‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:00,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">کاری از تیم ترجمه پارس مووی</font>
‫<font color="#ffffff">WwW.ParsMovie۱.Net</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مرجع دانلود فیلم و سریال به صورت رایگان</font>

2
00:00:00,525 --> 00:00:01,135
‫<font color="#۰۰ff۰۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ffffff">HBK</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">hbk۴۲@ymail.com</font>

3
00:00:01,136 --> 00:00:04,941
‫،اسم من بری آلن ـه
‫و من سریعترین آدم هستم.

4
00:00:06,132 --> 00:00:07,969
‫وقتی بچه بودم، دیدم که مادرم

5
00:00:07,971 --> 00:00:08,873
‫توسط یه چیز غیرممکن کشته شد.

6
00:00:08,875 --> 00:00:10,411
‫فرار کن بری، برار کن.

7
00:00:10,413 --> 00:00:13,288
‫پدرم به خاطر قتل اون به زندان رفت.

8
00:00:13,290 --> 00:00:17,205
‫بعد یه تصادف من رو غیرممکن کرد.

9
00:00:17,207 --> 00:00:19,841
‫واسه دنیای بیرون من یه
‫دانشمند پزشکی قانونی عادی هستم.

10
00:00:19,843 --> 00:00:21,813
‫ولی مخفیانه، من از سرعتم

11
00:00:21,815 --> 00:00:24,558
‫برای مبارزه با جنایت و پیدا کردن بقیه
‫کسایی که مثل من هستن استفاده میکنم.

12
00:00:24,560 --> 00:00:26,859
‫و یه روز، اون کسی که
‫مادرم رو کشت رو پیدا میکنم.

13
00:00:26,861 --> 00:00:29,563
‫- مامان.
‫- و عدالت رو برای پدرم برقرار میکنم.

14
00:00:29,565 --> 00:00:31,633
‫من فلش هستم.

15
00:00:32,603 --> 00:00:34,038
‫آنچه گذشت، در فلش...

16
00:00:34,040 --> 00:00:35,775
‫فکر کردی کی هستی؟

17
00:00:35,777 --> 00:00:38,448
‫،این چیزیه که راجبش صحبت کردیم
‫از سرعتم برای کارای خوب استفاده کنیم.

18
00:00:38,450 --> 00:00:41,285
‫ما راجب این صحبت کردیم که تو
‫کمکمون کنی بقیه فراانسان ها رو پیدا کنیم.

19
00:00:41,287 --> 00:00:43,523
‫بعد از این همه کلاس های
‫روزنامه نگاری، یه وبلاگ تاسیس کردم.

20
00:00:43,525 --> 00:00:44,694
‫،فکر میکردم روزنامه نگاری رو برداشتی

21
00:00:44,696 --> 00:00:46,065
‫نه نوشتن چیزای علمی تخیلی.

22
00:00:46,067 --> 00:00:47,468
‫،از وقتی که میشناسمت

23
00:00:47,470 --> 00:00:49,302
‫به غیرممکن باور داشتی.

24
00:00:49,304 --> 00:00:50,902
‫اگه راجب اونشب که مادرت
‫کشته شد حق با تو بود چی؟

25
00:00:50,904 --> 00:00:53,876
‫یه چیزی اون بیرون داره مردم رو نجات میده.

26
00:00:57,316 --> 00:00:58,951
‫به زودی میبینمت، بری.

27
00:01:00,420 --> 00:01:02,587
‫چقدر راجب اینکه

28
00:01:02,589 --> 00:01:04,323
‫چرا دوستات وارد زندگیت شدن فکر میکنی؟

29
00:01:04,325 --> 00:01:08,434
‫،تصادفی بود، برنامه ریزی شده بود
‫یا شاید یه زره از هر دوتاش؟

30
00:01:08,436 --> 00:01:10,939
‫عالی بود.

31
00:01:10,941 --> 00:01:14,349
‫،صرف نظر از دلیلش
‫بعضی از دوستایی که فقط میشناسیشون

32
00:01:14,351 --> 00:01:17,423
‫واسه یه مدتی کنارت میمونن.

33
00:01:17,425 --> 00:01:20,596
‫بقیه شون، زیاد مطمئن نیستی.

34
00:01:20,598 --> 00:01:24,535
‫،و یه دوست هست که، خب، امیدواری که

35
00:01:24,537 --> 00:01:28,441
‫یه روزی واست بیشتر از یه دوست بشه.

36
00:01:28,443 --> 00:01:31,542
‫ولی فعلا همین که دوستت باشه کافیه.

37
00:01:31,544 --> 00:01:33,610
‫و این خوبه.

38
00:01:33,612 --> 00:01:35,446
‫فکر کنم.

39
00:01:35,448 --> 00:01:37,752
‫خوشحالم که کیتلین و سیسکو رو دعوت کردی.

40
00:01:37,754 --> 00:01:38,854
‫باحالن نه؟

41
00:01:38,856 --> 00:01:40,558
‫اونا جونت رو نجات دادن، بری.

42
00:01:40,560 --> 00:01:42,693
‫که این باعث میشه اونا
‫باحال ترین آدمایی باشن که تاحالا دیدم.

43
00:01:42,695 --> 00:01:45,499
‫این خوبه که باهاشون دوست شدی.

44
00:01:45,501 --> 00:01:50,104
‫به سلامتی دوستای قدیمی و جدید.

45
00:01:52,874 --> 00:01:55,479
‫نوبت منه.

46
00:01:55,481 --> 00:01:59,385
‫واسم آرزوی موفقیت کن.

47
00:01:59,387 --> 00:02:01,055
‫میخوام نابودت کنم.

48
00:02:01,057 --> 00:02:03,127
‫از خود راضی نباش، وست.

49
00:02:07,398 --> 00:02:10,369
‫بچه ها؟ من یه مشکل دارم.

50
00:02:10,371 --> 00:02:13,341
‫هممون وقتی آدمایی مثل
‫اون (ادی) وجود دارن مشکل داریم.

51
00:02:13,343 --> 00:02:15,778
‫آره، خیلی جذابه.

52
00:02:15,780 --> 00:02:18,484
‫منظورم از لحاظ ژنتیکی بود.

53
00:02:18,486 --> 00:02:20,355
‫چون من یه نسل شناسم در واقع.

54
00:02:20,357 --> 00:02:21,723
‫خدای من، الان شبیه فلیسیتی حرف میزنم؟

55
00:02:21,725 --> 00:02:23,425
‫من راجب ادی حرف نمیزنم.

56
00:02:23,427 --> 00:02:27,599
‫من راجب این حرف میزنم.

57
00:02:27,601 --> 00:02:29,436
‫نمیتونم چیزی رو حس کنم.

58
00:02:29,438 --> 00:02:32,673
‫آره، این چیزیه که معمولا وقتی
‫زیاد مست میکنی اتفاق میوفته.

59
00:02:32,675 --> 00:02:35,011
‫نه، الکل روم تاثیر نمیزاره.

60
00:02:35,013 --> 00:02:37,316
‫منظورم اینه که واقعا چیزی حس نمیکنم.

61
00:02:37,318 --> 00:02:39,551
‫به خاطر سوخت و ساز بیش از حد بدنته.
‫یه نمونه میخوام.

62
00:02:39,553 --> 00:02:40,685
‫من عکسای بیشتری میگیرم.

63
00:02:40,687 --> 00:02:42,621
‫به خدا،‌ یه نمونه با خودم دارم.

64
00:02:42,623 --> 00:02:44,624
‫صبر کن، تو یه کلکسیون خون تو کیفت داری؟

65
00:02:44,626 --> 00:02:46,762
‫هرکس عادت های خودشو داره دیگه.

66
00:02:57,374 --> 00:02:59,076
‫- طبقه ۱۴ امنه.
‫- دریافت شد.

67
00:03:06,989 --> 00:03:09,657
‫صبر کن اونجا رو بررسی کنم.

68
00:03:17,136 --> 00:03:18,471
‫ساختمون رو قفل کنید!

69
00:03:18,473 --> 00:03:20,910
‫ایست!

70
00:03:20,912 --> 00:03:22,076
‫به من نزدیک نشو.

71
00:03:22,078 --> 00:03:26,679
‫تو باید باهام بیای، بیا.

72
00:03:26,681 --> 00:03:28,348
‫بخواب رو زمین!

73
00:03:46,475 --> 00:03:48,875
‫- هنوز چیزی حس نکردی؟
‫- نمیتونم مست بشم.

74
00:03:48,877 --> 00:03:50,342
‫،منظورم اینه که، من فقط ۲۵ سالمه

75
00:03:50,344 --> 00:03:51,644
‫و روزای مست کردنم دیگه تموم شده.

76
00:03:51,646 --> 00:03:52,979
‫بیا آلن، نوبت توئه.

77
00:03:56,053 --> 00:03:58,551
‫یه بمبگذاری تو خیابون هشتم بوده.

78
00:03:58,553 --> 00:04:00,520
‫- من باید برم، عزیزم.
‫- باشه.

79
00:04:00,522 --> 00:04:02,024
‫ببخشید، بچه ها.

80
00:04:02,026 --> 00:04:04,092
‫فردا من شیفت اولم.

81
00:04:04,094 --> 00:04:05,925
‫بری، فردا همدیگه رو میبینیم.

82
00:04:05,927 --> 00:04:09,028
‫به هرحال داره دیر میشه، و منم باید...

83
00:04:15,337 --> 00:04:18,440
‫کمک! کمک!

84
00:04:18,442 --> 00:04:20,309
‫یکی کمک کنه!

85
00:04:20,311 --> 00:04:22,777
‫بچه ها، یه شیشه شور آویزونه
‫و الانه که بیوفته.

86
00:04:22,779 --> 00:04:23,878
‫سعی نکن بگیریش.

87
00:04:23,880 --> 00:04:25,480
‫تو که یه مافوق قدرت نداری.

88
00:04:25,482 --> 00:04:27,016
‫خب، این نزدیکیا یه فروشگاه تخت خواب هست؟

89
00:04:27,018 --> 00:04:29,052
‫اگه چندتا تشت بیارم و بزارم زیر پاشون چی؟

90
00:04:29,054 --> 00:04:31,553
‫بری، این که مثل برنامه های کودک نیست.

91
00:04:31,555 --> 00:04:33,355
‫کمک! کمک!

92
00:04:33,357 --> 00:04:35,993
‫چقدر باید سرعت داشته باشم
‫که از ساختمون برم بالا؟

93
00:04:35,995 --> 00:04:38,563
‫چقدر میخوای بری بالا؟

94
00:04:38,565 --> 00:04:41,800
‫عجله کنید، یکی کمکم کنه!

95
00:04:41,802 --> 00:04:43,768
‫نمیدونم، حدودا ۵۰ متر.

96
00:04:43,770 --> 00:04:46,637
‫۳۲.۵۶...

97
00:04:49,844 --> 00:04:51,445
‫- بچه ها، زود باشین!
‫- کمک!

98
00:04:51,447 --> 00:04:53,413
‫فقط خیلی سریع بدو، تا مشکلی واست پیش نیاد.

99
00:04:53,415 --> 00:04:56,485
‫ولی واسه برگشتن پایین باید
‫سرعت خودت رو حفظ کنی وگرنه...

100
00:04:56,487 --> 00:04:58,723
‫وگرنه چی؟

101
00:04:58,725 --> 00:04:59,859
‫رو زمین پخش میشی.

102
00:04:59,861 --> 00:05:01,560
‫- عالیه.
‫- کمک!

103
00:05:01,562 --> 00:05:05,731
‫،خیلی خب. خیلی خب
‫خیلی خب، خیلی خب.

104
00:05:05,733 --> 00:05:09,035
‫برو که بریم.

105
00:05:37,000 --> 00:05:41,091
‫<font color="#۰۰ff۰۰">کاری از تیم ترجمه پارس مووی</font>
‫<font color="#ffffff">WwW.ParsMovie۱.Net</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مرجع دانلود فیلم و سریال به صورت رایگان</font>

106
00:05:41,092 --> 00:05:45,092
‫<font color="#۰۰ff۰۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ffffff">HBK</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">hbk۴۲@ymail.com</font>

107
00:05:45,142 --> 00:05:48,414
‫بری؟ چی بدست آوردی؟

108
00:05:48,416 --> 00:05:52,118
‫بمب گذارها معمولا امضای خاص خودشونو دارن.

109
00:05:52,120 --> 00:05:54,419
‫سیم ها چروکیده شدن، تیکه تیکه شدن.

110
00:05:54,421 --> 00:05:57,687
‫سطح پیچیدگیش بهم میگه
‫که من یه بار آنالیزش کردم.

111
00:05:57,689 --> 00:06:00,055
‫،تو یه بمب نشونم بده
‫من میتونم یه سرنخ توش پیدا کنم.

112
00:06:00,057 --> 00:06:01,790
‫"ظاهرا میخوای بگی "ولی.

113
00:06:01,792 --> 00:06:04,325
‫آره من هیچ عامل اکسید کننده ای پیدا نکردم.

114
00:06:04,327 --> 00:06:06,327
‫مثل اینه که این طبقه خودش
‫خود به خود منفجر شده باشه.

115
00:06:06,329 --> 00:06:07,794
‫چیزا که خودشون منفجر نمیشن.

116
00:06:07,796 --> 00:06:11,361
‫نگهبان گفت بمب گذار
‫یه خانوم با موی قرمز بوده.

117
00:06:11,363 --> 00:06:13,329
‫باید دوربین های امنیتی رو قطع کرده باشه.

118
00:06:13,331 --> 00:06:16,365
‫دوربین ها فیلم چیزی رو نگرفتن
‫ولی شاید یه چیز دیگه باشه.

119
00:06:16,367 --> 00:06:20,802
‫مثل اینکه دستگیره یه در رو منفجر کردن.

120
00:06:21,671 --> 00:06:22,872
‫میدونی چی گم شده؟

121
00:06:22,874 --> 00:06:24,675
‫به نظرم یکی از این پرونده ها.

122
00:06:24,677 --> 00:06:26,910
‫چندین روز طول میکشه تا بفهمیم کدومش گم شده.

123
00:06:26,912 --> 00:06:31,811
‫بیا بزاریم بری این کارو بکنه.

124
00:06:57,033 --> 00:06:58,833
‫- چه خبره؟
‫- نمیدونم.

125
00:06:58,835 --> 00:07:00,904
‫ولی اونا یجوری اومدن اینجا
‫که انگار اینجا مال خودشونه.

126
00:07:00,906 --> 00:07:03,874
‫نیم ساعته داره با سینگ حرف میزنه.

127
00:07:03,876 --> 00:07:05,907
‫این چیز خوبی نیست.

128
00:07:10,741 --> 00:07:13,711
‫ژنرال آیلینگ، ایشون کاراگاه وست هستن.

129
00:07:13,713 --> 00:07:16,581
‫کاراگاه.

130
00:07:16,583 --> 00:07:18,048
‫قضیه چیه؟

131
00:07:18,050 --> 00:07:21,050
‫ارتش میخواد بقیه تحقیقات رو به عهده بگیره.

132
00:07:21,052 --> 00:07:22,752
‫هرچی که بدست آوردی رو میخوام.

133
00:07:22,754 --> 00:07:25,279
‫،شواهد فیزیکی
‫،عکس، مصاحبه با شاهدین

134
00:07:25,279 --> 00:07:26,410
‫و تمام یادداشت های شخصیت.

135
00:07:26,837 --> 00:07:28,192
‫من نزدیک به ۲۰ سال تو این کار بودم

136
00:07:28,192 --> 00:07:29,857
‫و هرگز نشنیدم ارتش
‫تحقیقات غیرنظامی رو دنبال کنه.

137
00:07:29,859 --> 00:07:34,626
‫خب، این مورد غیرنظامی نیست.
‫اون (بمب گذار) یکی از ماست.

138
00:07:34,628 --> 00:07:36,392
‫ما هرچی بدست آوردیم رو براتون ارسال میکنیم.

139
00:07:36,394 --> 00:07:38,026
‫نظرت لطفته.

140
00:07:38,028 --> 00:07:42,097
‫گرچه فکر میکنم ما همین الان میخوایمش.

141
00:07:42,099 --> 00:07:45,697
‫چیزی که میخوان رو بهشون بده، جو.

142
00:07:45,699 --> 00:07:49,235
‫شنیدی چی گفت جو، چیزی که میخوام رو بده.

143
00:08:00,077 --> 00:08:01,642
‫سلام، چه خبره؟

144
00:08:01,644 --> 00:08:04,483
‫ژنرال آیلینگ داره ما رو از
‫پرونده بمب گذاری برکنار میکنه.

145
00:08:04,485 --> 00:08:08,919
‫همه چیزای مربوط به پرونده رو
‫بده به این آقایون.

146
00:08:08,921 --> 00:08:10,885
‫باشه حتما.

147
00:08:16,691 --> 00:08:19,324
‫تو و دوستات تو استارلبز

148
00:08:19,326 --> 00:08:21,457
‫شاید بخواید یه نگاه به این بندازید.

149
00:08:21,459 --> 00:08:23,026
‫آره فکر کنم.

150
00:08:23,028 --> 00:08:25,562
‫میتونم یه دقیقه باهات حرف بزنم، جو؟

151
00:08:25,564 --> 00:08:27,196
‫راجب آیریس ـه.

152
00:08:28,364 --> 00:08:30,300
‫سلام بابا، زود اومدی خونه.

153
00:08:30,302 --> 00:08:33,268
‫دیشب تو منطقه بمب گذاری چیکار میکردی؟

154
00:08:33,270 --> 00:08:37,001
‫نگو که اونجا نبودی.
‫افسر وکویچ تو رو دیده.

155
00:08:37,003 --> 00:08:39,371
‫پیچیدست.

156
00:08:39,373 --> 00:08:41,339
‫تو نمیتونی چون نگران ادی هستی

157
00:08:41,341 --> 00:08:42,438
‫به همه ی صحنه های جرم بیای.

158
00:08:42,440 --> 00:08:43,671
‫اون یه مرد گنده ست، آیریس.

159
00:08:43,673 --> 00:08:45,438
‫من نرفتم اونجا که ادی رو ببینم.

160
00:08:45,440 --> 00:08:49,005
‫رفتم اونجا که اون خط قرمز رو ببینم.

161
00:08:51,410 --> 00:08:56,778
‫خط قرمز، همم، واسه چی؟

162
00:08:56,780 --> 00:08:58,013
‫وبلاگم.

163
00:08:58,015 --> 00:08:59,714
‫من داشتم پست های توی اینترنت که راجب

164
00:08:59,716 --> 00:09:03,953
‫،دیده شدن اون خط قرمز بوده رو جمع میکردم
‫و راجب اونا مینوشتم.

165
00:09:03,955 --> 00:09:05,754
‫عزیزم، اون خط قرمز وجود نداره.

166
00:09:05,756 --> 00:09:07,323
‫چرا، وجود داره.

167
00:09:07,325 --> 00:09:10,558
‫،دیشب خودم دیدمش، بابا
‫صاف بهش نگاه کردم.

168
00:09:10,560 --> 00:09:13,258
‫یه اتفاق باورنکردنی
‫داره تو سنترال سیتی رخ میده.

169
00:09:13,260 --> 00:09:14,725
‫و منم میخوام راجبش بنویسم.

170
00:09:14,727 --> 00:09:16,728
‫حالا، اگه منو ببخشی، باید برم سر کار.

171
00:09:16,730 --> 00:09:22,566
‫وبلاگ نویسی راجب چیزای ماوراء طبیعی
‫پول خوبی توش نیست.

172
00:09:28,275 --> 00:09:31,280
‫va یه پرونده با شماره
‫تمام اطلاعاتیه که از بمب گذار داری؟

173
00:09:31,282 --> 00:09:33,213
‫پلیس سنترال سیتی از پرونده برکنار شده.

174
00:09:33,215 --> 00:09:34,778
‫خب، کی قدرت این کارو داره؟

175
00:09:34,780 --> 00:09:37,380
‫ارتش، یه ژنرال.

176
00:09:37,382 --> 00:09:39,380
‫اسمش آیلینگ بود، فکر کنم.

177
00:09:39,382 --> 00:09:41,214
‫ژنرال وید آیلینگ.

178
00:09:41,216 --> 00:09:43,350
‫- تو اونو میشناسی؟
‫- آره، میشناسمش.

179
00:09:43,352 --> 00:09:45,321
‫حدود ده سال قبل، ژنرال وید آیلینگ

180
00:09:45,323 --> 00:09:47,054
‫یه قرارداد با استارلبز واسه توسعه

181
00:09:47,056 --> 00:09:49,688
‫ژن درمانی سرباز ها بست.

182
00:09:49,688 --> 00:09:51,092
‫من به مزایای بالقوه پزشکی

183
00:09:51,092 --> 00:09:52,092
‫برای شهروندان علاقمند بودم.

184
00:09:52,094 --> 00:09:54,195
‫ژنرال آیلینگ واقعا میخواست که

185
00:09:54,197 --> 00:09:57,834
‫قابلیت خواندن ذهن رو
‫برای بازجویی توسعه بده.

186
00:09:57,836 --> 00:09:59,938
‫وقتی که تکنیک هاش رو از نزدیک دیدم
‫،مطالعه هام رو متوقف کردم

187
00:09:59,940 --> 00:10:02,371
‫ولی رابطه دوستانمون دیگه خراب شد.

188
00:10:02,373 --> 00:10:04,942
‫اون تمام مدارکی که درباره
‫بمب گذاری بدست آورده بودم رو گرفت.

189
00:10:04,944 --> 00:10:07,013
‫همه چیز به جز این پرونده.

190
00:10:07,015 --> 00:10:09,885
‫va خب...از شانس ما، بالاخره

191
00:10:09,887 --> 00:10:13,455
‫به هزاره جدید پیوست
‫و سوابقش رو دیجیتالی کرد.

192
00:10:13,457 --> 00:10:15,057
‫یه عالمه اطلاعات آماده.

193
00:10:15,059 --> 00:10:17,594
‫،ولی اسم اون دختر (بمب گذار) بت سنس سوسی ـه

194
00:10:17,596 --> 00:10:19,529
‫در ارتش ـه EOD یه متخصص.

195
00:10:19,531 --> 00:10:21,429
‫- EOD؟
‫- بمب ها.

196
00:10:21,431 --> 00:10:22,496
‫اونجا ازش آدرسی هست؟

197
00:10:22,498 --> 00:10:24,030
‫صبر کن، ایناهاش.

198
00:10:24,032 --> 00:10:26,002
‫یکی از اعضای اورژانسیه.

199
00:10:26,004 --> 00:10:29,241
‫کامرون اسکات، اینگل وود.

200
00:10:47,572 --> 00:10:52,079
‫بت سنس سوسی؟

201
00:10:52,081 --> 00:10:53,113
‫تو باید باهام بیای.

202
00:10:53,115 --> 00:10:56,317
‫بهم دست نزن.

203
00:10:56,319 --> 00:10:58,353
‫لباسات رو از تنت در بیار.

204
00:10:59,555 --> 00:11:01,412
‫زودباش.

205
00:11:13,693 --> 00:11:14,794
‫بری؟

206
00:11:14,921 --> 00:11:16,701
‫صدامو میشنوی؟ بری؟

207
00:11:16,915 --> 00:11:18,766
‫باید یه توضیح کامل واسه اینکه

208
00:11:18,766 --> 00:11:19,999
‫چرا جوابمون رو نمیده باشه.

209
00:11:20,755 --> 00:11:21,797
‫بری؟

210
00:11:25,522 --> 00:11:26,473
‫چیزی نپرس.

211
00:11:28,164 --> 00:11:31,199
‫من میخوام بپرسم. لباسم کجاست؟

212
00:11:31,201 --> 00:11:34,566
‫نابود...شد.

213
00:11:34,568 --> 00:11:36,265
‫منظورت چیه که نابود شد؟

214
00:11:36,267 --> 00:11:37,566
‫با لباسم چیکار کردی؟

215
00:11:37,568 --> 00:11:39,165
‫منفجر شد، رفیق.

216
00:11:39,167 --> 00:11:42,468
‫تونستم قبل از اینکه
‫منفجر بشه ازش بیام بیرون.

217
00:11:42,470 --> 00:11:45,071
‫لباسم منفجر شد؟

218
00:11:45,073 --> 00:11:47,006
‫ویژگی جالب بت سنس سوسی.

219
00:11:47,008 --> 00:11:48,205
‫اون با خودش بمب نداره.

220
00:11:48,207 --> 00:11:49,673
‫اون علامت روی لباس رو لمس کرد

221
00:11:49,675 --> 00:11:52,242
‫و تبدیل به بمب شد.

222
00:11:52,244 --> 00:11:53,643
‫اون یه فرا انسان ـه.

223
00:11:53,645 --> 00:11:56,076
‫با توانایی ایجاد احتراق خود به خود

224
00:11:56,078 --> 00:11:58,411
‫به محض لمس کردن.

225
00:11:58,413 --> 00:12:00,546
‫- اون لباسم رو منفجر کرد.
‫- سه تا دیگه ازش داری.

226
00:12:00,548 --> 00:12:03,417
‫،خیلی خوب، دوتا دیگه دارم
‫و اون یکی رو دوست داشتم.

227
00:12:03,419 --> 00:12:05,085
‫خیلی خب، دیگه چی ازش میدونیم؟

228
00:12:05,087 --> 00:12:07,921
‫نمیدونم، اون شیطان خالصه.

229
00:12:07,923 --> 00:12:09,222
‫ما این دختر رو گیر میاریم

230
00:12:09,224 --> 00:12:11,824
‫و میندازیمش تو زندان مخصوص.

231
00:12:11,826 --> 00:12:13,459
‫هیچکس نمیتونه تکنولوژی منو منفجر کنه

232
00:12:13,461 --> 00:12:16,997
‫و در بره...

233
00:12:16,999 --> 00:12:20,936
‫مگر اینکه اون این شکلی (خوشکل) باشه.

234
00:12:20,938 --> 00:12:22,504
‫فکر کنم نمیخواست بهم آسیب بزنه.

235
00:12:22,506 --> 00:12:24,037
‫خب، تبدیل شدن اون به فراانسان

236
00:12:24,039 --> 00:12:26,973
‫توضیح میده که چرا
‫ژنرال آیلینگ بهش علاقمنده.

237
00:12:26,975 --> 00:12:29,410
‫و اینکه چرا پرونده رو از ما دزدید.

238
00:12:29,412 --> 00:12:33,811
‫اون نمیخواد کسی راجب
‫توانایی های اون دختر بدونه.

239
00:12:33,813 --> 00:12:35,248
‫- کاراگاه.
‫- دکتر.

240
00:12:35,250 --> 00:12:38,318
‫پس...بمب انسانی.

241
00:12:38,320 --> 00:12:39,952
‫باید تو سنترال سیتی سه شنبه باشه.

242
00:12:39,954 --> 00:12:41,821
‫آره، و ژنرال آیلینگ

243
00:12:41,823 --> 00:12:44,992
‫کسی نیست که دارایی های با ارزشش رو
‫بدون جنگ بهمون تقدیم کنه.

244
00:12:44,994 --> 00:12:46,626
‫باید قبل از ژنرال آیلینگ اونو پیدا کنیم.

245
00:12:46,628 --> 00:12:49,763
‫بری؟ میتونم واسه یه لحظه ببینمت؟

246
00:12:55,939 --> 00:12:57,272
‫کی میخواستی بهم بگی که

247
00:12:57,274 --> 00:12:59,008
‫آیریس اون خط قرمز (فلش) رو دیده؟

248
00:12:59,010 --> 00:13:01,180
‫از قصد نبود.
‫یهویی منو دید.

249
00:13:01,182 --> 00:13:02,881
‫ما یه قرار داشتیم.

250
00:13:02,883 --> 00:13:04,484
‫،تو نمیزاری اون راجب فراانسان ها بدونه

251
00:13:04,486 --> 00:13:06,855
‫و منم حرکات
‫فلوید مایودر رو روت پیاده نمیکنم.
‫<font color="#ff۸۰۸۰">فلوید مایودر: بوکسر آمریکایی که تا به حال شکست نخورده</font>

252
00:13:06,857 --> 00:13:08,123
‫خیلی خب، جو، میدونم.

253
00:13:08,125 --> 00:13:09,959
‫و حالا اون داره یه وبلاگ مینویسه.

254
00:13:09,961 --> 00:13:11,328
‫من قبلا در این باره باهاش حرف زدم.

255
00:13:11,330 --> 00:13:14,531
‫دوباره باهاش حرف بزن.
‫و بیشتر متقاعدش کن.

256
00:13:14,533 --> 00:13:19,199
‫باشه.

257
00:13:19,201 --> 00:13:21,033
‫- منظورت همین الانه؟
‫- آره، همین الان.

258
00:13:21,035 --> 00:13:23,070
‫خیلی خب.

259
00:13:23,072 --> 00:13:25,339
‫باید از نوشتن راجب این یارو دست بر داری.

260
00:13:25,341 --> 00:13:27,341
‫- اون حتی وجود نداره.
‫- من دیدمش، بری.

261
00:13:27,343 --> 00:13:29,844
‫،اون یه لباس قرمز پوشیده بود، مثل
‫،یه یونیفورم یا همچین چیزی

262
00:13:29,846 --> 00:13:32,451
‫با یه علامت صاعقه روی سیه اش.

263
00:13:32,453 --> 00:13:33,886
‫بیخیال آیریس.

264
00:13:33,888 --> 00:13:36,089
‫تو دیشب تو بار مست کرده بودی.

265
00:13:36,091 --> 00:13:38,656
‫من مست نبودم، و میدونم چی رو دیدم.

266
00:13:38,658 --> 00:13:40,623
‫اون یه ماسک زده بود.

267
00:13:40,625 --> 00:13:44,290
‫فکر کنم اون بهم لبخند زد.

268
00:13:44,292 --> 00:13:47,026
‫،خیلی خب، اول از همه چیز
‫،اگه اون یه ماسک میزنه

269
00:13:47,028 --> 00:13:49,193
‫احتمالا به این معنیه که
‫نمیخواد مردم بدونن اون کیه.

270
00:13:49,195 --> 00:13:50,962
‫این که اون کیه مهم نیست.

271
00:13:50,964 --> 00:13:54,667
‫مهم اینه که مردم بدونن اون بیرونه.

272
00:13:54,669 --> 00:13:56,902
‫مشکل تو چیه؟
‫این واسه من مهمه.

273
00:13:56,904 --> 00:13:59,437
‫چرا یکم ازم حمایت نمیکنی؟

274
00:13:59,439 --> 00:14:02,573
‫من فقط...تو حتی اسمت هم رو وبلاگت نذاشتی.

275
00:14:02,575 --> 00:14:07,276
‫چقدر میتونی واسه یه وبلاگ بی نام جدی باشی؟

276
00:14:08,546 --> 00:14:10,847
‫،خی خب، میدونی چیه؟ کل عمرمون

277
00:14:10,849 --> 00:14:13,415
‫نتونستی به بقیه بفهمونی که
‫چیزای غیرممکن وجود دارن.

278
00:14:13,417 --> 00:14:15,982
‫و حالا این اتفاق داره
‫واقعا تو سنترال سیتی میوفته.

279
00:14:15,984 --> 00:14:19,386
‫من ازش مدرک دارم، و تو نمیخوای راجبش بفهمی؟

280
00:14:19,388 --> 00:14:21,519
‫این با عقل جور نمیاد، بری.

281
00:14:21,521 --> 00:14:23,220
‫پس وقتی آماده بودی بهم بگی این کارات

282
00:14:23,222 --> 00:14:27,160
‫واسه چیه، اونوقت میتونیم حرف بزنیم.

283
00:14:28,295 --> 00:14:31,531
‫بله.

284
00:14:31,533 --> 00:14:33,497
‫ما وارد نظارت های ژنرال آیلینگ شدیم.

285
00:14:33,499 --> 00:14:35,266
‫،با توجه به چیزی که اونا میگن

286
00:14:35,268 --> 00:14:38,937
‫خانوم سنس سوسی دوست داشتنی
‫همین الان در اینگل وود دیده شده.

287
00:14:38,939 --> 00:14:41,572
‫تو محله اداره دکتر هارولد هدلی.

288
00:14:41,574 --> 00:14:43,073
‫همون جراح نظامی که روی اون دختر (بمب گذار)

289
00:14:43,075 --> 00:14:44,440
‫به چندین روش آزمایش کرده.

290
00:14:44,442 --> 00:14:46,074
‫به خاطر همین بود که دنبال پرونده ها میگشت.

291
00:14:46,076 --> 00:14:48,311
‫باید قبل از آیلینگ بهش برسی.

292
00:14:48,313 --> 00:14:49,714
‫باشه.

293
00:15:03,460 --> 00:15:06,395
‫- گروهبان سنس سوسی.
‫- تو منو یادته.

294
00:15:06,397 --> 00:15:10,101
‫خوبه، چون من تو رو یادمه، دکتر.

295
00:15:10,103 --> 00:15:12,002
‫یادمه از کما بیدار شدم.

296
00:15:12,004 --> 00:15:13,403
‫و تو شروع کردی بدن منو باز کردی.

297
00:15:13,405 --> 00:15:16,406
‫من فقط سعی میکردم وضعیتت رو خوب کنم.

298
00:15:16,408 --> 00:15:17,842
‫تو نتونستی کنترلش کنی.

299
00:15:17,844 --> 00:15:21,577
‫تو این کارو باهام کردی، تو و آیلینگ.

300
00:15:39,435 --> 00:15:41,202
‫برید دارایی منو بیارید.

301
00:15:47,245 --> 00:15:48,479
‫تو خوبی؟

302
00:15:48,481 --> 00:15:50,046
‫ببین، من تو رو از اینجا خارج میکنم.

303
00:15:50,048 --> 00:15:51,415
‫میتونم کمکت کنم بفهمی
‫چه اتفاقی واست افتاده.

304
00:15:51,417 --> 00:15:53,952
‫- چطور؟
‫- چون این اتفاق واسه منم افتاده.

305
00:15:53,954 --> 00:15:55,752
‫خواهش میکنم.

306
00:16:10,968 --> 00:16:12,501
‫هدف رفته.

307
00:16:19,568 --> 00:16:21,701
‫از اونجایی که انفجار سراسر
‫سنترال سیتی پخش شده.

308
00:16:21,703 --> 00:16:23,603
‫یه تعدادی از مردم در معرض

309
00:16:23,605 --> 00:16:25,106
‫انرژی غیر قابل سنجشی قرار گرفتن.

310
00:16:25,108 --> 00:16:27,741
‫یکی از اون مردم...تو بودی.

311
00:16:27,743 --> 00:16:30,881
‫تو ده ماه پیش تو سنترال سیتی بودی.

312
00:16:32,150 --> 00:16:35,354
‫تازه از افغانستان برگشته بودم.

313
00:16:35,356 --> 00:16:36,653
‫داشتم بمب های کنار جاده ای رو خنثی میکردم

314
00:16:36,655 --> 00:16:41,454
‫و...انفجار بهم برخورد کرد.

315
00:16:41,456 --> 00:16:42,757
‫منو به شهر برگردوندن.

316
00:16:42,759 --> 00:16:44,491
‫ماه ها تو پایگاه واسه بهبودی گذروندم

317
00:16:44,493 --> 00:16:48,060
‫،و چیز بعدی که یادم میاد

318
00:16:48,062 --> 00:16:50,597
‫به چیزی تبدیل شدم که تقریبا منو کُشت.

319
00:16:50,599 --> 00:16:54,100
‫و موش آزمایشگاهی مورد علاقه ی آیلینگ.

320
00:16:54,102 --> 00:16:55,467
‫ماده سیاه باید توسط انفجار بمب

321
00:16:55,469 --> 00:16:58,734
‫توی بدنت ترکیب شده باشه.

322
00:16:58,736 --> 00:17:01,438
‫فکر میکردم آیلینگ این کارو باهم کرده.

323
00:17:01,440 --> 00:17:06,408
‫آیلینگ برای خلق کردن آدمی مثل تو
‫به اندازه ی کافی باهوش نیست.

324
00:17:06,410 --> 00:17:08,479
‫و اونقدر استعداد نداره که ارزش تو رو بفهمه.

325
00:17:08,481 --> 00:17:11,481
‫کسای دیگه ای که تغییر کردن رو میشناسید؟

326
00:17:11,483 --> 00:17:13,014
‫یه تعداد کمی.

327
00:17:13,016 --> 00:17:18,156
‫ولی هیچکدومشون شبیه تو نبودن.

328
00:17:18,158 --> 00:17:22,328
‫ببخشید، حرف بی موردی زدم.

329
00:17:22,330 --> 00:17:23,563
‫خواهش میکنم نرو.

330
00:17:23,565 --> 00:17:26,533
‫من برش قسمتی از مغز رو بلدم.

331
00:17:26,535 --> 00:17:28,638
‫ساختار بافت سلولیش
‫با تمام چیزایی که دیدم متفاوته.

332
00:17:28,640 --> 00:17:32,507
‫سطح نیتروژنش خیلی بالاست.

333
00:17:35,541 --> 00:17:37,109
‫فکر میکنی میتونیم کمکش کنیم؟

334
00:17:37,111 --> 00:17:38,378
‫،واسه پاسخ به این سوال
‫باید بفهمیم

335
00:17:38,380 --> 00:17:40,114
‫،اون چطور کار میکنه، و واسه فهمیدن این

336
00:17:40,116 --> 00:17:42,115
‫باید در عمل روش مطالعه کنیم.

337
00:17:42,117 --> 00:17:44,016
‫ازش میخوای که چیزا رو منفجر کنه.

338
00:17:44,018 --> 00:17:45,683
‫- آره، همینو میگم.
‫- اینجا نه.

339
00:17:45,685 --> 00:17:47,752
‫- اون خیلی بی ثباته.
‫- میدونم.

340
00:17:47,754 --> 00:17:49,287
‫میدونم که میدونی.

341
00:17:49,289 --> 00:17:50,789
‫پس الان این زندگیته، ها؟

342
00:17:50,791 --> 00:17:53,226
‫آزمایش آدمایی مثل من؟

343
00:17:53,228 --> 00:17:55,795
‫متوقف کردن آدمایی مثل تو.

344
00:17:55,797 --> 00:17:59,828
‫فکر نمیکردم اینکاره بشم.

345
00:17:59,830 --> 00:18:01,528
‫،راستش، به غیر از بری

346
00:18:01,530 --> 00:18:04,130
‫تو اولین فراانسانی هستی که آزمایشش کردیم.

347
00:18:04,132 --> 00:18:09,169
‫- فرا انسان"؟"
‫- این فقط یه اصطلاحه.

348
00:18:09,171 --> 00:18:12,542
‫خدای من، چه اتفاقی افتاده؟

349
00:18:12,544 --> 00:18:14,676
‫چرا نگفتی که تیر خوردی؟

350
00:18:14,678 --> 00:18:17,144
‫فقط یه خراشه.

351
00:18:17,146 --> 00:18:19,783
‫یه چیزی اون توئه.

352
00:18:26,292 --> 00:18:28,962
‫یه ردیاب.

353
00:18:33,034 --> 00:18:34,734
‫در زندان رو قفل کنید.
‫بت رو از اینجا خارج کنید.

354
00:18:34,736 --> 00:18:37,270
‫آیلینگ با من.

355
00:18:42,379 --> 00:18:46,414
‫هرسون ولز، چه سقوط مقتدرانه ای داشتی.

356
00:18:46,416 --> 00:18:48,083
‫ژنرال.

357
00:18:48,085 --> 00:18:51,055
‫استارلبز.

358
00:18:51,057 --> 00:18:54,258
‫اینجا یه زمانی خیلی مهم بود.

359
00:18:54,260 --> 00:18:55,524
‫بهم بگو، یه نفر بعد از

360
00:18:55,526 --> 00:18:58,093
‫یه همچین شکست عمومی تماشایی چیکار میکنه؟

361
00:18:58,095 --> 00:19:02,032
‫وفق پیدا کردن، پیشرفت کردن.

362
00:19:02,034 --> 00:19:04,500
‫تبدیل شدن به کسی که از بقیه هم استفاده کنه.

363
00:19:04,502 --> 00:19:06,938
‫همیشه کمالگرا بودی.

364
00:19:06,940 --> 00:19:09,676
‫- چی میخوای، وید؟
‫- دارایی من کجاست؟

365
00:19:09,678 --> 00:19:11,479
‫نمیدونم راجب چی حرف میزنی.

366
00:19:11,481 --> 00:19:13,246
‫ما اونو اینجا ردیابی کردیم، هریسون.

367
00:19:13,248 --> 00:19:14,813
‫اونو تحویل بده تا بقیه

368
00:19:14,815 --> 00:19:16,480
‫کاخ با ارزشت رو منفجر نکردیم.

369
00:19:16,482 --> 00:19:20,317
‫وید، وید، وید.

370
00:19:24,987 --> 00:19:28,327
‫ما میتونستیم دنیا رو تغییر بدیم، تو و من.

371
00:19:40,472 --> 00:19:42,474
‫۴۲۷کیلو پاسکال.

372
00:19:42,476 --> 00:19:44,509
‫میزان انفجارش حدود ۴۵ هست.

373
00:19:44,511 --> 00:19:46,742
‫درست مثل بقیه مواد منفجره پلاستیکی.

374
00:19:46,744 --> 00:19:50,081
‫پلاستیک...این اولین اسمیه که بهش میاد!

375
00:19:50,083 --> 00:19:52,985
‫واسه این یکی فکر اسم نکرده بودی، نه؟

376
00:19:56,189 --> 00:19:59,389
‫شورش با بمب گذاری ماشین ها شروع شد.

377
00:19:59,391 --> 00:20:01,123
‫از اون به بعد، میترسیدم که

378
00:20:01,125 --> 00:20:04,760
‫یه وسایل نقلیه دست بزنم.

379
00:20:04,762 --> 00:20:06,395
‫حالا،‌ باید بقیه عمرم از لمس کردن

380
00:20:06,397 --> 00:20:11,634
‫آدما بترسم.

381
00:20:11,636 --> 00:20:17,040
‫اونا سعی کردن که بهت کمک کنن؟

382
00:20:17,042 --> 00:20:20,175
‫آره، اونا کمکم کردن که
‫چجوری از قدرتم استفاده کنم.

383
00:20:20,177 --> 00:20:21,773
‫نه اینکه از بین ببرمشون.

384
00:20:21,775 --> 00:20:26,413
‫اگه میتونستن قدرتت رو
‫،از بین ببرن که دیگه فراانسان نباشی

385
00:20:26,415 --> 00:20:29,583
‫قبول میکردی؟

386
00:20:29,585 --> 00:20:33,622
‫یه دوست بهم گفت من این سرعت رو
‫به یه دلیل بدست آوردم.

387
00:20:33,624 --> 00:20:37,365
‫اینکه من انتخاب شدم.

388
00:20:37,367 --> 00:20:38,768
‫،نمیدونم اون حرفش رو باور دارم یا نه

389
00:20:38,770 --> 00:20:43,171
‫ولی همیشه میخواستم که به مردم کمک کنم.

390
00:20:43,173 --> 00:20:45,107
‫حالا میتونم.

391
00:20:47,779 --> 00:20:51,345
‫ببخشید، سلام جو.

392
00:20:51,347 --> 00:20:54,549
‫میبینم صحبتت با آیریس موفقیت آمیز نبوده.

393
00:20:54,551 --> 00:20:57,653
‫اون همین الان یه داستان دیگه
‫راجب "خط قرمز" تو وبلاگش گذاشته.

394
00:20:57,655 --> 00:20:59,489
‫جو، من تلاشمو کردم، واقعا تلاش کردم.

395
00:20:59,491 --> 00:21:01,910
‫اون الان اسمش رو روی وبلاگش گذاشته، بری.

396
00:21:01,910 --> 00:21:03,299
‫چی؟ جو...

397
00:21:03,301 --> 00:21:05,200
‫تقصیر منه، نباید ازت میخواستم که چیزی نگی.

398
00:21:05,202 --> 00:21:06,300
‫فقط میخواستم که بدونی.

399
00:21:06,302 --> 00:21:08,402
‫باشه؟ خدافظ.

400
00:21:12,108 --> 00:21:14,211
‫تماس راجب چی بود؟

401
00:21:14,213 --> 00:21:16,778
‫آیریس دوباره راجب "خط قرمز" پست گذاشته.

402
00:21:16,780 --> 00:21:18,612
‫اسمش هم روش گذاشته.

403
00:21:18,614 --> 00:21:21,315
‫- این خوب نیست.
‫- نه.

404
00:21:21,317 --> 00:21:23,083
‫اگه یکی از این فراانسانها
‫که باهاشون سروکار داریم

405
00:21:23,085 --> 00:21:24,616
‫بفهمن که اون چیزی میدونه...

406
00:21:24,618 --> 00:21:28,582
‫ممکنه که اونو هدف قرار بده، میدونم.

407
00:21:35,729 --> 00:21:37,927
‫ببخشید، تعطیل کردیم.

408
00:21:41,199 --> 00:21:42,601
‫خدای من، خودتی.

409
00:21:42,603 --> 00:21:44,102
‫،آیریس وست

410
00:21:44,104 --> 00:21:45,602
‫شنیدم راجب من مینویسی.

411
00:21:53,205 --> 00:21:54,938
‫تو واقعی هستی.

412
00:21:56,490 --> 00:22:00,891
‫من باید... بزار اینجا رو تمیز کنم...

413
00:22:04,698 --> 00:22:06,498
‫بیا رو پشت بوم منو ببین.

414
00:22:06,500 --> 00:22:08,232
‫میتونی از من زودتر شروع کنی ( به دویدن).

415
00:22:17,069 --> 00:22:20,842
‫باید نوشتن راجب من رو تموم کنی.

416
00:22:20,844 --> 00:22:22,675
‫همین الان آدمای زیادی هستن که

417
00:22:22,677 --> 00:22:24,644
‫به کسایی مثل تو احتیاج دارن.

418
00:22:24,646 --> 00:22:27,816
‫که بدونن تو اون بیرونی.

419
00:22:27,818 --> 00:22:30,016
‫من یه عالمه سوال دارم.

420
00:22:30,018 --> 00:22:32,787
‫اهل کجایی؟

421
00:22:32,789 --> 00:22:35,059
‫نمیتونم بگم.

422
00:22:35,061 --> 00:22:37,230
‫کی هستی؟

423
00:22:37,232 --> 00:22:40,033
‫اینم نمیتونم بهت بگم.

424
00:22:40,035 --> 00:22:44,437
‫چطور میتونی این کارا رو بکنی؟

425
00:22:47,008 --> 00:22:50,080
‫تو یه مصاحبه کننده افتضاحی.

426
00:22:50,082 --> 00:22:52,683
‫خیلی بیشتر از اون چیزیه که بتونی درک کنی.

427
00:22:52,685 --> 00:22:54,485
‫فقط بهم اعتماد کن، خواهش میکنم.

428
00:22:54,487 --> 00:22:57,189
‫از میخوام این کارو تموم کنی.

429
00:22:57,191 --> 00:22:59,125
‫تو میتونی تمومش کنی؟

430
00:22:59,127 --> 00:23:01,129
‫دویدن تو ساختمون ها و نجات مردم

431
00:23:01,131 --> 00:23:03,032
‫بدون اینکه بفهمن تو اونجایی؟

432
00:23:03,034 --> 00:23:04,800
‫من این کارو واسه شهرت نمیکنم.

433
00:23:04,802 --> 00:23:06,335
‫پس واسه چی این کارو میکنی؟

434
00:23:13,113 --> 00:23:15,679
‫،ببین، من یه دوست دارم

435
00:23:15,681 --> 00:23:20,622
‫وقتی که بچه بوده
‫یه اتفاق وحشتناک واسش افتاده.

436
00:23:20,624 --> 00:23:22,990
‫تمام زندگیش، داشته داستان های

437
00:23:22,992 --> 00:23:26,758
‫این چیزای غیرممکن رو میگفته.

438
00:23:26,760 --> 00:23:31,894
‫و مردم بهش خندیدن.
‫و اونو کوچیکش کردن.

439
00:23:31,896 --> 00:23:36,061
‫و از اون موقع اون واسه
‫اون اتفاق دنبال یه توضیح بوده.

440
00:23:36,063 --> 00:23:40,936
‫ولی حالا، انگار یهویی
‫ایمانش رو از دست داده.

441
00:23:40,938 --> 00:23:44,839
‫ولی تو...تو مدرکی هستی که
‫ثابت میکنی اون دیوونه نبوده.

442
00:23:49,614 --> 00:23:51,649
‫کمکم کن دوستم رو نجات بدم.

443
00:23:55,724 --> 00:23:58,694
‫اون یه آدم خوش شانسه.

444
00:24:17,451 --> 00:24:19,087
‫سلام، چی شده؟

445
00:24:19,089 --> 00:24:20,790
‫آیلینگ فهمید که تو اینجایی؟

446
00:24:20,792 --> 00:24:22,690
‫نه.

447
00:24:22,692 --> 00:24:27,425
‫کیتلین میخواست خبرای نه چندان خوب بهم بده.

448
00:24:27,427 --> 00:24:29,528
‫اون انفجار تو بدنت

449
00:24:29,530 --> 00:24:33,734
‫در یه سطح سلولی باهات ادغام شده.

450
00:24:33,736 --> 00:24:39,539
‫ات DND و یه تکنولوژی میخوایم که
‫رو از هم جدا کنیم...

451
00:24:39,541 --> 00:24:41,376
‫که هنوز بشر به همچین تکنولوژی نرسیده.

452
00:24:46,884 --> 00:24:49,151
‫بت.

453
00:24:49,153 --> 00:24:54,053
‫چیزی نیست، متوجهم.

454
00:24:54,055 --> 00:24:57,091
‫یه لحظه وقت میخوام، نگران نباشید.

455
00:24:57,093 --> 00:24:59,727
‫مطمئنم که میتونم بدون اینکه
‫چیزی رو منفجر کنم، گریه کنم.

456
00:25:08,105 --> 00:25:12,044
‫- حالا چی؟
‫- به ما ملحق میشه.

457
00:25:12,046 --> 00:25:14,414
‫- میشه یکی از اعضای تیم.
‫- بری...

458
00:25:14,416 --> 00:25:17,718
‫تو یه توانایی فوق العاده
‫واسه کمک به مردم داری.

459
00:25:17,720 --> 00:25:21,487
‫اون چیزا رو منفجر میکنه.

460
00:25:21,489 --> 00:25:23,521
‫اون اولین فراانسانیه که منحرف نشده

461
00:25:23,523 --> 00:25:24,791
‫که بخواد شهر رو نابود کنه.

462
00:25:24,793 --> 00:25:26,594
‫خیلی خطرناکه.

463
00:25:26,596 --> 00:25:27,962
‫خب، اونو زندانی نمیکنیم.

464
00:25:27,964 --> 00:25:29,463
‫،من نگفتم که اونو زندانیش کنیم

465
00:25:29,465 --> 00:25:30,798
‫،ولی موندن اون تو استارلبز

466
00:25:30,800 --> 00:25:32,967
‫همه مون رو تو خطر میزاره.

467
00:25:32,969 --> 00:25:35,137
‫از کی؟ آیلینگ؟

468
00:25:35,139 --> 00:25:36,739
‫آیلینگ مرد خطرناکیه، بری.

469
00:25:36,741 --> 00:25:41,547
‫نمیخوایم که اون دشمنمون بشه.

470
00:25:41,549 --> 00:25:44,886
‫بعد از اون صاعقه، اگه منو پیدا نمیکردین چی؟

471
00:25:44,888 --> 00:25:46,689
‫میتونستم من جای اون باشم.

472
00:25:46,691 --> 00:25:51,528
‫تحت تعقیب، درحال فرار، رابطه ام با همه
‫کسایی که واسم مهم بودن قطع میشد.

473
00:25:51,530 --> 00:25:52,995
‫شما منو نجات دادین.

474
00:25:52,997 --> 00:25:56,464
‫و دلم میخواد که اونم مثل تو نجات بدم، بری.

475
00:25:56,466 --> 00:25:58,799
‫هممون دلمون میخواد.

476
00:26:07,409 --> 00:26:10,112
‫جو. تو اینجا چیکار میکنی؟

477
00:26:10,114 --> 00:26:13,917
‫یه سری مواد واسه پرونده مادرت آوردم.

478
00:26:13,919 --> 00:26:16,419
‫تو چطوری؟

479
00:26:16,421 --> 00:26:19,720
‫درخشان...من با یه بمب انسانی دوست شدم

480
00:26:19,722 --> 00:26:23,660
‫که بهش قول دادم میتونم
‫کمکش کنم، و بعد نتونستم.

481
00:26:23,662 --> 00:26:29,396
‫و بالاخره فهمیدم چرا
‫آیریس راجب "خط قرمز" مینویسه.

482
00:26:30,432 --> 00:26:34,434
‫اون اینکارو واسه من میکنه.

483
00:26:34,436 --> 00:26:38,603
‫که ثابت که چیزای غیرممکن، ممکنه.

484
00:26:38,605 --> 00:26:41,841
‫اینو از کجا میدونی؟

485
00:26:41,843 --> 00:26:43,745
‫شاید "خط قرمز" باهاش حرف زده باشه.

486
00:26:43,747 --> 00:26:47,015
‫بری، فکر نکردی که آیریس
‫ممکنه صدات رو بشناسه؟

487
00:26:47,017 --> 00:26:49,815
‫نه، من میتونم این کارو باحال رو با
‫،تار های صوتی ام بکنم

488
00:26:49,817 --> 00:26:53,754
‫وقتی اونا رو به ارتعاش
‫در میارم این صدا رو میده.

489
00:26:53,756 --> 00:26:57,588
‫میدونم، باحاله، باحاله.

490
00:27:00,491 --> 00:27:04,730
‫خب، اون بیرون باحاش حرف زدی، پس.

491
00:27:04,732 --> 00:27:06,589
‫میخوام که در امان نگهش دارم.

492
00:27:09,564 --> 00:27:11,137
‫میدونی که تنها راهی که میشه
‫جلوش رو گرفت که دیگه ننویسه

493
00:27:11,297 --> 00:27:12,400
‫اینه که راستش رو بهش بگی.

494
00:27:12,606 --> 00:27:15,875
‫پسر، تو واقعا میخوای بهش بگی.

495
00:27:15,877 --> 00:27:19,677
‫من همیشه همه چیز رو بهش میگم.

496
00:27:19,679 --> 00:27:22,849
‫نه همه چیز.

497
00:27:32,998 --> 00:27:36,802
‫اینقدر ضایه ست؟

498
00:27:36,804 --> 00:27:40,572
‫نه واسه اون.

499
00:27:40,574 --> 00:27:43,443
‫ولی چند مدته که میدونی؟

500
00:27:43,445 --> 00:27:45,748
‫همیشه حواسم بهت بود که

501
00:27:45,750 --> 00:27:48,151
‫از وقتی که اونقدری بزرگ شدی که
‫بفهمی عشق چیه، عاشق آیریس شدی.

502
00:27:48,153 --> 00:27:52,719
‫و سال ها منتظر بودم که بهش بگی.

503
00:27:54,754 --> 00:27:58,755
‫ولی نگفتی.

504
00:27:58,757 --> 00:28:01,626
‫فکر کنم خیلی کُند بودم.

505
00:28:01,628 --> 00:28:04,062
‫حالا، اون خوشحاله و
‫با یه نفر دیگه ست، پس...

506
00:28:04,064 --> 00:28:06,130
‫،وقتی دنیا میخواد که یه اتفاق بیوفته

507
00:28:06,132 --> 00:28:09,100
‫چه دادن سرعت برق به یه پسر جوون

508
00:28:09,102 --> 00:28:11,702
‫،یا رسوندن دو نفر به هم

509
00:28:11,704 --> 00:28:16,704
‫یه راهی واسه انجامش پیدا میشه.

510
00:28:16,706 --> 00:28:19,238
‫حالا دیگه باید برم خونه.

511
00:28:23,646 --> 00:28:26,114
‫ممنون.

512
00:28:34,826 --> 00:28:36,661
‫سیسکو؟

513
00:28:36,663 --> 00:28:38,863
‫رفت خونه.

514
00:28:39,386 --> 00:28:42,621
‫فکر کنم سیسکو ی ما داره بهت علاقمند میشه.

515
00:28:42,623 --> 00:28:45,690
‫فکر کنم دیگه از لحاظ جسمی به درد
‫قرار گذاشتن با کسی نمیخورم.

516
00:28:45,692 --> 00:28:48,662
‫عوض شدن سخته.

517
00:28:48,664 --> 00:28:52,466
‫همون اتفاقی که تو رو تغییر داد
‫باعث شد من رو این صندلی بشینم.

518
00:28:52,468 --> 00:28:54,335
‫ببخشید، نمیدونستم.

519
00:28:54,337 --> 00:28:57,038
‫من این داستان رو واسه دلسوزی بهت نگفتم.

520
00:28:57,040 --> 00:28:58,675
‫اینو بهت گفتم که نکته مهمش رو بفهمی.

521
00:28:58,677 --> 00:29:00,277
‫و نکته چیه؟

522
00:29:00,279 --> 00:29:05,249
‫که من حاظرم هرکاری انجام بدم تا
‫چیزی که از دست دادم رو برگردونم.

523
00:29:06,352 --> 00:29:10,687
‫- درست مثل تو.
‫- درسته.

524
00:29:10,689 --> 00:29:12,524
‫فقط نمیدونم چجوری.

525
00:29:16,000 --> 00:29:19,000
‫شما سربازا، به خودتون میگین سگ گله.

526
00:29:20,503 --> 00:29:22,104
‫درسته؟

527
00:29:22,106 --> 00:29:24,372
‫خوشحال و عادی تا اینکه
‫یکی به گله مون حمله کنه.

528
00:29:24,374 --> 00:29:26,406
‫،تمام آدمای خوبی که اونشب تغییر کردن

529
00:29:26,408 --> 00:29:29,108
‫،آدمایی مثل تو، آدمایی مثل بری

530
00:29:29,110 --> 00:29:32,343
‫حالا دیگه اونا گله تو هستم، بت.

531
00:29:32,345 --> 00:29:36,176
‫و ژنرال آیلینگ هرگز از
‫،حمله به اون گله دست بر نمیداره

532
00:29:36,178 --> 00:29:40,946
‫و همیشه به اهدافش میرسه.

533
00:29:40,948 --> 00:29:43,446
‫مگر اینکه تو جلوش رو بگیری.

534
00:29:47,518 --> 00:29:51,286
‫تو وظیفه ات رو میدونی، گروهبان.

535
00:29:51,288 --> 00:29:54,423
‫آیلینگ رو بکش.

536
00:29:54,425 --> 00:29:58,698
‫آخرین ماموریت، و بعدش میری خونه.

537
00:30:15,385 --> 00:30:16,986
‫بت کجاست؟

538
00:30:16,988 --> 00:30:18,355
‫- اون رفت.
‫- منظورت چیه؟

539
00:30:18,357 --> 00:30:20,357
‫- کجا رفت؟
‫- چیزی نگفت.

540
00:30:20,359 --> 00:30:22,725
‫خب، کدوم جهنمی میتونه باشه؟

541
00:30:30,229 --> 00:30:32,431
‫- برید، برید!
‫- برید، برید!

542
00:30:36,167 --> 00:30:37,867
‫به دستور من باشید.

543
00:30:42,509 --> 00:30:44,209
‫آماده ام که خودمو تسلیم کنم.

544
00:30:44,211 --> 00:30:47,709
‫من که خیلی بهت شک دارم.

545
00:30:47,711 --> 00:30:52,545
‫فکر کردی میتونی یه نفره حرف من بشی؟

546
00:30:52,547 --> 00:30:54,844
‫نمیتونی.

547
00:30:54,846 --> 00:30:56,212
‫تسلیم شو، سرباز.

548
00:30:56,214 --> 00:30:57,612
‫به شبکه نظامی رفتم.

549
00:30:57,614 --> 00:30:58,746
‫مثل اینکه اونا رفتن رو اسکله

550
00:30:58,748 --> 00:31:01,217
‫با بت قرار داشتن.

551
00:31:01,219 --> 00:31:02,886
‫داره خودشو تحویل میده.

552
00:31:02,888 --> 00:31:05,320
‫خودشو تحویل نمیده.

553
00:31:07,487 --> 00:31:09,621
‫خدا کنه به موقع بهش برسه.

554
00:31:09,623 --> 00:31:13,228
‫مردم در سراسر دنبا دارن واسه
‫نابودی کشور ما نقشه میریزن.

555
00:31:13,230 --> 00:31:16,128
‫که زندگی هامون رو به پایان برسونن.

556
00:31:16,130 --> 00:31:18,295
‫سربازان شجاع آمریکایی دارن
‫،تو این جنگ کشته میشن

557
00:31:18,297 --> 00:31:19,529
‫ولی اونا مجبور نیستن.

558
00:31:19,531 --> 00:31:23,602
‫به خاطر تو، ما میتونیم پیروز بشیم.

559
00:31:23,604 --> 00:31:26,503
‫تمام چیزی که همیشه میخواستم
‫تبدیل کردن دنیا به یه جای امن تر بوده.

560
00:31:26,505 --> 00:31:29,537
‫و انطور میشه زمانی که تو توی دنیا نباشی.

561
00:31:29,539 --> 00:31:31,439
‫پناه بگیرید!

562
00:31:41,516 --> 00:31:43,249
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

563
00:31:43,251 --> 00:31:45,584
‫سرباز بودن به معنی قاتل بودن نیست.

564
00:31:45,586 --> 00:31:48,454
‫حالا هم به یه قاتل تبدیل نشو.

565
00:31:51,326 --> 00:31:52,995
‫متاسفم، ندیدمش.

566
00:31:52,997 --> 00:31:55,630
‫متاسف نباش، تقصیر تو نبود.

567
00:31:55,632 --> 00:31:57,131
‫خوشحالم که جلومو گرفتی.

568
00:31:57,133 --> 00:31:58,464
‫تو رو به استارلبز برمیگردونم.

569
00:31:58,466 --> 00:32:04,639
‫بری، دکتر ولز. اون... اون...

570
00:32:15,624 --> 00:32:18,092
‫بچه ها، ما یه مشکل داریم.

571
00:32:18,094 --> 00:32:20,563
‫حال بت خوبه؟

572
00:32:20,565 --> 00:32:24,334
‫نه. آیلینگ اونو کشت.

573
00:32:24,336 --> 00:32:27,106
‫داره قرمز میشه. میخواد منفجر بشه.

574
00:32:27,108 --> 00:32:29,074
‫خدای من، یه توده انفجار
‫با اون اندازه، میتونه...

575
00:32:29,076 --> 00:32:30,475
‫ویرانگر باشه.

576
00:32:30,477 --> 00:32:33,142
‫بری، باید اونو از شهر دور کنی.

577
00:32:33,144 --> 00:32:37,211
‫ولی وقت ندارم.

578
00:32:37,213 --> 00:32:39,547
‫میتونم روی آب بدوم؟

579
00:32:39,549 --> 00:32:41,315
‫من به اندازه ای که بتونم
‫روی ساختمون بدوم سرعت دارم.

580
00:32:41,317 --> 00:32:44,118
‫چقدر باید سریع باشم که روی آب بدوم؟

581
00:32:44,120 --> 00:32:46,086
‫با توجه به وزنت...

582
00:32:46,088 --> 00:32:49,589
‫۴۵۰پوند نیرو در هر مرحله برای تعلیق عمودی.

583
00:32:49,591 --> 00:32:50,757
‫با توجه به کشش مایع.

584
00:32:50,759 --> 00:32:53,524
‫تقریبا ۶۵۰ مایل بر ساعت.

585
00:32:53,526 --> 00:32:59,031
‫باید سرعت دویدنت از سرعت انفجار
‫بیشتر باشه، وگرنه تو هم میمیری.

586
00:34:23,600 --> 00:34:25,578
‫اتفاق خاصی نیوفتاده.

587
00:34:25,578 --> 00:34:27,150
‫ارتش داشت یه آزمایش ساده

588
00:34:27,150 --> 00:34:28,964
‫از یه اسلحه زیر آب انجام میداد.

589
00:34:30,172 --> 00:34:32,610
‫نیازی به وحشت یا هشدار نیست.

590
00:34:32,612 --> 00:34:35,612
‫سنترال سیتی در امانه، اینو تضمین میکنم.

591
00:34:35,614 --> 00:34:38,780
‫اون بت رو درست جلو من کشت.

592
00:34:38,782 --> 00:34:40,650
‫و هیچکاری نمیتونیم باهاش بکنیم.

593
00:34:40,652 --> 00:34:44,720
‫همیشه آدمای قدرتمند
‫یه راهی واسه فرار از مخمصه دارن.

594
00:34:44,722 --> 00:34:48,056
‫- تو خوبی؟
‫- آره.

595
00:34:48,058 --> 00:34:49,961
‫تو میتونی رو آب راه بری.

596
00:34:49,963 --> 00:34:53,164
‫که این تو رو خیلی جالب میکنه.

597
00:35:06,016 --> 00:35:10,956
‫،اگه اومدی که لباسات رو بشوری
‫فعلا من لباسام رو دارم میشورم.

598
00:35:10,958 --> 00:35:15,093
‫نه، اومدم که باهات حرف بزنم.

599
00:35:28,909 --> 00:35:31,976
‫داشتم رو یه پرونده کار میکردم.

600
00:35:31,978 --> 00:35:35,578
‫یه نفر که واقعا فکر میکردم
‫میتونم دوستانه بهش کمک کنم.

601
00:35:35,580 --> 00:35:38,546
‫ولی اون مُرد.

602
00:35:38,548 --> 00:35:40,080
‫بری، واقعا متاسفم.

603
00:35:40,082 --> 00:35:45,019
‫من اونو خوب نمیشناختم، ولی
‫با این وجود بازم مرگش اذیتم میکنه.

604
00:35:45,021 --> 00:35:48,186
‫،ولی همینطور که الان خیلی حالم بده

605
00:35:48,188 --> 00:35:53,459
‫میدونم که از دست دادن یکی از
‫اعضای خوانواده چقدر بدتره.

606
00:35:55,061 --> 00:36:00,162
‫،آیریس...نوشتن راجب این چیزا
‫،و گذاشتن اسمت روشون

607
00:36:00,164 --> 00:36:02,231
‫خطرناکه.

608
00:36:02,233 --> 00:36:07,906
‫پس واسه آخرین بار از میخوام خواهشا بس کن.

609
00:36:07,908 --> 00:36:10,475
‫و منم واسه آخرین بار ازت میخوام

610
00:36:10,477 --> 00:36:14,114
‫بهم بگی واقعا چه مرگت شده.

611
00:36:14,116 --> 00:36:18,388
‫چرا بین ما، من تنها
‫کسی ام که به این علاقمنده؟

612
00:36:30,798 --> 00:36:33,937
‫فکر میکنم، تمام این اتفاقاتی
‫،که واسه خوانواده ام افتاد

613
00:36:33,939 --> 00:36:39,008
‫بلاخره ازش گذشتم.

614
00:36:39,010 --> 00:36:43,848
‫از تو هم میخوام این کارو بکنی.

615
00:36:43,850 --> 00:36:45,717
‫،شاید به همین خاطر این کارو شروع کرده باشم

616
00:36:45,719 --> 00:36:49,655
‫ولی الان این کار واسه من خیلی مهمتر شده.

617
00:36:49,657 --> 00:36:53,496
‫،این "خط قرمز" هرکی که هست
‫،و اهل هرجا که هست

618
00:36:53,498 --> 00:36:57,868
‫تا زمانی که تمام دنیا
‫باورش نکنن دست بردار نیستم.

619
00:37:08,084 --> 00:37:11,256
‫شاید بهتر باشه واسه
‫یه مدت همدیگه رو نبینیم.

620
00:37:14,961 --> 00:37:18,164
‫آره.

621
00:37:36,510 --> 00:37:38,911
‫میشه یه نوشیدنی دیگه بدین، لطفا؟

622
00:37:43,785 --> 00:37:45,252
‫سلام.

623
00:37:45,254 --> 00:37:47,185
‫سلام، شما اینجا چیکار میکنید؟

624
00:37:47,187 --> 00:37:49,820
‫فکر کردیم بهتره ما هم یه نوشیدنی بخوریم.

625
00:37:49,822 --> 00:37:51,821
‫الکل رو من تاثیر نداره، یادتونه؟

626
00:37:51,823 --> 00:37:53,556
‫بری آلن، شما ملت باید بدونید

627
00:37:53,558 --> 00:37:57,091
‫که هیچ چیزی غیرممکن نیست.

628
00:37:57,093 --> 00:38:01,195
‫واست یه نوشیدنی با تاثیر خیلی قوی ساختم.

629
00:38:01,197 --> 00:38:03,631
‫میزان خلوصش اساسا ۵۰۰ ـه.

630
00:38:03,633 --> 00:38:08,105
‫فکر کردم تنها کسی که
‫امشب میتونه اینو بخوره، تو هستی.

631
00:38:08,107 --> 00:38:09,974
‫پس واسه بت.

632
00:38:11,809 --> 00:38:15,243
‫بت.

633
00:38:22,751 --> 00:38:24,551
‫خیلی سریع تاثیر میزاره.

634
00:38:24,553 --> 00:38:26,819
‫واست تاثیر داشت؟

635
00:38:26,821 --> 00:38:30,555
‫آره، آره، کاملا تاثیر داشت.

636
00:38:30,557 --> 00:38:35,160
‫وای، عجب چیزیه.

637
00:38:36,794 --> 00:38:39,830
‫و اثرش تموم شد.

638
00:38:39,832 --> 00:38:41,598
‫بیشتر روش کار میکنم.

639
00:38:41,600 --> 00:38:44,904
‫واسه یه آدم که خیلی
‫،راز و رمز تو زندگیش داشته

640
00:38:44,906 --> 00:38:46,840
‫یه راز هست که هنوز نتونستم حل بکنمش

641
00:38:46,842 --> 00:38:49,977
‫که چرا بعضی آدما وارد زندگیمون میشن.

642
00:38:49,979 --> 00:38:51,845
‫،و چرا بعضیاشون میرن

643
00:38:51,847 --> 00:38:54,247
‫و بعضیا تبدیل به قسمتی از خودت میشن.

644
00:38:54,249 --> 00:38:57,888
‫بعضی دوستی ها
‫انگار تا ابد باقی میمونن.

645
00:38:57,890 --> 00:38:59,989
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام.

646
00:38:59,991 --> 00:39:03,126
‫شام تو یخچاله.

647
00:39:03,128 --> 00:39:04,694
‫باشه، ممنون.

648
00:39:04,696 --> 00:39:05,927
‫آیریس، درمورد وبلاگت...

649
00:39:05,929 --> 00:39:07,995
‫نمیخوام راجبش حرف بزنم، باشه؟

650
00:39:07,997 --> 00:39:11,795
‫و بعضیا خیلی زود ازت دور میشن.

651
00:39:11,797 --> 00:39:15,533
‫همه ی دوستی ها واسه یه عمر باقی نمیمونن.

652
00:39:15,535 --> 00:39:21,134
‫چیزی که تا ابد باقی میمونه رنج
‫و سختی رفتن اون شخصه.

653
00:39:41,962 --> 00:39:44,563
‫راجب تو اشتباه میکردم، هریسون.

654
00:39:44,565 --> 00:39:46,734
‫هنوز یه قدم ازم جلوتری.

655
00:39:46,736 --> 00:39:50,103
‫این کارا واسه یه مرد که از
‫پاهاش استفاده نمیکنه چشمگیره.

656
00:39:50,105 --> 00:39:52,773
‫متاسفانه نمیدونم راجب چی حرف میزنی، وید.

657
00:39:52,775 --> 00:39:54,708
‫یه دختر که میتونه اشیای عادی رو

658
00:39:54,710 --> 00:39:57,179
‫با لمس کردن به بمب تبدیل کنه.

659
00:39:57,181 --> 00:40:00,218
‫امروز یه نفر رو دیدم که میتونست
‫از چشم بهم هم زدن سریعتر حرکت کنه.

660
00:40:00,220 --> 00:40:02,151
‫فوق العاده ست.

661
00:40:02,153 --> 00:40:04,857
‫اون شب که شتاب دهنده ذرات منفجر شد

662
00:40:04,859 --> 00:40:07,125
‫شبی بود که غیرممکن متولد شد.

663
00:40:07,127 --> 00:40:09,927
‫فکر میکنم ما باید کار باهمدیگه رو
‫دوباره شروع کنیم.

664
00:40:09,929 --> 00:40:11,562
‫فکر میکنم تو باید بری.

665
00:40:11,564 --> 00:40:13,130
‫میدونی که الان تو یه لحظه میتونم

666
00:40:13,132 --> 00:40:14,797
‫یه دسته سرباز بیارم اینجا.

667
00:40:14,799 --> 00:40:16,664
‫منم میتونم، اینجوری مطبوعات رو بیارم اینجا.

668
00:40:16,666 --> 00:40:18,667
‫باور کن، ژنرال، خیلی خوشحال میشم

669
00:40:18,669 --> 00:40:19,969
‫که به فعالیت های

670
00:40:19,971 --> 00:40:24,573
‫غیر انسانی تو شهادت بدم.

671
00:40:24,575 --> 00:40:27,546
‫یه بار دیگه منو تهدید کن
‫تا کارتو تموم کنم، ژنرال.

672
00:40:27,548 --> 00:40:31,185
‫و منظورم مقامت نیست.

673
00:40:35,121 --> 00:40:39,529
‫میدونی، من از راز کوچیکت با خبرم، ولز.

674
00:40:39,531 --> 00:40:42,232
‫خیلی طول نمیکشه تا بقیه هم بفهمن.

675
00:40:54,779 --> 00:40:57,113
‫( پنج سال قبل )
‫این تمام چیزیه که واسه بدست
‫آوردنش روش کار میکردیم.

676
00:40:57,115 --> 00:41:00,249
‫،شاید ما اهدافمون یکی باشه، ژنرال
‫ولی قصدمون از رسیدن به اون اهداف یکی نیست.

677
00:41:00,251 --> 00:41:03,619
‫من این پروژه رو قبل از اینکه
‫حتی شروع بشه تمومش نمیکنم.

678
00:41:03,621 --> 00:41:05,888
‫،و تا وقتی که من مسئول این کار هستم

679
00:41:05,890 --> 00:41:08,923
‫نمیزارم ازش واسه همچین کار
‫ظالمانه ای استفاده بشه.

680
00:41:08,925 --> 00:41:12,256
‫کار ما باهم تمومه.

681
00:41:12,258 --> 00:41:16,761
‫کارمون باهم تمومه، ژنرال.

682
00:41:16,763 --> 00:41:20,129
‫برو بیرون.

683
00:41:38,850 --> 00:41:42,184
‫هی.

684
00:41:42,186 --> 00:41:45,189
‫چیزی نیست.

685
00:41:45,191 --> 00:41:46,693
‫چیزی نیست، پسر.

686
00:41:46,695 --> 00:41:48,895
‫چیزی نیست.

687
00:41:48,897 --> 00:41:51,162
‫اون رفت.

688
00:41:51,164 --> 00:41:54,600
‫نگران نباش.

689
00:41:54,602 --> 00:41:57,807
‫یه عالمه فکر واسه آینده تو دارم.

690
00:41:57,832 --> 00:42:01,832
‫<font color="#۰۰ff۰۰">کاری از تیم ترجمه پارس مووی</font>
‫<font color="#ffffff">WwW.ParsMovie۱.Net</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مرجع دانلود فیلم و سریال به صورت رایگان</font>

691
00:42:01,857 --> 00:42:05,857
‫<font color="#۰۰ff۰۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ffffff">HBK</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">hbk۴۲@ymail.com</font>