‫﻿۱
00:00:02,338 --> 00:00:03,638
‫من یه شکارچی دیگه نمی خوام ، بابی

2
00:00:03,672 --> 00:00:05,122
‫چرا خودت نمیتونی اینکار رو بکنی؟

3
00:00:06,340 --> 00:00:07,974
‫باشه

4
00:00:08,008 --> 00:00:09,008
‫اسمش چیه؟

5
00:00:09,026 --> 00:00:10,675
‫خوب ، گارث ، اوضاع چطوره ؟

6
00:00:10,693 --> 00:00:11,977
‫بهتره با اف بی آی تماس بگیری

7
00:00:12,011 --> 00:00:13,644
‫سلام ، شما دین هستین؟

8
00:00:15,646 --> 00:00:16,846
‫فکر میکردم قد بلندتر باشین

9
00:00:16,864 --> 00:00:18,346
‫اون یارو لاغره کیه؟

10
00:00:18,364 --> 00:00:19,514
‫همکارمه

11
00:00:19,532 --> 00:00:21,482
‫ویلیس . اف بی آی

12
00:00:21,516 --> 00:00:26,351
‫نه گارث ، به من زنگ نزن . اف بی آی واقعی منظورم بود

13
00:00:26,369 --> 00:00:28,153
‫اوه ، این داستانهای مصوّر " مارمادوک" خیلی بامزه س

14
00:00:36,325 --> 00:00:37,908
‫تو چطور هنوز زنده  موندی؟

15
00:00:37,959 --> 00:00:39,410
‫چه خبر شده؟

16
00:00:44,863 --> 00:00:48,665
‫مدتها پیش توی این جنگلها

17
00:00:48,699 --> 00:00:51,000
‫یه پیرزنی به اسم

18
00:00:51,034 --> 00:00:53,534
‫جنی گرینتری زندگی میکرد

19
00:00:53,552 --> 00:00:55,502
‫اوه

20
00:00:55,536 --> 00:00:58,421
‫که بعد از کشته شدن خانواده ش در یه آتش سوزی مجبور شد از اینجا بره

21
00:00:58,472 --> 00:00:59,704
‫همه چی رو از دست داده بود

22
00:00:59,722 --> 00:01:02,539
‫بعضیا میگن حتی دیگه انسان هم نبود

23
00:01:02,557 --> 00:01:04,841
‫خیلی ناراحت کننده ست

24
00:01:04,875 --> 00:01:07,976
‫این داستان واقعیت داره ، رِی ! نگاه کن

25
00:01:08,011 --> 00:01:11,179
‫حروف اول اسمشو روی درخت حک کرده

26
00:01:11,213 --> 00:01:13,096
‫درست قبل از اینکه بمیره

27
00:01:13,147 --> 00:01:14,930
‫اون حروف اول اسمش نیست

28
00:01:14,981 --> 00:01:16,816
‫خوب ، اون چجوری مُرد؟

29
00:01:16,850 --> 00:01:20,317
‫یه شب طوفان شدیدی در گرفت

30
00:01:20,351 --> 00:01:24,270
‫اون سردش بود و گرسنه بود

31
00:01:24,321 --> 00:01:26,721
‫هیچ جا و هیچکس رو نداشت که بهش مراجعه کنه

32
00:01:26,739 --> 00:01:29,706
‫جنی گرینتری از سرما یخ زد

33
00:01:29,740 --> 00:01:33,826
‫درست زیر اون درخت

35
00:01:35,911 --> 00:01:40,395
‫و از اون موقع روح سرگردانش این جنگل رو به تسخیر در آورده

36
00:01:41,414 --> 00:01:43,198
‫این کار رو نکن

37
00:01:53,738 --> 00:01:57,372
‫شماها باید قیافه خودتونو میدیدین

38
00:01:57,406 --> 00:01:59,340
‫خوب که چی ، ترِوِر ؟ اصلا خنده دار نیست

39
00:01:59,374 --> 00:02:00,625
‫برای شماها خنده دار نیست

40
00:02:00,676 --> 00:02:03,343
‫هی ، تا اینجا رانندگی کردی؟

41
00:02:03,377 --> 00:02:06,961
‫اه ، خواهش میکنم

42
00:02:07,012 --> 00:02:12,632
‫ببین ، میگم چطوره تلفن منو بگیری ، خوب؟

44
00:02:12,683 --> 00:02:15,967
‫به بابا زنگ بزنی و چغلی کنی

45
00:02:16,018 --> 00:02:18,185
‫نه ، فقط دارم میگم که تو مستی

46
00:02:18,220 --> 00:02:20,553
‫- اینطوری نمیشه رانندگی کنی

47
00:02:20,587 --> 00:02:21,637
‫شنیدم

48
00:02:24,690 --> 00:02:26,356
‫اون  صدای چی بود؟

49
00:02:26,390 --> 00:02:29,308
‫چی؟ نه ، ترور بیا بگیر بشین ، خوب؟

51
00:02:31,694 --> 00:02:33,728
‫شماها اون صدا رو نمیشنوین؟

52
00:02:37,447 --> 00:02:38,813
‫ترور ، صدایی نمیاد

53
00:02:38,865 --> 00:02:41,032
‫خیلی خوب؟ بیا بریم بشینیم و...

54
00:02:41,067 --> 00:02:42,199
‫اون چیه؟

55
00:02:42,234 --> 00:02:45,368
‫باید فرار کنین . فرار کنین

56
00:02:45,402 --> 00:02:46,618
‫ترور

57
00:02:50,205 --> 00:02:52,038
‫ببخشید ولی برادرت چه مرگش بود؟

58
00:02:57,109 --> 00:02:59,576
‫ترور!

59
00:02:59,610 --> 00:03:00,661
‫ترور!

60
00:03:03,612 --> 00:03:06,947
‫ترو ، بس کن . مسخره بازی در نیار

61
00:03:10,950 --> 00:03:12,251
‫زود باش ، ترو . بیا برگردیم

62
00:03:12,285 --> 00:03:14,418
‫رفیق

63
00:03:14,452 --> 00:03:16,920
‫نمیشه که...

64
00:03:22,636 --> 00:03:26,634
‫Tala : ترجمه و زیرنویس

65
00:03:26,635 --> 00:03:30,634
‫تیم ترجمه فیلم باران
‫Www.BaranMovie۲۹.IN

72
00:03:51,241 --> 00:03:52,525
‫خانمها

73
00:03:52,609 --> 00:03:54,526
‫چیزی میخواستی ، خوش تیپ؟

74
00:03:54,577 --> 00:03:56,527
‫برای شروع

75
00:03:56,578 --> 00:03:57,928
‫بهتره یه کم احترام بذارین

76
00:03:57,962 --> 00:04:01,730
‫معذرت میخوام ، سرکار . ما نمی دونستیم

77
00:04:01,764 --> 00:04:03,431
‫اشکالی نداره . بفرمایید بشینید

78
00:04:04,666 --> 00:04:05,916
‫در مورد "ترور مکن" برام بگین

79
00:04:05,950 --> 00:04:07,300
‫همون شبی که رفته بودین گردش

80
00:04:07,335 --> 00:04:09,484
‫- خوب
‫- باشه

81
00:04:09,502 --> 00:04:10,785
‫خیلی عجیب بود ، چون به نظرم اون واقعا مست بود

83
00:04:13,154 --> 00:04:15,205
‫شما . ادامه بدین

84
00:04:15,256 --> 00:04:16,322
‫کار جنی گرینتری بود

85
00:04:16,340 --> 00:04:17,956
‫خفه شو

86
00:04:17,990 --> 00:04:19,641
‫اون داستان ، یه خرافات احمقانه ست

87
00:04:19,675 --> 00:04:22,610
‫- صبر کنین ، کی؟
‫- جنی گرینتری

88
00:04:22,644 --> 00:04:24,711
‫پدر من میگه که اون زن واقعا توی جنگل مُرده

89
00:04:24,762 --> 00:04:26,728
‫و توی قبرستان شهر دفن شده

90
00:04:32,533 --> 00:04:35,000
‫خوب جنی جون

91
00:04:35,018 --> 00:04:36,267
‫دیگه دوران سرکشی های تو تموم شده

92
00:04:40,604 --> 00:04:43,471
‫اونم به وسیله گارث

102
00:05:05,619 --> 00:05:06,852
‫ری ، کجایی؟

103
00:05:06,870 --> 00:05:11,355
‫الان باید پیش خانواده ت باشی

104
00:05:11,373 --> 00:05:13,689
‫کار احمقانه ای نکن . خواهش میکنم

105
00:06:26,267 --> 00:06:28,901
‫آره ترتیبشو دادم . فراموشش کن

106
00:06:28,919 --> 00:06:29,885
‫مشکل حل شد

107
00:06:29,919 --> 00:06:32,236
‫دارم برمیگردم

108
00:06:32,254 --> 00:06:34,737
‫یه حموم داغ برام آماده کن

109
00:06:34,755 --> 00:06:37,790
‫نه ، من بیشتر دوستت دارم

110
00:06:41,542 --> 00:06:43,010
‫وسیله نقلیه در کنار جنگل " ویدوز پیک " رها شده

111
00:06:43,044 --> 00:06:45,011
‫یه جسد هم پیدا کردیم

112
00:06:45,045 --> 00:06:46,611
‫پسره تیکه پاره شده

113
00:06:46,645 --> 00:06:47,812
‫چی؟

114
00:06:47,847 --> 00:06:50,714
‫نه چطور ممکنه ؟ من که اونو آتیش زدم

115
00:06:50,749 --> 00:06:53,082
‫خوب ، پس اگه بیدار شد بهمون زنگ بزن

116
00:06:53,100 --> 00:06:54,966
‫یا اگه هر اتفاق دیگه ای افتاد

117
00:06:55,018 --> 00:06:56,467
‫آره ، باشه

118
00:06:56,518 --> 00:06:58,968
‫ممنون به خاطر کمکت ، مگ

119
00:06:59,020 --> 00:07:01,303
‫عجب جونوریه!

120
00:07:01,354 --> 00:07:03,472
‫خوب ، کَس همونطوریه؟

121
00:07:03,523 --> 00:07:05,139
‫آره ، همونطوری

123
00:07:06,891 --> 00:07:10,893
‫تو وضعیتت چطوره؟

124
00:07:10,927 --> 00:07:13,727
‫خوبه . دارم بهتر میشم

125
00:07:13,761 --> 00:07:16,063
‫ولی ای کاش مثل نفرین نوار ویدیویی توی فیلم حلقه ، منتقل نمیشد

126
00:07:16,097 --> 00:07:19,364
‫یعنی احساس میکنم حالم خوبه چون از اون وضعیت بیرون اومدم

127
00:07:19,399 --> 00:07:20,866
‫نه ، اینطور نیست . شنیدی که کَس چی گفت؟

128
00:07:20,900 --> 00:07:23,034
‫نه ، ولش کن . خودت که میدونی؟

129
00:07:24,402 --> 00:07:25,535
‫الو

130
00:07:25,569 --> 00:07:27,870
‫سلام ، دین . گارث هستم

131
00:07:27,904 --> 00:07:30,088
‫- وایسا . کی؟ شما؟
‫- گارث

132
00:07:30,122 --> 00:07:31,204
‫گارث فیتزجرالد چهارم

133
00:07:31,239 --> 00:07:33,323
‫با هم روی پرونده ی اون شیطان کار میکردیم

134
00:07:33,374 --> 00:07:34,490
‫همون هستم که بهش مدیونی

135
00:07:34,541 --> 00:07:36,908
‫اوه ، آره

136
00:07:36,942 --> 00:07:38,159
‫حالت چطوره ، گارث؟

137
00:07:38,194 --> 00:07:39,727
‫حاضرم که دِینت رو به من ادا کنی ، داداش

138
00:07:39,761 --> 00:07:42,378
‫یه اتفاق عجیب توی جانکشن سیتی ، کانزاس افتاده

139
00:07:44,997 --> 00:07:47,631
‫خوب ، اینم از این

140
00:07:47,666 --> 00:07:51,800
‫آقایون ، ایشون سرجوخه براون هستن

141
00:07:51,835 --> 00:07:54,252
‫سرجوخه جیمز براون

142
00:07:54,286 --> 00:07:56,336
‫از یه ماموریت خودمو رسوندم اینجا

143
00:07:56,387 --> 00:07:57,804
‫فقط اومدم به پسر عمه ی خودم ادای احترام کنم

144
00:07:57,839 --> 00:07:59,522
‫چون نمی تونم توی مراسمش شرکت کنم

145
00:07:59,556 --> 00:08:01,306
‫حتما برای خانواده تون سوگ بزرگیه

146
00:08:01,340 --> 00:08:04,141
‫که دو تا برادر رو پشت سر هم از دست دادین

147
00:08:05,393 --> 00:08:07,677
‫بله بله ، عمه ی من...

148
00:08:07,728 --> 00:08:09,845
‫خیلی از این مساله دلشکسته شده

149
00:08:09,896 --> 00:08:12,513
‫دکتر ، میتونیم هر دو پرونده رو ببینیم؟

152
00:08:18,817 --> 00:08:21,735
‫همسرم زنگ زده . اگه کاری داشتین توی دفترم هستم

153
00:08:21,769 --> 00:08:23,603
‫عالیه

154
00:08:25,940 --> 00:08:27,824
‫نگفته بودی که برادر بودن

155
00:08:27,859 --> 00:08:30,610
‫رفیق ، من تازه در مورد اون یکی جسد شنیدم

156
00:08:30,644 --> 00:08:32,195
‫و سریع دست به کار شدم

157
00:08:32,246 --> 00:08:33,864
‫همینطوری که جلو میرم اطلاعات به دست میارم

158
00:08:33,915 --> 00:08:35,198
‫تو نمی تونی مثل آدم لباس بپوشی؟

159
00:08:35,249 --> 00:08:38,201
‫خوب ، آخه با یونیفرم خوش تیپ میشم

160
00:08:38,252 --> 00:08:40,871
‫آره . عامل مرگ مشابه بوده

161
00:08:42,673 --> 00:08:44,991
‫درسته ، توی جنگل دل و روده شونو کشیدن بیرون

162
00:08:45,009 --> 00:08:46,593
‫همون جنگلی که افسانه ها میگن

163
00:08:46,627 --> 00:08:48,378
‫روح جنی گرینتری توش سرگردانه

164
00:08:50,014 --> 00:08:53,550
‫من میزان تشعشعات رو بررسی کردم

166
00:08:56,270 --> 00:08:57,837
‫فکر میکنم دستگاهم دوباره خراب شده

167
00:08:57,855 --> 00:08:59,639
‫خوب ، بذار پله پله بریم جلو

168
00:08:59,673 --> 00:09:01,975
‫- روح جِنی نمی دونم چی چی؟
‫- گرینتری

169
00:09:02,009 --> 00:09:04,294
‫همین دیگه . من استخونهاشو سوزوندم

170
00:09:04,328 --> 00:09:06,062
‫آره ، خوب شاید هنوز چیزی از وسایلش باقی مونده باشه

171
00:09:06,114 --> 00:09:08,632
‫شک دارم . اون زن بی خانمان بوده

172
00:09:08,666 --> 00:09:10,650
‫در ضمن یه جورایی به نظرم میاد که انگار کار روح نیست

173
00:09:10,684 --> 00:09:12,119
‫بیشتر شبیه کار هیولاهای شکموئه

174
00:09:12,153 --> 00:09:13,970
‫یعنی یه گرگ نما؟

175
00:09:14,005 --> 00:09:15,372
‫البته شاهدها گفته بودن که

176
00:09:15,406 --> 00:09:18,074
‫اون چیزی که مقتول شماره یک رو دنبال میکرده نامرئی بوده

177
00:09:18,126 --> 00:09:21,995
‫پس با روح گرگ نمای نامرئی طرفیم

178
00:09:22,029 --> 00:09:24,097
‫پس برای چی فکرکردی از شماها کمک خواستم؟
‫- هی

179
00:09:24,132 --> 00:09:26,166
‫کدوم یکی از شما تا حالا اسم "تایسلپر شنیدین؟

180
00:09:26,200 --> 00:09:28,919
‫خوردنیه یا پوشیدنی؟

181
00:09:28,970 --> 00:09:30,353
‫یه جور آبجوئه

182
00:09:30,388 --> 00:09:33,323
‫توی سواحل شمال غربی تولید میشه

183
00:09:33,357 --> 00:09:34,925
‫ولی ما که توی کانزاس هستیم

184
00:09:34,976 --> 00:09:37,511
‫آره ، حالا اونو بیخیال . منظورت چیه؟

185
00:09:37,545 --> 00:09:40,263
‫صاحب کارخونه ی تولید کننده ، پدر این دو تا برادره

186
00:09:41,732 --> 00:09:43,049
‫خوب

187
00:09:43,067 --> 00:09:45,051
‫من یونیفرم رو میذارم کنار و پلیس فدرال میشم

188
00:09:45,069 --> 00:09:46,436
‫توی کارخونه میبینمتون

189
00:09:50,358 --> 00:09:52,142
‫یعنی عاشقشم!

190
00:10:00,234 --> 00:10:03,203
‫آقایون . من ماری هستم . مدیر اینجا

191
00:10:03,237 --> 00:10:05,055
‫ممنون که یکشنبه اومدین

192
00:10:05,089 --> 00:10:07,424
‫خوشحال میشم کمکی کرده باشم . هر کاری که از دستم بر بیاد

193
00:10:11,245 --> 00:10:14,047
‫اوه ، خوب پس همه اینا متعلق به پدر شماست؟

194
00:10:14,081 --> 00:10:15,549
‫و دوستش ... رندی بکستر

195
00:10:15,583 --> 00:10:18,218
‫الان به طور شراکتی مالک اینجا هستن

196
00:10:18,252 --> 00:10:19,386
‫الان؟

197
00:10:19,420 --> 00:10:21,221
‫خوب ، از موقعی که دیل مُرد

198
00:10:21,255 --> 00:10:22,556
‫وایسا ببینم

199
00:10:22,590 --> 00:10:25,725
‫فکر کردی همیشه میتونی دیر بیای سر کار؟

200
00:10:25,760 --> 00:10:26,776
‫معذرت میخوام ، آقا . دیگه تکرار نمیشه

201
00:10:26,811 --> 00:10:28,778
‫ایشون "رندی بکستر" خوش اخلاق هستن

202
00:10:28,813 --> 00:10:30,263
‫- بذار بهت بگم

203
00:10:30,281 --> 00:10:33,833
‫پست جدید رو بهت تبریک میگم . میری نگهبانی

204
00:10:33,868 --> 00:10:36,670
‫یه بار دیگه هم دیر بیای ، اخراجی

205
00:10:36,704 --> 00:10:38,038
‫بله ، قربان

206
00:10:40,208 --> 00:10:42,158
‫واقعا خیلی آدم خوبیه

207
00:10:42,210 --> 00:10:45,045
‫ولی خوب بعضیا اعصاب آدم رو خیلی خُرد میکنن

208
00:10:45,079 --> 00:10:46,613
‫کاملا درسته

209
00:10:46,631 --> 00:10:49,666
‫همکاران من سوالاتشون رو از شما میپرسن. منو ببخشید

210
00:10:49,717 --> 00:10:52,785
‫آه ، آره ، منم باهات میام

211
00:10:52,803 --> 00:10:55,755
‫آقای مکن؟

212
00:10:55,789 --> 00:10:58,124
‫چند تا سوال کوتاه. قول میدم

213
00:10:58,142 --> 00:11:02,112
‫آقای مکن ، آیا به نظرتون پسرهاتون دشمنی هم داشتن؟

215
00:11:02,146 --> 00:11:05,215
‫بهمون گفتن که ، حمله کارِ یه حیوون بوده

216
00:11:05,249 --> 00:11:07,517
‫باید همه احتمالات رو در نظر بگیریم

217
00:11:07,552 --> 00:11:10,203
‫اونا کلی دوست داشتن

218
00:11:10,238 --> 00:11:11,771
‫نه

219
00:11:11,805 --> 00:11:13,607
‫خوب ، اونا هم با شما کار میکردن؟ مثل ماری؟

220
00:11:13,641 --> 00:11:15,258
‫ممکنه کسی بهشون حسودی میکرده؟

221
00:11:15,293 --> 00:11:17,944
‫نه . ماری تنها فردیه که با من اینجا کار میکنه

222
00:11:17,979 --> 00:11:20,280
‫خوب . نه . اصلا...

223
00:11:20,314 --> 00:11:22,949
‫جیم . مشکلی نیست . آروم باش

224
00:11:22,983 --> 00:11:25,619
‫بذارین اون راحت باشه . من به سوالاتتون جواب میدم

225
00:11:25,653 --> 00:11:26,870
‫البته

226
00:11:30,508 --> 00:11:32,659
‫من نگران پدرم هستم

227
00:11:32,677 --> 00:11:35,161
‫وقتی دیل مُرد اون احساس گناه میکرد و حالا هم که اینطوری

228
00:11:35,179 --> 00:11:36,796
‫چرا احساس گناه میکرد؟

229
00:11:36,830 --> 00:11:38,498
‫خوب ، دیل حساس بود

230
00:11:38,516 --> 00:11:41,134
‫ولی خوب نمی شد که ۲۴ ساعته مراقبش باشیم

231
00:11:41,168 --> 00:11:44,220
‫مرگش تقصیر دوستهای دیل نبود

232
00:11:44,272 --> 00:11:46,723
‫ولی پدرتون هنوز احساس میکنه مقصره

233
00:11:46,774 --> 00:11:49,109
‫خوب فایده ای نداره چون همسر دیل ازمون شکایت کرده

234
00:11:49,143 --> 00:11:50,977
‫واقعا؟ چرا؟

235
00:11:51,011 --> 00:11:53,129
‫چون عصبانی و عزاداره و قانون آمریکا هم که میدونین چجوریه

236
00:11:54,982 --> 00:11:57,183
‫من ری و ترور رو میشناختم

237
00:11:57,251 --> 00:12:00,003
‫در واقع پدرخونده ی هر چهار تا بچه ی جیم هستم

238
00:12:00,037 --> 00:12:01,905
‫ری و ترور از تفریح بدشون نمی اومد

239
00:12:01,939 --> 00:12:03,740
‫ولی هیچوقت کار احمقانه ای ازشون سر نمیزد

240
00:12:03,791 --> 00:12:05,508
‫خودتون بچه ندارین؟

241
00:12:05,543 --> 00:12:06,626
‫فقط بچه های جیم هستن

242
00:12:06,661 --> 00:12:09,329
‫از ماشین من استفاده میکردن و یخچالم رو خالی میکردن

243
00:12:09,363 --> 00:12:11,581
‫شما دو نفر در حال اداره این کارخونه با یه شریک دیگه بودین

244
00:12:11,616 --> 00:12:12,632
‫درسته؟

245
00:12:12,667 --> 00:12:15,201
‫آره ، دیل

246
00:12:15,219 --> 00:12:18,755
‫چند ماه پیش فوت کرد

247
00:12:18,806 --> 00:12:20,674
‫توی جنگل فوت کرد یا...

248
00:12:20,708 --> 00:12:22,676
‫خودکشی کرد

249
00:12:22,710 --> 00:12:24,594
‫اوه ، متاسفم

250
00:12:24,645 --> 00:12:27,180
‫خوب ، مدت طولانی ای بود که مشکل داشت

251
00:12:27,214 --> 00:12:29,048
‫این درست مثل یه کابوسه

252
00:12:29,066 --> 00:12:30,266
‫اول دیل ، و حالا هم این

253
00:12:30,318 --> 00:12:32,235
‫قرار بود امسال ، سال خوبی برای ما باشه

254
00:12:32,269 --> 00:12:34,321
‫داریم این همه آبجو میفروشیم

255
00:12:34,355 --> 00:12:37,173
‫به یکی از بزرگترین توزیع کننده های آمریکا

256
00:12:37,208 --> 00:12:39,726
‫چند ماه بود داشتیم براش برنامه ریزی میکردیم

257
00:12:39,744 --> 00:12:42,278
‫اخبار به زودی همه جا پخش میشه

258
00:12:42,330 --> 00:12:44,164
‫خوب ، پس حسابی پیشرفت کردین ،ها؟

259
00:12:44,198 --> 00:12:45,548
‫اگه در شرایط دیگه ای غیر از این بودیم

260
00:12:45,583 --> 00:12:47,801
‫بله ، الان باید جشن میگرفتیم

261
00:13:04,368 --> 00:13:06,686
‫چه نقاشی قشنگی ، عزیزم

262
00:13:06,721 --> 00:13:09,222
‫سلام

263
00:13:09,256 --> 00:13:11,057
‫- بابابزرگ اومد
‫- سلام

264
00:13:19,933 --> 00:13:21,601
‫اوخ

265
00:13:23,120 --> 00:13:25,772
‫یه کم خوراکی میارم

266
00:13:25,790 --> 00:13:27,157
‫بفرمایید ، بابا

267
00:13:29,243 --> 00:13:32,712
‫سلام ، چی داری میکشی؟

268
00:13:32,747 --> 00:13:34,998
‫دنیای خودم

270
00:14:18,259 --> 00:14:20,760
‫چی شده ، عزیزم؟

271
00:14:33,274 --> 00:14:34,891
‫چی شده؟

272
00:14:41,532 --> 00:14:42,815
‫لیلین

273
00:14:59,669 --> 00:15:02,658
‫میلیونها موجود هستن که توی شب راه میفتن

274
00:15:02,660 --> 00:15:05,044
‫ولی وقتی صحبت از موجودات نامرئی میشه تعدادشون کاهش پیدا میکنه

275
00:15:07,762 --> 00:15:10,112
‫خدمات پس از ساعات کار؟

276
00:15:10,147 --> 00:15:11,880
‫واقعا که گارث

277
00:15:11,914 --> 00:15:13,215
‫به نظرت این مُتل یه کم نامناسب نیست؟

278
00:15:13,249 --> 00:15:16,349
‫آدم بعد از یه روز کار خسته کننده ، دلش یه کم تفریح میخواد

280
00:15:16,383 --> 00:15:17,699
‫همین چیزهای کوچیک هم به آدم امید میدن

281
00:15:18,885 --> 00:15:22,085
‫دلم برای اون کارخونه دارهای بیچاره می سوزه

282
00:15:22,103 --> 00:15:24,753
‫کلی وقت صرف کنی که دنیا رو با نوشیدنی به یه جای قشنگتر تبدیل کنی

283
00:15:24,771 --> 00:15:27,254
‫اول شریکت خودکشی کنه

284
00:15:27,272 --> 00:15:30,189
‫حالا هم که دو تا پسرهاش به وسیله یه جونور کشته شدن

285
00:15:30,224 --> 00:15:32,023
‫طوری که اینجا نوشته شده ، دیل فقط یه شریک ساده نبوده

286
00:15:32,058 --> 00:15:33,374
‫اولین مخترع این نوع آبجو بوده

287
00:15:33,408 --> 00:15:35,308
‫مخترع آبجو؟

288
00:15:35,342 --> 00:15:36,359
‫همه جا به عنوان نابغه میشناختنش

289
00:15:36,393 --> 00:15:39,360
‫خوب ، که اینطور

290
00:15:39,394 --> 00:15:41,816
‫اصلا تولید آبجو چی هست که آدم بخواد..

291
00:15:41,821 --> 00:15:42,706
‫جایزه ی چی بود؟

292
00:15:42,731 --> 00:15:44,930
‫هشت تا جایزه از طرف مجلات آشپزی بگیره

293
00:15:45,614 --> 00:15:48,731
‫آبجو که غذا نیست ... مثل آبه دیگه

294
00:15:53,285 --> 00:15:55,935
‫تایسلپر

295
00:16:00,455 --> 00:16:03,322
‫وای ، چقدر این باحاله

296
00:16:03,373 --> 00:16:04,989
‫دیگه حتی احساس عصبانیت هم نمی کنم

297
00:16:21,915 --> 00:16:24,782
‫بد نگذره ، گارث

298
00:16:24,800 --> 00:16:26,833
‫من معمولا حتی آبجو هم نمی خورم

299
00:16:26,885 --> 00:16:29,050
‫باعث میشه نتونم عمیق فکر کنم

300
00:16:31,586 --> 00:16:34,237
‫مخصوصا که غرق در یک پرونده باشم

301
00:16:35,555 --> 00:16:37,672
‫هی ، بچه ها . یه جوک تعریف کنم؟

302
00:16:37,723 --> 00:16:39,839
‫گوش کنین. یه چیز جالب پیدا کردم

303
00:16:44,426 --> 00:16:46,692
‫گارث ، تو مستی؟

304
00:16:46,727 --> 00:16:49,010
‫رفیق ، خوب یه بطری کامل آبجو خوردم

305
00:16:49,061 --> 00:16:50,411
‫معلومه که مستم

306
00:16:51,730 --> 00:16:54,296
‫چیز جالب چی بود؟

307
00:16:54,314 --> 00:16:55,030
‫درسته

308
00:16:55,064 --> 00:16:56,398
‫هی ، میشه من یه مقدار دیگه از این آبجو بخورم؟

309
00:16:56,432 --> 00:16:59,683
‫نخیر ، جنابعالی باید قهوه بخوری ، بی جنبه!

310
00:16:59,734 --> 00:17:01,100
‫قهوه با الکل؟

311
00:17:01,134 --> 00:17:04,134
‫اینجا نوشته که دیل کمپانی رو ترک کرده بوده

312
00:17:04,152 --> 00:17:05,669
‫دو هفته قبل از اینکه بمیره

313
00:17:05,703 --> 00:17:09,020
‫یا شاید بیرونش کردن چون حاضر نبوده فرمولش رو بفروشه

314
00:17:09,055 --> 00:17:11,355
‫بکستر گفت ماهها بوده که داشتن روی این قرارداد کار میکردن

315
00:17:11,406 --> 00:17:14,439
‫این عکس العمل همسرش رو توجیه میکنه . میخواد شکایت کنه

316
00:17:14,473 --> 00:17:17,275
‫شاید دیل یه مدرکی علیه اونا داشته و زنش هم داره از همون استفاده میکنه

317
00:17:17,309 --> 00:17:22,227
‫درسته ، پس شاید اون روح سرگردان همونه

318
00:17:23,578 --> 00:17:25,861
‫مراجعه به منزل مکن
‫خیابان واشبورن شماره ۶۹۸

319
00:17:25,896 --> 00:17:28,146
‫منزل مکن یعنی جیم مکن؟

320
00:17:28,164 --> 00:17:29,780
‫به خاطر اون بیچاره ها هم که شده امیدوارم

321
00:17:29,814 --> 00:17:31,864
‫که اون روح از توی جنگل بیرون نیومده باشه

322
00:17:31,916 --> 00:17:33,582
‫خیلی خوب

323
00:17:33,616 --> 00:17:35,082
‫بریم یه نگاهی بندازیم

324
00:17:35,117 --> 00:17:37,534
‫شما دو تا برین . من میرم سراغ همسر دیل

325
00:17:39,803 --> 00:17:42,220
‫- خوب؟
‫- هیچ آثاری نیست

326
00:17:42,254 --> 00:17:46,005
‫دستگاه من هیچی رو نشون نمیده . این یکی هم همینطور

327
00:17:46,039 --> 00:17:47,756
‫- اون مال منه؟
‫- آره

328
00:17:47,790 --> 00:17:48,872
‫قرض گرفتم . چون مال خودم خراب بود

329
00:17:48,924 --> 00:17:49,873
‫اوه

330
00:17:49,925 --> 00:17:51,874
‫خوب

331
00:17:51,926 --> 00:17:53,792
‫هنوزم باید فکر کنیم که یه گرگ نمای نامرئیه؟

332
00:17:53,826 --> 00:17:56,159
‫شاید ، شایدم نه . من نمی تونم از تِس حرف بکشم

333
00:17:56,177 --> 00:17:58,460
‫ولی احساس میکنم یه چیزی دیده

334
00:18:00,946 --> 00:18:03,930
‫من میرم باهاش حرف بزنم

335
00:18:03,964 --> 00:18:04,931
‫- چیکار کنی؟
‫- به من اعتماد کن

336
00:18:04,965 --> 00:18:07,898
‫خانم اسثتناییِ من یه دوقلو داره

337
00:18:07,933 --> 00:18:08,933
‫آقای مکن؟

338
00:18:08,967 --> 00:18:10,984
‫خانمِ استثنایی دیگه چیه؟

339
00:18:11,435 --> 00:18:13,051
‫از نظر شما اشکالی نداره اگه چند لحظه با تِس تنها صحبت کنیم؟

340
00:18:13,102 --> 00:18:15,269
‫واقعا میتونه کمک کنه

341
00:18:15,304 --> 00:18:17,469
‫عزیزم ، ما...

342
00:18:17,503 --> 00:18:19,271
‫ما بیرون اتاق هستیم ؛ باشه؟

343
00:18:22,340 --> 00:18:23,839
‫مرسی

344
00:18:26,359 --> 00:18:28,642
‫سلام ، تس

345
00:18:28,676 --> 00:18:31,026
‫میخوای به من بگی امشب چی دیدی؟

346
00:18:35,346 --> 00:18:38,780
‫یا شاید دوست داشته باشی با...

347
00:18:38,814 --> 00:18:40,064
‫آقای فِس فسو حرف بزنی؟

348
00:18:40,115 --> 00:18:41,565
‫من با تو دوستم

350
00:18:44,017 --> 00:18:47,017
‫گارث. میشه اون جوراب رو بذاری کنار؟

351
00:18:47,035 --> 00:18:49,986
‫آقا فس فسو میخواد به تِس کمک کنه

352
00:18:50,020 --> 00:18:52,587
‫میخواد حرفاشو بشنوه

353
00:18:52,621 --> 00:18:54,738
‫من یک پدری از این آقا فس فسو در بیارم

354
00:18:56,823 --> 00:19:00,641
‫یه هیولا بود

355
00:19:02,175 --> 00:19:04,159
‫من حرفاتو باور میکنم ، تس

356
00:19:04,193 --> 00:19:06,477
‫پنجول هم داشت؟

357
00:19:08,462 --> 00:19:10,045
‫چطور فقط تو تونستی ببینیش ، تس؟

358
00:19:14,382 --> 00:19:16,915
‫دیگه چی ، تس؟

359
00:19:19,634 --> 00:19:22,418
‫مطمئنی؟

360
00:19:22,469 --> 00:19:29,704
‫چون آقا فس فسو میفهمه که بچه ها کی دروغ میگن

362
00:19:29,722 --> 00:19:31,872
‫خیلی خوب ، بس کنین لطفا

363
00:19:31,890 --> 00:19:33,090
‫آقای فِس فسو

364
00:19:33,141 --> 00:19:34,775
‫من نوشیدنی بزرگترا رو خوردم

365
00:19:36,311 --> 00:19:39,664
‫نوشیدنی بزرگترا؟ مثلا قهوه؟

366
00:19:41,016 --> 00:19:43,334
‫یعنی الکل؟

367
00:19:43,368 --> 00:19:44,852
‫تصادفی بود

368
00:19:44,886 --> 00:19:47,822
‫نذار منو دستگیر کنن ، آقا فس فسو

369
00:19:52,577 --> 00:19:54,178
‫شوهرتون خیلی سفر میرفت ، درسته؟

370
00:19:54,212 --> 00:19:57,198
‫همه جاهای عجیب و غریب رو گشته بود

371
00:19:57,232 --> 00:19:58,699
‫برای اینکه افزودنیهای بهتری برای فرمولش پیدا کنه

372
00:19:59,951 --> 00:20:01,902
‫درسته . منم امتحانش کردم . کارشون عالی بوده

373
00:20:03,088 --> 00:20:05,840
‫شنیدم که روابطتون با همکارهای سابق دیل

374
00:20:05,874 --> 00:20:07,191
‫خوب نیست

375
00:20:07,225 --> 00:20:09,844
‫خوب اونا موقع خرید سهمش از کارخونه سرش کلاه گذاشتن

376
00:20:09,878 --> 00:20:12,880
‫مشکل من در مورد پول نیست . فقط اینکه...

377
00:20:12,914 --> 00:20:15,733
‫اون کارخونه حکم بچه ش رو براش داشت

378
00:20:15,767 --> 00:20:18,235
‫شما خیلی از این مساله ناراحتین

379
00:20:18,270 --> 00:20:22,089
‫خیلی عصبانی ام . ازشون متنفرم

380
00:20:22,107 --> 00:20:24,742
‫ولی بعد باز فکر میکنم که دیل چطور آدمی بود

381
00:20:24,776 --> 00:20:26,043
‫منظورتون چیه؟

382
00:20:26,078 --> 00:20:30,314
‫با اینکه دوستانش سرش کلاه گذاشتن ، ولی میدونین چی گفت؟

383
00:20:30,365 --> 00:20:33,150
‫گفت یه هدیه براشون میفرستم که بدونن بخشیدمشون

384
00:20:33,185 --> 00:20:35,586
‫شما می دونین چی براشون فرستاد؟

385
00:20:35,620 --> 00:20:38,756
‫یه بطری ساکی . که از یکی از سفرهاش آورده بود

386
00:20:38,790 --> 00:20:43,928
‫توی یه جعبه که نوشته های قشنگی داشت

387
00:20:43,962 --> 00:20:47,581
‫خیلی ازش مراقبت میکرد. نمیذاشت من بهش دست بزنم

388
00:20:47,615 --> 00:20:48,999
‫خوب ، اون پسره توی جنگل

389
00:20:49,051 --> 00:20:51,618
‫چیزی رو دید که هیچکس دیگه نمی دید

390
00:20:51,636 --> 00:20:53,421
‫بعد تس یه هیولا می بینه که جیم نمی تونه ببینه

391
00:20:53,455 --> 00:20:55,423
‫سرنخ کجاست؟

393
00:20:57,459 --> 00:21:01,295
‫خوب ، بعضی موجودات رو میشه توی اشعه مادون قرمز دید

394
00:21:04,983 --> 00:21:07,134
‫نوشیدنی بزرگترا

395
00:21:07,152 --> 00:21:08,402
‫تس نوشیدنی مادرش رو خورده بود

396
00:21:08,437 --> 00:21:10,271
‫و چطور کشته شدن قربانی رو دیده بود

397
00:21:10,305 --> 00:21:11,756
‫درسته

398
00:21:11,790 --> 00:21:13,774
‫پس...

400
00:21:15,143 --> 00:21:17,111
‫هیولایی که فقط موقع مستی میشه دیدش

401
00:21:17,145 --> 00:21:18,645
‫باحاله!

402
00:21:18,663 --> 00:21:22,116
‫جنگیدن باهاش خیلی سخت میشه

403
00:21:26,421 --> 00:21:28,539
‫فقط برای اینکه بتونم حواسم رو جمع کنم ، میخورم

404
00:21:28,590 --> 00:21:30,207
‫تو که فقط باید شراب میوه بخوری

405
00:21:30,258 --> 00:21:32,877
‫خیلی خوشم میاد . مزه شون شیرینه

407
00:21:37,516 --> 00:21:40,851
‫اون قمقمه داستانش چیه؟

408
00:21:40,886 --> 00:21:41,969
‫برای خوش شانسیه؟

409
00:21:42,003 --> 00:21:43,604
‫مال بابی بود

410
00:21:45,273 --> 00:21:47,558
‫هیچ مشروب سازی لیاقت نداره که بهش ۸ تا جایزه بدن

411
00:21:49,861 --> 00:21:53,280
‫واقعا؟

412
00:21:53,315 --> 00:21:54,848
‫چونکه...

413
00:21:54,866 --> 00:21:57,401
‫فکر میکنی امکانش هست که

414
00:21:57,452 --> 00:21:59,954
‫بابی همراه شماها باشه؟

415
00:21:59,988 --> 00:22:01,455
‫نه ، ما به روش شکارچی ها جسدشو سوزوندیم

416
00:22:01,490 --> 00:22:03,624
‫آره ، منم پسرعموم براندون رو سوزوندم

417
00:22:03,658 --> 00:22:05,292
‫ولی روحش بازم توی این دنیا باقی موند

418
00:22:05,327 --> 00:22:07,244
‫تازه توی هند هم روح هست

419
00:22:07,295 --> 00:22:08,862
‫اونا که همه جسدهاشونو می سوزونن

420
00:22:08,880 --> 00:22:10,915
‫این طبیعیه

421
00:22:10,966 --> 00:22:12,750
‫ولی این اطراف اشعه هست

422
00:22:12,801 --> 00:22:14,251
‫و این اشعه فقط مربوط به این پرونده نیست

423
00:22:14,302 --> 00:22:16,337
‫خوب ، در مورد این نباید صحبت کنیم ، باشه؟

424
00:22:16,371 --> 00:22:17,421
‫وسط کار که نمیشه

425
00:22:17,472 --> 00:22:18,705
‫معذرت میخوام

426
00:22:21,176 --> 00:22:23,177
‫فقط امیدوارم سوزوندنش کافی بوده باشه

427
00:22:24,146 --> 00:22:26,547
‫سلام ، سم

428
00:22:26,565 --> 00:22:29,049
‫آره ، رفتیم . داریم برمیگردیم

429
00:22:50,738 --> 00:22:52,406
‫ایناهاش

430
00:23:06,104 --> 00:23:09,256
‫اوه ، وایسا یه لحظه

431
00:23:10,308 --> 00:23:12,309
‫یه نفر محتویاتش رو مصرف کرده

432
00:23:12,360 --> 00:23:13,861
‫خوب ، معلومه

433
00:23:16,364 --> 00:23:17,698
‫هی ، اونجا رو

434
00:23:19,367 --> 00:23:21,085
‫خدایا ، از دست این آدمای دیوونه

435
00:23:21,119 --> 00:23:22,803
‫برو ببینیم چی پیدا میکنی

436
00:23:28,493 --> 00:23:29,977
‫خوب

437
00:23:39,921 --> 00:23:41,222
‫اولین مرگ کی بود؟

438
00:23:41,256 --> 00:23:43,724
‫چهار ماه پیش ؟ آره؟

439
00:23:43,758 --> 00:23:46,026
‫و ترور مکن . اولین قربانی

440
00:23:46,061 --> 00:23:48,262
‫خوب ، از این بطری چی در آورده؟

441
00:23:57,906 --> 00:23:59,523
‫چیزی نیست

442
00:24:00,792 --> 00:24:04,278
‫چیزی که ما بتونیم ببینیم نیست

443
00:24:13,321 --> 00:24:14,772
‫شوخیت گرفته؟

444
00:24:14,806 --> 00:24:16,173
‫زود باش

446
00:24:19,461 --> 00:24:22,096
‫آخه تو مگه مست هم میشی؟

447
00:24:22,130 --> 00:24:24,466
‫انقدر خوردی که الان انگار داری قرص ویتامین میخوری

448
00:24:24,500 --> 00:24:26,468
‫خفه شو

449
00:24:27,502 --> 00:24:28,619
‫آخ جون

450
00:24:55,497 --> 00:24:56,997
‫- خوب ، شروع کنیم

451
00:24:57,031 --> 00:24:58,299
‫بزن عقب ببینیم

452
00:25:08,643 --> 00:25:10,427
‫پس اون از جعبه آوردش بیرون

453
00:25:10,478 --> 00:25:12,680
‫و اون روح هم دنبالش کرده

454
00:25:12,714 --> 00:25:14,615
‫به جاهایی که همه اون اتفاقات افتاده

455
00:25:14,649 --> 00:25:16,934
‫بله . بله

456
00:25:16,985 --> 00:25:19,269
‫کاملا درسته

457
00:25:19,321 --> 00:25:21,822
‫من یه مقدار مستم

458
00:25:21,856 --> 00:25:23,441
‫این چیه؟

459
00:25:23,492 --> 00:25:25,612
‫دوسش میدارم

460
00:25:25,663 --> 00:25:26,948
‫دلم واسه اینجوری حرف زدن تنگ شده بود

461
00:25:26,999 --> 00:25:29,837
‫اینجا چه خبره؟

462
00:25:31,257 --> 00:25:33,243
‫- ای وای

463
00:25:33,261 --> 00:25:34,562
‫خاموش کن . خاموش کن

464
00:25:34,597 --> 00:25:35,914
‫هان؟، FBI
‫میدونین چیه؟

465
00:25:35,932 --> 00:25:37,384
‫میتونین حرفاتونو به پلیس بزنین

466
00:25:37,418 --> 00:25:39,973
‫آقای بکستر . اگه اجازه بدین توضیح میدیم

468
00:25:44,448 --> 00:25:48,572
‫۹۱۱.
‫مشکلتون چیه؟

469
00:25:48,606 --> 00:25:50,743
‫الو؟ به کمک احتیاج دارین؟

472
00:26:01,462 --> 00:26:05,802
‫نوشته : " آنچه گرفتی ، از تو پس گرفته "خواهد شد

473
00:26:05,820 --> 00:26:07,873
‫چشم در مقابل چشم

474
00:26:07,908 --> 00:26:09,559
‫فهمیدین؟

477
00:26:19,128 --> 00:26:20,296
‫شماها اینو از کجا آوردین؟

478
00:26:20,330 --> 00:26:23,302
‫چطور؟ مگه مهمه؟

479
00:26:23,336 --> 00:26:24,938
‫شماها که خرافاتی نیستین. هستین؟

480
00:26:24,972 --> 00:26:26,223
‫نه اصلا

481
00:26:26,275 --> 00:26:27,593
‫نه نه

482
00:26:27,628 --> 00:26:31,283
‫آخه اینجا نوشته که بطری داخل این حاوی یه چیزیه به اسم شوجو

483
00:26:31,318 --> 00:26:33,838
‫شوجو دیگه چیه؟

484
00:26:33,872 --> 00:26:35,057
‫روح الکلی

485
00:26:36,193 --> 00:26:39,649
‫ببینین ، این یه افسانه ی قدیمیه
‫من نگران نیستم

486
00:26:39,683 --> 00:26:42,470
‫ولی این ارواح رفتار دوستانه ای ندارن

487
00:26:46,012 --> 00:26:47,263
‫من باید برم

488
00:26:47,314 --> 00:26:49,266
‫اوه ، بفرمایید

489
00:26:49,317 --> 00:26:50,653
‫- ممنون
‫- ممنون

491
00:27:04,212 --> 00:27:05,180
‫گارث

492
00:27:06,600 --> 00:27:08,719
‫بکستر کجاس؟

493
00:27:08,753 --> 00:27:12,059
‫اون از چیزی که به نظر میاد خیلی سنگینتره ، محض اطلاعتون

494
00:27:12,093 --> 00:27:13,395
‫بیا

495
00:27:13,429 --> 00:27:15,432
‫فکر کردم شاید اینو لازم داشته باشی

496
00:27:15,450 --> 00:27:20,909
‫فکر کن الان توی وان حموم رییس معروفترین کارخونه آبجوفروشی رو داری

498
00:27:20,943 --> 00:27:22,445
‫به نظرت آخر عاقبت خوبی داره؟

499
00:27:22,463 --> 00:27:24,215
‫راستش برام مهم نیست

500
00:27:24,250 --> 00:27:26,452
‫خوب . شوجو

501
00:27:26,470 --> 00:27:27,839
‫بذار ببینم چی پیدا میکنیم

502
00:27:27,890 --> 00:27:29,675
‫شوجو چیه؟

503
00:27:29,726 --> 00:27:31,795
‫روح نوشیدنی ژاپنی

504
00:27:31,814 --> 00:27:34,601
‫پس اینم دلیل اینکه چرا فقط موقع مستی میشه دیدش

505
00:27:34,635 --> 00:27:36,705
‫خیلی شاعرانه س

506
00:27:41,414 --> 00:27:44,386
‫اوه ، چه ترسناکه

507
00:27:44,420 --> 00:27:46,507
‫خوب ، نوشته که شوجو جاهایی پرسه میزنه

508
00:27:46,541 --> 00:27:48,293
‫که کلی الکل باشه

509
00:27:48,327 --> 00:27:50,564
‫یه افسانه ای هست که میگه در زمانهای قدیم

510
00:27:50,598 --> 00:27:51,950
‫اگه یه آدم به اندازه ی کافی مست بود

511
00:27:51,984 --> 00:27:54,906
‫یه سری چیزای غیر عادی توی مشروب فروشیهای ژاپن میدید

512
00:27:54,940 --> 00:27:57,260
‫آره ، ولی واسه چی ، این یکی آدمهای مست رو تیکه پار میکنه؟

513
00:27:57,294 --> 00:27:59,548
‫ظاهرا ، میشه یه شوجو رو مهار کرد

514
00:27:59,582 --> 00:28:00,900
‫توی یه جعبه سحرآمیز

515
00:28:00,951 --> 00:28:02,871
‫بعدش میشه از اون به عنوان سگ نگهبان استفاده کرد

516
00:28:02,905 --> 00:28:05,627
‫که برای هر جور انتقامی که دلت بخواد به کار میره

518
00:28:05,710 --> 00:28:07,829
‫پس دیل یه روح اسیر کرده بوده تا از دوستاش انتقام بگیره

519
00:28:07,863 --> 00:28:09,349
‫بطری رو فرستاده براشون و مطمئن بود دیر یا زود بازش میکنن

520
00:28:09,383 --> 00:28:10,551
‫بعدش یه شوجو پیداش میشه

521
00:28:10,585 --> 00:28:11,686
‫که هر چیزی دیل بهش گفته انجام میده

522
00:28:11,721 --> 00:28:13,206
‫چیزایی که روی جعبه نوشته بوده

523
00:28:13,224 --> 00:28:15,260
‫وایسا

524
00:28:15,312 --> 00:28:17,648
‫ولی اون اصلا کسانی که بهش خیانت کردن رو نکُشته

525
00:28:17,683 --> 00:28:19,628
‫خوب همسر دیل گفت که کمپانی برای دیل حکم بچه ش رو داشته

526
00:28:19,736 --> 00:28:21,939
‫پس اگه واقعا میخواسته که دوستانش دردی رو که اون کشیده حس کنن

527
00:28:21,990 --> 00:28:23,726
‫باید بچه هاشونو میگرفت

528
00:28:23,744 --> 00:28:26,030
‫خوب ، بچه هاشون . بچه های جیم

529
00:28:26,064 --> 00:28:27,700
‫میشدن فرزند خوانده های بکستر

530
00:28:27,734 --> 00:28:29,637
‫خوب ، بریم سراغ اینکه چطور شکارش کنیم

531
00:28:29,671 --> 00:28:32,392
‫خبر خوب اینکه میشه کُشتش

532
00:28:32,426 --> 00:28:33,394
‫ولی...

533
00:28:33,428 --> 00:28:35,181
‫فقط با یه شمشیر سامورایی

534
00:28:35,215 --> 00:28:37,250
‫که با دعای شینتو تطهیر شده باشه

535
00:28:37,268 --> 00:28:39,371
‫خوب ، زیاد هم راحت نیست

536
00:28:39,406 --> 00:28:41,192
‫اون شوجو که تقریبا کارش تموم شده درسته؟

537
00:28:41,226 --> 00:28:43,179
‫یعنی دیگه فقط ماری باقی مونده، پس...

538
00:28:43,213 --> 00:28:45,717
‫من میرم به مغازه های عتیقه فروشی تا شمشیر پیدا کنم

539
00:28:45,751 --> 00:28:46,802
‫شماها مواظب ماری باشین

540
00:28:49,074 --> 00:28:51,328
‫ای وای ، معذرت میخوام

541
00:28:53,583 --> 00:28:55,886
‫اینو ولش کن

542
00:28:55,920 --> 00:28:58,724
‫شاید هم دلیلی برای معذرتخواهی وجود نداشته باشه

543
00:28:58,759 --> 00:28:59,743
‫گارث

544
00:28:59,777 --> 00:29:00,945
‫چی داره میگه؟

545
00:29:00,980 --> 00:29:03,683
‫من فکر میکنم بابی دنبال شماهاس

546
00:29:03,734 --> 00:29:06,137
‫به دین گفتم ولی گفت ساکت باشم

547
00:29:06,155 --> 00:29:07,457
‫گارث. دست بردار

548
00:29:07,492 --> 00:29:09,862
‫- اشکال نداره
‫- نخیر ، خیلی هم اشکال داره

549
00:29:09,913 --> 00:29:11,715
‫من سعی کردم با بابی ارتباط برقرار کنم

550
00:29:12,918 --> 00:29:14,788
‫همون موقعی که اون آبجو ناپدید شد

551
00:29:14,822 --> 00:29:16,808
‫از تخته ی صحبت با ارواح استفاده کردم

552
00:29:16,843 --> 00:29:18,261
‫بدون من؟

553
00:29:18,295 --> 00:29:20,130
‫میدونی ، فکر کردم چرا باید بهت بگم

554
00:29:20,164 --> 00:29:22,501
‫وقتی خودم میتونم حل و فصلش کنم

555
00:29:22,519 --> 00:29:24,472
‫و؟

556
00:29:24,506 --> 00:29:26,326
‫اگه چیزی بود ، بهت میگفتم

557
00:29:32,204 --> 00:29:35,292
‫در موردش بعدا صحبت میکنیم ، تو برو پیش ماری

558
00:29:35,327 --> 00:29:37,229
‫من کلیدها رو برداشتم

559
00:29:46,397 --> 00:29:48,434
‫من میخوام کمکتون کنم ، آقای بکستر

560
00:29:48,485 --> 00:29:50,153
‫شما دیگه کی هستین؟

561
00:29:50,187 --> 00:29:53,760
‫من گیج شدم

562
00:29:56,198 --> 00:29:59,504
‫دیل سعی کرد کاری کنه که

563
00:29:59,538 --> 00:30:00,823
‫به بچه های شما صدمه برسونه

564
00:30:00,858 --> 00:30:03,962
‫ولی شما که بچه ندارین

565
00:30:04,013 --> 00:30:06,684
‫این مساله خیلی ناراحتم میکنه . باور کنین

566
00:30:06,719 --> 00:30:09,239
‫میشه به من بگین چی رو دارین پنهان میکنین؟

567
00:30:09,273 --> 00:30:11,810
‫پنهان میکنم؟

568
00:30:11,861 --> 00:30:13,145
‫بگین ببینم

569
00:30:13,196 --> 00:30:16,999
‫آخرین باری که به کارمندهاتون فرصت جبران اشتباه رو دادین کی بود؟

570
00:30:17,033 --> 00:30:19,068
‫- شاید هیچوقت
‫- دقیقا

571
00:30:19,102 --> 00:30:20,737
‫شما مسوول توبیخ هستین ، درسته؟

572
00:30:20,771 --> 00:30:23,540
‫کار سختیه ولی به هر حال یکی باید اینکار رو بکنه ، درسته؟

573
00:30:23,574 --> 00:30:27,660
‫پس چرا با اون نگهبان بی عرضه کنار اومدین؟

574
00:30:28,879 --> 00:30:31,731
‫خوب من تحقیق کردم

575
00:30:31,765 --> 00:30:35,002
‫و اسم مادرش رو گیر آوردم

576
00:30:35,053 --> 00:30:37,888
‫که قبلا منشی شما بوده

577
00:30:37,923 --> 00:30:40,925
‫البه شما که ازدواج کرده بودین بنابراین

578
00:30:40,959 --> 00:30:43,894
‫نباید کار بدی میکردین ، ها؟

579
00:30:46,265 --> 00:30:48,733
‫میخواین به کجا برسین؟

580
00:30:48,768 --> 00:30:51,286
‫مهم نیست که دیل چی در مورد شما می دونست

581
00:30:51,320 --> 00:30:54,589
‫چون اون موجودی که بچه ها رو میکشه ، اینو میدونه

582
00:30:58,578 --> 00:31:00,363
‫با مادرش که خوب کنار نیومدیم

583
00:31:00,414 --> 00:31:03,699
‫اون از من قول گرفت که به پسرمون چیزی نگم

584
00:31:03,734 --> 00:31:05,368
‫اوه

585
00:31:05,419 --> 00:31:06,919
‫چه کار سختی

586
00:31:06,954 --> 00:31:08,304
‫اون الان کجاست؟

587
00:31:08,338 --> 00:31:11,707
‫توی کارخونه

588
00:31:11,758 --> 00:31:13,260
‫شیفت نگهبانی

589
00:31:16,163 --> 00:31:17,965
‫بیا

590
00:31:17,999 --> 00:31:20,100
‫اگه اون بچه برات اهمیت داره

591
00:31:20,134 --> 00:31:23,704
‫به پلیسها زنگ نزن

592
00:31:50,436 --> 00:31:52,866
‫نوشته بهترین روش اینه که

593
00:31:52,867 --> 00:31:55,153
‫موقع ورجه وورجه کردن ازش استفاده بشه

594
00:31:55,204 --> 00:31:58,039
‫آهان ، خوب ، فهمیدم

595
00:31:58,073 --> 00:31:59,724
‫خوب ، پس حاضری؟

596
00:31:59,758 --> 00:32:01,159
‫سعی خودمو میکنم

597
00:32:01,210 --> 00:32:02,443
‫خیلی خوب

599
00:32:04,797 --> 00:32:06,331
‫بریز

603
00:32:16,042 --> 00:32:17,292
‫بسه

605
00:32:19,462 --> 00:32:22,732
‫خیلی خوب ، مرسی. بیا

606
00:32:22,767 --> 00:32:25,134
‫- ممنون

608
00:32:30,157 --> 00:32:33,276
‫سلام ، گارث

609
00:32:33,310 --> 00:32:35,579
‫دین ، بکستر یه بچه نامشروع هم داره

610
00:32:35,614 --> 00:32:36,697
‫ممکنه شوجو اول بره سراغ اون

611
00:32:36,748 --> 00:32:38,366
‫یواشتر

612
00:32:38,417 --> 00:32:40,034
‫من دارم سعی میکنم جون یه آدم رو نجات بدم

613
00:32:40,085 --> 00:32:41,369
‫تو مستی؟

614
00:32:43,005 --> 00:32:44,321
‫لعنت

615
00:32:46,174 --> 00:32:47,658
‫لعنت

616
00:32:47,676 --> 00:32:48,744
‫گارث

617
00:32:50,513 --> 00:32:51,880
‫تلفنت افتاد، آره؟

618
00:32:51,931 --> 00:32:54,216
‫الو

619
00:32:54,267 --> 00:32:56,885
‫گارث

620
00:32:58,271 --> 00:32:59,821
‫ببخشید ، ببخشید
‫من اینجام

621
00:32:59,856 --> 00:33:01,123
‫کدوم گوری هستی تو؟

622
00:33:01,157 --> 00:33:04,010
‫توی کارخونه آبجو

623
00:33:24,999 --> 00:33:26,633
‫گارث

624
00:33:26,668 --> 00:33:29,103
‫دین . اون اینجاس

625
00:33:38,981 --> 00:33:40,882
‫هی ! چیکار داری میکنی؟

626
00:33:40,900 --> 00:33:43,452
‫اگه میخوای زنده بمونی با من بیا

627
00:33:49,993 --> 00:33:51,110
‫بله

628
00:33:51,161 --> 00:33:53,279
‫سلام ، میتونی رانندگی کنی؟

630
00:33:54,831 --> 00:33:56,883
‫خوب ، یه ماشین بگیر. روحه توی کارخونه س

631
00:33:56,918 --> 00:33:58,068
‫چی؟

632
00:33:58,102 --> 00:34:01,755
‫یه بچه دیگه هم در کاره . فکر نکن ، راه بیفت

633
00:34:03,841 --> 00:34:06,042
‫وایسا ، وایسا

634
00:34:06,076 --> 00:34:07,410
‫تاکسی، هی ، هی

635
00:34:07,428 --> 00:34:08,595
‫وایسا ، صبر کن

636
00:34:08,629 --> 00:34:10,414
‫امنیت ملی . خواهش میکنم

637
00:34:10,432 --> 00:34:13,851
‫ممنون خانم . ببخشید ، ممنون دوستان

638
00:34:13,886 --> 00:34:15,686
‫خوب ، کارخونه آبجو . سریع برو

639
00:34:15,721 --> 00:34:17,021
‫چی؟

640
00:34:17,055 --> 00:34:18,890
‫کارخونه آبجو . زود باش

641
00:34:18,924 --> 00:34:20,224
‫زود باش . تندتر ، تندتر ، خواهش میکنم

642
00:34:20,258 --> 00:34:22,877
‫بله ، ولی آخه من دوس دارم آروم رانندگی کنم

643
00:34:22,911 --> 00:34:23,945
‫رفیق چی شده؟ تو دیگه کی هستی؟

644
00:34:23,979 --> 00:34:26,064
‫من مامور قانونم ، پسر جون . حالا دنبالم بیا

645
00:34:26,098 --> 00:34:28,200
‫تو مستی؟ ولم کن

646
00:34:28,234 --> 00:34:31,820
‫خیلی خوب. من همین الان فهمیدم که بکستر پدر توئه

647
00:34:31,871 --> 00:34:33,271
‫بکستر به دیل خیانت کرد

648
00:34:33,289 --> 00:34:34,773
‫دیل یه هیولای ژاپنی استخدام کرد

649
00:34:34,791 --> 00:34:36,107
‫که فقط وقتی آدم مست باشه می تونه ببینش

650
00:34:36,126 --> 00:34:37,710
‫و حالا اون اومده که تو رو بکُشه

651
00:34:37,745 --> 00:34:42,065
‫وایسا ببینم ، بکستر پدر منه؟

652
00:34:51,058 --> 00:34:52,176
‫تو به چی نیگا میکنی؟

653
00:34:52,227 --> 00:34:53,293
‫لعنتی ، فرار کن

654
00:34:53,311 --> 00:34:56,096
‫رفیق ، اونجا که چیزی نیست

655
00:35:27,097 --> 00:35:29,131
‫آروم باش ، آروم

656
00:35:29,165 --> 00:35:30,466
‫باید از اینجا بریم بیرون . اون الان اینجاس

657
00:35:30,500 --> 00:35:31,467
‫گارث کجاس؟

658
00:35:31,501 --> 00:35:32,502
‫- کی؟
‫- گارث

659
00:35:32,520 --> 00:35:34,337
‫یکی اومده بود اینجا ... ولی پرت شد بیرون

660
00:35:34,355 --> 00:35:36,006
‫اوه اوه خدایا

661
00:35:36,024 --> 00:35:37,274
‫- وایسا پشت سر من

662
00:35:37,308 --> 00:35:38,442
‫چیه؟ تو هم میتونی ببینیش؟

663
00:35:38,476 --> 00:35:40,611
‫آره منم مستم . فقط...

664
00:35:41,779 --> 00:35:43,730
‫برو طرف در اضطراری . با شماره ۳ . خوب؟

665
00:35:43,781 --> 00:35:45,015
‫باشه

666
00:35:46,118 --> 00:35:48,703
‫خوب . انگار دیر شد

667
00:35:55,044 --> 00:35:57,378
‫برو عقب

668
00:36:14,381 --> 00:36:16,316
‫- الان کجاس؟
‫- سمت راست

669
00:36:17,318 --> 00:36:18,818
‫سمت راستِ من

670
00:36:18,853 --> 00:36:19,853
‫ساعت ۳ دین

671
00:36:22,990 --> 00:36:24,608
‫شش

672
00:36:47,600 --> 00:36:48,583
‫تو خوبی؟

673
00:36:48,601 --> 00:36:50,385
‫زنده ام

674
00:36:50,419 --> 00:36:52,087
‫- آره
‫- سم

675
00:36:52,105 --> 00:36:53,138
‫خوبم

676
00:36:53,189 --> 00:36:54,140
‫گارث کو؟

677
00:36:54,191 --> 00:36:56,092
‫خوب...  اون اینجاس

678
00:36:56,110 --> 00:36:57,310
‫میشه بری بیاریش

679
00:36:57,361 --> 00:36:59,646
‫باشه

680
00:37:15,146 --> 00:37:17,214
‫چه اتفاقی افتاد؟

681
00:37:17,248 --> 00:37:19,967
‫این حرکت کرد

682
00:37:23,455 --> 00:37:25,289
‫بابی

683
00:37:27,343 --> 00:37:29,027
‫تو اینجایی؟

684
00:37:32,098 --> 00:37:34,366
‫زود باش ، یه کاری بکن

685
00:37:48,451 --> 00:37:50,103
‫مطمئنین نمیاین بریم بیرون؟

686
00:37:50,121 --> 00:37:53,573
‫یه غذا یا نوشیدنی با هم بزنیم؟

687
00:37:53,607 --> 00:37:55,075
‫خیلی دلمون میخواد ، ولی بهتره راه بفتیم

688
00:37:57,111 --> 00:37:58,294
‫خیلی خوب ، باشه

690
00:38:05,921 --> 00:38:07,454
‫هر موقع خواستی بهم زنگ بزن

691
00:38:07,472 --> 00:38:09,590
‫- باشه
‫- تو هم همینطور ، سم

692
00:38:09,624 --> 00:38:10,758
‫باشه

693
00:38:10,792 --> 00:38:12,176
‫اوه ، بیا بغلم

695
00:38:13,929 --> 00:38:16,098
‫مرسی ، گارث

696
00:38:18,101 --> 00:38:20,602
‫خداحافظ ، دوستان

697
00:38:22,572 --> 00:38:24,673
‫سفر بخیر

698
00:38:29,947 --> 00:38:31,881
‫درست میگفتی

699
00:38:31,915 --> 00:38:34,417
‫منم عاشقش شدم

703
00:38:40,090 --> 00:38:44,611
‫خوب . بیا در موردش حرف بزنیم

704
00:38:45,084 --> 00:38:46,467
‫در مورد چی؟

705
00:38:46,502 --> 00:38:49,571
‫آهان . در مورد همون تخته احضار ارواح؟

706
00:38:49,605 --> 00:38:51,089
‫اشکالی نداره . درک میکنم

707
00:38:51,123 --> 00:38:52,423
‫نه . اون نه

708
00:38:52,458 --> 00:38:54,942
‫ببین . من شنیدم

709
00:38:54,960 --> 00:38:56,277
‫چی شنیدی؟

710
00:38:56,295 --> 00:38:58,514
‫توی کارخونه چه اتفاقی افتاد ، دین؟

711
00:39:00,116 --> 00:39:02,735
‫هیچی. فقط تصوراتم بود

712
00:39:02,769 --> 00:39:04,720
‫دین...

713
00:39:04,754 --> 00:39:06,788
‫ببین ، میدونم یه چیزی شده

714
00:39:06,806 --> 00:39:09,225
‫میخوام با من روراست باشی

715
00:39:09,259 --> 00:39:13,180
‫اون شمشیر افتاد وسط سالن ، بعدش دوباره اومد طرف من

716
00:39:13,231 --> 00:39:14,681
‫آبجوی من هم خودبخود تموم میشه

717
00:39:14,715 --> 00:39:17,567
‫آهان ، اون صفحه هم خودبخود میاد میفته روی تخت

718
00:39:17,602 --> 00:39:19,352
‫و دفترچه تلفن بابی از روی میز میفته پایین

719
00:39:19,403 --> 00:39:21,855
‫و شماره تلفن اون یارو که آدرس کَس رو بهم داد میفته بیرون

720
00:39:21,906 --> 00:39:23,690
‫هیچی . مطمئنم

721
00:39:23,741 --> 00:39:24,975
‫مشخصه

722
00:39:24,993 --> 00:39:26,744
‫خوب پس چی سم؟

723
00:39:26,778 --> 00:39:28,529
‫بابی اینجاس یا نه؟

724
00:39:28,580 --> 00:39:30,248
‫میدونی من چی فکر میکنم ، دین؟

725
00:39:30,282 --> 00:39:31,982
‫فکر میکنم مردم معمولی هم

726
00:39:32,000 --> 00:39:34,252
‫کسی که دوست داشتن و از دست دادن رو میبینن

727
00:39:34,286 --> 00:39:35,786
‫آره ، خوب روحشونه دیگه

728
00:39:35,820 --> 00:39:37,923
‫یا شاید چون دلشون تنگ میشه ، فکر میکنن میبینن

729
00:39:37,957 --> 00:39:39,708
‫یعنی ، یه صورت آشنا توی جمعیت میبنن

730
00:39:39,759 --> 00:39:40,959
‫ما هم میبینیم که یه دفتر تلفن میفته پایین

731
00:39:40,993 --> 00:39:42,211
‫اینم همونه ، دین

732
00:39:42,262 --> 00:39:44,796
‫من کلی با اون تخته وَر رفتم ، از دستگاه استفاده کردم

733
00:39:44,830 --> 00:39:47,832
‫وقتی اون آبجو خالی شد ، قاطی کرده بودم

734
00:39:47,850 --> 00:39:50,802
‫آره ، پس واسه چی به من نگفتی؟

735
00:39:50,836 --> 00:39:52,538
‫گفتم که هول شده بودم

736
00:39:54,108 --> 00:39:56,175
‫خوب ، اگه بابی نبوده

737
00:39:56,193 --> 00:39:58,511
‫پس چی اون شمشیر رو پرت کرد جلوی دست من؟

738
00:39:58,529 --> 00:40:01,514
‫اون شوجو از وسط اتاق هم میتونست در رو ببنده

739
00:40:01,532 --> 00:40:04,167
‫شاید میخواسته شمشیر رو برداره

740
00:40:07,372 --> 00:40:09,523
‫درسته

741
00:40:09,541 --> 00:40:11,292
‫درسته ، خوب اگه بابی بود

742
00:40:11,326 --> 00:40:12,526
‫یه جوری به ما می فهموند

743
00:40:12,544 --> 00:40:14,194
‫یعنی ، کی بهتر از بابی میتونه بفهمه که یه روح باید چطور رفتار کنه؟

744
00:40:14,212 --> 00:40:16,497
‫درست مثل پاتریک سوایزی ، نه؟

745
00:40:16,531 --> 00:40:18,365
‫دقیقا

746
00:40:18,383 --> 00:40:20,001
‫خوب

747
00:40:20,035 --> 00:40:23,838
‫خوب ، بر اساس فرضیه تو

748
00:40:23,872 --> 00:40:26,474
‫ما برای یه بار هم که شده ، مثل آدمهای عادی رفتار کردیم

749
00:40:27,977 --> 00:40:29,094
‫خوب

750
00:40:29,145 --> 00:40:32,265
‫میخوای بریم یه چیزی بخوریم و یه آبجو بزنیم؟

751
00:40:32,316 --> 00:40:34,433
‫نه ، هنوز اثر اون آبجو قبلیها از بین نرفته

752
00:40:34,484 --> 00:40:36,352
‫ولش کن . بیا بریم

753
00:40:59,260 --> 00:41:01,362
‫صبر کن

754
00:41:11,557 --> 00:41:13,826
‫تو اینجایی

755
00:41:20,400 --> 00:41:23,736
‫من اینجام ، خنگول

756
00:41:33,429 --> 00:41:35,547
‫لعنتی

757
00:41:35,972 --> 00:41:39,972
‫Tala : ترجمه و زیرنویس
‫Www.BaranMovie۲۹.IN

