1
00:00:01,348 --> 00:00:05,222
‫اسم من سروان سویینگ‌ـه، از
‫شش بخش اشغالی» تماس می‌گیرم»

2
00:00:05,224 --> 00:00:11,339
‫این مایکل‌ـه، هم‌خون‌تون، داشت با همون افرادی
‫که مُردۀ شما رو می‌خوان، معامله می‌کرد

3
00:00:11,341 --> 00:00:12,791
‫روی اون کشتی چه اتفاقی افتاد؟

4
00:00:12,793 --> 00:00:15,948
‫گفت که اون گلاسکویی‌ها
‫اسم‌شون «پسران بیلی» بود

5
00:00:15,950 --> 00:00:17,908
‫دارودستۀ تیغ‌کِش پروتستان

6
00:00:17,910 --> 00:00:21,308
‫هر مردی که توی شرق گلاسکو
‫هست رو مدیریت می‌کنن

7
00:00:21,310 --> 00:00:23,788
‫ما یک آشنای مشترک داریم

8
00:00:23,790 --> 00:00:27,068
‫این آقایون محترم «پسران بیلی» هستن

9
00:00:27,070 --> 00:00:28,828
‫من جیمی‌ام

10
00:00:28,830 --> 00:00:34,808
‫لازمه که آقای شلبی متوجه
‫بشه که بهترین‌ـش کافی نیست

11
00:00:36,430 --> 00:00:38,348
‫جسم‌ـت می‌شه مایۀ عبرت

12
00:00:38,350 --> 00:00:40,548
‫تامی، از چی حرف می‌زنی؟

13
00:00:40,550 --> 00:00:43,388
‫دارم از یه صندلی خالی حرف می‌زنم، ایدا

14
00:00:43,390 --> 00:00:45,708
‫صندلی من، تخت پادشاهی من

15
00:00:45,710 --> 00:00:48,930
‫،مردم فکر کنن قراره سقوط کنم
‫شروع می‌کنن به حلقه‌زدن

16
00:00:53,900 --> 00:00:56,650
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">به زمین بنگر و بذرهایی که کاشته‌ای را نظاره کن</font> »

17
00:00:56,670 --> 00:00:59,388
‫کی قراره تخت پادشاهی رو بگیره، هان؟

18
00:00:59,390 --> 00:01:01,468
‫رؤیای راجع به گربۀ سیاه
‫هیچ‌وقت اشتباه نیست

19
00:01:01,470 --> 00:01:03,810
‫اونا پسرم رو به صلیب کشیدن...

20
00:01:05,230 --> 00:01:07,570
‫به‌خاطر تو

21
00:01:20,390 --> 00:01:23,290
‫صبح بخیر، خواهران

22
00:01:26,190 --> 00:01:28,370
‫بیاین دعا کنیم

23
00:01:30,500 --> 00:01:36,000
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">یـتـیـم‌خـانـۀ سـنـت هـیـلـدا، بـیـرمـنـگـام</font> »

24
00:01:36,001 --> 00:01:40,000
‫♪ The Pearl Harts - Black Blood ♪

25
00:01:40,590 --> 00:01:43,210
‫ای پدر ما، که در آسمان‌ـی...

26
00:01:53,710 --> 00:01:55,850
‫بلکه از شریر رهایی ده......

27
00:02:02,990 --> 00:02:10,610
‫زیرا ملکوت، قدرت و جلال
‫از آن توست تا ابدالاباد، آمین

28
00:02:18,670 --> 00:02:21,068
‫می‌خواستید با ما صحبت کنید، آقای شلبی؟

29
00:02:21,070 --> 00:02:22,348
‫بله

30
00:02:22,350 --> 00:02:24,348
‫- با همۀ ما؟
‫- بله

31
00:02:24,350 --> 00:02:27,188
‫در ساعت شش‌ونیم صبح؟

32
00:02:27,190 --> 00:02:29,330
‫بله

33
00:02:31,550 --> 00:02:34,650
‫- ما این‌جا سیگار نمی‌کشیم
‫- خب، منِ وامونده می‌کشم

34
00:02:35,830 --> 00:02:38,028
‫از الفاظ رکیک هم استفاده نمی‌کنیم

35
00:02:38,030 --> 00:02:40,348
‫در رفتار افراد بی‌گناه هم نقص پیدا نمی‌کنیم

36
00:02:40,350 --> 00:02:41,930
‫ولی تو کردی

37
00:02:42,710 --> 00:02:45,410
‫تؤ عوضی کردی

38
00:02:49,990 --> 00:02:52,268
‫می‌تونم بپرسم این ملاقات در مورد چیه؟

39
00:02:52,270 --> 00:02:57,188
‫مؤسسۀ خیریۀ گریس شلبی بزرگ‌ترین و تنها
‫منبع سرمایه‌ای برای این بنیاد خیریه‌ست

40
00:02:57,190 --> 00:03:01,228
‫که وقف مراقبت از دختران یتیم
‫جنوب بیرمنگام شده، خب؟

41
00:03:01,230 --> 00:03:03,148
‫که به این خاطر سپاس‌گزاریم

42
00:03:03,150 --> 00:03:05,548
‫آها

43
00:03:05,550 --> 00:03:09,508
‫من یه خلق‌وخوی عصبی، مشابه اونی که
‫توی این گزارش توصیف شده، دارم

44
00:03:09,510 --> 00:03:13,268
‫با این وجود، بر خلاف تو، صبر می‌کنم تا میزون بشم

45
00:03:13,270 --> 00:03:15,450
‫گزارش کی؟

46
00:03:16,150 --> 00:03:18,450
‫شهادت بچه‌ها

47
00:03:22,310 --> 00:03:24,730
‫اونا با کی صحبت کردن؟

48
00:03:25,430 --> 00:03:28,988
‫- تو کاری کردی که فقط با خداوند صحبت کنن
‫- خداوند شاهد اونا خواهد بود

49
00:03:28,990 --> 00:03:32,308
‫یه خدا هست، و یه پیکی بلایندرها

50
00:03:32,310 --> 00:03:34,708
‫این‌جا اسپارک‌هیل‌ـه، ما هم در اسمال‌هیث هستیم

51
00:03:34,710 --> 00:03:37,108
‫ما به این‌جا نسبت به خدا، خیلی خیلی نزدیک‌تریم

52
00:03:37,110 --> 00:03:40,028
‫و چیزهای وحشتناکی شنیدیم

53
00:03:40,030 --> 00:03:44,348
‫ما در این مکان، بدترین نوع بچه‌ها رو داریم

54
00:03:44,350 --> 00:03:46,028
‫اونا به راحتیِ نفس‌کشیدن، دروغ می‌گن

55
00:03:46,030 --> 00:03:47,708
‫شما این‌جا یه بچۀ سیاه‌پوست دورگه داشتین

56
00:03:47,710 --> 00:03:50,570
‫مجبورش کردین با یه صابون متفاوت
‫با بقیه، خودش رو بشوره

57
00:03:52,870 --> 00:03:56,028
‫آقای شلبی، گناهان خود شما، افسانه‌ای هستن

58
00:03:56,030 --> 00:03:59,050
‫گناهان ما...

59
00:04:00,830 --> 00:04:07,668
‫گناهان ما در برابر کتک‌زدن بچه‌ها با آجر و شیلنگ

60
00:04:07,670 --> 00:04:09,890
‫گناهان ما

61
00:04:15,510 --> 00:04:18,090
‫گناهان ما...

62
00:04:22,350 --> 00:04:26,650
‫در برابر بچۀ سیاه‌پوستی که از ترس
‫عصبانیت شما خودش رو حلق‌آویز کرد

63
00:04:29,310 --> 00:04:32,130
‫- متوجه نمی‌شم چطور...
‫- تو اصلاً نمی‌تونی ببینی!
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: نمی‌تونم ببینم  ]</font>

64
00:04:35,910 --> 00:04:37,850
‫حالا بذارش روی چشم‌ـت

65
00:04:39,710 --> 00:04:41,748
‫بذارش روی صورت‌ـت

66
00:04:41,750 --> 00:04:45,228
‫وگرنه چشم‌ـهات هستن که از هم می‌پاشن

67
00:04:45,230 --> 00:04:48,148
‫خواهش می‌کنم تصور نکن که در
‫انجام این کار، لحظه‌ای درنگ می‌کنم

68
00:04:48,150 --> 00:04:53,650
‫یا این‌که از دعاهای شما
‫یا صلیب‌هاتون واهمه دارم

69
00:05:15,750 --> 00:05:17,930
‫حالا دنیا رو ازهم‌پاشیده می‌بینی

70
00:05:18,790 --> 00:05:22,148
‫مثل همون بچه‌هایی که کتک می‌زدی

71
00:05:22,150 --> 00:05:24,370
‫حالا به من نگاه کن

72
00:05:25,430 --> 00:05:27,690
‫به من نگاه کن

73
00:05:32,270 --> 00:05:36,268
‫به من نگاه کن!

74
00:05:36,270 --> 00:05:38,570
‫وجوه پس گرفته می‌شن

75
00:05:42,230 --> 00:05:46,708
‫- تمام بچه‌ها از این‌جا به مؤسسات خودمون منتقل می‌شن
‫- شما حق این رو ندارین که بگید بچه‌ها...

76
00:05:46,710 --> 00:05:48,428
‫اگر سراغ تو بیام...

77
00:05:48,430 --> 00:05:51,588
‫و هنوز ممکنه تصمیم بگیرم که بیام...

78
00:05:51,590 --> 00:05:58,648
‫کفش پاشنه‌بلند پام می‌کنم تا بتونی صدای نزدیک‌شدن‌ـم رو از
‫روی سنگ‌فرش‌ها بشنوی و فرصت این رو داشته باشی که توبه کنی

79
00:06:04,190 --> 00:06:06,530
‫منتظر شنیدن صدای پای من باش

80
00:06:23,150 --> 00:06:25,610
‫تولدت مبارک، پال

81
00:06:26,950 --> 00:06:29,850
‫توی پهن اسب خیلی خوب رشد می‌کنن، پال

82
00:06:30,870 --> 00:06:33,290
‫کرلی، یه مقدار آب‌جو بریز، خب؟

83
00:06:35,910 --> 00:06:38,308
‫قطار به مقصد لندن یک ساعت دیگه حرکت می‌کنه

84
00:06:38,310 --> 00:06:41,228
‫آرتور، مایکل، شما با من میاین

85
00:06:41,230 --> 00:06:44,908
‫تامی، من امروز باید جینا رو ببرم بیمارستان

86
00:06:44,910 --> 00:06:50,988
‫یک هفته قبل، یکی از مورداِعتمادترین
‫افراد ما توسط جیمی مک‌کاورن کشته شد

87
00:06:50,990 --> 00:06:55,028
‫مردی که قراره در لندن باهاش صحبت کنیم
‫داره رابطه‌ای با جیمی مک‌کاورن به وجود میاره

88
00:06:55,030 --> 00:06:58,708
‫پس قرارهای ملاقات‌ـت رو لغو کن، و
‫ایدا می‌تونه جینا رو ببره بیمارستان

89
00:06:58,710 --> 00:07:02,268
‫این کاری‌ـه که زن‌ها انجام می‌دن

90
00:07:02,270 --> 00:07:05,650
‫و اون کثافتی که به کفش‌ـت هست رو قبل از
‫این‌که بشینی توی ماشین‌ـم پاک کن، خب؟
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: ریگی که به کفش‌ـت هست ]</font>

91
00:07:07,390 --> 00:07:14,948
‫مایکل، اونا ادامه می‌دن و ادامه می‌دن تا معلوم بشه
‫بی‌گناهی و بعد ازت می‌کِشن بیرون، ولی به‌خصوص از من

92
00:07:14,950 --> 00:07:18,628
‫پالی، تو برو بیمارستان و با آبراما گُلد صحبت کن

93
00:07:18,630 --> 00:07:23,108
‫بهش بگو یه راهبرد آماده کردیم
‫تا انتقام مرگ پسرش رو بگیریم

94
00:07:23,110 --> 00:07:25,068
‫پس کار عجولانه‌ای نکنه

95
00:07:25,070 --> 00:07:28,068
‫و از طرف کل خانواده همدری صمیمانه بهش ابراز کن

96
00:07:28,070 --> 00:07:30,468
‫چرا من؟

97
00:07:30,470 --> 00:07:34,828
‫چون آبراما گُلد عاشق‌ـته. حتی
‫رفته موهاش رو اصلاح کرده

98
00:07:34,830 --> 00:07:37,908
‫و بوی عطر تو ممکنه به تسکین دردش کمک کنه

99
00:07:37,910 --> 00:07:40,708
‫تامی، من امروز ۴۵ ساله شدم

100
00:07:40,710 --> 00:07:43,308
‫‏‏۴۵ سال‌ـته و هنوز سینه‌سوخته داری، ها؟

101
00:07:43,310 --> 00:07:44,988
‫- آره
‫- به سلامتی پالی

102
00:07:44,990 --> 00:07:46,588
‫پالی گِری

103
00:07:46,590 --> 00:07:47,628
‫پالی

104
00:07:47,630 --> 00:07:49,468
‫تولدت مبارک، پال

105
00:07:49,470 --> 00:07:53,748
‫کرلی، یه گاری روبه‌راه کن تا
‫روح بانی گُلد رو ببره بهشت

106
00:07:53,750 --> 00:07:59,068
‫عسایا، دستکش‌های بوکس‌ـش رو
‫از باشگاه بیار تا همراه جسدش بسوزونیم

107
00:07:59,070 --> 00:08:02,728
‫مایکل، بنتلی رو بیار، یه قطار هست که باید بهش برسیم
‫<font color="#ffff۸۰">[ بنتلی: برند معروف ماشین، ساخت انگلستان ]</font>

108
00:08:04,830 --> 00:08:07,810
‫و یادت نره که اون کثافت رو از کفش‌هات پاک کنی، خب؟

109
00:08:11,590 --> 00:08:14,450
‫فقط ماشین رو روشن کن و برون

110
00:08:14,451 --> 00:08:18,451
‫♪ Anna Calvi - Ain’t No Grave [Original: Johnny Cash] ♪

111
00:08:32,910 --> 00:08:35,188
‫خب، راهبرد چیه؟

112
00:08:35,190 --> 00:08:36,548
‫تو می‌تونی لبخند بزنی

113
00:08:36,550 --> 00:08:39,410
‫تو... لبخند نزن

114
00:08:44,550 --> 00:08:46,010
‫قشنگه

115
00:08:47,070 --> 00:08:48,388
‫خیلی قشنگه، تام

116
00:08:48,390 --> 00:08:50,748
‫همممم

117
00:08:50,750 --> 00:08:53,828
‫اگرچه، باید بگم، فکر می‌کردم
‫دفترت بزرگ‌تر از این باشه

118
00:08:53,830 --> 00:08:55,148
‫خواهد شد

119
00:08:55,150 --> 00:08:56,908
‫مایکل، تو بشین

120
00:08:56,910 --> 00:08:58,810
‫آرتور، تو کنار پنجره وایسا

121
00:09:08,270 --> 00:09:11,028
‫خب، با کی ملاقات می‌کنیم؟

122
00:09:11,030 --> 00:09:13,548
‫مردی که قراره باهاش ملاقات کنیم...

123
00:09:13,550 --> 00:09:15,628
‫وزیر قلمروی دوک «لنکستر» هست

124
00:09:15,630 --> 00:09:19,748
‫اون همچنین قائم‌مقام رئیس خزانه‌داری‌...

125
00:09:19,750 --> 00:09:23,690
‫و مشاور کابینۀ نخست‌وزیر بریتانیای کبیر هست

126
00:09:25,510 --> 00:09:28,090
‫هر دوی شما قبلاً مردهای بد دیدین

127
00:09:29,630 --> 00:09:32,090
‫مردی که قراره باهاش
‫ملاقات کنیم، خودِ شیطان‌ـه

128
00:09:37,230 --> 00:09:40,170
‫بله، بفرستش داخل

129
00:10:09,950 --> 00:10:13,249
‫فکر نکنم هرگز بشه بدون اعضای
‫خانواده‌تون، شما رو دید

130
00:10:18,590 --> 00:10:22,410
‫می‌دونم که شما مردی به نام
‫جیمی مک‌کاورن رو می‌شناسین

131
00:10:27,190 --> 00:10:29,210
‫می‌شه یک نخ سیگار بردارم؟

132
00:10:30,110 --> 00:10:32,610
‫خواهش می‌کنم

133
00:10:52,110 --> 00:10:54,250
‫جیمی مک‌کاورن دیگه کیه؟

134
00:10:55,310 --> 00:10:57,228
‫طی دوازده ماه گذشته...

135
00:10:57,230 --> 00:11:04,530
‫شما به افراد مختلفی در سراسر کشور مراجعه کردین که
‫فکر می‌کنید ممکنه قادر باشن به جنبش‌ـتون کمک کنن

136
00:11:05,910 --> 00:11:08,148
‫مک‌کاورن یکی از اون افراد هست

137
00:11:08,150 --> 00:11:10,228
‫اون کشتی‌سازی‌های شرق گلاسکو رو اداره می‌کنه

138
00:11:10,230 --> 00:11:13,868
‫اون یکی از همکاران من رو کُشته

139
00:11:13,870 --> 00:11:16,570
‫من می‌خوام بدونم که راهبرد شما چیه

140
00:11:24,230 --> 00:11:26,730
‫اون‌یکی برادر شماست، بله؟

141
00:11:28,350 --> 00:11:31,770
‫بله، و من مشاور تجاری‌شون هستم

142
00:11:33,710 --> 00:11:36,010
‫مایلیم در مورد تجارت صحبت کنیم

143
00:11:36,990 --> 00:11:39,348
‫مایکل

144
00:11:39,350 --> 00:11:41,850
‫مایکل گِری

145
00:11:42,790 --> 00:11:45,728
‫تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
‫احمق‌بازی در آمریکا به باد دادی

146
00:11:47,510 --> 00:11:52,228
‫یک کاباره در دیترویت به اسم
‫گلادیاتور» که مشتری دائم‌ـش بودی»

147
00:11:52,230 --> 00:11:54,628
‫پول رو از دست دادی...

148
00:11:54,630 --> 00:11:57,490
‫و اون‌جا یک همسر پیدا کردی

149
00:12:00,350 --> 00:12:07,048
‫و آرتور شلبیِ عزیز بیچاره وایساده کنار پنجره
‫نگران اینه که همسرش هیچ‌وقت برنگرده

150
00:12:08,270 --> 00:12:12,148
‫جاسوس‌هام بهم گفتن که اون
‫با مرد دیگه‌ای دیده شده

151
00:12:12,150 --> 00:12:13,668
‫آرتور...

152
00:12:13,670 --> 00:12:15,148
‫آرتور

153
00:12:15,172 --> 00:12:17,749
‫وقت این هم فرا می‌رسه

154
00:12:17,750 --> 00:12:19,588
‫و... خودشه

155
00:12:19,590 --> 00:12:24,568
‫بیست ثانیه گذشت و من مجبورشون کردم
‫که به زبان پشت‌کوهی‌شون صحبت کنن

156
00:12:27,270 --> 00:12:29,308
‫آقای شلبی، من نقشه‌هایی دارم

157
00:12:29,310 --> 00:12:32,970
‫من به مردانی مثل شما نیاز دارم

158
00:12:33,790 --> 00:12:37,170
‫با این تفاوت که البته، مرد
‫دیگه‌ای مثل شما وجود نداره

159
00:12:38,070 --> 00:12:41,050
‫من دقیقاً به خودِ شما نیاز دارم

160
00:12:42,510 --> 00:12:47,468
‫ولی، خواهش می‌کنم، تصور نکنید که من
‫خودم رو درگیر جنگ‌های قلمرویی می‌کنم

161
00:12:47,470 --> 00:12:49,508
‫شما دشمنان زیادی دارین

162
00:12:49,510 --> 00:12:52,250
‫ورق‌ها رو بـُر بزنید و یه ورق دیگه انتخاب کنید
‫<font color="#ffff۸۰">[ یکی دیگه رو برای جنگیدن انتخاب کنید ]</font>

163
00:12:59,270 --> 00:13:03,068
‫اون تحقیقات در مورد روزنامه‌نگار مُرده...

164
00:13:03,070 --> 00:13:04,788
‫هم‌جنس‌بازـه...

165
00:13:04,790 --> 00:13:06,890
‫کاری کردم منتفی بشه

166
00:13:08,670 --> 00:13:12,428
‫بخونیدش و جواب‌ـش رو بهم بدید

167
00:13:12,430 --> 00:13:16,570
‫دفعۀ بعد، فقط یک ذهن باز و یک سیگار
‫برگ برای جشن‌گرفتن اتحادمون بیارید

168
00:13:58,430 --> 00:14:01,370
‫اون مزخرفات راجع به چی بود، تام؟

169
00:14:02,110 --> 00:14:04,890
‫گُه توش، گُه توش

170
00:14:09,590 --> 00:14:11,828
‫آرتور

171
00:14:11,830 --> 00:14:16,468
‫اجازه نده اونا برن روی مخ‌ـت

172
00:14:16,470 --> 00:14:19,148
‫روش کار این افراد، دقیقاً همینه

173
00:14:19,150 --> 00:14:22,948
‫این عوضی‌ها کی هستن، ها؟

174
00:14:22,950 --> 00:14:25,290
‫اون عوضی‌ها کی هستن!؟

175
00:14:27,350 --> 00:14:30,308
‫من الآن دعوت شدم...

176
00:14:30,310 --> 00:14:34,650
‫که نمایندۀ رهبری یک حزب سیاسی جدید بشم

177
00:14:37,070 --> 00:14:40,490
‫این افراد می‌گن که آینده متعلق به اوناست

178
00:14:51,590 --> 00:14:53,148
‫نوشیدنی می‌خوای؟

179
00:14:53,150 --> 00:14:55,330
‫گذاشتم کنار

180
00:15:01,310 --> 00:15:03,388
‫خب، چه تصمیمی گرفتی؟

181
00:15:03,390 --> 00:15:06,010
‫من با «دوستان» صحبت کردم
‫<font color="#ffff۸۰">کوئیکرها از جنبش‌های مذهبی هستند ]
‫[ که «جامعۀ مذهبی دوستان» خوانده می‌شوند</font>

182
00:15:07,630 --> 00:15:09,908
‫- چه دوستانی؟
‫- کوئیکر»ها»

183
00:15:09,910 --> 00:15:13,788
‫دوستانی که در عبادت‌گاه‌ـی
‫در بورن‌ویل دیدار می‌کنن

184
00:15:13,790 --> 00:15:16,410
‫من در بورن‌ویل اقامت دارم

185
00:15:17,990 --> 00:15:19,868
‫و اونا چی می‌گن؟

186
00:15:19,870 --> 00:15:22,850
‫می‌گن که من به گمراهی کشیده شدم

187
00:15:26,950 --> 00:15:30,708
‫اگر اومدی در مورد رستگاری صحبت کنی
‫داری با شخص اشتباهی صحبت می‌کنی

188
00:15:30,710 --> 00:15:33,249
‫من همچنین پیش یه وکیل رفتم...

189
00:15:34,030 --> 00:15:37,988
‫تا شنیدن که فامیلی‌ـم شلبی‌ـه
‫یهویی گفتن که وقت ندارن

190
00:15:37,990 --> 00:15:42,588
‫برای طلاق‌گرفتن از یه مرد شلبی
‫باید پیش یه وکیل در لندن بری

191
00:15:42,590 --> 00:15:44,028
‫من یکی پیدا کردم

192
00:15:44,030 --> 00:15:45,890
‫گفت که وکالت‌ـم رو برعهده می‌گیره

193
00:15:46,990 --> 00:15:48,868
‫ولی گوشی رو قطع کردم

194
00:15:48,870 --> 00:15:50,770
‫نه از سر ترس

195
00:15:52,670 --> 00:15:55,108
‫من این زندگی رو انتخاب
‫کردم، نه این زندگی من رو

196
00:15:55,110 --> 00:15:57,490
‫همچنین، لیزی، یکی از «دوستان» یه مَرده

197
00:15:59,150 --> 00:16:01,330
‫وقتی صحبت می‌کنم، بهم گوش می‌ده

198
00:16:03,390 --> 00:16:06,508
‫همسرش از آنفولانزای اسپانیایی فوت شده

199
00:16:06,510 --> 00:16:07,828
‫یه دختر داره

200
00:16:07,830 --> 00:16:11,068
‫و تو داری یه کاری می‌کنی که
‫دخترش تبدیل به یه بچۀ یتیم بشه؟

201
00:16:11,070 --> 00:16:15,610
‫- هیچ اتفاقی نیوفتاده
‫- و نخواهد افتاد. وگرنه بدون چشم‌ـهاش می‌میره

202
00:16:17,230 --> 00:16:22,388
‫و تامی از سر لطف، دخترش رو به یکی از مؤسسات‌
‫خیریه‌اش برای دختران یتیم، پیشنهاد می‌ده

203
00:16:22,390 --> 00:16:24,308
‫یا شاید اون رو وارد خانواده کنه

204
00:16:24,310 --> 00:16:27,170
‫و دوباره شروع می‌شه

205
00:16:32,110 --> 00:16:36,690
‫چی هست، لیندا؟ چیزی که
‫نمی‌تونی بیخیالش شی؟

206
00:16:40,070 --> 00:16:42,130
‫مشکل از آرتور نیست

207
00:16:43,350 --> 00:16:45,810
‫مشکل از آدمی‌ـه که وقتی
‫آرتور هست، بهش تبدیل می‌شم

208
00:16:46,990 --> 00:16:51,188
‫خداوند تمام حرف‌های پلیدی که توی سرم
‫هست رو می‌شنوه، از تمام چیزهای ناپاک خبر داره

209
00:16:51,190 --> 00:16:53,748
‫و «دوست»هات از عبارات پلید استفاده نمی‌کنن؟

210
00:16:53,750 --> 00:16:57,268
‫اگر این دفعه سقوط کنم، دیگه سقوط آزاد کردم

211
00:16:57,270 --> 00:17:00,690
‫شاید تو سزاوار این هستی، با حرف‌های پلیدت

212
00:17:04,550 --> 00:17:09,050
‫من قبلاً روزانه با هفت مرد می‌خوابیدم و حالا دارم یاد
‫می‌گیرم که چطور یک‌طرفه روی اسب، سواری کنم

213
00:17:12,430 --> 00:17:15,508
‫یه خیر هست، و یه شر

214
00:17:15,510 --> 00:17:17,770
‫یه ترکیبی هم از جفت‌ـش هست

215
00:17:18,470 --> 00:17:21,028
‫و یه آرتور هست و تو... و من؟

216
00:17:21,030 --> 00:17:24,650
‫آدم چیزی که سزاوارش هست گیرش
‫نمیاد، چیزی که به چنگ میاره گیرش میاد

217
00:17:26,230 --> 00:17:28,530
‫اون چی؟

218
00:17:32,910 --> 00:17:35,250
‫اون داره تصمیم‌ـش رو می‌گیره

219
00:17:46,630 --> 00:17:49,450
‫شخصی به نام پالی گِری می‌خواد شما رو ببینه

220
00:17:51,870 --> 00:17:55,068
‫بله یا خیر؟

221
00:17:55,070 --> 00:17:56,808
‫بله

222
00:18:18,350 --> 00:18:20,028
‫من اومدم تو رو به درمونگاه ببرم

223
00:18:20,030 --> 00:18:22,628
‫قبلاً به مایکل گفتم، یا شوهرم یا هیچ‌کس

224
00:18:22,630 --> 00:18:24,468
‫من یه ماشین آوردم

225
00:18:24,470 --> 00:18:27,348
‫تاکسی هست، حتی توی شهر کثیفی مثل این‌جا

226
00:18:27,350 --> 00:18:30,748
‫بیین، اگر اونا ضربان قلب
‫نشنوَن، بهت چندتا انتخاب می‌دن

227
00:18:30,750 --> 00:18:32,690
‫که هیچ‌کدوم‌ـشون خوشایند نیست

228
00:18:33,550 --> 00:18:35,548
‫من سه روز پیش چک‌آپ داشتم

229
00:18:35,550 --> 00:18:37,388
‫اونا یه ضربان قلب شنیدن

230
00:18:37,390 --> 00:18:40,708
‫ولی اگر بهم می‌گفتن که
‫بچه داخل بدن من مُرده...

231
00:18:40,710 --> 00:18:42,850
‫دوست داشتم یک‌نفر همراهم باشه

232
00:18:44,470 --> 00:18:48,708
‫شوهرم شاید کاری که تامی
‫بگه رو انجام بده، ولی... من نه

233
00:18:48,710 --> 00:18:53,268
‫ببین، اگر اونا ضربان قلب بشنوَن، کسی رو
‫کنارت نیاز نداری، چون بچه رو همراهت داری

234
00:18:53,270 --> 00:18:55,108
‫پس من تنهات می‌ذارم

235
00:18:55,110 --> 00:18:58,988
‫ولی اگر توی این شهر سوار تاکسی
‫بشی و اونا لهجه‌ت رو بشنون...

236
00:18:58,990 --> 00:19:01,330
‫می‌برن می‌چرخونن‌ـت
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به «تور بزرگ» یا «گرند تور»؛ نوعی سنت ]
‫[ گردشگری در اروپا که در سده‌های گذشته رواج داشت</font>

237
00:19:03,630 --> 00:19:05,570
‫یالا

238
00:19:10,590 --> 00:19:14,068
‫- خب، مامان کی میاد خونه؟
‫- اون گفت باید بره بیرمنگام

239
00:19:14,070 --> 00:19:17,228
‫- می‌خوای چیزی برات بپزم؟
‫- بپزی؟

240
00:19:17,230 --> 00:19:19,210
‫تو یه مردی

241
00:19:23,150 --> 00:19:26,028
‫این واقعاً منصفانه نیست

242
00:19:26,030 --> 00:19:28,428
‫مادرت بهم نگفته بود این‌قدر بازی‌ـت خوبه

243
00:19:28,430 --> 00:19:30,748
‫من توی یه باشگاه هستم، قهرمان اون‌جا هستم

244
00:19:30,750 --> 00:19:32,788
‫کسایی رو شکست دادم که حتی از تو هم بزرگ‌تر هستن

245
00:19:32,790 --> 00:19:35,570
‫حتی بزرگ‌تر از من؟

246
00:19:38,030 --> 00:19:42,428
‫توی مدرسه بعضی از بچه‌ها می‌گن که
‫آدم‌های سیاه‌پوست و یهودی‌ها بدتر هستن

247
00:19:42,430 --> 00:19:45,148
‫بدتر از چی؟

248
00:19:45,150 --> 00:19:46,850
‫از همه‌چی

249
00:19:47,830 --> 00:19:49,988
‫و یکی از معلم‌ها، آقای هادسون...

250
00:19:49,990 --> 00:19:52,850
‫یکی از دوست‌هام رو «پسربچۀ یهودی» صدا زد

251
00:19:56,270 --> 00:20:04,028
‫کارل، توی این دوره‌زمونه آدم‌های خیلی احمقی
‫وجود دارن که حرف‌های خیلی احمقانه‌ای می‌زنن

252
00:20:04,030 --> 00:20:06,388
‫خب؟

253
00:20:06,390 --> 00:20:08,570
‫تو چی فکر می‌کنی؟

254
00:20:13,790 --> 00:20:16,130
‫کیش‌ومات

255
00:20:18,230 --> 00:20:21,508
‫من فکر می‌کنم که نمی‌خوام تو بابام باشی

256
00:20:21,510 --> 00:20:24,130
‫چون بابای من سفیدپوست‌ـه
‫و الآن توی بهشت‌ـه

257
00:20:44,910 --> 00:20:48,508
‫من اومدم بیمارستان به دیدن‌ـت تا
‫بهت بگم که یه راهبرد آماده کردیم

258
00:20:48,510 --> 00:20:50,588
‫نه این‌که فراری‌ـت بدم

259
00:20:50,590 --> 00:20:54,570
‫نگران نباش، خواهرم ازم مواظبت می‌کنه

260
00:20:57,830 --> 00:21:00,068
‫تو باید همین‌جا بمونی

261
00:21:00,070 --> 00:21:03,290
‫و به تامی اجازه بدی به حساب
‫افرادی که پسرت رو کشتن برسه

262
00:21:12,030 --> 00:21:14,330
‫تو امروز ۴۵ ساله شدی

263
00:21:16,430 --> 00:21:18,730
‫من احتمالاً یه‌کم از تو بزرگ‌تر باشم

264
00:21:19,710 --> 00:21:21,370
‫احتمالاً

265
00:21:23,310 --> 00:21:25,690
‫من با مرگ دست‌وپنجه نرم کردم

266
00:21:26,390 --> 00:21:29,130
‫حالا مرگ‌ـه که باید با من دست‌وپنجه نرم کنه

267
00:21:30,550 --> 00:21:34,770
‫یک کشتار دیگه هست که باید
‫انجام بدم، بعدش دیگه کارم تمومه

268
00:21:38,870 --> 00:21:41,410
‫تولدت مبارک، پالی گِری

269
00:22:38,630 --> 00:22:40,148
‫یه ماشین و یه راننده جور کن

270
00:22:40,150 --> 00:22:43,308
‫سر در بیار که خانوادۀ فیوری کجا اتراق کردن

271
00:22:43,310 --> 00:22:45,708
‫به افرادشون نیاز دارم که کمک‌ـم کنن

272
00:22:45,710 --> 00:22:49,788
‫تفنگ شکاری‌ـم رو می‌خوام، با پنجاه گلوله

273
00:22:49,790 --> 00:22:51,948
‫به اسکاتلند می‌رم

274
00:22:51,950 --> 00:22:54,170
‫امشب

275
00:23:10,150 --> 00:23:11,628
‫من منتظر ایدا بودم

276
00:23:11,630 --> 00:23:13,668
‫آره، بهت کلید داده، آره؟

277
00:23:13,670 --> 00:23:16,061
‫قرار بود امروز باهاش ملاقات
‫کنم، ولی گفت باید بره بیرمنگام

278
00:23:16,062 --> 00:23:19,348
‫بله. تامی فرستادش به یک مأموریت.
‫الآن داره کار من رو به‌جام انجام می‌ده

279
00:23:19,350 --> 00:23:22,508
‫- کارل کجاست؟ ها؟ پسره کجاست؟
‫- رفت بیرون بستنی بخره

280
00:23:22,510 --> 00:23:24,828
‫ایدا گفت بهت بگم که دیر میاد

281
00:23:24,830 --> 00:23:27,508
‫- شما می‌دونستین من این‌جا هستم؟
‫- آره، می‌دونستیم این‌جائی

282
00:23:27,510 --> 00:23:29,570
‫ما یه کاری برات داریم

283
00:23:41,390 --> 00:23:45,188
‫هر کاری که من با شما داشته باشم
‫آقای شلبی، باید اکیداً محرمانه باشه

284
00:23:45,190 --> 00:23:47,308
‫آها، مایکل، تو هنوز ریگ به کفش‌ـت داری
‫<font color="#ffff۸۰">[ کثافت به کفش‌ـت چسبیده ]</font>

285
00:23:47,310 --> 00:23:50,508
‫- از قرار معلوم همکارم داره بوش رو حس می‌کنه
‫- من قصد هیچ بی‌احترامی ندارم

286
00:23:50,510 --> 00:23:52,948
‫بیا، مایکل، برو و کارل رو پیدا کن

287
00:23:52,950 --> 00:23:55,748
‫و براش یه بستنی بخر، خب؟

288
00:23:55,750 --> 00:23:58,788
‫این مرد بهت اعتماد نداره

289
00:23:58,790 --> 00:24:01,050
‫کون لق‌ـت، تام

290
00:24:07,790 --> 00:24:10,370
‫می‌دونی، جینا تماس گرفت...

291
00:24:12,990 --> 00:24:15,290
‫ضربان قلب بچه، قوی‌ـه

292
00:24:16,070 --> 00:24:21,028
‫و به خدا قسم، تام، به محض این‌که
‫بچه‌ام اولین نفس‌ـش رو بکشه...

293
00:24:21,030 --> 00:24:23,570
‫من و تو دیگه کاری با هم نداریم

294
00:24:26,910 --> 00:24:28,828
‫و تو پادشاه می‌شی

295
00:24:28,830 --> 00:24:30,850
‫موضوع همین‌ـه، مایکل؟

296
00:24:33,190 --> 00:24:34,868
‫می‌دونی، تام...

297
00:24:34,870 --> 00:24:40,370
‫الآن دکترهایی در لندن هستن... که می‌تونن با صحبت
‫وارد مغزت بشن و همۀ خزعبلات رو بیرون بکشن

298
00:24:41,110 --> 00:24:43,370
‫شاید بهتر باشه یکی‌ـشون رو ببینی

299
00:24:52,510 --> 00:24:54,290
‫هنوز تنها نیستید

300
00:24:56,590 --> 00:24:59,628
‫برادرم و من، یک نفر هستیم

301
00:24:59,630 --> 00:25:00,748
‫بیا

302
00:25:00,750 --> 00:25:02,508
‫این یه نامه از طرف موزلی‌ـه

303
00:25:02,510 --> 00:25:04,890
‫باید بخونی‌ـش

304
00:25:18,230 --> 00:25:20,610
‫از چه تحقیقاتی حرف می‌زنه؟

305
00:25:22,270 --> 00:25:25,988
‫دو هفته پیش، یه روزنامه‌نگار
‫در «مِیدا وِیل» به قتل رسید

306
00:25:25,990 --> 00:25:31,268
‫شب قبل‌ـش، در مورد یه داستان که قرار
‫بود راجع به من بنویسه، اومده بود پیش من

307
00:25:31,270 --> 00:25:33,548
‫ما هیچ ارتباطی با اون قتل نداریم

308
00:25:33,550 --> 00:25:35,450
‫موزلی شما رو به‌عنوان نماینده‌ش می‌خواد؟

309
00:25:36,550 --> 00:25:41,228
‫حوزۀ انتخاباتی‌ـش اسمت‌ویک‌ـه. کنار حوزۀ
‫انتخاباتی منه. بیرمنگام رو به‌عنوان کانون‌ـش می‌خواد

310
00:25:41,230 --> 00:25:44,708
‫اون می‌دونه که من حمایت قوی‌ای
‫از جانب طبقۀ کارگر دارم

311
00:25:44,710 --> 00:25:49,668
‫ما توی تظاهرات بهش کمک می‌کنیم، توی بعضی
‫از جلسات تالار شهرداری، خودی نشون می‌دیم

312
00:25:49,670 --> 00:25:52,908
‫درست، و چرا این نامه رو به من نشون می‌دین؟

313
00:25:52,910 --> 00:25:54,428
‫یه وزیر کشور...

314
00:25:54,430 --> 00:25:57,148
‫که ممکنه مقاصد فتنه‌جویانه داشته باشه

315
00:25:57,150 --> 00:25:59,268
‫هیچ مدرکی دال بر فتنه‌جویی در این نامه وجود نداره

316
00:25:59,270 --> 00:26:03,268
‫تو در سازمان اطلاعات کار می‌کنی، یانگر. نیازی
‫به مدرک نداری. اون رو بده به مافوق‌هات

317
00:26:03,270 --> 00:26:06,548
‫آقای شلبی، من دستورکار خیلی مشخصی دارم

318
00:26:06,550 --> 00:26:13,050
‫دستورکار من مشخصاً در مورد جمع‌آوری
‫اطلاعات دربارۀ فعالیت‌های کمونیست‌هاست

319
00:26:15,310 --> 00:26:21,708
‫مافوق مستقیم تو در واحد اطلاعات، یک
‫سرهنگ به نام «پاترک وایت» هست، درسته؟

320
00:26:21,710 --> 00:26:27,188
‫اطلاع دارم که اون به صورت منظم
‫با آزوالد موزلی، چوگان بازی می‌کنه

321
00:26:27,190 --> 00:26:30,668
‫اونا در عضویت باشگاه‌های مختلفی
‫در لندن و بیرمنگام شریک هستن

322
00:26:30,670 --> 00:26:32,108
‫من دستورات مشخصی دارم

323
00:26:32,110 --> 00:26:33,548
‫من یه سرباز هستم

324
00:26:33,550 --> 00:26:36,690
‫فکر می‌کنی می‌تونی به این خانواده بپیوندی؟

325
00:26:38,310 --> 00:26:41,588
‫من هیچ قصدی برای پیوستن به خانواده‌ای ندارم

326
00:26:41,590 --> 00:26:46,727
‫- خب، جهنم رو شُکر به خاطر اون، چون تو از مراسم‌های عروسی
‫ما متنفر می‌شدی                    - فکر کردم گفتید باهام کار دارید

327
00:26:46,728 --> 00:26:51,330
‫آره، کار خانوادگی و کار دولتی، همه‌ش در یک پاکت نامه

328
00:26:55,030 --> 00:26:57,548
‫یانگر، گوش کن چی می‌گم

329
00:26:57,550 --> 00:26:59,308
‫ایدا رو فراموش کن

330
00:26:59,310 --> 00:27:01,250
‫مراسم‌های عروسی رو فراموش کن

331
00:27:02,070 --> 00:27:04,090
‫تو می‌دونی موزلی چه چیزی رو ارائه می‌ده

332
00:27:05,790 --> 00:27:09,109
‫فلسفه‌‌ـش رو می‌دونی

333
00:27:09,110 --> 00:27:13,650
‫قصد دارم جواب‌ـش رو بدم و بهش
‫بگم که دارم تصمیم‌ـم رو می‌گیرم

334
00:27:14,710 --> 00:27:16,948
‫ولی در این بین، تو باید راهنمایی‌ـم کنی

335
00:27:16,950 --> 00:27:22,948
‫اگه مجبور باشم، می‌تونم خودم تکی باهاش مبارزه
‫کنم، یا این‌که می‌تونم به سازمان‌ـش ملحق بشم

336
00:27:22,950 --> 00:27:26,530
‫و از جانب پادشاه، تضعیف‌ـش کنم

337
00:27:27,470 --> 00:27:29,970
‫ولی تو باید یه تصمیمی بگیری

338
00:27:46,070 --> 00:27:50,210
‫به گمونم چندتا کار هست که می‌تونم
‫طبق اختیار خودم انجام‌شون بدم

339
00:28:15,110 --> 00:28:16,890
‫تن لش‌ـت رو بلند کن وایسا

340
00:28:20,230 --> 00:28:23,268
‫سلام، تام

341
00:28:23,270 --> 00:28:26,268
‫فکر می‌کردم شب رو لندن می‌مونی

342
00:28:26,270 --> 00:28:28,468
‫سلام، جانی

343
00:28:28,470 --> 00:28:31,908
‫چطوری، هان؟

344
00:28:31,910 --> 00:28:34,468
‫وضع دنده‌هات چطوره؟

345
00:28:34,470 --> 00:28:36,148
‫می‌سازی؟

346
00:28:36,150 --> 00:28:38,948
‫- کمابیش تام، آره
‫- آره؟ خوبه

347
00:28:38,950 --> 00:28:42,028
‫و اون کیه؟

348
00:28:42,030 --> 00:28:45,090
‫مِیسی‌ـه، یا کلاراست؟

349
00:28:45,950 --> 00:28:49,188
‫اه! ساندراست

350
00:28:49,190 --> 00:28:55,868
‫،خب، اگه اجازه بدید بگم که
‫صبحونه‌هات پیشرفت چشمگیری داشتن

351
00:28:55,870 --> 00:28:59,028
‫آقای شلبی... ببخشید

352
00:28:59,030 --> 00:29:01,548
‫نگران نباش، ساندرا

353
00:29:01,550 --> 00:29:06,628
‫تنها راهی که از این خونه اخراج
‫بشی از طریق تُست سوخته...

354
00:29:06,630 --> 00:29:08,228
‫یا صحبت‌کردن با پلیسه

355
00:29:08,230 --> 00:29:10,908
‫برو دیگه، برو بخواب

356
00:29:10,910 --> 00:29:12,570
‫و، ساندرا...

357
00:29:13,870 --> 00:29:17,010
‫هرچی که جانی گفت، دروغ‌ـه

358
00:29:21,070 --> 00:29:22,808
‫جانی، جانی، جانی...

359
00:29:23,830 --> 00:29:26,508
‫مدتی که نبودی، یه پیغام گرفتم، تام

360
00:29:26,510 --> 00:29:30,308
‫یکی از قوم‌وخویش‌های آبراما گُلد
‫چهارنعل از «مریدن» راهی شد

361
00:29:30,310 --> 00:29:35,548
‫گفت که آبراما می‌خواد بدونی که رفته
‫،اسکاتلند تا خودش به کارش رسیدگی کنه

362
00:29:35,550 --> 00:29:38,090
‫و این‌که خودت می‌دونی اون به چه معناست

363
00:29:39,630 --> 00:29:41,468
‫گُه بگیرن!

364
00:29:41,470 --> 00:29:46,290
‫پسره گفت که آبراما با
‫بنتلیِ پالی از بیمارستان اومد

365
00:29:47,270 --> 00:29:50,330
‫پالی بهش کمک کرد

366
00:29:51,710 --> 00:29:54,588
‫پالی بهش کمک کرد!

367
00:29:54,590 --> 00:29:57,788
‫ولی نمی‌تونه از روی عشق
‫باشه، چون طرف‌حساب‌مون پالی‌ـه

368
00:29:57,790 --> 00:29:59,730
‫چون طرف‌حساب‌مون پالی وامونده‌ست

369
00:30:01,190 --> 00:30:03,628
‫خیلی‌خب، جانی. یه کاری برات دارم

370
00:30:03,630 --> 00:30:06,028
‫تام، من خیلی درد دارم

371
00:30:06,030 --> 00:30:07,988
‫لازمه که بری آبراما گُلد رو پیدا کنی

372
00:30:07,990 --> 00:30:10,628
‫سر مرز «لوتیان» قوم‌وخویش داره، خانوادۀ فیوری

373
00:30:10,630 --> 00:30:12,028
‫اه، محض رضای خدا، تام!

374
00:30:12,030 --> 00:30:17,388
‫فیوری‌ها، اونا که اصلاً واسه حرف‌زدن از کلمات
‫استفاده نمی‌کنن. فقط با ایماواشاره و زوزه

375
00:30:17,390 --> 00:30:19,508
‫می‌ری پیش‌شون و پیداش می‌کنی

376
00:30:19,510 --> 00:30:21,348
‫تام، من دارم از درد تلف می‌شم

377
00:30:21,350 --> 00:30:24,428
‫- آره، ظاهراً که داری باهاش می‌سازی
‫- گفتم به‌زور دارم باهاش می‌سازم

378
00:30:24,430 --> 00:30:29,548
‫خب، می‌تونی به‌زور بسازی که با آرتور بشینی توی
‫ماشین و ردّ برگ‌ها رو واسه پیداکردن خانوادۀ فیوری بگیری

379
00:30:29,550 --> 00:30:32,708
‫آرتور ترتیب همۀ چیزهایی که لازمه‌شون
‫استخون و ماهیچه باشه رو می‌ده

380
00:30:32,710 --> 00:30:35,928
‫من بهت هشدار دادم، تام. گُلدها
‫مسبب مرگ یکی‌مون می‌شن

381
00:30:36,990 --> 00:30:39,888
‫و ظاهراً قراره منِ وامونده باشم!

382
00:30:41,710 --> 00:30:44,530
‫خب، یالا دیگه، بازش کن

383
00:30:48,710 --> 00:30:50,250
‫پس...

384
00:30:52,030 --> 00:30:55,228
‫امروز ضربان قلب بچه رو شنیدی

385
00:30:55,230 --> 00:30:57,988
‫خیلی تند می‌زنه

386
00:30:57,990 --> 00:31:00,628
‫هدیۀ تولد بسنده‌ای می‌بود

387
00:31:00,630 --> 00:31:02,690
‫یه زندگی جدید

388
00:31:07,550 --> 00:31:10,188
‫آزادی

389
00:31:10,190 --> 00:31:12,250
‫آزادگی

390
00:31:17,750 --> 00:31:20,228
‫به سلاح می‌خوره

391
00:31:20,230 --> 00:31:26,090
‫من تنها به این دلیل اومدم چون مایکل داره از لندن
‫میاد و گفت که دل‌ـش نمی‌خواد تو تنها باشی

392
00:31:28,390 --> 00:31:31,172
‫خب...

393
00:31:31,173 --> 00:31:34,068
‫پیشکش آزادگی فکر کی بود؟

394
00:31:34,070 --> 00:31:36,330
‫من

395
00:31:37,550 --> 00:31:40,668
‫می‌خوای مایکل و بچه رو ببری نیویورک؟

396
00:31:40,670 --> 00:31:42,250
‫آره

397
00:31:42,950 --> 00:31:44,788
‫بچه دو تا مادربزرگ خواهد داشت

398
00:31:44,790 --> 00:31:48,508
‫- اون‌یکی...
‫- یکی‌شون در بین انسان‌ها زندگی می‌کنه

399
00:31:48,510 --> 00:31:51,650
‫اون‌یکی یه انسانه

400
00:31:52,790 --> 00:31:56,468
‫عیب نداره، من مست نیستم

401
00:31:56,470 --> 00:31:58,548
‫فقط آزاده‌ام

402
00:31:58,550 --> 00:32:02,068
‫خب، تو چی می‌خوای؟

403
00:32:02,070 --> 00:32:04,010
‫رضایت من رو؟

404
00:32:06,830 --> 00:32:08,948
‫کمک‌ـت رو

405
00:32:08,950 --> 00:32:12,948
‫مایکل دل‌ـش می‌خواد تو باهامون بیای

406
00:32:12,950 --> 00:32:15,730
‫«همه‌مون می‌تونیم توی «لانگ آیلند
‫درست لب ساحل زندگی کنیم

407
00:32:17,190 --> 00:32:19,530
‫مگه «لانگ آیلند» توی استرالیا نیست؟

408
00:32:21,190 --> 00:32:26,130
‫- یا توی کالیفرنیاست، در میان سرخ‌پوست‌ها؟
‫- توی نیویورک‌ـه، پالی

409
00:32:28,110 --> 00:32:30,450
‫می‌دونی، ما همه سعی می‌کنیم در بریم

410
00:32:32,670 --> 00:32:35,170
‫ولی هیچ‌وقت این‌کارو نمی‌کنیم

411
00:32:45,670 --> 00:32:49,490
‫کاش من امروز اون ضربان قلب رو حس کرده بودم

412
00:32:53,070 --> 00:32:56,250
‫کم‌کم داری جوری به نظر می‌رسی
‫که انگار دل‌ـت به حال خودت می‌سوزه

413
00:32:59,910 --> 00:33:02,468
‫من آمریکایی‌ام

414
00:33:02,470 --> 00:33:06,250
‫ما لقمه رو دور سر خودمون نمی‌چرخونیم.
‫صاف می‌ریم سر اصل مطلب

415
00:33:07,390 --> 00:33:11,850
‫و بچه‌ام... نیویورک متولد می‌شه

416
00:33:23,710 --> 00:33:26,650
‫من از جابجایی این دیدار به
‫مِی‌خونه خوش‌حال نیستم
‫<font color="#ffff۸۰">یا مِی‌خانۀ دارای جواز کسب: اشاره licensed premises ]
‫به مکان‌هایی در بریتانیا دارد که در آن‌جا خرده‌فروشی و مصرف
‫[ نوشیدنی‌های الکلی و یا استعمال دخانیات مجاز است</font>

417
00:33:28,510 --> 00:33:33,468
‫پول بلیط قطار رو روی دست اتحادیه‌ت
‫نذاشتی، ولی بازم از لندن بیزاری

418
00:33:33,470 --> 00:33:36,788
‫ما دنبال سخنران‌های محبوب
‫برای تظاهرات آتی‌مون هستیم

419
00:33:36,790 --> 00:33:39,988
‫توی مجلس عوام داری برای خودت
‫اسم و رسمی دست‌وپا می‌کنی

420
00:33:39,990 --> 00:33:42,148
‫بتی!

421
00:33:42,150 --> 00:33:43,308
‫چی می‌نوشی؟

422
00:33:43,310 --> 00:33:44,890
‫آب

423
00:33:46,070 --> 00:33:48,788
‫- یه بطری شامپاین، بتی
‫- تنها می‌نوشی‌ـش

424
00:33:48,790 --> 00:33:50,028
‫هدف هم همینه

425
00:33:50,030 --> 00:33:52,170
‫بنشینیم، دوشیزه ایدن؟

426
00:34:17,910 --> 00:34:21,188
‫به سلامتی انقلاب

427
00:34:21,190 --> 00:34:24,810
‫خب، زندگی به‌عنوان یک جامعه‌گرا چطوره؟

428
00:34:26,750 --> 00:34:29,028
‫این لیوان

429
00:34:29,030 --> 00:34:30,850
‫حباب‌هاش

430
00:34:31,990 --> 00:34:34,130
‫خودشون رو می‌کِشن بالا

431
00:34:35,230 --> 00:34:38,388
‫هر حباب شانس یکسانی برای بالااومدن داره

432
00:34:38,390 --> 00:34:41,388
‫این نوع غیرعادی‌ای از جامعه‌گراییه

433
00:34:41,390 --> 00:34:43,770
‫و این بطری

434
00:34:44,750 --> 00:34:46,690
‫به محض این‌که سربطری در بیاد...

435
00:34:47,990 --> 00:34:50,708
‫دیگه نمی‌تونی برش گردونی سر جاش

436
00:34:50,710 --> 00:34:52,930
‫باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی

437
00:34:54,270 --> 00:34:56,850
‫زیرکیه، همین و بس

438
00:34:59,670 --> 00:35:02,172
‫پس داری سرسری می‌گیری‌ـش

439
00:35:02,173 --> 00:35:05,268
‫امکان تغییرجبهه‌دادن آدم‌ها وجود داره

440
00:35:05,270 --> 00:35:06,788
‫حتی آدم‌های تو

441
00:35:06,790 --> 00:35:08,868
‫- آدم‌های من؟
‫- آره

442
00:35:08,870 --> 00:35:11,348
‫برای اونا، هیچ فرقی نداره

443
00:35:11,350 --> 00:35:13,210
‫کمونیسم. فاشیسم

444
00:35:14,230 --> 00:35:17,108
‫برای اکثر آدم‌ها، حکم مقایسۀ سیب با سیب رو داره
‫<font color="#ffff۸۰">برعکس اصطلاح مقایسۀ سیب با پرتقال که اشاره ]
‫[ به مقایسۀ دو چیز کاملاً متفاوت از هم را دارد</font>

445
00:35:17,110 --> 00:35:19,268
‫موضوع تظاهرات، فاشیسم‌ـه

446
00:35:19,270 --> 00:35:22,188
‫ازت می‌خوام بر علیه‌ش صحبت کنی

447
00:35:22,190 --> 00:35:24,210
‫در جوابِ سؤال‌ـت...

448
00:35:25,110 --> 00:35:31,090
‫من نمی‌تونم در تظاهرات‌تون سخنرانی
‫کنم... چون بخشی از راهبرد فعلی نیست

449
00:35:33,990 --> 00:35:36,828
‫حال‌ـت خوبه، توماس؟

450
00:35:36,830 --> 00:35:39,328
‫می‌خوای یه مرد برسوندت خونه؟

451
00:35:40,870 --> 00:35:44,210
‫می‌دونستم نباید این دیدار رو
‫در مِی‌خونه انجام می‌دادیم

452
00:35:59,150 --> 00:36:01,210
‫شاد یا غمگین، توماس؟
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به قسمت دوم از فصل اول که تامی از گریس خواست تا برایش ]
‫[ آواز بخواند و گریس پرسید شاد یا غمگین و جواب تامی «غمگین» بود</font>

453
00:36:12,430 --> 00:36:16,170
‫بهت هشدار می‌دم، دل‌ـت رو می‌شکنم‌ها

454
00:36:31,190 --> 00:36:33,370
‫انتظار نداشتم بیای خونه

455
00:36:36,790 --> 00:36:39,988
‫فرانسیس گفت که لیندا امروز این‌جا بود

456
00:36:39,990 --> 00:36:43,210
‫فرانسیس وفاداری به‌خصوصی داره، مگه نه؟

457
00:36:44,510 --> 00:36:48,290
‫خب، آدم‌ها به افرادی که
‫مزدشون رو می‌دن، وفادارن

458
00:36:49,790 --> 00:36:54,108
‫همچنین، مگی از تلفن‌خونه
‫گفت که چندتا تماس گرفتی

459
00:36:54,110 --> 00:36:56,490
‫پس می‌دونی که با یه وکیل تماس گرفتم

460
00:36:57,590 --> 00:37:00,170
‫مگی به مکالمه‌مون گوش داد؟

461
00:37:05,270 --> 00:37:08,108
‫گفت که وکالت‌ـم رو برعهده می‌گیره

462
00:37:08,110 --> 00:37:11,428
‫ولی گوشی رو قطع کردم

463
00:37:11,430 --> 00:37:13,930
‫همون‌جا و همون موقع، یه تصمیمی گرفتم

464
00:37:15,616 --> 00:37:20,050
‫و زمانی که صدای توقف ماشین‌ـت
‫رو شنیدم، لباس‌هام رو عوض کردم

465
00:37:24,670 --> 00:37:27,370
‫،تو گفتی که توی مغزت
‫همچنان بابت‌ـش پول می‌دی

466
00:37:28,750 --> 00:37:35,828
‫بنابراین تصمیم گرفتم به گرفتن مزد ادامه بدم و دل‌ـم رو
‫با مغزم یربه‌یر کنم، جوری که انگار دفتر حساب‌وکتاب‌ها بود

467
00:37:35,830 --> 00:37:39,410
‫- برای مغزم یه شیلینگ بیشتر ارزش قائل‌ـم
‫- هاه!

468
00:37:42,950 --> 00:37:48,010
‫آخرین باری که مجبور بودی نگران
‫شیلینگ باشی کِی بود، هان؟

469
00:37:48,830 --> 00:37:52,948
‫آدم‌ها به افرادی که مزدشون رو می‌دن، وفادارن

470
00:37:52,950 --> 00:37:55,290
‫به همین خاطر بهت وفادار می‌مونم

471
00:37:56,630 --> 00:37:59,708
‫ولی قول‌وقرارمون اینه

472
00:37:59,710 --> 00:38:04,948
‫توی خونۀ من کس دیگه‌ای رو نمی‌کنی، نه
‫در ظرف روزی که دست بچه‌مون رو می‌گیری

473
00:38:04,950 --> 00:38:06,850
‫نه یه روز قبل، نه یه روز بعدش

474
00:38:09,110 --> 00:38:11,748
‫و گاهی اوقات من رو راه می‌دی

475
00:38:11,750 --> 00:38:13,970
‫توی مغزت

476
00:38:16,951 --> 00:38:18,668
‫تا خالی‌ـش کنی

477
00:38:18,670 --> 00:38:20,690
‫از چیزی که نیاز به خالی‌شدن داره

478
00:38:21,510 --> 00:38:23,290
‫قبول؟

479
00:38:28,510 --> 00:38:30,788
‫و این...

480
00:38:30,790 --> 00:38:32,850
‫همیشه

481
00:38:33,950 --> 00:38:37,410
‫قول‌وقرارمون اینه که... تو مال من‌ـی

482
00:38:38,550 --> 00:38:41,268
‫دارایی من‌ـی

483
00:38:41,270 --> 00:38:43,530
‫هیچ‌کس به دارایی من دست نمی‌زنه

484
00:38:46,950 --> 00:38:49,228
‫من به خودم دست می‌زنم، ولی بازم
‫در هر صورت توئی که دست می‌زنی

485
00:38:49,230 --> 00:38:52,090
‫پس به همین خاطر گوشی رو قطع کردم

486
00:38:58,110 --> 00:39:00,388
‫نه، تام

487
00:39:00,390 --> 00:39:02,970
‫دست‌کم توی تخت‌خواب انجام‌ـش می‌دیم

488
00:39:17,430 --> 00:39:19,850
‫همه‌چیز مال منه، لیزی

489
00:39:21,790 --> 00:39:24,090
‫همه‌چیز

490
00:39:54,910 --> 00:39:57,148
‫آرتور

491
00:39:57,150 --> 00:39:59,068
‫- هوم؟
‫- حق با فرانسیس بود

492
00:39:59,070 --> 00:40:00,508
‫لیندا امروز این‌جا بود

493
00:40:00,510 --> 00:40:02,188
‫گُه بگیرن

494
00:40:02,190 --> 00:40:04,370
‫چی گفت، هان؟

495
00:40:05,350 --> 00:40:12,028
‫- فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم، همین
‫- آرتور، گوش کن. اول، باید بری اسکاتلند و آبراما گُلد رو برگردونی

496
00:40:12,030 --> 00:40:13,588
‫بعدش می‌ریم لیندا رو پیدا می‌کنیم

497
00:40:13,590 --> 00:40:15,988
‫نه، نه، نه، نه

498
00:40:15,990 --> 00:40:18,330
‫من هِی بهت زنگ می‌زنم، تام

499
00:40:20,070 --> 00:40:22,508
‫خودت‌ـم می‌دونی

500
00:40:22,510 --> 00:40:29,468
‫دوباره و دوباره و دوباره زنگ می‌زنم به این شماره

501
00:40:29,470 --> 00:40:35,890
‫اگه جواب ندی، می‌پّرم توی ماشین وامونده‌ام
‫و می‌رونم به سمت خونه‌ت، خودت‌ـم می‌دونی

502
00:40:37,390 --> 00:40:45,490
‫اگه مجبور باشم تمام شب رو اون‌جا می‌مونم. تا بهم
‫نگی چی می‌دونی، جایی نمی‌رم، نمی‌رم اسکاتلند

503
00:40:56,190 --> 00:40:57,668
‫صحیح، گوش کن چی می‌گم

504
00:40:57,670 --> 00:41:00,228
‫آدرس ندارم

505
00:41:00,230 --> 00:41:03,130
‫اما «بورن‌ویل»ـه، پیش «کوئیکر»ها

506
00:41:04,150 --> 00:41:07,530
‫ظاهراً، پای یه «دوست» در میونه

507
00:41:08,710 --> 00:41:14,868
‫یه زن داشت که سال ۱۹۱۸ از آنفولانزای
‫اسپانیایی مُرد. و یه دختر داره

508
00:41:14,870 --> 00:41:16,868
‫همین واسه پیداکردن‌ـش باید کافی باشه

509
00:41:16,870 --> 00:41:18,388
‫آرتور...

510
00:41:18,390 --> 00:41:21,930
‫فقط با طرف صحبت کن و
‫یه پیغام به لیندا برسون

511
00:41:22,670 --> 00:41:25,868
‫اتفاقی نیوفتاده، آرتور

512
00:41:25,870 --> 00:41:30,108
‫«طرف یه «کوئیکر»ـه، یه «دوست.
‫اونا مثل ما نیستن، صحبت می‌کنن

513
00:41:30,110 --> 00:41:32,948
‫اوه، باهاش صحبت می‌کنم

514
00:41:32,950 --> 00:41:35,668
‫مرد و مردونه

515
00:41:35,670 --> 00:41:37,788
‫و بعدش، بعد از اون...

516
00:41:37,790 --> 00:41:40,108
‫می‌رم شمال، هوم
‫<font color="#ffff۸۰">[ اشاره به اسکاتلند ]</font>

517
00:41:40,110 --> 00:41:43,468
‫به کارمون رسیدگی می‌کنم. بهت قول می‌دم

518
00:41:43,470 --> 00:41:45,890
‫آرتور. آرتور، گوش کن چی می‌گم...

519
00:42:01,470 --> 00:42:04,148
‫با کی داشتی حرف می‌زدی؟

520
00:42:04,150 --> 00:42:07,348
‫مجبورم از تو بپرسم، چون
‫مگی از تلفن‌خونه بهم نمی‌گه

521
00:42:07,350 --> 00:42:09,548
‫کی بود؟

522
00:42:09,550 --> 00:42:12,588
‫آرتور بود؟

523
00:42:12,590 --> 00:42:14,708
‫برادرم رو صحیح‌وسالم لازم دارم

524
00:42:14,710 --> 00:42:17,290
‫آرتور خودش واسه خودش تصمیم می‌گیره

525
00:42:19,190 --> 00:42:23,530
‫با یه شلبی که ازدواج کنی، متأهل می‌مونی

526
00:42:24,830 --> 00:42:26,570
‫گُه بگیرن

527
00:42:29,300 --> 00:42:31,300
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">میعادگاه دوستان</font> »

528
00:42:32,510 --> 00:42:34,148
‫خب، این رو ببین، هوم؟

529
00:42:34,150 --> 00:42:35,628
‫کمکی از دست‌ـم بر میاد؟

530
00:42:35,630 --> 00:42:38,028
‫آره، فکر کنم بیاد

531
00:42:38,030 --> 00:42:40,948
‫دنبال لیندا شلبی می‌گردم

532
00:42:40,950 --> 00:42:42,450
‫می‌شناسی‌ـش؟

533
00:42:44,150 --> 00:42:46,330
‫هان؟ من آرتورـم

534
00:42:47,350 --> 00:42:49,628
‫شوهرش

535
00:42:49,630 --> 00:42:52,970
‫اگه شوهرـشید، دل‌ـش
‫نمی‌خواد باهاتون صحبت کنه

536
00:42:53,910 --> 00:42:57,668
‫خب، ببین‌ـت

537
00:42:57,670 --> 00:43:00,468
‫چه باهوشی، هان؟

538
00:43:00,470 --> 00:43:03,548
‫چیه، تمام جواب‌های وامونده رو داری، آره؟

539
00:43:03,550 --> 00:43:06,228
‫خب، بذار با یکی دیگه امتحان‌ـت کنیم. هان؟

540
00:43:06,230 --> 00:43:13,788
‫بذار با یکی دیگه امتحان‌ـت کنیم. چطوره که...
‫چطوره که از درون در پِی حقیقت باشیم، هوم؟

541
00:43:13,790 --> 00:43:15,948
‫بیا یه نگاه بندازیم، هوم؟
‫بیا یه نگاه بندازیم

542
00:43:15,950 --> 00:43:17,668
‫ببینیم این داخل چی داری، هان؟

543
00:43:17,670 --> 00:43:20,290
‫حروم‌زادۀ کثیف!

544
00:43:25,830 --> 00:43:30,148
‫هان؟ می‌خوای به گشتن ادامه بدیم، هان؟

545
00:43:30,172 --> 00:43:34,472
‫♪ Anna Calvi - Lady Grinning Soul ♪

546
00:44:13,710 --> 00:44:18,068
‫هی، دوباره ازت می‌پرسم

547
00:44:18,070 --> 00:44:20,468
‫هان؟ هان؟

548
00:44:20,470 --> 00:44:22,930
‫دوباره ازت می‌پرسم

549
00:44:24,870 --> 00:44:28,548
‫کجاست؟ هان؟

550
00:44:28,550 --> 00:44:31,130
‫کجاست؟

551
00:44:33,990 --> 00:44:36,368
‫- هان؟ هان؟
‫- نه. نه، نه، نه...

552
00:45:06,430 --> 00:45:08,770
‫من مرد خوبی‌ام

553
00:45:09,830 --> 00:45:12,810
‫منِ وامونده هم عین تو مرد خوبی‌ام

554
00:45:17,550 --> 00:45:19,330
‫یه مرد خداترس

555
00:45:20,630 --> 00:45:22,810
‫توی دل‌ـم خوبی دارم

556
00:45:23,510 --> 00:45:26,370
‫توی دل‌ـم خوبی دارم!

557
00:45:32,990 --> 00:45:34,748
‫ولی دست‌هام...

558
00:45:34,750 --> 00:45:37,490
‫این دست‌ها متعلق به شیطان‌ـه

559
00:45:38,990 --> 00:45:41,250
‫شیطانِ وامونده!

560
00:45:50,110 --> 00:45:53,290
‫وایسا... تو کی هستی؟

561
00:46:14,150 --> 00:46:16,548
‫لیندا برگشت؟

562
00:46:16,550 --> 00:46:20,548
‫نه

563
00:46:20,550 --> 00:46:25,490
‫- اسکاتلنده؟ به همین خاطر داری می‌ری؟
‫- نه، اسکاتلند نیست، چارلی

564
00:46:27,790 --> 00:46:30,348
‫ویسکی. ویسکی می‌خوایم

565
00:46:30,350 --> 00:46:32,868
‫نقشه. سیگار

566
00:46:32,870 --> 00:46:35,828
‫- وَن رو بار بزن، ما همه‌ش رو می‌خوایم
‫- ما» یعنی کی؟»

567
00:46:35,830 --> 00:46:37,348
‫من و جانی‌داگز

568
00:46:37,350 --> 00:46:39,308
‫اه

569
00:46:39,310 --> 00:46:42,210
‫پس توئی و جانی‌داگز در مقابل اسکاتلند؟

570
00:46:45,190 --> 00:46:50,188
‫می‌دونی، دوستان‌مون در «بی‌اِس‌اِی» می‌تونن
‫چندتا از اون توپ‌های توپخونه‌ای جدیدی که ده گلوله
‫<font color="#ffff۸۰">[ بی‌اِس‌اِی: شرکت سلاح‌های سبک بیرمنگام ]</font>

571
00:46:50,190 --> 00:46:53,988
‫در ثانیه شلیک می‌کنن رو برات جور کنن. می‌تونی
‫یه‌دونه سوار کنی روی سقف ماشین وامونده‌ت

572
00:46:53,990 --> 00:46:56,828
‫بنزین. بنزین لازم داریم

573
00:46:56,830 --> 00:47:00,410
‫ان‌قدر ته شماله که آت‌وآشغال تموم می‌کنن

574
00:47:01,283 --> 00:47:06,130
‫آره. هنوزم با ارابۀ جنگی می‌رن این‌ور اون‌ور

575
00:47:09,350 --> 00:47:12,708
‫،کرلی، آرتور داره می‌ره اسکاتلند
‫بنابراین نارنجک لازم داره

576
00:47:12,710 --> 00:47:15,948
‫- چندتا؟
‫- ای‌بابا، انگار که عادیه

577
00:47:15,950 --> 00:47:20,908
‫دوستان‌مون در «بی‌اِس‌اِی» هنوز کُلی از جنگ
‫براشون مونده، ولی نمی‌تونیم بهشون...

578
00:47:20,910 --> 00:47:23,988
‫چندتا دونه نارنجک برام بیار، کرلی، هان؟ هوم؟

579
00:47:23,990 --> 00:47:26,708
‫از اون پشت پیدا می‌کنی، هان؟ پسر خوب، آره؟

580
00:47:26,710 --> 00:47:29,148
‫برو چندتا دونه برام بیار.
‫بزن‌شون به حساب من

581
00:47:29,150 --> 00:47:30,770
‫آره

582
00:47:32,870 --> 00:47:34,388
‫چندتا؟

583
00:47:34,390 --> 00:47:36,850
‫- سه تا، کرلی
‫- سه تا. سه تا

584
00:47:43,030 --> 00:47:45,370
‫یه راه واسه برگردوندن لیندا پیدا کن، آرتور

585
00:47:47,990 --> 00:47:50,530
‫بدون اون، همین‌جوری‌ـشم با مُرده فرقی نداری

586
00:48:00,850 --> 00:48:05,950
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">گـلاسـکـو</font> »

587
00:48:15,430 --> 00:48:18,290
‫«خودشون‌ـن، «پسران بیلی!

588
00:48:38,790 --> 00:48:40,668
‫آقایون

589
00:48:40,670 --> 00:48:45,249
‫شما الآن از مرز رد شدید و وارد
‫شهرستان «تولکراس شرقی» شُدید

590
00:48:46,070 --> 00:48:52,188
‫حالا، بر اساس قانون اساسی
‫،«نانوشتۀ شهرستان «تولکراس

591
00:48:52,190 --> 00:49:03,828
‫کولی‌ها، کاتولیک‌ها و دیگر اشخاصِ با اذهان گناه‌کار، به‌علت کیفیت
‫پایین کارشون اجازه ندارن روی جاده‌های ناحیۀ پروتستان ما کار کنن

592
00:49:03,830 --> 00:49:07,708
‫پس، از این‌جا به بعد، پسرهای
‫من کار رو برعهده می‌گیرن

593
00:49:07,710 --> 00:49:16,668
‫ابزار، قیر، آتش‌دان... و
‫وسیلۀ نقلیه‌تون لازم‌مون می‌شه

594
00:49:16,670 --> 00:49:21,508
‫شماها کولی‌اید، به‌راحتی
‫می‌تونید یکی دیگه بدزدید

595
00:49:21,510 --> 00:49:24,330
‫کلید بارکش دست منه

596
00:49:50,590 --> 00:49:52,530
‫اه!

597
00:50:16,230 --> 00:50:18,050
‫حالا...

598
00:50:19,110 --> 00:50:23,428
‫از شما پسرا می‌خوام که یه
‫پیغام به جیمی مک‌کاورن برسونید

599
00:50:23,430 --> 00:50:27,170
‫شما پسر من رو کُشتید. به صلیب کشیدیدش

600
00:50:30,550 --> 00:50:39,490
‫حالا، توی این تفنگ... یه گلوله هست
‫و روـش اسم مک‌کاورن حک شده

601
00:50:43,230 --> 00:50:51,170
‫و موقعی که زمان مصلوب‌سازی‌ـش از راه
‫برسه، من کسی‌ام که میخ‌ها رو می‌کّوبه

602
00:51:34,230 --> 00:51:36,668
‫آقای شلبی!

603
00:51:36,670 --> 00:51:38,530
‫بالأخره تنهائید

604
00:51:40,590 --> 00:51:42,690
‫به نظر من تیم خیلی خوبی تشکیل می‌دیم

605
00:51:44,470 --> 00:51:46,968
‫قرقاول‌ها نمی‌فهمن از کجا خوردن

606
00:51:51,630 --> 00:51:53,770
‫تیرانداز بسیار خوبی هستید، آقای شلبی

607
00:51:54,990 --> 00:51:59,588
‫- در سواره‌نظام دهقانی بودید، درسته؟
‫- در سواره‌نظام
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به گارد پدافند ملی بریتانیا که در اواخر قرن هجدهم و ]
‫در بحبوحۀ ترس از تهاجم و قیام در دوران جنگ‌های انقلاب فرانسه
‫[ از بین نیروهای داوطلب دهقانان و اشرافیان زمین‌دار تشکیل شد</font>

608
00:51:59,590 --> 00:52:02,508
‫نشان خدمات برجسته رو گرفتید

609
00:52:02,510 --> 00:52:03,890
‫اون کمک می‌کنه

610
00:52:04,830 --> 00:52:06,170
‫به چی؟

611
00:52:07,270 --> 00:52:09,828
‫دو ماه پیش، من رُم بودم

612
00:52:09,830 --> 00:52:11,490
‫با آقای موسولینی دیدار کردم
‫<font color="#ffff۸۰">بنیتو موسولینی: روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار و رهبر ]
‫[ ایتالیای فاشیست در طی دوران جنگ جهانی دوم</font>

613
00:52:12,270 --> 00:52:14,290
‫من و شما و مردانی مثل اون...

614
00:52:16,310 --> 00:52:18,330
‫آینده رو شکل می‌دیم

615
00:52:20,430 --> 00:52:22,690
‫کِی از حزب کارگر استعفا می‌دید؟

616
00:52:25,190 --> 00:52:28,330
‫روز قبل از این‌که تشکل حزب جدیدم رو اعلام کنم

617
00:52:30,910 --> 00:52:36,170
‫اتحادیۀ فاشیست‌های بریتانیا» در تاریخ»
‫اول ژانویۀ سال آینده متولد خواهد شد

618
00:52:36,950 --> 00:52:38,770
‫اولین روز از دهه‌ای جدید

619
00:52:41,030 --> 00:52:44,570
‫دهۀ ۱۹۳۰، آقای شلبی، متعلق به ما خواهد بود

620
00:52:47,150 --> 00:52:49,410
‫اون سیگاره رو آوردید؟

621
00:52:52,030 --> 00:52:54,348
‫قبل از این‌که دود کنیم...

622
00:52:54,350 --> 00:52:56,050
‫من شرایطی دارم

623
00:52:58,070 --> 00:53:00,810
‫واقعاً قرار نیست از اون نوع رابطه‌ها باشه

624
00:53:04,590 --> 00:53:07,410
‫فقط به‌مانند مرد ارجمندی که بهش
‫تبدیل خواهید شد سیگار دود کنید

625
00:53:22,830 --> 00:53:24,948
‫بله، سرهنگ بن یانگر

626
00:53:24,950 --> 00:53:28,210
‫من یک خط محرمانۀ اختصاصی دارم؛ کد ۷۸

627
00:53:30,350 --> 00:53:32,788
‫من‌ـم

628
00:53:32,790 --> 00:53:35,428
‫موافقت کردم که با دوست‌مون کار کنم

629
00:53:35,430 --> 00:53:38,228
‫قراره اول ژانویه اعلام کنه

630
00:53:38,230 --> 00:53:43,450
‫باید بدونم موقعیت‌ـم به‌عنوان یک مخبر
‫علیه اون به‌طور رسمی تصدیق شده یا نه

631
00:53:49,950 --> 00:53:52,668
‫،امروز، آقایون

632
00:53:52,670 --> 00:54:03,348
‫ما انتقام حمله‌ای بی‌دلیل به اعضای سازمان‌مون که فقط داشتن
‫وظیفۀ روزمرۀ گشت‌زنی مرزی رو انجام می‌دادن، می‌گیریم

633
00:54:03,350 --> 00:54:05,308
‫،دشمنان‌مون کولی‌ها هستن

634
00:54:05,310 --> 00:54:13,690
‫«اعضای نژادی که به‌سبب چیزی که دانشمندان، «گزینش
‫خطاب‌ـش می‌کنن، در هر صورت برای ریشه‌کن‌سازی نهادی مقدر شدن

635
00:54:14,790 --> 00:54:19,028
‫و از اون‌جایی که این فلان‌فلان‌شده‌ها غسل
‫،تعمدید داده نشدن و اسم‌شون ثبت نشده
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به غسل تعمیدی که شخص در کلیسا داده ]
‫[ می‌شود و به‌صورت مسیحی نام‌گذاری می‌شود</font>

636
00:54:19,030 --> 00:54:25,730
‫ژاندارمری محلی همون‌قدر سریع که می‌ندازدشون داخل یه قبر
‫گروهی، همون‌قدر سریع هم یه اسم واسه سنگ قبر پیدا می‌کنه

637
00:54:26,910 --> 00:54:32,249
‫پس برای پیداکردن فراری‌ای که در پِی‌ـش هستیم
‫به هر طرزی که دل‌تون می‌خواد اقدام کنید

638
00:54:40,590 --> 00:54:42,528
‫صبح‌بخیر، آقای گُلد

639
00:54:43,050 --> 00:54:46,388
‫آره... «پسران بیلی» دارن میان سراغ‌ـت

640
00:54:46,390 --> 00:54:48,370
‫من رو چجوری پیدا کردی؟

641
00:54:49,630 --> 00:54:53,028
‫- اونا چجوری پیدام کردن؟
‫- یه جورایی از دهن‌ـم پرید

642
00:54:53,030 --> 00:54:56,770
‫تا راه چاره‌ای برات نذارم، هان؟
‫چیه، هوم؟ چیه؟

643
00:55:05,070 --> 00:55:07,388
‫و یه بنتلی بیرونه، روشنه

644
00:55:07,390 --> 00:55:09,868
‫ظاهراً سریع‌ترین موتور دنیا رو داره، که خوبه

645
00:55:09,870 --> 00:55:13,128
‫دو دقیقه وقت داریم تا از این‌جا خارج بشیم

646
00:55:31,470 --> 00:55:35,388
‫ما مأمورین ژاندارمری ویژۀ
‫لانارکشیر شرقی هستیم

647
00:55:35,390 --> 00:55:39,210
‫ما در پِی مردی به نام آبراما گُلد هستیم

648
00:55:40,710 --> 00:55:45,050
‫اگه این آقا رو تحویل ما بدید
‫به کسی آسیبی نمی‌رسه

649
00:56:18,150 --> 00:56:21,090
‫گُه بگیرن! پناه بگیرید!

650
00:56:51,470 --> 00:56:53,368
‫خب، تامی شلبی...

651
00:56:54,870 --> 00:56:56,650
‫خواستار جنگ‌ـی...

652
00:56:59,030 --> 00:57:01,410
‫جنگ هم گیرت میاد

653
00:57:13,950 --> 00:57:18,950
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

654
00:57:19,061 --> 00:57:22,061
‫@RaylanGivensSubs

