1
00:00:01,120 --> 00:00:03,399
‫،اگه ایتالیایی‌ها برنده بشن
‫برنامه‌ای واسه رفتن ندارن

2
00:00:03,399 --> 00:00:05,358
‫اونا میان و اینجائن که بمونن

3
00:00:05,359 --> 00:00:08,238
‫سازمان اطلاعات مخفی لندن
‫هفت مأمور به بیرمنگام فرستاده

4
00:00:08,238 --> 00:00:10,197
‫در صدر لیست‌شون، آیدا تورن
‫قرار داره

5
00:00:10,698 --> 00:00:13,537
‫الفی سالامونز یه بکسور رو اداره می‌کنه.
‫می‌گه پول مفت به‌دست میاره

6
00:00:14,087 --> 00:00:17,646
‫اونی که اونجاست، قهرمان
‫سبک‌وزن بخش‌های جنوبی‌ـه

7
00:00:17,647 --> 00:00:19,566
‫تاریخ‌ـش رو مشخص کن، آقای شلبی

8
00:00:19,566 --> 00:00:22,045
‫دست از ویسکی‌خوردن بردار.
‫،تغییرش بده به آبجوسیاه

9
00:00:22,046 --> 00:00:24,565
‫و بعدش واسه اون بچه‌ت
‫برو به دیدن یه دکتر

10
00:00:24,566 --> 00:00:26,725
‫اطمینان حاصل کن تامی اون جمعه رو
‫آزاد نگه داره

11
00:00:26,725 --> 00:00:28,884
‫بهش بگو یه قرار براش دارم

12
00:00:28,885 --> 00:00:30,564
‫تو قبول کردی که تامی رو بهشون بدی...

13
00:00:30,565 --> 00:00:31,604
‫تا جون من رو نجات بدی

14
00:00:33,764 --> 00:00:38,043
‫این برنامه حاوی صحنه‌های خشونت‌آمیز »
‫« و جملات زننده می‌باشد

15
00:00:38,363 --> 00:00:43,362
‫♪ IGGY POP & JARVIS COCKER - Red Right Hand ♪

16
00:00:50,862 --> 00:00:55,860
‫کـاری از هـومـن صـمـدی
‫Raylan Givens

17
00:01:20,156 --> 00:01:21,755
‫به تایرهاش شلیک کنید

18
00:01:23,196 --> 00:01:29,754
‫ممکنه سعی کنه تسلیم بشه، ولی
‫یادتون باشه، شلیک آخر رو من می‌کنم!

19
00:02:16,387 --> 00:02:18,506
‫داخل بمون، عزیزجان!

20
00:02:46,342 --> 00:02:47,661
‫یالا!

21
00:03:01,259 --> 00:03:02,618
‫برید. برید. برید!

22
00:03:05,338 --> 00:03:07,637
‫اون آماده بود

23
00:03:07,838 --> 00:03:09,637
‫نذارید فرار کنه

24
00:03:12,637 --> 00:03:14,936
‫اون هرزه بهم دروغ گفت

25
00:03:16,656 --> 00:03:18,015
‫یالا!

26
00:03:31,974 --> 00:03:35,333
‫چیزی نیست، عزیزجان. چیزی نیست.
‫بیا داخل. بیا داخل

27
00:03:35,333 --> 00:03:37,572
‫داخل بمون، بیرون نیا

28
00:04:46,521 --> 00:04:48,440
‫از پنجره فاصله بگیر

29
00:04:48,441 --> 00:04:50,560
‫درسته، داخل بمونید و
‫سرتون رو پایین نگه دارید

30
00:05:03,078 --> 00:05:06,077
‫،همگی، داخل ساختمون بمونید
‫سرتون رو پایین نگه دارید!

31
00:05:06,078 --> 00:05:08,037
‫بفرمان پیکی بلایندرها!

32
00:05:08,038 --> 00:05:09,197
‫یالا!

33
00:06:00,749 --> 00:06:01,908
‫بیا اینجا

34
00:06:11,067 --> 00:06:13,786
‫کدوم طرف؟
‫از کدوم طرف رفت؟

35
00:06:17,586 --> 00:06:19,105
‫مطمئنی؟

36
00:07:13,796 --> 00:07:15,795
‫منم

37
00:07:49,490 --> 00:07:50,529
‫هوی!

38
00:07:56,809 --> 00:07:57,888
‫لوکا

39
00:07:57,989 --> 00:08:00,568
‫- بیا از اینجا بریم
‫- نه!

40
00:08:00,788 --> 00:08:03,287
‫اون این خیابون‌ها رو می‌شناسه. ما نمی‌شناسیم

41
00:08:03,788 --> 00:08:07,787
‫گیرش انداخت‌ـیم. توی چنگ‌مون‌ـه

42
00:08:19,785 --> 00:08:22,784
‫چه حیوونی‌ـه، که به یه آدم مجروح
‫شلیک می‌کنه

43
00:08:22,785 --> 00:08:24,784
‫تقاص‌ـش رو پس می‌دی

44
00:08:45,761 --> 00:08:49,280
‫هـی، می‌دونم پلیس‌های
‫این شهر وامونده‌ی کثیف رو

45
00:08:49,280 --> 00:08:53,119
‫توی جیب‌ـت داری، ولی قبل از اینکه
‫برسن اینجا، مُرده خواهی بود!

46
00:08:54,719 --> 00:08:59,638
‫یالا. من و تو، تامی... یالا!

47
00:09:14,276 --> 00:09:15,775
‫پروردگار عزیز

48
00:09:17,775 --> 00:09:19,774
‫انتقام ازآنِ توست

49
00:09:20,775 --> 00:09:25,774
‫پدر من. بر من نگاهی افکن

50
00:09:26,774 --> 00:09:28,773
‫انتقام...

51
00:09:30,773 --> 00:09:32,772
‫ازآنِ توست

52
00:10:02,828 --> 00:10:05,387
‫کافیه! گفتم کافیه!

53
00:10:05,387 --> 00:10:08,786
‫گفتم کافیه!
‫ول‌ـش کنید!

54
00:10:08,787 --> 00:10:12,226
‫یالا. کافیه!

55
00:10:12,226 --> 00:10:14,145
‫اینجا چه گهی می‌خوری؟

56
00:10:14,146 --> 00:10:15,985
‫جون تو رو نجات می‌دم

57
00:10:15,986 --> 00:10:19,145
‫یا جون اون رو. من یه مأمور
‫،پلیس‌ـم، تامی

58
00:10:19,145 --> 00:10:23,224
‫من یه مأمور پلیس کوفتی‌ام، خب؟
‫دارم انجام وظیفه می‌کنم

59
00:10:23,224 --> 00:10:24,503
‫جلوی این مسائل رو می‌گیرم!

60
00:10:28,543 --> 00:10:30,822
‫سه تا جنازه هست که نیاز
‫به پاکسازی دارن

61
00:10:30,823 --> 00:10:33,622
‫نه. کافیه

62
00:10:33,623 --> 00:10:36,422
‫به آدمایی که توی این خونه‌ها
‫زندگی می‌کنن، بگید

63
00:10:36,422 --> 00:10:40,341
‫که آزادن کار قانونی‌شون رو شروع کنن

64
00:10:40,341 --> 00:10:44,460
‫بهشون بگید که حاکمیت قانون
‫بازگردونده شده

65
00:10:45,861 --> 00:10:48,740
‫مگه نشنیدی، تامی؟ هی؟

66
00:10:48,740 --> 00:10:50,259
‫سربازها دارن میان

67
00:11:24,374 --> 00:11:26,173
‫می‌دونی، اولین باری که
‫به یه پلیس

68
00:11:26,174 --> 00:11:28,413
‫کلّه زدی رو یادمه

69
00:11:28,413 --> 00:11:30,092
‫و بعد از اینکه از پادشاه
‫،نشان لیاقت‌ـت رو گرفتی

70
00:11:30,093 --> 00:11:32,132
‫فکر نمی‌کردم بازم این اتفاق بیوفته

71
00:11:40,851 --> 00:11:43,170
‫به‌نظرت به آرتور چی می‌خوای بگی؟

72
00:11:44,891 --> 00:11:46,130
‫حقیقت رو بهش می‌گم

73
00:11:50,610 --> 00:11:52,049
‫اومدن

74
00:12:12,686 --> 00:12:17,805
‫خب. امروز چه اتفاقی افتاد، تام؟

75
00:12:19,245 --> 00:12:22,204
‫همه‌مون صدای تیراندازی
‫در میدان «آرتیلری» شنیدیم

76
00:12:22,204 --> 00:12:23,363
‫آره، تیراندازی بود

77
00:12:24,844 --> 00:12:26,083
‫امروز من سه نفر رو کُشتم

78
00:12:28,043 --> 00:12:29,762
‫حالا تعداد دشمنان‌مون
‫به هشت نفر کاهش پیدا کرده

79
00:12:32,882 --> 00:12:37,881
‫فرض می‌کنم غافلگیرت کردن، نه؟

80
00:12:37,882 --> 00:12:39,601
‫نه. می‌دونستم میان سراغ‌ـم

81
00:12:41,641 --> 00:12:46,520
‫درست بعد از کریسمس، من یه نامه
‫از طرف لوکا چنگرتا دریافت کردم...

82
00:12:47,800 --> 00:12:50,399
‫بهم پیشنهاد داد که اگه تامی رو
‫تحویل‌شون بدم، از جون پسرم می‌گذره...

83
00:12:51,719 --> 00:12:53,198
‫و منم تامی رو تحویل‌شون دادم

84
00:12:53,199 --> 00:12:56,358
‫چون برنامه‌ای که من و پالی
‫روش توافق کردیم، همین بود

85
00:12:56,359 --> 00:13:00,598
‫می‌دونستم که لوکا دل‌ـش می‌خواد
‫،خودش ماشه رو بکشه

86
00:13:00,598 --> 00:13:02,837
‫و از این حقه به‌عنوان طعمه استفاده کردم
‫که بکشونمـش اینجا

87
00:13:03,997 --> 00:13:05,836
‫تو یه احمقی، تام!

88
00:13:05,837 --> 00:13:10,156
‫ببین، لوکا رو نکشتم، ولی جون سه‌تاشون رو
‫گرفتم، بسیارخب؟ همین و بس

89
00:13:10,156 --> 00:13:11,315
‫این اتفاقی‌ـه که افتاد

90
00:13:12,356 --> 00:13:14,475
‫- بیا اینجا ببینم
‫- آره، ولی حق با اون‌ـه، هان؟

91
00:13:14,475 --> 00:13:16,314
‫منظورم اینه، فکر می‌کردم
‫دل‌رحم شدی

92
00:13:17,715 --> 00:13:18,834
‫پس جون سه‌تا رو گرفتی؟

93
00:13:18,835 --> 00:13:20,154
‫آره، جون سه‌تا رو گرفتم

94
00:13:20,154 --> 00:13:23,153
‫،خب، من که به سلامتی‌ـت می‌نوشم
‫تام، حرومزاده‌ی بی‌عقل

95
00:13:31,673 --> 00:13:34,992
‫به‌زودی لرز می‌گیری

96
00:13:34,992 --> 00:13:38,791
‫وقتی به خودت بیای.
‫بیا بریم یه مشروب بزنیم

97
00:13:38,791 --> 00:13:41,030
‫بابا؟ سه تا چی گرفتی؟

98
00:13:41,031 --> 00:13:45,870
‫واسه یه اسب دو شیلینگی
‫سه شیلینگ گرفتم، پسرم

99
00:13:45,870 --> 00:13:46,909
‫تو هم باهامون میای، نه؟

100
00:14:16,025 --> 00:14:19,264
‫نوشیدنی می‌خوای، لیزی؟
‫روز سختی داشتم

101
00:14:21,024 --> 00:14:24,223
‫من دیگه ویسکی و جین
‫نمی‌خورم، تام

102
00:14:24,224 --> 00:14:25,503
‫چرا که نه؟

103
00:14:27,783 --> 00:14:29,582
‫چون می‌گن به بچه آسیب می‌رسونه

104
00:14:36,782 --> 00:14:39,621
‫بله، فقط می‌تونه مال تو باشه

105
00:14:39,621 --> 00:14:41,100
‫اون روز کنار کانال

106
00:14:41,101 --> 00:14:44,420
‫وقتی توی ذهن‌ـت، داشتی
‫با یه نفر دیگه جماع می‌کردی

107
00:14:44,420 --> 00:14:46,339
‫با این تفاوت که اون نبود که باردار شد

108
00:14:53,539 --> 00:14:54,778
‫بگیر بشین، لیزی

109
00:15:09,136 --> 00:15:10,935
‫بسیارخب، من یه زن می‌شناسم، لیزی...

110
00:15:10,936 --> 00:15:13,055
‫تو زن‌های زیادی می‌شناسی، تامی

111
00:15:13,055 --> 00:15:16,574
‫،اگه همین الانـش نمی‌دونی
‫پس من رو نمی‌شناسی...

112
00:15:16,575 --> 00:15:17,734
‫نگه‌ش می‌دارم

113
00:15:20,134 --> 00:15:22,373
‫کی دفتر وامونده‌ی من رو اداره می‌کنه؟

114
00:15:25,293 --> 00:15:26,852
‫یه نفر رو پیدا می‌کنی

115
00:15:28,693 --> 00:15:34,172
‫خب، پس به نفع‌ـته یه آگهی
‫بزنی توی روزنامه‌ها

116
00:15:34,172 --> 00:15:35,771
‫هنوز که زمین‌گیر نشدم

117
00:15:37,251 --> 00:15:39,770
‫با بچه‌ی من توی شکم‌ـت، کار نمی‌کنی

118
00:15:43,810 --> 00:15:45,769
‫تُف، حالا دست‌هام می‌لرزه...

119
00:15:48,449 --> 00:15:51,648
‫چیزی نیست، تام. مشکلی
‫برامون پیش نمیاد

120
00:15:55,288 --> 00:16:00,087
‫،تمام این مرگ‌ها، لیزی. تُف
‫بیا یه زندگی ببخشیم، هان؟

121
00:16:07,646 --> 00:16:08,965
‫جون سه‌تا رو گرفتم

122
00:16:10,406 --> 00:16:11,445
‫می‌دونم، تام

123
00:16:15,365 --> 00:16:16,844
‫یکی‌شون رو از نزدیک

124
00:16:18,324 --> 00:16:21,203
‫یه بچه. یه کوچولو از تو و من

125
00:16:25,163 --> 00:16:26,282
‫از نزدیک، لیزی

126
00:16:29,682 --> 00:16:31,081
‫و اون بهم نگاه کرد

127
00:16:44,000 --> 00:16:45,279
‫هرهفته از شرکت

128
00:16:46,280 --> 00:16:47,799
‫یه کمک‌هزینه می‌گیری

129
00:16:48,839 --> 00:16:50,638
‫کسب‌وکار رونق گرفته

130
00:16:50,639 --> 00:16:52,718
‫یه خونه‌ی قشنگ می‌خریم، هان؟

131
00:16:55,438 --> 00:16:56,997
‫یالا، می‌رسونمـت خونه

132
00:17:37,351 --> 00:17:38,750
‫فقط دارم نگاه می‌کنم

133
00:18:17,744 --> 00:18:18,823
‫هوم؟

134
00:18:35,221 --> 00:18:38,540
‫- تُف!
‫- لیندا؟

135
00:18:38,541 --> 00:18:39,860
‫آرتور، زهره‌ترک‌ـم کردی

136
00:18:39,860 --> 00:18:43,099
‫لیندا، اوه...

137
00:18:45,220 --> 00:18:48,619
‫لیندا، ازت می‌خوام نجات‌ـم بدی... دوباره

138
00:18:48,619 --> 00:18:50,738
‫مستی... دوباره

139
00:18:50,739 --> 00:18:52,418
‫دوباره مست‌ـم

140
00:18:54,098 --> 00:18:55,617
‫بازم مست‌ـم

141
00:18:58,057 --> 00:19:00,136
‫ازت می‌خوام نجات‌ـم بدی

142
00:19:01,817 --> 00:19:04,976
‫چیزی که امروز صبح بهم گفتی رو بگو

143
00:19:04,976 --> 00:19:06,855
‫بهم بگو. دوباره بهم بگو

144
00:19:07,856 --> 00:19:10,895
‫بهم بگو، به زبون بیارش. به زبون بیارش

145
00:19:10,895 --> 00:19:11,934
‫بهم بگو

146
00:19:13,335 --> 00:19:15,814
‫قبل از اینکه زمان‌ـش فرا برسه

147
00:19:15,814 --> 00:19:19,573
‫برمی‌گردیم به باغ‌مون
‫تا چیزی بکّاریم

148
00:19:21,773 --> 00:19:23,012
‫فقط یک زمستان

149
00:19:24,173 --> 00:19:26,012
‫فقط یک زمستان

150
00:19:32,932 --> 00:19:34,211
‫بیا توی جا، آرتور

151
00:19:41,170 --> 00:19:42,769
‫دارن میان، پسرا

152
00:20:09,885 --> 00:20:14,764
‫نه! نه! امکان نداره!

153
00:20:14,764 --> 00:20:16,803
‫تابحال خارپشت نخوردی، مایکل؟

154
00:20:18,364 --> 00:20:19,963
‫برمی‌گردم توی این ماشین

155
00:20:19,964 --> 00:20:23,523
‫مایکل، تو داخل لیست مرگ چنگرتا
‫نفر دومی

156
00:20:23,523 --> 00:20:25,402
‫آره، و توی یه هتل می‌مونم

157
00:20:25,403 --> 00:20:28,402
‫توی یه هتل بمونی، من خبردار
‫،می‌شم کجایی

158
00:20:28,402 --> 00:20:29,961
‫،همینطور افرادی که تو رو می‌برن اونجا

159
00:20:29,962 --> 00:20:32,281
‫،همینطور افرادی که توی هتل کار می‌کنن

160
00:20:32,281 --> 00:20:33,800
‫و هتل‌ها که پا ندارن فرار کنن

161
00:20:35,201 --> 00:20:37,600
‫اونا حتی خودشون هم نمی‌دونن
‫فردا کجا خواهند بود

162
00:20:37,601 --> 00:20:39,680
‫اونا علف‌ها و کلاغ‌ها رو دنبال می‌کنن
‫[ روش کولی‌ها برای پیداکردن مسیر ]

163
00:20:39,680 --> 00:20:41,559
‫،و اگه کسی قراره بیاد سراغ‌ـت، مایکل

164
00:20:41,560 --> 00:20:44,879
‫پالمرها و بازول‌ها یه جنگ نسبتاً بزرگ
‫ترتیب می‌دن

165
00:20:48,159 --> 00:20:49,198
‫داروهات رو بردار

166
00:20:51,078 --> 00:20:53,757
‫- من برشون می‌دارم
‫- مُسکن‌هات...

167
00:20:53,758 --> 00:20:56,837
‫شفادهنده‌های اون بالا، خیلی سریع‌تر
‫شفات می‌دن

168
00:20:58,117 --> 00:21:00,516
‫ساحره‌های وامونده، خیلی‌ان

169
00:21:00,517 --> 00:21:02,116
‫یه ذره احترام بذار، آقای گری

170
00:21:02,116 --> 00:21:05,435
‫اونا قبول کردن به‌واسطه‌ی اصل و نسب‌ـت
‫بپذیرن‌ـت

171
00:21:12,395 --> 00:21:15,874
‫داروهات‌ رو بردار، اسلحه رو بردار

172
00:21:17,594 --> 00:21:20,713
‫،من نمی‌تونم باهات تماس برقرار کنم
‫پس تو بهم زنگ بزن

173
00:21:22,633 --> 00:21:23,912
‫یه برنامه‌ای می‌ریزیم

174
00:21:27,072 --> 00:21:31,431
‫تامی می‌گه که زیاد طول نمی‌کشه.
‫بعدش راحت می‌شیم

175
00:21:40,110 --> 00:21:41,789
‫ممکنه یه چیزی یاد بگیری

176
00:21:44,469 --> 00:21:48,628
‫بهشون بگو مادربزرگ‌ـت
‫،یه ملکه‌ی کولی بود

177
00:21:48,629 --> 00:21:50,508
‫به‌نام بردی بازول

178
00:21:51,788 --> 00:21:53,827
‫تو اون بالا شاهانه هستی، مایکل

179
00:22:08,105 --> 00:22:09,744
‫حقیقت داره، خانم گری؟

180
00:22:11,345 --> 00:22:15,224
‫چیه؟ من شاهانه به‌نظر نمی‌رسم؟

181
00:22:15,224 --> 00:22:17,183
‫حالا که بهش اشاره کردید، چرا

182
00:22:24,662 --> 00:22:27,221
‫مدت زیادی‌ـه توی اسمال هیث
‫گیر کردم

183
00:22:29,702 --> 00:22:32,201
‫می‌تونم بوی بهار رو توی هوا
‫استشمام کنم

184
00:22:37,220 --> 00:22:39,899
‫یه راه برگشت طولانی‌تر
‫می‌شناسی، آقای گُلد؟

185
00:22:42,419 --> 00:22:45,138
‫راه‌های بازگشتی می‌شناسم
‫که یه عمر طول می‌کشن برسیم

186
00:22:46,619 --> 00:22:47,738
‫سوارشید، علیاحضرت

187
00:22:55,637 --> 00:23:00,636
‫♪ LAURA MARLING - Saved These Words ♪

188
00:23:15,414 --> 00:23:17,333
‫فکر می‌کردم زن پُرمشغله‌ای هستید

189
00:23:19,053 --> 00:23:21,332
‫واسه این‌کار وقت دارید؟

190
00:23:21,333 --> 00:23:22,692
‫خرگوش نرـه؟

191
00:23:22,693 --> 00:23:23,732
‫خرگوش نرـه

192
00:23:25,052 --> 00:23:27,691
‫خوب‌ـه. خرگوش نر
‫طعم بهتری داره

193
00:23:37,450 --> 00:23:39,289
‫کنار دود، حس می‌کنم دوباره
‫شونزده سال‌ـمه

194
00:23:42,769 --> 00:23:46,038
‫،می‌دونی، وقتی پلیس دنبال پدرم بود
‫ما رو قدیما می‌برد بیرون

195
00:23:46,049 --> 00:23:49,208
‫چندین روز بیرون بودیم، با چیزهایی که
‫شکار می‌کرد، می‌گذروندیم

196
00:23:50,848 --> 00:23:53,727
‫اوه، چاقوی تیز داری؟

197
00:24:06,045 --> 00:24:07,564
‫شنیدم غیب می‌بینی

198
00:24:10,485 --> 00:24:12,324
‫شنیدم که با مُرده‌ها
‫حرف می‌زنی

199
00:24:14,924 --> 00:24:15,963
‫بله

200
00:24:20,563 --> 00:24:23,162
‫همسرت اغلب اوقات پیرامون‌ـته

201
00:24:23,162 --> 00:24:24,561
‫تماشات می‌کنه

202
00:24:27,042 --> 00:24:28,401
‫الان‌ـم تماشام می‌کنه؟

203
00:24:35,440 --> 00:24:36,679
‫نه

204
00:24:41,279 --> 00:24:43,158
‫خانواده‌ـت شفادهنده بودن؟

205
00:24:43,159 --> 00:24:45,038
‫آره، خیلی وقت پیش

206
00:24:48,518 --> 00:24:50,917
‫وقتی طناب دار افتادم دور گردن‌ـم، برگشت

207
00:24:53,957 --> 00:24:57,996
‫مثل این می‌مونه که سرت رو از یه پنجره
‫ببری بیرون و کُل دنیا رو ببینی

208
00:25:00,636 --> 00:25:02,075
‫خرگوشه رو بده به من...

209
00:25:03,956 --> 00:25:05,475
‫و چاقو رو

210
00:25:10,155 --> 00:25:16,993
‫می‌دونی، پالی، فکر می‌کنم تو هستی
‫که این‌همه سال، تامی شلبی رو

211
00:25:16,993 --> 00:25:18,552
‫زنده نگه داشتی

212
00:25:18,553 --> 00:25:20,352
‫ما همدیگه رو زنده نگه داشتیم

213
00:25:23,712 --> 00:25:26,551
‫ولی من سرم رو فقط از اون پنجره
‫بیرون نیاوردم...

214
00:25:28,271 --> 00:25:29,790
‫کامل ازش خارج شدم

215
00:25:31,671 --> 00:25:34,390
‫اول‌ـش فکر می‌کردم جنون‌ـه، ولی نه

216
00:25:36,110 --> 00:25:39,389
‫وقتی سرت رو از اون پنجره بیرون میاری

217
00:25:39,390 --> 00:25:45,468
‫می‌تونی هرکاری دل‌ـت می‌خواد، بکنی
‫چون قوانینی وجود نداره...

218
00:25:48,508 --> 00:25:50,187
‫چون مخاطراتی وجود نداره

219
00:25:56,027 --> 00:25:57,666
‫حالا چاقو رو بده به من

220
00:26:15,463 --> 00:26:17,302
‫حالا، بیا اینجا

221
00:26:23,222 --> 00:26:24,621
‫من می‌تونم هرکاری دل‌ـم می‌خواد...

222
00:26:26,102 --> 00:26:27,661
‫هرموقع حال‌ـش بهم دست بده، بکنم

223
00:26:29,901 --> 00:26:31,660
‫و تو مرد قوی و خوش‌تیپی هستی...

224
00:26:33,780 --> 00:26:36,099
‫و اینجا مکانی زیبا در دنیاست...

225
00:26:38,060 --> 00:26:42,259
‫و این‌دفعه‌ست...

226
00:26:55,857 --> 00:26:58,856
‫ولی بذار از یه چیزی
‫،رفع ابهام کنم، آقای گُلد

227
00:26:58,856 --> 00:27:00,455
‫همین الان یه سخنرانی
‫در مورد اینکه چطور

228
00:27:00,456 --> 00:27:02,815
‫کسی نباید بدونه چطوری پیداش کنه
‫واسه مایکل انجام دادم...

229
00:27:04,015 --> 00:27:05,494
‫ولی تو می‌تونی چطور بهش
‫دسترسی پیدا کنی

230
00:27:06,535 --> 00:27:10,534
‫،اگه یک مو از سر مایکل کم بشه
‫من رو به‌عنوان دشمن‌ـت خواهی داشت

231
00:27:12,414 --> 00:27:14,573
‫و هیچ‌کدوم از چاقوهات
‫نمی‌تونه من رو بکُشه

232
00:27:18,413 --> 00:27:19,612
‫متوجه‌ای؟

233
00:27:20,772 --> 00:27:21,811
‫اوه، متوجه‌ام

234
00:27:25,092 --> 00:27:31,590
‫تو روح زیبایی هستی... و رها

235
00:27:50,888 --> 00:27:53,586
‫« شـهـر کـمـدن - لـندن »

236
00:28:22,282 --> 00:28:23,561
‫آقای سالامونز؟

237
00:28:23,562 --> 00:28:24,761
‫هوم!

238
00:28:26,961 --> 00:28:29,960
‫،پسرعمو کوچیکه‌م نابینا متولد شد

239
00:28:29,961 --> 00:28:34,360
‫ولی درنتیجه‌ش، حالا من
‫مبلغ قابل توجهی پول

240
00:28:34,360 --> 00:28:39,559
‫به یک خیریه که به یهودی‌های نابینا
‫سگ‌های بینا می‌ده، اهدا می‌کنم

241
00:28:41,439 --> 00:28:46,078
‫رئیس هیئت مدیره توصیه می‌کنه
‫افرادی از ما که

242
00:28:46,078 --> 00:28:48,957
‫،با موهبت بینایی مستفیض شدیم

243
00:28:48,958 --> 00:28:50,517
‫،می‌دونی

244
00:28:50,517 --> 00:28:53,916
‫حداقل نیم ساعت در روز رو با
‫چشم‌های بسته بگذرونیم

245
00:28:53,917 --> 00:28:57,436
‫،برای اینکه شاید، خب
‫شاید درک بهتری از...

246
00:28:58,636 --> 00:29:04,355
‫تاریکی پیدا کنیم و اینکه همچنین مبالغ
‫اهدائی‌مون رو افزایش بدیم

247
00:29:07,114 --> 00:29:08,553
‫ساعت چنده؟

248
00:29:11,674 --> 00:29:14,353
‫- بیست‌ونُه دقیقه از هشت گذشته
‫- صحیح

249
00:29:14,353 --> 00:29:17,232
‫خب، پس من... پس یک دقیقه‌ی دیگه
‫،برام باقی مونده، درحقیقت

250
00:29:17,233 --> 00:29:20,832
‫ولی... می‌تونید شروع کنید

251
00:29:20,832 --> 00:29:21,871
‫ادامه بدید

252
00:29:32,790 --> 00:29:35,069
‫من لوکا چنگرتائم

253
00:29:35,070 --> 00:29:37,349
‫اوه، آره، می‌دونم کی هستی

254
00:29:37,349 --> 00:29:39,588
‫تو یه‌خُرده بی‌عرضه‌ای، نیستی؟

255
00:29:39,589 --> 00:29:42,988
‫این‌همه راه تا اینجا
‫به این کشور اومدی

256
00:29:42,988 --> 00:29:45,867
‫،برای کشتن تامی شلبی

257
00:29:45,868 --> 00:29:49,587
‫،ولی، منظورم اینه که، خب
‫اون نمُرده، مُرده؟

258
00:29:49,587 --> 00:29:51,706
‫- پس...
‫- نه

259
00:29:51,707 --> 00:29:54,346
‫- نه
‫- نمُرده

260
00:29:54,347 --> 00:29:56,106
‫چقدر وقت برام باقی مونده، رفیق؟

261
00:29:58,866 --> 00:30:02,185
‫،ده ثانیه، نُه ثانیه

262
00:30:02,185 --> 00:30:03,224
‫هشت ثانیه...

263
00:30:05,145 --> 00:30:11,143
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

264
00:30:13,423 --> 00:30:18,742
‫صحیح، سلام. چه کمکی
‫از دست‌ـم برمیاد؟

265
00:30:22,582 --> 00:30:24,501
‫یه پیشنهادی برات دارم

266
00:30:24,501 --> 00:30:28,380
‫هوم، آره... همین الانـش می‌دونم
‫چی می‌خوای، آره؟

267
00:30:28,381 --> 00:30:31,380
‫فقط می‌خوام با صدای بلند
‫به زبون بیاری‌ـش

268
00:30:31,380 --> 00:30:34,059
‫تا بتونم ببینم چقدر مضحک‌ـه

269
00:30:35,560 --> 00:30:39,059
‫خیلی‌خب، منم ده ثانیه از صبرم واسه این یارو باقی مونده

270
00:30:39,159 --> 00:30:44,058
‫لوکا... می‌گن که خصلت‌ـش همین‌ـه. بهش احتیاج داریم

271
00:30:44,818 --> 00:30:46,257
‫خیلی‌خب

272
00:30:48,537 --> 00:30:51,136
‫شنیدیم که قراره یه مبارزه‌ی کوچیک
‫،برگذار بشه، می‌دونی

273
00:30:51,137 --> 00:30:52,416
‫یه مسابقه‌ی بوکس

274
00:30:52,417 --> 00:30:56,376
‫،بین آدم تو و آدم تامی شلبی
‫در بیرمنگام

275
00:30:56,376 --> 00:30:57,535
‫اوهوم

276
00:30:57,536 --> 00:31:01,935
‫و کُل خاندان شلبی قراره اونجا باشن

277
00:31:01,935 --> 00:31:06,494
‫و شما، آقای سالامونز، شما هم
‫اونجا خواهی بود

278
00:31:10,014 --> 00:31:12,973
‫تمومـه. بهت می‌گم داستان چیه، خب؟

279
00:31:12,973 --> 00:31:17,892
‫این از یک هدیه، مُفت‌ـه
‫یه سوغاتی به‌خاطر بازدیدتون از اینجا

280
00:31:17,892 --> 00:31:21,571
‫خدافظ، یورتمه برید.
‫اون پایین خیابون «بانی»ـه

281
00:31:28,691 --> 00:31:30,930
‫می‌دونی، می‌گن که آدم باهوشی هستی

282
00:31:32,810 --> 00:31:35,289
‫قبل از اینکه به زبون بیاریم، از قبل می‌دونی
‫چی می‌خوایم

283
00:31:37,089 --> 00:31:38,448
‫بامزه‌ست، چون الان

284
00:31:38,449 --> 00:31:44,407
‫فکر می‌کنم قبل از اینکه تو به زبون بیاری
‫من بدونم چی می‌خوای

285
00:31:45,928 --> 00:31:47,207
‫خب، مزه‌ش می‌کنی؟

286
00:31:57,546 --> 00:32:05,044
‫به‌نظرم این دلقک می‌خواد
‫رم»ـش رو در نیویورک اداره کنیم»

287
00:32:05,684 --> 00:32:07,203
‫،زدی تو خال، رفیق

288
00:32:07,204 --> 00:32:10,123
‫در غیر این‌صورت هنوزم اکسیژن من رو
‫نمی‌دزدیدی، مگه نه؟

289
00:32:10,124 --> 00:32:12,283
‫چون من ماهی دویست تا گالن دارم، آره؟

290
00:32:12,283 --> 00:32:16,922
‫،رنگ‌ـش توسط آدمای شما شفاف می‌شه
‫از طریق گاری‌چی‌های شما توزیع می‌شه

291
00:32:16,922 --> 00:32:19,521
‫قضیه این‌ـه که توی این دوره و زمونه
‫مردم جین می‌خوان

292
00:32:20,802 --> 00:32:26,920
‫خب، خروجی هنوزم سر جاش‌ـه، خب؟
‫به خیابون «بانی». آره؟

293
00:32:28,960 --> 00:32:33,079
‫تو عقل نداری، می‌دونی؟
‫دویست تا بشکه، هان؟

294
00:32:36,359 --> 00:32:39,038
‫نظرت چیه، فامیل؟

295
00:32:39,039 --> 00:32:40,678
‫ولی همچنین یه مقدار پول نقد می‌خوام...

296
00:32:41,798 --> 00:32:44,517
‫واسه بستن سوراخ بشکه‌ها. واسه همین
‫اینجا با جزئیات یادداشت‌ـش کردم

297
00:32:44,518 --> 00:32:47,757
‫یه لیست مخارج راجع به ترورِ

298
00:32:47,757 --> 00:32:49,476
‫یک دوست عزیز، بسیارخب؟

299
00:32:49,477 --> 00:32:54,116
‫،حالا، یه کُشتن عادی، خب، می‌دونی
‫پونصد پوند خرج داره

300
00:32:54,116 --> 00:32:56,875
‫ولی باید یه صد پوند دیگه هم
‫بهش اضافه کنی

301
00:32:56,876 --> 00:33:01,755
‫،چون تامی شلبی، مثل من
‫،اهل خانواده‌ی ستم‌دیده‌ای‌ـه

302
00:33:01,755 --> 00:33:04,954
‫و ازت می‌خوام یک تن دیگه هم
‫بذاری روش

303
00:33:04,954 --> 00:33:08,993
‫چون برادرش یه حیوون وحشی‌ـه
‫و میوفته دنبال‌ـم

304
00:33:08,994 --> 00:33:12,953
‫و بعدش باید یه صد پوند دیگه بذاری روش

305
00:33:12,953 --> 00:33:18,592
‫چون، خب، تو یه ایتالیایی
‫وامونده‌ای، رفیق، هوم؟

306
00:33:20,152 --> 00:33:21,631
‫و تو

307
00:33:22,711 --> 00:33:26,390
‫- و بعدش باید به کسب‌وکار ناخوشایندمون رسیدگی کنیم
‫- اصلاً می‌دونه ما کی هستیم؟

308
00:33:26,391 --> 00:33:29,270
‫که قبلاً بغایت واضح گفتم چطوری‌ـه

309
00:33:29,270 --> 00:33:31,069
‫یه پونصد پوند دیگه می‌خوام

310
00:33:31,070 --> 00:33:33,349
‫،چون، همونطور که ذکر کردم
‫تامی شلبی

311
00:33:33,350 --> 00:33:36,269
‫یکی از دوستان بسیار بسیار خوب من‌ـه

312
00:33:37,709 --> 00:33:38,748
‫مبلغ کُل...

313
00:33:38,749 --> 00:33:42,148
‫اونجا مکتوب شده، بسیارخب؟ بجنب

314
00:33:42,148 --> 00:33:43,227
‫نمی‌خواد

315
00:33:45,267 --> 00:33:50,146
‫آقای سالامونز، خیلی رُک
‫بهت می‌گم

316
00:33:51,666 --> 00:33:55,105
‫من لازم‌ـت ندارم کسی رو برام بکُشی

317
00:33:55,106 --> 00:33:57,345
‫افرادی رو دارم که بهشون اعتماد دارم، خیلی‌خب؟

318
00:33:57,345 --> 00:33:59,224
‫پس، شما قراره افراد من رو برداری

319
00:33:59,225 --> 00:34:02,264
‫و به‌عنوان وردست‌تون
‫ببری‌شون کنار رینگ

320
00:34:03,504 --> 00:34:05,543
‫خب، برای صلاحیت‌داشتن
‫به‌عنوان وردست‌های من

321
00:34:05,544 --> 00:34:08,463
‫باید اول به‌عنوان یهودی‌بودن
‫صلاحیت داشته باشن

322
00:34:08,464 --> 00:34:09,583
‫آره؟

323
00:34:09,583 --> 00:34:12,582
‫و برای اون قضیه، باید تکبر ذاتی ایتالیایی
‫وامونده‌شون رو

324
00:34:12,583 --> 00:34:18,541
‫با یه ظاهر یهودی با قطعیت محض
‫عوض کنن

325
00:34:18,542 --> 00:34:21,741
‫،می‌دونی، دوست خوب من تامی شلبی
‫اون تفاوت‌ـش رو تشخیص می‌ده

326
00:34:23,021 --> 00:34:29,299
‫،این‌روزا، توی کشور خودمون
‫،خیلی از، می‌دونی

327
00:34:29,300 --> 00:34:31,139
‫آدمای یهودی، اونا...

328
00:34:34,899 --> 00:34:37,578
‫اونا سعی می‌کنن خودشون رو
‫ایتالیایی جا بزنن

329
00:34:38,898 --> 00:34:42,737
‫صحیح، خب، باید یه تن دیگه
‫به‌خاطر لاشی‌بودن

330
00:34:42,738 --> 00:34:44,217
‫به صورت‌حساب‌ـت اضافه کنی، رفیق

331
00:34:45,537 --> 00:34:47,056
‫بسیارخب؟

332
00:34:51,616 --> 00:34:56,015
‫افراد من رو میاری به بیرمنگام؟

333
00:34:58,375 --> 00:34:59,974
‫ختنه‌شون خواهی کرد

334
00:35:01,655 --> 00:35:06,374
‫باید ختنه‌شون کنی، چون پیکی‌ها
‫چک می‌کنن

335
00:35:06,374 --> 00:35:07,413
‫آره؟

336
00:35:08,513 --> 00:35:10,512
‫کثافت

337
00:35:12,173 --> 00:35:15,732
‫خیلی‌خب. درخواست دیگه‌ای نیست، هان؟

338
00:35:15,732 --> 00:35:19,331
‫دویست تا بشکه‌ی وامونده، قبول‌ـه

339
00:35:22,171 --> 00:35:23,770
‫نه

340
00:35:25,131 --> 00:35:27,730
‫- چیه؟
‫- اوه، خب

341
00:35:27,730 --> 00:35:29,649
‫گفتم قبول‌ـه

342
00:35:29,650 --> 00:35:32,889
‫آره، تو الان بدون مذاکره
‫معامله کردی، مگه نه؟

343
00:35:36,969 --> 00:35:39,408
‫آره، تامی شلبی در موردت
‫درست می‌گفت، مگه نه؟

344
00:35:42,508 --> 00:35:47,007
‫تو برنامه داری همه‌مون رو بکُشی

345
00:36:10,803 --> 00:36:11,962
‫آیدا شلبی؟

346
00:36:13,282 --> 00:36:14,321
‫نه

347
00:36:37,278 --> 00:36:40,197
‫وقتی رفتیم دنبال‌ـش، مسلح بود، قربان، واسه همین
‫به‌صورت برهنه، گشتیم‌ـش

348
00:36:40,198 --> 00:36:42,517
‫- می‌تونید برید
‫- بله، قربان

349
00:36:42,518 --> 00:36:45,077
‫،معذرت می‌خوام، خانم شلبی

350
00:36:45,077 --> 00:36:48,876
‫نیروهای محلی می‌تونن خیلی متعصب باشن
‫اشاره به ارتش محلی بریتانیا که بمانند سربازان عادی ]
‫[ آموزش نمی‌بینند و در اوقات فراغت تمرین می‌کنند

351
00:36:49,916 --> 00:36:51,395
‫افرادتون وایسادن نگاه کردن

352
00:36:51,396 --> 00:36:53,035
‫پس توبیخ خواهند شد

353
00:36:53,036 --> 00:36:54,195
‫تا شنبه زنده نمی‌مونن

354
00:36:55,955 --> 00:37:00,394
‫یک زن برهنه، به تنهایی، در برابر کُل
‫ارتش بریتانیا، تهدید انجام می‌ده

355
00:37:00,395 --> 00:37:02,634
‫یک معرف چشمگیر شخصیت

356
00:37:06,673 --> 00:37:09,672
‫در مدتی که لباس‌تون رو تن‌تون می‌کنید
‫من روم رو برمی‌گردونم، و شاید بتونیم صحبت کنیم

357
00:37:12,472 --> 00:37:15,351
‫من از هرکدوم از اعضای خانواده‌تون
‫یک پرونده دارم

358
00:37:16,352 --> 00:37:18,671
‫از گذشته‌ی جالب توجه خانواده‌تون باخبرم

359
00:37:18,671 --> 00:37:20,470
‫اه، کون لق‌ـت

360
00:37:20,471 --> 00:37:22,670
‫و همچنین یک صفحه‌ی کاملاً خالی دارم
‫که باهمدیگه می‌تونیم

361
00:37:22,671 --> 00:37:24,990
‫آینده‌ی نزدیک خانواده‌تون رو بنویسیم

362
00:37:26,150 --> 00:37:27,909
‫نطق‌ـت رو تمرین کردی

363
00:37:27,910 --> 00:37:30,909
‫نشانگر چشمگیر فقدان اعتمادبه‌نفس

364
00:37:30,909 --> 00:37:34,228
‫- چه درجه‌ای داری؟
‫- سرهنگ. می‌شه برگردم...؟

365
00:37:34,229 --> 00:37:36,828
‫نه مگراینکه بخوای کور بشی

366
00:37:36,828 --> 00:37:39,347
‫متأسف‌ـم. این قضیه شروع بدی داشت

367
00:37:40,628 --> 00:37:42,027
‫این قضیه» چیه؟»

368
00:37:42,027 --> 00:37:43,986
‫سه روز پیش، شما در یک جلسه برای

369
00:37:43,987 --> 00:37:45,986
‫حزب کمونیست استچفورد
‫دیده شُدید

370
00:37:45,987 --> 00:37:48,826
‫سپس در حال صحبت با زنی
‫به‌نام جسی ایدن، دیده شُدید

371
00:37:49,866 --> 00:37:50,905
‫برگرد

372
00:37:57,305 --> 00:37:58,584
‫من دارم می‌رم

373
00:38:00,784 --> 00:38:03,863
‫و می‌تونی این رو بسوزونی.
‫دیگه مربوط به گذشته‌ست

374
00:38:06,823 --> 00:38:08,822
‫آیدا شلبی

375
00:38:08,823 --> 00:38:12,862
‫یک مضنون و تحت نظارت سازمان
‫اطلاعات مخفی

376
00:38:12,862 --> 00:38:16,061
‫از زمانی‌که در ماه ژوئن ۱۹۱۹ به
‫حزب کمونیست بیرمنگام ملحق شُدید

377
00:38:17,501 --> 00:38:20,420
‫من دیگه عضوی از حزب کمونیست نیستم

378
00:38:20,421 --> 00:38:22,300
‫می‌دونم. نامربوط‌ـه

379
00:38:23,420 --> 00:38:25,179
‫اکثر فروپاشگرهای فعال دیگه

380
00:38:25,180 --> 00:38:27,939
‫بیعت‌های رسمی‌شون رو دور انداختن
‫تا از شناسایی‌شدن جلوگیری کنن

381
00:38:28,940 --> 00:38:31,779
‫ببین، خیلی‌خب، بذار بهت توضیح‌ـش بدم

382
00:38:31,779 --> 00:38:34,658
‫من دیگه عضوی از حزب کمونیست نیستم

383
00:38:34,659 --> 00:38:37,378
‫چون دیگه معتقد به آرمان جامعه‌گرایی نیستم

384
00:38:37,378 --> 00:38:39,137
‫حالا، اون در رو باز کن!

385
00:38:39,138 --> 00:38:42,937
‫پس، در گذشته، توسط عشق
‫کور شُدید

386
00:38:45,017 --> 00:38:51,735
‫نه، توسط اعتقاد، کور شدم. معتقد بودم مردم
‫مستحق عدالت هستن. نیستن

387
00:38:53,015 --> 00:38:57,334
‫پس، به‌خاطر اینکه یه نوشیدنی با
‫جسی ایدن خوردم، دستگیرم کردید

388
00:38:57,335 --> 00:39:00,974
‫،برای شما ویسکی با یخ
‫و یه آبجو واسه اون

389
00:39:04,494 --> 00:39:07,293
‫من به‌منظور پایان‌دادن به یک مشاجره‌ی صنعتی
‫با جسی ایدن، دیدار کردم

390
00:39:08,733 --> 00:39:12,012
‫سرپرست مالکیت. پس، جبهه‌تون رو
‫عوض کردید

391
00:39:12,012 --> 00:39:15,651
‫،اگه می‌دونی چی می‌نوشم
‫می‌دونی که شغل‌ـم چیه

392
00:39:15,652 --> 00:39:21,091
‫خانم شلبی، باید درک کنید که
‫الان زمونه‌ی غیرعادی‌ای‌ـه

393
00:39:21,091 --> 00:39:25,130
‫،اعتصاب سراسری قطعی‌ـه
‫،شاید یه تلاش ناموفق برای انقلاب

394
00:39:25,130 --> 00:39:27,449
‫خیلی زود سربازها در خیابون‌ها
‫قرار می‌گیرن

395
00:39:27,450 --> 00:39:29,609
‫همین الان‌ـش دارن تمرین نظامی می‌بینن

396
00:39:29,769 --> 00:39:34,848
‫و شما اینجا ایستادی، یک زن
‫که در هر دو جبهه قرار داشته

397
00:39:35,888 --> 00:39:37,247
‫احتمالاً خیلی مفید هستید

398
00:39:38,648 --> 00:39:40,007
‫مفید برای کی؟

399
00:39:41,807 --> 00:39:44,006
‫شاید بهتر باشه از برادرتون توماس، بپرسید

400
00:39:59,884 --> 00:40:01,643
‫یه‌ذره تلاش کن، پسرم

401
00:40:01,644 --> 00:40:03,323
‫دو روز تا مبارزه مونده

402
00:40:05,323 --> 00:40:06,722
‫به مُشت‌پرت‌کردن عادت کن

403
00:40:06,723 --> 00:40:09,442
‫به دست درازش عادت کن

404
00:40:12,322 --> 00:40:13,841
‫زیرش رو بگیر!

405
00:40:16,681 --> 00:40:18,200
‫همین‌ـه، برو زیر بدن‌ـش

406
00:40:29,799 --> 00:40:31,838
‫از سرهنگ بن یانگر باهام حرف بزن

407
00:40:35,958 --> 00:40:37,797
‫از چی‌ـش؟

408
00:40:37,798 --> 00:40:39,757
‫اون بتازگی یه پیشنهاد بهم داد

409
00:40:43,837 --> 00:40:46,436
‫روی صندلی من نشستی

410
00:40:46,436 --> 00:40:49,355
‫گفت که تو ازش خبر داشتی

411
00:40:49,836 --> 00:40:52,475
‫و یادت باشه، وقتی دروغ بگی
‫متوجه می‌شم

412
00:40:52,475 --> 00:40:54,434
‫بن یانگر نزد گارد پدافند ملی

413
00:40:54,435 --> 00:40:57,874
‫در فلاندرز، یه افسر بود

414
00:41:00,754 --> 00:41:03,753
‫تنها سواره‌نظامی که می‌تونست
‫اسب‌سواری کنه

415
00:41:03,753 --> 00:41:05,592
‫من رو به‌صورت برهنه گشتن

416
00:41:08,753 --> 00:41:10,512
‫دو تا سرباز تماشا کردن

417
00:41:12,312 --> 00:41:14,311
‫متأسف‌ـم، آیدا

418
00:41:19,191 --> 00:41:22,910
‫بازداشت واسه این بود که همسایه‌ها
‫ببین و خبرش پخش بشه

419
00:41:22,910 --> 00:41:24,309
‫یانگر از خودمون‌ـه

420
00:41:28,789 --> 00:41:30,988
‫یانگر واسه کمک اومد سراغ‌ـم

421
00:41:34,668 --> 00:41:37,107
‫بیرمنگام رو در اختیارش گذاشتن

422
00:41:37,108 --> 00:41:38,787
‫«بیرمنگام رو در اختیارش گذاشتن»
‫کی اینکارو کرده؟

423
00:41:39,907 --> 00:41:43,945
‫چرچیل، پادشاه وامونده

424
00:41:43,947 --> 00:41:47,625
‫کسانی که می‌خوان جلوی یه انقلاب رو بگیرن

425
00:41:47,626 --> 00:41:49,345
‫دیگه خنده بر لب‌های هیچ‌کس نیست، آیدا

426
00:41:51,185 --> 00:41:53,504
‫وزارت کشور داره یه سری
‫آماده‌سازی‌ها رو انجام می‌ده

427
00:41:54,705 --> 00:41:56,424
‫این بخشی از اون آماده‌سازی‌هاست

428
00:41:57,824 --> 00:42:01,783
‫و تامی شلبیِ صاحب نشان لیاقت
‫چطور قراره جلوی یه انقلاب رو بگیره؟

429
00:42:02,983 --> 00:42:05,501
‫جسی ایدن دعوت‌ـم به شام رو پذیرفته

430
00:42:05,503 --> 00:42:07,381
‫الـبـتـه!

431
00:42:07,383 --> 00:42:11,422
‫شرمنده، تامی شلبی قراره
‫با آلت‌ـش جلوی انقلاب رو بگیره!

432
00:42:13,422 --> 00:42:15,620
‫،ارتش به اون علاقه‌ای نداره

433
00:42:15,621 --> 00:42:17,779
‫ولی به اطرافیان‌ـش چرا

434
00:42:17,781 --> 00:42:21,820
‫،اون‌ها آدم‌هایی‌ان مثل گذشته‌ی تو
‫مثل گذشته‌ی فِردی

435
00:42:22,900 --> 00:42:24,779
‫کسانی که یه انقلاب مسلحانه رو می‌خوان

436
00:42:26,859 --> 00:42:28,658
‫اگه اعتماد جسی ایدن رو جلب کنم...

437
00:42:29,779 --> 00:42:31,858
‫اون بهم آمار فتنه‌گرها رو می‌ده...

438
00:42:33,218 --> 00:42:35,576
‫و منم اون‌ها رو به
‫نیروهای حکومت لو می‌دم

439
00:42:35,578 --> 00:42:38,337
‫تامی، تامی، عزیز دلم...

440
00:42:39,177 --> 00:42:40,815
‫چرا کسی که مدال‌هاش

441
00:42:40,817 --> 00:42:44,256
‫کف کانال «سالتلی» زنگ‌زدن
‫بخواد به ارتش بریتانیا کمک کنه؟

442
00:42:49,016 --> 00:42:55,853
‫چون ۳ تا قرارداد پنج ساله
‫به ارزش کلی ۲ میلیون پوند

443
00:42:55,854 --> 00:42:57,972
‫بهم پیشنهاد دادن تا
‫وسایل نقلیه‌ی نظامی رو

444
00:42:57,974 --> 00:43:01,892
‫برای نیروهای بریتانیا در
‫هند، سِلان، سنگاپور

445
00:43:01,893 --> 00:43:04,532
‫و برمه، تأمین کنم

446
00:43:07,892 --> 00:43:09,610
‫و دیگه توی کارخونه‌ت از
‫اعتصاب خبری نیست

447
00:43:09,612 --> 00:43:11,611
‫چون جسی ایدن باهات هم‌بستره

448
00:43:15,291 --> 00:43:17,809
‫تامی، این فقط در صورتی می‌تونه
‫اتفاق بیفته که تو هنوز زنده باشی

449
00:43:17,811 --> 00:43:19,570
‫قصد مُردن ندارم

450
00:43:21,050 --> 00:43:24,369
‫اگه بمیرم، همه‌تون می‌تونید
‫برگردید سراغ زندگی قبلی‌تون

451
00:43:27,489 --> 00:43:30,208
‫ارتش بریتانیا اومد سراغ‌ـم، آیدا

452
00:43:33,328 --> 00:43:34,847
‫«منم گفتم، «چرا که نه؟

453
00:43:38,207 --> 00:43:40,046
‫:تامی، روی قبرت اینو می‌نویسن

454
00:43:42,367 --> 00:43:45,526
‫«تامی شلبی: «چرا که نه

455
00:43:49,965 --> 00:43:51,684
‫کمک‌ـم می‌کنی یا نه؟

456
00:44:14,241 --> 00:44:15,600
‫باید جاهاشون رو عوض کنی

457
00:44:23,960 --> 00:44:25,518
‫چارلی، آهنگ هم می‌خوان؟

458
00:44:25,519 --> 00:44:26,637
‫اون گرامافونه که توی ماشین

459
00:44:26,639 --> 00:44:29,357
‫اون شخص محترم
‫ولش کرده بودند رو پیدا کردیم

460
00:44:29,359 --> 00:44:32,358
‫نه، نمی‌خوان
‫تامی گفت می‌خوان حرف بزنن

461
00:44:41,797 --> 00:44:44,036
‫،چارلی، کرلی
‫این جسی ایدن‌ـه

462
00:44:45,556 --> 00:44:50,314
‫جسی، این دائی‌ـم چارلی‌ـه
‫و این‌ـم چیزمـه، هرچی که کرلی هست

463
00:44:50,315 --> 00:44:51,673
‫واقعاً دوست‌داشتنی‌ـه

464
00:44:51,675 --> 00:44:53,953
‫می‌خواستیم بدونیم موسیقی هم می‌خواید یا نه

465
00:44:53,955 --> 00:44:56,713
‫- نه، نمی‌خواستیم
‫- راست‌ـش، جسی از موسیقی خوش‌ـش میاد

466
00:44:56,714 --> 00:44:57,952
‫نمی‌خواد به زحمت بیفتید

467
00:44:57,954 --> 00:45:00,033
‫نه، کرلی، اتفاقاً به زحمت بیفت

468
00:45:01,473 --> 00:45:02,752
‫پس، برو دیگه

469
00:45:09,472 --> 00:45:10,711
‫صحیح...

470
00:45:28,989 --> 00:45:30,587
‫نمیشه انتخاب کنم؟

471
00:45:30,588 --> 00:45:33,027
‫می‌خوام نظرت رو بدونم.
‫امتحان کن

472
00:45:40,187 --> 00:45:41,705
‫من خیلی اهل جین‌خوردن نیستم

473
00:45:41,706 --> 00:45:43,224
‫پس حرف نداری

474
00:45:43,226 --> 00:45:45,504
‫جینِ من برای زن‌هایی‌ هست
‫که خیلی اهل جین‌خوردن نیستن

475
00:45:45,506 --> 00:45:46,864
‫جین تو؟

476
00:45:46,866 --> 00:45:50,505
‫بیا به افتخار چیزی بنوشیم.
‫انتخاب‌ـش با تو

477
00:45:53,184 --> 00:45:54,543
‫به افتخار انقلاب

478
00:45:56,664 --> 00:45:59,262
‫چرا که نه؟

479
00:45:59,263 --> 00:46:00,742
‫- به افتخار انقلاب
‫- انقلاب

480
00:46:03,783 --> 00:46:06,982
‫،صحیح، خب. از اونجایی که برای شام دعوت‌ـت کردم
‫با خودم گفتم که برات غذا هم درست کنم

481
00:46:08,262 --> 00:46:11,100
‫یکی از رفقای شکارچی‌ـم
‫امروز صبح توی

482
00:46:11,101 --> 00:46:15,379
‫«شهرک «لرد پک‌وود
‫این‌ دو تا خوشگله رو شکار کرده

483
00:46:15,381 --> 00:46:17,019
‫پیش خودم گفتم خوش‌ـت میاد

484
00:46:17,020 --> 00:46:22,019
‫و اینها، اینها از زیر درخت‌هاش دزدیده شده

485
00:46:25,779 --> 00:46:27,497
‫آقای شلبی...

486
00:46:27,499 --> 00:46:29,457
‫من اومدم تا درمورد کسب‌وکار صحبت کنم

487
00:46:29,458 --> 00:46:32,217
‫بله، من هم همینطور

488
00:46:37,737 --> 00:46:39,695
‫،از کسری دستمزد صرف نظر

489
00:46:39,697 --> 00:46:42,295
‫و برابری حقوق زن و مرد هم تضمین شده

490
00:46:42,296 --> 00:46:44,735
‫می‌تونی به اعضات دستور بدی
‫که فردا برگردن سر کار

491
00:46:47,375 --> 00:46:48,653
‫و منم در عوض فقط لازمه

492
00:46:48,655 --> 00:46:51,014
‫تمام اطلاعات‌ـم از جامعه‌گرایی رو
‫در اختیارتون قرار بدم

493
00:46:52,015 --> 00:46:53,534
‫خواهرتون این رو گفت

494
00:46:55,334 --> 00:46:56,853
‫جین‌ـت رو دوست نداری؟

495
00:46:58,413 --> 00:46:59,652
‫بد نیست

496
00:47:01,253 --> 00:47:02,732
‫بد نیست؟

497
00:47:05,172 --> 00:47:07,371
‫چی می‌خواید درباره‌ی انگیزه‌شون بدونید؟

498
00:47:10,891 --> 00:47:14,209
‫شیوه‌ی نزدیک‌شدن‌ـم به بحران سیاسی فعلی

499
00:47:14,211 --> 00:47:16,690
‫کاملاً شبیه نحوه‌ی نزدیک‌شدن‌ـم
‫به مسابقه‌ی اسب‌سواری‌ـه

500
00:47:19,170 --> 00:47:21,449
‫همون روش برآورد اسب‌ها و سوارها

501
00:47:24,609 --> 00:47:28,247
‫خب، البته که احتمال پیروزیِ
‫اسب پادشاه از بقیه بیشتره

502
00:47:28,248 --> 00:47:32,926
‫ولی سال ۱۹۱۳ هم، وقتی
‫امیلی دیویسون خودش رو

503
00:47:32,928 --> 00:47:35,966
‫،جلوی اسب پادشاه انداخت
‫احتمال پیروزی اون اسب بیشتر از بقیه بود

504
00:47:35,967 --> 00:47:40,765
‫اسامی هواداران حق رأی بانوان رو می‌دونی.
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

505
00:47:40,766 --> 00:47:43,964
‫،اولش همه ازشون می‌خندیدن
‫،ولی حالا ببین

506
00:47:43,966 --> 00:47:46,285
‫زن‌هایی که از وجهه‌ی جدی
‫برخوردارن، همه جا هستن

507
00:47:49,565 --> 00:47:52,923
‫،وقتی درباره‌ی یه مسابقه‌ی اسب‌سواری مطالعه می‌کنم
‫تبار اسب‌ها رو بررسی می‌کنم

508
00:47:52,924 --> 00:47:54,362
‫،و بعدش اون اسب دیگه

509
00:47:54,364 --> 00:47:56,763
‫همونی که می‌خواد
‫اسب پادشاه رو شکست بده...

510
00:47:59,243 --> 00:48:01,561
‫بیا اسمش رو بذاریم دنجروس، باشه؟
‫[ دنجروس = خطرناک ]

511
00:48:01,563 --> 00:48:03,721
‫تباری نداره

512
00:48:03,722 --> 00:48:05,280
‫همین خیلی خطرناک‌ـش می‌کنه

513
00:48:05,282 --> 00:48:09,040
‫روسی. مگه روسی‌بودن
‫تبار محسوب نمی‌شه؟

514
00:48:09,042 --> 00:48:13,321
‫نه، روس‌ها مثل اسب‌های انگلیسی نیستن
‫ما مثل آبجوئیم و اونها مثل بنزین
‫[ آبجو نماد آهستگی و بنزین نماد سرعت ]

515
00:48:14,161 --> 00:48:17,239
‫بخاطر همین برای شام
‫به اینجا دعوت‌ـت کردم

516
00:48:17,240 --> 00:48:19,559
‫حدس می‌زنم افرادی رو که می‌خوان...

517
00:48:21,319 --> 00:48:23,637
‫که می‌خوان این جنگ رو با تفنگ و مهمات

518
00:48:23,639 --> 00:48:25,118
‫واقعی کنن، می‌شناسی

519
00:48:26,719 --> 00:48:29,717
‫،پس، قبل از اینکه شرط‌بندی کنم که کی می‌بره

520
00:48:29,718 --> 00:48:31,757
‫باید بدونم چقدر قدرتمندن...

521
00:48:32,798 --> 00:48:33,917
‫چقدر جدی‌ان...

522
00:48:35,637 --> 00:48:38,956
‫نگرانی‌تون اینه که اگر اون
‫اتفاق غیرقابل‌تصور رخ بده...

523
00:48:40,116 --> 00:48:43,155
‫خودتون در در سنگر اشتباهی ببینید

524
00:48:44,276 --> 00:48:46,994
‫خب، همونطور که می‌تونی ببـینی

525
00:48:46,995 --> 00:48:50,193
‫منم به‌طور طبیعی، هم‌سنگر توئم

526
00:48:50,195 --> 00:48:54,514
‫،و، همونطور که خبر داری
‫یه وقتایی اعتقاداتی داشتم

527
00:48:56,154 --> 00:48:57,553
‫ولی جنگ تغییرتون داد

528
00:48:59,713 --> 00:49:00,752
‫آره

529
00:49:04,592 --> 00:49:06,951
‫مردی که عاشق‌ـش بودم، وقتی
‫برگرشت، توان صحبت کردن نداشت

530
00:49:07,952 --> 00:49:09,071
‫حتی یک کلمه هم نمی‌تونست بگه

531
00:49:11,911 --> 00:49:13,750
‫من از اون موقع حرف‌های
‫درستِ خیلی کمی زدم

532
00:49:16,230 --> 00:49:18,829
‫اونایی که توی فرانسه ما رو
‫لو دادن، دشمنان‌مون هستن

533
00:49:21,109 --> 00:49:23,947
‫تو خودت رو بین اون‌هایی که
‫یه جنگ واقعی می‌خوان، به حساب میاری؟

534
00:49:23,949 --> 00:49:25,747
‫همینطوره

535
00:49:25,749 --> 00:49:27,587
‫عجب

536
00:49:27,588 --> 00:49:30,667
‫،آره. نه فقط توی رؤیاهام
‫وقتی بیدارم هم همینطوره

537
00:49:32,667 --> 00:49:33,866
‫و تنها هم نیستی

538
00:49:35,267 --> 00:49:36,346
‫تنها نیستم

539
00:49:38,226 --> 00:49:40,345
‫عجب

540
00:49:42,026 --> 00:49:46,665
‫درباره‌تون تحقیق کردم
‫ما درباره‌تون تحقیق کردیم

541
00:49:47,945 --> 00:49:50,783
‫شما هیچ‌وقت دوست حکومت نبودی

542
00:49:50,784 --> 00:49:52,503
‫ازت سوءاستفاده کردن

543
00:49:53,784 --> 00:49:56,022
‫و تصور می‌کنم قبلاً فهمیدین که

544
00:49:56,023 --> 00:49:58,901
‫هیچ میزان پولی بهتون اجازه نمی‌ده
‫از مرز فولادی که طبقات و

545
00:49:58,903 --> 00:50:00,942
‫رده‌ها رو از هم جدا می‌کنه رد بشید

546
00:50:03,822 --> 00:50:07,701
‫بله، آره، این رو متوجه شدم

547
00:50:09,541 --> 00:50:12,099
‫افرادی مثل شما، ترس رو
‫به جون‌شون می‌ندازن

548
00:50:12,101 --> 00:50:14,500
‫یکی که کارشون رو بهتر از خودشون بلده

549
00:50:17,020 --> 00:50:19,619
‫به‌نظرت باید نسبت‌ شرطبندی رو عوض کنم؟

550
00:50:24,539 --> 00:50:26,017
‫همه چیز آماده‌ست، تام

551
00:50:26,018 --> 00:50:29,416
‫فقط سوزن‌ـش رو جا بزن و بذار بگرده

552
00:50:29,418 --> 00:50:31,136
‫چند تا صفحه‌ی معروف هم هست
‫صفحه‌ی گرامافون ابزاری برای ذخیره‌سازی ]
‫[ صدا و موسیقی به صورت آنالوگ

553
00:50:31,138 --> 00:50:32,897
‫بیشترشون عاشقانه‌ست

554
00:50:34,817 --> 00:50:35,856
‫ممنون، کرلی

555
00:50:43,096 --> 00:50:44,255
‫غذا تقریباً حاضره

556
00:50:46,215 --> 00:50:48,534
‫بیا قبل از رقص، شام بخوریم، باشه؟

557
00:50:49,854 --> 00:50:51,093
‫پس قراره برقصیم؟

558
00:50:53,054 --> 00:50:54,493
‫گمونم آره

559
00:51:06,532 --> 00:51:08,290
‫به خدا

560
00:51:08,291 --> 00:51:10,329
‫بهم یه سکه‌ی شش پنسی داد
‫و منو فرستاد مغازه تا کره نباتی

561
00:51:10,331 --> 00:51:13,689
‫تخم‌مرغ و نون بخرم

562
00:51:13,690 --> 00:51:14,928
‫و با یه...

563
00:51:14,930 --> 00:51:16,728
‫کلاه سیلندری و یه نارگیل برگشتی؟

564
00:51:16,730 --> 00:51:20,408
‫تمام پول‌مون برای کل اون هفته‌ی وامونده
‫همونقدر بود

565
00:51:20,409 --> 00:51:23,487
‫و مامانم با ماهیتابه‌ی وامونده افتاد به جونم

566
00:51:23,489 --> 00:51:25,847
‫آخه چرا یه کلاه سیلندری و یه نارگیل خریدی؟

567
00:51:25,848 --> 00:51:30,366
‫چون فکر کردم لیاقت‌ـش رو داره.
‫فکر کردم همه‌مون لیاقت‌ـش رو داریم

568
00:51:30,368 --> 00:51:35,206
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونستم درک کنم
‫چرا آدمایی مثل ما

569
00:51:35,207 --> 00:51:37,046
‫تنها غذاشون نون و چربی خوک‌ـه...

570
00:51:38,846 --> 00:51:42,805
‫و می‌خواستم متفاوت باشم.
‫خواسته‌م این بود

571
00:51:45,445 --> 00:51:46,644
‫متفاوت هم هستی

572
00:51:48,844 --> 00:51:49,963
‫خب...

573
00:51:52,124 --> 00:51:56,283
‫وقتی اون عکس گرتا جوروسی
‫رو نشون‌ـت دادم، قیافه‌ت عوض شد

574
00:52:00,282 --> 00:52:03,400
‫اون می‌خواست همه چیز متقاوت باشه...

575
00:52:03,402 --> 00:52:04,801
‫کُل دنیا

576
00:52:06,241 --> 00:52:07,640
‫منم همینطور

577
00:52:12,320 --> 00:52:13,679
‫بازم موسیقی گوش بدیم؟

578
00:52:20,719 --> 00:52:22,758
‫تو ازدواج کرده بودی
‫ولی زن‌ـت کُشته شد

579
00:52:27,638 --> 00:52:30,717
‫خداحافظ ای سیه‌پر» تو رو یاد عزیزت می‌ندازه؟»

580
00:52:31,837 --> 00:52:32,876
‫بله

581
00:52:34,477 --> 00:52:36,435
‫صحیح، آهسته یا تند؟

582
00:52:36,436 --> 00:52:38,634
‫بهتره آهسته باشه
‫بهتره بشینم

583
00:52:38,636 --> 00:52:39,675
‫آخه مست‌ـم

584
00:52:45,795 --> 00:52:46,874
‫یالا

585
00:52:55,333 --> 00:53:00,332
‫♪ DARA MACMAHON - The Boy I Love is up in the Gallery ♪

586
00:53:10,951 --> 00:53:12,350
‫تامی، بهمون کمک می‌کنی؟

587
00:53:51,504 --> 00:53:54,543
‫به‌زودی

588
00:53:59,302 --> 00:54:03,740
‫ترتیب ملاقات با آدم‌های مناسب رو بده

589
00:54:03,742 --> 00:54:05,421
‫و منم اونجا خواهم بود

590
00:54:17,739 --> 00:54:22,857
‫وینی، یالا، پسر.
‫حرومزاده‌ی تنبل، بیا اینجا ببینم

591
00:54:22,858 --> 00:54:24,137
‫اینجا، یه خرده‌شو می‌خوای؟

592
00:54:27,698 --> 00:54:29,936
‫اتاق... چیزه... پاک‌ـه، آقای شلبی

593
00:54:29,937 --> 00:54:32,296
‫خیلی‌خب.
‫همه‌ی درها رو قفل کنید

594
00:54:33,617 --> 00:54:35,496
‫خیلی‌خب، پسرا، همه‌ی درها رو قفل کنید

595
00:54:43,735 --> 00:54:47,534
‫سلاح همراهـتون نباشه!
‫سلاح همراهـتون باشه نمی‌تونید برید داخل

596
00:54:53,653 --> 00:54:54,732
‫برو!

597
00:54:58,212 --> 00:54:59,691
‫آرتور!

598
00:55:00,852 --> 00:55:03,811
‫- می‌تونم شرطبندی رو شروع کنم؟
‫- آره، شروع کن. تو!

599
00:55:10,450 --> 00:55:12,048
‫آقایون

600
00:55:12,050 --> 00:55:15,328
‫خب، حالا بهم گوش بدید.
‫همه‌ی پول‌تون رو روی گُلد می‌بندید، می‌شنوید چی می‌گم؟

601
00:55:15,330 --> 00:55:17,249
‫شـب مبارزه‌ست

602
00:55:22,488 --> 00:55:28,565
‫،یالا، پسرا، پیش من شرط‌بندی کنید
‫جانی داگز درستکار

603
00:55:28,567 --> 00:55:34,405
‫،تنها نمایش شهر
‫،بفرمان برادران پاسبان ویژه‌‌مون

604
00:55:34,406 --> 00:55:37,805
‫پیکی بلایندرهای وامونده

605
00:55:52,363 --> 00:55:58,001
‫بانی‌جون. برو که بریم، پسر.
‫ببر درون‌ـت رو آزاد کن

606
00:55:58,002 --> 00:55:59,320
‫یالا

607
00:55:59,322 --> 00:56:00,960
‫الان‌ـشم ببر درونم آزاده

608
00:56:00,962 --> 00:56:02,201
‫منطقی‌ـه

609
00:56:03,481 --> 00:56:04,799
‫بانی

610
00:56:04,801 --> 00:56:06,919
‫اگه توی راند چهارم
‫گولایث رو نقش بر زمین کنی

611
00:56:06,921 --> 00:56:09,119
‫آقای شلبی بیست درصد سود رو بهت می‌ده

612
00:56:09,120 --> 00:56:11,759
‫برادر، خیلی وقت‌ـه توی قفس بودی

613
00:56:14,600 --> 00:56:16,679
‫،اگه قراره زن‌ها خوش‌گذرونی کنن
‫منم قراره خوش‌بگذرونم

614
00:57:05,000 --> 00:57:10,000
‫:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
‫Raylan Givens

