1
00:00:01,080 --> 00:00:02,420
‫تا اطلاع ثانوی...

2
00:00:02,470 --> 00:00:08,220
‫- با خارجی‌ها ارتباط برقرار نمی‌کنی
‫- پسر من با هر زنی که بخواد، توی این شهر قدم می‌زنه

3
00:00:08,270 --> 00:00:12,330
‫برای پسرت سخت خواهد بود که با وجود یه ‌گلوله
‫توی هر زانوش، بخواد هر جایی قدم بزنه

4
00:00:13,971 --> 00:00:17,071
‫- تو گفتی که می‌خوای توی شهر خودمون، صلح برقرار باشه
‫- حالا ما در حالت تهاجمی قرار می‌گیریم

5
00:00:18,672 --> 00:00:20,322
‫شما زنی ثروتمند و باوقار هستید

6
00:00:20,372 --> 00:00:23,022
‫من از زن‌های زیادی نگارگری کردم
‫برای شما هزینه‌ای نخواهد داشت

7
00:00:23,072 --> 00:00:26,022
‫اسمی که من شنیدم، «بخش دی» بوده

8
00:00:26,073 --> 00:00:28,023
‫اعضای پارلمان، افسرهای ارتش

9
00:00:28,073 --> 00:00:31,023
‫،تمام کاری که ما داریم می‌کنیم
‫نجات کشور از وقوع یه انقلاب‌ـه

10
00:00:31,073 --> 00:00:33,023
‫این، برای کشتن اون جاسوس‌ـه

11
00:00:33,074 --> 00:00:35,024
‫و خدمات بعدی‌ای
‫که در آینده انجام خواهید داد

12
00:00:35,074 --> 00:00:38,024
‫همسرت می‌دونه که اون یاقوت کبودی که انداخته گردنش...

13
00:00:38,074 --> 00:00:39,024
‫توسط یه کولی، نفرین شده؟

14
00:00:39,074 --> 00:00:41,024
‫هیچ چیزی باعث نمیشه
‫که من مجبور بشم اون رو بندازم گردن خودم

15
00:00:41,075 --> 00:00:42,615
‫به‌خاطر آنجل

16
00:00:53,900 --> 00:00:57,900
‫♪ Pj Harvey - Red Right Hand ♪

17
00:01:29,629 --> 00:01:39,182
‫تــرجــمــه از: هــومــن، ارســلـان، جــواد
‫<font color=#FF۰۰۰۰>Jimmy Darmody</font> & <font color=#FF۰۰۰۰>Arsalan.H </font>& <font color=#FF۰۰۰۰>Raylan Givens</font>

18
00:02:12,086 --> 00:02:13,626
‫اون برگشت

19
00:02:14,087 --> 00:02:17,037
‫تمام ‌شب رو اون‌بیرون بود؟

20
00:02:17,087 --> 00:02:19,037
‫هر شب، از زمان خاکسپاری

21
00:02:19,087 --> 00:02:22,037
‫صبح‌ها برمی‌گرده تا چارلی رو ببینه
‫و به اسب‌ها غذا بده

22
00:02:22,088 --> 00:02:25,038
‫و دوباره که هوا تاریک میشه
‫برمی‌گرده همون‌جا

23
00:02:25,088 --> 00:02:29,038
‫وقتی بچه بود، عادت داشت بیرون بخوابه

24
00:02:29,089 --> 00:02:31,959
‫کرلی» اون رو توی بوته‌زار پیدا می‌کرد»

25
00:02:33,089 --> 00:02:34,889
‫بچه چطوره؟

26
00:02:36,090 --> 00:02:38,690
‫شب که میشه، سراغ مامانش رو می‌گیره

27
00:02:40,090 --> 00:02:43,040
‫تامی یه لیست درست کرده
‫می‌خواد که اول، شما دوتا ببینینش

28
00:02:43,090 --> 00:02:45,560
‫جان و آرتور چی؟

29
00:03:05,093 --> 00:03:07,093
‫حساب‌کتاب‌ها چطوره؟

30
00:03:10,094 --> 00:03:12,044
‫مثل همیشه

31
00:03:12,094 --> 00:03:13,764
‫رو به رشد

32
00:03:16,095 --> 00:03:19,045
‫یه رشد سه‌برابر هم
‫توی اهدایی‌هایی...

33
00:03:19,095 --> 00:03:22,045
‫که به «بنیاد خیریه‌ی شلبی» بوده، داشتیم

34
00:03:22,095 --> 00:03:24,045
‫شورا پیشنهاد کردن
‫که یه مدرسه‌ی جدید...

35
00:03:24,096 --> 00:03:26,566
‫به نام «موسسه‌ی گریس شلبی» نام‌گذاری بشه

36
00:03:33,097 --> 00:03:35,047
‫«به شورا بگو که اسم «موسسه‌ی گریس شلبی...

37
00:03:35,097 --> 00:03:37,167
‫مورد قبول ماست

38
00:03:43,098 --> 00:03:46,798
‫این لیسـتِ چیزهای دیگه‌ای هست
‫که می‌خوام انجام بشن

39
00:03:47,099 --> 00:03:48,699
‫همین

40
00:03:54,100 --> 00:03:58,100
‫- تامی
‫- همین بود، پال

41
00:04:08,101 --> 00:04:10,571
‫و هر دوی شما، کارـتون خوب بود

42
00:04:19,103 --> 00:04:21,053
‫خیلی‌خب، بریم

43
00:04:21,103 --> 00:04:23,643
‫ما اون رو دیدیم

44
00:04:27,104 --> 00:04:30,104
‫اون می‌خواست که اشخاص رو
‫با ترتیب خاصی ببینه

45
00:04:32,105 --> 00:04:36,055
‫معمولاً می‌تونم بفهمم توی سرش، چی می‌گذره
‫ولی الان، سخت میشه اون رو فهمید

46
00:04:36,105 --> 00:04:38,045
‫پس، مراقب باشید...

47
00:04:38,105 --> 00:04:41,055
‫- فکر کردم که این یه جلسه‌ی خونوادگی باشه
‫- آره

48
00:04:41,106 --> 00:04:42,056
‫فکر کردم، همه‌مون با هم

49
00:04:42,106 --> 00:04:44,056
‫جان، اون عزاداره

50
00:04:44,106 --> 00:04:46,056
‫دیدن همه با هم، ممکنه براش مشکل باشه

51
00:04:46,106 --> 00:04:49,106
‫آره، خیلی‌خب
‫یالا، جان

52
00:04:51,107 --> 00:04:54,057
‫آرتور، ما نیاز داریم که اون برگرده

53
00:04:54,107 --> 00:04:58,057
‫«سابینی» و «سالامونز»
‫دسته‌گل و نامه‌ی تسلیت فرستادن

54
00:04:58,108 --> 00:05:02,058
‫پس خیلی طول نمی‌کشه
‫که مثل گرگ‌ها، شروع کنن به یکه‌تازی

55
00:05:02,108 --> 00:05:04,578
‫عجله کنین، وقت نیست

56
00:05:07,109 --> 00:05:09,059
‫فقط خبرهای خوب بهش بدین

57
00:05:09,109 --> 00:05:12,059
‫فقط هم خبر خوب هست، پالی

58
00:05:12,110 --> 00:05:14,060
‫بالأخره اومدن

59
00:05:14,110 --> 00:05:17,110
‫ایناهاش

60
00:05:19,111 --> 00:05:21,061
‫خوبی تام؟

61
00:05:21,111 --> 00:05:23,061
‫حال‌ـتون خوبه، بچه‌ها؟

62
00:05:23,111 --> 00:05:24,651
‫ما...

63
00:05:25,111 --> 00:05:28,061
‫،بعد از مراسم خاکسپاری
‫وقت نشد که تو رو ببینیم

64
00:05:28,112 --> 00:05:31,112
‫خب، تو ناپدید شدی، ولی...

65
00:05:32,062 --> 00:05:33,062
‫خب، من و جان
‫می‌خواستیم بگیم که...

66
00:05:33,112 --> 00:05:35,852
‫- آرتور، خفه شو
‫- باشه

67
00:05:36,113 --> 00:05:39,063
‫بسیار خب، حالا حرف بزنین

68
00:05:39,113 --> 00:05:41,063
‫ما رفتیم سراغ آنجل
‫توی بیمارستان

69
00:05:41,113 --> 00:05:45,113
‫جایی‌ که دراز کشیده بود، گلوش رو بُریدیم
‫اون دیگه مُرده

70
00:05:46,114 --> 00:05:48,064
‫توی خارج شهر هم...

71
00:05:48,114 --> 00:05:49,064
‫حساب بقیه‌ی ایتالیایی‌ها رو رسیدیم

72
00:05:49,114 --> 00:05:51,064
‫اونا اکثراً به «بلک‌کانتری» رفتن
‫[ ناحیه‌ای در نزدیکی شهر بیرمنگهام ]

73
00:05:51,115 --> 00:05:53,065
‫ولی به «بتی کیتچن» گفتیم
‫کاری کنه که اونا در حرکت بمونن

74
00:05:53,115 --> 00:05:56,065
‫- و بتی هم گفت که بهت تسلیت بگیم
‫- اون پیرمرد چی؟

75
00:05:56,115 --> 00:05:58,065
‫از افرادش بازجویی کردیم

76
00:05:58,116 --> 00:06:00,066
‫آره، اون رفته به لیورپول

77
00:06:00,116 --> 00:06:03,066
‫- منتظر یه کشتی‌ـه که به نیویورک میره
‫- کِی؟

78
00:06:03,116 --> 00:06:05,516
‫اولین کشتی‌ای که شنبه حرکت می‌کنه

79
00:06:06,117 --> 00:06:08,067
‫خیلی‌خب

80
00:06:08,117 --> 00:06:11,067
‫من در لیورپول، توی «کونارد» آشناهایی دارم
‫[ نام یک شرکت کشتی‌رانی در انگلستان ]

81
00:06:11,117 --> 00:06:13,067
‫اونا لیست مسافرین رو دارن

82
00:06:13,118 --> 00:06:15,068
‫می‌تونن شما رو به محل حرکت ببرن

83
00:06:15,118 --> 00:06:17,068
‫اون رو بگیرین و بیارینش پیش من

84
00:06:17,118 --> 00:06:19,068
‫کی همراهش سفر می‌کنه؟

85
00:06:19,118 --> 00:06:21,068
‫زن‌ـش

86
00:06:21,119 --> 00:06:22,069
‫چی؟

87
00:06:22,119 --> 00:06:24,069
‫زن‌ـش

88
00:06:24,119 --> 00:06:26,989
‫خب، به زن‌ـش شلیک کنین
‫و خودش رو بیارین پیش من

89
00:06:31,120 --> 00:06:35,070
‫تامی؟ خانم چنگرتا توی مدرسه‌ی ما، معلم بود

90
00:06:35,120 --> 00:06:38,120
‫اون زن خوبی‌ـه، تام
‫زن خوبی‌ـه

91
00:06:43,121 --> 00:06:46,121
‫خیلی‌خب، اگه زن خوبی‌ـه
‫پس میره بهشت، درسته آرتور؟

92
00:06:48,122 --> 00:06:51,072
‫فقط کاری که توی لیست نوشتم رو انجام بدین
‫دیگه هیچی، بعد هم کاغذ رو بسوزونین

93
00:06:51,123 --> 00:06:56,123
‫و پشت تلفن هم صحبت نکنید
‫سرویس مخفی» شنود می‌کنه»
‫[ سازمان اطلاعاتی‌جاسوسی بریتانیا ]

94
00:06:58,123 --> 00:07:00,073
‫و اون پیرمرد رو زنده می‌خوام

95
00:07:00,124 --> 00:07:02,394
‫می‌خوام خودم بکشمش

96
00:07:09,125 --> 00:07:11,725
‫بسیار خب، همین
‫می‌تونید برید

97
00:07:16,076 --> 00:07:17,076
‫بیا، جان

98
00:07:17,126 --> 00:07:20,076
‫تامی، اگه تو اینجا نباشی...

99
00:07:20,126 --> 00:07:22,076
‫باید یه‌چیزی بهمون بگی

100
00:07:22,127 --> 00:07:25,077
‫از پالی بپرس

101
00:07:25,127 --> 00:07:27,077
‫مایکل نه؟

102
00:07:27,127 --> 00:07:28,077
‫چی؟

103
00:07:28,127 --> 00:07:30,077
‫مایکل نه، ها؟

104
00:07:30,128 --> 00:07:31,078
‫نه، مایکل نه

105
00:07:31,128 --> 00:07:34,078
‫چون مایکل با کسب و کار قانونی
‫سر و کار داره

106
00:07:34,128 --> 00:07:35,078
‫با اون، قبل از ما
‫ملاقات کردی

107
00:07:35,128 --> 00:07:38,078
‫جان، الان نه

108
00:07:38,129 --> 00:07:40,079
‫صبر کن، چی گفتی؟

109
00:07:40,129 --> 00:07:43,079
‫با مایکل، قبل از ما
‫ملاقات کردی

110
00:07:43,129 --> 00:07:45,329
‫محض رضای خدا، جان

111
00:07:46,130 --> 00:07:50,130
‫چون کسب و کار قانونی
‫در اولویت قرار داره، جان

112
00:07:51,130 --> 00:07:54,080
‫- کسب و کار قانونی...
‫- از کی تا حالا؟

113
00:07:54,131 --> 00:07:59,131
‫از وقتی که زن لعنتی‌ـم
‫به‌خاطر من، گلوله خورد

114
00:08:04,132 --> 00:08:08,082
‫آره، باشه. همه‌چی درباره‌ی «سرویس مخفی» شده
‫سرویس مخفی» لعنتی»

115
00:08:08,132 --> 00:08:11,082
‫چرت و پرت، ولی تو ما رو
‫در جریان هیچ کوفتی نمی‌ذاری

116
00:08:11,133 --> 00:08:15,083
‫شدیم دو تا سرباز اسباب‌بازی
‫این‌کار رو بکن، جان

117
00:08:15,133 --> 00:08:18,133
‫اون‌کار رو بکن، جان
‫معلم لعنتی‌ـت رو بُکش، جان

118
00:08:28,135 --> 00:08:30,735
‫حالا دیگه اوضاع، این‌طوری شده؟

119
00:08:32,086 --> 00:08:33,086
‫خیلی‌خب، گوش کنین

120
00:08:33,136 --> 00:08:35,086
‫قراره یه جنگ کوچیک اتفاق بیفته

121
00:08:35,136 --> 00:08:38,086
‫،توی یه جای کوچیک
‫که هیچکس براش مهم نیست

122
00:08:38,136 --> 00:08:42,086
‫،و اون‌طرف از این جنگ که قراره ببازن
‫به یه‌مقدار کمک نیاز دارن

123
00:08:42,137 --> 00:08:44,087
‫و هزینه‌شو هم می‌پردازن

124
00:08:44,137 --> 00:08:49,087
‫وقتی اون‌کار تموم شد
‫دیگه اولویت‌ـمون با کسب و کار قانونی میشه

125
00:08:49,138 --> 00:08:52,138
‫حالا، کاری که توی لیست نوشتم رو
‫انجام بدین و گُم شین

126
00:09:06,140 --> 00:09:09,090
‫و کی قراره برگردی، ها؟
‫[ کی قراره از این وضعی که توش هستی، در بیای؟ ]

127
00:09:09,140 --> 00:09:11,080
‫برگشتم، آرتور

128
00:09:24,142 --> 00:09:27,092
‫جالب اینجاست که همه‌مون
‫از روی غریزه، میایم اینجا

129
00:09:27,143 --> 00:09:28,093
‫جایی که پیش‌خدمت‌ها غذا می‌خورن

130
00:09:28,143 --> 00:09:30,093
‫ربطی به سیاست نداره، آیدا

131
00:09:30,143 --> 00:09:32,093
‫توی اون اتاق بزرگ لعنتی، خیلی سرده

132
00:09:32,143 --> 00:09:34,093
‫جان، جلوی کارل حواس‌ـت
‫به حرف‌زدن‌ـت باشه

133
00:09:34,144 --> 00:09:36,094
‫آیدا، ما توی اتاق پیش‌خدمت‌ها هستیم

134
00:09:36,144 --> 00:09:39,094
‫چون مشروب‌های کوفتی رو اینجا نگه می‌دارن

135
00:09:39,144 --> 00:09:41,094
‫آرتور، از کلمات بهتری استفاده کن

136
00:09:41,144 --> 00:09:43,094
‫هی پال، فحش‌دادن به زبون کولی‌ها هم
‫حساب میشه؟

137
00:09:43,145 --> 00:09:45,095
‫دلیلی نداره که ما...

138
00:09:45,145 --> 00:09:48,095
‫به زبان ایرلندی یا رومانیایی صحبت کنیم

139
00:09:48,145 --> 00:09:51,095
‫هی، میگم نیازی نیست

140
00:09:51,146 --> 00:09:53,096
‫زن‌ـم وقتی مست میشه
‫دیگه نمی‌تونه به‌زبون لعنتی انگلیسی، صحبت کنه

141
00:09:53,146 --> 00:09:55,486
‫- جان
‫- کاملاً درسته

142
00:09:59,097 --> 00:10:00,097
‫راست و ریست‌ـش کردی؟

143
00:10:00,147 --> 00:10:03,097
‫انگیزه دادم، تهدید نکردم

144
00:10:03,147 --> 00:10:05,097
‫عواقب ضمنی رو بدون اشاره‌ی خاصی...

145
00:10:05,148 --> 00:10:06,098
‫به صدمه‌ی فیزیکی
‫توضیح دادم

146
00:10:06,148 --> 00:10:10,098
‫به‌خاطر همین‌ـه که مایکل جوون، رئیس شده

147
00:10:10,148 --> 00:10:13,098
‫کلمه‌های بهتری بلده
‫درسته، پال؟

148
00:10:13,149 --> 00:10:15,099
‫از کی تا حالا من شدم رئیس تو، آرتور؟

149
00:10:15,149 --> 00:10:18,099
‫اول ملاقات مربوط به رئیس‌ها
‫بعد ملاقات مربوط به کارگرها، ها؟

150
00:10:18,149 --> 00:10:20,099
‫کِی شده که شما دو نفر
‫یه روز کار کرده باشید؟

151
00:10:20,150 --> 00:10:23,100
‫فین، قبلاً این‌جوری بود که...

152
00:10:23,150 --> 00:10:26,100
‫توی جلسه‌های خونوادگی، همه بودیم...

153
00:10:26,150 --> 00:10:29,020
‫- با هم
‫- آرتور، خفه شو

154
00:10:33,151 --> 00:10:35,151
‫حالا، من و جان...

155
00:10:36,152 --> 00:10:38,822
‫شدیم مثل دو تا رُفتگر لعنتی

156
00:10:39,152 --> 00:10:42,152
‫که باید از دستورات، اطاعت کنن

157
00:10:44,153 --> 00:10:45,293
‫ها؟

158
00:10:49,153 --> 00:10:50,953
‫خانم چنگرتا

159
00:10:54,154 --> 00:10:55,554
‫آرتور

160
00:10:56,154 --> 00:10:58,104
‫خفه شو

161
00:10:58,154 --> 00:11:00,104
‫فین، برو سیگارهای اون رو بیار

162
00:11:00,155 --> 00:11:03,105
‫خب، تمام شب رو باید چی‌کار کنیم، ها؟

163
00:11:03,155 --> 00:11:04,105
‫از درخت‌های لعنتی بریم بالا؟

164
00:11:04,155 --> 00:11:06,105
‫جان، این‌قدر جلوی بچه‌ها
‫حرف زشت نزن

165
00:11:06,155 --> 00:11:08,105
‫آره و کی گفته که شما
‫قراره شب رو اینجا بمونین؟

166
00:11:08,156 --> 00:11:10,106
‫می‌دونم چی‌کار می‌تونیم بکنیم

167
00:11:10,156 --> 00:11:12,106
‫اسلحه‌ها رو میاریم بیرون، جان

168
00:11:12,156 --> 00:11:15,156
‫میریم بیرون و به چندتا قرقاول لعنتی
‫شلیک می‌کنیم

169
00:11:18,157 --> 00:11:20,107
‫رئیس‌ها از این‌کارها می‌کنن، مگه نه؟

170
00:11:20,157 --> 00:11:22,157
‫خفه شو، آرتور...

171
00:11:23,158 --> 00:11:25,898
‫الان چه گُهی خوردی؟

172
00:11:27,158 --> 00:11:30,158
‫من درخواست ملاقات‌های جداگانه رو ندادم، باشه؟

173
00:11:32,159 --> 00:11:35,109
‫الان چه گُهی خوردی؟

174
00:11:35,159 --> 00:11:37,959
‫چون درست نشنیدم

175
00:11:38,160 --> 00:11:43,110
‫من درخواست ملاقات‌های جداگانه رو ندادم، باشه؟

176
00:11:43,160 --> 00:11:45,110
‫قرقاول لعنتی

177
00:11:45,161 --> 00:11:51,111
‫- کارل، تو نباید این‌جوری حرف بزنی
‫- ببینید چی‌کار کردید

178
00:11:53,162 --> 00:11:58,112
‫خیلی‌خب برادرها
‫این حرف‌ها به‌خاطر ویسکی‌ای‌ـه که خوردیم

179
00:11:58,162 --> 00:12:00,112
‫من نخواستم که ازم محافظت بشه، خب؟

180
00:12:00,162 --> 00:12:02,112
‫باشه، خفه‌شین دیگه
‫جفت‌تون

181
00:12:02,163 --> 00:12:03,633
‫بشینید

182
00:12:05,113 --> 00:12:06,113
‫بشینید

183
00:12:06,163 --> 00:12:08,113
‫آره آره آره...

184
00:12:08,164 --> 00:12:10,114
‫یه نگاه به اطراف‌ـتون بندازین

185
00:12:10,164 --> 00:12:12,114
‫یه نگاه به این خونه بندازین

186
00:12:12,164 --> 00:12:14,114
‫ببینید کجا هستیم

187
00:12:14,164 --> 00:12:16,114
‫ببینید به کجا رسیدیم

188
00:12:16,165 --> 00:12:19,115
‫فکر کنم وقتش شده که همه‌مون...

189
00:12:19,165 --> 00:12:22,265
‫یه‌جوری رفتار کنیم
‫که مناسب جایگاه‌ـمون باشه

190
00:12:23,165 --> 00:12:26,165
‫ما دیگه یه‌مشت رُفتگر نیستیم، آرتور...

191
00:12:27,166 --> 00:12:29,706
‫تامی به همه‌مون نیاز داره

192
00:12:30,166 --> 00:12:32,706
‫می‌خوام یه‌ سلامتی بگم

193
00:12:40,168 --> 00:12:44,168
‫با اتحاد خونوادگی ـه که آدم
‫هرگز شکست نمی‌خوره

194
00:12:47,169 --> 00:12:50,169
‫تامی رفت، به خدا قسم
‫همراه جانی‌داگز نشسته توی یه کالسکه

195
00:12:53,119 --> 00:12:54,119
‫لعنتی

196
00:12:54,169 --> 00:12:56,509
‫حالا دیگه از این‌کارها می‌کنه

197
00:13:04,171 --> 00:13:06,121
‫تامی، صبر کن

198
00:13:06,171 --> 00:13:08,121
‫- آرتور
‫- تامی

199
00:13:08,171 --> 00:13:09,121
‫آرتور، بذار بره

200
00:13:09,171 --> 00:13:13,171
‫تامی، تامی، تامی

201
00:13:19,173 --> 00:13:21,113
‫حرکت کن، حرکت کن

202
00:13:22,173 --> 00:13:24,123
‫تامی؟
‫حرکت کن

203
00:13:24,173 --> 00:13:26,123
‫اونا اومدن بیرون، توی جاده

204
00:13:26,174 --> 00:13:29,124
‫- نمی‌خوای بهشون بگی؟
‫- چی رو بهشون بگم؟

205
00:13:29,174 --> 00:13:31,124
‫«که داریم میریم به کشور «ولز

206
00:13:31,174 --> 00:13:32,914
‫یه یادداشت گذاشتم

207
00:13:34,175 --> 00:13:37,125
‫- براشون نوشتی که چرا داریم به «ولز» میریم؟
‫- نه

208
00:13:37,175 --> 00:13:39,125
‫بالأخره می‌خوای به من بگی
‫که چرا داریم به «ولز» میریم؟

209
00:13:39,175 --> 00:13:42,125
‫آره، وقتی رسیدیم اونجا

210
00:13:42,176 --> 00:13:43,126
‫حرکت کن

211
00:13:43,176 --> 00:13:45,126
‫باید حداقل یه زن
‫همراه‌ خودمون می‌آوردیم، تامی

212
00:13:45,176 --> 00:13:48,126
‫جانی، قراره بریم یه زن رو ببینیم

213
00:13:48,176 --> 00:13:50,126
‫- برو پسر، حرکت کن
‫- باشه

214
00:13:50,177 --> 00:13:51,647
‫حرکت کن

215
00:13:54,177 --> 00:13:58,127
‫گفته سه‌ روز دیگه برمی‌گرده به بیرمنگام

216
00:13:58,178 --> 00:13:59,778
‫بذار بره

217
00:14:00,178 --> 00:14:02,128
‫نکته‌ی مهم این‌ـه
‫که اگه گفته برمی‌گرده...

218
00:14:02,178 --> 00:14:04,128
‫پس برمی‌گرده

219
00:14:04,179 --> 00:14:07,129
‫یالا، بیاین بریم توی اون اتاق بزرگ
‫یه آتیش روشن کنیم

220
00:14:07,179 --> 00:14:10,129
‫بریم ویسکی بنوشیم

221
00:14:10,179 --> 00:14:11,779
‫با آب

222
00:14:22,131 --> 00:14:23,131
‫برو به اسب‌ها یه سری بزن، جانی

223
00:14:23,181 --> 00:14:24,781
‫باشه، تام

224
00:14:40,183 --> 00:14:44,183
‫«خب، از راه «مریدیان» میریم به «رشته ‌کوه‌های سیاه
‫[ مریدیان: دهکده‌ای در انگلستان ]
‫[ رشته کوه‌های سیاه: واقع در کشور ولز ]

225
00:14:47,134 --> 00:14:48,134
‫آره

226
00:14:48,184 --> 00:14:51,184
‫بیا، یه‌کم هم به من بده
‫پسر خوب

227
00:14:54,185 --> 00:14:55,855
‫خوبه

228
00:14:59,186 --> 00:15:03,186
‫حالا، دیشب رو یادته
‫که سراغ مامان رو گرفتی؟

229
00:15:05,186 --> 00:15:07,136
‫اون دیگه رفته، چارلی
‫ولی یه‌سری چیزها هست...

230
00:15:07,187 --> 00:15:10,137
‫که باید حل‌ـشون کنیم

231
00:15:10,187 --> 00:15:13,187
‫عکس‌های اون هست
‫لباس‌هاش هست

232
00:15:17,188 --> 00:15:20,188
‫وسایل رو همون‌طوری که هستن
‫توی اتاق، نگه می‌داریم

233
00:15:22,189 --> 00:15:26,189
‫دقیقاً همون‌طوری که هستن
‫نگه می‌داریم

234
00:15:31,190 --> 00:15:33,190
‫بگیرش

235
00:15:35,190 --> 00:15:37,190
‫بیا، بگیر

236
00:15:38,191 --> 00:15:40,661
‫من خیلی خوب نیستم، چارلی

237
00:15:42,191 --> 00:15:45,291
‫و اونا به‌زودی خواهند فهمید

238
00:15:47,192 --> 00:15:50,192
‫ولی مامانت دیگه برنمی‌گرده
‫پس فقط من و تو هستیم

239
00:15:52,192 --> 00:15:55,142
‫ولی همیشه توی قلب‌‌ـمون
‫باقی می‌مونه

240
00:15:55,193 --> 00:15:57,143
‫چون عاشقش هستیم

241
00:15:57,193 --> 00:15:58,143
‫- تامی؟
‫- بله؟

242
00:15:58,193 --> 00:16:01,143
‫- این اسب لعنتی‌ـت پیش من نمیاد، یالا
‫- خیلی‌خب

243
00:16:01,194 --> 00:16:04,144
‫خیلی‌خب، الان میام
‫خیلی‌خب

244
00:16:04,194 --> 00:16:08,144
‫اون، اسب مورد علاقه‌ی مامانت بود، چارلی

245
00:16:08,195 --> 00:16:12,145
‫و از وقتی که مامانت رفته
‫دیگه یه‌جا بند نمیشه

246
00:16:12,195 --> 00:16:13,145
‫- تام؟
‫- باشه، حواس‌ـت بهش باشه

247
00:16:13,195 --> 00:16:16,195
‫باشه، آره، ها؟

248
00:16:27,197 --> 00:16:29,147
‫خیلی‌خب

249
00:16:29,197 --> 00:16:31,797
‫،حالا، با انگشت شست‌
‫اون رو آماده‌ی شلیک کن

250
00:16:38,198 --> 00:16:40,148
‫آفرین

251
00:16:40,199 --> 00:16:42,149
‫حالا، آماده‌ی شلیک شده

252
00:16:42,199 --> 00:16:44,149
‫توی دست تو، زنده‌ست

253
00:16:44,199 --> 00:16:46,149
‫وقتی ماشه رو می‌کشی
‫مثل این‌ـه که یه دختر رو بیدار کردی

254
00:16:46,199 --> 00:16:47,149
‫آره

255
00:16:47,200 --> 00:16:53,200
‫:با اون چشم‌های خمارش بلند میشه میگه
‫«...مایکل.. مایکل»

256
00:16:56,201 --> 00:16:59,151
‫« می‌خوای مجبورم کنی چی کار کنم، مایکل؟ »

257
00:16:59,201 --> 00:17:01,871
‫شما پسرا عقل ندارین، پسر

258
00:17:02,202 --> 00:17:05,152
‫آره. ولی حسـش می‌کنی، درسته؟

259
00:17:05,202 --> 00:17:06,152
‫حسـش می‌کنی

260
00:17:06,202 --> 00:17:09,152
‫آره. می‌تونی قدرت رو حس کنی

261
00:17:09,202 --> 00:17:11,152
‫حالا...

262
00:17:11,203 --> 00:17:12,803
‫ماشه رو بچکون

263
00:17:18,204 --> 00:17:20,154
‫اه، تـُف...

264
00:17:20,204 --> 00:17:22,154
‫وامونده‌ی بی‌عرضه

265
00:17:22,204 --> 00:17:23,154
‫گمشو، جان

266
00:17:23,204 --> 00:17:28,154
‫مایکل، چرا یه نفر که کار دفتری می‌کنه
‫و تمام روز از جاش بلند نمیشه

267
00:17:28,205 --> 00:17:31,205
‫دلش می‌خواد با اسلحه، شلیک کنه؟ هم؟ هان؟

268
00:17:32,205 --> 00:17:34,205
‫دوباره آماده‌ی شلیکـش کن

269
00:17:35,206 --> 00:17:37,156
‫دوباره آماده‌ی شلیکـش کن!

270
00:17:37,206 --> 00:17:39,806
‫- دوباره آماده‌ی شلیکـش کن
‫- دور دوم

271
00:17:41,207 --> 00:17:43,157
‫اوه

272
00:17:43,207 --> 00:17:46,157
‫اون قیافه‌ی وامونده رو ببین، جان

273
00:17:46,207 --> 00:17:49,157
‫اون قیافه رو ببین

274
00:17:49,208 --> 00:17:51,078
‫حالا حسـش می‌کنه

275
00:17:51,208 --> 00:17:54,158
‫ولی تا با اون، یه آدم رو نشونه نگیری

276
00:17:54,208 --> 00:17:59,208
‫هیچی احساس نمی‌کنی

277
00:18:01,209 --> 00:18:03,209
‫پس انجامـش بده

278
00:18:11,210 --> 00:18:13,550
‫بفرما، رئیس جوان

279
00:18:15,211 --> 00:18:18,161
‫بفرما
‫حالا احساسـش می‌کنی

280
00:18:18,211 --> 00:18:21,161
‫حالا چیزی که ما حس می‌کنیم رو حس می‌کنی

281
00:18:21,212 --> 00:18:23,482
‫این حس رو داره

282
00:18:25,212 --> 00:18:29,162
‫مایکل، اون یه وبله ـست
‫هفت‌تیر وبله، هفت‌تیر رایج نیروهای مسلح ]
‫[ امپراطوری بریتانیا بود

283
00:18:29,213 --> 00:18:31,163
‫خودبه‌خود شلیک می‌کنه

284
00:18:31,213 --> 00:18:33,883
‫چه حسی داره، مایکل، هان؟

285
00:18:34,213 --> 00:18:37,163
‫بهتر از حسی ـه که یه قلم بگیری دست ـت، نه؟

286
00:18:37,214 --> 00:18:42,164
‫بیشتر حس اینو داره که آلت ـتو بگیری دست ـت. آره

287
00:18:42,214 --> 00:18:44,164
‫آره، همینطوره

288
00:18:44,215 --> 00:18:45,165
‫آره

289
00:18:45,215 --> 00:18:47,215
‫یه فشار...

290
00:18:50,215 --> 00:18:51,885
‫و من مرده ـم

291
00:18:53,166 --> 00:18:54,166
‫میشم یه جسد

292
00:18:54,216 --> 00:18:58,166
‫مایکل، حواست به اون وبله‌ی وامونده باشه
‫خودبه‌خود شلیک نکنه

293
00:18:58,217 --> 00:19:02,167
‫وقتی اون ماشه‌ی وامونده رو کشیدی

294
00:19:02,217 --> 00:19:07,217
‫و جسد اون یارو می‌پیچه دور قوزک پاهات

295
00:19:09,218 --> 00:19:10,958
‫جنازه‌ها روی هم تلنبار میشن

296
00:19:12,218 --> 00:19:16,168
‫به جایی می‌رسه که نمی‌تونی بدون یه اسلحه‌ی پر

297
00:19:16,219 --> 00:19:19,219
‫وارد یه اتاق بشی

298
00:19:24,220 --> 00:19:26,090
‫چه خبر شده؟

299
00:19:34,171 --> 00:19:35,171
‫چه خبر شده؟

300
00:19:35,221 --> 00:19:42,221
‫پالی، ما داریم به این رئیس ـمون که اینجاست
‫نحوه‌ی کسب و کارـمون رو آموزش می‌دیم

301
00:19:45,223 --> 00:19:48,223
‫مایکل، برو داخل خونه...

302
00:20:05,225 --> 00:20:08,175
‫من دیگه بچه نیستم

303
00:20:08,199 --> 00:20:12,199
‫♪ Queens Of The Stone Age - Burn The Witch ♪

304
00:21:35,237 --> 00:21:38,187
‫- اومدین بهم بگین لغو شده
‫- نه. چرا باید لغو بشه؟

305
00:21:38,237 --> 00:21:40,187
‫- برگه‌ها رو خوندم
‫- این کسب و کارـه

306
00:21:40,237 --> 00:21:42,187
‫جواب نمیده

307
00:21:42,238 --> 00:21:44,188
‫به برادرتون گفتم

308
00:21:44,238 --> 00:21:45,188
‫کل این نقشه‌ی وامونده، جواب نمیده

309
00:21:45,238 --> 00:21:47,188
‫و اگه تامی می‌خواد این قضیه یه راز
‫باقی بمونه

310
00:21:47,238 --> 00:21:50,188
‫بهش بگید یه زن با لباس خزدار، توی روز روشن

311
00:21:50,239 --> 00:21:52,189
‫داشت مثل ملکه‌ی سبا، اینجا قدم می‌زد

312
00:21:52,239 --> 00:21:53,189
‫در مورد ماشین‌های زره‌پوش، پرس‌وجـو می‌کرد
‫ماشین‌هایی که پوشش فلزی سختی دارند ]
‫و در مقابل شلیک گلوله و یا توپ، از خود مقاومت
‫[ نشان می‌دهند

313
00:21:53,239 --> 00:21:57,189
‫در حین دوره‌ی عزاداری
‫میشد در مورد بعضی مسائل، اشتباه بشه

314
00:21:57,240 --> 00:22:01,190
‫ما اون زن رو می‌شناسیم
‫خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم

315
00:22:01,240 --> 00:22:04,190
‫حالا، یه نگاه به این لیست بنداز

316
00:22:04,241 --> 00:22:07,191
‫این لیست تمام افرادی ـه که شیفت شب
‫کار می‌کنن

317
00:22:07,241 --> 00:22:09,191
‫که عضو حزب کمونیست جنوب بیرمنگام ـن

318
00:22:09,241 --> 00:22:12,191
‫شش هفته وقت داری

319
00:22:12,242 --> 00:22:13,982
‫همه ـشونو اخراج کن

320
00:22:24,243 --> 00:22:26,193
‫عقل کوفتی ـتونو از دست دادین؟

321
00:22:26,243 --> 00:22:28,193
‫اون آره

322
00:22:28,244 --> 00:22:29,194
‫آره

323
00:22:29,244 --> 00:22:31,194
‫تمام کارخونه‌های شهر، اعتصاب می‌کنن...

324
00:22:31,244 --> 00:22:33,194
‫خب؟

325
00:22:33,244 --> 00:22:35,184
‫دلیل پیدا کن

326
00:22:36,245 --> 00:22:38,115
‫براشون پاپوش درست کن

327
00:22:39,195 --> 00:22:40,195
‫اخراج ـشون کن

328
00:22:40,245 --> 00:22:42,195
‫دوباره به لیست نگاه کن

329
00:22:42,245 --> 00:22:45,245
‫کمونیستی توی شیفت ـت هست که
‫اسمـش توی این لیست نباشه؟

330
00:22:47,246 --> 00:22:48,386
‫نه

331
00:22:50,247 --> 00:22:52,197
‫لطفاً بهمون دروغ نگو

332
00:22:52,247 --> 00:22:53,197
‫کی رو جا انداختیم؟

333
00:22:53,247 --> 00:22:54,987
‫نمی‌دونم

334
00:22:58,248 --> 00:23:00,118
‫امانوئل هانتر

335
00:23:01,248 --> 00:23:02,388
‫هم؟

336
00:23:04,248 --> 00:23:05,718
‫گردآورنده
‫شخصی که افراد را برای یک جلسه و یا یک دیدار ]
‫[ دور یکدیگر جمع می‌کند

337
00:23:06,249 --> 00:23:10,199
‫معاون گنجور حزب کمونیست اسپارک

338
00:23:10,249 --> 00:23:12,199
‫متصدی ماشین‌تراش تو

339
00:23:12,249 --> 00:23:14,199
‫نمی‌دونستم اون یه کمونیست ـه

340
00:23:14,250 --> 00:23:18,200
‫ما از قصد اون اسم رو نیاوردیم توی لیست

341
00:23:18,250 --> 00:23:20,920
‫تا ببینیم میشه به تو اعتماد کرد یا نه

342
00:23:22,251 --> 00:23:24,201
‫و نمیشه بهت اعتماد کرد

343
00:23:24,251 --> 00:23:26,201
‫ببینید، من فقط یه کارگرـم

344
00:23:26,251 --> 00:23:28,921
‫تو رو تحت نظر می‌گیریم

345
00:23:29,252 --> 00:23:31,202
‫- خونه‌ی وامونده ـتو تحت نظر می‌گیریم
‫- من بچه دارم

346
00:23:31,252 --> 00:23:32,392
‫هوم

347
00:23:34,252 --> 00:23:35,992
‫ادنا و جان

348
00:23:40,253 --> 00:23:42,393
‫فقط اونا رو اخراج کن

349
00:23:43,253 --> 00:23:45,203
‫به همون ترتیبی که توی لیست ـه

350
00:23:45,254 --> 00:23:47,204
‫هفته‌ای دو نفر

351
00:23:47,254 --> 00:23:50,454
‫اولین نفر هم کمتر از یک ساعت دیگه

352
00:23:52,255 --> 00:23:54,455
‫این یعنی آره یا نه؟

353
00:23:55,255 --> 00:23:57,325
‫- آره
‫- ممنون

354
00:24:14,257 --> 00:24:16,257
‫خوبه
‫خوبه

355
00:24:29,259 --> 00:24:31,209
‫به نظرت اون برمی‌گرده

356
00:24:31,260 --> 00:24:32,600
‫تامی؟

357
00:24:36,260 --> 00:24:38,600
‫اون همیشه برمی‌گرده

358
00:24:40,261 --> 00:24:42,211
‫- وقتی در مورد ... حرف می‌زنی، طرز حرف زدنـت
‫تغییر می‌کنه
‫- آره، ترجیح میدم در مورد

359
00:24:42,261 --> 00:24:44,211
‫چیزهای دیگه، صحبت کنم

360
00:24:44,261 --> 00:24:46,211
‫بذار ببینم

361
00:24:46,262 --> 00:24:50,212
‫چه کتابی رو دوست داری؟

362
00:24:50,262 --> 00:24:53,212
‫سواری؟ طبقه‌بندی گل؟ گلدوزی؟

363
00:24:53,262 --> 00:24:56,262
‫از چیزهایی که من می‌دونم، شگفت‌زده میشی

364
00:24:59,263 --> 00:25:02,213
‫ولی همچنین از چیزهایی که نمی‌دونم هم
‫شگفت‌زده میشی

365
00:25:02,264 --> 00:25:05,214
‫چه چیزی رو ممکنه ندونی؟

366
00:25:05,264 --> 00:25:07,334
‫من اصلاً...

367
00:25:13,215 --> 00:25:14,215
‫تحصیل نکردم

368
00:25:14,265 --> 00:25:17,065
‫دیگه چه چیزی برای یاد گرفتن مونده؟

369
00:25:24,266 --> 00:25:25,736
‫خدایا

370
00:25:27,267 --> 00:25:30,267
‫معذرت می‌خوام. حتماً به استراحت نیاز داری

371
00:25:42,269 --> 00:25:45,269
‫به دوستات میگی که از یه گنگستر
‫نگارگری می‌کنی؟

372
00:25:47,269 --> 00:25:50,219
‫تمام کـِیف این قضیه به همینه؟

373
00:25:50,270 --> 00:25:53,210
‫در حقیقت، من هیچ دوستی ندارم

374
00:25:53,270 --> 00:25:56,010
‫من همه رو به‌واسطه‌ی همسرم، می‌شناختم

375
00:25:57,271 --> 00:25:59,271
‫وقتی فوت شد...

376
00:26:03,271 --> 00:26:04,671
‫خب...

377
00:26:08,272 --> 00:26:13,272
‫ببین، پالی، انگیزه‌ی من برای انجام این کار
‫مضاعفـه

378
00:26:14,273 --> 00:26:20,223
‫اولاً، تو چهره‌ی پر تناقضی داری

379
00:26:20,274 --> 00:26:24,224
‫و یک چالش ـه که همه‌شو در یک تصویر، مجسم کرد

380
00:26:24,274 --> 00:26:26,544
‫اون عرضه‌ی فروشـه
‫در مهارت‌های فروش، یک عرضه یا ارائه، صحبتی ـست ]
‫برای سعی در متقاعد کردن یک شخص برای آغاز کردن
‫[ و به اتمام رساندن یک معامله

381
00:26:27,275 --> 00:26:30,225
‫دومین محرک، اینه که

382
00:26:30,275 --> 00:26:34,225
‫من برنامه دارم، عاقبت، تو رو اغوا کنم

383
00:26:34,275 --> 00:26:37,225
‫و دلم می‌خواد، خدایا، باهات سکس کنم

384
00:26:37,276 --> 00:26:39,226
‫اونطوری چطور خدا خشنود میشه؟

385
00:26:39,276 --> 00:26:40,816
‫من خشنود میشم

386
00:27:18,281 --> 00:27:19,751
‫و نگه دار

387
00:27:24,282 --> 00:27:27,232
‫و نگفت که چی می‌خواد؟

388
00:27:27,282 --> 00:27:29,232
‫«وقتی مست بود، گفت: «آمرزش

389
00:27:29,283 --> 00:27:31,623
‫به غیر از اون، هیچی

390
00:27:52,286 --> 00:27:55,236
‫ممنون از وقتی که گذاشتید، خانم بازول

391
00:27:55,286 --> 00:27:57,956
‫شنیدم یک نفر به همسرت شلیک کرده

392
00:28:02,287 --> 00:28:05,237
‫اگه دنبال سرباز هستی
‫تمام افرادمون رفتن به اپلبی
‫اپلبی: شهرکی در بخش کامبریا در شمال انگلیس ]
‫[ و هم‌مرز اسکاتلند

393
00:28:05,287 --> 00:28:09,287
‫من نیازی به سرباز ندارم
‫به این دلیل نیومدم اینجا

394
00:28:22,239 --> 00:28:23,239
‫نظرت چیه؟

395
00:28:23,290 --> 00:28:24,240
‫می‌فروشیـش؟

396
00:28:24,290 --> 00:28:25,690
‫اهدا می‌کنمـش

397
00:28:27,290 --> 00:28:29,830
‫- چرا؟
‫- قبولـش می‌کنی؟

398
00:28:31,291 --> 00:28:32,961
‫قبولـش می‌کنم

399
00:28:33,291 --> 00:28:35,241
‫- می‌ندازی گردنـت؟
‫- چرا نباید بندازم؟

400
00:28:35,291 --> 00:28:37,291
‫سؤال منم همینه

401
00:28:43,292 --> 00:28:46,292
‫همسرم شبی که بهش شلیک شد
‫اینو انداخته بود گردنـش

402
00:28:49,293 --> 00:28:51,243
‫و...

403
00:28:51,293 --> 00:28:53,243
‫من اون شب بیدار موندم

404
00:28:53,293 --> 00:28:57,293
‫تا چهار صبح، و خودم رو برای مرگـش مقصر دونستم

405
00:28:59,294 --> 00:29:01,894
‫به یه سری از افراد
‫خیلی فشار آوردم

406
00:29:02,295 --> 00:29:05,295
‫می‌خوای بهت بگم که این جواهر، طلسم شده یا نه

407
00:29:07,295 --> 00:29:10,695
‫و در اونصورت، مرگـش تماماً تقصیر تو نیست

408
00:29:17,297 --> 00:29:20,247
‫اگه به کشیش‌ها اعتقاد داشتم

409
00:29:20,297 --> 00:29:24,247
‫پیشـشون اعتراف می‌کردم و طلب بخشش می‌کردم

410
00:29:24,297 --> 00:29:27,297
‫ولی فقط تو رو دارم، خانم بازول

411
00:29:28,298 --> 00:29:30,038
‫من یه پسر دارم

412
00:29:32,299 --> 00:29:34,249
‫یه کسب و کار دارم

413
00:29:34,299 --> 00:29:36,639
‫باید یه مقدار بخوابم

414
00:29:39,299 --> 00:29:41,299
‫طلسم شده ـست

415
00:29:43,300 --> 00:29:46,300
‫طلسم ـشو از طریق سوزونده شدن دست ـم
‫حس می‌کنم

416
00:29:53,301 --> 00:29:55,641
‫خدا حفظت کنه، تامی شلبی

417
00:29:56,302 --> 00:29:58,252
‫از حالا به بعد، بخت خوبی خواهی داشت

418
00:29:58,302 --> 00:30:02,252
‫- کار، تموم شد؟
‫- تموم شد

419
00:30:02,302 --> 00:30:05,252
‫نمی‌خوای هیچی در مورد اینکه
‫اون قضیه در مورد چی بود، بهم بگی؟

420
00:30:05,303 --> 00:30:09,253
‫کل مذهب‌، یه جواب احمقانه به یه سؤال احمقانه ـست

421
00:30:09,303 --> 00:30:10,253
‫یعنی چی؟

422
00:30:10,303 --> 00:30:12,253
‫میریم و چارلی رو از اردوگاه برمی‌داریم

423
00:30:12,304 --> 00:30:15,254
‫تا حالا باید به قدر کافی، عادت‌های بد، یاد گرفته باشه

424
00:30:15,304 --> 00:30:18,254
‫بعدش می‌تونی ما رو برسونی به ایستگاه قطار

425
00:30:18,304 --> 00:30:24,254
‫و، جانی، اگه من جای تو بودم
‫امشب برمی‌گشتم اینجا

426
00:30:24,305 --> 00:30:26,305
‫چون از این پس...

427
00:30:27,306 --> 00:30:30,306
‫قراره مهمونی خفنی راه بیوفته

428
00:30:33,306 --> 00:30:37,256
‫تاریخ روی بلیطـتون رو چک کنید

429
00:30:37,307 --> 00:30:42,257
‫اگه سواد خوندن ندارید
‫یه نفر رو پیدا کنید که براتون بخونه

430
00:30:42,308 --> 00:30:45,258
‫بلیط‌هایی به غیر از بلیط‌های حرکت با کشتی
‫از بین میرن

431
00:30:45,308 --> 00:30:48,258
‫اون در سرتاسر لنگرگاه، آدم داره

432
00:30:48,308 --> 00:30:50,258
‫اگه قراره انجام بشه
‫همین الان انجام میشه

433
00:30:50,309 --> 00:30:51,259
‫مشکلی برامون پیش نمیاد

434
00:30:51,309 --> 00:30:54,259
‫چرا این ایرلندی‌ها بلیطـشون رو از قبل، چک نمی‌‍کنن؟

435
00:30:54,309 --> 00:30:56,259
‫به خیابون مـات، فکر کن

436
00:30:56,309 --> 00:30:59,309
‫اون کافه. بوی قهوه

437
00:30:59,310 --> 00:31:02,310
‫پروردگارا، لطفاً اجازه‌ی گذشتن رو به ما بده

438
00:31:46,316 --> 00:31:49,316
‫پلیس! کمک! پلیس!

439
00:31:52,317 --> 00:31:55,267
‫سرکار، چندتا مرد هستن
‫قصد دارن به ما آسیب بزنن

440
00:31:55,317 --> 00:31:59,317
‫ما اینجا در خطرـیم
‫می‌تونی ما رو تا لنگرگاه، همراهی کنی؟

441
00:32:01,268 --> 00:32:02,268
‫خواهش می‌کنم

442
00:32:02,318 --> 00:32:04,118
‫با من بیاید...

443
00:32:05,318 --> 00:32:08,418
‫ببخشید، برادر، کبریت داری؟

444
00:32:56,325 --> 00:32:59,275
‫ممنون، سرکار
‫تمومه

445
00:32:59,325 --> 00:33:01,275
‫جان شلبی

446
00:33:01,326 --> 00:33:04,276
‫این همون پسریه که قبلاً بهش درس می‌دادم؟

447
00:33:04,326 --> 00:33:07,126
‫جان شلبی، من تو رو کتک می‌زدم

448
00:33:07,326 --> 00:33:08,926
‫ولش کن

449
00:33:10,327 --> 00:33:12,277
‫خواهش می‌کنم... خواهش می‌کنم، بذارید اون بره

450
00:33:12,327 --> 00:33:15,277
‫آرتور، چند بار به خاطر اون لبخند قشنگت

451
00:33:15,327 --> 00:33:17,277
‫بیخیالـت شدم؟

452
00:33:17,328 --> 00:33:20,328
‫گفتم ولش کن
‫اون همراه ما میاد

453
00:33:21,328 --> 00:33:24,128
‫نه تا زمانی‌که مطمئن بشم همسرم در امنیتـه

454
00:33:25,279 --> 00:33:26,279
‫اون در امنیتـه

455
00:33:26,329 --> 00:33:28,279
‫قرار نیست بهش آسیب بزنیم

456
00:33:28,329 --> 00:33:30,279
‫فقط بیا بریم

457
00:33:30,329 --> 00:33:33,329
‫ببین، ما حتی با حرف زدن با شما
‫داریم از فرمان تامی، سرپیچی می‌کنیم

458
00:33:35,280 --> 00:33:36,280
‫مقاومت نکنید

459
00:33:36,330 --> 00:33:40,280
‫لطفاً، با ما بیا
‫ولش کن

460
00:33:40,331 --> 00:33:43,281
‫شما هم اونو ول کنید
‫بگید کارشو تموم کردید

461
00:33:43,331 --> 00:33:44,281
‫بگید اون توی لنگرگاه ـه

462
00:33:44,331 --> 00:33:46,281
‫اون از نیویورک نمی‌تونه ضرری بهتون برسونه

463
00:33:46,331 --> 00:33:49,281
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم، خانم چنگرتا

464
00:33:49,332 --> 00:33:52,282
‫- نمی‌تونم این‌کارو بکنم، متأسفم
‫- خیلی‌خب. چیزی نیست، آدری. گوش کن

465
00:33:52,332 --> 00:33:54,532
‫- نه!
‫- گوش کن چی میگم!

466
00:33:55,333 --> 00:33:57,283
‫برو به اون کافه توی خیابون مـات

467
00:33:57,333 --> 00:33:59,283
‫بنیتو ازت مراقبت می‌کنه

468
00:33:59,333 --> 00:34:03,283
‫ولـش کنید! اون یه پیرمرد ـه!

469
00:34:03,334 --> 00:34:04,284
‫من بهتون کیک و شیرینی دادم

470
00:34:04,334 --> 00:34:07,284
‫خانم چنگرتا، قوانینی وجود داره

471
00:34:07,334 --> 00:34:09,934
‫شوهرتون، قوانین رو می‌دونه

472
00:34:10,334 --> 00:34:12,734
‫- بیا بریم، پیرمرد
‫- نه!

473
00:34:13,335 --> 00:34:14,675
‫متأسفم

474
00:34:16,335 --> 00:34:19,285
‫ما اینجا داریم از دستورات، سرپیچی می‌کنیم!

475
00:34:19,336 --> 00:34:21,336
‫اون وامونده رو ول کن!

476
00:34:24,336 --> 00:34:27,286
‫ده ثانیه فرصت داری
‫وگرنه دستور تامی، اجرا میشه

477
00:34:27,337 --> 00:34:29,287
‫دستوراتـش اجرا میشه

478
00:34:29,337 --> 00:34:31,287
‫یک، دو...

479
00:34:31,337 --> 00:34:32,737
‫خواهش می‌کنم!

480
00:34:35,338 --> 00:34:36,938
‫سه...

481
00:34:40,288 --> 00:34:41,288
‫تا ابد، عاشق ـتم!

482
00:34:41,338 --> 00:34:42,878
‫چهار...

483
00:34:53,340 --> 00:34:56,290
‫نه! نه! نه!

484
00:34:56,340 --> 00:34:59,290
‫امریکا. یه زندگی نو

485
00:34:59,341 --> 00:35:02,291
‫نه. نه. نه

486
00:35:02,341 --> 00:35:03,941
‫یه زندگی نو

487
00:35:03,965 --> 00:35:07,965
‫♪ Nick Cave & The Bad Seeds - Tupelo ♪

488
00:36:36,353 --> 00:36:39,353
‫می‌دونی ساعت چنده، پیرمرد؟

489
00:36:42,354 --> 00:36:44,094
‫من بهت میگم

490
00:36:48,355 --> 00:36:51,095
‫ساعت هفت بعد از ظهرـه

491
00:36:53,356 --> 00:36:58,356
‫و میخوام تا وقتی که هوا روشن میشه
‫زنده نگه ـت دارم

492
00:37:03,357 --> 00:37:06,157
‫ضربه آخر رو بهت نمیزنم

493
00:37:07,357 --> 00:37:10,357
‫تا وقتی که جفتمون صدای
‫توکا رو از بیرون بشنویم

494
00:37:16,359 --> 00:37:18,629
‫صدای قشنگی داره

495
00:37:21,359 --> 00:37:25,309
‫که زنم دیگه این صدا رو نمیتونه بشنوه

496
00:37:38,361 --> 00:37:46,312
‫حالا ازت میخوام با دقت انتخاب کنی
‫که اول میخوای

497
00:37:46,362 --> 00:37:48,302
‫کدوم عضوت رو ببُرم

498
00:37:51,363 --> 00:37:53,163
‫چشمهات رو بازکن

499
00:37:54,363 --> 00:37:58,363
‫چشمهات رو باز کن
‫یا اول پلک‌هات رو از جا درمیارم

500
00:38:02,364 --> 00:38:05,314
‫منو نگاه کن

501
00:38:05,365 --> 00:38:06,965
‫منو نگاه کن

502
00:38:09,365 --> 00:38:11,235
‫این آخر خطه

503
00:38:12,366 --> 00:38:14,236
‫آخر خطه

504
00:38:21,367 --> 00:38:24,367
‫با همین زبون، اون دستور رو دادی

505
00:38:27,368 --> 00:38:29,908
‫اول زبونت رو از جا درمیارم

506
00:38:32,368 --> 00:38:34,708
‫بعدش نوبت گوشهات میرسه

507
00:38:36,369 --> 00:38:39,319
‫بعد انگشت‌هات رو میبرم

508
00:38:39,369 --> 00:38:41,569
‫و انگشت‌های پای بی صاحابت

509
00:38:43,370 --> 00:38:46,320
‫اول تخم‌هات رو از جا درمیارم
‫تا خیلی سریع خون بدن ـت، خالی بشه

510
00:38:46,370 --> 00:38:48,440
‫مثل همون کاری که شما حرومیا انجام میدین

511
00:38:50,371 --> 00:38:52,511
‫فکر کنم اول زبون بهتر باشه

512
00:38:58,372 --> 00:39:00,112
‫اول زبون

513
00:39:06,373 --> 00:39:10,323
‫اگه اول زبونت رو بکنم که نمیتونی توضیح بدی

514
00:39:10,373 --> 00:39:13,323
‫و میخوام برام توضیح بدی

515
00:39:13,374 --> 00:39:15,974
‫میخوام برام توضیح بدی لعنتی

516
00:39:48,378 --> 00:39:50,178
‫یالا باش تامی

517
00:39:51,379 --> 00:39:53,379
‫من فراموش کردم کی هستم

518
00:39:54,379 --> 00:39:57,329
‫فراموش کردم کی هستم

519
00:39:57,379 --> 00:39:58,329
‫من یک «بلایندر» هستم
‫[ کورکننده ]

520
00:39:58,379 --> 00:40:01,249
‫اول چشم‌های وامونده ـتو درمیارم

521
00:40:07,381 --> 00:40:09,851
‫من صدای توکا رو شنیدم

522
00:40:22,383 --> 00:40:26,333
‫و ما اجازه دادیم که زنش با کشتی
‫به نیویورک مهاجرت کنه

523
00:40:26,383 --> 00:40:28,983
‫خانم چنگرتا رو نکشتیم

524
00:40:30,384 --> 00:40:32,384
‫امشب

525
00:40:35,384 --> 00:40:37,924
‫ما از اون مدل آدم‌ها نیستیم

526
00:40:46,000 --> 00:40:50,000
‫♪ Tom Waits - Soldier's Things ♪

527
00:41:08,389 --> 00:41:10,989
‫شر جسد رو از سرمون کم کن جان

528
00:41:12,389 --> 00:41:14,339
‫و از شر اونها هم خلاص شو

529
00:41:14,389 --> 00:41:16,339
‫برای همیشه

530
00:42:54,402 --> 00:42:57,352
‫کاری که توی لیست بود رو انجام دادی آیدا؟

531
00:42:57,403 --> 00:42:59,353
‫از دست تو و اون لیستِ کوفتی

532
00:42:59,403 --> 00:43:00,873
‫انجام دادی؟

533
00:43:03,403 --> 00:43:06,353
‫با یکی از دوستهای قدیمی فردی صحبت کردم

534
00:43:06,404 --> 00:43:09,354
‫اون از کاندیدهای حزب کمونیست «بالسل هیث»ـه

535
00:43:09,404 --> 00:43:10,354
‫ازش درباره‌ی سندیکای ملی

536
00:43:10,404 --> 00:43:14,354
‫بیرمنگام پرسیدم

537
00:43:14,405 --> 00:43:16,355
‫گفت که از بقیه شنیده که از طرف سفارت شوروی

538
00:43:16,405 --> 00:43:18,355
‫اومدن و دارن اطلاعات کسب میکنن

539
00:43:18,405 --> 00:43:21,405
‫و اسمی هم بهت گفت؟

540
00:43:22,406 --> 00:43:23,606
‫آره

541
00:43:26,406 --> 00:43:28,356
‫فقط بهم قول بده که
‫کسی کشته نمیشه

542
00:43:28,407 --> 00:43:33,357
‫،آیدا؛ اگه اون اسم رو بهم نگی
‫من یا جان یا آرتور

543
00:43:33,407 --> 00:43:35,357
‫کشته میشیم

544
00:43:35,408 --> 00:43:38,408
‫یکی دنبال ماست و من باید دلیلش رو بدونم

545
00:43:40,408 --> 00:43:42,408
‫جیمز مانکلند

546
00:43:43,409 --> 00:43:46,359
‫اون بیمه‌گر لویده. توی خیابون کورزون دفتر داره.
‫[ لویدز لندن (Lloyd's of London) ]

547
00:43:46,409 --> 00:43:49,359
‫تامی، بهم بگو کی دنبالتونه؟

548
00:43:49,409 --> 00:43:51,359
‫میدونستم که میتونم روت حساب کنم آیدا

549
00:43:51,410 --> 00:43:54,410
‫نه، نمیتونی و من الان ازت یک سؤال پرسیدم

550
00:43:59,411 --> 00:44:02,411
‫و منم متوجه شدم که تو دوباره داری
‫رژ لب میزنی

551
00:44:04,411 --> 00:44:06,411
‫که چی؟

552
00:44:10,362 --> 00:44:11,362
‫خسته شدم...

553
00:44:11,412 --> 00:44:15,412
‫کاری که میکنی رو میشه عوض کرد
‫ولی چیزی که میخوای رو نمیشه

554
00:44:17,413 --> 00:44:19,883
‫و من چی میخوام؟

555
00:44:26,414 --> 00:44:31,414
‫توی شرکت انحصاری شلبی قراره یک جا خالی بشه
‫[ شرکت با مسئولیت محدود ]

556
00:44:35,415 --> 00:44:37,365
‫دفتر بوستون

557
00:44:37,416 --> 00:44:39,286
‫بوستون؛ آمریکا؟

558
00:44:40,416 --> 00:44:43,016
‫رژ لب، لباس‌های پاریسی

559
00:44:44,416 --> 00:44:46,756
‫همه چیز قانونیه و خبری از هفت‌تیر نیست

560
00:44:47,417 --> 00:44:50,817
‫فقط یک اشاره بکن
‫تا کار گذرنامه رو عملی کنم

561
00:44:50,841 --> 00:44:54,841
‫♪ Arctic Monkeys - Don't Sit Down 'Cause I've Moved Your Chair ♪

562
00:45:00,419 --> 00:45:02,619
‫جیمز ماکلند دیگه، آره؟

563
00:45:05,419 --> 00:45:07,369
‫شب بخیر آیدا

564
00:45:18,421 --> 00:45:22,421
‫- جیمز ماکلند
‫- مالِ شماست قربان

565
00:45:48,425 --> 00:45:51,375
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

566
00:45:51,425 --> 00:45:52,375
‫با من چیکار داری؟

567
00:45:52,425 --> 00:45:55,375
‫تو درباره‌ی یک دزدی از کارخونه‌ی لنچستر توی اسپارک‌بروک

568
00:45:55,426 --> 00:45:58,376
‫داشتی اطلاعات جمع میکردی

569
00:45:58,426 --> 00:46:01,376
‫تو...

570
00:46:01,426 --> 00:46:02,376
‫تامی شلبی هستی؟

571
00:46:02,427 --> 00:46:05,377
‫اسم کسی که از داخل سازمان داره بهت

572
00:46:05,427 --> 00:46:08,027
‫اطلاعات میده رو لازم دارم

573
00:46:09,427 --> 00:46:11,427
‫کدوم سازمان؟

574
00:46:12,428 --> 00:46:15,378
‫اتحادیه‌ی اقتصادی؛ کمیته‌ی حراست شهروندان
‫اون رفقای عجیبمون

575
00:46:15,428 --> 00:46:17,378
‫«بخش دی»

576
00:46:17,428 --> 00:46:18,378
‫اسم زیاد دارن

577
00:46:18,429 --> 00:46:20,379
‫لعنتی، لعنت بهش...

578
00:46:20,429 --> 00:46:23,299
‫اسم مخبر رو بهم بگو

579
00:46:29,430 --> 00:46:31,430
‫آقای شلبی

580
00:46:33,431 --> 00:46:35,381
‫اونها آدم‌های خیلی خطرناکی هستند

581
00:46:35,431 --> 00:46:37,431
‫اوه! اوه!

582
00:46:40,431 --> 00:46:43,431
‫خب، متأسفانه ما هم خطرناکیم

583
00:46:45,432 --> 00:46:48,382
‫باید انتخاب کنی که از کی بیشتر میترسی

584
00:46:48,432 --> 00:46:50,382
‫پیکی بلایندرها، در ساعت ۱۱:۴۳ دقیقه

585
00:46:50,433 --> 00:46:55,433
‫یا «بخش دی» در هر زمانی در آینده

586
00:46:59,434 --> 00:47:02,434
‫اگه اشتباه انتخاب کنی دیگه
‫برات ساعت ۱۱:۴۴ وجود نداره

587
00:47:04,435 --> 00:47:07,385
‫واقعا هر شب لازمـه پیگیری‌ها رو انجام بدن آرتور؟

588
00:47:07,435 --> 00:47:11,385
‫خب میدونی، روند تولید داره آهسته میشه

589
00:47:11,435 --> 00:47:12,975
‫ممنونم

590
00:47:16,436 --> 00:47:17,976
‫ممنونم

591
00:47:30,438 --> 00:47:33,388
‫کارهای شبانه رو باید تموم کنین

592
00:47:33,438 --> 00:47:35,388
‫تموم میشه

593
00:47:35,439 --> 00:47:38,309
‫ما خودمون شب‌ها کار داریم

594
00:47:43,440 --> 00:47:44,710
‫آره

595
00:47:46,440 --> 00:47:48,440
‫آره میدونم

596
00:47:49,440 --> 00:47:51,390
‫ما دربارش صحبت کردیم

597
00:47:51,441 --> 00:47:53,391
‫میخواستم تا وقتی که چای نخوردی صبر کنم

598
00:47:53,441 --> 00:47:55,391
‫بیا بریم پس

599
00:47:55,441 --> 00:47:58,941
‫ولی خب... ما قراره بچه‌دار شیم آرتور

600
00:48:13,443 --> 00:48:15,393
‫حامله‌ای؟

601
00:48:15,444 --> 00:48:16,714
‫آره

602
00:48:19,444 --> 00:48:22,394
‫گفتی شب‌ها رو همش به این مسئله فکر میکنی

603
00:48:22,445 --> 00:48:24,245
‫منم همینطور

604
00:48:24,445 --> 00:48:27,445
‫این شب کاری‌ها رو باید تموم کنی

605
00:48:35,396 --> 00:48:36,396
‫قراره بچه‌دار شیم؟

606
00:48:36,446 --> 00:48:37,646
‫آره

607
00:48:48,448 --> 00:48:51,448
‫اوه! عجب خبر معرکه‌ای

608
00:48:56,449 --> 00:49:00,449
‫خب بیا بریم چای بخوریم

609
00:49:01,450 --> 00:49:02,920
‫بیا

610
00:49:11,451 --> 00:49:14,051
‫بیا بریم چای بخوریم

611
00:49:20,402 --> 00:49:21,402
‫خدا لعنتت کنه آرتور، چی شده؟

612
00:49:21,452 --> 00:49:24,452
‫نه. منتظر تامی بمونین

613
00:49:26,453 --> 00:49:29,403
‫من یک مجسمه دزدیده شده برام اومده
‫که خایه‌هاش آویزونه

614
00:49:29,453 --> 00:49:31,403
‫و منتظر اینه که ذوبش کنیم

615
00:49:31,454 --> 00:49:33,404
‫به ما بگو. بعدا به تامی میگی...

616
00:49:33,454 --> 00:49:37,404
‫آره، اون اینجا نیست.
‫نمیاد؛ من که رفتم

617
00:49:37,454 --> 00:49:39,404
‫- صبرکنین
‫- بیاین بریم

618
00:49:39,455 --> 00:49:40,405
‫- اوناهاش
‫- خب، چی شده؟

619
00:49:40,455 --> 00:49:42,405
‫ما رو مچل خودش کرده

620
00:49:42,455 --> 00:49:45,055
‫بیا، بیا

621
00:49:47,456 --> 00:49:49,406
‫آرتور، روی چوب‌پنبه ـش، سیم داره.
‫بده من

622
00:49:49,456 --> 00:49:51,406
‫حرومزاده‌!

623
00:49:51,456 --> 00:49:53,456
‫خب، آقایون!

624
00:49:59,457 --> 00:50:00,927
‫لیندا...

625
00:50:02,458 --> 00:50:05,408
‫شکمش بالا اومده، من قراره بابا بشم

626
00:50:05,458 --> 00:50:06,928
‫گم شو!

627
00:50:08,458 --> 00:50:09,928
‫آره رفیق!

628
00:50:11,459 --> 00:50:14,259
‫آرتور، میدونستم از پسش برمیای

629
00:50:15,409 --> 00:50:16,409
‫میدونستم از پسش برمیاد

630
00:50:16,459 --> 00:50:20,409
‫از سپتامبر حامله ـست. سینه‌هاش
‫داره تغییر حالت میده

631
00:50:20,460 --> 00:50:22,410
‫فقط همین یه مورد قرار نیست تغییر پیدا کنه داداش

632
00:50:22,460 --> 00:50:24,410
‫گاییده شده مرتیکه

633
00:50:24,460 --> 00:50:26,410
‫گاییده! قشنگ بگا رفتی!

634
00:50:26,461 --> 00:50:29,401
‫نه، چیزی عوض نمیشه جان

635
00:50:30,461 --> 00:50:32,331
‫خدافظ آرتور

636
00:50:33,462 --> 00:50:35,412
‫باید به قرار ملاقاتم برسم

637
00:50:35,462 --> 00:50:38,462
‫آره! باید به اون برسی

638
00:50:42,463 --> 00:50:44,463
‫آره. تو...

639
00:50:45,463 --> 00:50:47,733
‫به همون قرار ملاقاتت برو

640
00:50:48,464 --> 00:50:50,414
‫تبریک میگم

641
00:50:50,464 --> 00:50:53,404
‫- قراره بابا بشم
‫- بهت افتخار میکنم

642
00:51:31,469 --> 00:51:34,209
‫اعلیحضرت؛ آقای توماس شلبی

643
00:51:38,470 --> 00:51:43,420
‫،خوش آمدید آقای شلبی
‫فکر میکنم به جز همسرم با بقیه‌ی

644
00:51:43,471 --> 00:51:45,421
‫افراد آشنایی قبلی دارید

645
00:51:45,471 --> 00:51:48,211
‫دوشس اعظم ایزابلا پترونا

646
00:51:49,471 --> 00:51:51,541
‫خواهش میکنم بشینید

647
00:51:56,472 --> 00:52:00,422
‫قبل از اینکه شروع کنی آقای شلبی
‫تسلیت صمیمانه‌ی ما رو

648
00:52:00,473 --> 00:52:03,343
‫بخاطر فقدان اخیرت، پذیرا باش...

649
00:52:03,473 --> 00:52:06,073
‫که برخی از ما شاهدش بودیم

650
00:52:09,474 --> 00:52:12,414
‫- با ماشین خودتون اومدید، آقای شلبی؟
‫- بله

651
00:52:17,475 --> 00:52:20,425
‫- میگن که حرفه‌ی خاصی توی ماشین دارید
‫- بله همینطوره

652
00:52:20,475 --> 00:52:25,425
‫- کنجکاو شدم که حرفه‌ی پدرتون چی بوده؟
‫- خب اون...

653
00:52:25,476 --> 00:52:27,426
‫اون آینده رو پیش‌بینی میکرده و اسب میفروخته

654
00:52:27,476 --> 00:52:30,426
‫برخی اوقات به بقیه میگفت که اسبشون دزدیده میشه

655
00:52:30,477 --> 00:52:34,477
‫و وقتی اینطور میشد، ملت
‫از قدرتی که توی پیش‌بینی داشته تعجب میکردن

656
00:52:39,478 --> 00:52:42,418
‫قبل از غذا خوردن میشه دعا بکنیم؟

657
00:52:46,479 --> 00:52:49,429
‫برای چیزی که قراره به ما برسه

658
00:52:49,479 --> 00:52:53,429
‫باشد که ما صادقانه از خدا سپاسگزار باشیم

659
00:52:53,480 --> 00:52:57,430
‫- آمین
‫- من برای غذا خوردن به اینجا نیومدم، برای کار اومدم

660
00:52:57,480 --> 00:53:00,430
‫قبل از غذا خوردن هم میشه حرفم رو بزنم

661
00:53:00,481 --> 00:53:02,431
‫بعدش همه ـتون رو تنها میذارم

662
00:53:02,481 --> 00:53:08,431
‫دوشس اعظم، من بابت رفتار ناشایست
‫هم‌وطنم از شما عذرخواهی میکنم

663
00:53:08,482 --> 00:53:11,432
‫فقط میخوام از وضعیت
‫پیشرفت ماموریت بهتون اطلاع رسانی کنم

664
00:53:11,482 --> 00:53:14,482
‫محض اطمینان فقط یک نسخه تهیه کردم

665
00:53:15,483 --> 00:53:17,433
‫اینو باید به کی بدم؟

666
00:53:17,483 --> 00:53:20,433
‫همسرم مسئول این ماموریته

667
00:53:20,483 --> 00:53:25,433
‫اما از اونجایی که بدون شک
‫بعدا قراره ودکا بخورین

668
00:53:25,484 --> 00:53:29,284
‫شاید بهتر باشه اونو به من بدی تا ازش مراقبت کنم

669
00:53:30,484 --> 00:53:33,484
‫تا ما داریم غذا میخوریم حرفت رو بزن آقای شلبی

670
00:53:37,485 --> 00:53:40,435
‫پنج کارخونه‌ای که حقوقشون رو ما پرداخت میکنیم

671
00:53:40,486 --> 00:53:43,436
‫در برابر پنج کارخونه‌ی کمونیستی در اطراف بیرمنگام

672
00:53:43,486 --> 00:53:45,436
‫وارد مبارزه شدن

673
00:53:45,486 --> 00:53:48,436
‫خشم کارگرها زیاد میشه ولی کنترلش میکنیم

674
00:53:48,487 --> 00:53:52,437
‫شب ۲۱ ژوئن، یک اعتصاب سراسری به تمام شهر

675
00:53:52,487 --> 00:53:53,437
‫خبر داده میشه

676
00:53:53,487 --> 00:53:57,437
‫معترضان شروع به آشوب کردن میکنن

677
00:53:57,488 --> 00:54:01,438
‫و پلیس‌هایی که تحت کنترل ما نیستند هم
‫مشغول کار دیگه‌ای هستند

678
00:54:01,488 --> 00:54:04,438
‫- شهر قراره فلج بشه
‫- قطار رو قراره چطور به حرکت بندازی؟

679
00:54:04,489 --> 00:54:08,439
‫دوتا لوکوموتیوران داریم که مسئول این هستند که
‫قطار باری نیمه شب

680
00:54:08,489 --> 00:54:10,439
‫به سمت لندن رو برونن

681
00:54:10,490 --> 00:54:12,440
‫ماشین‌های زرهی هم روی
‫بارگیر کامیون منتظر هستند

682
00:54:12,490 --> 00:54:14,440
‫- و مهمات؟
‫- مهمات...

683
00:54:14,490 --> 00:54:17,490
‫باید بگم که این سوپ معرکه ـست

684
00:54:20,491 --> 00:54:23,441
‫واقعا خوشمزه ـست

685
00:54:23,491 --> 00:54:26,441
‫مهمات و آتشزاها همین الان هم از استانبول

686
00:54:26,492 --> 00:54:28,442
‫بارگیری شدن و آماده‌ی ارسال هستند‎

687
00:54:28,492 --> 00:54:31,442
‫و کی به لندن میرسن؟

688
00:54:31,492 --> 00:54:32,442
‫قرار نیست به لندن برسن

689
00:54:32,492 --> 00:54:35,442
‫همه‌ی جنس‌ها در یک زمین ذغال سنگ

690
00:54:35,493 --> 00:54:38,443
‫در «سنت آلبانس» تخلیه میشن و
‫وارد کامیون‌های شرکت شلبی میشن

691
00:54:38,493 --> 00:54:40,443
‫و از اونجا مستقیما به سمت اسکله‌ها میرن

692
00:54:40,494 --> 00:54:43,444
‫اعلیحضرت، اگه شما مشکلی با لهجه‌ی اون دارین

693
00:54:43,494 --> 00:54:47,444
‫من میتونم بعدا بصورت کامل براتون توضیح بدم

694
00:54:47,494 --> 00:54:49,444
‫اگه برای آدم‌های من کشتی حاضر نشده باشه

695
00:54:49,495 --> 00:54:53,445
‫تمام جنس‌ها قبل از اولین روشنایی صبح
‫توی دریا ریخته میشن

696
00:54:53,495 --> 00:54:55,445
‫وقتی متوجه بشن که
‫ماشین‌های مسلح گم شدن چی میشه؟

697
00:54:55,495 --> 00:54:59,445
‫در حین آشوب، کارخونه‌ی لنچستر منفجر میشه‎‌

698
00:54:59,496 --> 00:55:02,446
‫یکی از آشناهای من که آهن قراضه میفروشه

699
00:55:02,496 --> 00:55:04,446
‫بهمون اعلام میکنه که
‫ماشین‌های زرهی ـمون، لاشه شدن

700
00:55:04,497 --> 00:55:06,447
‫و باید به فکر بازیافت کردنشون باشیم

701
00:55:06,497 --> 00:55:09,447
‫کسی خبردار نمیشه که اونها جزء دارایی شماست

702
00:55:09,497 --> 00:55:12,497
‫ما وقتی که همدیگه رو توی بیرمنگام دیدیم
‫این برنامه رو به‌طور دقیق، مشخص کردیم

703
00:55:13,498 --> 00:55:16,498
‫مطمئنم که از چیزی چشم پوشی نشده

704
00:55:18,498 --> 00:55:20,448
‫خب...

705
00:55:20,499 --> 00:55:23,449
‫این هزینه‌ی اضافی‌ای هست که

706
00:55:23,499 --> 00:55:25,449
‫من بابت کامیون و سوخت

707
00:55:25,499 --> 00:55:27,639
‫باید خرج کنم

708
00:55:28,500 --> 00:55:31,300
‫مطمئنم که جواب درست رو براش دارین

709
00:55:31,500 --> 00:55:33,840
‫البته آقای شلبی

710
00:55:36,501 --> 00:55:42,451
‫قبل از اینکه برم، دوست دارم بدونین که

711
00:55:42,502 --> 00:55:46,502
‫توی اتاقی که این کشیش با من نشسته
‫غذا از گلوم پایین نمیره

712
00:55:50,503 --> 00:55:52,503
‫عصربخیر

713
00:56:00,504 --> 00:56:04,454
‫تاتیانا. آقای شلبی رو تا ماشینـش، همراهی کن.

714
00:56:04,504 --> 00:56:05,704
‫بله

715
00:56:14,506 --> 00:56:16,506
‫ببین چی برای گفتن داره

716
00:56:33,508 --> 00:56:35,248
‫با من بیا

717
00:56:58,511 --> 00:57:00,461
‫اون کشیش داره اطلاعات سرقت رو

718
00:57:00,512 --> 00:57:02,462
‫به یکی از بیمه‌گذارهای لوید به اسم مانکلند خبر میده

719
00:57:02,512 --> 00:57:06,462
‫و اون هم داره این اطلاعات رو
‫به سفارت شوروی اطلاع‌رسانی میکنه

720
00:57:06,512 --> 00:57:09,512
‫اگه میخوای اون بمیره، من بدون هیچ هزینه‌ای، اونو میکشم

721
00:57:10,513 --> 00:57:13,513
‫چرا کشیش می‌خواد اطلاعات رو
‫با دشمنان‌مون در میون بذاره؟

722
00:57:19,514 --> 00:57:24,464
‫به من پول دادن تا مثل یک سرباز
‫رفتار و مشاهده کنم

723
00:57:24,515 --> 00:57:27,465
‫پیچیدگی‌ها، کار توئه

724
00:57:27,515 --> 00:57:30,515
‫برو و با ایزابلا حرف بزن.
‫من به تصمیم اون اعتماد دارم

725
00:57:34,516 --> 00:57:36,466
‫بعد از اتفاقی که افتاده، تو هنوز هم میتونی

726
00:57:36,516 --> 00:57:38,856
‫به کسب و کارـت ادامه بدی

727
00:57:39,517 --> 00:57:42,057
‫شاید عاشق گریس نبودی

728
00:57:49,518 --> 00:57:51,118
‫اون اینجاست

729
00:57:51,518 --> 00:57:53,118
‫کنار من

730
00:57:54,519 --> 00:57:57,519
‫«و بهم میگه: «به این افراد اعتماد نکن

731
00:58:01,520 --> 00:58:05,520
‫حالا، اجازه‌ی کشتن اون کشیش رو برام بگیر

732
00:58:06,000 --> 00:58:12,500
‫ترجمه و زیرنویس از
‫<font color=#FF۰۰۰۰>Jimmy Darmody</font> & <font color=#FF۰۰۰۰>Arsalan.H </font>& <font color=#FF۰۰۰۰>Raylan Givens</font>

