1
00:00:00,100 --> 00:00:01,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Peaky Blinders"</font>

2
00:00:01,160 --> 00:00:04,580
‫اینجا به دست مدیریت جدید واگذار میشه

3
00:00:04,630 --> 00:00:07,600
‫این دستور "پیکی بلایندرز" هست

4
00:00:07,650 --> 00:00:14,400
‫"فقط بنویس "صلح بین یهودیا و ایتالیایی‌ها

5
00:00:14,450 --> 00:00:15,490
‫و جنگ

6
00:00:16,730 --> 00:00:18,720
‫علیه کولی‌ها

7
00:00:18,770 --> 00:00:20,560
‫من اونو دوست دارم تام

8
00:00:20,610 --> 00:00:21,720
‫میدونم

9
00:00:21,770 --> 00:00:24,840
‫واسه همینه که از کار قدیمی‌مون
‫دور نگهش میدارم

10
00:00:24,890 --> 00:00:26,360
‫و به کار جدید می‌سپارمش

11
00:00:26,410 --> 00:00:28,240
‫"چندتا اسکل تو میخونه "مارکویس آو لورن

12
00:00:28,290 --> 00:00:31,240
‫خواستن جلوی مشروب خوردن من
‫و "اسایا" رو رو بگیرن اما همه چیز حل شد

13
00:00:31,290 --> 00:00:32,560
‫باهاشون درگیر شدیم

14
00:00:32,610 --> 00:00:33,650
‫مارکویس" ؟"

15
00:00:38,450 --> 00:00:40,440
‫اسب ۱۰۰۰ گینی می‌خوایم چی‌کار ؟

16
00:00:40,490 --> 00:00:42,840
‫وقتی وارد مسابقات "سابینی" میشیم

17
00:00:42,890 --> 00:00:45,800
‫یه اسب خوب پاسپورتیه برای ورود مستقیم
‫به محوطه شرط بندی افراد درجه بالا

18
00:00:45,850 --> 00:00:48,170
‫مِی کارلتون" هستم"
‫من اسبای مسابقه‌ای رو آموزش میدم

19
00:00:54,250 --> 00:00:58,360
‫من با یه سری افرادی که بهشون
‫اعتماد دارم صحبت کردم

20
00:00:58,410 --> 00:01:00,120
‫اگه من بمیرم

21
00:01:00,170 --> 00:01:01,610
‫اون‌وقت تو هم می‌میری

22
00:01:43,930 --> 00:01:45,600
‫میشه اینقدر صدا درنیاری ؟

23
00:02:10,730 --> 00:02:12,170
‫امشب کار داری ؟

24
00:02:13,970 --> 00:02:15,720
‫خوشبختانه امروز خیلی کار ندارم

25
00:02:15,770 --> 00:02:18,650
‫دیگران دارن کارمو انجام میدن امشب

26
00:02:20,090 --> 00:02:22,440
‫آقایون ، خوش اومدید . خوش اومدید

27
00:02:22,490 --> 00:02:23,760
‫"آقای "سالمنز

28
00:02:23,810 --> 00:02:25,520
‫تو باید آرتور باشی

29
00:02:25,570 --> 00:02:28,200
‫- درسته
‫- آرتور ، آرتور

30
00:02:28,250 --> 00:02:31,640
‫- ملاقات با شما باعث افتخاره قربان
‫- خیلی تعریفتو شنیدم

31
00:02:31,690 --> 00:02:34,720
‫شالوم" عرض می‌کنم "
‫<font color="#ff۸۰۰۰">شالوم : یک لغت در زبان عبری)
‫(تقریباً هم معنای سلام در فارسی هست</font>

32
00:02:34,770 --> 00:02:36,530
‫"شالوم"

33
00:02:40,530 --> 00:02:41,730
‫خوش‌شانسی میاره

34
00:02:49,500 --> 00:02:50,500
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

35
00:02:51,500 --> 00:02:55,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Peaky Blinders"
‫فصل ۲ : قسمت ۵</font>

36
00:02:56,500 --> 00:02:57,500
‫:. ترجمه از مـجـتـبـی .:

37
00:03:00,090 --> 00:03:03,000
‫شما متوجه هستید که من
‫توی این ماموریت فرمان میدم

38
00:03:03,050 --> 00:03:05,450
‫و شما اینجا تماشاچی هستید ؟

39
00:03:08,010 --> 00:03:09,330
‫وظیفتو انجام بده

40
00:03:12,050 --> 00:03:15,480
‫پروردگارا ، بابت نعمتی که در اختیار داریم

41
00:03:15,530 --> 00:03:17,840
‫صمیمانه سپاسگزاریم

42
00:03:17,890 --> 00:03:19,050
‫آمین

43
00:03:23,250 --> 00:03:24,450
‫آمین

44
00:03:26,090 --> 00:03:27,250
‫آمین

45
00:03:29,610 --> 00:03:33,640
‫عید "پسح" خیلی وقت پیشا تو شرق دور شروع شد
‫<font color="#ff۸۰۰۰">عید پسح : همچنین معروف به فطیر ، عید آزادی قوم یهود)
‫(از قید برده‌داری فرعون‌های مصر</font>

46
00:03:33,690 --> 00:03:35,560
‫تو شن وسط بیابونا

47
00:03:35,610 --> 00:03:38,000
‫همونجایی که اجدادم یهودیا ، مشروب‌خورها
‫یا هر چی که شما صداشون می‌کنید

48
00:03:38,050 --> 00:03:39,240
‫زندگی می‌کردن

49
00:03:39,290 --> 00:03:42,360
‫شروعش یه لکه ننگی برامون بود

50
00:03:42,410 --> 00:03:43,840
‫آرتور ، حس بدی دارم

51
00:03:43,890 --> 00:03:46,680
‫بیلی" ، نگران نباش رفیق"
‫اگه بخوای می‌تونی بری

52
00:03:46,730 --> 00:03:49,160
‫اگه می‌خوای بری اتاق بچه کوچیکا می‌تونی بری

53
00:03:49,210 --> 00:03:52,160
‫- چند دقیقه دیگه درشو باز می‌کنیم
‫- "چیزی نیست "بیلی

54
00:03:52,210 --> 00:03:53,960
‫- می‌خوای بری ؟
‫- نه . مشکلی نیست

55
00:03:54,010 --> 00:03:56,480
‫- می‌خوای بمونی ؟
‫- می‌مونم

56
00:03:56,530 --> 00:03:59,160
‫پس همونجا بگیر بشین بچه جون

57
00:03:59,210 --> 00:04:02,000
‫خب ، فرعون...تا حالا اسمشو شنیدید ؟

58
00:04:02,050 --> 00:04:05,680
‫اون مردم من یعنی یهودیا رو

59
00:04:05,730 --> 00:04:08,560
‫برای هزاران هزاران سال به بردگی گرفت

60
00:04:08,610 --> 00:04:10,080
‫قومتون رو اذیت کرد

61
00:04:10,130 --> 00:04:15,480
‫همینطوره . اون مردم منو اذیت کرد
‫مردم بی‌گناه رو کشت

62
00:04:15,530 --> 00:04:19,160
‫این مراسمی که اینجا گرفتیم "سِدِر" اسمشه ، خب ؟

63
00:04:19,210 --> 00:04:24,960
‫سِدِر" در واقع همون روزیه که"
‫فرشته‌های یهودی تصمیم گرفتن

64
00:04:25,010 --> 00:04:29,240
‫که مصریا زیاده‌روی کردن و اَجَلشون رسیده

65
00:04:29,290 --> 00:04:33,520
‫- درسته
‫- بخشی از این مراسم "سِدِر" ما

66
00:04:33,570 --> 00:04:37,370
‫اینه که به عنوان غرامتی به ازای
‫کشتن پادشاه برای خدا

67
00:04:39,930 --> 00:04:44,000
‫می‌بایست یک "کُربان پسح" انجام بدیم

68
00:04:44,050 --> 00:04:50,520
‫- درسته
‫- یعنی یک بُزِ "پسح" قربانی کنیم

69
00:04:55,050 --> 00:04:59,680
‫- اون یه بُزه
‫- بله و قراره قربانیش کنیم

70
00:04:59,730 --> 00:05:00,920
‫همین امشب

71
00:05:00,970 --> 00:05:04,880
‫این یکی از دلایلی ـه که باید دَرا رو هم ببندیم

72
00:05:04,930 --> 00:05:09,160
‫اما امسال تصمیم گرفتیم
‫واسه این بُز یه اسم انتخاب کنیم

73
00:05:09,210 --> 00:05:11,800
‫- واسش اسم گذاشتید ؟
‫- بله . اسم گذاشتیم

74
00:05:11,850 --> 00:05:13,120
‫واسه بز لعنتی اسم گذاشتن

75
00:05:13,170 --> 00:05:15,960
‫به تقلید از اون فرعون مصری لعنتی

76
00:05:16,010 --> 00:05:17,040
‫اون دشمن لعنتی

77
00:05:17,090 --> 00:05:18,840
‫درسته . میدونی اسمشو چی گذاشتیم ؟

78
00:05:18,890 --> 00:05:20,000
‫چی گذاشتید ؟

79
00:05:20,050 --> 00:05:21,170
‫"تامی شلبی"

80
00:05:38,370 --> 00:05:39,920
‫پلیس ، از جاتون تکون نخورید

81
00:05:45,370 --> 00:05:46,920
‫همتون اخراجید

82
00:05:46,930 --> 00:05:48,680
‫گمشو

83
00:05:48,730 --> 00:05:51,210
‫همینه . محکم بگیرش

84
00:05:53,330 --> 00:05:59,160
‫خب ، اون‌وقت بود که بالاخره اون کثافت مصری

85
00:05:59,210 --> 00:06:02,520
‫"با خون این بزِ "پسح

86
00:06:02,570 --> 00:06:04,810
‫تطهیر شد

87
00:06:12,290 --> 00:06:14,250
‫این از طرف "سابینی" بود

88
00:06:15,410 --> 00:06:17,280
‫به اون اربابِ کولی ـت بگو که

89
00:06:18,810 --> 00:06:21,040
‫هر کی پاشو بذاره جنوب

90
00:06:21,090 --> 00:06:24,890
‫به‌صورت تیکه تیکه شده برمیگرده شمال

91
00:06:39,650 --> 00:06:41,680
‫این حیوون وحشی یدفه اومد تو

92
00:06:41,730 --> 00:06:45,680
‫یه تفنگ و تیغ هم دستش بود
‫بعدش به صورت اون شلیک کرد

93
00:06:45,730 --> 00:06:48,920
‫افراد من اونو گرفتن . نگاهش کنید . مُرده

94
00:06:48,970 --> 00:06:50,240
‫مگه نه ؟

95
00:06:50,290 --> 00:06:51,720
‫طرف مُرده

96
00:06:51,770 --> 00:06:54,650
‫اونو باید دستگیر کنید دیگه ، مگه نه ؟
‫مطمئناً همینطوره

97
00:07:01,410 --> 00:07:04,640
‫دوباره نه مایکل
‫نه . شما نمی‌تونید دوباره اونو بگیرید

98
00:07:04,690 --> 00:07:06,160
‫شما حق ندارید پسرمو ازم بگیرید

99
00:07:06,210 --> 00:07:07,640
‫- پسره رو بدید بهم
‫- برگرد اینجا

100
00:07:07,690 --> 00:07:11,280
‫گوش کنید . ما اونو به‌خاطر مشاجره با...

101
00:07:11,330 --> 00:07:13,240
‫لعنتی

102
00:07:13,290 --> 00:07:16,320
‫بهش دست نزنید . ولش کنید

103
00:07:16,370 --> 00:07:19,320
‫هیچی حرف نمیزنی
‫تامی تو رو میاره بیرون

104
00:07:19,370 --> 00:07:20,690
‫من چیزیم نمیشه

105
00:07:26,050 --> 00:07:30,850
‫"بهتره بدونی که از امشب "تامی شلبی
‫دیگه کارش تمومه

106
00:07:45,170 --> 00:07:48,370
‫میک" ، این "توماس شلبی" ـه"
‫اومده یه سر به اسبش بزنه

107
00:07:50,250 --> 00:07:51,650
‫بله . در موردش شنیده بودم

108
00:07:53,210 --> 00:07:55,480
‫میکی" بهترین اسب‌سوار انگلستان ـه"

109
00:07:55,530 --> 00:07:59,560
‫میدونم که دوست داره ولخرجی کنه

110
00:07:59,610 --> 00:08:01,560
‫بر اساس گزارشایی که به دستم رسیده

111
00:08:01,610 --> 00:08:03,800
‫ماهی ۲ پوند سر پودر دفع کِرم خرج می‌کنی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی پودر برای دفع کِرم و آفت از بدن حیوانات)</font>

112
00:08:03,850 --> 00:08:05,680
‫چیه ؟ نکنه دوست داری اسبا کرم بگیرن ؟

113
00:08:05,730 --> 00:08:07,640
‫اسبا از طریق آبشخورها کرم می‌گیرن

114
00:08:07,690 --> 00:08:10,120
‫اگه ماهی قرمز توشون بذاری
‫کِرم‌ها رو می‌خورن

115
00:08:10,170 --> 00:08:11,450
‫ماهی قرمز ؟

116
00:08:12,890 --> 00:08:14,600
‫این از اون کاراییه که شما
‫کولی‌ها انجام میدید ، مگه نه ؟

117
00:08:14,650 --> 00:08:17,160
‫نه . این مربوط میشه به حسابداری

118
00:08:17,210 --> 00:08:19,040
‫هر ماهی قرمز ۱ پِنی خرج داره

119
00:08:19,090 --> 00:08:20,850
‫یا اینکه می‌تونی تو نمایشاگاها
‫مجانی گیرشون بیاری

120
00:08:24,370 --> 00:08:27,200
‫اگه می‌خواید رفع زحمت می‌کنم
‫و شما رو با آقای دامپزشک تنها میذارم

121
00:08:27,250 --> 00:08:28,450
‫ببخشید

122
00:08:31,530 --> 00:08:33,850
‫تا حالا به این فکر کردی که سیاستمدار بشی ؟

123
00:08:38,730 --> 00:08:41,600
‫سلام ، چطوری ؟

124
00:08:41,650 --> 00:08:43,160
‫ماهی قرمز ؟ جداً ؟

125
00:08:43,210 --> 00:08:46,490
‫بله . شماها هنوز خیلی چیزا رو باید یاد بگیرید

126
00:09:05,010 --> 00:09:07,970
‫ازم پرسیدن که تو اتاق مهمان‌پذیری
‫آتیش روشن کنن یا نه

127
00:09:10,010 --> 00:09:11,370
‫منم گفتم نه

128
00:09:13,810 --> 00:09:15,370
‫امشب فقط یه آتیش نیازه

129
00:09:17,450 --> 00:09:19,200
‫شجاع و نترس شدی

130
00:09:19,250 --> 00:09:20,610
‫آره

131
00:09:22,090 --> 00:09:23,970
‫هر چند که خیلی هم نترس نیستم

132
00:09:33,250 --> 00:09:35,050
‫- نوشیدنی ؟
‫- چرا که نه

133
00:09:49,410 --> 00:09:50,960
‫خانم ، یه یه نفر پشت خطه

134
00:09:51,010 --> 00:09:52,880
‫تو اتاق پذیرایی جواب میدم

135
00:09:52,930 --> 00:09:54,290
‫با آقای "شلبی" کار دارن

136
00:09:58,330 --> 00:09:59,490
‫ما یه قرار داشتیم

137
00:10:02,730 --> 00:10:04,250
‫ما یه قرار کوفتی داشتیم

138
00:10:05,370 --> 00:10:10,040
‫ممنون میشم لحن صحبتت رو تو همچین مکانی
‫یه‌کم مراعات کنی

139
00:10:10,090 --> 00:10:12,290
‫ما یه قرار کوفتی داشتیم

140
00:10:15,890 --> 00:10:16,930
‫"آقای "شلبی

141
00:10:19,450 --> 00:10:24,040
‫اگر روزنامه‌ها رو خونده باشی
‫احتمالاً میدونی که وزیر امور داخلی

142
00:10:24,090 --> 00:10:29,480
‫چند وقتیه یه‌کم سرِ یه سری
‫مسائل اخلاقی سختگیر شده

143
00:10:29,530 --> 00:10:32,000
‫فاحشگی ، امنیت

144
00:10:32,050 --> 00:10:33,720
‫اخاذی ، مشروب‌خوری

145
00:10:33,770 --> 00:10:35,840
‫کوکائین و البته

146
00:10:35,890 --> 00:10:37,250
‫شرط بندی

147
00:10:38,530 --> 00:10:40,280
‫و ایشون نتیجه عملی می‌خواد

148
00:10:40,330 --> 00:10:45,360
‫تو بهم محافظت رو پیشنهاد دادی
‫قول دادی که ازم محافظت کنی

149
00:10:45,410 --> 00:10:49,970
‫خب ، نه . میدونی که اون آقای "چرچیل" بود
‫که این قول رو داده

150
00:10:51,130 --> 00:10:55,010
‫و وزیر امور داخلی مقامش بالاتره پس...

151
00:10:56,530 --> 00:10:59,000
‫و تقصیر من نیست که برادر مجنونت

152
00:10:59,050 --> 00:11:02,560
‫تصمیم گرفته بره سر یه مراسم شام
‫خون‌پاشی راه بندازه

153
00:11:02,610 --> 00:11:04,040
‫به من دروغ نگو

154
00:11:04,090 --> 00:11:07,010
‫تو این کلیسای لعنتی ـت اینقدر بهم دروغ نگو

155
00:11:09,650 --> 00:11:11,800
‫بهتره که احساساتت رو کنترل کنی

156
00:11:11,850 --> 00:11:14,010
‫وگرنه این ملاقات مختومه ـست

157
00:11:23,210 --> 00:11:24,650
‫خوبه

158
00:11:26,050 --> 00:11:27,410
‫حالا بهتر شد

159
00:11:29,850 --> 00:11:30,890
‫خب...

160
00:11:32,170 --> 00:11:35,800
‫بذار این وضعیت جدید رو مرور کنیم

161
00:11:35,850 --> 00:11:38,240
‫برادرت رو دستگیر کردم
‫و الان گوشه زندانه

162
00:11:38,290 --> 00:11:40,960
‫که متهم به جرم قتل "بیلی کیچن" هست

163
00:11:41,010 --> 00:11:44,160
‫این پرونده‌ای که علیهش هست خیلی محکمه

164
00:11:44,210 --> 00:11:47,490
‫و من شکی ندارم که سرنوشتش اعدامه

165
00:11:48,610 --> 00:11:51,280
‫و از اونطرف پسر "پالی" ـه . مایکل

166
00:11:51,330 --> 00:11:56,250
‫اون اعتراف کرد که توی آتیش زدن
‫میخونه "مارکویس" به آرتور کمک کرده

167
00:11:57,610 --> 00:12:02,000
‫اون پسربچه سرسختی بود
‫اما دووم نیاورد

168
00:12:02,050 --> 00:12:05,200
‫پس من برادرتو دارم که طناب دار منتظرشه

169
00:12:05,250 --> 00:12:07,840
‫و پسرخاله‌ات رو دارم که
‫پنج سال زندان در انتظارشه

170
00:12:07,890 --> 00:12:12,480
‫و کل تشکیلاتت رو به‌هم ریختم

171
00:12:12,530 --> 00:12:14,080
‫هم تو بیرمنگهام و هم تو لندن

172
00:12:14,130 --> 00:12:15,290
‫چی می‌خوای ؟

173
00:12:16,490 --> 00:12:17,570
‫من چی می‌خوام ؟

174
00:12:19,210 --> 00:12:20,650
‫متوجه نمیشم

175
00:12:22,370 --> 00:12:25,890
‫من همین الانشم قبول کردم که
‫اون مورد قتل لعنتی رو واست انجام بدم

176
00:12:27,290 --> 00:12:30,290
‫حالا تو از جون من چی می‌خوای ؟

177
00:12:31,850 --> 00:12:33,770
‫بذار بهتر توضیح بدم

178
00:12:36,170 --> 00:12:40,970
‫توافق و ضمانت دو چیز جدا هستن ، مگه نه ؟

179
00:12:42,530 --> 00:12:48,360
‫بیین ، من این اواخر نمی‌تونستم خوب بخوابم

180
00:12:48,410 --> 00:12:54,200
‫دلیلش فقط اون بوی بد و صداها نبود . نه

181
00:12:54,250 --> 00:12:57,570
‫بلکه اون تردید ذهنیم بود . اون آگاهی...

182
00:12:58,650 --> 00:13:00,010
‫آگاهی که...

183
00:13:01,890 --> 00:13:04,730
‫می‌گفت "تامی شلبی" از مرگ نمی‌ترسه

184
00:13:07,130 --> 00:13:08,170
‫در نتیجه

185
00:13:09,290 --> 00:13:12,840
‫تهدید علیه جونت کافی نبود تا

186
00:13:12,890 --> 00:13:17,290
‫ضمانت کنه که تو در روز موعود
‫از من اطاعت کنی

187
00:13:19,970 --> 00:13:24,560
‫من همچنین به قدرت کنترل مرگ و زندگی
‫خانواده‌ات هم نیاز داشتم

188
00:13:24,610 --> 00:13:27,040
‫و اون رو الان دارم

189
00:13:27,090 --> 00:13:28,160
‫برادرت

190
00:13:28,210 --> 00:13:29,800
‫پسر خاله‌ات

191
00:13:29,850 --> 00:13:31,130
‫و خواهرت

192
00:13:32,970 --> 00:13:38,280
‫من آدرسش رو از همون روزی که اون به
‫پریمرُز هیل" منتقل شد دارم"

193
00:13:38,330 --> 00:13:43,120
‫اون در امانه البته فقط تا وقتی که من بخوام

194
00:13:43,170 --> 00:13:45,010
‫من در تمام طول مسیر

195
00:13:46,370 --> 00:13:47,690
‫ازت جلوتر بودم

196
00:13:49,250 --> 00:13:51,610
‫و همونطور که پدرم می‌گفت

197
00:13:53,090 --> 00:13:55,040
‫برای اینکه ضمانت کنی یه سگ ازت اطاعت می‌کنه

198
00:13:55,090 --> 00:13:58,210
‫هر چند وقت یه بار باید اون چوب رو نشونش بدی

199
00:14:06,610 --> 00:14:08,800
‫تامی ، آرتور تو سلول انفرادیه

200
00:14:08,850 --> 00:14:10,520
‫مایکل هم بازداشته

201
00:14:10,570 --> 00:14:12,490
‫خودم میدونم . برو بیرون . درها رو هم ببند

202
00:14:27,410 --> 00:14:28,850
‫تامی ؟

203
00:14:30,210 --> 00:14:31,690
‫منم

204
00:14:34,770 --> 00:14:36,210
‫تامی ، صدامو می‌شنوی ؟

205
00:14:37,610 --> 00:14:39,760
‫"بله "گرِیس

206
00:14:39,810 --> 00:14:42,970
‫گمونم تو زنگ زده بودی
‫بعد از اون خوابم نبرد

207
00:14:45,690 --> 00:14:48,080
‫گرِیس" ، الان موقع خوبی نیست"

208
00:14:48,130 --> 00:14:49,920
‫می‌تونم بعداً دوباره بهت زنگ بزنم

209
00:14:49,970 --> 00:14:52,610
‫- نه ، عیبی نداره . مشکلی نیست
‫- میشه همدیگه رو ببینیم ؟

210
00:14:53,970 --> 00:14:56,080
‫بله . همدیگه رو ملاقات می‌کنیم

211
00:14:56,130 --> 00:14:58,290
‫کِی ؟

212
00:15:01,450 --> 00:15:03,650
‫گرِیس" ، یه سری کارا هست"
‫که اول باید به اونا رسیدگی کنم

213
00:15:13,570 --> 00:15:14,770
‫جان" ؟"

214
00:15:15,850 --> 00:15:18,840
‫مامورا ۱۰تا از افرادمون رو
‫تو شهر "کمدِن"دستگیر کردن

215
00:15:18,890 --> 00:15:20,600
‫بقیشون فرار کردن

216
00:15:20,650 --> 00:15:22,440
‫- اونا مایکل رو گرفتن
‫- اول کار

217
00:15:22,490 --> 00:15:24,680
‫- اونا دیشب مایکل رو گرفتن
‫- گفتم اول کار

218
00:15:24,730 --> 00:15:26,720
‫- اومدن دنبالش
‫- پالی" ، گفتم اول کار"

219
00:15:26,770 --> 00:15:28,120
‫جان" ؟"

220
00:15:28,170 --> 00:15:30,760
‫همه ویسکی ما رو بردن

221
00:15:30,810 --> 00:15:33,080
‫پس شکی نیست که شب کریسمس
‫همشو خودشون استفاده می‌کنن

222
00:15:33,130 --> 00:15:37,850
‫همه وَن‌هامون رو توقیف کردن
‫انبار رو هم با قفل خودشون بستن

223
00:15:39,210 --> 00:15:43,280
‫پلیس به کلوب "اِدِن" و همه
‫میخونه‌هامون شورش کرد

224
00:15:43,330 --> 00:15:45,810
‫و به "سابینی" و "سالمنز" پس داده شدن

225
00:15:48,170 --> 00:15:50,680
‫مردم "بلک کانتری" فکر می‌کنن
‫که آرتور "بیلی" رو کشته

226
00:15:50,730 --> 00:15:52,760
‫چون پلیسا اینجوری بهشون گفتن

227
00:15:52,810 --> 00:15:55,760
‫پس دیگه قایقای حامل ویسکی ـمون رو
‫از اونجا عبور نمیدن

228
00:15:55,810 --> 00:15:57,840
‫ویسکی اصلاً برام مهم نیست

229
00:15:57,890 --> 00:15:59,800
‫بیلی کیچن" اصلاً برام مهم نیست"

230
00:15:59,850 --> 00:16:02,760
‫من می‌خوام پسرم از زندان بیاد بیرون ، همین الان

231
00:16:02,810 --> 00:16:04,200
‫توماس ، من با "جانی داگز" صحبت کردم

232
00:16:04,250 --> 00:16:05,800
‫این جلسه فقط خانوادگیه

233
00:16:05,850 --> 00:16:08,920
‫- من می‌تونم کمک کنم
‫- فقط خانوادگیه اون جزو خانواده نیست تامی
‫- بذار حرفشو بزنه

234
00:16:08,970 --> 00:16:11,810
‫یا نکنه اینم کاره ؟یادت رفته که...

235
00:16:13,450 --> 00:16:14,880
‫"بـسه دیگـه "پالی

236
00:16:14,930 --> 00:16:15,930
‫اِزمه" ؟"

237
00:16:17,330 --> 00:16:19,600
‫من با "جانی داگز" حرف زدم
‫اون با خانواده "لی" نسبت داره

238
00:16:19,650 --> 00:16:21,720
‫- اون "لی"های لعنتی
‫- اونا می‌تونن بهمون یار بدن

239
00:16:21,770 --> 00:16:23,800
‫ما دیگه یار نمی‌خوایم

240
00:16:23,850 --> 00:16:26,360
‫همین "یار"ها این بلا رو سرمون آوردن

241
00:16:26,410 --> 00:16:30,200
‫همین...همین یارایی که
‫مثل خروس جنگی می‌جنگن

242
00:16:30,250 --> 00:16:31,970
‫باعث شدن ما اینجوری بشیم

243
00:16:33,370 --> 00:16:35,450
‫ازمه" ، پیشنهادشون رو قبول می‌کنم"
‫ما به یار نیاز داریم

244
00:16:43,690 --> 00:16:47,640
‫اگه احیاناً مایکل از بازداشتگاه اومد بیرون

245
00:16:47,690 --> 00:16:50,200
‫من اونو از این خانواده دور می‌کنم

246
00:16:50,250 --> 00:16:51,770
‫واسه همیشه

247
00:16:54,250 --> 00:16:55,930
‫این زندگی نکبته

248
00:16:59,930 --> 00:17:02,440
‫این زندگی همش نکبته

249
00:17:02,490 --> 00:17:04,650
‫- خاله "پال" چی‌کار می‌کنی ؟
‫- خفه‌شو و راه برو

250
00:17:14,250 --> 00:17:15,290
‫توماس ؟

251
00:17:16,770 --> 00:17:19,330
‫من برم با "کویین مَری لی" تو
‫بلک هَتچ" صحبت کنم ؟"

252
00:17:25,330 --> 00:17:26,480
‫بله

253
00:17:26,530 --> 00:17:28,920
‫می‌تونه واسه چند شب بهمون سرباز بده

254
00:17:28,970 --> 00:17:30,050
‫خوبه

255
00:17:33,770 --> 00:17:36,410
‫جان" ، برو ماشینو بیار"

256
00:17:57,170 --> 00:17:59,800
‫در مورد منتقل شدن فکر کن توماس

257
00:17:59,850 --> 00:18:02,360
‫یه زندگی واقعی

258
00:18:02,410 --> 00:18:04,970
‫نیمه کولی تو قوی‌ترـه

259
00:18:07,290 --> 00:18:09,090
‫تو دلت می‌خوای از اینجا منتقل بشی

260
00:18:11,490 --> 00:18:15,160
‫میگن که الان فرانسه برای ما جای خوبیه

261
00:18:15,210 --> 00:18:17,250
‫هنوز کلی دم و دستگاه ریخته اونجا

262
00:18:18,410 --> 00:18:21,050
‫تفنگ و ماشینای حمل و نقل
‫و پوکه‌های خالی و اینجور چیزا

263
00:18:22,210 --> 00:18:23,650
‫بعدش میری سمت جنوب

264
00:18:24,890 --> 00:18:30,360
‫سِینت مَری" جایی که "بلَک مَدونا" هست"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بلک مدونا : مجسمه مشهور مریم مقدس)</font>

265
00:18:30,410 --> 00:18:32,810
‫برادرام بعضی وقتی اونجا میرن واسه نمایشگاها

266
00:18:34,930 --> 00:18:36,250
‫میگن جاش مثل خونمونه

267
00:18:40,170 --> 00:18:42,170
‫هنوز میذارن اونجا پناهنده بشی

268
00:18:54,450 --> 00:18:56,210
‫"من قبلاً فرانسه رفتم "ازمه

269
00:18:58,290 --> 00:18:59,570
‫جان" هم همینطور"

270
00:19:01,330 --> 00:19:03,480
‫حالا کُتت رو بردار

271
00:19:03,530 --> 00:19:05,410
‫و برو پیش شوهرت

272
00:19:15,090 --> 00:19:17,280
‫و اگه یه بار دیگه در مورد فرار کردن
‫از اینجا حرفی بزنی

273
00:19:17,330 --> 00:19:18,370
‫از این خانواده...

274
00:19:20,090 --> 00:19:21,250
‫میندازمت بیرون

275
00:19:31,530 --> 00:19:32,770
‫کدوم خانواده ؟

276
00:19:51,730 --> 00:19:53,520
‫بیا تو

277
00:19:58,690 --> 00:20:00,930
‫"پالی"

278
00:20:03,210 --> 00:20:04,810
‫اومدم پسرمو ببینم

279
00:20:06,290 --> 00:20:07,970
‫در رو ببند

280
00:20:11,890 --> 00:20:14,080
‫من همین الان داشتم

281
00:20:14,130 --> 00:20:16,680
‫بازجوییش می‌کردم

282
00:20:16,730 --> 00:20:19,360
‫دستای آدم خیلی اذیت میشن

283
00:20:19,410 --> 00:20:22,280
‫پسرم مایکل کجاست ؟

284
00:20:22,330 --> 00:20:23,810
‫به نظرت نیازه صورتمو اصلاح کنم ؟

285
00:20:26,210 --> 00:20:28,600
‫روز پر کاری بوده

286
00:20:28,650 --> 00:20:30,530
‫صورتمو باید اصلاح کنم . نظرت چیه ؟

287
00:20:32,370 --> 00:20:35,730
‫خب ، بعداً هم میشه در موردش بحث کرد

288
00:20:38,370 --> 00:20:43,000
‫بهم گفتن که پسرت اوقات بدی را
‫داره سپری می‌کنه

289
00:20:43,050 --> 00:20:45,680
‫و واسه همین فکر کردم که بهتره من و تو

290
00:20:45,730 --> 00:20:49,130
‫با همدیگه هر کاری لازم باشه انجام بدیم
‫تا اونو آزاد کنیم

291
00:20:50,130 --> 00:20:54,120
‫من اینجا یه فرم دارم . یه فرم ترخیص

292
00:20:54,170 --> 00:20:59,690
‫و با امضای من اون تا فردا اول صبح آزاد میشه

293
00:21:16,370 --> 00:21:18,090
‫پس امضاش کن

294
00:21:20,610 --> 00:21:22,200
‫اون کاری نکرده

295
00:21:22,250 --> 00:21:27,000
‫"امضاش کنید آقای 'کمپبل' . لطفاً قربان"

296
00:21:27,050 --> 00:21:30,410
‫یه چیزی شبیه این
‫اینجوری درخواست می‌کنن ، مگه نه ؟

297
00:21:32,050 --> 00:21:33,490
‫حالا...

298
00:21:34,770 --> 00:21:37,730
‫چه چیزی به من انگیزه میده
‫که همچین کاری بکنم ؟

299
00:21:41,050 --> 00:21:43,010
‫چی می‌خوای ؟

300
00:21:45,330 --> 00:21:47,080
‫اطلاعات ؟

301
00:21:47,130 --> 00:21:51,530
‫منظورت اطلاعات داخلی در مورد
‫امپراطوری جنایی "تامی شلبی" ؟

302
00:21:53,650 --> 00:21:55,680
‫با کمال احترام

303
00:21:55,730 --> 00:21:59,120
‫می‌تونم بگم که من اطلاعات بیشتری
‫از معاملات تامی نسبت به شما دارم

304
00:21:59,170 --> 00:22:02,160
‫برای مثال اون زحمت نمیده که
‫موضوع ایرلندی‌ها رو به خانواده بگه

305
00:22:02,210 --> 00:22:04,720
‫مگه نه ؟ معلومه که نه

306
00:22:04,770 --> 00:22:07,520
‫پس نه

307
00:22:07,570 --> 00:22:09,290
‫من اطلاعات نمی‌خوام

308
00:22:16,730 --> 00:22:19,050
‫چه چیز دیگه‌ای می‌تونی بهم بدی

309
00:22:20,850 --> 00:22:22,490
‫در ازای امضای من ؟

310
00:22:24,370 --> 00:22:27,170
‫من اینجا دارم در مورد یه معامله ساده حرف میزنم

311
00:22:29,330 --> 00:22:31,970
‫من یه کنجکاوی عجیبی دارم

312
00:22:33,250 --> 00:22:35,850
‫مثل یه کلاغکه یه چیزی می‌بینه

313
00:22:38,130 --> 00:22:40,250
‫یه چیز براق وسط گل و لای

314
00:22:42,330 --> 00:22:45,410
‫اون به نقره نیاز نداره ولی...

315
00:22:46,890 --> 00:22:48,490
‫در هر صورت اونو با خودش می‌بره

316
00:23:14,930 --> 00:23:16,720
‫فرم رو امضا کن

317
00:23:16,770 --> 00:23:18,280
‫"لطفاً قربان"

318
00:23:18,330 --> 00:23:20,330
‫لطفاً قربان

319
00:23:23,290 --> 00:23:27,880
‫من با همین دستم فرم رو امضا می‌کنم

320
00:23:27,930 --> 00:23:30,000
‫وقتی که کارم تموم شد

321
00:23:30,050 --> 00:23:31,800
‫قبوله ؟

322
00:23:31,850 --> 00:23:33,530
‫قبوله

323
00:23:37,210 --> 00:23:39,320
‫گریه نمی‌کنی ؟

324
00:23:39,370 --> 00:23:41,970
‫- من می‌تونم گریه کنم
‫- پس...

325
00:23:43,170 --> 00:23:44,770
‫این چیزیه که من می‌خوام

326
00:23:46,050 --> 00:23:47,810
‫من می‌خوام تو گریه کنی

327
00:23:49,650 --> 00:23:51,010
‫سعی می‌کنم

328
00:23:54,130 --> 00:24:01,520
‫من یه لطفی ازتون می‌خوام آقای 'کمپبل' قربان"
‫"و در عوض من هر کاری انجام میدم

329
00:24:01,570 --> 00:24:03,450
‫این چیزیه که می‌تونستی بگی

330
00:24:06,890 --> 00:24:09,010
‫وقتی که من

331
00:24:10,690 --> 00:24:15,080
‫تو رو به اون ماشین هل دادم یه حسی داشتم
‫و تو هم اون حس رو داشتی

332
00:24:15,130 --> 00:24:17,440
‫"نگو که نداشتی "پالی

333
00:24:17,490 --> 00:24:19,360
‫چون که...

334
00:24:19,410 --> 00:24:22,330
‫و تو فکر می‌کنی که

335
00:24:23,450 --> 00:24:25,680
‫خیلی قابل احترامی

336
00:24:25,730 --> 00:24:28,400
‫با اون پسرت و خونه‌ات

337
00:24:28,450 --> 00:24:31,320
‫و پیشخدمتت ولی من میدونم تو چی هستی

338
00:24:31,370 --> 00:24:33,490
‫جنده‌ی کولی

339
00:24:35,210 --> 00:24:38,370
‫می‌خواید روی زمین انجامش بدیم
‫یا روی میز آقای "کمپبل" ؟

340
00:24:48,650 --> 00:24:51,520
‫حالا گریه کن

341
00:24:51,570 --> 00:24:53,370
‫گریه کن

342
00:25:00,890 --> 00:25:02,930
‫برو بیرون . برو بیرون

343
00:25:04,810 --> 00:25:06,640
‫برو بیرون

344
00:25:06,690 --> 00:25:08,840
‫نه ، نه

345
00:25:08,890 --> 00:25:11,160
‫من می‌خوام اون آزاد بشه

346
00:25:11,210 --> 00:25:13,170
‫من آزادش می‌کنم

347
00:25:16,810 --> 00:25:18,610
‫نیازی نیست اصلاح کنی

348
00:25:20,450 --> 00:25:22,210
‫نیازی نیست هیچ کاری بکنی

349
00:25:25,290 --> 00:25:29,120
‫پیروزی رو میشه بدون انجام
‫هیچ کاری هم بدست آورد

350
00:25:29,170 --> 00:25:30,970
‫نرم و آروم

351
00:25:39,570 --> 00:25:41,770
‫حرف بزنم یا نه ؟

352
00:25:44,690 --> 00:25:47,570
‫جوری نشون بدم که ضعیف و بی‌ارزشم . آره ؟

353
00:25:51,330 --> 00:25:53,090
‫می‌خوای حرف بزنم یا نه ؟

354
00:25:55,770 --> 00:25:57,600
‫حرف بزن

355
00:25:57,650 --> 00:25:59,450
‫تو ضعیف و بی‌ارزشی

356
00:26:00,890 --> 00:26:03,680
‫پس من همینم

357
00:26:03,730 --> 00:26:05,450
‫ضعیف و بی‌ارزش

358
00:26:07,130 --> 00:26:08,610
‫نگاه کن

359
00:26:10,370 --> 00:26:11,730
‫حس کن

360
00:26:14,050 --> 00:26:15,930
‫منو به گریه انداختی

361
00:26:20,410 --> 00:26:22,520
‫نه

362
00:26:22,570 --> 00:26:25,440
‫ما یه قرارداد داشتیم . درسته ؟

363
00:26:25,490 --> 00:26:27,170
‫بله ، بله

364
00:26:36,090 --> 00:26:39,120
‫کجا بودی ؟

365
00:26:39,170 --> 00:26:43,930
‫رفتم میخونه تو "دیگبت" تا ۱-۲تا لیوان
‫نوشیدنی بزنم

366
00:26:45,890 --> 00:26:48,320
‫یه لیوان بود یا ۲تا ؟

367
00:26:48,370 --> 00:26:50,640
‫۳تا بود

368
00:26:50,690 --> 00:26:53,360
‫بچه کجاست ؟

369
00:26:53,410 --> 00:26:55,010
‫خوابه

370
00:26:56,410 --> 00:26:58,210
‫بیشتر بهش می‌خوره ۵تا لیوان زدی

371
00:27:02,850 --> 00:27:04,170
‫بهتره بگیم ۶تا

372
00:27:06,930 --> 00:27:09,320
‫پیشخدمتو دیدی ؟

373
00:27:09,370 --> 00:27:12,730
‫در مورد چیزای سیاسی باهاش حرف زدم
‫و اونم حوصلش سر رفت و گرفت خوابید

374
00:27:17,010 --> 00:27:18,960
‫به جیمز زنگ زدم

375
00:27:19,010 --> 00:27:21,280
‫هر طور شده با وکیله حرف زد

376
00:27:21,330 --> 00:27:23,470
‫گفت که پرونده آرتور رو مجانی
‫برامون انجام میده

377
00:27:23,491 --> 00:27:24,991
‫پس دیگه به تامی نیاز نداریم

378
00:27:28,650 --> 00:27:31,280
‫پال" ؟"

379
00:27:31,330 --> 00:27:33,920
‫مایکل رو هم آزاد می‌کنیم . قول میدم

380
00:27:33,970 --> 00:27:37,090
‫نیازی نیست . فردا صبح آزادش می‌کنن

381
00:27:40,410 --> 00:27:45,560
‫اگه نصفه شب بچه چیزی خواست
‫اون زنگ کنار تخت رو بزن

382
00:27:45,610 --> 00:27:49,090
‫داره واسه ۲۴ ساعت پول می‌گیره
‫یه‌کم تنبل شده

383
00:27:51,130 --> 00:27:52,530
‫البته...

384
00:27:53,730 --> 00:27:56,330
‫اگه خوب رفتار کنی
‫می‌تونی ازش سوءاستفاده کنی

385
00:29:36,010 --> 00:29:38,450
‫باید به زخمات پماد بزنی وگرنه بدتر میشن

386
00:29:45,770 --> 00:29:48,010
‫اون جاکشا بهم گفتن که چرا آزاد شدم

387
00:29:52,610 --> 00:29:54,690
‫بهم گفتن که چی‌کار کردی

388
00:30:01,650 --> 00:30:03,410
‫به نظرشون خیلی خنده‌دار بود

389
00:30:10,530 --> 00:30:12,130
‫شایدم همینطور باشه

390
00:30:37,330 --> 00:30:39,210
‫چی‌کار داری می‌کنی تامی ؟

391
00:30:40,210 --> 00:30:43,090
‫فضولات رو با بیل کنار میزنم "کرلی" . مثل خودت

392
00:30:50,250 --> 00:30:52,000
‫خوب چرا این‌کار رو می‌کنی تامی ؟

393
00:30:52,050 --> 00:30:55,650
‫تا به خودم یادآوری کنم که
‫اگه الان این نبودم چی می‌شدم

394
00:31:27,810 --> 00:31:29,320
‫تامی ؟

395
00:31:29,370 --> 00:31:30,920
‫چی شده ؟

396
00:31:30,970 --> 00:31:33,250
‫فکر کنم تامی زده به سرش چارلی

397
00:31:35,250 --> 00:31:39,760
‫"خب ، این کار صادقانه‌ایه "کرلی

398
00:31:39,810 --> 00:31:42,840
‫ولی من نمی‌خوام بهش عادت کنم

399
00:31:42,890 --> 00:31:45,600
‫واسه همین ۶ دبه نفت می‌خوام

400
00:31:45,650 --> 00:31:49,450
‫بیارشون تو گاراژ و بذارشون پشت ماشین

401
00:31:51,170 --> 00:31:52,530
‫۶تا دبه ؟

402
00:31:53,690 --> 00:31:57,050
‫تامی ، اگه کار خواستی می‌تونم واست
‫یه بیل مخصوص بیارم

403
00:31:59,410 --> 00:32:02,130
‫نفت . باشه ، باشه

404
00:32:53,770 --> 00:32:56,960
‫واسه یه عمه نیمه کور خیلی تیپ زدی

405
00:32:57,010 --> 00:33:00,170
‫اون خیلی ازم ایراد می‌گیره
‫باید جلوش عالی به نظر برسم

406
00:33:01,810 --> 00:33:05,040
‫اون نیمه-کور نیست
‫بلکه نیمه-ناشنوا هست

407
00:33:05,090 --> 00:33:07,400
‫خب ، کِی برمیگردی ؟

408
00:33:07,450 --> 00:33:08,770
‫قبل از نیمه‌شب

409
00:33:10,690 --> 00:33:12,450
‫بیدار می‌مونم

410
00:34:07,890 --> 00:34:09,880
‫این خونه خودته ؟

411
00:34:09,930 --> 00:34:12,170
‫بله . بفرما بشین

412
00:34:23,570 --> 00:34:25,640
‫نوشیدنی نمیدی ؟

413
00:34:25,690 --> 00:34:27,170
‫بفرما

414
00:34:31,170 --> 00:34:33,560
‫- تو هم می‌خوای ؟
‫- بله

415
00:34:33,610 --> 00:34:34,730
‫هنوزم ویسکی میزنی ؟

416
00:34:36,130 --> 00:34:38,240
‫بله

417
00:34:38,290 --> 00:34:39,920
‫اما چیزای دیگه عوض شدن

418
00:34:39,970 --> 00:34:42,000
‫تو اسکله دیدم که اسمت پشت ماشینا بود

419
00:34:42,050 --> 00:34:43,850
‫بله یه سری چیزا عوض شدن

420
00:35:01,090 --> 00:35:03,440
‫تامی ، من خیلی مطمئن نبودم که امشب بیام

421
00:35:03,490 --> 00:35:05,610
‫من تو اتاق طبقه بالا آتیش روشن کردم

422
00:35:07,810 --> 00:35:11,840
‫نقشه‌ام این بود که یه‌کم اینجا بشینیم

423
00:35:11,890 --> 00:35:13,840
‫و در مورد گذشته حرف بزنیم

424
00:35:13,890 --> 00:35:15,810
‫یه‌کم نوشیدنی بزنیم

425
00:35:18,210 --> 00:35:20,520
‫و بعدش من بهت می‌گفتم که

426
00:35:20,570 --> 00:35:23,680
‫یه روزم بدون فکر تو نگذروندم

427
00:35:23,730 --> 00:35:25,880
‫اون‌وقت باهم میرفتیم طبقه بالا

428
00:35:25,930 --> 00:35:27,210
‫و با همدیگه می‌خوابیدیم

429
00:35:28,930 --> 00:35:32,520
‫اما همین الان وقتی اومدم در رو باز کنم

430
00:35:32,570 --> 00:35:34,090
‫نظرم عوض شد

431
00:35:37,050 --> 00:35:38,760
‫پس فقط یه نوشیدنی میزنیم

432
00:35:38,810 --> 00:35:41,920
‫در مورد اینکه چطوری تو نیویورک سر و سامون گرفتی
‫برام تعریف می‌کنی و بعدش می‌تونی بری

433
00:35:41,970 --> 00:35:43,280
‫نظرت عوض شد ؟

434
00:35:43,330 --> 00:35:45,970
‫تا تو بتونی بری

435
00:35:50,890 --> 00:35:53,720
‫در واقع من تو نیویورک خیلی هم خوشحالم

436
00:35:53,770 --> 00:35:57,120
‫- و ازدواج هم کردم
‫- آره ، طرف پولداره . خودم میدونم

437
00:35:57,170 --> 00:36:00,240
‫و خوش طبعه و با من مهربونه

438
00:36:00,290 --> 00:36:03,440
‫اون‌وقت چی باعث شده فکر کنی که من

439
00:36:03,490 --> 00:36:05,680
‫بعد از یه ویسکی و یه‌کم گپ زدن باهات می‌خوابم ؟

440
00:36:05,730 --> 00:36:08,720
‫- من روی ۳تا ویسکی حساب کرده بودم
‫- چطور جرات می‌کنی ؟

441
00:36:08,770 --> 00:36:11,080
‫دیگه خیلی مهم نیست چون نظرم عوض شده

442
00:36:11,130 --> 00:36:13,720
‫من اومدم اینجا چون تو ازم خواستی

443
00:36:13,770 --> 00:36:15,760
‫هر چند که اون خوش طبعه و باهات مهربونه ؟

444
00:36:15,810 --> 00:36:18,440
‫- و الان حس حماقت بهم دست داده
‫- خب پس برو

445
00:36:18,490 --> 00:36:20,090
‫خدای من

446
00:36:31,410 --> 00:36:33,450
‫اما هنوز اینجایی

447
00:36:37,250 --> 00:36:38,920
‫مطمئنی ؟

448
00:36:38,970 --> 00:36:40,890
‫که تو هنوز عاشق منی ؟

449
00:36:42,690 --> 00:36:45,850
‫بودم اما حالا دیگه نیستم

450
00:36:50,530 --> 00:36:52,640
‫تو که مسلح نیستی "گرِیس" ، مگه نه ؟

451
00:36:52,690 --> 00:36:55,120
‫نه . مسلح نیستم

452
00:36:55,170 --> 00:36:58,610
‫من با خودم تفنگ حمل نمی‌کنم
‫نیازی ندارم

453
00:37:04,410 --> 00:37:06,680
‫دیگه حس شوخی طبعی هم نداری

454
00:37:06,730 --> 00:37:08,530
‫در مورد چی حرف میزنی ؟

455
00:37:18,610 --> 00:37:22,240
‫راستش من از تجدید دیدار متنفرم

456
00:37:22,290 --> 00:37:25,000
‫نمی‌خواستم ساعت‌ها بشینم اینجا
‫و در مورد چیزای الکی حرف بزنم

457
00:37:25,050 --> 00:37:27,650
‫و از حرف اصلیمون طفره بریم

458
00:37:28,810 --> 00:37:31,040
‫پس حالا...

459
00:37:31,090 --> 00:37:33,600
‫من میدونم تو نیویورک خوشحالی
‫من میدونم که شوهرت پولداره

460
00:37:33,650 --> 00:37:37,080
‫و شوخ طبع و مهربونه
‫من میدونم که تو مسلح نیستی

461
00:37:37,130 --> 00:37:42,000
‫و برای سکس نیومدی اینجا
‫چون دیگه دوستم نداری

462
00:37:42,050 --> 00:37:45,880
‫و تازه فقط ۳ دقیقه گذشته

463
00:37:45,930 --> 00:37:47,730
‫بازم نوشیدنی می‌خوای ؟

464
00:37:50,970 --> 00:37:54,210
‫سکوتت رو به منزله بله می‌گیرم

465
00:37:56,450 --> 00:37:58,290
‫"از دیدنت خوشحالم "گرِیس

466
00:38:00,170 --> 00:38:02,090
‫پس آتیش روشن نکردی ؟

467
00:38:06,250 --> 00:38:08,530
‫نقشه اصلیم...

468
00:38:10,410 --> 00:38:12,170
‫این بود که بریم بیرون

469
00:38:13,690 --> 00:38:16,160
‫می‌خوام که تو رو تحت تاثیر قرار بدم

470
00:38:16,210 --> 00:38:17,810
‫حالا...

471
00:38:19,410 --> 00:38:21,050
‫از چارلی چاپلین خوشت میاد ؟

472
00:38:24,130 --> 00:38:26,040
‫آره . از چارلی چاپلین خوشم میاد

473
00:38:26,090 --> 00:38:27,960
‫خوبه

474
00:38:28,010 --> 00:38:30,810
‫اما شرط می‌بندم تا حالا
‫نشنیدی که چارلی چاپلین حرف بزنه

475
00:38:32,530 --> 00:38:34,760
‫فکر کردم می‌خوای منو ببری چارلی چاپلین ببینم

476
00:38:34,810 --> 00:38:37,320
‫- همینطوره
‫- اینجا که سینما نیست

477
00:38:37,370 --> 00:38:40,000
‫نه . اینجا سینما نیست

478
00:38:40,050 --> 00:38:42,080
‫پس چطوری چارلی چاپلین ببینم ؟

479
00:38:42,130 --> 00:38:46,200
‫همونطور که قول دادم
‫هم می‌بینیش و هم صداشو می‌شنوی

480
00:38:46,250 --> 00:38:49,360
‫- بفرما . اینم از چاپلین
‫- خدای من ، خودشه

481
00:38:49,410 --> 00:38:51,960
‫- این خود چارلی چاپلینه
‫- بله

482
00:38:52,010 --> 00:38:54,320
‫اومده انگلستان واسه تبلیغ فیلمش

483
00:38:54,370 --> 00:38:56,960
‫- اون‌وقت تو چارلی چاپلین رو از کجا می‌شناسی ؟
‫- من نمی‌شناسمش

484
00:38:57,010 --> 00:38:59,440
‫"من محافظش رو می‌شناسم . "وَگ مک‌دونالد

485
00:38:59,490 --> 00:39:01,120
‫همون آقای اونطرفیه

486
00:39:01,170 --> 00:39:04,360
‫وقتی تو بیرمنگهام یه حسابدار بودم
‫اون رفت به لس‌آنجلس

487
00:39:04,410 --> 00:39:07,560
‫وَگ" هم یه کولیِ رومانیه مثل چاپلین"

488
00:39:07,610 --> 00:39:09,480
‫اما به کسی نمیگه

489
00:39:09,530 --> 00:39:13,360
‫چاپلین توی "بلک پتچ" به دنیا اومده
‫یه‌کمپِ کولی تو بیرمنگهام

490
00:39:13,410 --> 00:39:16,360
‫واسه همین این شغل رو به "وَگ" داد
‫درحالیکه "وَگ" تحت تعقیب بود

491
00:39:16,410 --> 00:39:17,690
‫ممنون

492
00:39:19,730 --> 00:39:21,280
‫ممنون

493
00:39:21,330 --> 00:39:23,680
‫"دیدی؟ ما هممون یه رازهایی داریم "گرِیس

494
00:39:23,730 --> 00:39:25,610
‫بریم . می‌خوام معرفیت کنم

495
00:39:29,570 --> 00:39:32,400
‫سلام وَگ" . آقای چاپلین ، ایشون "گرِیس" هستن

496
00:39:32,450 --> 00:39:34,130
‫سلام آقای چاپلین

497
00:39:42,730 --> 00:39:44,800
‫- سلام
‫- "سلام آقای "کمپبل

498
00:39:44,850 --> 00:39:48,680
‫گفتی که آدرس خواهرم تو
‫پریمرُز هیل" رو بلدی"

499
00:39:48,730 --> 00:39:51,040
‫پس فکر کنم مامورا در حال نظارتن

500
00:39:51,090 --> 00:39:53,360
‫تا ببینن کی میاد و میره

501
00:39:53,410 --> 00:39:56,120
‫خب ، امشب می‌بینی که من
‫با یه خانم خیلی خوشگل

502
00:39:56,170 --> 00:39:58,000
‫به منزل برمیگردم

503
00:39:58,050 --> 00:40:01,240
‫اون تا طرفای نیمه‌شب می‌مونه

504
00:40:01,290 --> 00:40:03,290
‫البته من پرده‌ها رو می‌کشم

505
00:40:04,970 --> 00:40:06,690
‫می‌تونی حدس بزنی اون خانم کیه ؟

506
00:40:09,770 --> 00:40:10,880
‫دروغگو

507
00:40:10,930 --> 00:40:12,690
‫"خوابای خوش ببینی آقای "کمپبل

508
00:40:22,570 --> 00:40:23,690
‫تامی

509
00:40:25,570 --> 00:40:27,330
‫تامی ، تو با کسی هستی ؟

510
00:40:36,210 --> 00:40:38,360
‫دیر شده تامی

511
00:40:38,410 --> 00:40:40,280
‫"ساعت ۱۱ ـه "گرِیس

512
00:40:40,330 --> 00:40:42,290
‫منظورم اینه که دیگه خیلی دیر شده

513
00:40:44,890 --> 00:40:48,080
‫اگه با من میومدی نیویورک...

514
00:40:48,130 --> 00:40:49,650
‫من یه سری کار داشتم

515
00:40:51,930 --> 00:40:54,960
‫منظورت اینه که رویِ سکه اشتباهی اومد ؟

516
00:40:55,010 --> 00:40:57,170
‫جواب نمیداد

517
00:40:59,450 --> 00:41:00,930
‫اون یه سوال بود

518
00:41:13,770 --> 00:41:15,690
‫تامی ، تو کسی رو داری ؟

519
00:41:19,250 --> 00:41:21,090
‫من اسب مسابقه‌ای دارم

520
00:41:22,370 --> 00:41:24,000
‫اون قراره دربی رو ببره

521
00:42:18,490 --> 00:42:20,810
‫من میرسونمت

522
00:42:25,170 --> 00:42:26,530
‫کی برمیگردی ؟

523
00:42:29,410 --> 00:42:30,690
‫هنوز معلوم نیست

524
00:42:32,610 --> 00:42:34,410
‫بلیط برگشت نگرفتید ؟

525
00:42:35,450 --> 00:42:37,090
‫این درست نبود تامی

526
00:42:38,810 --> 00:42:40,050
‫کی برمیگردی "گرِیس" ؟

527
00:42:45,930 --> 00:42:47,280
‫اونا دارن روی ما آزمایش انجام میدن

528
00:42:47,330 --> 00:42:49,410
‫نمیدونم کِی کارشون تموم میشه

529
00:42:54,410 --> 00:42:55,850
‫اومدیم واسه یه دوره درمانی

530
00:42:57,010 --> 00:42:58,610
‫"پیش یه دکتر تو خیابون "هارلی

531
00:42:59,850 --> 00:43:01,690
‫یه روش علمی جدیده

532
00:43:05,290 --> 00:43:06,690
‫داریم واسه بچه‌دار شدن سعی می‌کنیم

533
00:43:31,610 --> 00:43:33,050
‫امشب چرا اومدی اینجا ؟

534
00:43:40,210 --> 00:43:42,490
‫دکتر معتقده که مشکل مطمئناً از طرف منه

535
00:43:50,890 --> 00:43:53,570
‫- متاسفم . تقصیر هیچ‌کس نیست
‫- من از این حرف خسته شدم

536
00:44:05,970 --> 00:44:07,090
‫میشه دوباره ببینمت ؟

537
00:44:11,490 --> 00:44:12,570
‫گرِیس" ؟"

538
00:44:17,810 --> 00:44:19,770
‫تو به مخفی‌بازی عادت داری ، مگه نه ؟

539
00:44:22,370 --> 00:44:24,330
‫من تا حالا یه بار هم بهش دروغ نگفتم

540
00:44:27,490 --> 00:44:28,930
‫پس حقیقتو بهش بگو

541
00:44:48,930 --> 00:44:49,970
‫دستاتو بگیر بالا

542
00:44:58,850 --> 00:45:00,370
‫اینجا چی داریم ؟

543
00:45:04,770 --> 00:45:07,050
‫دستاتو از من بکش

544
00:45:08,650 --> 00:45:11,890
‫ایناهاش ، پادشاه شهر لندن

545
00:45:22,050 --> 00:45:23,520
‫خب ، خوش گذروندی ؟

546
00:45:23,570 --> 00:45:25,800
‫آره . خیلی عالی بود

547
00:45:25,850 --> 00:45:27,600
‫بین یارای "سابینی" گیر افتادم

548
00:45:27,650 --> 00:45:29,410
‫همه جا خبرچین هست

549
00:45:30,410 --> 00:45:31,690
‫لندنی‌های لعنتی

550
00:45:33,090 --> 00:45:35,920
‫خب ، حداقلش اینه که قراره به چیزی
‫که دوست داشتی برسی

551
00:45:35,970 --> 00:45:39,040
‫- اون‌وقت اون چیز چیه ؟
‫- ۲بار سعی کردی خودتو دار بزنی

552
00:45:39,090 --> 00:45:41,170
‫این‌دفعه پادشاه قراره این‌کار رو واست انجام بده

553
00:45:45,410 --> 00:45:47,890
‫- من یه احمق تمام عیار بودم
‫- آره

554
00:45:49,050 --> 00:45:50,680
‫"قدر هیچی رو ندونستم "جان

555
00:45:50,730 --> 00:45:52,800
‫الان مثلاً داری توبه می‌کنی ؟

556
00:45:52,850 --> 00:45:53,890
‫نقاشی کردن

557
00:45:54,970 --> 00:45:56,560
‫قبلنا خوب نقاشی می‌کردم

558
00:45:56,610 --> 00:45:58,920
‫آرتور ، خواهشاً تو رو خدا
‫باز شروع نکن

559
00:45:58,970 --> 00:46:00,640
‫تو کلاس باید بیشتر حرف گوش میدادم

560
00:46:00,690 --> 00:46:03,090
‫کدوم کلاس ؟ تو که هیچ‌وقت نبودی

561
00:46:04,530 --> 00:46:06,160
‫قبلنا اسب نقاشی می‌کردم

562
00:46:06,210 --> 00:46:07,280
‫آرتور

563
00:46:07,330 --> 00:46:10,840
‫اسبای نر از اون بزرگاش
‫عین واقعیش می‌شدن

564
00:46:10,890 --> 00:46:12,770
‫آرتور ، اسبا نر رو بیخیال . الان موقعش نیست

565
00:46:14,050 --> 00:46:17,680
‫"زندگیمو باید بهتر می‌گذروندم "جان
‫کارای خوب می‌کردم

566
00:46:17,730 --> 00:46:20,360
‫- آرتور ، تو رو خدا
‫- حتی آیدا هم گفت تقصیر خودمه

567
00:46:20,410 --> 00:46:22,920
‫- آرتور ، میشه گوش کنی ؟
‫- "قراره منو اعدام کنن "جان

568
00:46:22,970 --> 00:46:24,360
‫اونا تو رو اعدام نمی‌کنن

569
00:46:24,410 --> 00:46:25,450
‫کی گفته ؟

570
00:46:27,650 --> 00:46:28,690
‫تامی

571
00:46:31,930 --> 00:46:35,560
‫اون‌وقت این آقای "هودینی" چجوری
‫می‌خواد منو از این آزاد کنه ؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هودینی : شعبده‌باز مشهور)</font>

572
00:46:35,610 --> 00:46:37,810
‫- خب...
‫- نمی‌خواد بگی اون نقشه داره

573
00:46:38,810 --> 00:46:41,560
‫- اما تو که نمیدونی نقشه‌اش چیه ، مگه نه "جان" ؟
‫- من میدونم

574
00:46:41,610 --> 00:46:44,280
‫چون اصلاً نمیشه به ما اعتماد کرد

575
00:46:44,330 --> 00:46:48,920
‫خیلی خب ، اگه اون خیلی باهوشه
‫پس من چرا اینجام ؟

576
00:46:48,970 --> 00:46:52,920
‫- خب...
‫- چرا همه افرادمون و نصف ویسکیمون توقیف شدن ؟

577
00:46:54,410 --> 00:46:56,560
‫یهودیا و لندنیا اونو دور زدن

578
00:46:56,610 --> 00:46:58,920
‫- میشه خفه بشی ؟
‫- یه نگاه به خودت بنداز

579
00:46:58,970 --> 00:47:00,360
‫یه مَرد گنده

580
00:47:00,410 --> 00:47:01,650
‫خفه‌خون بگیر

581
00:47:04,890 --> 00:47:07,010
‫اون بهم گفته که چی‌کار کنم

582
00:47:24,930 --> 00:47:27,120
‫شما اینجا چی‌کار دارید ؟

583
00:47:27,170 --> 00:47:30,440
‫فقط زدم کنار . هیچ‌وقت موقع رانندگی سیگار نمی‌کشم

584
00:47:30,490 --> 00:47:32,000
‫از کجا اومدید ؟

585
00:47:32,050 --> 00:47:33,720
‫اهل ایرلندم

586
00:47:33,770 --> 00:47:36,200
‫اون شمالِ زیبا جایی که موقع
‫وزش باد صخره‌ها نغمه سر میدن

587
00:47:36,250 --> 00:47:37,600
‫کجای اون شمالِ زیبا ؟

588
00:47:37,650 --> 00:47:39,560
‫میدونی ، همینجوری واسه رفع خستگی زدم کنار

589
00:47:39,610 --> 00:47:41,560
‫مدارک شناساییتون رو ببینم

590
00:47:41,610 --> 00:47:43,290
‫هــی

591
00:48:23,170 --> 00:48:24,160
‫ببین

592
00:48:24,210 --> 00:48:25,890
‫بیا

593
00:48:29,687 --> 00:48:30,687
‫دیدی؟

594
00:48:35,290 --> 00:48:37,530
‫جدی جدی مانع کرم گرفتن اسبا میشه ؟

595
00:48:39,570 --> 00:48:40,730
‫آره . جواب میده

596
00:48:45,970 --> 00:48:48,370
‫در هر صورت فکر کردم که خوشت بیاد

597
00:48:50,490 --> 00:48:52,560
‫ببخشید که مجبور شدی شب رانندگی کنی

598
00:48:52,610 --> 00:48:54,850
‫حتماً خسته‌ای . می‌تونی بری یه‌کم بخوابی اگه خواستی

599
00:48:56,890 --> 00:48:57,930
‫مِی" ؟"

600
00:49:00,290 --> 00:49:01,330
‫باید بس کنیم

601
00:49:02,410 --> 00:49:03,450
‫اینو

602
00:49:05,010 --> 00:49:06,810
‫اومدم اینجا که بهت بگم باید بس کنیم

603
00:49:09,730 --> 00:49:10,770
‫چرا ؟

604
00:49:11,930 --> 00:49:14,330
‫چون من منم و تو تویی ؟
‫همون بهونه قدیمی ؟

605
00:49:15,770 --> 00:49:16,970
‫پای یه نفر دیگه در میونه

606
00:49:19,930 --> 00:49:20,970
‫خیلی وقته

607
00:49:26,250 --> 00:49:28,920
‫و من نمی‌خوام تو به این فکر کنی که

608
00:49:28,970 --> 00:49:30,010
‫بعد از مسابقات چی میشه

609
00:49:35,490 --> 00:49:37,520
‫هنوز خیلی از مردمت منو نمی‌شناسن

610
00:49:37,570 --> 00:49:39,920
‫پس هنوز ضرری نرسوندم

611
00:49:39,970 --> 00:49:41,010
‫مردم من" ؟"

612
00:49:44,090 --> 00:49:47,850
‫- اما هنوز ضرری نرسیده . منظورم اینه
‫- درسته

613
00:49:51,530 --> 00:49:54,680
‫اما با اینحال دوست دارم اسبه اینجا بمونه

614
00:49:54,730 --> 00:49:56,400
‫بمونه ؟ بله . البته

615
00:49:56,450 --> 00:49:57,600
‫اپسوم" نزدیکه"

616
00:49:57,650 --> 00:49:59,770
‫هنوز لباسم رو نگرفتم پس مشکلی نیست

617
00:50:01,290 --> 00:50:03,120
‫هنوزم می‌تونی تو محوطه با من باشی

618
00:50:03,170 --> 00:50:05,040
‫خیلی لطف دارید قربان

619
00:50:05,090 --> 00:50:06,480
‫می‌تونی یه چیزی بپوشی

620
00:50:06,530 --> 00:50:07,520
‫خنده داره ، مگه نه؟

621
00:50:07,570 --> 00:50:11,840
‫چون که تو اون بالا میری
‫و من این پایین تو رینگ می‌مونم

622
00:50:11,890 --> 00:50:13,610
‫یه‌جورایی برعکس میشه ، مگه نه ؟

623
00:50:14,930 --> 00:50:17,720
‫بعد از اون هم می‌تونی با من باشی
‫و یه لباسی بپوشی

624
00:50:17,770 --> 00:50:19,730
‫اون‌وقت به‌خاطر رینگ همه لباسم گِلیه

625
00:50:22,490 --> 00:50:24,200
‫مِی" ، مردایی مثل من رو فراموش کن"

626
00:50:24,250 --> 00:50:26,730
‫می‌خواستم بهت بگم که اسبه
‫چقدر پیشرفت کرده

627
00:50:32,370 --> 00:50:33,680
‫مردای دیگه‌ای هم هستن که...

628
00:50:33,730 --> 00:50:35,960
‫به نظرم شانس اینو داره که مقام بیاره

629
00:50:36,010 --> 00:50:37,760
‫پس اون بخش مسخره کارمون تموم شده

630
00:50:37,810 --> 00:50:40,410
‫مستقیم میری سمت بیرمنگهام یا...

631
00:50:46,370 --> 00:50:50,320
‫اگه بگم "باشه . می‌مونم" چی ؟

632
00:50:50,370 --> 00:50:51,890
‫بعد از حرفی که الان زدم

633
00:50:57,930 --> 00:50:59,570
‫مشکلی نداره

634
00:51:05,290 --> 00:51:07,720
‫صحبت از "ضرر" کردی
‫هنوز ضرری نزدی

635
00:51:07,770 --> 00:51:10,000
‫نکنه فکر کردی نصف لندن فکر می‌کنن

636
00:51:10,050 --> 00:51:11,570
‫که منم یه شیادم ؟

637
00:51:12,690 --> 00:51:16,210
‫در موردش میخندن و واسه اینکه
‫تو مدال نقره رو بگیری شرط می‌بندن

638
00:51:18,490 --> 00:51:20,810
‫فکر کردی مردمت خیلی بیرحمن ؟
‫مردم منو امتحان کن

639
00:51:25,290 --> 00:51:27,880
‫پس واسه همینه ادامه میدی ؟

640
00:51:27,930 --> 00:51:29,570
‫چون نمی‌تونی عقب بکشی

641
00:51:31,570 --> 00:51:34,330
‫بعلاوه کلی دلیل غیرمنطقی دیگه

642
00:51:38,610 --> 00:51:40,560
‫پس مستقیم می‌خوای بری یا...

643
00:51:40,610 --> 00:51:42,770
‫من تو گاراژ نفت ندارم

644
00:51:47,330 --> 00:51:49,120
‫تو ماشینم دبه نفت دارم

645
00:51:49,170 --> 00:51:50,570
‫خوبه . پس می‌تونی بری

646
00:52:20,370 --> 00:52:22,010
‫به نظر میرسه اونجا خوشحالن ، مگه نه ؟

647
00:52:23,810 --> 00:52:25,010
‫چرا نباشن ؟

648
00:52:38,610 --> 00:52:39,650
‫طرف کیه ؟

649
00:52:42,090 --> 00:52:43,650
‫یه نفر که داره از اینجا میره

650
00:52:53,370 --> 00:52:54,410
‫پس بذار بره

651
00:52:58,290 --> 00:53:00,080
‫مثل یه آقا در مورد اون بهم گفتی

652
00:53:00,130 --> 00:53:01,890
‫حالا دوباره مثل یه گنگستر رفتار کن

653
00:53:07,250 --> 00:53:08,890
‫واسه من تاسف بخور . عیبی نداره

654
00:53:19,850 --> 00:53:21,890
‫چون که اسبت پنجم یا ششم میشه

655
00:53:24,130 --> 00:53:25,330
‫اما من تو رو بدست میارم

656
00:53:33,530 --> 00:53:35,520
‫آقای "شلبی" دارن ماشینشون رو پارک می‌کنن

657
00:53:35,570 --> 00:53:37,410
‫گفتن که همینجا منتظر بمونید

658
00:53:42,890 --> 00:53:44,410
‫این جالب نیست ؟

659
00:53:45,530 --> 00:53:48,170
‫اون‌وقت شما اینجا دقیقاً چکاره‌اید ؟

660
00:53:49,810 --> 00:53:53,360
‫من دقیقاً منشی آقای "شلبی" هستم

661
00:53:53,410 --> 00:53:56,920
‫منشی...خدای من

662
00:53:56,970 --> 00:53:58,450
‫با اون همه کاغذ بازیش

663
00:54:01,050 --> 00:54:02,720
‫چایی میل دارید ؟

664
00:54:02,770 --> 00:54:03,810
‫نه

665
00:54:49,730 --> 00:54:53,330
‫"من همه چیز رو قفل می‌کنم آقای "کمپبل
‫هر چی که باارزش باشه

666
00:55:02,130 --> 00:55:03,400
‫بفرما بشین

667
00:55:08,490 --> 00:55:10,770
‫"خزانه‌دار شرکتت چطوره ؟ "پالی

668
00:55:13,210 --> 00:55:14,360
‫چطور مگه ؟

669
00:55:14,410 --> 00:55:17,250
‫فقط سلام منو بهش برسون

670
00:55:28,130 --> 00:55:32,250
‫تو دوست داری با آتیش بازی کنی
‫مگه نه آقای "شلبی" ؟

671
00:55:34,330 --> 00:55:36,000
‫دیروز

672
00:55:36,050 --> 00:55:37,720
‫"توی "بِلگراوی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بخشی از لندن)</font>

673
00:55:37,770 --> 00:55:41,200
‫خونه سپهبد "راسل" به آتیش کشیده شد

674
00:55:41,250 --> 00:55:44,240
‫یه وسیله آتش‌زا تو صندوق پستی‌ـش
‫جاسازی شده بود

675
00:55:44,290 --> 00:55:45,330
‫که یعنی

676
00:55:46,610 --> 00:55:49,160
‫واسه حداقل سه ماه آینده

677
00:55:49,210 --> 00:55:51,210
‫باید دنبال یه جای دیگه‌ای برای زندگی بگرده

678
00:55:53,370 --> 00:55:57,520
‫و همچنین یعنی ماموریت تو برای من که برم

679
00:55:57,570 --> 00:56:00,560
‫و توی تختش بهش شلیک کنم دیگه عملی نیست

680
00:56:00,610 --> 00:56:05,720
‫همینطوره اما اگه فکر کنی یه
‫آتیش کوچیک تو رو از مسئولیتت آزاد می‌کنه

681
00:56:05,770 --> 00:56:06,880
‫دوباره فکر کن

682
00:56:06,930 --> 00:56:09,360
‫من به طرف خودم تو معامله پایبند می‌مونم

683
00:56:09,410 --> 00:56:10,480
‫معلومه که می‌مونی

684
00:56:10,530 --> 00:56:11,920
‫من به سپهد ـت شلیک می‌کنم

685
00:56:11,970 --> 00:56:14,720
‫اما هر طور صلاح ببینم انجامش میدم

686
00:56:14,770 --> 00:56:16,840
‫تنها صلاح اون چیزی که من میگم

687
00:56:16,890 --> 00:56:20,050
‫ماموریت قتل رو در مکان
‫دلخواه خودم انجام میدم

688
00:56:22,010 --> 00:56:23,050
‫خوب گوش کن

689
00:56:24,250 --> 00:56:27,200
‫تمام جزئیات عملیات
‫باید از دوطرف تایید بشن

690
00:56:27,250 --> 00:56:30,640
‫من یه سرباز با سابقه هستم
‫و خودم تصمیم میگرم کِی و کجا

691
00:56:30,690 --> 00:56:33,560
‫حالا این شخص مراقبت شبانه‌روزی
‫از طرف مامورای مسلح خواهد داشت

692
00:56:33,610 --> 00:56:35,680
‫"نقشه‌ات پر از مشکل بود آقای "کمپبل

693
00:56:35,730 --> 00:56:37,160
‫نقشه من از هردو جانب تایید شده بود

694
00:56:37,210 --> 00:56:39,560
‫و حالا نقشه‌ات دود شد رفت هوا

695
00:56:39,610 --> 00:56:42,160
‫و من تنها راه جایگزین رو محاسبه کردم

696
00:56:42,210 --> 00:56:44,330
‫تو رو خدا ، منظورت چیه ؟

697
00:56:46,050 --> 00:56:47,450
‫چطوری می‌خوای بهش برسی ؟

698
00:56:50,130 --> 00:56:51,840
‫من بهش نمیرسم

699
00:56:51,890 --> 00:56:53,250
‫اون میاد پیش من

700
00:56:57,290 --> 00:56:59,120
‫"گوش کن ببین چی میگم آقای "شلبی

701
00:56:59,170 --> 00:57:01,240
‫وقتی این جلسه تموم بشه

702
00:57:01,290 --> 00:57:05,280
‫من باید مستقیماً به آقای "وینستون چرچیل" گزارش بدم

703
00:57:05,330 --> 00:57:09,680
‫رابطه تو با آقای "چرچیل" به من ربطی نداره

704
00:57:09,730 --> 00:57:14,360
‫و آقای "وینستون چرچیل" جزئیات می‌خواد

705
00:57:14,410 --> 00:57:16,970
‫خب ، بهش بگو که باید به من اعتماد کنه

706
00:57:20,510 --> 00:57:25,190
‫نگاه کن آقای "کمپبل" ، من ماموریتم رو انجام میدم

707
00:57:25,590 --> 00:57:31,480
‫- خوبه . خوبه
‫- اما یه جایی انجامش میدم که برای تو

708
00:57:31,530 --> 00:57:34,970
‫و افرادت محال باشه که بتونن
‫بعدش بهم شلیک کنن

709
00:57:37,210 --> 00:57:40,680
‫چون نقشه همینه ، مگه نه ؟

710
00:57:40,730 --> 00:57:42,880
‫از جلو و عقب مامور وایمیسن بدون راه فرار

711
00:57:42,930 --> 00:57:45,520
‫اون‌وقت من تیر می‌خورم
‫"و میندازنم تو رودخونه "تِیمز

712
00:57:45,570 --> 00:57:47,520
‫من قتل رو انجام میدم

713
00:57:47,570 --> 00:57:49,970
‫ولی در جایی که اختیار خودم باشه

714
00:57:52,410 --> 00:57:56,090
‫"من اخیراً یه اسب مسابقه‌ای گرفتم آقای "کمپبل

715
00:58:01,010 --> 00:58:02,050
‫اون...

716
00:58:03,810 --> 00:58:06,360
‫خب ، فکر کنم خودت بتونی حدس بزنی
‫کدومش اسب منه

717
00:58:24,650 --> 00:58:26,450
‫کِی و کجا ؟

718
00:58:28,570 --> 00:58:29,610
‫"اپسوم"

719
00:58:31,090 --> 00:58:32,170
‫روز دِربی

720
00:58:33,200 --> 00:58:34,200
‫:. ترجمه از مـجـتـبـی .:

721
00:58:35,200 --> 00:58:36,200
‫<font face="Yagut" color="red">تیم ترجمه‌ی</font><font face="Yagut" color="white">ارائه‌ی از</font>
‫<font face="Century Gothic" color="red">Tv-Sh</font><font face="Century Gothic" color="white">ow.Pro</font>

