1
00:00:01,320 --> 00:00:02,440
‫اون منو تبدیل کرد

2
00:00:04,474 --> 00:00:05,374
‫اون گلومو گاز گرفت

3
00:00:05,406 --> 00:00:06,516
‫گاز مهم نیست

4
00:00:06,616 --> 00:00:09,066
‫خون باید تو بدنت بره تا اثر کنه

5
00:00:09,170 --> 00:00:10,676
‫اون خون خون آشام بود که بهت داد

6
00:00:10,768 --> 00:00:11,304
‫چی ؟

7
00:00:11,305 --> 00:00:13,223
‫احساس می کنی شدت نور های معمولی خیلی برات زیاده ؟
‫نور خورشید به پوستت آسیب میرسونه ؟

8
00:00:13,290 --> 00:00:15,642
‫من همیشه خیلی گشنم میشه

9
00:00:16,844 --> 00:00:17,876
‫توی این مدت چی کار می کردی ؟

10
00:00:17,976 --> 00:00:19,176
‫شکار ، با چندین نفر دیگه

11
00:00:19,430 --> 00:00:20,763
‫تو ؟ با غریبه ها کار می کردی ؟

12
00:00:20,815 --> 00:00:22,015
‫بیشتر خانواده هستن تا غریبه

13
00:00:22,099 --> 00:00:23,316
‫من پدربزرگتم

14
00:00:23,400 --> 00:00:24,651
‫همین دور و بر باش بهت یه کلک هایی یاد میدم

15
00:00:24,735 --> 00:00:25,852
‫که بابات خوابشم نمیدید

16
00:00:27,354 --> 00:00:29,072
‫من نمیتونم تو و « بن » رو از دست بدم

17
00:00:29,139 --> 00:00:33,076
‫من و « بن » اینجا هستیم و تو هم هر وقت تونستی بهمون سر بزن

18
00:00:33,143 --> 00:00:34,310
‫فقط همیشه صحیح و سالم بیا

19
00:00:35,446 --> 00:00:37,197
‫تو حالت خوبه ؟

20
00:00:37,281 --> 00:00:38,948
‫آره ، عالیم

21
00:00:38,999 --> 00:00:40,333
‫چون چندین دفعه رفتارت منو به تعجب انداخت

22
00:00:40,417 --> 00:00:43,586
‫« درباره ی « سمه
‫رفتارش یه جورایی عوض شده

23
00:00:43,654 --> 00:00:45,922
‫فکر می کنم یه جای کار می لنگه

24
00:01:46,222 --> 00:01:48,023
‫پس اومدی!

25
00:01:48,090 --> 00:01:49,558
‫بهت که گفتم میام

26
00:01:51,444 --> 00:01:54,396
‫میشه بشینیم ؟

27
00:01:56,316 --> 00:01:59,267
‫نمیتونم بهت بگم

28
00:01:59,319 --> 00:02:00,435
‫خیلی شرم آوره

29
00:02:00,487 --> 00:02:01,620
‫بیخیال

30
00:02:01,704 --> 00:02:05,941
‫هیچ حرفه تو هیچوقت نمیتونه...

31
00:02:05,992 --> 00:02:08,827
‫منظورم اینه شعر هایی که نوشتی

32
00:02:08,912 --> 00:02:11,947
‫اونا شخصیت دورنیت رو نشون دادن

33
00:02:13,666 --> 00:02:15,884
‫« من میشناسمت « کریستین

34
00:02:17,670 --> 00:02:19,621
‫ممنون

35
00:02:19,672 --> 00:02:21,557
‫من راستش...

36
00:02:21,624 --> 00:02:23,458
‫یکی رو همین امروز نوشتم ، میخوای بشنوی... ؟

37
00:02:23,510 --> 00:02:24,593
‫البته که میخوام

38
00:02:28,898 --> 00:02:30,766
‫اوه لعنتی

39
00:02:37,473 --> 00:02:39,191
‫کاغذ دستمو برید

40
00:02:39,275 --> 00:02:40,976
‫دستو پا چلفتی ترین دختر دنیام

41
00:02:44,948 --> 00:02:47,315
‫من باید برم

42
00:02:48,668 --> 00:02:50,619
‫صبر کن!

43
00:03:10,172 --> 00:03:11,924
‫سلام

44
00:03:11,991 --> 00:03:13,976
‫سلام

45
00:03:15,979 --> 00:03:19,064
‫من نباید اینجا باشم

46
00:03:19,148 --> 00:03:20,832
‫پس چرا اومدی ؟

47
00:03:26,956 --> 00:03:30,492
‫نمیتونم از فکر کردن بهت دست بردارم

48
00:03:30,543 --> 00:03:33,829
‫پس...

49
00:03:33,897 --> 00:03:35,196
‫دست بر ندار

50
00:03:35,248 --> 00:03:38,667
‫ما نمیتونیم این کارو کنیم

51
00:03:38,718 --> 00:03:40,919
‫ما نمیتونیم با هم باشیم

52
00:03:41,004 --> 00:03:42,687
‫- حتماً باید یه راهی باشه
‫- نه نیست

53
00:03:43,673 --> 00:03:46,975
‫تو پیش خودت فکر می کنی که منو میشناسی...

54
00:03:47,043 --> 00:03:48,427
‫ولی این طور نیست

55
00:03:51,314 --> 00:03:55,100
‫من در گذشتم کار های بدی کردم

56
00:03:55,184 --> 00:03:56,735
‫تو باید ازم فرار کنی

57
00:03:56,819 --> 00:03:58,386
‫همین حالا

58
00:03:58,438 --> 00:04:00,439
‫من خودم میتونم واسه خودم تصمیم بگیرم

59
00:04:00,523 --> 00:04:01,723
‫دیگه ۱۷ سالمه

60
00:04:08,197 --> 00:04:11,583
‫باید یه چیزیو بهت نشون بدم

61
00:04:13,453 --> 00:04:16,838
‫باشه

62
00:04:27,416 --> 00:04:29,184
‫میدونستم!

63
00:04:29,251 --> 00:04:31,303
‫- ترسیدی ؟
‫- نه

64
00:04:31,387 --> 00:04:33,421
‫ولی باید بترسی

65
00:04:33,473 --> 00:04:35,691
‫من فقط ار این ترسیدم که...

66
00:04:35,758 --> 00:04:38,477
‫نکنه همه اینا رویا باشه و یه دفعه سر کلاس ریاضی از خواب پاشم

67
00:04:44,100 --> 00:04:46,768
‫گاز گرفتنش درد داره ؟

68
00:04:49,105 --> 00:04:51,406
‫هیچوقت بهت آسیبی نمیرسونه

69
00:04:53,275 --> 00:04:54,159
‫باهام بیا

70
00:04:55,962 --> 00:04:57,278
‫کجا ؟

71
00:04:57,330 --> 00:04:58,997
‫بذار بهت دنیای خون آشام ها رو نشون بدم

72
00:05:04,837 --> 00:05:07,839
‫پس... جایی که شما زندگی می کنین ؟

73
00:05:07,924 --> 00:05:11,126
‫گرم و نرم هستش ؟

74
00:05:11,177 --> 00:05:13,128
‫آره حتماً

75
00:05:13,179 --> 00:05:15,130
‫اینجاست

76
00:05:16,632 --> 00:05:19,467
‫ولی... بوی شاش میده!

77
00:05:22,322 --> 00:05:24,323
‫« عجب تیکه ای پیدا کردی « رابی

78
00:05:24,407 --> 00:05:26,108
‫رابرت » اینجا چه خبره ؟ »

79
00:05:26,159 --> 00:05:29,277
‫مگه این چیزی نیست که همیشه میخواستی ؟

80
00:05:34,701 --> 00:05:37,536
‫Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Tvcenter. IR : کاری از

81
00:05:37,603 --> 00:05:40,706
‫مترجم : معین جهانیان

82
00:05:46,361 --> 00:05:48,079
‫هـی

83
00:05:48,163 --> 00:05:51,198
‫من راستش زیاد از خونه دور نیستم

84
00:05:51,250 --> 00:05:52,583
‫حدود یه شب رانندگی فاصله دارم

85
00:05:52,668 --> 00:05:55,703
‫جدی ؟ پس منظورت اینه که...

86
00:05:55,754 --> 00:05:57,788
‫خب ، راستش اول باید یه کارایی اینجا بکنم

87
00:05:57,873 --> 00:05:59,090
‫درسته

88
00:05:59,157 --> 00:06:01,375
‫ولی داشتم فکر میکردم شاید بیام

89
00:06:01,426 --> 00:06:04,545
‫و البته باید مطمئن شم کسی تعقیبم نمیکنه

90
00:06:04,596 --> 00:06:05,780
‫باید از جاده های فرعی بیام

91
00:06:05,847 --> 00:06:06,964
‫و باید شب هم باشه تا بتونم...

92
00:06:07,049 --> 00:06:09,634
‫میشه خفه شی و فقط اون تنه لشت رو خونه بیاری ؟!

93
00:06:09,718 --> 00:06:13,554
‫دلم برات تنگ شده
‫این تلفن زنگ زدن ها هم دیگه داره قدیمی میشه

94
00:06:13,605 --> 00:06:15,723
‫باشه

95
00:06:15,774 --> 00:06:19,360
‫خب ، پس هر وقت بهمون نزدیک شدی زنگ بزن

96
00:06:19,427 --> 00:06:21,479
‫و مراقب خودت باش

97
00:06:21,563 --> 00:06:23,397
‫حتماً

98
00:06:25,284 --> 00:06:26,617
‫هـی

99
00:06:26,702 --> 00:06:28,653
‫چیه انقدر بی تابی ؟

100
00:06:28,737 --> 00:06:30,988
‫چی؟! هیچی
‫چی دستگیرت شد ؟

101
00:06:31,073 --> 00:06:34,408
‫شیش دختر توی هفت روز ناپدید شدن که آمارش

102
00:06:34,459 --> 00:06:36,460
‫توی این شهر تو یک سال اخیر غیر عادی بودی

103
00:06:36,545 --> 00:06:37,578
‫همشون هم همسن بودن

104
00:06:37,629 --> 00:06:38,779
‫و خوشگل!

105
00:06:40,382 --> 00:06:42,083
‫بستنی هم واسه خودش طعم های مختلفی داره « سم » جان!

106
00:06:42,134 --> 00:06:43,217
‫آره میدونم!

107
00:06:43,284 --> 00:06:44,919
‫خب... شیش تا دختر

108
00:06:44,970 --> 00:06:47,004
‫همشونم نوجون و نزدیک سن ۱۸ سالگی

109
00:06:47,089 --> 00:06:48,789
‫به نظر میاد که یه خبراییه

110
00:06:48,840 --> 00:06:50,558
‫موندم دیگه تو چی با هم مشترک هستن

111
00:06:50,625 --> 00:06:52,643
‫خب شیش تا مقصد که باید بریم

112
00:06:52,728 --> 00:06:53,928
‫یکیو انتخاب کن

113
00:06:53,979 --> 00:06:57,014
‫شد هفت تا ، یکی هم امروز زنگ زد و گزارش داد

114
00:07:02,688 --> 00:07:07,491
‫کریستین » دختر خوبیه ، البته یه ذره ساده هستش »

115
00:07:07,576 --> 00:07:09,493
‫هر چقدر هم که سعی کنی یه والدین خوبی باشه...

116
00:07:11,312 --> 00:07:12,312
‫تربیت دخترا سخته...

117
00:07:14,166 --> 00:07:16,417
‫درسته ، خب ما هم فقط میخوام دخترتون پیدا بشه

118
00:07:18,120 --> 00:07:20,254
‫آخرین در سمت چپ

119
00:07:20,321 --> 00:07:22,039
‫ممنون

120
00:07:26,261 --> 00:07:28,429
‫به نظرت درباره چی داشت حرف میزد ؟

121
00:07:28,496 --> 00:07:29,997
‫مواد ؟!

122
00:07:41,777 --> 00:07:43,861
‫اوه... اوضاع خیلی خیت تر از این حرفاست

123
00:07:43,945 --> 00:07:46,664
‫خون آشام ها ؟

124
00:07:46,732 --> 00:07:50,267
‫اینا که خون آشام نیستن...

125
00:07:50,335 --> 00:07:52,453
‫یه مشت گاگولن...

126
00:07:52,520 --> 00:07:53,788
‫آره

127
00:08:06,151 --> 00:08:07,585
‫خیلی خب

128
00:08:07,669 --> 00:08:09,387
‫ببینیم چی میتونیم پیدا کنیم

129
00:08:14,509 --> 00:08:15,359
‫خیلی خب

130
00:08:17,646 --> 00:08:20,564
‫خب... این یه مقدار ناجوره!

131
00:08:20,649 --> 00:08:22,099
‫اون یارو از چی شاکیه ؟!

132
00:08:28,907 --> 00:08:30,224
‫اینجا رو باش

133
00:08:30,275 --> 00:08:32,910
‫دختره رو داره موقع خوابیدنش نگاه میکنه
‫جداً چطور این حرکت تجاوزانه نیست؟!

134
00:08:32,994 --> 00:08:35,279
‫دین » من باید تمکز کنم »

135
00:08:41,736 --> 00:08:43,003
‫" او می توانست صدای جریان داشتن خون را در او بشنود "

136
00:08:43,071 --> 00:08:44,371
‫" تقریباً میتوانست مزه اش را بچشد "

137
00:08:44,423 --> 00:08:46,457
‫" او ناتوانمندانه سعی میکرد خودش را کنترل کند "

138
00:08:46,541 --> 00:08:48,426
‫رومرو » می دانست که عشق آنها غیر ممکن است »

139
00:08:48,510 --> 00:08:49,877
‫رومرو » ؟ آخه اینم شد اسم ؟ »!

140
00:08:49,928 --> 00:08:51,345
‫دین » خفه شو »!

141
00:08:51,412 --> 00:08:53,297
‫تازه این کتاب بهترین فروش بین المللی رو هم داشته

142
00:08:53,381 --> 00:08:56,383
‫آخه چطور ممکنه ؟!

143
00:08:57,552 --> 00:09:00,952
‫رو امتحان کن " Lautner " هی واسه رمز عبور|

144
00:09:01,256 --> 00:09:03,524
‫ولی اون که خون آشام نیست نقش گرگینه رو داشت

145
00:09:03,591 --> 00:09:05,276
‫تو اصلاً اونو از کجا میشناسی ؟!!

146
00:09:05,360 --> 00:09:06,977
‫شوخیت گرفته ؟ اون بچه همه جا هست

147
00:09:07,062 --> 00:09:08,729
‫دیگه مثه یه کابوس شده!

148
00:09:09,981 --> 00:09:13,381
‫داره ؟ T چند تا Pattin... تو کلمه ی|

149
00:09:13,401 --> 00:09:15,536
‫رمز همین بود! وارد شدیم

150
00:09:16,621 --> 00:09:18,989
‫خیلی خب

151
00:09:19,074 --> 00:09:20,658
‫خب ؟

152
00:09:20,742 --> 00:09:21,876
‫خب صندوق پیام هاش پر شده

153
00:09:21,943 --> 00:09:23,994
‫چون از بس از یه یارو که میگه خون آشامه نامه دریافت کرده

154
00:09:24,079 --> 00:09:26,780
‫یه خون آشام واقعی ؟

155
00:09:26,832 --> 00:09:28,249
‫" من فقط شب ها میتونم ببینمت "

156
00:09:28,300 --> 00:09:30,084
‫من در حضور تو به خودم اعتماد ندارم

157
00:09:30,152 --> 00:09:32,136
‫قدرت صدای خون تو خیلی قویه

158
00:09:32,220 --> 00:09:34,088
‫یعنی خون آشام ها طعمه هاشون رو گول میزنن ؟

159
00:09:34,139 --> 00:09:36,674
‫شاید هم یه آدم ساده لوح باشه ؟

160
00:09:36,758 --> 00:09:39,760
‫از یه طرف هم آخه چقدر ساده طرف گول می خوره

161
00:09:39,811 --> 00:09:41,295
‫واسه خون آشام های واقعی

162
00:09:41,346 --> 00:09:42,429
‫آره ، منظورم اینه که وقتی این طوری حرف بزنی

163
00:09:42,481 --> 00:09:43,597
‫اون دخترا با کله میان طرفت

164
00:09:43,648 --> 00:09:45,015
‫وتنها کاری که لازمه بکنی اینه که...

165
00:09:45,100 --> 00:09:47,568
‫چمیدونم... شعر بنویسی ؟

166
00:09:48,970 --> 00:09:51,405
‫خب این یارو که میخواست دختره رو ببینه

167
00:09:51,472 --> 00:09:54,191
‫" یه جایی به اسم " رز سیاه

168
00:09:54,276 --> 00:09:55,576
‫بابا بی خیال!

169
00:09:55,643 --> 00:09:56,944
‫من فقط دارم حرفاشونو به تو اطلاع میدم

170
00:09:56,995 --> 00:09:59,413
‫احتمالاً یه آدم منحرفه بیکاره معمولیه نه ؟...

171
00:10:19,301 --> 00:10:20,500
‫نه!

172
00:10:21,520 --> 00:10:22,937
‫ولم کنید!

173
00:10:49,380 --> 00:10:51,600
‫خب ، الان پس مطمئنی که با خون آشام ها سروکار داریم؟

174
00:10:51,687 --> 00:10:53,388
‫- %۱۰۰؟
‫- مطمئنم

175
00:10:53,539 --> 00:10:54,823
‫الان دیگه الگو داریم...

176
00:10:54,874 --> 00:10:57,242
‫دختر بچه هایی که گم میشن
‫حمله به ماشین اهدای خون

177
00:10:57,326 --> 00:10:58,877
‫این چهارمین شهره که اینطوری میشه

178
00:10:58,961 --> 00:11:00,912
‫چیزی که همه چی رو تأیید می کنه اینه که تو آخرین حمله

179
00:11:00,996 --> 00:11:04,031
‫راننده با گلوی پاره شده پیدا شده

180
00:11:04,083 --> 00:11:06,301
‫خیلی خب
‫اونا دختر بچه ها رو میدزدن ، براشون مثل غذائه مگه نه ؟

181
00:11:06,368 --> 00:11:07,552
‫اما وقتی اونا

182
00:11:07,636 --> 00:11:08,920
‫دختر ها رو دارن که میتونن ازشون تغذیه کن

183
00:11:09,004 --> 00:11:10,505
‫پس چرا دیگه به ماشین اهدای خون حمله کردن ؟

184
00:11:10,556 --> 00:11:11,756
‫اصلاً معنایی نداره

185
00:11:11,841 --> 00:11:14,476
‫پس لونشون رو پیدا کن تا بفهمی چه خبره

186
00:11:18,647 --> 00:11:21,182
‫خب خودت گفتی دختر های لات و ولگرد میخوای
‫اینجا هم بهترین جاست

187
00:11:23,102 --> 00:11:25,737
‫ممنون

188
00:11:25,821 --> 00:11:27,722
‫به نظرت تو ساحل هم اینطوری تیپ میزنه ؟

189
00:11:35,915 --> 00:11:38,900
‫خب بگذریم... به نظرت آخرین باری که با هم آب جو خوردیم کی بود ؟

190
00:11:38,951 --> 00:11:41,236
‫اونجا

191
00:11:41,303 --> 00:11:44,289
‫نظرت چیه ؟

192
00:11:44,373 --> 00:11:45,740
‫به اندازه کافی که داره باهاش لاس میزنه

193
00:11:45,808 --> 00:11:47,675
‫خیلی جدی

194
00:11:47,743 --> 00:11:49,577
‫نمیدونم ، سخته از اینجا بشه تشخیص داد

195
00:11:51,931 --> 00:11:53,598
‫و انتخاب چندگانه هم داریم

196
00:11:57,186 --> 00:12:00,355
‫عالی شد ، سه تا از اونا و ما هم دو نفریم

197
00:12:09,532 --> 00:12:12,901
‫خب سه تا شد دو تا!

198
00:12:17,990 --> 00:12:19,707
‫یکی شون وارد عمل شد

199
00:12:23,077 --> 00:12:28,847
‫میرم Bieber هست رو تعقیب کن ، منم تو کار Efron خیلی خب تو اون یارو که شبیه|!

200
00:13:29,011 --> 00:13:30,645
‫عزیزم مطمئنی ؟

201
00:13:30,696 --> 00:13:34,399
‫آماده ای که با من به جاودانگی برسی ؟

202
00:13:34,483 --> 00:13:36,534
‫اوه خدا جون ، آره کاملاً

203
00:13:40,188 --> 00:13:41,489
‫برو ، از اینجا برو

204
00:13:43,742 --> 00:13:45,192
‫- چی کار می کنی ؟
‫- دهنتو باز کن!

205
00:13:45,794 --> 00:13:46,961
‫درشون بیار

206
00:13:47,029 --> 00:13:48,162
‫گفتم درشون بیار!

207
00:13:51,533 --> 00:13:53,367
‫محض رضای خدا... آخه مگه ۱۲ سالته ؟

208
00:13:54,553 --> 00:13:56,588
‫به صورتت رژ گونه زدی ؟!

209
00:13:56,672 --> 00:13:58,539
‫من فقط این کارو کردم که مخ دختره رو بزنم!

210
00:13:58,591 --> 00:14:00,374
‫حالا جوابم داد ؟!

211
00:14:01,560 --> 00:14:04,145
‫عــجــب

212
00:14:04,212 --> 00:14:06,213
‫خیلی خب بزن به چاک دیگه

213
00:14:06,265 --> 00:14:08,549
‫برو! برو

214
00:14:08,601 --> 00:14:10,484
‫در ضمن همیشه هم از کاندوم استفاده کن!

215
00:14:16,909 --> 00:14:19,861
‫خیلی خوشگلی

216
00:14:19,912 --> 00:14:21,529
‫ببخشید ؟

217
00:14:21,580 --> 00:14:23,031
‫گفتم...

218
00:14:23,082 --> 00:14:24,916
‫تو خوشگلی

219
00:14:25,000 --> 00:14:27,952
‫شرمنده رفیق...

220
00:14:28,037 --> 00:14:29,203
‫من اینکاره نیستم

221
00:15:25,627 --> 00:15:26,460
‫نه!

222
00:15:45,831 --> 00:15:46,914
‫« سمی »

223
00:15:59,091 --> 00:16:00,708
‫اوه خدا این دیگه صدای چیه ؟

224
00:16:01,988 --> 00:16:02,988
‫کدوم صدا « دین » ؟

225
00:16:03,856 --> 00:16:05,491
‫چی ؟

226
00:16:08,628 --> 00:16:10,796
‫هی بی خیال یواش تر!

227
00:16:12,832 --> 00:16:14,083
‫لطفاً خاموشش کن

228
00:16:20,924 --> 00:16:22,725
‫دین » بهتره بشینی »

229
00:16:22,809 --> 00:16:23,642
‫خودت بهتره بشینی!

230
00:16:26,096 --> 00:16:27,379
‫از بین این همه راهی که واسه مُردن هست

231
00:16:27,430 --> 00:16:29,181
‫هیچوقت فکرشو نمی کردم اینطوری کارم تموم بشه

232
00:16:29,232 --> 00:16:33,352
‫دین » کار کسی قرار نیست تموم بشه »

233
00:16:34,938 --> 00:16:36,939
‫حتماً

234
00:16:37,023 --> 00:16:38,357
‫چیه ؟

235
00:16:44,447 --> 00:16:46,198
‫هر وقت « سمیول » اومد اینجا منو میکشه

236
00:16:46,249 --> 00:16:47,416
‫نه « دین » اون این کارو نمی کنه

237
00:16:47,500 --> 00:16:48,900
‫چرا می کنه ، خودم ازش میخوام که بکنه

238
00:16:48,952 --> 00:16:49,711
‫چون میدونم تو این کارو نمیکنی

239
00:16:49,811 --> 00:16:51,111
‫باشه ، فقط یه لحظه صبر کن

240
00:16:51,204 --> 00:16:52,354
‫واسه چه کاری ها ؟ نگام کن!

241
00:16:52,422 --> 00:16:54,256
‫- ما میتونیم یه راه حل پیدا کنیم
‫- چطوری ؟!

242
00:16:57,927 --> 00:16:59,845
‫اصلاً تو چرا مضطرب نیستی ؟

243
00:16:59,929 --> 00:17:01,697
‫- البته که مضطربم
‫- جدی ؟

244
00:17:02,749 --> 00:17:04,049
‫چون میتونم صدای تپش قلبتو بشنوم

245
00:17:04,100 --> 00:17:05,083
‫و قلبت خیلی آرومه

246
00:17:06,686 --> 00:17:10,756
‫واسه اینه که من میخوام خونسردیم رو حفظ کنم

247
00:17:10,807 --> 00:17:12,725
‫ببین « دین » ، « سمیول » خودش میدونه که چی کار کنه

248
00:17:12,776 --> 00:17:14,476
‫بی خیال پسر ، من دیگه هیولا شدم رفت

249
00:17:14,561 --> 00:17:16,478
‫این دیگه از اون مشکلا نیست که راحت شه حلش کرد

250
00:17:16,563 --> 00:17:18,897
‫قبل از اینکه به کسی آسیب برسونم باید حل و فصلش کنیم

251
00:17:18,948 --> 00:17:20,232
‫این...

252
00:17:24,904 --> 00:17:27,072
‫چه حسی داره ؟

253
00:17:27,123 --> 00:17:28,824
‫حالا میپرسی ؟!

254
00:17:28,908 --> 00:17:30,959
‫حالا دیگه میخوای درباره احساساتم صحبت کنی ؟

255
00:17:31,044 --> 00:17:32,878
‫منظورم از نظر فیزیکی بود

256
00:17:32,945 --> 00:17:35,214
‫- چه حسی داره ؟
‫- خوب نیست!

257
00:17:35,281 --> 00:17:36,799
‫کجا میری ؟

258
00:17:36,883 --> 00:17:38,334
‫دستشویی باشه ؟

259
00:17:38,418 --> 00:17:41,086
‫خبرای جدید آقای جادوگر!
‫شاشه ما هم خون آشامی شده!

260
00:18:32,172 --> 00:18:33,839
‫« دین »؟

261
00:18:51,124 --> 00:18:53,659
‫« دین »

262
00:18:53,710 --> 00:18:55,794
‫هی

263
00:18:58,498 --> 00:19:01,366
‫هی

264
00:19:01,418 --> 00:19:04,303
‫تا چند روز دیگه انتظار دیدنت رو نداشتم

265
00:19:04,370 --> 00:19:06,922
‫آره آره

266
00:19:07,006 --> 00:19:08,757
‫میخواستم ببینمت

267
00:19:08,842 --> 00:19:11,093
‫چی شده ؟

268
00:19:13,646 --> 00:19:14,730
‫حالت خوبه ؟

269
00:19:14,814 --> 00:19:16,815
‫- گوش کن
‫- چی شده

270
00:19:16,883 --> 00:19:18,183
‫مهم نیست چی شده

271
00:19:18,234 --> 00:19:20,552
‫ولی میخوام که بدونی

272
00:19:20,603 --> 00:19:22,321
‫« تو و « بن

273
00:19:23,990 --> 00:19:25,657
‫Just, uh...

274
00:19:27,527 --> 00:19:30,829
‫ازتون ممنونم باشه ؟

275
00:19:30,897 --> 00:19:32,197
‫بابت همه چیز

276
00:19:34,250 --> 00:19:35,501
‫دین » دیگه داری منو می ترسونی »

277
00:19:43,460 --> 00:19:45,911
‫ای خدا دیگه جدی جدی شدم پتینسون|!

278
00:19:45,962 --> 00:19:47,412
‫چی ؟

279
00:19:47,464 --> 00:19:48,931
‫هیچی...
‫من دیگه باید برم

280
00:19:49,015 --> 00:19:51,416
‫نه نه ، نمیتونی همینطوری این وقت شب بیای با این سر و وضع بعد بگی...

281
00:19:51,468 --> 00:19:52,601
‫باور کن اگه راحت تر از این حرفا بود
‫فقط بس کن!

282
00:19:52,685 --> 00:19:54,853
‫و توضیح بده اینجا چه خبره

283
00:19:57,941 --> 00:20:00,659
‫لیس » من نمیتونم هر چرت و پرتی رو با خودم تو خونه بیار و بهت بگم »

284
00:20:00,727 --> 00:20:02,978
‫داری از کارت حرف میزنی ؟

285
00:20:03,062 --> 00:20:06,231
‫دارم از زندگیم حرف میزنم

286
00:20:06,282 --> 00:20:07,766
‫وحشتناکه

287
00:20:07,817 --> 00:20:10,285
‫و خشنه

288
00:20:10,370 --> 00:20:12,938
‫و به زودی من میمیرم

289
00:20:16,125 --> 00:20:18,276
‫فقط بهم بگو

290
00:20:18,328 --> 00:20:21,163
‫بهم بگو چی شده ؟

291
00:20:40,132 --> 00:20:41,400
‫« دین ؟ »

292
00:20:41,467 --> 00:20:43,735
‫باید برم

293
00:20:52,695 --> 00:20:53,579
‫« دین ؟ »

294
00:20:54,697 --> 00:20:56,331
‫بن » سر جات بمون »

295
00:20:56,416 --> 00:20:57,449
‫فکر کردم صداتو شنیدم

296
00:20:57,500 --> 00:20:58,867
‫گفتم همونجا بمون!

297
00:21:06,976 --> 00:21:09,995
‫حالا دیگه رد برادرتو نمیتونی پیدا کنی ؟

298
00:21:10,046 --> 00:21:11,296
‫خب...

299
00:21:11,347 --> 00:21:13,215
‫من فکر نمیکردم که...

300
00:21:13,299 --> 00:21:14,600
‫« اون دیگه خودش نیست « سم!

301
00:21:14,667 --> 00:21:17,553
‫اون دیگه هیولا شده و الا گرسنست

302
00:21:19,355 --> 00:21:22,841
‫دیگه باید آماده شدم کاریو که باید کرد رو بکنم

303
00:21:22,892 --> 00:21:25,343
‫بهت که گفتم تا بیاد منو میکشه

304
00:21:29,532 --> 00:21:30,499
‫خون کسی رو خوردی ؟

305
00:21:32,902 --> 00:21:35,353
‫رفتم با « لیسا » خداحافظی کنم

306
00:21:37,023 --> 00:21:39,207
‫که جهت اطلاعتون بگم اصلاً فکر خوبی نبود

307
00:21:39,292 --> 00:21:40,292
‫جواب سوأل رو بده

308
00:21:50,336 --> 00:21:54,006
‫میتونی آروم باشی ، من هیچ کسیو ننوشیدم!

309
00:21:55,391 --> 00:21:56,975
‫خدا رو شکر

310
00:21:57,043 --> 00:22:00,045
‫ولی نزدیک بود که بنوشم

311
00:22:11,390 --> 00:22:13,709
‫خیلی خب

312
00:22:16,029 --> 00:22:18,013
‫انجامش بده

313
00:22:21,918 --> 00:22:26,505
‫باشه ، اگه خودت اصرار داری

314
00:22:30,209 --> 00:22:32,260
‫یا اینکه میتونم به انسان برت گردونم

315
00:22:32,345 --> 00:22:34,296
‫- چی ؟
‫- چی ؟

316
00:22:37,233 --> 00:22:39,051
‫« من تمام روز رو تا اینجا رانندگی نکردم که بکشمت « دین

317
00:22:39,102 --> 00:22:40,886
‫اومدم تا نجاتت بدم

318
00:22:48,594 --> 00:22:50,812
‫این دفترچه ی پدربزرگمه

319
00:22:50,897 --> 00:22:52,864
‫راه علاجت تو یه دستور محلول « کمبل » هاست

320
00:22:52,932 --> 00:22:54,432
‫مثه یه سوپ میمونه

321
00:22:54,484 --> 00:22:56,868
‫خدا میدونه که چند وقته از این محلول استفاده ای نشده

322
00:22:57,870 --> 00:23:01,039
‫ولی از اون چیزایی که من شنیدم این چیز حسابی پدر آدمو در میاره

323
00:23:01,107 --> 00:23:02,658
‫عالی شد!

324
00:23:02,742 --> 00:23:05,443
‫هی پادزهرش کاملاً موئثره ولی خیلی از چیزا به خودت بستگی داره

325
00:23:05,495 --> 00:23:07,579
‫اگه خون کسیو بخوری دیگه کارت تمومه
‫هیچ اثری نمی کنه

326
00:23:07,630 --> 00:23:09,498
‫و منظورم از خون حتی یک قطره از خون انسان هم شامل میشه

327
00:23:09,582 --> 00:23:11,333
‫- فهمیدم
‫- جدی ؟

328
00:23:11,417 --> 00:23:14,553
‫چون که دیر یا زود بالاخره دلت میخواد که بخوری

329
00:23:14,620 --> 00:23:16,972
‫دیگه به چی احتیاج داریم ؟

330
00:23:17,056 --> 00:23:19,725
‫یه سری ترکیباتش رو داریم یه سری هم باید تهیه کنیم

331
00:23:19,792 --> 00:23:21,560
‫ولی سخت ترین چیزی که تو لیست هست...

332
00:23:21,627 --> 00:23:23,011
‫خونِ خون آشامیه که تو رو تبدیل کرد

333
00:23:23,096 --> 00:23:24,680
‫اون یارو خیلی خفن به نظر میومد

334
00:23:24,764 --> 00:23:26,515
‫هیچی تو این دستور نیست که آسون باشه

335
00:23:26,599 --> 00:23:27,683
‫من ترتیبشو میدم

336
00:23:27,767 --> 00:23:29,467
‫میخوای مستقیم بری تو لونشون ؟

337
00:23:29,519 --> 00:23:32,354
‫خب منم الان دیگه یکی از اونام ، مگه نه ؟

338
00:23:32,422 --> 00:23:35,023
‫پس تنها کاری که لازمه بکنم اینه که برم اونجا

339
00:23:35,108 --> 00:23:36,608
‫اون یارو رو تنها گیر بیارم

340
00:23:36,642 --> 00:23:38,794
‫بهش انقدر خون انسان مرده تزریق کنم

341
00:23:38,861 --> 00:23:40,912
‫که فکر کنه اومده انجمن اهدای خون!

342
00:23:40,980 --> 00:23:42,064
‫منم باید باهات بیام

343
00:23:42,131 --> 00:23:43,281
‫نه رفیق ، تو دهنت هنوز بو شیر میده

344
00:23:43,332 --> 00:23:45,033
‫واسه اونا مثل یه همبرگر راه رونده میمونی!

345
00:23:45,118 --> 00:23:46,585
‫باید خودم تنهایی این کارو انجم بدم

346
00:23:46,652 --> 00:23:49,621
‫آره ، به غیر از اینکه هنوز نتونستیم پیداش کنیم

347
00:23:49,672 --> 00:23:50,922
‫اون مشکلی نیست میتونم بوشو حس کنم

348
00:23:50,990 --> 00:23:52,340
‫اون دو مایل طرف شرق شهر هستن

349
00:23:52,425 --> 00:23:55,360
‫شما ها هم بقیه چرت و پرتا رو تهیه کنین و منو اونجا ببینین

350
00:23:55,428 --> 00:23:57,596
‫« دین »

351
00:24:01,300 --> 00:24:02,768
‫این خون انسان مُرده هست

352
00:24:02,835 --> 00:24:05,270
‫انقدری توش هست که بتونه یه بازیکن مدافع راگبی رو بخوابونه

353
00:24:10,493 --> 00:24:12,978
‫موفق باشی پسرم

354
00:24:26,375 --> 00:24:30,245
‫سم » تو چه مرگت شده ؟ »

355
00:24:30,329 --> 00:24:31,880
‫منظورت چیه ؟

356
00:24:31,964 --> 00:24:34,166
‫- تو درباره ی پادزهر میدونستی!
‫- چی ؟

357
00:24:34,217 --> 00:24:35,634
‫نه نمیدونستم

358
00:24:35,701 --> 00:24:37,552
‫فکر کردم ما یک ماه پیش دربارش با هم صحبت کردیم

359
00:24:37,637 --> 00:24:41,056
‫با من که نکردی شاید با کریسچن یا یه نفر دیگه بوده

360
00:24:43,309 --> 00:24:46,061
‫عجیبه... چون اگه تو از پادزهر خبر داشتی

361
00:24:46,145 --> 00:24:47,679
‫قضیه این طوری می شد که انگاز از قصد گذاشتی « دین » به خون آشام تبدیل بشه

362
00:24:47,730 --> 00:24:49,714
‫یه نفر که به عنوان جاسوس تو خون آشام ها داشته باشیم

363
00:24:49,766 --> 00:24:52,683
‫که کمکمون کنه شاه خون آشامی که دنبالش بودیم رو پیدا کنیم

364
00:24:55,755 --> 00:24:57,222
‫داری جدی میگی ؟

365
00:24:58,908 --> 00:25:02,176
‫یعنی فکر میکنی من چنین کاری می کنم ؟
‫جون برادرمو به خطر بندازم

366
00:25:03,262 --> 00:25:05,464
‫پس من باید بهت بگم تو چت شده ؟

367
00:25:10,536 --> 00:25:13,638
‫ببین من فقط خیالم راحت شده که ما میتونیم درمانش کنیم

368
00:26:14,934 --> 00:26:16,467
‫چه خبرا ؟

369
00:26:16,519 --> 00:26:18,653
‫من...

370
00:26:18,738 --> 00:26:20,972
‫همونی هستی که « بوریس » بیرون از بار تبدیلش کرد نه ؟

371
00:26:22,158 --> 00:26:23,742
‫بهم گفته بود که منتظر باشم تا سر و کلت پیدا بشه

372
00:26:23,809 --> 00:26:26,244
‫آره

373
00:26:26,312 --> 00:26:28,613
‫خب خوشحالم که تونستی بیای پسر

374
00:26:33,336 --> 00:26:35,787
‫دنبالم بیا

375
00:26:48,718 --> 00:26:51,102
‫خب پس حسابی دیگه باید گرسنت باشه ؟

376
00:27:01,480 --> 00:27:03,732
‫بفرما

377
00:27:06,535 --> 00:27:09,687
‫من ردیفم

378
00:27:11,290 --> 00:27:13,625
‫من تو راه که داشتم میومدم خیلی آدم کشتم

379
00:27:13,692 --> 00:27:15,327
‫پس...

380
00:27:15,378 --> 00:27:17,913
‫راستی... درباره این قضیه

381
00:27:17,997 --> 00:27:20,832
‫قانون کمپانی اینه که دیگه فقط همینطوری مردم رو نکشیم

382
00:27:22,668 --> 00:27:24,886
‫ولی باید بهم بگی چه حسی داره

383
00:27:24,954 --> 00:27:27,222
‫باشه

384
00:27:27,306 --> 00:27:31,042
‫در اولین فرصت خودم بهت نشون میدم چطوریه

385
00:27:31,093 --> 00:27:33,044
‫ایول!

386
00:27:45,524 --> 00:27:49,110
‫نگران اونا نباش

387
00:27:49,195 --> 00:27:51,229
‫اونا حسودی می کنن

388
00:27:51,280 --> 00:27:54,249
‫این سرباز ها ترتیب همه دختر مختر ها رو میدن

389
00:27:54,333 --> 00:27:56,201
‫که تو هم الان جزوشونی داداش!

390
00:27:58,570 --> 00:28:00,288
‫سرباز ها ؟

391
00:28:00,373 --> 00:28:02,507
‫آره

392
00:28:02,574 --> 00:28:05,493
‫رئیس واست توضیح میده

393
00:28:05,561 --> 00:28:09,014
‫یه دقیقه دیگه میام پیشت

394
00:28:10,850 --> 00:28:14,719
‫" پوست تو همانند تاریکیه مخمل شب است "

395
00:28:16,305 --> 00:28:19,524
‫خوبه ، اون هرزه ی احمق حسابی خوشش میاد از این شعر

396
00:28:19,591 --> 00:28:22,610
‫واسه دیدن خودشو میکشه

397
00:28:25,898 --> 00:28:29,600
‫برو یه ذره واسه خودت حال کن عسلم

398
00:28:29,652 --> 00:28:33,071
‫بعدش برگرد همینجا باشه ؟

399
00:28:41,213 --> 00:28:44,332
‫تو

400
00:28:44,417 --> 00:28:47,285
‫خدا رو شکر

401
00:28:47,336 --> 00:28:51,673
‫فکر کردم اون شکارچیه کلتو می بُره

402
00:28:51,757 --> 00:28:52,924
‫نه از دستش در رفتم

403
00:28:54,260 --> 00:28:55,844
‫راستی ، شکارچی چیه دیگه ؟

404
00:28:55,928 --> 00:28:58,596
‫وقتی پیدامون کرد خودت می فهمی

405
00:28:58,647 --> 00:29:00,765
‫وقتی پوستشو کندیم میبینیش!

406
00:29:02,818 --> 00:29:05,153
‫چیزی خوردی ؟

407
00:29:05,237 --> 00:29:06,738
‫آره

408
00:29:06,805 --> 00:29:08,857
‫خوبه

409
00:29:08,941 --> 00:29:10,241
‫به قدرتت احتیاج داری

410
00:29:10,309 --> 00:29:11,609
‫واسه چه کاری ؟

411
00:29:14,914 --> 00:29:16,581
‫رابرت » بهت نگفت ؟ »

412
00:29:22,788 --> 00:29:24,539
‫من چند ساله به نظر میرسم ؟

413
00:29:26,292 --> 00:29:28,626
‫ام... ۳۳ سال ؟

414
00:29:29,795 --> 00:29:31,930
‫اشتباه گفتی

415
00:29:31,997 --> 00:29:35,833
‫حدود ۶ قرنی رو...

416
00:29:35,885 --> 00:29:39,837
‫و این روز ها بهترین روز هایی هستن که تو ۶۰۰ سال گذشته

417
00:29:39,889 --> 00:29:41,773
‫میشه یه خون آشام بود

418
00:29:43,609 --> 00:29:46,728
‫دراکولا ها... اَن رایس ؟ بابا دست بردار|

419
00:29:46,812 --> 00:29:49,364
‫این بچه های احمق کوچول موچولو خیلی حشری هستن

420
00:29:49,448 --> 00:29:52,683
‫اونا مثل این فیلما دنبال یه خون آشام خوشتیپ با ماشین ولوو هستن!

421
00:29:52,735 --> 00:29:56,905
‫اونا انگشتر میخوان تا خیالشون راحت شه نامزد خون آشام شدن

422
00:29:56,989 --> 00:29:59,157
‫خب منم بهشون میدم

423
00:29:59,208 --> 00:30:02,860
‫تو برو اون بیرون و بگیرشون

424
00:30:02,912 --> 00:30:04,329
‫و بیارشون خونه پیش من

425
00:30:08,033 --> 00:30:09,634
‫خب حالا چرا تو قفس هستن ؟

426
00:30:09,701 --> 00:30:12,587
‫اینا موقتین تا وقتی که موافقت کنن با برنامه های ما

427
00:30:13,806 --> 00:30:15,390
‫ولی در نهایت این دختر ها ترتیبشون داده میشه

428
00:30:15,474 --> 00:30:17,225
‫و گیر میدن که پسرای خوشتیپ مثل تو رو میخوان

429
00:30:17,309 --> 00:30:19,710
‫و همین طور می چرخیم و می چرخیم و این وضعیت ادامه داره

430
00:30:19,762 --> 00:30:22,380
‫باید بگم که تحت تأثیر قرار گرفتم

431
00:30:23,882 --> 00:30:26,351
‫کل این برنامه ها رو تو طراحی کردی ؟

432
00:30:26,402 --> 00:30:28,219
‫نه نه نه نه

433
00:30:28,270 --> 00:30:31,523
‫من فقط مأمورم و معضور

434
00:30:31,574 --> 00:30:33,891
‫مطمئن میشم که همه چی طبق برنامه پیش میره

435
00:30:35,244 --> 00:30:36,528
‫همه کار اونه

436
00:30:39,265 --> 00:30:41,866
‫پدرمون

437
00:30:41,917 --> 00:30:43,785
‫پدرتون ؟

438
00:30:48,507 --> 00:30:51,242
‫چقدر تو کنجکاوی!

439
00:30:51,293 --> 00:30:53,011
‫اوه حتی نصف کنجکاویه منم نمیدونی!

440
00:30:54,180 --> 00:30:57,048
‫به موقعش چرا

441
00:30:59,185 --> 00:31:03,104
‫تو...

442
00:31:03,189 --> 00:31:06,424
‫میخوای یه گشت خصوصی با هم بزنیم ؟

443
00:31:08,444 --> 00:31:10,979
‫فکر میکردم هیچوقت اینو دیگه لااقل ازم نمیپرسی!

444
00:31:34,003 --> 00:31:36,504
‫داری منو بازی میدی پسرک ؟!

445
00:31:52,855 --> 00:31:54,022
‫پدر!

446
00:33:22,444 --> 00:33:24,696
‫برین بگیرینش!

447
00:34:02,517 --> 00:34:03,650
‫باید همین جا باشه

448
00:34:40,963 --> 00:34:42,931
‫خب برنامه ی بی سر و صدا بودنمون که ریده شده!

449
00:34:42,982 --> 00:34:44,316
‫بریم

450
00:35:21,336 --> 00:35:23,271
‫میدونستی جلوی هیچی رو نگرفتی ؟

451
00:35:33,566 --> 00:35:35,400
‫این قضیه خیلی بزرگتر از کاره منو توئه

452
00:36:20,663 --> 00:36:23,748
‫بنظر میاد برادرت یه ذره جیگر « کمپبل » ها رو تو وجودش داره!

453
00:36:40,283 --> 00:36:41,951
‫دین » حالت خوبه ؟ »

454
00:36:44,971 --> 00:36:46,822
‫آره ، خوبم

455
00:37:06,643 --> 00:37:09,044
‫اگه این کار کنه

456
00:37:09,045 --> 00:37:10,028
‫قرار نیست خیلی راحت اثر کنه متوجهی که ؟

457
00:37:10,046 --> 00:37:13,715
‫عالیه! پس درستش کنه

458
00:37:13,767 --> 00:37:16,268
‫خب اونجا چی دیدی ؟

459
00:37:16,353 --> 00:37:18,354
‫- چی ؟
‫- تو لونشون رو میگم... چی دیدی ؟

460
00:37:18,405 --> 00:37:19,605
‫سم » صداتو نمیتونم بشنوم »

461
00:37:19,689 --> 00:37:21,023
‫صدای خونت خیلی بلنده!

462
00:37:21,074 --> 00:37:23,442
‫فقط... فقط برو عقب

463
00:37:23,527 --> 00:37:24,893
‫اون پادزهر لعنتی رو بده دیگه!

464
00:37:32,902 --> 00:37:35,070
‫به سلامتی!

465
00:37:51,138 --> 00:37:52,138
‫بعید میدونم که...

466
00:37:58,278 --> 00:37:59,478
‫داره اثر می کنه ؟

467
00:37:59,563 --> 00:38:01,429
‫یا این طوریه یا اینکه داری میمیره!

468
00:39:24,876 --> 00:39:28,862
‫هی... خب پس چی دیدی ؟

469
00:39:28,914 --> 00:39:31,465
‫چی ؟

470
00:39:31,533 --> 00:39:33,033
‫تو لونه رو میگم ، چی دیدی ؟

471
00:39:34,836 --> 00:39:37,171
‫خب راستش... هنوزم به سختی یادم میاد

472
00:39:37,222 --> 00:39:38,389
‫ولی اینو کاملاً مطمئنم که

473
00:39:38,390 --> 00:39:40,140
‫اونا هیچ کدوم از این کار ها رو خودشون نکردن

474
00:39:40,142 --> 00:39:41,759
‫همه این دستورات از بالا صادر شده

475
00:39:41,843 --> 00:39:44,178
‫یا اینکه حرکت بعدیشون چیه و همه کار ها...

476
00:39:44,229 --> 00:39:45,546
‫منظورت از بالا... ؟

477
00:39:45,597 --> 00:39:47,098
‫شاه خون آشامه

478
00:39:47,182 --> 00:39:48,882
‫لااقل این تنها چیزیه که به ذهنم میرسه

479
00:39:48,934 --> 00:39:51,885
‫اونا یه چیز مثل وحی و این چیزا دارن...

480
00:39:51,937 --> 00:39:55,239
‫و اونم براشون پیغام صادر میکنه...

481
00:39:55,323 --> 00:39:57,241
‫خب چی میگه ؟

482
00:39:57,325 --> 00:39:58,993
‫روراست بگم ؟

483
00:39:59,060 --> 00:40:00,361
‫دارن سرباز تشکیل میدن

484
00:40:01,730 --> 00:40:04,165
‫رئیسشون داره یه لشگر میسازه

485
00:40:04,232 --> 00:40:05,850
‫خب... خبر روحیه بخشیه!

486
00:40:05,917 --> 00:40:07,201
‫تازه هنوز این بدترین قسمتش نیست

487
00:40:07,252 --> 00:40:09,704
‫پس چیه ؟

488
00:40:09,755 --> 00:40:12,673
‫اونا از ما شکارچیا دیگه نمیترسن...

489
00:40:21,600 --> 00:40:23,334
‫" شما با لیسا تماس گرفته اید "

490
00:40:23,402 --> 00:40:25,352
‫" برام پیغام بگذارید ، ممنون "

491
00:40:27,088 --> 00:40:29,190
‫« هی « لیس

492
00:40:31,259 --> 00:40:33,594
‫" برای ادامه پیغام گذاشتن شماره ۱ را فشار دهید "

493
00:40:33,645 --> 00:40:34,895
‫"... برای حذف "

494
00:40:39,785 --> 00:40:42,353
‫به لیسا گفتی ؟ چطور شد ؟

495
00:40:42,421 --> 00:40:43,954
‫نگفتم...

496
00:40:44,039 --> 00:40:45,773
‫متأسفم

497
00:40:45,824 --> 00:40:47,941
‫آره

498
00:40:47,993 --> 00:40:50,444
‫لااقل...

499
00:40:50,495 --> 00:40:52,496
‫تو هوای منو داشتی

500
00:40:52,497 --> 00:40:54,157
‫مهم نیست چی بشه... من همیشه میتونم روت حساب کنم

501
00:40:54,166 --> 00:40:55,750
‫مگه نه « سمی » ؟

502
00:40:57,669 --> 00:41:00,454
‫« آره البته که میتونی « دین

503
00:41:12,395 --> 00:41:15,995
‫Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Tvcenter. IR : کاری از

504
00:41:17,395 --> 00:41:20,995
‫مترجم : معین جهانیان

