‫﻿۱
00:00:02,080 --> 00:00:03,782
‫آنچه در "فلــش" گذشت...

2
00:00:03,784 --> 00:00:04,866
‫ما زوم رو شکست دادیم

3
00:00:04,868 --> 00:00:06,285
‫چرا حس میکنم من شکست خوردم؟

4
00:00:06,287 --> 00:00:08,272
‫تا به حال توی عمرم این‌قدر
‫احساس شکست نکرده بودم

5
00:00:08,274 --> 00:00:09,540
‫برو هر جایی که حس میکنی باید بری

6
00:00:09,542 --> 00:00:11,676
‫و هر کاری رو که نیاز میدونی، انجام بده

7
00:00:11,678 --> 00:00:13,095
‫من منتظرت میمونم

8
00:00:16,468 --> 00:00:17,885
‫جات امنه

9
00:00:17,887 --> 00:00:21,140
‫خب، اسم این دنیای جدیدت رو چی بذاریم

10
00:00:21,142 --> 00:00:23,109
‫به نظر من فلش‌پوینت مناسبه

11
00:00:23,111 --> 00:00:24,812
‫اسم من ادوارد کلاریسـه

12
00:00:24,814 --> 00:00:27,232
‫رقبا باید اسم همدیگه رو بدونن

13
00:00:29,537 --> 00:00:32,407
‫وقتی به یک خاطره از گذشته‌م فکر میکنم
‫اون محو میشه

14
00:00:32,409 --> 00:00:34,242
‫اینجا خونه تو نیست، بری

15
00:00:34,244 --> 00:00:36,830
‫یک سرابه

16
00:00:36,832 --> 00:00:38,749
‫اوضاع برگشتن به حالت عادی

17
00:00:38,751 --> 00:00:41,670
‫البته خب برای من
‫ولی واسه تو...

18
00:00:41,672 --> 00:00:43,590
‫گمونم باید صبر کنی و خودت بفهمی

19
00:00:43,592 --> 00:00:45,426
‫آیریس کجاست؟

20
00:00:45,428 --> 00:00:47,729
‫تو که میدونی آیریس اینجا زندگی نمیکنه
‫اون‌ها با هم صحبت نمیکنن، بری

21
00:00:47,731 --> 00:00:49,932
‫وای خدا. من چه کار کردم؟

22
00:00:51,402 --> 00:00:53,437
‫من مرتکب یک اشتباه بزرگ شدم

23
00:00:53,439 --> 00:00:54,889
‫دیگه نمیتونستم تحمل کنم

24
00:00:54,891 --> 00:00:57,026
‫اتفاقاتی که با زوم افتاد
‫کشته شدن پدرم

25
00:00:57,028 --> 00:00:59,746
‫مرگ مادرم، و تبدیل شدنم به فلش

26
00:00:59,748 --> 00:01:02,033
‫همه این مسائل. دنبال یک زندگی تازه بودم

27
00:01:02,035 --> 00:01:05,203
‫میخواستم از نو شروع کنم
‫و همین کار رو هم کردم

28
00:01:05,205 --> 00:01:08,042
‫ولی یه جوری، اوضاع رو خرابتر کردم

29
00:01:13,968 --> 00:01:15,969
‫- نه
‫- همه چیز رو به حالت اول برگردوندم

30
00:01:15,971 --> 00:01:17,722
‫کاری کردم همه چیز به حالت سابقش برگرده

31
00:01:17,724 --> 00:01:19,058
‫منتها بعضی چیزها مثل قبل نبود

32
00:01:19,060 --> 00:01:20,894
‫حتی یه ذره

33
00:01:20,896 --> 00:01:22,729
‫یک کم آروم بگیر

34
00:01:22,731 --> 00:01:25,450
‫یه نفسی بکش

35
00:01:25,452 --> 00:01:26,535
‫داشتی خیلی تند صحبت میکردی

36
00:01:26,537 --> 00:01:28,037
‫- آره
‫- چی شده؟

37
00:01:28,039 --> 00:01:29,907
‫واقعاً گند زدم، فلیسیتی

38
00:01:29,909 --> 00:01:32,477
‫و این دفعه نمیدونم
‫میتونم درستش کنم یا نه

39
00:01:36,000 --> 00:01:38,001
‫خیلی‌خب، بذار درست بفهمم

40
00:01:38,003 --> 00:01:41,056
‫- تو برگشتی به گذشته؟
‫- آره

41
00:01:41,058 --> 00:01:42,975
‫جلوی فلش معکوس رو گرفتی
‫و نذاشتی مادرت رو بکشه

42
00:01:42,977 --> 00:01:45,095
‫و توی یک دنیای متفاوتی که هم پدر

43
00:01:45,097 --> 00:01:46,263
‫و هم مادرت صحیح و سالم بودن، زندگی کردی

44
00:01:46,265 --> 00:01:47,599
‫- آره
‫و بعدش

45
00:01:47,601 --> 00:01:49,234
‫سیر زمانی رو به حالت قبل برگردوندی
‫به زمان حال

46
00:01:49,236 --> 00:01:51,187
‫و لحظه‌ای که رفته بودی، برگشتی
‫و متوجه شدی

47
00:01:51,189 --> 00:01:52,906
‫- اوضاع فرق کرده؟
‫- دقیقاً

48
00:01:52,908 --> 00:01:55,410
‫این اتفاق‌ها حین سفر در زمان عادیه؟

49
00:01:55,412 --> 00:01:56,946
‫همه چیز عوض میشه؟

50
00:01:56,948 --> 00:01:58,699
‫نه، منظورم اینه در این حد

51
00:01:58,701 --> 00:02:00,952
‫نه این‌قدر...
‫نمیدونم، فلیسیتی

52
00:02:00,954 --> 00:02:02,420
‫نمیدونم میخوام چه کار کنم

53
00:02:02,422 --> 00:02:04,173
‫چطوره واسم توضیح بدی دقیقا چی شده

54
00:02:04,175 --> 00:02:06,042
‫البته نه این‌قدر سریع

55
00:02:06,044 --> 00:02:09,263
‫و سعی میکنیم یه راهی واسش پیدا کنیم

56
00:02:09,265 --> 00:02:10,799
‫خب، چه چیزهایی عوض شده؟

57
00:02:13,138 --> 00:02:14,972
‫دیشب که برگشتم فهمیدم

58
00:02:14,974 --> 00:02:16,474
‫یه سری مسائل تغییر کرده، ولی قبل از این که

59
00:02:16,476 --> 00:02:18,026
‫بتونم بفهمم این تغییرات در چه حد بوده

60
00:02:18,028 --> 00:02:20,312
‫امروز صبح باید جلوی یه نفر رو میگرفتن

61
00:02:32,800 --> 00:02:34,133
‫با این موتوری که سواری

62
00:02:34,135 --> 00:02:36,553
‫جلوتر از این، نمیتونی بری

63
00:02:36,555 --> 00:02:38,973
‫من هم این‌ها رو برمیگردونم

64
00:02:38,975 --> 00:02:40,508
‫جواهر فروشی‌ای که ازشون دزدی کردی

65
00:02:40,510 --> 00:02:42,595
‫ولی اگه دوست داشته باشی
‫میتونی این‌ها رو نگه داری

66
00:02:44,349 --> 00:02:46,017
‫موفق باشی

67
00:02:47,905 --> 00:02:50,440
‫وقتی به حسابش رسیدم
‫رفتم آزمایشگاه استار

68
00:02:50,442 --> 00:02:51,858
‫و اونجا بود که فهمیدم

69
00:02:51,860 --> 00:02:54,028
‫خیلی بیشتر از اون که میدونستم
‫اوضاع تغییر کرده

70
00:02:54,030 --> 00:02:55,363
‫آخه کدوم احمقی هنوز فکر میکنه

71
00:02:55,365 --> 00:02:56,666
‫سرعت گلوله از من بیشتره؟

72
00:02:56,668 --> 00:02:58,034
‫باید عکس طرف رو بزنن روی مجله

73
00:02:58,036 --> 00:02:59,703
‫و تیتر بزنن چه کارهایی در برابر فلش انجام ندهیم

74
00:02:59,705 --> 00:03:00,955
‫خب، اسمش رو چی بذاریم؟

75
00:03:00,957 --> 00:03:02,841
‫- منظورت لقبی چیزیه؟
‫- آره

76
00:03:02,843 --> 00:03:04,877
‫سیسکو واسه همه یه اسم انتخاب میکنه
‫استاد این کاره

77
00:03:04,879 --> 00:03:07,013
‫نمیشه که اسمش رو بذاریم منظنون موتور سوار

78
00:03:07,015 --> 00:03:08,549
‫درسته؟ نظرت چیه؟

79
00:03:08,551 --> 00:03:10,853
‫- نمیدونم
‫- این یکی رو من میگم

80
00:03:10,855 --> 00:03:13,973
‫دست کج، ضایع‌ست؟

81
00:03:13,975 --> 00:03:16,945
‫- پنج انگشت...
‫- سارق چطوره؟

82
00:03:16,947 --> 00:03:19,932
‫طرف همه چیز میدزده
‫بهش میگیم سارق

83
00:03:22,288 --> 00:03:24,906
‫من برم باشگاه، ببخشید

84
00:03:26,794 --> 00:03:29,664
‫باشگاه؟ بدن‌سازی‌ای چیزی کار میکنه یا...

85
00:03:31,167 --> 00:03:32,468
‫میدونی بری، بعضی شوخی‌ها

86
00:03:32,470 --> 00:03:34,337
‫واقعاً قشنگ نیستن

87
00:03:38,177 --> 00:03:40,512
‫من باید برگردم روزنامه

88
00:03:40,514 --> 00:03:43,350
‫نمیخواد. من داشتم میرفتم

89
00:03:43,352 --> 00:03:45,520
‫بچه‌ها، جو، ببینین، من متاسفم

90
00:03:45,522 --> 00:03:47,857
‫میدونم شما در حال حاضر

91
00:03:47,859 --> 00:03:49,575
‫با هم صحبت نمیکنین
‫ولی با خودم فکر میکردم

92
00:03:49,577 --> 00:03:53,197
‫مشیه چند دقیقه درمورد دلیل این مسئله صحبت کنیم

93
00:03:53,199 --> 00:03:54,449
‫نه

94
00:03:54,451 --> 00:03:55,701
‫- رفیق
‫- نمیشه

95
00:03:55,703 --> 00:03:57,287
‫باشه، ببخشید، فقط گفتم...

96
00:03:57,289 --> 00:03:58,839
‫متاسفم، فقط با خودم گفتم...

97
00:03:58,841 --> 00:04:01,176
‫شاید بهتر باشه شما...

98
00:04:01,178 --> 00:04:02,627
‫حرف‌های هم رو بشنوین

99
00:04:02,629 --> 00:04:04,931
‫همه‌ش تقصیر اونه بری، نه من

100
00:04:04,933 --> 00:04:07,685
‫- آیریس
‫- چیه؟

101
00:04:07,687 --> 00:04:09,772
‫چه حرفی داری که بزنی

102
00:04:14,480 --> 00:04:16,230
‫توی اداره میبینمت، باشه؟

103
00:04:16,232 --> 00:04:19,869
‫کارت با این، سارق هم خوب بود

104
00:04:19,871 --> 00:04:22,323
‫- میشه من رو هم تا دانشگاه برسونی؟
‫- آره

105
00:04:22,325 --> 00:04:25,461
‫پس تو هنوز هم دوره‌های مهندسی رو میگذرونی

106
00:04:25,463 --> 00:04:28,165
‫- آره
‫- خوبه

107
00:04:28,167 --> 00:04:31,887
‫خیلی‌خب، باشه
‫موفق باشی

108
00:04:31,889 --> 00:04:34,424
‫- تو چت شده؟
‫- هیچی

109
00:04:34,426 --> 00:04:36,811
‫میخوای از تو هم اندازه اون عصبانی بشم؟

110
00:04:36,813 --> 00:04:40,850
‫نه، نه، ببین، من ...، متاسفم، من...

111
00:04:40,852 --> 00:04:45,857
‫درست نمیفهمم چرا این‌قدر ازش ناراحتی

112
00:04:47,362 --> 00:04:50,163
‫خب پس شاید بهتر باشه
‫دیگه بحثش رو پیش نکشی

113
00:04:50,165 --> 00:04:52,700
‫باشه

114
00:04:52,702 --> 00:04:55,537
‫چطوره به جای اون، درباره خودمون صحبت کنیم؟

115
00:04:55,539 --> 00:04:57,540
‫خودمون؟ منظورت من و توئه

116
00:04:57,542 --> 00:04:58,626
‫یعنی، باهم باشیم؟

117
00:04:58,628 --> 00:04:59,961
‫گفتم بعد تمام مسائل

118
00:04:59,963 --> 00:05:01,880
‫این مدت، و اتفاقاتی که تو

119
00:05:01,882 --> 00:05:03,883
‫درگیرش بودی

120
00:05:03,885 --> 00:05:07,104
‫میخواستم مطمئن بشم
‫هنوز هم همون احساس رو داری

121
00:05:07,106 --> 00:05:09,558
‫خب، آیریس، کاری که گفتی رو انجام دادم

122
00:05:09,560 --> 00:05:11,527
‫رفتم به جایی که نیاز داشتم برم

123
00:05:11,529 --> 00:05:12,896
‫و کاری که لازم میدیدم رو انجام دادم

124
00:05:12,898 --> 00:05:15,700
‫و الان آماده‌ام

125
00:05:15,702 --> 00:05:17,736
‫من که همچین حرفی بهت نزدم

126
00:05:17,738 --> 00:05:19,489
‫چرا دیگه، روی ایوون...

127
00:05:19,491 --> 00:05:21,492
‫بعد از این که زوم رو شکست دادیم
‫و قبل از این که...

128
00:05:21,494 --> 00:05:23,712
‫- عجب، پس آیریس رو بوسیدی
‫- نه انگار

129
00:05:23,714 --> 00:05:25,298
‫من دوبار آیریس وست رو بوسیدم
‫و کاری کردم

130
00:05:25,300 --> 00:05:27,133
‫که هر دوبار از تاریخ پاک بشه

131
00:05:27,135 --> 00:05:28,719
‫واقعاً از این قضیه بدم میاد

132
00:05:28,721 --> 00:05:31,222
‫ولی خب این کوچکترین مشکل امروزمه

133
00:05:32,593 --> 00:05:35,929
‫هی، جو، میشه چند لحظه صحبت کنیم؟

134
00:05:35,931 --> 00:05:38,182
‫آرهف فقط باید این نامه رو به سینگ تحویل بدم

135
00:05:38,184 --> 00:05:41,438
‫کاپیتان سینگ برگشته؟
‫چه عالی

136
00:05:41,440 --> 00:05:43,407
‫آره، چرا؟ مگه جایی رفته بود؟

137
00:05:43,409 --> 00:05:45,527
‫نه، شاید. نمیدونم، من...

138
00:05:45,529 --> 00:05:48,414
‫لباس فلش نمیذاره اکسیژن به مغزت برسه؟

139
00:05:48,416 --> 00:05:50,117
‫چی؟ نه، خوبم. چرا؟

140
00:05:50,119 --> 00:05:51,703
‫چون این اواخر رفتارت خیلی عجیب شده

141
00:05:51,705 --> 00:05:53,455
‫دیشب میپرسی چرا آیریس خونه نیست

142
00:05:53,457 --> 00:05:55,291
‫و اون معرکه‌ای که امروز توی آزمایشگاه گرفتی

143
00:05:55,293 --> 00:05:57,377
‫خودت که خوب میدونی چرا با من صحبت نمیکنه

144
00:05:57,379 --> 00:05:59,881
‫اره، واسه این که...

145
00:05:59,883 --> 00:06:02,217
‫باید بهش میگفتم مادرش زنده‌ست

146
00:06:02,219 --> 00:06:03,470
‫ولی نگفتم

147
00:06:03,472 --> 00:06:05,439
‫آره، ولی اون که تو رو بخشید

148
00:06:05,441 --> 00:06:07,309
‫البته میگم باید میکرد

149
00:06:07,311 --> 00:06:09,311
‫نمیدونم میتونه من رو ببخشه یا نه

150
00:06:09,313 --> 00:06:12,316
‫ولی دخالتت توی این موضوع
‫کمکی به بهتر شدن اوضاع نمیکنه

151
00:06:12,318 --> 00:06:15,086
‫- حتی اگه قصدت خوب باشه
‫- من ... باشه

152
00:06:15,088 --> 00:06:16,822
‫امروز یه پوسته دیگه پیدا کردیم

153
00:06:16,824 --> 00:06:18,124
‫پوسته؟

154
00:06:18,126 --> 00:06:20,077
‫سینگ میگه سریع تحلیلش کنی

155
00:06:21,581 --> 00:06:23,749
‫آره، پوسته‌های بدنی که این اواخر

156
00:06:23,751 --> 00:06:26,503
‫توی شهر پیدا میکنیم
‫حدس میزنیم مال فرا انسان‌ها باش

157
00:06:26,505 --> 00:06:28,172
‫این جهارمین مورده

158
00:06:28,174 --> 00:06:29,474
‫خب، ببینیم قبل از این که

159
00:06:29,476 --> 00:06:30,675
‫پنجمی پیدا میشه، چه خبره

160
00:06:30,677 --> 00:06:31,844
‫بله قربان

161
00:06:33,648 --> 00:06:36,518
‫نفس عمیق

162
00:06:39,424 --> 00:06:41,024
‫سلام؟

163
00:06:41,026 --> 00:06:43,244
‫سلام آقای آلن

164
00:06:43,246 --> 00:06:45,197
‫می‌بینم که هنوز اونجا وایستادی و نه

165
00:06:45,199 --> 00:06:46,865
‫نیازی به کمکت نیست، ممنون

166
00:06:46,867 --> 00:06:49,703
‫اینجا چیکار میکنی آقای جولین آلبرت

167
00:06:49,705 --> 00:06:51,957
‫متخصص صحنه جرم فرا انسان‌ها؟

168
00:06:51,959 --> 00:06:53,375
‫بهت که گفتم کنفرانس فرا انسان‌ها

169
00:06:53,377 --> 00:06:56,380
‫- فقط دو روز طول میکشه
‫- باشه، ولی اینجا...

170
00:06:56,382 --> 00:06:59,350
‫متاسفانه هنوز آزمایشگاه هردوی ماست

171
00:06:59,352 --> 00:07:01,637
‫آره، وقتی میخواستن من رو بفرستن اینجا
‫یادشون رفت به این مسئله مهم اشاره کنن

172
00:07:01,639 --> 00:07:04,558
‫ولی خب دیگه چه میشه کرد

173
00:07:04,560 --> 00:07:05,977
‫اینطور که معلومه قراره یه کم

174
00:07:05,979 --> 00:07:08,397
‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم
‫هم‌اتاقی بشیم

175
00:07:10,535 --> 00:07:11,902
‫هم‌اتاقی

176
00:07:11,904 --> 00:07:13,370
‫یه آدم جدید به بخشت اضافه شده

177
00:07:13,372 --> 00:07:14,706
‫- که تو اصلاً نمیشناسیش؟
‫- آره

178
00:07:14,708 --> 00:07:16,159
‫و تقریباً یک ساله اونجا کار میکنه

179
00:07:16,161 --> 00:07:17,910
‫و اینطور که معلومه
‫علاقه چندانی هم به من نداره

180
00:07:17,912 --> 00:07:19,963
‫این که غیرممکنه
‫همه از تو خوششون میاد، بری آلن

181
00:07:19,965 --> 00:07:21,916
‫تو مثل پودینگی، همه دوسش دارن

182
00:07:21,918 --> 00:07:24,253
‫بعضی‌ها نه

183
00:07:25,924 --> 00:07:28,092
37

184
00:07:28,094 --> 00:07:31,513
‫خیلی ناراحتم که رابطه نزدیکی نداشتیم

185
00:07:31,515 --> 00:07:33,766
‫فکر میکنم چیزی که بیشتر از همه ناراحتم میکنه

186
00:07:33,768 --> 00:07:37,155
‫اینه که هیچوقت نگفتم چه‌قدر دوسش دارم

187
00:07:37,157 --> 00:07:39,275
‫یا چه‌قدر ستایشش میکنم

188
00:07:39,277 --> 00:07:43,031
‫مدام خاطرات دانته توی ذهنمه

189
00:07:43,033 --> 00:07:45,451
‫ولی حالم رو خوب نمیکنه

190
00:07:45,453 --> 00:07:48,955
‫حس میکنم واسه اینه

191
00:07:48,957 --> 00:07:50,775
‫که یادم بیاره چه اشتباهی کردم

192
00:07:50,777 --> 00:07:54,347
‫و دیگه نمیتونم هیچ خاطره‌ای با دانته بسازم

193
00:07:58,772 --> 00:08:00,222
‫ببخشید

194
00:08:06,149 --> 00:08:07,950
‫اینجا چه کار میکنی؟

195
00:08:07,952 --> 00:08:11,321
‫وایسا ببینم
‫الان میخوای پشتم باشی؟

196
00:08:11,323 --> 00:08:13,909
‫من فقط میخوام بفهمم

197
00:08:13,911 --> 00:08:15,627
‫برادر من مُـرده

198
00:08:15,629 --> 00:08:17,797
‫چیزی نیست که بفهمی

199
00:08:17,799 --> 00:08:20,167
‫در خروجی از اون طرفه

200
00:08:20,169 --> 00:08:21,803
‫پس تو سیر زمانی رو تغییر دادی

201
00:08:21,805 --> 00:08:23,422
‫جو و آیریس دیگه باهم حرف نمیزنن

202
00:08:23,424 --> 00:08:25,559
‫یه آدم جدید همکارت شده

203
00:08:25,561 --> 00:08:28,346
‫که ازت خوشش نمیاد
‫هیچوقت آیریس رو نبوسیدی

204
00:08:28,348 --> 00:08:30,683
‫و برادر سیسکو هم مُـرده

205
00:08:30,685 --> 00:08:32,669
‫باید اعتراف کنم، مشکل بزرگیه

206
00:08:32,671 --> 00:08:33,938
‫اگه بیشتر باشه چی؟

207
00:08:33,940 --> 00:08:35,523
‫خب، اینجا چیزی عوض نشده؟

208
00:08:35,525 --> 00:08:37,276
‫نه، نمیدونم

209
00:08:37,278 --> 00:08:39,445
‫فکر کنم همه مثل قبلشونن

210
00:08:39,447 --> 00:08:40,781
‫خوبه

211
00:08:40,783 --> 00:08:42,449
‫میشه ... صبرکن

212
00:08:42,451 --> 00:08:43,868
‫مواظبم

213
00:08:43,870 --> 00:08:45,204
‫حواسم هست، نگران نباش

214
00:08:49,296 --> 00:08:52,097
‫آره، نمیدونم...
‫همه چیز به نظر روبه‌راست

215
00:08:52,099 --> 00:08:54,267
‫وایسا

216
00:08:54,269 --> 00:08:57,221
‫این پسر بغل دیگ کیه؟

217
00:08:57,223 --> 00:08:59,391
‫امکان نداره. مگه اون موقع بچه نداشت؟

218
00:08:59,393 --> 00:09:00,944
‫چرا، یه بچه داشت، بچه داره

219
00:09:00,946 --> 00:09:03,113
‫سارا کوچولو

220
00:09:03,115 --> 00:09:05,066
‫جان کوچولو

221
00:09:05,068 --> 00:09:07,370
‫نه، تو...

222
00:09:07,372 --> 00:09:09,623
‫وای خدا. این مسئله روی همه تاثیر گذاشته

223
00:09:09,625 --> 00:09:11,208
‫خیلی‌خب، اصلاً میدونی
‫من دیگه نمیخوام بشنوم

224
00:09:11,210 --> 00:09:12,660
‫میدونم فشار زیادی روته

225
00:09:12,662 --> 00:09:14,380
‫ولی همه چیز درست میشه

226
00:09:14,382 --> 00:09:16,249
‫- زندگی همه رو خراب کردم
‫- آره، خب، شاید

227
00:09:16,251 --> 00:09:17,751
‫- باید بهشون بگی
‫- نه، نمیگم

228
00:09:17,753 --> 00:09:19,253
‫چه کمکی میخواد بکنه؟

229
00:09:19,255 --> 00:09:20,339
‫فقط همه چیز رو بدتر میکنم
‫نمیدونم...

230
00:09:20,341 --> 00:09:22,140
‫- چطور درستش کنم
‫- باشه، خب...

231
00:09:22,142 --> 00:09:23,092
‫یه راهی پیدا میکنی
‫اگه یه چیز

232
00:09:23,094 --> 00:09:24,427
‫در موردت فهمیده باشم

233
00:09:24,429 --> 00:09:26,764
‫اینه که با تو، هر چیزی امکان پذیره

234
00:09:26,766 --> 00:09:28,733
‫چرا؟ چون من فلشم؟

235
00:09:28,735 --> 00:09:31,070
‫نه، چون بری آلنی

236
00:09:31,072 --> 00:09:33,273
‫و بری آلنِ دوست‌داشتنی، مهربون و شیرین

237
00:09:33,275 --> 00:09:34,742
‫که همه ازش خوششون میاد

238
00:09:34,744 --> 00:09:37,780
‫کسی که مثل پودینگه

239
00:09:37,782 --> 00:09:39,699
‫میتونه این مسئله رو حل کنه

240
00:09:39,701 --> 00:09:43,789
‫برو و درستش کن

241
00:09:43,791 --> 00:09:45,124
‫باشه

242
00:09:45,126 --> 00:09:47,177
‫آره، درست میگی

243
00:09:47,179 --> 00:09:48,796
‫- الان
‫- همین الان؟

244
00:09:48,798 --> 00:09:51,182
‫- آره
‫- خیلی‌خب، باشه

245
00:10:03,619 --> 00:10:06,238
‫بسه

246
00:10:06,240 --> 00:10:08,207
‫پیدام کن

247
00:10:08,209 --> 00:10:10,160
‫کی؟ کی؟

248
00:10:37,201 --> 00:10:40,705
‫من آلکمی هستم

249
00:10:40,707 --> 00:10:43,041
‫من تصاویری

250
00:10:43,043 --> 00:10:45,929
‫از یک دنیای دیگه دیدم

251
00:10:45,931 --> 00:10:48,532
‫خواهش میکنم جلوشون رو بگیر

252
00:10:48,534 --> 00:10:50,552
‫این چیزیه که واقعا میخوای؟

253
00:10:50,554 --> 00:10:52,638
‫که جلوی اون تصاویر رو بگیرم؟

254
00:10:52,640 --> 00:10:55,442
‫یا میخوای به واقعیت تبدیل بشه؟

255
00:10:55,444 --> 00:10:57,862
‫و دوباره سریع بشی

256
00:10:57,864 --> 00:11:01,618
‫- سرعتت رو به دست بیاری
‫- آره

257
00:11:01,620 --> 00:11:06,074
‫اون زندگی رو میخوای؟

258
00:11:06,076 --> 00:11:08,211
‫آره، همین رو میخوام

259
00:11:08,213 --> 00:11:11,633
‫یک بار دیگه، قدرتت رو به دست میاری

260
00:11:11,635 --> 00:11:15,254
‫و هیچکس رقیبت نمیشه

261
00:11:30,285 --> 00:11:33,453
‫جولیان، گفتم شاید به کمکت نیاز داشته باشی

262
00:11:33,455 --> 00:11:35,925
‫بالاخره عقل دو نفر بیشتر از یه نفره

263
00:11:35,927 --> 00:11:37,927
‫نه، کمکی نمیخوام کاراگاه

264
00:11:37,929 --> 00:11:39,462
‫مخصوصاً از طرف ایشون

265
00:11:42,101 --> 00:11:45,972
‫- اون چیه؟
‫- یه پوسته اپیدرمال دیگه

266
00:11:45,974 --> 00:11:47,775
‫پوست دست نخورده انسان

267
00:11:47,777 --> 00:11:50,312
‫و فقط شامل لایه‌های شاخی میشه
‫[بیرونی‌ترین پخش پوست]

268
00:11:51,816 --> 00:11:54,284
‫می‌بینی چی میگم؟

269
00:11:54,286 --> 00:11:56,955
‫نمیدونیم چی باعثش میشه؟

270
00:11:56,957 --> 00:11:58,991
‫خب، یه تیری توی تاریکی میندازم

271
00:11:58,993 --> 00:12:01,494
‫و میگم همون چیزی که
‫چهارتای قبلی رو درست کرد

272
00:12:04,334 --> 00:12:07,720
‫لایه‌لایه‌شدن میتونه
‫به خاطرِ نکرولیز سمی پوستی باشه

273
00:12:07,722 --> 00:12:09,723
‫یا شاید هم یه نوع پوست اندازی مرطوب

274
00:12:09,725 --> 00:12:11,476
‫در اثر تابش شدید پرتو رادیواکتیو

275
00:12:11,478 --> 00:12:13,479
‫- ما فراانسان‌های...
‫- فراانسان‌های رادیواکتیوی زیادی داشتیم

276
00:12:13,481 --> 00:12:16,016
‫آره، ممنون، آلن
‫تمام پرونده‌ها رو خوندم

277
00:12:16,018 --> 00:12:17,517
‫ببین چی میگم، وقتی فهمیدم

278
00:12:17,519 --> 00:12:19,654
‫به تو هم توضیح میدم

279
00:12:19,656 --> 00:12:21,357
‫ممنون

280
00:12:24,998 --> 00:12:27,266
‫چطوری یک ساله با این آدم کار میکنم؟

281
00:12:27,268 --> 00:12:28,867
‫آره، همیشه این حرف رو میزنی

282
00:12:28,869 --> 00:12:30,536
‫بله

283
00:12:30,538 --> 00:12:32,206
‫جولیان

284
00:12:32,208 --> 00:12:34,175
‫مطمئنی که بری نمیتونه

285
00:12:34,177 --> 00:12:37,013
‫نمونه‌ای چیزی برداره
‫که شاید کارها سریعتر پیش بره؟

286
00:12:37,015 --> 00:12:39,433
‫آره، کاراگاه

287
00:12:39,435 --> 00:12:41,769
‫مطمئنم

288
00:12:48,481 --> 00:12:50,065
‫بهتره ببریش آزمایشگاه استار

289
00:12:50,067 --> 00:12:51,284
‫آره

290
00:12:57,879 --> 00:12:59,712
‫چیز زیادی اینجا دیده نمیشه

291
00:12:59,714 --> 00:13:02,750
‫آره، میدونم، عملاً دی‌ان‌ای تماسه

292
00:13:02,752 --> 00:13:06,138
‫مجبور شدم نمونه رو بدزدم
‫چون متخصص امور فراانسان‌هامون

293
00:13:06,140 --> 00:13:08,842
‫- اجازه نمیداد بردارم
‫- منظورت جولیان آلبرته؟

294
00:13:08,844 --> 00:13:11,596
‫آره، میشناسیش؟

295
00:13:11,598 --> 00:13:14,651
‫آره، یه مدتی هست

296
00:13:14,653 --> 00:13:16,904
‫کارش درسته

297
00:13:16,906 --> 00:13:20,159
‫- با من کار داری؟
‫- نه، خودم هستم

298
00:13:20,161 --> 00:13:21,527
‫- ولی ممنون
‫- باشه

299
00:13:23,615 --> 00:13:25,283
‫سیسکو گفت دیشبرفتی

300
00:13:25,285 --> 00:13:27,036
‫گروه همدردیش

301
00:13:27,038 --> 00:13:29,039
‫آره

302
00:13:29,041 --> 00:13:31,292
‫گفت خوب پیش نرفته؟

303
00:13:31,294 --> 00:13:33,127
‫فقط چند ماه از کشته شدن دانته

304
00:13:33,129 --> 00:13:34,629
‫دست اون راننده مست میگذره

305
00:13:34,631 --> 00:13:36,382
‫مطمئنم فقط یه کم دیگه زمان احتیاج داره

306
00:13:36,384 --> 00:13:39,103
‫چرا این‌قدر از من عصبانیه؟

307
00:13:39,105 --> 00:13:41,639
‫من رو وارد این قضیه نکن

308
00:13:41,641 --> 00:13:43,526
‫کیت، اون به زور نگاهم میکنه

309
00:13:43,528 --> 00:13:45,362
‫تازه اگه کس دیگه توی اتاق نباشه

310
00:13:45,364 --> 00:13:48,733
‫شاید وقتی همه هستن واسش آسونتره

311
00:13:50,988 --> 00:13:52,572
‫فکر میکنی بتونی راضیش کنی

312
00:13:52,574 --> 00:13:54,742
‫امشب شام بیاین خونه من؟

313
00:13:54,744 --> 00:13:57,830
‫- چرا؟
‫- که بتونم اوضاع بین خودمون

314
00:13:57,832 --> 00:13:59,799
‫و جو و آیریس رو درست کنم

315
00:13:59,801 --> 00:14:02,470
‫همه زیر یک سقف باشیم

316
00:14:02,472 --> 00:14:05,808
‫و سعی کنیم یه بار برای همیشه
‫این وضع رو درست کنیم

317
00:14:05,810 --> 00:14:09,347
‫فکر میکنی بتونی؟

318
00:14:09,349 --> 00:14:11,233
‫باشه

319
00:14:11,235 --> 00:14:14,854
‫چطوری میخوای جو و آیریس رو راضی کنی؟

320
00:14:14,856 --> 00:14:16,524
‫جو، سلام

321
00:14:16,526 --> 00:14:19,194
‫من با آیریس صحبت کردم

322
00:14:19,196 --> 00:14:20,663
‫و میخواد یه حرف‌‌هایی بهت بزنه

323
00:14:20,665 --> 00:14:22,198
‫بری، فکر کنم بهت گفتم
‫بیخیال این مسئله بشی

324
00:14:22,200 --> 00:14:24,084
‫نه، نه، به خدا خودش گفت

325
00:14:24,086 --> 00:14:25,370
‫یعنی همینطوری یه دفعه

326
00:14:25,372 --> 00:14:27,840
‫میخواد با من صحبت کنه؟

327
00:14:29,545 --> 00:14:31,429
‫آم، جو گفت اطلاعاتی که میخوای

328
00:14:31,431 --> 00:14:33,515
‫رو درباره پوسته‌ها واست مقالت میده

329
00:14:33,517 --> 00:14:35,267
‫- سلام
‫- سلام

330
00:14:35,269 --> 00:14:37,554
‫چی؟ یه دفعه تصمیم گرفته بگه؟

331
00:14:37,556 --> 00:14:39,056
‫هیچکس تو مرکز حرفی نمیزنه

332
00:14:39,058 --> 00:14:40,876
‫- حتی جولیان.
‫- اه، چه‌قدر ازش بدم میاد

333
00:14:40,878 --> 00:14:42,127
‫آره، همیشه این رو میگی

334
00:14:42,129 --> 00:14:44,948
‫کی میخواد صحبت کنیم؟

335
00:14:44,950 --> 00:14:46,366
‫امشب، خونه

336
00:14:46,368 --> 00:14:47,552
‫گفت غذای مورد علاقه‌ت رو درست میکنه

337
00:14:47,554 --> 00:14:48,736
‫اون عقلش رو از دست داده

338
00:14:48,738 --> 00:14:50,739
‫میدونه حتی اگه یکی از غذاهای

339
00:14:50,741 --> 00:14:52,626
‫مامان بزرگ استر رو درست کنه
‫باز هم برنمیگردم اونجا

340
00:14:52,628 --> 00:14:54,328
‫کی؟

341
00:14:54,330 --> 00:14:56,081
‫امشب، امشب

342
00:14:56,083 --> 00:14:57,750
‫- خونه خودمون
‫- خونه؟

343
00:14:57,752 --> 00:14:59,385
‫- آره
‫- اون که قسم خورده بود

344
00:14:59,387 --> 00:15:01,472
‫- پا توی اون خونه نذاره
‫- مگه این که تو شام درست کنی

345
00:15:01,474 --> 00:15:03,091
‫- شام؟
‫- آره، مثل قدیما

346
00:15:03,093 --> 00:15:04,393
‫یکی از غذاهای مورد علاقه‌ش

347
00:15:04,395 --> 00:15:06,479
‫مثلا یکی از غذاهای مامان بزرگ استر

348
00:15:06,481 --> 00:15:08,565
‫باشه، گمونم بتونم یه چیزی درست کنم

349
00:15:08,567 --> 00:15:10,351
‫چه غذایی؟

350
00:15:10,353 --> 00:15:12,271
‫گفت مرغ درست میکنه

351
00:15:12,273 --> 00:15:13,907
‫من حالم از مرغ به هم میخوره
‫نودل دوست دارم

352
00:15:13,909 --> 00:15:15,993
‫- باشه، ردیفه
‫- چرا نفس نفس میزنی؟

353
00:15:15,995 --> 00:15:17,612
‫نه، عادیم، جو گفت

354
00:15:17,614 --> 00:15:19,114
‫شاید اگه کیتلین و سیسکو رو دعوت کنیم

355
00:15:19,116 --> 00:15:22,536
‫از فشار برخوردتون کم بشه

356
00:15:22,538 --> 00:15:27,009
‫- باشه، ساعت چند؟
‫- هفت

357
00:15:27,011 --> 00:15:29,263
‫باشه

358
00:15:29,265 --> 00:15:31,633
‫راستی، ساعت هفت

359
00:15:31,635 --> 00:15:33,101
‫- باشه، ولی چه غذایی؟
‫- داشتم فکر میکردم

360
00:15:33,103 --> 00:15:34,553
‫واسه کم کردن فشار
‫میتونی کیتلین و سیسکو

361
00:15:34,555 --> 00:15:36,389
‫- رو هم دعوت کنی
‫- فکر خوبیه

362
00:15:36,391 --> 00:15:37,607
‫چون اگه قراره این کار رو بکنیم
‫من باید دست به کار بشم

363
00:15:37,609 --> 00:15:39,110
‫باشه، ردیفه

364
00:15:39,112 --> 00:15:40,395
‫- بری؟
‫- بله

365
00:15:40,397 --> 00:15:42,782
‫- چه غذایی
‫- نودل

366
00:15:42,784 --> 00:15:44,485
‫باشه

367
00:15:56,837 --> 00:15:58,471
‫خیلی خوبه، مگ نه؟

368
00:15:58,473 --> 00:16:00,391
‫میتونی از مامان بزرگ استر تشکر کنی

369
00:16:00,393 --> 00:16:03,729
‫نه، منظورم اینه خیلی خوبه

370
00:16:03,731 --> 00:16:07,685
‫که همه‌مون اینجا دور هم جمع شدیم

371
00:16:07,687 --> 00:16:11,490
‫داشتم فکر میکردم خیلی حال میده

372
00:16:11,492 --> 00:16:14,194
‫همه‌مون چند روزی یه مسافرتی بریم

373
00:16:14,196 --> 00:16:15,780
‫تعطیلات تیم فلش

374
00:16:15,782 --> 00:16:19,168
‫- چی کار بکنیم؟
‫- رابطه‌مون رو بهتر کنیم

375
00:16:19,170 --> 00:16:22,373
‫- از نو بسازیمش
‫- یه جور تجدید قوا؟

376
00:16:22,375 --> 00:16:25,627
‫- نه
‫- تمرین اعتمادسازی؟

377
00:16:25,629 --> 00:16:27,764
‫مهمونی شش نفره، همیشه ریدمان میشه

378
00:16:27,766 --> 00:16:29,717
‫حس میکنم اون تیمی

379
00:16:29,719 --> 00:16:33,054
‫که بودیم و میتونیم باشیم، نیستیم

380
00:16:34,726 --> 00:16:37,444
‫هیچکس پایه نیست؟

381
00:16:37,446 --> 00:16:39,197
‫من هستم

382
00:16:39,199 --> 00:16:40,399
‫باشه

383
00:16:40,401 --> 00:16:42,485
‫خب، به جز والی

384
00:16:42,487 --> 00:16:44,237
‫یعنی فقط به نظر من فکر خوبیه؟

385
00:16:44,239 --> 00:16:47,326
‫به نظر من فلش تعطیلات نمیره

386
00:16:47,328 --> 00:16:51,749
‫مخصوصاً با وجود این پوسته‌هایی که پیدا میشه

387
00:16:51,751 --> 00:16:54,302
‫راستی صحبت پوسته شد
‫خوشحالم بالاخره آماده شدی

388
00:16:54,304 --> 00:16:55,755
‫درباره‌شون صحبت کنی

389
00:16:55,757 --> 00:16:57,056
‫آیریس، من که بهت گفتم
‫نمیتونم چیزی

390
00:16:57,058 --> 00:16:59,927
‫درباره پرونده بهت بگم

391
00:16:59,929 --> 00:17:01,312
‫واقعاً؟

392
00:17:01,314 --> 00:17:03,899
‫آخه به من همچین چیزی نگفتن

393
00:17:03,901 --> 00:17:05,935
‫عجیبه. من فکر میکردم

394
00:17:05,937 --> 00:17:08,940
‫تو اومدی یه حرف‌هایی بزنی

395
00:17:08,942 --> 00:17:11,110
‫درسته، بری؟

396
00:17:11,112 --> 00:17:13,747
‫گفتم که، ریدمان شد

397
00:17:13,749 --> 00:17:15,617
‫خیلی‌خب، ببینین، من این دورهمی رو تدارک دیدم

398
00:17:15,619 --> 00:17:17,118
‫همه‌ش کار من بود، متاسفم

399
00:17:17,120 --> 00:17:19,171
‫آخه رفتار ما مثل یک تیم نیست

400
00:17:19,173 --> 00:17:21,041
‫و میخواستم اوضاع مثل سابق

401
00:17:21,043 --> 00:17:23,011
‫- درست بشه
‫- اگه میخواستی اوضاع رو درست کنی

402
00:17:23,013 --> 00:17:24,330
‫شاید بهتر بود برگردی به گذشته

403
00:17:24,332 --> 00:17:26,098
‫و جلوی مرگ برادرم رو بگیری

404
00:17:29,639 --> 00:17:32,691
‫تو میخوای برای نجات دانته
‫سیر زمانی رو تغییر بدم

405
00:17:32,693 --> 00:17:35,211
‫چرا باید همچین کاری بکنی؟
‫برادر تو که نیست

406
00:17:42,741 --> 00:17:44,575
‫نرم افزار فراانسان‌ها. باید بریم

407
00:17:58,347 --> 00:18:00,231
‫من رو یادته فلش؟

408
00:18:00,233 --> 00:18:02,184
‫کلاریس؟

409
00:18:06,177 --> 00:18:07,561
‫کلاریس؟

410
00:18:09,516 --> 00:18:11,183
‫اوهف پس یادته

411
00:18:11,185 --> 00:18:12,318
‫خوبه

412
00:18:12,407 --> 00:18:15,242
‫چون من هم تو رو یادمه

413
00:18:15,244 --> 00:18:17,445
‫- تو چطوری اومدی اینجا؟
‫- مهم نیست

414
00:18:17,447 --> 00:18:19,281
‫‏می‌بینی، چیزی که مهمه

415
00:18:19,283 --> 00:18:21,585
‫‏اینه که اون راز کوچولوت رو میدونم

416
00:18:21,587 --> 00:18:24,590
‫‏تو سیر زمانی رو تغییر دادی

417
00:18:24,592 --> 00:18:26,509
‫‏چون اگر ذهنم درست یاری کنه

418
00:18:26,511 --> 00:18:29,046
‫‏تنها تندرو در زندگی دیگه‌ی من

419
00:18:29,048 --> 00:18:32,050
‫‏غیر از خودم اون کید فلش بچه زرنگ بود

420
00:18:32,052 --> 00:18:36,106
‫تا وقتی که سر و کله‌ی تو پیدا
‫شد و همه چیز رو ازم گرفتی!

421
00:18:36,108 --> 00:18:37,809
‫‏من هیچ چیز رو ازت نگرفتم، کلاریس

422
00:18:37,811 --> 00:18:40,813
‫‏من فقط داشتم اوضاع رو

423
00:18:40,815 --> 00:18:42,232
‫به حالتی که باید می‌بود، ‏برمی‌گردوندم

424
00:18:42,234 --> 00:18:44,735
‫‏زندگی من باید اینطوری می بود!

425
00:18:44,737 --> 00:18:48,290
‫‏سالیان سال حس میکردم که جای یه چیزی کَمه

426
00:18:48,292 --> 00:18:49,659
‫‏و حالا دلیلش رو میدونم

427
00:18:49,661 --> 00:18:51,245
‫‏خب، معذرت میخوام

428
00:18:51,247 --> 00:18:52,913
‫‏قصدم این نبوده که این کارو باهات بکنم

429
00:18:52,915 --> 00:18:54,249
‫‏آره، خب، اما کردی

430
00:18:54,251 --> 00:18:57,170
‫‏و حالا اینجام

431
00:18:57,172 --> 00:19:00,091
‫‏رایول‌ی که دیده بودی، دوباره برگشته
‫[‏[بازی با کلمه ی رایول به معنای رقیب

432
00:19:04,900 --> 00:19:07,318
‫‏حرفم رو باور کن، فلش، این بار

433
00:19:07,320 --> 00:19:10,405
‫‏به راحتی نمیتونی زندگیم رو ازم بگیری

434
00:20:09,944 --> 00:20:11,861
‫‏به زور از شر زوم خلاص شدیم

435
00:20:11,863 --> 00:20:14,081
‫‏حالا سر و کله‌ی یه تندروی دیگه پیدا شده؟

436
00:20:14,083 --> 00:20:15,284
‫‏این بابا اصلا کی هست؟

437
00:20:15,286 --> 00:20:16,451
‫‏در این مورد کمک‌تون میکنم

438
00:20:16,453 --> 00:20:18,121
‫‏نتایج آزمایش لایه پوستی که بری

439
00:20:18,123 --> 00:20:19,372
‫‏امروز صبح برام آورده بود

440
00:20:19,374 --> 00:20:20,874
‫‏بالاخره آماده شد

441
00:20:20,876 --> 00:20:22,460
‫‏و خیلی عجیبه، چون هیچ...

442
00:20:22,462 --> 00:20:23,795
‫‏نشونه‌ای از ماده‌ی تاریک درش نیست

443
00:20:23,797 --> 00:20:25,965
‫‏اما خب اسپید فورس چرا

444
00:20:25,967 --> 00:20:27,501
‫‏اون لایه‌ی پوستی برای همین تندرو بوده؟

445
00:20:27,503 --> 00:20:29,387
‫‏اینطوری که معلومه آره.
‫‏اسمش...

446
00:20:29,389 --> 00:20:32,157
‫‏ادوارد کلاریسـه

447
00:20:32,159 --> 00:20:36,397
‫‏و یه جورایی بری درست میگه

448
00:20:36,399 --> 00:20:40,203
‫‏میشه چند لحظه باهات صحبت کنم؟

449
00:20:40,205 --> 00:20:41,621
‫‏آره

450
00:20:49,752 --> 00:20:51,252
‫‏فقط استار لبز نیست که به

451
00:20:51,254 --> 00:20:54,773
‫‏دوربین‌های امنیتی شهر دسترسی داره

452
00:20:54,775 --> 00:20:56,643
‫‏کاملاً مشخصه که این طرف تو رو میشناسه

453
00:20:56,645 --> 00:20:58,512
‫‏میخوای بگی قضیه چیه؟

454
00:20:58,514 --> 00:21:00,565
‫‏به همین خاطر بوده که این
‫‏اواخر رفتارت عجیب بوده...

455
00:21:00,567 --> 00:21:02,902
‫و سعی داشتی من و بابام
‫دوباره با هم صحبت کنیم

456
00:21:02,904 --> 00:21:05,939
‫‏به هر دوز و کلکی که شده ‏امشب
‫‏همه‌مون رو سر میز شام جمع کنی...

457
00:21:05,941 --> 00:21:08,744
‫‏چون داری یه چیزی رو ازمون مخفی میکنی

458
00:21:08,746 --> 00:21:11,031
‫‏باید بهم بگی قضیه چیه، بری

459
00:21:11,033 --> 00:21:14,002
‫‏همین الان

460
00:21:14,004 --> 00:21:16,288
‫‏و اگر هم دروغ بگی...

461
00:21:16,290 --> 00:21:20,628
‫‏رابطه‌ای که بین‌مون هست، به سرانجام نمیرسه

462
00:21:20,630 --> 00:21:23,215
‫‏حق با توئه، و، معذرت میخوام، من...

463
00:21:23,217 --> 00:21:25,802
‫‏باعث همه‌ی این اتفاقات شدم

464
00:21:25,804 --> 00:21:28,390
‫‏همه‌اش تقصیر من بوده و سعی
‫‏داشتم یه جوری درستش کنم

465
00:21:28,392 --> 00:21:33,814
‫‏اما فکر میکنم تنها یه جور میشه الان درستش کرد

466
00:21:33,816 --> 00:21:35,400
‫‏معذرت میخوام، آیریس

467
00:21:56,565 --> 00:21:57,732
‫‏فلش؟

468
00:21:57,734 --> 00:21:59,852
‫‏فلش

469
00:21:59,854 --> 00:22:03,323
‫‏بیا، اینها رو تنت کن

470
00:22:03,325 --> 00:22:04,942
‫‏باید با هم صحبت کنیم

471
00:22:13,790 --> 00:22:15,124
‫‏ما کجا هستیم؟

472
00:22:15,126 --> 00:22:18,628
‫‏موتورکار داینر در سنترال سیتی

473
00:22:18,630 --> 00:22:21,099
‫‏آره، منظورم این بود چه سالی؟

474
00:22:21,101 --> 00:22:24,020
‫‏۱۹۹۸

475
00:22:25,974 --> 00:22:27,525
‫‏اشکالی نداره یه چیزی بخوریم؟

476
00:22:27,527 --> 00:22:29,227
‫‏چون دارم از گرسنگی میمیرم.
‫‏گوشت گاو نمکی اینجا

477
00:22:29,229 --> 00:22:31,114
‫‏- رو دستش نیست
‫‏- دلیل اینکه منو از

478
00:22:31,116 --> 00:22:32,983
‫‏اسپید فورس کشیدی بیرون این بود؟

479
00:22:32,985 --> 00:22:34,318
‫‏- غذا بگیری برام؟
‫‏- چون داشتی

480
00:22:34,320 --> 00:22:35,653
‫‏دوباره بعد از بهم ریختن سیر زمانی

481
00:22:35,655 --> 00:22:38,824
‫‏اونو به حالت قبل برمیگردوندی

482
00:22:38,826 --> 00:22:39,993
‫‏آره، از موضوع خبر دارم

483
00:22:39,995 --> 00:22:41,746
‫‏- چطوری...
‫‏- بعد از

484
00:22:41,748 --> 00:22:45,334
‫‏اون واکنش غیرحرفه‌ایت وقتی که منو دیدی...

485
00:22:45,336 --> 00:22:49,890
‫‏هری تمام اتفاقاتی که با زوم و مادرت و

486
00:22:49,892 --> 00:22:52,561
‫‏پدرت تجربه کردی بهم گفت، به
‫‏همین خاطر منم تصمیم گرفتم

487
00:22:52,563 --> 00:22:55,232
‫‏چند وقتی حواسم بهت باشه

488
00:22:55,234 --> 00:22:58,269
‫‏- چیز دیگه‌ای هم بهت گفت؟
‫‏- آره

489
00:22:58,271 --> 00:23:00,406
‫‏اینکه همزاد پدرت هستم

490
00:23:00,408 --> 00:23:01,992
‫بابت این موضوع متاسفم

491
00:23:01,994 --> 00:23:04,362
‫‏میشه گفت... خیلی عجیبه

492
00:23:04,364 --> 00:23:08,334
‫‏و مطمئنم خیلی ناراحت کننده

493
00:23:08,336 --> 00:23:09,752
‫‏از دست دادن همچین عزیزی در زندگیت

494
00:23:09,754 --> 00:23:11,255
‫‏متوجه‌ام که چرا میخوای اونو از گذشته‌ات پاکش کنی

495
00:23:11,257 --> 00:23:13,375
‫‏آخه کی نمیخواد که جون والدینش رو نجات بده

496
00:23:13,377 --> 00:23:15,795
‫‏کاملاً متوجه این قضیه هستم، بری

497
00:23:15,797 --> 00:23:19,266
‫‏اما مساله اینجاست که، سفر در زمان

498
00:23:19,268 --> 00:23:20,885
‫‏پیامدهایی بدنبال خودش داره

499
00:23:20,887 --> 00:23:24,474
‫‏همه‌ی این حرفها رو قبلا هم شنیدم

500
00:23:24,476 --> 00:23:27,361
‫‏نه از زبان من

501
00:23:27,363 --> 00:23:30,232
‫‏من یه دکتری که فرضیه ی
‫‏علمی میده، نیستم، بری

502
00:23:30,234 --> 00:23:34,905
‫‏من هم مثل تو یه تندرو هستم، که در زمان سفر کرده

503
00:23:34,908 --> 00:23:39,913
‫‏و همین اشتباهاتی که الان ‏داری
‫مرتکب میشی رو مرتکب شده

504
00:23:39,915 --> 00:23:41,583
‫‏بیا، بذار یه چیزی نشونت بدم

505
00:23:41,585 --> 00:23:44,303
‫‏- خیلی‌خب، میدونی چیه؟
‫‏- اول ببین بعد مسخره کن

506
00:23:44,305 --> 00:23:46,923
‫‏- این فنجون قهوه که دستمه
‫‏- آهان، بله

507
00:23:46,925 --> 00:23:51,013
‫‏فکر کن پیوستار فضا زمان هست

508
00:23:51,015 --> 00:23:55,102
‫‏هر وقت که در زمان به گذشته سفر میکنی، میشکنه

509
00:23:58,025 --> 00:23:59,909
‫‏- واقعاً؟ آخه...
‫‏- حالا...

510
00:23:59,911 --> 00:24:03,113
‫،‏میتونی سیر زمانی رو به حالت اول برگردونی
‫‏میتونی اقدام به ترمیم اون بکنی

511
00:24:03,115 --> 00:24:07,169
‫‏اما  مهم نیست چقدر سخت تلاش کنی...

512
00:24:07,171 --> 00:24:10,173
‫‏هیچ‌وقت دیگه به حالت اول بر نمیگرده

513
00:24:10,175 --> 00:24:13,595
‫‏ببین، تمام این چیزهایی که

514
00:24:13,597 --> 00:24:15,214
‫‏قبلاً نمیدونستم رو یاد گرفتم، باشه؟

515
00:24:15,216 --> 00:24:16,716
‫‏- اما قرار نیست همون...
‫‏- اشتباهات

516
00:24:16,718 --> 00:24:18,886
‫‏آره، این چیزی که الان گفتی رو داشته باش

517
00:24:18,888 --> 00:24:20,355
‫‏این دقیقاً مغایر سفر در زمان

518
00:24:20,357 --> 00:24:21,691
‫‏و مغایر معنای زندگی هست

519
00:24:21,693 --> 00:24:23,810
‫‏یعنی میگم ای کاش چیزی که الان
‫‏میدونم رو اون موقع میدونستم

520
00:24:23,812 --> 00:24:26,481
‫‏اگر نتونم به زمان خودم برم و چیزی
‫که خرابش کردم رو ترمیم نکنم

521
00:24:26,483 --> 00:24:28,651
‫پس داشتن این قدرتها به چه کار میاد؟

522
00:24:28,653 --> 00:24:30,820
‫‏ما خدا نیستیم، انسانیم

523
00:24:30,822 --> 00:24:32,657
‫‏که به هر دلیلی که بوده، قابلیت‌های

524
00:24:32,659 --> 00:24:35,827
‫‏فوق‌العاده‌ای بهش داده شده

525
00:24:35,829 --> 00:24:40,167
‫سوالی که باید از خودت بپرسی

526
00:24:40,169 --> 00:24:43,004
‫‏اینه که چجور قهرمانی میخوای باشی؟

527
00:24:43,006 --> 00:24:45,341
‫‏یعنی فقط میخوای هربار که یه اشتباه میکنی

528
00:24:45,343 --> 00:24:47,260
‫‏برگردی به قبل از اون و از اول
‫‏به یه نحو دیگه انجامش بدی؟

529
00:24:47,262 --> 00:24:51,900
‫‏یا باهاشون کنار میای و رو به جلو پیش میری؟

530
00:25:05,262 --> 00:25:06,212
‫‏بری کجاست؟

531
00:25:08,384 --> 00:25:11,969
‫‏باید یه چیزی رو بهتون بگم

532
00:25:11,971 --> 00:25:13,522
‫‏حقیقت رو

533
00:25:13,524 --> 00:25:15,859
‫‏حقیقت در مورد چی؟

534
00:25:15,861 --> 00:25:17,862
‫،‏خیلی‌خب...

535
00:25:17,864 --> 00:25:20,032
‫‏بعد از اینکه زوم پدرم رو کشت

536
00:25:20,034 --> 00:25:24,421
‫،بعد از اینکه شکستش دادیم...

537
00:25:24,423 --> 00:25:26,491
‫‏اوضاع خیلی خوبی نداشتم

538
00:25:26,493 --> 00:25:29,578
‫‏و حس کردم تنها راهی که میتونم اونو درستش کنم

539
00:25:29,580 --> 00:25:34,302
‫‏اینه که به گذشته برگردم و مادرم رو نجات بدم

540
00:25:34,304 --> 00:25:37,340
‫‏تو جلوی فلش معکوس رو از کشتن مادرت گرفتی؟

541
00:25:37,342 --> 00:25:38,842
‫‏آره

542
00:25:38,844 --> 00:25:41,563
‫‏صبرکن، الان زنده‌ست؟

543
00:25:41,565 --> 00:25:44,934
‫‏زنده بود. چند ماه رو

544
00:25:44,936 --> 00:25:46,854
‫‏در کنار اون و پدرم زندگی کردم

545
00:25:46,856 --> 00:25:48,523
‫‏به کل یه زندگی متفاوتی داشتم

546
00:25:48,525 --> 00:25:50,526
‫حتی بیشتر اون مدت رو فلش نبودم

547
00:25:50,528 --> 00:25:51,744
‫‏متوجه نمیشم

548
00:25:51,746 --> 00:25:53,914
‫‏یعنی یه زندگی کاملا متفاوت رو ساختی

549
00:25:53,916 --> 00:25:56,617
‫‏اصلا چطور همچین چیزی امکان داره؟

550
00:25:58,289 --> 00:26:01,124
‫‏خیلی‌خب...

551
00:26:01,126 --> 00:26:05,882
‫‏این سیر زمانی هست...

552
00:26:05,884 --> 00:26:09,803
‫‏این نقطه‌ای هست که در حال حاضر درش هستیم

553
00:26:09,805 --> 00:26:13,392
‫‏این هم نقطه‌‌ای هست که مادرم در اون کشته شد

554
00:26:13,394 --> 00:26:19,318
‫،‏وقتی که مادرم رو نجات دادم
‫‏یک هستی جدید رو شکل دادم

555
00:26:19,320 --> 00:26:21,069
‫‏یک سیر زمانی جدید

556
00:26:21,071 --> 00:26:23,156
‫‏- در واقع در یک..
‫‏- دنیای موازی زندگی میکردی

557
00:26:23,158 --> 00:26:26,128
‫‏ظاهراً بهش میگن فلش‌پوینت

558
00:26:26,130 --> 00:26:28,581
‫‏اما تصمیم گرفتی اونو ترکش کنی. چرا؟

559
00:26:28,583 --> 00:26:30,467
‫‏یک دفعه همه چیز داشت از کنترل خارج میشد

560
00:26:30,469 --> 00:26:32,469
‫‏این آدم، کلاریس

561
00:26:32,471 --> 00:26:34,205
‫‏تو اون زندگیم هم تندرو بود

562
00:26:34,207 --> 00:26:35,875
‫‏اون رو به اسم رایول میشناختن

563
00:26:35,877 --> 00:26:37,544
‫‏کلی مشکل ساز شده بود

564
00:26:37,546 --> 00:26:40,548
‫‏به همین خاطر...

565
00:26:40,550 --> 00:26:46,440
‫‏تصمیم گرفتم دوباره به عقب برگردم و اجازه بدم

566
00:26:46,442 --> 00:26:49,561
‫‏اتفاقات همونطوری که باید شکل بگیره، به این امید که...

567
00:26:49,563 --> 00:26:52,649
‫‏سیر زمانی به حالت اولش برگرده، اما...

568
00:26:52,651 --> 00:26:54,736
‫‏- اما چی؟
‫‏- اما...

569
00:26:54,738 --> 00:26:59,492
‫‏وقتی که برگشتم، اوضاع مثل قبل نبود

570
00:26:59,494 --> 00:27:04,416
‫‏منظورت اطرافیانت هست. مثل ماها

571
00:27:04,418 --> 00:27:06,085
‫‏آره، آره

572
00:27:06,087 --> 00:27:11,009
‫‏در واقع یه سیر زمانی دیگه رو شکل دادم

573
00:27:11,011 --> 00:27:12,929
‫‏همین سیر زمانی که الان درش هستیم

574
00:27:12,931 --> 00:27:15,432
‫‏به پای اون سیر زمانی دیگه نمیرسه

575
00:27:15,434 --> 00:27:17,268
‫‏نه اونقدر متفاوت، اما یه جورایی

576
00:27:17,270 --> 00:27:19,822
‫تفاوتهای کم ‏و مهمی هم داره

577
00:27:19,824 --> 00:27:21,942
‫‏چیزهای متفاوتی در مورد شماها و باقی اطرافیانم

578
00:27:21,944 --> 00:27:27,115
‫‏و اینطوری هم معلومه دیگه نمیتونم
‫‏به حالت سابق برش گردونم

579
00:27:33,043 --> 00:27:36,262
‫‏بری، تحمل این چیزها خیلی سخته

580
00:27:36,264 --> 00:27:38,548
‫‏آره، دقیقا

581
00:27:38,550 --> 00:27:41,269
‫‏من و پدرم در زندگی دیگه

582
00:27:41,271 --> 00:27:43,305
‫‏با هم رابطه‌ی خوبی داشتیم، مگه نه؟

583
00:27:43,307 --> 00:27:45,108
‫‏به همین خاطر به سختی تلاش میکردی

584
00:27:45,110 --> 00:27:46,944
‫‏که دوباره با هم صحبت کنیم

585
00:27:46,946 --> 00:27:50,233
‫‏خیلی‌خب، اینم بهتون بگم که اگر دوست داشتین

586
00:27:50,235 --> 00:27:53,037
‫‏میتونم بهتون بگم که چه چیزهایی
‫‏از زندگی‌تون شکل متفاوتی هم داره

587
00:27:53,039 --> 00:27:55,807
‫‏اما خب باید با این تفاوتها زندگی کنین

588
00:27:55,809 --> 00:27:58,127
‫‏چون نمیتونم دوباره عوض‌شون کنم

589
00:27:58,129 --> 00:28:00,297
‫‏اما خب حداقل میدونین که
‫‏جنبه‌ی متفاوتی هم هست

590
00:28:00,299 --> 00:28:02,717
‫‏و همه‌تون لایق این انتخاب هستین

591
00:28:02,719 --> 00:28:06,673
‫‏پس با خودت تصمیم گرفتی و دیدی اشکالی نداره

592
00:28:06,675 --> 00:28:10,595
‫‏وقتی که کسی رو تو زندگیت از دست
‫‏میدی، مسیر زندگیت رو تغییر بدی

593
00:28:10,597 --> 00:28:15,185
‫‏اما حالا اونی که کسی رو از دست داده منم...

594
00:28:20,161 --> 00:28:21,745
‫‏میرم باهاش صحبت کنم

595
00:28:27,421 --> 00:28:28,371
‫‏هی

596
00:28:31,544 --> 00:28:33,378
‫‏رو چی کار میکنی؟

597
00:28:35,850 --> 00:28:39,387
‫‏دستکش‌های آهنی لباسم

598
00:28:39,389 --> 00:28:41,774
‫‏احتمالا چیزی در موردش ندونی
‫[‏[چون در زندگی دیگه‌اش هنوز لباسی برای خودش طراحی نکرده

599
00:28:41,776 --> 00:28:44,728
‫‏- درسته؟
‫‏- واقعاً دارم تلاش میکنم، سیسکو

600
00:28:44,730 --> 00:28:47,900
‫‏بری، کسی که داره تلاش میکنه منم

601
00:28:47,902 --> 00:28:49,818
‫‏کل این مدت تلاش میکردم

602
00:28:49,820 --> 00:28:52,540
‫‏که مجبورت کنم این یه کارو برای من انجام بدی

603
00:28:52,542 --> 00:28:54,576
‫‏اما همیشه میگی، "نه، سیسکو

604
00:28:54,578 --> 00:28:57,747
‫‏نمیتونم سیسکو.
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمیکنم، سیسکو

605
00:28:57,749 --> 00:28:59,216
‫‏اونوقت الان داری میگی همچین کاری رو برای خودت

606
00:28:59,218 --> 00:29:01,386
‫‏- انجام دادی؟
‫‏- اصلاً اونجا گوش میکردی؟

607
00:29:01,388 --> 00:29:03,304
‫‏اوضاع بد پیش رفت. خیلی بد

608
00:29:03,306 --> 00:29:06,093
‫‏برام مهم نیست!

609
00:29:06,095 --> 00:29:08,596
‫‏حداقل الان برادرم پیشم بود

610
00:29:08,598 --> 00:29:10,399
‫‏آره، برادرت پیشت بود

611
00:29:10,401 --> 00:29:13,770
‫‏اما به خاطرش ممکن بود به همین شدت

612
00:29:13,772 --> 00:29:15,272
‫‏بلایی که سر دانته اومد، اتفاق دیگه‌ای

613
00:29:15,274 --> 00:29:17,109
‫‏برای یه نفر دیگه بیفته و باور کن

614
00:29:17,111 --> 00:29:20,913
‫‏اصلاً دلت نمیخواد که وجدانت
‫‏درگیر همچین قضیه‌ای بشه

615
00:29:20,915 --> 00:29:23,283
‫‏تحمل بار مسئولیت این قضیه خیلی سخته

616
00:29:27,291 --> 00:29:32,798
‫‏و نمیدونم هم چند بار تابحال اینو گفتم، اما...

617
00:29:32,800 --> 00:29:35,051
‫‏واقعاً در مورد دانته متاسفم، رفیق

618
00:29:36,973 --> 00:29:39,024
‫‏تاسف دردی رو دوا نمیکنه

619
00:29:39,026 --> 00:29:42,945
‫‏نه، تغییر نمیده، اما خب نمیتونم به عقب برگردم

620
00:29:42,947 --> 00:29:45,984
‫‏نمیتونم تغییرش بدم

621
00:29:45,986 --> 00:29:48,037
‫‏فقط میتونم رو به جلو پیش برم

622
00:29:50,292 --> 00:29:52,543
‫‏امیدوارم تو هم بتونی همین کارو بکنی

623
00:30:07,851 --> 00:30:10,820
‫‏هی، به کمکت نیاز دارم

624
00:30:10,822 --> 00:30:12,989
‫‏چهار کلمه‌ای که بیشتر اوقات

625
00:30:12,991 --> 00:30:15,193
‫‏از زبانت میشنوم، بری

626
00:30:15,195 --> 00:30:17,830
‫"‏هم اون و هم "از این طرف متنفرم

627
00:30:17,832 --> 00:30:19,332
‫‏که خب باید بگم این حس دو طرفه‌ست...

628
00:30:19,334 --> 00:30:21,118
‫‏خیلی‌خب...

629
00:30:21,120 --> 00:30:22,203
‫‏ممکنه برات سخت باشه

630
00:30:22,205 --> 00:30:23,872
‫‏اما فقط یه لحظه

631
00:30:23,874 --> 00:30:27,043
‫‏ازت میخوام تصور کنی که با
‫هم دوستهای صمیمی هستیم

632
00:30:27,045 --> 00:30:28,378
‫‏محاله

633
00:30:28,380 --> 00:30:31,683
‫‏- با هم دوستانه برخورد کنیم
‫‏- که برابر با رقابت کردنه، بری

634
00:30:31,685 --> 00:30:33,469
‫‏اما خب یه امتحانی می‌کنیم

635
00:30:33,471 --> 00:30:35,939
‫‏چی میخوای؟
‫‏میخوام گزارشی که برای یکی از اون

636
00:30:35,941 --> 00:30:37,725
‫‏- لایه‌های پوستی نوشتی رو بخونم
‫‏- کدوم؟

637
00:30:37,727 --> 00:30:39,945
‫‏موردی که امروز صبح بود. ادوارد کلاریس

638
00:30:39,947 --> 00:30:42,482
‫‏- ادوارد کلاریس؟
‫‏- آره

639
00:30:42,484 --> 00:30:45,069
‫‏- چرا؟
‫‏- ممکنه تو یه پرونده

640
00:30:45,071 --> 00:30:46,905
‫‏که دارم روش کار میکنم به کارم بیاد

641
00:30:49,244 --> 00:30:52,213
‫‏خب، بخوام خلاصه بگم

642
00:30:52,215 --> 00:30:55,217
‫‏اسیدهای هیالورونیکِ درش بیشتر از حد نرمال بودن

643
00:30:55,219 --> 00:30:57,387
‫‏افت هورمون‌های جنسی
‫‏به طور غیرمعمولی کم بود

644
00:30:57,389 --> 00:30:59,006
‫میزان بازیابی ‏بافت سلولی هم

645
00:30:59,008 --> 00:31:01,008
‫‏به نظر خیلی تعجب برانگیز بوده

646
00:31:01,010 --> 00:31:02,261
‫‏یکم نسبت به

647
00:31:02,263 --> 00:31:03,563
‫لایه‌ی پوستی قبلی‌ای که پیدا کرده بودیم متفاوته

648
00:31:03,565 --> 00:31:04,764
‫‏- دیگه همینها
‫‏- میشه...

649
00:31:04,766 --> 00:31:06,600
‫‏منم یه نگاهی بهش بندازم؟

650
00:31:06,602 --> 00:31:08,153
‫‏ببخشید، باید به گزارش نگاه کنم

651
00:31:08,155 --> 00:31:11,107
‫‏تا چیزی که دنبالش هستم رو پیدا کنم

652
00:31:11,109 --> 00:31:13,277
‫‏- حتماً
‫‏- عالیه، ممنون

653
00:31:15,949 --> 00:31:18,534
‫‏صبرکن ببینم، چرا اینجا نوشته که محل رویت جسد

654
00:31:18,536 --> 00:31:22,373
‫‏ویلیام‌سون بوده در صورتی که
‫‏سمت اسکله‌ی لی‌وود پیدا شده بود؟

655
00:31:22,375 --> 00:31:24,426
‫‏جسد سر از لی‌وود درآورده

656
00:31:24,428 --> 00:31:25,929
‫‏امروز صبح جریان آب قوی بوده

657
00:31:25,931 --> 00:31:28,632
‫‏احتمالش قویه که از سمت ویلیام‌سون اومده باشه

658
00:31:28,634 --> 00:31:31,803
‫‏یه جاهایی نزدیک کارخانه‌ی قدیمی چوب‌بری

659
00:31:31,805 --> 00:31:33,222
‫‏- کارت تمومه؟
‫‏- آره، آره

660
00:31:33,224 --> 00:31:35,892
‫‏ممنون

661
00:31:38,031 --> 00:31:39,648
‫‏دوباره منو پیدا کردی، فلش

662
00:31:39,650 --> 00:31:41,735
‫‏به خودم میگفتم این بار چقدر ‏طول میکشه

663
00:31:41,737 --> 00:31:44,155
‫‏-  تا منو پیدا کنی
‫‏- خیلی کار سختی نبود

664
00:31:44,157 --> 00:31:45,874
‫‏میبینم که اون دوست کوچولوت رو با خودت

665
00:31:45,876 --> 00:31:48,294
‫‏- نیاوردی
‫‏- نه خیر

666
00:31:48,296 --> 00:31:51,165
‫‏- فقط خودمم
‫‏- خیلی بد شد

667
00:31:51,167 --> 00:31:52,601
‫‏چون من دوستم رو آوردم

668
00:31:59,229 --> 00:32:01,146
‫‏راستی فلش؟ یه...

669
00:32:01,148 --> 00:32:03,350
‫‏یکم هم پاهات بلرزه
‫‏خیلی هم بیجا نیست

670
00:32:10,815 --> 00:32:13,784
‫‏- خب؟
‫‏- اون زندگی‌هامون رو تغییر داده، آیریس

671
00:32:13,786 --> 00:32:15,370
‫‏و اونو مثل یه راز ازمون مخفی کرد

672
00:32:15,372 --> 00:32:17,289
‫‏ازمون میخوای با این قضیه مشکلی نداشته باشیم؟

673
00:32:17,291 --> 00:32:19,793
‫‏والی، من فقط میگم اون مرتکب یه اشتباه شده

674
00:32:19,795 --> 00:32:23,465
‫‏- آره، همینطوره
‫‏- سیسکو، ماها همگی

675
00:32:23,467 --> 00:32:26,219
‫‏برای محافظت از عزیزان‌مون مرتکب اشتباه میشیم

676
00:32:26,221 --> 00:32:29,490
‫‏خودت تو مثلاً برای محافظت از جون برادرت

677
00:32:29,492 --> 00:32:31,459
‫‏به کاپتان کولد گفتی که بری همون فلشـه

678
00:32:31,461 --> 00:32:34,364
‫قبول، بهترین لحظه‌ی تصمیم‌گیری من نبوده

679
00:32:34,366 --> 00:32:37,202
‫‏منم حرفم همینه. بحث تصمیمی هست

680
00:32:37,204 --> 00:32:38,771
‫‏که در یک لحظه گرفته شده

681
00:32:38,773 --> 00:32:41,658
‫‏لحظه‌ی بسیار ناراحت‌کننده

682
00:32:41,660 --> 00:32:43,794
‫‏نگاه، بچه‌ها، ماها مثل خانواده‌ی هم میمونیم، قبول؟

683
00:32:43,796 --> 00:32:46,048
‫‏و بعضی وقتها اعضای خانواده بخاطر اشتباه دیگری

684
00:32:46,050 --> 00:32:47,967
‫‏از دست هم عصبانی میشن

685
00:32:47,969 --> 00:32:49,502
‫‏خودم خوب میدونم یعنی چی

686
00:32:49,504 --> 00:32:52,307
‫‏اما همدیگه رو هم می‌بخشن

687
00:32:52,309 --> 00:32:54,760
‫‏چون بعد از یه مدت که بس میکنی

688
00:32:54,762 --> 00:32:56,563
‫‏و در موردش فکر میکنی
‫‏میبینی که احمقانه‌ست

689
00:33:03,692 --> 00:33:07,445
‫‏بچه‌ها، حق با آیریسـه

690
00:33:07,447 --> 00:33:09,648
‫‏ماها همگی رازهایی داریم

691
00:33:09,650 --> 00:33:12,586
‫‏ماها هم تابحال اشتباهاتی کردیم، اما...

692
00:33:12,588 --> 00:33:15,373
‫‏داریم در مورد بری صحبت میکنیم

693
00:33:16,878 --> 00:33:18,461
‫که ظاهراً بدجور تو دردسرـه

694
00:33:29,312 --> 00:33:31,229
‫‏و تو کی هستی؟

695
00:33:31,231 --> 00:33:34,985
‫‏من الکامی هستم

696
00:33:34,987 --> 00:33:37,706
‫‏خیلی‌خب، چی میخوای حالا؟

697
00:33:37,708 --> 00:33:41,645
‫‏به بقیه کمک میکنم تا به
‫‏استعداد حقیقی‌شون برسن...

698
00:33:41,647 --> 00:33:43,915
‫‏مثل اون

699
00:33:43,917 --> 00:33:45,417
‫‏اونوقت چرا داری این کارو میکنی؟

700
00:33:45,419 --> 00:33:48,471
‫‏چون دارم این دنیا رو آماده می‌کنم

701
00:33:51,511 --> 00:33:55,348
‫‏یادت میاد بار قبلی اینجا چه اتفاقی افتاد، فلش؟

702
00:33:55,350 --> 00:33:58,402
‫‏همون‌جایی هست که من مُردم

703
00:34:00,908 --> 00:34:04,661
‫‏و اصلاً نمیخوام شانس دومی که
‫‏بهم داده شده رو از دست بدم

704
00:34:04,663 --> 00:34:09,284
‫‏این بار میخوام بهت نشون بدم
‫‏کی سریع‌ترین انسان دنیاست

705
00:34:12,008 --> 00:34:15,510
‫‏بری؟
‫‏بری!

706
00:34:15,512 --> 00:34:17,764
‫‏وسایل ارتباطیش کار نمیکنه

707
00:34:17,766 --> 00:34:20,050
‫‏اون سمت پرسکات میل هست

708
00:34:20,052 --> 00:34:22,520
‫‏اون که همین نزدیکی‌هاست

709
00:34:22,522 --> 00:34:23,973
‫‏باید یه کاری بکنیم

710
00:34:38,630 --> 00:34:41,131
‫‏هنوز اونطور که باید بهت خوش نگذشته، فلش؟

711
00:34:41,133 --> 00:34:42,416
‫‏چون من که حسابی دارم حال میکنم

712
00:34:50,346 --> 00:34:51,379


713
00:34:56,522 --> 00:34:57,438


714
00:35:04,704 --> 00:35:08,291
‫‏وقتشه دنبال یه رقیب جدید باشم

715
00:35:12,215 --> 00:35:13,932
‫‏از رفیق من فاصله بگیر

716
00:35:44,395 --> 00:35:46,229
‫‏ممنون

717
00:35:46,231 --> 00:35:48,766
‫‏شرمنده دیر شد

718
00:35:48,768 --> 00:35:50,602
‫‏کاملا به موقع بود

719
00:35:58,009 --> 00:36:00,094
‫‏هیچی. هیچ اثری از الکامی نیست

720
00:36:00,096 --> 00:36:01,346
‫‏اثری از یه فرا انسان راهب نقاب‌دار نیست

721
00:36:01,348 --> 00:36:02,814
‫‏- حتی شبیه‌اش هم نیست
‫‏- من هم

722
00:36:02,816 --> 00:36:05,519
‫‏هیچ اسم مستعار آشنایی
‫‏تو سوابق پلیس پیدا نکردم

723
00:36:05,521 --> 00:36:08,289
‫‏و کلاریس هم لام تا کام حرف نمیزنه

724
00:36:08,291 --> 00:36:10,493
‫‏خیلی‌خب، بازم بهش فشار بیارین.
‫‏الکامی کسی هست که

725
00:36:10,495 --> 00:36:12,829
‫‏- سرعت کلاریس رو بهش برگردوند
‫‏- اینطوری که باید یه دکتری چیزی

726
00:36:12,831 --> 00:36:14,365
‫‏باشه، اینطور فکر نمیکنی؟

727
00:36:14,367 --> 00:36:16,368
‫‏دست بردارین، طوری وانمود
‫"نکنین که اسم "دکتر الکامی

728
00:36:16,370 --> 00:36:18,003
‫‏به طرف نمیاد

729
00:36:18,005 --> 00:36:20,089
‫‏خیلی‌خب، پس. به همین خاطر هست که

730
00:36:20,091 --> 00:36:21,876
‫‏هیچ ردی از ماده‌ی تاریک رو در سلولهاش پیدا نکردیم

731
00:36:21,878 --> 00:36:24,045
‫‏اون قدرتهاش رو از شتاب‌دهنده‌ی ذره‌ای نگرفته

732
00:36:24,047 --> 00:36:26,549
‫‏در اصل از الکامی بهش رسیده

733
00:36:26,551 --> 00:36:27,551
‫‏چی شد؟

734
00:36:27,553 --> 00:36:29,386
‫‏دکتر الکامی

735
00:36:29,388 --> 00:36:32,358
‫‏چطوری تونسته این کارو بکنه؟

736
00:36:32,360 --> 00:36:34,394
‫‏نمیدونم، اما باید بفهمیم

737
00:36:34,396 --> 00:36:35,896
‫‏چون باز هم اونو خواهیم دید

738
00:36:35,898 --> 00:36:39,234
‫‏الکامی... دکتر الکامی گفت که

739
00:36:39,236 --> 00:36:40,602
‫‏داره این دنیا رو آماده میکنه

740
00:36:40,604 --> 00:36:42,071
‫‏- دنیا رو آماده میکنه؟
‫‏- اوهوم

741
00:36:42,073 --> 00:36:44,041
‫‏برای چی؟ ظهور مجدد عیسی یا فلان؟

742
00:36:44,043 --> 00:36:47,045
‫‏فکر میکنم هر کس که در فلش‌پوینت قدرت داشته

743
00:36:47,047 --> 00:36:49,415
‫‏قراره دوباره قدرتش رو پس بگیره

744
00:36:49,417 --> 00:36:51,552
‫‏خب، همین الانش هم ۴ لایه‌ی پوستی دیگه پیدا کردیم

745
00:36:51,554 --> 00:36:53,421
‫‏که یعنی در حال حاضر حداقل همین تعداد

746
00:36:53,423 --> 00:36:55,057
‫‏داره تو سنترال سیتی ول میچرخه

747
00:36:55,059 --> 00:36:56,593
‫‏باید قبل از اینکه زندگی افراد بیشتری رو تغییر بده

748
00:36:56,595 --> 00:36:57,761
‫‏پیداش کنیم

749
00:36:57,763 --> 00:36:59,931
‫‏حالا که بحث تغییر زندگی شد

750
00:36:59,933 --> 00:37:03,102
‫،‏ما با هم در موردش صحبت کردیم، بری
‫‏و نمیخوایم بدونیم که

751
00:37:03,104 --> 00:37:06,073
‫‏زندگی‌مون در فلش‌پوینت چه شکلی بوده

752
00:37:06,075 --> 00:37:07,792
‫‏مطمئنین؟

753
00:37:07,794 --> 00:37:10,112
‫‏به قول حرفهای خردمندانه‌ی هری

754
00:37:10,114 --> 00:37:12,332
‫"‏"فایده‌اش کجاست، آلن؟

755
00:37:12,334 --> 00:37:13,617
‫‏من باید برگردم اداره

756
00:37:13,619 --> 00:37:16,288
‫‏سر راه یه سر هم بریم کافه جیترز؟

757
00:37:16,290 --> 00:37:18,425
‫‏آره، مهمون من

758
00:37:18,427 --> 00:37:20,928
‫‏عالیه. پس منم میام

759
00:37:24,351 --> 00:37:29,941
‫‏داشتم به این فکر میکردم که خیلی خوب بود

760
00:37:29,943 --> 00:37:31,643
‫‏که دیشب یه نفر دیگه هم کنارم بود

761
00:37:31,645 --> 00:37:32,895
‫‏و نمیدونم، شاید بتونیم

762
00:37:32,897 --> 00:37:35,565
‫‏هر از گاهی از این کارها بکنیم

763
00:37:35,943 --> 00:37:36,898
‫‏فعلاً که قبل از اون

764
00:37:37,287 --> 00:37:39,822
‫‏درگیر چیزهای دیگه هستم

765
00:37:41,326 --> 00:37:42,409
‫‏آره

766
00:37:47,636 --> 00:37:50,004
‫شاید یه روزی

767
00:37:50,006 --> 00:37:52,223
‫‏معرکه میشه

768
00:37:55,480 --> 00:37:57,014
‫‏خوشحالم میبینم که همه چیز

769
00:37:57,016 --> 00:37:58,650
‫‏کم کم داره به حالت قبلش برمیگرده

770
00:37:58,652 --> 00:38:01,720
‫‏آره. البته...

771
00:38:01,722 --> 00:38:03,189
‫‏تقریباً

772
00:38:03,191 --> 00:38:04,941
‫‏چیزی نیست که نگرانش باشی، کیت

773
00:38:04,943 --> 00:38:07,279
‫‏راستش در مورد همه فکر کردم، تو تنها کسی هستی

774
00:38:07,281 --> 00:38:10,833
‫‏که تغییر سیر زمانی خیلی رو زندگیت تاثیر نداشته

775
00:38:10,835 --> 00:38:14,172
‫‏یعنی میگم مگه اینکه شغل دومی

776
00:38:14,174 --> 00:38:15,423
‫‏مثل چشم پزشکی داشته باشی

777
00:38:15,425 --> 00:38:17,793
‫‏- چی چی؟
‫‏- شوخی کردم، هیچی

778
00:38:17,795 --> 00:38:20,180
‫‏یه شوخی فلش‌پوینتی بود.
‫‏بعداً می‌بینمت

779
00:38:35,454 --> 00:38:36,738
‫‏- اون دیگه چیه؟
‫‏- گزارش کامل شده‌ی

780
00:38:36,740 --> 00:38:39,075
‫‏ادوارد کلاریسـه

781
00:38:39,077 --> 00:38:40,877
‫‏یا بهتره بگم رایول؟

782
00:38:40,879 --> 00:38:42,329
‫‏حداقل چیزی هست که فلش دیشب

783
00:38:42,331 --> 00:38:44,415
‫موقع بردن اون به آیرن هایتز صداش کرد

784
00:38:44,417 --> 00:38:45,718
‫‏گفتم شاید دلت بخواد

785
00:38:45,720 --> 00:38:46,885
‫‏ببینیش

786
00:38:46,887 --> 00:38:48,338
‫‏میدونی، تا کار اون یکی پرونده‌ات راه بیفته

787
00:38:48,340 --> 00:38:52,394
‫‏راستش کاشف بعمل اومد که هیچ ارتباطی بهم نداشتن

788
00:38:52,396 --> 00:38:53,930


789
00:38:53,932 --> 00:38:55,248
‫‏میدونی، باید ازت یه چیزی رو بپرسم

790
00:38:55,250 --> 00:38:56,483
‫‏هان؟

791
00:38:56,485 --> 00:38:59,187
‫‏- اسمش رو از کجا میدونستی؟
‫‏- چی؟

792
00:38:59,189 --> 00:39:01,107
‫‏دیروز، اومدی پیش من

793
00:39:01,109 --> 00:39:04,027
‫‏و گزارش ادوارد کلاریس رو میخواستی، در صورتی که من

794
00:39:04,029 --> 00:39:07,533
‫‏بهت نگفته بودم اون لایه‌ی
‫پوستی برای کی بوده، که یعنی

795
00:39:07,535 --> 00:39:13,290
‫‏موقعی که سر و کله‌ات تو صحنه
‫‏جرم پیدا شده بود یه نمونه کِش رفتی

796
00:39:13,292 --> 00:39:15,844
‫‏چطوری این کارو کردی؟

797
00:39:15,846 --> 00:39:20,635
‫‏- من...
‫‏- عجب

798
00:39:20,637 --> 00:39:24,106
‫‏واقعاً خوب تو نقش آدم خوب بودن فرو رفتی، مگه نه؟

799
00:39:24,108 --> 00:39:27,779
‫‏همه هم باورشون میشه

800
00:39:27,781 --> 00:39:33,119
‫‏اما یه جای کارت میلنگه، آلن

801
00:39:33,121 --> 00:39:38,043
‫‏بقیه متوجه نیستن، اما من چرا

802
00:39:38,045 --> 00:39:40,998
‫‏- واقعاً؟
‫‏- آره

803
00:39:41,000 --> 00:39:44,836
‫‏واقعاً میدونی چرا ازت خوشم نمیاد، مگه نه؟

804
00:39:47,342 --> 00:39:49,510
‫چون باورت ندارم

805
00:39:49,512 --> 00:39:52,848
‫‏و از چیزهایی که باورشون ندارم خوشم نمیاد

806
00:39:56,689 --> 00:40:00,576
‫‏فردا می‌بینمت، هم اتاقی

807
00:40:06,786 --> 00:40:08,537
‫‏- سلام
‫‏- سلام

808
00:40:08,539 --> 00:40:11,959
‫‏علیکم

809
00:40:11,961 --> 00:40:14,713
‫‏خدا خدا میکردم اینجا باشی

810
00:40:14,715 --> 00:40:18,101
‫‏آره. من و بابا همین چند دقیقه پیش

811
00:40:18,103 --> 00:40:19,353
‫حسابی از خجالت ‏ماکارونی مادربزرگ استر دراومدیم

812
00:40:19,355 --> 00:40:21,640
‫‏برای من هم چیزی گذاشتین؟

813
00:40:21,642 --> 00:40:23,392
‫‏سرعتت کم شده، فلش

814
00:40:29,320 --> 00:40:31,186
‫‏پس شماها با هم...؟

815
00:40:34,210 --> 00:40:35,960
‫‏رابطه‌مون خوبه

816
00:40:39,251 --> 00:40:43,838
‫‏مطمئنی نمیخوای از سیر زمانی دیگه چیزی بدونی؟

817
00:40:43,840 --> 00:40:48,395
‫‏نه، فکر میکنم، تو ذهنم، هر جا که بری

818
00:40:48,397 --> 00:40:50,765
‫‏آخر همون بری خودمونی

819
00:40:50,767 --> 00:40:52,601
‫‏و منم همون آیریس

820
00:40:55,440 --> 00:40:57,525
‫‏و همیشه همدیگه رو پیدا خواهیم کرد

821
00:41:32,561 --> 00:41:34,912
‫‏شکست خوردی

822
00:41:40,423 --> 00:41:43,925
‫‏شکست خوردی، کلاریس

823
00:41:43,927 --> 00:41:46,512
‫‏معذرت میخوام. خواهش میکنم...

824
00:41:46,514 --> 00:41:50,318
‫‏یه فرصت دیگه بهم بده

825
00:41:50,320 --> 00:41:52,238
‫‏الکامی!

826
00:41:52,240 --> 00:41:54,524
‫‏نه، نه، نه، نه، نه

827
00:41:55,644 --> 00:41:58,230
‫نه!

828
00:41:58,231 --> 00:42:07,235
‫ترجمه از محـمـد امـیـر و کـیـانـوش
‫M.Amir & Kianoosh_۹۳

829
00:42:07,235 --> 00:42:19,240
‫ارائه‌ای از تیم‌های ترجمه نایت مووی و تی‌وی ورلد
‫NightMovie & TvWorld

830
00:42:19,264 --> 00:42:21,264
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

