‫﻿۱
00:00:04,873 --> 00:00:08,776
‫،اسم من بری آلنـه
‫و من سریعترین آدم دنیا هستم.

2
00:00:08,778 --> 00:00:11,946
‫،وقتی بچه بودم
‫دیدم مادرم توسط

3
00:00:11,948 --> 00:00:14,115
‫یه چیز غیرممکن کشته شد.

4
00:00:14,117 --> 00:00:17,151
‫پدرم بخاطر قتلش رفت زندان.

5
00:00:17,153 --> 00:00:20,321
‫بعدش یه تصادف منو غیرممکن کرد.

6
00:00:20,323 --> 00:00:24,558
‫واسه دنیای بیرون، من یه
‫،دانشمند پزشکی قانونی عادی ام

7
00:00:24,560 --> 00:00:27,962
‫،ولی مخفیانه
‫از سرعتم واسه مبارزه با جنایت

8
00:00:27,964 --> 00:00:29,497
‫و پیدا کردن بقیه کسایی که
‫مثل من هستن استفاده میکنم.

9
00:00:29,499 --> 00:00:31,999
‫،و یه روز
‫اون کسی که مادرم رو کشت رو پیدا میکنم

10
00:00:32,001 --> 00:00:34,568
‫و واسه پدرم عدالت برقرار میکنم.

11
00:00:34,570 --> 00:00:36,604
‫اون روز امروزه.

12
00:00:41,143 --> 00:00:44,545
‫چیه؟
‫ساندویچ بیگ بلی برگر نمیدین؟

13
00:00:44,547 --> 00:00:46,447
‫اون یکی از معدود
‫خوبی های زندگی در این زمانه.

14
00:00:46,449 --> 00:00:47,982
‫زمانی که من ازش اومدم دیگه گاو نبود.

15
00:00:47,984 --> 00:00:51,185
‫البته اینا واست مهم نیست.
‫میخوای سوال بپرسی، پس بپرس.

16
00:00:51,187 --> 00:00:54,121
‫مطمئن نیستم که از کجا شروع کنم...
‫تاون.

17
00:00:54,123 --> 00:00:57,358
‫این اسم واقعی توئه...
‫ایبارد تاون.

18
00:00:57,360 --> 00:00:59,060
‫- بله، از همون روزی که به دنیا اومدم.
‫- و اون روز چه زمانی بوده؟

19
00:00:59,062 --> 00:01:00,594
‫۱۳۶سال بعد.

20
00:01:00,596 --> 00:01:04,698
‫این چیزی نیست که میخوای بدونی.

21
00:01:04,700 --> 00:01:07,835
‫ادامه بده، بری.

22
00:01:07,837 --> 00:01:09,103
‫بپرس.

23
00:01:10,872 --> 00:01:12,940
‫چرا مادرم رو کشتی؟

24
00:01:12,942 --> 00:01:15,042
‫چون ازت متنفرم.

25
00:01:15,044 --> 00:01:17,211
‫البته نه در این زمان.
‫چند سال بعد.

26
00:01:17,213 --> 00:01:20,281
‫- در آینده.
‫- بله، در یک آینده.

27
00:01:20,283 --> 00:01:22,183
‫،ما با هم دشمن، رقیب، ضد

28
00:01:22,185 --> 00:01:23,451
‫و مخالف همدیگه ایم.

29
00:01:23,453 --> 00:01:25,186
‫چرا؟
‫چرا باهم دشمن بودیم؟

30
00:01:25,188 --> 00:01:27,788
‫این مهم نیست.

31
00:01:27,790 --> 00:01:30,524
‫دیگه مهم نیست.

32
00:01:30,526 --> 00:01:32,593
‫مهم اینه که هیچکدوممون اونقدر قوی نبودیم

33
00:01:32,595 --> 00:01:35,362
‫که اون یکی رو شکست بده.

34
00:01:35,364 --> 00:01:38,099
‫تا زمانی که من رازت رو فهمیدم.

35
00:01:38,101 --> 00:01:40,835
‫اسمت رو فهمیدم.

36
00:01:40,837 --> 00:01:43,504
‫بری آلن.

37
00:01:43,506 --> 00:01:47,374
‫و بالاخره، فهمیدم که چطور
‫یک بار برای همیشه شکستت بدم.

38
00:01:47,376 --> 00:01:51,278
‫باید در زمان سفر میکردم
‫و وقتی بچه بودی میکشتمت.

39
00:01:51,280 --> 00:01:54,148
‫از صفحه روزگار محو میکردمت.

40
00:01:54,150 --> 00:01:58,085
‫،ولی بعدش تو، در آینده، منو دنبال کردی

41
00:01:58,087 --> 00:02:00,020
‫و باهم مبارزه کردیم.

42
00:02:00,022 --> 00:02:03,858
‫هردومون اونجا آثاری از خودمون بجا گذاشتیم.

43
00:02:03,860 --> 00:02:08,829
‫بعدش تو بچگی خودت رو از اونجا بردی بیرون.

44
00:02:08,831 --> 00:02:11,599
‫من خیلی عصبانی بودم.

45
00:02:13,635 --> 00:02:16,370
‫ولی بعدش فکر کردم...

46
00:02:16,372 --> 00:02:20,207
‫اگه از یه مصیبت عذاب ببینی چی؟

47
00:02:20,209 --> 00:02:23,911
‫،اگه یه عذاب روحی خیلی وحشتناک

48
00:02:23,913 --> 00:02:26,514
‫در دوران بچگیت داشته باشی
‫که هیچوقت فراموش نکنی چی؟

49
00:02:26,516 --> 00:02:29,049
‫اونوقت دیگه هیچوقت تبدیل به فلش نمیشی.

50
00:02:29,051 --> 00:02:32,253
‫،بخاطر همین با چاقو زدم توی قلب مادرت

51
00:02:32,255 --> 00:02:33,854
‫و اینطوری من راحت میشدم.

52
00:02:33,856 --> 00:02:37,725
‫بالاخره میتونستم برگردم
‫،به آینده ای بدون فلش

53
00:02:37,727 --> 00:02:41,996
‫فقط واسه برگشتنم

54
00:02:41,998 --> 00:02:44,698
‫راه برگشت به خونه رو از دست دادم.

55
00:02:44,700 --> 00:02:48,068
‫تواناییم رو واسه کنترل
‫نیروی سرعتی از دست دادم.

56
00:02:48,070 --> 00:02:51,505
‫،و بدون اون توانایی
‫من اینجا گیر افتاده بودم.

57
00:02:51,507 --> 00:02:54,542
‫،تو این زمان گیر افتاده بودم
‫و نمیتونستم به زمان خودم برگردم.

58
00:02:54,544 --> 00:02:59,180
‫و تنها راه برگشت فلش بود.

59
00:02:59,182 --> 00:03:02,716
‫،ولی فلش دیگه نبود
‫پس خودم ساختمش.

60
00:03:08,557 --> 00:03:10,024
‫چرا منو آموزش دادی؟

61
00:03:10,026 --> 00:03:12,593
‫چرا کمکم کردی این همه آدم رو نجات بدم؟

62
00:03:12,595 --> 00:03:16,330
‫چون من نیاز داشتم که تو سریع بشی.

63
00:03:16,332 --> 00:03:21,001
‫اونقدر سریع بشی که مانع فضا-زمان رو بشکافی

64
00:03:21,003 --> 00:03:22,970
‫و بینشون یه کرم چاله پایدار بسازی

65
00:03:22,972 --> 00:03:25,973
‫که من بتونم برگردم به خونه.

66
00:03:25,975 --> 00:03:27,575
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

67
00:03:27,577 --> 00:03:29,043
‫چون...

68
00:03:29,045 --> 00:03:34,281
‫،بری آلن
‫،اگه تو چیزی که میخوام رو بهم بدی

69
00:03:34,283 --> 00:03:36,517
‫منم چیزی که میخوای رو بهت میدم.

70
00:03:38,687 --> 00:03:41,722
‫میتونی برگردی و مادرت رو نجات بدی.

71
00:03:41,724 --> 00:03:44,925
‫میتونی مانع زندان رفتن پدرت بشی.

72
00:03:44,927 --> 00:03:48,629
‫میتونی دوباره خوانواده آلن رو برگردونی.

73
00:03:51,800 --> 00:03:53,434
‫نه.

74
00:03:53,436 --> 00:03:55,836
‫نه، من حرفت رو باور نمیکنم.

75
00:03:58,273 --> 00:04:00,341
‫میخوام همین الان بکشمت.

76
00:04:00,343 --> 00:04:02,042
‫من اون خشم رو میشناسم.

77
00:04:02,044 --> 00:04:04,778
‫منم هروقت به تو نگاه میکردم
‫اون خشم رو داشتم.

78
00:04:04,780 --> 00:04:08,649
‫،و حالا، یجوری

79
00:04:08,651 --> 00:04:13,687
‫من میدونم وقتی جو و هنری

80
00:04:13,689 --> 00:04:16,890
‫با افتخار و عشق بهت نگاه میکنن

81
00:04:16,892 --> 00:04:18,125
‫چه حسی دارن.

82
00:04:18,127 --> 00:04:19,293
‫نه. نه.

83
00:04:19,295 --> 00:04:22,162
‫تو این حرفا رو نزن!

84
00:04:22,164 --> 00:04:24,031
‫،میدونم ناراحتی

85
00:04:24,033 --> 00:04:27,134
‫ولی من دارم بهت یه شانس میدم.

86
00:04:27,136 --> 00:04:33,207
‫دارم یه شانس بهت میدم که تمام
‫کارای شرورانه ای که کردم رو خنثی کنی.

87
00:04:33,209 --> 00:04:35,743
‫این شانس رو نمیخوای؟

88
00:04:49,424 --> 00:04:53,594
‫فرصت کمیاب بازگشت به
‫گذشته و درست کردن اشتباهات

89
00:04:53,596 --> 00:04:56,830
‫و نجات جون مادرت...

90
00:04:56,832 --> 00:04:59,767
‫پیشنهاد هریسون ولز
‫خیلی وسوسه برانگیزه، آقای آلن.

91
00:04:59,769 --> 00:05:02,970
‫شانس بودن با کسی که دوستش داری؟

92
00:05:02,972 --> 00:05:04,838
‫به نظر من که خیلی خوبه.

93
00:05:04,840 --> 00:05:07,541
‫،اولش همینطور به نظر میاد، دکتر اسنو

94
00:05:07,543 --> 00:05:12,680
‫ولی این هدیه ریسک خیلی بزرگیه.

95
00:05:12,682 --> 00:05:14,748
‫،بری، اونشب که مادرت مرد

96
00:05:14,750 --> 00:05:16,817
‫،اونشب که خودت رو از کشته شدن نجات دادی

97
00:05:16,819 --> 00:05:21,555
‫اون اتفاق جدول زمانی که
‫توش زندگی میکردی رو تغییر داد

98
00:05:21,557 --> 00:05:23,757
‫و مسیر تاریخ رو تغییر داد.

99
00:05:23,759 --> 00:05:27,328
‫یعنی میگی ما توی
‫یه جهان موازی زندگی میکنیم؟

100
00:05:27,330 --> 00:05:29,496
‫همونطور که قبلا هم در زمان سفر کردم.

101
00:05:29,498 --> 00:05:31,899
‫ولی اونموقع فقط یه روز رو تغییر داد.

102
00:05:31,901 --> 00:05:37,771
‫دقیقا. حالا ۱۵ سال از
‫تجربیات مرکب رو تصور کن.

103
00:05:37,773 --> 00:05:40,040
‫،یک تصمیم متفاوت
‫،مهم نیست چقدر بزرگ یا کوچیک باشه

104
00:05:40,042 --> 00:05:42,343
‫تمام واقعه های بعد از خودش رو تغییر میده.

105
00:05:42,345 --> 00:05:45,312
‫،لحظه به لحظه
‫تک تک انتخاب ها.

106
00:05:45,314 --> 00:05:49,783
‫،نه روابط
‫،هیچی مثل امروز نمیشه

107
00:05:49,785 --> 00:05:51,352
‫خودت هم هیچوقت تفاوت رو احساس نمیکنی

108
00:05:51,354 --> 00:05:54,455
‫چون هیچکدوم از اینا رو یادت نمیمونه.

109
00:05:56,624 --> 00:06:01,328
‫،پس اگه من برگردم و مادرم رو نجات بدم

110
00:06:01,330 --> 00:06:05,165
‫بابام نمیره زندان.

111
00:06:05,167 --> 00:06:08,502
‫من هیچوقت با جو و آیریس زندگی نمیکنم.

112
00:06:08,504 --> 00:06:13,807
‫ممکنه هیچوقت با من آشنا نشی.
‫یا کیتلین یا رانی.

113
00:06:13,809 --> 00:06:18,078
‫،حقیقت اینه که
‫هیچ راهی برای

114
00:06:18,080 --> 00:06:21,482
‫فهمیدن اینکه زندگی جدیدت
‫چطور میشه، وجود نداره.

115
00:06:26,354 --> 00:06:29,323
‫راه دیگه ای نیست، بری.
‫باید این کارو انجام بدی.

116
00:06:29,325 --> 00:06:31,658
‫باید گذشته رو تغییر بدی.

117
00:06:37,832 --> 00:06:40,467
‫جو؟

118
00:06:40,469 --> 00:06:44,438
‫پس...
‫فقط همین؟

119
00:06:44,440 --> 00:06:47,007
‫فکر میکنی باید اینکارو انجام بدم؟

120
00:06:48,710 --> 00:06:51,912
‫آره، انجامش بده.

121
00:06:51,914 --> 00:06:55,449
‫که این یعنی هیچوقت نمیام
‫پیشتون زندگی کنم، و...

122
00:06:55,451 --> 00:06:57,718
‫با این موضوع مشکلی نداری؟

123
00:06:57,720 --> 00:07:01,422
‫بری، این شانس واست پیش اومده
‫که با خانوادت زندگی کنی.

124
00:07:01,424 --> 00:07:03,624
‫تو نباید بدون مادر بزرگ بشی.

125
00:07:03,626 --> 00:07:05,192
‫پس بدون پدر بزرگ شدن چی؟

126
00:07:05,194 --> 00:07:09,897
‫تو یه پدر خواهی داشت...
‫پدر واقعیت.

127
00:07:09,899 --> 00:07:14,101
‫ولز به اندازه کافی
‫زندگی هامون رو به هم ریخته.

128
00:07:14,103 --> 00:07:16,970
‫به همین خاطر تو تبدیل به فلش شدی، بری.

129
00:07:16,972 --> 00:07:18,872
‫که اوضاع رو روبراه کنی.

130
00:07:18,874 --> 00:07:24,211
‫تو این یکسال اخیر جون خیلی ها رو نجات دادی.

131
00:07:24,213 --> 00:07:26,046
‫حالا وقتشه که زندگی خودت رو نجات بدی.

132
00:07:46,067 --> 00:07:49,736
‫بابا، ببین.
‫میدونم به نظر دیوونگی میاد.

133
00:07:49,738 --> 00:07:52,206
‫فکر کنم ما بیشتر از
‫دیوونگی رو تجربه کردیم، مشت زن.

134
00:07:52,208 --> 00:07:56,710
‫ببین، تو سریع هستی، متوجهم.
‫ولی برگشتن به گذشته...

135
00:07:56,712 --> 00:07:59,079
‫نه، من که نمیخوام الکی به گذشته برگردم.

136
00:07:59,081 --> 00:08:02,716
‫من میخوام برگردم

137
00:08:02,718 --> 00:08:05,285
‫به اونشب و اونو نجات بدم.

138
00:08:05,287 --> 00:08:08,922
‫و جو راجب اینا چی فکر میکنه؟

139
00:08:10,359 --> 00:08:13,160
‫اون فکر میکنه من باید این کارو انجام بدم.

140
00:08:13,162 --> 00:08:15,195
‫نه.

141
00:08:15,197 --> 00:08:16,763
‫نمیتونی.

142
00:08:18,700 --> 00:08:21,835
‫بابا...

143
00:08:21,837 --> 00:08:27,241
‫من میتونم کاری کنم که انگار
‫اونشب اصلا اتفاق نیوفتاده.

144
00:08:27,243 --> 00:08:28,742
‫دوباره یه خانواده میشیم.

145
00:08:28,744 --> 00:08:30,244
‫ما یه خانواده هستیم.

146
00:08:30,246 --> 00:08:32,913
‫اینجوری نه.
‫نه بدون مامان.

147
00:08:32,915 --> 00:08:38,118
‫بری، یه نظم طبیعی واسه همه چیز هست.

148
00:08:38,120 --> 00:08:39,686
‫اوضاع اونطوری که باید باشه پیش میره.

149
00:08:39,688 --> 00:08:41,788
‫،شاید ما همیشه دلیلش رو ندونیم

150
00:08:41,790 --> 00:08:43,924
‫ولی همیشه یه علت وجود داره.

151
00:08:43,926 --> 00:08:47,394
‫من باور دارم.
‫باید باور داشته باشم.

152
00:08:47,396 --> 00:08:52,099
‫من میتونم مامان رو نجات بدم.

153
00:08:52,101 --> 00:08:54,568
‫به چه قیمتی؟

154
00:08:54,570 --> 00:08:57,104
‫تو گفتی زمان تغییر میکنه.
‫اگه تو رو تغییر بده چی؟

155
00:08:57,106 --> 00:08:59,439
‫- واسم مهم نیست.
‫- واسه من مهمه.

156
00:09:02,143 --> 00:09:05,012
‫من افتخار میکنم به

157
00:09:05,014 --> 00:09:09,583
‫شخص فوق العاده ای
‫که داری بهش تبدیل میشی...

158
00:09:09,585 --> 00:09:13,020
‫،تمام چیزایی که بدست آوردی
‫،و نه فقط به عنوان فلش

159
00:09:13,022 --> 00:09:14,354
‫بلکه خودت، بری.

160
00:09:14,356 --> 00:09:17,024
‫صداقتت.
‫قلبت.

161
00:09:19,227 --> 00:09:21,495
‫تو همیشه یه قهرمان بودی.

162
00:09:23,298 --> 00:09:25,165
‫و مامانت بهت افتخار میکنه.

163
00:09:25,167 --> 00:09:27,100
‫،و اگه اون حرفی در این مورد داشت

164
00:09:27,102 --> 00:09:29,469
‫اگه فقط یک درصد احتمال داشت
‫برگشتنت واسه نجات دادن اون

165
00:09:29,471 --> 00:09:32,239
‫امکان داشته باشه چیزایی که
‫،تو رو خاص میکنه رو از دست بدی

166
00:09:32,241 --> 00:09:34,641
‫هیچوقت همچین چیزی رو نمیخواست.

167
00:09:37,279 --> 00:09:41,114
‫،بری، چیزی که من واسه تو آرزو دارم

168
00:09:41,116 --> 00:09:44,618
‫شاید بزرگ ترین چیزی باشه
‫که یه پدر واسه پسرش بخواد

169
00:09:44,620 --> 00:09:50,190
‫اینه که یه روز، خودت پدر بشی.

170
00:09:50,192 --> 00:09:52,392
‫اونوقت میفهمی که...

171
00:09:55,597 --> 00:09:59,933
‫چقدر صمیمانه دوستت دارم.

172
00:10:05,407 --> 00:10:08,008
‫۹۸.۶
‫طبیعیه.

173
00:10:08,010 --> 00:10:10,077
‫من دیگه حتی نمیدونم
‫اون کلمه (طبیعی) یعنی چی.

174
00:10:10,079 --> 00:10:11,712
‫منم همینطور.

175
00:10:11,714 --> 00:10:12,980
‫میدونم بری واقعا ازت قدردانه که

176
00:10:12,982 --> 00:10:14,648
‫برگشتی که واسه متوقف کردن ولز کمکش کنی.

177
00:10:14,650 --> 00:10:17,284
‫این تنها دلیل برگشتنم نیست، کیت.

178
00:10:17,286 --> 00:10:19,152
‫من دیگه اومدم اینجا.

179
00:10:19,154 --> 00:10:20,721
‫ولی من فکر میکردم...

180
00:10:20,723 --> 00:10:23,256
‫منم فکر میکردم...
‫خیلی فکر میکردم که

181
00:10:23,258 --> 00:10:26,093
‫اگه دولت رد ما رو بزنه چی میشه.

182
00:10:26,095 --> 00:10:28,562
‫اگه نتونیم قدرتمون رو کنترل کنیم
‫و به کسی صدمه بزنیم.

183
00:10:28,564 --> 00:10:31,765
‫اگه به تو صدمه بزنیم.

184
00:10:31,767 --> 00:10:37,804
‫ولی من به این نتیجه رسیدم که
‫،گرچه بعضی وقتا بیشتر از یه نفرم

185
00:10:37,806 --> 00:10:40,474
‫ولی تا وقتی که با تو نباشم کامل نیستم.

186
00:10:40,476 --> 00:10:42,643
‫دوستت دارم، کیت.

187
00:10:46,080 --> 00:10:48,515
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

188
00:10:48,517 --> 00:10:53,320
‫،یه زمانی قبل از شتاب دهنده ذرات

189
00:10:53,322 --> 00:10:54,322
‫تو با ازدواج با من موافقت کردی.

190
00:10:54,323 --> 00:10:56,189
‫بله، همینطوره.

191
00:10:56,191 --> 00:10:58,525
‫نظرت چیه که ازدواج کنیم؟

192
00:11:06,801 --> 00:11:09,169
‫فکر کردم اینجا میتونم پیدات کنم.

193
00:11:12,273 --> 00:11:14,041
‫نیاز داشتم که از آزمایشگاه بیام بیرون.

194
00:11:18,047 --> 00:11:20,280
‫فکر کردم اینجا جای خوبی واسه فکر کردن باشه.

195
00:11:20,282 --> 00:11:21,682
‫همینطوره، باور کن.

196
00:11:21,684 --> 00:11:25,719
‫من اینجا خیلی فکر کردم.

197
00:11:25,721 --> 00:11:27,454
‫وقتی که هنوز اون ملاقات های مخفیانه

198
00:11:27,456 --> 00:11:30,057
‫با "خط قرمز" مرموز نداشتم.

199
00:11:31,694 --> 00:11:35,228
‫آره، بهتر که اون اسم رو گذاشتیم کنار.

200
00:11:35,230 --> 00:11:37,631
‫فکر میکردم اون اسم جذابه.

201
00:11:39,535 --> 00:11:41,902
‫نه.

202
00:11:47,676 --> 00:11:50,077
‫پس میخوای اینکارو انجامش بدی؟

203
00:11:52,146 --> 00:11:56,650
‫کار خیلی... بزرگیه.

204
00:11:56,652 --> 00:11:58,185
‫،بزرگترین تصمیم زندگیمه

205
00:11:58,187 --> 00:12:02,422
‫و اگه اشتباه کنم، نمیتونم جبرانش کنم.

206
00:12:02,424 --> 00:12:04,091
‫چرا اشتباه کنی؟

207
00:12:04,093 --> 00:12:10,163
‫منظورم اینه که میتونی
‫،دوباره مامان و بابات رو ببینی

208
00:12:10,165 --> 00:12:13,100
‫،یه شغل خوب داشته باشی

209
00:12:13,102 --> 00:12:16,002
‫حتی ازدواج کنی.

210
00:12:16,004 --> 00:12:20,006
‫آیریس وست-آلن، ها؟

211
00:12:20,008 --> 00:12:22,776
‫هیچوقت فکر نمیکردم موقع ازدواج
‫بخوام دو تا فامیل داشته باشم.

212
00:12:22,778 --> 00:12:25,946
‫شاید از خواص سال ۲۰۲۴ باشه.

213
00:12:25,948 --> 00:12:30,016
‫ما که نمیدونم اونموقع
‫باهم ازدواج میکنیم یا نه.

214
00:12:30,018 --> 00:12:35,455
‫،فکر میکنی چون اونموقع با ما زندگی نکردی

215
00:12:35,457 --> 00:12:37,657
‫انقدر الان فرق میکنه؟

216
00:12:37,659 --> 00:12:40,727
‫بزرگ شدن با همدیگه و...

217
00:12:40,729 --> 00:12:45,866
‫دونستن خیلی چیزا راجب همدیگه...

218
00:12:45,868 --> 00:12:50,036
‫واسه من قبول کردن احساسی که
‫بهت دارم رو سخت کرده.

219
00:12:52,740 --> 00:12:55,142
‫منم خیلی صبر کردم، ولی تو عاشق ادی بودی.

220
00:13:00,014 --> 00:13:02,249
‫ولی زندگی با تو و جو...

221
00:13:05,119 --> 00:13:07,854
‫زندگی فوق العاده ای داشتم، ‌آیریس.

222
00:13:10,258 --> 00:13:12,692
‫بیا اینجا، بری.

223
00:13:17,799 --> 00:13:21,535
‫فکر میکنی چیکار باید بکنم؟

224
00:13:21,537 --> 00:13:23,637
‫به یه نفر احتیاج دارم که راهنماییم کنه.

225
00:13:28,943 --> 00:13:30,811
‫من فکر میکنم...

226
00:13:30,813 --> 00:13:34,447
‫،واسه یه بار هم که شده تو زندگیت
‫،بری آلن

227
00:13:34,449 --> 00:13:36,917
‫بهتره دست از فکر کردن به بقیه برداری.

228
00:13:36,919 --> 00:13:40,353
‫فکر میکنم باید کاری که
‫دلت بهت میگه رو انجام بدی.

229
00:13:40,355 --> 00:13:42,889
‫کاری که لازمه واسه خودت انجام بدی بکن.

230
00:13:53,035 --> 00:13:56,069
‫،خب، اگه این حالت رو بهتر میکنه

231
00:13:56,071 --> 00:13:57,637
‫باید بگم خیلی بیشتر از
‫اون چیزی که فکر میکردم

232
00:13:57,639 --> 00:13:58,639
‫طول کشید تا تصمیم بگیری.

233
00:13:58,640 --> 00:14:02,409
‫خب حالا چطور انجام میشه؟

234
00:14:02,411 --> 00:14:05,045
‫نقشه بزرگت؟

235
00:14:05,047 --> 00:14:07,414
‫خب، اونقدرا هم بزرگ نیست، بری.

236
00:14:07,416 --> 00:14:09,082
‫درواقع، خیلی هم ساده ست.

237
00:14:09,084 --> 00:14:10,617
‫از شتاب دهنده ذرات استفاده میکنیم.

238
00:14:10,619 --> 00:14:12,085
‫شتاب دهنده ذرات.

239
00:14:12,087 --> 00:14:14,955
‫،آخرین باری که فعال شد
‫باعث یه انفجار شدی

240
00:14:14,957 --> 00:14:16,690
‫که به خیلی از مردم صدمه زد.

241
00:14:16,692 --> 00:14:19,893
‫ایندفعه، شتاب دهنده دقیقا همونطوری که

242
00:14:19,895 --> 00:14:21,528
‫طراحی شده عمل میکنه.

243
00:14:21,530 --> 00:14:26,099
‫فقط بجای اینکه دو تا ذره
‫،در جهت مخالف هم حرکت کنن

244
00:14:26,101 --> 00:14:28,101
‫و با سرعت نور در
‫،حلقه داخلی باهم برخورد کنن

245
00:14:28,103 --> 00:14:30,770
‫فقط یک ذره

246
00:14:30,772 --> 00:14:32,806
‫وارد شتاب دهنده میکنیم.

247
00:14:34,575 --> 00:14:35,942
‫و من اون چیزی ام که باهاش برخورد میکنه.

248
00:14:35,944 --> 00:14:38,211
‫،و اگه بتونی به اندازه کافی سریع باشی
‫،بری

249
00:14:38,213 --> 00:14:41,915
‫اگه بتونی با سرعت کافی
‫،به اون ذره برخورد کنی

250
00:14:41,917 --> 00:14:45,118
‫یک چاله در هستی به وجود میاری.

251
00:14:45,120 --> 00:14:49,222
‫و ایندفعه یک دروازه اتصال

252
00:14:49,224 --> 00:14:51,958
‫با تمام زمان ها میسازی.

253
00:14:51,960 --> 00:14:53,293
‫یک کرم چاله.

254
00:14:53,295 --> 00:14:56,897
‫،که به گذشته هم هست، یا بگیم

255
00:14:56,899 --> 00:15:01,067
‫به شبی که مادرت مرد یا
‫،به آینده، و میتونیم بگیم

256
00:15:01,069 --> 00:15:03,670
‫به زمان من.

257
00:15:03,672 --> 00:15:06,873
‫تو گفتی اگه من به اندازه کافی سریع بدوم.

258
00:15:06,875 --> 00:15:08,475
‫اگه به اندازه کافی سریع نباشم چی میشه؟

259
00:15:08,477 --> 00:15:12,312
‫،اگه به سرعت مورد نیاز مانع نرسی

260
00:15:12,314 --> 00:15:13,747
‫میمیری.

261
00:15:19,954 --> 00:15:21,788
‫،طبق محاسبات ولز

262
00:15:21,790 --> 00:15:24,491
‫،بری با سرعت داخل حلقه شتاب دهنده میدوه

263
00:15:24,493 --> 00:15:27,027
‫،وقتی که بری به سرعت لازم برسه

264
00:15:27,029 --> 00:15:30,764
‫اونوقت یه پروتون هیدروژن
‫تو شتاب دهنده میندازیم.

265
00:15:30,766 --> 00:15:34,234
‫،وقتی که برخورد صورت بگیره
‫،یه کرم چاله به وجود میاد

266
00:15:34,236 --> 00:15:38,471
‫و یک دروازه به زمان به وجود میاره.

267
00:15:38,473 --> 00:15:40,874
‫اونموقع ست که میخوام
‫"یه چیز تو مایه های "اوریکا

268
00:15:40,876 --> 00:15:43,710
‫یا "اکسلسیور" فریاد بزنم.

269
00:15:43,712 --> 00:15:46,212
‫هنوز مطمئن نیستم.

270
00:15:46,214 --> 00:15:48,615
‫تو چی فکر میکنی؟

271
00:15:48,617 --> 00:15:51,584
‫،خب، از یه طرف

272
00:15:51,586 --> 00:15:53,620
‫یجورایی با عقل جور میاد.

273
00:15:53,622 --> 00:15:55,355
‫،از طرف دیگه

274
00:15:55,357 --> 00:15:56,690
‫چرا؟

275
00:15:56,692 --> 00:15:59,459
‫چرا، چرا اصلا بخوای انجام
‫همچین کاری رو در نظر بگیری؟

276
00:15:59,461 --> 00:16:01,027
‫خودت میدونی چرا.

277
00:16:01,029 --> 00:16:03,863
‫،پس، واسه اینکه اینکار جواب بده
‫بری چقدر باید سریع باشه؟

278
00:16:03,865 --> 00:16:07,834
‫،طبق ارزیابی های من
‫حداقل دو ماخ.

279
00:16:07,836 --> 00:16:09,903
‫تو هیچوقت اونقدر سریع نرفتی.

280
00:16:09,905 --> 00:16:12,872
‫پس اگه بری به اون سرعت
‫نرسه چه اتفاقی میوفته؟

281
00:16:12,874 --> 00:16:15,408
‫آخه من تصور میکنم مثل برخورد
‫یه پشه به شیشه اتوموبیل باشه.

282
00:16:15,410 --> 00:16:17,510
‫چقدر با این مثال که زدم فرق میکنه؟

283
00:16:17,512 --> 00:16:19,546
‫زیاد فرق نمیکنه، متاسفانه.

284
00:16:19,548 --> 00:16:22,983
‫بزارین نگرانیم فقط سرعتم باشه.

285
00:16:22,985 --> 00:16:24,150
‫به یه چیز دیگه هم نیاز داریم.

286
00:16:24,152 --> 00:16:26,219
‫واقعا؟
‫چی هست حالا؟

287
00:16:26,221 --> 00:16:28,088
‫،چون شما ها رو نمیدونم

288
00:16:28,090 --> 00:16:31,992
‫ولی من اصلا علاقمند نیستم که
‫کمکت کنم تا خودت رو به کشتن بدی.

289
00:16:31,994 --> 00:16:35,362
‫ازت میخوام یه ماشین زمان بسازی.

290
00:16:35,364 --> 00:16:37,864
‫خود دانی.

291
00:16:37,866 --> 00:16:39,733
‫،پس، اگه ولز هم به اندازه تو سریعـه

292
00:16:39,735 --> 00:16:41,735
‫یه ماشین زمان به چه دردش میخوره؟

293
00:16:41,737 --> 00:16:44,270
‫ظاهرا وقتی مادرم رو کشته
‫قدرتش رو از دست داده.

294
00:16:44,272 --> 00:16:47,007
‫فقط بعضی وقتا خیلی تند و ناگهانی
‫قدرتش رو بدست میاره.

295
00:16:47,009 --> 00:16:48,274
‫نمیتونه کاملا کنترلش کنه.

296
00:16:48,276 --> 00:16:49,709
‫پس درمورد ویلچر حق با من بود.

297
00:16:49,711 --> 00:16:51,244
‫ازش استفاده میکرده که خودش رو شارژ کنه.

298
00:16:51,246 --> 00:16:53,546
‫،پس بعد از اینکه کرم چاله رو باز کردم
‫اون به یه وسیله نیاز داره

299
00:16:53,548 --> 00:16:55,949
‫که به آینده برگرده.

300
00:16:55,951 --> 00:16:57,851
‫اون داشته قطعات رو جمع میکرده.

301
00:16:57,853 --> 00:16:59,652
‫حالا فقط باید کنار همدیگه بزاریمشون.

302
00:16:59,654 --> 00:17:02,856
‫،رانی، من دوستت دارم
‫،ولی این یه ماشین زمانه

303
00:17:02,858 --> 00:17:04,657
‫نه یه قفسه کتاب از یه فروشگاه سوئدی.

304
00:17:04,659 --> 00:17:06,259
‫یه مشکل داریم.

305
00:17:06,261 --> 00:17:07,994
‫اینا از تنگستن ساخته شدن.

306
00:17:07,996 --> 00:17:09,362
‫خب،‌ تنگستن بالاترین نقطه ذوب

307
00:17:09,364 --> 00:17:10,764
‫از بین عناصر داره.

308
00:17:10,766 --> 00:17:12,899
‫آره، ولی غباری که
‫تولید میکنه قابل اشتعالـه.

309
00:17:12,901 --> 00:17:14,534
‫فشار اعمال شده از کرم چاله...

310
00:17:14,536 --> 00:17:15,969
‫آره. آره.

311
00:17:15,971 --> 00:17:19,105
‫ممکنه باعث ذوب شدنش بشه.

312
00:17:19,107 --> 00:17:21,408
‫ممکنه منفجر بشه.

313
00:17:21,410 --> 00:17:23,043
‫ایده ی دیگه ای ندارین؟

314
00:17:23,045 --> 00:17:25,745
‫بزار از دکتر شیطان بپرسم.

315
00:17:25,747 --> 00:17:28,681
‫این یه اسمه که باعث میشه من بخندم.

316
00:17:34,688 --> 00:17:36,389
‫چیزی توی ذهنت هست، سیسکو؟

317
00:17:36,391 --> 00:17:38,591
‫نه.

318
00:17:38,593 --> 00:17:39,793
‫آره.

319
00:17:39,795 --> 00:17:42,595
‫چطور لباس فلش مخالف رو توی

320
00:17:42,597 --> 00:17:43,963
‫اون انگشتر کوچیک جا داده بودی؟

321
00:17:43,965 --> 00:17:46,099
‫یجور تکنولوژی میکرو فشردگیه؟

322
00:17:46,101 --> 00:17:49,702
‫راستی یادم رفته بود.
‫واسم مهم نیست.

323
00:17:51,305 --> 00:17:53,406
‫شایم یکم باشه.

324
00:17:53,408 --> 00:17:54,908
‫حق با رانیـه.

325
00:17:54,910 --> 00:17:56,876
‫باید شکاف موقعیتی رو هم حساب میکردم.

326
00:17:56,878 --> 00:17:59,179
‫خوشحالم که هنوزم ما به یه دردی میخوریم.

327
00:17:59,181 --> 00:18:03,183
‫من هیچوقت توانایی های
‫تو رو دست کم نگرفتم، سیسکو.

328
00:18:03,185 --> 00:18:04,417
‫یا رانی.

329
00:18:04,419 --> 00:18:06,019
‫،در حقیقت

330
00:18:06,021 --> 00:18:09,689
‫میدونی چقدر دوست داشتم که وقتی
‫داشتم شتاب دهنده رو بازسازی میکردم

331
00:18:09,691 --> 00:18:11,024
‫تو هم اونجا باهام باشی؟

332
00:18:11,026 --> 00:18:12,258
‫اینجوری خیلی بیشتر خوش میگذشت.

333
00:18:12,260 --> 00:18:13,159
‫واقعا؟

334
00:18:13,161 --> 00:18:14,961
‫خب، این تغییری در حقیقت ایجاد نمیکنه

335
00:18:14,963 --> 00:18:17,664
‫که اون گوی زمان کوچولوت...

336
00:18:17,666 --> 00:18:19,065
‫این اسم رو واسش در نظر گرفتی؟

337
00:18:19,067 --> 00:18:20,834
‫هر اسمی که داره.
‫منفجر میشه.

338
00:18:20,836 --> 00:18:22,836
‫نه اگه اون لایه ها رو
‫با رزین کبالت بپوشونی.

339
00:18:22,838 --> 00:18:26,372
‫این از تنزل در شرایط
‫گرمای شدید جلوگیری میکنه.

340
00:18:27,675 --> 00:18:29,375
‫خیلی خب. باشه.
‫اینو امتحان میکنیم.

341
00:18:29,377 --> 00:18:31,010
‫فقط همین؟

342
00:18:31,012 --> 00:18:32,011
‫خب، میخوای چی بگم؟

343
00:18:32,013 --> 00:18:33,713
‫نمیدونم، سیسکو.

344
00:18:33,715 --> 00:18:35,448
‫فکر میکردم از بین بقیه تو یکم بیشتر

345
00:18:35,450 --> 00:18:36,416
‫مخمصه منو درک میکنی.

346
00:18:36,418 --> 00:18:38,685
‫من به اینجا متعلق نیستم.

347
00:18:38,687 --> 00:18:41,855
‫این دوران وحشی.

348
00:18:41,857 --> 00:18:43,389
‫مثل زندگی بین مرده ها میمونه.

349
00:18:43,391 --> 00:18:47,160
‫این چیزیه که به خودت گفتی؟
‫وقتی که منو کشتی؟

350
00:18:49,563 --> 00:18:52,465
‫چی؟

351
00:18:52,467 --> 00:18:53,967
‫چی گفتی؟

352
00:18:56,103 --> 00:18:58,505
‫یه جدول زمانی متناوب بود.

353
00:18:58,507 --> 00:19:00,573
‫که بری اونو تغییر داد.

354
00:19:00,575 --> 00:19:02,242
‫ولی من هرگز فراموش نکردمش.

355
00:19:02,244 --> 00:19:06,079
‫فقط همینطور تو خیالاتم میبینمش.

356
00:19:06,081 --> 00:19:09,249
‫و هنوزم میتونم ببینم

357
00:19:09,251 --> 00:19:11,651
‫که چطور بهم نگاه میکردی

358
00:19:11,653 --> 00:19:14,287
‫وقتی که بهم میگفتی مثل پسرتم

359
00:19:14,289 --> 00:19:19,392
‫و قلبم رو با دستت پاره کردی.

360
00:19:19,394 --> 00:19:22,495
‫سیسکو...

361
00:19:22,497 --> 00:19:23,730
‫متاسفم.

362
00:19:23,732 --> 00:19:26,466
‫آره.
‫افتضاح بود.

363
00:19:26,468 --> 00:19:28,368
‫نه واسه کشتنت.
‫مطمئنم که واسش دلیل خوبی داشتم.

364
00:19:28,370 --> 00:19:30,537
‫متاسفم که تو توانایی حفظ آثار باقی مونده

365
00:19:30,539 --> 00:19:32,105
‫از یه جدول زمانی دیگه رو داری.

366
00:19:32,107 --> 00:19:35,375
‫تو توانایی دیدن از بین ارتعاشات جهان داری.

367
00:19:35,377 --> 00:19:37,710
‫این یعنی...

368
00:19:37,712 --> 00:19:40,513
‫تا الان مطمئن نبودم.

369
00:19:40,515 --> 00:19:41,781
‫مطمئن از چی؟

370
00:19:44,185 --> 00:19:47,487
‫اون شب که شتاب دهنده ذرات منفجر شد...

371
00:19:51,258 --> 00:19:52,926
‫تو هم تحت تاثیرش قرار گرفتی.

372
00:19:55,162 --> 00:19:57,964
‫چی داری میگی؟

373
00:20:00,067 --> 00:20:01,067
‫نه.

374
00:20:03,671 --> 00:20:04,904
‫من تحت تاثیرش قرار نگرفتم.

375
00:20:04,906 --> 00:20:07,774
‫نترس، سیسکو.

376
00:20:07,776 --> 00:20:13,246
‫یه سرنوشت بزرگ و شریف منتظرته.

377
00:20:13,248 --> 00:20:18,718
‫فقط امیدوارم وقتی که
‫،زندگی خوبت رو میگذرونی

378
00:20:18,720 --> 00:20:21,421
‫یادت باشه که چه کسی اون زندگی رو بهت داده.

379
00:20:23,257 --> 00:20:27,327
‫و اینکه از عشق بهت داده شده.

380
00:20:42,343 --> 00:20:44,043
‫متاسفم، ولی بهم گفته شده
‫اینجا تنها جاییه که

381
00:20:44,045 --> 00:20:46,312
‫قدرت کافی واسه اجرا کردن محاسبات داره.

382
00:20:46,314 --> 00:20:48,481
‫اگه کوچکترین خطایی در ساخت
‫کرم چاله انجام بدیم...

383
00:20:48,483 --> 00:20:49,949
‫دیگه نگو.

384
00:20:49,951 --> 00:20:51,451
‫جو بهم گفت این اطراف باشم
‫،شاید بهم نیاز شد

385
00:20:51,453 --> 00:20:52,885
‫ولی به نظر میاد من به درد نمیخورم.

386
00:20:52,887 --> 00:20:56,623
‫هرکسی میتونه یه همکاری به بقیه بکنه.

387
00:20:56,625 --> 00:20:59,158
‫شاید هنوز تو خاصیت خودت رو کشف نکردی.

388
00:20:59,160 --> 00:21:00,927
‫نه، ‌دکتر ولز وقتی درمورد آینده بهم میگفت

389
00:21:00,929 --> 00:21:02,395
‫این موضوع رو کاملا واسم روشن کرد.

390
00:21:02,397 --> 00:21:03,997
‫من مهم نیستم.

391
00:21:03,999 --> 00:21:05,199
‫،تا جایی که در تاریخ هست

392
00:21:05,200 --> 00:21:08,301
‫من نه کار مهمی میکنم
‫و نه به دختر مورد علاقم میرسم.

393
00:21:08,303 --> 00:21:10,803
‫و تو حرفش رو باور کردی؟

394
00:21:10,805 --> 00:21:14,073
‫اون یه روزنامه از سال ۲۰۲۴ داشت.

395
00:21:14,075 --> 00:21:17,443
‫منم یه لیوان دارم که روش نوشته
‫".بهترین رئیس در دنیا"

396
00:21:17,445 --> 00:21:20,446
‫من شک دارم که حتی دستیار آموزشیم هم

397
00:21:20,448 --> 00:21:23,583
‫اینو تایید کنه.

398
00:21:23,585 --> 00:21:29,622
‫امروز با ایده های علمی بزرگی طرف هستیم.

399
00:21:29,624 --> 00:21:34,294
‫ولی تو آقای تاون، ممکنه مهمترین چیز اینجا

400
00:21:34,296 --> 00:21:35,762
‫در استارلبز باشی.

401
00:21:35,764 --> 00:21:37,530
‫من؟

402
00:21:37,532 --> 00:21:40,867
‫چه احتمالاتی هست که
‫دکتر ولز به گذشته سفر کرده باشه

403
00:21:40,869 --> 00:21:43,069
‫و در همون شهری گیر بیوفته

404
00:21:43,071 --> 00:21:46,105
‫که پدر پدر پدر پدر پدربزرگش باشه؟

405
00:21:46,107 --> 00:21:49,475
‫،همون شغل رو داشته باشه
‫و در همون ساختمون باشه؟

406
00:21:49,477 --> 00:21:52,512
‫و بخشی از نقشه بازگشتش باشه که این یعنی

407
00:21:52,514 --> 00:21:56,683
‫اون باید از جون تو مراقبت کنه.

408
00:21:56,685 --> 00:22:02,655
‫که این تو رو اینقدر مهم میکنه که هیچ
‫علمی نتونه طرحی واسش داشته باشه.

409
00:22:02,657 --> 00:22:04,791
‫که این چی هست؟

410
00:22:04,793 --> 00:22:07,026
‫تصادف.

411
00:22:07,028 --> 00:22:11,964
‫هیچ علمی واسه تصادف وجود نداره.

412
00:22:11,966 --> 00:22:15,468
‫تو، آقا، یک خلاف قاعده محسوب میشی.

413
00:22:15,470 --> 00:22:19,138
‫یجورایی ویژه هستی.

414
00:22:19,140 --> 00:22:22,041
‫تو تنها شخص در این داستان هستی

415
00:22:22,043 --> 00:22:25,912
‫که خودش آیندش رو انتخاب میکنه.

416
00:22:27,681 --> 00:22:28,848
‫حداقل، نظر من اینه.

417
00:22:30,652 --> 00:22:33,119
‫صبرکن، این نمیتونه درست باشه.

418
00:22:33,121 --> 00:22:35,588
‫خدایا.

419
00:22:35,590 --> 00:22:37,590
‫- یه مشکل داریم.
‫- چی؟

420
00:22:37,592 --> 00:22:39,859
‫محاسبات.
‫یه خطر هست.

421
00:22:39,861 --> 00:22:42,261
‫میدونم.
‫آماده ام که ریسک کنم.

422
00:22:42,263 --> 00:22:45,164
‫نه، فقط واسه تو ریسک نیست
‫بلکه واسه همه ست.

423
00:22:45,166 --> 00:22:46,933
‫ولز همه چیز رو بهمون نگفته.

424
00:22:46,935 --> 00:22:50,370
‫،بری، حتی اگه تو به سرعت مناسب برسی

425
00:22:50,372 --> 00:22:52,305
‫،برخورد با ذرات هیدروژن

426
00:22:52,307 --> 00:22:57,543
‫ممکنه انفجار حاصل از برخورد یه تکینی بسازه.

427
00:22:57,545 --> 00:22:58,545
‫تکینی چیه؟

428
00:22:58,546 --> 00:22:59,445
‫سیاه چاله.

429
00:22:59,447 --> 00:23:01,514
‫ممکنه سنترال سیتی رو نابود کنیم.

430
00:23:01,516 --> 00:23:02,882
‫اونم فقط واسه شروع.

431
00:23:02,884 --> 00:23:08,020
‫اگه اینجا یه سیاه چاله
‫،درست کنیم و نتونیم کنترلش کنیم

432
00:23:08,022 --> 00:23:12,191
‫ممکنه با یه فاجعه جهانی روبرو باشیم.

433
00:23:12,193 --> 00:23:16,329
‫فاتحمون خونده ست.

434
00:23:21,802 --> 00:23:23,536
‫خب، مطمئنا یکم خطر هست.

435
00:23:23,538 --> 00:23:25,171
‫سخته که به احتمال ایجاد

436
00:23:25,173 --> 00:23:26,506
‫یک رویداد در سطح انقراض گفت
‫".یکم خطر"

437
00:23:26,508 --> 00:23:28,374
‫آره، و شتاب دهنده‌ت که

438
00:23:28,376 --> 00:23:31,043
‫به اندازه لگنی که توی دبیرستان
‫میروندم قابل اعتماد بوده.

439
00:23:32,046 --> 00:23:33,045
‫بزار یه سوال ازتون بپرسم.

440
00:23:33,047 --> 00:23:36,682
‫چقدر فرا انسان...

441
00:23:36,684 --> 00:23:37,917
‫چقدر خطر...

442
00:23:37,919 --> 00:23:41,287
‫توی این یک سال اخیر باهم باهاش مواجه بودیم؟

443
00:23:41,289 --> 00:23:43,656
‫یا اینکه یادتون رفته اون من بودم که

444
00:23:43,658 --> 00:23:46,092
‫کنار تک به تکتون مبارزه میکردم؟

445
00:23:46,094 --> 00:23:48,661
‫من تقریبا دو دهه اینو برنامه ریزی میکردم.

446
00:23:48,663 --> 00:23:50,129
‫جواب میده.

447
00:23:50,131 --> 00:23:52,031
‫و چطور مطمئن بشیم که یه سیاه چاله

448
00:23:52,033 --> 00:23:53,466
‫وسط سنترال سیتی باز نمیکنیم؟

449
00:23:53,468 --> 00:23:56,102
‫،خب، به محض اینکه کرم چاله پایدار بشه

450
00:23:56,104 --> 00:24:00,039
‫بری ۱ دقیقه و ۵۲ ثانیه وقت
‫داره که گذشته رو تغییر بده

451
00:24:00,041 --> 00:24:01,908
‫و به این زمان برگرده.

452
00:24:01,910 --> 00:24:03,609
‫،اگه و زمانی که اون کار رو انجام بده

453
00:24:03,611 --> 00:24:05,611
‫،میتونید کرم چاله رو ببندید

454
00:24:05,613 --> 00:24:07,613
‫و هممون میتونیم تا ابد
‫با خوبی و خوشی زندگی کنیم.

455
00:24:07,615 --> 00:24:08,948
‫تقریبا دو دقیقه.

456
00:24:08,950 --> 00:24:11,050
‫بیشتر از زمان مورد نیاز واسه نجات نورا.

457
00:24:11,052 --> 00:24:14,187
‫ولی واسه متوقف کردن تو
‫از رفتن به خونه کافی نیست؟

458
00:24:14,189 --> 00:24:16,556
‫همه چیز یک انتخابه.

459
00:24:16,558 --> 00:24:18,624
‫و اگه دیر کنم چی؟

460
00:24:18,626 --> 00:24:21,427
‫دیر نمیکنی.
‫من باورت دارم، بری.

461
00:24:21,429 --> 00:24:22,228
‫همیشه باورت داشتم.

462
00:24:22,230 --> 00:24:23,863
‫،پس گمونم سوال اینه که

463
00:24:23,865 --> 00:24:26,933
‫دوستات و خانوادت
‫به اندازه من باورت دارن؟

464
00:24:46,154 --> 00:24:50,656
‫پس اگه به اندازه کافی
‫،سریع ندوم که با ذره برخورد کنم

465
00:24:50,658 --> 00:24:53,025
‫،پودر میشم
‫و اگه به اندازه کافی سریع بدوم

466
00:24:53,027 --> 00:24:54,994
‫،ولی به موقع نیام اینجا
‫،اونوقت یه سیاه چاله ایجاد میشه

467
00:24:54,996 --> 00:24:57,530
‫شهر و احتمالا دنیا رو میبلعه.

468
00:24:59,466 --> 00:25:00,800
‫مطمئنی هنوز میخوای توی
‫چشمام نگاه کنی و بهم بگی

469
00:25:00,802 --> 00:25:03,069
‫این کار بهترین کاریه که میتونم بکنم؟

470
00:25:04,538 --> 00:25:06,339
‫اگه بگم هم دروغ گفتم.

471
00:25:09,277 --> 00:25:12,311
‫حقیقت اینه که، من...
‫نمیدونم به چی فکر کنم.

472
00:25:12,313 --> 00:25:13,646
‫فکر میکردم تو از این کار مطمئنی.

473
00:25:13,648 --> 00:25:15,548
‫من...

474
00:25:15,550 --> 00:25:17,450
‫اولش که تصمیمم رو گرفتم

475
00:25:17,452 --> 00:25:20,019
‫یجورایی روش حساب کرده بودم.

476
00:25:20,021 --> 00:25:22,021
‫داشتم دروغ میگفتم.

477
00:25:22,023 --> 00:25:23,256
‫بعضی وقتا والدین این کارو میکنن.

478
00:25:23,258 --> 00:25:26,425
‫بیشتر وقتا، والدین این کارو میکنن.

479
00:25:28,695 --> 00:25:31,531
‫ببین، مطمئنا من ترسیدم.

480
00:25:33,066 --> 00:25:35,968
‫ولی من نمیخواستم بخاطر اینکه نگران منی

481
00:25:35,970 --> 00:25:37,503
‫به مادرت کمک نکنی.

482
00:25:37,505 --> 00:25:40,072
‫،خب، من همیشه نگرانتم، جو

483
00:25:40,074 --> 00:25:42,308
‫همونطور که تو همیشه نگران منی.

484
00:25:42,310 --> 00:25:45,011
‫،متاسفم
‫ولی تو نمیتونی جلوشو بگیری.

485
00:25:50,851 --> 00:25:53,219
‫فکر میکنی میتونم این کارو بکنم؟

486
00:25:53,221 --> 00:25:56,389
‫فکر میکنی میتونم مامانم رو نجات بدم؟

487
00:25:56,391 --> 00:25:58,324
‫یعنی فکر میکنی من به اندازی کافی سریع هستم؟

488
00:25:58,326 --> 00:25:59,392
‫آره.

489
00:26:00,694 --> 00:26:02,428
‫میدونم که هستی.

490
00:26:05,632 --> 00:26:10,836
‫میدونی... تمام زندگیم رویای...

491
00:26:10,838 --> 00:26:13,205
‫،نجات دادن مادرم رو داشتم

492
00:26:13,207 --> 00:26:16,609
‫آزاد کردن بابام، و...

493
00:26:16,611 --> 00:26:19,011
‫فکرشم نمیکردم مجبور میشم یه
‫خانواده دیگه واسه اون کار از دست بدم.

494
00:26:19,013 --> 00:26:20,279
‫بری...

495
00:26:20,281 --> 00:26:23,583
‫جو، این حقیقته.
‫این حقیقته.

496
00:26:23,585 --> 00:26:26,252
‫من همیشه خیلی متمرکز روی

497
00:26:26,254 --> 00:26:31,557
‫،چیزایی که اونشب از دست دادم بودم
‫ولی خیلی چیزا هم بدست آوردم.

498
00:26:31,559 --> 00:26:36,395
‫،من با یه پدر به دنیا اومدم
‫و اون مصیبت یه پدر دیگه...

499
00:26:36,397 --> 00:26:38,130
‫بهم داد.

500
00:26:39,733 --> 00:26:42,768
‫و فکر نکنم بتونم تو رو از دست بدم.

501
00:26:42,770 --> 00:26:45,504
‫تو هیچوقت منو از دست نمیدی.

502
00:26:45,506 --> 00:26:48,507
‫هیچوقت، ‌فهمیدی؟

503
00:26:48,509 --> 00:26:50,309
‫هیچوقت.

504
00:26:57,884 --> 00:27:00,019
‫امروز اخبار زیادی نیست؟

505
00:27:01,755 --> 00:27:05,558
‫البته اگه میدونستن چه خبره اینطور نبود، نه؟

506
00:27:05,560 --> 00:27:09,028
‫فکر میکردم توی استارلبز باشی.

507
00:27:09,030 --> 00:27:10,496
‫بودم.

508
00:27:10,498 --> 00:27:12,732
‫،بعدش گرسنه شدم
‫واسه همین رفتم رستوران ماما چاوز.

509
00:27:12,734 --> 00:27:16,035
‫واسه دیم سام؟ غذای مورد علاقت.
‫<font color="#ff۸۰۸۰">دیم سام: نوعی غذای چینی</font>

510
00:27:16,037 --> 00:27:18,404
‫و واسه یادآوری یه چیز به خودم.

511
00:27:18,406 --> 00:27:19,406
‫چی؟

512
00:27:22,309 --> 00:27:28,214
‫یه تصادف. در واقع یه تصادف خیلی بزرگ.

513
00:27:28,216 --> 00:27:32,051
‫،حدود یک سال و نیم قبل
‫با یه دختر قرار داشتم.

514
00:27:32,053 --> 00:27:35,888
‫کیتی راجرز.
‫یه رقاص بود.

515
00:27:35,890 --> 00:27:38,124
‫برنامه داشتیم که تو رستوران
‫،ماما چاوز همدیگه رو ببینیم

516
00:27:38,126 --> 00:27:39,458
‫ولی بهم پیامک داد.

517
00:27:39,460 --> 00:27:40,926
‫همسترینگش کشیده شده بود
‫و مجبور بود قرار رو کنسل کنه.

518
00:27:40,928 --> 00:27:43,496
‫رقاصای نازک نارنجی.

519
00:27:43,498 --> 00:27:47,833
‫من ناراحت شدم چون بهش امید داشتم.

520
00:27:47,835 --> 00:27:50,903
‫،پس خودم تنهایی شام خوردم
‫و داشتم پیاده میرفتم خونه

521
00:27:50,905 --> 00:27:55,107
‫که یه دزد رو دیدم که با یه
‫کوله پشتی داشت فرار میکرد.

522
00:27:55,109 --> 00:27:56,876
‫کوله پشتی تو.

523
00:27:56,878 --> 00:27:59,812
‫و دستگیرش کردم.

524
00:27:59,814 --> 00:28:02,448
‫اینجوری بود که من و تو باهم آشنا شدیم.

525
00:28:02,450 --> 00:28:04,950
‫یادمه.

526
00:28:04,952 --> 00:28:08,020
‫یه نفر اخیرا بهم گفته که یه
‫،تصادف چقدر میتونه بزرگ باشه

527
00:28:08,022 --> 00:28:12,124
‫و این باعث شد به این نتیجه برسم
‫که چقدر تصادف باید رخ بده

528
00:28:12,126 --> 00:28:15,027
‫که تو و من به هم برسیم...

529
00:28:15,029 --> 00:28:18,264
‫در این لحظه.

530
00:28:18,266 --> 00:28:22,034
‫،ما خیلی رو سرنوشت بری متمرکز بودیم

531
00:28:22,036 --> 00:28:25,104
‫فراموش کرده بودم که خودم هم یه سرنوشت دارم.

532
00:28:27,974 --> 00:28:31,010
‫و سرنوشتم تویی.

533
00:28:31,012 --> 00:28:34,146
‫،آیریس وست

534
00:28:34,148 --> 00:28:38,851
‫تمام لحظات زندگیم به آشنایی با تو ختم شد.

535
00:28:41,722 --> 00:28:43,456
‫ریدم به آینده.

536
00:28:46,127 --> 00:28:48,194
‫ریدم به آینده.

537
00:28:54,102 --> 00:28:55,901
‫این کار واقعا لازمه؟

538
00:28:55,903 --> 00:28:59,672
‫پدرم قبل از اینکه منو بفرسته
‫ام آی تی فرستاد که ربی بشم.
‫<font color="#ff۸۰۸۰">ربی: پژوهشگر مرجع دینی در جامعه یهودی</font>

539
00:28:59,674 --> 00:29:02,641
‫همونطور که بچه ها میگن
‫الان دیگه حلال میشه.

540
00:29:02,643 --> 00:29:04,076
‫هیچ بچه ای اینو نمیگه.

541
00:29:04,078 --> 00:29:05,277
‫بزار روز عروسیت دعوا نکنیم.

542
00:29:13,154 --> 00:29:15,821
‫اگه از نظرتون اشکالی نداره، میخوام از
‫قسمتایی که به زبون عبری هست صرف نظر کنم.

543
00:29:17,391 --> 00:29:19,625
‫این یک سال اخیر

544
00:29:19,627 --> 00:29:22,995
‫خیلی چیزا راجب ادغام زندگی
‫یه نفر با یکی دیگه یاد گرفتم.

545
00:29:22,997 --> 00:29:26,799
‫با تمام پیشرفت های علمی

546
00:29:26,801 --> 00:29:28,400
‫،که هممون داشتیم

547
00:29:28,402 --> 00:29:32,171
‫با اینحال معمای عشق که
‫دو نفر رو بهم میرسونه

548
00:29:32,173 --> 00:29:34,907
‫منبعش از جادو میاد.

549
00:29:34,909 --> 00:29:36,509
‫،آقای رامون
‫حلقه ها لطفا.

550
00:29:36,534 --> 00:29:41,534
‫<font color="#۰۰ff۰۰">کاری از تیم ترجمه پارس مووی</font>
‫WwW.ParsMovie.Info
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مرجع دانلود فیلم و سریال به صورت رایگان</font>

551
00:29:41,559 --> 00:29:46,559
‫<font color="#۰۰ff۰۰">:مترجم</font>
‫HBK
‫<font color="#ff۰۰۰۰">hbk۴۲@ymail.com</font>

552
00:29:49,824 --> 00:29:51,257
‫یه حلقه واقعی بهت بدهکارم.

553
00:29:51,259 --> 00:29:53,159
‫بهش احتیاج ندارم.

554
00:29:53,161 --> 00:29:56,562
‫همینجا من تمام چیزا و کسایی

555
00:29:56,564 --> 00:30:00,499
‫که بهش احتیاج خواهم داشت دارم.

556
00:30:00,501 --> 00:30:01,600
‫و...

557
00:30:01,602 --> 00:30:03,469
‫و اگه تمام اتفاقات سال گذشته

558
00:30:03,471 --> 00:30:07,039
‫،ما رو به این لحظه هدایت کرده

559
00:30:07,041 --> 00:30:10,109
‫ارزشش رو داشت.

560
00:30:10,111 --> 00:30:12,344
‫دوستت دارم، رانی.

561
00:30:12,346 --> 00:30:14,680
‫در این لحظه شما رو
‫رسما زن و شوهر اعلام میکنم.

562
00:30:14,682 --> 00:30:16,248
‫حالا عروس رو ببوس.

563
00:30:16,250 --> 00:30:17,716
‫دیگه نمیخواد بهم بگی چیکار کنم.

564
00:30:25,026 --> 00:30:26,792
‫تبریک میگم.

565
00:30:41,709 --> 00:30:42,808
‫خیلی خب.

566
00:30:42,810 --> 00:30:44,877
‫اونجا سه تا از خودت وجود داره...

567
00:30:44,879 --> 00:30:46,445
‫تو از آینده

568
00:30:46,447 --> 00:30:47,847
‫،که بچگی خودت رو از فلش مخالف نجات داد

569
00:30:47,849 --> 00:30:49,181
‫و خود خودت.

570
00:30:49,183 --> 00:30:53,118
‫یادت باشه، صبرکن تا وقتی که
‫،آینده خودت بچگیت رو از اونجا ببره بیرون

571
00:30:53,120 --> 00:30:55,654
‫اونوقت میتونی بری و مامانت رو نجات بدی.

572
00:30:55,656 --> 00:30:58,123
‫مثل آب خوردن.

573
00:30:58,125 --> 00:31:00,459
‫نیروی سرعت با تو باشد.

574
00:31:04,998 --> 00:31:07,199
‫خداحافظ، بابا.

575
00:31:11,705 --> 00:31:13,372
‫خداحافظ، پسرم.

576
00:31:15,675 --> 00:31:16,642
‫آیریس...

577
00:31:16,644 --> 00:31:19,311
‫لازم نیست چیزی بگی.

578
00:31:19,313 --> 00:31:20,913
‫خودم میدونم.

579
00:31:25,886 --> 00:31:29,288
‫امیدوارم هر زندگی که بدست
‫میاری واست کافی باشه.

580
00:31:29,290 --> 00:31:31,457
‫و خوشحالت کنه.

581
00:31:31,459 --> 00:31:32,558
‫تو هم همینطور.

582
00:31:53,313 --> 00:31:54,880
‫،یادت باشه، آقای آلن

583
00:31:54,882 --> 00:31:57,549
‫به محض اینکه به سرعت مناسب
‫،برسی و کرم چاله رو باز کنی

584
00:31:57,551 --> 00:32:00,719
‫فقط ۱ دقیقه و ۵۲ ثانیه وقت خواهی داشت

585
00:32:00,721 --> 00:32:02,755
‫که مادرت رو نجات بدی و برگردی.

586
00:32:02,757 --> 00:32:03,757
‫وگرنه...

587
00:32:03,758 --> 00:32:05,224
‫میدونم.

588
00:32:08,495 --> 00:32:10,562
‫خب...

589
00:32:10,564 --> 00:32:14,266
‫الان آینده هردومون در دستاته، آقای آلن.

590
00:32:14,268 --> 00:32:16,902
‫و میدونم که از پسش برمیای.

591
00:32:16,904 --> 00:32:18,237
‫حالا...

592
00:32:19,072 --> 00:32:21,040
‫بدو...

593
00:32:21,042 --> 00:32:23,142
‫بری.

594
00:32:23,144 --> 00:32:24,443
‫بدو.

595
00:32:32,820 --> 00:32:36,221
‫تمامیت ساختاری شتاب دهنده
‫داره ساخته میشه.

596
00:32:36,223 --> 00:32:38,057
‫اون دیگه چی بود؟

597
00:32:38,059 --> 00:32:39,258
‫بری حالش خوبه؟

598
00:32:39,260 --> 00:32:42,695
‫آره.
‫الان به سرعت دو ماخ رسید.

599
00:32:52,105 --> 00:32:54,740
‫منتظر بودم که بری رو بیاری خونه.

600
00:32:54,742 --> 00:32:58,677
‫ظاهرا اون یه مدتی پیشمون میمونه.

601
00:32:58,679 --> 00:33:01,113
‫،بری، چیزی که میبینی نیروی سرعته

602
00:33:01,115 --> 00:33:04,283
‫،گذشته‌، حال و آینده‌ت

603
00:33:04,285 --> 00:33:05,818
‫همش یک جا.

604
00:33:05,820 --> 00:33:09,421
‫پس باید روی جایی که میخوای بری تمرکز کنی.

605
00:33:09,423 --> 00:33:11,890
‫پس به اون شب...

606
00:33:11,892 --> 00:33:13,926
‫فکر کن.

607
00:33:13,928 --> 00:33:17,730
‫به مادرت فکر کن.

608
00:33:17,732 --> 00:33:21,033
‫وقت خوابه.
‫شب خوش، مشت زن.

609
00:33:21,035 --> 00:33:23,535
‫مامان!

610
00:33:27,574 --> 00:33:29,008
‫داره جواب میده.

611
00:33:31,344 --> 00:33:33,479
‫داره جواب میده.

612
00:33:34,614 --> 00:33:37,349
‫حالا ذرات هیدروژن رو وارد کن.

613
00:33:41,721 --> 00:33:43,088
‫اون چیه؟
‫چی شد؟

614
00:33:43,090 --> 00:33:44,356
‫بری... اون رفته.

615
00:33:44,358 --> 00:33:46,225
‫- ببینید.
‫- کرم چاله.

616
00:33:46,227 --> 00:33:47,993
‫پایدار هم شده.
‫تایمر رو آغاز کن.

617
00:34:07,114 --> 00:34:09,581
‫مامان!

618
00:34:09,583 --> 00:34:11,083
‫مامان!

619
00:34:11,085 --> 00:34:12,085
‫بری!

620
00:34:12,086 --> 00:34:13,819
‫مامان!

621
00:34:17,425 --> 00:34:19,391
‫نورا! طاقت بیار!

622
00:34:27,234 --> 00:34:31,970
‫فرار کن، بری، فرار کن!

623
00:34:33,173 --> 00:34:36,108
‫بری، نه!

624
00:34:36,110 --> 00:34:40,712
‫نه، نه، نه!

625
00:35:03,237 --> 00:35:06,338
‫هی، ‌چیزی نیست.
‫چیزی نیست، تو حالت خوبه.

626
00:35:06,340 --> 00:35:08,607
‫،خواهش میکنم، شوهرم
‫پسرم، اونا...

627
00:35:08,609 --> 00:35:10,409
‫اونا حالشون خوبه.

628
00:35:10,411 --> 00:35:11,944
‫هردوشون حالشون خوبه.

629
00:35:11,946 --> 00:35:14,713
‫قول میدم.

630
00:35:14,715 --> 00:35:16,748
‫تو کی هستی؟

631
00:35:16,750 --> 00:35:19,017
‫من...

632
00:35:21,454 --> 00:35:24,156
‫فلش هستم.

633
00:35:24,158 --> 00:35:25,924
‫متوجه نمیشم.

634
00:35:38,404 --> 00:35:40,973
‫درست شبیه پدرمی.

635
00:35:45,778 --> 00:35:49,448
‫،اصلا با عقل جور نمیاد

636
00:35:49,450 --> 00:35:51,917
‫ولی منم، مامان.

637
00:35:53,320 --> 00:35:54,786
‫بری هستم.

638
00:35:54,788 --> 00:35:55,788
‫بری؟

639
00:35:55,789 --> 00:35:57,222
‫بری خودت.

640
00:35:57,224 --> 00:35:58,991
‫پسر خوشکلم.

641
00:36:03,531 --> 00:36:06,064
‫یه فرصت بدست آوردم

642
00:36:06,066 --> 00:36:09,067
‫که برگردم اینجا...

643
00:36:11,404 --> 00:36:14,640
‫و بهت بگم حالم خوبه.

644
00:36:14,642 --> 00:36:18,577
‫من و بابا هردومون حالمون خوبه.

645
00:36:18,579 --> 00:36:22,314
‫و دوستت داریم، مامان.

646
00:36:22,316 --> 00:36:24,917
‫دوستت دارم.

647
00:36:24,919 --> 00:36:27,419
‫دوستت دارم.

648
00:36:27,421 --> 00:36:30,856
‫پسر عزیزم.

649
00:36:30,858 --> 00:36:34,126
‫خداحافظ.

650
00:36:34,128 --> 00:36:37,462
‫خداحافظ، بری.

651
00:36:38,331 --> 00:36:40,632
‫مامان.

652
00:36:42,101 --> 00:36:43,569
‫مامان.

653
00:37:05,092 --> 00:37:08,794
‫فکر کنم الان وقتشه که
‫با هریسون ولز خداحافظی کنیم.

654
00:37:15,068 --> 00:37:16,768
‫زیباست.

655
00:37:16,770 --> 00:37:19,705
‫ریپ هانتر تحت تاثیر قرار میگیره.
‫<font color="#ff۸۰۸۰">ریپ هانتر: یکی از کاراکتر ها دی سی که در زمان سفر میکند</font>

656
00:37:19,707 --> 00:37:21,907
‫اون اولین مدل از این
‫دستگاه ها رو اختراع کرد.

657
00:37:21,909 --> 00:37:23,542
‫مرد جالبیه.

658
00:37:27,714 --> 00:37:29,715
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

659
00:37:29,717 --> 00:37:31,917
‫این یعنی دیگه باید برم.

660
00:37:35,488 --> 00:37:37,456
‫ممنون، سیسکو.

661
00:37:37,458 --> 00:37:39,491
‫هیچوقت برنگرد.

662
00:38:03,416 --> 00:38:05,083
‫۳۰ثانیه.

663
00:38:13,126 --> 00:38:14,726
‫خونه.

664
00:38:27,640 --> 00:38:28,874
‫- خدای من.
‫- بری.

665
00:38:28,876 --> 00:38:31,176
‫باید کرم چاله رو هرچه سریعتر ببندیم!

666
00:38:32,345 --> 00:38:34,046
‫کیتلین!

667
00:38:40,888 --> 00:38:43,055
‫تو مادرت رو نجات ندادی.

668
00:38:43,057 --> 00:38:44,690
‫چرا؟

669
00:38:44,692 --> 00:38:45,991
‫چرا؟

670
00:38:45,993 --> 00:38:48,627
‫میتونستی زندگی که میخواستی رو داشته باشی.

671
00:38:48,629 --> 00:38:51,863
‫میتونستی هرچی که تاحالا
‫میخواستی رو داشته باشی!

672
00:38:53,232 --> 00:38:54,900
‫همین الانشم دارم.

673
00:38:59,038 --> 00:39:00,639
‫نه واسه مدت زیادی.

674
00:39:03,876 --> 00:39:05,777
‫ژنراتور داخلی رو قطع کن.

675
00:39:08,214 --> 00:39:10,048
‫ده ثانیه دیگه، عجله کن.

676
00:39:24,163 --> 00:39:27,065
‫سه، دو، یک.

677
00:39:28,735 --> 00:39:30,369
‫رانی، حالت خوبه؟

678
00:39:30,371 --> 00:39:31,703
‫انجامش دادی؟

679
00:39:31,705 --> 00:39:33,205
‫آره، خاموشش کردم.

680
00:39:35,441 --> 00:39:38,210
‫انجامش دادن.
‫ژنراتور رو قطع کردن.

681
00:39:43,449 --> 00:39:44,683
‫،محض اینکه همه چی شفاف سازی بشه

682
00:39:44,685 --> 00:39:46,118
‫،بعد از اینکه تو رو کشتم

683
00:39:46,120 --> 00:39:47,786
‫میرم اونا رو میکشم.

684
00:39:47,788 --> 00:39:50,055
‫بعدش میرم پدرت رو میکشم.

685
00:39:50,057 --> 00:39:53,225
‫من همیشه برنده میشم، فلش.

686
00:39:59,832 --> 00:40:02,300
‫ادی، خدای...

687
00:40:03,669 --> 00:40:05,003
‫ادی!

688
00:40:05,005 --> 00:40:06,638
‫چیکار کردی؟

689
00:40:08,441 --> 00:40:12,878
‫چیکار کردی؟
‫چیکار کردی؟

690
00:40:12,880 --> 00:40:15,747
‫نه چیزی به بزرگی یه تصادف.

691
00:40:18,618 --> 00:40:20,085
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

692
00:40:20,087 --> 00:40:21,720
‫سیسکو، کمکم کن.

693
00:40:21,722 --> 00:40:24,289
‫ادی جد اونه.

694
00:40:24,291 --> 00:40:26,958
‫،اگه ادی بمیره
‫اون هیچوقت به دنیا نمیاد، و...

695
00:40:28,694 --> 00:40:31,263
‫اون داره از هستی پاک میشه.

696
00:40:33,366 --> 00:40:36,635
‫نه! نه!
‫ادی.

697
00:40:36,637 --> 00:40:38,236
‫ادی، نه، نه.

698
00:40:38,238 --> 00:40:41,306
‫تحمل بیار، باشه؟
‫تحمل بیار.

699
00:40:42,476 --> 00:40:44,976
‫معلوم شد که اون اشتباه میکرده.

700
00:40:44,978 --> 00:40:46,678
‫بعد از تمام این چیزا من قهرمانم.

701
00:40:46,680 --> 00:40:49,748
‫تو قهرمانی، ادی.
‫قهرمان منی.

702
00:40:49,750 --> 00:40:53,151
‫این چیزیه که همیشه میخواستم.

703
00:40:53,153 --> 00:40:54,719
‫قهرمان تو.

704
00:41:01,027 --> 00:41:02,561
‫نه!

705
00:41:09,203 --> 00:41:11,903
‫من مدت زیادی زندگیت رو کنترل کردم، بری.

706
00:41:11,905 --> 00:41:14,973
‫چطور بدون من ادامه میدی؟

707
00:41:41,234 --> 00:41:43,535
‫بچه ها، این خوب نیست.

708
00:41:43,537 --> 00:41:45,036
‫پروفسور، من که کرم چاله رو بستم.

709
00:41:45,038 --> 00:41:47,172
‫- چه اتفاقی داره میوفته؟
‫- نمیدونم.

710
00:41:47,174 --> 00:41:49,741
‫،تو کرم چاله رو بستی
‫ولی ظاهرا داره دوباره باز میشه.

711
00:41:49,743 --> 00:41:51,309
‫باید بریم.

712
00:41:51,311 --> 00:41:53,712
‫حالت خوبه؟

713
00:41:53,714 --> 00:41:55,146
‫آیریس، باید بریم.

714
00:41:55,148 --> 00:41:57,816
‫من اونو ولش نمیکنم.

715
00:41:57,818 --> 00:42:00,385
‫باید همین الان بریم، عزیزم.
‫متاسفم.

716
00:42:16,402 --> 00:42:18,637
‫پس این اتفاقیه که نمیخواستیم بیوفته.

717
00:42:18,639 --> 00:42:20,372
‫- چیکار داره میکنه؟
‫- میبلعه.

718
00:42:20,374 --> 00:42:24,743
‫،یک تکینی هیچوقت متوقف نمیشه
‫نه حتی بعد از اینکه زمین نابود بشه.

719
00:42:44,797 --> 00:42:47,465
‫متاسفانه قرص برافزایشی تشکیل شده.

720
00:42:47,467 --> 00:42:48,467
‫چی؟

721
00:42:48,468 --> 00:42:49,901
‫مواد پخش شده

722
00:42:49,903 --> 00:42:51,670
‫در حرکت مداری تکینی.

723
00:42:51,672 --> 00:42:52,704
‫این یعنی چی؟

724
00:42:52,706 --> 00:42:54,539
‫باید در حرکتش اختلال ایجاد کنیم.

725
00:42:54,541 --> 00:42:57,809
‫اساسا مثل گردباده، فقط برعکسش.

726
00:42:57,811 --> 00:42:59,411
‫و بزرگتر.

727
00:42:59,413 --> 00:43:01,046
‫و ترسناکتر.

728
00:43:01,048 --> 00:43:02,881
‫بری سطح انرژی این حادثه

729
00:43:02,883 --> 00:43:05,417
‫حداقل ۶.۷ ترا الکترون ولتـه.

730
00:43:05,419 --> 00:43:06,885
‫نمیشه متوقفش کرد.

731
00:43:10,222 --> 00:43:12,891
‫باید تلاشمو بکنم.

732
00:43:36,515 --> 00:43:37,515
‫خدای من.

733
00:43:37,517 --> 00:43:39,618
‫بری.

734
00:43:39,643 --> 00:43:44,643
‫<font color="#۰۰ff۰۰">کاری از تیم ترجمه پارس مووی</font>
‫WwW.ParsMovie.Info
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مرجع دانلود فیلم و سریال به صورت رایگان</font>

735
00:43:44,668 --> 00:43:49,668
‫<font color="#۰۰ff۰۰">:مترجم</font>
‫HBK
‫<font color="#ff۰۰۰۰">hbk۴۲@ymail.com</font>