1
00:00:01,203 --> 00:00:04,917
‫آقای شلبی، شما حال‌تون سر جاش
‫نیست. باید به یک پزشک زنگ بزنم

2
00:00:04,919 --> 00:00:07,598
‫فقط خودمم که دارم با خودم
‫در مورد خودم صحبت می‌کنم

3
00:00:07,600 --> 00:00:10,398
‫مایکل، تو قراره بری نیویورک

4
00:00:10,400 --> 00:00:11,518
‫چرا؟

5
00:00:11,520 --> 00:00:15,398
‫چون شرکت توی آمریکا تجارتی
‫داره که باید بهش رسیدگی بشه

6
00:00:15,400 --> 00:00:18,120
‫تو می‌دونستی که قراره به من شلیک بشه...

7
00:00:18,920 --> 00:00:21,480
‫و این رو انتخاب کردی که به من نگی

8
00:00:22,280 --> 00:00:24,080
‫من مادرم رو انتخاب کردم

9
00:00:25,080 --> 00:00:30,478
‫توماس شلبی، حزب کارگر
‫تعداد آرا ۴۸ هزار و ۵۶۴ نفر

10
00:00:36,720 --> 00:00:38,518
‫من از طرف تو به یک پزشک مراجعه کردم

11
00:00:38,520 --> 00:00:42,400
‫وقتی دست از کار می‌کشی، شروع
‫می‌شه. وقتی استراحت می‌کنی

12
00:00:57,000 --> 00:00:59,760
‫آقای شلبی، شما باید استراحت کنید

13
00:01:01,760 --> 00:01:04,000
‫یه چیزی رو یاد گرفتم، فرانسیس

14
00:01:05,080 --> 00:01:08,598
‫در این دنیا، استراحتی برای من وجود نداره

15
00:01:08,600 --> 00:01:11,040
‫شاید در دنیای بعدی وجود داشته باشه

16
00:01:15,450 --> 00:01:18,070
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">دو سـال بـعـد</font> »

17
00:01:21,550 --> 00:01:24,150
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">لـیـکـی هـیـلـز</font> »

18
00:01:24,151 --> 00:01:30,470
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">بـیـسـت‌ونـهـم اکـتـبـر ۱۹۲۹</font> »

19
00:01:41,000 --> 00:01:46,000
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

20
00:01:46,500 --> 00:01:50,500
‫♪ Nick Cave & The Bad Seeds - Red Right Hand ♪

21
00:01:50,555 --> 00:02:00,555
‫زیرنویس مورد نظر برای پخش در رایانه تنظیم شده :<font color="#ff۰۰۰۰">توجه</font>.
‫<font color="#۰۰۸۰۰۰">پات‌پلیر</font> برای نمایش هرچه بهتر زیرنویس‌ها در رایانۀ خود از نرم‌افزار »
‫« انتخاب کنید <font color="#۰۰۸۰۰۰">اندازۀ ۲۲</font> با <font color="#۰۰۸۰۰۰">B Yekan</font> استفاده کرده و فونت نرم‌افزار را

22
00:02:29,120 --> 00:02:30,638
‫آرتور؟

23
00:02:30,640 --> 00:02:34,160
‫«ما نمی‌تونیم ضمانتی که خواستارش هستید رو به شما بدیم»

24
00:02:35,280 --> 00:02:38,440
‫«ما توقع پرداخت کامل رو داریم»

25
00:02:39,480 --> 00:02:41,720
‫:این هم از بخش مورد علاقۀ من

26
00:02:42,520 --> 00:02:46,998
‫«ما تا حالا هرگز چیزی از آدم‌های شما نشنیدیم»

27
00:02:47,000 --> 00:02:51,398
‫«پس، از تهدیدهای شما واهمه‌ای نداریم»

28
00:02:51,400 --> 00:02:57,600
‫و به اسم «فرشتگان مجازات» امضاش کردن

29
00:02:59,520 --> 00:03:01,560
‫هوم

30
00:03:29,480 --> 00:03:31,438
‫اونا می‌گن تا حالا چیزی از ما نشنیدن

31
00:03:31,440 --> 00:03:35,078
‫پس به آبراما و عسایا بگو
‫خودشون رو معرفی کنن

32
00:03:35,080 --> 00:03:36,558
‫و فیـن...

33
00:03:36,560 --> 00:03:38,840
‫تو خودت رو درگیر این ماجرا نکن

34
00:04:24,550 --> 00:04:28,900
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">شـرکـت شـلـبـی - دیـتـرویـت، ایـالـات مـتـحـدۀ آمـریـکا</font> »

35
00:05:14,480 --> 00:05:16,400
‫بله؟

36
00:05:19,600 --> 00:05:21,038
‫صبر کن

37
00:05:21,040 --> 00:05:23,040
‫صبر کن، صبر کن. یک‌بار
‫دیگه حرفت رو تکرار کن

38
00:05:25,400 --> 00:05:26,838
‫نه

39
00:05:26,840 --> 00:05:28,920
‫نه، این امکان نداره

40
00:05:39,000 --> 00:05:43,800
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">مـونـت‌کـارلـو</font> »

41
00:05:53,360 --> 00:05:57,320
‫پیتر، خلبان زیبای من...

42
00:06:01,520 --> 00:06:08,160
‫حالا، می‌شه لطفاً من رو به همراه پول‌هایی که
‫برنده شدم پرواز بدی و به انگلستان برگردونی؟

43
00:06:18,960 --> 00:06:21,560
‫دو قاشق پُر شکر برای من، لطفاً

44
00:06:22,480 --> 00:06:24,038
‫اون یکی که پُر بود کجاست؟

45
00:06:24,040 --> 00:06:25,958
‫ببین، روبـی

46
00:06:25,960 --> 00:06:27,920
‫بابا که رفته بود تماس تلفنی بگیره، برگشته

47
00:06:28,840 --> 00:06:32,640
‫حالا دیگه همه‌چی درست می‌شه

48
00:07:00,680 --> 00:07:03,120
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">لـایـم‌هـَوس، لـندن</font> »

49
00:07:36,880 --> 00:07:38,918
‫نه، نه

50
00:07:38,920 --> 00:07:40,880
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

51
00:07:50,560 --> 00:07:53,718
‫نه، نه

52
00:07:58,440 --> 00:08:00,838
‫الو؟

53
00:08:00,840 --> 00:08:03,080
‫آرتور! آرتور، تامی کجاست؟

54
00:08:09,400 --> 00:08:11,638
‫فقط پیداش کن و بهش
‫بگو ما خیلی ضرر کردیم!

55
00:08:11,640 --> 00:08:13,678
‫همون‌جا بمون. از جات تکون نخور

56
00:08:13,680 --> 00:08:16,040
‫از تامی باخبر می‌شی

57
00:08:17,160 --> 00:08:19,518
‫آرتور، از چی حرف می‌زنی؟
‫این چطور ممکنه؟

58
00:08:19,520 --> 00:08:21,518
‫ممکنه، چون امروز صبح...

59
00:08:21,520 --> 00:08:23,998
‫ساعت ۶ صبح در نیویورک...

60
00:08:24,000 --> 00:08:27,598
‫بازار بورس وال‌استریت سقوط کرد
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: واژگون شد ]</font>

61
00:08:27,600 --> 00:08:29,518
‫مثل یک لوکوموتیو

62
00:08:29,520 --> 00:08:32,358
‫ما هم قطعاً سوار اون لوکوموتیو بودیم

63
00:08:39,880 --> 00:08:42,158
‫گُه بگیرن

64
00:08:54,960 --> 00:08:57,358
‫- هی، یالا، لباس عوض کن!
‫- خدایا!

65
00:08:57,360 --> 00:08:59,358
‫ماشین رو بیار

66
00:09:06,640 --> 00:09:09,438
‫ما باید از این‌جا بریم. عجله کن، یالا!

67
00:09:09,440 --> 00:09:11,678
‫دارم میام!

68
00:09:11,680 --> 00:09:14,678
‫برنامه تغییر کرده. ما
‫دیگه به لندن نمی‌ریم

69
00:09:14,680 --> 00:09:17,758
‫- مستقیم می‌ریم بیرمنگام
‫- مسافرین دیگه‌ای هم وجود داره

70
00:09:17,760 --> 00:09:19,238
‫دیگه نداره

71
00:09:46,800 --> 00:09:48,838
‫اگه داری می‌ری انگلستان، منم باهات میام

72
00:09:48,840 --> 00:09:50,918
‫- نه. نه
‫- من دوستت دارم، تو هم من رو دوست داری

73
00:09:50,920 --> 00:09:53,558
‫- واقعیت اینه
‫- جینا، صبر کن، بیخیال

74
00:09:53,560 --> 00:09:56,720
‫- می‌خوام با خانواده‌ت آشنا بشم
‫- نه، نمی‌خوای

75
00:10:10,760 --> 00:10:13,240
‫آخ!

76
00:10:40,320 --> 00:10:42,680
‫حالا دیگه از ما چیزی شنیده‌ای

77
00:10:51,960 --> 00:10:53,718
‫یالا

78
00:10:53,720 --> 00:10:55,438
‫مبل. مبل!

79
00:10:55,440 --> 00:10:58,998
‫یه چیزی برای خون بیار. خواهرم زنده‌ام نمی‌ذاره

80
00:10:59,000 --> 00:11:00,718
‫چشم‌های کورت رو وا کن!

81
00:11:00,720 --> 00:11:02,998
‫اون هزاران پوند خرج این آشغال کرده

82
00:11:04,520 --> 00:11:07,440
‫برام یه مقدار مشروب بیار

83
00:11:11,840 --> 00:11:15,720
‫فقط اون وامونده رو از توی بدنم
‫درآر و بخیه‌ام بزن. انجامش بده

84
00:11:18,360 --> 00:11:20,840
‫پسرۀ پیکی، تیغ‌ـت رو بده بهم

85
00:11:26,360 --> 00:11:27,758
‫کافیه دیگه

86
00:11:27,760 --> 00:11:30,638
‫نمی‌خوای که روی اثاثیۀ خواهرت بالا بیاری

87
00:11:31,840 --> 00:11:35,158
‫- می‌دونی داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- من هزاران بار این کار رو انجام دادم

88
00:11:35,160 --> 00:11:39,238
‫یک‌بار یک گلوله رو از بین دوتا دنده
‫در آوردم. با فاصلۀ ۲.۵ سانتی از قلب

89
00:11:39,240 --> 00:11:40,798
‫این رو هم بگم که اون یک اسب بود

90
00:11:40,800 --> 00:11:42,678
‫و اسب‌ـه هم مـُرد

91
00:11:42,680 --> 00:11:44,680
‫نگه‌ش دار، نگه‌ش دار

92
00:11:57,120 --> 00:11:59,840
‫ایناهاش، یک گلولۀ کوچولو

93
00:12:01,000 --> 00:12:04,758
‫- این‌جا چه خبره؟
‫- اوه، تُف

94
00:12:04,760 --> 00:12:06,598
‫سلام، ایدا

95
00:12:06,600 --> 00:12:09,400
‫گُم شید بیرون، جفت‌تون

96
00:12:17,000 --> 00:12:20,240
‫- این رو بذار روی زخم. و فشار بده
‫- گم شو بیرون

97
00:12:21,400 --> 00:12:24,998
‫من خیلی متأسفم، ایدا. اونا
‫مجسمۀ یک زن لاغر رو شکستن

98
00:12:25,000 --> 00:12:27,198
‫مجسمه‌های وامونده

99
00:12:27,200 --> 00:12:29,038
‫تامی چی بهت گفته بود؟

100
00:12:29,040 --> 00:12:34,520
‫- شلبی‌ها وارد مسائل مسابقه‌ای (شرط‌‌بندی) نمی‌شن
‫- چیه؟ تا اعتبار وامونده‌ش رو حفظ کنه؟            - هی!

101
00:12:35,120 --> 00:12:37,878
‫به من گوش کن. ما یک فرصت داریم

102
00:12:37,880 --> 00:12:40,438
‫تامی اون فرصت رو بهمون داده

103
00:12:40,440 --> 00:12:44,598
‫اون قدرت داره، ما پول داریم، و
‫گذشته‌مون رو پشت سر گذاشتیم

104
00:12:44,600 --> 00:12:47,958
‫و تؤ بی‌مغز، زندگی طولانی
‫ارزشمندی داری، فیـن

105
00:12:47,960 --> 00:12:50,678
‫یه بند انگشت به چپ‌تر خورده
‫بود، کارـت تموم شده بود

106
00:12:54,040 --> 00:12:56,718
‫نیازی نیست چیزی رو ثابت کنی، فیـن

107
00:12:56,720 --> 00:12:59,960
‫نیازی نیست هیچی رو ثابت کنی

108
00:13:06,920 --> 00:13:10,438
‫- بابا، بابا
‫- یالا، بیا، یالا، بیا این‌جا

109
00:13:10,440 --> 00:13:13,038
‫بیا این‌جا، بیا این‌جا

110
00:13:13,040 --> 00:13:15,758
‫حالا، چی‌کارها کردی، هان؟

111
00:13:15,760 --> 00:13:17,680
‫تمومش کن، جانی

112
00:13:20,720 --> 00:13:23,360
‫خیلی‌خب، شنیدین آقا
‫چی گفت. شروع کنیم

113
00:13:31,080 --> 00:13:32,878
‫چارلز کجاست؟

114
00:13:32,880 --> 00:13:35,478
‫توی گاری‌ـه. بیرون نمیاد

115
00:13:35,480 --> 00:13:37,518
‫صحبت‌های جانی به زبان «راکــر» رو شنید
‫<font color="#ffff۸۰">[ زبان کولی‌های رومانیایی، مخلوطی از زبان انگلیسی و رومانیایی ]</font>

116
00:13:37,520 --> 00:13:39,998
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کنیم
‫زبان کولی‌ها رو متوجه می‌شه

117
00:13:40,000 --> 00:13:41,958
‫شنید که اون گفت تو به اسب‌ـه شلیک کردی

118
00:13:41,960 --> 00:13:47,040
‫من بهش گفتم که از سر دل‌سوزی بوده. گفتم این کاری‌ـه که
‫وقتی یک اسب مریض می‌شه، انجام می‌دی. اون متوجه نمی‌شه

119
00:13:47,920 --> 00:13:51,320
‫بابا، چرا بهش شلیک کردی؟

120
00:13:55,000 --> 00:13:58,638
‫چارلی، همین حالا بیا بیرون.
‫بیا قال‌ـش رو بکّنیم

121
00:14:00,280 --> 00:14:02,960
‫چارلز، بیا این‌جا

122
00:14:05,720 --> 00:14:07,440
‫بشین

123
00:14:11,600 --> 00:14:13,440
‫حالا، بهم گوش کن

124
00:14:15,360 --> 00:14:17,638
‫اسب تو مریض بود. درد می‌کشید

125
00:14:17,640 --> 00:14:22,120
‫دامپزشک نتونست کاری کنه، حتی «کـرلی» هم
‫نتونست کاری کنه. من به خواب فرو بردمش

126
00:14:22,800 --> 00:14:25,998
‫- این کاری‌ـه که باید انجام بدی
‫- نه! این کاری‌ـه که «تــو» انجام می‌دی!

127
00:14:26,000 --> 00:14:31,080
‫به اسب‌ها شلیک می‌کنی! به آدم‌ها
‫شلیک می‌کنی! همه همین رو می‌گن!

128
00:15:08,920 --> 00:15:11,240
‫«دنـجـروس»
‫اسب زیبای من

129
00:15:13,640 --> 00:15:15,400
‫وحشی‌تر از اون‌که مسابقه بدی

130
00:15:16,480 --> 00:15:18,720
‫شلاق و تازیانه رو تحمل نمی‌کردی

131
00:15:19,960 --> 00:15:22,360
‫باید یک اسب جنگی می‌شدی

132
00:15:23,600 --> 00:15:25,680
‫خسته از علف‌زار

133
00:15:27,960 --> 00:15:30,920
‫نمی‌تونستی آرامش و سکوت رو تحمل
‫کنی. از زندگی دست کشیدی...

134
00:15:32,000 --> 00:15:34,080
‫و الآن آزادی

135
00:15:37,920 --> 00:15:39,960
‫در چلۀ زمستان غم‌افزا...

136
00:15:43,680 --> 00:15:45,800
‫داری گریه می‌کنی

137
00:16:18,760 --> 00:16:20,838
‫تام...

138
00:16:20,840 --> 00:16:21,998
‫متأسفم

139
00:16:22,000 --> 00:16:25,038
‫نمی‌دونستم پسرت به زبان راکـر صحبت می‌کنه

140
00:16:25,040 --> 00:16:27,040
‫پُرش کن، جانی

141
00:16:32,320 --> 00:16:34,438
‫مشکلی نیست

142
00:16:34,440 --> 00:16:36,918
‫به خونه زنگ زدم، به دفتر

143
00:16:36,920 --> 00:16:39,120
‫اما اگر بهت بگم...

144
00:16:40,240 --> 00:16:42,040
‫باورت نمی‌شه

145
00:16:44,080 --> 00:16:45,718
‫پس بهت نشون می‌دم

146
00:16:45,720 --> 00:16:47,720
‫ها؟

147
00:16:50,000 --> 00:16:53,720
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">میلیاردها در سقوط وال‌استریت از دست رفت</font> :عنوان روزنامه »

148
00:16:59,840 --> 00:17:03,118
‫روز جمعه به مایکل گفتم که این اتفاق می‌اُفته

149
00:17:03,120 --> 00:17:04,998
‫آره

150
00:17:05,000 --> 00:17:11,638
‫مایکل وامونده... گفت دلال سهام بهش
‫مشاوره داده که هزینه‌ها برمی‌گرده

151
00:17:11,640 --> 00:17:14,360
‫همه همین رو می‌گفتن

152
00:17:18,120 --> 00:17:20,040
‫اون سهام رو نگه داشت

153
00:17:25,960 --> 00:17:28,720
‫- مایکل نگه‌شون داشت؟
‫- آره

154
00:17:35,600 --> 00:17:37,760
‫مایکل

155
00:17:44,600 --> 00:17:48,080
‫- مایکل نگه‌شون داشت؟
‫- آره

156
00:17:50,440 --> 00:17:52,480
‫مایکل نگه‌شون داشت

157
00:17:53,520 --> 00:17:57,040
‫و به رقصیدن و بازی‌درآوردن و...

158
00:17:57,840 --> 00:17:59,960
‫سکس با کوکائین ادامه داد

159
00:18:01,200 --> 00:18:02,840
‫چارلی!

160
00:18:04,160 --> 00:18:06,120
‫چارلی، همین حالا بیا بیرون!

161
00:18:07,040 --> 00:18:08,958
‫بچه‌ـه هیچ‌وقت گوش نمی‌کنه

162
00:18:08,960 --> 00:18:11,480
‫هیچ‌وقت گوش نمی‌کنه، لیزی!

163
00:18:12,880 --> 00:18:19,038
‫من باید چی‌کار کنم تا مردم
‫گوش‌شون به من بدهکار بشه؟!

164
00:18:19,040 --> 00:18:21,278
‫گندش بزنن

165
00:18:21,280 --> 00:18:23,480
‫حالا چی‌کار کنیم، تامی؟

166
00:18:26,320 --> 00:18:28,240
‫چی‌کار کنیم؟

167
00:18:32,240 --> 00:18:39,598
‫«لیزی، تو با آرتور برو بیرمنگام، توی هتل «میدلند
‫اقامت می‌کنی. آرتور، قرارِ یک جلسۀ همگانی

168
00:18:39,600 --> 00:18:42,638
‫بین اعضای هیئت مدیره برای فردا ظهر بذار

169
00:18:42,640 --> 00:18:44,478
‫یک جلسۀ همگانی وامونده

170
00:18:44,480 --> 00:18:47,278
‫امروز چی، ها؟
‫امروز چه موردی داره، تام؟

171
00:18:47,280 --> 00:18:49,478
‫- باید یه مقدار فکر کنم
‫- باشه

172
00:18:49,480 --> 00:18:52,038
‫این کار رو تنهایی بهتر انجام می‌دی، مگه نه؟

173
00:18:52,040 --> 00:18:54,358
‫من هیچ‌وقت خودم تنها نخواهم
‫بود. هرگز خودم تنها نیستم

174
00:18:54,360 --> 00:18:58,878
‫لیزی، راننده برای تو. فردا برگرد

175
00:18:58,880 --> 00:19:01,480
‫و آرتور، به پسرم بگو...

176
00:19:02,080 --> 00:19:05,318
‫گاهی اوقات... مرگ یه لطفه

177
00:19:05,320 --> 00:19:07,280
‫یالا

178
00:19:57,880 --> 00:19:59,800
‫دیگه چیه؟

179
00:20:00,680 --> 00:20:02,478
‫من چی‌ام، یه جن؟

180
00:20:02,480 --> 00:20:05,320
‫من رو با بطری کوچیک
‫مخدرت احضار می‌کنی؟

181
00:20:06,440 --> 00:20:11,240
‫این رو برای تحمل درد مصرف
‫می‌کنم. تا گرم بمونم

182
00:20:18,600 --> 00:20:20,600
‫برای اینه؟

183
00:20:21,280 --> 00:20:23,080
‫گرما؟

184
00:20:25,920 --> 00:20:27,960
‫گرما

185
00:20:30,760 --> 00:20:32,960
‫این‌همه مدت...

186
00:20:33,760 --> 00:20:35,600
‫می‌دونم

187
00:20:37,880 --> 00:20:40,120
‫عشق ما هنوز پابرجاست

188
00:20:43,600 --> 00:20:46,440
‫اما تو باید به نداهایی که
‫می‌شنوی، گوش بدی

189
00:20:49,400 --> 00:20:51,720
‫کاری که بهت می‌گن رو انجام بدی

190
00:20:53,480 --> 00:20:55,480
‫خیلی کار برای انجام‌دادن هست، گریس

191
00:20:57,600 --> 00:20:59,680
‫بچه‌ها...

192
00:21:03,720 --> 00:21:06,160
‫باید خداحافظی کنم

193
00:21:08,720 --> 00:21:10,800
‫باید بخوابم

194
00:21:12,120 --> 00:21:14,200
‫فقط فکر کن، تام

195
00:21:24,840 --> 00:21:27,160
‫لیندا!

196
00:21:31,720 --> 00:21:36,358
‫این‌جائی، ها؟

197
00:21:39,920 --> 00:21:42,678
‫تو رئیس هیئت مدیره‌ای، آرتور.
‫پس مثل یک رئیس رفتار کن

198
00:21:42,680 --> 00:21:44,840
‫رئیس هیئت مدیره‌ام، آره؟

199
00:21:46,800 --> 00:21:49,038
‫نه

200
00:21:49,040 --> 00:21:53,520
‫من دربان وامونده‌ام، لیندا، ها؟

201
00:21:54,360 --> 00:21:57,600
‫و تو امشب با این لباس
‫این‌جا نخواهی اومد، عشقم

202
00:22:00,640 --> 00:22:03,320
‫تامی من رو رئیس هیئت مدیره کرده، تا...

203
00:22:04,640 --> 00:22:06,800
‫خودش کار خلافی نکنه

204
00:22:08,920 --> 00:22:10,920
‫این یک توافق‌ـه

205
00:22:11,560 --> 00:22:13,480
‫یک فرصت‌ـه

206
00:22:25,440 --> 00:22:28,520
‫من می‌دونم کی هستم، لیندا

207
00:22:31,160 --> 00:22:33,800
‫می‌دونم کی هستم. و با
‫این موضوع مشکلی ندارم...

208
00:22:34,720 --> 00:22:36,400
‫بالأخره

209
00:22:37,320 --> 00:22:39,360
‫می‌تونم باهاش بسازم

210
00:22:52,920 --> 00:22:55,120
‫و به این احتیاج دارم که تو هم با
‫این موضوع مشکلی نداشته باشی

211
00:22:58,800 --> 00:23:03,158
‫به این احتیاج دارم که باهاش
‫مشکلی نداشته باشی، خب؟

212
00:23:03,160 --> 00:23:05,480
‫چیه، ها؟

213
00:23:06,440 --> 00:23:08,360
‫و تو چی می‌خوای، هوم؟

214
00:23:09,400 --> 00:23:12,320
‫چیه، رئیس هیئت مدیره رو می‌خوای، آره؟

215
00:23:12,960 --> 00:23:18,360
‫با کیف‌دستی باکلاس و خودنویس طلاش، ها؟

216
00:23:20,040 --> 00:23:22,080
‫چی می‌خوای؟

217
00:23:22,960 --> 00:23:24,600
‫رئیس هیئت مدیره...

218
00:23:25,480 --> 00:23:27,678
‫یا دربان؟ ها؟

219
00:23:27,680 --> 00:23:32,400
‫فکر کردی ما سکس می‌کنیم و همه‌چی درست
‫می‌شه و من ساکت می‌شم. خب، نمی‌شم

220
00:23:33,720 --> 00:23:37,198
‫هر هفته، برادرت توی لندن نقش رابین هود رو بازی می‌کنه...

221
00:23:37,200 --> 00:23:40,438
‫قهرمان مردم، در حالی که تو این‌جا داری
‫براش تشکلیات خلاف‌کاری‌ـش رو می‌گردونی

222
00:23:40,440 --> 00:23:46,680
‫و بر اساس «توافق»ـتون اگر اتفاقی بیوفته، توئی که گناه‌ها
‫رو گردن می‌گیری، حبس می‌کشی یا اعدام می‌شی

223
00:23:52,160 --> 00:23:54,680
‫- و تو چی می‌خوای؟
‫- من می‌خوام که تو....

224
00:23:56,080 --> 00:24:01,558
‫از فرصتی که خدا و بازار بورس نیویورک
‫پیشکش‌ـت کردن استفاده کنی

225
00:24:02,600 --> 00:24:04,798
‫آقای شلبی، جلسه به‌زودی شروع می‌شه

226
00:24:04,800 --> 00:24:07,120
‫باشه، خیلی‌خب

227
00:24:08,760 --> 00:24:10,999
‫الآن میام

228
00:24:11,000 --> 00:24:15,000
‫♪ Black Strobe - I'm A Man ♪

229
00:24:39,520 --> 00:24:41,560
‫ممنون، ادنا

230
00:24:46,280 --> 00:24:49,280
‫در رو هم ببند

231
00:24:53,520 --> 00:24:55,960
‫خیلی‌خب، حالا...

232
00:24:56,840 --> 00:24:58,760
‫اونا خوش‌مزه‌ان

233
00:24:59,480 --> 00:25:00,920
‫شروع کنیم...

234
00:25:01,760 --> 00:25:06,120
‫دیروز، همو‌ن‌طور که همه‌تون می‌دونین
‫یک فاجعۀ وامونده...

235
00:25:08,000 --> 00:25:11,318
‫یک فاجعۀ وحشتناک اتفاق افتاد، خب؟

236
00:25:11,320 --> 00:25:13,080
‫فقط برای ما نبوده

237
00:25:14,000 --> 00:25:15,760
‫برای تمام دنیا بوده

238
00:25:17,480 --> 00:25:20,280
‫در نیویورک اتفاق افتاد

239
00:25:20,920 --> 00:25:22,438
‫اون‌جا اتفاق افتاد

240
00:25:22,440 --> 00:25:24,440
‫و به آرامی تا لندن کشیده شد

241
00:25:25,200 --> 00:25:29,120
‫و بعد، هنگ‌کنگ وامونده، خب؟

242
00:25:31,680 --> 00:25:34,160
‫همه‌چیز، همه‌چیز رفت روی هوا

243
00:25:34,720 --> 00:25:38,760
‫خب، در واقع همه‌چیز پایین کشیده شد، ولی...

244
00:25:42,120 --> 00:25:46,000
‫ما تنها کسانی نبودیم که از
‫این موضوع صدمه دیدیم...

245
00:25:47,800 --> 00:25:49,640
‫تمام دنیا صدمه دید

246
00:25:50,240 --> 00:25:52,040
‫افراد بسیاری

247
00:25:53,040 --> 00:25:54,518
‫توی روزنامه‌ها هست

248
00:25:54,520 --> 00:25:56,238
‫کل اخبار رو فرا گرفته

249
00:25:56,240 --> 00:25:58,600
‫- همه در موردش صحبت می‌کنن
‫- آرتور؟

250
00:25:59,280 --> 00:26:01,318
‫بهتر نیست منتظر توماس بمونیم؟

251
00:26:01,320 --> 00:26:04,920
‫پالی، آرتور الآن رئیس هیئت مدیره‌ست

252
00:26:06,280 --> 00:26:09,878
‫آقای رئیس، چه بسا در مدتی که منتظر توماس هستیم...

253
00:26:09,880 --> 00:26:15,198
‫شاید بتونم از سنگینی فضا بکاهم و به‌عنوان عضو به‌نسبت
‫جدید این شرکت ابراز کنم که باعث افتخار بنده‌ست که

254
00:26:15,200 --> 00:26:23,198
‫،عضو هیئت مدیره‌ای هستم که زنان زیادی در اون هستن
‫و تمام زنانی که هم باهوش و هم پُر زینت هستن

255
00:26:23,200 --> 00:26:26,678
‫آره، خب، ما شرکت خیلی نوینی هستیم، آقای گریـن

256
00:26:26,680 --> 00:26:33,638
‫- واقعاً              - هرچند هنوز در میان ما کسانی
‫هستن که به ارزش‌های سنتی خودشون چسبیدن

257
00:26:36,360 --> 00:26:38,200
‫تا کجا پیش رفتیم؟

258
00:26:38,960 --> 00:26:41,238
‫ثابت کردیم که زنان پُر زینت هستن

259
00:26:41,240 --> 00:26:43,278
‫ما تازه نشستیم، تام

260
00:26:43,280 --> 00:26:46,958
‫در واقع، آرتور اسنادی داره که می‌خواد پخش کنه

261
00:26:46,960 --> 00:26:50,000
‫آره؟ چه اسنادی؟

262
00:26:51,080 --> 00:26:55,678
‫تازه داشتم برای همه توضیح
‫می‌دادم، تام. خب، ما به فنا رفتیم

263
00:26:55,680 --> 00:26:59,240
‫- درست نیست، ها؟
‫- هم آره و هم نه

264
00:27:00,120 --> 00:27:03,958
‫درسته که بخش زیادی از سرمایۀ شرکت...

265
00:27:03,960 --> 00:27:07,198
‫در بازار بورس آمریکا سرمایه‌گذاری شده بود

266
00:27:07,200 --> 00:27:09,520
‫سرمایه‌گذاری شده بود یا پنهان؟

267
00:27:10,240 --> 00:27:12,638
‫تمام مبالغ سرمایه‌گذاری شده
‫به تأیید هیئت مدیره رسیده، لیندا

268
00:27:12,640 --> 00:27:16,040
‫فقط اونایی که ثبت شدن، توماس

269
00:27:16,880 --> 00:27:21,600
‫لیندا، بعد از این جلسه، یک جلسۀ دیگه
‫فقط برای اعضای خانواده برگزار خواهد شد

270
00:27:22,320 --> 00:27:24,120
‫در این مورد رأی‌گیری کردیم؟

271
00:27:28,520 --> 00:27:31,480
‫- آرتور
‫- «آرتور، نمی‌تونی همسرت رو کنترل کنی؟»

272
00:27:32,240 --> 00:27:34,960
‫ما شرکت خیلی نوینی هستیم، آقای گریـن

273
00:27:38,240 --> 00:27:47,800
‫بخوام دقیق بگم، تمام دارایی‌ای که انتقال دادیم به بازار بورس
‫نیویورک، الآن به ازای هر دلارش، ده سنت قابل برگشت هست

274
00:27:48,560 --> 00:27:52,518
‫و «بانک نولان آمریکا»، که پول‌های نقدمون
‫رو درش سرمایه‌گذاری کرده بودیم...

275
00:27:52,520 --> 00:27:56,438
‫برای سپرده‌مون، به ازای هر دلار
‫پنج سنت پیشنهاد می‌ده

276
00:27:56,440 --> 00:27:59,158
‫آره

277
00:27:59,160 --> 00:28:04,040
‫- جای امیدواری هست
‫- چطور؟ اون‌تو چی داری؟ یه چوب‌دستی جادویی؟

278
00:28:07,160 --> 00:28:14,078
‫به‌عنوان رئیس غیراجرایی شرکت به اجازۀ رئیس
‫هیئت مدیره نیاز دارم تا راهبردم رو ارائه بدم

279
00:28:14,080 --> 00:28:16,918
‫اجازه داده می‌شه، تام

280
00:28:21,000 --> 00:28:25,000
‫♪ Black Sabbath - The Wizard ♪

281
00:29:02,840 --> 00:29:06,438
‫پیکی بلایندرها دارن میان!
‫پیکی بلایندرها دارن میان!

282
00:29:06,440 --> 00:29:09,200
‫میکی، پیکی بلایندرها دارن میان!

283
00:29:11,760 --> 00:29:15,540
‫آقایون و خانم‌ها، پیکی بلایندرها دارن
‫میان. لطفاً این‌جا رو تخلیه کنید. ممنون

284
00:29:28,160 --> 00:29:30,358
‫- خوشحالم می‌بینمت
‫- خوب هستید، آقای شلبی

285
00:29:30,360 --> 00:29:31,918
‫- آقای شلبی...
‫- بله؟

286
00:29:31,920 --> 00:29:34,678
‫- ممنون به‌خاطر کاری که انجام دادین...
‫- چی‌کار کردم؟

287
00:29:34,680 --> 00:29:37,198
‫اون حروم‌زاده «فلوز» می‌خواست ما رو بیرون کنه

288
00:29:37,200 --> 00:29:39,678
‫حالا اجاره‌بها رو نصف کرده

289
00:29:39,680 --> 00:29:42,360
‫خوبه، خوشحالم این رو می‌شنوم.
‫خوشحالم این رو می‌شنوم

290
00:29:43,680 --> 00:29:44,718
‫خوب هستید؟

291
00:29:44,720 --> 00:29:47,438
‫تا کجا می‌تونیم پیش بریم، آقای شلبی؟
‫با این رؤیای زیبا؟

292
00:29:47,440 --> 00:29:50,598
‫- تا انتها، برادر، تا انتها
‫- انقلاب، مرد

293
00:29:50,600 --> 00:29:54,638
‫این سقوط بورس، آقای شلبی. می‌گن
‫می‌خوان ساعات کاری من رو کم کنن

294
00:29:54,640 --> 00:29:57,078
‫- باشه، کجا کار می‌کنی؟
‫- «صنایع مهندسی «گـریـن‌هـمـز

295
00:29:57,080 --> 00:30:00,038
‫برادران گـریـن‌هـمـز، می‌شناسم‌شون.
‫اونا ساعات کاری تو رو کم نمی‌کنن

296
00:30:00,040 --> 00:30:01,918
‫خدا خیرت بده، خدا هر دوی شما رو خیر بده

297
00:30:01,920 --> 00:30:04,478
‫- از نوشیدنی‌ـت لذت ببر
‫- آقایون و خانم‌ها

298
00:30:04,480 --> 00:30:09,518
‫اگر همه‌تون به سالن مِی‌خونه برید، برای همه یک
‫پاینت آبجوی «استینگو»ـی رایگان سرو خواهد شد

299
00:30:10,600 --> 00:30:14,278
‫و هر مردی که در فرانسه خدمت کرده
‫باشه، یک ویسکی «برندی» گیرش میاد

300
00:30:14,280 --> 00:30:19,958
‫و علی‌رغم چیزی که توی روزنامه‌ها می‌خونید، من دلم
‫می‌خواد صدای آواز و خنده بشنوم. گور بابای بازار سهام

301
00:30:19,960 --> 00:30:21,238
‫گور بابای بازار سهام!

302
00:30:21,240 --> 00:30:25,000
‫اونا روی اسب اشتباهی شرط
‫بستن، خب که چی، هان؟

303
00:30:25,720 --> 00:30:29,158
‫ممنون، آقای شلبی. بالأخره یه سیاست‌مدار
‫که کارها رو به سرانجام می‌رسونه

304
00:30:29,160 --> 00:30:30,958
‫خواهش می‌کنم، برادر، خواهش می‌کنم

305
00:30:30,960 --> 00:30:32,638
‫- از روی مبل بیا پایین
‫- ببخشید ، ایدا

306
00:30:32,640 --> 00:30:34,720
‫داشتم هیجان‌زده می‌شدم، ها؟

307
00:30:38,200 --> 00:30:40,080
‫خیلی‌خب

308
00:30:41,560 --> 00:30:45,798
‫می‌تونم این جلسۀ خانوادگی رو با یک پیشنهاد شروع کنم؟
‫از این به بعد یک جای دیگه برای جلسه پیدا می‌کنیم

309
00:30:45,800 --> 00:30:50,118
‫شوهرت معتقده که دیده‌شدن
‫با مردم عادی، سیاست خوبیه

310
00:30:50,120 --> 00:30:55,878
‫،خب، اگه این کارزار ما برای جامعه‌گراییه، پس پالی، دفعۀ بعد
‫گوشواره‌ای گوش‌ـت نکن که گرون‌تر از کل مِی‌خونه باشه

311
00:30:55,880 --> 00:30:58,838
‫درست، جلسۀ خانوادگی. مورد اول

312
00:30:58,840 --> 00:31:00,880
‫این

313
00:31:01,560 --> 00:31:06,278
‫دیروز توسط آبراما گُلد با مشروب تو و یک تیغ
‫صورت‌تراشی از بازوی فین کشیده شد بیرون

314
00:31:06,280 --> 00:31:07,958
‫فین؟

315
00:31:07,960 --> 00:31:10,558
‫می‌گه که فرستاده شده بوده
‫به «لایم‌هَوس». به محلۀ چینی‌ها

316
00:31:10,560 --> 00:31:12,278
‫به دستور کدوم خری؟

317
00:31:12,280 --> 00:31:13,678
‫به دستور من

318
00:31:13,680 --> 00:31:17,560
‫به فین گفتم خودش رو درگیر این
‫ماجرا نکنه. و واضحه که گوش نداده

319
00:31:18,320 --> 00:31:21,398
‫تامی، عزیزدلم، من به حرف‌ـت گوش می‌دم

320
00:31:21,400 --> 00:31:25,438
‫بهت گوش می‌کنم وقتی که می‌گی دیگه هیچ فعالیت
‫شرط‌بندی مسابقه‌ای به نام شلبی انجام نشه

321
00:31:25,440 --> 00:31:28,960
‫من به حرف‌ـت گوش می‌کنم
‫وقتی بهم وعده‌وعید می‌دی

322
00:31:30,360 --> 00:31:33,760
‫توی محلۀ چینی‌ها چی هست، تامی؟
‫این‌جا چه خبره؟

323
00:31:35,000 --> 00:31:36,598
‫پنجاه هزار پوند

324
00:31:36,600 --> 00:31:38,038
‫نقد

325
00:31:38,040 --> 00:31:41,520
‫اون گفت اونا فرستاده شدن به محلۀ
‫چینی‌ها تا یک نفر رو بکُشن

326
00:31:42,160 --> 00:31:44,598
‫اون بچه باید ادب‌ بشه، تامی، جدی می‌گم

327
00:31:44,600 --> 00:31:46,158
‫خدای من، تامی

328
00:31:46,160 --> 00:31:51,918
‫- اون یک فرصت ویژه بود     - یک فرصت ویژه که محرمانه
‫بهم ارائه شد و منم در کمال محرمانگی بهش رسیدگی کردم

329
00:31:51,920 --> 00:31:54,078
‫ولی به پالی گفتی

330
00:31:54,080 --> 00:31:58,000
‫تامی بهم گفت یک جاکش توی شرق
‫لندن هست که بچه‌‌ها رو می‌فروخته

331
00:31:58,001 --> 00:32:00,958
‫بچه‌های وامونده، لیزی، خب؟

332
00:32:00,960 --> 00:32:04,478
‫این جاکش داشت از یکی از اعضای
‫ارشد مجلس اعیان باج‌گیری می‌کرد

333
00:32:04,480 --> 00:32:11,758
‫- یک مرد خیلی ثروتمند    - حالا این جاکش توی یک گودال دراز
‫کشیده، حشرات سر و روـش رو گرفتن. دنیا هم جای بهتری شده

334
00:32:11,760 --> 00:32:16,760
‫لعنتی، حالا دیگه کار شما
‫شده بهترکردن دنیا؟

335
00:32:18,040 --> 00:32:23,999
‫گاهی اوقات، ایدا... قتل یه لطفه. هوم؟

336
00:32:27,120 --> 00:32:30,158
‫مردی که این کار رو براش انجام دادیم
‫یک قاضی دادگاه عالی‌ـه

337
00:32:30,160 --> 00:32:34,398
‫از جانب یک افسر عالی‌رتبه در
‫اسکاتلندیارد» اطلاعات دریافت کردیم»
‫<font color="#ffff۸۰">[ ادارۀ مرکزی پلیس لندن ]</font>

338
00:32:34,400 --> 00:32:41,700
‫من دوستان جدید زیادی توی لندن پیدا کردم. مردان
‫بانفوذ. پلیس هم نسبت به اون جاکش با ما هم‌عقیده بود

339
00:32:41,701 --> 00:32:44,278
‫اون ارزش محاکمه رو نداشت. پاسبون‌ها
‫خیابون‌ها رو برامون خالی کردن

340
00:32:44,280 --> 00:32:49,478
‫این کاری بود که دستورش از جانب یک قاضی دادگاه عالی، از
‫جانب ادارۀ پلیس لندن، و از جانب مجلس اعیان صادر شده بود

341
00:32:49,480 --> 00:32:51,958
‫یک فرصت ویژه بود. تکرار نمی‌شه

342
00:32:51,960 --> 00:32:54,598
‫- و کار درستی بود
‫- کاملاً درست

343
00:32:54,600 --> 00:32:56,478
‫لیزی، باید درک کنی

344
00:32:56,480 --> 00:33:00,078
‫- که به پالی گفتی، نه به من
‫- باید درک کنی...

345
00:33:00,080 --> 00:33:06,678
‫که دالان‌های «وست‌مینستر» بسیار تاریک هستن. و
‫برای افرادی که قانون‌گذار هستن هیچ قانونی وجود نداره
‫<font color="#ffff۸۰">منطقۀ غربی شهر لندن که اکثر مجالس و کابینه‌ها در این منطقه ]
‫[ واقع شده و به گونه‌ای اشاره به قشر سیاست‌مدار ساکن لندن دارد</font>

346
00:33:06,680 --> 00:33:09,198
‫ما صاحب طناب‌هائیم... حالا کی
‫می‌خواد ما رو حلق‌آویز کنه، هان؟

347
00:33:09,200 --> 00:33:15,158
‫- ما؟ ما صاحب طناب‌هائیم، آره؟             - لیزی، لیزی، اگر
‫فین به حرف من گوش کرده بود، تو اصلاً خبردار نمی‌شدی

348
00:33:15,160 --> 00:33:17,640
‫وقتی رفتیم خونه، توضیح می‌دم

349
00:33:18,400 --> 00:33:21,000
‫خودم رو با این موضوع
‫مزخرف اذیت نمی‌کنم

350
00:33:25,480 --> 00:33:27,038
‫خب...

351
00:33:27,040 --> 00:33:31,560
‫تامی شلبی، نمایندۀ مجلس.
‫وضع همون وضع همیشگی

352
00:33:32,200 --> 00:33:37,918
‫راهبردی که قبل‌تر خلاصه‌وار گفتم که بخش معمول
‫این کسب‌وکار رو بازسازی کنیم، زمان می‌بره

353
00:33:37,920 --> 00:33:40,638
‫- در این بین...
‫- وضع همون وضع همیشگی

354
00:33:40,640 --> 00:33:45,838
‫در این بین، خوش‌بختانه منابع دیگۀ
‫درآمد‌های نقدی رو حفظ کردیم

355
00:33:45,840 --> 00:33:49,438
‫چون تا زمانی که وضعیت بازار سهام
‫درست بشه، پول نقد حکم‌فرمایی می‌کنه

356
00:33:49,440 --> 00:33:50,798
‫و پول نقد رو ما داریم

357
00:33:50,800 --> 00:33:52,638
‫هیچ‌کس قرار نیست تو رو حلق‌آویز کنه، تامی

358
00:33:52,640 --> 00:33:54,800
‫خودت، خودت رو حلق‌آویز می‌کنی

359
00:33:56,200 --> 00:33:59,638
‫یه ‌نفر باید پول اون نقاشی‌هایی که
‫روی دیوار خونه‌ت هست رو بده، ایدا

360
00:33:59,640 --> 00:34:01,520
‫آره، خدافظ، ایدا

361
00:34:02,160 --> 00:34:04,478
‫تامی، نباید به ایدا سخت بگیری

362
00:34:04,480 --> 00:34:06,478
‫پالی...

363
00:34:06,480 --> 00:34:11,720
‫تا حالا کِی به ایدا سخت گرفتم؟ هان؟

364
00:34:15,720 --> 00:34:19,598
‫توماس، موضوع اینه که، ایدا...

365
00:34:19,600 --> 00:34:22,560
‫بارداره

366
00:34:23,600 --> 00:34:25,638
‫ایدا چی؟

367
00:34:25,640 --> 00:34:29,198
‫این روزها، مردم بدون این‌که حتی
‫حرف بزنن، یه چیزهایی بهم می‌گن

368
00:34:29,200 --> 00:34:32,160
‫یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن

369
00:34:32,760 --> 00:34:35,798
‫ایدا بارداره؟ ها؟

370
00:34:35,800 --> 00:34:40,318
‫و پالی، تو باید دوباره به ایدا اطمینان بدی
‫که الآن سال ۱۹۲۹ هست، زمانه عوض شده

371
00:34:40,320 --> 00:34:44,222
‫ما خیلی کارها داریم، و به یه‌ور هیچ‌کس
‫هم نیست که پدر بچه کدوم خریه

372
00:34:44,223 --> 00:34:45,440
‫واقعاً؟

373
00:34:46,320 --> 00:34:48,920
‫من می‌دونم پدر بچه کیه

374
00:34:49,560 --> 00:34:52,400
‫ولی ما امروز به اندازۀ کافی شوکه شدیم

375
00:34:58,680 --> 00:35:00,600
‫باشه

376
00:35:09,080 --> 00:35:11,918
‫خیلی‌خب، تعریف کن ببینیم

377
00:35:11,920 --> 00:35:14,758
‫چند وقته از قضیۀ ایدا خبر داری، ها؟

378
00:35:14,760 --> 00:35:17,520
‫پزشک‌ـش رو می‌شناسم.
‫باهام تماس می‌گیره

379
00:35:20,120 --> 00:35:21,998
‫آره، مدت‌زمان بیشتری نسبت به من خبر داری

380
00:35:22,000 --> 00:35:24,280
‫یه نگاه به این بنداز

381
00:35:30,000 --> 00:35:32,798
‫اون نوشتۀ عجیب‌غریب اون‌جا چیه؟

382
00:35:32,800 --> 00:35:34,358
‫به زبان چینی‌ـه

383
00:35:34,360 --> 00:35:36,320
‫آها، درست

384
00:35:38,400 --> 00:35:40,120
‫این چیه؟ ها؟

385
00:35:40,840 --> 00:35:42,680
‫خبر بد؟

386
00:35:43,280 --> 00:35:44,960
‫ممکنه

387
00:35:47,000 --> 00:35:49,598
‫- فرشتگان مجازات؟
‫- آره

388
00:35:49,600 --> 00:35:52,078
‫نامه‌ای که فرستادن رو بسوزون

389
00:35:52,080 --> 00:35:54,280
‫قبلاً این‌کار رو کردم

390
00:35:59,000 --> 00:36:00,960
‫این رو ببین، تام

391
00:36:02,360 --> 00:36:04,600
‫از بدن برادرمون کشیده شده بیرون

392
00:36:05,840 --> 00:36:08,040
‫بالأخره اولین گلوله‌اش رو خورد

393
00:36:08,880 --> 00:36:11,040
‫گوش هیچ‌کس به من بدهکار نیست

394
00:36:15,480 --> 00:36:18,278
‫بیا، بده به من. براش نگه‌ش می‌دارم

395
00:36:18,280 --> 00:36:20,480
‫هنوز اولین گلوله‌ای که خوردم رو دارم

396
00:36:28,480 --> 00:36:33,000
‫آرتور، می‌تونی به رفقامون
‫بگی که می‌تونن برگردن داخل

397
00:36:34,200 --> 00:36:36,000
‫تو کجا می‌ری، برادر؟

398
00:36:38,731 --> 00:36:43,611
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">مـجـلـس عـوام - وسـت‌مـیـنـسـتـر، لـندن</font> »

399
00:36:43,666 --> 00:36:47,666
‫♪ Cabbage - Uber Capitalist Death Trade ♪

400
00:37:10,400 --> 00:37:17,438
‫سقوط گستردۀ بازار بورس بریتانیا، باعث ایجاد آسیب
‫به اقتصاد ما در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهد شد

401
00:37:17,440 --> 00:37:22,678
‫بنابراین، من از اتحادیه‌های صنفی
‫درخواست دارم که این موضوع رو درک کنن

402
00:37:22,680 --> 00:37:31,118
‫نیاز به انعطاف‌پذیری و همکاری آن‌ها در ماه‌های آتی
‫برای بازسازی این کشور بزرگ بسیار مهم و حیاتی‌ست

403
00:37:34,200 --> 00:37:36,440
‫آقای توماس شلبی

404
00:37:37,320 --> 00:37:39,320
‫متشکر، جناب سخن‌گو
‫<font color="#ffff۸۰">[ رئیس مجلس ]</font>

405
00:37:40,560 --> 00:37:44,638
‫،دوست بسیار محترم من
‫«نمایندۀ مجلس «اپینگ...

406
00:37:44,640 --> 00:37:52,520
‫درخواست دارن که پیرو این سقوط بورس، اعضای
‫اتحادیۀ صنفی در انجام وظایف خود انعطاف‌پذیر‌تر عمل کنن

407
00:37:53,920 --> 00:37:57,680
‫در واقع چیزی که ایشون می‌خوان اینه
‫که کارگران تقصیر رو به گردن بگیرن
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: وسایل رو حمل کنن ]</font>

408
00:37:59,480 --> 00:38:05,278
‫کازینوی بزرگِ «مونته کارلو» در مقایسه با
‫مسابقات خشنی که در لندن و نیویورک

409
00:38:05,280 --> 00:38:11,999
‫توسط قماربازان با دستکش‌های ابریشمی و کلاه‌های
‫پوستین انجام می‌شن کار بسیار کوچک و ناچیزیه

410
00:38:11,999 --> 00:38:16,238
‫کسانی که وقتی توی شرط‌بندی‌شون می‌بازن، برمی‌گردن
‫و از واکس‌زن کفش‌هاشون می‌خوان صورت‌حساب رو بپردازن

411
00:38:16,240 --> 00:38:25,038
‫خب، من به نیابت از تمام واکس‌زن‌ها و کارگرهای جنوب
‫بیرمنگام، و سراسر بریتانیای کبیر، پیشنهاد می‌کنم که

412
00:38:25,040 --> 00:38:29,278
‫اون‌هایی که سرمایه‌شون رو ان‌قدر بی‌احتیاطانه
‫در بخت‌آزمایی نظام سرمایه‌داری از دست دادن

413
00:38:29,280 --> 00:38:32,758
‫از این به بعد یاد بگیرن که خودشون
‫کفش‌ـشون رو برق بندازن...

414
00:38:32,760 --> 00:38:36,358
‫و وسیله‌هاشون رو خودشون حمل کنن
‫و صورت‌حساب‌ـشون رو خودشون پرداخت کنن

415
00:38:43,400 --> 00:38:45,280
‫آقای شلبی؟

416
00:38:46,200 --> 00:38:49,238
‫فقط می‌خواستم بگم که چقدر
‫از سخنرانی شما لذت بردم

417
00:38:49,240 --> 00:38:50,838
‫شما بسیار شیوا صحبت می‌کنید

418
00:38:50,840 --> 00:38:52,678
‫ممنونم

419
00:38:52,680 --> 00:38:56,718
‫«ضمناً من «موزلی» هستم، «آزوالد موزلی
‫<font color="#ffff۸۰">[ سیاست‌مدار انگلیسی، مؤسس اتحادیۀ فاشیست‌های انگلستان ]</font>

420
00:38:56,720 --> 00:38:58,518
‫بله، می‌دونم شما کی هستین

421
00:38:58,520 --> 00:39:00,758
‫حوزۀ انتخاباتی من کنار شماست

422
00:39:00,760 --> 00:39:04,560
‫و اجازه بدین این رو بگم که شما
‫توجه من رو به خودتون جلب کردین

423
00:39:07,240 --> 00:39:10,400
‫بیا

424
00:39:16,640 --> 00:39:19,080
‫خبرهای بدی دارم، آقای...

425
00:39:22,520 --> 00:39:24,160
‫شلبی

426
00:39:24,800 --> 00:39:28,558
‫ما برای اتمام کار روی ۵۰ هزار پوند توافق کردیم...

427
00:39:28,560 --> 00:39:32,678
‫من و همسرم در بورس لندن متضرر شدیم

428
00:39:32,680 --> 00:39:34,878
‫بیست هزار پوند این‌جاست

429
00:39:34,880 --> 00:39:37,160
‫باید برای مابقی مبلغ، صبر کنید

430
00:39:49,400 --> 00:39:52,638
‫- سواره‌نظام، آره؟
‫- اوهوم

431
00:39:54,920 --> 00:39:56,560
‫بله

432
00:39:57,160 --> 00:40:00,000
‫من خودم مدت زیادی رو در انتظار
‫رسیدن سواره‌‌نظام گذروندم

433
00:40:01,960 --> 00:40:07,200
‫یک‌بار، من و همراهانم سه روز منتظر موندیم

434
00:40:08,040 --> 00:40:13,318
‫وقتی بالأخره سواره نظام رسید، یه
‫افسر، سوار بر یک اسب سفید سرحال...

435
00:40:13,320 --> 00:40:18,520
‫مزه ریخت که چون داشت
‫ورق‌بازی می‌کرد تأخیر داشت

436
00:40:19,160 --> 00:40:23,198
‫من هم ششلول «وبلی»ـم رو
‫کشیدم و به سرش شلیک کردم

437
00:40:23,200 --> 00:40:26,878
‫اسبش رو کش رفتم، و به‌عنوان
‫یک فرد بزدل، گزارشش کردم

438
00:40:26,880 --> 00:40:29,040
‫همه‌ش به‌خاطر یه قمار

439
00:40:31,280 --> 00:40:34,838
‫بعد از این‌که افراد من کارشون
‫در محلۀ چینی‌ها تمام شد...

440
00:40:34,840 --> 00:40:40,838
‫تمام عکس‌ها، نامه‌ها و چک‌هایی که
‫موجب نگرانی شما می‌شن رو برداشتن

441
00:40:40,840 --> 00:40:43,118
‫حالا من اونا رو توی یک جای امن گذاشتم

442
00:40:43,120 --> 00:40:49,320
‫روز دوشنبه شما تمام ۵۰ هزار پوند
‫رو نقداً بهم پرداخت می‌کنید...

443
00:40:50,040 --> 00:40:54,111
‫وگرنه من اسب سفید شما رو از زیرتون کش می‌رم

444
00:40:54,320 --> 00:41:01,398
‫چطور مردی مثل تو وارد جایگاه اعتماد
‫و مسند قدرت و امتیاز می‌شه؟

445
00:41:01,400 --> 00:41:03,800
‫مردی مثل من؟

446
00:41:07,200 --> 00:41:09,040
‫مردی مثل من؟

447
00:41:10,120 --> 00:41:11,998
‫«لُرد ساکربی»...

448
00:41:12,000 --> 00:41:14,320
‫من عکس‌ها رو دیدم

449
00:41:15,680 --> 00:41:17,520
‫دوشنبه

450
00:41:23,840 --> 00:41:25,920
‫شلبی!

451
00:41:26,800 --> 00:41:28,558
‫ببخشید دیر کردم، ایدا

452
00:41:28,560 --> 00:41:31,358
‫نشستی توی وزارت کشور داشتیم

453
00:41:31,360 --> 00:41:34,758
‫پلیس نگران تأثیر سقوط
‫سهام در مناطق صنعتی‌ـه

454
00:41:34,760 --> 00:41:37,118
‫- خیلی‌خب
‫- همه‌چیز روبه‌راهه؟

455
00:41:37,120 --> 00:41:38,758
‫آره، خوبه

456
00:41:38,760 --> 00:41:41,520
‫،ما توی نیویورک متضرر شدیم
‫بنابراین من تا دیروقت بیدارم

457
00:41:42,160 --> 00:41:44,158
‫برادرت سرش شلوغه؟

458
00:41:44,160 --> 00:41:49,878
‫اون دو جلسه با آقای «شاپورجی ساکالتلاوا»، نمایندۀ
‫کمونیست سابق مجلس از ناحیۀ «باترسی» داشت

459
00:41:49,880 --> 00:41:52,598
‫از یک گروه تندرو در شهر «والسال» بهش مراجعه کردن...

460
00:41:52,600 --> 00:41:58,438
‫داره یه ملاقات ترتیب می‌ده، و حرف از اعتصاب دسته‌جمعی
‫رانندگان اتوبوس در شهرهای «ناتینگهام» و «داربی» هست...

461
00:41:58,440 --> 00:42:02,678
‫که توسط دو گردآورندۀ کمونیست که سابقاً توسط
‫یگان ویژه» شناخته‌شده نبودن، سازماندهی شده»
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به شخصی که وظیفۀ دور هم :convenor ]‌
‫[ جمع‌کردن مردم برای اهداف رسمی یا عمومی را دارد</font>

462
00:42:02,680 --> 00:42:09,358
‫اون همچنین یک تماس تلفنی با «جسی ایدن» داشت، که
‫داره در برابر کاهش دستمزدها در طول شهر مقاومت می‌کنه

463
00:42:09,360 --> 00:42:13,118
‫اما وقتی دختره رو ببینه، گزارش بیشتری
‫می‌ده. به هرحال همه‌ش این‌جاست

464
00:42:13,120 --> 00:42:14,678
‫اسامی و همه‌چیز

465
00:42:14,680 --> 00:42:17,718
‫شنیدم امروز در مجلس فریاد
‫موافقت حزب کارگر رو در آورده

466
00:42:17,720 --> 00:42:21,118
‫اگر جدی گفته باشه که خطرناک می‌شه

467
00:42:21,120 --> 00:42:24,478
‫نمی‌دونستم آبجوسیاه می‌خوری
‫ایدا. فکر کردم جین باشه

468
00:42:24,480 --> 00:42:26,920
‫زمونۀ سختیه

469
00:42:31,920 --> 00:42:34,560
‫دقیقاً چقدر از دست دادین؟

470
00:42:35,320 --> 00:42:37,878
‫تو نگرانش نباش. تامی یه نقشه داره

471
00:42:37,880 --> 00:42:42,038
‫اون فکر می‌کنه که ما می‌تونیم از سقوط شدید
‫بازار بورس به نفع خودمون استفاده کنیم

472
00:42:42,040 --> 00:42:45,598
‫:اون می‌گه
‫«وقتی بقیه عقب‌نشینی می‌کنن، تو باید حمله کنی»

473
00:42:45,600 --> 00:42:49,360
‫می‌گه: «می‌تونیم پول نقد رو تو
‫«روی مردان درمونده تکون بدیم

474
00:42:50,920 --> 00:42:53,558
‫از طرف من به برادرت بگو که کارش عالیه

475
00:42:53,560 --> 00:43:01,400
‫شنیدم که دو قرارداد وسایل نقلیه و قطعات نظامی
‫دیگه برای ارتش در هندوستان داره به سمتش میاد

476
00:43:17,640 --> 00:43:19,720
‫گُه بگیرن

477
00:43:25,040 --> 00:43:26,878
‫بیا

478
00:43:26,880 --> 00:43:29,238
‫آقای شلبی، این از نیویورک رسیده

479
00:43:29,240 --> 00:43:31,320
‫از طرف «وینستون چرچیل»ـه

480
00:43:32,360 --> 00:43:37,998
‫«می‌گه که در نیویورک داشته با «چارلی چاپلین
‫شام صرف می‌کرده، و چاپلین اسم شما رو آورده

481
00:43:38,000 --> 00:43:40,958
‫پس نیویورک بود و به سقوط
‫بورس اشاره‌ای نمی‌کنه

482
00:43:40,960 --> 00:43:48,800
‫نه، هرچند، دیشب در بـار، منشی خصوصی آقای چرچیل بر این
‫باور بود که ایشون در عرض دو ساعت، ۷۵هزار پوند از دست داده

483
00:43:50,200 --> 00:43:52,040
‫و شما؟

484
00:43:53,240 --> 00:43:55,838
‫شما هم متضرر شدین، آقای شلبی؟

485
00:43:55,840 --> 00:43:58,718
‫من می‌رم به آپارتمانم، آدام

486
00:43:58,720 --> 00:44:00,078
‫در رو قفل کن

487
00:44:00,080 --> 00:44:03,838
‫ببخشید، آقای شلبی، شما...
‫یک قرار ملاقات دیگه هم دارین

488
00:44:03,840 --> 00:44:06,358
‫شما خودتون هماهنگش کردین. در دفتر
‫یادنگاشت‌تون مربوط به هفتۀ گذشته بود

489
00:44:06,360 --> 00:44:08,238
‫«یک روزنامه‌نگار از روزنامۀ «تـایمز

490
00:44:08,240 --> 00:44:11,718
‫قبلاً در روزنامۀ «بیرمنگام مِیل» بود.
‫چندتا سؤال براتون فرستاده بود

491
00:44:11,720 --> 00:44:13,678
‫شما گفتین می‌خواین ملاقاتش کنید

492
00:44:13,680 --> 00:44:15,758
‫بیرون ایستاده

493
00:44:15,760 --> 00:44:17,878
‫بله

494
00:44:17,880 --> 00:44:19,800
‫بفرستش داخل

495
00:44:23,240 --> 00:44:26,680
‫«آقای شلبی؟ آقای «لویـت
‫«از روزنامۀ «تایمزِ لندن

496
00:44:27,560 --> 00:44:29,398
‫بفرمایید بنشینید

497
00:44:29,400 --> 00:44:31,840
‫آدام، تو برو خونه.
‫خودم در رو قفل می‌کنم

498
00:44:37,040 --> 00:44:40,920
‫آقای شلبی، من رو به خاطر دارین؟

499
00:44:42,600 --> 00:44:44,358
‫نه

500
00:44:44,360 --> 00:44:49,278
‫یک‌بار در محلۀ «اسمال‌هیث»، شما
‫داشتی عکس‌های پادشاه رو می‌سوزوندی

501
00:44:49,280 --> 00:44:55,518
‫- تایمزِ لندن، خوب پیشرفت کردی
‫- شما هم همین‌طور، قربان، تازه خیلی بیشتر

502
00:44:55,520 --> 00:44:57,918
‫برای شما یک لیست سؤال فرستادم

503
00:44:57,920 --> 00:45:00,280
‫بله، گُم‌ـشون کردم

504
00:45:01,040 --> 00:45:04,398
‫- بله، خب، شما خیلی سرتون شلوغ‌ـه
‫- بله

505
00:45:04,400 --> 00:45:08,318
‫- فقط این رو یادمه که سؤالات‌تون توجه‌ام رو جلب کرد
‫- اوه!

506
00:45:09,200 --> 00:45:10,920
‫خوبه

507
00:45:11,680 --> 00:45:13,558
‫ببخشید، فقط...

508
00:45:13,560 --> 00:45:15,600
‫آها، این‌جاست

509
00:45:16,160 --> 00:45:18,720
‫بله...

510
00:45:19,480 --> 00:45:24,958
‫،خب، آقای شلبی
‫عُرفاً در این کشور...

511
00:45:24,960 --> 00:45:29,998
‫روزنامه‌نگارها علاقه‌ای به زندگی‌
‫خصوصی سیاست‌مدارها ندارن

512
00:45:30,000 --> 00:45:32,838
‫زندگی خصوصی؟

513
00:45:32,840 --> 00:45:36,158
‫اما در این روزگار نوین
‫به‌خصوص در آمریکا...

514
00:45:36,160 --> 00:45:41,038
‫روزنامه‌نگارها دارن شروع می‌کنن
‫به... خب، باید این‌طور بگم، بله...

515
00:45:41,040 --> 00:45:47,318
‫خوانندگان دارن شروع می‌کنن به گفتنِ این‌که...
‫می‌خوان بیشتر در مورد مردانی که نماینده‌شون هستن، بدونن

516
00:45:47,320 --> 00:45:48,718
‫البته

517
00:45:48,720 --> 00:45:51,080
‫در این روزگار نوین

518
00:45:51,720 --> 00:45:59,038
‫در حالی که قبلاً به چشم کار متشخصانه‌ای دیده نمی‌شد... که
‫از چهره‌های عمومی در مورد مسائل خصوصی سؤال بشه

519
00:45:59,040 --> 00:46:02,038
‫- یا مسائل تجاری
‫- خب، جای نگرانی نیست

520
00:46:02,040 --> 00:46:04,400
‫من مرد متشخصی نیستم

521
00:46:09,920 --> 00:46:15,160
‫آقای شلبی، همون‌طور که در نامه‌ام گفتم، من ده
‫سال پیش در روزنامۀ عصر بیرمنگام یک خبرنگار بودم

522
00:46:16,920 --> 00:46:22,440
‫،و صد البته، برای کسی که در اون شهر شاغل بود
‫غیرممکن بود که با اسم شما آشنایی نداشته باشه

523
00:46:23,640 --> 00:46:26,520
‫و با... آوازه‌تون

524
00:46:29,000 --> 00:46:31,958
‫پس وقتی دیدم که شما برای
‫حزب سوسیالیست برگزیده شدین...

525
00:46:31,960 --> 00:46:39,520
‫شما این حقیقت رو بازتاب دادید که طبقۀ کارگر هم واقعاً
‫می‌تونن زندگی‌شون رو برای رسیدن به جهتی بهتر...

526
00:46:40,400 --> 00:46:47,478
‫کشف روش‌هایی بهتر، رسیدن
‫به نتایجی خوش‌تر، تغییر بدن

527
00:46:47,480 --> 00:46:50,318
‫حتی جوایزی در زمینۀ صنعت برنده بشن

528
00:46:50,320 --> 00:46:52,198
‫می‌تونید این رو بنویسید، آقای لویت

529
00:46:52,200 --> 00:46:56,040
‫سؤالی که از شما دارم، آقای شلبی، اینه...

530
00:46:57,160 --> 00:47:02,158
‫تحول شما از یک دلال شرط‌بندی
‫به یک سیاست‌مدار سوسیالیست...

531
00:47:02,160 --> 00:47:05,480
‫یک تغییر تدریجی بود یا...

532
00:47:06,400 --> 00:47:10,400
‫یک تغییر ناگهانی؟

533
00:47:11,040 --> 00:47:13,278
‫بله

534
00:47:13,280 --> 00:47:15,440
‫حالا سؤال‌ـتون رو می‌شنوم

535
00:47:16,640 --> 00:47:18,518
‫یادم میاد که نامه‌های شما رو دریافت کردم

536
00:47:18,520 --> 00:47:21,960
‫و به طور واضح به خاطر دارم که از
‫کلمۀ «دلال شرط‌بندی» استفاده کردین

537
00:47:22,880 --> 00:47:26,158
‫- شما دلال شرط‌بندی نبودین، قربان؟
‫- چرا

538
00:47:26,160 --> 00:47:30,398
‫در سال ۱۹۱۹ مجوز ثبت شرط‌بندی
‫در اسب‌دوانی رو دریافت کردم

539
00:47:30,400 --> 00:47:35,478
‫اما از سال ۱۹۲۳، ثروتم رو از تولید، فروش
‫و صادرات خودرو به دست آوردم

540
00:47:35,480 --> 00:47:37,038
‫و اخیراً هم مشروبِ جین

541
00:47:37,040 --> 00:47:40,200
‫و اخیراً هم ساخت سه یتیم‌خانۀ جدید

542
00:47:43,320 --> 00:47:46,518
‫می‌تونین همۀ اینا رو یادداشت کنید آقای لویت

543
00:47:46,520 --> 00:47:49,278
‫یک سؤال دیگه هم دارم، آقای شلبی

544
00:47:49,280 --> 00:47:53,878
‫در بیرمنگام، زمانی که اون‌جا بودم...

545
00:47:53,880 --> 00:47:56,560
‫یک سرگرد کمپل بود...

546
00:47:57,200 --> 00:47:59,080
‫که جسدش پیدا شد

547
00:47:59,720 --> 00:48:02,360
‫یکی از اعضای خانوادۀ شما
‫مسئول اون قتل اعلام شد

548
00:48:11,040 --> 00:48:14,320
‫خب، جواب این سؤال من رو
‫بدین. جواب این رو بدین

549
00:48:16,320 --> 00:48:19,998
‫روزنامۀ پیرو حزب محافظه‌کارـت
‫بیشتر از چی واهمه داره؟

550
00:48:20,000 --> 00:48:23,118
‫تحول یا انقلاب؟

551
00:48:23,120 --> 00:48:29,998
‫و چه چیزی در مورد مردانی مثل من از طبقۀ کارگر، که در
‫،مجلس عوام می‌ایستن و از ته دل صحبت می‌کنن وجود داره

552
00:48:30,000 --> 00:48:34,878
‫چه چیزیه که به قدری نگران‌تون می‌کنه
‫که سعی می‌کنین من رو خراب کنین؟

553
00:48:34,880 --> 00:48:38,680
‫- من در مورد اتفاقات مشخصی صحبت می‌کنم، قربان
‫- که یادم نمیاد...

554
00:48:39,680 --> 00:48:45,880
‫که اتفاقیه که هیچ‌وقت شخصاً به من ربط پیدا
‫نکرد، و بعدش تمام اتهامات برداشته شد

555
00:48:52,440 --> 00:48:54,958
‫بله، حالا...

556
00:48:54,960 --> 00:48:57,880
‫به خاطر دارم که نامۀ شما رو دریافت کردم...

557
00:48:58,920 --> 00:49:01,320
‫و به خاطر دارم
‫وقتی نامه رو دریافت کردم...

558
00:49:02,400 --> 00:49:06,640
‫از یکی از همکارانم خواستم
‫که مقداری تحقیق کنه

559
00:49:09,400 --> 00:49:11,360
‫یه لحظه صبر کنید

560
00:49:16,040 --> 00:49:19,160
‫این‌جاست

561
00:49:27,240 --> 00:49:29,998
‫آها، مایکل لویت

562
00:49:30,000 --> 00:49:32,238
‫درسته؟

563
00:49:32,240 --> 00:49:34,478
‫- بله
‫- بله

564
00:49:34,480 --> 00:49:36,278
‫روزنامه‌نگار

565
00:49:36,280 --> 00:49:38,158
‫مجرد

566
00:49:38,160 --> 00:49:40,440
‫«صاحب یک آپارتمان در «مِیدا وِیل
‫<font color="#ffff۸۰">[ واقع در وست‌مینسترِ لندن ]</font>

567
00:49:41,000 --> 00:49:44,960
‫یک آپارتمان روبه‌روی ایستگاه زیرزمینی

568
00:49:46,560 --> 00:49:49,718
‫«مجرد»
‫زیرش خط کشیده شده

569
00:49:49,720 --> 00:49:52,878
‫آقای لویت از پیاده‌روی
‫در پارک لذت می‌برن

570
00:49:52,880 --> 00:49:54,678
‫گاهی اوقات تنها

571
00:49:54,680 --> 00:49:56,800
‫گاهی اوقات هم تنها نیستن

572
00:49:57,920 --> 00:50:00,600
‫گاهی اوقات همراه مردان دیگر

573
00:50:05,960 --> 00:50:10,640
‫گاهی اوقات همراه مردان دیگر

574
00:50:13,440 --> 00:50:17,120
‫من آدم سنتی‌ای هستم، مایکل

575
00:50:17,720 --> 00:50:20,760
‫معتقدم زندگی خصوصی
‫باید خصوصی بمونه

576
00:50:21,560 --> 00:50:24,440
‫همۀ چیزهای نوین، خوب نیستن، درسته؟

577
00:50:28,360 --> 00:50:30,560
‫این رو توی اون...

578
00:50:31,240 --> 00:50:33,640
‫دفتر کوچولوی وامونده‌تون یادداشت می‌کنید؟

579
00:50:41,240 --> 00:50:42,918
‫خب؟

580
00:50:42,920 --> 00:50:44,838
‫هنوز نه

581
00:50:44,840 --> 00:50:46,638
‫بهش نگفتم

582
00:50:46,640 --> 00:50:50,360
‫دونستن یا ندونستن اون هیچ ربطی
‫به این نداره که ما چی می‌نوشیم

583
00:50:51,200 --> 00:50:52,920
‫شراب انگور اعلاست

584
00:50:53,920 --> 00:50:56,480
‫گور باباش

585
00:50:57,240 --> 00:50:59,000
‫این...

586
00:51:00,280 --> 00:51:02,560
‫برای ماست

587
00:51:03,800 --> 00:51:05,840
‫بیا به سلامتی بچه بنوشیم

588
00:51:08,080 --> 00:51:10,640
‫پالی، آخرین باری
‫که باردار شدم رو یادته؟

589
00:51:12,560 --> 00:51:14,798
‫می‌خواستی من رو به شهر «کاردیف» ببری

590
00:51:14,800 --> 00:51:17,398
‫می‌خواستم از شرش خلاص شم

591
00:51:17,400 --> 00:51:19,480
‫این دفعه چی؟

592
00:51:22,560 --> 00:51:24,280
‫تصور کن

593
00:51:26,360 --> 00:51:28,238
‫پدر بچه ترسیده

594
00:51:28,240 --> 00:51:30,038
‫فرار می‌کنه

595
00:51:30,040 --> 00:51:31,960
‫تو می‌مونی

596
00:51:33,400 --> 00:51:35,598
‫عزیزدلم

597
00:51:35,600 --> 00:51:37,838
‫بچه سیاه‌پوسته

598
00:51:37,840 --> 00:51:41,240
‫اون یک حروم‌زاده‌ست
‫و این‌جا هم بیرمنگام‌ـه

599
00:51:42,440 --> 00:51:44,200
‫اما تو برات مهم نیست

600
00:51:44,880 --> 00:51:47,720
‫چون زمانه عوض شده

601
00:51:48,720 --> 00:51:51,158
‫و چشم‌های بچه، طلایی‌ـه

602
00:51:51,160 --> 00:51:55,958
‫و تو اون دختره رو هر روز می‌ذاری
‫پیشِ خاله پالی تا ازش مراقبت کنه

603
00:51:55,960 --> 00:51:59,318
‫خاله پالی، که اصرار کرد
‫«اسمش رو بذاری «الیزابت

604
00:51:59,320 --> 00:52:01,518
‫از کجا می‌دونی دختره؟

605
00:52:01,520 --> 00:52:04,678
‫چون من «پالی گِری»ـم

606
00:52:04,680 --> 00:52:06,558
‫دختره؟

607
00:52:06,560 --> 00:52:08,758
‫طلایی

608
00:52:08,760 --> 00:52:12,158
‫که در سال ۱۹۳۰ به دنیا میاد...

609
00:52:12,160 --> 00:52:15,320
‫جایی که همه‌چیز تغییر
‫می‌کنه برای بهترشدن

610
00:52:16,640 --> 00:52:19,960
‫اون هم‌رنگ مجسمۀ اسکار خواهد بود

611
00:52:22,760 --> 00:52:24,640
‫تامی بفهمه چی می‌گه؟

612
00:52:27,440 --> 00:52:29,520
‫تامی خبر داره

613
00:52:34,240 --> 00:52:39,040
‫اون همچنین دیده که دنیا بزرگ
‫«و گِرده و می‌گه: «خب که چی؟

614
00:52:43,600 --> 00:52:46,160
‫تامی حق داره، می‌دونی، ایدا

615
00:52:47,160 --> 00:52:50,000
‫ما حالا بالاتر از قوانین پرواز می‌کنیم

616
00:52:52,520 --> 00:52:55,400
‫ما آدم‌های جسوری هستیم، مگه نه، پالی؟

617
00:52:56,240 --> 00:52:58,320
‫زیبایی‌ـش به همینه

618
00:52:58,844 --> 00:53:01,844
‫♪ Anna Calvi - You're Not God ♪

619
00:53:12,120 --> 00:53:13,880
‫«سلام، «سیریل
‫<font color="#ffff۸۰">[ سگِ الفی سالامونز ]</font>

620
00:53:15,120 --> 00:53:17,480
‫حداقل تو هنوز باهام حرف می‌زنی

621
00:53:26,920 --> 00:53:28,198
‫بقیه کجان؟

622
00:53:28,200 --> 00:53:30,480
‫همسرتون با روبی طبقۀ بالا هستن

623
00:53:33,520 --> 00:53:40,280
‫می‌دونی، فرانسیس... اگر امروز یک انتخابات
‫زودهنگام توی این خونه برگزار بشه...

624
00:53:41,160 --> 00:53:43,160
‫من برنده نمی‌شم

625
00:53:43,760 --> 00:53:46,718
‫حتی اگر رقیب من
‫خودِ شیطان باشه

626
00:53:46,720 --> 00:53:50,400
‫- نه، فکر نکنم
‫- اوهوم

627
00:53:51,680 --> 00:53:53,398
‫چارلز کجاست؟

628
00:53:53,400 --> 00:53:55,080
‫چارلز توی اسطبل‌ـه

629
00:53:56,760 --> 00:53:58,880
‫ممنون

630
00:54:18,000 --> 00:54:19,558
‫آرتور بهت توضیح داد؟

631
00:54:19,560 --> 00:54:21,840
‫اون گفت این خواست خدا بوده

632
00:54:23,320 --> 00:54:25,320
‫اما تو که خدا نیستی

633
00:54:35,520 --> 00:54:38,200
‫نه، خدا نیستم

634
00:54:42,640 --> 00:54:44,640
‫هنوز نیستم

635
00:55:46,000 --> 00:55:51,000
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

636
00:55:51,001 --> 00:55:55,001
‫@RaylanGivensSubs

