‫﻿۱
00:00:02,336 --> 00:00:03,531
‫‏اسم من بری آلنـه

2
00:00:03,533 --> 00:00:07,339
‫‏ و من سریع‌ترین مرد دنیام

3
00:00:07,340 --> 00:00:10,366
‫‏از نظر مردم عادی من فقط یه تحلیلگر جنایی ساده‌ام

4
00:00:10,368 --> 00:00:13,393
‫‏ولی با کمک دوستانم در آزمایشگاه استار

5
00:00:13,395 --> 00:00:16,989
‫‏به صورت مخفیانه با جرم و جنایت مبارزه میکنم
‫‏و سایر فرا انسان‌های مثل خودم رو پیدا میکنم‏

6
00:00:16,991 --> 00:00:18,885
‫‏تونستم قاتل مادرم رو پیدا کنم

7
00:00:18,887 --> 00:00:22,245
‫‏ولی در راه رسیدن بهش
‫‏دنیامون رو در معرض خطرات جدیدی قرار دادم

8
00:00:22,247 --> 00:00:25,606
‫‏و فقط من اون‌قدر سریعم که بتونم جلوش رو بگیرم

9
00:00:25,608 --> 00:00:28,734
‫‏من فلـــش هستم
‫‏

10
00:00:28,735 --> 00:00:30,272
‫‏ آنچه در فلش گذشت

11
00:00:30,273 --> 00:00:31,783
‫‏مادر آیریس زنده‌ست..

12
00:00:31,784 --> 00:00:33,610
‫‏تو فکر کردی میتونی بهم پول بدی

13
00:00:33,611 --> 00:00:35,493
‫‏تا از دخترم دور بمونم؟

14
00:00:35,494 --> 00:00:37,092
‫‏آخرین باری که یادمه، مجانی دور موندی

15
00:00:37,093 --> 00:00:38,455
‫‏وقتی شما تکینگی رو به وجود آوردید..

16
00:00:38,457 --> 00:00:39,984
‫یه شکاف هم ایجاد کردید..

17
00:00:39,986 --> 00:00:41,881
‫‏یک دروازه جهان‌های ما رو بهم متصل می‌کنه

18
00:00:41,883 --> 00:00:43,246
‫‏واقعا فکر می‌کنی این یارو رو...

19
00:00:43,248 --> 00:00:44,643
‫‏آورده اینجا تا من رو بکشه؟

20
00:00:44,645 --> 00:00:46,408
‫‏زوم خیلی تلاش داره من رو نابود کنه

21
00:00:46,410 --> 00:00:48,037
‫‏حالا هم میخواد تو رو نابود کنه

22
00:00:48,039 --> 00:00:52,065
‫‏دارم شروع به درک یه چیزایی میکنم
‫‏چیزای وحشتناک

23
00:00:52,067 --> 00:00:55,025
‫‏باید افق داخلی و خارجی رو
‫‏با هم ترکیب کنیم

24
00:00:55,027 --> 00:00:56,723
‫‏اونم با جدا کردن دهانه‌ش

25
00:00:56,725 --> 00:00:57,753
‫‏نه!

26
00:01:00,118 --> 00:01:02,812
‫،‏رانی در حال نجات من مُرد
‫‏خیلی متاسفم

27
00:01:02,814 --> 00:01:04,210
‫‏نه، نه، بیا اینجا

28
00:01:05,808 --> 00:01:07,371
‫‏پروفسور استاین، صدامو می‌شنوی؟

29
00:01:09,500 --> 00:01:11,405
‫‏دو سال قبل

30
00:01:11,406 --> 00:01:13,102
‫‏هر کسی پیش خودش فکر می‌کنه..

31
00:01:13,104 --> 00:01:15,781
‫‏می‌دونه قراره تو زندگیش چه اتفاقی بیفته..

32
00:01:16,065 --> 00:01:19,290
‫‏اما هیچکس نمی‌دونه که زندگی هم..

33
00:01:19,292 --> 00:01:23,250
‫،‏برای شما نقشه‌های خودش رو کشیده
‫‏چه خوشتون بیاد، چه نیاد

34
00:01:23,252 --> 00:01:25,846
‫‏فقط یه انتخاب دارید

35
00:01:25,848 --> 00:01:30,171
‫‏می‌تونید تغییر رو بپذیرید
‫‏و به جلو حرکت کنید

36
00:01:30,173 --> 00:01:32,467
‫‏یا باهاش بجنگید و عقب بمونید

37
00:01:32,469 --> 00:01:35,162
‫‏رفیق! می‌دونستم از پسش برمیای!

38
00:01:36,662 --> 00:01:39,755
‫‏تاچ داون فوق‌العاده‌ای بود، پسر
‫‏باعث شدی بازی رو ببریم
‫(‏(تاچ داون : عبور دادن توپ از خط آخر زمین حریف

39
00:01:39,757 --> 00:01:42,816
‫‏هی، نه پسر، همه‌مون این بازی رو بردیم

40
00:01:42,818 --> 00:01:44,285
‫‏هوادار‌ها که اینطور نمی‌گفتن

41
00:01:45,114 --> 00:01:46,443
‫‏اوه، جدی؟ راست میگی؟

42
00:01:46,445 --> 00:01:49,271
‫‏جفرسون، بازی خیلی خوبی بود

43
00:01:49,273 --> 00:01:50,802
‫‏هی، ممنون، مربی

44
00:01:50,804 --> 00:01:53,064
‫‏من تنها کسی نیستم که این رو فهمیده

45
00:01:53,066 --> 00:01:55,394
‫‏یه عالمه ناظر و مربی امشب
‫‏بین تماشاچی‌ها بود

46
00:01:55,396 --> 00:01:57,090
‫‏و بعد از اون تاچ داون..

47
00:01:57,092 --> 00:01:59,453
‫‏همه‌شون تلفن‌هاشون رو
‫‏برداشتن که زنگ بزنن

48
00:01:59,455 --> 00:02:01,815
‫‏تو رو از کالج میخرن، پسر

49
00:02:01,817 --> 00:02:02,913
‫‏واقعا اینطور فکر می‌کنی؟

50
00:02:02,915 --> 00:02:04,820
‫‏مطمئنم

51
00:02:04,822 --> 00:02:08,065
‫‏برو خونه و با مادرت جشن بگیر

52
00:02:20,113 --> 00:02:22,352
‫‏همگی فرار کنین!

53
00:02:29,683 --> 00:02:31,754
‫‏هی، هی، یالا پسر، هواتو دارم

54
00:02:34,065 --> 00:02:36,304
‫‏باید بریم داخل تونل

55
00:02:36,305 --> 00:02:37,308
‫مترجمین : نیمـــا و محمد امــــیر
‫:: Dark Assassin  &  M.Amir ::

56
00:02:36,305 --> 00:02:37,308
‫IranFilm.Net
‫TvWorld.Info

57
00:02:36,305 --> 00:02:37,308
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫TinyMoviez.Co

58
00:02:37,332 --> 00:02:41,332
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

59
00:02:48,586 --> 00:02:50,725
‫‏ثابت نگهش دار!

60
00:02:50,727 --> 00:02:51,997
‫‏داره علائم حیاتیش رو از دست میده

61
00:02:51,999 --> 00:02:53,168
‫‏یالا، یالا
‫‏یالا، یالا

62
00:02:53,170 --> 00:02:54,338
‫‏سیسکو، داریم از دستش میدیم

63
00:02:54,340 --> 00:02:55,643
‫‏اون با من!

64
00:03:05,023 --> 00:03:07,019
‫‏خدا رو شکر

65
00:03:07,021 --> 00:03:08,424
‫‏داره بدتر میشه

66
00:03:08,426 --> 00:03:10,398
‫‏ببین، من هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم تا..

67
00:03:10,400 --> 00:03:11,904
‫‏متعادل کننده‌ی اصلی دکتر ولز رو
‫‏دوباره طراحی کنم

68
00:03:11,906 --> 00:03:13,308
‫،‏تا واکنشش رو سرکوب کنم
‫‏اما نمی‌دونم..

69
00:03:13,310 --> 00:03:14,849
‫‏از چی به عنوان منبع انرژی استفاده میکرده

70
00:03:14,851 --> 00:03:16,454
‫‏بهترین چیزی که پیدا کردم یکی از ویلچرهاش بود

71
00:03:16,456 --> 00:03:18,227
‫‏و تا چند وقت دووم میاره؟

72
00:03:18,229 --> 00:03:20,035
‫‏خب، مشکل همینه
‫‏ما قبلا از بیشتر انرژیش برای..

73
00:03:20,037 --> 00:03:22,176
‫‏برای تعدیل نیروهای ابرانسانی..

74
00:03:22,178 --> 00:03:25,589
‫‏در خلال مشکل کوچیکمون با سفر هوایی
‫‏جادوگر هوا و گروهش استفاده کردیم

75
00:03:25,591 --> 00:03:27,294
‫‏فکر می‌کنم در بهترین حالت یک هفته‌ی دیگه
‫‏جواب بده

76
00:03:27,296 --> 00:03:28,198
‫‏و اون باید در استراحت مطلق باشه؟

77
00:03:28,200 --> 00:03:29,704
‫‏آره، وقتی که بلند بشه..

78
00:03:29,706 --> 00:03:31,376
‫‏متعادل کننده رو به این منتقل می‌کنم..

79
00:03:31,378 --> 00:03:33,384
‫‏بهش یه عصای قدرت میدم
‫‏که بتونه باهاش حرکت کنه

80
00:03:33,386 --> 00:03:35,425
‫‏باید یه راهی برای نجاتش پیدا کنیم

81
00:03:35,427 --> 00:03:38,402
‫‏فکر کنم بدونم بشه چطور این کارو کرد

82
00:03:38,404 --> 00:03:40,409
‫‏وقتی که شتاب دهنده‌ی ذرات منفجر شد..

83
00:03:40,411 --> 00:03:43,121
‫‏اون ماده‌ی تاریکی که با
‫‏پروفسور استاین برخورد کرد..

84
00:03:43,123 --> 00:03:45,395
‫‏با ماتریس فایراستورم ترکیب شد و

85
00:03:45,397 --> 00:03:48,607
‫‏و جریان فعالیت‌های مولکولی که در بدنش اتفاق میفته
‫‏رو تغییر داد

86
00:03:48,609 --> 00:03:51,485
‫‏اون مولکول‌های فوق‌العاده واکنش پذیر..

87
00:03:51,487 --> 00:03:53,660
‫‏نیاز داشتن با یه چیزی ترکیب بشن
‫‏تا بتونن خودشون رو متعادل کنن

88
00:03:53,662 --> 00:03:54,964
‫‏اینجاست که رانی باهاش ترکیب میشه

89
00:03:54,966 --> 00:03:57,607
‫‏آره و الآن دیگه رانی..

90
00:03:57,609 --> 00:03:59,247
‫‏دیگه بخشی از پروفسور استاین نیست..

91
00:03:59,249 --> 00:04:00,886
‫‏و اون مولکول‌ها چیزی برای ترکیب شدن ندارن

92
00:04:00,888 --> 00:04:02,458
‫‏و هر چه بیشتر این قضیه طول بکشه..

93
00:04:02,460 --> 00:04:05,002
‫‏بی ثباتیش بیشتر میشه

94
00:04:07,046 --> 00:04:09,920
‫‏خیلی خب، پس، چیکار کنیم؟

95
00:04:09,922 --> 00:04:12,831
‫‏یه شریک دیگه واسش پیدا کنیم

96
00:04:12,833 --> 00:04:14,939
‫‏خیلی خب، باحاله، ولی چطور اینکارو کنیم؟

97
00:04:14,941 --> 00:04:16,143
‫‏یعنی فقط یه نرم افزار درست می‌کنیم

98
00:04:16,145 --> 00:04:17,683
‫‏برای کسایی که پتانسیل ابرانسان بودن رو دارن؟

99
00:04:17,685 --> 00:04:18,686
‫‏چون مطمئنم ترکیب کردن کسی با
‫‏استاین..

100
00:04:18,688 --> 00:04:20,158
‫‏به صورت تصادفی باعث
‫‏میشه طرف پودر بشه..

101
00:04:20,160 --> 00:04:21,697
‫‏به نظر میاد اصلا جالب نباشه

102
00:04:21,699 --> 00:04:25,332
‫‏من میگم اگه کسی رو هم پیدا کنیم که راضی باشه..

103
00:04:25,334 --> 00:04:27,133
‫‏استاین نمی‌تونه با هر کی دلش بخواد ترکیب بشه

104
00:04:27,135 --> 00:04:29,800
‫،‏نه، نمی‌تونه ولی من یه سری تحقیقات کردم

105
00:04:29,802 --> 00:04:31,801
‫‏و دو تا کاندید احتمالی پیدا کردم..

106
00:04:31,803 --> 00:04:33,502
‫‏که ممکنه باهاش سازگار باشن

107
00:04:33,504 --> 00:04:35,603
‫‏هردوشون توسط ماده‌ی تاریک تحت تاثیر قرار گرفتن

108
00:04:35,605 --> 00:04:37,037
‫‏و بیمارستان هر دوی اینها رو به دلیل

109
00:04:37,039 --> 00:04:39,938
‫‏تغییر ترکیب ژنتیکی بستری کرده

110
00:04:39,940 --> 00:04:41,805
‫‏و هر دوی اینها گروه خونی مشابهی

111
00:04:41,807 --> 00:04:43,139
‫‏با پروفسور استاین و رانی دارن

112
00:04:43,141 --> 00:04:44,373
‫‏خیلی خب

113
00:04:44,375 --> 00:04:47,473
‫‏منظورم اینه این کار با اهدای عضو قابل مقایسه نیست

114
00:04:47,475 --> 00:04:48,807
‫‏ما حتی باید نمونه‌ی بافت‌هاشون رو ببینیم

115
00:04:48,809 --> 00:04:50,741
‫‏تا ببینیم بدن‌هاشون سازگار میشن یا نه

116
00:04:50,743 --> 00:04:52,910
‫‏اگر بتونم طرح‌های ژنتیکی هر دو کاندید رو جدا کنم..

117
00:04:52,912 --> 00:04:55,310
‫‏و با نمونه‌ی جهشی پروفسور استاین

118
00:04:55,312 --> 00:04:57,344
‫‏ترکیبش کنم..

119
00:04:57,346 --> 00:05:01,779
‫‏ممکنه بتونم تطابقی برای نجات دادن جونش پیدا کنم

120
00:05:03,782 --> 00:05:06,180
‫‏چی لازم داری؟

121
00:05:25,356 --> 00:05:28,655
‫‏خیلی خب، نمونه‌ی خون از هر دو
‫‏کاندید احتمالی

122
00:05:28,657 --> 00:05:30,523
‫‏لعنتی، حتی برای تو هم سریع بود

123
00:05:30,525 --> 00:05:34,292
‫‏البته ممکنه یادم رفته باشه ازشون اجازه بگیرم

124
00:05:34,294 --> 00:05:36,159
‫‏بیاید ببینیم می‌تونیم تطابقی پیدا کنیم

125
00:05:40,529 --> 00:05:43,761
‫‏هردوتون توی این عکس بودید

126
00:05:43,763 --> 00:05:47,463
‫‏فقط می‌خواستی چند تا عکس بگیریم
‫‏خیلی از دست پرستار عصبانی بودی

127
00:05:47,465 --> 00:05:49,096
‫‏همه‌ش می‌گفتی..
‫" ‏" اون منو نیشگون گرفت

128
00:05:50,666 --> 00:05:52,831
‫‏پس بعدش بردیمت پارک تا یه کم خوشحال بشی

129
00:05:52,833 --> 00:05:54,832
‫‏اولین بستنی قیفی رو برات خریدیم

130
00:05:54,834 --> 00:05:57,666
‫‏که بزرگترین اشتباهمون بود، چون از ماه بعد
‫‏تنها حرفی که میزدی این بود..

131
00:05:57,668 --> 00:05:59,801
‫"‏"بستنی
‫"‏"بستنی

132
00:06:01,537 --> 00:06:04,502
‫‏اونجا بود که عقده‌هام شروع شد

133
00:06:05,604 --> 00:06:08,071
‫‏عزیزم، مجبور نیستی اینکارو کنی

134
00:06:08,073 --> 00:06:12,605
‫‏اگه نمی‌خوای فردا مادرت رو ببینی، درک می‌کنم

135
00:06:12,607 --> 00:06:15,840
‫‏نه، مشکلی نداره
‫‏می‌خوام ببینمش

136
00:06:15,842 --> 00:06:19,507
‫‏باید ببینمش

137
00:06:19,509 --> 00:06:22,310
‫‏همه‌ چی خوب پیش میره

138
00:06:23,912 --> 00:06:25,344
‫‏دختر بچه‌ی شجاع من

139
00:06:25,346 --> 00:06:27,978
‫مراقب خودت باش

140
00:06:31,381 --> 00:06:32,579
‫‏دوست دارم

141
00:06:32,581 --> 00:06:34,713
‫‏من بیشتر

142
00:06:38,783 --> 00:06:40,215
‫‏بری؟

143
00:06:40,217 --> 00:06:42,183
‫‏هی، داشتم دنبالت می‌گشتم..

144
00:06:42,185 --> 00:06:43,917
‫‏می‌خواستم بهت زنگ بزنم ولی هنوز شماره‌ت رو
‫‏ندادی بهم

145
00:06:43,919 --> 00:06:45,351
‫‏اوه، آره..

146
00:06:45,353 --> 00:06:47,218
‫‏نه، نه، نه..
‫‏فقط می‌خواستم اینو نشونت بدم

147
00:06:47,220 --> 00:06:48,485
‫‏اینا رو به تازگی..

148
00:06:48,487 --> 00:06:49,752
‫‏در یه بن بست در خیابان ایستوود پیدا کردم

149
00:06:49,754 --> 00:06:51,054
‫‏اینا چی هستن، دندون؟

150
00:06:51,056 --> 00:06:52,454
‫‏دندون‌های کوسه

151
00:06:52,456 --> 00:06:54,188
‫‏و یه شاهد دارم که میگه..

152
00:06:54,190 --> 00:06:58,856
‫‏یه کوسه دیده که رو زمین راه می‌رفته

153
00:06:58,858 --> 00:07:00,357
‫‏- مرد کوسه‌ای؟
‫‏- آره

154
00:07:00,359 --> 00:07:01,958
‫‏اسمش مثل یه فیلم تخیلی خیلی بده

155
00:07:01,960 --> 00:07:03,624
‫‏یا شاید یه فیلم تخیلی خیلی خوب

156
00:07:03,626 --> 00:07:05,525
‫بیخیال بابا

157
00:07:07,328 --> 00:07:08,760
‫‏واقعا راست میگی؟ واقعا فکر می‌کنی یه..

158
00:07:08,762 --> 00:07:10,194
‫‏چیزی مثل کوسه..

159
00:07:10,196 --> 00:07:13,162
‫‏آره، می‌دونم به نظر خیلی مسخره میاد..

160
00:07:13,164 --> 00:07:14,329
‫‏اما من میگم

161
00:07:14,331 --> 00:07:15,329
‫‏با وجود این ابرانسان‌هایی که می‌بینیم..

162
00:07:15,331 --> 00:07:16,829
‫‏هیچ چیزی غیرممکن نیست، درسته؟

163
00:07:16,831 --> 00:07:18,197
‫‏و فکر می‌کنم با حال باشه. میدونی...

164
00:07:18,199 --> 00:07:20,331
‫‏که دوباره با هم روی یه پرونده کار کنیم

165
00:07:20,333 --> 00:07:21,764
‫‏آره، میگم که راستش..

166
00:07:21,766 --> 00:07:23,465
‫‏دوست دارم سر هر پرونده‌ای باهات کار کنم..

167
00:07:23,467 --> 00:07:25,599
‫‏فقط میدونی..

168
00:07:25,601 --> 00:07:28,934
‫‏زیاد تخصصی در مورد ابرانسان‌ها ندارم

169
00:07:28,936 --> 00:07:31,701
‫‏اوه، خیلی خب، ایرادی نداره
‫‏یه کاریش می‌کنم

170
00:07:31,703 --> 00:07:34,236
‫‏نه، ببین، نظرت چیه..

171
00:07:34,238 --> 00:07:37,736
‫‏برم یه آزمایشی کنم و ببینم
‫‏این دندونا از کجا اومده؟

172
00:07:37,738 --> 00:07:38,804
‫‏عالی میشه

173
00:07:38,806 --> 00:07:39,871
‫‏- خیلی خب، خوبه
‫‏- ممنون

174
00:07:39,873 --> 00:07:40,871
‫‏آره، حتما

175
00:07:40,873 --> 00:07:42,439
‫‏کارآگاه اسپیوت

176
00:07:42,441 --> 00:07:43,739
‫‏کارآگاه

177
00:07:43,741 --> 00:07:45,906
‫‏پروژه‌ی مرد کوسه‌ای در چه حاله؟

178
00:07:45,908 --> 00:07:47,341
‫‏خوبه، همین الآن داشتم میرفتم به محدوده تا..

179
00:07:47,343 --> 00:07:49,008
‫‏یه بررسی کاملی انجام بدم
‫‏و ببینم چه چیز دیگه‌ای گیرم میاد

180
00:07:49,010 --> 00:07:51,476
‫‏و بری قبول کرد یه سری آزمایش برام انجام بده

181
00:07:51,478 --> 00:07:52,609
‫‏واقعا؟

182
00:07:52,611 --> 00:07:55,011
‫‏پس داریم جلو میریم، بازم ممنون

183
00:07:57,080 --> 00:07:58,578
‫‏اگه خوب‌ نمی‌شناختمت..

184
00:07:58,580 --> 00:08:00,745
‫‏می‌گفتم که داری با همکارم میریزی رو هم

185
00:08:00,747 --> 00:08:02,380
‫‏چی، با پتی؟ نه، من..

186
00:08:02,382 --> 00:08:03,813
‫‏در مورد چی حرف میزنی؟

187
00:08:03,815 --> 00:08:05,181
‫‏من..

188
00:08:05,183 --> 00:08:09,283
‫‏قضیه بین تو و آیریس و همکار من چیه؟

189
00:08:09,285 --> 00:08:11,183
‫‏هی، راستی ایریس در چه حاله؟

190
00:08:11,185 --> 00:08:12,716
‫‏کاملا عصبیه

191
00:08:12,718 --> 00:08:13,784
‫‏چون که می‌خواد مادرش رو..

192
00:08:13,786 --> 00:08:14,951
‫‏بعد از این همه سال ببینه

193
00:08:14,953 --> 00:08:16,389
‫‏آره

194
00:08:16,391 --> 00:08:18,061
‫‏میدونی چیه، باید برم

195
00:08:18,063 --> 00:08:20,102
‫‏سیسکوئه، قضیه در مورد پروفسور استاینه

196
00:08:20,104 --> 00:08:21,506
‫‏خیلی خب، میگم سینگ جات وایسه

197
00:08:21,508 --> 00:08:23,645
‫‏خیلی خب، ممنون

198
00:08:25,453 --> 00:08:27,759
‫‏خب، باید قبول کنم هیچوقت
‫‏فکر نمی‌کردم..

199
00:08:27,761 --> 00:08:30,969
‫‏هیچ فکر نمی‌کردم ‏معمای ابولهول در مورد مردی که
‫‏‏به سه پا نیاز داره

200
00:08:30,971 --> 00:08:32,241
‫‏در مورد من صدق کنه

201
00:08:32,243 --> 00:08:34,814
‫،‏اما اگه این دستگاه باعث میشه بتونم حرکت کنم

202
00:08:34,816 --> 00:08:36,387
‫‏سپاسگزارانه مجبور میشم اینکارو کنم

203
00:08:36,389 --> 00:08:39,303
‫‏امیدوارم زیاد بهش نیاز نداشته باشید

204
00:08:39,305 --> 00:08:41,415
‫‏هیچ نوع چسبندگی در نمونه‌های خون نبود

205
00:08:41,417 --> 00:08:43,293
‫‏و نتیجه‌ی تطابق نمونه‌ها منفی بود

206
00:08:43,295 --> 00:08:44,801
‫‏و به نظر میاد ماده‌ی تاریک..

207
00:08:44,803 --> 00:08:46,410
‫‏حاصل از انفجار شتاب دهنده‌ی ذره‌ای...

208
00:08:46,412 --> 00:08:48,254
‫‏ژنتیک‌ اونا رو طوری جهش داده که..

209
00:08:48,257 --> 00:08:49,729
‫‏ژنتیک شما رو داده

210
00:08:49,731 --> 00:08:51,773
‫‏از نظر من جفتشون احتمال تطابق رو دارن

211
00:08:51,775 --> 00:08:53,014
‫‏پس کدومشون رو انتخاب می‌کنیم؟

212
00:08:53,016 --> 00:08:55,227
‫‏خب، انتخاب اول من هنری هیویت هستش

213
00:08:55,229 --> 00:08:58,479
‫‏اون دانشجوی ممتاز دانشگاه هادسون بوده

214
00:08:58,481 --> 00:09:00,121
‫‏یه فوق متخصص در مسائل فیزیک کاربردی

215
00:09:00,123 --> 00:09:01,362
‫‏و مهندسی پزشکی

216
00:09:01,364 --> 00:09:03,038
‫‏یکی از دانشجوهای هادسون، ندیده ازش خوشم اومد

217
00:09:03,040 --> 00:09:05,786
‫‏حالا، اون یکی، جفرسون جکسون چطور؟

218
00:09:05,788 --> 00:09:08,234
‫‏بازیکن خط حمله‌ی دبیرستان
‫شاگردم چهارم

219
00:09:08,236 --> 00:09:10,915
‫‏اون علائم فیزیک بهتری داره

220
00:09:10,917 --> 00:09:13,999
‫‏و به نظر میاد دگره‌های مشابه بیشتری
‫‏نسبت به هیویت داشته باشه

221
00:09:14,001 --> 00:09:16,380
‫‏به این معنی نیست که این سازگارتره؟

222
00:09:16,382 --> 00:09:19,732
‫‏روی کاغذ شاید، اما هیویت یه دانشمنده

223
00:09:19,734 --> 00:09:22,314
‫‏مشخصه که تو زندگیش تلاش کرده
‫کار خاصی کنه

224
00:09:22,316 --> 00:09:24,794
‫‏فکر می‌کنم اون گزینه‌ی بهتری برای
‫‏چنین موقعیتی باشه

225
00:09:24,796 --> 00:09:25,967
‫‏من میگم باید هردوشون رو...

226
00:09:25,969 --> 00:09:27,073
‫‏قبل از تصمیم گیری ببینیم

227
00:09:27,075 --> 00:09:28,414
‫‏ایده‌ی بسیار خوبیه

228
00:09:28,416 --> 00:09:29,990
‫‏من اگه بتونم هیویت رو به اینجا دعوت می‌کنم

229
00:09:29,992 --> 00:09:31,432
‫‏خیلی خب، در همین خلال..

230
00:09:31,434 --> 00:09:32,638
‫‏ما هم میریم ملاقات جفرسون جکسون

231
00:09:32,640 --> 00:09:34,280
‫‏و منم سعی می‌کنم یه چیز دیگه پیدا کنم..

232
00:09:34,282 --> 00:09:36,962
‫‏تا بتونم شما رو متعادل کنم

233
00:09:59,710 --> 00:10:01,754
‫‏مطمئنی اشتباه نیومدیم؟

234
00:10:01,756 --> 00:10:04,469
‫‏آره، جفرسون یه مکانیکه

235
00:10:05,812 --> 00:10:08,022
‫نشون میده استعداد فنی بالایی داره

236
00:10:08,024 --> 00:10:09,329
‫گزینه‌ی خوبیه

237
00:10:09,331 --> 00:10:11,542
‫‏مستعد آلرژیه

238
00:10:11,544 --> 00:10:13,788
‫‏به نظر میاد گزینه‌ی درستی نباشه

239
00:10:13,790 --> 00:10:16,168
‫سلیقه‌ی موسیقیش هم که قربونش برم

240
00:10:16,170 --> 00:10:18,710
‫‏دوست داری به جاش سلن دیون بذارم برات؟

241
00:10:19,221 --> 00:10:21,063
‫‏موسیقی متن تایتانیک رو هم دارم

242
00:10:21,065 --> 00:10:22,034
‫‏نه، ممنون

243
00:10:22,036 --> 00:10:23,543
‫‏جفرسون جکسون، درسته؟

244
00:10:23,545 --> 00:10:24,818
‫‏جکس صدام می‌کنن

245
00:10:24,820 --> 00:10:26,662
‫‏چه جذاب

246
00:10:26,664 --> 00:10:29,846
‫‏اسم من بری آلنه و ایشون مارتین استاین هستن

247
00:10:29,848 --> 00:10:31,555
‫‏ما از حوزه‌ی امنیتی مزاحمت میشیم

248
00:10:31,557 --> 00:10:34,103
‫‏یه سازمان کوچک و جدیده

249
00:10:34,105 --> 00:10:37,321
‫‏خیلی جدید، در حدی که هنوز وبسایتمون هم
‫‏افتتاح نشده، مگه نه؟

250
00:10:37,323 --> 00:10:38,763
‫‏می‌خواید جوازم رو چک کنید؟

251
00:10:38,765 --> 00:10:40,137
‫‏منظورم اینه اینجا کاملا قانونیه

252
00:10:40,139 --> 00:10:42,215
‫‏نه، نه، موضوع این نیست

253
00:10:42,217 --> 00:10:45,601
‫‏ما داریم در مورد کسایی که..

254
00:10:45,603 --> 00:10:47,512
‫،‏توسط انفجار شتاب‌دهنده‌ی ذرات تحت تاثیر قرار گرفتن
‫‏اطلاعات جمع آوری می‌کنیم

255
00:10:47,514 --> 00:10:49,524
‫،‏ببین، پسر
‫‏من به اندازه‌ی کافی عمرم رو..

256
00:10:49,526 --> 00:10:51,367
‫‏به خاطر اون اتفاق لعنتی از دست دادم

257
00:10:51,369 --> 00:10:53,513
‫،‏حالا هم اگه ماشینی دارید که بتونم درستش کنم
‫‏در خدمتم

258
00:10:53,515 --> 00:10:56,396
‫،‏اگه بتونی با ما به آزمایشگاه استار بیای

259
00:10:56,398 --> 00:10:58,039
‫‏مطمئنم می‌تونیم کمکت کنیم

260
00:10:58,041 --> 00:10:59,513
‫‏چطور کمکم کنید؟

261
00:10:59,515 --> 00:11:02,664
‫‏خب، ما میدونیم شتاب‌دهنده‌ی ذرات چیکار کرده..

262
00:11:02,666 --> 00:11:04,977
‫‏ببینید، بهتون که گفتم
‫‏نمی‌خوام در مورد اون شب صحبت کنم

263
00:11:04,980 --> 00:11:06,420
‫‏چرا؟

264
00:11:06,422 --> 00:11:07,857
‫‏چون اون شب تمام زندگیم عوض شد

265
00:11:07,859 --> 00:11:09,129
‫‏ضربه‌ی بدی بهم وارد شد

266
00:11:09,131 --> 00:11:10,666
‫‏وقتی بهوش اومده، تو بیمارستان بودم

267
00:11:10,668 --> 00:11:12,639
‫‏پام داغون شده بود، رباط صلیبیم پاره شده بود

268
00:11:12,641 --> 00:11:15,014
‫‏به صورت مادرم نگاه کردم و
‫‏فهمیدم هر رویایی که..

269
00:11:15,016 --> 00:11:16,986
‫‏در مورد بازیکن حرفه‌ای شدن داشتم، برباد رفته

270
00:11:16,988 --> 00:11:18,191
‫‏متاسفم

271
00:11:18,193 --> 00:11:19,996
‫‏آره، خب..

272
00:11:19,998 --> 00:11:21,669
‫‏ببینید، باید برگردم سر کار

273
00:11:21,671 --> 00:11:24,009
‫‏باشه..

274
00:11:24,011 --> 00:11:26,552
‫‏اینجا فقط..

275
00:11:26,554 --> 00:11:29,294
‫‏شماره‌مون رو میذارم

276
00:11:29,296 --> 00:11:31,133
‫‏در موردش فکر کن، باشه؟

277
00:11:46,016 --> 00:11:48,087
‫‏ممنون که ترتیب این دیدار رو دادی، جوزف

278
00:11:48,089 --> 00:11:50,462
‫‏ایده‌ی آیریس بود، نه من

279
00:11:52,538 --> 00:11:53,572
‫‏سلام، عزیزم

280
00:11:53,574 --> 00:11:55,444
‫‏سلام، پدر

281
00:11:58,724 --> 00:12:03,470
‫‏آیریس، این فرانسینه

282
00:12:04,342 --> 00:12:05,477
‫‏سلام

283
00:12:05,479 --> 00:12:09,457
‫‏سلام، آیریس

284
00:12:11,565 --> 00:12:13,135
‫‏می‌خوای یه قهوه یا چیزی بگیرم؟

285
00:12:13,137 --> 00:12:16,813
‫‏نه، ممنون

286
00:12:16,815 --> 00:12:20,292
‫‏فقط بیاید بشینیم

287
00:12:20,294 --> 00:12:22,633
‫‏نمی‌تونم باور کنم که..

288
00:12:22,635 --> 00:12:24,070
‫‏چنین بانوی جذابی شدی

289
00:12:24,072 --> 00:12:28,351
‫‏و همینطور یه روزنامه‌نگار..؟
‫‏واقعا بهت افتخار می‌کنم

290
00:12:28,353 --> 00:12:30,792
‫‏چرا اینجایی؟

291
00:12:30,794 --> 00:12:34,706
‫‏چرا الآن، بعد از بیست سال؟

292
00:12:34,708 --> 00:12:36,679
‫‏می‌خواستم رابطه‌مون رو درست کنم

293
00:12:36,681 --> 00:12:38,619
‫‏نظرت در مورد یه عذر خواهی..

294
00:12:38,621 --> 00:12:40,190
‫‏بابت ترک کردنمون چیه؟

295
00:12:40,192 --> 00:12:44,905
‫‏واقعا عذر میخوام، خیلی خیلی عذر می‌خوام

296
00:12:46,278 --> 00:12:48,752
‫‏خیلی چیزا هست که تو نمیدونی

297
00:12:48,754 --> 00:12:52,931
‫،‏مطمئنم که قضایای مهمی بوده

298
00:12:52,933 --> 00:12:55,239
‫‏و ازت ممنونم که احساس کردی..

299
00:12:55,241 --> 00:12:59,386
‫‏که بالاخره زمان مناسبی شده تا
‫‏من در زندگیت باشم..

300
00:12:59,388 --> 00:13:01,459
‫‏اما به این معنا نیست که برای منم
‫‏زمان مناسبیه

301
00:13:01,461 --> 00:13:02,462
‫‏آیریس..

302
00:13:02,464 --> 00:13:04,234
‫‏نه، پدر، مشکلی نیست

303
00:13:04,236 --> 00:13:06,040
‫،‏خیلی در موردش فکر کردم

304
00:13:06,042 --> 00:13:09,485
‫‏و عادلانه نبود که تو آدم بده باشی

305
00:13:09,487 --> 00:13:12,595
‫‏پس می‌خوام این حرفم رو گوش کنی

306
00:13:12,597 --> 00:13:15,069
‫‏من ازت متنفر نیستم، فرانسین

307
00:13:15,071 --> 00:13:17,846
‫‏آرزو می‌کنم خوشبخت باشی.

308
00:13:17,848 --> 00:13:22,059
‫‏اما ما بیشتر از ۲۰ سال جدا از هم زندگی کردیم..

309
00:13:22,061 --> 00:13:24,901
‫‏بیا همینطوری ادامه بدیمش..

310
00:13:33,420 --> 00:13:34,298
‫‏همیشه فکر می‌کردم که سرنوشت..

311
00:13:34,300 --> 00:13:36,372
‫‏بزرگتری انتظارم رو میکشه

312
00:13:36,374 --> 00:13:37,910
‫‏و همچنین آدمای بزرگتری..

313
00:13:37,912 --> 00:13:39,180
‫‏خب، وقتی تمام حرفا زده شد و ترکیب انجام شد..

314
00:13:39,182 --> 00:13:40,887
‫‏پرواز کردن کوچکترین تواناییه..

315
00:13:40,889 --> 00:13:42,792
‫‏که در مهارت‌های جدیدت خواهی داشت

316
00:13:42,794 --> 00:13:47,173
‫‏بشریت بالاخره به عهد دوران اتمی دست پیدا می‌کنه

317
00:13:47,175 --> 00:13:49,447
‫‏کیتلین، چه خبر شده؟

318
00:13:49,449 --> 00:13:53,092
‫‏سلام، خوشحالم که برگشتی
‫‏ایشون دکتر هنری هیویت هستن

319
00:13:53,094 --> 00:13:55,199
‫‏ایشون بری الن و پروفسور مارتین استاین هستن

320
00:13:55,201 --> 00:13:56,273
‫‏حال و احوالت چطوره؟

321
00:13:56,275 --> 00:13:58,184
‫‏مارتین استاین افسانه‌ای

322
00:13:58,186 --> 00:14:00,027
‫‏من تمام مقاله‌هاتون رو توی دانشگاه هادسون خونده‌ام

323
00:14:00,029 --> 00:14:03,849
‫،‏به خصوص در مورد تغییر شکل
‫‏دیوونه کننده‌ست

324
00:14:03,852 --> 00:14:05,728
‫‏- شما یه افسانه‌اید
‫‏- اوه، لطف داری

325
00:14:05,730 --> 00:14:07,839
‫‏به نظر میاد یه کم داری چوب کاریمون میکنی

326
00:14:07,841 --> 00:14:09,414
‫‏- ممنون از شور و ذوقت
‫‏- اون فوق العاده نیست؟

327
00:14:09,416 --> 00:14:11,025
‫‏مثل تگزاسی‌ها مغروره..

328
00:14:11,027 --> 00:14:13,539
‫‏اما، آره، خوب چیزیه

329
00:14:13,541 --> 00:14:15,751
‫‏خب، جفرسون جکسون کجاست؟

330
00:14:15,753 --> 00:14:17,495
‫‏فقط یه مقدار زمان می‌خوایم..

331
00:14:17,497 --> 00:14:18,769
‫‏ما زمان بیشتری نداریم

332
00:14:18,771 --> 00:14:20,277
‫‏نتونستم منبع نیروی جایگزینی پیدا کنم..

333
00:14:20,279 --> 00:14:21,987
‫‏تا عصا رو تغذیه کنه و
‫‏انرژیمون داره تموم میشه

334
00:14:21,989 --> 00:14:23,832
‫‏خیلی خب، پس بیاید ترکیب رو انجام بدیم
‫‏هیویت مشکلی نداره

335
00:14:23,834 --> 00:14:24,872
‫‏منظورت چیه؟
‫تو بهش اطلاعات ماتریس فایراستورم

336
00:14:24,874 --> 00:14:26,447
‫‏رو کمال و تمام گفتی؟

337
00:14:26,449 --> 00:14:28,726
‫‏البته، تبدیل شدن به فایراستورم یه تغییر فوق‌العاده
‫‏بزرگ تو زندگیه

338
00:14:28,728 --> 00:14:30,436
‫‏باید بدونه که قراره به چی تبدیل بشه

339
00:14:30,438 --> 00:14:33,688
‫،‏اگه اشتباه نکنم، در برداری که واریانس وتر باشه

340
00:14:33,690 --> 00:14:36,203
‫‏- پروتون و نوترون از هسته عبور می‌کنن
‫‏- درسته

341
00:14:36,205 --> 00:14:38,080
‫‏اونجا رو نگاه، چه باحال

342
00:14:38,082 --> 00:14:40,260
‫‏اگه عملی بشه قراره دو تا پروفسور استاین داشته باشیم

343
00:14:40,262 --> 00:14:41,232
‫‏عملی میشه

344
00:14:41,234 --> 00:14:43,076
‫‏آره

345
00:14:43,078 --> 00:14:44,719
‫‏خیلی خب

346
00:14:44,721 --> 00:14:46,866
‫‏وقتی این وسیله رو میذارم روی سینه‌ت

347
00:14:46,868 --> 00:14:48,641
‫‏احساس تحرک شدید میکنی

348
00:14:48,643 --> 00:14:50,452
‫‏این به خاطر ماده‌ی مولکولیه که در بدنت آزاد میشه

349
00:14:50,454 --> 00:14:52,162
‫‏بعدش میتونید با پروفسور استاین..

350
00:14:52,164 --> 00:14:54,140
‫‏تماس فیزیکی داشته باشید و..

351
00:14:54,142 --> 00:14:56,654
‫‏ماتریس فایراستورم تشکیل میشه

352
00:14:56,656 --> 00:14:57,660
‫‏کافیه

353
00:14:57,662 --> 00:14:59,136
‫‏آماده‌اید؟

354
00:14:59,138 --> 00:15:01,516
‫‏تا حالا انقدر آماده نبودم
‫‏ممنون، عزیزم

355
00:15:01,518 --> 00:15:03,092
‫‏خیلی خب

356
00:15:20,294 --> 00:15:21,967
‫‏دوباره امتحان کن

357
00:15:35,915 --> 00:15:38,731
‫‏امکان نداره

358
00:15:38,733 --> 00:15:42,655
‫‏یه اتفاقی باید بیفته، مگه نه؟

359
00:15:42,657 --> 00:15:43,726
‫‏چرا کار نمی‌کنه؟

360
00:15:43,728 --> 00:15:44,933
‫‏نمی‌دونم

361
00:15:45,873 --> 00:15:46,978
‫‏خب..

362
00:15:46,980 --> 00:15:50,365
‫‏به نظر میاد شما دو نفر سازگار نیستید

363
00:15:50,367 --> 00:15:52,745
‫‏فقط...

364
00:15:52,747 --> 00:15:55,193
‫‏پس تمام اینا بی نتیجه بود؟

365
00:15:55,195 --> 00:15:58,914
‫‏باور کن، هیچکس اندازه‌ی من ناامید نیست

366
00:15:58,916 --> 00:16:01,328
‫‏انقدر مطمئن نباشید

367
00:16:01,330 --> 00:16:04,076
‫‏دفعه‌ی بعد سعی کنید
‫قبل از اینکه کسی رو امیدوار کنید

368
00:16:04,078 --> 00:16:07,296
‫‏حساب کتاب‌هاتون رو کرده باشید

369
00:16:30,096 --> 00:16:32,139
‫‏برنامه‌ی معرفی رو به سه شنبه موکول کن

370
00:16:32,141 --> 00:16:33,581
‫‏یادم بنداز فردا با ریچارد تماس بگیرم..

371
00:16:33,583 --> 00:16:35,223
‫‏و در مورد جلسه‌ی سهامداران صحبت کنم
‫و ببینم برای..

372
00:16:35,225 --> 00:16:36,934
‫‏جایگزینی دکتر اسنو چیکار کنیم

373
00:16:39,652 --> 00:16:42,701
‫‏علوم کاربردی

374
00:16:52,560 --> 00:16:53,865
‫‏وایسا!

375
00:16:53,867 --> 00:16:55,139
‫‏تکون نخور

376
00:16:58,192 --> 00:17:00,369
‫‏هریسون؟

377
00:17:04,225 --> 00:17:06,478
‫‏کارآگاه وست، ممنونم که اومدین

378
00:17:06,479 --> 00:17:07,864
‫‏دکتر مک‌گی، ایشون همکار جدید من..

379
00:17:07,866 --> 00:17:08,970
‫‏کارآگاه اسپیوت هستن

380
00:17:08,972 --> 00:17:10,445
‫‏از دیدنتون خوشبختم

381
00:17:10,447 --> 00:17:12,558
‫‏از درگذشت کارآگاه ثاون خیلی ناراحت شدم

382
00:17:12,560 --> 00:17:14,771
‫‏لطفا همدردی من رو به دخترتون اعلام کنید

383
00:17:14,773 --> 00:17:16,446
‫‏ممنون، پشت تلفن...

384
00:17:16,448 --> 00:17:19,094
‫‏بهم گفتید که موضوع خیلی حساسیه

385
00:17:19,096 --> 00:17:20,972
‫‏همینطوره، به خاطر همین مستقیم باهاتون تماس گرفتم

386
00:17:20,974 --> 00:17:24,224
‫‏چون در گذشته همیشه توجه لازم رو در پرونده‌های مربوط به ما داشته‌اید

387
00:17:24,226 --> 00:17:26,371
‫‏البته، می‌تونید بگید چی دزدیده شده؟

388
00:17:26,373 --> 00:17:29,187
‫،‏چیزی که دزدیده شده زیاد مهم نیست
‫‏کسی که اونو دزدیده خیلی مهمه

389
00:17:29,189 --> 00:17:32,170
‫،‏کسی که دیشب وارد ملک خصوصی من شد

390
00:17:32,172 --> 00:17:33,914
‫‏هریسون ولز بود

391
00:17:35,526 --> 00:17:37,334
‫‏هریسون ولز مُرده

392
00:17:37,336 --> 00:17:39,311
‫‏به نظر من قضیه‌ی مرگش یه مقدار..

393
00:17:39,314 --> 00:17:41,559
‫‏ناموفق بوده

394
00:17:41,561 --> 00:17:43,905
‫‏هیچ امکانی وجود داره که هنوز زنده باشه؟

395
00:17:43,907 --> 00:17:45,313
‫‏محاله

396
00:17:45,315 --> 00:17:47,090
‫‏من این آدم رو بیشتر از بیست ساله که می‌شناسم

397
00:17:47,092 --> 00:17:49,203
‫‏خوب می‌دونم چی دیدم

398
00:17:49,205 --> 00:17:52,321
‫‏تنها چیزی که واقعا متفاوت بود..

399
00:17:52,323 --> 00:17:55,472
‫‏دوباره راه رفتنش بود

400
00:17:55,474 --> 00:17:58,691
‫‏همینطور که گفتم، من به توجه و پیگیری شما اعتماد دارم

401
00:17:58,693 --> 00:18:00,635
‫‏شما به تمام ملک من دسترسی کامل دارید

402
00:18:00,637 --> 00:18:03,853
‫‏بازم ممنون، کارآگاه

403
00:18:05,498 --> 00:18:10,458
‫‏اول یه مرد کوسه‌ای، حالا هم
‫‏یه مرده‌ی قدم زنان

404
00:18:10,460 --> 00:18:12,638
‫،‏باید به بری زنگ بزنیم
‫‏بگیم بیاد اینجا

405
00:18:12,640 --> 00:18:15,957
‫‏بری نباید چیزی در مورد این قضایا بشنوه

406
00:18:15,959 --> 00:18:17,595
‫‏چرا؟

407
00:18:17,597 --> 00:18:19,301
‫‏چون به اندازه‌ی کافی مشکل داره

408
00:18:19,303 --> 00:18:20,706
‫‏یکی از دوستانش مریضه و به کمکش نیاز داره

409
00:18:20,708 --> 00:18:23,650
‫‏از طرفی هم هریسون ولز قاتل مادرشه

410
00:18:23,652 --> 00:18:25,622
‫‏به محض اینکه بشنوه..

411
00:18:25,624 --> 00:18:26,692
‫‏اون حالش خوبه؟

412
00:18:26,694 --> 00:18:28,365
‫‏خوبه اما...

413
00:18:28,367 --> 00:18:30,941
‫‏به اون یا هیچکس دیگه‌ای چیزی نگو، باشه؟

414
00:18:30,943 --> 00:18:32,676
‫‏خیلی خب

415
00:18:32,678 --> 00:18:36,047
‫‏آره، فقط من زیاد دروغگوی ماهری نیستم

416
00:18:36,049 --> 00:18:39,082
‫‏خب، بهتره بشی، خیلی سریع

417
00:18:39,084 --> 00:18:42,252
‫‏آره، همینطوره

418
00:18:42,567 --> 00:18:45,378
‫‏اداره‌ی پلیس سنترال سیتی

419
00:18:50,463 --> 00:18:52,130
‫‏اسپیوت، تو برو من میام

420
00:18:52,132 --> 00:18:54,065
‫‏حتماً

421
00:18:54,067 --> 00:18:56,467
‫‏این آخرین باریه که اینجا آفتابی میشی

422
00:18:56,469 --> 00:18:57,601
‫‏می‌فهمی؟

423
00:18:57,603 --> 00:18:58,838
‫‏باید دوباره باهات حرف میزدم

424
00:18:58,840 --> 00:19:01,506
‫‏باید از این شفاف‌تر باهات صحبت می‌کردیم؟

425
00:19:01,508 --> 00:19:03,508
‫‏من و آیریس دیگه نمی‌خوایم تو زندگیمون باشی

426
00:19:03,510 --> 00:19:05,509
‫‏برو، خواهش می‌کنم

427
00:19:05,511 --> 00:19:08,280
‫‏برو خونه‌ت، زندگیت رو بکن

428
00:19:08,282 --> 00:19:10,549
‫‏جو، یه مسئله‌ی دیگه‌ای هست

429
00:19:10,551 --> 00:19:12,617
‫‏بار اول که دیدمت خواستم بهت بگم اما..

430
00:19:12,619 --> 00:19:15,755
‫‏چیه؟

431
00:19:17,326 --> 00:19:21,728
‫‏چند ماه پیش، بدنم رفته رفته ضعیف تر شد

432
00:19:21,730 --> 00:19:22,996
‫‏دکترها آزمایشات زیادی انجام دادند

433
00:19:22,998 --> 00:19:25,431
‫اما نمیتونستن بفهمن که دقیقاً چه مشکلی دارم

434
00:19:25,433 --> 00:19:28,268
‫اما در آخر فهمیدن

435
00:19:28,270 --> 00:19:31,671
‫گفتن مشکل به چیزی بنام مک‌گرگورست

436
00:19:31,673 --> 00:19:37,177
‫فرض‌شون این بود که یه چیز رایج بین
‫کسانی هست که قبلاً اعتیاد داشتن

437
00:19:37,179 --> 00:19:42,216
‫بهم گفتن اگر خوش‌شانس باشم فقط تا آخر سال رو زنده‌ام

438
00:19:42,218 --> 00:19:44,918
‫به... به همین خاطر برگشتی اینجا؟

439
00:19:44,921 --> 00:19:48,356
‫من فقط میخواستم دخترم منو بشناسه...

440
00:19:48,358 --> 00:19:50,324
‫این من رو

441
00:19:58,868 --> 00:20:01,203
‫واقعاً خوشحالم که تصمیم گرفتی برگردی

442
00:20:01,205 --> 00:20:03,872
‫فکر میکردم آزمایشگاه استار رو بسته‌ان

443
00:20:03,874 --> 00:20:05,240
‫الان دیگه دست مدیریت جدیدـه

444
00:20:06,410 --> 00:20:08,912
‫اون دیگه چجور تردمیلیـه؟

445
00:20:08,914 --> 00:20:10,146
‫از نوع کیهانیش

446
00:20:11,076 --> 00:20:13,248
‫ایول

447
00:20:13,250 --> 00:20:15,117
‫خب پس، بیاین شروع کنیم

448
00:20:15,119 --> 00:20:17,220
‫از این تکنولوژی پیشرفته‌هایی دارین

449
00:20:17,222 --> 00:20:18,821
‫که زانوم رو درمان کنه؟

450
00:20:18,823 --> 00:20:21,690
‫حقیقتش، جکس، به خاطر درمان زانوت اینجا نیستی

451
00:20:21,692 --> 00:20:23,627
‫از چی حرف میزنین؟

452
00:20:23,629 --> 00:20:25,528
‫زمانی که شتاب‌دهنده‌ی ذره‌ای منفجر شد

453
00:20:25,530 --> 00:20:28,064
‫موج انرژی‌ای که ناشی از اون بهت برخورد

454
00:20:28,066 --> 00:20:29,865
‫بنام "ماده تاریک" شناخته میشه

455
00:20:29,867 --> 00:20:32,202
‫و فقط هم به زانوت صدمه نزد

456
00:20:32,204 --> 00:20:36,006
‫اون... باعث تغییراتی در ساختمان مولکولی بدنت شد

457
00:20:36,354 --> 00:20:37,740
‫صبر کن، گری

458
00:20:37,742 --> 00:20:39,476
‫پس دارین میگین منم یکی از اون فرا انسان‌هایی هستم

459
00:20:39,478 --> 00:20:41,045
‫که مدام تو اخبار در موردشون صحبت میکنن؟

460
00:20:41,047 --> 00:20:44,348
‫بله، دقیقاً. لطفاً بهم بگو پروفسور

461
00:20:44,350 --> 00:20:47,018
‫احتمال میدیم که مهارت‌های پنهانی داشته باشی

462
00:20:47,020 --> 00:20:48,320
‫چطور مهارت‌هایی؟

463
00:20:48,322 --> 00:20:50,955
‫مشابه پروفسور استاین

464
00:20:50,957 --> 00:20:54,692
‫مهارت اینکه بدنت بتونه تجزیه و ترکیب رو پردازش کنه

465
00:20:54,694 --> 00:20:56,727
‫و میتونی انرژی اضافه رو
‫تحت کنترل خودت در بیاری

466
00:20:56,729 --> 00:21:00,131
‫و تبدیلش کنی به این شعله‌های اتمی بزرگ

467
00:21:00,133 --> 00:21:03,402
‫و البته که پرواز هم میتونی بکنی

468
00:21:03,404 --> 00:21:05,170
‫یعنی دارین میگین این همه کارو میتونین انجام بدین؟

469
00:21:05,172 --> 00:21:07,172
‫فقط در صورت تقارب

470
00:21:07,174 --> 00:21:09,341
‫باکسی که به این کار تمایل داره

471
00:21:09,343 --> 00:21:12,211
‫تقارب؟ یعنی من و شما؟

472
00:21:12,213 --> 00:21:13,312
‫بله

473
00:21:17,267 --> 00:21:18,317
‫نه، این احمقانه‌ست

474
00:21:18,319 --> 00:21:20,319
‫نه، جکس، این فرصت تو

475
00:21:20,321 --> 00:21:21,920
‫برای اینه که بتونی از چیزی که
‫برات هزینه داشته بهره ببری

476
00:21:21,922 --> 00:21:23,956
‫آره، شرمنده، اما دنبال آدم اشتباهی اومدین

477
00:21:23,958 --> 00:21:25,459
‫هیچ تمایلی به انجام این کار ندارم

478
00:21:25,461 --> 00:21:26,593
‫یه لحظه صبر کن، ما داریم فرصت این رو بهت میدیم

479
00:21:26,595 --> 00:21:28,295
‫که بتونی یه ابرقهرمان باشی

480
00:21:28,297 --> 00:21:29,762
‫و اونوقت انقدر سریع جواب رد بهمون میدی؟

481
00:21:29,764 --> 00:21:31,297
‫آره، چون اصلاً دنبال این چیزها نیستم

482
00:21:31,299 --> 00:21:33,600
‫اگر شخص مقابل تمایلی به ترکیب نداشته باشه...

483
00:21:33,602 --> 00:21:36,003
‫ببین، من نمراتت رو دیدم، جکس

484
00:21:36,005 --> 00:21:37,670
‫خیلی راحت میتونستی وارد کالج بشی

485
00:21:37,672 --> 00:21:40,874
‫اما خودت نرفتی. چرا؟

486
00:21:40,876 --> 00:21:42,276
‫کلاً همچین آدمی هستی؟

487
00:21:42,278 --> 00:21:43,810
‫یه عقب نشینی و بعدش به کل میکشی کنار؟
‫خب، شاید

488
00:21:43,812 --> 00:21:45,512
‫اصلاً اون آدمی نیستی که ما دنبالشیم

489
00:21:45,514 --> 00:21:46,480
‫خب، شاید همین‌طوره

490
00:21:46,482 --> 00:21:48,581
‫جک...

491
00:21:48,583 --> 00:21:51,685
‫احتمالاً قسمت نبوده که کسی رو پیدا کنیم

492
00:21:56,226 --> 00:21:58,059
‫کیت، بیخیال، یعنی میگم

493
00:21:58,061 --> 00:21:59,827
‫ممکنه جکس آخرین شانس‌ ما

494
00:21:59,829 --> 00:22:01,429
‫برای نجات پروفسور استاین باشه

495
00:22:01,431 --> 00:22:04,666
‫اون به ابرقهرمان بودن جواب رد داد.
‫کی همچین کاری میکنه؟

496
00:22:04,668 --> 00:22:06,535
‫اگر یادت باشه خودت هم زمانی که فرصتش
‫رو داشتی با این کار مخالفت نکردی

497
00:22:06,537 --> 00:22:07,836
‫سیسکو، تو بودی جواب رد میدادی؟

498
00:22:07,838 --> 00:22:10,405
‫شانس اینکه صاحب قدرتهای ماورایی باشم؟
‫اسم منم بنویسین

499
00:22:10,407 --> 00:22:13,342
‫نگاه کنین، ما داریم از جکس میخوایم
‫که راه زندگیش رو عوض کنه

500
00:22:13,344 --> 00:22:15,310
‫تا چیزهایی که واقعاً الان داره رو قربانی کنه

501
00:22:15,312 --> 00:22:18,347
‫یعنی میگم تصمیمی نیست که به آسونی گرفته بشه

502
00:22:18,349 --> 00:22:20,283
‫برای منم خیلی طول کشید

503
00:22:20,285 --> 00:22:22,252
‫تا کل معنی این قهرمان بودن رو متوجه بشم

504
00:22:22,254 --> 00:22:25,787
‫دقیقاً، به همین خاطر به کسی
‫نیاز داریم که دلش به این کار باشه

505
00:22:27,191 --> 00:22:28,591
‫کجا داری میری؟

506
00:22:28,593 --> 00:22:32,462
‫تا هیویت رو برگردونم.
‫باید دوباره تلاش‌مون رو بکنیم

507
00:22:38,903 --> 00:22:40,203
‫دی.ان.ای انسانی؟

508
00:22:40,205 --> 00:22:42,705
‫آره، مطمئناً یه کوسه‌ی به شکل انسان نیست

509
00:22:42,707 --> 00:22:44,174
‫حداقل نه یه کوسه‌ای که روی خشکی زندگی کنه، خانم

510
00:22:44,176 --> 00:22:45,775
‫خب، ممنون که برام آزمایشش کردی

511
00:22:45,777 --> 00:22:48,211
‫قابلی نداشت. حالا میخوای چه کار کنی؟

512
00:22:48,213 --> 00:22:50,345
‫نمیدونم، احتمالاً بذارمش زیر پرونده‌هایی
‫"که "هیچ‌وقت امکان ندارن

513
00:22:50,347 --> 00:22:51,480
‫به هر حال یه پرونده‌ی دیگه هم دستم هست

514
00:22:51,482 --> 00:22:53,348
‫خب کمکی از دستم بر میاد؟

515
00:22:53,350 --> 00:22:56,552
‫نه، نه، نه، نه، کاراگاه گفته به هیچ‌وجه

516
00:22:56,554 --> 00:22:58,353
‫همه چیز مرتبه؟

517
00:22:58,355 --> 00:22:59,455
‫معلومه، چرا؟

518
00:22:59,457 --> 00:23:00,855
‫چی بگم والا

519
00:23:00,857 --> 00:23:01,890
‫یه خورده داری غیرعادی برخورد میکنی

520
00:23:01,892 --> 00:23:03,358
‫نه! نه

521
00:23:03,360 --> 00:23:07,828
‫من همون پتی اسپیوت هستم، میدونی؟

522
00:23:07,830 --> 00:23:10,864
‫خب... راستش، باید برم، اما بازم ممنون

523
00:23:10,866 --> 00:23:13,334
‫که برام آزمایشش کردی، بعداً میبینمت

524
00:23:13,336 --> 00:23:15,603
‫باشه، من...

525
00:23:23,945 --> 00:23:26,746
‫بَه، جو

526
00:23:26,748 --> 00:23:28,848
‫سلام

527
00:23:28,850 --> 00:23:31,750
‫حالت خوبه؟ همه چیز مرتبه؟

528
00:23:31,752 --> 00:23:34,220
‫آره. نه، من...

529
00:23:34,222 --> 00:23:35,454
‫فقط روز بدی داشتم

530
00:23:35,456 --> 00:23:37,055
‫جداً؟

531
00:23:38,692 --> 00:23:42,060
‫مادر آیریس

532
00:23:42,062 --> 00:23:44,795
‫بهم گفت که داره میمیره

533
00:23:44,797 --> 00:23:47,398
‫آره، منم فرانسین رو میشناسم

534
00:23:47,400 --> 00:23:49,967
‫در این مورد داره راستش رو میگه

535
00:23:49,969 --> 00:23:52,103
‫که اینطور

536
00:23:52,105 --> 00:23:53,871
‫آیریس خبر داره؟

537
00:23:53,873 --> 00:23:55,740
‫هنوز نه

538
00:23:57,576 --> 00:23:59,875
‫چیزی... چیزی لازم داشتی؟

539
00:24:00,643 --> 00:24:03,446
‫نه، نه. فقط...

540
00:24:03,448 --> 00:24:06,649
‫پتی گفت مثل اینکه نمیخوای روی پرونده‌ای که دستتونه

541
00:24:06,651 --> 00:24:07,916
‫کمک‌تون کنم

542
00:24:07,918 --> 00:24:09,418
‫نه

543
00:24:09,420 --> 00:24:10,952
‫فقط داشتم یه سرنخ رو دنبال میکردم

544
00:24:10,954 --> 00:24:12,621
‫در جریانت میذارم

545
00:24:12,623 --> 00:24:14,722
‫بسیارخب، عالیه

546
00:24:14,724 --> 00:24:17,259
‫حالا انصافاً بین تو و همکار من چه خبراییـه؟

547
00:24:17,261 --> 00:24:18,993
‫دست بردار...

548
00:24:18,995 --> 00:24:22,497
‫بر، مدام چشمت به اونه

549
00:24:22,499 --> 00:24:24,165
‫نمیدونم میخوای چی بگم

550
00:24:24,167 --> 00:24:25,732
‫یعنی میگم، دختر خیلی خوبیه، خودت میدونی دیگه

551
00:24:25,734 --> 00:24:28,302
‫هم متین و هم بامزه‌ست

552
00:24:28,304 --> 00:24:30,437
‫و خیلی چیزهامون شبیه هم هست، اما همم...

553
00:24:30,439 --> 00:24:32,239
‫"اما، همم"

554
00:24:34,243 --> 00:24:37,009
‫نمیدونم. فکر کنم اون برام آیریس نمیشه

555
00:24:37,011 --> 00:24:39,945
‫صحیح

556
00:24:39,947 --> 00:24:42,915
‫تو از ده سالگی آیریس رو میشناسی

557
00:24:42,917 --> 00:24:46,653
‫کل این مدت هم عاشقش بودی

558
00:24:46,655 --> 00:24:52,424
‫البته الان با هم دوستین، اما اون عشق اولت بوده

559
00:24:52,426 --> 00:24:57,462
‫هیچ‌وقت نمیتونی همچون حسی
‫رو نسبت به کس دیگه داشته باشی

560
00:24:57,464 --> 00:25:02,668
‫و نمیتونی اجازه بدی همچین چیزی جلوی
‫راهت رو برای شروع یه چیز جدید بگیره

561
00:25:03,670 --> 00:25:05,803
‫آره

562
00:25:07,707 --> 00:25:09,840
‫و در خبرهای خوشحال‌کننده تر، به
‫خاطر دارین که در روز تجلیل از فلش

563
00:25:09,842 --> 00:25:11,576
‫مراسمی که در مرکز شهر برگزار شد

564
00:25:11,578 --> 00:25:13,744
‫تا از تنها ابرقهرمان سنترال سیتی قدردانی بشه؟

565
00:25:13,746 --> 00:25:15,279
‫خب، هفته‌ها...

566
00:25:15,281 --> 00:25:18,715
‫هیویت، جواب آزمایش اون نوکلئوزوم‌ها رو آماده کردی؟

567
00:25:18,717 --> 00:25:19,841
‫فردا

568
00:25:19,843 --> 00:25:21,961
‫بهت گفتم که امشب میخوام‌شون

569
00:25:21,963 --> 00:25:24,779
‫منم دارم بهت میگم فردا بهت میدم‌شون

570
00:25:24,781 --> 00:25:26,303
‫میدونی، میدونم فکر میکنی

571
00:25:26,305 --> 00:25:28,358
‫که تو باهوش‌ترین فرد در اینجا هستی، هیویت

572
00:25:28,360 --> 00:25:30,246
‫اما دیگه از اینکه کارهات رو انجام نمیدی

573
00:25:30,248 --> 00:25:31,836
‫از اینکه خیلی نمیای اینجا، خسته شدم

574
00:25:31,838 --> 00:25:34,685
‫اگر بازهم به این کارهات ادامه بدی، دیگه نیازی نیست بیای اینجا

575
00:25:34,687 --> 00:25:36,043
‫چیه، میخوای آزمایش رو بدی

576
00:25:36,045 --> 00:25:37,701
‫دست یکی دیگه از آزمایشگاه‌کننده‌های دله‌ات؟

577
00:25:37,703 --> 00:25:39,788
‫میخوای به هیئت مدیره گزارشم کنی؟

578
00:25:39,790 --> 00:25:41,446
‫یا شاید هم داری فکر میکنی که اخراجم کنی؟

579
00:25:41,448 --> 00:25:42,969
‫میخوام ببینم مثلاً میتونی چه کار کنی!

580
00:25:42,971 --> 00:25:45,487
‫حالا هم گورت رو از اینجا کم کن!

581
00:25:55,933 --> 00:25:57,189
‫چیزی که با عنوان

582
00:25:57,191 --> 00:25:58,713
‫سوءعمل انرژی خود به خودی" توصیف شده"

583
00:25:58,715 --> 00:26:01,787
‫دیشب در ساختمان فن‌آوری آیک‌مایر رخ داد

584
00:26:01,788 --> 00:26:04,902
‫از این رو دانشمندی به نام هنری هیویت
‫برای بازجویی تحت تعقیب است

585
00:26:04,904 --> 00:26:06,659
‫باید زمانی که اقدام به ترکیب کردیم

586
00:26:06,660 --> 00:26:08,248
‫مهارتهای نهان هیویت فعال شده باشه

587
00:26:08,250 --> 00:26:10,335
‫ممکنه کلی دردسر برامون داشته باشه

588
00:26:10,337 --> 00:26:11,726
‫اگر قدرتهاش مشابه من باشه

589
00:26:11,728 --> 00:26:14,212
‫به یه طرزکار اساسی نیاز داره تا

590
00:26:14,214 --> 00:26:16,996
‫بتونه مهارت تبخیر کردنش رو تحت کنترل نگه داره. وگرنه

591
00:26:16,998 --> 00:26:18,851
‫آره، وگرنه کار دست خودش و همه میده

592
00:26:18,853 --> 00:26:20,276
‫و طبق سوابق پلیسیش

593
00:26:20,278 --> 00:26:21,502
‫کلی سابقه‌ی خشونت داره

594
00:26:21,504 --> 00:26:22,728
‫سوابق پلیسی؟

595
00:26:22,730 --> 00:26:23,887
‫من که سابقه‌ی پلیسی ازش پیدا نکردم

596
00:26:23,889 --> 00:26:25,080
‫بله، معلومه، چون محرمانه بوده

597
00:26:25,082 --> 00:26:27,730
‫اما خب حدس بزنین چی، دوست خوب‌تون
‫پایگاه داده‌ی پلیس رو هک کرد...

598
00:26:27,732 --> 00:26:29,619
‫یه چند لحظه، صبر کنین

599
00:26:29,621 --> 00:26:32,138
‫یکبار ضرب و جرح، دو بار درگیری شدید

600
00:26:32,140 --> 00:26:33,894
‫و دادگاه هم براش رای برنامه‌ی کنترل خشم صادر کرده

601
00:26:33,896 --> 00:26:35,186
‫اما به قیافه که آدم خوبی میزد

602
00:26:35,188 --> 00:26:37,173
‫اون حتی ترانه‌‌ی مربوط به دانشگاه هادسون رو هم میشناخت

603
00:26:39,002 --> 00:26:41,017
‫حالتون خوبه؟

604
00:26:41,019 --> 00:26:43,370
‫به ظاهر فقط پایداری آقای هیویت

605
00:26:43,372 --> 00:26:45,955
‫تنها چیزی نیست که باید بهش فکر کنیم

606
00:26:45,957 --> 00:26:47,511
‫فکر کنم بهتر باشه دراز بکشم

607
00:26:47,513 --> 00:26:48,704
‫آره، منم باهات میام

608
00:26:48,706 --> 00:26:50,440
‫تشکر

609
00:26:51,544 --> 00:26:54,179
‫پروفسور استاین داره بدتر و بدتر میشه

610
00:26:54,181 --> 00:26:56,750
‫و هیویت هم به خاطر من اینطور شد

611
00:26:56,752 --> 00:26:59,020
‫و حالا هم جفرسون جکسون هم به خاطر حرفی که من زدم

612
00:26:59,022 --> 00:27:01,891
‫دیگه برنمیگرده اینجا

613
00:27:01,893 --> 00:27:06,431
‫فقط باور نداشتم که چیزی که لازمه رو تو خودش داره

614
00:27:06,433 --> 00:27:10,637
‫به این خاطر نیست که تو بهش باور نداشتی

615
00:27:13,143 --> 00:27:16,080
‫بعضی اوقات، احتمالات بزرگ دقیقاً جلوی چشم‌مون هستن

616
00:27:16,082 --> 00:27:19,484
‫اما نمیتونیم ببینیم‌شون، چون خودمون اینطور خواستیم

617
00:27:19,486 --> 00:27:25,293
‫فکر میکنم باید به کشف چیزهای جدید فکر کنیم

618
00:27:33,440 --> 00:27:37,044
‫داره میمیره؟

619
00:27:37,046 --> 00:27:39,280
‫فقط چند ماه فرصت داره

620
00:27:39,282 --> 00:27:41,583
‫فکر نمیکنم بتونم ببینمش، بابا

621
00:27:41,585 --> 00:27:43,252
‫خب اشکالی نداره

622
00:27:43,254 --> 00:27:46,957
‫اما من و تو باید در این مورد کاملاً
‫با هم رو راست باشیم، آیریس

623
00:27:46,959 --> 00:27:49,362
‫اگر میخوای با فرانسین رابطه داشته باشی

624
00:27:49,364 --> 00:27:51,732
‫از نظر من اشکالی نداره.
‫نیازی نیست به من فکر کنی

625
00:27:51,734 --> 00:27:53,535
‫من یه آدم بالغم و با این احساسات

626
00:27:53,537 --> 00:27:56,705
‫خیلی وقته که دیگه کاری ندارم

627
00:27:58,044 --> 00:28:00,545
‫پس یعنی... حرفش رو باور میکنی؟

628
00:28:00,547 --> 00:28:02,314
‫اون کارهای اشتباهی تو زندگیش انجام داده

629
00:28:02,316 --> 00:28:05,420
‫اما در این یه مورد دیگه دروغ نمیگه

630
00:28:05,422 --> 00:28:07,322
‫بابا، اون یک دفعه سر و کله‌اش پیدا میشه

631
00:28:07,324 --> 00:28:11,094
‫و درست زمانی که بهش گفتم
‫سمت ما نیاد میگه داره میمیره

632
00:28:11,096 --> 00:28:14,632
‫ببین، اون به سنترال سیتی نیومده که منو ببینه

633
00:28:14,634 --> 00:28:16,402
‫به خاطر تو اومده اینجا

634
00:28:16,404 --> 00:28:18,004
‫فقط میخواستم در جریان کل قضیه باشی

635
00:28:18,006 --> 00:28:19,740
‫تا بتونی بهترین تصمیم رو برای خودت بگیری

636
00:28:19,742 --> 00:28:23,179
‫چون اون هر چی که باشه مادرتـه

637
00:28:23,181 --> 00:28:27,453
‫به هر حال، فقط بدون هر تصمیمی که بگیری من پشتتم

638
00:28:29,291 --> 00:28:32,434
‫میدونم

639
00:28:39,667 --> 00:28:41,373
‫بذار حدس بزنم

640
00:28:41,375 --> 00:28:43,013
‫ماشینت مشکلی نداره

641
00:28:43,015 --> 00:28:47,063
‫اومدم ازت معذرت خواهی کنم. بابت حرفهای که زدم معذرت میخوام

642
00:28:47,065 --> 00:28:49,373
‫موردی نیست. معذرت خواهیت مورد قبول واقع شد!

643
00:28:49,375 --> 00:28:50,945
‫ببین، ما واقعاً به کمکت نیاز داریم

644
00:28:50,947 --> 00:28:52,386
‫تا پروفسور استاین رو نجات بدیم

645
00:28:53,056 --> 00:28:53,925
‫همین پیرمرد بیچاره؟

646
00:28:53,927 --> 00:28:55,633
‫آره

647
00:28:56,287 --> 00:28:59,917
‫همسرم، رانی

648
00:28:59,919 --> 00:29:02,562
‫اون قبلاً نیمه‌ی دیگر پروفسور استاین بود

649
00:29:02,564 --> 00:29:05,106
‫حقیقتش اون کمک کرد تا شتاب‌دهنده‌ی ذره‌ای رو بسازیم

650
00:29:05,108 --> 00:29:11,232
‫و زمانی که منفجر شد، اون هم تحت تاثیر قرار گرفت

651
00:29:11,234 --> 00:29:14,009
‫اینطور بود که بطور غیرمنتظره فرصت این رو پیدا کرد

652
00:29:14,011 --> 00:29:19,801
‫تا به همه نشون بده که چه کاری از دستش بر میاد

653
00:29:19,803 --> 00:29:21,943
‫و در راه نجات این شهر جون داد

654
00:29:21,945 --> 00:29:25,391
‫صبرکن، همونی بود که به سمت سیاه‌چاله پرواز کرد؟

655
00:29:25,393 --> 00:29:27,032
‫خودش بود؟

656
00:29:27,034 --> 00:29:28,403
‫اون یه قهرمان بود

657
00:29:28,405 --> 00:29:30,480
‫تو هم میتونی یه قهرمان باشی

658
00:29:30,482 --> 00:29:32,253
‫من هیچ‌وقت نمیخواستم یه قهرمان باشم

659
00:29:32,255 --> 00:29:33,894
‫من فقط میخواستم برم کالج

660
00:29:33,896 --> 00:29:35,601
‫اما نمیتونستیم از پس مخارجش بر بیایم

661
00:29:35,603 --> 00:29:38,546
‫فوتبال هم تنها راه ورود من به کالج بود، تا
‫زمانی که اونم (به خاطر زانوم) ازم گرفتن

662
00:29:38,548 --> 00:29:41,091
‫میدونم. ببین، این رو میدونم

663
00:29:41,093 --> 00:29:43,199
‫که شتاب‌دهنده‌ی ذره‌ای یه چیز رو ازت گرفت

664
00:29:43,201 --> 00:29:46,312
‫اما در عوض یه چیز رو هم بهت داد

665
00:29:46,315 --> 00:29:49,493
‫چیزی حتی تماشایی‌تر

666
00:29:49,495 --> 00:29:53,074
‫فرصت اینکه جزئی از یه چیز بزرگ‌تر باشی

667
00:29:53,076 --> 00:29:56,019
‫تا عضوی از تیمی بشی که داره برای نجات مردم تلاش میکنه

668
00:29:56,021 --> 00:29:57,961
‫تا چیزی که تو از دست دادی رو از دست ندن

669
00:29:59,804 --> 00:30:02,547
‫من باور دارم که قسمت بوده که تو یه قهرمان بشی

670
00:30:07,761 --> 00:30:10,481
‫صبر کن

671
00:30:10,483 --> 00:30:12,389
‫من داشتم دنبالت میگشتم دکتر اسنو

672
00:30:12,391 --> 00:30:15,000
‫هی، ببین، رفیق، ما...

673
00:30:20,960 --> 00:30:23,301
‫شماها این بلا رو سرم آوردین!

674
00:30:23,303 --> 00:30:26,414
‫اما این چیزی نیست که قولش رو داده بودین، مگه نه؟

675
00:30:27,789 --> 00:30:29,460
‫مگه نه؟

676
00:30:32,944 --> 00:30:34,850
‫بدو!

677
00:30:40,040 --> 00:30:41,076
‫کجا میریم؟

678
00:30:41,078 --> 00:30:42,972
‫آزمایشگاه استار

679
00:30:57,610 --> 00:30:58,772
‫کیتلین

680
00:30:58,774 --> 00:31:01,099
‫- چی شده؟
‫- بیا اینجا

681
00:31:01,101 --> 00:31:02,663
‫اوه، خوبه که اومدی

682
00:31:02,665 --> 00:31:04,592
‫این یارو حدود نیم ساعت پیش از کار افتاد

683
00:31:04,593 --> 00:31:07,352
‫دمای بدنش حدود ۴۲ درجه‌ست و به سرعت داره میره بالا

684
00:31:07,354 --> 00:31:08,550
‫کم کم داره اکسایش سریع براش اتفاق میفته

685
00:31:08,552 --> 00:31:09,946
‫باید یه سردکننده پیدا کنیم

686
00:31:09,948 --> 00:31:12,807
‫فکر کنم دیگه خیلی برای این کار دیر شده باشه

687
00:31:12,809 --> 00:31:14,636
‫انجامش میدم

688
00:31:14,638 --> 00:31:16,433
‫باهاش ترکیب میشم

689
00:31:16,435 --> 00:31:17,629
‫بهم گفتین این فرصتی هست تا

690
00:31:17,631 --> 00:31:19,824
‫جزئی از یه چیز بزرگتر از خودم باشم

691
00:31:19,826 --> 00:31:22,584
‫تا به مردم کمک کنم.
‫منم همینو میخوام

692
00:31:22,586 --> 00:31:24,114
‫مطمئنی؟

693
00:31:24,116 --> 00:31:26,808
‫زمانی که ترکیب بشی، دیگه راه برگشتی نیست

694
00:31:27,808 --> 00:31:29,202
‫شما هم گفتین که میتونم پرواز کنم، درسته؟

695
00:31:29,204 --> 00:31:31,098
‫- دقیقاً
‫- خب پس

696
00:31:31,100 --> 00:31:32,628
‫باید چه کار کنم؟

697
00:31:32,630 --> 00:31:34,491
‫خیلی‌خب، خلاصه و مفید بهت میگم

698
00:31:34,493 --> 00:31:36,319
‫پروفسور استاین؟

699
00:31:36,321 --> 00:31:38,881
‫- پروفسور استاین؟
‫- کلاریسا، پنج دقیقه‌ بیشتر

700
00:31:38,883 --> 00:31:40,744
‫نه، پروفسور، باید بیدار شین

701
00:31:40,746 --> 00:31:41,775
‫جکس اینجاست

702
00:31:41,777 --> 00:31:42,739
‫- آره
‫- جکس

703
00:31:42,741 --> 00:31:44,035
‫- جکس اینجاست
‫- چی؟

704
00:31:44,037 --> 00:31:45,233
‫- من رو بگیرین
‫- جکس؟

705
00:31:45,235 --> 00:31:46,164
‫آره

706
00:31:48,860 --> 00:31:50,155
‫کل کارمون با اینه

707
00:32:00,001 --> 00:32:02,826
‫برگشتی، جفرسون، ممنون

708
00:32:02,828 --> 00:32:04,490
‫خب، مثل مربیم که همیشه میگه

709
00:32:04,492 --> 00:32:07,449
‫"تکروی نکن و با تیم پیش برو"

710
00:32:07,451 --> 00:32:08,813
‫خب، این چطور کار میکنه؟

711
00:32:08,815 --> 00:32:10,742
‫خیلی خب، فقط باید به پروفسور دست بزنی

712
00:32:10,744 --> 00:32:11,740
‫بعدش چی میشه؟

713
00:32:11,742 --> 00:32:13,036
‫به فایراستورم تبدیل میشی

714
00:32:13,038 --> 00:32:14,666
‫باشه

715
00:32:30,798 --> 00:32:32,958
‫جکس؟

716
00:32:35,123 --> 00:32:37,449
‫پروفسور استاین...

717
00:32:37,451 --> 00:32:38,811
‫من از کجا بدونم؟

718
00:32:38,813 --> 00:32:40,008
‫سلام، جفرسون

719
00:32:40,010 --> 00:32:41,240
‫حالا دیگه میدونی

720
00:32:41,242 --> 00:32:43,535
‫خب پس گری شده کمک خلبانِ ما؟

721
00:32:43,537 --> 00:32:46,694
‫کسی بهت در مورد اون مزایای‌ شغلی‌ چیزی نگفت؟

722
00:32:46,696 --> 00:32:49,322
‫خب کی قراره بریم یه دوری بزنیم؟

723
00:32:52,083 --> 00:32:53,512
‫الان چطوره؟

724
00:32:53,514 --> 00:32:55,140
‫به نظر هیویت داره

725
00:32:55,142 --> 00:32:56,870
‫تو ورزشگاه فوتبال دبیرستان سنترال سیتی خودش رو تغذیه میکنه

726
00:32:58,136 --> 00:33:00,396
‫صبرکن، همونجاست که من صدمه دیدم

727
00:33:17,626 --> 00:33:19,984
‫سیسکو، برق محوطه رو قطع کن

728
00:33:19,986 --> 00:33:21,349
‫که دیگه نتونه انرژی رو به خودش جذب کنه

729
00:33:21,351 --> 00:33:22,911
‫دارم ردیفش میکنم. چند لحظه

730
00:33:34,720 --> 00:33:37,844
‫هیویت! باید تمومش کنی!

731
00:33:37,846 --> 00:33:39,673
‫تو همچین آدمی نیستی!

732
00:33:42,270 --> 00:33:46,425
‫استاین؟ به جای من اون رو انتخاب کردی؟

733
00:33:46,427 --> 00:33:49,485
‫قرار بود من جای اون باشم!

734
00:33:49,487 --> 00:33:52,212
‫من سزاوار ماتریس فایراستورم هستم!

735
00:33:52,214 --> 00:33:54,098
‫همین الان تکون بخور!

736
00:33:54,100 --> 00:33:57,734
‫آروم باش، جفرسون، تمرکز کن

737
00:33:57,736 --> 00:34:01,404
‫از قدرت ورزشکاریت استفاده کن تا کنترلش رو بدست بیاری

738
00:34:05,543 --> 00:34:07,089
‫هی، حالت خوبه؟

739
00:34:07,091 --> 00:34:09,953
‫من خط حمله بازی میکردم. بار اولم نیست که ضربه میخورم

740
00:34:09,955 --> 00:34:12,006
‫بچه ها، قطع برق جواب نداد

741
00:34:12,008 --> 00:34:14,531
‫انگار هر چی عصبانی‌ترش میکنیم، قوی‌تر میشه

742
00:34:14,533 --> 00:34:16,249
‫خودشه، مثل یکی از اون...

743
00:34:16,251 --> 00:34:18,337
‫دستگاه‌های ترکیب کنترل شده میمونه

744
00:34:18,339 --> 00:34:19,380
‫توکامک؟

745
00:34:19,382 --> 00:34:20,659
‫آره، دقیقاً

746
00:34:20,661 --> 00:34:21,872
‫طوری که هرچه قوی‌تر میشن

747
00:34:21,874 --> 00:34:23,455
‫ناپایدارتر میشن

748
00:34:23,457 --> 00:34:26,384
‫بری، کاری کن عصبانی بشه، اونوقت اثرش از بین میره

749
00:34:26,386 --> 00:34:29,683
‫آماده‌ای یکم "اگر میتونی منو بگیر" بازی کنیم؟

750
00:34:29,685 --> 00:34:31,973
‫بریم تو کارش

751
00:34:31,975 --> 00:34:33,624
‫خیلی‌خب

752
00:34:40,865 --> 00:34:43,388
‫آهای، هیویت، اینجام!

753
00:34:44,972 --> 00:34:47,294
‫دکتر هیویت رو پیج میکنیم

754
00:34:51,404 --> 00:34:53,018
‫پسر، اصلاً بازیت خوب نیست

755
00:34:54,198 --> 00:34:55,745
‫آخی، میخوای بغلت کنم، دکتر؟

756
00:35:00,124 --> 00:35:02,817
‫یالا هیویت، سعی کنی درست بزنی!

757
00:35:02,819 --> 00:35:03,928
‫حالا

758
00:35:09,350 --> 00:35:10,797
‫همه‌اش همین، هیویت؟

759
00:35:10,799 --> 00:35:12,311
‫پسر، میگم تعجبی نیست که چرا
‫تو نتونستی فایراستورم بشی

760
00:35:12,313 --> 00:35:13,356
‫از روش مبارزه کردنت پیداست

761
00:35:29,958 --> 00:35:32,044
‫برای اولین بارت بد نبود

762
00:35:32,046 --> 00:35:34,433
‫خب، مربی خوبی داشتم تا کمکم کنه از پس‌اش بربیام

763
00:35:34,435 --> 00:35:35,680
‫درست نمیگم، گری؟

764
00:35:35,681 --> 00:35:39,686
‫باوجود احتیاط‌های اولیه‌ی من، تیم
‫خیلی خوبی رو با هم تشکیل میدیم

765
00:35:40,833 --> 00:35:43,862
‫به تیم خوش اومدی، فایراستورم

766
00:35:58,079 --> 00:36:00,130
‫سلام

767
00:36:01,884 --> 00:36:04,676
‫ممنون که اومدی

768
00:36:04,678 --> 00:36:08,413
‫اصلاً نمیدونی این کارت چقدر برام ارزش داره

769
00:36:08,415 --> 00:36:11,680
‫بابام بهم گفت که مریضی

770
00:36:11,682 --> 00:36:14,946
‫میدونی، مطمئن نبودم که میشه حرفت رو باور کرد

771
00:36:14,948 --> 00:36:18,515
‫به همین خاطر یکم تحقیق کردم

772
00:36:18,517 --> 00:36:20,065
‫کاشف به عمل اومد که حقیقت رو میگفتی

773
00:36:20,067 --> 00:36:24,037
‫من هیچ‌وقت در مورد مساله به این بزرگی بهتون دروغ نمیگم

774
00:36:24,039 --> 00:36:26,595
‫واقعاً؟

775
00:36:26,598 --> 00:36:28,280
‫چون حقیقتش داشتم فکر میکردم بعد از شنیدن اون خبرها

776
00:36:28,282 --> 00:36:33,263
‫یه فرصت دوباره بهت بدم

777
00:36:33,265 --> 00:36:38,044
‫اما هنوزم داری دروغ میگی، هنوزم
‫داری یه چیزهایی رو مخفی میکنی

778
00:36:39,932 --> 00:36:42,422
‫من یه گزارشگر تحقیقی هستم، فرانسین

779
00:36:42,424 --> 00:36:46,664
‫چیزهایی که بقیه میخوان مخفی کنن رو برملا میکنم

780
00:36:46,666 --> 00:36:48,583
‫مثل داشتن یه پسر

781
00:36:48,585 --> 00:36:50,099
‫آیریس...

782
00:36:50,101 --> 00:36:52,455
‫دقیقاً هشت ماه بعد از اینکه از سنترال سیتی رفتی بدنیا اومد

783
00:36:52,457 --> 00:36:53,635
‫اجازه بده توضیح بدم

784
00:36:53,637 --> 00:36:56,160
‫پدرش کیه، فرانسین؟

785
00:36:56,162 --> 00:36:59,696
‫پدر من؟

786
00:36:59,698 --> 00:37:03,029
‫یعنی من برادر دارم؟

787
00:37:03,031 --> 00:37:06,968
‫صبرکن، میدونی، اصلاً نمیخوام... اصلاً نمیخوام بدونم

788
00:37:06,970 --> 00:37:08,214
‫یعنی میگم نمیتونستم بگم

789
00:37:08,216 --> 00:37:09,562
‫که داری حقیقت رو میگی یا اینم

790
00:37:09,564 --> 00:37:11,413
‫یکی دیگه از دروغ‌هاته

791
00:37:13,940 --> 00:37:16,328
‫ازت میخوام که از اینجا بری

792
00:37:16,330 --> 00:37:19,898
‫هم من و هم پدرم رو به حال خودمون میذاری

793
00:37:19,900 --> 00:37:22,558
‫اگر بفهمه که پسری داشته که بدون اینکه بدونه

794
00:37:22,560 --> 00:37:25,992
‫بزرگ شده، از تو داغونش میکنه

795
00:37:25,994 --> 00:37:27,705
‫فقط...

796
00:37:28,331 --> 00:37:31,064
‫ما رو به حال خودمون بذار

797
00:37:31,066 --> 00:37:33,785
‫آیریس، من...

798
00:37:38,892 --> 00:37:40,559
‫خب آقای هیویت چطوره؟

799
00:37:40,561 --> 00:37:42,961
‫به نظر اون آخرین اصابت انرژِی اثرش رو از بین برد

800
00:37:42,963 --> 00:37:44,730
‫در واقع اثر توکامک‌مون خوابید

801
00:37:44,732 --> 00:37:46,031
‫آره، فقط میخوایم...

802
00:37:46,033 --> 00:37:47,567
‫توی خط لوله دور از خطر نگه‌اش داریم

803
00:37:47,569 --> 00:37:49,669
‫تا تصمیم بگیره در مورد این قضایا حرفی نزنه

804
00:37:49,671 --> 00:37:51,437
‫پس میخوای بری کلاریسا رو ببینی؟

805
00:37:51,439 --> 00:37:53,005
‫قراره سه روز دیگه همدیگه رو در پیتسبرگ ملاقات کنیم

806
00:37:53,007 --> 00:37:54,341
‫چرا پیتسبرگ؟

807
00:37:54,343 --> 00:37:56,176
‫یکی از همکارهام کمک بزرگی

808
00:37:56,178 --> 00:37:58,245
‫در کناراومدن من و رونالد بهمون کرد

809
00:37:58,247 --> 00:38:00,514
‫خیلی مهربانانه پیشنهاد کرده بود
‫که به ما دو تا هم کمک میکنه

810
00:38:00,516 --> 00:38:01,883
‫چطوری میخواد کمک‌مون کنه؟

811
00:38:01,885 --> 00:38:03,852
‫خب، ظواهر زیادی از مهارتهامون هست

812
00:38:03,854 --> 00:38:05,920
‫که تابحال کاملاً بهشون دست پیدا نکردیم

813
00:38:05,922 --> 00:38:10,158
‫خوشبختانه الان، میتونیم بصورت کامل
‫میزان پتانسیل‌مون در این کار رو بفهمیم

814
00:38:11,328 --> 00:38:14,597
‫دکتر اسنوی عزیز تر از جان

815
00:38:19,371 --> 00:38:23,607
‫ممکنه رونالد دیگه تو جمع‌مون نباشه
‫اما یاد و خاطره‌اش همیشه زنده‌ست

816
00:38:26,012 --> 00:38:28,479
‫حالا که بحثش شد...

817
00:38:28,481 --> 00:38:31,148
‫این برای رانی بود

818
00:38:31,150 --> 00:38:34,019
‫همیشه ازش استفاده میکرد تا راه برگشت به خونه رو پیدا کنه

819
00:38:34,021 --> 00:38:35,621
‫میخوام که بدمش به تو

820
00:38:39,092 --> 00:38:41,795
‫ممنون

821
00:38:41,797 --> 00:38:43,630
‫میدونی، کل این قضیه یکم عجیبه

822
00:38:43,632 --> 00:38:45,364
‫که نصف یه نفر دیگه باشی

823
00:38:45,366 --> 00:38:48,001
‫آره، اما چیزی که هست
‫تو ۱۰۰درصد قهرمانی

824
00:38:50,573 --> 00:38:52,406
‫دستگاه متصل کننده رو مجدداً تنظیم کردم

825
00:38:52,408 --> 00:38:54,308
‫که ترکیب‌تون راحت‌تر شکل بگیره

826
00:38:54,310 --> 00:38:55,610
‫تشکر

827
00:38:55,612 --> 00:38:59,414
‫اگر بشه میخوام یه نصیحتی بهت بکنم

828
00:38:59,416 --> 00:39:02,685
‫سیسکو، میدونم که ترسیدی

829
00:39:02,687 --> 00:39:07,289
‫اما این مهارتی که داری یه جور
‫موهبت حساب میشه، نه یه نفرین

830
00:39:07,291 --> 00:39:09,659
‫این طبیعیه که در مورد چیزهای ناشناخته آدم یکم نگران باشه

831
00:39:09,661 --> 00:39:11,261
‫اما به جفرسون نگاه کن

832
00:39:11,263 --> 00:39:17,233
‫اون دیدش رو به قضیه عوض کرد و همین
‫باعث شد زندگیش به کل بهتر بشه

833
00:39:17,235 --> 00:39:20,203
‫چیزی که دقیقاً باعث میشه متمایز از بقیه باشی

834
00:39:20,205 --> 00:39:22,105
‫چیزیـه که تو رو خاص جلوه میده

835
00:39:23,876 --> 00:39:26,010
‫دوستانت رو هم در جریان بذار

836
00:39:31,551 --> 00:39:34,720
‫و حالا دیگه فکر کنم وقتشه که بزنیم به جاده...

837
00:39:34,722 --> 00:39:37,022
‫یا اگر بخوام درست تر گفته باشم بزنیم به هوا!

838
00:39:44,833 --> 00:39:46,967
‫آماده‌ای، جفرسون؟

839
00:40:04,421 --> 00:40:05,388
‫بسیارخب

840
00:40:05,390 --> 00:40:08,157
‫- تا بعد
‫- فعلاً

841
00:40:08,159 --> 00:40:10,159
‫جهش خیلی بزرگی بود که

842
00:40:10,161 --> 00:40:12,396
‫اون پسر برداشت تا با پروفسور استاین ترکیب بشه

843
00:40:12,398 --> 00:40:13,964
‫آره، همینطوره

844
00:40:13,966 --> 00:40:18,268
‫که خب میتونه درس خوبی برای تو باشه

845
00:40:18,270 --> 00:40:20,906
‫قضایا همیشه اونطوری که به نظر میان نیستن

846
00:40:20,908 --> 00:40:22,908
‫ترسهامون میتونه گاهاً ما رو بازی بده

847
00:40:22,910 --> 00:40:25,209
‫باعث میشه که از جهش به راه جدید

848
00:40:25,211 --> 00:40:27,145
‫و همینطور گذشت از مسائل واهمه داشته باشیم

849
00:40:27,147 --> 00:40:29,148
‫اما معمولاً، پشت ترس‌هامون

850
00:40:29,150 --> 00:40:32,051
‫فرصتهای مجددی مخفی شدن و منتظر
‫ما هستن که ازشون استفاده کنیم

851
00:40:34,091 --> 00:40:36,057
‫نام پروژه‌ : فایراستورم

852
00:40:36,058 --> 00:40:38,559
‫فرصتهای مجدد در زندگی...

853
00:40:44,167 --> 00:40:46,935
‫در درخشیدن...

854
00:40:50,942 --> 00:40:53,676
‫در خانواده...

855
00:40:58,684 --> 00:41:00,968
‫در عشق

856
00:41:00,970 --> 00:41:03,585
‫و این فرصتها هر روز برامون پیش نمیان

857
00:41:03,587 --> 00:41:06,036
‫پس وقتی که این فرصتها برامون پیش میان، باید شجاع باشیم

858
00:41:06,038 --> 00:41:09,448
‫فرصت رو غنیمت بشماریم، و تا زمانی
‫که میتونیم ازشون استفاده کنیم

859
00:41:12,631 --> 00:41:15,048
‫زوم میخواد که تو بمیری

860
00:41:22,141 --> 00:41:24,557
‫خدای من، پس واقعیه

861
00:41:24,559 --> 00:41:26,379
‫آهای! بذارش زمین!

862
00:41:26,381 --> 00:41:28,864
‫دست‌هات رو... بالچه‌هات رو بگیر بالا!

863
00:41:48,840 --> 00:41:56,393
‫تو دیگه کی هستی؟

864
00:41:56,397 --> 00:41:59,937
‫مترجمین : نیمـــا و محمد امــــیر
‫:: Dark Assassin  &  M.Amir ::

865
00:41:59,941 --> 00:42:03,483
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫TinyMoviez.Co

866
00:41:59,941 --> 00:42:03,483
‫IranFilm.Net
‫TvWorld.Info

867
00:42:03,507 --> 00:42:07,507
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

