1
00:00:02,577 --> 00:00:04,773
‫اسم من «برلیانت چانگ»ـه
‫<font color="#ffff۸۰">[ چانگِ زیرک ]</font>

2
00:00:04,775 --> 00:00:06,593
‫آقای توماس...

3
00:00:08,255 --> 00:00:12,293
‫این خالص‌ترین مُرفین‌ـیه
‫که تا حالا وارد اروپا شده

4
00:00:12,295 --> 00:00:16,213
‫از یه کشتی به اسم «کپیتال» اومده، از شانگهای

5
00:00:16,215 --> 00:00:18,053
‫این یه هدیه‌ست، آقای شلبی

6
00:00:18,055 --> 00:00:21,933
‫هدف کانال‌ها هستن. درسته، چانگ؟

7
00:00:21,935 --> 00:00:25,733
‫معتقدم که ما دوستان مشترکی داریم.
‫بهتره جنگ‌ـمون رو موکول کنیم به بعد

8
00:00:25,735 --> 00:00:29,093
‫پیام‌تون می‌گفت که شما می‌خواید
‫آتش‌بس بین‌ـمون رو با یه تجارت تضمین کنید

9
00:00:29,095 --> 00:00:32,333
‫من درگیر یک معامله با جیمی مک‌کاورن‌ـم

10
00:00:32,335 --> 00:00:38,413
‫امضاتون رو به‌عنوان ضامن اون معامله، در صورت
‫این‌که چک‌ـش نتونه محترم شمرده بشه لازم دارم
‫<font color="#ffff۸۰">[ اصطلاحی به معنای برگشت‌خوردن چک ]</font>

11
00:00:38,415 --> 00:00:43,275
‫جنگ با «پسران بیلی» به بعد موکول شده. ما
‫آتش‌بس اعلام کردیم. قراره با هم تجارت کنیم

12
00:00:44,655 --> 00:00:49,813
‫بخشی ازم هست که با خودم
‫غریبه‌ست و هی خودم رو اون‌جا پیدا می‌کنم

13
00:00:49,815 --> 00:00:52,795
‫و فقط «ژانویه» می‌تونه من رو دور کنه

14
00:00:58,135 --> 00:01:02,653
‫اسم‌ـش فردریک بود. تنها کاری
‫که کردیم حرف‌زدن بود، آرتور

15
00:01:02,655 --> 00:01:06,275
‫اون فقط گوش داد. و حالا صورتی نداره

16
00:01:07,975 --> 00:01:10,313
‫الهی که شما پیکی بلایندرها همه‌تون...

17
00:01:21,655 --> 00:01:25,235
‫- اون پُخ رو خالی کن. خالی‌ـش کن!
‫- خیلی‌خب. بگیرش

18
00:01:38,895 --> 00:01:42,713
‫برو بیرون. تا زمانی که تموم بشه.
‫تا زمانی که تموم بشه، برادر

19
00:01:47,375 --> 00:01:50,555
‫لیندا، به من بود گلوله‌ت رو می‌خوردم

20
00:01:51,295 --> 00:01:52,893
‫من مستحق اون گلوله بودم

21
00:01:52,895 --> 00:01:55,913
‫چشم در برابر چشم و
‫دندان در برابر دندان!

22
00:01:57,575 --> 00:01:58,733
‫لیندا!

23
00:01:58,735 --> 00:02:00,053
‫لیندا، به من نگاه کن

24
00:02:00,055 --> 00:02:04,533
‫لیندا، تو یه بچه داری. اگه بمیری
‫میاد پیش ما که بزرگ‌ـش کنیم

25
00:02:04,535 --> 00:02:06,115
‫می‌شنوی؟

26
00:02:07,335 --> 00:02:09,093
‫از یه «درینجر» استفاده کردم
‫<font color="#ffff۸۰">[ طپانچۀ لوله‌کوتاه ]</font>

27
00:02:09,095 --> 00:02:10,813
‫- هیس!
‫- درسته

28
00:02:10,815 --> 00:02:12,053
‫- هیس!
‫- هنوز اون‌توئه

29
00:02:12,055 --> 00:02:13,573
‫بالای استخونه

30
00:02:13,575 --> 00:02:16,693
‫- آقای شلبی، مهمان‌هاتون
‫- ببرش بیرون. آرتور!

31
00:02:16,695 --> 00:02:19,395
‫فقط اعضای خانواده. ببرش بیرون!

32
00:02:20,775 --> 00:02:22,915
‫- آقای شلبی...
‫- بیرون!

33
00:02:24,095 --> 00:02:25,755
‫بیرون!

34
00:02:26,575 --> 00:02:30,355
‫لیزی، برو توی آشپزخونه و
‫یه خرده یُد بیار. سریع! برو!

35
00:02:31,975 --> 00:02:34,915
‫هیس...

36
00:02:35,735 --> 00:02:37,093
‫لیندا...

37
00:02:37,095 --> 00:02:38,693
‫باید این رو گاز بگیری

38
00:02:38,695 --> 00:02:41,213
‫- لیندا... آرتور
‫- گاز بگیر! بیار این‌جا

39
00:02:41,215 --> 00:02:43,713
‫حالا، قراره خیلی درد بگیره

40
00:02:45,055 --> 00:02:46,993
‫یک، دو، سه...

41
00:02:54,615 --> 00:02:56,373
‫چیزی‌ـت نیست. چیزی‌ـت نیست

42
00:02:56,375 --> 00:02:59,033
‫- تموم شد دیگه
‫- نگه‌ش دار

43
00:03:06,615 --> 00:03:10,333
‫روبه‌راه می‌شه، تام؟
‫روبه‌راه می‌شه، تام؟

44
00:03:10,335 --> 00:03:11,533
‫آره

45
00:03:11,535 --> 00:03:12,933
‫اوه، یا پیغمبر

46
00:03:12,935 --> 00:03:14,373
‫آرتور، بیا این‌جا. بیا این‌جا

47
00:03:14,375 --> 00:03:20,355
‫- اگه دوست‌ـش داری، برو کتاب‌خونه، یه مقدار مُرفین براش
‫بیار. برو. خوب می‌شه. برو راست‌وریس‌ـش کن         - درسته

48
00:03:25,535 --> 00:03:28,755
‫راست‌ـش، می‌تونی از مال من استفاده کنی

49
00:03:33,135 --> 00:03:37,195
‫یه خرده آوردم تا پیشنهاد ازدواج رو جشن بگیرم

50
00:03:38,135 --> 00:03:40,275
‫اوه! خواستگاری کرد، هان؟

51
00:03:42,335 --> 00:03:43,995
‫روی یه زانو

52
00:03:45,175 --> 00:03:47,613
‫مبارکه، پال

53
00:03:47,615 --> 00:03:48,693
‫لیندا...

54
00:03:48,695 --> 00:03:50,293
‫لیندا...

55
00:03:50,295 --> 00:03:52,093
‫- باید این رو بنوشی
‫- نه

56
00:03:52,095 --> 00:03:56,893
‫- من چیزی که دست تو بهش خورده باشه رو نمی‌خوام
‫- ‏‏۲۵ ثانیه. ۲۵ ثانیه و بعد دردت از بین می‌ره

57
00:03:56,895 --> 00:03:58,893
‫حتی درد توی سرت

58
00:03:58,895 --> 00:04:00,715
‫درسته، همینه. بنوش

59
00:04:07,175 --> 00:04:08,755
‫بالشتک، پال

60
00:04:12,055 --> 00:04:13,755
‫درسته

61
00:04:18,815 --> 00:04:20,373
‫اوه، یا پیغمبر...

62
00:04:20,375 --> 00:04:22,515
‫آرتور...

63
00:04:23,255 --> 00:04:24,933
‫خوب می‌شه

64
00:04:24,935 --> 00:04:29,635
‫یه چیزی بهش دادم تا
‫خواب‌ـش ببره. خوب می‌شه

65
00:04:32,375 --> 00:04:36,093
‫باید... باید می‌ذاشتی بزنه، پال

66
00:04:36,095 --> 00:04:38,475
‫باید می‌ذاشتی بزنه

67
00:04:39,415 --> 00:04:41,075
‫آرتور...

68
00:04:42,015 --> 00:04:43,653
‫باید می‌ذاشتی بزنه

69
00:04:43,655 --> 00:04:45,493
‫من رو ببین، برادر! من رو ببین!

70
00:04:45,495 --> 00:04:49,053
‫تو کارهایی واسه انجام‌دادن داری. بچه داری

71
00:04:49,055 --> 00:04:51,013
‫- آره
‫- ما بهت نیاز داریم!

72
00:04:51,015 --> 00:04:53,373
‫- خیلی‌خب؟ متوجه‌ای؟
‫- آره

73
00:04:53,375 --> 00:04:56,053
‫آبراما تو رو به‌عنوان ساقدوش می‌خواد

74
00:04:56,055 --> 00:04:57,515
‫شنیدی؟

75
00:05:00,775 --> 00:05:03,475
‫،من جون‌ـش رو نجات دادم
‫اون‌وقت اون رو بغل می‌کنه

76
00:05:06,135 --> 00:05:07,595
‫اوه...

77
00:05:08,455 --> 00:05:10,093
‫من انجام‌ـش می‌دم

78
00:05:10,095 --> 00:05:11,755
‫نه نداریم

79
00:05:12,615 --> 00:05:14,955
‫درسته، باشه. به حال خودش
‫بذاریدش. به حال خودش بذاریدش

80
00:05:24,215 --> 00:05:26,355
‫خانم‌ها و آقایان...

81
00:05:27,895 --> 00:05:29,395
‫خانم‌ها و آقایان...

82
00:05:30,495 --> 00:05:37,853
‫دوست دارم قدردانی‌مون رو به‌خاطر اجرای
‫اعجاب‌انگیزشون، ارزانی نوازندگان و گروه رقص کنم

83
00:05:37,855 --> 00:05:38,933
‫گُل گفتید!

84
00:05:38,935 --> 00:05:42,995
‫امشب، شب اعجاب‌انگیزی بوده

85
00:05:44,215 --> 00:05:47,453
‫و نه فقط به‌خاطر موسیقی و رقص

86
00:05:47,455 --> 00:05:51,595
‫همچنین راجع به ما بوده، آدم‌هایی که در این‌جا جمع شدند

87
00:05:52,615 --> 00:05:55,953
‫مردمان انگلیسی در وسط قلب انگلستان

88
00:05:57,215 --> 00:06:00,093
‫مردمان دیگری وجود ندارند که
‫،ترجیح بدم در میان‌شون باشم

89
00:06:00,095 --> 00:06:04,573
‫جای دیگری وجود نداره که ترجیح بدم باشم، و زمان
‫،دیگری وجود نداره که ترجیح بدم درش زنده باشم

90
00:06:04,575 --> 00:06:10,153
‫چون از زمان حوادث وحشتناک اکتبر، زمانی
‫که بازارهای پول به همۀ ما خیانت کردند...

91
00:06:11,175 --> 00:06:15,395
‫می‌دونستم که تغییر در راهه

92
00:06:17,375 --> 00:06:24,435
‫گونۀ انسان هرگز با چنین امکان‌های
‫بی‌حدوحصری، چنین انتخاب‌هایی مواجه نشده

93
00:06:25,535 --> 00:06:31,755
‫در زندگی ملت‌های بزرگ...
‫لحظاتی از تقدیر هست...

94
00:06:32,695 --> 00:06:37,213
‫که مردان کوچکِ سنت رو کنار زده

95
00:06:37,215 --> 00:06:39,413
‫و مردان لحظه رو پیدا کرده

96
00:06:39,415 --> 00:06:44,473
‫- گُل گفتید!
‫- و میزبان ما، چنین مردی هست

97
00:06:45,895 --> 00:06:47,653
‫برای ایشون...

98
00:06:47,655 --> 00:06:52,635
‫برای ایشون، پیش‌اندیشی‌های
‫کوچکِ مردان کوچک ارزشی نداره

99
00:06:54,095 --> 00:06:58,553
‫ایشون مردیه که کاملاً مناسب وضع توانمندانه‌ای
‫هست که انگلستان در حال حاضر در اون قرار داره

100
00:07:00,215 --> 00:07:06,573
‫تنها دلیلی که الآن این رو در این
‫،لحظه، روی این صحنه می‌گم

101
00:07:06,575 --> 00:07:09,973
‫به‌خاطر اینه که خبرهایی دارم

102
00:07:09,975 --> 00:07:12,713
‫خبرهای خوب، گمان می‌کنم

103
00:07:15,135 --> 00:07:20,973
‫مطمئن‌ـم میزبان‌مون من رو می‌بخشه اگر از این صحنه
‫،استفاده کنم، از این دورهمیِ دوستان و اشخاص هم‌عقیده

104
00:07:20,975 --> 00:07:26,195
‫که به شما، هم‌پیمانان معتمد ایشون، خبری
‫زودهنگام از رخدادی بسیار عقب‌اُفتاده بدم

105
00:07:27,415 --> 00:07:29,755
‫می‌خوام اول به شما مردمان خوب بگم...

106
00:07:30,935 --> 00:07:33,395
‫که با ظهور دهه‌ای جدید...

107
00:07:34,615 --> 00:07:37,173
‫من مسیری جدید تعیین خواهم کرد

108
00:07:37,175 --> 00:07:42,693
‫جنبش سیاسی جدیدی در این‌جا، در
‫وسط قلب انگلستان برپا خواهم کرد

109
00:07:42,695 --> 00:07:47,053
‫و آقای شلبی همراه من
‫خواهد بود، شانه به شانه

110
00:07:47,055 --> 00:07:48,955
‫گُل گفتید!

111
00:07:50,735 --> 00:07:56,773
‫بینش سیاسی جدیدی عرضه خواهد کرد
‫،که در اون، منش بزرگ بریتانیایی‌ها

112
00:07:56,775 --> 00:08:01,715
‫منش حقیقی ما، حیات
‫تازه‌ای پیدا خواهد کرد

113
00:08:08,375 --> 00:08:12,013
‫بسیاری از شما در سقوط اخیر بازار
‫سهام، مبالغ هنگفتی از دست دادید

114
00:08:12,015 --> 00:08:14,573
‫،مردان پول

115
00:08:14,575 --> 00:08:17,053
‫،سرمایه‌گرایانِ نیویورک

116
00:08:17,055 --> 00:08:19,035
‫یهودی‌ها...

117
00:08:19,895 --> 00:08:24,933
‫اقتدارهای پولی، اون‌ها... اون‌ها نظامی بین‌المللی
‫،رو اداره می‌کنند که درش تحرک بی‌نهایت پول

118
00:08:24,935 --> 00:08:28,773
‫،توانایی ایجاد وحشت و آشوب مالی‌ـش

119
00:08:28,775 --> 00:08:33,995
‫می‌تونه هر حکومتی که برای یک لحظه جرأت
‫مخالفت باهاش رو به خودش بده، پایین بکشه

120
00:08:35,735 --> 00:08:43,533
‫برای نسل‌ها، تلاش‌های مردان سخت‌کوشی
‫مثل شما، رقبای ما رو بر ضدّ ما تجهیز کرده

121
00:08:43,535 --> 00:08:46,893
‫کارخانۀ نخ‌ریسی هندوستان.
‫کارخانۀ نخ‌ریسی آسیا

122
00:08:46,895 --> 00:08:52,613
‫با پول بریتانیایی‌ها ساخته شدن، اما برای
‫نابودی لانکاشیر و یورک‌شر استفاده می‌شن!

123
00:08:52,615 --> 00:08:54,173
‫شرم‌آوره!

124
00:08:54,175 --> 00:08:59,093
‫رباخواران نیویورک، بیگاری مشرق‌زمین

125
00:08:59,095 --> 00:09:05,493
‫ائتلافی هستند برای نابودی کارخانه‌های
‫آهن و فولادِ واریک‌شر و استافوردشر

126
00:09:05,495 --> 00:09:09,653
‫این‌ها سیاست‌هایی هستند که توسط
‫دولت‌مردان بریتانیایی قابل پِی‌گیری نیستند

127
00:09:09,655 --> 00:09:14,593
‫مگراین‌که مجنون یا نوکران امور مالی یهودی‌ها باشند!

128
00:09:16,175 --> 00:09:19,533
‫،اون‌ها کسانی هستند که پول شما رو ازتون گرفتند

129
00:09:19,535 --> 00:09:22,893
‫اما من هستم و اون‌هایی که از این حقیقت آگاه هستند

130
00:09:22,895 --> 00:09:26,913
‫که شعله‌ای رو روشن خواهیم کرد که
‫بی‌دین‌ها قادر به خاموش‌کردن آن نیستند

131
00:09:36,655 --> 00:09:43,973
‫درجات قهرمانان ما از «جنگ بزرگ» بارها و بارها
‫توسط سیاست‌مداران مورد خیانت قرار گرفته!
‫<font color="#ffff۸۰">[ جنگ جهانی اول ]</font>

132
00:09:43,975 --> 00:09:52,093
‫ولی این رو بشنوید؛ شمایی که در جنگ
‫،جهود برای هیچ جنگیدید، شما مردان دلیر

133
00:09:52,095 --> 00:09:59,505
‫شما دست به دست جوانان خشمگین بیرمنگام و
‫منچستر و لندن و لیورپول خواهید داد و اعلام خواهید کرد

134
00:09:59,506 --> 00:10:04,955
‫که امشب انگلستان جان به در
‫برده و رو به جلو حرکت می‌کند!

135
00:10:05,815 --> 00:10:06,933
‫خوب گفتید!

136
00:10:06,935 --> 00:10:09,955
‫الآن تمام این‌ها رو به شما می‌گم...

137
00:10:10,735 --> 00:10:17,493
‫چون معتقدم که در چنین مکان‌هایی، با مردمانی مثل
‫شما هست که باید پیام‌مون رو مستقیماً منتقل کنیم

138
00:10:17,495 --> 00:10:20,413
‫پیام ما می‌تونه با این کلمات خلاصه بشه...

139
00:10:20,415 --> 00:10:22,913
‫بریتانیا در اولویت است

140
00:10:28,575 --> 00:10:33,613
‫و چون پیام ما این هست، بعید می‌دونم
‫به درستی در مطبوعات گزارش بشه

141
00:10:33,615 --> 00:10:37,133
‫متأسفانه جراید این کشور

142
00:10:37,135 --> 00:10:42,435
‫تحت مالکیت همان اشخاص
‫ذی‌نفع‌ـیه که پول‌تون رو ازتون گرفتند

143
00:10:43,575 --> 00:10:46,013
‫اون‌ها اخبار کذب به مردم می‌قبولانند...

144
00:10:46,015 --> 00:10:51,213
‫تا منافع جناح و ناحیه رو
‫بالاتر از منافع ملت قرار بدند

145
00:10:51,215 --> 00:10:57,813
‫- مرد خوب!         - پس حرف‌های من رو بشنوید و
‫به اون‌هایی که گوش شنوا دارند، منتقل‌شون کنید

146
00:10:57,815 --> 00:11:08,113
‫و به خاطر داشته باشید که زمانی که دهۀ جدید آغاز بشه، پیدایش
‫حزب سیاسی جدیدی خواهد بود که به نفع شما سخن خواهد گفت

147
00:11:09,735 --> 00:11:11,253
‫خوب گفتی، قربان

148
00:11:11,255 --> 00:11:12,453
‫خوب گفتی!

149
00:11:12,455 --> 00:11:17,035
‫این حزب، این جنبش جدید، این انقلاب...

150
00:11:17,815 --> 00:11:22,773
‫اتحادیۀ فاشیست‌های بریتانیا» خطاب خواهد شد»

151
00:11:22,775 --> 00:11:24,515
‫آفرین!

152
00:11:37,015 --> 00:11:38,453
‫مرد خوب!

153
00:11:38,455 --> 00:11:42,093
‫چه گُهی داری می‌خوری که با
‫چنین مردی سروکار داری، تامی؟

154
00:11:42,095 --> 00:11:45,053
‫آهان. باید بهم اعتماد کنید

155
00:11:45,055 --> 00:11:46,753
‫دوباره

156
00:11:54,095 --> 00:11:56,435
‫من قوئه رو می‌کنم

157
00:11:58,055 --> 00:12:00,773
‫یه نفر بره بهش بگه که بیاد به اتاق‌ـم

158
00:12:00,775 --> 00:12:02,755
‫از کجا می‌دونید که میاد؟
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: که ارضا می‌شه؟ ]</font>

159
00:12:04,815 --> 00:12:06,835
‫چون همیشه میان
‫<font color="#ffff۸۰">[ ایهام: همیشه ارضا می‌شن ]</font>

160
00:12:17,855 --> 00:12:19,733
‫حالا، من رو ببخشید

161
00:12:19,735 --> 00:12:22,275
‫واسه مدت کوتاهی شوهرتون رو قرض می‌گیرم

162
00:12:23,735 --> 00:12:25,395
‫از این طرف

163
00:12:28,615 --> 00:12:34,013
‫،مسائلی مثل امشب، اون تیراندازی
‫،مشاجره‌ای خانوادگی در ملأعام

164
00:12:34,015 --> 00:12:36,533
‫چنین مسائلی باید تموم بشه

165
00:12:36,535 --> 00:12:38,373
‫خیلی طبقۀ کارگریه

166
00:12:38,375 --> 00:12:41,035
‫کامل برطرف شده، آقای موزلی

167
00:12:50,255 --> 00:12:53,133
‫پس، چیزی از سخنرانیِ امشب من یاد گرفتی؟

168
00:12:53,135 --> 00:12:54,973
‫بله

169
00:12:54,975 --> 00:12:56,493
‫بله، چیزهای زیادی یاد گرفتم

170
00:12:56,495 --> 00:13:00,035
‫مذهب یک هیولا بود، ولی مُرده

171
00:13:00,895 --> 00:13:05,355
‫باید از چیز جدید، وقتی که از راه
‫می‌رسه سواری بگیری. مثل یه اسب

172
00:13:06,095 --> 00:13:07,635
‫می‌گیری‌ـش

173
00:13:09,375 --> 00:13:14,453
‫من نگاهی به حضار انداختم و مدال
‫،«دیدم، و کت‌شلوارهای «سَوُل رو
‫<font color="#ffff۸۰">خیابانی در می‌فر، منطقه‌ای اعیان‌نشین در لندن ]
‫[ که محل خیاطی کت‌شلوارهای گران‌قیمت بود</font>

174
00:13:14,455 --> 00:13:16,075
‫و تلخی

175
00:13:17,935 --> 00:13:20,955
‫اونا مردم من هستن. مردم
‫تو متفاوت خواهند بود

176
00:13:23,935 --> 00:13:26,635
‫اوه، نیمۀ جالب رو ببین، شلبی

177
00:13:28,175 --> 00:13:29,875
‫می‌بینم

178
00:13:31,455 --> 00:13:33,555
‫نیمۀ جالب رو می‌بینم

179
00:13:39,935 --> 00:13:41,813
‫از راهبردها لذت می‌بری؟

180
00:13:41,815 --> 00:13:44,173
‫بله، همین‌طوره

181
00:13:44,175 --> 00:13:46,573
‫الآن دیگه اتفاقات کم‌کم میوفتن

182
00:13:46,575 --> 00:13:48,115
‫پس...

183
00:13:49,135 --> 00:13:51,813
‫چندتا چیز هست که باید راجع بهشون بحث کنیم

184
00:13:51,815 --> 00:13:54,493
‫من شرکاتون رو بررسی کردم

185
00:13:54,495 --> 00:13:58,293
‫اعضای کابینۀ شلبی

186
00:13:58,295 --> 00:14:00,853
‫وکیل شرکت‌تون یک یهودیه

187
00:14:00,855 --> 00:14:02,755
‫عذرش باید خواسته بشه

188
00:14:04,615 --> 00:14:06,413
‫البته

189
00:14:06,415 --> 00:14:13,893
‫همچنین، دوست‌مون جیمی مک‌کاورن، درخواست
‫مدیریت زمین‌های مسابقۀ شمال وینکانتون رو داره

190
00:14:13,895 --> 00:14:20,475
‫،به این نتیجه رسیدم که با توجه به تشکیلات جدیدمون
‫چیز پیش‌پااُفتاده‌ایه، در نتیجه... جواب مثبت دادم

191
00:14:22,735 --> 00:14:25,133
‫در عوض چی؟

192
00:14:25,135 --> 00:14:27,235
‫خبری از عوض نیست

193
00:14:30,175 --> 00:14:31,875
‫هیچی

194
00:14:34,055 --> 00:14:38,573
‫زمانی که کارزارـمون آغاز بشه، کشور
‫به قسمت‌های مجزایی تقسیم می‌شه

195
00:14:38,575 --> 00:14:41,773
‫،مک‌کاورن و افرادش می‌شن سربازهامون در شمال

196
00:14:41,775 --> 00:14:44,253
‫گردهمایی‌ها رو مدیریت می‌کنن
‫و تظاهرات‌ها رو به هم می‌زنن

197
00:14:44,255 --> 00:14:47,493
‫مسئولیت ناحیۀ صنعتی با شما خواهد بود

198
00:14:47,495 --> 00:14:52,395
‫جنوب... خب، هنوز تصمیم نگرفتم

199
00:14:54,695 --> 00:14:58,453
‫خواهشاً متوجه باش که هم‌زمان با این‌که داریم رو به جلو
‫حرکت می‌کنیم، چی دارم بهت پیشنهاد می‌کنم، آقای شلبی

200
00:14:58,455 --> 00:15:03,115
‫زمانی که به موفقیت برسیم، حتی
‫پادشاه هم از ما بالاتر نخواهد بود

201
00:15:10,015 --> 00:15:11,595
‫توان

202
00:15:12,335 --> 00:15:14,675
‫مثل وصل‌شدن به شبکۀ اصلی برق

203
00:15:15,815 --> 00:15:17,755
‫پرتو فانوس دریایی

204
00:15:18,535 --> 00:15:25,475
‫میلیون‌ها دلارت در سوئیس در امانه، و به هر
‫قوـی هرزه‌پنداری در انگلستان دسترسی داری

205
00:15:31,335 --> 00:15:35,715
‫اوه، و همچنین، شلبی... کم‌تر بنوش

206
00:15:37,950 --> 00:15:41,950
‫♪ Radiohead - Climbing Up the Walls ♪

207
00:16:21,415 --> 00:16:23,475
‫تن‌ـت کن

208
00:16:25,455 --> 00:16:28,715
‫لباس رو تن‌ـت کن

209
00:17:00,015 --> 00:17:03,675
‫من و رقاص باله کنجکاو بودیم که شاید...

210
00:17:04,535 --> 00:17:06,533
‫دل‌ـت بخواد بهمون ملحق بشی

211
00:17:06,535 --> 00:17:09,013
‫اگه به تامی بگم، رنگ صبح رو نمی‌بینی

212
00:17:09,015 --> 00:17:11,355
‫اوه، خیلی بعید می‌دونم

213
00:17:12,055 --> 00:17:15,835
‫،می‌دونی، اون اغوا شده
‫همون‌طور که تو شده بودی

214
00:17:30,735 --> 00:17:32,115
‫تامی

215
00:17:33,775 --> 00:17:35,675
‫تامی!

216
00:17:36,615 --> 00:17:39,035
‫- تام!
‫- چیه؟

217
00:17:39,775 --> 00:17:42,275
‫لیزی... چیه؟!

218
00:17:44,895 --> 00:17:46,693
‫تامی، به خدا قسم، تو ناتوئی

219
00:17:46,695 --> 00:17:48,973
‫اون مرد خیلی خبیث‌ـه

220
00:17:48,975 --> 00:17:50,515
‫لیزی...

221
00:17:51,935 --> 00:17:55,453
‫من فقط به این خاطر دارم این‌کارو
‫می‌کنم... که اون حروم‌زاده رو پایین بکِشم

222
00:17:55,455 --> 00:17:58,235
‫آره، ولی چرا؟

223
00:17:59,215 --> 00:18:01,555
‫تامی؟ چرا؟

224
00:18:02,695 --> 00:18:08,973
‫دارم از تشکیلات‌ـش اطلاعات
‫،در اختیار دولت بریتانیا می‌ذارم

225
00:18:08,975 --> 00:18:14,453
‫و در ازاش، شرایط مطلوبی در خصوص
‫قراردادهای دفاعی در اختیارم می‌ذارن

226
00:18:14,455 --> 00:18:16,195
‫نه

227
00:18:16,935 --> 00:18:19,813
‫داری این‌کارو می‌کنی چون فکر
‫می‌کنی یه نفر باید جلوش رو بگیره

228
00:18:19,815 --> 00:18:21,795
‫موقع سخنرانی‌ـش چهره‌ت رو دیدم

229
00:18:23,575 --> 00:18:26,093
‫داری این‌کارو می‌کنی چون
‫فکر می‌کنی کار درستیه

230
00:18:26,095 --> 00:18:30,733
‫تمام این مدت، کارها رو به‌خاطر این‌که حس خوشایندی
‫داشتن انجام دادی... چون از پس‌شون بر میای

231
00:18:30,735 --> 00:18:34,035
‫لیزی، خواهش می‌کنم. خواهش
‫می‌کنم. خواهشاً تموم‌ـش کن

232
00:18:36,175 --> 00:18:41,955
‫من رو با گفتن این‌که... چیزی
‫توی چهره‌ام می‌بینی، نترسون

233
00:18:42,855 --> 00:18:45,395
‫من هنوزم چیزهایی رو می‌خوام
‫که حس خوشایندی دارن

234
00:19:06,015 --> 00:19:07,555
‫لیندا...

235
00:19:09,375 --> 00:19:11,195
‫هیس. هیس

236
00:19:14,855 --> 00:19:16,675
‫لیندا...

237
00:19:18,335 --> 00:19:19,693
‫بیا بریم

238
00:19:19,695 --> 00:19:20,813
‫هوم؟

239
00:19:20,815 --> 00:19:23,115
‫بیا بریم، بیا از این‌جا بریم

240
00:19:24,295 --> 00:19:27,555
‫بیا سوار ماشین بشیم.
‫می‌ریم بیلی رو برمی‌داریم

241
00:19:29,015 --> 00:19:31,053
‫می‌ریم اسکله

242
00:19:31,055 --> 00:19:32,795
‫هر اسکله‌ای که بخوای

243
00:19:35,175 --> 00:19:36,773
‫سوار یه قایق می‌شیم

244
00:19:36,775 --> 00:19:38,413
‫از این‌جا دور می‌شیم

245
00:19:38,415 --> 00:19:40,075
‫من و تو

246
00:19:41,175 --> 00:19:43,315
‫هر مقصدی

247
00:19:50,255 --> 00:19:54,195
‫مراقب باش، همه... همه‌جا شکسته

248
00:19:56,855 --> 00:19:59,475
‫امشب راهی می‌شیم. هوم؟

249
00:20:00,735 --> 00:20:02,613
‫از این‌جا می‌ریم

250
00:20:02,615 --> 00:20:04,595
‫هیچ‌وقت برنمی‌گردیم، لیندا

251
00:20:05,615 --> 00:20:07,515
‫هیچ‌وقت برنمی‌گردیم

252
00:20:08,335 --> 00:20:10,275
‫جدی می‌گم

253
00:20:13,815 --> 00:20:16,035
‫قبل از این‌که آفتاب بزنه می‌ریم

254
00:20:18,255 --> 00:20:19,955
‫بگو باشه

255
00:20:21,255 --> 00:20:23,195
‫من ایدۀ بهتری دارم

256
00:20:26,415 --> 00:20:28,155
‫تو این‌جا می‌مونی...

257
00:20:29,375 --> 00:20:31,955
‫توی سرت زندگی می‌کنی

258
00:20:33,415 --> 00:20:36,195
‫توی زندگی‌ـت. توی جنگ‌ـت

259
00:20:43,695 --> 00:20:46,755
‫خوش‌حال‌ـم که بهت شلیک نکردم

260
00:20:50,615 --> 00:20:53,075
‫اون‌جوری در حق‌ـت لطف کرده بودم

261
00:21:01,575 --> 00:21:04,435
‫حالا برو بیرون

262
00:21:06,255 --> 00:21:07,955
‫توروخّدا...

263
00:22:20,215 --> 00:22:23,555
‫شبی با یه مشت کولی وامونده

264
00:22:50,095 --> 00:22:52,155
‫پیتر! پیتر! شوت کن این‌جا!

265
00:22:57,935 --> 00:23:00,075
‫شوت کنید این‌جا، آقا!

266
00:23:08,735 --> 00:23:12,275
‫این یه ضمانت چک‌ـه، به دست موزلی امضا شده...

267
00:23:13,175 --> 00:23:16,133
‫از جانب مردی به اسم جیمی مک‌کاورن

268
00:23:16,135 --> 00:23:17,693
‫یه چک برای چی؟

269
00:23:17,695 --> 00:23:22,795
‫خب، گفتم واسه فروش یه کارخونۀ
‫تقطیر مشروب جین‌ـه. ولی مهم نیست

270
00:23:23,975 --> 00:23:29,613
‫مدرک مستقیمی دال بر ارتباط بین موزلی و
‫سردستۀ یک شبکۀ تبهکاری سازمان‌یافته‌ست

271
00:23:29,615 --> 00:23:36,835
‫رابطه‌ای که سعی می‌کنه بعد از...
‫آتش‌بازی تمام همایش‌ها انکار کنه

272
00:23:37,615 --> 00:23:40,933
‫همچنین حاوی اسامی نمایندگان
‫،مجلسیه که برای جنبش‌ـش ثبت نام کردن

273
00:23:40,935 --> 00:23:48,533
‫و نمایندگان مجلسی که باهاش یک‌دل‌ـن، اما تا زمانی که
‫تشکیلات‌ـش به‌طور رسمی اعلام نشه، دست‌شون رو رو نمی‌کنن

274
00:23:48,535 --> 00:23:54,573
‫دوم ژانویه. در عمارت «گروونر». باید
‫یه سری از اینا رو یادداشت کنی
‫<font color="#ffff۸۰">[ هتلی مجلل که در سال ۱۹۲۹ در می‌فرِ لندن افتتاح شد ]</font>

275
00:23:54,575 --> 00:23:58,435
‫دارم از طرف افسرهای
‫ارشدمم مقاومت می‌بینم

276
00:24:02,975 --> 00:24:05,235
‫این اطلاعات نیست، یانگر

277
00:24:06,055 --> 00:24:07,813
‫این مدرک‌ـه

278
00:24:07,815 --> 00:24:09,373
‫بده‌ش به واحد

279
00:24:09,375 --> 00:24:10,733
‫واحد ویژه؟

280
00:24:10,735 --> 00:24:13,813
‫که نصف‌شون عمرشون رو صرف
‫،دفاع از اتحادیه در مقابل فنیان‌ها کردن

281
00:24:13,815 --> 00:24:18,133
‫و نصف دیگه‌شون عمرشون رو صرف دفاع از
‫مردانی مثل موزلی در مقابل جامعه‌گراها کردن

282
00:24:18,135 --> 00:24:20,613
‫راجع به سخنرانی اون‌شب‌ـش در خونه‌تون شنیدم

283
00:24:20,615 --> 00:24:27,693
‫به‌طور مثبت به‌عنوان طغیان پُرشور و ناخودآگاهانۀ مردی که
‫تحت تأثیر احساسات یک نمایش باله قرار گرفته بود گزارش شد

284
00:24:27,695 --> 00:24:28,973
‫کجا گزارش شد؟

285
00:24:28,975 --> 00:24:31,394
‫«دِیلی مِیل». «مورنینگ پُست». «دِیلی میرور»

286
00:24:31,395 --> 00:24:36,675
‫،طبقۀ اشراف، متوسط و کارگر جامعه
‫همه در ستایش متحد شدن

287
00:24:39,215 --> 00:24:43,293
‫همچنین، داره دربارۀ منبعِ اطلاعات‌ـم
‫از موزلی ازم پرسیده می‌شه

288
00:24:43,295 --> 00:24:44,733
‫که فاش نمی‌کنی؟

289
00:24:44,735 --> 00:24:46,275
‫نه

290
00:24:47,175 --> 00:24:50,595
‫و در نتیجه‌ش، بازنگری شش‌ماهه‌ام نامطلوب بود

291
00:24:51,775 --> 00:24:55,595
‫دارن از انتقال‌ـم به پشت میز سیاه
‫و رنگین در ژوهانسبورگ حرف می‌زنن

292
00:24:56,695 --> 00:25:03,755
‫همچنین مظنون‌ـم به این که شخصاً دارم تهدیدات واضحی
‫از سوی سازمانی به اسم «بخش دی» دریافت می‌کنم
‫<font color="#ffff۸۰">[ اشاره به فصل سوم و کشیش هیوز ]</font>

293
00:25:04,575 --> 00:25:07,195
‫فکر می‌کنم در گذشته مشاجره‌ای باهاشون داشتید

294
00:25:08,935 --> 00:25:10,675
‫بشین، یانگر

295
00:25:19,015 --> 00:25:20,675
‫اه...

296
00:25:25,575 --> 00:25:27,493
‫الآن دیگه ما «بخش دی» هستیم

297
00:25:27,495 --> 00:25:29,515
‫و من شکست‌شون دادم

298
00:25:32,135 --> 00:25:34,813
‫تو یه سربازـی، من یه سربازـم

299
00:25:34,815 --> 00:25:39,973
‫عواملی در داخل حکومت هستن که آمادۀ کشتن‌ـن

300
00:25:39,975 --> 00:25:43,395
‫ما باید بدون ترس باهاشون مواجه بشیم

301
00:25:46,655 --> 00:25:48,555
‫مثل یه معتقد واقعی حرف زدید

302
00:25:50,415 --> 00:25:56,075
‫مافوق‌هام این رو هم پرسیدن که چرا اطلاعات دربارۀ
‫جسی ایدن و کمونیست‌ها ظاهراً کم‌تر و کم‌تر شده

303
00:25:57,415 --> 00:25:59,755
‫چرا کم‌تر و کم‌تر شده، آقای شلبی؟

304
00:26:01,015 --> 00:26:03,173
‫خواهرتون نظریۀ جالبی داره

305
00:26:03,175 --> 00:26:09,795
‫فکر می‌کنه شاید سرانجام تامی شلبی
‫واقعاً داره به یه چیزی اعتقاد پیدا می‌کنه

306
00:26:20,015 --> 00:26:21,915
‫یانگر

307
00:26:23,575 --> 00:26:26,853
‫خواهشاً به نظرات خواهرم در مورد من گوش نده

308
00:26:26,855 --> 00:26:30,155
‫نظرات‌ـش همیشه... امیدبخشه

309
00:26:31,695 --> 00:26:33,755
‫در نتیجه همیشه اشتباهه

310
00:27:30,220 --> 00:27:31,870
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">شرکت با مسئولیت محدود شلبی</font> »
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">تأسیس: ۱۹۲۰</font> »

311
00:28:12,535 --> 00:28:14,093
‫صدام رو می‌شنوی؟ به من نگاه کن

312
00:28:14,095 --> 00:28:16,213
‫خوب می‌شی. الآن برمی‌گردم

313
00:28:16,215 --> 00:28:17,533
‫خوب می‌شی

314
00:28:17,535 --> 00:28:19,093
‫به من نگاه کن. به من نگاه کن

315
00:28:19,095 --> 00:28:20,675
‫چیزی نیست

316
00:28:25,375 --> 00:28:26,915
‫گُه بگیرن!

317
00:28:27,855 --> 00:28:29,293
‫آمبولانس خبر کن!

318
00:28:29,295 --> 00:28:30,853
‫زنگ بزن ماس!

319
00:28:30,855 --> 00:28:32,733
‫سر در بیار کجا می‌تونم به ایدا
‫دسترسی پیدا کنم. بیا، عزیزم

320
00:28:32,735 --> 00:28:34,333
‫بلند شو. دختر خوب

321
00:28:34,335 --> 00:28:36,555
‫بیا، بگیرش. بگیرش

322
00:28:37,775 --> 00:28:41,013
‫بجنب. بلند شو. بلند شو. پسر خوب

323
00:28:41,015 --> 00:28:42,293
‫یالا

324
00:28:42,295 --> 00:28:45,035
‫برید تو. برید داخل. داخل بمونید

325
00:29:38,175 --> 00:29:40,133
‫تامی؟

326
00:29:40,135 --> 00:29:41,493
‫بیا بشینیم، ایدا

327
00:29:41,495 --> 00:29:43,115
‫چی شده؟

328
00:29:44,775 --> 00:29:46,875
‫بیا، بشین، هان؟

329
00:29:57,175 --> 00:29:59,395
‫بن یانگر مُرده

330
00:30:02,255 --> 00:30:04,515
‫یه نفر ماشین‌ـش رو بمب‌گذاری کرد

331
00:30:07,655 --> 00:30:12,475
‫نمی‌دونم چه احساسی نسبت بهش داشتی
‫یا این موضوع چقدر قراره دردآور باشه...

332
00:30:13,495 --> 00:30:16,755
‫ولی هرچی که شد، فقط یادت باشه
‫که یه بچه توی شیکم‌ـت داری

333
00:30:21,655 --> 00:30:23,715
‫اوه، خدا

334
00:30:24,415 --> 00:30:27,115
‫به هرکی که دست می‌زنی...

335
00:30:28,055 --> 00:30:30,315
‫که یعنی من بهش دست می‌زنم

336
00:30:31,255 --> 00:30:33,595
‫که یعنی هرکی که هرکدوم از ما بهش دست می‌زنیم

337
00:30:34,255 --> 00:30:36,835
‫اون اصلاً نمی‌دونست من باردارـم

338
00:30:37,775 --> 00:30:39,635
‫بهش نگفته بودم

339
00:30:41,015 --> 00:30:42,795
‫دوست‌ـش نداشتم

340
00:30:45,175 --> 00:30:46,955
‫ولی ازش خوش‌ـم میومد

341
00:30:48,895 --> 00:30:51,875
‫مرد نجیب و خوبی بود...

342
00:30:54,375 --> 00:30:57,155
‫قرار نبود باهاش ازدواج کنم

343
00:30:59,975 --> 00:31:02,835
‫بچه یه اشتباه بود، ولی عیب نداره

344
00:31:04,735 --> 00:31:08,635
‫من چیزی ازش نخواستم

345
00:31:10,335 --> 00:31:13,155
‫خدا، اون مستحق ما نبود

346
00:31:16,655 --> 00:31:18,453
‫خب، من با خانواده‌ش صحبت کردم...

347
00:31:18,455 --> 00:31:20,955
‫اونا ترتیب مراسم ختم رو می‌دن

348
00:31:21,935 --> 00:31:26,115
‫به‌عنوان ترور یه افسر ارتش بریتانیا توسط
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند ازش یاد می‌شه

349
00:31:28,895 --> 00:31:31,275
‫و در حقیقت چی بود؟

350
00:31:35,935 --> 00:31:37,755
‫پیامد...

351
00:31:38,895 --> 00:31:41,235
‫نیات خوب بود

352
00:31:42,095 --> 00:31:44,115
‫نیات خوب من

353
00:31:46,055 --> 00:31:50,115
‫من وادارش کردم که فاشیست‌ها رو
‫گزارش کنه. فکر می‌کردم کار درستیه

354
00:31:51,095 --> 00:31:56,995
‫،«و در نتیجه‌ش، «بخش دی»، یا «واحد ویژه
‫یا «سازمان اطلاعات» به کشتن‌ـش داد

355
00:32:10,055 --> 00:32:11,853
‫یه بچه‌ای بود...

356
00:32:11,855 --> 00:32:14,355
‫توی انفجار مُرد

357
00:32:15,455 --> 00:32:17,235
‫ده سال‌ـش بود

358
00:32:18,295 --> 00:32:23,635
‫جالبه... نیست، روال‌ـش؟

359
00:32:25,575 --> 00:32:28,195
‫ببین، تامی

360
00:32:29,535 --> 00:32:32,715
‫این بهونه رو به خودت نده

361
00:32:36,735 --> 00:32:38,955
‫ده سال‌ـش بود

362
00:32:40,175 --> 00:32:45,595
‫اگه به کار همیشگی‌ـم چسبیده بودم، اون
‫هنوزم توی خیابون داشت توپ شوت می‌کرد

363
00:32:48,455 --> 00:32:50,075
‫جالبه، نیست؟

364
00:33:47,215 --> 00:33:49,155
‫دکمه رو فشار بده

365
00:33:49,895 --> 00:33:52,275
‫قفل در رو باز کن و بیا خونه پیش من

366
00:34:15,535 --> 00:34:18,475
‫فانوس‌های چینی. ارشدها روی عرشه

367
00:34:20,695 --> 00:34:22,955
‫خدا به دادمون برسه

368
00:34:54,135 --> 00:34:57,053
‫چانگ در اسکله پیش محموله منتظرمونه

369
00:34:57,055 --> 00:35:00,075
‫،وزن‌ـش می‌کنیم، بارش می‌زنیم
‫گورمون رو گم می‌کنیم

370
00:35:15,895 --> 00:35:17,915
‫چانگ کدوم خراب‌شده‌ایه؟

371
00:35:25,055 --> 00:35:27,035
‫عسایا، بیوفت جلو

372
00:35:28,415 --> 00:35:30,035
‫سرزنده به نظر برس

373
00:35:31,695 --> 00:35:34,613
‫درسته، اینم از فانوس‌هاتون

374
00:35:34,615 --> 00:35:37,133
‫چینی‌ها کدوم گوری‌ان؟

375
00:35:37,135 --> 00:35:39,173
‫خیلی‌خب، چارلی

376
00:35:39,175 --> 00:35:41,755
‫آرتور، چانگ‌ـه!

377
00:35:42,655 --> 00:35:44,555
‫یا پیغمبر!

378
00:35:46,375 --> 00:35:48,635
‫برو اون‌ور! برو اون‌ور. برو اون‌ور!

379
00:35:49,695 --> 00:35:53,695
‫می‌دونستم نباید به این حرومی‌ها و
‫فانوس‌های وامونده‌شون اعتماد کنیم

380
00:35:59,295 --> 00:36:01,613
‫اگه پلیسه، شلیک نکنید

381
00:36:01,615 --> 00:36:04,573
‫چانگ، جنس‌ها کو؟ کجاست؟

382
00:36:04,575 --> 00:36:07,493
‫به پلیس نمی‌خوردن. بوی جین می‌دادن

383
00:36:07,495 --> 00:36:10,613
‫گفتن مُرفین رو از جانب پادشاه می‌برن

384
00:36:10,615 --> 00:36:12,333
‫بعدش قایق شما رو دیدن که داشت میومد

385
00:36:12,335 --> 00:36:14,133
‫پس، ایتالیایی بودن؟

386
00:36:14,135 --> 00:36:16,693
‫- ایتالیایی بودن؟
‫- ایرلندی

387
00:36:16,695 --> 00:36:19,653
‫- ایرلندی، به نظرم...
‫- اوه، گُه بگیرن

388
00:36:19,655 --> 00:36:23,253
‫گُه بگیرن! چارلی، اسلحه‌ام. اسلحه‌ام رو بده

389
00:36:23,255 --> 00:36:24,613
‫بده بیاد، خودشه

390
00:36:24,615 --> 00:36:28,773
‫گوش کنید. گوش کنید چی می‌گم.
‫اونا دارودستۀ «تایتانیک»ـن، خب؟

391
00:36:28,775 --> 00:36:30,453
‫اهل پاپلارـن

392
00:36:30,455 --> 00:36:34,933
‫توی جنگ خیلی زبروزرنگ بودن.
‫سربازهای خیلی زبروزرنگی بودن

393
00:36:34,935 --> 00:36:36,773
‫منم همین‌طور

394
00:36:36,775 --> 00:36:39,635
‫منم سرباز زبروزرنگی بودم

395
00:36:40,615 --> 00:36:44,715
‫هی! هی، حروم‌زاده‌های کثیف!

396
00:36:44,739 --> 00:36:48,739
‫♪ Idles - Divide & Conquer ♪

397
00:37:03,135 --> 00:37:04,493
‫آرتور! آرتور!

398
00:37:04,495 --> 00:37:07,715
‫تیراندازی نکن! آرتور، رفتن

399
00:37:12,375 --> 00:37:14,533
‫،اونایی ازتون که هنوز زنده‌اید

400
00:37:14,535 --> 00:37:21,795
‫با پیکی بلایندرهای وامونده در نمیوفتید!

401
00:37:44,815 --> 00:37:46,715
‫هاه!

402
00:37:47,655 --> 00:37:49,315
‫آره

403
00:37:52,255 --> 00:37:53,835
‫بفرما

404
00:38:02,415 --> 00:38:04,115
‫چانگ؟

405
00:38:07,935 --> 00:38:09,333
‫خالص‌ترین در اروپا

406
00:38:09,335 --> 00:38:10,613
‫آرتور؟

407
00:38:10,615 --> 00:38:13,013
‫یه جنازه توی لباس پاسبونیه

408
00:38:13,015 --> 00:38:14,915
‫اون رو هم بندازم توی کانال؟

409
00:38:15,935 --> 00:38:17,333
‫نه

410
00:38:17,335 --> 00:38:19,533
‫نه، شناور می‌مونه، مگه نه، هان؟

411
00:38:19,535 --> 00:38:22,115
‫حتی ایرلندی‌های وامونده هم شناور می‌مونن

412
00:38:22,895 --> 00:38:26,813
‫نه، برو... برو کوره رو آتیش کن

413
00:38:26,815 --> 00:38:29,035
‫ولی افرادی دارن ازشون کار می‌کِشن

414
00:38:29,815 --> 00:38:35,715
‫پس چرا اسلحه همراه‌ـت داری، عسایا، هان؟
‫و تیغ‌های ریش‌تراشی توی کلاه‌ـت داری؟

415
00:38:37,295 --> 00:38:39,893
‫چون تو یه پیکی بلایندر وامونده‌ای، دلیل‌ـش اینه

416
00:38:39,895 --> 00:38:43,475
‫اون جنازه رو ببر و تا استخون‌ـش رو بسوزون

417
00:38:44,135 --> 00:38:46,915
‫و اگه کسی در اون مورد باهات حرف زد...

418
00:38:47,535 --> 00:38:51,235
‫این فرصت رو بهش ارزونی می‌کنی
‫که به همراه اون، توی کوره بسوزه

419
00:38:52,015 --> 00:38:53,373
‫درسته؟

420
00:38:53,375 --> 00:38:54,875
‫بله، آرتور

421
00:38:55,575 --> 00:38:58,893
‫آره. آره

422
00:38:58,895 --> 00:39:01,973
‫آدم‌هایی که سعی کردن سرمون
‫رو کلاه بذارن می‌شناسیم؟

423
00:39:01,975 --> 00:39:03,293
‫عموها عصبانی می‌شن
‫<font color="#ffff۸۰">[ مقامات ]</font>

424
00:39:03,295 --> 00:39:07,595
‫کون لق عموهات و دایی‌هات. و عمه‌هات و
‫خاله‌هات و بچه‌هاشون، لق همه‌شون، خب؟

425
00:39:08,735 --> 00:39:13,773
‫کرلی! این رو بار بزن توی قایق.
‫بیاید برگردیم بیرمنگام، هان؟

426
00:39:13,775 --> 00:39:18,613
‫برگردیم به دنیای واموندۀ متمدن
‫و سر در بیاریم کی بند رو آب داده

427
00:39:18,615 --> 00:39:22,813
‫«آره! حالا ببین، دارودستۀ «تایتانیک
‫این قضیه رو شنیدن، درسته؟

428
00:39:22,815 --> 00:39:27,515
‫که یعنی هر دارودسته‌ای از پاپلار
‫تا بیرمنگام می‌خواد این‌جا باشه

429
00:39:28,615 --> 00:39:30,493
‫خب، بذار بیان، هان؟

430
00:39:30,495 --> 00:39:33,093
‫بذار بیان، آبراما

431
00:39:33,095 --> 00:39:34,533
‫آره

432
00:39:34,535 --> 00:39:36,915
‫اوه، بذار تن لش‌شون رو بیارن!

433
00:39:40,950 --> 00:39:44,950
‫♪ Joy Division - Atmosphere ♪

434
00:40:04,200 --> 00:40:13,200
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">پـیـتـر</font> »

435
00:41:10,815 --> 00:41:12,915
‫کلاه و پالتوـتون رو در بیارید

436
00:41:24,495 --> 00:41:26,915
‫پشت به دیوار وایسید

437
00:41:30,375 --> 00:41:37,435
‫برای امنیت خودتون، باید برای اقلامی که ممکنه احتمالاً
‫به‌عنوان سلاحی بر ضدّتون ازشون استفاده بشه، بگردم‌تون

438
00:41:54,735 --> 00:41:56,675
‫اوه، چه قشنگه

439
00:42:15,855 --> 00:42:17,973
‫اون دوست‌ـم بود

440
00:42:17,975 --> 00:42:20,453
‫آره، خب، دیگه دوست هیچ احدی نیست

441
00:42:20,455 --> 00:42:22,733
‫یه حیوون وحشیه

442
00:42:22,735 --> 00:42:25,555
‫بندهای کفش‌تون رو در بیارید

443
00:42:38,575 --> 00:42:40,435
‫روی میز

444
00:42:51,250 --> 00:42:56,250
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">آسایشگاه روانی</font> »
‫« <font color="#ff۰۰۰۰">تمامی اشخاص باید تفتیش شوند</font> »

445
00:43:07,735 --> 00:43:10,035
‫بارنی؟ ملاقاتی

446
00:43:10,815 --> 00:43:12,813
‫این‌یکی واقعیه

447
00:43:13,815 --> 00:43:17,395
‫- می‌تونی این‌جا منتظر بمونی
‫- نه. نمی‌تونم

448
00:43:25,535 --> 00:43:27,133
‫خون‌ـت گردن خودته

449
00:43:27,135 --> 00:43:29,155
‫- باید در رو به روـت قفل کنم
‫- آره

450
00:43:52,895 --> 00:43:54,675
‫سلام، بارنی

451
00:43:55,335 --> 00:43:57,155
‫آرتور سلام رسوند

452
00:43:58,935 --> 00:44:00,755
‫سرکار استوار؟

453
00:44:01,935 --> 00:44:03,293
‫زنده‌ای؟

454
00:44:03,295 --> 00:44:07,675
‫،آرتور زنده‌ست، جان مُرده
‫دنی مُرده، فردی مُرده...

455
00:44:08,575 --> 00:44:11,275
‫جرمایا پای برهنه انجیل عهد جدید موعظه می‌کنه

456
00:44:12,575 --> 00:44:14,035
‫آره

457
00:44:14,775 --> 00:44:16,315
‫من هم زنده‌ام

458
00:44:20,055 --> 00:44:22,875
‫خوش‌شانس‌ها اونایی‌ان که رفتن

459
00:44:26,015 --> 00:44:28,333
‫ممنون از نامه‌هایی که فرستادی، سرکار استوار

460
00:44:28,335 --> 00:44:32,275
‫آره، بیشتر آرتور می‌نویسدشون. من
‫فقط... من فقط امضاشون می‌کنم

461
00:44:34,255 --> 00:44:37,013
‫آخه تو چجوری جواب نامه‌ها رو
‫می‌دی؟ با دندون‌های بی‌صحاب‌ـت؟

462
00:44:37,015 --> 00:44:39,153
‫نه، خودکار رو فرو می‌کنن توی کون‌ـم

463
00:44:53,015 --> 00:44:55,155
‫این‌جا یه نفر اسم‌ـت رو گفت

464
00:44:56,415 --> 00:44:59,333
‫گفتن الآن دیگه اون بیرون یه سیاست‌مدارـی

465
00:44:59,335 --> 00:45:01,195
‫گاهی اوقات هستم

466
00:45:03,015 --> 00:45:05,395
‫نمی‌دونستم واقعیت داره یا نه، رفیق

467
00:45:06,655 --> 00:45:10,253
‫موش‌ها رو می‌بینم که همون‌جور که از چوب
‫سیاه خارج می‌شدن، از بدن‌ها خارج می‌شن
‫<font color="#ffff۸۰">اشاره به «نبرد سُم» که جنگل مورد نظر به‌علت ]
‫[ استفاده از تجهیزات جنگی به رنگ سیاه در آمده بود</font>

468
00:45:10,255 --> 00:45:12,835
‫آت‌وآشغال‌هایی که این‌جا به خوردم می‌دن...

469
00:45:19,375 --> 00:45:21,355
‫هی، بارنی، به من نگاه کن

470
00:45:30,215 --> 00:45:32,635
‫بارنی، اینی که این‌جاست مُرفین‌ـه با سیانور

471
00:45:33,295 --> 00:45:34,533
‫باعث سکتۀ قلبی می‌شه

472
00:45:34,535 --> 00:45:38,315
‫حتی دلیل‌ـش رو هم بررسی
‫نمی‌کنن. هیچ پُخی حس نمی‌کنی

473
00:45:43,935 --> 00:45:45,435
‫پس، بیا

474
00:45:48,415 --> 00:45:50,475
‫تو تا ابد این‌جائی، برادر

475
00:45:51,615 --> 00:45:53,955
‫نمی‌تونی از دست‌های وامونده‌ت استفاده کنی

476
00:45:55,575 --> 00:45:57,675
‫هنوز توی تونل‌هائی

477
00:45:58,975 --> 00:46:00,995
‫من الآن می‌تونم این رو بدم بهت

478
00:46:02,295 --> 00:46:04,475
‫می‌خوای‌ـش؟

479
00:46:09,615 --> 00:46:11,035
‫نه

480
00:46:26,495 --> 00:46:28,435
‫چرا نه؟

481
00:46:33,295 --> 00:46:35,075
‫می‌دونم

482
00:46:37,215 --> 00:46:39,195
‫می‌دونم

483
00:46:40,775 --> 00:46:44,715
‫هنوز اون پیش‌خدمت فرانسویه رو یادته

484
00:46:53,735 --> 00:46:55,813
‫هنوز ول‌کن اون نیستی، تام؟

485
00:46:55,815 --> 00:46:57,155
‫نه

486
00:46:57,815 --> 00:47:01,853
‫تو قبل از من کردی‌ـش؟ چون هرکی که کرده بود، به من
‫سوزاکِ وامونده رو داد. ولی حدس می‌زنم تو بودی

487
00:47:01,855 --> 00:47:04,435
‫- آره، من قبل از تو کردم‌ـش!
‫- آره

488
00:47:07,215 --> 00:47:09,253
‫- خوشگل بود
‫- آره

489
00:47:09,255 --> 00:47:10,835
‫خوشگل بود

490
00:47:12,175 --> 00:47:15,555
‫و حدس می‌زنم من بعد از بارنی بهترین بودم

491
00:47:16,575 --> 00:47:18,573
‫چرا کپسوله رو آوردی، تام؟

492
00:47:18,575 --> 00:47:23,995
‫،تو این‌جائی، بارنی، دستی نداری
‫رنگ روشنایی روز رو نمی‌بینی...

493
00:47:24,935 --> 00:47:26,795
‫و دل‌ـت نمی‌خواد بمیری

494
00:47:27,575 --> 00:47:29,315
‫نه، دل‌ـم نمی‌خواد

495
00:47:33,695 --> 00:47:36,475
‫چون ممکنه یه روزی اوضاع تغییر کنه

496
00:47:45,735 --> 00:47:47,075
‫آره

497
00:47:49,175 --> 00:47:51,195
‫ممکنه اوضاع تغییر کنه

498
00:47:54,095 --> 00:47:55,995
‫شاید همین‌الآن‌ـش کرده باشه

499
00:47:57,815 --> 00:47:59,995
‫بیا این‌جا، بارنی

500
00:48:00,695 --> 00:48:02,395
‫بیا این‌جا

501
00:48:05,255 --> 00:48:07,355
‫اگه از این‌جا فراری‌ـت بدم چی؟

502
00:48:08,095 --> 00:48:10,115
‫چرا باید فراری‌ـم بدی؟

503
00:48:11,295 --> 00:48:15,075
‫می‌دونی، مشکل آدم‌های این‌جا
‫داروهای وامونده‌ایه که هی به خوردت می‌دن

504
00:48:16,935 --> 00:48:21,995
‫ده سال از زمانی که برگشتیم
‫گذشته، بارنی، ده سال آزگار

505
00:48:23,575 --> 00:48:25,093
‫شاید طوفان گذشته باشه

506
00:48:25,095 --> 00:48:27,075
‫پس برای تو گذشته، آره، تام؟

507
00:48:29,055 --> 00:48:31,053
‫من اگه بیرون باشم به چه درد دنیا می‌خورم؟

508
00:48:31,055 --> 00:48:32,675
‫یه کاری برات دارم

509
00:48:34,135 --> 00:48:35,173
‫تُف!

510
00:48:35,175 --> 00:48:36,675
‫بارنی...

511
00:48:37,815 --> 00:48:41,835
‫بارنی، تو بهترین تک‌تیرانداز دسته‌مون
‫بودی. یه بار هم تیرت خطا نرفت

512
00:48:42,815 --> 00:48:45,195
‫اون مرد به کارم میاد

513
00:48:45,895 --> 00:48:50,355
‫جدیدترین سلاح‌های سبک بیرمنگام رو برات
‫جور می‌کنم... با مگسک‌های تلسکوپی

514
00:48:51,175 --> 00:48:57,453
‫- به کی شلیک می‌کنم؟                   - چه اهمیتی برات
‫داره، بارنی؟ اون وامونده رو در میاریم، آزادت می‌کنیم

515
00:48:57,455 --> 00:48:59,955
‫- روبه‌راه‌ـید اون‌تو؟
‫- هیچ مشکلی نیست

516
00:49:03,375 --> 00:49:05,235
‫نظرت چیه، بارنی؟

517
00:49:05,895 --> 00:49:07,795
‫میام دنبال‌ـت...

518
00:49:08,455 --> 00:49:10,613
‫بعد از نیمه‌شبِ چهارشنبه

519
00:49:10,615 --> 00:49:12,333
‫من حساب روزها رو نگه نمی‌دارم، تام

520
00:49:12,335 --> 00:49:13,453
‫مجبور نیستی نگه داری

521
00:49:13,455 --> 00:49:16,715
‫،چهارشنبه که بشه متوجه می‌شی
‫چون یه کوبش بلند می‌شنوی

522
00:49:17,375 --> 00:49:19,395
‫باشه

523
00:49:23,615 --> 00:49:24,653
‫یه کوبش بلند

524
00:49:24,655 --> 00:49:27,773
‫یه کوبش بلند

525
00:49:27,775 --> 00:49:29,475
‫یه کوبش بلند

526
00:49:29,950 --> 00:49:33,950
‫♪ Black Sabbath - War Pigs ♪

527
00:50:14,455 --> 00:50:16,275
‫چهارشنبۀ وامونده‌ست!

528
00:50:18,735 --> 00:50:21,433
‫یه کوبش بلند در چهارشنبه!

529
00:50:40,375 --> 00:50:43,133
‫از «بلک بوی» توی «نول» تماس گرفتن
‫<font color="#ffff۸۰">[ واقع در شهرستان میدلندز غربی ]</font>

530
00:50:43,135 --> 00:50:45,035
‫هر لحظه ممکنه برسن

531
00:50:45,695 --> 00:50:48,115
‫شنیدم قبول کردی از شمال دست بکشی

532
00:50:49,335 --> 00:50:53,373
‫من شنیدم... که خاطرمون
‫باید از جنوب جمع بشه

533
00:50:53,375 --> 00:50:59,133
‫چندتا از افرادم به دست اعضای «تایتانیک»ها، که
‫از یه محموله باخبر شدن، مورد حمله قرار گرفتن

534
00:50:59,135 --> 00:51:04,555
‫آقای موزلی پذیرای توصیه‌ای در رابطه با اینه که روی چه کسی
‫می‌تونه حساب کنه که در لندن حمایت‌ـش رو به ایشون عرضه کنه

535
00:51:05,455 --> 00:51:09,973
‫خب، من توصیه می‌کنم که شایسته‌ترین
‫متشکل‌کنندۀ افراد در جنوب...

536
00:51:09,975 --> 00:51:12,013
‫الفی سالامونزه

537
00:51:12,015 --> 00:51:14,355
‫اون مُرده

538
00:51:15,975 --> 00:51:17,675
‫یهودی هم هست!

539
00:51:18,335 --> 00:51:24,795
‫و به نظرم اگه به ارباب‌مون باشه، مُرده‌بودن‌ـش
‫مانع کوچک‌تری نسبت به یهودی‌بودن‌ـشه

540
00:51:25,855 --> 00:51:28,413
‫فکر کنم لندن رو می‌ده دست ایتالیایی‌ها

541
00:51:28,415 --> 00:51:30,915
‫از ایتالیایی‌ها خوش‌ـش میاد

542
00:51:31,935 --> 00:51:37,515
‫اون برات حکم تاوان رو داره، ولی
‫مجبوری قبول‌ـش کنی، پسرک دوره‌گرده

543
00:51:39,335 --> 00:51:40,875
‫از وینکانتون خوش‌ـم میاد

544
00:51:41,535 --> 00:51:43,635
‫زمین مسابقۀ خیلی قدیمی‌ایه

545
00:51:45,735 --> 00:51:49,915
‫و اون برادرت، همونی که برام یه
‫نارنجک دستی به‌جا گذاشت...

546
00:51:52,135 --> 00:51:57,653
‫از بین شما کولی‌ها، اگه آتش‌بس‌مون به پایان برسه و صدای
‫سوت در بیاد، اون اولین کسی خواهد بود که می‌رم سراغ‌ـش

547
00:51:57,655 --> 00:52:00,755
‫خوبه. توی فاز دعواست

548
00:52:03,855 --> 00:52:07,173
‫- یه زدوخورد جزئی با «تایتانیک»ها داشتیم، تام
‫- آره، شنیدم

549
00:52:07,175 --> 00:52:11,515
‫آره. شب باحالی بود. اما سروصدا بالا گرفت

550
00:52:12,495 --> 00:52:16,213
‫و فکرش رو بکن که همه‌شون می‌گفتن
‫عقل ندارم که بابام رو با خودم بردم، هان؟

551
00:52:16,215 --> 00:52:17,493
‫بابات؟ بابات کیه؟

552
00:52:17,495 --> 00:52:20,115
‫این بابای وامونده‌ـمه

553
00:52:21,015 --> 00:52:22,933
‫همین

554
00:52:22,935 --> 00:52:24,613
‫این بابای وامونده‌ـمه

555
00:52:24,615 --> 00:52:26,275
‫آبراما کو؟

556
00:52:27,975 --> 00:52:30,213
‫سولیهال» پیاده شد»
‫<font color="#ffff۸۰">[ شهری در منطقۀ پورتسموث-ساوت‌همپتون ]</font>

557
00:52:30,215 --> 00:52:33,675
‫گفت اگه پسرک بیلی رو این‌جا ببینه...

558
00:52:34,375 --> 00:52:36,573
‫سرش رو گوش‌تاگوش می‌بُره

559
00:52:36,575 --> 00:52:39,893
‫به دوره‌گرده بگو قدم‌ـش روی چشم‌ـه که هر
‫موقع که می‌خواد بیاد و سعی خودش رو بکنه

560
00:52:39,895 --> 00:52:41,293
‫هوم

561
00:52:41,295 --> 00:52:42,795
‫همه‌ش هست؟

562
00:52:47,295 --> 00:52:48,573
‫آره

563
00:52:48,575 --> 00:52:50,155
‫همه‌ش هست

564
00:52:50,815 --> 00:52:52,573
‫سر لنگرگاه وزن‌ـش کردیم

565
00:52:52,575 --> 00:52:56,395
‫از ترازوی «کاکنی» استفاده کردیم. من باشم
‫بهشون اطمینان نمی‌کنم. احتمالاً ناقص‌ـن
‫<font color="#ffff۸۰">[ منطقه‌ای در شرق لندن ]</font>

566
00:52:57,055 --> 00:53:01,315
‫- ولی... فکر می‌کنم ۷ تُن باشه
‫- کرلی؟

567
00:53:03,095 --> 00:53:07,595
‫- ده گونی آرد بذار روی قایق آقای مک‌کاورن
‫- تام!

568
00:53:08,295 --> 00:53:09,853
‫فکر نمی‌کنم واقعاً آرد باشه

569
00:53:09,855 --> 00:53:12,253
‫می‌دونم، کرلی. فقط کاری که بهت می‌گم رو بکن

570
00:53:12,255 --> 00:53:13,653
‫- آره
‫- آره

571
00:53:13,655 --> 00:53:15,115
‫کرلی؟

572
00:53:19,815 --> 00:53:21,093
‫هی، آرتور؟

573
00:53:21,095 --> 00:53:25,235
‫یه روزی، آره؟ من و تو

574
00:53:25,935 --> 00:53:28,693
‫اوه، تامی، هان؟

575
00:53:28,695 --> 00:53:30,595
‫فاشیست‌ها، هوم؟

576
00:53:31,255 --> 00:53:33,395
‫ببین‌شون

577
00:53:34,055 --> 00:53:37,635
‫ازشون بیزارـم. همیشه بودم

578
00:53:38,655 --> 00:53:40,613
‫ولی تو...

579
00:53:40,615 --> 00:53:42,315
‫تو، پسرک بیلی...

580
00:53:43,055 --> 00:53:46,573
‫اوه، تو خاصی. می‌دونی، خیلی
‫خاطرش رو می‌خوام، تامی

581
00:53:46,575 --> 00:53:48,573
‫ازت خوش‌ـم میاد

582
00:53:48,575 --> 00:53:50,453
‫واقعاً می‌گم. تو مردی هستی که باب میل‌ـمی

583
00:53:50,455 --> 00:53:52,613
‫- یه روزی، آقای شلبی
‫- آره

584
00:53:52,615 --> 00:53:54,075
‫- یه روزی
‫- آره

585
00:53:54,855 --> 00:53:56,275
‫آره

586
00:54:02,135 --> 00:54:04,315
‫فقط زمان‌ـش رو بهم بگو، تام

587
00:54:04,975 --> 00:54:06,835
‫فقط زمان‌ـش رو بهم بگو

588
00:54:09,335 --> 00:54:11,053
‫پس...

589
00:54:11,055 --> 00:54:14,555
‫- پس با بارنی توماسون صحبت کردی، هان؟
‫- آره

590
00:54:16,215 --> 00:54:20,653
‫بارنی توماسون... قراره آزوالد موزلی رو...

591
00:54:20,655 --> 00:54:24,195
‫بکُشه، شلیک کنه به مغز پهنی‌ـش

592
00:54:25,175 --> 00:54:26,515
‫آها

593
00:54:27,335 --> 00:54:29,093
‫زمانی که روی صحنه‌ست

594
00:54:29,095 --> 00:54:31,195
‫زمانی که من کنارش ایستادم

595
00:54:32,455 --> 00:54:40,035
‫بعدش من رهبری حزب رو برعهده می‌گیرم... و تو و
‫آبراما می‌تونید حساب اون مک‌کاورن حروم‌زاده رو برسید

596
00:54:41,375 --> 00:54:49,075
‫راهبردهای پیچیده‌تری برای آقای موزلی در
‫ذهن داشتم. بعد با زن‌ـم بد صحبت کرد

597
00:54:50,375 --> 00:54:52,733
‫یه چند هفتۀ پُرمشغله‌ای خواهیم داشت، برادر

598
00:54:52,735 --> 00:54:54,275
‫آره

599
00:55:04,950 --> 00:55:09,950
‫کـاری از ارسـلـان هـلـاکـویـی و هـومـن صـمـدی
‫<font color="#ff۰۰۰۰">Arsalan.H</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Raylan Givens</font>

600
00:55:10,061 --> 00:55:13,061
‫@RaylanGivensSubs

