1
00:00:02,520 --> 00:00:05,400
‫می‌خوام بعد از اینکه کُل
‫خانواده‌ت مُردن، زنده باشی

2
00:00:05,400 --> 00:00:07,480
‫اون بیشترین آسیب رو به آدم می‌زنه

3
00:00:07,480 --> 00:00:09,040
‫مایکل به‌طور بدی مجروح شده

4
00:00:09,040 --> 00:00:10,400
‫جان مُرده

5
00:00:10,400 --> 00:00:13,480
‫واسه همین من یه پیغام به
‫آبراما گُلد فرستادم

6
00:00:13,481 --> 00:00:15,321
‫- نیاز دارم که برگردی
‫- بهت کمک می‌کنم

7
00:00:15,321 --> 00:00:18,241
‫چون مایکل ازم خواسته بهت کمک کنم.
‫از همین الان شروع می‌کنم

8
00:00:18,241 --> 00:00:19,961
‫روی این گلوله حکاکی شده

9
00:00:19,961 --> 00:00:22,921
‫اون، به عنوان برادر بزرگترش...
‫من این گلوله رو می‌کّارم توی سرِ لعنتی‌ـش

10
00:00:22,922 --> 00:00:26,322
‫تو گفتی، تمام مردان و زنان رو
‫به‌نشانه‌ی اعتصاب میاری بیرون

11
00:00:26,322 --> 00:00:27,642
‫سوت داری؟

12
00:00:27,642 --> 00:00:30,122
‫تقریباً انگار از دردسر خوش‌تون میاد

13
00:00:35,623 --> 00:00:42,523
‫کـاری از هـومـن صـمـدی و صـابـر
‫Raylan Givens & S.A.B.E.R

14
00:01:04,086 --> 00:01:09,406
‫،بسیارخب. به ترتیب نوبت
‫یه صف مرتب تشکیل بدید، همه‌تون

15
00:01:09,406 --> 00:01:11,926
‫بسیارخب. بسیارخب

16
00:01:14,167 --> 00:01:18,447
‫صحیح! قرارداد استخدام‌تون
‫دست‌تون باشه!

17
00:01:18,447 --> 00:01:21,247
‫بیاریدشون داخل! بیاید تو

18
00:01:21,248 --> 00:01:25,328
‫بجنبید! برید!
‫یالا، ادامه بدین!

19
00:01:25,328 --> 00:01:28,648
‫- ادامه بدین. وایسا، کجا می‌ری؟
‫- بردلی. سرکارگر

20
00:01:28,648 --> 00:01:32,048
‫بسیارخب. برو به دیدن اون مردی
‫که اونجاست. برو!

21
00:01:34,209 --> 00:01:36,809
‫- اسمـت چیه؟
‫- بردلی. من یه سرکارگرم

22
00:01:36,809 --> 00:01:38,449
‫- آخرین‌بار کِی اینجا کار کردی؟
‫- ۱۹۲۲

23
00:01:38,449 --> 00:01:40,289
‫چندتاشون قبلاً از اینجور کارها
‫انجام دادن؟

24
00:01:40,290 --> 00:01:43,130
‫اکثراً کارگر مزرعه از پایین جاده‌ی
‫وسترشیر هستن. ولی من بهشون یادم می‌دم

25
00:01:43,130 --> 00:01:45,330
‫- افراد گرسنه، زود یاد می‌گیرن
‫- بسیارخب. برو

26
00:01:45,330 --> 00:01:48,850
‫پست‌فطرت‌های کثیف!
‫اعتصاب‌شکن‌ها!

27
00:01:50,891 --> 00:01:54,731
‫کدوم حرومزاده‌ای اون رو پرت کرد؟
‫بیاریدش اینجا!

28
00:02:04,052 --> 00:02:07,932
‫آرتور! هوی! بسّه. ببریدش بیرون!

29
00:02:07,932 --> 00:02:09,772
‫برو بیرون!

30
00:02:09,773 --> 00:02:11,333
‫ده تای دیگه!

31
00:02:14,693 --> 00:02:19,373
‫- دو تای دیگه. تمومه. ببندیدش!
‫- ده تا

32
00:02:24,454 --> 00:02:28,574
‫صحیح. نفری ده شیلینگ.
‫دو پوند هم برای خودت

33
00:02:28,574 --> 00:02:31,174
‫- نیروی حفاظتی چی؟
‫- آره، خب، در اون‌مورد...

34
00:02:31,175 --> 00:02:34,095
‫،بفرمان اداره‌ی پلیس شهر بیرمنگام

35
00:02:34,095 --> 00:02:37,935
‫تو و تمام کارگران بدقیافه‌ت
‫تحت حفاظت...

36
00:02:39,176 --> 00:02:41,656
‫پیکی بلایندرهای وامونده قرار دارید

37
00:02:57,617 --> 00:03:00,057
‫- آقای گری؟
‫- بله. بفرست‌ـش داخل

38
00:03:00,058 --> 00:03:01,458
‫مادرتون‌ـه

39
00:03:01,458 --> 00:03:03,298
‫اوه، تُف

40
00:03:14,899 --> 00:03:16,939
‫توی روزنامه در موردش خوندم

41
00:03:19,540 --> 00:03:20,980
‫من یه حقی دارم

42
00:03:23,660 --> 00:03:25,460
‫منم مادرت‌ـم

43
00:03:30,701 --> 00:03:32,381
‫می‌خوای برم؟

44
00:03:34,621 --> 00:03:35,981
‫آره

45
00:03:39,182 --> 00:03:40,782
‫فقط اینا رو می‌ذارم برات

46
00:03:46,062 --> 00:03:47,702
‫مال باغ خودمون‌ـه

47
00:03:54,343 --> 00:03:56,103
‫تو قبلاً عاشق اینا بودی

48
00:03:57,744 --> 00:03:59,504
‫امیدوارم کرمی توشون نباشه

49
00:04:24,746 --> 00:04:29,666
‫ببین، فقط می‌خواستم بگم که
‫قدمـت روی چشمـه که بیای خونه

50
00:04:31,267 --> 00:04:33,067
‫که توی خونه بهبود پیدا کنی

51
00:04:33,067 --> 00:04:35,227
‫می‌دونم توی روستا
‫حوصله‌ت سر می‌ره، ولی...

52
00:04:37,788 --> 00:04:39,428
‫ما دوسِت داریم

53
00:04:39,428 --> 00:04:43,028
‫و داداش کوچولوت دل‌ـش واسه
‫فوتبال‌بازی‌کردن باهات تنگ شده...

54
00:04:44,548 --> 00:04:46,028
‫و بابات...

55
00:04:48,709 --> 00:04:49,749
‫فوت شد

56
00:04:51,829 --> 00:04:54,549
‫راحت و آسوده در بسترمون
‫فوت شد

57
00:04:57,710 --> 00:04:58,990
‫لعنتی

58
00:05:04,791 --> 00:05:06,711
‫حالا برو

59
00:05:06,711 --> 00:05:10,791
‫منتظر تامی‌ام، و الان میاد

60
00:05:12,831 --> 00:05:14,311
‫پس من می‌رم

61
00:05:16,112 --> 00:05:19,032
‫با اون مرد توی یه اتاق قرار نمی‌گیرم

62
00:06:04,837 --> 00:06:07,557
‫یالا، پال، تامی منتظرمون‌ـه

63
00:06:09,317 --> 00:06:10,997
‫کی همراهمون‌ـه؟

64
00:06:10,997 --> 00:06:12,957
‫عسایا و دو تا از پسرهای لـی

65
00:06:14,718 --> 00:06:18,318
‫آیدا، از آخرین باری که جماع کردی
‫چقدر می‌گذره؟

66
00:06:18,318 --> 00:06:20,198
‫چی؟

67
00:06:20,198 --> 00:06:23,238
‫واسه من که نزدیک دو سال بوده

68
00:06:23,239 --> 00:06:25,719
‫سر کریسمس حساب‌ـش کردم

69
00:06:25,719 --> 00:06:29,879
‫پس، یه نیت سال نو کردم که
‫اوضاع رو تغییر بدم

70
00:06:29,879 --> 00:06:32,759
‫اوه. شخص خاصی رو در نظر داری؟

71
00:06:32,760 --> 00:06:34,200
‫نه راست‌ـش

72
00:06:35,320 --> 00:06:38,360
‫فقط من و یه آدم نامناسب

73
00:06:40,560 --> 00:06:46,560
‫♪ The Kills - Heart Of A Dog ♪

74
00:06:53,242 --> 00:06:54,602
‫من جلو می‌شینم

75
00:07:17,124 --> 00:07:19,764
‫پس، این فقط واسه اینه که
‫اوضاع رو رسمی کنیم

76
00:07:19,764 --> 00:07:22,524
‫بازگشت رسمی‌ـت به لیست
‫حقوق‌بگیران شرکت

77
00:07:22,525 --> 00:07:25,005
‫پس دیگه حرفی از نیت‌های
‫سال نو نباشه

78
00:07:25,005 --> 00:07:26,885
‫وگرنه تامی ممکنه نظرش عوض بشه

79
00:07:26,885 --> 00:07:29,365
‫- کدوم نیت سال نو؟
‫- بیخیال

80
00:07:31,286 --> 00:07:33,766
‫فکر کنم آیدا سعی داره بهم بگه
‫که حواس‌ـم به رفتارم باشه

81
00:07:33,766 --> 00:07:35,726
‫آره. حواس‌ـت به رفتارت باشه

82
00:07:37,086 --> 00:07:38,286
‫حواس‌ـم به رفتارم باشه وگرنه چی؟

83
00:07:40,286 --> 00:07:42,526
‫حواس‌ـم به رفتارم باشه
‫وگرنه چی می‌شه؟

84
00:07:44,207 --> 00:07:46,607
‫خیلی‌خب، پالی، حقیقت رو
‫بهت می‌گم

85
00:07:46,607 --> 00:07:49,527
‫،بعد از دردسرهای اخیرت
‫تامی ازم خواست که حواس‌ـم بهت باشه

86
00:07:49,527 --> 00:07:50,567
‫دردسر»؟»

87
00:07:52,208 --> 00:07:53,848
‫،در حالی که برای این شرکت کار می‌کردم

88
00:07:53,848 --> 00:07:55,528
‫،یه مرد رو کُشتم

89
00:07:55,528 --> 00:07:58,208
‫،یه مرد رو از دست دادم
‫،یه پسر پیدا کردم

90
00:07:58,208 --> 00:08:01,648
‫،تقریباً یه پسر رو از دست دادم
‫تقریباً زندگی خودم رو از دست دادم

91
00:08:02,649 --> 00:08:05,969
‫،حالا، بازپس‌گیری کارم رو قبول می‌کنم

92
00:08:05,969 --> 00:08:09,009
‫اگه شرایط پیشنهاد مطلوب باشه...

93
00:08:11,450 --> 00:08:13,530
‫ولی رفتارم رو کنترل نمی‌کنم

94
00:08:26,931 --> 00:08:28,651
‫شرمنده دیر کردم

95
00:08:37,692 --> 00:08:39,052
‫آرتور کجاست؟

96
00:08:41,333 --> 00:08:43,293
‫من مثل مادر وامونده‌ش می‌مونم؟

97
00:08:58,094 --> 00:09:01,814
‫اوه، نه. تو چرا اینجایی؟

98
00:09:01,815 --> 00:09:04,055
‫حال‌ـت خوبه؟ حال بیلی خوبه؟

99
00:09:04,055 --> 00:09:06,135
‫آره. همه‌چیز مرتب‌ـه

100
00:09:06,135 --> 00:09:09,375
‫،خب، ببین... از دیدن‌ـت خیلی خوشحالم
‫ولی واسه یه جلسه، دیرم شده

101
00:09:09,376 --> 00:09:10,896
‫می‌تونن منتظر بمونن

102
00:09:17,896 --> 00:09:20,096
‫یه چیزی برات دارم

103
00:09:20,097 --> 00:09:24,377
‫یه چیزی واسه یه شوهر دوست‌داشتنی
‫که سخت کار می‌کرده...

104
00:09:24,377 --> 00:09:27,097
‫و تحت فشار زیادی قرار داره

105
00:09:30,298 --> 00:09:34,378
‫یه چیزی که استرس‌شو
‫تسکین بده

106
00:09:41,979 --> 00:09:45,019
‫ابریشمـه. از ژاپن

107
00:09:45,019 --> 00:09:47,059
‫لمس‌ـش کن

108
00:09:51,940 --> 00:09:53,860
‫دست‌هام کثیف‌ـه

109
00:09:53,860 --> 00:09:55,540
‫خوب‌ـه

110
00:09:55,540 --> 00:09:57,380
‫کُل‌شو لمس کن

111
00:09:59,461 --> 00:10:01,141
‫تمام و کمال لمس‌ـش کن

112
00:10:08,462 --> 00:10:12,462
‫تو... می‌خوای اینجا این‌کارو بکنیم؟

113
00:10:12,462 --> 00:10:15,822
‫چرا که نه؟ فکر می‌کردم رئیس توئی

114
00:10:17,143 --> 00:10:20,783
‫- رئیس وامونده خودمـم
‫- پس بهم بگو چی‌کار کنم رئیس

115
00:10:23,143 --> 00:10:24,423
‫بیا اینجا

116
00:10:24,423 --> 00:10:28,623
‫درسته، قبل از اینکه این جلسه‌ی
‫عمومی فوق‌العاده از هیئت

117
00:10:28,624 --> 00:10:31,944
‫مدیره‌ی شرکت انحصاری شلبی رو
‫،آغاز کنیم

118
00:10:31,944 --> 00:10:35,584
‫می‌خوام غیبت معاون نایب رئیس رو
‫،یادآور بشم

119
00:10:35,584 --> 00:10:37,144
‫که هنوز نرسیده

120
00:10:37,145 --> 00:10:39,385
‫بدون حضورش ادامه می‌دیم

121
00:10:39,385 --> 00:10:41,825
‫موضوع شماره‌ی یک

122
00:10:41,825 --> 00:10:47,625
‫تثبیت دوباره‌ی مقام خزانه‌دار
‫شرکت انحصاری شلبی

123
00:10:47,626 --> 00:10:50,186
‫هیئت مدیره، بازگشت خزانه‌دار سابق
‫با شرایط و ضوابط بهبودیافته‌ی

124
00:10:50,186 --> 00:10:53,226
‫سخاوتمندانه رو خوش‌آمد می‌گه

125
00:10:53,226 --> 00:10:55,866
‫به‌سبب شرایط سخت استثنایی

126
00:10:55,867 --> 00:10:57,667
‫که شرکت اکنون درش وجود داره

127
00:10:57,667 --> 00:11:01,107
‫خزانه‌دار پیشنهادی اکنون
‫،شرایط و ضوابط رو بررسی می‌کنه

128
00:11:01,107 --> 00:11:02,467
‫تا ببینه که صحیح هستن یا نه

129
00:11:04,027 --> 00:11:08,027
‫موضوع شماره‌ی دو، در زمان غیبت
‫،حسابدار شرکت

130
00:11:08,028 --> 00:11:09,188
‫،به‌سبب سلامتی روانی

131
00:11:09,188 --> 00:11:12,948
‫تمام مسئولیت‌ها به‌منظور نگه داشتن
‫حساب‌وکتاب‌های شرکت

132
00:11:12,948 --> 00:11:15,108
‫به سرپرست مالکیت، منتقل شد

133
00:11:17,029 --> 00:11:20,349
‫موضوع شماره‌ی سه.
‫،خزانه‌دار شرکت

134
00:11:20,349 --> 00:11:22,389
‫،شرایط و ضوابط رو مطالعه کرد

135
00:11:22,389 --> 00:11:24,509
‫یک قرارداد امضاشده از موافقت
‫با شرایط و ضوابط استخدام

136
00:11:24,509 --> 00:11:27,349
‫در اختیار سرپرست موقت
‫حسابداری قرار می‌ده

137
00:11:27,350 --> 00:11:31,150
‫تمام اونا به‌منظور تثیبت خانم
‫الیزابت گری

138
00:11:31,150 --> 00:11:33,550
‫،در مقام خزانه‌دار شرکت شلبی‌ـه

139
00:11:33,550 --> 00:11:35,350
‫لطفاً دست‌تون رو بالا بیارید

140
00:11:36,791 --> 00:11:38,431
‫وای، خدای من. ممنون

141
00:11:38,431 --> 00:11:40,231
‫کار دیگه‌ای هست؟

142
00:11:40,231 --> 00:11:44,911
‫درسته، من این جلسه‌ی عمومی فوق‌العاده رو
‫مختوم اعلام می‌کنم

143
00:11:46,432 --> 00:11:48,072
‫حالا در مورد کسب‌وکار واقعی
‫صحبت می‌کنیم...

144
00:11:49,152 --> 00:11:51,112
‫ولی، برای اون، به آرتور نیاز داریم

145
00:11:51,112 --> 00:11:52,952
‫آرتور کدوم گوری‌ـه؟

146
00:12:16,315 --> 00:12:18,835
‫- آقای شلبی!
‫- گُم‌شو

147
00:12:18,835 --> 00:12:21,515
‫- اونا به‌زور وارد کارگاه رنگ‌رزی شدن
‫- اوه، جداً؟

148
00:12:21,515 --> 00:12:23,195
‫دارن رنگ‌ها رو می‌پاشن زمین

149
00:12:23,196 --> 00:12:25,036
‫فکر کنم قصد آتش‌زدن‌شو دارن

150
00:12:25,036 --> 00:12:29,076
‫،خب، خودت بهش رسیدگی کن، پسر
‫من دست‌ـم بدجور بنده!

151
00:12:53,599 --> 00:12:55,639
‫اون دیگه چه وضع‌ـش بود؟

152
00:13:11,520 --> 00:13:14,040
‫،در این مکان گناه‌آمیز

153
00:13:14,041 --> 00:13:16,361
‫وسوسه‌هایی وجود خواهد داشت

154
00:13:16,361 --> 00:13:18,561
‫به‌عنوان همسرت، وظیفه‌ی من‌ـه که

155
00:13:18,561 --> 00:13:21,081
‫کمک‌ـت کنم در مقابل اون وسوسه‌ها
‫مقاومت کنی

156
00:13:22,402 --> 00:13:25,442
‫با قرار دادن خودم در بین تو...

157
00:13:30,202 --> 00:13:31,602
‫و شیطان

158
00:13:33,843 --> 00:13:36,603
‫به قول مادر کاتولیک گناهکارم...

159
00:13:36,603 --> 00:13:40,043
‫،تخماشو خالی نگه‌دار
‫و شکمش رو پُر

160
00:13:41,724 --> 00:13:43,404
‫خدا رحمت‌ـش کنه

161
00:13:44,964 --> 00:13:46,924
‫آقای شلبی!

162
00:13:46,924 --> 00:13:50,044
‫باید فوراً بیاید به کارگاه رنگ‌رزی!
‫خواهش می‌کنم!

163
00:13:54,125 --> 00:13:55,685
‫اوه، من باید برم

164
00:13:55,685 --> 00:13:58,365
‫زود برمی‌گردم

165
00:14:03,726 --> 00:14:06,126
‫شرمنده، خانم‌ها، اینجا
‫سیگارکشیدن ممنوع‌ـه

166
00:14:06,126 --> 00:14:07,966
‫بله، عزیزم، می‌دونیم

167
00:14:10,286 --> 00:14:13,086
‫بسیارخب. یک ساعت دیر کرده.
‫کون لق‌ـش

168
00:14:14,167 --> 00:14:18,127
‫این کار مستقیماً روی آرتور
‫،تأثیر می‌ذاره، ولی اون اینجا نیست

169
00:14:18,127 --> 00:14:19,927
‫به همین خاطر بدون اون
‫رأی‌گیری می‌کنیم

170
00:14:19,927 --> 00:14:22,247
‫چه کاری؟

171
00:14:22,248 --> 00:14:24,928
‫کار رسمی‌ای که توی
‫دستور جلسه‌ـت نبود، آیدا

172
00:14:24,928 --> 00:14:30,008
‫یه خبررسون بهمون گفت که
‫لوکا چنگرتا، شش سال پیش

173
00:14:30,009 --> 00:14:33,369
‫از نیویورک به بیرمنگام اومد تا
‫در عروسی پسرعموش، ساقدوش بشه

174
00:14:33,369 --> 00:14:36,169
‫متوجه شدیم که برای عکس‌ها
‫از رید و دان در برادگیت

175
00:14:36,169 --> 00:14:37,369
‫استفاده کردن

176
00:14:37,369 --> 00:14:41,889
‫عکاس، نگاتیوها رو نگه داشته بود.
‫من متقاعدش کردم که کپی‌هاش رو بهمون بده

177
00:14:41,890 --> 00:14:43,250
‫و این‌یکی رو بزرگ کنه

178
00:14:45,370 --> 00:14:48,690
‫این لوکا چنگرتاست

179
00:14:48,690 --> 00:14:51,410
‫من چهره‌شو دیدم، واسه همین
‫می‌تونم تشخیص‌ـش بدم

180
00:14:51,411 --> 00:14:54,251
‫نصف افراد داخل عکس
‫از چنگرتاها هستن

181
00:14:54,251 --> 00:14:57,611
‫که یعنی احتمال‌ـش زیاده که
‫اونا هستن که میان برای کُشتن ما

182
00:14:57,611 --> 00:14:59,571
‫باید جفت این عکس‌ها رو بین

183
00:14:59,572 --> 00:15:01,292
‫میخونه‌ها و نبش خیابون‌ها
‫،پخش کنیم

184
00:15:01,292 --> 00:15:04,852
‫و خبرش رو پخش کنیم که
‫مژدگانی‌ای در ازای اطلاعات وجود داره

185
00:15:07,452 --> 00:15:11,132
‫ما همچنین قصد داریم که
‫یک کپی از این عکس رو

186
00:15:11,133 --> 00:15:13,213
‫بدیم به آقای آبراما گُلد

187
00:15:13,213 --> 00:15:16,413
‫باید فراموش کنیم که حتماً
‫آرتور باید ماشه رو

188
00:15:16,413 --> 00:15:20,093
‫بکِشه. سنت‌ها فقط ما رو
‫به فنا می‌دن

189
00:15:20,094 --> 00:15:21,814
‫باید منتظر آرتور بمونیم

190
00:15:21,814 --> 00:15:23,974
‫آرتور اینجا نیست، آیدا

191
00:15:23,974 --> 00:15:27,854
‫ما نیاز داریم لوکا چنگرتا بمیره.
‫همین و بس

192
00:15:27,854 --> 00:15:31,134
‫قطع کردن کشت و کشتار
‫بخشی از فرایند نوین‌گری‌ـه

193
00:15:31,135 --> 00:15:32,935
‫که من قبل از اینکه اعدام بشم
‫داشتم روش

194
00:15:34,015 --> 00:15:35,975
‫کار می‌کردم

195
00:15:35,975 --> 00:15:37,575
‫تو اعدام نشدی، پال

196
00:15:38,736 --> 00:15:40,176
‫چی صدام کردی؟

197
00:15:40,176 --> 00:15:42,776
‫درسته. بیاید یه رأی‌گیری بکنیم.
‫من خودم به آرتور رسیدگی می‌کنم

198
00:15:42,776 --> 00:15:45,696
‫تمام افرادی که به نفع
‫دادن عکس‌ها به آقای آبراما گُلد

199
00:15:45,696 --> 00:15:47,456
‫رأی می‌دن، لطفاً دست‌شون رو
‫بیارن بالا

200
00:15:59,978 --> 00:16:01,738
‫پس انجام می‌شه

201
00:16:01,738 --> 00:16:04,138
‫- مامان...
‫- اوه، حالا شدم «مامان»، نه؟

202
00:16:05,338 --> 00:16:07,258
‫وقتی داشتم میومدم تو، بوی عطر
‫به دماغ‌ـم خورد

203
00:16:07,258 --> 00:16:08,538
‫آره، بوی گُل بود

204
00:16:09,939 --> 00:16:11,339
‫درسته، همین‌ـه

205
00:16:11,339 --> 00:16:12,899
‫کی به اینجا اومد، مایکل؟

206
00:16:12,899 --> 00:16:17,179
‫حقیقت اینه، پالی، زنی که اون رو
‫بزرگ کرده، اومده بود اینجا

207
00:16:17,180 --> 00:16:18,660
‫اون کاملاً حق داره که بیاد اینجا

208
00:16:18,660 --> 00:16:20,620
‫براش سیب آورد و رفت

209
00:16:20,620 --> 00:16:23,380
‫ما در وسط یه انتقام‌جویی قرار داریم
‫و آرتور گُم شده

210
00:16:23,380 --> 00:16:24,860
‫باید پیداش کنیم

211
00:16:24,860 --> 00:16:27,860
‫روی چیزی که ما رو باهم متحد می‌کنه
‫تمرکز کنید

212
00:16:27,861 --> 00:16:29,541
‫اینا همه‌ش موقتی‌ـه

213
00:16:29,541 --> 00:16:31,101
‫آره، موقتی‌ـه، درسته

214
00:16:33,621 --> 00:16:39,621
‫♪ Frank Carter & The Rattlesnakes - Devil Inside Me ♪

215
00:16:46,703 --> 00:16:48,143
‫حرومزاده‌ها!

216
00:17:09,065 --> 00:17:11,865
‫جشن‌ـه، هان؟
‫جشن گرفتید؟

217
00:17:11,865 --> 00:17:15,705
‫این چیه، یه جشن، هان؟
‫گُم‌شید بینم!

218
00:17:15,706 --> 00:17:17,346
‫برید بیرون!

219
00:17:22,826 --> 00:17:27,586
‫خیلی‌خب، نمی‌خواستم بزنمـت...
‫ولی اون کارت قشنگ نبود

220
00:17:31,987 --> 00:17:33,867
‫اوه، تو...

221
00:17:38,468 --> 00:17:40,628
‫،آرتور! آقای شلبی! خواهش می‌کنم
‫آقای شلبی! خواهش می‌کنم

222
00:17:40,628 --> 00:17:46,908
‫جُم نخور. هان؟ هان؟
‫حالا گورتو گُم کن!

223
00:17:49,029 --> 00:17:51,749
‫کون لق خودتون و انقلاب‌تون!

224
00:18:01,390 --> 00:18:03,670
‫خیلی کثیف‌ـم

225
00:19:29,759 --> 00:19:31,199
‫کجا می‌ری؟

226
00:19:31,199 --> 00:19:32,599
‫بیا اینجا

227
00:19:32,600 --> 00:19:34,120
‫آدم‌کُش مزدوری، آره؟

228
00:19:34,120 --> 00:19:36,280
‫چنین کسی هستی؟

229
00:19:37,920 --> 00:19:39,720
‫آرتور شلبی، هـی!

230
00:19:39,720 --> 00:19:41,440
‫بذار ببینیم کی تو رو می‌خواست

231
00:19:43,161 --> 00:19:44,201
‫جان...

232
00:19:45,561 --> 00:19:47,841
‫جان شلبی وامونده چطوره؟

233
00:20:14,964 --> 00:20:16,524
‫جان

234
00:20:51,400 --> 00:20:57,148
‫« هـتـل ایـنـکـبـرو - شـهـر اسـتـراتـفـورت آپن ایـوان »

235
00:21:00,689 --> 00:21:02,249
‫ممنون

236
00:21:02,249 --> 00:21:04,849
‫مهمان‌هام رو بفرست داخل

237
00:21:22,151 --> 00:21:25,151
‫اونا برنگشتن

238
00:21:27,151 --> 00:21:30,651
‫آرتور شلبی هنوز زنده‌ست

239
00:21:38,152 --> 00:21:41,652
‫اینو به دهـش تلگراف کن و خبردارشون کن

240
00:21:49,654 --> 00:21:53,174
‫تو به پولو تلگراف بزن و بهش بگو
‫به خانواده‌ش بگه

241
00:21:55,254 --> 00:21:57,134
‫چهارتا بچه داره

242
00:22:06,055 --> 00:22:09,215
‫شما دونفر لباس دیگه‌ای
‫برای پوشیدن ندارید؟

243
00:22:09,216 --> 00:22:10,416
‫ها؟

244
00:22:11,156 --> 00:22:17,156
‫توی این شهر کوچولو با تیپ تبهکارهای
‫اهل یه شهر بزرگ می‌چرخید

245
00:22:18,497 --> 00:22:20,017
‫منو ببینید

246
00:22:20,017 --> 00:22:22,297
‫هان؟

247
00:22:22,297 --> 00:22:24,897
‫من به‌عنوان یه هواخواه تئاتر اینجائم

248
00:22:27,658 --> 00:22:31,558
‫هیچ‌کدوم از لباس‌هام دیگه اندازه‌م نیست

249
00:22:31,658 --> 00:22:35,558
‫نمی‌تونم چیزی بخورم، همه‌ش مزخرف‌ـه

250
00:22:35,658 --> 00:22:38,058
‫غیرقابل خوردن‌ـه، حال‌به‌هم‌زن‌ـه!

251
00:22:38,159 --> 00:22:40,559
‫پودینگ لک‌دار؟ چی هست اصلاً؟

252
00:22:40,659 --> 00:22:43,659
‫نمی‌خوام اون رو بخورم، اصلاً چرا باید بخورم؟

253
00:22:50,260 --> 00:22:52,220
‫اونا دوتا از افرادمون رو کُشتن...

254
00:22:55,900 --> 00:22:58,220
‫اونوقت تو راجع به شکم وامونده‌ت
‫گله می‌کنی

255
00:23:01,461 --> 00:23:02,581
‫لوکا

256
00:23:04,101 --> 00:23:07,221
‫لوکا، با کمال احترام...

257
00:23:07,222 --> 00:23:10,102
‫- با احترام...
‫- با احترام»؟»

258
00:23:10,102 --> 00:23:11,782
‫تو تماس گرفتی

259
00:23:14,702 --> 00:23:16,622
‫با احترام»؟»

260
00:23:17,943 --> 00:23:19,343
‫دهن‌تو باز کن

261
00:23:19,343 --> 00:23:20,743
‫بیخیال...

262
00:23:20,743 --> 00:23:22,463
‫دهن وامونده‌تو باز کن!

263
00:23:23,863 --> 00:23:25,903
‫مثل اونا لباس می‌پوشی

264
00:23:25,904 --> 00:23:27,904
‫مثل اونا غذا می‌خوری

265
00:23:27,904 --> 00:23:30,864
‫با من در مورد «با احترام» صحبت نمی‌کنی

266
00:23:33,164 --> 00:23:35,664
‫بیاید این کار رو تموم کنیم

267
00:23:35,765 --> 00:23:38,665
‫بعدش می‌تونیم بریم خونه

268
00:23:39,465 --> 00:23:44,665
‫اونوقت می‌تونیم غذای درست‌حسابی بخوریم

269
00:23:50,786 --> 00:23:52,386
‫بشین

270
00:24:02,267 --> 00:24:03,347
‫چی دارید؟

271
00:24:04,167 --> 00:24:06,167
‫یه دشمن دیگه پیدا کردیم

272
00:24:06,268 --> 00:24:09,168
‫این خانواده کُلی دشمن داره

273
00:24:11,268 --> 00:24:13,668
‫توی قلمروی اونا زندگی می‌کنه

274
00:24:14,268 --> 00:24:17,308
‫آرتور شلبی پسرش رو چهار سال پیش
‫توی یه رینگ بوکس کُشت

275
00:24:17,669 --> 00:24:20,669
‫می‌گه که آرتور عقل درست‌حسابی نداره

276
00:24:21,169 --> 00:24:24,669
‫به‌عنوان غرامت، به خودش و بچه‌هاش
‫رسیدگی می‌کنن

277
00:24:25,170 --> 00:24:30,670
‫فکر می‌کنه اگه از یکی ار برادرها
‫بخواد که بیاد به خونه‌ش، میاد

278
00:24:33,030 --> 00:24:34,510
‫واسه ما اون‌کارو می‌کنه؟

279
00:24:34,871 --> 00:24:36,511
‫خودش که اینطور می‌گه

280
00:24:36,671 --> 00:24:39,171
‫مردم اینجا نفرت‌شون عُمری‌ـه

281
00:24:39,371 --> 00:24:40,871
‫مثل سیسیل‌ها

282
00:24:45,592 --> 00:24:46,992
‫خیلی‌خب

283
00:25:15,115 --> 00:25:16,755
‫کسی آرتور رو ندیده؟

284
00:25:19,395 --> 00:25:21,795
‫کسی آرتور رو ندیده؟ هـی؟

285
00:25:21,795 --> 00:25:23,595
‫توی دفترت‌ـه، تام

286
00:25:29,516 --> 00:25:31,996
‫اگه قرار نیست واسه یه جلسه‌ی
‫،خانوادگی سروکله‌ت پیدا بشه

287
00:25:31,996 --> 00:25:34,436
‫یه نفر رو خبردار می‌کنی.
‫،فکر می‌کردیم مُردی

288
00:25:34,437 --> 00:25:37,237
‫پونزده تا ایتالیایی اون بیرون‌ـه

289
00:25:37,237 --> 00:25:40,357
‫نه، نیست، سیزده تاست

290
00:25:40,357 --> 00:25:43,317
‫من الان دو تاشون رو کُشتم

291
00:25:43,318 --> 00:25:47,478
‫قلب‌شون رو از سینه‌شون کِشیدم بیرون
‫و استخون‌شون رو خاکستر کردم

292
00:25:50,078 --> 00:25:51,598
‫من اون‌کارو کردم

293
00:25:52,519 --> 00:25:55,039
‫من. برادرت

294
00:25:56,119 --> 00:25:59,399
‫نه آبراما گُلد وامونده یا پسر مشت‌مست‌ـش
‫اختلال فکری رایج بین مشت‌بازان ]
‫[ به‌علت ضربه‌هایی که به سرشان وارد شده

295
00:25:59,399 --> 00:26:01,239
‫بلکه من!

296
00:26:02,760 --> 00:26:05,720
‫حتی اگه دیگه بهم اعتماد نداشته باشی

297
00:26:05,720 --> 00:26:08,160
‫از چی زرزر می‌کنی؟ آرتور؟

298
00:26:09,640 --> 00:26:11,040
‫رفتم خونه‌ی آیدا
‫خودم رو ترتمیز کردم

299
00:26:12,561 --> 00:26:15,881
‫اون بهم گفت، در غیبت من
‫رأی‌گیری کردی

300
00:26:15,881 --> 00:26:19,441
‫بسیارخب، آروم باش و در مورد
‫آدمایی که کُشتی بهم بگو

301
00:26:19,441 --> 00:26:22,081
‫کار من رو قراردادی کردی

302
00:26:22,082 --> 00:26:23,482
‫آرتور...

303
00:26:23,482 --> 00:26:26,802
‫آره، خب، در هر صورت
‫کاری می‌کنم مال خودم بشه

304
00:26:26,802 --> 00:26:28,722
‫چون تمام اینا تقصیر من بود

305
00:26:28,722 --> 00:26:32,522
‫- من بودم که به اون پیرمرد شلیک کردم...
‫- آره، از روی دل‌رحمی

306
00:26:34,043 --> 00:26:35,803
‫آره، حالا جان مُرده

307
00:26:35,803 --> 00:26:39,683
‫،اون به‌خاطر من مُرده
‫و من می‌خوام اوضاع رو درست کنم

308
00:26:39,683 --> 00:26:41,603
‫آرتور، وایسا

309
00:26:43,444 --> 00:26:45,604
‫اون آدما چطوری وارد کارخونه شدن؟
‫باید بدونم

310
00:26:50,044 --> 00:26:52,324
‫از در پشتی وامونده

311
00:26:52,325 --> 00:26:55,925
‫اونجا باید قفل می‌بود و چفت‌ـشم
‫انداخته شده بود

312
00:26:55,925 --> 00:27:00,405
‫یه حرومزاده‌ای به من خیانت کرد.
‫یه نفر که کلیدها رو داشته

313
00:27:01,966 --> 00:27:06,286
‫آره. چرا نمی‌شینی اونجا و
‫واسه خودت نتیجه‌گیری کنی؟

314
00:27:08,326 --> 00:27:10,166
‫و یه رأی‌گیری کن

315
00:27:26,368 --> 00:27:29,608
‫این خرس کوچولو کیه؟ بله؟

316
00:27:29,609 --> 00:27:31,209
‫هان؟

317
00:27:34,529 --> 00:27:36,289
‫حال‌ـت خوب‌ـه؟

318
00:27:40,050 --> 00:27:42,610
‫بابایی اومده خونه، بیلی

319
00:27:42,610 --> 00:27:46,850
‫- آره، حال‌ـم خوب‌ـه
‫- ببین، بابایی اومده خونه

320
00:27:48,570 --> 00:27:50,010
‫پالی چطوره؟

321
00:27:52,051 --> 00:27:53,731
‫اون حال‌ـش خوب‌ـه؟

322
00:27:57,291 --> 00:28:03,171
‫،اوه، بگو دیگه، لیندا. منظورم اینه که
‫فکر اون بود، مگه نه؟

323
00:28:03,172 --> 00:28:06,452
‫هوم؟ ابریشم ژاپنی؟

324
00:28:07,532 --> 00:28:09,092
‫می‌رم بخوابونمـش

325
00:28:19,814 --> 00:28:22,654
‫منو از اون جلسه دور نگه داشتی

326
00:28:22,654 --> 00:28:25,534
‫- تا جلوی رأی‌دادن‌ـم رو بگیری
‫- بفرما

327
00:28:25,534 --> 00:28:28,054
‫فکر پالی بود، مگه نه؟

328
00:28:28,055 --> 00:28:29,495
‫هان؟

329
00:28:30,495 --> 00:28:34,495
‫می‌دونی که من چی‌ام، نمی‌دونی؟
‫من یه کارگرم

330
00:28:35,735 --> 00:28:37,175
‫آره

331
00:28:38,376 --> 00:28:40,416
‫یه کارگر لعنتی

332
00:28:41,776 --> 00:28:44,816
‫که کارشُ از دست داده

333
00:28:49,257 --> 00:28:51,337
‫من اینم لیندا؟

334
00:28:51,337 --> 00:28:53,017
‫من اینم؟

335
00:28:55,137 --> 00:28:59,537
‫من نمی‌خوام تو بمیری
‫پالی نمی‌خواد تو بمیری

336
00:28:59,538 --> 00:29:02,578
‫بذار آقای گلد قتل‌ها رو برای پول انجام بده

337
00:29:02,578 --> 00:29:04,778
‫روش مدرن همینه آرتور

338
00:29:08,179 --> 00:29:09,619
‫تماشا کن

339
00:29:21,300 --> 00:29:22,460
‫چیکار داری می‌کنی؟

340
00:29:25,140 --> 00:29:28,060
‫حالا بزن توی شومینه

341
00:29:28,061 --> 00:29:29,661
‫لطفاً

342
00:29:33,221 --> 00:29:35,741
‫خیلی‌خب، بزن

343
00:29:37,542 --> 00:29:39,062
‫از شرش خلاص شو

344
00:29:44,622 --> 00:29:46,062
‫بعد میریم می‌خوابیم

345
00:29:47,263 --> 00:29:48,943
‫و هر کاری که دوست داری انجام می‌دیم

346
00:29:50,343 --> 00:29:52,383
‫شلیک کن آرتور

347
00:29:53,463 --> 00:29:54,863
‫شلیک کن

348
00:29:56,744 --> 00:29:58,624
‫برو به پالی بگو

349
00:30:01,064 --> 00:30:04,664
‫قوانینی بین زن و مرد وجود داره

350
00:30:05,985 --> 00:30:07,785
‫قوانین کوفتی

351
00:30:13,825 --> 00:30:15,705
‫باید اینکارُ بکنم

352
00:30:18,946 --> 00:30:20,586
‫باید اینکارُ بکنم

353
00:30:23,306 --> 00:30:26,346
‫جان از من میخواد که انجامش بدم، لیندا

354
00:30:29,627 --> 00:30:31,027
‫برادرم

355
00:30:33,467 --> 00:30:35,707
‫و من انجامش می‌دم

356
00:31:23,152 --> 00:31:24,912
‫ترس بود یا نفرت؟

357
00:31:26,793 --> 00:31:30,313
‫- چی ترس بود یا نفرت؟
‫- عسایا

358
00:31:37,954 --> 00:31:40,554
‫توی جیبت بلیط یک طرفه به گلازگو داشتی

359
00:31:44,555 --> 00:31:47,395
‫زن و بچه‌هات سه روز پیش رفتند

360
00:31:48,675 --> 00:31:51,515
‫دوباره ازت می‌پرسم

361
00:31:54,756 --> 00:31:59,116
‫ترس از ایتالیایی‌ها بود یا تنفر از ماها

362
00:31:59,116 --> 00:32:03,316
‫که باعث شد درُ‌ باز کنی و برادرمُ‌ تحویل بدی؟

363
00:32:03,317 --> 00:32:05,237
‫من هیچ دری رو باز نکردم

364
00:32:09,637 --> 00:32:11,157
‫بیا یه پیک بزن

365
00:32:12,638 --> 00:32:14,118
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی

366
00:32:17,798 --> 00:32:21,478
‫خیابون ۳۵ درامکری، پارک‌هد، گلازگو

367
00:32:21,478 --> 00:32:24,358
‫لطفاً لطفاً لطفاً

368
00:32:24,359 --> 00:32:28,399
‫ما با گروه‌های کاتولیک توی اون شهر
‫همکاری و بیعت داریم

369
00:32:28,399 --> 00:32:31,399
‫امنیت خانواده تو فقط با اراده من تأمین می‌شه

370
00:32:32,640 --> 00:32:36,600
‫حالا برام توضیح بده

371
00:32:36,600 --> 00:32:39,360
‫چرا داشتی نیمه‌شب سوار قطار گلازگو می‌شدی؟

372
00:32:40,840 --> 00:32:42,080
‫منظورت اینه که نمی‌دونی؟

373
00:32:44,081 --> 00:32:47,561
‫من صاحب یه کارخونه پر از کارگرهای
‫اعتصاب‌شکن و غیراتحادیه‌ای هستم

374
00:32:47,561 --> 00:32:51,001
‫من توی خیابونی پر از مردهایی زندگی می‌کنم
‫که یا دارن اعتصاب می‌کنن یا از کار بی‌کار شدن

375
00:32:52,522 --> 00:32:54,442
‫این عکسُ ببین آقای دولین

376
00:32:54,442 --> 00:32:56,602
‫- و بهم بگو این افرادی که باهات ارتباط برقرار کردن کی بودند
‫- نه

377
00:32:56,602 --> 00:32:58,402
‫نه، به من گوش کن

378
00:32:58,402 --> 00:33:00,642
‫بهم تف می‌کنن

379
00:33:00,642 --> 00:33:03,282
‫پنجره‌هامُ شکوندن و روی پرده‌هام بنزین ریختن

380
00:33:03,283 --> 00:33:06,763
‫اما از ترس شما، من هر روز صبح ساعت میزنم

381
00:33:06,763 --> 00:33:10,563
‫و امروز دو نفر توی شیفت من تیر خوردن و سوختند

382
00:33:10,564 --> 00:33:13,564
‫و الان داری ازم می‌پرسی که
‫چرا نیمه‌شب سوار قطار می‌شم؟

383
00:33:23,285 --> 00:33:25,605
‫کی دیگه کلید اون درُ داره؟

384
00:33:25,605 --> 00:33:28,165
‫کلیدها روی جاکلیدی توی دفتر من هستند

385
00:33:29,565 --> 00:33:31,685
‫امروز بدون اینکه در دفترمُ قفل کنم رفتم

386
00:33:31,686 --> 00:33:35,326
‫- چرا؟
‫- چون یادم رفت و عجله داشتم

387
00:33:35,326 --> 00:33:38,166
‫چون آدم‌هایی بودن که سعی داشتن
‫کارخونه رو آتیش بزنند

388
00:33:40,247 --> 00:33:43,207
‫آقای شلبی میتونم چیزی بهتون بگم؟

389
00:33:45,287 --> 00:33:46,727
‫شما کلی دشمن دارید

390
00:33:48,447 --> 00:33:50,047
‫کمونیست‌ها

391
00:33:50,048 --> 00:33:51,528
‫ایتالیایی‌ها

392
00:33:55,568 --> 00:33:58,088
‫قبل از اینکه کارگرهای کارخونه
‫دست به اعتصاب بزنن

393
00:33:58,088 --> 00:34:02,408
‫من شنیدم که دوتا ایتالیایی رفتن
‫به جلسه حزب کمونیست‌ها

394
00:34:02,409 --> 00:34:05,329
‫توی استچ‌فورد،‌ اون‌ها به سختی انگلیسی حرف می‌زنند

395
00:34:06,969 --> 00:34:09,769
‫اگه تونسته باشند یکی از افراد حزبُ
‫وارد کارخونه کرده باشند

396
00:34:09,770 --> 00:34:12,970
‫ممکنه که اون بوده که درُ براشون باز کرده

397
00:34:17,050 --> 00:34:21,170
‫آقای شلبی، قطار من ساعت ۱۲ حرکت می‌کنه

398
00:34:21,171 --> 00:34:24,131
‫از ۱۱ گذشته، هنوز میتونم بهش برسم

399
00:34:27,051 --> 00:34:29,971
‫لطفاً‌ به خاطر بچه‌هام

400
00:34:36,932 --> 00:34:38,532
‫اینجا بهت نیاز دارم

401
00:34:38,533 --> 00:34:42,213
‫عسایا، سه نفر از افرادمون با نشان پلیسُ

402
00:34:42,213 --> 00:34:45,573
‫- مامور نگهبانی از خونه آقای دولین کن
‫- آقای شلبی لطفاً

403
00:34:48,454 --> 00:34:51,294
‫دوستمون توی گلازگو از خانواده‌ت مراقبت می‌کنه

404
00:34:53,254 --> 00:34:54,934
‫برای پرده‌هات

405
00:34:56,574 --> 00:34:59,974
‫قبل از شما، من یه کارگر ساده بودم

406
00:34:59,975 --> 00:35:02,975
‫آره و حالا تو یکی از ما هستی

407
00:35:23,657 --> 00:35:26,257
‫‌

408
00:35:34,818 --> 00:35:37,218
‫‌

409
00:35:37,219 --> 00:35:39,739
‫‌

410
00:35:39,739 --> 00:35:43,779
‫‌

411
00:35:43,779 --> 00:35:46,419
‫‌

412
00:35:58,781 --> 00:36:00,861
‫‌

413
00:36:02,901 --> 00:36:04,141
‫‌

414
00:36:06,062 --> 00:36:07,862
‫کیه؟

415
00:36:07,862 --> 00:36:09,382
‫تامی شلبی

416
00:36:14,422 --> 00:36:15,942
‫کارتون مربوط به اتحادیه‌ست؟

417
00:36:15,943 --> 00:36:17,263
‫بله

418
00:36:17,263 --> 00:36:19,583
‫پس در زمان درست و مکان درست
‫انجامـش بده

419
00:36:19,583 --> 00:36:21,663
‫اومدم که پیشنهاد بهتری بدم

420
00:36:34,104 --> 00:36:35,504
‫صدای موسیقی شنیدم

421
00:36:36,785 --> 00:36:38,945
‫پیشنهادتون چیه؟

422
00:36:38,945 --> 00:36:40,785
‫نوشیدنی گیرم نمیاد؟

423
00:36:40,785 --> 00:36:42,185
‫نه

424
00:36:49,546 --> 00:36:53,826
‫- تابحال کسی از افراد توی این عکسُ دیدید؟
‫- چی؟

425
00:36:58,627 --> 00:37:02,427
‫شما عضوی از حزب کمونیست استچ‌فورد هستید

426
00:37:02,427 --> 00:37:05,707
‫بهم گفتند که دوتا ایتالیایی اخیراً توی جلسه‌تون شرکت کردند

427
00:37:05,708 --> 00:37:08,708
‫می‌تونید هرکدومشونُ توی این عکس ببینید؟

428
00:37:12,708 --> 00:37:14,668
‫به عنوان هماهنگ‌کننده‌ی سازمان اسمال هیث

429
00:37:14,669 --> 00:37:18,029
‫برای حفاظت از تدارکات

430
00:37:18,029 --> 00:37:20,509
‫من همچنین به‌عنوان یک ... ویژه سوگند خوردم که

431
00:37:20,509 --> 00:37:21,669
‫‌

432
00:37:22,589 --> 00:37:26,269
‫ما دلایلی داریم که نشون میده آشوبگران خارجی
‫از خارج از کشور

433
00:37:26,270 --> 00:37:29,230
‫قصد دارند توی کارخونه‌های ما مشکلاتی ایجاد کنند

434
00:37:29,230 --> 00:37:31,030
‫تا به یک اعتصاب سراسری منجر بشه

435
00:37:31,030 --> 00:37:33,190
‫که ممکنه هر لحظه اتفاق بیفته

436
00:37:33,190 --> 00:37:35,350
‫مسئله امنیت ملی در میونه

437
00:37:37,071 --> 00:37:38,311
‫میشه نشونتونُ ببینم؟

438
00:37:39,791 --> 00:37:41,031
‫بله

439
00:37:51,952 --> 00:37:53,992
‫چی دوست دارید بنوشید جناب پلیس؟

440
00:37:53,993 --> 00:37:56,713
‫ویسکی
‫و در واقع گروهبان صدام کنید

441
00:37:56,713 --> 00:37:59,433
‫فقط آبجو دارم، الان اوضاع داغونه

442
00:37:59,433 --> 00:38:02,353
‫چه مدت از آخرین باری که یه بطری
‫مشروب «اِم اند بی» خوردید میگذره؟

443
00:38:03,554 --> 00:38:04,874
‫راحت باشید

444
00:38:08,394 --> 00:38:09,714
‫بشینید

445
00:38:16,995 --> 00:38:21,435
‫میدونید، وقتی این کار شروع شد
‫من در مورد شما تحقیقاتی انجام دادم

446
00:38:21,435 --> 00:38:24,395
‫مشخص شد که من شخصی رو
‫میشناسم که شما رو خیلی خوب می‌شناخت

447
00:38:25,876 --> 00:38:27,156
‫کیتی جوروسی

448
00:38:31,196 --> 00:38:33,956
‫شما عاشق خواهر کیتی بودید، گرتا جوروسی

449
00:38:33,957 --> 00:38:36,437
‫قبل از جنگ
‫گرتا جوروسی رو یادتون میاد؟

450
00:38:38,397 --> 00:38:40,597
‫والدینش ایتالیایی بودند

451
00:38:40,597 --> 00:38:43,157
‫اونا یه کولی رو قبول نداشتند

452
00:38:43,158 --> 00:38:46,718
‫اما تو با کاریزما و جذبه‌ت دلشون رو به‌دست آوردی

453
00:38:46,718 --> 00:38:47,758
‫با خوبی و مهربانی

454
00:38:50,358 --> 00:38:54,118
‫تحقیق خیلی خیلی کاملی بوده

455
00:38:54,119 --> 00:38:58,119
‫گرتا توی ۱۹ سالگی بر اثر سل فوت کرد

456
00:39:00,039 --> 00:39:03,839
‫و کیتی گفت که تو سه ماه کنارش بودی

457
00:39:03,840 --> 00:39:05,760
‫هر روز، دست توی دست هم

458
00:39:07,280 --> 00:39:09,560
‫و بعد از اینکه اون مُرد تو رفتی جنگ

459
00:39:11,481 --> 00:39:14,441
‫کیتی گفت که اون پسر مهربونی که رفت هیچوقت برنگشت

460
00:39:14,441 --> 00:39:16,161
‫هیچ‌کس برنگشت

461
00:39:17,561 --> 00:39:19,281
‫مسئله خنده‌دار اینجاست

462
00:39:20,842 --> 00:39:23,922
‫اون گفت که توی اون دوران
‫به چیزهایی باور داشتی

463
00:39:23,922 --> 00:39:26,722
‫به انصاف، عدالت

464
00:39:26,722 --> 00:39:29,402
‫یه بار دیدی که مردی داشته اسبشُ میزده
‫و تو رفتی و با اون مرد درگیر شدی

465
00:39:29,402 --> 00:39:31,242
‫دوبرابر خودت بود ولی کتکش زدی

466
00:39:31,243 --> 00:39:33,203
‫و بعد با شلاق خودش زدیش

467
00:39:35,283 --> 00:39:37,323
‫کیتی همیشه دوست داشت که داستان‌های مبالغه‌آمیز بگه

468
00:39:38,523 --> 00:39:39,923
‫اون عضوی از حزبه

469
00:39:41,204 --> 00:39:43,364
‫اون قسم خورد که قبل از اینکه تو بری به جنگ

470
00:39:43,364 --> 00:39:45,564
‫خودت هم به حزب کمونیست پیوستی

471
00:39:49,444 --> 00:39:51,044
‫درسته؟

472
00:39:56,965 --> 00:39:59,125
‫‌

473
00:40:01,446 --> 00:40:03,966
‫وقتی دم در بودم

474
00:40:03,966 --> 00:40:06,006
‫از لای پرده‌ها دیدمت

475
00:40:07,526 --> 00:40:09,086
‫داشتی تنهایی می‌رقصیدی

476
00:40:12,487 --> 00:40:14,767
‫منم تحقیقات خودمُ انجام دادم

477
00:40:20,648 --> 00:40:23,288
‫عشقت توی پاشه‌دل بود

478
00:40:24,968 --> 00:40:27,928
‫وقتی که برگشت، اسمش توی لیست
‫موجی‌های جنگ بود

479
00:40:29,529 --> 00:40:31,569
‫مخ خودش رو ترکوند

480
00:40:40,450 --> 00:40:42,490
‫من کسی رو توی این عکس نمیشناسم

481
00:40:46,810 --> 00:40:48,650
‫نگاه نکردی

482
00:40:49,771 --> 00:40:52,131
‫امروز عصر،‌ دو نفر اومدن توی کارخونه من

483
00:40:52,131 --> 00:40:54,011
‫و سعی کردند که برادرمُ بکشند

484
00:40:54,011 --> 00:40:57,011
‫باور دارم که عضوی از حزب کمونیست استچ‌فورد
‫راهُ براشون باز کرده

485
00:40:57,011 --> 00:41:00,851
‫داشتم به این فکر می‌کردم که شاید بتونی
‫توی تحقیقاتم بهم کمک کنی

486
00:41:07,012 --> 00:41:11,132
‫کیتی گفت دفعه بعدی که ببینمت
‫قبل از اینکه شروع به دعوا کنیم

487
00:41:11,133 --> 00:41:14,213
‫باید حسن عشق اونُ از روز‌های خوب گذشته
‫برات بفرستم

488
00:41:14,213 --> 00:41:15,853
‫و اینُ بهت بدم

489
00:41:18,374 --> 00:41:22,694
‫گرتا جوروسی و تامی شلبی توی بلک‌پول

490
00:41:32,255 --> 00:41:34,855
‫پسرِ توی عکسُ میشناسی؟

491
00:41:58,058 --> 00:41:59,658
‫اینُ همینجا میذارم

492
00:42:04,058 --> 00:42:06,538
‫ببخشید که مزاحم رقصت شدم

493
00:42:46,583 --> 00:42:50,183
‫‌

494
00:42:51,783 --> 00:42:57,303
‫‌

495
00:42:58,584 --> 00:43:02,784
‫‌

496
00:43:02,784 --> 00:43:07,264
‫‌

497
00:43:07,265 --> 00:43:11,105
‫‌

498
00:43:11,105 --> 00:43:15,345
‫‌

499
00:43:15,346 --> 00:43:20,986
‫‌

500
00:43:22,226 --> 00:43:28,306
‫‌

501
00:43:28,307 --> 00:43:32,867
‫آرتور، باید بهم گوش بدی

502
00:43:34,628 --> 00:43:36,868
‫باید بهم گوش کنی آرتور

503
00:43:40,668 --> 00:43:42,388
‫دنیا داره تغییر می‌کنه

504
00:43:45,389 --> 00:43:47,149
‫گوش کن آرتور

505
00:43:49,149 --> 00:43:53,269
‫به صدای شیرین عیسی مسیح گوش کن

506
00:44:53,116 --> 00:44:55,636
‫- فین؟
‫- از خونه آرتور اومد

507
00:44:57,116 --> 00:44:58,636
‫آرتور

508
00:45:01,476 --> 00:45:02,756
‫آرتور

509
00:45:02,757 --> 00:45:04,317
‫اون کجاست؟

510
00:45:06,157 --> 00:45:07,477
‫آرتور؟

511
00:45:08,677 --> 00:45:10,437
‫اون شلیک کرد

512
00:45:13,198 --> 00:45:14,638
‫لیندا

513
00:45:16,118 --> 00:45:19,198
‫میگه که این روش مدرنه پس...

514
00:45:22,199 --> 00:45:24,159
‫راه مدرنش همینه

515
00:45:24,159 --> 00:45:28,119
‫آره آره آره مشکلی نیست

516
00:45:30,719 --> 00:45:32,319
‫مشکلی نیست برادر

517
00:45:38,280 --> 00:45:39,600
‫کارت خوب بود

518
00:45:39,600 --> 00:45:41,600
‫خدا با اون حرف زد نه من

519
00:46:06,643 --> 00:46:08,203
‫اینجا چیکار داری می‌کنی؟

520
00:46:08,203 --> 00:46:10,163
‫دوشنبه‌ها، من فهرست‌سازی می‌کنم

521
00:46:10,164 --> 00:46:12,684
‫مطمئن میشم که کسی دست‌درازی نمی‌کنه

522
00:46:12,684 --> 00:46:16,084
‫خب، الان این کار منه

523
00:46:17,404 --> 00:46:18,884
‫من برگشتم

524
00:46:18,884 --> 00:46:21,484
‫و وقتی من اینجائم، کسی دست‌درازی نمی‌کنه

525
00:46:21,485 --> 00:46:23,645
‫نه مگراینکه دل‌شون بخواد دست‌شون قطع بشه

526
00:46:23,645 --> 00:46:26,245
‫‌

527
00:46:35,126 --> 00:46:37,486
‫به آرتور گفتم وقتی که من اینجام

528
00:46:37,486 --> 00:46:39,406
‫به چیزی نیاز دارم که ذهنمُ مشغول نگه داره

529
00:46:39,407 --> 00:46:41,047
‫چی؟ میخوای شرط‌بندی‌ها رو مدیریت کنی؟

530
00:46:41,047 --> 00:46:43,647
‫من همیشه میتونستم بدون قلم و کاغذ

531
00:46:43,647 --> 00:46:44,847
‫جمع و تفریق کنم

532
00:46:44,847 --> 00:46:46,607
‫اما به تلفن نیاز دارم

533
00:46:46,607 --> 00:46:50,487
‫ظاهراً ما مشتریان به‌خصوصی داریم
‫که با تلفن شرط‌بندی می‌کنند

534
00:46:50,488 --> 00:46:51,568
‫لیندا؟

535
00:46:53,408 --> 00:46:55,448
‫اینجا کارگاه شرط بندیه

536
00:46:55,448 --> 00:46:57,488
‫ببین...

537
00:46:57,488 --> 00:46:59,768
‫آرتور گفت باشه، تامی هم گفت باشه

538
00:46:59,769 --> 00:47:02,289
‫اما خدا گفت بله؟
‫شرط‌بندی گناهه لیندا

539
00:47:02,289 --> 00:47:04,729
‫من نیستم که شرط بندی می‌کنم

540
00:47:04,729 --> 00:47:06,889
‫من فقط شرط‌ها رو ثبت می‌کنم

541
00:47:16,370 --> 00:47:19,650
‫قانون اینه که در باید تا ساعت ۹ شب قفل بمونه

542
00:47:22,331 --> 00:47:25,571
‫درسته. پسر.
‫کجا داری میری پسر؟

543
00:47:25,571 --> 00:47:28,771
‫خب ، آرتور امروز نمیاد
‫مرخصی گرفته امروزُ

544
00:47:28,772 --> 00:47:30,812
‫- پس...
‫- پس که چی؟

545
00:47:30,812 --> 00:47:33,932
‫خب امروز، تامی گفت که من رئیسم

546
00:47:33,932 --> 00:47:35,732
‫ببخشید، تو رئیسی؟

547
00:47:37,372 --> 00:47:39,092
‫آره، همینُ گفت

548
00:47:43,213 --> 00:47:45,333
‫خیلی‌خب عزیزم

549
00:47:48,614 --> 00:47:55,654
‫خانم‌ها، بیاید به رئیسمون روز اولی بدیم که یادش نره

550
00:48:05,535 --> 00:48:07,735
‫فرستادن فین به کارگاه
‫کار اشتباهی بود

551
00:48:07,736 --> 00:48:10,936
‫اونا تا الان فهمیدن که اون باکره‌ست و دارند

552
00:48:10,936 --> 00:48:12,536
‫برنامه میریزند که عصر یه دختر براش بیارن

553
00:48:12,536 --> 00:48:14,336
‫فکر کردم که لیندا اونجاست

554
00:48:14,336 --> 00:48:16,696
‫هست، عاشق این ایده‌ست

555
00:48:17,937 --> 00:48:19,937
‫آره میدونم، الان فحشم میده تازگیا

556
00:48:19,937 --> 00:48:23,017
‫وقتی کلمه «وامونده» رو میگه خیلی باحاله

557
00:48:23,017 --> 00:48:25,457
‫پالی میگه که آخر سر همه‌مون
‫تبدیل به مادرمون میشیم

558
00:48:25,457 --> 00:48:28,017
‫خب، مواظبش باش

559
00:48:30,218 --> 00:48:32,458
‫هرزه داره از مریم مقدس مراقبت می‌کنه

560
00:48:32,458 --> 00:48:35,898
‫- فین میدونه چه برنامه‌ای دارند؟
‫- نه

561
00:48:35,898 --> 00:48:37,978
‫کسی رو دارند؟

562
00:48:37,979 --> 00:48:41,099
‫آره، یه دختری که قبلاً‌ باهاش کار می‌کردم

563
00:48:43,659 --> 00:48:47,339
‫- دختر خوبیه؟
‫- نه اهل آستونه

564
00:48:47,340 --> 00:48:49,620
‫میخوان بهش پول بدن

565
00:48:49,620 --> 00:48:55,140
‫صحیح، خب بهشون زنگ بزن و بگو
‫پول بیشتری بدن و یه دختر بهتر بیارن

566
00:48:56,261 --> 00:49:00,821
‫- دخترهای خوب همچین کارهایی انجام نمیدن
‫- آره میدن، خودت چی؟

567
00:49:04,021 --> 00:49:06,861
‫منظورم در گذشته‌ست، بی‌خیال

568
00:49:06,862 --> 00:49:08,542
‫کجا داریم می‌ریم؟

569
00:49:08,542 --> 00:49:10,902
‫جایی که خیلی وقته نبودم

570
00:49:15,623 --> 00:49:18,823
‫‌

571
00:49:29,784 --> 00:49:31,344
‫منتظر کسی هستیم؟

572
00:49:34,785 --> 00:49:36,825
‫تامی، دارم از سرما یخ میزنم

573
00:49:39,625 --> 00:49:41,105
‫قبلاً‌ می‌اومدیم اینجا

574
00:49:43,865 --> 00:49:47,545
‫وقتی که نمی‌تونستم بیام...
‫اون ساعت‌ها منتظرم وایمیساد

575
00:49:49,506 --> 00:49:53,346
‫و وقتی که خانواده‌ش بهش اجازه نمی‌دادند
‫من منتظرش می‌موندم

576
00:49:55,427 --> 00:49:56,587
‫کی؟

577
00:49:59,147 --> 00:50:00,267
‫یه دختری

578
00:50:01,827 --> 00:50:03,107
‫یه دختری که قبل از اینکه برم فرانسه میشناختم

579
00:50:08,788 --> 00:50:10,668
‫از همون موقع نیومدم اینجا...

580
00:50:17,309 --> 00:50:19,029
‫اما میخواستم با تو برگردم

581
00:50:31,390 --> 00:50:33,230
‫میخوای اونُ ببوسی یا منُ؟

582
00:50:36,031 --> 00:50:37,391
‫تو رو

583
00:51:23,076 --> 00:51:25,316
‫من میخوام که شرکت شلبی

584
00:51:25,316 --> 00:51:30,036
‫میزان کمک‌های معاف از مالیاتُ
‫به خیریه‌های محلی تا ۲۵ درصد

585
00:51:30,036 --> 00:51:32,476
‫از الان افزایش بده...

586
00:51:33,717 --> 00:51:38,397
‫و میخوام که دو مرکز جدید برای
‫کودکان نیازمند تأسیس کنم

587
00:51:38,397 --> 00:51:41,037
‫یکی توی سالتلی و یکی توی دیگ‌بث

588
00:51:41,037 --> 00:51:43,397
‫ساختمون‌ها رو انتخاب کردم

589
00:51:43,398 --> 00:51:45,078
‫قبلاً‌ کارگاه بوده

590
00:51:47,078 --> 00:51:48,958
‫میخوام که تو مسئول این پروژه باشی

591
00:51:51,399 --> 00:51:53,199
‫خیلی‌خب ، بریم

592
00:51:53,199 --> 00:51:54,679
‫چرا؟

593
00:52:02,160 --> 00:52:05,160
‫چون به یه نفر قول دادم که دنیا رو عوض کنم

594
00:52:08,880 --> 00:52:12,160
‫تامی متوجه هستی که همه‌مون
‫اینجا دیوونه می‌شیم

595
00:52:12,161 --> 00:52:16,401
‫آره میدونم

596
00:52:29,082 --> 00:52:31,682
‫فین؟ بیا اینجا

597
00:52:35,843 --> 00:52:37,363
‫روزت چطور بود؟

598
00:52:37,363 --> 00:52:38,843
‫آره خوب بود

599
00:52:40,524 --> 00:52:42,244
‫پسر خوب، آفرین

600
00:52:42,244 --> 00:52:43,884
‫مشکلی نداشتی؟

601
00:52:43,884 --> 00:52:45,884
‫نه مشکلی نبود

602
00:52:48,124 --> 00:52:49,764
‫بهت رسیدگی کرد؟

603
00:52:54,685 --> 00:52:57,685
‫دیگه نمی‌خوام اینطوری باشه تام

604
00:52:57,685 --> 00:53:01,045
‫اون هم نه موقعی که میخوان
‫به‌خاطر پول اینکارُ بکنند

605
00:53:02,126 --> 00:53:05,886
‫- همه‌چیز به خاطر پوله فین
‫- آره میدونم اما...

606
00:53:08,526 --> 00:53:09,966
‫اون گفت که مرد باش

607
00:53:11,847 --> 00:53:13,287
‫و مرد بودی؟

608
00:53:14,367 --> 00:53:15,727
‫آره

609
00:53:17,247 --> 00:53:20,927
‫اما بعدش ازش عذرخواهی کردم
‫چون خیلی خسته به نظر میومد

610
00:53:24,448 --> 00:53:25,848
‫بشین فین

611
00:53:29,929 --> 00:53:34,009
‫خُب، گوش کن فین
‫اون درست میگفت

612
00:53:35,449 --> 00:53:36,849
‫باید یه مرد لعنتی باشی

613
00:53:37,889 --> 00:53:39,809
‫مردم خسته می‌شند

614
00:53:39,810 --> 00:53:42,050
‫کار کردن توی کارخونه آدمُ خسته می‌کنه

615
00:53:42,050 --> 00:53:45,610
‫من دور نمی‌چرخم عذرخواهی کنم، می‌کنم؟

616
00:53:45,610 --> 00:53:46,650
‫نه

617
00:53:46,650 --> 00:53:48,650
‫اینجا یه جای خالی هست که باید پر بشه

618
00:53:48,651 --> 00:53:52,291
‫- متوجه هستی؟
‫- آره

619
00:53:52,291 --> 00:53:54,451
‫پس مرد باش

620
00:53:57,611 --> 00:53:58,651
‫باشه تام

621
00:54:42,456 --> 00:54:44,456
‫- شامپاین لطفاً
‫- البته

622
00:54:46,456 --> 00:54:51,896
‫خانم، خانم‌های تنها اجازه ندارند از بار استفاده کنند

623
00:54:51,897 --> 00:54:53,977
‫کسی بهتون ملحق میشه؟

624
00:54:53,977 --> 00:54:56,057
‫خودتون چی فکر می‌کنید؟

625
00:55:41,702 --> 00:55:43,302
‫این به اندازه کافی عمومیه، نه؟

626
00:55:44,982 --> 00:55:46,902
‫بله

627
00:55:48,983 --> 00:55:50,663
‫خب؟

628
00:55:52,503 --> 00:55:54,943
‫اون پسری که توی بیمارستانه
‫خط قرمز محسوب میشه

629
00:55:54,944 --> 00:55:57,344
‫و من ازت درخواست میکنم
‫که از جون آرتور و فینُ بگذری

630
00:56:00,184 --> 00:56:02,624
‫در ازای چی؟

631
00:56:07,105 --> 00:56:08,785
‫تامی شلبی

632
00:56:15,546 --> 00:56:17,186
‫و چرا باید بهت اعتماد کنم؟

633
00:56:19,626 --> 00:56:21,146
‫چونکه از چیزی که بینمون هست خبر داری

634
00:56:23,746 --> 00:56:25,986
‫میدونی چی بین ما اتفاق افتاد

635
00:56:28,707 --> 00:56:31,467
‫خائن عجیبی هستی

636
00:56:38,908 --> 00:56:42,148
‫میدونی ، مادرم...

637
00:56:42,148 --> 00:56:44,668
‫مادرِ من مادرتُ میشناخت

638
00:56:46,509 --> 00:56:48,949
‫بهش خوندن رو یاد داد

639
00:56:51,269 --> 00:56:54,509
‫بهت گفت که جان و آرتور زندگیشُ بخشیدن؟

640
00:56:54,510 --> 00:56:55,910
‫درحالی‌که تامی می‌خواست اون بمیره

641
00:56:57,870 --> 00:57:01,590
‫آره، و حالا داره در مورد شماها
‫بهم اطلاعات میده

642
00:57:03,551 --> 00:57:05,991
‫پس تامی شلبی درست می‌گفت

643
00:57:08,231 --> 00:57:14,551
‫بی‌رحمی‌ـش موجه بود

644
00:57:16,072 --> 00:57:19,632
‫وقتی که شانسُ داشتید باید مادرم رو می‌کشتید

645
00:57:21,432 --> 00:57:23,232
‫جان پسر خوبی بود

646
00:57:26,473 --> 00:57:28,593
‫آرتور هم سعی می‌کنه که خوب باشه

647
00:57:30,593 --> 00:57:31,913
‫تامی فرق می‌کنه

648
00:57:33,994 --> 00:57:37,034
‫تامی رو بکش و از جون بقیه بگذر

649
00:57:41,634 --> 00:57:47,194
‫میدونی، مادرم این حرفُ درموردت میزد

650
00:57:48,235 --> 00:57:51,195
‫:میگفت
‫اون پالی گری»

651
00:57:51,195 --> 00:57:55,515
‫اون بچه هیچ‌وقت از غم و غصه
‫دست نمی‌کشه...

652
00:58:00,316 --> 00:58:01,956
‫«و عاشق رقصیدنه

653
00:58:07,077 --> 00:58:09,157
‫نظرت چیه، ها؟

654
00:58:09,157 --> 00:58:11,117
‫می‌خوای برقصی؟

655
00:58:17,238 --> 00:58:18,838
‫من دیگه نمی‌رقصم

656
00:58:21,199 --> 00:58:23,199
‫آره، حیف شد

657
00:58:30,680 --> 00:58:32,680
‫چون با من می‌رقصی

658
00:58:35,000 --> 00:58:41,000
‫:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
‫Raylan Givens & S.A.B.E.R

