‫﻿۱
00:00:02,560 --> 00:00:04,225
‫اسم من بری آلنـه

2
00:00:04,225 --> 00:00:06,348
‫‏و من سریع‌ترین انسان دنیام

3
00:00:06,510 --> 00:00:09,231
‫‏از نظر مردم، یه تحلیل‌گر جنایی معمولی هستم

4
00:00:09,231 --> 00:00:11,974
‫‏اما مخفیانه با کمک دوستانم ‏در آزمایشگاه استار

5
00:00:11,974 --> 00:00:14,999
‫به مبارزه با جرم و جنایت و پیدا کردنِ
‫سایر فراانسان‌هایِ مثل خودم می‌پردازم

6
00:00:15,690 --> 00:00:18,056
‫بعد از شکست دادن زوم و نجات جهان‌های موازی

7
00:00:18,066 --> 00:00:19,133
‫در زمان به عقب برگشتم

8
00:00:19,133 --> 00:00:21,793
‫و یه سیر زمانی جدید ساختم، فلش‌پوینت

9
00:00:21,793 --> 00:00:23,520
‫،سیر زمانی رو به وضع اولیه‌اش برگردوندم

10
00:00:23,520 --> 00:00:25,733
‫اما عجیب بود که اوضاع کاملا
‫به روال سابق برنگشته بود

11
00:00:25,733 --> 00:00:27,907
‫در واقع باعث ایجاد تهدیدهای جدیدی برای دنیا شدم

12
00:00:27,907 --> 00:00:30,436
‫و فقط من برای متوقف کردن‌شون سرعت لازم رو دارم

13
00:00:30,446 --> 00:00:32,515
‫من فـلـش ام

14
00:00:33,039 --> 00:00:34,869
‫آنچه در فـلـش گذشت...

15
00:00:34,869 --> 00:00:36,099
‫ماده تاریک به من اصابت کرد

16
00:00:36,099 --> 00:00:37,634
‫باید یه جوری رویِ من اثر گذاشته باشه

17
00:00:37,634 --> 00:00:38,779
‫میریم خونه

18
00:00:38,779 --> 00:00:39,975
‫در زمان به عقب برگشتم

19
00:00:39,975 --> 00:00:41,897
‫و یه سیر زمانی دیگه درست کردم

20
00:00:41,897 --> 00:00:43,072
‫والی؟

21
00:00:43,072 --> 00:00:44,259
‫والی؟ صدام رو میشنوی؟

22
00:00:44,259 --> 00:00:45,525
‫اسم من ادوارد کلاریس‌ـه

23
00:00:45,525 --> 00:00:47,067
‫رقبا باید اسم‌های هم رو بدونن

24
00:00:47,067 --> 00:00:48,808
‫وقتی به زمان اولیه برگشتم، اوضاع مثلِ قبل نبود

25
00:00:48,808 --> 00:00:49,779
‫،من بهت اعتماد ندارم

26
00:00:49,789 --> 00:00:52,407
‫و از چیزایی که بهشون اعتماد ندارم خوشم نمیاد

27
00:00:52,417 --> 00:00:54,559
‫تو همیشه بری هستی و منم همیشه آیریس

28
00:00:54,559 --> 00:00:56,166
‫و همیشه همدیگه رو پیدا می‌کنیم

29
00:00:57,298 --> 00:00:59,774
‫- تو کی هستی؟
‫- من آلکامی ام

30
00:00:59,774 --> 00:01:02,614
‫- آلکامی!
‫- تو شکست‌خوردی، کلاریس

31
00:01:10,406 --> 00:01:11,770
‫اون احساسی که وقتی مثل یه بچه

32
00:01:11,770 --> 00:01:13,135
‫هیجان‌زده‌ی یه چیزی هستین و بخاطرش

33
00:01:13,135 --> 00:01:15,096
‫نمیتونین روی چیزِ دیگه‌ای
‫تمرکز کنین رو یادتونه؟

34
00:01:15,389 --> 00:01:17,561
‫الان همینجوری‌ شدم، دارم به چیزی فکر میکنم که...

35
00:01:17,724 --> 00:01:20,199
‫بهتره بگم چیزی که همیشه بهش فکر میکنم

36
00:01:20,796 --> 00:01:21,655
‫آلن!

37
00:01:21,655 --> 00:01:23,100
‫از هَپَروت بیا بیرون

38
00:01:27,072 --> 00:01:28,143
‫کجا تشریف میبری؟

39
00:01:28,224 --> 00:01:29,609
‫میرم سر قرار

40
00:01:29,629 --> 00:01:31,195
‫خب، فعلا نه، جایی نمیری

41
00:01:31,781 --> 00:01:34,682
‫میدونی، حقیقتش تو
‫رئیس من نیستی، جولین

42
00:01:34,722 --> 00:01:37,401
‫،ولی من مافوقِ این ازمایشگاهم
‫و آخرین باری که بررسی کردم

43
00:01:37,411 --> 00:01:40,220
‫ساعت کاری از ۱۰ صبح هست تا ۷ عصر

44
00:01:40,686 --> 00:01:43,485
‫نه تا۶:۵۸
‫نه تا۶:۵۹

45
00:01:43,485 --> 00:01:44,591
‫کار تا ساعتِ هـ...

46
00:01:47,640 --> 00:01:49,432
‫اون یکی احساس رو که
‫وقتی هیجان زده‌ی چیزی هستین

47
00:01:49,432 --> 00:01:50,738
‫ولی برای سر رسیدنش باید

48
00:01:50,738 --> 00:01:52,661
‫یه عالمه صبر کنین رو هم یادتونه؟

49
00:01:53,040 --> 00:01:54,753
‫فرض کنین یه تندرو هستین

50
00:01:55,141 --> 00:01:56,357
‫روزها مثل هفته‌ها میگذرن

51
00:01:56,357 --> 00:01:57,294
‫ساعت‌ها مثلِ روزها

52
00:01:57,294 --> 00:02:00,801
‫ثانیه‌ها هم... منظورم رو فهمیدین دیگه

53
00:02:01,558 --> 00:02:02,498
‫ـفت هست...

54
00:02:06,301 --> 00:02:07,362
‫فردا می‌بینمت

55
00:02:09,387 --> 00:02:19,393
‫ترجمه از محـمـد امـیـر و علی
‫M.Amir & Ali۹۹

56
00:02:19,417 --> 00:02:25,421
‫ارائه‌ای از تیم‌های ترجمه نایت مووی و تی‌وی ورلد
‫NightMovie & TvWorld

57
00:02:25,445 --> 00:02:27,845
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

58
00:02:27,864 --> 00:02:29,546
‫خیلی ضایع‌ست؟ آره، خیلی

59
00:02:29,546 --> 00:02:30,637
‫شکلِ قلب شده، مگه نه؟

60
00:02:30,637 --> 00:02:32,948
‫زیادی داغون میزنه؟ صبر کن

61
00:02:34,549 --> 00:02:35,959
‫بهتر شد؟ بـ...

62
00:02:36,771 --> 00:02:37,801
‫بدتر شد؟

63
00:02:37,870 --> 00:02:39,102
‫همون قلبی‌اش میکنم

64
00:02:39,102 --> 00:02:40,392
‫نه، بر. صبر کن، صبر کن، صبر کن

65
00:02:40,392 --> 00:02:41,764
‫خیلی خوشگل شده

66
00:02:41,764 --> 00:02:43,725
‫تو هم خیلی باحالی

67
00:02:43,735 --> 00:02:46,847
‫ولی امشب، فقط میخوام با تو باشم

68
00:02:47,267 --> 00:02:48,858
‫با بری آلن. نه فلش

69
00:02:49,338 --> 00:02:50,188
‫پس...

70
00:02:50,188 --> 00:02:51,719
‫پس حرفی از فلش نباشه

71
00:02:52,280 --> 00:02:53,381
‫سرعت هم در کار نباشه

72
00:02:54,321 --> 00:02:55,472
‫حله

73
00:02:55,952 --> 00:02:58,234
‫،خیلی‌خب. از الان

74
00:02:58,234 --> 00:03:01,156
‫صحبت و کارهای فلش رسما ممنوع‌ـه

75
00:03:02,437 --> 00:03:03,878
‫پس، وای...

76
00:03:05,570 --> 00:03:06,711
‫کجا میریم؟

77
00:03:07,571 --> 00:03:09,212
‫سورپرایزه

78
00:03:21,090 --> 00:03:23,252
‫قراره در آینده نزدیک

79
00:03:23,252 --> 00:03:25,433
‫یکی از کُلیه‌هات رو اهدا کنی یا...؟

80
00:03:25,433 --> 00:03:26,389
‫کُلیه؟

81
00:03:27,495 --> 00:03:28,741
‫این‌جا خیـ...

82
00:03:29,313 --> 00:03:31,033
‫به قیمت‌ها نگاه نکن

83
00:03:31,033 --> 00:03:33,144
‫فقط هر چیزی دوست داری سفارش بده

84
00:03:37,930 --> 00:03:38,934
‫پس...

85
00:03:41,348 --> 00:03:42,454
‫آره، پس...

86
00:03:45,138 --> 00:03:46,188
‫کار چطور بود؟

87
00:03:47,100 --> 00:03:48,601
‫آره، سرم حسابی شلوغه

88
00:03:50,142 --> 00:03:51,132
‫تو چطور؟

89
00:03:51,673 --> 00:03:55,816
‫خب، جولین اول ازم خواست که
‫گزارشِ تاریخ‌گذاری رادیوکربنی بنویسم

90
00:03:55,816 --> 00:03:57,868
‫بعدشم گزارشِ تعیین توالی دی‌ان‌ای رو بنویسم

91
00:03:57,868 --> 00:04:00,010
‫بعد هم چند تا گزارش ترکیب شیمیایی

92
00:04:00,030 --> 00:04:01,901
‫پس میشه گفت تقریبا تموم کارهایی رو که

93
00:04:01,911 --> 00:04:03,553
‫باهاش حال نمیکنه سپرده به من، پس

94
00:04:03,613 --> 00:04:04,504
‫آره، میدونم، حرف‌هام واقعا خسته‌کننده‌‌ست

95
00:04:04,504 --> 00:04:06,145
‫نه، نه. وای، شرمنده، بری

96
00:04:06,145 --> 00:04:08,187
‫من فقط... روز طولانی‌ای داشتم

97
00:04:08,187 --> 00:04:09,732
‫آره، میدونم. منم همینطور

98
00:04:13,170 --> 00:04:14,106
‫چی شده؟

99
00:04:14,106 --> 00:04:16,518
‫گویا، اون طرف خیابون یه دزدی در جریانه

100
00:04:16,518 --> 00:04:17,485
‫ببخشید

101
00:04:20,445 --> 00:04:21,929
‫برو، برو، برو

102
00:04:22,099 --> 00:04:23,115
‫- مطمئنی؟
‫- آره

103
00:04:23,115 --> 00:04:24,750
‫آره، از سرعتت استفاده کن. برو

104
00:04:25,238 --> 00:04:26,175
‫باشه

105
00:04:33,152 --> 00:04:34,348
‫کجا بودیم؟

106
00:04:37,387 --> 00:04:38,494
‫سیسکوـه

107
00:04:39,988 --> 00:04:41,104
‫باید بریم

108
00:04:42,410 --> 00:04:43,341
‫آره

109
00:04:48,138 --> 00:04:49,666
‫- چی شده؟
‫- ایناهان دیگه

110
00:04:49,677 --> 00:04:50,921
‫آره، چرا شکاف رو باز کردی؟

111
00:04:50,921 --> 00:04:52,480
‫- من باز نکردم
‫- چی؟

112
00:04:52,631 --> 00:04:53,957
‫واسه همین‌ هست که خبرت کردیم

113
00:04:53,957 --> 00:04:55,020
‫خب، میتونین ببندینش؟

114
00:04:55,020 --> 00:04:57,449
‫دوباره میگم، اگه میتونستیم
‫که خبرتون نمیکردم

115
00:04:58,592 --> 00:05:00,758
‫- یکی داره میاد
‫- عقب وایسین

116
00:05:07,802 --> 00:05:08,784
‫آلن

117
00:05:09,466 --> 00:05:10,429
‫ولز

118
00:05:10,960 --> 00:05:12,193
‫کمکت رو لازم دارم

119
00:05:12,475 --> 00:05:13,437
‫کمک برای چی؟

120
00:05:17,849 --> 00:05:18,761
‫کمک به اون

121
00:05:18,761 --> 00:05:19,814
‫سلام، رفقا

122
00:05:20,065 --> 00:05:22,312
‫جسی. تو یه تندرویی؟

123
00:05:22,833 --> 00:05:24,788
‫آره. خیلی حال میده، مگه نه؟

124
00:05:25,259 --> 00:05:27,084
‫یعنی، آره، حال میده

125
00:05:27,796 --> 00:05:29,099
‫کی همچین اتفاقی افتاد؟

126
00:05:29,460 --> 00:05:30,624
‫چند روز پیش

127
00:05:31,326 --> 00:05:33,381
‫پس، وقتی که سرعت آلن رو بهش برگردوندم

128
00:05:33,401 --> 00:05:34,665
‫ماده تاریک به جسی و والی هم اصابت کرد

129
00:05:34,665 --> 00:05:37,011
‫معلوم شد که روی جسی اثر گذاشته
‫کاملا روش تاثیر گذاشته

130
00:05:37,011 --> 00:05:37,903
‫،ولی به من که سرعت نداد

131
00:05:37,903 --> 00:05:40,010
‫پس ممکنه بخاطر چیزِ دیگه‌ای بوده باشه؟

132
00:05:40,010 --> 00:05:42,466
‫نه... یعنی، شک دارم

133
00:05:42,466 --> 00:05:43,559
‫ماده تاریک روی اشخاص مختلف

134
00:05:43,559 --> 00:05:44,842
‫در زمان‌های گوناگون به
‫شیوه‌های متفاوت اثر میذاره

135
00:05:44,842 --> 00:05:46,075
‫گاهی هم اثری نمیذاره، پس خدا رو شکر کن

136
00:05:46,075 --> 00:05:47,930
‫ولی روی اون اثر گذاشته، و میخوام
‫یه سری آزمایش روش انجام بدم

137
00:05:47,930 --> 00:05:49,425
‫و بفهمم چقدر روش اثر گذاشته

138
00:05:49,435 --> 00:05:51,160
‫خب، پس، جای درست اومدین

139
00:05:51,190 --> 00:05:52,603
‫بریم به ازمایشگاه سرعت

140
00:05:52,864 --> 00:05:53,995
‫ازمایشگاه سرعت؟

141
00:05:55,376 --> 00:05:56,716
‫دیوونه‌کننده‌ست

142
00:05:57,456 --> 00:05:59,797
‫یه حسی میگه قبلا اینجا نیومدی

143
00:05:59,867 --> 00:06:00,788
‫نه خیر

144
00:06:01,218 --> 00:06:02,839
‫صبر کن، تو... قبلا... اصلا

145
00:06:03,279 --> 00:06:04,240
‫آلن

146
00:06:05,420 --> 00:06:07,691
‫گمونم این حرفت یعنی
‫باز در زمان به عقب برگشتی

147
00:06:07,891 --> 00:06:08,832
‫آره، ولی...

148
00:06:08,832 --> 00:06:10,332
‫چند بار بهت گفتم همچین کاری نکنی؟

149
00:06:10,332 --> 00:06:12,093
‫خیلی زود متوجه قضیه شدی، هری

150
00:06:12,093 --> 00:06:13,693
‫آره، خانم وست، کاری که نداشت

151
00:06:13,693 --> 00:06:16,155
‫چون که ما هم قبلا اینجا نیومدیم

152
00:06:16,165 --> 00:06:17,746
‫- نبودیم
‫- صحیح

153
00:06:17,746 --> 00:06:19,016
‫زمین‌های دیگه، سیر زمانی خودشون رو دارن

154
00:06:19,016 --> 00:06:20,047
‫آره، دقیقا

155
00:06:20,047 --> 00:06:20,817
‫حالا کِی اینکار رو کردی؟

156
00:06:20,817 --> 00:06:22,117
‫بعد از اینکه ما به زمین ۲ برگشتیم؟

157
00:06:22,117 --> 00:06:23,638
‫ببین، هری

158
00:06:23,729 --> 00:06:26,080
‫فقط دو سه تا چیز تغییر کردن

159
00:06:26,450 --> 00:06:27,951
‫مطمئنم
‫فقط دو سه چیز تغییر نکردن

160
00:06:28,010 --> 00:06:28,941
‫واقعا؟

161
00:06:29,211 --> 00:06:31,222
‫تو زمین۲ منفی کردن فعل مُد شده؟

162
00:06:31,632 --> 00:06:33,513
‫نه. فقط مخصوص خودش‌ـه

163
00:06:33,563 --> 00:06:35,943
‫اوکی، بیاین جسی رو بذاریم توی پیست

164
00:06:35,943 --> 00:06:37,004
‫ببینیم چیکاره‌ست

165
00:06:37,004 --> 00:06:38,155
‫آره، بیاین انجامش بدیم

166
00:06:38,865 --> 00:06:40,976
‫خیلی‌خب. یه آزمایش تر و تمیز انجام بده

167
00:06:48,000 --> 00:06:49,130
‫دمت گرم بابا

168
00:06:49,250 --> 00:06:50,781
‫چه جور میدوه

169
00:06:51,360 --> 00:06:52,542
‫آره، خوب میدوئه

170
00:06:54,712 --> 00:06:56,013
‫باید برم

171
00:06:57,123 --> 00:06:58,104
‫والی

172
00:06:58,494 --> 00:06:59,485
‫خدایا

173
00:07:00,705 --> 00:07:01,886
‫من باهاش حرف میزنم

174
00:07:04,087 --> 00:07:05,133
‫جو

175
00:07:08,296 --> 00:07:09,524
‫نگاه، اگـ...

176
00:07:09,714 --> 00:07:11,889
‫اگه والی تندرو نباشه، بهتره

177
00:07:12,020 --> 00:07:13,420
‫من رو که نباید سر این ماجرا قانع کنی

178
00:07:13,420 --> 00:07:15,413
‫چیزی که عمرا بخوام اینه که دو تا بچه‌ام

179
00:07:15,413 --> 00:07:17,578
‫توی شهر پرسه بزنن، و به خطر بیفتن

180
00:07:17,588 --> 00:07:19,884
‫چون به نظر خیلی مأیوس‌ـه

181
00:07:21,172 --> 00:07:23,670
‫بخاطر یه سیرِ زمانی دیگه هست، مگه نه؟

182
00:07:23,670 --> 00:07:24,837
‫نه، من فقط...

183
00:07:25,170 --> 00:07:26,931
‫بنظرم باید حواست بیشتر به والی باشه

184
00:07:40,574 --> 00:07:43,080
‫- شام کو پس؟
‫- تقریبا آماده‌ست، جان

185
00:07:45,738 --> 00:07:48,124
‫هر روز کلی سگ‌ دو میزنم تا
‫خرج و مخارج این خونواده رو دربیارم

186
00:07:48,124 --> 00:07:49,524
‫و حالا اینجوری ازم استقبال میشه؟

187
00:07:49,524 --> 00:07:50,813
‫با یه میز خالی؟

188
00:07:50,873 --> 00:07:51,860
‫فقط ۵ دقیقه دیگه

189
00:07:51,860 --> 00:07:53,088
‫من الان گشنمه!

190
00:07:54,015 --> 00:07:55,706
‫و تو دختر، وقتی بهت گفتن خر بگو عر

191
00:07:55,706 --> 00:07:56,964
‫روشن شد؟

192
00:07:57,424 --> 00:07:58,741
‫من نذاشتم بری یتیم خونه

193
00:07:58,750 --> 00:08:01,004
‫،هر روز هر جوری خواستی تامینت کردم

194
00:08:01,618 --> 00:08:04,595
‫پس دهنت رو بسته نگه دار، فرانکی، فهمیدی؟

195
00:08:16,050 --> 00:08:19,621
‫متاسفم جان
‫فرانکی بی فرانکی

196
00:08:32,823 --> 00:08:33,945
‫اینجا چیکار میکنی؟

197
00:08:33,945 --> 00:08:35,516
‫داشتم درباره مردی که دیشب با تیرچراغ‌برق

198
00:08:35,516 --> 00:08:37,916
‫مجروح شد بود، اطلاعات جمع میکردم

199
00:08:39,467 --> 00:08:40,638
‫چند ثانیه بیا این‌جا

200
00:08:40,999 --> 00:08:42,773
‫پس، دیشب

201
00:08:43,367 --> 00:08:46,746
‫میدونم که اولین قرارمون چنگی به دل نزد

202
00:08:46,964 --> 00:08:48,707
‫یعنی، اونقدر ها هم بد نبودا

203
00:08:48,955 --> 00:08:49,638
‫خیلـ...

204
00:08:49,638 --> 00:08:51,215
‫باشه، آره. خیلی هم عالی نبود

205
00:08:51,215 --> 00:08:53,612
‫- یکم...
‫- خسته‌کننده بود؟

206
00:08:53,900 --> 00:08:55,148
‫آره، خسته‌کننده

207
00:08:55,207 --> 00:08:56,029
‫یه حسی میگه تقصیر من بوده

208
00:08:56,029 --> 00:08:58,348
‫شاید من بدون قدرت‌هام خسته‌کنند‌ه‌م

209
00:08:58,348 --> 00:09:00,954
‫نه، بری، تو بدون قدرت‌هات فوق‌العاده‌ای

210
00:09:00,954 --> 00:09:03,440
‫،خوبه، اما منظورم اینه که
‫بنظرت این‌ها بخاطر چیه، پس؟

211
00:09:03,440 --> 00:09:05,799
‫فکر نمیکنی این یه نشونه‌ست که نباید...

212
00:09:05,799 --> 00:09:06,770
‫اصـلا

213
00:09:07,661 --> 00:09:08,606
‫نه

214
00:09:09,499 --> 00:09:11,726
‫خوبه، یعنی، چون واقعا میخوام هر چه سریعتر، دوباره...

215
00:09:11,726 --> 00:09:12,723
‫اینکار رو امتحان کنم

216
00:09:12,723 --> 00:09:14,396
‫اما با وجود اتفاقات افتاده

217
00:09:14,396 --> 00:09:17,024
‫این پرونده جدید، پیداشدن سر و کله ولز و جسی...

218
00:09:17,024 --> 00:09:18,429
‫آره. نه، بری

219
00:09:18,429 --> 00:09:19,734
‫کاملا متوجهم. متوجهم

220
00:09:19,734 --> 00:09:20,760
‫احتمالا منم باید روی

221
00:09:20,771 --> 00:09:22,721
‫انجام پروژه‌هام تا قبل از این‌که
‫فرجه هام تموم شه تمرکز کنم، پس

222
00:09:23,408 --> 00:09:24,316
‫عالیه

223
00:09:26,653 --> 00:09:27,264
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

224
00:09:27,264 --> 00:09:28,122
‫خیلی‌خب، خب، من برم سر...

225
00:09:28,122 --> 00:09:29,414
‫- باشه، آره
‫- کار

226
00:09:29,414 --> 00:09:31,376
‫آره. کار. عالیه

227
00:09:31,376 --> 00:09:33,141
‫آره. خیله‌خب. بعدا می‌بینمت

228
00:09:33,861 --> 00:09:34,630
‫نه، من داشتم اون سمتی میرفتـ...

229
00:09:34,630 --> 00:09:35,892
‫- آره، البته
‫- آره

230
00:09:35,892 --> 00:09:37,007
‫آره. خیله‌‌خب

231
00:09:37,519 --> 00:09:40,754
‫پس این میگه تو تویِ اتاق بودی وقتی که پدرت...

232
00:09:40,764 --> 00:09:42,558
‫پدرخوانده‌ام جان

233
00:09:42,854 --> 00:09:44,778
‫درسته. پدر خوانده‌ت

234
00:09:44,911 --> 00:09:47,010
‫وقتی که تیرچراغ‌برقِ که
‫اومده بود داخل آپارتمان خورد بهش

235
00:09:47,010 --> 00:09:49,221
‫تو هم اونجا بودی؟

236
00:09:50,520 --> 00:09:51,550
‫آره

237
00:09:51,805 --> 00:09:53,978
‫ولی هیچیش یادم نیست

238
00:09:57,179 --> 00:10:01,749
‫،اون اومد خونه و سرِ کِـرن
‫مادرخونده‌ام، داد و بیداد کرد

239
00:10:02,687 --> 00:10:03,876
‫که براش شام آماده کنه

240
00:10:06,053 --> 00:10:08,012
‫همون موقع بود که تو از هوش رفتی؟

241
00:10:09,301 --> 00:10:10,560
‫آره، فکر کنم همون موقع بود

242
00:10:10,950 --> 00:10:12,168
‫قبلا هم اتفاق افتاه بود؟

243
00:10:12,508 --> 00:10:13,997
‫همین که بی‌هوش بشی؟

244
00:10:16,714 --> 00:10:18,013
‫حالِ جان خوب میشه؟

245
00:10:19,962 --> 00:10:21,920
‫اون توی بیمارستان سنترال سیتی‌ـه

246
00:10:21,920 --> 00:10:22,974
‫من...

247
00:10:23,013 --> 00:10:24,196
‫حسابی مجروح شده

248
00:10:26,423 --> 00:10:28,153
‫فرانکی، میشه رو یه ثانیه من رو ببخشی؟

249
00:10:28,163 --> 00:10:29,545
‫- آره، البته
‫- ممنون

250
00:10:30,430 --> 00:10:31,792
‫- بر
‫- بله؟

251
00:10:31,892 --> 00:10:33,960
‫- چی دستگیرت شد؟
‫- باشه، این رو داشته باش

252
00:10:33,960 --> 00:10:36,464
‫پس، ضخامت لایه بیرونی تیرچراغ‌برق

253
00:10:36,464 --> 00:10:37,787
‫۱.۲۷سانتی‌مترـه

254
00:10:37,787 --> 00:10:39,865
‫برای خم‌کردن حتی ۰/۶ سانتی‌متر فولاد

255
00:10:39,865 --> 00:10:43,653
‫۱۷۷تن از نیروی مقاومت کششی لازمه. پس...

256
00:10:43,742 --> 00:10:45,820
‫پس میگی دنبال یه
‫فراانسان ابرقدرت هستیم؟

257
00:10:45,820 --> 00:10:47,546
‫خب، هنوز مطمئن نیستم

258
00:10:47,556 --> 00:10:49,322
‫ولی تا حالا همین رو تونستم بفهمم

259
00:10:49,332 --> 00:10:50,476
‫چی؟ چرا؟

260
00:10:50,476 --> 00:10:52,533
‫- چون سر و کله من پیدا شد
‫- آره

261
00:10:52,533 --> 00:10:54,489
‫آره، تنها مشکلی که نظریه بری داره اینه که

262
00:10:54,489 --> 00:10:56,657
‫هیچ اثرانگشتی روی تیرچراغ‌برق پیدا نشده

263
00:10:56,657 --> 00:10:58,383
‫دوباره بگم، جولین، نظریه من نیست

264
00:10:58,383 --> 00:11:00,158
‫و ممکن بوده اون فراانسان
‫دست‌کِش دستش بوده باشه

265
00:11:00,158 --> 00:11:01,443
‫آره، شاید

266
00:11:01,443 --> 00:11:02,978
‫ولی خمیدگی روی اون تیربرق خبر از این میده که

267
00:11:02,978 --> 00:11:05,035
‫همزمان مقدار فشار یکسانی

268
00:11:05,035 --> 00:11:07,173
‫به تمامی قسمت‌ها وارد شده

269
00:11:07,916 --> 00:11:11,397
‫پس، مگر اینکه طول دست‌های
‫آقای قدرت‌مندمون بالای ۶متر بوده

270
00:11:11,699 --> 00:11:13,153
‫یا شاید یه عامل دیگه داشته

271
00:11:13,153 --> 00:11:14,101
‫بله

272
00:11:16,778 --> 00:11:17,835
‫ایشون کیه،قربان؟

273
00:11:18,595 --> 00:11:22,180
‫اون فرانکی کینـه
‫دختر خوانده‌ی قربانی

274
00:11:22,387 --> 00:11:25,054
‫اون طفلکی سال‌ها بی‌خانه‌مان بوده

275
00:11:25,182 --> 00:11:28,570
‫گوش کن، اون گفت که حین این اتفاق

276
00:11:28,570 --> 00:11:29,656
‫از هوش رفته

277
00:11:29,656 --> 00:11:31,167
‫- از هوش رفته؟
‫- آره

278
00:11:31,414 --> 00:11:33,962
‫برای بیشتر بچه‌خوانده‌ها، سرکوب کردن خاطرات

279
00:11:33,962 --> 00:11:36,075
‫یه جور اتفاق کشمکش‌زا هست

280
00:11:36,827 --> 00:11:37,804
‫واقعا؟

281
00:11:38,090 --> 00:11:39,107
‫آره

282
00:11:40,115 --> 00:11:41,359
‫شایدم یه چیز دیگه باشه

283
00:11:41,547 --> 00:11:42,742
‫- داری چی میگـ...
‫- چی؟

284
00:11:43,661 --> 00:11:44,629
‫سلام

285
00:11:44,964 --> 00:11:45,903
‫سلام

286
00:11:46,080 --> 00:11:47,028
‫حالت خوبه؟

287
00:11:47,789 --> 00:11:48,688
‫آره

288
00:11:49,596 --> 00:11:50,998
‫میخواین براتون یکم آب بیارم؟

289
00:11:52,005 --> 00:11:53,112
‫آره، ممنون

290
00:11:54,287 --> 00:11:55,231
‫حتما

291
00:11:57,430 --> 00:11:59,217
‫یه لیوان دیگه لازم دارین، کاراگاه

292
00:12:01,295 --> 00:12:02,460
‫برو دنبالش...

293
00:12:02,590 --> 00:12:04,518
‫- ببین چی دستگیرت میشه
‫- میخوای چیکار کنی؟

294
00:12:04,619 --> 00:12:06,616
‫من میرم قالِ این قضیه رو بکنم
‫و پسرم رو قانع کنم

295
00:12:06,627 --> 00:12:08,273
‫که فراانسان‌شدن سرنوشت مقدر اون نیست

296
00:12:08,273 --> 00:12:09,237
‫ایده خوبیه

297
00:12:16,184 --> 00:12:17,359
‫پس، اوضاع چطوره؟

298
00:12:18,021 --> 00:12:20,652
‫فشار خون، ضربان قلب، میزان سوخت‌وساز
‫همگی عالین

299
00:12:20,652 --> 00:12:23,122
‫دختر، سرعتت هم خیلی توپه‌ها

300
00:12:23,252 --> 00:12:24,468
‫بنظرم همه جوره آماده‌ایی

301
00:12:24,468 --> 00:12:25,632
‫بیاین زود زود قضاوت نکنیم

302
00:12:25,632 --> 00:12:27,329
‫هنوز میخوام باز هم چند تا آزمایش انجام بدم

303
00:12:27,469 --> 00:12:31,033
‫- مثل چی؟
‫- مثلِ آزمایش‌های بیشتر

304
00:12:32,299 --> 00:12:33,745
‫راستی والی اینجاست؟

305
00:12:33,745 --> 00:12:34,979
‫نه، هنوز نیومده

306
00:12:35,542 --> 00:12:36,896
‫صحیح

307
00:12:37,540 --> 00:12:39,276
‫باشه، من میرم... میرم یکم غذا بخورم

308
00:12:39,276 --> 00:12:40,180
‫دارم از گشنگی میمیرم

309
00:12:40,180 --> 00:12:42,640
‫آره، توی کارگاه چند تا انرژی‌زا هست

310
00:12:42,640 --> 00:12:43,985
‫- به خودت برس
‫- چه عالی

311
00:12:45,300 --> 00:12:46,757
‫- هری؟
‫- اوهوم؟

312
00:12:47,198 --> 00:12:49,347
‫- چیکار میکنی؟
‫- با دقت نتایج رو بررسی میکنم

313
00:12:49,769 --> 00:12:51,425
‫آره؟ چون انگار داری جلوی دخترت رو میگیری

314
00:12:51,425 --> 00:12:52,419
‫باشه، درسته. دارم جلوش رو میگیرم

315
00:12:52,419 --> 00:12:53,874
‫دارم جلوش رو میگیرم. خب که چی؟

316
00:12:53,874 --> 00:12:55,170
‫خب که چی؟ خب چرا؟

317
00:12:55,170 --> 00:12:56,355
‫خب که چی؟ چرا؟

318
00:12:56,355 --> 00:12:57,720
‫چرا؟ باید به شما دو تا هم جواب پس بدم؟

319
00:12:57,720 --> 00:12:59,326
‫گمونم آره، چون شما ها پدر و مادر نشدین

320
00:12:59,326 --> 00:13:02,278
‫اون دخترمه، باشه؟

321
00:13:02,298 --> 00:13:04,768
‫و اون ماه‌ها توی همین زمین شاهدِ این بود که

322
00:13:04,768 --> 00:13:07,409
‫بری آلن فراانسان‌ها رو یکی پس از دیگری شکست میده

323
00:13:07,409 --> 00:13:09,487
‫و زوم... و بعدش یهویی، یوهو

324
00:13:09,487 --> 00:13:10,399
‫،اون سرعت بدست میاره

325
00:13:10,399 --> 00:13:12,130
‫و حالا هم میخواد درست مثلِ بری یه قهرمان بشه

326
00:13:12,130 --> 00:13:13,632
‫و به‌نظرم من هم ایده عالی‌ای‌ـه

327
00:13:13,687 --> 00:13:14,534
‫که نیست!

328
00:13:15,787 --> 00:13:16,904
‫هری، ما میتونیم کمکش کنیم

329
00:13:16,904 --> 00:13:18,185
‫میتونیم همونجوری که به بری آموزش دادیم
‫به اون هم آموزش بدیم

330
00:13:18,185 --> 00:13:19,202
‫نمیخوام بهش آموزش بدین، باشه؟

331
00:13:19,212 --> 00:13:21,855
‫آوردمش اینجا که شماها با
‫حرف از اینکار منصرفش کنین

332
00:13:21,855 --> 00:13:24,111
‫نه که تشویقش کنین، افتاد، رامون؟

333
00:13:24,111 --> 00:13:25,992
‫تو... تو باید باهاش حرف بزنی. تو یه فراانسانی

334
00:13:25,992 --> 00:13:28,157
‫آره، که باعث میشه آخرین نفری باشم

335
00:13:28,157 --> 00:13:30,475
‫که درباره استفاده نکردن از
‫قدرت‌هاش باهاش حرف بزنه

336
00:13:31,125 --> 00:13:32,345
‫باشه، اسنو

337
00:13:32,417 --> 00:13:33,413
‫کیتلن...

338
00:13:34,266 --> 00:13:35,324
‫تو و اون

339
00:13:35,364 --> 00:13:37,184
‫شما ها همیشه با هم یه رابطه‌ی خاص‌ داشتین

340
00:13:37,184 --> 00:13:38,414
‫تو باهاش صحبت کن

341
00:13:38,983 --> 00:13:39,959
‫- نه، رابطه نداشتیم
‫- چرا داشتین

342
00:13:39,959 --> 00:13:41,880
‫،منم چیزی از قدرت داشتن سرم نمیشه

343
00:13:41,880 --> 00:13:44,167
‫پس من آخرین کسی هستم
‫که بهش پیشنهاد بدی

344
00:13:44,167 --> 00:13:45,296
‫پس از من نخواه

345
00:13:45,306 --> 00:13:46,505
‫صبر کن، من...

346
00:13:51,415 --> 00:13:52,325
‫بابا

347
00:13:53,785 --> 00:13:55,505
‫چه خبر شده؟
‫چرا میخواستی من رو ببینی؟

348
00:13:57,964 --> 00:13:58,984
‫بشین

349
00:14:03,785 --> 00:14:04,785
‫نگاه...

350
00:14:05,924 --> 00:14:08,464
‫،میدونم دیدن جسی بعنوان یه تندرو

351
00:14:09,194 --> 00:14:11,744
‫واقعا برات سخت بوده

352
00:14:13,274 --> 00:14:15,494
‫داشتم مدام به اون چیزی
‫که هری میگفت فکر میکردم

353
00:14:16,594 --> 00:14:20,504
‫که چطوری گاهی طول میکشه
‫تا قدرت خودش رو بروز بده

354
00:14:20,714 --> 00:14:23,754
‫آره، همینطور گفت که ممکنه قدرت
‫هیچ‌وقت خودش رو بروز نده

355
00:14:23,903 --> 00:14:26,153
‫،آره، اما ماده تاریک به منم اصابت کرد

356
00:14:26,153 --> 00:14:27,357
‫درست مثلِ جسی

357
00:14:28,242 --> 00:14:30,112
‫ممکنه هنوزم یه جورایی
‫قدرتِ من خودش رو نشون بده

358
00:14:30,660 --> 00:14:32,807
‫ببین، وقتی که

359
00:14:32,807 --> 00:14:36,329
‫شتاب‌دهنده‌ی ذره‌ای منفجر شد تو اینجا نبودی

360
00:14:36,488 --> 00:14:39,790
‫ماده تاریک سراسر شهر پخش شد

361
00:14:39,790 --> 00:14:40,954
‫به همه اصابت کرد

362
00:14:41,193 --> 00:14:44,725
‫من، خواهرت، تمام افراد این اداره و منطقه

363
00:14:45,262 --> 00:14:47,371
‫میدونی تا حالا چند تا فراانسان پیدا شدن؟

364
00:14:48,316 --> 00:14:50,335
‫میدونم بیشتر از همه چیز این رو میخوای

365
00:14:50,335 --> 00:14:53,518
‫اما باید با این حقیقت که شاید قدرتت
‫واقعا خودش رو نشون نده روبه‌رو بشی

366
00:14:54,433 --> 00:14:56,094
‫پس به‌نظرت، بیخیالش بشم؟

367
00:14:57,148 --> 00:14:59,566
‫تمایلِ کمک به مردم رو بیخیال بشم؟

368
00:15:00,660 --> 00:15:02,758
‫برای کمک به مردم حتما نیاز
‫نیست قدرت داشته باشی

369
00:15:02,758 --> 00:15:04,450
‫ببین، بری مدت‌ها قبل از
‫اینکه تبدیل به فلش بشه

370
00:15:04,450 --> 00:15:06,797
‫کُلی به تحقیقات صحنه جرم کمک میکرد

371
00:15:06,807 --> 00:15:07,782
‫اون هم میخواست به مردم کمک کنه

372
00:15:07,792 --> 00:15:09,493
‫درست مثل تو که الان میخوای
‫به مردم کمک کنی

373
00:15:09,553 --> 00:15:10,944
‫به همین خاطر مطالعه کرد

374
00:15:11,244 --> 00:15:13,226
‫استعداد این کار رو داشت و تواناییش رو تقویت کرد

375
00:15:13,346 --> 00:15:15,348
‫تو هم همون ذهن بااستعداد رو داری، وال

376
00:15:15,348 --> 00:15:16,579
‫- بابا
‫- نه، منظورم دقیقا همون بود، پسرم

377
00:15:16,589 --> 00:15:18,470
‫ببین، خیلی از مردم رویایِ

378
00:15:18,730 --> 00:15:20,462
‫تبدیل کردن جهان به یه جای بهتر رو دارن

379
00:15:21,102 --> 00:15:23,884
‫،با ذهن خلاقِ تو و استعداد مهندسیت

380
00:15:24,295 --> 00:15:26,917
‫به معنای واقعی میتونی یه جهان بهتر بسازی

381
00:15:30,380 --> 00:15:31,411
‫که چی؟

382
00:15:31,971 --> 00:15:33,262
‫باید بچسبم به درس‌هام؟

383
00:15:33,262 --> 00:15:34,883
‫آره، باید بچسبی به درس‌هات

384
00:15:35,134 --> 00:15:36,455
‫برای چند سال

385
00:15:42,200 --> 00:15:43,249
‫داری چیکار میکنی؟

386
00:15:43,249 --> 00:15:45,778
‫فکر میکردم قبلا نمونه دی‌ان‌ای برداشتی

387
00:15:46,998 --> 00:15:48,773
‫خیلی‌خب، آره. میدونم
‫داری چیکار میکنی

388
00:15:48,773 --> 00:15:50,708
‫منظورم اینه که، چرا داری
‫همچین کاری میکنی؟

389
00:15:50,708 --> 00:15:52,704
‫نکنه نقشه داری یه
‫نمونه دیگه هم بدزدی؟

390
00:15:53,581 --> 00:15:54,842
‫من یه عنصر سازگار با تمام اون

391
00:15:54,842 --> 00:15:57,684
‫۵تا لایه پوستی رو که پیدا کردیم، جدا کردم

392
00:15:57,715 --> 00:16:00,083
‫که شامل پوستِ ادوارد کلاریس هم میشه

393
00:16:00,447 --> 00:16:01,727
‫منظورت همون رایول ـه؟

394
00:16:01,727 --> 00:16:03,581
‫آره، همون چیزی‌ـه که
‫روزنامه‌ها خطابش میکنن

395
00:16:04,782 --> 00:16:05,951
‫اون عنصر چیه؟

396
00:16:06,092 --> 00:16:07,255
‫نمیدونم

397
00:16:07,683 --> 00:16:09,283
‫ولی این، همون عنصری که توی

398
00:16:09,293 --> 00:16:12,126
‫بقیه نمونه‌های فراانسانیِ
‫مورد تحقیقم پیدا کردم، نیست

399
00:16:12,982 --> 00:16:15,835
‫پس فکر میکنی که فرانکی، همون
‫دختری که طبقه پایین هست

400
00:16:15,835 --> 00:16:17,733
‫همین نوع عنصر رو توی دی‌ان‌ای اش داره؟

401
00:16:17,943 --> 00:16:19,921
‫خب، اگه احتمالش صفر بود که

402
00:16:19,921 --> 00:16:22,346
‫نمونه‌ها رو مقایسه نمیکردم، مگه نه، آلن؟

403
00:16:24,673 --> 00:16:26,502
‫یه گره‌ایی از کار جفتمون باز کردم

404
00:16:27,397 --> 00:16:28,301
‫بیا

405
00:16:28,301 --> 00:16:29,216
‫چی شده؟

406
00:16:31,752 --> 00:16:33,869
‫- اون کجاست؟
‫- آروم باش، باشه؟ جولین؟

407
00:16:33,869 --> 00:16:35,668
‫تو! تو، دختر! وایسا

408
00:16:36,057 --> 00:16:37,120
‫- آهای، گیر نده، جولین
‫- وایسا!

409
00:16:37,120 --> 00:16:38,452
‫- من؟
‫- کارِ خودت بوده، مگه نه؟

410
00:16:38,661 --> 00:16:39,137
‫چی؟

411
00:16:39,137 --> 00:16:40,376
‫همون تیرچراغ‌برق
‫کارِ خودت بوده، مگه نه؟

412
00:16:40,376 --> 00:16:41,803
‫چی؟ نه، نه، نه، بس کن

413
00:16:41,813 --> 00:16:43,013
‫- تو یه دروغ‌گویی!
‫- جولین!

414
00:16:43,013 --> 00:16:44,947
‫- تو یه فراانسانی
‫- بس کن، نه، بس کن!

415
00:16:44,996 --> 00:16:47,256
‫تو پدرخونده‌ات رو راهی بیمارستان کردی، مگه نه؟

416
00:16:47,266 --> 00:16:48,992
‫- نه، نه!
‫- مگه نه؟

417
00:16:50,102 --> 00:16:51,113
‫مـگـه نـه؟

418
00:16:54,662 --> 00:16:56,795
‫میخواستم بلایی بیشتر از
‫صدمه زدن سرش بیارم

419
00:16:58,311 --> 00:17:01,692
‫حالا همون بلا رو سر تو میارم

420
00:17:14,968 --> 00:17:15,910
‫فرانکی!

421
00:17:16,147 --> 00:17:17,287
‫فرانکی، دست نگه دار

422
00:17:28,610 --> 00:17:29,592
‫حالت خوبه؟

423
00:17:37,146 --> 00:17:38,326
‫فرانکی!

424
00:17:38,326 --> 00:17:40,002
‫نه. فرانکی دیگه مُرده

425
00:17:40,517 --> 00:17:43,234
‫اسم من مجنتاست

426
00:17:43,402 --> 00:17:45,028
‫این اتفاق بخاطر آلکامی سرت اومده

427
00:17:45,247 --> 00:17:46,546
‫اون تغییرت داد، مگه نه؟

428
00:17:47,527 --> 00:17:48,618
‫این تو نیستی

429
00:17:49,084 --> 00:17:50,126
‫فقط همراهم بیا

430
00:17:52,655 --> 00:17:53,819
‫بهم بگو چه اتفاقی افتاد

431
00:17:54,537 --> 00:17:55,640
‫من میتونم کمکت کنم

432
00:17:56,105 --> 00:17:59,080
‫من دیگه هیچ کمکی لازم ندارم، فلش

433
00:17:59,758 --> 00:18:01,468
‫من فقط نمیخوام
‫کسِ دیگه‌ای صدمه ببینه

434
00:18:02,874 --> 00:18:04,129
‫دیگه خیلی دیر شده

435
00:18:08,166 --> 00:18:09,299
‫فرانکی، اینکار رو نکن!

436
00:18:09,866 --> 00:18:10,868
‫منم...

437
00:18:11,253 --> 00:18:12,173
‫یا اون

438
00:18:13,054 --> 00:18:13,995
‫بیخیال

439
00:18:27,452 --> 00:18:28,523
‫اسمش فرانکی کینـه

440
00:18:28,523 --> 00:18:31,032
‫اما اسم خودش رو گذاشته مجنتا

441
00:18:32,144 --> 00:18:34,360
‫مجنتا با اون دختر مهربون و وحشت‌کرده‌ای

442
00:18:34,360 --> 00:18:37,654
‫که من باهاش مصاحبه میکردم
‫زمین تا اسمون فرق داشت

443
00:18:37,654 --> 00:18:38,575
‫اون اختلال گسستگی بهم زده
‫[ناتوانی ناقص یا کامل در یادآوری تجربه‌های گذشته‌ست]

444
00:18:38,575 --> 00:18:40,135
‫منظورت دوگانگی شخصیتی‌ـه

445
00:18:40,536 --> 00:18:41,995
‫براساس سوابق پزشکیش

446
00:18:42,005 --> 00:18:44,230
‫این وضعیتی بوده که اون تمام عمرش
‫داشته باهاش دست و پنجه نرم میکرده

447
00:18:44,230 --> 00:18:47,219
‫شک ندارم اون دادهایی که تو اداره پلیس
‫سرش زدن، باعث فعال شدن این حالتش شده

448
00:18:47,343 --> 00:18:49,171
‫پس فرانکی حکم جکیل رو داره و مجنتا هم هاید
‫[شخصیتهای رمانی حول دوگانگی شخصیت]

449
00:18:49,172 --> 00:18:50,581
‫شخصیت خوب و بد در یک کالبد

450
00:18:52,976 --> 00:18:55,100
‫‏- داره ادا در میاره
‫‏- نه، اینطور نیست

451
00:18:55,100 --> 00:18:57,072
‫‏با چشم خودم دیدم که با خودش تقلا میکرد

452
00:18:57,072 --> 00:18:59,507
‫مجنتا سعی میکرد که کنترل رو به صورت کامل دستش بگیره

453
00:18:59,517 --> 00:19:02,195
‫گفتی اون تو پرورشگاه بزرگ شده

454
00:19:02,195 --> 00:19:04,982
‫‏آره، کل عُمرش رو. از یه جا به جای دیگه

455
00:19:05,083 --> 00:19:06,644
‫‏آره، اما خب شاید جاهای درستی نبوده

456
00:19:06,644 --> 00:19:08,143
‫‏پدرخوانده‌ی فعلیش، جان...

457
00:19:08,143 --> 00:19:09,753
‫‏همونی که اون شب مجروح شد

458
00:19:09,763 --> 00:19:12,129
‫‏آره، اون چند بار سابقه‌ی اخلال در نظم عمومی داشته

459
00:19:12,129 --> 00:19:13,407
‫‏ممکنه اطلاعاتی داشته باشه که به دردمون میخوره

460
00:19:13,407 --> 00:19:14,852
‫‏میتونم ترتیبش رو بدم

461
00:19:15,697 --> 00:19:17,020
‫‏یه چیز دیگه هم هست

462
00:19:17,417 --> 00:19:19,524
‫‏اون قدرتهاش رو از آلکامی گرفته

463
00:19:19,524 --> 00:19:21,325
‫‏وقتی که اسمش رو گفتم، میدونست
‫‏که اسم اصلیش چیز دیگه‌ست

464
00:19:21,325 --> 00:19:24,552
‫‏پس مطمئنا مجنتا در سیر زمانی دیگه هم وجود داشته

465
00:19:24,552 --> 00:19:25,621
‫‏آلکامی کیه؟

466
00:19:26,445 --> 00:19:30,425
‫‏باید بگم دکتر آلکامی مرد عباپوش سحرآمیزی هست

467
00:19:30,425 --> 00:19:34,323
‫‏که میتونه به افراد قدرتهایی که در
‫‏فلش‌پوینت داشتن رو برگردونه

468
00:19:34,731 --> 00:19:37,133
‫‏خیلی‌خب، اونوقت فلش‌پوینت چیه؟

469
00:19:37,417 --> 00:19:39,025
‫‏ما اسم سیر زمانی دیگه‌ای که

470
00:19:39,025 --> 00:19:42,481
‫بری با سفر در زمان و نجات مادرش
‫ایجاد کرد، رو گذاشتیم فلش‌پوینت

471
00:19:43,256 --> 00:19:46,387
‫‏پس مجنتا یکی دیگه از عوارض
‫جانبی‌های سفر در زمان جناب‌عالیه

472
00:19:46,387 --> 00:19:48,700
‫‏آقای نابغه. این رسمش نیست

473
00:19:49,104 --> 00:19:50,765
‫‏نیازی نیست یادآوری کنی. ممنون

474
00:19:50,765 --> 00:19:52,809
‫‏نگاه کنین، هر آدمی با اون قدرت‌ها

475
00:19:52,809 --> 00:19:55,487
‫‏و با اون میزان عصبانیت رو باید پیداش کرد

476
00:19:55,625 --> 00:19:56,603
‫سریع

477
00:19:56,870 --> 00:19:57,265
‫‏خب، عالیه

478
00:19:57,265 --> 00:19:59,942
‫‏پای سرعت باشه من هستم.
‫‏برم مکملم رو بخورم

479
00:20:00,050 --> 00:20:01,840
‫‏اون نگفت... منظورش... نیازی...

480
00:20:05,158 --> 00:20:06,157
‫‏اسنو

481
00:20:08,320 --> 00:20:09,308
‫‏خواهش میکنم

482
00:20:11,333 --> 00:20:12,705
‫‏خیلی‌خب، هری، باهاش صحبت میکنم

483
00:20:12,705 --> 00:20:14,888
‫‏اما واقعاً نمیدونم چی میخوام بگم

484
00:20:16,192 --> 00:20:17,102
‫‏جو؟

485
00:20:17,356 --> 00:20:18,933
‫‏با والی صحبت کردی؟

486
00:20:18,933 --> 00:20:20,715
‫‏به نظر هنوز تو خودشه

487
00:20:20,804 --> 00:20:22,047
‫‏چیزی نیست که یک شبه درست بشه

488
00:20:22,047 --> 00:20:23,780
‫‏اما خب خوب پیش رفت. پسر حرف‌گوش‌کنیه

489
00:20:23,780 --> 00:20:25,073
‫‏- آهان
‫‏- و انصافا باید بگم

490
00:20:25,073 --> 00:20:27,521
‫‏یکی از بهترین نطق‌های بابا پلیسیم بود

491
00:20:27,521 --> 00:20:28,735
‫بابا پلیسی دیگه چه صیغه‌ایه؟

492
00:20:28,735 --> 00:20:31,614
‫کلا ۳ جور پلیس داریم، پلیس خوب، پلیس بد و بابا پلیسه

493
00:20:31,623 --> 00:20:34,022
‫‏پدر سخت گیر در عین حال قوت قلب هم بده.
‫‏و مستقیم هم بره سر اصل مطلب

494
00:20:34,022 --> 00:20:35,168
‫‏فکر نکنم تا حالا این جنبه‌ات رو دیده باشم

495
00:20:35,168 --> 00:20:36,295
‫‏آره، در برابر تو خیلی ازش استفاده نکردم

496
00:20:36,295 --> 00:20:37,224
‫‏والی با تو فرق میکنه، بری

497
00:20:37,224 --> 00:20:39,388
‫‏تو حکم دختر دوم رو داری

498
00:20:39,388 --> 00:20:40,926
‫‏بیش از حد احساساتت رو بروز میدی

499
00:20:41,220 --> 00:20:43,834
‫‏اما در مورد اون باید یکم دقیق‌تر عمل کرد

500
00:20:44,480 --> 00:20:45,544
‫‏چه باحال

501
00:20:45,969 --> 00:20:47,213
‫‏دارم سر به سرت میذارم

502
00:20:47,784 --> 00:20:49,923
‫‏اگر خبری از فرانکی به دستم رسید خبرت میکنم، باشه؟

503
00:20:49,923 --> 00:20:51,010
‫‏باشه

504
00:20:52,163 --> 00:20:55,414
‫‏دختر دوم؟ منظورش چی بود؟

505
00:20:58,516 --> 00:20:59,614
‫‏ببخشید

506
00:21:00,361 --> 00:21:01,039
‫‏وقتی که گفتین تندروها

507
00:21:01,039 --> 00:21:04,390
‫‏همیشه‌ی خدا گرسنه‌ان اصلا شوخی نمیکردین

508
00:21:04,858 --> 00:21:08,439
‫‏گوش کن، جسی، قبل از اینکه بری دنبال فرانکی

509
00:21:08,768 --> 00:21:12,378
‫‏میخواستم مطمئن بشم که حس آمادگی کامل رو داری

510
00:21:12,428 --> 00:21:13,386
‫‏چرا؟

511
00:21:13,950 --> 00:21:14,594
‫‏چیزی شده؟

512
00:21:14,594 --> 00:21:16,187
‫‏یعنی میگم نتایج آزمایش‌ها مشکلی درش بوده؟

513
00:21:16,187 --> 00:21:17,245
‫‏نه، اصلا

514
00:21:17,245 --> 00:21:19,019
‫‏تا الان که همه نتایج خوب بوده و مشکلی نبوده

515
00:21:19,019 --> 00:21:20,217
‫‏فقط...

516
00:21:20,701 --> 00:21:23,059
‫‏شاید بهتر باشه که یکم آروم‌تر پیش بری

517
00:21:23,382 --> 00:21:24,177
‫‏صحیح

518
00:21:24,177 --> 00:21:25,961
‫‏به این خاطر که دخترم میگی

519
00:21:26,102 --> 00:21:27,129
‫‏چی؟

520
00:21:27,332 --> 00:21:28,671
‫‏نه، اصلا. چرا آخه؟

521
00:21:29,196 --> 00:21:31,715
‫‏آخه میگم بری که اینطور نبود

522
00:21:31,715 --> 00:21:32,742
‫‏میدونی، از همون لحظه که فهمید چه قدرتی داده

523
00:21:32,752 --> 00:21:34,465
‫‏رفت سراغ مبارزه با مجرمین

524
00:21:34,747 --> 00:21:36,209
‫‏چرا من نمیتونم این کارو بکنم؟

525
00:21:36,995 --> 00:21:39,211
‫‏خب، مطمئنم فکر میکنی

526
00:21:39,211 --> 00:21:41,398
‫‏اینکه همچین قدرتی داری چیز خیلی خوبیه

527
00:21:41,408 --> 00:21:44,915
‫‏اما بعضی اوقات، اونقدرها هم خوب نیست.
‫‏حرفم رو باور کن

528
00:21:45,862 --> 00:21:50,124
‫‏منظورم اینه که اگر من یه روزی قدرت خاصی داشتم

529
00:21:50,134 --> 00:21:52,724
‫‏حتما آروم‌تر پیش می‌رفتم

530
00:21:53,490 --> 00:21:55,807
‫‏بابام گفته تا این حرفها رو بزنی، درسته؟

531
00:21:57,097 --> 00:21:58,901
‫‏آره. معلومه کار اونه

532
00:22:00,039 --> 00:22:01,047
‫‏جسی...

533
00:22:08,179 --> 00:22:10,052
‫‏نمیخوای من سرعت داشته باشم، نه؟

534
00:22:10,536 --> 00:22:12,299
‫‏اصلا به همین خاطر اینجائیم، آره؟

535
00:22:12,973 --> 00:22:15,472
‫،‏نه به خاطر اینکه بتونی آزمایش روم انجام بدی
‫‏بلکه همه رو اجیر کنی

536
00:22:15,472 --> 00:22:16,691
‫‏منو از استفاده از قدرتهام منصرف کنن

537
00:22:16,701 --> 00:22:20,318
‫‏- من فقط میخوام که تو در س...
‫‏- در سلامت باشم، آره

538
00:22:20,408 --> 00:22:22,605
‫‏آره، میدونم. حرف جدیدی نیست

539
00:22:22,605 --> 00:22:23,783
‫‏این فرق میکنه

540
00:22:24,397 --> 00:22:25,985
‫‏خیلی فرق میکنه

541
00:22:27,814 --> 00:22:29,412
‫‏آره، فرق میکنه

542
00:22:29,422 --> 00:22:30,578
‫‏چون من بری نیستم، درسته؟

543
00:22:30,588 --> 00:22:31,553
‫‏درسته

544
00:22:31,774 --> 00:22:33,060
‫‏تو بری نیستی

545
00:22:40,749 --> 00:22:42,709
‫‏بذار این بار من باهاش صحبت کنم

546
00:22:59,350 --> 00:23:00,767
‫‏اون هنوز نرفته پی کارش

547
00:23:01,642 --> 00:23:06,134
‫‏میتونم حس کنم که فرانکی میخواد بر من غلبه کنه

548
00:23:06,315 --> 00:23:07,480
‫‏گفتی میتونم برش غلبه کنم

549
00:23:07,480 --> 00:23:09,319
‫‏من فقط گفتم

550
00:23:09,752 --> 00:23:11,993
‫‏قدرت‌هایی که داشتی رو بهت برمیگردونم

551
00:23:12,003 --> 00:23:14,907
‫تا رنج‌هات رو به دیگران تحمیل کنی

552
00:23:14,917 --> 00:23:18,022
‫‏اما برای این کار فرانکی باید از بین رفته باشه

553
00:23:18,022 --> 00:23:20,817
‫‏یادته چرا اومدی پیش من؟

554
00:23:20,817 --> 00:23:22,334
‫‏اومدم پیشت

555
00:23:22,847 --> 00:23:26,354
‫‏چون راهی جلوی پام گذاشتی که دیگه
‫‏نذارم پدرخوانده‌ام بهم صدمه بزنه

556
00:23:26,566 --> 00:23:30,053
‫[‏بهش نشون بده که مجنتا کنترل این بدن رو به دست گرفته [نه فرانکی

557
00:23:30,434 --> 00:23:32,434
‫‏و هر زمان که این کارو کردی

558
00:23:32,434 --> 00:23:34,997
‫‏فرانکی هم میفهمه که دیگه کنترلی نداره

559
00:23:40,324 --> 00:23:41,358
‫‏اینجایی پس

560
00:23:43,992 --> 00:23:47,459
‫‏میگم دیروز یه دفعه کجا غیبت زد؟

561
00:23:48,142 --> 00:23:51,579
‫‏من... نمیخواستم مزاحم تمریناتت بشم

562
00:23:52,001 --> 00:23:52,991
‫‏صحیح

563
00:23:53,002 --> 00:23:55,774
‫‏آره، اینطوری که معلومه دیگه خبری از تمرین نیست

564
00:23:55,774 --> 00:23:57,537
‫‏چون بابام داره همه رو مجاب میکنه

565
00:23:57,537 --> 00:23:59,478
‫‏منو از استفاده از قدرتهام منصرف کنن

566
00:24:01,449 --> 00:24:03,300
‫‏وایسا ببینم، تو که برای این کار نیومدی، نه؟

567
00:24:03,300 --> 00:24:04,727
‫‏نه، نه

568
00:24:04,885 --> 00:24:06,094
‫‏با تصمیم خودم اومدم

569
00:24:06,985 --> 00:24:08,153
‫‏روبراهی؟

570
00:24:08,906 --> 00:24:10,649
‫‏میدونی، زمانی که این اتفاق برام افتاد

571
00:24:10,649 --> 00:24:11,778
‫‏تو...

572
00:24:12,650 --> 00:24:15,095
‫‏اولین نفر میخواستم به تو زنگ بزنم

573
00:24:16,374 --> 00:24:18,849
‫‏آره، یه جورایی امید داشتم که تو هم قدرت پیدا کرده باشی

574
00:24:20,632 --> 00:24:23,138
‫‏خودمم رویای این رو داشتم، باور کن

575
00:24:25,930 --> 00:24:27,396
‫‏اصلا چطوری اینطوری شد؟

576
00:24:28,575 --> 00:24:30,357
‫‏خیلی غیرمعمولی بود

577
00:24:30,357 --> 00:24:31,733
‫‏همینطوری یه روز

578
00:24:32,011 --> 00:24:33,586
‫‏داشتم از خونه‌ی دوستم برمیگشتم خونه

579
00:24:33,586 --> 00:24:36,547
‫‏یه دفعه دیدم یه ماشین چراغ قرمز رو رد کرد

580
00:24:36,547 --> 00:24:39,527
‫‏و داشت با سرعت میومد سمت من

581
00:24:39,527 --> 00:24:42,766
‫‏اما من همینطوری ایستاده بودم، ماتم
‫‏برده بود، منتظر بودم بهم بزنه

582
00:24:42,855 --> 00:24:43,845
‫‏یه دفعه یه نگار به اطرافم کردم

583
00:24:43,855 --> 00:24:46,183
‫‏دیدم همه چیز اطرافم بی‌حرکت شده بود

584
00:24:46,262 --> 00:24:48,679
‫‏خیلی آروم و بی‌حرکت

585
00:24:48,679 --> 00:24:52,481
‫‏اما حس میکردم که الکتریسیته در بدنم موج میزنه

586
00:24:52,927 --> 00:24:55,621
‫‏این شد که یه دفعه با سرعت از جاده رفتم کنار

587
00:24:55,720 --> 00:24:58,414
‫‏بعدش ‏همینطور دویدم و دویدم...

588
00:24:58,414 --> 00:25:00,572
‫‏آدم اصلا دلش نمیخواد که بایسته

589
00:25:01,087 --> 00:25:04,692
‫‏پس در اصل با یه حرکت یهویی فهمیدی قدرت داری

590
00:25:04,960 --> 00:25:06,851
‫‏آره فکر کنم، آره. چرا؟

591
00:25:08,377 --> 00:25:09,654
‫‏خوب شد گفتی

592
00:25:12,358 --> 00:25:13,354
‫‏والی!

593
00:25:24,131 --> 00:25:25,561
‫‏داری چه کار میکنی؟

594
00:25:25,679 --> 00:25:27,110
‫‏که قدرت رو بدست بیارم.
‫‏چرا منو کشیدی کنار؟

595
00:25:27,110 --> 00:25:28,325
‫‏که جونت رو نجات بدم!

596
00:25:28,334 --> 00:25:29,281
‫‏ممکن بود جواب بده، جسی!

597
00:25:29,281 --> 00:25:31,078
‫‏نه، جواب نمیده.
‫‏نگاه کن...

598
00:25:31,788 --> 00:25:32,952
‫‏من اصلا اینطور فکر نمیکنم

599
00:25:34,127 --> 00:25:35,150
‫‏شرمنده

600
00:25:35,954 --> 00:25:36,566
‫‏جدا؟

601
00:25:36,566 --> 00:25:38,173
‫‏چی پیش خودت فکر میکردی؟

602
00:25:38,173 --> 00:25:41,074
‫‏نمیتونی همینطوری یه دفعه بپری وسط خیابون

603
00:25:41,074 --> 00:25:42,250
‫‏بهتره بگم از مُخت استفاده کن

604
00:25:42,250 --> 00:25:43,886
‫‏حالا که هیچی نشده، بری.
‫‏آروم باش

605
00:25:43,886 --> 00:25:46,004
‫‏مگه جو سر این موضوع باهات صحبت نکرد؟

606
00:25:46,004 --> 00:25:49,358
‫‏- خب، که چی؟
‫‏- واضحه که فایده نداشته

607
00:25:50,402 --> 00:25:52,480
‫‏اگر جسی اونجا نبود چه کار میخواستی بکنی، هان؟

608
00:25:52,480 --> 00:25:53,977
‫‏نمیدونم

609
00:25:53,977 --> 00:25:56,022
‫‏هیچ کاری از دستت بر نمیومد انجام بدی

610
00:25:56,022 --> 00:25:57,623
‫‏چون هیچ قدرتی نداری

611
00:25:57,623 --> 00:25:59,832
‫یه دفعه بگو همه چیز رو برای خودت میخوای، بری

612
00:25:59,832 --> 00:26:02,652
‫‏خواهش میکنم قبل از اینکه خودت رو به
‫‏کشتن بدی دست از این کارها بردار

613
00:26:03,220 --> 00:26:05,563
‫‏- تمومه؟
‫‏- شما چیزی میخوای بگی؟

614
00:26:05,563 --> 00:26:07,505
‫‏نه، گفتنی‌ها رو خودت گفتی

615
00:26:09,374 --> 00:26:11,748
‫‏- باید تمومش کنی
‫‏- سر من داد نزن، باشه؟

616
00:26:11,748 --> 00:26:13,318
‫‏جونش رو نجات دادم.
‫‏چه کار دیگه‌ای باید انجام میدادم؟

617
00:26:13,318 --> 00:26:14,051
‫‏موضوع این نیست. موضوع این...

618
00:26:14,051 --> 00:26:15,931
‫‏نه، میدونم موضوع چیه!

619
00:26:15,931 --> 00:26:17,365
‫نمیخوای از قدرت‌هام استفاده کنم

620
00:26:17,376 --> 00:26:19,926
‫‏- درسته
‫‏- قبول، قبول، اما دیگه دلیلی نداره اینجا بمونم

621
00:26:19,926 --> 00:26:21,052
‫و به این حرفها گوش کنم

622
00:26:21,052 --> 00:26:22,896
‫‏نه جس. جسی!

623
00:26:22,896 --> 00:26:24,220
‫‏نر...

624
00:26:28,213 --> 00:26:29,400
‫چی ‏بهش گفتی؟

625
00:26:31,626 --> 00:26:32,578
‫‏من؟

626
00:26:32,725 --> 00:26:35,069
‫‏بله. شما

627
00:26:35,069 --> 00:26:35,991
‫‏منو سرزنش نکن

628
00:26:36,001 --> 00:26:37,237
‫‏من نیتم کمک بود

629
00:26:37,237 --> 00:26:39,002
‫‏کمک به اون یا کمک به من؟

630
00:26:39,081 --> 00:26:40,644
‫‏گوش کن، هری

631
00:26:40,644 --> 00:26:42,809
‫‏شاید دلیل اینکه داره پَسِت میزنه

632
00:26:42,809 --> 00:26:44,804
‫‏به این خاطرـه که نمیخوای درک کنی

633
00:26:44,804 --> 00:26:46,647
‫‏- اون چی داره بهش میگذره
‫‏- نیازی نیست...

634
00:26:46,657 --> 00:26:49,643
‫‏شاید اگر به جای اینکه تظاهر کنی
‫قدرتش باعث نابودیش میشه

635
00:26:49,643 --> 00:26:52,580
‫‏چم و خم هاش رو بهش نشون میدادی

636
00:26:52,580 --> 00:26:56,298
‫‏اون هم به جای اینکه پَسِت بزنه باهات صحبت می‌کرد

637
00:27:15,721 --> 00:27:19,579
‫‏اصلا نمیتونم بیام اینجا و دور و بر این دم و دستگاه باشم

638
00:27:19,700 --> 00:27:20,540
‫‏چرا؟

639
00:27:20,540 --> 00:27:23,050
‫‏خودت گفتی. اینجا همه چیز فرق داره

640
00:27:23,050 --> 00:27:26,311
‫‏یکی هست که داره آدمهای بیگناه
‫‏رو به فرا انسان تبدیل میکنه

641
00:27:26,311 --> 00:27:28,674
‫‏چون من سیر زمانی رو تغییر دادم

642
00:27:28,674 --> 00:27:29,740
‫‏همه تقصیر منه

643
00:27:29,781 --> 00:27:31,332
‫‏آره، فکر کنم یه چیزهایی در مورد

644
00:27:31,332 --> 00:27:33,210
‫‏حسی که داری بدونم

645
00:27:33,497 --> 00:27:35,315
‫‏میدونی، مدام مرتکب اشتباه میشم

646
00:27:35,324 --> 00:27:36,807
‫‏یعنی مرتکب اشتباه میشم، بعدش...

647
00:27:36,807 --> 00:27:37,716
‫‏که میخوام درستش کنم

648
00:27:37,816 --> 00:27:38,991
‫‏مرتکب اشتباهات بیشتری میشم

649
00:27:38,991 --> 00:27:39,920
‫‏آخرش هم میفهمم دختری دارم

650
00:27:39,920 --> 00:27:41,700
‫‏که نمیخواد باهام صحبت کنه

651
00:27:41,888 --> 00:27:43,044
‫‏چطوری وقتی که قصدمون کمک هست

652
00:27:43,044 --> 00:27:44,892
‫‏مرتکب اشتباه نشیم؟

653
00:27:45,297 --> 00:27:46,308
‫‏نمیدونم

654
00:27:47,430 --> 00:27:49,291
‫‏اما یک بار بهم گفتی

655
00:27:49,615 --> 00:27:51,384
‫‏در نهایت باید باور کنی

656
00:27:51,678 --> 00:27:53,872
‫‏تصمیم‌هایی که گرفتی همه درست بودن

657
00:27:55,611 --> 00:27:56,643
‫‏آره

658
00:27:59,333 --> 00:28:02,640
‫‏من همیشه تونستم خودم رو ببخشم، آلن

659
00:28:04,157 --> 00:28:05,896
‫‏اما تو اینطور نبودی

660
00:28:17,030 --> 00:28:18,222
‫‏جان جیمز؟

661
00:28:20,295 --> 00:28:21,732
‫‏شما؟

662
00:28:22,228 --> 00:28:23,774
‫‏سلام، من آیریس وست هستم

663
00:28:23,774 --> 00:28:26,091
‫‏خبرنگار سنترال سیتی پیکچر نیوز
‫[‏[اخبار تصویری سنترال سیتی

664
00:28:26,373 --> 00:28:29,549
‫‏میخواستم چند تا سوال در مورد فرانکی کین ازتون بپرسم

665
00:28:30,307 --> 00:28:31,571
‫‏هنوز پیداش نکردن؟

666
00:28:31,814 --> 00:28:32,986
‫‏فکر نکنم، نه

667
00:28:32,986 --> 00:28:34,837
‫‏خب، چرا اینقدر طول کشیده؟

668
00:28:35,181 --> 00:28:37,760
‫‏اون فرا انسان عجیب‌الخلقه داشت منو به کشتن میداد

669
00:28:38,528 --> 00:28:39,853
‫‏میدونم. متاسفم

670
00:28:39,853 --> 00:28:42,492
‫‏باید از اینکه اونو به فرزندخوندگی قبول کردم این وضعم باشه؟

671
00:28:42,948 --> 00:28:44,889
‫وقتی دوباره ببینمش، ‏خدا به دادمون برسه

672
00:28:46,527 --> 00:28:47,690
‫‏منظورتون چیه؟

673
00:28:47,954 --> 00:28:50,249
‫‏یعنی کسی که بار بعد راهی بیمارستان میشه اونه نه من

674
00:28:50,249 --> 00:28:51,735
‫‏سخت‌گیری از روی علاقه، جان؟

675
00:28:52,049 --> 00:28:53,849
‫‏آره، درست میگی

676
00:28:54,536 --> 00:28:56,994
‫‏اون داشت تلافی صدمه‌هایی که از جانب
‫‏شما بهش وارد شده بود رو در می‌آورد

677
00:28:57,904 --> 00:28:59,916
‫‏و دوباره هم این کارو میکنه

678
00:29:00,533 --> 00:29:01,560
‫‏پرستار!

679
00:29:01,906 --> 00:29:03,524
‫‏باید این مریض رو ببریم یه جای امن

680
00:29:03,534 --> 00:29:04,452
‫‏چرا؟

681
00:29:06,042 --> 00:29:07,216
‫‏اون دیگه چیه؟

682
00:29:15,578 --> 00:29:16,940
‫‏خدای من

683
00:29:39,488 --> 00:29:40,752
‫‏منو کجا میبرین؟

684
00:29:40,752 --> 00:29:42,075
‫‏فرانکی داره میاد سراغت

685
00:29:42,075 --> 00:29:42,854
‫‏همونقدر هم که از کمک به

686
00:29:42,864 --> 00:29:44,532
‫‏عوضی‌ای مثل تو متنفرم

687
00:29:44,532 --> 00:29:46,033
‫‏به همون اندازه نمیتونم بذارم بمیری

688
00:29:46,092 --> 00:29:47,701
‫‏این دیگه چه جور اعلان خطریه؟

689
00:29:47,701 --> 00:29:49,212
‫‏اون علامت وحشت آیریسه

690
00:29:49,212 --> 00:29:50,890
‫‏- چی چیش؟
‫‏- علامت وحشت

691
00:29:51,087 --> 00:29:52,815
‫‏روی تلفن همه نصبش کردیم

692
00:29:52,815 --> 00:29:54,405
‫‏چون همیشه‌ی خدا یکی‌مون رو میدزدن

693
00:29:54,405 --> 00:29:56,843
‫‏حداقل یه چیز تو این سیر زمانی بهتر بوده

694
00:29:57,179 --> 00:29:57,958
‫‏بیمارستانه

695
00:29:57,958 --> 00:29:59,785
‫‏پدرخوانده‌ی فرانکی اونجاست

696
00:29:59,785 --> 00:30:01,424
‫‏آره، آیریس هم رفت دیدنش

697
00:30:01,424 --> 00:30:03,141
‫‏مثل اینکه تنها نیست

698
00:30:04,968 --> 00:30:07,781
‫‏- اون نفت‌کشه؟
‫‏- آ آ آره نفت‌کشـه

699
00:30:07,781 --> 00:30:10,347
‫‏میخواد پدرش و هر کس که اونجاست رو بکشه

700
00:30:10,347 --> 00:30:11,503
‫‏- باید برم
‫‏- نقشه‌ات چیه؟

701
00:30:11,503 --> 00:30:12,963
‫‏قدرت همچین چیزی رو که دیگه نداری

702
00:30:13,457 --> 00:30:14,889
‫‏پس فکر کنین

703
00:30:21,819 --> 00:30:22,885
‫‏بچه‌ها...

704
00:30:26,322 --> 00:30:27,428
‫‏وقت نمیشه همه رو

705
00:30:27,428 --> 00:30:28,051
‫‏ از بیمارستان خارج کنیم

706
00:30:28,051 --> 00:30:29,419
‫‏این چیزه داره میاد پایین

707
00:30:29,620 --> 00:30:31,791
‫‏بری، آیریس هنوز داخل بیمارستانه

708
00:30:32,938 --> 00:30:35,349
‫‏اگر تشکیل جریان باد بدم چی؟

709
00:30:35,349 --> 00:30:37,742
‫‏زورت نمیرسه که با قدرت دست اون نفت‌کش رو بالا نگه داری

710
00:30:37,742 --> 00:30:40,296
‫‏نه، نه. با دستم نه. اگر بدوم چی؟

711
00:30:40,627 --> 00:30:42,105
‫‏- میتونه...
‫‏- کار ملخ رو میکنه
‫[پروانه‌ی کشتی و هواپیما]

712
00:30:42,105 --> 00:30:43,693
‫‏جواب میده. بری!

713
00:30:43,693 --> 00:30:46,267
‫‏به شکل عدد هشت حرکت کن.
‫‏اون وقت مثل ملخ عمل میکنی

714
00:30:46,267 --> 00:30:47,514
‫‏جریان باد بالای سرت بوجود میاد

715
00:30:47,514 --> 00:30:49,644
‫‏و اون پایداری فراصوتی که لازم
‫‏داریم رو برامون فراهم میکنه

716
00:30:49,644 --> 00:30:50,670
‫‏جواب میده

717
00:30:50,670 --> 00:30:51,675
‫‏خیلی‌خب

718
00:30:58,269 --> 00:30:59,948
‫‏خدافظ بابا

719
00:31:03,979 --> 00:31:05,155
‫‏فلش!

720
00:31:11,418 --> 00:31:13,388
‫‏خیلی‌خب، جواب داد، اما حالا چی؟

721
00:31:13,388 --> 00:31:15,248
‫‏اگر بری بالا باشه نمیتونه جلوی فرانکی رو بگیره

722
00:31:19,178 --> 00:31:20,415
‫‏سیسکو راست میگه

723
00:31:22,275 --> 00:31:23,471
‫‏برو کمکش

724
00:31:24,417 --> 00:31:25,069
‫‏بابا

725
00:31:25,069 --> 00:31:26,778
‫‏باید همین الان بری اونجا

726
00:31:26,788 --> 00:31:28,779
‫‏- مطمئنی؟
‫‏- آره، مطمئنم

727
00:31:28,890 --> 00:31:30,126
‫‏میدونم از پسش بر میای

728
00:31:30,508 --> 00:31:32,347
‫‏بیشتر از حد کفایت سرعت داری

729
00:31:33,222 --> 00:31:35,424
‫‏حالا هم بدو، جسی

730
00:31:35,956 --> 00:31:36,964
‫‏بدو!

731
00:31:42,887 --> 00:31:45,409
‫‏سلام، گفتم شاید کمک لازم باشی

732
00:31:45,878 --> 00:31:47,861
‫‏من دارمش. برو ترتیبش رو بده

733
00:31:51,840 --> 00:31:53,116
‫‏مجنتا!

734
00:31:54,363 --> 00:31:55,769
‫‏کمک از راه رسید

735
00:31:55,968 --> 00:31:57,324
‫‏که بتونم به تو کمک کنم

736
00:31:58,989 --> 00:32:00,266
‫‏خیلی‌خب، کشتن پدرخوانده‌ات

737
00:32:00,266 --> 00:32:01,980
‫‏و باقی آدمهایی که تو اون بیمارستان هستن

738
00:32:01,980 --> 00:32:03,805
‫‏تو رو به چیزی که میخوای نمیرسونه

739
00:32:04,164 --> 00:32:07,684
‫‏روحت هم خبر نداره من چی میخوام!

740
00:32:08,192 --> 00:32:10,814
‫‏فقط دنبال این نیستم که از شر جان خلاص شم

741
00:32:11,213 --> 00:32:12,821
‫‏میخوام از شر هر دوشون خلاص شم

742
00:32:18,613 --> 00:32:19,611
‫‏بری، باید همین الان جلوش رو بگیری

743
00:32:19,622 --> 00:32:21,320
‫‏نفت‌کش داره میاد پایین!

744
00:32:22,417 --> 00:32:24,355
‫‏میدونم که هنوزم هستی، فرانکی

745
00:32:24,824 --> 00:32:28,349
‫‏اجازه نده جان وجهه خوبی که هنوز درت هست رو نابود کنه

746
00:32:28,568 --> 00:32:30,287
‫‏اون گفت که من دختر ضعیفی‌ام

747
00:32:30,766 --> 00:32:32,214
‫‏که رقت‌انگیزم

748
00:32:34,111 --> 00:32:36,188
‫‏میگفت آدم بدردنخوری هستم

749
00:32:36,188 --> 00:32:37,966
‫‏اون فقط داشته تو رو به خاطر تمام اتفاقات بدی که

750
00:32:37,976 --> 00:32:39,074
‫مسببش بوده ‏سرزنش میکرده

751
00:32:39,074 --> 00:32:40,612
‫تو تقصیری نداری

752
00:32:40,612 --> 00:32:42,110
‫‏اصلا موضوع تو نیستی

753
00:32:44,226 --> 00:32:46,344
‫‏فقط میخوام دیگه بهم صدمه نزنه

754
00:32:47,243 --> 00:32:48,592
‫‏این راهش نیست

755
00:32:48,839 --> 00:32:51,457
‫‏پدرخوانده‌ات هیچ‌وقت خودش رو به خاطر اشتباهات زندگیش نبخشید

756
00:32:51,457 --> 00:32:53,143
‫‏به همین خاطر اونها رو سر تو خالی میکرد

757
00:32:53,143 --> 00:32:54,562
‫‏نمیتونست با شخصیت خودش کنار بیاد

758
00:32:54,562 --> 00:32:56,148
‫‏نمیتونست زندگیش رو پیش ببره

759
00:32:58,350 --> 00:32:59,610
‫‏اما تو میتونی

760
00:33:24,554 --> 00:33:25,753
‫‏موفق شدن

761
00:33:34,868 --> 00:33:36,802
‫‏واقعا معذرت میخوام

762
00:33:37,417 --> 00:33:38,647
‫‏چیزی نیست

763
00:33:39,311 --> 00:33:41,007
‫‏واقعا متاسفم

764
00:33:41,355 --> 00:33:42,772
‫‏درست میشه

765
00:33:46,938 --> 00:33:48,624
‫‏چیزی نیست. درست میشه

766
00:33:56,628 --> 00:33:58,413
‫‏پس کسی صدمه ندید؟

767
00:33:58,691 --> 00:33:59,810
‫‏نه، خداروشکر

768
00:33:59,810 --> 00:34:01,533
‫‏نیازی نیست نگران باشی

769
00:34:02,087 --> 00:34:03,316
‫‏جان چی؟

770
00:34:03,316 --> 00:34:06,007
‫‏بازپرس به خاطر بلاهایی که سرت آورده بود محاکمه‌اش کرد

771
00:34:06,048 --> 00:34:07,720
‫‏به همین خاطر فکر میکنم یه مدتی رو میره تو

772
00:34:07,720 --> 00:34:11,238
‫‏و دیگه هم نمیتونه پدر خوانده‌ی کسی بشه

773
00:34:12,498 --> 00:34:15,047
‫‏خیلی...

774
00:34:15,047 --> 00:34:18,091
‫‏عجیبه که مسئول این همه اتفاق باشی

775
00:34:18,091 --> 00:34:20,106
‫‏و هیچ‌کدوم رو به یاد نیاری

776
00:34:20,106 --> 00:34:21,577
‫‏دقیقا از نحوه

777
00:34:21,759 --> 00:34:24,289
‫‏بدست آوردن قدرتهات چی یادت میاد؟

778
00:34:24,349 --> 00:34:25,659
‫‏این قضایا از کجا شروع شد؟

779
00:34:29,217 --> 00:34:33,571
‫‏یه مدتی شبها خواب مجنتا رو میدیدم

780
00:34:33,701 --> 00:34:36,453
‫‏- خواب؟
‫‏- البته بیشتر از خواب بود

781
00:34:37,149 --> 00:34:40,565
‫‏طوری بود که انگار تو یه زندگی دیگه بودم

782
00:34:40,776 --> 00:34:43,065
‫‏بعدش دیگه همه وقت مجنتا رو حس میکردم

783
00:34:43,416 --> 00:34:44,556
‫‏حتی طول روز

784
00:34:45,362 --> 00:34:48,204
‫‏هر چقدر هم که بیشتر میومد جلوی چشمم

785
00:34:48,295 --> 00:34:51,490
‫‏برام دردناک‌تر میشد

786
00:34:52,064 --> 00:34:53,989
‫‏بعدش یه صداهایی به گوشم میرسید

787
00:34:54,160 --> 00:34:55,197
‫‏چه صدایی؟

788
00:34:55,935 --> 00:34:57,062
‫‏صدای یه مرد

789
00:34:57,471 --> 00:34:58,966
‫‏به اسم آلکامی

790
00:34:59,455 --> 00:35:01,339
‫‏میگفت میتونه چیزی که میخوام رو بهم بده

791
00:35:01,339 --> 00:35:03,762
‫‏و قدرتم رو بهم برگردونه

792
00:35:04,062 --> 00:35:05,517
‫‏متوجه نمیشدم منظورش چیه

793
00:35:06,295 --> 00:35:08,019
‫‏فکر میکردم دارم دیوونه میشم

794
00:35:08,478 --> 00:35:10,542
‫‏اینی که میگم رو باور کن. مجنتا به خاطر

795
00:35:10,542 --> 00:35:12,457
‫‏کاری که تو کردی اینجا نیست

796
00:35:12,457 --> 00:35:14,291
‫‏ممکنه که جنبه شرورانه‌ای هم درت باشه

797
00:35:14,291 --> 00:35:15,538
‫‏اما اگر باهاش مواجه بشی

798
00:35:15,538 --> 00:35:18,150
‫‏باعث میشه جنبه‌ی خوبت بتونه راحت‌تر برش غلبه کنه

799
00:35:18,938 --> 00:35:20,510
‫‏منو آزادم میکنین؟

800
00:35:20,630 --> 00:35:22,602
‫‏هیچ‌کدوم از اینها تقصیر تو نبوده، فرانکی

801
00:35:23,032 --> 00:35:25,605
‫‏کیتلین یه خونه‌ی خوب برات تو کی‌استون پیدا کرده

802
00:35:25,675 --> 00:35:27,506
‫‏آدمهای اونجا هرگز بهت کاری ندارن

803
00:35:28,628 --> 00:35:31,040
‫‏اگر مجنتا سعی کنه دوباره برگرده چی؟

804
00:35:31,190 --> 00:35:32,261
‫‏باهاش مبارزه کن

805
00:35:32,882 --> 00:35:34,863
‫‏و اگر کمک لازم داشتی، روی ما حساب کن

806
00:35:35,884 --> 00:35:37,746
‫‏ما بهت ایمان داریم، فرانکی

807
00:35:39,798 --> 00:35:40,849
‫‏ممنون

808
00:35:42,951 --> 00:35:44,222
‫‏ممنون همگی

809
00:35:51,189 --> 00:35:52,430
‫‏تو ردیفی؟

810
00:35:52,690 --> 00:35:53,731
‫‏آره

811
00:35:54,182 --> 00:35:55,213
‫‏آره، من...

812
00:35:55,213 --> 00:35:57,335
‫‏براش احساس تاسف میکنم، میدونی؟

813
00:35:59,007 --> 00:36:01,488
‫‏- مطمئنی؟
‫‏- آره

814
00:36:02,259 --> 00:36:04,031
‫‏نیازی به پلیس پدری نیست

815
00:36:05,142 --> 00:36:06,203
‫‏تو هم شنیدی، آره؟

816
00:36:06,203 --> 00:36:08,095
‫‏آره، شنیدم

817
00:36:15,542 --> 00:36:16,823
‫‏اینم از دختر ما

818
00:36:17,713 --> 00:36:19,314
‫‏اون بیرون عالی بودی

819
00:36:19,695 --> 00:36:20,875
‫‏جدی میگم

820
00:36:21,836 --> 00:36:23,977
‫‏فکر میکنم این اولین پیروزیت...

821
00:36:24,948 --> 00:36:26,408
‫‏بعنوان یه ابرقهرمان باشه

822
00:36:28,519 --> 00:36:29,730
‫‏دختر من

823
00:36:30,671 --> 00:36:32,252
‫‏جسی کوئیک

824
00:36:37,145 --> 00:36:40,046
‫‏آره، خب، البته تنها به این خاطر موفق شدم

825
00:36:40,046 --> 00:36:41,778
‫‏که بهم باور داشتین

826
00:36:42,258 --> 00:36:46,240
‫‏نه، خیلی وقت پیش باید...

827
00:36:46,240 --> 00:36:49,012
‫‏اینطور می‌بودم، اما...

828
00:36:49,472 --> 00:36:50,903
‫‏میدونی، یک روز، متوجه میشی

829
00:36:50,903 --> 00:36:51,914
‫‏ازت انتظار ندارم الان درک کنی

830
00:36:51,914 --> 00:36:55,585
‫‏اما همیشه‌ی خدا باید نگران باشم

831
00:36:57,166 --> 00:36:59,518
‫‏همیشه باید محتاط باشم

832
00:37:01,539 --> 00:37:03,510
‫‏همیشه دوستت داشته باشم

833
00:37:06,222 --> 00:37:07,583
‫‏بابا، میدونم

834
00:37:07,583 --> 00:37:09,924
‫‏یعنی معلومه که میدونم

835
00:37:16,839 --> 00:37:19,049
‫‏منم همیشه دوستت خواهم داشت

836
00:37:19,049 --> 00:37:21,761
‫‏حتی وقتی که حسابی میری رو مخ آدم

837
00:37:27,084 --> 00:37:28,105
‫‏خب...

838
00:37:28,325 --> 00:37:29,381
‫‏خب...

839
00:37:30,706 --> 00:37:32,012
‫‏برمیگردیم به زمین خودمون یا...

840
00:37:32,012 --> 00:37:34,552
‫‏فکر میکنم یه چند روزی اینجا بمونیم

841
00:37:34,552 --> 00:37:35,469
‫‏یه سری آزمایش دیگه انجام بدیم

842
00:37:35,469 --> 00:37:39,375
‫‏و اینکه ببینیم این اندازه‌ات هست یا نه

843
00:37:49,527 --> 00:37:50,742
‫‏سیسکو نمادش رو آماده کرد

844
00:37:50,742 --> 00:37:52,855
‫‏اسنو هم فکر میکرد که این لباس بهت کمک میکنه

845
00:37:53,542 --> 00:37:54,818
‫‏منم اینطور فکر میکنم

846
00:37:56,352 --> 00:37:57,873
‫‏- واقعا؟
‫‏- آره

847
00:37:59,775 --> 00:38:04,269
‫‏ت... تر...

848
00:38:04,279 --> 00:38:05,660
‫‏ترسم...

849
00:38:06,341 --> 00:38:08,063
‫‏احساس ‏گناهم...

850
00:38:08,063 --> 00:38:10,355
‫‏برای مدت زیادی

851
00:38:10,935 --> 00:38:12,455
‫‏مانع پیشرفت هردومون شده

852
00:38:14,467 --> 00:38:16,679
‫‏میدونی تو همیشه قهرمان من بودی

853
00:38:18,511 --> 00:38:19,862
‫‏اما حالا...

854
00:38:21,464 --> 00:38:24,616
‫‏وقتشه که بذارم قهرمان همه باشی

855
00:38:27,549 --> 00:38:28,780
‫‏ممنون

856
00:38:56,709 --> 00:38:58,772
‫‏سلام، اومدی پس

857
00:38:58,772 --> 00:39:02,135
‫‏آره، باید مطمئن میشدم که فرانکی مشکلی نداره

858
00:39:04,096 --> 00:39:05,918
‫‏خب آماده‌ای که دوباره امتحان کنیم؟

859
00:39:06,179 --> 00:39:08,571
‫‏راستش، فکر میکردم

860
00:39:08,571 --> 00:39:12,535
‫‏که چرا قرار قبلی‌مون خسته‌کننده بود

861
00:39:12,575 --> 00:39:13,767
‫‏جدا؟

862
00:39:13,977 --> 00:39:15,058
‫‏آره...

863
00:39:16,760 --> 00:39:17,924
‫‏خدمت شما

864
00:39:19,994 --> 00:39:23,625
‫‏میدونم که فکر میکنی بهتره از قدرتهام استفاده نکنم

865
00:39:23,625 --> 00:39:25,943
‫‏و نه اینکه بدون اونها هیچی نیستم

866
00:39:25,943 --> 00:39:28,232
‫‏اما میدونی اونها دیگه جزئی از زندگیم شدن

867
00:39:28,242 --> 00:39:29,456
‫‏جزئی از زندگی تو

868
00:39:29,456 --> 00:39:32,042
‫‏زندگی‌مون دیگه اینطوری شده، و فکر میکنم

869
00:39:32,539 --> 00:39:35,127
‫‏قرار قبلی، داشتیم این جنبه از زندگی‌مون رو نادیده میگرفتیم

870
00:39:35,137 --> 00:39:36,639
‫‏داشتیم به شخصیت‌های خودمون قبل از اینکه

871
00:39:36,639 --> 00:39:38,749
‫‏من فلش بشم وانمود میکردیم

872
00:39:38,749 --> 00:39:40,957
‫‏به همین خاطر خیلی خوب پیش نرفت

873
00:39:42,121 --> 00:39:45,016
‫‏خیلی‌خب، چی تو فکرته؟

874
00:39:56,259 --> 00:39:58,906
‫‏میگم بهتره که شخصیت‌های فعلی‌مون رو نادیده نگیریم

875
00:40:00,905 --> 00:40:03,861
‫‏خب، آره، اگر از این نظر بهش نگاه کنی...

876
00:40:04,995 --> 00:40:06,414
‫‏قبول دارم

877
00:40:07,343 --> 00:40:09,441
‫‏نمیتونیم وانمود کنیم که هیچ‌کدوم از این اتفاقات رخ نداده

878
00:40:14,727 --> 00:40:16,306
‫‏فکر میکردم تو هم همینطور فکر کنی

879
00:40:17,385 --> 00:40:18,493
‫‏ببخشید

880
00:40:19,642 --> 00:40:21,581
‫‏جوـه. گفته برم اداره

881
00:40:22,140 --> 00:40:23,619
‫‏اشکالی نداره، برو

882
00:40:24,249 --> 00:40:25,588
‫‏- واقعا؟
‫‏- آره

883
00:40:26,817 --> 00:40:28,994
‫‏تا همین الانش هم یه قرار عاشقانه‌ی خیلی خوب بوده...

884
00:40:29,644 --> 00:40:30,705
‫‏فلش

885
00:40:52,181 --> 00:40:54,113
‫‏- سلام، چه خبر شده؟
‫‏- اومدی

886
00:40:54,113 --> 00:40:56,796
‫‏گوش کنین، سین گفت که اینها رو نشون‌تون بدم

887
00:40:57,146 --> 00:41:00,200
‫‏برای چند روز پیش زندان آیرن هایتزـه

888
00:41:00,711 --> 00:41:01,672
‫‏خیلی سر و صداش رو در نیاوردن

889
00:41:01,672 --> 00:41:02,894
‫‏که کسی فکر نکنه

890
00:41:02,894 --> 00:41:06,207
‫‏مشکل امنیتی چیزی بوده، اما اینجا رو داشته باشین

891
00:41:07,379 --> 00:41:08,180
‫‏کلاریسه!

892
00:41:08,180 --> 00:41:09,211
‫‏آلکامی!

893
00:41:09,261 --> 00:41:10,433
‫‏کلاریس بود

894
00:41:10,433 --> 00:41:13,032
‫‏نه! نه! دست نگه دار!

895
00:41:15,669 --> 00:41:17,224
‫‏قبل از اینکه بخوره زمین مُرده بوده

896
00:41:19,154 --> 00:41:20,335
‫‏آلکامی

897
00:41:21,005 --> 00:41:22,718
‫‏قبلا هم این اسم رو شنیده بودی؟

898
00:41:23,584 --> 00:41:24,765
‫‏آلکامی؟

899
00:41:25,011 --> 00:41:26,389
‫‏نه، نشنیده بودم

900
00:41:26,999 --> 00:41:28,909
‫‏شاید با یه فرا انسان نامرئی سر و کار داریم

901
00:41:28,909 --> 00:41:30,288
‫‏شاید هم کار یه روح باشه

902
00:41:31,518 --> 00:41:33,339
‫‏تو به روح اعتقاد داری، آلن؟

903
00:41:35,150 --> 00:41:36,383
‫‏نه؟

904
00:41:40,956 --> 00:41:43,422
‫‏میگم فکر میکنی

905
00:41:43,422 --> 00:41:45,816
‫‏این هم از عوارض سیر زمانی فلش‌پوینته؟

906
00:41:47,080 --> 00:41:49,577
‫این روزها حس میکنم خیلی چیزها عوارض اونه

907
00:41:49,578 --> 00:41:55,743
‫ترجمه از محـمـد امـیـر و علی
‫M.Amir & Ali۹۹

908
00:41:55,743 --> 00:42:00,881
‫ارائه‌ای از تیم‌های ترجمه نایت مووی و تی‌وی ورلد
‫NightMovie & TvWorld

