری وود" تو "هاربورن" داری"

128
00:13:02,880 --> 00:13:05,990
‫اسمش "شان" ـه
‫و توی پاهاش آهن داره

129
00:13:06,040 --> 00:13:09,840
‫و توی همه‌ی مسابقه‌ها آخر میشه
‫پسرِ بیچاره

130
00:13:11,360 --> 00:13:14,070
‫مخصوصاً اگه مسابقه‌ی مهمی باشه

131
00:13:14,120 --> 00:13:17,390
‫منظورم رو می‌فهمی "آیرین اودانل" ؟

132
00:13:17,440 --> 00:13:19,630
‫راه‌های دیگه‌ای هم برای انجام ماموریت هست

133
00:13:19,680 --> 00:13:22,920
‫خواهش می‌کنم بزار تو کله‌ی
‫این آشعال حرومزاده یه گلوله خالی کنم

134
00:13:29,480 --> 00:13:30,680
‫نه

135
00:13:32,080 --> 00:13:34,550
‫اون درباره‌ی دشمن‌هاش تحقیق می‌کنه

136
00:13:34,600 --> 00:13:36,800
‫برای همین انتخاب شده

137
00:13:38,560 --> 00:13:39,600
‫انتخاب شدم ؟

138
00:13:42,200 --> 00:13:43,480
‫انتخاب شدم

139
00:13:45,520 --> 00:13:47,320
‫انتخاب شده می‌تونه سیگار بکشه ؟

140
00:14:02,080 --> 00:14:05,880
‫جای خالی پیدا شده
‫که تو باید پُرش کنی

141
00:14:09,240 --> 00:14:10,640
‫کی منو انتخاب کرده ؟

142
00:14:12,320 --> 00:14:14,360
‫یک توافق همگانه

143
00:14:16,200 --> 00:14:17,520
‫باید به کارام برسم

144
00:14:19,560 --> 00:14:21,870
‫شاید بتونین به انتخاب شده بگین که

145
00:14:21,920 --> 00:14:24,040
‫برای چی انتخاب شده

146
00:14:25,920 --> 00:14:27,590
‫"از الان به بعد آقای "شلبـی

147
00:14:27,640 --> 00:14:32,560
‫دهنِ گشادت رو می‌بندی
‫و به دستوراتت گوش میدی

148
00:15:01,320 --> 00:15:02,960
‫لعنتی

149
00:16:14,800 --> 00:16:18,030
‫می‌خوام تو محوطه‌ی اطراف اصطبل

150
00:16:18,080 --> 00:16:21,350
‫بین نیمه‌شب تا چهار صبح
‫خبری از پاسبون نباشه

151
00:16:21,400 --> 00:16:23,280
‫باشه . می‌تونم بپرسم چرا ؟

152
00:16:26,600 --> 00:16:30,910
‫خب ، هر کاری رو می‌خواین شروع کنین
‫فقط آتش‌بازی راه نندازین

153
00:16:30,960 --> 00:16:33,830
‫آتش‌نشان‌ها نیمه‌شب عملیات دارن

154
00:16:33,880 --> 00:16:35,680
‫بگیر . می‌تونی بری

155
00:16:41,400 --> 00:16:44,750
‫یه سری اطلاعات دارم که
‫شاید برات جالب باشه

156
00:16:44,800 --> 00:16:46,280
‫پول نمی‌خوام

157
00:16:47,600 --> 00:16:50,230
‫یکی از دوست‌های قدیمیمون
‫به شهر برگشته

158
00:16:50,280 --> 00:16:54,270
‫میگه فقط از اینجا رد میشم

159
00:16:54,320 --> 00:16:56,230
‫این‌روزها سرِ زبون‌هاست

160
00:16:56,280 --> 00:16:58,870
‫رئیس یک گروه مخفیـه

161
00:16:58,920 --> 00:17:00,240
‫دفتر ایرلندی‌ها

162
00:17:01,840 --> 00:17:05,840
‫شک دارم که برای ما مزاحمت ایجاد کنه

163
00:17:07,800 --> 00:17:09,480
‫"شب خوش "تام

164
00:17:17,760 --> 00:17:21,160
‫می‌خوام با نماینده ـتون حرف بزنم

165
00:17:30,960 --> 00:17:32,910
‫پدر ، پدر

166
00:17:32,960 --> 00:17:35,670
‫خود "اولسترمن" بود . سرِ گرگ داشت
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اولسترمن‌ها شش قهرمانِ افسانه‌ای هستند که ایرلندی‌ها)
‫(به اونا اعتقاد دارن که از شش ایالت ایرلند هستند</font>

167
00:17:35,720 --> 00:17:37,350
‫منو ول کنین

168
00:17:37,400 --> 00:17:40,190
‫تو باید سرنوشتی که مورد انتظارت
‫هست رو قبول کنی

169
00:17:40,240 --> 00:17:43,750
‫تقاضا دارم با نماینده‌ی
‫سلطنتی شاه حرف بزنم

170
00:17:43,800 --> 00:17:44,950
‫در درگاه خدا توبه کن

171
00:17:45,000 --> 00:17:47,910
‫تقاضا دارم با نماینده‌ی
‫سلطنتی شاه حرف بزنم

172
00:17:47,960 --> 00:17:50,270
‫پدر

173
00:17:50,320 --> 00:17:51,840
‫کجا میری ؟

174
00:17:53,880 --> 00:17:57,110
‫کسی اینجا با شاه کار داره ؟

175
00:17:57,160 --> 00:17:58,710
‫"ستوان "کمپبل

176
00:17:58,760 --> 00:18:01,040
‫درست سرِوقت

177
00:18:02,800 --> 00:18:05,670
‫من همیشه سرم شلوغه فرماندار

178
00:18:05,720 --> 00:18:07,470
‫هفت و نیم دقیقه‌ی دیگه

179
00:18:07,520 --> 00:18:10,990
‫مرد داخل سلول برای قتل
‫به دار آویخته خواهد شد

180
00:18:11,040 --> 00:18:13,910
‫"قتل یک فعال ایرلندی در "وایتچپل

181
00:18:13,960 --> 00:18:16,640
‫این پرونده جذابیتی داره ستوان "کمپبل" ؟

182
00:18:17,840 --> 00:18:19,590
‫خیر فرماندار

183
00:18:19,640 --> 00:18:21,160
‫هیچ جذابیتی نداره

184
00:18:23,040 --> 00:18:24,510
‫از دیروز صبح

185
00:18:24,560 --> 00:18:26,510
‫اون مدعی شده که این قتل

186
00:18:26,560 --> 00:18:28,990
‫دستور واحد آگاهی بریتانیا بوده

187
00:18:29,040 --> 00:18:31,910
‫یه مقدار دیر شده که چنین ادعایی رو بیان کنه

188
00:18:31,960 --> 00:18:33,110
‫اینطور نیست ؟

189
00:18:33,160 --> 00:18:35,190
‫گفت اگه دهنش رو بسته نگه داره

190
00:18:35,240 --> 00:18:37,470
‫قرار بوده که دقایق آخر عفو بشه

191
00:18:37,520 --> 00:18:39,360
‫که اینطور نشده

192
00:18:40,800 --> 00:18:43,150
‫منو ببخشید فرماندار

193
00:18:43,200 --> 00:18:45,600
‫ولی این‌کار به من چه ربطی داره ؟

194
00:18:47,480 --> 00:18:49,270
‫اون گفت کسی که استخدامش کرده

195
00:18:49,320 --> 00:18:52,230
‫رئیس واحد آگاهی بوده

196
00:18:52,280 --> 00:18:53,720
‫"یک "اولسترمن

197
00:18:54,720 --> 00:18:57,110
‫که عصا داره و ماسکِ گرگ به صورت میزنه

198
00:18:57,160 --> 00:18:59,790
‫و پای راستش هم گلوله خورده

199
00:18:59,840 --> 00:19:01,560
‫نه

200
00:19:03,040 --> 00:19:05,040
‫هنوزم جذابیت نداره فرماندار

201
00:19:07,040 --> 00:19:10,670
‫حسابِ تو پاکه

202
00:19:10,720 --> 00:19:14,350
‫بخشی از این پاکی به اجرا کاملِ

203
00:19:14,400 --> 00:19:17,360
‫این اعدامی میشه
‫که دستورش از بالا میاد

204
00:19:18,400 --> 00:19:22,560
‫و طی چند دقیقه‌ی آینده
‫وظیفه شماست که اون مرد رو

205
00:19:23,760 --> 00:19:25,830
‫تا دروازه‌های جهنم همراهی کنی

206
00:19:25,880 --> 00:19:26,920
‫درسته ؟

207
00:19:30,000 --> 00:19:33,630
‫اگه یه موقع هم به دلت راه داد

208
00:19:33,680 --> 00:19:36,160
‫که این موضوع رو با کس دیگه‌ای درمیون بذاری

209
00:19:37,760 --> 00:19:40,080
‫من میدونم کجا زندگی می‌کنی

210
00:19:54,120 --> 00:19:57,720
‫آرتور" ، "تامی" نشست خانوادگی گذاشته"

211
00:19:59,400 --> 00:20:00,550
‫آرتـور

212
00:20:00,600 --> 00:20:02,950
‫اون زده دخل یکی از شاگردهاش رو آورده

213
00:20:03,000 --> 00:20:05,320
‫مجبور شدم اون بچه رو با سطل بیرون ببرم

214
00:20:13,720 --> 00:20:14,880
‫آرتـور

215
00:20:19,800 --> 00:20:21,120
2000

216
00:20:41,360 --> 00:20:42,520
‫بیا

217
00:20:51,160 --> 00:20:52,520
‫"بشین "فین

218
00:21:05,360 --> 00:21:08,280
‫- تامی" کدوم قبرستونیه ؟"
‫- تو راهه

219
00:21:09,840 --> 00:21:12,080
‫خب ، همینطوری که منتظر اونیم

220
00:21:14,920 --> 00:21:19,920
‫ویسکی که از انفجار باقی مونده

221
00:21:21,680 --> 00:21:23,200
‫چیز خوبیه

222
00:21:37,560 --> 00:21:39,590
‫خب...

223
00:21:39,640 --> 00:21:41,790
‫قبل از اینکه "تامی" برسه

224
00:21:41,840 --> 00:21:44,110
‫فکر کنم یه سری چیزا هست که
‫باید بین خودمون

225
00:21:44,160 --> 00:21:45,670
‫مطرح بشه

226
00:21:45,720 --> 00:21:46,840
‫تو فکر می‌کنی ؟

227
00:21:48,000 --> 00:21:49,040
‫آره

228
00:21:50,480 --> 00:21:51,920
‫آره . من می‌خوام بدونم

229
00:21:54,240 --> 00:21:57,280
‫کی ما هم توی این رای‌گیری
‫مربوط به جنوب جا پیدا می‌کنیم ؟

230
00:22:01,440 --> 00:22:05,550
‫اگه حرفی برای گفتن داری
‫باید صبر کنی "توماس" برسه

231
00:22:05,600 --> 00:22:07,070
‫حق با "پالی" ـه

232
00:22:07,120 --> 00:22:08,280
‫من قوانین رو میدونم

233
00:22:09,600 --> 00:22:12,160
‫قانونی و خارج از جاده ـش رو

234
00:22:13,640 --> 00:22:15,320
‫یه سری چیزایی که شما نمیدونین

235
00:22:17,480 --> 00:22:19,310
‫و توی سال گذشته

236
00:22:19,360 --> 00:22:21,830
‫شرکت "شلبی"‌ها

237
00:22:21,880 --> 00:22:27,720
‫روزانه تونسته ۱۵۰ پوند دربیاره

238
00:22:30,120 --> 00:22:32,070
‫درسته ؟ همه ـش یک روز

239
00:22:32,120 --> 00:22:33,990
‫بعضی وقت‌ها هم بیشتر

240
00:22:34,040 --> 00:22:36,710
‫می‌خوام بدونم که

241
00:22:36,760 --> 00:22:40,670
‫چرا داریم تغییر ایجاد می‌کنیم ؟

242
00:22:40,720 --> 00:22:43,120
‫"ببین چی شده "پالی

243
00:22:44,320 --> 00:22:46,030
‫هنوز پا به لندن نذاشتیم

244
00:22:46,080 --> 00:22:48,190
‫زدن میخونه ـمون رو منفجر کردن

245
00:22:48,240 --> 00:22:50,670
‫- کی حرفی از لندن زده ؟
‫- پس کی دیگه؟

246
00:22:50,720 --> 00:22:52,630
‫تو میدونی کار کی بوده ؟

247
00:22:52,680 --> 00:22:54,800
‫نه . اون چیزی نمیدونه

248
00:22:56,360 --> 00:22:59,270
‫بهم گفتن فقط خانواده حقِ حرف زدن داره

249
00:22:59,320 --> 00:23:01,120
‫همه حق حرف زدن دارن

250
00:23:02,120 --> 00:23:05,240
‫بلند شو "ازمه" . ببینم چی برای گفتن داری

251
00:23:08,560 --> 00:23:10,080
‫من برای خانواده‌ی خودم حرف میزنم

252
00:23:11,600 --> 00:23:14,590
‫- خب...
‫- جان" ، انجمن ما تازه تشکیلات امروزی داره"

253
00:23:14,640 --> 00:23:17,190
‫و حقِ زن و مردها اینجا مساویه

254
00:23:17,240 --> 00:23:18,760
‫"بلند شو "ازمه

255
00:23:31,440 --> 00:23:34,430
‫من عضو خونی این خانواده نیستم

256
00:23:34,480 --> 00:23:37,510
‫ولی شاید چون من عضو نیستم

257
00:23:37,560 --> 00:23:39,680
‫این مسائل رو متفاوت‌تر می‌بینم

258
00:23:40,800 --> 00:23:42,350
‫میرم سر اصل مطلب

259
00:23:42,400 --> 00:23:44,070
‫خیلی خوب میشه

260
00:23:44,120 --> 00:23:45,430
‫همونطور که شوهرم گفت

261
00:23:45,480 --> 00:23:48,670
‫شرکتِ "شلبـی" در حال حاضر خیلی موفقه

262
00:23:48,720 --> 00:23:50,990
‫اما لندن

263
00:23:51,040 --> 00:23:53,920
‫"من توی "پورتپلو" و "شپرد بوش
‫قوم و خویش دارم

264
00:23:55,120 --> 00:23:57,750
‫جنگِ اونجا مثل
‫جنگ بین ارتش‌هاست

265
00:23:57,800 --> 00:24:01,390
‫پلیس‌ها هم در کنار اونا می‌جنگن

266
00:24:01,440 --> 00:24:04,760
‫و توی هر قسمت ـش اجنبی پیدا میشه

267
00:24:06,280 --> 00:24:08,560
‫و کوچکترین کارشون استقاده از بمبه

268
00:24:10,960 --> 00:24:13,350
‫من یک بچه دارم

269
00:24:13,400 --> 00:24:16,160
‫که با خانواده‌ی "شلبی" شناخته میشه

270
00:24:17,880 --> 00:24:19,800
‫می‌خوام "جان" بزرگ شدنش رو ببینه

271
00:24:21,320 --> 00:24:25,270
‫می‌خوام ما در آینده در هوای آزاد زندگی کنیم

272
00:24:25,320 --> 00:24:27,200
‫و جوجه بخوریم

273
00:24:28,720 --> 00:24:32,870
‫"ولی لندن همه ـش دود و مشکلاته "توماس

274
00:24:32,920 --> 00:24:34,040
‫تومـاس

275
00:24:37,800 --> 00:24:39,200
‫همه‌ی حرفم همین بود

276
00:24:41,320 --> 00:24:45,520
‫خیلی حرف بود . خیلی حرف بود

277
00:24:48,360 --> 00:24:51,070
‫با یه نوشیدنی هضم ـشون کن

278
00:24:51,120 --> 00:24:52,360
‫"ممنونم "ازمه

279
00:24:55,160 --> 00:24:58,310
‫اولاً انفجار میخونه هیچ دخلی با لندن نداره

280
00:24:58,360 --> 00:24:59,750
‫فهمیدین ؟

281
00:24:59,800 --> 00:25:02,230
‫خودم دارم پرونده‌ی انفجار رو جلو می‌برم

282
00:25:02,280 --> 00:25:05,830
‫بعدشم تا وقتی که باهم بمونیم
‫لازم نیست که هیچ ترسی از

283
00:25:05,880 --> 00:25:07,520
‫این ماجرای توسعه ـمون داشته باشیم

284
00:25:09,120 --> 00:25:10,710
‫بعد از چند هفته‌ی اول

285
00:25:10,760 --> 00:25:13,190
‫نُه دهم ـه کاری که توی لندن می‌کنیم قانونی میشه

286
00:25:13,240 --> 00:25:16,670
‫اون قسمت دیگه ـش هم کنترل می‌کنیم
‫درست نیست "آرتور" ؟

287
00:25:16,720 --> 00:25:17,840
‫درسته

288
00:25:19,840 --> 00:25:22,550
‫بعضیاهاتون حرف‌های دلتون رو زدین

289
00:25:22,600 --> 00:25:23,830
‫کاملاً منطقیه

290
00:25:23,880 --> 00:25:27,030
‫و اونایی که نمی‌خوان در آینده
‫جایی توی این شراکت داشته باشند

291
00:25:27,080 --> 00:25:28,560
‫همین الان می‌تونن...

292
00:25:32,800 --> 00:25:34,120
‫کنار بکشن

293
00:25:35,680 --> 00:25:37,240
‫برین و مرغ‌هاتون رو بزرگ کنین

294
00:25:39,520 --> 00:25:41,800
‫اونایی هم که به فکر آینده هستن

295
00:25:42,840 --> 00:25:45,320
‫پروسه‌ی توسعه از فردا شروع میشه

296
00:25:58,080 --> 00:26:00,270
‫فردا ؟

297
00:26:00,320 --> 00:26:03,360
‫من صندوقدارِ شرکت ـم
‫باید اول با من حرف میزدی

298
00:26:04,880 --> 00:26:08,270
‫فردا "نیومارکت" ـه
‫سومین روزِ شلوغِ سال
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( نوعی شرط بندی )</font>

299
00:26:08,320 --> 00:26:09,870
‫ما ۱۹ کارمند داریم

300
00:26:09,920 --> 00:26:12,270
‫به کی میشه با ۲۰۰ لیره اعتماد کرد ؟

301
00:26:12,320 --> 00:26:14,280
‫رمزش رو عوض کردم

302
00:26:18,720 --> 00:26:21,720
‫چه خبره "تومـاس" ؟

303
00:26:22,760 --> 00:26:24,800
‫با کی ملاقات کردی ؟

304
00:26:26,560 --> 00:26:28,440
‫"رمز رو بهم بده "پالی

305
00:26:34,760 --> 00:26:38,160
‫"رمز رو بهم بده "پالی

306
00:26:44,720 --> 00:26:47,470
‫بلایی که سر میخونه اومد
‫به ایرلندی‌ها مربوط میشه

307
00:26:47,520 --> 00:26:49,990
‫ما توی موقعیتی هستیم که
‫برای امنیت همه بهتره

308
00:26:50,040 --> 00:26:52,280
‫یه سری مسائل معلوم نشده باقی بمونه

309
00:26:53,320 --> 00:26:54,680
‫خب ، چرا فردا ؟

310
00:26:57,880 --> 00:26:59,710
‫خودت گفتی فردا "نیومارکت" ـه

311
00:26:59,760 --> 00:27:02,150
‫همه‌ی آدم گنده‌های
‫لندن هم در حال رقابت با همدیگه ـن

312
00:27:02,200 --> 00:27:04,550
‫یعنی تو یهویی می‌پری و شهر رو می‌گیری ؟

313
00:27:04,600 --> 00:27:07,880
‫نه . شانس اینو پیدا می‌کنیم
‫که نشون بدیم چی تو چنته داریم

314
00:27:11,000 --> 00:27:12,990
‫دارودسته‌ی ایتالیایی‌ها و یهودی‌ها

315
00:27:13,040 --> 00:27:15,070
‫شش ماهه که در حال جنگ برای لندن هستن

316
00:27:15,120 --> 00:27:16,190
‫این جنگِ ما نیست

317
00:27:16,240 --> 00:27:18,830
‫یهودی‌ها توی وضعیت بدی هستن
‫و متحـد لازم دارن

318
00:27:18,880 --> 00:27:21,150
‫- آره ولی ما نیازی نداریم
‫- ما به یک پایگاه

319
00:27:21,200 --> 00:27:23,270
‫توی پایانه‌ی جنوبی
‫اتحادیه‌ی بزرگ نیاز داریم

320
00:27:23,320 --> 00:27:25,280
‫یهودی‌ها شهرکِ "کمدِن" رو در دست دارن

321
00:27:33,520 --> 00:27:35,230
‫مادرت می‌گفت

322
00:27:35,280 --> 00:27:37,560
‫"کله‌شقی ـش اونو به کشتن میده"

323
00:27:39,440 --> 00:27:41,710
‫"کسی کشته نمیشه "پالی

324
00:27:41,760 --> 00:27:45,110
‫فردا وقتی اوضاع آروم شد میریم
‫و پیغام خودمون رو بهشون میرسونیم

325
00:27:45,160 --> 00:27:48,590
‫اگه "آلفی سولومون" و افرادش اومدن

326
00:27:48,640 --> 00:27:51,110
‫ما سرِ ایجاد یک انبار امن توافق می‌کنیم

327
00:27:51,160 --> 00:27:53,990
‫و اینطوری فعالیت قانونی ـمون توی
‫لندن رو هم شروع می‌کنیم

328
00:27:54,040 --> 00:27:57,640
‫حالا صندوقِ کوقتی رو باز کن

329
00:28:04,280 --> 00:28:07,240
‫عجب سخنرانی خوبی

330
00:28:08,640 --> 00:28:11,880
‫درباره‌ی حق یکسان زن و مرد
‫توی این شراکت زدی

331
00:28:13,040 --> 00:28:14,830
‫ولی وقتی زمانش برسه

332
00:28:14,880 --> 00:28:16,760
‫تو به یک کلمه از حرف‌های ما هم گوش نمیدی

333
00:28:18,440 --> 00:28:19,960
‫شاید بهمون اعتماد نداری

334
00:28:22,800 --> 00:28:24,600
‫"اون یک زن بود "تومـاس

335
00:28:31,800 --> 00:28:33,870
‫شاید وقتش رسیده که فراموشش کنی

336
00:28:33,920 --> 00:28:35,630
‫کیو فراموش کنم ؟

337
00:28:49,720 --> 00:28:52,560
‫شما پسرا میرید خودتون رو به کشتن میدید

338
00:29:43,600 --> 00:29:45,200
‫قراره الان به لندن برید ؟

339
00:29:48,400 --> 00:29:51,400
‫نه . اول باید یه کاری بکنم

340
00:29:52,480 --> 00:29:55,230
‫یه ماشین تایپ اینطوری هم دارم

341
00:29:55,280 --> 00:29:57,390
‫از مجموعه ـم بیرون آوردمش

342
00:29:57,440 --> 00:29:59,920
‫یه دوره‌ نامه‌نویسی دارم می‌گذرونم

343
00:30:03,520 --> 00:30:05,430
‫دارم یاد می‌گیرم چشم بسته باهاش کار کنم

344
00:30:05,480 --> 00:30:07,080
‫باید این‌کار رو بکنی

345
00:30:14,480 --> 00:30:16,360
‫قبل از رفتنت برمیگردی ؟

346
00:30:21,080 --> 00:30:22,200
‫نه

347
00:30:39,320 --> 00:30:42,910
‫آرزومه که یک‌بار بهم پول ندی

348
00:30:42,960 --> 00:30:44,990
‫انگار که آدمای معمولی هستیم

349
00:30:45,040 --> 00:30:46,120
‫باشه

350
00:31:49,960 --> 00:31:51,950
‫شروع کنیم

351
00:31:52,000 --> 00:31:53,640
‫دست‌ها روی میز

352
00:32:01,400 --> 00:32:03,910
‫امروز دو مهاجر جدید به ما ملحق شدند

353
00:32:03,960 --> 00:32:06,120
‫پس بهشون خوشامد میگیم

354
00:32:11,360 --> 00:32:13,430
‫با شما شروع می‌کنیم

355
00:32:13,480 --> 00:32:16,630
‫می‌خوای با چه کسی ارتباط برقرار کنی ؟

356
00:32:16,680 --> 00:32:18,750
‫شوهرم

357
00:32:18,800 --> 00:32:22,350
‫شش ماه پیش آنفلونزا جونش رو گرفت

358
00:32:22,400 --> 00:32:25,910
‫یه بار می‌خواستم پیش خانم "بریچ" این‌کار رو بکنم

359
00:32:25,960 --> 00:32:28,670
‫ولی اون اسم وسط شوهرم رو اشتباه می‌گفت

360
00:32:28,720 --> 00:32:31,600
‫توی این خونه از خانم "بریچ" چیزی نگو

361
00:32:33,120 --> 00:32:36,000
‫اون یک شارلاتانه کافره

362
00:32:40,480 --> 00:32:42,120
‫و شما ؟

363
00:32:44,320 --> 00:32:45,640
‫دنبالِ کی هستید ؟

364
00:32:47,560 --> 00:32:50,070
‫خب ، راستش...

365
00:32:50,120 --> 00:32:52,830
‫راستش مطمئن نیستم که اون مُرده باشه

366
00:32:52,880 --> 00:32:54,320
‫اومدم اینجا که بفهمم

367
00:33:03,080 --> 00:33:05,630
‫پسر و دخترم

368
00:33:05,680 --> 00:33:08,470
‫وقتی که خیلی کوچک بودن ازم گرفته شدن

369
00:33:08,520 --> 00:33:09,950
‫به دستور کلیسا گرفته شدن

370
00:33:10,000 --> 00:33:12,670
‫و من هیچ‌وقت نفهمیدم چه به سرشون اومد

371
00:33:12,720 --> 00:33:16,200
‫اما اخیراً

372
00:33:18,280 --> 00:33:19,520
‫یه احساسی داشتم

373
00:33:21,720 --> 00:33:22,960
‫مثل حسی که...

374
00:33:27,400 --> 00:33:28,920
‫نمی‌تونم به زبون بیارمش

375
00:33:30,960 --> 00:33:33,160
‫و مداوم رویا هم می‌بینم

376
00:33:36,840 --> 00:33:40,150
‫یک دختر قشنگ رو می‌بینم

377
00:33:40,200 --> 00:33:41,840
‫تقریباً ۱۸ ساله

378
00:33:43,960 --> 00:33:46,240
‫که اونطرف خیابان ایستاده

379
00:33:48,480 --> 00:33:52,630
‫و بهم میگه که اون مُرده

380
00:33:52,680 --> 00:33:56,680
‫دخترم امسال ۱۸ سالش میشه

381
00:33:57,800 --> 00:34:00,000
‫"روزِ ۱۵ ـم "مِی

382
00:34:05,280 --> 00:34:09,080
‫و این دختر چشماش مثل من سیاه بود

383
00:34:13,640 --> 00:34:17,480
‫و مدام فریاد میزنه

384
00:34:19,320 --> 00:34:23,230
‫و میگه که می‌خواد باهام حرف بزنه

385
00:34:23,280 --> 00:34:25,000
‫چون من مادرشم

386
00:34:30,000 --> 00:34:34,190
‫حالا من نمیدونم بعد از اینکه ازم گرفتنش

387
00:34:34,240 --> 00:34:36,160
‫چه اسمی بهش دادن

388
00:34:39,680 --> 00:34:41,840
‫ولی اگه می‌خواد ازم خدافظی کنه

389
00:34:43,120 --> 00:34:45,040
‫فکر کردم اینجا می‌تونه جاش باشه

390
00:34:48,960 --> 00:34:51,750
‫سیاه پوشیدی بانوی من

391
00:34:51,800 --> 00:34:52,920
‫شما کولی هستی ؟

392
00:34:54,360 --> 00:34:56,960
‫اون بخش از من که رویا می‌بینه کولیه

393
00:35:01,900 --> 00:35:04,200
‫من هم کولی هستم

394
00:35:06,100 --> 00:35:08,500
‫می‌تونم اسمتون رو بپرسم؟

395
00:35:11,880 --> 00:35:13,920
‫اسم جدید من "شلبی" ــه

396
00:35:23,760 --> 00:35:24,840
‫پس...

397
00:35:26,640 --> 00:35:28,600
‫شاید بتونی اول به من برسی

398
00:35:35,520 --> 00:35:37,520
‫نه

399
00:35:42,080 --> 00:35:43,640
‫نه

400
00:35:45,520 --> 00:35:47,040
‫نه

401
00:35:58,560 --> 00:36:00,320
‫نه

402
00:37:55,600 --> 00:37:56,920
‫اِمون داگن" ؟"

403
00:38:20,680 --> 00:38:22,910
‫تامی" اینجاست"

404
00:38:30,400 --> 00:38:31,870
‫"جان"

405
00:38:31,920 --> 00:38:33,080
‫دارم میام

406
00:38:41,280 --> 00:38:44,110
‫ساعت ۷ و ۱۲

407
00:38:44,160 --> 00:38:46,030
‫اگه هنوز به هوش بودم ساعت ۱۰ هم می‌خورم

408
00:38:46,080 --> 00:38:48,390
‫از دکتر گرفتمش

409
00:38:48,440 --> 00:38:51,160
‫منو آروم می‌کنه

410
00:38:53,880 --> 00:38:55,950
‫توی جان‌پناه هم از همینا بهمون دادن

411
00:38:56,000 --> 00:38:57,510
‫تا نزارن یه موقه جَق بزنیم

412
00:38:57,560 --> 00:38:59,390
‫پالی" گفت برای مزاج ـم خوبه"

413
00:38:59,440 --> 00:39:01,430
‫- آرومم می‌کنه
‫- آرتور

414
00:39:01,480 --> 00:39:04,470
‫یه چیزایی هست که
‫پالی" ازش سر درنمیاره"

415
00:39:04,520 --> 00:39:08,150
‫من به آرومِ تو نیازی ندارم
‫می‌خوام سریع باشی

416
00:39:08,200 --> 00:39:10,150
‫عمراً اجازه میداد
‫که من با پاهای خودم برم اونجا

417
00:39:10,200 --> 00:39:12,630
‫شرط می‌بندم فقط مسئله مربوط به پا نیست

418
00:39:12,680 --> 00:39:15,790
‫"میدونی که اون با اینا موافق نیست "تام
‫اونم نظری خودشو داره

419
00:39:15,840 --> 00:39:17,430
‫"نظرها هیچ مشکلی ندارن "جـان

420
00:39:17,480 --> 00:39:20,080
‫- سوار ماشین شو دیگه
‫- خفه بابا

421
00:39:24,600 --> 00:39:26,070
‫خودشه

422
00:39:26,120 --> 00:39:28,790
‫پیکی بلایندز" دارن میرن تعطیلات"

423
00:39:28,840 --> 00:39:30,280
‫بشین جاکشِ دیوانه

424
00:39:55,680 --> 00:39:58,360
‫تو هم مثل من با این چیزا موافق نیستی

425
00:40:00,240 --> 00:40:03,190
‫دنبال کسی بگرد که
‫ساعت ۳:۳۰ توی "نیومارکت" ممکنه روی

426
00:40:03,240 --> 00:40:04,800
‫ستاره‌ی الهی" شرط ببنده"

427
00:40:06,000 --> 00:40:08,030
‫اونم یکی از ماست

428
00:40:08,080 --> 00:40:10,960
‫هر چیزی بیشتر از یک پوند بود بهم بگو

429
00:40:18,040 --> 00:40:19,080
‫"پالی"

430
00:40:20,320 --> 00:40:22,870
‫نمی‌خوام توی کارت سرک بکشم

431
00:40:22,920 --> 00:40:25,750
‫ولی باید یه چیزی رو بدونی

432
00:40:25,800 --> 00:40:28,510
‫اون زن شیاده

433
00:40:28,560 --> 00:40:30,270
‫کدوم زن ؟

434
00:40:30,320 --> 00:40:33,350
‫خواهرش دیروز توی رختشورخانه بود

435
00:40:33,400 --> 00:40:36,080
‫بهم گفت که یه "شلبی" اومد اونجا

436
00:40:39,960 --> 00:40:41,080
‫کدوم زن ؟

437
00:40:42,160 --> 00:40:43,880
‫کولی‌ها با هم پِچ پِچ می‌کنن

438
00:40:46,120 --> 00:40:47,680
‫کدوم زن ؟

439
00:40:50,400 --> 00:40:53,160
‫دیشب رفتی خانم "پرایس" رو ببینی

440
00:40:58,400 --> 00:41:00,230
‫ببخشید

441
00:41:00,280 --> 00:41:02,070
‫خب ، چی میدونی ؟

442
00:41:02,120 --> 00:41:04,030
‫میدونم خودشون لیوان رو تکون میدن

443
00:41:04,080 --> 00:41:06,550
‫اون مرده پسر خواهرشه
‫اون لیوان رو تکون میده

444
00:41:06,600 --> 00:41:07,950
‫همه ـش حقه ـست

445
00:41:08,000 --> 00:41:10,280
‫اونا باور خودت رو به خودت میگن

446
00:41:12,120 --> 00:41:15,590
‫اون به‌خاطر بیوه‌ها که زیاد شده بودن
‫این‌کار رو شروع کرد

447
00:41:15,640 --> 00:41:19,350
‫"فقط فکر کردم که باید بدونی "پالی

448
00:41:19,400 --> 00:41:21,150
‫توی اون رختشوخانه‌ی خراب شده

449
00:41:21,200 --> 00:41:22,880
‫بهت گفتن اونجا چی‌کار می‌کردم ؟

450
00:41:29,800 --> 00:41:33,390
‫به یک نفر از این خانواده حرفی بزنی

451
00:41:33,440 --> 00:41:37,400
‫قسم می‌خورم تیکه تیکه ـت می‌کنم

452
00:41:39,280 --> 00:41:43,440
‫اطمینان میدم بهت که لازم نیست
‫برای اینکه جلومو بگیری برام چاقو بکشی

453
00:41:44,720 --> 00:41:46,480
‫مسئله‌‌ی احترامه

454
00:42:07,440 --> 00:42:09,430
‫اینجا رو ببین

455
00:42:09,480 --> 00:42:11,070
‫عاشقشم

456
00:42:11,120 --> 00:42:13,510
‫ازمه" همش می‌خواست یه چیز بگه"

457
00:42:13,560 --> 00:42:16,630
‫شما نمی‌تونین به حومه حمله کنین

458
00:42:16,680 --> 00:42:20,400
‫منم دلم می‌خواد یه روزی توی حومه زندگی کنم

459
00:42:21,440 --> 00:42:22,950
‫و مرغ‌هام رو بزرگ کنم

460
00:42:23,000 --> 00:42:25,520
‫"تو لندن می‌بینیمت "آرتور

461
00:42:30,280 --> 00:42:32,680
‫- لعنت بر خدا
‫- بگیر

462
00:42:36,080 --> 00:42:37,590
‫باید دفنش کنیم

463
00:42:37,640 --> 00:42:39,630
‫این دیگه کدوم خریه ؟

464
00:42:39,680 --> 00:42:41,110
‫مربوط به ایرلندی‌هاست

465
00:42:41,160 --> 00:42:43,750
‫فکر کردم بهتره که خودم باهاشون در بیفتم

466
00:42:43,800 --> 00:42:46,310
‫یالا ، هزاربار این‌کار رو توی فرانسه کردیم

467
00:42:46,360 --> 00:42:48,110
‫"سرش رو بگیر "جان

468
00:42:48,160 --> 00:42:50,750
‫پس واقعاً قرار نیست بریم لندن ؟

469
00:42:50,800 --> 00:42:52,550
‫اول دفنش می‌کنیم

470
00:42:52,600 --> 00:42:54,660
‫بعدش تعطیلات شروع میشه

471
00:42:56,000 --> 00:42:58,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" لندن "</font>

472
00:43:20,360 --> 00:43:21,640
‫چقدر با‌ادب

473
00:43:31,160 --> 00:43:33,360
‫عجب نمایش کیریه

474
00:43:53,120 --> 00:43:55,630
‫این سروصدا دیگه چیه ؟

475
00:43:55,680 --> 00:43:58,800
‫- بهش میگن موسیقی برادر
‫- موسیقی ؟

476
00:44:17,640 --> 00:44:20,030
‫بزن به چاک

477
00:44:20,080 --> 00:44:21,360
‫گورتو گم کن

478
00:44:26,480 --> 00:44:28,510
‫اینجا رو ببین پسر

479
00:44:28,560 --> 00:44:30,360
‫خیلی خوبه ، مگه نه ؟

480
00:44:35,120 --> 00:44:38,390
‫یه بطری ویسکی ایرلندی

481
00:44:38,440 --> 00:44:39,680
‫سریع باش

482
00:44:44,080 --> 00:44:45,550
‫ریدم توش

483
00:44:45,600 --> 00:44:47,520
‫چندتا از اینا رو می‌شناسم

484
00:44:50,240 --> 00:44:52,790
‫برادرزاده‌ی "سابینی" اونجاست

485
00:44:52,840 --> 00:44:55,510
‫درسته "آرتور" . اینجا کلوب ـه اونه

486
00:44:55,560 --> 00:44:58,910
‫همه اینجا یه‌جوری آشنا میزنن

487
00:44:58,960 --> 00:45:02,520
‫فقط ستوان‌ها هستن
‫"خبری از پلیس نیست "جان

488
00:45:04,680 --> 00:45:06,200
‫خب ، بیاین پرشون کنیم

489
00:45:08,440 --> 00:45:09,600
‫تعطیلات

490
00:45:11,600 --> 00:45:13,630
‫یه اشتباهی شده آقایون

491
00:45:13,680 --> 00:45:15,640
‫متاسفانه شما باید اینجا رو ترک کنید

492
00:45:16,840 --> 00:45:18,870
‫ما یه بطری نوشیدنی خریدیم

493
00:45:18,920 --> 00:45:22,110
‫بعضی از افرادِ اینجا شما رو از
‫مسابقاتِ شمال به یاد دارند

494
00:45:22,160 --> 00:45:24,710
‫آره . زیاد اونجاییم

495
00:45:24,760 --> 00:45:27,910
‫میگن شما حق ندارید بدونِ اطلاعِ قبلی

496
00:45:27,960 --> 00:45:29,750
‫به جنوب بیاید

497
00:45:29,800 --> 00:45:32,000
‫پس کجا می‌تونیم بریم دوستِ من ؟

498
00:45:33,400 --> 00:45:35,600
‫این عصبانی ـشون می‌کنه

499
00:45:37,160 --> 00:45:40,320
‫خب ، بهشون بگو ما توی تعطیلات هستیم

500
00:45:42,320 --> 00:45:43,920
‫قوانین رو دارین میشکنین

501
00:45:45,920 --> 00:45:48,990
‫میگن شما پیکی "بلایندرز" هستید

502
00:45:49,040 --> 00:45:50,600
‫پیکی"های تُفاله"

503
00:46:11,880 --> 00:46:15,720
‫بعدی کدوم خریه ؟

504
00:46:19,080 --> 00:46:20,240
‫بیا اینجا

505
00:46:29,080 --> 00:46:30,720
‫یه‌کم یخ بزار روش

506
00:46:35,000 --> 00:46:36,400
‫بیرون

507
00:46:39,840 --> 00:46:41,280
‫آره ؟

508
00:46:43,680 --> 00:46:45,230
‫آره ؟

509
00:46:45,280 --> 00:46:46,720
‫می‌خوای از اون استفاده کنی ؟

510
00:46:51,280 --> 00:46:52,640
‫فکر نمی‌کنم

511
00:47:10,000 --> 00:47:11,870
‫ما برای دشمنی

512
00:47:11,920 --> 00:47:13,920
‫اینجا نیومدیم

513
00:47:15,520 --> 00:47:16,560
‫نه

514
00:47:18,040 --> 00:47:20,480
‫اومدیم دوستان جدید پیدا کنیم

515
00:47:25,120 --> 00:47:27,670
‫اونایی که باقی موندن

516
00:47:27,720 --> 00:47:29,760
‫به زودی اولین‌هاشون هستن

517
00:47:33,640 --> 00:47:36,270
‫و اونایی که لگدمال شدن

518
00:47:36,320 --> 00:47:37,680
‫بلند خواهند شد

519
00:47:39,600 --> 00:47:40,880
‫بله

520
00:47:42,400 --> 00:47:43,960
‫میدونین کجا می‌تونین پیدامون می‌کنین

521
00:47:52,920 --> 00:47:54,590
‫فکر کنم یه دندونم رفت

522
00:47:54,640 --> 00:47:57,040
‫به همین سرعت همه ـشو از دست میدم

523
00:47:58,240 --> 00:47:59,950
‫عجب تعطیلاتِ کیری بود

524
00:48:00,000 --> 00:48:03,590
‫بدونِ داروهات اوضاعت روبراهه "آرتور" ؟

525
00:48:03,640 --> 00:48:05,470
‫- بگیر . این درستش می‌کنه
‫- بده بیاد

526
00:48:05,520 --> 00:48:07,590
‫تو چطوری "جان" ؟

527
00:48:07,640 --> 00:48:10,510
‫- یا باید از زنت بپرسم ؟
‫- بیخیال شو

528
00:48:10,560 --> 00:48:12,910
‫هیچ حرفی از مُرغ‌ها نباشه دیگه . فهمیدین ؟

529
00:48:12,960 --> 00:48:14,030
‫کیرم تو مُرغ‌ها

530
00:48:14,080 --> 00:48:15,670
‫۵۰لیره تو جیبم دارم

531
00:48:15,720 --> 00:48:17,230
‫بیاین شهر رو رنگ کنیم

532
00:48:19,400 --> 00:48:21,400
‫بیا تو

533
00:48:25,160 --> 00:48:30,150
‫- خدای بزرگ
‫- فکر می‌کردم "بتی" چای آورده

534
00:48:30,200 --> 00:48:33,910
‫ببخشید قربان ولی منشی ـتون
‫سر پُست ـش نبود

535
00:48:33,960 --> 00:48:37,390
‫نه چون مثل بقیه آدما رفته ناهار بخوره

536
00:48:37,440 --> 00:48:38,910
‫و تو هم می‌تونی برگردی

537
00:48:38,960 --> 00:48:41,550
‫این خانم یک مُدل حرفه‌ای ـیه

538
00:48:41,600 --> 00:48:43,120
‫برای زندگی ـش این‌کارها رو می‌کنه

539
00:48:44,680 --> 00:48:47,310
‫بعداً برگردم بهتره قربان

540
00:48:47,360 --> 00:48:50,200
‫نه ، نه . بعداً ممکنه برم خونه

541
00:48:52,120 --> 00:48:54,550
‫از پشتش بیا اینور حداقل

542
00:48:59,320 --> 00:49:03,560
‫فکر می‌کنم تو با زندگی محلی
‫آنچنان آشنا نیستی سرگرد

543
00:49:05,240 --> 00:49:08,550
‫خب ، من توی فرصت مناسب ورق‌بازی می‌کنم

544
00:49:08,600 --> 00:49:13,350
‫گمونم با کوکائین و رقص‌ محلی
‫هم آشناییتی نداری

545
00:49:13,400 --> 00:49:17,350
‫من آشوب‌های واضح رو پیدا می‌کنم
‫و به سادگی جلوش ایستادگی می‌کنم

546
00:49:17,400 --> 00:49:22,080
‫همین چیزهای مبهم کوچک هستند
‫که تو رو به زانو درمیارن دیگه

547
00:49:23,160 --> 00:49:27,150
‫خب ، چه اتفاق مهمی افتاده
‫که موقع ناهار اومدی ؟

548
00:49:27,200 --> 00:49:29,150
‫آدم ـمون توی بیرمنگهام

549
00:49:29,200 --> 00:49:31,710
‫اولین امتحان ـش رو با موفقیت رد کرده

550
00:49:31,760 --> 00:49:33,630
‫من توی چهره‌ها افتضاحم

551
00:49:33,680 --> 00:49:39,070
‫فکر می‌کنم می‌تونیم برای یک
‫ماموریت بزرگتر آماده ـش کنیم

552
00:49:39,120 --> 00:49:42,830
‫- قیافه‌ها حواسمو پرت می‌کنن
‫- قربان ؟

553
00:49:42,880 --> 00:49:48,910
‫من اجازه‌ی شما رو شدیداً لازم دارم

554
00:49:48,960 --> 00:49:52,710
‫تا آدم جدیدمون رو برای هدفِ
‫بزرگتری آماده کنم

555
00:49:52,760 --> 00:49:55,670
‫داری راجع به کتاب‌نویس ـت حرف میزنی

556
00:49:55,720 --> 00:49:56,750
‫بله قربان

557
00:49:56,800 --> 00:50:00,080
‫تا با این مرد سابقه بلند مدتی داری
‫چرا اونو انتخاب کردی ؟

558
00:50:01,560 --> 00:50:05,510
‫برای عملی کردن چنین موردی

559
00:50:05,560 --> 00:50:07,110
‫باید نقطه‌ضعف‌های طرف رو بشناسی

560
00:50:07,160 --> 00:50:11,030
‫و من نقطه‌ضعف‌های این مرد رو به خوبی می‌شناسم

561
00:50:11,080 --> 00:50:13,190
‫و بعد از اینکه ماموریت تموم شد

562
00:50:13,240 --> 00:50:16,310
‫بهش اعتماد داری که
‫دهنش رو بسته نگه داره ؟

563
00:50:16,360 --> 00:50:18,080
‫دقیقاً نه قربان

564
00:50:19,440 --> 00:50:21,870
‫وقتی اون به هدفش رسید

565
00:50:21,920 --> 00:50:23,830
‫اونم دقیقاً به همون بلایی که

566
00:50:23,880 --> 00:50:26,110
‫سرِ نفر قبلی اومد دچار میشه

567
00:50:26,160 --> 00:50:29,670
‫منظورت آخر خطه ؟

568
00:50:29,720 --> 00:50:31,150
‫خب ، آخر خط

569
00:50:31,200 --> 00:50:35,400
‫همونجایی که سرنوشت
‫از لحظه‌ی تولدش براش نوشته

570
00:51:04,600 --> 00:51:06,000
‫زود اومدی

571
00:51:07,480 --> 00:51:09,510
‫"چشمات رو ببند "لیزی

572
00:51:09,560 --> 00:51:10,830
‫چی ؟

573
00:51:10,880 --> 00:51:13,760
‫چشمات رو ببند

574
00:51:15,600 --> 00:51:16,750
‫خوبه

575
00:51:16,800 --> 00:51:18,430
‫حالا باهام بیا

576
00:51:18,480 --> 00:51:19,950
‫نه . چشمات بسته باشه

577
00:51:20,000 --> 00:51:23,270
‫- اینطرف
‫- چی‌کار می‌کنی "تام" ؟

578
00:51:23,320 --> 00:51:25,520
‫باید اینجا بشینی . اینجا

579
00:51:26,720 --> 00:51:30,670
‫بشین

580
00:51:30,720 --> 00:51:32,870
‫- اینو تایپ کن
‫چرا ؟

581
00:51:32,920 --> 00:51:34,390
‫"تایپ کن "لیزی

582
00:51:34,440 --> 00:51:38,030
‫" اگه زمسـتـ"...
‫سیگارت رو بزار

583
00:51:38,080 --> 00:51:39,950
‫خب ، "اگه زمستون فرا برسه

584
00:51:40,000 --> 00:51:44,630
‫"بعد میشه بهار رو پشت سر گذاشت ؟

585
00:51:44,680 --> 00:51:47,990
‫چرا ؟ تو گفتی بهار ؟

586
00:51:48,040 --> 00:51:50,760
‫بعد از زمستون چی میاد "لیـزی" ؟

587
00:51:53,880 --> 00:51:55,510
‫بزار ببینم

588
00:51:55,560 --> 00:51:57,790
‫سوالیه . علامت سوال کجاست ؟

589
00:51:57,840 --> 00:52:00,150
‫علامت سوال بزار

590
00:52:00,200 --> 00:52:02,070
‫حالا اینو تایپ کن

591
00:52:02,120 --> 00:52:05,430
‫نیاز به منشی برای کارهای بزرگ"

592
00:52:05,480 --> 00:52:06,830
‫آروم‌تر

593
00:52:06,880 --> 00:52:09,480
‫توانایی تایپ کردن و غلط یابی داشته باشه

594
00:52:10,760 --> 00:52:13,710
‫پنج روز در هفته

595
00:52:13,760 --> 00:52:16,150
‫ماهی هشت پوند و چهار شیلینگ

596
00:52:16,200 --> 00:52:18,520
‫"سریعاً نیازمندیم

597
00:52:19,960 --> 00:52:21,240
‫جدی میگی ؟

598
00:52:24,600 --> 00:52:27,200
‫"ماجرا داره شروع میشه "لیزی

599
00:52:29,000 --> 00:52:31,960
‫به یکی نیاز دارم که اون سر قضیه رو هم ببینه

600
00:52:39,640 --> 00:52:42,120
‫"تو هم می‌تونی از کارِ دیگه ـت دست برداری "لیزی

601
00:52:43,200 --> 00:52:45,200
‫همه ـش

602
00:52:47,240 --> 00:52:48,440
‫بلااستثنا

603
00:52:54,920 --> 00:52:57,790
‫ساعت هشت صبح دوشنبه
‫طبقه‌ی بالای دفتر

604
00:52:57,840 --> 00:52:58,920
‫دیر نکن

605
00:53:11,640 --> 00:53:13,990
‫نیومارکت" سودآور بوده"

606
00:53:14,040 --> 00:53:16,950
‫آرتور" بهم گفت چطور پیغامت رو رسوندی"

607
00:53:17,000 --> 00:53:19,590
‫و وقتی پرسیدم داروهاشو کجاست

608
00:53:19,640 --> 00:53:21,630
‫گفت تو ریختیشون دور

609
00:53:21,680 --> 00:53:24,750
‫چیزایی که من ریختم دور تریاک و "برمور" بود
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( نمک آلی و معدنی )</font>

610
00:53:24,800 --> 00:53:27,270
‫پس توی لندن اینطوریه ؟

611
00:53:27,320 --> 00:53:30,110
‫هر رئیس باید یه سگِ ولگرد
‫اطرافش داشته باشه

612
00:53:30,160 --> 00:53:33,550
‫آره . کسی که نمیشه پیش‌بینی کرد چی‌کار می‌کنه
‫یکی که حسابی زده به سرش

613
00:53:33,600 --> 00:53:35,590
‫اما "توماس شلبی" از برادر خودش استفاده می‌کنه

614
00:53:35,640 --> 00:53:38,400
‫- اینقدر به من نپیچ
‫- یکی باید این‌کار رو بکنه

615
00:53:39,760 --> 00:53:41,470
‫یک ساعت پیش این رسید

616
00:53:41,520 --> 00:53:45,110
‫اسمی روش نیست
‫ولی از شهرکِ "کمدِن" رسیده

617
00:53:45,160 --> 00:53:46,510
‫می‌خواستم بسوزونمش

618
00:53:46,560 --> 00:53:47,950
‫باید می‌سوزوندمش

619
00:53:48,000 --> 00:53:51,230
‫آفرین "تامی" . بلاخره یه طرف رو انتخاب کردی

620
00:53:51,280 --> 00:53:53,120
‫حالا با "سابینی" سرجنگ افتادی

621
00:54:33,160 --> 00:54:35,470
‫میای بریم یه چیزی بخوریم "آیدا" ؟

622
00:54:35,520 --> 00:54:38,230
‫نه . یه خانمی داره از "کـارل" مراقبت می‌کنه

623
00:54:38,280 --> 00:54:39,840
‫اگه دیر برسم میزنه به سرش

624
00:55:11,120 --> 00:55:12,390
‫"آیدا شلبی"

625
00:55:12,440 --> 00:55:13,560
‫نه

626
00:55:21,960 --> 00:55:23,790
‫برادرت قوانین رو شکوند

627
00:55:23,840 --> 00:55:25,310
‫من هیچ برادر کوفتی ندارم

628
00:55:25,360 --> 00:55:27,830
‫من و دوستام یه‌کم
‫به شراکتِ زنانه نیاز داریم

629
00:55:27,880 --> 00:55:29,430
‫- بزنیم به جاده
‫- نه

630
00:55:29,480 --> 00:55:31,880
‫- محکم بگیرینش
‫- ولم کنین

631
00:55:43,720 --> 00:55:44,960
‫بگیرینش

632
00:56:14,600 --> 00:56:18,990
‫"توی کلاب ـم نتونستم ببینمت "تامی شلبی

633
00:56:19,040 --> 00:56:21,230
‫مشغولِ مسابقات بودم

634
00:56:21,280 --> 00:56:22,800
‫"سابینی"

635
00:56:25,240 --> 00:56:26,760
‫اسمم رو نگو

636
00:56:27,840 --> 00:56:29,710
‫مسیح

637
00:56:29,760 --> 00:56:33,720
‫"اسمم رو از دهنش بردار "فرانکـو

638
00:56:42,840 --> 00:56:45,550
‫وقتی که تو میری اونجا
‫و سعی می‌کنی برای خودت طلا پیدا کنی

639
00:56:45,600 --> 00:56:46,710
‫و پول بنزین میدی

640
00:57:02,560 --> 00:57:04,710
‫میدونی چقدر درباره ـت میدونم ؟

641
00:57:04,760 --> 00:57:07,440
‫حتی میدونم توی دهنت چی هست

642
00:57:08,640 --> 00:57:09,830
‫نگام کن

643
00:57:09,880 --> 00:57:11,510
‫نگام کن

644
00:57:11,560 --> 00:57:12,800
‫نگام کن

645
00:57:14,360 --> 00:57:16,470
‫با یهودی‌ها همراه شدی

646
00:57:16,520 --> 00:57:18,990
‫فکر می‌کنین لندن اینطوریه

647
00:57:19,040 --> 00:57:21,390
‫بیای و یه طرف رو انتخاب کنی

648
00:57:21,440 --> 00:57:23,950
‫دلقکِ کیری

649
00:57:24,000 --> 00:57:25,760
‫حالا زندگیت به سر رسیده

650
00:57:26,920 --> 00:57:30,870
‫آخرین چیزی که
‫روی زمین می‌بینی صورتِ منه

651
00:57:30,920 --> 00:57:32,550
‫اشتباه کردی

652
00:57:32,600 --> 00:57:34,680
‫وقتی به جهنم میری یادت می‌مونه

653
00:57:40,200 --> 00:57:41,640
‫تمومش کنین

654
00:58:09,520 --> 00:58:13,960
‫بیاین ببینیم حرومزاده هنوز زنده ـست یا نه

655
00:58:19,800 --> 00:58:20,800
‫<font color=#۰۰۸۰FF>
‫:. ترجمه از ج ـواد .:
‫</font>

656
00:58:21,800 --> 00:58:22,800
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

