1
00:00:01,197 --> 00:00:02,881
‫من انتظار نداشتم « سم » برگرده

2
00:00:02,900 --> 00:00:04,736
‫همون دقیقه ای که پاشو تو خونه گذاشت میدونستم که

3
00:00:04,772 --> 00:00:05,872
‫دیگه تموم شده

4
00:00:05,918 --> 00:00:07,663
‫من یه چیزیم هست ، به کمک احتیاج دارم

5
00:00:08,972 --> 00:00:10,127
‫روحشه...

6
00:00:10,174 --> 00:00:11,662
‫- روحی نداره
‫- خب روحش کجاست ؟

7
00:00:11,701 --> 00:00:14,313
‫« هنوز در جهنمه پیش « میکائیل » و « لوسیفر

8
00:00:14,337 --> 00:00:16,300
‫- خب برو پسش بگیر
‫- امکان چنین کاری نیست

9
00:00:16,367 --> 00:00:18,190
‫تو هیچ حس غریزه ای نداری

10
00:00:18,640 --> 00:00:20,422
‫منظورم اینه که حسابی وضعت خرابه

11
00:00:21,567 --> 00:00:23,477
‫نمیدونم تو چی هستی ، هر چی هستی « سم » نیستی!

12
00:00:23,501 --> 00:00:24,331
‫دین » بی خیال »

13
00:00:24,349 --> 00:00:25,400
‫از وانمود کردن دست بردار

14
00:00:25,440 --> 00:00:27,403
‫- حق با تو بود
‫- درباره چی ؟

15
00:00:28,035 --> 00:00:29,534
‫من برادری که میشناختی نیستم

16
00:00:29,601 --> 00:00:31,767
‫من راستش اصلاً اهمیتی به تو نمیدم

17
00:00:31,834 --> 00:00:33,385
‫و شاید باید احساس گناه کنم

18
00:00:33,409 --> 00:00:34,711
‫ولی نمیکنم

19
00:01:09,697 --> 00:01:11,062
‫اونو دیدی ؟

20
00:01:11,085 --> 00:01:12,667
‫چیو ؟

21
00:01:14,600 --> 00:01:16,501
‫یه چیزی اونجاست

22
00:01:16,970 --> 00:01:18,598
‫« پتریک »

23
00:01:22,528 --> 00:01:24,528
‫یه چیزی بین ذرت هاست

24
00:01:32,622 --> 00:01:35,267
‫پتریک » داری منو میترسونی »

25
00:01:36,041 --> 00:01:38,000
‫فقط میخوام یه نگاه کوچولو کنم

26
00:01:39,692 --> 00:01:41,100
‫« پتریک »

27
00:01:41,506 --> 00:01:43,437
‫« پتریک »

28
00:01:51,414 --> 00:01:53,135
‫« پتریک »

29
00:01:54,554 --> 00:01:55,902
‫« پتریک »

30
00:02:15,067 --> 00:02:16,695
‫« پتریک »

31
00:02:29,580 --> 00:02:31,367
‫« پتریک »

32
00:02:55,815 --> 00:03:05,653
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR : کاری از

33
00:03:07,420 --> 00:03:16,188
‫مترجم : معین جهانیان

34
00:03:19,910 --> 00:03:21,956
‫" من اینجا اومدم چون معتقدم " الوود ایندیانا

35
00:03:22,003 --> 00:03:24,680
‫مرکز فعالیت چیز های فضایی شده

36
00:03:24,698 --> 00:03:26,480
‫یه نوری اونجا بود

37
00:03:26,517 --> 00:03:28,634
‫بعدش یهو « پتریک » ناپدید شد

38
00:03:28,701 --> 00:03:30,530
‫این اتفاقا میوفته دیگه... میدونی که!

39
00:03:30,566 --> 00:03:33,334
‫منظورم اینه که این موجودا اومدن

40
00:03:33,400 --> 00:03:36,492
‫تا به نسل بشریت کمک کنن به جایگاه بهتر برن

41
00:03:36,516 --> 00:03:38,027
‫اسم من « وین ویتکر » هست

42
00:03:38,074 --> 00:03:41,133
‫و من خودم شخصاً حدود ۱۰ - ۱۲ تا ویدیو که با چشم
‫دیده شده رو ضبط کردم

43
00:03:41,200 --> 00:03:43,039
‫نور های عجیب در آسمون

44
00:03:43,075 --> 00:03:45,834
‫حضور های مرموزانه که قصد ارتباط برقرار کردن دارن...

45
00:03:45,901 --> 00:03:48,868
‫از وقتی که این سیرک لعنتی کارشو راه انداخت تو این شهر

46
00:03:49,145 --> 00:03:52,772
‫هیچ کسی نمیفهمه
‫ما ۴ تا پرونده نا تموم آدم های مفقود شده داریم

47
00:03:52,796 --> 00:03:54,400
‫دوستام عزیزانشون رو از دست دادن

48
00:03:54,467 --> 00:03:56,567
‫چه بلایی به سرش اومد ؟ یه چیزی گرفتتش

49
00:03:56,634 --> 00:03:57,667
‫مطمئنم!

50
00:03:57,734 --> 00:04:01,750
‫ما درست وسط محوطه سرکشی بشقاب پرنده ها هستیم

51
00:04:01,774 --> 00:04:04,332
‫و منم مثل بچه خوکی که تو کفش جاش راحته خوشحالم!

52
00:04:04,355 --> 00:04:08,174
‫من با قاطعیت میگم که!
‫این قضایا هیچ ربطی به بشقاب پرنده ها نداره

53
00:04:08,192 --> 00:04:11,634
‫یا کوتوله های سبز رنگ یا هر چیزه فضاییه دیگه ای!

54
00:04:11,680 --> 00:04:14,534
‫البته که کار بشقاب پرنده ها نیست!

55
00:04:14,601 --> 00:04:16,961
‫کار پری هاست

56
00:04:16,986 --> 00:04:18,496
‫پری ها ؟

57
00:04:18,834 --> 00:04:21,356
‫باشه ، ممنون از نظرتون

58
00:04:21,379 --> 00:04:23,472
‫پری ها ؟!
‫یعنی این مزخرفات درباره بشقاب پرنده ها بس نبود برات ؟

59
00:04:23,496 --> 00:04:25,379
‫گفتین واسه کدوم روزنامه خبرنگاری می کنین ؟

60
00:04:25,402 --> 00:04:27,683
‫ببین اشکالی نداره که از رژ گونه های چسبی استفاده میکنی

61
00:04:27,706 --> 00:04:29,508
‫ولی خیالات مسخرت رو به ما ننداز!

62
00:04:29,545 --> 00:04:31,534
‫- ما ترجیح میدیم قاطیش نشیم
‫- خیلی خب... ما. . دیگه کارمون تمومه!

63
00:04:31,601 --> 00:04:33,613
‫تنها چیزی که کم داری یه ده دوازده تایی گربه هه آبجی!

64
00:04:33,636 --> 00:04:35,701
‫به دل نگیر... فشار خونش بالاست...

65
00:04:35,767 --> 00:04:37,000
‫من عذرخواهی میکنم

66
00:04:37,380 --> 00:04:39,601
‫- چیه ؟
‫- چیه ؟! سوأل کردن داره ؟

67
00:04:39,667 --> 00:04:41,321
‫آره ؛ البته که باید بپرسی

68
00:04:41,340 --> 00:04:43,312
‫ببین شرمندم ولی همه اینا مسخره بازیه

69
00:04:43,358 --> 00:04:45,300
‫ماها که قرار نیست
‫این مزخرفات درباره بشقاب پرنده ها رو باور کنیم ؟

70
00:04:45,367 --> 00:04:47,567
‫آدم فضایی ها از پلاستیک درست شدن همه اینو میدونن!

71
00:04:47,591 --> 00:04:49,381
‫اما تو این شهر چهار نفر ناپدید شدن

72
00:04:49,405 --> 00:04:50,503
‫یه خبراییه

73
00:04:50,521 --> 00:04:51,893
‫و « سم » در ضمن

74
00:04:51,916 --> 00:04:53,923
‫تقصیر اون خانومه که نبود!
‫رنگ قهوه ای سرکه ای رو واسه رژ گونش انتخاب کرد

75
00:04:53,964 --> 00:04:54,894
‫آره جداً ؟

76
00:04:54,941 --> 00:04:57,133
‫درد و دل کن باهاشون پسر ، درد و دل!

77
00:04:57,200 --> 00:04:58,625
‫حرفم اینه که « سم » قدیمی

78
00:04:58,634 --> 00:05:01,567
‫لااقل با چشماش یه نشونه دل سوزی ای چیزی میکرد

79
00:05:01,615 --> 00:05:02,901
‫خب « سم » قدیمی روح داشت!

80
00:05:02,968 --> 00:05:04,639
‫یا بود... حالا هر چی...

81
00:05:04,708 --> 00:05:07,384
‫درسته ولی... تو نداری...

82
00:05:07,429 --> 00:05:08,968
‫یا نیستی... ولش کن!

83
00:05:09,033 --> 00:05:11,058
‫- درسته
‫- آره

84
00:05:11,988 --> 00:05:13,732
‫- تو اصلاً اهمیت نمیدی
‫- آره

85
00:05:13,779 --> 00:05:14,849
‫ولی باید اهمیت بدی!

86
00:05:14,895 --> 00:05:17,197
‫- به چی دقیقاً باید اهمیت بدم ؟
‫- به همه چیز پسر!

87
00:05:17,244 --> 00:05:19,267
‫لااقل به اینکه انسان هستی...

88
00:05:19,334 --> 00:05:22,571
‫ببین « دین » تو مشخصه که اهمیت میدی و خب این خوبه

89
00:05:22,601 --> 00:05:25,634
‫ولی... من نمیتونم به چیزی که اهمیت نمیدم

90
00:05:25,701 --> 00:05:28,361
‫اهمیت بدم... ! میدونی چی میگم ؟

91
00:05:29,033 --> 00:05:30,767
‫میخوای چی کار کنم ؟ تظاهر کنم ؟

92
00:05:30,826 --> 00:05:33,199
‫آره ، دقیقاً تظاهر کن

93
00:05:33,222 --> 00:05:34,454
‫انقدر تظاهر کن تا بتونی

94
00:05:34,478 --> 00:05:37,107
‫پس این که میگفتی روراست باشم و این حرفا چی شد ؟

95
00:05:37,130 --> 00:05:39,269
‫هی اگه میخوای یه پسر واقعی بشی آقای پینوکیو

96
00:05:39,293 --> 00:05:40,525
‫باید این کارو بکنی!

97
00:05:40,548 --> 00:05:41,711
‫خب من که داشتم تظاهر می کردم

98
00:05:41,734 --> 00:05:43,107
‫از همون موقعی که باهم دوباره شروع به شکار کردیم

99
00:05:43,153 --> 00:05:44,734
‫من تک تک کلمه های لعنتیم رو تظاهر می کردم!

100
00:05:44,781 --> 00:05:46,667
‫- واقعاً این کار خسته کنندست!
‫- خیلی خب باشه

101
00:05:46,734 --> 00:05:48,834
‫ولی تا وقتی که روحت رو پس بگیریم

102
00:05:48,901 --> 00:05:51,294
‫من تو این جور موارد واست تصمیم میگیرم باشه ؟

103
00:05:51,712 --> 00:05:55,084
‫رو واسه من بازی کنی ؟ Jiminy Cricket یعنی داری میگی تو میخوای نقش|

104
00:05:55,108 --> 00:05:56,084
‫خفه شو!

105
00:05:56,108 --> 00:05:57,596
‫ولی آره عروسکه لعنتی!

106
00:05:57,619 --> 00:06:00,000
‫این دقیقاً چیزیه که میگم

107
00:06:15,481 --> 00:06:17,249
‫آقای « برنن » ؟

108
00:06:18,645 --> 00:06:20,063
‫مزاحمتون میشیم Mirror ما از روزنامه

109
00:06:20,110 --> 00:06:22,267
‫- میخواستیم ازتون چند تا سوأل...
‫- چی میخواین ؟

110
00:06:22,482 --> 00:06:24,319
‫درباره ی « پتریکه » ؟

111
00:06:25,366 --> 00:06:27,435
‫پتریک » دیگه رفته »

112
00:06:27,459 --> 00:06:28,434
‫ناپدید شده... درسته

113
00:06:28,501 --> 00:06:31,599
‫ما هم درباره همین میخوایم باهاتون صحبت کنیم

114
00:06:31,785 --> 00:06:33,646
‫خب... پسر شما اولین نفر تو این شهر بود که ناپدید شد

115
00:06:33,669 --> 00:06:36,157
‫اولین کسی که گرفته شد

116
00:06:38,200 --> 00:06:39,948
‫گرفته شد ؟!

117
00:06:42,134 --> 00:06:43,553
‫برین بیرون

118
00:06:43,576 --> 00:06:44,734
‫بیرون!

119
00:06:44,801 --> 00:06:48,534
‫آقای « برنن » فکر میکنین کی پسر شما رو گرفت ؟

120
00:06:48,903 --> 00:06:51,019
‫شما ها نمیتونین بهم کمک کنین

121
00:06:51,065 --> 00:06:53,693
‫پسر من دیگه بر نمیگرده

122
00:06:53,717 --> 00:06:55,234
‫به نظر میاد کاملاً مطمئنین از حرفتون ؟

123
00:06:55,275 --> 00:06:56,136
‫ببخشید ؟

124
00:06:56,167 --> 00:06:58,066
‫مثل اینکه چیزی رو میدونین و بهمون نمیگین

125
00:06:58,090 --> 00:07:00,066
‫خیلی خب باشه

126
00:07:00,741 --> 00:07:02,811
‫میدونی پلیسا چی میگن ؟

127
00:07:02,834 --> 00:07:04,400
‫۷۲ساعت

128
00:07:04,467 --> 00:07:06,694
‫بعد از اون دیگه تمام تحقیقاتشون

129
00:07:06,741 --> 00:07:08,567
‫به هیچی میرسه مگه نه ؟

130
00:07:08,601 --> 00:07:10,532
‫خب هر پرونده ای فرق داره

131
00:07:12,114 --> 00:07:14,207
‫الان چندین هفته شده

132
00:07:14,968 --> 00:07:16,534
‫درسته

133
00:07:17,114 --> 00:07:18,901
‫گوش کنین...

134
00:07:19,347 --> 00:07:20,834
‫باهامون تماس بگیرین...

135
00:07:20,882 --> 00:07:23,091
‫اگه چیزی به ذهنتون واسه گفتن رسید

136
00:07:38,977 --> 00:07:41,326
‫این مشکلی نداره ؟

137
00:07:46,814 --> 00:07:48,302
‫چی فکر میکنی ؟

138
00:07:48,349 --> 00:07:49,953
‫من که میگم داره یه چیزی رو مخفی میکنه

139
00:07:49,977 --> 00:07:51,400
‫چطوره تو بمونی و مراقب ساعت سازه باشی

140
00:07:51,467 --> 00:07:53,200
‫ببین موقع شب اوضاع چطور پیش میره

141
00:07:53,267 --> 00:07:55,443
‫- منم میرم محوطه نیزار ها رو چک میکنم
‫- باشه

142
00:07:55,466 --> 00:07:58,094
‫ولی با کسی درگیر نشو ، ضرب و جرح راه ننداز

143
00:07:58,117 --> 00:08:00,467
‫یا اینکه یه جوری « برنن » رو به کشتن بدی!

144
00:08:00,534 --> 00:08:02,536
‫اصلاً میدونی چیه ، نمیخوام هیچ تصمیمی بگیری یا کاری کنی

145
00:08:02,582 --> 00:08:04,652
‫هر چیزی شد به من زنگ بزن

146
00:08:04,675 --> 00:08:07,700
‫میدونی " جیمینی " خان من واسه یک سالی رو پای خودم بودم

147
00:08:08,118 --> 00:08:09,583
‫و حالمم بدون تو خوب بود

148
00:08:09,607 --> 00:08:10,400
‫آره!

149
00:08:10,467 --> 00:08:12,863
‫نمیخوام بدونم " خوب بودن " از نظر تو چی معنی میده!

150
00:08:49,656 --> 00:08:50,377
‫چیه ؟

151
00:08:50,401 --> 00:08:52,866
‫تنها کاری که این یارو بلده الکل بازیه!

152
00:08:53,168 --> 00:08:53,912
‫خوبه

153
00:08:53,936 --> 00:08:55,494
‫شاید بهتر باشه برم باهاش دوباره حرف بزنم

154
00:08:55,517 --> 00:08:58,501
‫منظورم اینه که... خودت گفتی که اون داری یه چیزیو مخفی میکنه

155
00:08:58,540 --> 00:09:00,494
‫شــــشش!

156
00:09:01,377 --> 00:09:04,434
‫چی شد ؟ چیزی دیدی ؟

157
00:09:04,727 --> 00:09:07,133
‫دین » چی شده ؟ »

158
00:09:07,937 --> 00:09:09,402
‫یه لحظه گوشی دستت

159
00:09:20,659 --> 00:09:22,054
‫یا...

160
00:09:23,286 --> 00:09:25,100
‫بشقاب پرنده! بشقاب پرنده!

161
00:09:25,147 --> 00:09:27,635
‫رفیق آروم تر گوشی رو شکوندی!

162
00:09:27,659 --> 00:09:28,613
‫نفهمیدم جمله آخرت چی بود

163
00:09:28,634 --> 00:09:31,590
‫درگیری نزدیک! درگیری نزدیک!

164
00:09:32,055 --> 00:09:33,869
‫درگیری نزدیک ؟

165
00:09:33,892 --> 00:09:35,846
‫کدوم قسمت ؟! اول ؟ دومی ؟

166
00:09:35,869 --> 00:09:37,100
‫اونا دنبالم کردن!

167
00:09:37,167 --> 00:09:39,133
‫به این زودی رفتن سراغ قسمت سومت ؟! بهتری فرار کنی پسر!

168
00:09:39,195 --> 00:09:40,701
‫فکر کنم نوع چهارمشون برن سراغ کونت!

169
00:09:40,767 --> 00:09:44,126
‫دلسوزی کن « سم » دلسوزی!

170
00:09:46,196 --> 00:09:47,963
‫هنوز دنبالتن ؟

171
00:09:59,200 --> 00:10:01,600
‫یالا بیاین جلو!

172
00:10:05,500 --> 00:10:07,900
‫دین » ؟ گوشی دستته ؟ »

173
00:10:07,900 --> 00:10:08,900
‫چی شد ؟

174
00:10:08,900 --> 00:10:11,000
‫« دین »

175
00:10:17,100 --> 00:10:18,700
‫ممنون

176
00:11:38,100 --> 00:11:40,800
‫خب... پس بشقاب پرنده ها واقعین ؟

177
00:11:40,800 --> 00:11:42,700
‫همونطور که قبلاً گفتم پسرم

178
00:11:42,700 --> 00:11:44,400
‫حقیقت اون بیرونه...

179
00:11:45,200 --> 00:11:47,200
‫باشه ، شما حرفه ای هستی

180
00:11:47,200 --> 00:11:48,700
‫چطوری گیر بندازمشون ؟

181
00:11:49,400 --> 00:11:50,800
‫ببخشید ؟

182
00:11:50,800 --> 00:11:53,200
‫خب تو آدم فضایی رو شکار می کنی مگه نه ؟

183
00:11:53,200 --> 00:11:54,800
‫منم میخوام بدونم چطوری گیرشون بندازم

184
00:11:56,200 --> 00:11:58,700
‫منم میخوام بدونم چطوری گیرشون بندازم ولی کسی نمیدونه

185
00:12:09,500 --> 00:12:11,100
‫همین ؟

186
00:12:11,100 --> 00:12:15,700
‫خب ۳۰ سال شاهد های عینی و با چشم دیدن و این حرفا...
‫خودش دیگه یه مدرکه که جای بحث باقی نمیذاره

187
00:12:15,700 --> 00:12:16,900
‫آره درسته

188
00:12:16,900 --> 00:12:19,400
‫برادر منو دزدین ، پس دیگه احتیاج به مدرک و اثبات ندارم

189
00:12:19,400 --> 00:12:21,200
‫برادرتو دزدیدن ؟

190
00:12:21,200 --> 00:12:21,900
‫آره

191
00:12:21,900 --> 00:12:23,000
‫اوه خدای من

192
00:12:23,000 --> 00:12:23,600
‫چیزی نیست

193
00:12:23,600 --> 00:12:26,100
‫یعنی... من خودم قبلاً بهش فکر کردم

194
00:12:26,100 --> 00:12:28,500
‫وقتی بچه بودین این اتفاق افتاد ؟

195
00:12:28,500 --> 00:12:30,900
‫نه ، حدود نیم ساعت پیش

196
00:12:30,900 --> 00:12:33,600
‫یعنی تو حدود سه قرن به شکار بشقب پرنده ها مشغول بودی

197
00:12:33,600 --> 00:12:36,800
‫هیچ اطلاعات یا سرنخی ازشون نداری ؟

198
00:12:36,800 --> 00:12:38,900
‫- خب من
‫- تا به حال این احتمال رو در نظر گرفتی که

199
00:12:38,900 --> 00:12:41,800
‫به عنوان یه شکارچی بشقاب پرنده ها کارت مزخرفه ؟

200
00:12:47,000 --> 00:12:48,700
‫من میخوام کمک کنم

201
00:12:50,400 --> 00:12:53,000
‫اگه بتونم

202
00:13:23,300 --> 00:13:24,500
‫« دین »!

203
00:13:24,500 --> 00:13:26,800
‫چه خبره ؟!

204
00:13:26,800 --> 00:13:28,300
‫اون پس « دین » اونه ؟

205
00:13:28,300 --> 00:13:29,700
‫« سم »!

206
00:13:29,700 --> 00:13:32,200
‫اونا برادرت رو برگردوندن

207
00:13:38,000 --> 00:13:39,400
‫باشه

208
00:13:39,400 --> 00:13:40,200
‫« چیزی نیست « سم

209
00:13:40,200 --> 00:13:44,300
‫من کاملاً متوجهم میخوای با برادرت تنها باشی

210
00:13:47,000 --> 00:13:49,000
‫ولی فقط...

211
00:13:49,000 --> 00:13:51,500
‫آدم فضایی ها چه شکلی بودن ؟!

212
00:13:52,900 --> 00:13:56,700
‫اونا موجودای کودن نورانی بودن ، شب بخیر!

213
00:13:56,700 --> 00:13:58,500
‫- بعداً میبینمت
‫- باشه!

214
00:14:05,900 --> 00:14:08,300
‫تو... تو ناراحتی

215
00:14:14,600 --> 00:14:16,700
‫منو دزدیدن!

216
00:14:17,100 --> 00:14:19,800
‫و تو هم داشتی اینجا با نعناع هندی سکس میکردی ؟!

217
00:14:20,100 --> 00:14:21,400
‫فکر نکنم اون انقدر هم بو میداد!...

218
00:14:21,400 --> 00:14:24,000
‫- منو آدم فضایی ها دزدیدن!!
‫- خب منم داشتم بررسی می کردم!

219
00:14:24,000 --> 00:14:26,000
‫بررسی می کردی ؟!
‫منو تازه فقط ۱ ساعت دزدیده بودن!

220
00:14:26,000 --> 00:14:28,400
‫- یک ساعت ؟
‫- تازه همون ۱ ساعتش هم داشتم پیاده به شهر بر میگشتم!

221
00:14:28,400 --> 00:14:30,700
‫دین » فکر کنم ساعتت خوابیده... تو تمام شب رو غیبت زده بود »

222
00:14:30,700 --> 00:14:33,700
‫داری چی میگی ؟! نه واسه تمام شب غیبم نزده بود

223
00:14:34,600 --> 00:14:36,700
‫- چهار صبحه ؟
‫- آره

224
00:14:37,800 --> 00:14:40,300
‫دیر گذشتن زمان بشقاب پرنده ها

225
00:14:40,900 --> 00:14:44,300
‫راستیتش با دزدین و این داستان ها جور در میاد

226
00:14:44,300 --> 00:14:46,400
‫جور در میاد ؟!

227
00:14:47,700 --> 00:14:48,500
‫آره

228
00:14:50,000 --> 00:14:52,200
‫هیچی با چیزی جور در نمیاد!

229
00:14:52,700 --> 00:14:55,900
‫بیا اینو بخور

230
00:14:58,000 --> 00:14:59,000
‫- خوبه
‫- ممنون

231
00:14:59,300 --> 00:15:00,100
‫آره

232
00:15:00,100 --> 00:15:03,400
‫حالا... زودباش

233
00:15:03,500 --> 00:15:05,100
‫تعریف کن

234
00:15:05,100 --> 00:15:07,300
‫چی شد ؟

235
00:15:08,900 --> 00:15:11,900
‫خب...

236
00:15:11,900 --> 00:15:14,800
‫اونجا... یه...

237
00:15:15,400 --> 00:15:19,100
‫خدایا کمکم کن... اونجا یه نور سفید بودش

238
00:15:21,500 --> 00:15:24,000
‫چیزی نیست

239
00:15:24,500 --> 00:15:27,300
‫اینجا کسی جز منو تو نیست!

240
00:15:32,200 --> 00:15:34,800
‫و بعدش... یه دفعه... من

241
00:15:34,800 --> 00:15:37,600
‫من... تو یه جای دیگه بودم

242
00:15:37,600 --> 00:15:40,400
‫و اونجا یه وجودیت هایی... بودن

243
00:15:40,400 --> 00:15:42,300
‫و... اونا خیلی... خیلی نورانی بودن نمی شد بهشون نگاه کرد

244
00:15:42,300 --> 00:15:44,300
‫ولی میتونستم حسشون کنم...

245
00:15:44,300 --> 00:15:47,700
‫منو به سمت... یه چیز شبیه میز می کشوندن

246
00:15:47,700 --> 00:15:50,700
‫- میز کالبد شکافی ؟!
‫- ای خدا! انقدر بلند نگو!

247
00:15:50,700 --> 00:15:51,700
‫باشه

248
00:15:51,700 --> 00:15:53,700
‫خب... تو چیکار کردی ؟

249
00:15:55,300 --> 00:15:57,800
‫من... دیوونه شده بودم

250
00:15:57,800 --> 00:16:03,000
‫من ضربه میزدم... عصبانی شده بودم

251
00:16:04,700 --> 00:16:08,500
‫اونا... خیلی از کارام تحجب کرده بودن!

252
00:16:09,100 --> 00:16:12,300
‫فکر نکنم کسی تا به حال باهاشون اینکارا رو کرده باشه

253
00:16:12,800 --> 00:16:14,300
‫آره

254
00:16:14,300 --> 00:16:16,900
‫من خیلی از نزدیک باهاشون درگیر شده بودم

255
00:16:16,900 --> 00:16:19,800
‫و پیروز هم شدم!

256
00:16:19,800 --> 00:16:21,400
‫تو باید یه دوش بگیری

257
00:16:21,400 --> 00:16:23,500
‫آره باید یه دوش بگیرم

258
00:16:23,500 --> 00:16:25,900
‫من میخوام... میخوام دوش بگیرم

259
00:16:29,600 --> 00:16:33,200
‫پس به غیر از فرشته ها و شیطان ها

260
00:16:33,200 --> 00:16:34,700
‫روح ها و اسکین واکر ها و...

261
00:16:34,700 --> 00:16:37,400
‫معلوم شد که...

262
00:16:39,500 --> 00:16:42,200
‫پس اگه آدم فضایی ها واقعی باشن بعدی چیه ها ؟

263
00:16:42,200 --> 00:16:45,400
‫هابیت ها ؟|

264
00:16:50,400 --> 00:16:52,700
‫" تو با نگاهت به دختره گفتی " چطور مطوری!

265
00:16:52,700 --> 00:16:53,900
‫چی ؟

266
00:16:53,900 --> 00:16:55,500
‫واقعیت های دنیا دیگه داره کاملاً از بین میره

267
00:16:55,500 --> 00:16:57,900
‫و تو داری مخ پیش خدمتمون رو میزنی ؟!

268
00:16:59,000 --> 00:17:01,600
‫آره ، باشه... ببین

269
00:17:02,500 --> 00:17:04,100
‫این حرفت یه سوأل رو ایجاد کرد

270
00:17:04,100 --> 00:17:06,100
‫بگیم که تو روح داری و داری رو یه موضوع کار می کنی

271
00:17:06,100 --> 00:17:07,700
‫و برادرت توسط آدم فضایی ها دزدیده میشه

272
00:17:07,700 --> 00:17:09,600
‫و بعدش ، تو هر کاری که
‫از دستت بر میاد میکنی تا برادرتو پس بگیری

273
00:17:09,600 --> 00:17:10,700
‫درسته ، این کارو باید کنی

274
00:17:10,700 --> 00:17:13,600
‫ولی اگه دیگه هیچ سرنخی نباشه و به بن بست بخوری چی ؟

275
00:17:13,600 --> 00:17:16,800
‫حرفم اینه که... باید بشینی یه گوشه و غصه بخوری ؟

276
00:17:16,800 --> 00:17:19,000
‫حتی با وجود اینکه تو اون لحظه کاری از دستت بر نیاد ؟

277
00:17:19,000 --> 00:17:20,800
‫- آره!
‫- چی ؟

278
00:17:20,800 --> 00:17:22,000
‫آره

279
00:17:22,000 --> 00:17:25,200
‫تو میری یه گوشه واسه از دست دادن عزیزت غصه میخوری

280
00:17:25,200 --> 00:17:26,400
‫دقیقاً

281
00:17:26,400 --> 00:17:29,100
‫ولی... نمیشه من این کارا رو بکنم

282
00:17:29,100 --> 00:17:31,000
‫و هم زمان با دخترا سکس هم کنم ؟!!

283
00:17:31,000 --> 00:17:31,800
‫نـــه!

284
00:17:31,800 --> 00:17:32,800
‫خب سکس کردنم هم یه گوشه تو تاریکیه دیگه!

285
00:17:32,800 --> 00:17:35,000
‫نه نمیتونی چون باید غصه بخوری و ناراحت باشی!

286
00:17:35,000 --> 00:17:38,100
‫و نمیتونی واسه یه شب هم استثنا قائل بشی!

287
00:17:38,100 --> 00:17:40,400
‫ممنون بچه ها

288
00:17:44,800 --> 00:17:45,500
‫چرا نه ؟

289
00:17:45,500 --> 00:17:49,300
‫چون اگه روح داشتی ، عذاب وجدان می گرفتی و این کارو نمی کردی

290
00:17:50,400 --> 00:17:52,200
‫پس داری میگی که...

291
00:17:52,200 --> 00:17:57,200
‫روح داشتن مثل رنج و عذاب کشیدنه ؟

292
00:17:57,200 --> 00:18:00,300
‫آره ، دقیقاً همین حرفیه که دارم بهت میگم

293
00:18:00,300 --> 00:18:01,200
‫مثل...

294
00:18:01,200 --> 00:18:03,500
‫یک میلیون دفعه ای که هی مردد بودی به « لیسا » زنگ بزنی

295
00:18:04,600 --> 00:18:07,600
‫پس میگی که رنج کشیدن چیز خوبیه ؟

296
00:18:07,600 --> 00:18:10,700
‫حرف من اینه که این تنها چیز مهمیه که باید بهش اهمیت داد

297
00:18:12,200 --> 00:18:13,700
‫باشه

298
00:18:13,700 --> 00:18:16,700
‫خب حالا چطوری باید
‫قضیه کوتوله های سبزرنگ رو حل کنیم ؟

299
00:18:16,700 --> 00:18:18,300
‫تحقیق کردن

300
00:18:18,300 --> 00:18:21,900
‫ما فعلاً باید افسانه های
‫درباره بشقاب پرنده ها که به اندازه ۱ قرنه رو مطالعه کنیم!

301
00:18:21,900 --> 00:18:24,800
‫و هیچ وقتی هم نداریم واسه...

302
00:18:26,600 --> 00:18:28,500
‫اون یارو چشه ؟!

303
00:18:28,500 --> 00:18:30,300
‫کی ؟

304
00:18:30,300 --> 00:18:32,400
‫اون یارو پیش پنجره که به من زل زده

305
00:18:32,400 --> 00:18:33,500
‫منظورت اون پلیسه هست ؟

306
00:18:33,500 --> 00:18:34,800
‫نه پلیسو نمیگم

307
00:18:34,800 --> 00:18:37,400
‫اون یاروئه! درست پیش پنجره...

308
00:18:38,000 --> 00:18:39,300
‫خب... دیگه رفت

309
00:18:39,300 --> 00:18:40,600
‫کی رفت ؟!

310
00:18:40,600 --> 00:18:41,800
‫میشه فقط از اینجا بریم ؟

311
00:18:41,800 --> 00:18:43,000
‫- تو چه مرگته ؟!
‫- قبل از اینکه بزنمت ؟!

312
00:18:43,000 --> 00:18:45,800
‫باشه بابا!

313
00:18:47,200 --> 00:18:49,600
‫کتابخونه به زودی می بنده ، دیگه کارم تمومه

314
00:18:49,600 --> 00:18:50,500
‫چیزی پیدا کردی ؟

315
00:18:50,500 --> 00:18:52,000
‫آره ، تا دلت بخواد

316
00:18:52,000 --> 00:18:54,100
‫هر کسی که فکرشو بکنی رو این کره زمین به بشقاب پرنده ها اعتقاد دارن!

317
00:18:54,100 --> 00:18:56,500
‫و هیچ چیزی هم جلوی!
‫کتاب نوشتن درباره بشقاب پرنده ها رو نمیگیره

318
00:18:56,500 --> 00:18:59,200
‫آره... لااقل کتابا نشونه گذاری شدن

319
00:18:59,600 --> 00:19:02,300
‫خیلی خب همینطور بگرد
‫تا ببینیم وقتی برگشتی چی دستگیرت شده

320
00:19:16,100 --> 00:19:18,000
‫اون نه

321
00:19:22,700 --> 00:19:25,100
‫دوباره نه!

322
00:19:44,700 --> 00:19:46,600
‫سینه ؟!!!

323
00:19:49,000 --> 00:19:51,200
‫ای هرزه!

324
00:20:22,500 --> 00:20:23,500
‫چیو ببینم ؟

325
00:20:24,000 --> 00:20:26,500
‫چـ... چی... رو... ؟ خب خــ... ون رو میگم دیگه

326
00:20:26,600 --> 00:20:28,800
‫تمام این... کثافت کاری!

327
00:20:30,500 --> 00:20:32,400
‫ببخشید رفیق ولی من چیزی نمی بینم

328
00:20:32,400 --> 00:20:34,700
‫تو الان نمیتونی اون بـــِـلـــــِـخ رو ببینی ؟!!

329
00:20:35,800 --> 00:20:38,500
‫باشه ، بهتره فرض کنیم که تو می بینیش و من نمیتونم

330
00:20:39,100 --> 00:20:40,300
‫حالا چی بودش ؟

331
00:20:43,800 --> 00:20:44,900
‫اون یه...

332
00:20:45,800 --> 00:20:48,700
‫یه خانم کوچولوی لخت بودش... باشه ؟!

333
00:20:48,700 --> 00:20:51,400
‫یه چی بودش ؟!

334
00:20:52,700 --> 00:20:56,900
‫یه چیز کوچیک نورانی... و خوشگل...

335
00:20:57,500 --> 00:21:00,700
‫یه خانم لخت بود که سینه داشت...

336
00:21:02,900 --> 00:21:04,200
‫و منو... زد!

337
00:21:06,400 --> 00:21:08,000
‫من الان نباید بخندم درسته ؟!

338
00:21:08,200 --> 00:21:09,500
‫آره باشه

339
00:21:10,200 --> 00:21:12,300
‫خب تو رو تو تاریکی زد

340
00:21:12,300 --> 00:21:15,600
‫ولی این خانم کوچولوئه بال داشت ؟

341
00:21:17,600 --> 00:21:18,900
‫چی باعث شد این حرفو بزنی ؟

342
00:21:19,400 --> 00:21:20,400
‫بال داشت مگه نه ؟

343
00:21:20,500 --> 00:21:21,500
‫آره ولی تو از کجا...

344
00:21:21,500 --> 00:21:23,100
‫یکی از پر حاشیه ترین فرضیه هایی که تو تحقیقات بر خوردم بهش

345
00:21:23,100 --> 00:21:26,100
‫در واقع همون چیزیه که
‫اون زنه دیوونه هه که گوی بلوری داشت می گفت

346
00:21:26,300 --> 00:21:30,000
‫اگه اصلاً همه ی این قضایای دزدی ها
‫هیچ ربطی به بشقاب پرنده ها نداشته باشه چی ؟

347
00:21:30,200 --> 00:21:31,600
‫- چی ؟
‫- خیلی خب

348
00:21:31,600 --> 00:21:33,600
‫تو میگی که این اتفاق ها قرن ها همین طور ادامه داشته

349
00:21:33,600 --> 00:21:36,800
‫ولی نه با موجودات فضایی بلکه به یه موجوداتی از یه عالم خیلی دور تر

350
00:21:36,900 --> 00:21:39,700
‫منظورم اینه که مردم امروز ها
‫بهش موجودات فضایی میگن یا هر چی

351
00:21:39,700 --> 00:21:41,600
‫ولی قدیما بهشون میگفتن...

352
00:21:42,600 --> 00:21:43,600
‫***

353
00:21:45,600 --> 00:21:46,600
‫پری ها ؟ بابا بیخیال!

354
00:21:46,700 --> 00:21:49,000
‫دین » درست یه خط مستقیم بین پری ها و موجودات فضایی هست »

355
00:21:49,000 --> 00:21:50,500
‫نور های درخشنده ، دزدیدن

356
00:21:50,500 --> 00:21:53,000
‫اینا همه مثل همون بشقاب پرنده هاست ولی به یه شکل دیگه

357
00:21:53,000 --> 00:21:55,000
‫تو یعنی جداً فکر میکنی که راز بشقاب پرنده ها...

358
00:21:55,000 --> 00:21:58,300
‫هی تو خودت گفتی که یه پری رو دیدی
‫من فقط دارم حساب دو دو تا چهار تاشو میکنم

359
00:21:58,400 --> 00:22:01,200
‫ولی خوب شد ، یه سرنخ پیدا کردیم

360
00:22:02,300 --> 00:22:03,500
‫سرنخ واسه کجا ؟!

361
00:22:04,100 --> 00:22:05,600
‫پری ها!

362
00:22:06,100 --> 00:22:10,400
‫" اسپرایت ها " ، " اسپریگن ها " ، " بوگارت ها " ، " برَونی ها "

363
00:22:10,500 --> 00:22:13,300
‫این آدمای کوچولی اسم های زیادی دارن

364
00:22:13,600 --> 00:22:15,000
‫خب... این

365
00:22:15,600 --> 00:22:17,900
‫اون خودشه... اون همون...

366
00:22:19,800 --> 00:22:24,000
‫بگذریم... من میدونم که " تینکر بل " ها پری هستن|

367
00:22:24,200 --> 00:22:28,200
‫ولی اون بابانوئل کوچولوئه یا " ترول ها " چی ؟|

368
00:22:28,300 --> 00:22:31,900
‫اون یه " گنوم " باغچه هستش و ان هم یه " گابلین " بزرگه

369
00:22:32,100 --> 00:22:33,600
‫- و اون
‫- و همه اونها پری هستن ؟

370
00:22:33,800 --> 00:22:34,900
‫بله

371
00:22:35,200 --> 00:22:38,200
‫پری ها به شکل ها و اندازه های مختلفی ظاهر میشن

372
00:22:38,500 --> 00:22:42,500
‫موجودات جادویی و مرموزی که از یک عالم دیگه میان

373
00:22:43,000 --> 00:22:44,700
‫- یعنی عالم پری ها ؟

374
00:22:45,100 --> 00:22:46,500
‫پس یعنی مثل یه بُعد دیگه میمونه ؟

375
00:22:46,600 --> 00:22:49,300
‫یه دنیای واقعی دیگه ، بله

376
00:22:49,600 --> 00:22:53,100
‫تنها کسانی که به دنیای اونها رفتن و به دنیای ما برگشتن

377
00:22:53,200 --> 00:22:55,200
‫میتونن پری ها رو در این دنیا ببینن

378
00:22:56,200 --> 00:22:57,400
‫درسته...

379
00:22:58,600 --> 00:23:00,700
‫حالا چرا پری ها مردم رو میدزدن ؟

380
00:23:01,600 --> 00:23:04,700
‫خی فرضیه های زیادی در این باره هست و یه واقعیت کوچیک

381
00:23:04,900 --> 00:23:08,100
‫ما اینو میدونیم که اونها اولین پسر های به دنیا اومده رو میبرن

382
00:23:08,500 --> 00:23:11,800
‫کرد Rumpelstiltskin مثل کاری که|

383
00:23:12,800 --> 00:23:16,400
‫" من خودم شخصاً فکر میکنم که مردم رو میبرن " اَولان

384
00:23:16,600 --> 00:23:20,100
‫تا به " اُبران " ، شاه پری ها خدمت کنن

385
00:23:24,600 --> 00:23:25,700
‫« دین »...

386
00:23:26,600 --> 00:23:28,500
‫تو به...

387
00:23:29,300 --> 00:23:31,500
‫اُبران » پادشاه پری ها خدمت کردی ؟ »!!

388
00:23:35,500 --> 00:23:36,900
‫- « مرین »

389
00:23:39,300 --> 00:23:41,700
‫- اینطور فرض میکنیم که پری ها واقعین

390
00:23:41,900 --> 00:23:43,900
‫- باید چی کارشون کنیم ؟
‫- ببخشید ؟

391
00:23:44,100 --> 00:23:45,500
‫منظورم اینه که چطوری میتونیم...

392
00:23:46,400 --> 00:23:49,200
‫- روشون تأثیر بذارین ؟
‫- آره آره

393
00:23:49,300 --> 00:23:50,700
‫ولی با زور تأثیر بذاریم

394
00:23:50,800 --> 00:23:53,000
‫خب اگه میخواین لطف یک پری رو شامل بشین

395
00:23:53,200 --> 00:23:55,300
‫یه کاسه خامه ی تازه رو یه جا تنها بذارین

396
00:23:55,400 --> 00:23:57,500
‫اونا عاشق خامه هستن

397
00:23:57,800 --> 00:23:58,800
‫باشه

398
00:23:59,300 --> 00:24:01,700
‫و راه... سرسختانه ترش چیه ؟

399
00:24:03,500 --> 00:24:05,800
‫خب... پری ها از آهن متنفرن

400
00:24:06,400 --> 00:24:10,100
‫و پری تاریکی وقتی به نقره دست بزنه میسوزه

401
00:24:11,000 --> 00:24:12,400
‫دیگه چی ؟

402
00:24:12,800 --> 00:24:16,400
‫اوه! میتونین جلوشون شکر یا نمک بریزین رو زمین

403
00:24:16,800 --> 00:24:18,700
‫حالا هر چقدر هم که میخواد یک پری قوی باشه

404
00:24:18,900 --> 00:24:22,900
‫ولی وقتی این کارو بکنین
‫پری مجبور میشه تا تک تک دونه ها شکر یا نمک رو بشماره

405
00:24:23,300 --> 00:24:24,700
‫خیلی خب!

406
00:24:25,000 --> 00:24:26,600
‫این حرفا...

407
00:24:27,600 --> 00:24:29,100
‫تجزیه و تحلیلش خیلی سنگین بود!

408
00:24:30,300 --> 00:24:31,300
‫ممنون

409
00:24:31,300 --> 00:24:33,100
‫اوه! بمونین

410
00:24:33,300 --> 00:24:34,900
‫چایتون رو تموم کنین

411
00:24:41,200 --> 00:24:44,600
‫باید بگم که من جَو اینجا رو دوست دارم

412
00:24:45,000 --> 00:24:46,600
‫اینجا...

413
00:24:46,700 --> 00:24:48,700
‫انگار " سدونا آریزونا " اینجا ریده!

414
00:24:49,300 --> 00:24:51,900
‫شگفت انگیزه...

415
00:24:52,100 --> 00:24:53,500
‫شگف انگیز!

416
00:24:59,100 --> 00:25:00,400
‫فنجون بزرگتر هم دارین ؟!

417
00:25:00,700 --> 00:25:03,400
‫ای خدا! رو تنمه ؟
‫فکر میکنم دیوونگی انگار دیگه همه بدنم رو فرا گرفته!

418
00:25:03,400 --> 00:25:04,400
‫نه تو...

419
00:25:05,200 --> 00:25:06,800
‫ولی روی یه ذره رژگونه نشستی

420
00:25:08,800 --> 00:25:11,100
‫دوست دارم فکر کنم همون قضیه بشقاب پرنده ها راست بود!

421
00:25:11,600 --> 00:25:13,800
‫اگه این طور بود حرکت بعدی ای نداشتیم ، میتونم واست تضمین کنم

422
00:25:14,100 --> 00:25:16,000
‫خب ما همیشه میتونیم از بابی کمک بخوایم

423
00:25:18,200 --> 00:25:20,400
‫هی اونجا رو

424
00:25:27,600 --> 00:25:28,900
‫این همون یارو ساعت سازه نیست ؟

425
00:25:32,300 --> 00:25:33,600
‫پری ها خامه دوست دارن

426
00:25:58,400 --> 00:26:01,300
‫تو به مون برنامه ۵۰ ۵۰ بچسب
‫منم میرم یه سر به مغازش بزنم

427
00:26:02,700 --> 00:26:04,200
‫در ضمن با هیچ دختری هم لاس نمیزنی!

428
00:27:42,100 --> 00:27:43,100
‫بله ؟

429
00:27:44,600 --> 00:27:46,200
‫کوچولو ها لعنتی تمام اتاق رو پر کردن پسر!

430
00:27:46,200 --> 00:27:47,700
‫- پُره پر کردن!
‫- چی ؟

431
00:27:47,700 --> 00:27:51,000
‫مثل همون داستانه که یه یارو بود و کلی دوست جن و پری داشت

432
00:27:51,600 --> 00:27:54,800
‫هی تو فکر میکنی که « برنن » با چند تا پری معامله ای کردش ؟

433
00:27:55,000 --> 00:27:56,200
‫بعداً بهت زنگ میزنم

434
00:28:04,500 --> 00:28:05,800
‫« خب آقای « برنن

435
00:28:07,000 --> 00:28:08,100
‫سلامی دوباره

436
00:28:08,900 --> 00:28:10,300
‫تنهام بذار

437
00:28:10,900 --> 00:28:13,700
‫تا به حال بهتون گفته بودم که چقدر کار های شما زیبا هستن ؟

438
00:28:15,200 --> 00:28:15,900
‫چی ؟

439
00:28:15,900 --> 00:28:18,300
‫ساعت هاتون رو میگم ، جداً معرکن

440
00:28:19,100 --> 00:28:21,200
‫اما چیزیو که متوجه نمیشم اینه که چطور یه مرد به تنهایی

441
00:28:21,200 --> 00:28:23,100
‫میتونه این همه محصول درست کنه ؟

442
00:28:23,300 --> 00:28:25,300
‫منظورم اینه که پسر اگه به چشمم نمیدیدم

443
00:28:25,300 --> 00:28:27,800
‫با خودم میگفتم که جن و پری برات تو مغازت کار می کنن

444
00:28:32,800 --> 00:28:34,900
‫به غیر از اینکه من کاملاً میدونم

445
00:28:35,100 --> 00:28:38,300
‫و جن و پری ها واسه تو کار میکنن

446
00:28:38,500 --> 00:28:39,900
‫تو دیوانه ای

447
00:28:40,800 --> 00:28:42,100
‫خب بهم بگو

448
00:28:42,500 --> 00:28:46,100
‫چطور شد که یه پدر تصمیم میگیره
‫پسرش رو در مقابل چند تا ساعت عوض کنه ؟

449
00:28:47,300 --> 00:28:49,300
‫منظورم اینه که من تصور میکنم تو وجدان داری

450
00:28:49,500 --> 00:28:51,000
‫خب ، بهونت چیه ؟

451
00:28:53,300 --> 00:28:55,000
‫تو نمی فهمی

452
00:28:56,800 --> 00:28:58,500
‫این طوری که میگی نبود

453
00:28:59,600 --> 00:29:00,900
‫پس چطوری بود ؟

454
00:29:34,400 --> 00:29:38,000
‫من واسه ۳۰ سال مخارج خانوادم رو
‫با درست کردن اون ساعت ها تأمین می کردم

455
00:29:39,600 --> 00:29:41,400
‫این تنها کاریه که بلدم

456
00:29:44,000 --> 00:29:46,300
‫ولی بیماری پارکینسون گرفته بودم|...

457
00:29:46,300 --> 00:29:48,200
‫من دیگه داشتم دستام رو از دست میدادم

458
00:29:49,200 --> 00:29:50,600
‫داشتم همه چیو از دست میدادم

459
00:29:52,700 --> 00:29:55,800
‫مادربزرگم همیشه میگفت که پری ها واقعیت دارن

460
00:29:56,400 --> 00:30:00,200
‫همیشه وقتی بچه بودم
‫درباره احضار کردنشون برام داستان تعریف می کرد

461
00:30:01,900 --> 00:30:03,800
‫اینکه چطور لطفشون رو شامل بشیم

462
00:30:04,000 --> 00:30:05,900
‫پس تو یاد گرفتی که چطور یه ورد رو بخونی ؟

463
00:30:06,500 --> 00:30:07,600
‫منظورم...

464
00:30:08,200 --> 00:30:11,500
‫راستشو بگم من شک داشتم که کار کنه!

465
00:30:11,700 --> 00:30:13,400
‫من دیگه از همه چی نا امید شده بودم

466
00:30:13,600 --> 00:30:15,700
‫اون بعد از مرگش یه کتابیو برام گذاشت

467
00:30:16,200 --> 00:30:20,000
‫منم مراسم احضارشون رو
‫دو ماه پیش تو محوطه پشتی مغازم انجام دادم

468
00:30:22,500 --> 00:30:26,500
‫و... یه مردی ظاهر شد

469
00:30:26,500 --> 00:30:28,900
‫گفت که یه " لپرکان " هستش

470
00:30:29,700 --> 00:30:31,400
‫لپرکان " ؟ "

471
00:30:32,100 --> 00:30:36,700
‫من فقط ازش درخواست کردم که دستام رو شفا بده
‫ولی اون گفت که از این کار بهتر هم میتونه برام بکنه

472
00:30:36,700 --> 00:30:40,600
‫اینکه اون میتونه منو در حرفه ام موفق تر از همیشه بکنه

473
00:30:41,200 --> 00:30:43,000
‫اون بهم گفت که یه عده کارگر رو برام میاره

474
00:30:43,000 --> 00:30:47,500
‫اینکه من میتونم شغل و اعتبارم رو سرپا نگه دارم

475
00:30:47,500 --> 00:30:48,900
‫در ازای... ؟

476
00:30:48,900 --> 00:30:51,700
‫اون فقط به یه جا واسه استراحت کردن احتیاج داشت

477
00:30:51,700 --> 00:30:53,900
‫اینکه یک میوه رو بچینه و در سرزمینی فربه ای کنه

478
00:30:53,900 --> 00:30:54,900
‫من...

479
00:30:56,000 --> 00:30:59,300
‫من گفتم باشه... اون موقع اصلاً فکر نمیکردم

480
00:30:59,300 --> 00:31:02,600
‫و " میوه و فربه " هم...

481
00:31:04,600 --> 00:31:06,400
‫اولین بچه ی به دنیا اومده ام

482
00:31:07,400 --> 00:31:10,200
‫ولی فقط نه مال من ، بقیه هم بودن

483
00:31:10,500 --> 00:31:12,200
‫اونا دست بردار نیستن

484
00:31:12,600 --> 00:31:14,300
‫اونا نمیخوان دست بردارن

485
00:31:14,300 --> 00:31:16,400
‫یه راهی باید باشه که با ورد مقابله کنه

486
00:31:16,400 --> 00:31:17,700
‫آره هست

487
00:31:18,100 --> 00:31:19,500
‫ولی کتابه...

488
00:31:20,400 --> 00:31:22,500
‫تو گاوصندوق توی مغازمه

489
00:31:22,700 --> 00:31:24,800
‫اونا نمیذارن حتی بهش نزدیک بشم

490
00:31:26,000 --> 00:31:28,000
‫مثه یه کابوس میمونه

491
00:31:28,000 --> 00:31:29,800
‫تو میتونی پری ها رو ببینی ؟

492
00:31:30,200 --> 00:31:31,600
‫آره

493
00:32:33,300 --> 00:32:36,600
‫- کمکم کنین!
‫- گرفتمت! گرفتمت! ای پریه کوچولو!

494
00:32:37,500 --> 00:32:39,000
‫چی از جونم میخوای پری لعنتی!

495
00:32:45,300 --> 00:32:46,800
‫بابایی!

496
00:32:51,500 --> 00:32:53,200
‫اوه خدا... نه

497
00:32:56,100 --> 00:32:57,600
‫فقط داشتم شوخی میکردم!

498
00:32:58,400 --> 00:33:00,200
‫« خیلی خب ، نگران نباش « برنن

499
00:33:00,600 --> 00:33:01,900
‫ما از پسش بر میایم

500
00:33:01,900 --> 00:33:04,000
‫منو برادرم هوات رو داریم

501
00:33:04,000 --> 00:33:06,900
‫موقعی که داری مراسم برگشتن اونا رو اجرا می کنی باشه ؟

502
00:33:07,000 --> 00:33:09,300
‫دین »! رفیق چی شد ؟ »

503
00:33:09,300 --> 00:33:11,500
‫سم! سم!

504
00:33:12,200 --> 00:33:14,500
‫- من الان باید چی کار کنم ؟
‫- با پری ها بجنگ!

505
00:33:14,500 --> 00:33:16,300
‫با اون پری های لعنتی بجنگ!

506
00:33:22,300 --> 00:33:24,400
‫باهاشون بجنگ!

507
00:33:29,600 --> 00:33:31,700
‫من فقط دارم سعی میکنم بفهمم...

508
00:33:32,100 --> 00:33:36,000
‫دقیقاً این چه جور زد و خوردی بود ؟

509
00:33:36,200 --> 00:33:37,800
‫یه زد و خورد نبودش

510
00:33:37,800 --> 00:33:41,800
‫منظورم اینه که اگه این آقا یه همجنس باز قد بلند تری بود

511
00:33:41,800 --> 00:33:44,100
‫با این مسأله مشکلی نداشتی ؟

512
00:33:44,100 --> 00:33:50,000
‫من از قد و اندازه کسی تنفر ندارم یا هر کس هم جنس بازی!

513
00:33:50,000 --> 00:33:52,400
‫خب این که اتفاق افتاده اون همجنس باز نیست

514
00:33:52,400 --> 00:33:55,700
‫ولی اون یارو یه وکیل اهل ناحیه " تیپتان " در انگلستانه

515
00:33:56,200 --> 00:33:58,000
‫واسه خودش کشتی رانی داره

516
00:33:58,300 --> 00:34:00,100
‫خب باعث خرسندیه که از موفقیت هاش بشنویم

517
00:34:00,100 --> 00:34:01,800
‫با در نظر گرفتن...

518
00:34:04,200 --> 00:34:07,500
‫اوضاع دشوار اقتصادی...

519
00:34:07,500 --> 00:34:09,100
‫خوش به حالش

520
00:34:10,200 --> 00:34:11,400
‫پسرم...

521
00:34:12,100 --> 00:34:14,600
‫تو همه نظره وضعت خـیته!

522
00:34:39,000 --> 00:34:40,000
‫اونا اینجان ؟

523
00:34:40,000 --> 00:34:41,900
‫آره ، ولی چیزی نیست

524
00:34:41,900 --> 00:34:44,400
‫خامه مثل تکیلا اونا رو مست می کنه|

525
00:35:26,300 --> 00:35:27,600
‫تو

526
00:35:28,300 --> 00:35:29,900
‫تو " لپرکان " هستی ؟

527
00:35:29,900 --> 00:35:31,500
‫البته که خودمم

528
00:35:32,700 --> 00:35:34,700
‫بابت ریخت و پاش معذرت میخوام

529
00:35:34,700 --> 00:35:36,500
‫اما رفیقت...

530
00:35:37,400 --> 00:35:38,700
‫زر زیر قولی که در معاملش داده بود

531
00:35:38,700 --> 00:35:41,300
‫خب تو شرایط معامله رو براش کامل تعریف نکردی

532
00:35:41,300 --> 00:35:45,100
‫بهش گفتم یه بهایی داره

533
00:35:46,400 --> 00:35:48,000
‫وقتی ما بیایم

534
00:35:48,400 --> 00:35:50,000
‫برای همیشه موندگاریم

535
00:35:50,000 --> 00:35:52,700
‫خب تو اولین به دنیا اومده ها رو میگیری و بعدش چی ؟

536
00:35:52,700 --> 00:35:53,800
‫میشینی و نگاه میکنی

537
00:35:53,800 --> 00:35:57,700
‫که چطوری داستان های مسخرت
‫درباره بشقاب پرنده ها رو پشتیبانی می کنن ؟

538
00:35:57,800 --> 00:36:00,300
‫که به دلگرمیشون کمک می کنه

539
00:36:00,300 --> 00:36:01,800
‫کلاه برداریه خوبیه

540
00:36:02,200 --> 00:36:04,900
‫ولی دیگه دستت رو شد

541
00:36:04,900 --> 00:36:07,900
‫رو شد ؟ واسه کیا ؟

542
00:36:08,000 --> 00:36:09,700
‫برنن » دیگه مرده »

543
00:36:10,100 --> 00:36:11,100
‫برادرت ؟

544
00:36:12,500 --> 00:36:14,400
‫اون نشون گذاری شده

545
00:36:14,900 --> 00:36:16,700
‫دیگه رفت تو مزرعه

546
00:36:17,600 --> 00:36:19,600
‫اون دیگه مطعلق به ماست

547
00:36:20,300 --> 00:36:22,000
‫آره خب...

548
00:36:22,700 --> 00:36:24,500
‫- منم اینجا هستم
‫- تو ؟

549
00:36:25,100 --> 00:36:28,600
‫تو فقط میتونی درحالی منو ببینی که خودم بهت اجازه بدم

550
00:36:30,500 --> 00:36:31,800
‫درسته

551
00:36:32,900 --> 00:36:35,000
‫ولی بالاخره که باید بهم نزدیک بشی

552
00:36:35,300 --> 00:36:37,500
‫و منم واکنش هام خیلی سریعه

553
00:36:37,500 --> 00:36:40,500
‫تو مثل بقیه آدما نیستی مگه نه ؟

554
00:36:41,400 --> 00:36:42,500
‫نه

555
00:36:42,500 --> 00:36:45,800
‫نه ، کاملاً میتونم ببینم که نیستی

556
00:36:46,400 --> 00:36:49,800
‫تو یه تیکه ی خیلی مهم رو نداری

557
00:36:49,900 --> 00:36:52,500
‫درست اون وسط مگه نه ؟

558
00:36:52,900 --> 00:36:54,400
‫کی میگه ؟

559
00:36:54,600 --> 00:36:58,100
‫ما پری ها حسابی تو کار انرژی و نیرو هستیم

560
00:36:58,100 --> 00:37:03,900
‫و روح انسان ها مثل یه نوع عطر میمونه برامون

561
00:37:04,400 --> 00:37:07,000
‫ولی روح تو خیلی خیلی در دوردست هائه

562
00:37:07,600 --> 00:37:09,700
‫ولی غیر قابل دسترس نیست

563
00:37:09,700 --> 00:37:11,500
‫- که این طور ؟
‫- « سم »

564
00:37:13,200 --> 00:37:15,300
‫من میتونم روحتو واست پس بگیرم

565
00:37:15,600 --> 00:37:17,000
‫به ازای یه چیزی

566
00:37:18,700 --> 00:37:20,200
‫چه دوست داشتنی

567
00:37:20,400 --> 00:37:22,700
‫روحم تو یه قفس پیش خود شیطان زندانی شده

568
00:37:22,700 --> 00:37:24,500
‫شیطان از نظر تو ولی نه از نظر من

569
00:37:24,500 --> 00:37:28,200
‫امکان نداره یه " لپرکان " کاریو بتونه بکنه که فرشته ها نمیتونن بکنن

570
00:37:28,200 --> 00:37:31,200
‫فرشته ها... خواشاً دست بردار

571
00:37:31,200 --> 00:37:36,200
‫من دارم درباره یه جادوی
‫خیلی واقعی و قدرتمند از دنیای خودم حرف میزنم

572
00:37:36,500 --> 00:37:40,000
‫از در پشتی میشه یه جورایی فراریش داد

573
00:37:41,800 --> 00:37:43,600
‫خب پس تو پری من هستی ؟

574
00:37:44,000 --> 00:37:46,200
‫میتونی منو دوباره یه پسر واقعی کنی ؟!

575
00:37:47,100 --> 00:37:50,600
‫وقتی تو هنگام رد شدن یه ستاره دنباله دار آرزو کنی

576
00:37:52,500 --> 00:37:54,000
‫باشه

577
00:37:55,100 --> 00:37:56,500
‫من یه آرزو دارم

578
00:37:57,800 --> 00:37:59,100
‫آهن

579
00:38:00,200 --> 00:38:01,600
‫دردناکه...

580
00:38:03,000 --> 00:38:04,600
‫ولی هنوز معاملمون پا برجاست

581
00:39:04,500 --> 00:39:06,300
‫بیخیال پسرک

582
00:39:06,300 --> 00:39:09,200
‫مگه یه بار اونو امتحان نکردی ؟

583
00:39:11,500 --> 00:39:12,900
‫راست میگی

584
00:39:14,700 --> 00:39:16,300
‫شلیک کردن کافیه

585
00:39:16,500 --> 00:39:18,500
‫پس یه لطفی در حقم بکن...

586
00:39:19,900 --> 00:39:21,600
‫و اینا رو واسم بشمار!

587
00:39:23,200 --> 00:39:24,900
‫اوه نه!

588
00:39:29,500 --> 00:39:31,800
‫چرا جداً زودتر این کارو نکردم ؟

589
00:39:39,700 --> 00:39:41,400
‫ای بی همه چیز!

590
00:39:43,300 --> 00:39:44,700
‫لعنتی!

591
00:40:17,900 --> 00:40:19,000
‫خب...

592
00:40:20,800 --> 00:40:22,600
‫به سلامتی کوچیکترین مرکز پلیس

593
00:40:22,600 --> 00:40:24,600
‫بخاطر صرف نظر کردن از تمام جرایم

594
00:40:26,600 --> 00:40:28,500
‫مرد کوچیک بزرگ

595
00:40:32,700 --> 00:40:34,300
‫به یه چیزی داشتم فکر می کردم

596
00:40:35,200 --> 00:40:36,400
‫هوم ؟

597
00:40:36,700 --> 00:40:39,600
‫به نظرت جادو های خوش شانسی میتونستن

598
00:40:39,600 --> 00:40:41,500
‫روح رو به صاحابش برگردونن ؟

599
00:40:41,500 --> 00:40:42,600
‫بیخیال

600
00:40:42,800 --> 00:40:44,400
‫حتی فکر کردنش دیوونگیه

601
00:40:44,700 --> 00:40:46,700
‫ولی اون حسابی با قاطعیت میگفت که میتونه

602
00:40:48,800 --> 00:40:50,700
‫تو بهش نه گفتی

603
00:40:50,800 --> 00:40:52,300
‫چرا ؟

604
00:40:54,100 --> 00:40:55,700
‫یه معامله بود

605
00:40:56,100 --> 00:40:58,400
‫کی شده که آخر یه معامله پایان خوشی داشته باشه ؟

606
00:41:00,700 --> 00:41:03,400
‫من فقط میخوام بدونم که چطوری این با مغزت تصمیمو گرفتی

607
00:41:04,700 --> 00:41:07,900
‫رفیق حالا روح ندارم ولی سلول های مغزیمو که هنوز دارم

608
00:41:07,900 --> 00:41:10,500
‫اگه چیزی باشه باید بگم که مغزم بهتر کار میکنه

609
00:41:11,700 --> 00:41:14,000
‫فقط دارم مطمئن میشم که عاقلانه تصمیم میگیری

610
00:41:14,200 --> 00:41:17,700
‫میدونی که راه دیگه ای وجود نداره جز اینکه روحتو پس بگیری

611
00:41:23,200 --> 00:41:26,300
‫به چیز دیگه ای که فکر نمیکنی ، میکنی ؟|

612
00:41:26,300 --> 00:41:27,500
‫نه

613
00:41:27,500 --> 00:41:34,100
‫Www. Tvseries-Shop. Com : فروش جدیدترین سریال های خارجی
‫Www. Tvcenter. IR : کاری از

614
00:41:34,100 --> 00:41:38,100
‫مترجم : معین جهانیان

