1
00:00:01,000 --> 00:00:02,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Peaky Blinders"</font>

2
00:00:02,900 --> 00:00:05,810
‫دارودسته‌ی ایتالیایی‌ها و یهودی‌ها
‫توی لندن در حال جنگن

3
00:00:05,860 --> 00:00:08,330
‫یهودی‌ها توی بدترین شرایطن
‫اونا متحد نیاز دارن

4
00:00:08,380 --> 00:00:09,410
‫نقشه ـت رو بهم بگو

5
00:00:09,460 --> 00:00:11,890
‫می‌تونم ۱۰۰ نفر بهت پیشنهاد کنم

6
00:00:13,740 --> 00:00:16,690
‫از اینجا ببرینش . ببرینش بیرون

7
00:00:16,740 --> 00:00:18,620
‫آرتـور یه پسر رو کشته

8
00:00:20,100 --> 00:00:23,290
‫"اینا پرونده‌های مایکل و "آنا گـرِی" هستن "پـالی

9
00:00:23,340 --> 00:00:26,610
‫"دخترت مُرده ولی "پال

10
00:00:26,660 --> 00:00:28,450
‫مایکل زنده ـست

11
00:00:28,500 --> 00:00:30,490
‫من دنبال یکی به اسمِ "الیزابـت گرِی" می‌گردم

12
00:00:30,540 --> 00:00:32,210
‫از اون چی می‌خوای ؟

13
00:00:32,260 --> 00:00:33,980
‫فکر می‌کنم اون مادرمه

14
00:00:35,380 --> 00:00:38,250
‫یکی از دوستانِ قدیمی ـمون
‫داره به شهر برمیگرده

15
00:00:38,300 --> 00:00:41,410
‫اون رئیس یه نوع انجمنیه

16
00:00:41,460 --> 00:00:43,580
‫انجمنِ ایرلندی‌ها

17
00:01:53,500 --> 00:01:54,500
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

18
00:01:55,500 --> 00:01:56,500
‫: تـرجمـه از
‫مـجـتـبی (mestry)
‫جـواد (Michael Pitt)

19
00:01:57,500 --> 00:02:01,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۲ : قسمت ۳</font>

20
00:02:01,700 --> 00:02:05,490
‫امروز صبح توی میدانِ نمایش کشته شده

21
00:02:05,540 --> 00:02:06,650
‫اون ایرلندی بود

22
00:02:06,700 --> 00:02:09,010
‫اون کسی بوده که توی انجمن ـت
‫دنبالش بودی قربان ؟

23
00:02:09,060 --> 00:02:10,610
‫رزونامه‌ها رو خوندی ؟

24
00:02:10,660 --> 00:02:12,810
‫روزنامه‌ها بیرمنگهام

25
00:02:12,860 --> 00:02:17,020
‫پیشنهاد می‌کنم روزنامه‌ی "دِیلی مِیل" رو بخونی
‫تا ذهنت رو وسیع‌تر کنه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( روزنامه‌ی صبح بریتانیا )</font>

26
00:02:18,180 --> 00:02:20,650
‫حالا اگه این خبرهای ملی رو خونده باشی

27
00:02:20,700 --> 00:02:26,130
‫میدونستی که پادشاه
‫شورش ایرلندی‌ها رو تهدید میدونه

28
00:02:26,180 --> 00:02:30,610
‫بعضی از "فنیانس" اینو قبول دارن
‫ولی ارتش جمهوری‌خواه ایرلندی اینو قبول نداره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">تشکیلاتِ ایرلندی در آمریکا)
‫(John O'Mahony به سرکردگی</font>

29
00:02:30,660 --> 00:02:34,730
‫و ارتش جمهوری‌خواه ایرلندی
‫آشنـایی طولانی و دراز مدتی با

30
00:02:34,780 --> 00:02:36,930
‫این نوع خفه کردن دارن

31
00:02:38,780 --> 00:02:41,820
‫یعنی اونا با خودشون تو جنگن قربان ؟

32
00:02:44,540 --> 00:02:47,450
‫- همه ـش همین بود
‫- بله قربان

33
00:02:47,500 --> 00:02:49,730
‫وضعیتم توی لندن داره به‌هم میریزه

34
00:02:49,780 --> 00:02:52,370
‫به یه جا برای سکونت نیاز دارم
‫تو کمکم می‌کنی ؟

35
00:02:52,420 --> 00:02:56,650
‫دلتون نمی‌خواد همونجایی
‫که قبلاً بودین بمونین قربان ؟

36
00:02:56,700 --> 00:02:58,410
‫خاطراتِ بدی از اونجا دارین گمون کنم

37
00:02:58,460 --> 00:03:00,130
‫"اینو بفهم "مـاوس

38
00:03:00,180 --> 00:03:03,730
‫من از ماموریت قبلی که توی
‫این شهر داشتم هیچ پشیمانی ندارم

39
00:03:03,780 --> 00:03:05,500
‫واقعاً قربان ؟

40
00:03:06,740 --> 00:03:10,490
‫گمونم شما حسابی به
‫نتیجه‌ی ماموریتم خندیدین

41
00:03:10,540 --> 00:03:12,050
‫خندیدیم قربان ؟

42
00:03:12,100 --> 00:03:15,210
‫فکر می‌کنی خنده‌داره که من احساساتی شدم

43
00:03:15,260 --> 00:03:17,210
‫نمیدونم چی دارین میگین قربان

44
00:03:17,260 --> 00:03:22,010
‫من هیچ پشیمانی از
‫اتفاقی که با خانم "برجـس" افتاد ندارم

45
00:03:22,060 --> 00:03:25,290
‫خاطره‌ی بدی وجود نداره

46
00:03:25,340 --> 00:03:27,220
‫درسته قربان

47
00:03:30,820 --> 00:03:33,340
‫عقلش رو داره از دست میده

48
00:03:51,060 --> 00:03:52,660
‫بعدی

49
00:03:56,620 --> 00:03:58,100
‫بعدی

50
00:04:14,620 --> 00:04:17,530
‫خب ، اسم ؟

51
00:04:17,580 --> 00:04:20,290
‫"دیگبت کید"

52
00:04:20,340 --> 00:04:22,610
‫"دیـگ"

53
00:04:22,660 --> 00:04:24,460
‫چی‌کاره هستی ؟ بوکسری ؟

54
00:04:25,660 --> 00:04:28,340
‫"دیـگبت کید" مثل "بیلـی دِکید"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بیلی دِکید : یک تفنگدار آمریکایی معروف در قرن نوزدهم)</font>

55
00:04:32,340 --> 00:04:35,410
‫اوقاتت رو با فیلم‌ها گذروندی ؟

56
00:04:35,460 --> 00:04:37,930
‫"فیلم‌های وسترن "تـام میکس
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( بازیگر قدیمی فیلم‌های کابوی و وسترن )</font>

57
00:04:37,980 --> 00:04:39,460
‫آره ؟

58
00:04:42,540 --> 00:04:43,690
‫چی‌کار می‌کنی ؟

59
00:04:43,740 --> 00:04:47,410
‫صبر کنین . تفنگِ واقعی نیست

60
00:04:47,460 --> 00:04:50,020
‫- بذار ببینمش پس
‫- از چوب درست شده

61
00:04:55,020 --> 00:04:58,610
‫بنگ ، بنگ

62
00:04:58,660 --> 00:05:01,860
‫خیلی خوبه . کمربندش رو از کجا گیر آوردی ؟

63
00:05:02,860 --> 00:05:06,090
‫خواهرم با یک پیش‌بندِ
‫آهنگری قدیمی درستش کرده

64
00:05:06,140 --> 00:05:08,290
‫بیشتر کوک‌هاش رو مامانم زده

65
00:05:08,340 --> 00:05:10,090
‫اون مادر واقعیم نیست ولی...

66
00:05:10,140 --> 00:05:12,370
‫مثلِ مامان‌ها رفتار می‌کنه

67
00:05:12,420 --> 00:05:14,210
‫پس برات کمربندِ‌ اسلحه درست کرده

68
00:05:14,260 --> 00:05:15,650
‫خب بچه مامانی

69
00:05:15,700 --> 00:05:18,220
‫در رو پشت سرت ببند . ما دنبالِ...

70
00:05:19,980 --> 00:05:21,410
‫تا حالا دستگیر شدی ؟

71
00:05:21,460 --> 00:05:23,140
‫- آره
‫- آره ؟

72
00:05:24,620 --> 00:05:26,930
‫- نه
‫- خوبه

73
00:05:26,980 --> 00:05:30,770
‫تو اولین آدمی هستی که
‫بدونِ سابقه‌ی جنایی می‌بینمت

74
00:05:30,820 --> 00:05:33,330
‫می‌تونیم بگیریمش آرتـور

75
00:05:33,380 --> 00:05:34,980
‫منظورم رو می‌فهمی ؟

76
00:05:36,300 --> 00:05:39,290
‫گروهِ جدیدِ ما می‌خواد
‫درباره‌ی قمار کردنِ قانونی

77
00:05:39,340 --> 00:05:40,930
‫یه کاری کرده باشه

78
00:05:40,980 --> 00:05:42,970
‫- همینطوره
‫- درست سرِ وقت

79
00:05:43,020 --> 00:05:45,610
‫پس ما به پاسبون‌ها خودمون کمک می‌کنیم
‫که سهمیه دستگیریشون رو

80
00:05:45,660 --> 00:05:48,850
‫با مردهایی انجام بدیم
‫که آماده‌ی دستگیر شدن هستن

81
00:05:48,900 --> 00:05:51,650
‫برای یه هفته واردِ انجمن میشی

82
00:05:51,700 --> 00:05:54,410
‫برای هر دردسری که درست کنی
‫پنج لیره بهت میدیم

83
00:05:54,460 --> 00:05:56,610
‫چطوریه گاوچرون ؟

84
00:05:56,660 --> 00:05:57,940
‫آره

85
00:06:00,220 --> 00:06:04,340
‫خوبه . وقتی داری میری
‫آدرست رو برای "فــین" بنویس

86
00:06:06,940 --> 00:06:08,210
‫سواد ندارم

87
00:06:08,260 --> 00:06:10,770
‫مشکلی نیست . "فـین" هم نمی‌تونه بخونه

88
00:06:10,820 --> 00:06:11,850
‫نگران نباش

89
00:06:11,900 --> 00:06:14,610
‫فقط آدرست رو بهش بگو
‫تا ما هم پیگیرت باشیم

90
00:06:14,660 --> 00:06:18,730
‫اگه کلانتر قبلش تو رو
‫از شهر بیرون نندازه

91
00:06:25,340 --> 00:06:26,820
‫مردِ خوب

92
00:06:28,540 --> 00:06:31,900
‫نمیدونم چه بلایی
‫سرِ بچه‌های این زمونه میاد تــام

93
00:06:33,900 --> 00:06:37,890
‫اهلِ دعوا نیستن
‫پس از ما متفاوتن

94
00:06:37,940 --> 00:06:40,140
‫بچه می‌مونن

95
00:06:42,980 --> 00:06:45,450
‫چطور بود ؟

96
00:06:45,500 --> 00:06:48,530
‫داشتم از گشنگی می‌مردم
‫پس باید یه چیزی می‌خوردم

97
00:06:48,580 --> 00:06:50,660
‫ولی واقعاً فوق‌العاده بود

98
00:06:52,340 --> 00:06:54,100
‫فوق‌العاده

99
00:06:56,180 --> 00:06:59,490
‫پس تو آشپزی ؟

100
00:06:59,540 --> 00:07:01,820
‫آشپز نیستم . نه

101
00:07:08,620 --> 00:07:10,810
‫مردی که اومد خونه ـمون

102
00:07:10,860 --> 00:07:13,690
‫ماشین باکلاسی سوار شده بود
‫اون پولدار به نظر میرسید

103
00:07:13,740 --> 00:07:16,330
‫چی‌کار می‌کنه ؟

104
00:07:16,380 --> 00:07:18,860
‫- کارش با اسب‌هاست
‫- واقعاً ؟

105
00:07:20,220 --> 00:07:24,050
‫- من از اسب خوشم میاد . یه اسب کهر دارم
‫- جدی میگی ؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(کهر : نام نوعی اسب)</font>

106
00:07:24,100 --> 00:07:25,860
‫من همیشه اسب‌سواری می‌کنم

107
00:07:27,420 --> 00:07:28,900
‫پس توی خون ـمونه

108
00:07:33,500 --> 00:07:35,930
‫من یه عالمه سوال دارم

109
00:07:35,980 --> 00:07:37,890
‫منم همینطور

110
00:07:37,940 --> 00:07:40,450
‫تصوراتِ دیگه‌ای توی ذهنم داشتم

111
00:07:40,500 --> 00:07:43,140
‫خب ، من همینجام

112
00:08:04,540 --> 00:08:07,650
‫مشکلی نیست که من مادرتم ؟

113
00:08:07,700 --> 00:08:09,900
‫انتخابِ دیگه‌ای ندارم

114
00:08:11,900 --> 00:08:15,490
‫یعنی تو همونی هستی که هستی دیگه ؟

115
00:08:15,540 --> 00:08:17,570
‫انتخابی در کار نیست

116
00:08:17,620 --> 00:08:19,100
‫همین

117
00:08:20,700 --> 00:08:22,580
‫آره . درسته

118
00:08:24,740 --> 00:08:27,100
‫خدا تو رو بهم داد

119
00:08:29,140 --> 00:08:31,460
‫مردم تو رو ازم گرفتن

120
00:08:33,820 --> 00:08:38,530
‫و مشکلی نیست که من مادرتم ، مگه نه ؟

121
00:08:38,580 --> 00:08:40,500
‫توِی چنین جایی

122
00:08:42,380 --> 00:08:44,940
‫فکر می‌کردم بدتر باشه

123
00:08:46,740 --> 00:08:48,170
‫مثل سگو بدویید

124
00:08:48,220 --> 00:08:49,930
‫بچه‌ی "دیگبت" ـی اومده

125
00:08:49,980 --> 00:08:52,490
‫از شهر بزن به چاک مرتیکه
‫یا میزنم کله ـت رو میارم پایین

126
00:08:52,540 --> 00:08:54,090
‫وقتت تمومه

127
00:08:54,140 --> 00:08:56,060
‫- تو مردی
‫- "جـان"

128
00:09:09,580 --> 00:09:11,810
‫"خب "پـالی

129
00:09:11,860 --> 00:09:13,770
‫ایشون کی باشن ؟

130
00:09:13,820 --> 00:09:16,410
‫آقایون

131
00:09:16,460 --> 00:09:18,570
‫ایشون عمه‌زاده‌ی شما هستن

132
00:09:18,620 --> 00:09:20,540
‫پسرِ "پـالی" . مایکـل

133
00:09:29,020 --> 00:09:31,330
‫- خوشحال شدم
‫- جـان" هستم"

134
00:09:31,380 --> 00:09:33,010
‫من آرتـور هستم . قبلاً همو دیدیم

135
00:09:33,060 --> 00:09:36,330
‫مجبور شدم از پنجره بندازمت بیرون
‫تا "جـان" بتونه بگیرت

136
00:09:36,380 --> 00:09:40,410
‫من قبلاً تو رو مینداختم توی جعبه‌کفش
‫و توی کوچه شوتت می‌کردم

137
00:09:40,460 --> 00:09:43,170
‫شرط می‌بندم خوشحالی برگشتی

138
00:09:43,220 --> 00:09:44,690
‫من چیزی یادم نمیاد

139
00:09:44,740 --> 00:09:47,620
‫فقط همون روزی رو یادم میاد
‫که منو از اینجا بردن

140
00:09:59,740 --> 00:10:02,260
‫خب ، حالا اینجایی پسر

141
00:10:03,460 --> 00:10:05,330
‫به خانواده‌ی "شلبـی" خوش آمدی

142
00:10:05,380 --> 00:10:10,170
‫- بعداً همه‌ی کنج‌ها رو نشونت میدیم
‫- آره . همه چیز رو نشونت میدیم

143
00:10:10,220 --> 00:10:13,810
‫بیاین فعلاً تنهاش بزاریم

144
00:10:13,860 --> 00:10:15,380
‫یالا پسرا

145
00:10:16,460 --> 00:10:18,700
‫لباس قشنگیه

146
00:10:23,580 --> 00:10:25,340
‫خوب به نظر میرسن

147
00:10:34,140 --> 00:10:37,050
‫اینهاش . آقای نامریی

148
00:10:37,100 --> 00:10:40,010
‫"سرجوخه "بیلــی کیچن
‫خیلی مشتاقِ دیدار بودم

149
00:10:40,060 --> 00:10:41,810
‫چطوری ؟

150
00:10:41,860 --> 00:10:43,850
‫من خودم باندهای خودم رو باز کردم

151
00:10:43,900 --> 00:10:46,930
‫آماده‌ی خدمتگذاری ـم
‫ممنون که اومدی به دیدنم تـامی

152
00:10:46,980 --> 00:10:49,730
‫"کاری نکردم "بـیل
‫مجبور نیست برای ما توی صف باشی

153
00:10:49,780 --> 00:10:51,850
‫"ما دنبال مردهایی مثل تو هستیم "بیلـی

154
00:10:51,900 --> 00:10:54,970
‫ولی اول باید آزمایش سلامت رو رد کنی

155
00:10:55,020 --> 00:11:00,740
‫مردم "شفیلد" به مسیر "وینکانتین" هجوم بردن
‫منم یه گلوله خوردم

156
00:11:03,980 --> 00:11:05,810
‫کی بانداژها رو باز کردی ؟

157
00:11:05,860 --> 00:11:08,250
‫وقتی که خودم بازشون کردم

158
00:11:08,300 --> 00:11:10,250
‫همه ـش یک هفته

159
00:11:10,300 --> 00:11:11,970
‫بوی گندیدگی نمیدی

160
00:11:12,020 --> 00:11:14,490
‫فاسد نشدی

161
00:11:14,540 --> 00:11:16,740
‫"خیلی وقته ندیدمت "بـیلی

162
00:11:18,340 --> 00:11:19,970
‫با مدال‌هات چی‌کار کردی ؟

163
00:11:20,020 --> 00:11:23,860
‫انداختمشون دور . مثل خودت

164
00:11:25,140 --> 00:11:27,810
‫بودنِ شما بچه‌های "بلک کانتری" کنار ما
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بلک کانتری : ناحیه‌ای در غرب انگلستان)</font>

165
00:11:27,860 --> 00:11:29,130
‫یه نعمتی بود

166
00:11:29,180 --> 00:11:31,690
‫و شما بیرمینگهامی‌ها
‫همه‌ی کارهای رو درست انجام دادین

167
00:11:31,740 --> 00:11:33,180
‫همینطوره

168
00:11:34,420 --> 00:11:37,370
‫"می‌خوام تو سردسته‌ی تشکیلات باشی "بیلــی

169
00:11:37,420 --> 00:11:40,610
‫از الان به بعد اسم تشکیلاتت
‫بریگادیر کیچن" میشه"

170
00:11:40,660 --> 00:11:44,130
‫صد نفر زیر دستت داری

171
00:11:44,180 --> 00:11:48,050
‫حالا که یکی از خانواده آشپزباش‌ها به ما اضافه شده

172
00:11:48,100 --> 00:11:50,770
‫بهتره که پسر عموهات و داداشات بذارن که قایقامون

173
00:11:50,820 --> 00:11:53,570
‫بدون معطلی و دزدی از "بلک کانتری" عبور کنن

174
00:11:53,620 --> 00:11:56,290
‫نمیدونم چی دارین میگین

175
00:11:56,340 --> 00:11:57,490
‫"برو خونه "بیـل

176
00:11:57,540 --> 00:12:00,330
‫هر چی آدم خوب می‌شناسی رو جمع کن و بیار

177
00:12:00,380 --> 00:12:03,650
‫بروبـچ "بلک کانتری" و برمینگهام بالاخره دوباره باهم شدن

178
00:12:03,700 --> 00:12:07,820
‫- عـجب روزی بشه
‫- اون روز همین امروزه

179
00:12:09,420 --> 00:12:12,860
‫لـندن بریم که رفتیم

180
00:12:26,460 --> 00:12:30,860
‫تـامی ، باید از تلفن استفاده کنم
‫پـالی" گفت یه دونه توی میخونه دارین"

181
00:12:32,180 --> 00:12:35,620
‫خب ، سریع باش . من کار دارم

182
00:12:37,580 --> 00:12:38,650
‫قربان

183
00:12:38,700 --> 00:12:40,890
‫پـالی" گفت اینجا مالِ توئه"

184
00:12:40,940 --> 00:12:43,290
‫اون گفت که مسئول چیزهای مختلفی هستی

185
00:12:43,340 --> 00:12:45,250
‫بهش میگی "پـالی" یا مامان ؟

186
00:12:45,300 --> 00:12:47,890
‫هنوز عادت نکردم بهش بگم مامان

187
00:12:51,220 --> 00:12:54,690
‫- به کی می‌خوای زنگ بزنی ؟
‫- مادرم . منظورم...

188
00:12:54,740 --> 00:12:56,260
‫میدونم منظورت چیه

189
00:12:57,620 --> 00:12:59,370
‫و می‌خوای چه بهش بگی ؟

190
00:12:59,420 --> 00:13:01,290
‫می‌خوام بهش بگم کجا هستم

191
00:13:01,340 --> 00:13:04,220
‫و می‌خوای بهش بگی
‫که داری میای خونه

192
00:13:06,780 --> 00:13:09,130
‫پـالی" گفت چند روزی می‌تونم بمونم"

193
00:13:09,180 --> 00:13:12,180
‫- می‌خوای بمونی ؟
‫- من تازه رسیدم

194
00:13:15,860 --> 00:13:17,370
‫چند سالته مایکـل ؟

195
00:13:17,420 --> 00:13:18,770
17

196
00:13:18,820 --> 00:13:22,090
‫یعنی هنوز هیچی به خودت بستگی نداره ، مگه نه ؟

197
00:13:22,140 --> 00:13:24,730
‫چند هفته دیگه ۱۸ سالم میشه
‫خودم می‌تونم تصمیم بگیرم

198
00:13:24,780 --> 00:13:26,730
‫سیگار می‌کشی ؟

199
00:13:26,780 --> 00:13:28,140
‫نه

200
00:13:30,260 --> 00:13:31,740
‫مشروب چی ؟

201
00:13:36,540 --> 00:13:38,330
‫به مادرت زنگ میزنی و میگی

202
00:13:38,380 --> 00:13:40,810
‫که با قطار بعدی برمیگردی خونه

203
00:13:40,860 --> 00:13:43,730
‫وقتی رسیدی اونجا
‫یه نامه برای "پـالی" می‌نویسی

204
00:13:43,780 --> 00:13:46,290
‫که وقتی ۱۸ سالت شد
‫با تصمیمِ خودت برمیگردی پیشش

205
00:13:46,340 --> 00:13:47,780
‫الان که بهت گفتم

206
00:13:49,060 --> 00:13:51,300
‫تصمیمم رو خودم می‌گیرم

207
00:13:53,300 --> 00:13:57,140
‫میدونی کارِ ما چیه مایکـل ؟

208
00:13:58,820 --> 00:14:02,180
‫ما "شلبی"ها ؟

209
00:14:03,380 --> 00:14:06,970
‫بله . فکر کنم بدونم

210
00:14:07,020 --> 00:14:09,250
‫آره

211
00:14:09,300 --> 00:14:11,620
‫تو زرنگی

212
00:14:12,660 --> 00:14:18,250
‫ولی جوونی و فکر می‌کنی
‫کاری که ما می‌کنیم درسته

213
00:14:18,300 --> 00:14:20,330
‫درست نیست

214
00:14:20,380 --> 00:14:22,420
‫مردم صدمه می‌بینن

215
00:14:24,940 --> 00:14:28,770
‫حالا به مادرت زنگ بزن
‫و خودم تا ایستگاه میرسونمت

216
00:14:28,820 --> 00:14:30,380
‫نه

217
00:14:35,220 --> 00:14:40,180
‫توی روستای ما
‫یه چشمه‌ی آرزو هست

218
00:14:41,180 --> 00:14:43,010
‫از آجر سفید درست شده

219
00:14:43,060 --> 00:14:45,380
‫درست بعد از جنگله

220
00:14:46,500 --> 00:14:49,060
‫همه میگن خیلی قشنگه

221
00:14:50,580 --> 00:14:55,530
‫ولی قسم می‌خورم
‫اگه یه روز دیگه پیش اون چشمه باشم

222
00:14:55,580 --> 00:14:58,690
‫با دینامیت میزنم می‌ترکونمش

223
00:14:58,740 --> 00:15:03,330
‫احتمالاً دست‌هام رو هم از دست بدم
‫ولی کاملاً ارزشش رو داره

224
00:15:03,380 --> 00:15:05,450
‫فقط اینکه ببینم

225
00:15:05,500 --> 00:15:10,700
‫تمامِ اون آجرهای سفید
‫توی روستای سرسبز منفجر میشن

226
00:15:23,420 --> 00:15:26,620
‫آره . تو خودِ پسرِ "پــالی" هستی

227
00:15:30,500 --> 00:15:35,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شهر کمدِن "</font>

228
00:15:40,300 --> 00:15:43,770
‫خب پسرا ، بریم دنبال کارمون

229
00:15:43,820 --> 00:15:45,980
‫بریم بگیریمش

230
00:15:47,140 --> 00:15:49,140
‫واینستین

231
00:15:51,860 --> 00:15:54,340
‫تکون بخورید

232
00:15:56,900 --> 00:15:58,620
‫حرکت کنین

233
00:16:14,820 --> 00:16:16,460
‫نفر بعدی

234
00:16:19,300 --> 00:16:20,690
‫اسم ؟

235
00:16:20,740 --> 00:16:22,010
‫"ابـی هِت"

236
00:16:22,060 --> 00:16:24,890
‫- حرفه ؟
‫- نونوا

237
00:16:24,940 --> 00:16:28,490
‫خب ، پرش کن و بزن به چاک

238
00:16:28,540 --> 00:16:30,140
‫بعدی

239
00:16:33,100 --> 00:16:34,370
‫اسم ؟

240
00:16:34,420 --> 00:16:35,770
‫"بـادی‌هالز"

241
00:16:35,820 --> 00:16:38,770
‫حرفه ؟

242
00:16:38,820 --> 00:16:39,970
‫نونوا

243
00:16:40,020 --> 00:16:43,650
‫خب ، پرش کن و بزن به چاک

244
00:16:43,700 --> 00:16:45,700
‫بعدی

245
00:16:47,020 --> 00:16:48,130
‫اسم ؟

246
00:16:48,180 --> 00:16:49,250
‫"بیلی کیچـن"

247
00:16:49,300 --> 00:16:51,610
‫حرفه ـت چیه ؟

248
00:16:51,660 --> 00:16:53,340
‫سر نونوا

249
00:16:59,220 --> 00:17:00,620
‫پرش کن

250
00:17:07,940 --> 00:17:10,530
‫"اون "تـامی شلبی

251
00:17:10,580 --> 00:17:14,010
‫هیچ‌وقت به یک مرد بزرگ قدرت نده
‫چی بهت گفتم ؟

252
00:17:14,060 --> 00:17:17,570
‫هیچ‌وقت به یک مرد بزرگ قدرت نده

253
00:17:17,620 --> 00:17:19,020
‫بعدی

254
00:17:21,260 --> 00:17:22,700
‫اسم ؟

255
00:17:23,940 --> 00:17:27,530
‫خب ، همه‌ی شما به عنوانِ نونوا

256
00:17:27,580 --> 00:17:30,370
‫توی شرکت نون‌سازی
‫شهرکِ "کمدِن" انتخاب شدید

257
00:17:30,420 --> 00:17:34,530
‫اگه کسی از کار شما پرسید
‫شما فقط نونوا هستید

258
00:17:34,580 --> 00:17:39,250
‫پاسبون‌ها شهرکِ "کمدِن" با ما هستن
‫ولی شمالی‌ها و جنوبی‌ها

259
00:17:39,300 --> 00:17:41,610
‫به اونا این برگه رو نشون میدی

260
00:17:41,660 --> 00:17:44,730
‫بهشون میگین از شمال اومدین دنبالِ کار

261
00:17:44,780 --> 00:17:49,650
‫بهشون بگین اگه مجبور بشین
‫فاشیسم" هم میشین"

262
00:17:49,700 --> 00:17:52,370
‫براتون جای خواب پیدا می‌کنیم ولی فعلاً

263
00:17:52,420 --> 00:17:54,890
‫توی همین نونوایی می‌خوابین

264
00:17:54,940 --> 00:17:59,220
‫ولی به نون‌ها دست نمیزنین
‫ممکنه وا برن

265
00:18:01,260 --> 00:18:02,940
‫سوالی هست ؟

266
00:18:03,940 --> 00:18:05,730
‫بله ؟

267
00:18:05,780 --> 00:18:07,730
‫من که نونی ندیدم

268
00:18:43,740 --> 00:18:45,930
‫اون بیدار میشه

269
00:18:45,980 --> 00:18:50,580
‫احتمالاً دندونی براش نمونده باشه
‫ولی اون از همه ـتون آماده‌تره

270
00:18:52,860 --> 00:18:57,820
‫و آخرین چیزی که یادش می‌مونه
‫شوخی مسخره‌ی توئه ، مگه نه ؟

271
00:19:04,700 --> 00:19:06,660
‫درسته

272
00:19:07,660 --> 00:19:09,690
‫اینجا یه سری قوانین داره

273
00:19:09,740 --> 00:19:13,450
‫بنا به یه دلایلی یه سری قانون وجود داره

274
00:19:13,500 --> 00:19:16,860
‫کاملاً روشنه که باید باهاشون موافق کنین ، خب ؟

275
00:19:18,540 --> 00:19:20,810
‫قانون شماره یک

276
00:19:20,860 --> 00:19:27,100
‫حرفی از اینکه نون با عرق
‫چه فرقی می‌کنه زده نمیشه

277
00:19:29,260 --> 00:19:31,540
‫قانون شماره دو

278
00:19:34,340 --> 00:19:39,810
‫هر چیزی که مامور ارشدِ شما بهتون میگه

279
00:19:39,860 --> 00:19:44,970
‫یا هر ارشدِ دیگه‌ای به شما میگه ، خب ؟

280
00:19:45,020 --> 00:19:47,620
‫حرفی ازشون زده نمیشه

281
00:19:50,620 --> 00:19:56,210
‫قانون شماره‌ی سه و چهار و پنج
‫و شش و هفت و هشت و نُه به تُخمم نیست

282
00:19:56,260 --> 00:20:00,330
‫برای باقی عمرتون بدبختانه
‫زندگی می‌کنین بیچاره‌ها

283
00:20:00,380 --> 00:20:06,700
‫چون من هم مثل شما
‫یه جاکش تمـام عیارم

284
00:20:12,100 --> 00:20:13,820
‫زن‌های یهودی

285
00:20:15,980 --> 00:20:17,970
‫نزدیکِ اونا نمیشین

286
00:20:18,020 --> 00:20:21,740
‫چون اصلاً کاری به
‫زن‌های یهودی نباید داشته باشید

287
00:20:23,460 --> 00:20:25,740
‫فکر کنم منصفانه ـست

288
00:20:46,700 --> 00:20:48,930
‫خب ، همین بود

289
00:20:48,980 --> 00:20:51,860
‫ببخشید اگه وسط حرفت پریدم

290
00:20:58,940 --> 00:21:00,500
‫جعمش کنین

291
00:21:07,220 --> 00:21:11,860
‫ببرشون بیرون تا به کارشون برسن

292
00:21:14,740 --> 00:21:19,690
‫سرجاتون واینستین
‫شما مثلاً سربازین وامونده‌ها

293
00:21:19,740 --> 00:21:22,970
‫بی‌آبرو‌های کیری

294
00:21:23,020 --> 00:21:25,140
‫برو

295
00:22:19,820 --> 00:22:22,290
‫کلید داری ؟

296
00:22:22,340 --> 00:22:24,050
‫یدکیه

297
00:22:24,100 --> 00:22:25,540
‫بده به من

298
00:22:32,300 --> 00:22:34,370
‫می‌خوای نقاشی کنی ؟

299
00:22:34,420 --> 00:22:36,860
‫آره . هر وقت دلم خواست

300
00:22:44,260 --> 00:22:46,050
‫چی می‌خوای تـامی ؟

301
00:22:46,100 --> 00:22:48,540
‫اومدم سلام کنم

302
00:22:49,620 --> 00:22:53,450
‫تـامی شلبی" هیچ‌وقت"
‫بی‌دلیل به جایی نمیـره

303
00:22:53,500 --> 00:22:55,460
‫خب...

304
00:22:57,180 --> 00:23:01,210
‫هشتصد پوند ذخیره توی دارایی‌های "شلبی"‌ها دارم

305
00:23:01,260 --> 00:23:04,850
‫و به یه نفر نیاز دارم که
‫بتونه ازشون نگه داری کنه

306
00:23:04,900 --> 00:23:07,490
‫واسه اجاره ؟

307
00:23:07,540 --> 00:23:09,330
‫بله

308
00:23:09,380 --> 00:23:12,850
‫واسه مردم فقیر
‫هر ده نفر تو یه اتاق

309
00:23:12,900 --> 00:23:14,650
‫نه تعمیراتی ، نه آبی

310
00:23:14,700 --> 00:23:18,300
‫اگه غرولندی هم بکنن
‫تو آرتـور و پسرا رو می‌فرستی

311
00:23:19,900 --> 00:23:22,850
‫من تو کتابخونه بقیه رو نصیحت می‌کنم

312
00:23:22,900 --> 00:23:26,090
‫خانواده‌هایی که انداختنشون تو خیابون

313
00:23:26,140 --> 00:23:28,660
‫ما داریم با کسایی مثل شما مبارزه می‌کنیم

314
00:23:31,780 --> 00:23:35,740
‫خب ، به‌هرحال داشتم رد می‌شدم
‫بابتِ چای هم ممنون

315
00:23:39,580 --> 00:23:40,820
‫تــامی

316
00:23:45,860 --> 00:23:49,730
‫یه سری مرد بیرون هستن و همیشه دارن
‫از خونه مراقبت می‌کنن

317
00:23:49,780 --> 00:23:51,690
‫آره . بدترین نوع گنگسترها

318
00:23:51,740 --> 00:23:53,450
‫اونا برای امنیت تو اونجا هستن

319
00:23:53,500 --> 00:23:55,740
‫نه . یه سری دیگه
‫اونا مثل پاسبون‌ها هستن

320
00:23:57,460 --> 00:23:59,420
‫اونا هم طرفِ تو هستن

321
00:24:00,420 --> 00:24:03,170
‫- من هیچ طرفِ کوفتی نیستم
‫- آیدا

322
00:24:03,220 --> 00:24:04,660
‫چرا ، هستی

323
00:24:06,060 --> 00:24:09,210
‫و اگه میدونستم که کسی
‫از خونه مراقبت نمی‌کنه

324
00:24:09,260 --> 00:24:10,820
‫خوابم نمی‌برد

325
00:24:12,540 --> 00:24:14,060
‫بدرود

326
00:24:29,340 --> 00:24:33,620
‫خیلی خوب بود . آفرین . پیاده بشیم

327
00:24:43,700 --> 00:24:46,300
‫این خونه منه

328
00:24:48,740 --> 00:24:50,690
‫یه خدمتکار گرفتم

329
00:24:50,740 --> 00:24:53,250
‫اون اتاق بزرگ رو برات درست کرده

330
00:24:53,300 --> 00:24:56,740
‫بیا بریم یه نگاهی بندازیم

331
00:25:04,180 --> 00:25:06,900
‫فکر کردم می‌تونیم چند هفته همینجا باشیم

332
00:25:10,780 --> 00:25:14,420
‫تا دوباره همدیگه رو بشناسیم

333
00:25:19,260 --> 00:25:21,770
‫گوشت خوک دارم . دوست دارم ؟

334
00:25:21,820 --> 00:25:23,940
‫بله . دوست دارم

335
00:25:26,500 --> 00:25:28,900
‫- خدمتکار گرفتم
‫- یه بار گفتی

336
00:25:31,380 --> 00:25:33,220
‫اون طبقه بالاست

337
00:25:34,940 --> 00:25:37,050
‫می‌تونه برامون چای بیاره

338
00:25:37,100 --> 00:25:39,580
‫ببین . این زنگ رو به صدا درمیارم

339
00:25:45,060 --> 00:25:46,300
‫بله خانم ؟

340
00:25:50,980 --> 00:25:52,580
‫فکر کنم ما چای می‌خوایم

341
00:25:59,300 --> 00:26:01,340
‫بهش عادت می‌کنی

342
00:26:44,980 --> 00:26:48,290
‫دیگه تمیزکار نمی‌خوایم . جاش پر شد

343
00:26:48,340 --> 00:26:50,970
‫من تمیزکـار نیستم

344
00:26:51,020 --> 00:26:55,620
‫ولی باید یه سری کثیفی‌ها رو تمیز کنم

345
00:26:59,740 --> 00:27:02,330
‫چطوره قبل از اینکه اتفاقی بیفته
‫اونو بزاری کنار ؟

346
00:27:02,380 --> 00:27:05,170
‫تو پسرِ منو کشتی

347
00:27:05,220 --> 00:27:08,380
‫پیکی"ـه حرومزاده"

348
00:27:09,780 --> 00:27:15,620
‫تو زدیش و زدیش و زدیش

349
00:27:16,820 --> 00:27:19,010
‫پسرت یه بوکسر بود

350
00:27:19,060 --> 00:27:20,580
‫نه

351
00:27:22,660 --> 00:27:25,810
‫اون یه پسر بود

352
00:27:25,860 --> 00:27:29,980
‫که با یه حیوون واردِ رینگ بوکس شد

353
00:27:32,140 --> 00:27:33,490
‫اینطوری نیست

354
00:27:33,540 --> 00:27:35,700
‫اومدم جلوت رو بگیرم

355
00:27:37,180 --> 00:27:42,060
‫چون پاسبون‌ها و بقیه
‫نمی‌تونن این‌کار رو بکنن

356
00:27:49,860 --> 00:27:52,730
‫اگه می‌خوای این‌کار رو بکنی

357
00:27:52,780 --> 00:27:54,860
‫به سمتِ سرم بگیرش

358
00:27:55,900 --> 00:27:58,300
‫مشکل از همینجا میاد

359
00:28:00,140 --> 00:28:04,210
‫سربازایی که به شکمشون شلیک میشه
‫نصف روز طول می‌کشه تا جون بدن

360
00:28:04,260 --> 00:28:06,250
‫من دیدمشون

361
00:28:06,300 --> 00:28:10,860
‫اینور و اونور راه میرن درحالیکه دل و روده ـشون
‫عین لباسای کثیف تو دستشونه

362
00:28:12,500 --> 00:28:14,770
‫اون تفنگ رو بالا بگیر و انجامش بده

363
00:28:14,820 --> 00:28:17,410
‫انجامش بده

364
00:28:17,460 --> 00:28:18,650
‫انجامش بده

365
00:28:32,340 --> 00:28:34,300
‫می‌خوام مشروبم رو تموم کنم

366
00:28:39,900 --> 00:28:41,980
‫اگه می‌خوای می‌تونیم باهم تمومش کنیم

367
00:29:15,380 --> 00:29:18,700
‫ببین . منو ببین

368
00:29:20,620 --> 00:29:23,570
‫اینجا صندوق داریم

369
00:29:23,620 --> 00:29:25,940
‫هفته‌ای بهت پول میدیم

370
00:29:29,700 --> 00:29:32,700
‫میدونم اینطوری پسرت برنمیگرده

371
00:29:35,140 --> 00:29:37,100
‫میدونم

372
00:29:39,460 --> 00:29:41,740
‫و تو پسرهای دیگه‌ای داری

373
00:29:43,940 --> 00:29:46,490
‫پسرهای دیگه

374
00:29:46,540 --> 00:29:48,450
‫اونا رو می‌فرستیم سر کار

375
00:29:48,500 --> 00:29:51,370
‫و تو لازم نیست کاری بکنی
‫تو باید...

376
00:30:01,420 --> 00:30:06,140
‫یکی باید جلوی شما آدما رو بگیره

377
00:30:27,740 --> 00:30:29,810
‫کی آیینه‌ی لعنتی رو شکسته ؟

378
00:30:29,860 --> 00:30:32,660
‫هفت سال بدشانسی میاره

379
00:30:39,700 --> 00:30:42,290
‫فردا چهار قایق دیگه هم پر میشه

380
00:30:42,340 --> 00:30:45,450
‫چی شده چـارلی ؟ تجارت که خوبه

381
00:30:45,500 --> 00:30:48,650
‫این تجارت نیست
‫این‌کار‌ احمقانه ــست

382
00:30:48,700 --> 00:30:50,290
‫سیگار و مشروب مشکلی نداره

383
00:30:50,340 --> 00:30:53,810
‫ولی این جنس‌های تقلبی
‫برامون زیادی تموم میشه

384
00:30:53,860 --> 00:30:55,900
‫حتی مطمئن نیستم شاید دزدی باشه

385
00:30:57,180 --> 00:30:59,370
‫بعضیاشون قانونی تولید شدن

386
00:30:59,420 --> 00:31:01,650
‫یه روز همه ـشون قانونی میشن

387
00:31:01,700 --> 00:31:04,130
‫مثل اینه که یه کار به‌درد نخور داشته باشی

388
00:31:04,180 --> 00:31:06,180
‫آروم‌تر باش کلاه قشنگه

389
00:31:07,620 --> 00:31:11,260
‫اون خنده رو از صورتت محو می‌کنم
‫یه گروه قایق دیگه می‌خوام

390
00:31:13,660 --> 00:31:15,060
‫حلـه

391
00:31:17,460 --> 00:31:19,460
‫دیگه حتی باهام مشاجره هم نمی‌کنی

392
00:31:21,060 --> 00:31:24,570
‫و عبور کردن از "بلک کانتری" تو این
‫اوضاع متارکه جنگ شوخی بردار نیست

393
00:31:24,620 --> 00:31:27,850
‫هِـی از روی سکّو واست دست تکون میدن لاشیا

394
00:31:27,900 --> 00:31:30,140
‫خب ، تو هم دست تکون بده . باشه ؟

395
00:31:31,340 --> 00:31:33,610
‫و این ماشین‌های کیری

396
00:31:33,660 --> 00:31:36,420
‫آخرین‌بار کی سوار اسب شدی تـام ؟

397
00:31:50,940 --> 00:31:54,610
‫"همین الان خشک شدن آقای "کمپبـل

398
00:31:54,660 --> 00:31:56,330
‫"ستوان "کمپبـل

399
00:31:56,380 --> 00:31:58,570
‫ببخشید ؟

400
00:31:58,620 --> 00:32:00,580
‫مهم نیست

401
00:32:05,820 --> 00:32:08,850
‫ایرلندی‌ دیگه‌ای هم
‫توی این خونه زندگی می‌کنه ؟

402
00:32:08,900 --> 00:32:13,370
‫نه آقای "کمپبـل" . من این خونه رو پاک نگه داشتم

403
00:32:13,420 --> 00:32:17,180
‫مطمئن باشید که
‫من اینجا ایرلندی نگه نمیدارم

404
00:32:19,540 --> 00:32:24,250
‫خب ، اگه کسی اومد
‫دنبال اتاق منو باخبر بزار

405
00:32:24,300 --> 00:32:28,090
‫حتی اگه ردشون کردی رفتن
‫هم بهم خبر بده . باشه ؟

406
00:32:28,140 --> 00:32:30,370
‫امیدوارم دنبـال دردسر نباشید

407
00:32:30,420 --> 00:32:33,650
‫اونا فقط می‌گفتن که
‫شما یه نوع پلیس بودید

408
00:32:33,700 --> 00:32:36,780
‫نه . منتظر دردسر نیستم

409
00:32:38,420 --> 00:32:44,290
‫اینطرفا جایی نیست که گوشت ریز ریز سِرو کنن ؟
‫گوشت خوک یا بره فرقی نداره

410
00:32:44,340 --> 00:32:47,090
‫یه رستوران ۲تا خیابون اونورتر هست

411
00:32:47,140 --> 00:32:52,890
‫اما من خودم ساندویچ سِرو می‌کنم
‫تخم مرغ و تره یا گوشت خوک

412
00:32:52,940 --> 00:32:55,060
‫یا هر چیز دیگه‌ای که شما رو راضی کنه

413
00:32:56,940 --> 00:32:59,130
‫نـه ، نـه

414
00:32:59,180 --> 00:33:03,140
‫میرم بیرون یه‌کم هوا بخورم

415
00:33:13,940 --> 00:33:16,930
‫برنامه‌ی ملاقاتمون یکشنبه بود

416
00:33:16,980 --> 00:33:19,570
‫تصمیم گرفتم جلو بیارمش

417
00:33:19,620 --> 00:33:22,930
‫فقط می‌خواستی نشونم بدی
‫که میدونی کجا زندگی می‌کنم دیگه ؟

418
00:33:22,980 --> 00:33:25,140
‫الان باید تحت تاثیر قرار بگیرم ؟

419
00:33:26,140 --> 00:33:29,770
‫"خب ، آقای "چرچیل
‫که تحت تاثیر قرار گرفته بود

420
00:33:29,820 --> 00:33:31,820
‫آره . همینطوره

421
00:33:33,140 --> 00:33:35,660
‫همه‌ی تقاضاهام جور شد

422
00:33:36,860 --> 00:33:38,290
‫بهت گفت ؟

423
00:33:38,340 --> 00:33:40,770
‫آره

424
00:33:40,820 --> 00:33:45,370
‫یه ملاقات داشتیم
‫و اون داشت نامه ـت رو بلند میخوند

425
00:33:45,420 --> 00:33:48,810
‫یه‌جورایی توی اون ملاقات
‫شوق و شعف زیادی هم بود

426
00:33:48,860 --> 00:33:52,050
‫همه داشتن به اون نامه میخندیدن

427
00:33:52,100 --> 00:33:55,090
‫فهمیدم . پس به نامه میخندیدن

428
00:33:55,140 --> 00:34:00,820
‫"بهم بگو آقای "کمپبـل
‫همون آدما بعضی وقت‌ها به خودتون نمیخندن ؟

429
00:34:06,620 --> 00:34:10,210
‫ما درباره‌ی کارمون روزِ یکشنبه

430
00:34:10,260 --> 00:34:13,250
‫که از قبل اعلام کردیم

431
00:34:13,300 --> 00:34:16,700
‫و همونجایی که توافق کردیم
‫با حوصله صحبت می‌کنیم

432
00:34:17,820 --> 00:34:22,170
‫منظورت رو رسوندی
‫"شب بخیر آقای "شلبـی

433
00:34:22,220 --> 00:34:26,090
‫به یک دلیل دیگه هم امشب اومدم اینجا

434
00:34:26,140 --> 00:34:30,010
‫فقط نمی‌خواستم که سرِ کارِت بذارن

435
00:34:30,060 --> 00:34:35,730
‫منزلی که اداره‌ی پلیس برات انتخاب کرده

436
00:34:35,780 --> 00:34:38,170
‫اینو چی‌کارش می‌کنی ؟

437
00:34:38,220 --> 00:34:42,090
‫خانمی که صاحب اونجاست
‫قبلاً معروف‌ترین جنده‌خونه رو

438
00:34:42,140 --> 00:34:44,210
‫توی "استرچفورد" داشت

439
00:34:44,260 --> 00:34:47,530
‫اون تقریباً بازنشست شده

440
00:34:47,580 --> 00:34:50,900
‫شرط می‌بندم به این قضیه هم میخندن ، مگه نه ؟

441
00:34:54,780 --> 00:34:58,900
‫با نیتِ دوستی و همکاری اینو گفتم

442
00:35:00,380 --> 00:35:03,330
‫یکشنبه می‌بینمت

443
00:35:03,380 --> 00:35:04,530
‫اسم ؟

444
00:35:04,580 --> 00:35:05,770
‫"دیگبت کید"

445
00:35:05,820 --> 00:35:08,010
‫اسم واقعی ـت

446
00:35:08,060 --> 00:35:09,940
‫"هارولد هنکاکس"

447
00:35:11,580 --> 00:35:13,810
‫حرفه؟

448
00:35:13,860 --> 00:35:15,450
‫دلال غیرقانونی

449
00:35:15,500 --> 00:35:18,050
‫نباید اینطور بگی

450
00:35:18,100 --> 00:35:20,610
‫باید یه چیزی مثلا "سایه‌بان تعمیر می‌کنم" بگی

451
00:35:20,660 --> 00:35:24,610
‫بعدش ما تصمیم می‌گیرم که دروغ گفتی
‫و دستگیرت می‌کنیم

452
00:35:24,660 --> 00:35:26,420
‫سایه‌بان تعمیر می‌کنم

453
00:35:28,860 --> 00:35:32,970
‫شما در حال حمل برگه‌های شرط بندی
‫بلیط‌های غیرقانونی

454
00:35:33,020 --> 00:35:34,650
‫و "تیکِر تِیپ" مشاهده شدید
‫<font color="#ff۸۰۰۰">تیکِر تِیپ : نوعی برگه‌های قدیمی برای نمایش)
‫(اطلاعات مربوط به ارزش سهام و اینگونه مسائل</font>

455
00:35:34,700 --> 00:35:36,300
‫توضیحی داری ؟

456
00:35:39,180 --> 00:35:40,490
‫نه

457
00:35:40,540 --> 00:35:48,050
‫نه . من هیچ توضیحی در رابطه"
‫"با جرایمی که مرتکب شدم ندارم قربان

458
00:35:48,100 --> 00:35:52,850
‫میشه ببرینش ؟
‫بقیه ـش رو خودم پر می‌کنم

459
00:35:52,900 --> 00:35:54,260
‫بیا پسر

460
00:36:01,700 --> 00:36:03,860
‫عجب جهنمیه

461
00:36:19,620 --> 00:36:22,170
‫کُشتـیش ؟

462
00:36:22,220 --> 00:36:25,130
‫همونطور که عرض کردم
‫به این راحتیا نمیشه گیرِش انداخت

463
00:36:25,180 --> 00:36:27,850
‫اون کلی محافظ دور خودش داره

464
00:36:27,900 --> 00:36:30,420
‫اما سر وقتش

465
00:36:31,860 --> 00:36:33,690
‫وقتش درسته . الان وقتشه

466
00:36:33,740 --> 00:36:37,460
‫وقتی از محدوده خودی ـش دور شد
‫حسابشو میرسم

467
00:36:40,060 --> 00:36:41,410
‫خب ، چی می‌خوای ؟

468
00:36:41,460 --> 00:36:43,450
‫از یه نگهبان تو زندان "وینسن گرین" شنیدیم که

469
00:36:43,500 --> 00:36:45,410
‫یکی از دلال ـهاشون زندانی شده

470
00:36:45,460 --> 00:36:47,090
‫پسره اسمش "هارولد هنکاکس"ـه

471
00:36:47,140 --> 00:36:48,770
‫می‌تونیم یه گوشمالی ـشون بدیم

472
00:36:48,820 --> 00:36:52,730
‫چندتا نونوا تو شهر "کَمدِن" هست ؟

473
00:36:52,780 --> 00:36:55,890
‫"تعداد زیادی نونوا تو شهر "کَمدِن" هست آقای "سابینی

474
00:36:55,940 --> 00:36:59,850
‫اما همونطور که عرض کردم هنوز تعداد دقیقی
‫به دستمون نرسیده

475
00:36:59,900 --> 00:37:02,010
‫کی مسابقه ۴:۱۵ تو "چِپستو" رو بُرد ؟

476
00:37:02,060 --> 00:37:03,250
‫"رَگمَن"

477
00:37:03,300 --> 00:37:05,490
‫- لباسای خشکشویی ـم کجاست ؟
‫- آماده هستن

478
00:37:05,540 --> 00:37:07,420
‫کی مسابقه ۳:۵۰ تو "کمپتون پارک" رو بُرد ؟

479
00:37:10,980 --> 00:37:12,330
‫چـیه ؟ نمیدونـی ؟

480
00:37:12,380 --> 00:37:13,890
‫می‌تونم بپرسم

481
00:37:13,940 --> 00:37:16,180
‫لازم نیست . خودم میدونم

482
00:37:19,980 --> 00:37:24,490
‫می‌بینی؟ همه اسبای محبوب دارن می‌برن

483
00:37:24,540 --> 00:37:27,820
‫اونایی هم که کمتر محبوبن از رده خارج میشن

484
00:37:29,060 --> 00:37:30,770
‫داره با جادو جنبل دستکاریشون می‌کنه

485
00:37:30,820 --> 00:37:31,850
‫جادو جنبل ؟

486
00:37:31,900 --> 00:37:35,250
‫همین کارای کولی‌ها . علف ، دارو

487
00:37:35,300 --> 00:37:40,460
‫همچنین داره به یارای ما اطلاعات میده
‫که کی قراره برنده بشه

488
00:37:41,620 --> 00:37:44,170
‫مشتری‌های همیشگیمون سرِ منفعت
‫دارن بهمون خیانت می‌کنن

489
00:37:44,220 --> 00:37:47,460
‫اولش فکر می‌کنی که قراره وفادار باشن
‫اما منفعت...

490
00:37:51,780 --> 00:37:54,730
‫میزنه رو دست مسابقه ، عقیده و خانواده

491
00:37:54,780 --> 00:37:56,250
‫نتایح که به نظر من طبیعی هستن

492
00:37:56,300 --> 00:37:58,810
‫نظر تو مفت نمی‌ارزه

493
00:37:58,860 --> 00:38:03,850
‫آقای "سابینی" ، اگر فکر می‌کنید که اونا می‌خوان
‫مسابقات شمالی رو دستکاری کنن

494
00:38:03,900 --> 00:38:06,490
‫دیگه از شمالِ "تاوستر" شرط بندی قبول نمی‌کنیم

495
00:38:06,540 --> 00:38:07,890
‫من همین الانشم یه کار بهت سپردم

496
00:38:07,940 --> 00:38:10,930
‫و این‌کار انجام خواهد شد
‫ولی در عین حال...

497
00:38:10,980 --> 00:38:12,020
‫در عین حال و کوفت

498
00:38:13,780 --> 00:38:15,410
‫در عین حال می‌خواید که با اون پسره

499
00:38:15,460 --> 00:38:18,020
‫تو زندان برمینگهام چی‌کار کنیم ؟

500
00:38:33,820 --> 00:38:37,580
‫چرا می‌خوای که با صدای بلند بگم ؟

501
00:38:44,180 --> 00:38:46,660
‫کسی داره گوش میده ؟

502
00:38:52,740 --> 00:38:54,330
‫خیلی خوب خودم میگم

503
00:38:54,380 --> 00:38:57,940
‫ما "هنکاکس" رو می‌کشیم
‫تا بهشون یه پیغام برسونیم

504
00:39:04,260 --> 00:39:09,860
‫خوبه . بعدشم حساب "تامی شلبی" لعنتی رو میرسی

505
00:39:23,260 --> 00:39:25,450
‫با من کاری داشتید ؟

506
00:39:25,500 --> 00:39:26,860
‫بلـه

507
00:39:32,780 --> 00:39:35,020
‫لباساتو دربیار

508
00:39:41,340 --> 00:39:47,290
‫من میدونم تو چی هستی
‫پس لباساتو دربیار

509
00:39:52,940 --> 00:39:57,260
‫خیلی مودبانه نبود

510
00:39:58,260 --> 00:40:00,060
‫البته که نبود

511
00:40:08,260 --> 00:40:10,020
‫پس درسته . بس کن

512
00:40:12,460 --> 00:40:17,090
‫من فقط اثبات می‌خواستم ، نه لذت

513
00:40:17,140 --> 00:40:19,660
‫و یا عفونت

514
00:40:23,100 --> 00:40:25,610
‫تو هم توی این جوک دست داری ؟

515
00:40:25,660 --> 00:40:27,220
‫کدوم جوک ؟

516
00:40:30,100 --> 00:40:34,130
‫من تو این شهر کثیف یه کار ناتموم دارم

517
00:40:34,180 --> 00:40:38,090
‫و هر موقع وقتش برسه اون‌کار رو تموم می‌کنم

518
00:40:38,140 --> 00:40:42,540
‫و اونوقت خشم من گریبانگیر همتون میشه

519
00:40:43,780 --> 00:40:50,690
‫اما فعلاً به دوستات تو اداره پلیس بگو که

520
00:40:50,740 --> 00:40:53,340
‫من میدونم

521
00:40:54,900 --> 00:40:58,050
‫و وقتی روزش برسه

522
00:40:58,100 --> 00:41:00,580
‫اون من هستم که میخندم

523
00:41:02,500 --> 00:41:03,780
‫برو بیرون

524
00:41:58,060 --> 00:42:00,340
‫سمت راست ، سمت راست

525
00:42:01,500 --> 00:42:04,730
‫خیلی وقت نداریم . زود باشید

526
00:42:04,780 --> 00:42:07,530
‫"همینطوری ادامه بده "واتکینز
‫اون تو سمت راست

527
00:42:07,580 --> 00:42:11,380
‫سمت راست . زود باشید بچه‌ها

528
00:42:18,620 --> 00:42:20,020
‫هارولد هنکاکس" ؟"

529
00:42:25,780 --> 00:42:30,170
‫به همه بگو این بلاییه که سر "بلایندرز"هایی

530
00:42:30,220 --> 00:42:32,890
‫که به "گرین" وارد میشن میاد

531
00:42:32,940 --> 00:42:34,330
‫سابینی" دستور داده"

532
00:42:34,380 --> 00:42:38,130
‫من یه "بلایندر" نیستم
‫من "بلایندر" نیستم

533
00:42:38,180 --> 00:42:40,770
‫من واقعی نیستم . من واقعی نیستم

534
00:42:40,820 --> 00:42:42,260
‫من واقعی نیستم

535
00:42:59,540 --> 00:43:02,610
‫بهتره چیز مهمی باشه که
‫مزاحم تعطیلاتم شده

536
00:43:02,660 --> 00:43:03,930
‫پسره کجا ـست ؟

537
00:43:03,980 --> 00:43:05,890
‫تو اتاق پشتی ـه
‫آوردمش اینجا تا

538
00:43:05,940 --> 00:43:07,930
‫بعدش باهم بریم موزه

539
00:43:07,980 --> 00:43:10,690
‫- می‌خواست بیاد داخل و یه سلامی بکنه اما...
‫- "خفه‌شو "جان

540
00:43:10,740 --> 00:43:13,340
‫اینجا هیچی به مایکل ربط نداره

541
00:43:15,020 --> 00:43:17,180
‫تامی ، شروع کن

542
00:43:20,420 --> 00:43:24,970
‫"دیشب یکی از افراد ما تو "وینستون گرین
‫گلو ـش بریده شد

543
00:43:25,020 --> 00:43:28,370
‫امروز صبح یه تلگرام بهم رسید که می‌گفت
‫سابینی" دستورشو داده بود"

544
00:43:28,420 --> 00:43:31,210
‫و نوشته بود که توماس "شلبی" نفر بعدیه

545
00:43:31,260 --> 00:43:34,050
‫اگر افراد ما فکر کنن که نمی‌تونیم
‫تو زندان مواظبشون باشیم

546
00:43:34,100 --> 00:43:35,450
‫اون‌وقت برامون کار نمی‌کنن

547
00:43:35,500 --> 00:43:38,930
‫سابینی" اینو میدونه . واسه همین"
‫باید قضیه "گرین" رو حل کنیم

548
00:43:38,980 --> 00:43:41,370
‫اسکودبوت" ، تو و یکی دیگه از بچه‌ها"

549
00:43:41,420 --> 00:43:44,010
‫چندتا شیشه بشکونید و دستگیر بشید

550
00:43:44,060 --> 00:43:46,130
‫"به مامورامون میگم که بفرستنتون "گرین

551
00:43:46,180 --> 00:43:47,930
‫و اونجا مسئول این‌کار رو پیدا کنید

552
00:43:47,980 --> 00:43:50,090
‫نمیشه به جای شکستن شیشه ماشین بدزدیم ؟

553
00:43:51,180 --> 00:43:54,010
‫چیـه ؟ همه دارن ماشین می‌گیرن

554
00:43:54,060 --> 00:43:55,610
‫من هنوز الاغ سوار میشم

555
00:43:55,660 --> 00:43:58,130
‫خیلی خب ، فقط اینکه یه کاری کن دستگیر بشی

556
00:43:58,180 --> 00:43:59,410
‫مهم نیست چطور

557
00:43:59,460 --> 00:44:03,010
‫و قبل از اینکه بخندید
‫یادتون باشه که یه پسر مُرده

558
00:44:03,060 --> 00:44:05,090
‫اون فقط یه پسر بچه بود

559
00:44:05,140 --> 00:44:07,250
‫"واسه خانوادش پول جمع می‌کنیم "پـال

560
00:44:07,300 --> 00:44:08,340
‫موافقم

561
00:44:09,740 --> 00:44:11,410
‫خب ، همین بود ؟ حالا می‌تونم برم ؟

562
00:44:11,460 --> 00:44:13,410
‫خب ، به عنوان صندوقدار کمپانی

563
00:44:13,460 --> 00:44:16,970
‫می‌خوام که اجازه بدی ۱۰۰۰ گینی خرج کنم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(گینی : واحد پول)</font>

564
00:44:17,020 --> 00:44:19,050
‫سرِ چی ؟

565
00:44:19,100 --> 00:44:20,820
‫سرِ یه اسب

566
00:44:22,380 --> 00:44:24,650
‫هزار گینی واسه یه اسب ؟

567
00:44:24,700 --> 00:44:26,020
‫درسته

568
00:44:30,660 --> 00:44:32,370
‫کی این تصمیم رو گرفتید ؟

569
00:44:32,420 --> 00:44:35,250
‫تو سرت با مایکل گرم بود

570
00:44:35,300 --> 00:44:37,530
‫اوه خـدای مـن

571
00:44:37,580 --> 00:44:41,090
‫پس در نبود من شماها یه ایده
‫به ذهنتون رسیده

572
00:44:41,140 --> 00:44:42,650
‫"پـالی"

573
00:44:42,700 --> 00:44:44,570
‫یه اسب اصیل "فیلی" هست که یک چهارم
‫رگ عربی داره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسب فیلی : گونه‌ای از اسب‌های ماده جوان)</font>

574
00:44:44,620 --> 00:44:46,690
‫اینو توی "دانکستر بلاد استاک" برای مزایده گذاشتن

575
00:44:46,740 --> 00:44:49,770
‫اسب ۱۰۰۰ گینی می‌خوایم چی‌کار ؟

576
00:44:49,820 --> 00:44:52,490
‫وقتی وارد مسابقات "سابینی" میشیم

577
00:44:52,540 --> 00:44:54,570
‫با هر کسی که بخوایم قرارداد شرط بندی ببندیم

578
00:44:54,620 --> 00:44:56,490
‫توسط مامورای پلیس "سابینی" دستگیر میشه

579
00:44:56,540 --> 00:44:59,330
‫یه اسب خوب پاسپورتیه برای ورود مستقیم
‫به محوطه شرط بندی افراد درجه بالا

580
00:44:59,380 --> 00:45:02,060
‫اونجا میریم پیش افراد کلاس بالا

581
00:45:03,060 --> 00:45:05,170
‫مامورا نمیدونن کجا دنبالمون بگردن

582
00:45:05,220 --> 00:45:06,930
‫"آره . "اپسوم دربی" "پـال
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اپسوم دربی : نام یک سری مسابقات اسب‌سواری مشهور)</font>

583
00:45:06,980 --> 00:45:08,890
‫میریم با خود پادشاه نوشیدنی میزنیم

584
00:45:08,940 --> 00:45:10,690
‫دِربـی ؟

585
00:45:10,740 --> 00:45:12,340
‫اون گفت دِربی ؟

586
00:45:17,020 --> 00:45:18,490
‫درسته

587
00:45:18,540 --> 00:45:21,330
‫"تو این ده سال اخیر "سابینی
‫مسابقات رو در دست داشته

588
00:45:21,380 --> 00:45:24,890
‫حالا که می‌خوایم اونو بزنیم کنار
‫بهتره یه خودی هم نشون بدیم

589
00:45:24,940 --> 00:45:28,050
‫- احیاناً این ایده تو میخونه به ذهنتون نرسیده ؟
‫- "پال"

590
00:45:28,100 --> 00:45:32,530
‫یه اسب مسابقه خوب یه سرمایه‌گذاریه مثل مِلک

591
00:45:32,580 --> 00:45:35,490
‫باید به دارایی‌هامون تنوع بدیم

592
00:45:35,540 --> 00:45:37,090
‫خب ، این فروش کِی هست ؟

593
00:45:37,140 --> 00:45:38,610
‫فـردا

594
00:45:38,660 --> 00:45:41,810
‫تامی هم یه تهدید مرگ واسش اومده
‫پس باید واسه محافظت باهاش بریم

595
00:45:41,860 --> 00:45:45,650
‫پس می‌خواید اینجا رو تعطیل کنید
‫برید اونجا گندکاری کنید

596
00:45:45,700 --> 00:45:48,610
‫و بعدشم ۱۰۰۰ گینی پای یه اسبی بدید که حتی
‫اسب عرب کامل نیست

597
00:45:48,660 --> 00:45:51,330
‫یک چهارم عرب بهتره

598
00:45:51,380 --> 00:45:55,140
‫- یک چهارم عرب یعنی...
‫- کرلی" ، خـفـه"

599
00:45:58,460 --> 00:46:01,330
‫مگه بهت نگفتم اون در رو قفل کن ؟

600
00:46:01,380 --> 00:46:02,370
‫قفلش کرد

601
00:46:02,420 --> 00:46:04,210
‫من از کلیدی که روی میخ آویزون بود استفاده کردم

602
00:46:04,260 --> 00:46:07,570
‫ببین ، من داشتم گوش میدادم
‫می‌خوام که باهاشون برم

603
00:46:07,620 --> 00:46:08,660
‫دیـدیـد ؟

604
00:46:09,940 --> 00:46:12,970
‫من عاشق اسبا هستم . حتی می‌تونم کمک کنم

605
00:46:13,020 --> 00:46:14,970
‫مگه اینکه از رو جنازه‌ام رد بشی

606
00:46:15,020 --> 00:46:17,290
‫مشکلی پیش نمیاد مامان

607
00:46:17,340 --> 00:46:20,490
‫قبلاً با داییم کلی مزایده اسب رفتم

608
00:46:20,540 --> 00:46:24,290
‫اونجا خیلی آدمای محترمی هستن
‫خدمتکاراشون رو هم با خودشون میارن

609
00:46:24,340 --> 00:46:26,810
‫آره و زنای دافشون

610
00:46:26,860 --> 00:46:29,210
‫و معشوقه‌هاشون

611
00:46:29,260 --> 00:46:30,820
‫"بذار بیاد "پـالی

612
00:46:32,220 --> 00:46:34,650
‫ما میریم اونجا یه اسب میخریم
‫بعدشم برمیگردیم

613
00:46:34,700 --> 00:46:38,300
‫قبل از اینکه هوا تاریک بشه خودم
‫"اونو برمیگردونم به خونه توی "ساتن

614
00:46:40,020 --> 00:46:41,100
‫نـه

615
00:46:43,500 --> 00:46:44,620
‫عـمراً

616
00:47:05,020 --> 00:47:07,930
‫خیلی خب ، تمومه . برگردید سر کارِتون

617
00:47:07,980 --> 00:47:09,020
‫یـالا

618
00:47:14,020 --> 00:47:17,370
‫خاله "پال" ، وقتی من هم سن مایکل بودم

619
00:47:17,420 --> 00:47:20,490
‫هزار نفر کشته بودم و کلی جسد مرده دیدم

620
00:47:20,540 --> 00:47:22,850
‫اگه می‌خوای این بچه واسه همیشه
‫ترسو بار بیاد

621
00:47:22,900 --> 00:47:25,010
‫همینطوری ادامه بده

622
00:47:25,060 --> 00:47:27,450
‫اگه می‌خوای اینجا موندگار بشه

623
00:47:27,500 --> 00:47:29,140
‫بذار بیاد

624
00:47:41,340 --> 00:47:42,650
‫باورم نمیشه

625
00:47:42,700 --> 00:47:44,780
‫همه لباسای کهنه "جان" اندازه‌ام هستن

626
00:47:46,540 --> 00:47:48,700
‫خدای من ، عین پدرت شدی

627
00:48:00,100 --> 00:48:02,780
‫میگو ، گوشت خوک

628
00:48:09,580 --> 00:48:12,650
‫چه شکلی بود ؟ پدرم رو میگم

629
00:48:12,700 --> 00:48:13,940
‫چطوری مُرد ؟

630
00:48:16,700 --> 00:48:21,050
‫خب ، نمی‌خوام بهت دروغ بگم

631
00:48:21,100 --> 00:48:22,610
‫وقتی مُرد مست بود

632
00:48:22,660 --> 00:48:24,780
‫لای یه قایق و سد له شده بود

633
00:48:25,980 --> 00:48:27,940
‫یه مرگ کولی واقعی تو رودخونه

634
00:48:30,100 --> 00:48:32,570
‫ولی اون بلد بود آواز بخونه

635
00:48:32,620 --> 00:48:33,780
‫پیانو بزنه

636
00:48:35,140 --> 00:48:37,420
‫لبخندش دلتو آب می‌کرد

637
00:48:39,540 --> 00:48:41,500
‫چشمات به اون رفته

638
00:48:46,500 --> 00:48:48,940
‫وقتی مست نبود مهربون و باوقار بود

639
00:48:55,740 --> 00:48:57,370
‫مشکلش این بود که

640
00:48:57,420 --> 00:48:59,740
‫تو بچگی وارد بد گروهی شده بود

641
00:49:02,820 --> 00:49:08,490
‫۱۰۰بار بهشون گفتم اون بوق رو نزنن

642
00:49:08,540 --> 00:49:11,220
‫اینجا یه محله محترم و آرومه

643
00:49:33,020 --> 00:49:35,660
‫- داغ کرده "کرلی" . یه نگاه بهش بنداز
‫- باشه

644
00:49:38,100 --> 00:49:39,500
‫منم برم بشاشم

645
00:49:41,540 --> 00:49:43,490
‫کُلی درست کرده . می‌خوای ؟

646
00:49:43,540 --> 00:49:45,090
‫اون چه کوفتیه ؟

647
00:49:45,140 --> 00:49:48,770
‫ساندویچ گوشت خوکه فکر کنم
‫رب میگو هم داریم

648
00:49:48,820 --> 00:49:51,940
‫چایی هم هست اما باید نوبتی بخوریم
‫چون فقط یه لیوان داریم

649
00:49:53,700 --> 00:49:55,130
‫چیـه ؟

650
00:49:55,180 --> 00:49:57,130
‫ساندویچ ؟

651
00:49:57,180 --> 00:49:58,170
‫آره

652
00:49:58,220 --> 00:50:00,010
‫پالی" ساندویچ درست کرده ؟"

653
00:50:00,060 --> 00:50:02,450
‫چیه ؟ اومدیم پیکنیک مثلاً ؟

654
00:50:02,500 --> 00:50:05,370
‫خیلی خب ، چایی رو میل می‌کنیم
‫بعدشم ساندویچا رو می‌خوریم

655
00:50:05,420 --> 00:50:07,690
‫بعدشم راهمونو ادامه میدیم باشه ؟

656
00:50:07,740 --> 00:50:08,900
‫ضد حال نباش چارلی

657
00:50:11,020 --> 00:50:13,770
‫- اونا رو رد کن بیان
‫- جمعش کن "آرت" کثافت
‫- گمشو بابا

658
00:50:13,820 --> 00:50:15,060
‫جان یالا

659
00:50:16,780 --> 00:50:18,930
‫خیلی خب بچه‌ها ، اینجا جای آبرومندیه

660
00:50:18,980 --> 00:50:20,650
‫و ما هم باید آبرومندانه رفتار کنیم

661
00:50:20,700 --> 00:50:24,490
‫نه اسلحه و نه مشروب
‫جان" ، ما کنار هم می‌مونیم"

662
00:50:24,540 --> 00:50:26,530
‫وقتی اسبه بیاد من مزایده رو انجام میدم

663
00:50:26,580 --> 00:50:29,050
‫من قبلاً به متصدی مزایده اعلام کردم که
‫این اسب رو می‌خوام

664
00:50:29,100 --> 00:50:30,730
‫پس میدونه که من قراره شرکت کنم

665
00:50:30,780 --> 00:50:32,730
‫میشه منم یه نگاهی بهش بندازم تامی ؟

666
00:50:32,780 --> 00:50:35,650
‫"قراره گزارش دامپزشک بگیریم "کرلی
‫اما وقتی اسبه اومد خوب بهش دقت کن

667
00:50:35,700 --> 00:50:37,810
‫من یه حسی دارم تامی
‫یه جای کار میلنگه

668
00:50:37,860 --> 00:50:40,330
‫"چیزی نیست "کرلی
‫فقط اینکه اومدی به یه جای ناآشنا

669
00:50:40,380 --> 00:50:43,370
‫- هممون همینطوری هستیم
‫- بعضی وقتا یه حسی بهم دست میده تامی
‫- "مشکلی نیست "کرلی

670
00:50:43,420 --> 00:50:46,570
‫- مشکلی نیست
‫- "خفه‌شو "کرلی
‫- ‌۱۴۵۰؟ نبود

671
00:50:46,620 --> 00:50:51,970
‫۵۰۰تا ؟ ۵۰۰
‫۱۶۰۰ ، ۱۷۰۰
‫خیلی ممنون

672
00:50:52,020 --> 00:50:54,570
‫۱,۹۰۰ ، ۲,۰۰۰

673
00:50:54,620 --> 00:50:57,050
‫۲,۱۰۰ ، ۲,۲۰۰

674
00:50:57,100 --> 00:50:59,530
‫چرا مردم سر این حراجیا دیر میان ؟

675
00:51:00,980 --> 00:51:03,250
‫دیر میان چون میدونن چی می‌خوان

676
00:51:03,300 --> 00:51:05,530
‫فقط شمایید که می‌خواید همه اسبا رو ببینید

677
00:51:05,580 --> 00:51:07,210
‫۲۷۰۰نبود ؟

678
00:51:07,260 --> 00:51:09,420
‫با ۲۶۰۰ شرط رو ببندم ؟

679
00:51:11,300 --> 00:51:12,610
‫فروخته شد

680
00:51:12,660 --> 00:51:17,690
‫مورالز آو مارکوس" از نژاد "سجمیر" توسط"
‫فرماندار بانو جوزفین

681
00:51:17,740 --> 00:51:20,250
‫حراج رو از ۸۰۰ گینی شروع می‌کنیم

682
00:51:20,300 --> 00:51:22,580
‫خیلی خب تامی ، این خودشه

683
00:51:35,740 --> 00:51:38,210
‫۸۰۰گینی داریم ؟

684
00:51:38,260 --> 00:51:40,650
850

685
00:51:40,700 --> 00:51:44,930
‫هشتصد و پنجاه . ۹۰۰ داریم ؟

686
00:51:44,980 --> 00:51:46,690
‫نهصد داریم ؟

687
00:51:46,740 --> 00:51:48,570
‫- روی نهصد ببندم ؟
‫- روی این شرط بندی کن

688
00:51:48,620 --> 00:51:50,890
‫خاکستریه ؟ چرا ؟

689
00:51:50,940 --> 00:51:53,050
‫- خوشگله
‫- این یه فیلی ـه

690
00:51:53,100 --> 00:51:55,530
‫به "میکی" قول دادم واسش اسب بگیرم

691
00:51:55,580 --> 00:51:58,410
‫هزار . هزار و پنجاه نداریم ؟

692
00:51:58,460 --> 00:52:00,460
‫۱,۱۰۰؟

693
00:52:01,820 --> 00:52:04,410
‫۱,۲۰۰؟

694
00:52:04,460 --> 00:52:05,500
‫۲۵۰نبود ؟

695
00:52:07,460 --> 00:52:08,810
250

696
00:52:08,860 --> 00:52:11,450
‫سرمایه‌ام رو از بهار باهات نصف می‌کنم . ادامه بده

697
00:52:11,500 --> 00:52:14,490
‫۱,۳۰۰؟

698
00:52:14,540 --> 00:52:17,090
‫۱,۴۰۰؟

699
00:52:17,140 --> 00:52:18,730
‫۵۰۰نبود ؟

700
00:52:18,780 --> 00:52:20,770
‫۱,۵۰۰

701
00:52:20,820 --> 00:52:22,610
‫۱,۶۰۰

702
00:52:22,660 --> 00:52:23,970
‫۷۰۰نبود ؟

703
00:52:24,020 --> 00:52:26,690
‫هزار و هفتصد . خیلی ممنون

704
00:52:26,740 --> 00:52:29,330
‫- بسه تامی . همینجا متوقفش کن
‫- تو اینقدر پول تو جیبت نداری

705
00:52:29,380 --> 00:52:31,850
‫چرا ، دارم . من این اسب رو می‌گیرم

706
00:52:31,900 --> 00:52:34,250
‫اون یه حیوون خوشگله تامی
‫ولی باید بس کنی.  دارم بهت میگم

707
00:52:34,300 --> 00:52:37,450
‫- یه حس بدی دارم
‫- "خفه‌شو "کرلی

708
00:52:37,500 --> 00:52:41,210
‫۲هزار . ۲هزار و پنجاه نبود ؟

709
00:52:41,260 --> 00:52:42,820
‫روی ۲۰۵۰ ببندم ؟

710
00:52:44,500 --> 00:52:45,730
‫بسـه

711
00:52:45,780 --> 00:52:47,930
‫بیلی می‌تونه از اسبای من استفاده کنه

712
00:52:47,980 --> 00:52:51,410
‫روی ۲هزار می‌بندم . ۲۰۵۰ نبود ؟

713
00:52:51,460 --> 00:52:53,210
‫برای آخرین‌بار

714
00:52:53,260 --> 00:52:55,180
‫۲,۰۵۰؟

715
00:52:56,500 --> 00:52:59,330
‫فروخته شد به آقای؟

716
00:52:59,380 --> 00:53:01,260
‫"تـوماس شـلبی"

717
00:53:16,620 --> 00:53:19,170
‫"فرستاده شود به مِلک آقای "چارلز استرانگ

718
00:53:19,220 --> 00:53:20,490
‫"در "بوته کوچک

719
00:53:20,540 --> 00:53:22,930
‫- چه نوع ملکی ؟
‫- محوطه قایقرانی

720
00:53:22,980 --> 00:53:24,970
‫قایق بادی ؟

721
00:53:25,020 --> 00:53:26,300
‫کانال‌های کاریز

722
00:53:29,660 --> 00:53:32,090
‫کنجکاوم بدونم که شغل شما چیه آقای "شلبی" ؟

723
00:53:32,140 --> 00:53:33,420
‫واردات و صادرات

724
00:53:35,820 --> 00:53:39,180
‫اما من میخ چوبی هم می‌فروشم و فال می‌گیرم

725
00:53:45,300 --> 00:53:46,780
‫خوب ما رو شکست دادی

726
00:53:48,140 --> 00:53:49,250
‫جـداً ؟

727
00:53:49,300 --> 00:53:51,660
‫فیلی رو واسه اسب نر خودم می‌خواستم

728
00:53:53,420 --> 00:53:55,940
‫- ببخشید
‫- توماس شلبی" از کدوم منطقه ؟"

729
00:53:57,900 --> 00:53:59,370
‫از بیرمنگهام

730
00:53:59,420 --> 00:54:00,610
‫خوبـه

731
00:54:00,660 --> 00:54:01,900
‫نه . خیلی هم خوب نیست

732
00:54:03,060 --> 00:54:06,050
‫مِی کارلتون" هستم"
‫من اسبای مسابقه‌ای رو آموزش میدم

733
00:54:06,100 --> 00:54:07,930
‫شما چی‌کار می‌کنید ؟

734
00:54:07,980 --> 00:54:10,610
‫من به ندرت سوال جواب میدم

735
00:54:10,660 --> 00:54:14,930
‫تامی ، یالا . زودش باش . باید بریم

736
00:54:14,980 --> 00:54:17,570
‫خب ، قبل از اینکه بری هر وقت خواستی
‫اون فیلی رو رد کنی بره

737
00:54:17,620 --> 00:54:20,610
‫- من خریدارش هستم
‫- من قصد دارم تو مسابقات اونو شرکت بدم

738
00:54:20,660 --> 00:54:22,210
‫مربی دارید ؟

739
00:54:22,260 --> 00:54:23,300
‫آشنا دارم

740
00:54:24,340 --> 00:54:25,410
‫منم آشنا دارم

741
00:54:25,460 --> 00:54:27,690
‫تـامی ، این بچه رو باید قبل از تاریک شدن
‫هوا برگردونیم

742
00:54:27,740 --> 00:54:29,450
‫وگرنه "پالی" سرویست می‌کنه

743
00:54:29,500 --> 00:54:31,210
‫جدی میگم

744
00:54:31,260 --> 00:54:33,410
‫مثل اینکه آشناهامون یکی نیستن

745
00:54:33,460 --> 00:54:35,090
‫پدرم "میک هنکاک" رو می‌شناسه

746
00:54:35,140 --> 00:54:37,010
‫۳تا اسب برنده "اَسکوت" پرورش داده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسکوت : مسابقات اسب‌سواری سلطنتی)</font>

747
00:54:37,060 --> 00:54:38,540
‫پس اون پدرتون بوده ؟

748
00:54:41,020 --> 00:54:42,370
‫بلـه

749
00:54:42,420 --> 00:54:44,730
‫ما مالکین مشترک اسبا هستیم

750
00:54:44,780 --> 00:54:47,930
‫اون اغلبیت سهام رو وقتی
‫شوهرم کشته شد گرفت

751
00:54:49,140 --> 00:54:50,650
‫تـامـی

752
00:54:50,700 --> 00:54:53,090
‫باید برگردیم به کاروان

753
00:54:53,140 --> 00:54:55,100
‫مرغا گشنشونه

754
00:54:59,020 --> 00:55:00,620
‫پس به پیشنهادم فکر می‌کنی ؟

755
00:55:02,780 --> 00:55:04,100
‫به پیشنهادتون فکر می‌کنم

756
00:55:06,260 --> 00:55:09,210
‫هنوز بهم نگفتید که چی‌کار می‌کنید

757
00:55:09,260 --> 00:55:10,580
‫کارای بدی انجام میدم

758
00:55:12,220 --> 00:55:13,740
‫اما خودتون اینو میدونید

759
00:55:16,460 --> 00:55:18,980
‫آخیش ، بالاخره اومد

760
00:55:24,060 --> 00:55:25,650
‫حقیقت همینه "جان" کوچولو

761
00:55:25,700 --> 00:55:29,850
‫این روزا زنای پولدار همش دنبال
‫مردای سختکوش هستن

762
00:55:29,900 --> 00:55:33,050
‫تامی ، این زنه شاید همونی باشه
‫که گفتم حس بدی در موردش دارم

763
00:55:33,100 --> 00:55:35,250
‫"به نظر من که مشکلی نداشت "کرلی

764
00:55:35,300 --> 00:55:38,570
‫همه یاراشون مُردن . می‌بینی؟
‫افسرا همه تیر خوردن

765
00:55:38,620 --> 00:55:39,730
‫آره . کار خودمونه

766
00:55:39,780 --> 00:55:42,170
‫می‌تونم بگم که روابط خوبی
‫تو دنیای اسب‌سواری داره

767
00:55:42,220 --> 00:55:43,370
‫بیا مایکل . تو بِرون

768
00:55:43,420 --> 00:55:45,050
‫توماس شلبی" ؟"

769
00:55:45,100 --> 00:55:46,300
‫تـامی

770
00:55:47,740 --> 00:55:49,100
‫تـامی ، بخواب

771
00:55:52,660 --> 00:55:54,010
‫توماس شلبی" ؟"

772
00:55:54,060 --> 00:55:55,650
‫آرتور رو هنوز ندیدی ؟

773
00:55:55,700 --> 00:55:57,570
‫از دیدارت خوشوقتم

774
00:55:57,620 --> 00:55:59,010
‫بلندش کنید

775
00:55:59,060 --> 00:56:00,450
‫- آرتور
‫- آرتور

776
00:56:00,500 --> 00:56:03,250
‫بلندش کنید

777
00:56:03,300 --> 00:56:05,970
‫بسه . ولش کن آرتور

778
00:56:06,020 --> 00:56:07,450
‫بلندش کنید

779
00:56:07,500 --> 00:56:09,450
‫آرتور ، بسه دیگه

780
00:56:09,500 --> 00:56:10,540
‫آرتور ، ولش کن

781
00:56:14,660 --> 00:56:16,730
‫کافیه آرتور . بسه

782
00:56:16,780 --> 00:56:18,420
‫تموم شد

783
00:56:19,620 --> 00:56:21,180
‫آرتور

784
00:56:22,940 --> 00:56:25,420
‫بسه . خفه‌شو

785
00:56:27,500 --> 00:56:29,660
‫بیا ، بیا

786
00:56:33,860 --> 00:56:35,010
‫هنوز نفس می‌کشه

787
00:56:35,060 --> 00:56:37,010
‫نذار بچه خونی بشه

788
00:56:37,060 --> 00:56:40,330
‫مایکل ، تو هیچی ندیدی
‫اینجا هیچ اتفاقی نیفتاد . باشه ؟

789
00:56:40,380 --> 00:56:42,330
‫کلیدا رو بده من

790
00:56:42,380 --> 00:56:43,970
‫مایکل ، کلیدا رو بده من

791
00:56:44,020 --> 00:56:45,380
‫مشکلی نیست . خودم میرونم

792
00:56:48,140 --> 00:56:50,010
‫خیلی خب ، برو . برو ، برو

793
00:56:50,060 --> 00:56:51,770
‫تامی ، اون در رفت

794
00:56:51,820 --> 00:56:54,980
‫- خیلی خب ، زود از اینجا بریم بیرون
‫- یالا

795
00:57:08,820 --> 00:57:13,370
‫خب ، چطور بود ؟

796
00:57:13,420 --> 00:57:15,410
‫تو ماشین سرد بود

797
00:57:15,460 --> 00:57:17,810
‫اما خیلی خوب بود . جدی میگم

798
00:57:17,860 --> 00:57:19,580
‫بذار دهنتو بو کنم

799
00:57:22,980 --> 00:57:24,860
‫اونا مودبانه رفتار کردن ؟

800
00:57:27,380 --> 00:57:29,570
‫اونا عالی بودن مامان

801
00:57:29,620 --> 00:57:31,780
‫واقعاً عالی بودن

802
00:58:45,500 --> 00:58:46,500
‫: تـرجمـه از
‫مـجـتـبی (mestry)
‫جـواد (Michael Pitt)

803
00:58:47,500 --> 00:58:48,500
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

