1
00:00:01,267 --> 00:00:02,584
‫« اسمم « کرَولیه

2
00:00:02,652 --> 00:00:04,203
‫پس « کرَولی » تویی ؟

3
00:00:04,287 --> 00:00:05,437
‫میبینم که اسمم قبلاً به گوشت رسیده

4
00:00:05,455 --> 00:00:06,655
‫من می تونم هر چیزی که بخوای بهت بدم رفیق

5
00:00:06,723 --> 00:00:08,874
‫- تنها چیزی که بهش نیاز دارم...
‫- روح من

6
00:00:08,958 --> 00:00:09,925
‫تو روحت رو فروختی ؟

7
00:00:09,992 --> 00:00:11,877
‫نه... بیشتر شبیه وثیقه گذاشتنه تا فروختن

8
00:00:11,961 --> 00:00:13,328
‫- من کاملاً قصد دارم بعد از انجام کار بهت پسش بدم
‫- خب پسش بده!

9
00:00:13,380 --> 00:00:15,130
‫- نمیتونم
‫- نمیتونی یا نمیخوای ؟

10
00:00:15,181 --> 00:00:17,216
‫نمیخوام! باشه ؟ روحش یه نوع بیمه واسم به حساب میاد

11
00:00:17,300 --> 00:00:19,835
‫- روفس ترنر » اون یه شکارچیه »
‫- یکی از رفیقاته ؟

12
00:00:19,886 --> 00:00:23,055
‫رفیق ؟ خب میشه گفت اخلاقش زیاد دوستانه نیست

13
00:00:23,139 --> 00:00:24,339
‫آقایون ، من کلانتر « جودی میلز » هستم

14
00:00:24,391 --> 00:00:26,058
‫به گمونم تا به حال سعادت آشنایی نداشتیم

15
00:00:26,142 --> 00:00:27,309
‫مأمور ویلیس صحبت می کنه

16
00:00:27,360 --> 00:00:28,560
‫- بابی؟!

17
00:00:28,645 --> 00:00:29,912
‫پس شما « بابی سینگر » رو می شناسین ؟

18
00:00:29,979 --> 00:00:31,346
‫بابی ، فکر می کردم کلانتر ازت متنفر بود ؟

19
00:00:31,398 --> 00:00:33,315
‫درسته ، ولی تا پنج روز پیش این طور بود

20
00:00:33,366 --> 00:00:34,900
‫مگه پنج روز پیش چی شد ؟

21
00:00:34,984 --> 00:00:36,568
‫مُرده ها تو تمام شهر زنده شدن

22
00:00:38,354 --> 00:00:39,872
‫بابی ، میخوای همینطوری اونجا فقط بشینی ؟

23
00:00:39,939 --> 00:00:41,473
‫نه پس میخوام مدلِ ریور واست برقصم|!

24
00:00:41,541 --> 00:00:43,459
‫پس حسابی معامله چهار راهمون رو به باد دادی

25
00:00:49,165 --> 00:00:50,215
‫حروم زاده!

26
00:00:50,300 --> 00:00:52,384
‫سلام!
‫نا سلامتی پادشاه بین چهار راه هستما!...

27
00:00:52,469 --> 00:00:53,535
‫تو حالت خوبه ؟

28
00:00:53,586 --> 00:00:55,003
‫آره ، عالیم

29
00:00:55,054 --> 00:00:57,473
‫چون چند باری باعث شدی از رفتارت تعجب کنم

30
00:00:57,540 --> 00:00:59,875
‫- رفتارت یه تغییرایی کرده
‫- من حالم خوبه

31
00:00:59,926 --> 00:01:01,310
‫« به جهنم رفته بودی « سَم

32
00:01:12,523 --> 00:01:15,858
‫" یک سال قبل "

33
00:01:37,664 --> 00:01:39,164
‫خوش میگذره ؟

34
00:01:39,232 --> 00:01:40,349
‫سرشو بخور!

35
00:01:40,416 --> 00:01:43,352
‫اگه اینطور دوست داری...

36
00:01:47,891 --> 00:01:50,609
‫یاد اون قضیه « سَم » که مثل قو شنا می کرد بخیر|

37
00:01:50,693 --> 00:01:52,978
‫انگار ده ها سال گذشته

38
00:01:53,062 --> 00:01:55,113
‫تشویق از طرف قاضی رومانی|!

39
00:01:55,198 --> 00:01:57,199
‫باید به خودت افتخار کنی بابی

40
00:01:57,266 --> 00:01:59,284
‫قبلاً ها اینطوری بی حال نبودی ؟

41
00:01:59,369 --> 00:02:01,270
‫سر حال باش رفیق!

42
00:02:01,337 --> 00:02:03,906
‫ناسلامتی ما با هم این دنیای سرسبز رو نجات دادیم

43
00:02:03,957 --> 00:02:04,907
‫منو میگی..

44
00:02:04,958 --> 00:02:06,241
‫من که داشتم حسابی جشن می گرفتم

45
00:02:06,292 --> 00:02:08,544
‫متأسفانه دوست ندارم بدونم "جشن گرفتنت " چی هستش

46
00:02:08,611 --> 00:02:09,628
‫درسته ، دوست نداری

47
00:02:09,712 --> 00:02:11,463
‫نوشیدنی میخوری ؟

48
00:02:11,548 --> 00:02:12,631
‫نه

49
00:02:14,283 --> 00:02:16,001
‫بذار ببینم

50
00:02:16,085 --> 00:02:19,588
‫ما با هم این دنیای سرسبز رو نجات دادیم

51
00:02:19,639 --> 00:02:21,423
‫و حالا پاستوریزه شدی و با من نوشیدنی نمیخوری ؟

52
00:02:21,474 --> 00:02:22,808
‫ظاهراً

53
00:02:22,892 --> 00:02:25,260
‫در ضمن اون نوع نوشیدنی که من میخوام هم بعید میدونم داشته باشی

54
00:02:25,311 --> 00:02:27,396
‫خب سمی که شما میخورین چیه علا حضرت ؟

55
00:02:27,463 --> 00:02:30,432
‫" ویسکیه " کریگ
‫در ضمن حداقل ۳۰ ساله هم باید باشه

56
00:02:30,483 --> 00:02:32,768
‫از وقتی مدرسه ابتدایی بودم می خوردمش

57
00:02:32,819 --> 00:02:34,436
‫خب...

58
00:02:34,487 --> 00:02:37,606
‫من ویسیکیه " معده پوسیده " دارم

59
00:02:37,657 --> 00:02:39,825
‫شیش روزه هم هست!

60
00:02:39,909 --> 00:02:43,311
‫اون طور سر کشیدنت حتماً یه سوراخ گنده تو روحت ایجاد می کنه

61
00:02:43,363 --> 00:02:45,330
‫اوه ببخشید ، تو روح من!

62
00:02:45,415 --> 00:02:47,115
‫اما بالاخره این همون چیزیه که...

63
00:02:47,166 --> 00:02:49,150
‫تو اسمشو میذاری... معاملمون ؟

64
00:02:49,202 --> 00:02:50,869
‫آره ، خب...

65
00:02:50,954 --> 00:02:53,672
‫دیگه کم کم موقعشه که سر حرفت باشی و

66
00:02:53,756 --> 00:02:54,840
‫روحمو پس بدی

67
00:02:54,924 --> 00:02:56,208
‫پس بدمش ؟

68
00:02:56,292 --> 00:02:58,293
‫معاملمون این بود که...

69
00:02:58,344 --> 00:03:01,096
‫ما لوسیفر رو وقتی کشیتیم تو هم " اجاره نامه " ما رو پاره میکنی

70
00:03:04,333 --> 00:03:05,434
‫مثل اینکه خوب قراردادت رو نخوندی

71
00:03:05,501 --> 00:03:07,719
‫منظورت از " قرارداد " چیه ؟

72
00:03:09,055 --> 00:03:12,224
‫پاراگراف هجدهم ، قسمت ب

73
00:03:12,308 --> 00:03:14,693
‫که روی دستت نوشته شده

74
00:03:14,777 --> 00:03:16,361
‫من باید بیشترین تلاشم رو بکنم

75
00:03:16,446 --> 00:03:17,679
‫که روحت رو بهت پس بدم

76
00:03:17,730 --> 00:03:19,815
‫یعنی چی ؟

77
00:03:19,866 --> 00:03:21,984
‫یعنی...

78
00:03:22,035 --> 00:03:24,152
‫یه جواریی میخوام پسش بدما!...

79
00:03:25,238 --> 00:03:26,354
‫ولی نمیتونم

80
00:03:26,406 --> 00:03:28,040
‫ای دروغ گوی حروم...

81
00:03:28,124 --> 00:03:30,459
‫ده سال

82
00:03:30,526 --> 00:03:32,594
‫بعدش میای پیش بابایی

83
00:03:32,662 --> 00:03:35,797
‫تا اون موقع پیشنهاد می کنم نوشیدنی های خوب بخوری

84
00:03:35,865 --> 00:03:38,467
‫خب فکرشو می کردم اینو بگی

85
00:03:38,534 --> 00:03:41,503
‫پس میتونی اینجا بپوسی تا اینکه نظرت عوض شه

86
00:03:41,571 --> 00:03:44,039
‫چرا ؟ چون مودبانه خواستی ازم ؟
‫- نه

87
00:03:44,090 --> 00:03:47,242
‫چون حالا دیگه تو تله هستی

88
00:03:50,163 --> 00:03:51,730
‫امیدوارم این نقاشی باشه

89
00:03:51,814 --> 00:03:54,683
‫جداً میخوای اینکارو بکنی پس ؟

90
00:03:54,734 --> 00:03:56,818
‫وای حالا باید چی کار کنم ؟!

91
00:04:02,492 --> 00:04:03,742
‫نفس سگی!

92
00:04:03,826 --> 00:04:05,360
‫روحیه بخش مگه نه ؟

93
00:04:07,363 --> 00:04:08,914
‫تصمیم با خودته

94
00:04:08,998 --> 00:04:10,616
‫ده سال زندگی آروم داشتن

95
00:04:10,700 --> 00:04:12,584
‫یا ده سال غذای سگ بودن

96
00:04:27,684 --> 00:04:28,767
‫این قضیه هنوز تموم نشده!

97
00:04:28,851 --> 00:04:30,802
‫در هر صورت واسه من که تموم شده

98
00:04:37,060 --> 00:04:38,426
‫شکار خوش بگذره

99
00:04:51,941 --> 00:04:54,776
‫Tvseries-Shop. Com : فروش جدید ترین سریال های خارجی
‫Tvcenter. IR : کاری از

100
00:04:55,844 --> 00:05:00,562
‫مترجم : معین جهانیان

101
00:05:11,260 --> 00:05:12,761
‫هیچ ردی از روح نیست

102
00:05:12,812 --> 00:05:14,796
‫خودت چیزی پیدا کردی ؟

103
00:05:14,847 --> 00:05:17,465
‫آره ، یه چیزی شبیه چنگال پیدا کردم

104
00:05:17,517 --> 00:05:20,468
‫چه موجودی چنگالش این شکلیه ؟

105
00:05:20,520 --> 00:05:22,270
‫سوأل خوبیه

106
00:05:32,415 --> 00:05:33,782
‫شاید پایین تو اتاق آهنی باشه

107
00:05:40,707 --> 00:05:42,290
‫بله ؟

108
00:05:42,341 --> 00:05:44,710
‫- چرا دیر برداشتی ؟ نکنه زمین خوردی نمیتوی پاشی ؟
‫- مُردم از خنده!

109
00:05:44,794 --> 00:05:46,344
‫- چی شده ؟
‫- ما " ویسکانسن " هستیم

110
00:05:46,429 --> 00:05:48,597
‫شیش تا جسد ، سینه های همشون پاره شده

111
00:05:48,664 --> 00:05:50,665
‫هیچ ردی از روح یا سولفور یا کیسه جادویی هم در کار نیست

112
00:05:50,717 --> 00:05:52,934
‫اما این چیزو پیدا کردیم ، گوشی دستت

113
00:05:56,105 --> 00:05:57,505
‫خیلی خب ، آهن قراضتو چک کن

114
00:06:00,810 --> 00:06:02,477
‫خب این دیگه یه موضوع جدیده

115
00:06:02,528 --> 00:06:04,146
‫راستی هر چه سریعتر هم یه کارت شناسایی برامون جور کن

116
00:06:04,197 --> 00:06:05,513
‫این قضیه حسابی دیگه کولاک کرده

117
00:06:05,565 --> 00:06:07,449
‫به محض اینکه چیزی پیدا کردی خبرمون کن

118
00:06:07,516 --> 00:06:08,784
‫دین » من یه جورایی سرم شلوغه »

119
00:06:08,851 --> 00:06:10,285
‫وَر نرو Bo Derek خب پس انقدر تو وان حمومت با پوستره|!

120
00:06:10,352 --> 00:06:11,352
‫ناسلامتی اینجا با یه موضوع سروکار داریم

121
00:06:11,404 --> 00:06:13,538
‫بعداً بهت زنگ می زنم

122
00:06:19,128 --> 00:06:21,362
‫لعنتی!

123
00:06:45,772 --> 00:06:48,556
‫لعنتی!

124
00:06:54,080 --> 00:06:56,748
‫اَه بیخیال!

125
00:06:59,035 --> 00:07:02,671
‫لعنتی!

126
00:07:37,490 --> 00:07:38,907
‫به یه " لیمیا "  سر و کار دارین

127
00:07:38,958 --> 00:07:40,458
‫با چی چی ؟!

128
00:07:40,543 --> 00:07:41,776
‫یه هیولاست

129
00:07:41,828 --> 00:07:44,045
‫مایع اطراف قلبو میخوره ، صدای خون رو هم میشنوه

130
00:07:44,113 --> 00:07:46,948
‫البته هیچوقت نشنیده بودم این موجودات خارج از یونان دیده بشن

131
00:07:46,999 --> 00:07:48,967
‫آره خب به نظر میرسه این هیولا مهاجرت کرده باشه

132
00:07:49,051 --> 00:07:50,252
‫شاید واسه ساندویچ های پنیری اومده!

133
00:07:50,303 --> 00:07:51,386
‫خب چطوری ترتیبشو بدیم ؟

134
00:07:52,955 --> 00:07:54,639
‫چندین راه وجود داره

135
00:07:54,724 --> 00:07:57,676
‫راحت ترینش اینه که با یه چاقو از جنس نقره
‫که یک کشیش روش دعا خونده باشه بکشیش

136
00:07:57,760 --> 00:07:59,394
‫باشه!

137
00:08:03,299 --> 00:08:04,399
‫قابلت رو نداشت!

138
00:08:07,987 --> 00:08:10,071
‫هی من هنوز این پایینم!

139
00:08:12,258 --> 00:08:14,276
‫سلام بداخلاق

140
00:08:14,327 --> 00:08:16,995
‫انقدر دیر کردی فکر کردم از بس مشروب خوردی بیهوش شدی

141
00:08:20,032 --> 00:08:21,700
‫- خب کجا بودیم ؟
‫- از روحت می گفتی

142
00:08:21,784 --> 00:08:22,667
‫درسته

143
00:08:22,735 --> 00:08:23,852
‫حرف بزن

144
00:08:23,920 --> 00:08:26,922
‫نگاش کن چه عجله ای هم داره

145
00:08:26,989 --> 00:08:28,823
‫هر چی کمتر حرف بزنم

146
00:08:28,875 --> 00:08:31,009
‫بیشتر زنده می مونم

147
00:08:31,077 --> 00:08:32,944
‫من اسم کرَولی رو میخوام

148
00:08:33,012 --> 00:08:34,796
‫اسم واقعیش رو میگم

149
00:08:34,847 --> 00:08:36,231
‫وقتی که انسان بود

150
00:08:36,299 --> 00:08:37,549
‫ببینم بستن شیطان ها تو زیرزمینه خونت

151
00:08:37,633 --> 00:08:39,184
‫حالت رو درباره اینکه

152
00:08:39,268 --> 00:08:41,203
‫زنت رو کشتی بهتر می کنی نه ؟

153
00:08:51,480 --> 00:08:52,614
‫اون دیگه چیه ؟

154
00:08:52,682 --> 00:08:55,984
‫نمیدونی چی هستن ؟ مال خودتن

155
00:09:15,304 --> 00:09:16,922
‫اثری نداره

156
00:09:17,006 --> 00:09:18,056
‫اینا همش خرافاته

157
00:09:18,140 --> 00:09:20,392
‫پس نباید نگران چیزی باشی

158
00:09:26,649 --> 00:09:28,767
‫نمیتونم بگم!

159
00:09:30,069 --> 00:09:32,103
‫نمیدونی اون باهام چی کار میکنه اگه بگم

160
00:09:32,171 --> 00:09:33,939
‫- فعلاً باید نگران من باشی
‫- تو متوجه نیستی

161
00:09:34,006 --> 00:09:35,023
‫اون پادشاهه

162
00:09:37,410 --> 00:09:39,945
‫پادشاه چهار راه... آره سخنرانیش رو قبلاً شنیدم

163
00:09:40,029 --> 00:09:41,746
‫نه

164
00:09:41,831 --> 00:09:43,648
‫پادشاه جهنم!

165
00:09:52,241 --> 00:09:54,042
‫میخوای جواب در رو بدی یا نه ؟

166
00:10:08,441 --> 00:10:10,075
‫« مارسی »

167
00:10:10,142 --> 00:10:13,111
‫- بابی سینگر » ، ما چند وقته که همسایه هستیم ؟ »
‫- شیش ماه

168
00:10:13,179 --> 00:10:15,030
‫خب فکر نمی کنی دیگه وقتشه

169
00:10:15,097 --> 00:10:17,432
‫بهم اومدن به این محله رو خوشآمد بگی ؟

170
00:10:17,483 --> 00:10:20,318
‫کیک خونگی معروفم

171
00:10:20,403 --> 00:10:22,904
‫بوش کن ، جدی میگم من تو پختنش استادم

172
00:10:26,125 --> 00:10:29,494
‫یکی کمکم کنه

173
00:10:29,578 --> 00:10:30,462
‫اون...

174
00:10:30,546 --> 00:10:32,113
‫یه فیلم ترسناکه...

175
00:10:32,164 --> 00:10:33,214
‫شرمنده دیگه...

176
00:10:33,282 --> 00:10:34,916
‫من عاشق فیلم ترسناکم

177
00:10:34,967 --> 00:10:37,669
‫دیدی ؟ Drag Me to Hell ا به حال فیلم

178
00:10:37,753 --> 00:10:39,554
‫سعی کردم نبینمش

179
00:10:39,622 --> 00:10:41,456
‫ولی فیلم خیلی قشنگیه!

180
00:10:41,507 --> 00:10:45,026
‫شنبه ، ساعت ۷ ، خونه ی من

181
00:10:45,094 --> 00:10:46,644
‫من برات شام درست میکنم

182
00:10:46,729 --> 00:10:48,980
‫ذرت بو داده ی شکلاتی معروفم هم برات درست میکنم

183
00:10:49,065 --> 00:10:49,964
‫و با هم تماشا میکنیمش

184
00:10:50,016 --> 00:10:52,467
‫قبوله ؟

185
00:10:52,518 --> 00:10:55,487
‫عالی به نظر میرسه « مارسی » ولی...

186
00:10:55,571 --> 00:10:59,107
‫باشه ، اشکالی نداره

187
00:10:59,158 --> 00:11:00,825
‫راستی یه چیز دیگه

188
00:11:00,910 --> 00:11:04,312
‫چوب خورد کنه من... دیگه آشغال شده

189
00:11:04,363 --> 00:11:05,697
‫به من که میرسه حالا خراب شده

190
00:11:05,781 --> 00:11:07,365
‫من شنیدم که تو تعمیرات و این چیزا واردی...

191
00:11:07,450 --> 00:11:11,753
‫احتمال داره بعداً بیای و یه نگاه بهش بندازی ؟

192
00:11:11,820 --> 00:11:13,654
‫میدونی... هر وقت تونستی

193
00:11:13,706 --> 00:11:15,423
‫باشه ، ببینم چه میشه

194
00:11:15,491 --> 00:11:16,541
‫باشه

195
00:11:21,330 --> 00:11:22,847
‫باشه

196
00:11:24,666 --> 00:11:27,335
‫باشه ، پس به زودی می بینمت

197
00:11:37,530 --> 00:11:41,533
‫چه زن خوبی به نظر میومد

198
00:11:41,617 --> 00:11:43,535
‫میخوای باهاش عشق بازی کنی

199
00:11:43,602 --> 00:11:45,703
‫قبلاً از اینکه بکشیش ؟

200
00:11:45,788 --> 00:11:47,205
‫این کار همیشگیته دیگه مگه نه ؟

201
00:11:51,360 --> 00:11:53,461
‫من اسم « کرَولی » رو میخوام ، همین حالا

202
00:11:57,032 --> 00:11:58,967
‫- « اسم « کرَولی
‫- باشه

203
00:11:59,034 --> 00:12:00,001
‫باشه

204
00:12:00,052 --> 00:12:02,203
‫« مَکلود »

205
00:12:02,254 --> 00:12:04,222
‫« فرگس مَکلود »
‫قسم میخورم همینه

206
00:12:04,306 --> 00:12:06,174
‫ما خوش " شانس ایرلندی " صداش میزنیم

207
00:12:06,225 --> 00:12:09,344
‫مَکلود » یه اسم اسکاتلندیه انیشتین »!

208
00:12:09,395 --> 00:12:12,397
‫چیزیو که میخواستی فهمیدی ، حالام من بفرست برم

209
00:12:12,481 --> 00:12:13,181
‫نه

210
00:12:15,217 --> 00:12:17,185
‫ولی این قرارمون نبود!

211
00:12:17,236 --> 00:12:19,354
‫بیشترین تلاشمو کردم!

212
00:12:19,422 --> 00:12:20,155
‫نه!

213
00:12:35,857 --> 00:12:38,258
‫بله « گارث » چی دستگیرت شده ؟

214
00:12:38,310 --> 00:12:40,060
‫من که هیچوقت نشنیدم یه خون آشام اون کارو کنه!

215
00:12:40,128 --> 00:12:42,029
‫به نظر نمیاد این موضوع به ما ربط داشته باشه

216
00:12:42,096 --> 00:12:44,064
‫بذار خود اف بی آی به قضیه رسیدگی کنه

217
00:12:46,318 --> 00:12:48,035
‫ویلیس » هستم ، اف بی آی »

218
00:12:50,822 --> 00:12:55,275
‫نه « گارث » منظورم از اینکه گفتم بذار " اف بی آی رسیدگی کنه " من نبودم
‫به اف بی آی واقعی پرونده رو بده!

219
00:12:55,327 --> 00:12:57,545
‫توی کسخل اصلاً چطور هنوز زنده ای ؟

220
00:12:59,297 --> 00:13:00,614
‫کستل هستم

221
00:13:00,665 --> 00:13:01,582
‫بله

222
00:13:01,633 --> 00:13:02,800
‫بله ؟

223
00:13:02,884 --> 00:13:04,051
‫ویلیس » هستم »

224
00:13:05,620 --> 00:13:07,638
‫البته که یکی از مأمورین مائه

225
00:13:07,722 --> 00:13:09,089
‫و اگه میگه که میخواد اون قبر رو بکنه

226
00:13:09,140 --> 00:13:11,124
‫بهتر بهش اجازه بدی!

227
00:13:15,730 --> 00:13:17,348
‫اوه خوبه ، خونه ای!

228
00:13:17,432 --> 00:13:19,132
‫گوش کن باید بهم کمک کنی یه جسد رو دفن کنم!!

229
00:13:22,604 --> 00:13:23,887
‫چرا اینجا جسد رو اُوردی ؟

230
00:13:23,955 --> 00:13:25,689
‫چون دنبالم هستن

231
00:13:25,774 --> 00:13:26,991
‫مگه تو چی فکر می کردی ؟

232
00:13:27,075 --> 00:13:28,909
‫چیه چیه چیه ؟
‫اونا خوش شانی اوردن

233
00:13:28,977 --> 00:13:30,477
‫آره ولی دیگه داری پیر میشی!

234
00:13:30,528 --> 00:13:31,979
‫من پیر میشم ؟

235
00:13:32,030 --> 00:13:34,498
‫ببین کی این حرفو میزنه!
‫آقای " تمام روز میشینه فقط جواب تلفن میده " داره بهم میگه پیر شدم

236
00:13:40,171 --> 00:13:41,755
‫خون آشامه ؟ تغییر شکل دهندست ؟ چیه ؟

237
00:13:41,823 --> 00:13:43,157
‫هیچکدوم

238
00:13:45,210 --> 00:13:47,344
‫اوکامی " ؟ "

239
00:13:47,429 --> 00:13:48,679
‫کجا پیداش کردی ؟

240
00:13:48,763 --> 00:13:51,015
‫بیلینگز ، مونتانا

241
00:13:51,099 --> 00:13:53,550
‫تنها باری که این جور موجودات رو دیدم تو ژاپن بود

242
00:13:53,635 --> 00:13:56,971
‫درواقع هیچ کسی هیچ وقت این موجودات رو بیرون از ژاپن ندیده بود

243
00:13:57,022 --> 00:13:58,672
‫خب اگه این حالت رو بهتر میکنه باید بگم که

244
00:13:58,723 --> 00:14:02,342
‫سم » و « دین » دارن تو " ویسکانسن " یه " لیمیا " شکار می کنن »

245
00:14:02,394 --> 00:14:05,646
‫شوخی نکن ، من فکر کردم اون موجودات همیشه تو یونان فقط پیدا میشن

246
00:14:05,697 --> 00:14:08,616
‫هیولا ها این اواخر...

247
00:14:08,683 --> 00:14:10,451
‫من این طور فکر می کنم یا جداً یه جورایی عجیبه ؟

248
00:14:10,518 --> 00:14:13,186
‫آره ، خب حتماً یه خبراییه

249
00:14:14,623 --> 00:14:15,856
‫خب... بیل داری ؟

250
00:14:24,165 --> 00:14:27,301
‫پسر! من که دیگه میدونم واسه جشن هانیکام چی میخوام!

251
00:14:33,475 --> 00:14:35,876
‫پس اسم اون پدرسوخته « فرگس مکلَود » هستش

252
00:14:35,927 --> 00:14:37,594
‫خوده پدر سوختشه!

253
00:14:37,679 --> 00:14:39,046
‫خب کجا رو میخوای بگردی ؟

254
00:14:39,097 --> 00:14:41,482
‫اسکاتلند

255
00:14:41,549 --> 00:14:43,851
‫کروَلی از دهنش پریده بود که ویسکیه " کریگ " رو دوست داره

256
00:14:43,902 --> 00:14:45,019
‫کریگ " اسمه یه نوع "...

257
00:14:45,070 --> 00:14:46,904
‫اسکاچه|

258
00:14:46,971 --> 00:14:48,772
‫که تو یه منطقه خیلی کوچیک ساخته و فروخته میشه

259
00:14:48,840 --> 00:14:50,741
‫که تو شمال اسکاتلند هست

260
00:14:50,825 --> 00:14:52,059
‫خیلی تند و تیزه

261
00:14:52,110 --> 00:14:54,345
‫تهش هم مرکبات داره و یه سری مطلب درباره تنباکو داره

262
00:14:57,666 --> 00:14:59,249
‫چرا اینجوری نگام می کنه ؟ مگه کافرم!

263
00:14:59,334 --> 00:15:00,334
‫خب میدونم " کریگ " چیه!

264
00:15:03,088 --> 00:15:07,341
‫خب یه جوری حدس میزنم « کرولی » اونجا زندگی می کرد و مُرد

265
00:15:07,408 --> 00:15:09,343
‫وقتی که انسان بود...

266
00:15:09,410 --> 00:15:12,079
‫یه چند صد سال قبل از اینکه بره جهنم

267
00:15:12,130 --> 00:15:13,097
‫و تبدیل به یه شیطان بشه

268
00:15:14,749 --> 00:15:18,251
‫میدونی... من اون اطراف آشنا دارم

269
00:15:18,303 --> 00:15:20,637
‫میتونم واست چند تا زنگ بزنم

270
00:15:20,722 --> 00:15:22,639
‫من که نگفتم درخواست کمک نمیخوام!

271
00:15:22,724 --> 00:15:25,025
‫منم از تو اجازت رو نخواستم!

272
00:15:37,072 --> 00:15:38,288
‫بله

273
00:15:38,373 --> 00:15:39,573
‫گفته بودی یه راه دیگه واسه کشتن " لیمیا " چی بود ؟!

274
00:15:39,624 --> 00:15:41,041
‫مگه چاقوی نقره

275
00:15:41,109 --> 00:15:42,409
‫که کشیش روش دعا خونده باشه تأثیر نداشت ؟

276
00:15:42,460 --> 00:15:43,794
‫راستش... نه نشد!

277
00:15:43,878 --> 00:15:45,379
‫نقشه دومت چیه ؟

278
00:15:47,382 --> 00:15:49,616
‫درو باز کنین ، پلیس!

279
00:15:49,667 --> 00:15:51,969
‫- لعنتی!
‫- زودباش بابی بگو چیکار کنیم

280
00:15:52,053 --> 00:15:53,787
‫- الان کجا هستی ؟
‫تو کلیسا ، اتاق دعاخونی

281
00:15:53,838 --> 00:15:54,755
‫اونجا آشپرخونه هم داره ؟

282
00:15:54,806 --> 00:15:56,890
‫نمک و رزماری پیدا کن

283
00:15:56,958 --> 00:15:58,425
‫" در رو باز کن" سینگر

284
00:16:00,228 --> 00:16:02,513
‫آقای سینگر » من مأمور « اَدمز » هستم »

285
00:16:02,597 --> 00:16:04,314
‫فکر کنم کلانتر « میلز » رو بشناسین

286
00:16:07,102 --> 00:16:09,103
‫مادرمه ، چند لحظه...

287
00:16:09,154 --> 00:16:11,939
‫- رزماری! پیداش کردم
‫- خوبه خوبه

288
00:16:11,990 --> 00:16:15,743
‫حالا اون گیاه و نمک رو بریز روش و با حرارت بالا گرمش کن!

289
00:16:15,810 --> 00:16:17,161
‫خوب بپذش!

290
00:16:23,668 --> 00:16:25,169
‫سمی »! برو کنار دارم دارم آتیش میزنم »!

291
00:16:27,756 --> 00:16:29,990
‫خوبه ،خوبه

292
00:16:30,041 --> 00:16:31,825
‫نوش جان مامان!

293
00:16:31,876 --> 00:16:33,293
‫تا به حال این مرد رو دیدین ؟

294
00:16:33,344 --> 00:16:35,429
‫اسمش « روفس ترنر » هست ، همچنین به « لوثر وندروس » هم معروفه

295
00:16:35,496 --> 00:16:37,598
‫« و همچنین « روبن استادِرد

296
00:16:37,665 --> 00:16:40,134
‫نه ، هیچوت اون احمقو ندیدم

297
00:16:40,185 --> 00:16:41,334
‫از کجا میدونی که یه احمقه ؟

298
00:16:41,386 --> 00:16:42,970
‫همینطوری حدس زدم

299
00:16:43,021 --> 00:16:44,388
‫جالبه

300
00:16:44,472 --> 00:16:46,256
‫چون چند نفری از بزرگراه بهم گفتن

301
00:16:46,324 --> 00:16:47,991
‫که دیدنش پیش خونت پارک کرد در حالی که یه جسد همراش بود

302
00:16:48,059 --> 00:16:49,276
‫خب این حرفشون خنده داره

303
00:16:49,343 --> 00:16:51,195
‫امروز باید برم سر کار

304
00:16:51,279 --> 00:16:52,479
‫ما فقط میخوایم یه نگاهی به اطراف بندازیم

305
00:16:56,284 --> 00:16:58,185
‫اجازه نامه داری پسرک ؟

306
00:16:58,236 --> 00:17:01,205
‫خب ، به نظرت بهش احتیاج دارم قربان ؟

307
00:17:02,874 --> 00:17:06,460
‫خیلی خب بچه ها ، خط کش رو کناز بذار

308
00:17:06,527 --> 00:17:09,213
‫ببین ، این بابیه ما...

309
00:17:09,297 --> 00:17:10,631
‫یه مقدار بدخلقه

310
00:17:10,698 --> 00:17:12,800
‫و از اون آدمایی نیست که رفتارش خیلی دوستانه باشه

311
00:17:12,867 --> 00:17:14,134
‫ولی من و اون...

312
00:17:14,202 --> 00:17:16,637
‫چند وقته که من هی دستگیرت می کنم ؟ ده سال ؟!

313
00:17:16,704 --> 00:17:18,505
‫با هم یه رابطه هایی داشتیم از قدیم

314
00:17:18,556 --> 00:17:21,374
‫خب ، نظرت چیه که من یه نگاهی به دور و بر بندازم

315
00:17:21,426 --> 00:17:23,177
‫اشکالی نداره ؟ میتونی بیرون منتظر باشی

316
00:17:26,731 --> 00:17:27,714
‫فقط پنج دقیقه

317
00:17:27,765 --> 00:17:28,816
‫عالیه

318
00:17:35,490 --> 00:17:36,657
‫چرا بیرون فرستادیش؟!

319
00:17:36,724 --> 00:17:38,742
‫چون فکر نمی کردم خوشت بیاد داخل خونه رو بگرده

320
00:17:38,827 --> 00:17:41,078
‫- درسته ، یه جسد پایین زیرزمینه
‫- منم منظورم همین بود

321
00:17:41,196 --> 00:17:43,247
‫آره ، ولی یه جسد دیگه هم بیرون تو حیاط دفنه!

322
00:17:43,331 --> 00:17:45,532
‫لعنتی!

323
00:17:48,837 --> 00:17:51,171
‫اون بیرون نیست

324
00:17:51,239 --> 00:17:52,256
‫لعنتی

325
00:17:55,409 --> 00:17:58,411
‫آقای « سینگر » لطف کنین همراهم بیاین

326
00:18:15,113 --> 00:18:18,198
‫میشه این رو توضیح بدید ؟

327
00:18:18,266 --> 00:18:21,785
‫چیه ؟ تا به حال ندیدی یه مخزن ماشین بترکه ؟

328
00:18:21,870 --> 00:18:23,570
‫خیلی هم خوب ترتمیزش کردم

329
00:18:23,621 --> 00:18:25,438
‫ولی داری قدم میذاری جلو پاتو نگاه کنم

330
00:18:28,209 --> 00:18:29,442
‫زودتر بیا اینجا ببینم!

331
00:18:29,494 --> 00:18:31,611
‫برگردم ؟ من دو تا ایالت دور شدم ازت

332
00:18:31,663 --> 00:18:33,247
‫اون " اوکامیه " لعنتی نمرده!

333
00:18:33,298 --> 00:18:34,581
‫البته که مرده

334
00:18:34,632 --> 00:18:36,800
‫- از یه خنجر از جنس درخت بامبو استفاده کردی ؟
‫- آره

335
00:18:36,885 --> 00:18:38,552
‫یه کشیش " شینتو " هم دعا خونده بود رو خجر ؟|

336
00:18:38,619 --> 00:18:40,287
‫اَه « بابی » من که کند ذهن نیستم!

337
00:18:40,338 --> 00:18:41,588
‫هفت بار بهش با خنجر ضربه زدی ؟

338
00:18:41,639 --> 00:18:43,390
‫پنج بار زدم

339
00:18:43,457 --> 00:18:45,642
‫هفت باره!

340
00:18:45,727 --> 00:18:47,811
‫نه مطمئنم پنج باره

341
00:18:47,896 --> 00:18:49,462
‫خب ظاهراً که هفت باره

342
00:18:49,514 --> 00:18:51,398
‫چون قبر لعنتیش خالیه!

343
00:18:51,465 --> 00:18:53,183
‫وقتی پیداش کرده بودی داشت چی میخورد ؟

344
00:18:53,268 --> 00:18:54,985
‫زن های سفید پوست...

345
00:18:55,069 --> 00:18:56,486
‫وقتی که خواب هستند

346
00:19:26,601 --> 00:19:28,335
‫- بابی ؟!
‫- اتاق خوابت کجاست ؟!

347
00:19:38,813 --> 00:19:41,114
‫بابی » من میخوام خونسردیمو حفظ کنم ولی »...

348
00:19:41,182 --> 00:19:44,034
‫تو ، تو خونم با یه شاتگان چیکار میکنی ؟

349
00:19:44,118 --> 00:19:47,621
‫چیز عجیب غریبی ندیدی ؟!

350
00:19:47,688 --> 00:19:50,190
‫منظورت به غیر از خودته ؟!

351
00:20:28,562 --> 00:20:30,697
‫بابی! نه!

352
00:20:30,748 --> 00:20:32,399
‫مواظب باش!

353
00:20:52,103 --> 00:20:55,088
‫من...

354
00:20:55,139 --> 00:20:57,057
‫فکر می کردم چوب خورد کنت خرابه...!

355
00:21:01,062 --> 00:21:04,097
‫من علکی گفتم تا اینجا بیای

356
00:21:09,070 --> 00:21:10,987
‫خب...

357
00:21:11,072 --> 00:21:14,574
‫به گمونم بتونم واسه شام یه شبی بیام

358
00:21:14,625 --> 00:21:15,909
‫خوش میگذره...

359
00:21:15,960 --> 00:21:18,912
‫بعید میدونم!

360
00:21:22,750 --> 00:21:24,718
‫اینم یه داستان زندگیمه!

361
00:21:29,646 --> 00:21:30,779
‫اینطوری تعجب زده خودتو نشون نده

362
00:21:30,846 --> 00:21:33,382
‫- از اون گودزیلائه چه خبر؟
‫- ترتیبشو دادم

363
00:21:33,449 --> 00:21:35,534
‫پس... یه خنجر از جنس درخت بامبو داشتی که

364
00:21:35,618 --> 00:21:37,402
‫یه راهب شینتو هم روش دعا خونده باشه؟!

365
00:21:37,487 --> 00:21:38,537
‫چوب خوردکن!

366
00:21:38,621 --> 00:21:40,689
‫آها... باشه ، چوب خورد کن

367
00:21:40,740 --> 00:21:43,608
‫میشه گفت اون... همه چیو حسابی خورد میکنه!

368
00:21:44,877 --> 00:21:47,713
‫« گوش کن « بابی...

369
00:21:47,797 --> 00:21:49,164
‫ممنونم

370
00:21:49,215 --> 00:21:50,966
‫من گند زدم

371
00:21:51,033 --> 00:21:52,417
‫بی خیال

372
00:21:52,502 --> 00:21:55,253
‫از نظر من که هنوز بهت بیشتر بدهکارم تا تو به من

373
00:21:55,338 --> 00:21:58,056
‫خیلی خب ، پس یه چیز دیگه هم به بدهکاریات اضافه کن

374
00:21:58,141 --> 00:22:00,192
‫من از این یارو « کرولی » یه سرنخ پیدا کردم

375
00:22:00,259 --> 00:22:06,648
‫که به « فرگس رادریک مَکلود » هم معروفه

376
00:22:06,733 --> 00:22:09,551
‫در سال ۱۶۶۱ متولد شده در کنسبی ، اسکاتلند

377
00:22:09,602 --> 00:22:13,054
‫عالیه ، خدا میدونه با این اطلاعات میخوام از کجا سر در بیارم

378
00:22:13,106 --> 00:22:16,024
‫خیلی خب ، ولی قبل از این کارت بگم که

379
00:22:16,075 --> 00:22:18,193
‫کرولی » یه پسر داشته »

380
00:22:18,244 --> 00:22:19,328
‫جداً ؟

381
00:22:19,395 --> 00:22:21,163
‫اسمش « گوین » بوده

382
00:22:21,230 --> 00:22:23,198
‫بعد از مرگ والدینش از کنار دریاچه نقل مکان کرد

383
00:22:23,249 --> 00:22:24,533
‫که کشتیش بین راه

384
00:22:24,584 --> 00:22:27,035
‫در مَسچوسِس غرق شد در سال ۱۷۲۳

385
00:22:27,086 --> 00:22:28,453
‫بعدش گروهی از ملوان ها کشتی غرق شدش رو پیدا کردن

386
00:22:28,538 --> 00:22:29,538
‫حدود ۳۰ سال پیش

387
00:22:29,589 --> 00:22:31,540
‫- ترتیب استخون هاش داده شده ؟
‫- نه نه

388
00:22:31,591 --> 00:22:33,925
‫ولی انگشتر خانوادگیش رو پیدا کردن

389
00:22:34,010 --> 00:22:36,511
‫که الان در برنامه " نمایش گنجینه های اعماق " در

390
00:22:36,579 --> 00:22:38,263
‫موزه ی "مرتایم" در "اندووره" انگلستان هستش

391
00:22:38,348 --> 00:22:39,798
‫من اون انگشترو میخوام

392
00:22:41,584 --> 00:22:44,686
‫اوه! داری ازم کمک میخوای « باب » ؟

393
00:22:47,023 --> 00:22:49,257
‫بابی » ؟ »

394
00:22:49,308 --> 00:22:51,610
‫من دارم میگم که یه انگشتر رو میخوام

395
00:22:51,694 --> 00:22:55,530
‫و ازت... قدردانی میکنم اگر...

396
00:22:55,598 --> 00:22:57,482
‫بهم کمک کنی گیرش بیارم

397
00:22:57,567 --> 00:22:59,868
‫خب من یه قدم ازت جلوترم برادر

398
00:22:59,935 --> 00:23:01,036
‫همین الان تو راه " اندوور " هستم

399
00:23:01,103 --> 00:23:02,287
‫تا نیمه شب احتمالاً دیگه میرسم

400
00:23:02,372 --> 00:23:05,123
‫تو داری...

401
00:23:05,208 --> 00:23:07,442
‫به معاوضه کردن با گروگان فکر میکنی نه ؟

402
00:23:07,510 --> 00:23:10,829
‫منظورم اینه ، با انگشتره روح پسرش رو احضار کنی

403
00:23:10,913 --> 00:23:14,750
‫و بعد روحت رو در ازای پسر « کرولی » ازش پس بگیری ؟

404
00:23:14,801 --> 00:23:17,586
‫یه چیز تو همین مایه ها

405
00:23:17,637 --> 00:23:20,288
‫بهتره امیدوار باشیم که این کار موئثر باشه

406
00:23:43,312 --> 00:23:44,996
‫دین ، حالت خوبه ؟

407
00:23:45,081 --> 00:23:49,084
‫آره ، ترتیب اون " لیمیا " رو راحت دادیم...

408
00:23:49,151 --> 00:23:52,487
‫ولی فکر کنم یه " اما " بخوای بگی

409
00:23:52,538 --> 00:23:54,206
‫درباره « سمه » بابی

410
00:23:57,393 --> 00:23:59,211
‫اون... یه جورایی فرق کرده

411
00:23:59,278 --> 00:24:00,846
‫میدونی ، منم متوجه هستم

412
00:24:00,930 --> 00:24:02,297
‫که وقتی این همه سختی بکشی

413
00:24:02,365 --> 00:24:04,216
‫خب تغییرت میده...

414
00:24:04,283 --> 00:24:05,350
‫ولی...

415
00:24:07,019 --> 00:24:08,470
‫یه چیزی انگار درست نیست

416
00:24:10,506 --> 00:24:13,024
‫- دین
‫- من میخوام یه سوالایی ازت بکنم

417
00:24:13,109 --> 00:24:15,143
‫- درباره اون یک سالی که باهات بود
‫- وایسا پشت خطی دارم

418
00:24:15,194 --> 00:24:16,645
‫- چی داری ؟
‫- صبر کن

419
00:24:16,696 --> 00:24:18,897
‫باید جواب بدم ، مهمه

420
00:24:18,981 --> 00:24:21,399
‫یعنی از « سَم » هم مهم تره ؟

421
00:24:22,768 --> 00:24:23,852
‫بابی » ؟ »

422
00:24:23,903 --> 00:24:25,287
‫روفس » ؟ »

423
00:24:25,354 --> 00:24:27,622
‫خب خبر خوب اینه که انگشتره رو کش رفتم ولی...

424
00:24:27,690 --> 00:24:30,292
‫- بهم بگو که اون صدای...
‫- آره آره آره

425
00:24:30,359 --> 00:24:33,361
‫سه تا مهمون دارم و یکیشون... خب اینو میدونم که مسئول آمبولانس نیستش!

426
00:24:33,412 --> 00:24:36,798
‫- ببین بابی باید یه جور این انگشتره رو قایمش کنم
‫- قورتش ندیا!

427
00:24:36,866 --> 00:24:38,967
‫درسته ، میخوام قورتش بدم!

428
00:24:39,034 --> 00:24:40,752
‫نه نده!

429
00:24:45,007 --> 00:24:47,058
‫لعنتی!

430
00:24:48,561 --> 00:24:50,395
‫از ماشین بیا بیرون و رو زمین بخواب!

431
00:24:50,480 --> 00:24:52,731
‫من حقوق شهروندان رو میدونم...

432
00:24:52,815 --> 00:24:54,983
‫این کارت دیگه لازم نیست بابا!

433
00:24:57,053 --> 00:24:58,320
‫دین » هنوز گوشی دستته ؟ »

434
00:24:58,387 --> 00:24:59,604
‫بابی » این دیگه چه کاریه ؟ »

435
00:24:59,689 --> 00:25:01,907
‫ببخشید

436
00:25:03,526 --> 00:25:05,243
‫میدونی که تو تنها کسی هستی که

437
00:25:05,328 --> 00:25:07,228
‫من میتونم درباره این چیزا باهاش حرف بزنم

438
00:25:07,280 --> 00:25:10,348
‫« درباره ی « سم » ، درباره ترک کردن « لیسا » و « بن...

439
00:25:10,416 --> 00:25:12,617
‫منظورم اینه که... دیگه نمیدونم چه کاریم درسته چه کاریم غلط

440
00:25:15,371 --> 00:25:17,305
‫بابی » ؟ »

441
00:25:17,373 --> 00:25:18,590
‫الو ؟

442
00:25:18,674 --> 00:25:21,626
‫دارم گوش میدم پسرم... آخه بد موقع زنگ زدی

443
00:25:21,711 --> 00:25:22,677
‫آره ، باشه ، میدونی چیه ؟

444
00:25:22,745 --> 00:25:24,012
‫فراموش کن چی گفتم

445
00:25:24,079 --> 00:25:27,582
‫من حسابی همه حرفای دلمو مثل یه دختر بچه دارم بهت میگم

446
00:25:27,633 --> 00:25:29,634
‫و... خب تو هم کارای خودت رو باید انجام بدی

447
00:25:29,719 --> 00:25:31,303
‫و خب... اشکالی نداره

448
00:25:31,387 --> 00:25:34,439
‫اشکال نداره ولی جدی میگم یه ذره این کارت خودخواهیه

449
00:25:34,507 --> 00:25:36,608
‫به خودت نگیریا

450
00:25:39,462 --> 00:25:40,762
‫برادرت کجاست ؟

451
00:25:40,813 --> 00:25:42,864
‫بیرونه

452
00:25:42,932 --> 00:25:44,115
‫برو بیارش

453
00:25:45,952 --> 00:25:47,903
‫صداتو رو بلندگو گذاشتم

454
00:25:47,954 --> 00:25:50,104
‫« سم » ، « دین »

455
00:25:50,156 --> 00:25:53,274
‫من هر دوتون رو مثل پسر خودم دوست دارم ، جدی میگم

456
00:25:53,326 --> 00:25:54,943
‫ولی گاهی اوقات...

457
00:26:00,216 --> 00:26:01,583
‫گاهی اوقات...

458
00:26:01,634 --> 00:26:03,969
‫شما دو تا نونور ترین

459
00:26:04,053 --> 00:26:07,889
‫و خودخواه ترین پدرسوخته ای میشن که تا به حال دیدم!

460
00:26:07,957 --> 00:26:09,558
‫حالا دیگه به من میگین خودخواه ؟

461
00:26:09,625 --> 00:26:10,926
‫من ؟

462
00:26:10,977 --> 00:26:13,962
‫من همه کار واسه شماها میکنم ، همه کار!

463
00:26:14,013 --> 00:26:16,381
‫هر وقت آمار یه افسانه ی کمیاب ازم بخواین

464
00:26:16,449 --> 00:26:18,934
‫یا هر وقت تو مخمصه که میوفتین

465
00:26:18,985 --> 00:26:22,153
‫یا حتی هر وقت بخواین درباره هم قور قور کنین به من زنگ میزنین

466
00:26:22,238 --> 00:26:24,973
‫بهم زنگ میزنین و منم به کارتون میرسم

467
00:26:25,024 --> 00:26:27,325
‫هر دفعه ی لعنتی!

468
00:26:27,410 --> 00:26:29,077
‫و در ازاش چی گیرم میاد ؟

469
00:26:29,144 --> 00:26:31,413
‫کس و شعر!!

470
00:26:31,480 --> 00:26:34,783
‫- بابی...
‫- به نظرت مگه حرفم تموم شده! ؟

471
00:26:34,834 --> 00:26:38,003
‫حالا گوش کنین ، میدونم که مشکلاتی دارین

472
00:26:38,087 --> 00:26:41,289
‫خدا میدونه که چقدر میدونم!

473
00:26:41,340 --> 00:26:43,658
‫اما یه خبری دارم براتون

474
00:26:43,709 --> 00:26:46,544
‫شما که مرکز مهم بودن تو دنیا نیستین!

475
00:26:46,612 --> 00:26:48,463
‫حالا شاید خاطرتون باشه که

476
00:26:48,514 --> 00:26:51,549
‫اون « کرولی » پدرسوخته هنوز روحمو بهم پس نداده

477
00:26:51,667 --> 00:26:53,134
‫و وقتم همینطور داره میره

478
00:26:53,202 --> 00:26:56,938
‫و اعصابم حسابی خورد میشه که اینجا بخوام بشینم و

479
00:26:57,006 --> 00:26:59,691
‫و اعصابم خورد بشه!

480
00:26:59,775 --> 00:27:03,395
‫پس چطوره شما دو تا آماده بشین و

481
00:27:03,479 --> 00:27:05,780
‫واسه یه بار هم که شده به من کمک کنین ؟

482
00:27:08,701 --> 00:27:11,369
‫بابی... تنها کاری که لازمه اینه که فقط ازمون بخوای

483
00:27:14,073 --> 00:27:15,907
‫هر چیزی که بخوای ما پیشتیم

484
00:27:33,175 --> 00:27:34,559
‫از طرف " مارسی وارد " یه زنگ به مرکز زده شده بود

485
00:27:34,644 --> 00:27:37,112
‫به نظر میرسید دستپرد شبانه ای یه همچین چیزی بهش شده

486
00:27:37,179 --> 00:27:39,564
‫بهش گفتم بررسی می کنم
‫ولی گزارش پلیسی تهیه نکردم

487
00:27:39,649 --> 00:27:41,599
‫ممنون

488
00:27:41,684 --> 00:27:42,884
‫ازت یه درخواست داشتم

489
00:27:42,935 --> 00:27:44,736
‫باز این « لوذر وندروس » سر و کله اش پیدا شده ؟

490
00:27:44,820 --> 00:27:47,105
‫بهش بگو طفدارشم

491
00:27:47,189 --> 00:27:49,057
‫« اسم واقعیش « روفس ترنه

492
00:27:49,108 --> 00:27:51,076
‫توی " اندوور " بازداشته

493
00:27:51,160 --> 00:27:52,494
‫به جرم سرقت

494
00:27:52,561 --> 00:27:54,663
‫ازت میخوام به امریکا منتقلش کنی

495
00:27:54,730 --> 00:27:55,997
‫به چه بهونه ای منتقلش کنم ؟

496
00:27:56,065 --> 00:27:57,332
‫قتل

497
00:27:58,984 --> 00:28:00,468
‫داری جدی میگی ؟

498
00:28:01,754 --> 00:28:05,173
‫میدونی چقدر سخته یه زندانی رو به بهونه
‫محاکمه کردن در کشور خودش منتقل کنم ؟

499
00:28:05,240 --> 00:28:07,542
‫باید اجازه رسمی دادگاه داشته باشم ، اجازه وکیل مدافع داشته باشم

500
00:28:07,593 --> 00:28:09,961
‫باید به هر آشنایی که دارم یه زنگ بزنم و

501
00:28:10,029 --> 00:28:12,097
‫چیزی هم کف دستشون بذارم

502
00:28:12,181 --> 00:28:14,132
‫پس میگی احتمال داره بتونی ؟

503
00:28:14,216 --> 00:28:15,917
‫اصلاً بگیم یه معجزه بشه و بتونیم بیاریمش اینوره آب ، بعدش چی ؟

504
00:28:15,968 --> 00:28:17,352
‫بعدش رفیقت بهش اتهام قتل زده شده

505
00:28:17,420 --> 00:28:19,020
‫اینو دیگه میخوای چیکارش کنی ؟

506
00:28:19,088 --> 00:28:20,839
‫بذار من نگران قسمت دوم مجرا باشم

507
00:28:24,259 --> 00:28:26,861
‫من ازت خوشم میاد بابی ولی

508
00:28:26,929 --> 00:28:28,313
‫این کار ، کل حرفه ی کاریم رو سر و ته میکنه

509
00:28:29,615 --> 00:28:31,599
‫ببین ، من واسه این شهر خیلی کارا کردم

510
00:28:31,650 --> 00:28:35,987
‫یه سریش رو میدونی از یه چیزایی هم خبر نداری

511
00:28:36,072 --> 00:28:39,407
‫و من در "درخواست واسه کمک از دیگران " هم زیاد وارد نیستم

512
00:28:39,458 --> 00:28:41,643
‫ولی...

513
00:28:41,711 --> 00:28:45,046
‫متأسفم « بابی » ، نمیتونم

514
00:29:10,639 --> 00:29:12,673
‫دلت تنگ شد برام ؟!

515
00:29:15,677 --> 00:29:18,046
‫- چطوری...
‫- نپرس!

516
00:29:18,113 --> 00:29:20,615
‫یه ساعت وقت داری ، بعدش به اف بی آی زنگ میزنم

517
00:29:20,682 --> 00:29:22,450
‫و بهشون میگم موقع انتقال فرار کرد

518
00:29:22,518 --> 00:29:23,985
‫ممنون

519
00:29:24,036 --> 00:29:26,404
‫اگه واسه این قضیه کارمو از دست بدم حسابتو از کونت بیرون میکشم!

520
00:29:32,244 --> 00:29:34,028
‫فقط بگو که انگشتر تو شیکمته هنوز!

521
00:29:41,036 --> 00:29:42,720
‫میرم آبو جوش بیارم!

522
00:29:44,923 --> 00:29:45,823
‫چیه مگه ؟!

523
00:30:41,465 --> 00:30:43,850
‫اینجا...

524
00:30:43,901 --> 00:30:45,568
‫اینجا جهنمه ؟

525
00:30:45,653 --> 00:30:47,253
‫جوابش به خودت بستگی داره

526
00:30:49,223 --> 00:30:50,940
‫تو پسر « فرگس مَکلود » هستی ؟

527
00:30:52,927 --> 00:30:55,695
‫من و تو...

528
00:30:55,746 --> 00:30:58,998
‫قراره یه گفتگوی دراز و خوب داشته باشیم

529
00:31:23,340 --> 00:31:25,825
‫خب به نظر میاد حسابی خسته باشی

530
00:31:25,893 --> 00:31:27,343
‫تو هم مثل همیشه رویایی به نظر میای!

531
00:31:31,699 --> 00:31:33,783
‫دیگه هر دو مون میدونیم آخر عاقبت این کارت چیه ؟

532
00:31:33,867 --> 00:31:35,285
‫جداً بابی ؟...

533
00:31:35,369 --> 00:31:36,869
‫دیگه باید بدونی چه موقعی احضارم کنی چه موقعی هم نکنی

534
00:31:36,937 --> 00:31:38,121
‫از دور و بر شنیدم که

535
00:31:38,205 --> 00:31:39,772
‫از وقتی ترتیب لوسیفر داده شده

536
00:31:39,823 --> 00:31:42,242
‫تو رئیس جهنم شدی

537
00:31:42,293 --> 00:31:44,827
‫- میبینم که خبرا بهت میرسه
‫- چیه اداره کردنش سخته ؟

538
00:31:44,912 --> 00:31:47,780
‫رفیق ، حتی تصورش هم نمیتونی بکنی

539
00:31:49,500 --> 00:31:52,118
‫فکر می کردم

540
00:31:52,169 --> 00:31:54,137
‫وقتی پایین تو اداره  برم سره کار

541
00:31:54,221 --> 00:31:55,955
‫فکر میکردم... همه چی...

542
00:31:56,006 --> 00:31:58,808
‫پر از رنگین کمون و توله سگ های دو سر و...

543
00:31:58,892 --> 00:32:01,060
‫ولی راستشو بگم...

544
00:32:01,128 --> 00:32:03,379
‫واقعاً جهنم بوده

545
00:32:03,447 --> 00:32:04,797
‫فکر می کردم باید هم اینطوری باشه

546
00:32:07,601 --> 00:32:10,236
‫میدونی مشکل شیطان ها چیه ؟

547
00:32:10,304 --> 00:32:12,055
‫- اونا شیطانن ؟
‫- دقیقاً

548
00:32:12,122 --> 00:32:15,275
‫بدذات ، ابله و دروغگو... همشون

549
00:32:15,326 --> 00:32:16,659
‫و احمق

550
00:32:16,744 --> 00:32:20,530
‫بهشون یه راه جدید نشون بدی ، یه راه بهتر

551
00:32:20,614 --> 00:32:22,248
‫و در ازاش بهت چی میرسه ؟

552
00:32:22,316 --> 00:32:23,449
‫همه رو باید کشت

553
00:32:23,517 --> 00:32:26,336
‫میدونی بعضی روزا فکر میکنم

554
00:32:26,403 --> 00:32:30,456
‫نقشه ی لوسیفر که همه ی شیاطین سیاه چشمی که وجود داره رو بکشه

555
00:32:30,507 --> 00:32:32,692
‫اونقدرا هم بد نبود

556
00:32:34,962 --> 00:32:36,829
‫احساس خوبی داره که درد و دل کردم

557
00:32:36,880 --> 00:32:38,331
‫باید همیشه از این کارا کنیم!

558
00:32:38,382 --> 00:32:40,433
‫به نظرت من شبیه دکتر فیل هستم ؟|

559
00:32:40,501 --> 00:32:41,751
‫یه خورده

560
00:32:43,387 --> 00:32:45,188
‫بگذریم...

561
00:32:45,272 --> 00:32:47,690
‫مشخصاً واسه این کارا منو صدا نکردی

562
00:32:47,758 --> 00:32:49,142
‫پس بریم سر اصل مطلب

563
00:32:49,193 --> 00:32:50,176
‫من میخوام...

564
00:32:51,195 --> 00:32:52,378
‫بذار من همشو بگم

565
00:32:52,446 --> 00:32:54,447
‫راستش بذار خلاصشو بگم

566
00:32:54,514 --> 00:32:58,451
‫من روحمو میخوام احمق!

567
00:32:58,518 --> 00:33:00,069
‫متأسفانه نمیشه

568
00:33:00,154 --> 00:33:02,038
‫ولی من گستاخ هستم و تازه ریشم دارم!

569
00:33:02,122 --> 00:33:03,856
‫پسش بده!

570
00:33:05,159 --> 00:33:07,327
‫بعدش چند تا فحش مامانی...

571
00:33:07,378 --> 00:33:09,495
‫بعدشم تو جواب میدی و تموم میشه

572
00:33:09,546 --> 00:33:12,532
‫آخر مطلب اینه که هیچی گیرت نمیاد

573
00:33:12,599 --> 00:33:13,699
‫کارمون تمومه ؟

574
00:33:13,751 --> 00:33:15,868
‫نه تازه شروع شده

575
00:33:22,593 --> 00:33:24,243
‫گوین » ؟ »

576
00:33:25,612 --> 00:33:26,929
‫خودتی ؟

577
00:33:28,565 --> 00:33:30,933
‫خیلی وقته...

578
00:33:33,220 --> 00:33:35,605
‫من خیلی دوست...

579
00:33:39,693 --> 00:33:41,327
‫ببخشید

580
00:33:41,395 --> 00:33:43,579
‫روحت در عوض پسرم ؟ همینه حرفت دیگه نه ؟

581
00:33:43,664 --> 00:33:45,531
‫خب باید تحسینت کنم

582
00:33:45,582 --> 00:33:47,784
‫که واسه یه بارم شده فراتر از حدت مختو به کار انداختی

583
00:33:47,851 --> 00:33:50,086
‫ولی مشکل اینه که من از اون حرومزاده ی کوچولو متنفرم

584
00:33:50,154 --> 00:33:51,371
‫میخوای شکنجش کنی ؟

585
00:33:51,422 --> 00:33:53,239
‫بذاز یه صندلی بیارم و تماشا کنم!

586
00:33:53,290 --> 00:33:55,158
‫حتی اگه میخوای استخوناش رو بسوزون و بفرستش پیشم

587
00:33:55,225 --> 00:33:56,426
‫میتونیم تو جهنم دوباره تشکیل خانواده بدیم!

588
00:33:56,493 --> 00:33:57,994
‫مگه نه پسرم ؟

589
00:33:58,062 --> 00:34:00,179
‫این دفعه دیگه اون قطعه مورد نظره واسه معامله رو نداری

590
00:34:00,247 --> 00:34:01,964
‫اون واسه معامله نیستش

591
00:34:03,600 --> 00:34:06,836
‫من فقط از اون واسه اطلاع کسب کردن درباره تو استفاده کردم

592
00:34:06,904 --> 00:34:10,139
‫و از اونجایی که « گوین » هم ازت متنفره

593
00:34:10,224 --> 00:34:12,525
‫شاید حتی از اونچه که تو ازش نفرت داری بیشتر هم باشه

594
00:34:12,592 --> 00:34:16,929
‫از جواب دادن خیلی خیلی خوشحال بود

595
00:34:16,980 --> 00:34:18,597
‫بهش چی گفتی پسرم ؟

596
00:34:18,649 --> 00:34:21,134
‫همه چی رو

597
00:34:30,627 --> 00:34:32,995
‫حالا دیگه همه چی رو میدونم...

598
00:34:33,080 --> 00:34:35,364
‫« فرگس »

599
00:34:35,432 --> 00:34:39,886
‫ممکنه که تو پادشاه جهنم باشی واسه خودت

600
00:34:39,953 --> 00:34:44,173
‫ولی تو زندگی واقعیت یه خیاط ساده بودی

601
00:34:44,258 --> 00:34:46,676
‫که روحش رو فروخت

602
00:34:46,760 --> 00:34:49,645
‫در ازای ۹ سانتیمتر قد بلندتر

603
00:34:49,730 --> 00:34:51,998
‫فقط میخواستم قدم دو رقمی بشه

604
00:34:53,851 --> 00:34:55,435
‫پس...

605
00:34:55,486 --> 00:34:57,120
‫حالا واقعیت رو فهمیدی

606
00:34:57,187 --> 00:34:58,154
‫و ؟

607
00:34:58,238 --> 00:34:59,605
‫و...

608
00:34:59,656 --> 00:35:02,191
‫و حالا میدونم که کجا دفن شده بودی

609
00:35:09,649 --> 00:35:11,501
‫« سلام « کرولی

610
00:35:11,585 --> 00:35:12,535
‫« دین »

611
00:35:12,619 --> 00:35:14,504
‫خیلی وقته که صداتو نشنیدم

612
00:35:14,588 --> 00:35:16,456
‫- باید دور هم جمع شیم
‫- حتماً

613
00:35:16,507 --> 00:35:18,691
‫وقتی برگشتم این کارو میکنیم

614
00:35:18,759 --> 00:35:19,992
‫برگشتی ؟

615
00:35:20,043 --> 00:35:21,294
‫آره

616
00:35:21,345 --> 00:35:23,963
‫منو « سم » دیگه زدیم تو خطه بین المللی شدن

617
00:35:24,014 --> 00:35:26,516
‫راستیتش تو وطن تو هستیم

618
00:35:28,769 --> 00:35:30,336
‫جداً تو دامن می پوشیدی ؟

619
00:35:30,404 --> 00:35:32,688
‫دامن مردونست که اسکاتلندیا میپوشن

620
00:35:32,773 --> 00:35:34,390
‫پاهای خیلی ورزشی و خوش تراشی داشتم

621
00:35:35,626 --> 00:35:37,560
‫- خب بازیتون چیه ؟
‫- دومینو

622
00:35:37,644 --> 00:35:39,479
‫راستش ، استخوناتو همین الان بالا کشیدیم

623
00:35:42,115 --> 00:35:43,649
‫واقعاً مسخرست

624
00:35:43,700 --> 00:35:45,735
‫کل این قضیه استخون آتیش زدنتون... همش خرافاته

625
00:35:45,819 --> 00:35:48,538
‫اتفاقاً یکی از کارمنداتو میشناختم که عین خودت همین حرفو میزد

626
00:35:48,605 --> 00:35:49,855
‫اون دیگه چیه ؟

627
00:35:49,907 --> 00:35:53,042
‫نمیدونی چی هست ؟ واسه خودتن

628
00:36:09,760 --> 00:36:11,727
‫پس اونجا رفتش...

629
00:36:11,812 --> 00:36:13,212
‫شما شیطان ها...

630
00:36:13,263 --> 00:36:15,781
‫فکر می کنین موجودات خاصی هستین

631
00:36:15,849 --> 00:36:18,384
‫ولی فقط روح هستین

632
00:36:18,435 --> 00:36:21,020
‫روح های شیطانیه منحرفه حال به هم زن

633
00:36:21,071 --> 00:36:23,573
‫ولی در پایان هر روز

634
00:36:23,657 --> 00:36:26,659
‫شما ها چیزی نیستین جز یه مشت روح که اعتماد به نفس دارن

635
00:36:28,912 --> 00:36:33,549
‫ما استخونات رو میسوزونیم تو هم به خاکستر تبدیل میشی

636
00:36:33,617 --> 00:36:35,851
‫صدا رو شنیدی ؟

637
00:36:35,919 --> 00:36:38,354
‫صدای فندکمه که برات باز و بستش می کنم

638
00:36:38,422 --> 00:36:41,707
‫استخونات در ازای روح من

639
00:36:41,758 --> 00:36:43,059
‫میشمارم یک!

640
00:36:48,715 --> 00:36:49,849
‫میشمارم دو!

641
00:36:55,389 --> 00:36:57,256
‫لعنتیا!

642
00:37:07,568 --> 00:37:11,070
‫اون قسمت درباره فلج بودن پاهامو هم میتونی پاک کنی!

643
00:37:19,112 --> 00:37:22,164
‫از معامله با شما خرسند شدم

644
00:37:22,249 --> 00:37:24,350
‫اگه میشه اجازه بدین...

645
00:37:30,891 --> 00:37:33,926
‫به گمونم اونا متعلق به من هستن

646
00:37:33,977 --> 00:37:36,429
‫میدونی ، حالا که بهش فکر میکنم

647
00:37:36,480 --> 00:37:38,230
‫شاید که...

648
00:37:38,298 --> 00:37:39,515
‫در هر صورت اینا رو آتیش بزنم بهتر باشه

649
00:37:39,600 --> 00:37:40,933
‫دین...

650
00:37:41,001 --> 00:37:43,269
‫اون یه احمقه ، درست...

651
00:37:43,337 --> 00:37:44,654
‫ولی معامله ، معاملست

652
00:37:44,738 --> 00:37:47,773
‫لازم نیست تو طرفداریمو کنی گوزن شمالی!

653
00:37:47,824 --> 00:37:48,807
‫برو پی کارت

654
00:38:02,155 --> 00:38:04,290
‫حالا اگه منو ببخشین

655
00:38:04,341 --> 00:38:06,659
‫باید یه جهنمی به پا کنم

656
00:38:23,019 --> 00:38:26,237
‫هی هر دفعه کاری داشتی که به مچل کردنه کرولی
‫مربوط میشه ما خوشحال میشیم انجامش بدیم

657
00:38:26,305 --> 00:38:29,741
‫هر چی هم باشه من که میدونم چقدر از پرواز کردن بیزارین

658
00:38:29,808 --> 00:38:32,810
‫به گمونم یه پروازه ۹ ساعته اصلاً خوش نمیگذره

659
00:38:32,861 --> 00:38:34,078
‫چی کار کردی ؟ کل راه رو مشروب خوردی تا نگران نباشی ؟

660
00:38:34,146 --> 00:38:35,496
‫نه حالم خوب بود

661
00:38:35,581 --> 00:38:38,032
‫نه خالی میبنده! چهار تا پاکت بالا اُورد!

662
00:38:38,117 --> 00:38:39,334
‫خب حداقل مشروب نخوردم!

663
00:38:39,418 --> 00:38:41,753
‫یه کسخل اونجا میخواست یه چیزیو امتحان کنه منم باید آماده می بودم

664
00:38:41,820 --> 00:38:42,787
‫یه چنگال داشتم

665
00:38:45,507 --> 00:38:48,843
‫گوش کنین...

666
00:38:48,928 --> 00:38:51,129
‫درباره اون چیزایی که زودتر بهتون گفتم

667
00:38:51,180 --> 00:38:53,881
‫- من اون موقع خیلی اعصابم خورد بود
‫- « حق با توئه « بابی

668
00:38:53,966 --> 00:38:55,216
‫تو همیشه درخواستامون رو بی چون و چرا قبول میکردی

669
00:38:55,301 --> 00:38:57,302
‫الان چند سالی میشه که گندامون رو پاک میکنی

670
00:38:57,353 --> 00:39:00,653
‫اگه نبودی ، من حتی نمیخوام فکرش هم بکنم
‫که سر من و « سم » چه بلایی میومد

671
00:39:06,195 --> 00:39:08,980
‫باشه بهتره این حرفای ا وا خواهریو جلو بزنیم

672
00:39:09,031 --> 00:39:10,481
‫پرواز برگشت سالمی داشته باشین

673
00:39:10,532 --> 00:39:13,017
‫غذا های محلیشونو یه امتحان بکنین

674
00:39:13,068 --> 00:39:14,736
‫شنیدم حسابی تحریک کننده ان!

675
00:39:14,820 --> 00:39:16,321
‫اوه حتماً... باشه

676
00:39:16,372 --> 00:39:17,655
‫تازه شنیدم باغ زیتون هم دارن

677
00:39:45,517 --> 00:39:46,567
‫ویلیس » هستم »

678
00:39:48,270 --> 00:39:51,406
‫آره راست میگه ، در واقع یکی از بهترین مأمورهامونه...

679
00:39:51,770 --> 00:39:53,906
‫Tvseries-Shop. Com : فروش جدید ترین سریال های خارجی
‫Tvcenter. IR : کاری از

680
00:39:54,970 --> 00:39:57,406
‫مترجم : معین جهانیان

