‫﻿۱
00:00:02,600 --> 00:00:03,849
‫اسم من بری آلن‌ـه

2
00:00:03,852 --> 00:00:05,818
‫‏و من سریع‌ترین انسان دنیام

3
00:00:06,502 --> 00:00:08,953
‫از نظر مردم، یه تحلیل‌گر جنایی معمولی هستم

4
00:00:08,955 --> 00:00:11,706
‫اما مخفیانه با کمک دوستانم ‏در آزمایشگاه استار

5
00:00:11,708 --> 00:00:15,377
‫به مبارزه با جرم و جنایت و پیدا کردنِ
‫سایر فراانسان‌هایِ مثل خودم می‌پردازم

6
00:00:15,379 --> 00:00:17,546
‫بعد از شکست دادن زوم و نجات جهان‌های موازی

7
00:00:17,548 --> 00:00:19,181
‫در زمان به عقب برگشتم

8
00:00:19,183 --> 00:00:21,134
‫و یه سیر زمانی جدید ساختم، فلش‌پوینت

9
00:00:21,136 --> 00:00:22,852
‫سیر زمانی رو به وضع اولیه‌اش برگردوندم

10
00:00:22,854 --> 00:00:25,055
‫اما عجیب بود که اوضاع کاملا
‫به روال سابق برنگشته بود

11
00:00:25,057 --> 00:00:27,223
‫در واقع باعث ایجاد تهدیدهای جدیدی برای دنیا شدم

12
00:00:27,225 --> 00:00:29,894
‫و فقط من برای متوقف کردن‌شون سرعت لازم رو دارم

13
00:00:29,896 --> 00:00:32,063
‫من فـلـش ام

14
00:00:32,899 --> 00:00:34,316
‫آنچه در "فـلـش" گذشت...

15
00:00:34,318 --> 00:00:36,201
‫اونا پتانسیل‌ت رو نمی‌بینن.

16
00:00:36,203 --> 00:00:37,569
‫من می‌بینیم. می‌خوای تمرین کنی؟

17
00:00:37,571 --> 00:00:38,905
‫من تمرینت میدم.

18
00:00:38,907 --> 00:00:40,622
‫تو دوست آلن هستی، دکتر اسنو.

19
00:00:40,624 --> 00:00:42,291
‫بهت التماس می‌کنم، اونو لو نده.

20
00:00:42,293 --> 00:00:43,960
‫هرکاری بخوای می‌کنم.

21
00:00:43,962 --> 00:00:46,462
‫استعفانامه‌تو بنویس، هر چه سریع تر.

22
00:00:46,464 --> 00:00:48,882
‫یه مقاله است... قبلا توسط آیریس وست-آلن نوشته میشد.

23
00:00:48,884 --> 00:00:50,501
‫آینده‌مون یه تغییری کرده.

24
00:00:50,503 --> 00:00:52,920
‫- خدا، من چیکار کردم؟
‫- برادرم مرده

25
00:00:52,922 --> 00:00:55,390
‫حالا دیگه هیچ وقت نمی‌تونم خاطره‌ی
‫جدیدی با برادرم داشته باشم.

26
00:00:55,392 --> 00:00:57,559
‫تو فقط یه انسان هستی، فلش

27
00:00:57,561 --> 00:00:59,094
‫ولی من یه خدا هستم.

28
00:00:59,096 --> 00:01:01,263
‫من «ساویتار» هستم.

29
00:01:01,265 --> 00:01:02,731
‫حالا می‌دونیم که آلکامی فقط یه نوکرـه.

30
00:01:02,733 --> 00:01:06,436
‫جولیان، یه بار دیگه هم خدمتکار من بشو.

31
00:01:06,438 --> 00:01:08,855
‫آلکامی بشو.

32
00:01:10,821 --> 00:01:14,221
‫دره‌ی هند
‫۴سال قبل

33
00:01:19,702 --> 00:01:23,455
‫۶ماهی میشه که از رسیدنم به هند می‌گذره.

34
00:01:23,457 --> 00:01:26,208
‫،اگرچه باور دارم اون بیرون‌ـه

35
00:01:26,210 --> 00:01:28,962
‫صدایی که من رو کنترل می‌کرد کمتر شده.

36
00:01:28,964 --> 00:01:32,299
‫و من می‌ترسم که جست و جو و تلاشم برای هیچ باشه.

37
00:01:32,301 --> 00:01:34,684
‫جولیان، زود بیا

38
00:01:34,686 --> 00:01:35,936
‫فکر کنم پیداش کردیم

39
00:01:50,121 --> 00:01:52,371
‫خودشه. نگهش دار

40
00:02:03,803 --> 00:02:05,169
‫خودشه

41
00:02:05,171 --> 00:02:06,589
‫می‌تونم حسش کنم

42
00:02:06,591 --> 00:02:08,674
‫فکر کنم بهتره صبر کنیم قبل اینکه بازش کنیم.

43
00:02:11,178 --> 00:02:12,895
‫باید آزاد بشه.

44
00:02:13,185 --> 00:02:16,185
‫▶️تـی وـی وُرلـد » و «نـایـت مـووی» با افـتـخـار تـقـدیـم مـی‌کـنـنـد »◀️
‫<font color="#ff۸۰۴۰>:.:.: TvWorld.iNFO</font> &<font color="#۸۰۸۰ff"> NightMovie.Co</font> :.:.:

45
00:02:16,209 --> 00:02:20,209
‫» تــرجــمــه از امــیــر و عــلــی «
‫✅<font color=#FF۰۰۰۰> H۱tman۰۰۷</font> & <font color="#۸۰۸۰ff>Ali۹۹</font> ✅

46
00:02:20,233 --> 00:02:24,233
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

47
00:02:26,412 --> 00:02:29,364
‫یا سرزمین زمستانی عجایب!

48
00:02:29,366 --> 00:02:31,199
‫دقیقا حرفای منو گفتی

49
00:02:31,201 --> 00:02:35,338
‫خب، گمونم کریسمس زمین ۱۹ درست مثل مال ماست

50
00:02:35,339 --> 00:02:37,874
‫بعضی رسومات توی همه‌ی جهان‌های موازی هستن.

51
00:02:37,876 --> 00:02:39,375
‫خب...

52
00:02:39,377 --> 00:02:41,378
‫اطلاعات جدیدی از ساویتار هست؟

53
00:02:41,380 --> 00:02:43,764
‫نه، همه‌ی چیزی که می‌دونیم اینه که اون یه خدای سرعته

54
00:02:43,766 --> 00:02:45,466
‫و تو تنها کسی هستی که می‌تونی ببینیش.

55
00:02:45,468 --> 00:02:48,552
‫خیلی‌خب، آلکامی کشیش اعظم ساویتارـه

56
00:02:48,554 --> 00:02:50,105
‫و اگه اون قدرتش رو از اون سنگ بگیره

57
00:02:50,107 --> 00:02:52,307
‫،که برای ساخت فراانسان استفاده می‌کرد
‫داشتم به این فکر می‌کردم

58
00:02:52,309 --> 00:02:53,893
‫،اگه بتونیم بفهمیم اون چیز چیه

59
00:02:53,895 --> 00:02:55,478
‫شاید بتونیم بفهمیم چطور میشه متوقفش کرد.

60
00:02:55,480 --> 00:02:57,730
‫ببینم می‌تونم چیزی پیدا کنم.

61
00:02:57,732 --> 00:02:59,532
‫باشه

62
00:03:06,742 --> 00:03:08,876
‫می‌دونم این اولین کریسمس‌مونه که با هم هستیم

63
00:03:08,878 --> 00:03:10,912
‫و می‌خوام همه چی بی‌نقص باشه، ولی...

64
00:03:10,914 --> 00:03:12,246
‫باید به این موضوع رسیدگی کنی.

65
00:03:12,248 --> 00:03:13,915
‫بله...نه، کاملا متوجه میشم.

66
00:03:13,917 --> 00:03:17,586
‫هی، یه مقاله از دانشگاه آکسفورد پیدا کردم

67
00:03:17,588 --> 00:03:20,973
‫درمورد افسانه‌ی یه اسلحه‌ی باستانی هندی

68
00:03:20,975 --> 00:03:22,809
‫که بهش «براماسترا» گفته میشه.

69
00:03:22,811 --> 00:03:26,262
‫،سلاحی افسانه‌ای با قدرت‌های باورنکردنی

70
00:03:26,264 --> 00:03:28,933
‫با قابلیت ... اینجاش عجیبه...

71
00:03:28,935 --> 00:03:30,267
‫ساختن فراانسان‌ها

72
00:03:30,269 --> 00:03:31,769
‫ساختن فراانسان‌ها

73
00:03:31,771 --> 00:03:33,688
‫رفقا، این درست شبیه سنگ آلکامی‌ـه

74
00:03:33,690 --> 00:03:36,774
‫از اون مهم‌تر...

75
00:03:36,776 --> 00:03:38,410
‫ببینید کی این مقاله رو نوشته.

76
00:03:41,616 --> 00:03:45,918
‫جولیان؟

77
00:03:47,789 --> 00:03:49,623
‫از تغییراتی که به اینجا دادی خوشم اومد.

78
00:03:49,625 --> 00:03:51,508
‫آلن

79
00:03:51,510 --> 00:03:52,793
‫فکر کردم یه قراری داریم

80
00:03:52,795 --> 00:03:54,346
‫،من راز اون دوست یخی‌تو نگه می‌دارم

81
00:03:54,348 --> 00:03:56,547
‫و تو هم دیگه اینطرفا پیدات نمیشه، یادت هست؟

82
00:03:56,549 --> 00:03:58,299
‫فقط یه سری اطلاعات درمورد اون سنگی که

83
00:03:58,301 --> 00:04:01,137
‫آلکامی استفاده می‌کنه ازت می‌خوام.

84
00:04:01,139 --> 00:04:04,973
‫و چرا اومدی سراغ من؟

85
00:04:04,975 --> 00:04:07,810
‫ظاهرا، تو خیلی درباره‌اش می‌دونی.

86
00:04:09,615 --> 00:04:12,566
‫خب، چرا هرچی که می‌دونی بهم نمیگی؟

87
00:04:12,568 --> 00:04:15,737
‫و دیگه هیچوقت این حرف رو از من نمی‌شنوی.

88
00:04:15,739 --> 00:04:18,489
‫باشه

89
00:04:18,491 --> 00:04:21,377
‫،چندین سال پیش، راجع به براماسترا شنیدم

90
00:04:21,379 --> 00:04:24,163
‫،که به اصطلاح بهش میگن

91
00:04:24,165 --> 00:04:26,465
‫«سنگ فیلسوف».

92
00:04:26,467 --> 00:04:27,883
‫گفته میشه اولین شیئی‌ـه

93
00:04:27,885 --> 00:04:29,418
‫که به انسان‌ها قدرت داده.

94
00:04:29,420 --> 00:04:31,171
‫مثل شتاب‌دهنده ذرات.

95
00:04:31,173 --> 00:04:33,172
‫برای سال‌ها، گُم شده بود.

96
00:04:33,175 --> 00:04:35,809
‫کاملا وسواس پیدا کردنش به جونم افتاد.

97
00:04:35,811 --> 00:04:38,344
‫هر نوع تحقیق و بررسی‌ای که میشد کردم

98
00:04:38,346 --> 00:04:42,016
‫،و همونطور که پدر و مادرم می‌ترسیدن
‫از ارث و میراث آینده‌ام برای

99
00:04:42,018 --> 00:04:46,071
‫برای تامین یه گروه جست و جو استفاده کردم تا پیداش کنم.

100
00:04:46,073 --> 00:04:47,739
‫ولی ما هرگز پیداش نکردیم.

101
00:04:47,741 --> 00:04:50,526
‫یه مدت کوتاه بعد، اومدم اینجا.

102
00:04:50,528 --> 00:04:53,079
‫حالا اگه منو ببخشی، کارایی دارم که باید انجام بدم.

103
00:04:53,081 --> 00:04:55,031
‫بین تحقیقاتت، تابحال به اسم

104
00:04:55,033 --> 00:04:56,032
‫ساویتار برخوردی؟

105
00:05:01,257 --> 00:05:02,873
‫این اسم رو از کجا می‌شناسی؟

106
00:05:02,875 --> 00:05:05,876
‫خودمم یه سری تحقیقات کردم.

107
00:05:05,878 --> 00:05:09,380
‫تا اونجا که می‌دونم، ساویتار اولین
‫فراانسانی بوده که سرعت داشته.

108
00:05:09,382 --> 00:05:11,884
‫فقط همینو می‌دونم، آلن

109
00:05:11,886 --> 00:05:14,637
‫و پیشنهاد می‌کنم سر این مسئله وقتت رو تلف نکنی.

110
00:05:16,274 --> 00:05:17,974
‫برو رد کارت

111
00:05:20,606 --> 00:05:21,807
‫خیلی‌خب

112
00:05:26,152 --> 00:05:27,401
‫جولیان

113
00:05:43,505 --> 00:05:45,256
‫بیا

114
00:05:45,258 --> 00:05:48,092
‫یه دسته فضایی و همه‌ی چیزای باورنکردنی.

115
00:05:48,094 --> 00:05:49,927
‫اینطور که معلومه تا کریسمس بعدی

116
00:05:49,929 --> 00:05:51,095
‫مشغول پرونده‌ی این فضایی‌ها هستم.

117
00:05:51,097 --> 00:05:53,347
‫خب، اگه معجزه‌ی کریسمس رخ داد

118
00:05:53,349 --> 00:05:54,765
‫،و سریع‌تر کارت رو تموم کردی

119
00:05:54,768 --> 00:05:57,737
‫ما توی خونه‌ی من یه جشن مفصل شب کریسمس می‌گیریم.

120
00:05:57,739 --> 00:06:00,323
‫،بوقلمون، درخت کریسمس، شیر تخم‌مرغی مادربزرگ استر

121
00:06:00,325 --> 00:06:02,441
‫تمام کارهای مورد علاقه‌مون...
‫و خوشحال میشیم تو هم بیای.

122
00:06:02,443 --> 00:06:04,328
‫یه شرط داره، نوشیدنی رو من بیارم.

123
00:06:04,330 --> 00:06:07,246
‫،دستور پخت ویژه‌ی مادربزرگم میلی
‫نوشیدنی بی‌مزه‌ی شما رو شکست میده.

124
00:06:07,248 --> 00:06:08,448
‫آهان، یه دقیقه وایستا

125
00:06:08,450 --> 00:06:10,451
‫قراره یه مبارزه‌ی کوچولو داشته باشیم

126
00:06:10,453 --> 00:06:11,785
‫واقعا؟

127
00:06:11,787 --> 00:06:13,705
‫مادربزرگ استر در مقابل مادربزرگ میلی

128
00:06:13,707 --> 00:06:15,840
‫تو که می‌دونی من عاشق چالش هستم، جو وست.

129
00:06:15,842 --> 00:06:17,208
‫باشد که مادربزرگ برتر برنده شود.

130
00:06:17,210 --> 00:06:18,543
‫خیلی برای مامان بزرگت متاسفم

131
00:06:18,545 --> 00:06:19,595
‫خواهیم دید

132
00:06:19,597 --> 00:06:21,297
‫- باشه
‫- آره

133
00:06:21,299 --> 00:06:23,549
‫- میام دنبالت، باشه؟
‫- معجزه‌ی کریسمس

134
00:06:26,550 --> 00:06:29,552
‫زمین ۳

135
00:06:38,485 --> 00:06:40,986
‫به همه‌ی کسانی که داخل هستن گفتم که اگر

136
00:06:40,988 --> 00:06:42,956
‫کاری میگم بکنن زنده می‌مونن.

137
00:06:42,958 --> 00:06:44,489
‫ولی گول‌شون زدم

138
00:06:44,491 --> 00:06:46,492
‫این از خصوصیات من ـه.

139
00:06:47,829 --> 00:06:49,162
‫بندازش، تردست

140
00:06:49,164 --> 00:06:51,497
‫سلام، عزیزم.

141
00:06:51,499 --> 00:06:54,468
‫میشه افتخار کشتنت رو به من بدی؟

142
00:06:59,643 --> 00:07:01,009
‫گلوله‌ات تموم شد.

143
00:07:02,763 --> 00:07:05,397
‫ولی بمبم که تموم نشده.

144
00:07:06,851 --> 00:07:09,518
‫نظرت چیه با هم بریم اون دنیا، پسر زبل؟

145
00:07:13,692 --> 00:07:15,943
‫- زمان‌بندی خوبی بود
‫- قابلی نداشت

146
00:07:15,945 --> 00:07:17,694
‫چشام یه مشکلی پیدا کردن

147
00:07:17,696 --> 00:07:18,696
‫همه چی رو دو تا می‌بینم

148
00:07:18,698 --> 00:07:20,281
‫فلش منو خیلی محکم زد!

149
00:07:20,283 --> 00:07:22,784
‫ازت شکایت می‌کنم، کله حلبی!

150
00:07:22,786 --> 00:07:25,119
‫،یه روز، من صاحب اون کلاه میشم

151
00:07:25,121 --> 00:07:28,090
‫و ازش به عنوان زیرسیگاری استفاده می‌کنم
‫یا برای ظرف شیرینی.

152
00:07:28,092 --> 00:07:29,925
‫نه، وایستا، یه قالپاق ماشین!

153
00:07:29,927 --> 00:07:31,176
‫خودم ترتیبش رو داده بودم، بچه جون.

154
00:07:31,178 --> 00:07:33,046
‫منم همیشه همینو میگم.

155
00:07:33,048 --> 00:07:34,848
‫مخصوصا وقتایی که در آستانه شکست هستم.

156
00:07:34,850 --> 00:07:36,933
‫ولی گمون نمی‌کنم این همه راه رو اومدی باشی به زمین ۳

157
00:07:36,935 --> 00:07:38,351
‫تا جلوی تردست من رو بگیری.

158
00:07:38,353 --> 00:07:40,136
‫یه مسئله‌ای هست که باید راجع بهش باهات حرف بزنم.

159
00:07:40,138 --> 00:07:41,889
‫یه تندرو

160
00:07:41,891 --> 00:07:43,224
‫اسمش رو گذاشته ساویتار

161
00:07:47,947 --> 00:07:51,650
‫- خب... ساویتار
‫- آره

162
00:07:51,652 --> 00:07:54,454
‫ظاهرا، تو اونقدر قوی شدی که

163
00:07:54,456 --> 00:07:55,654
‫اونو به چالش بکشی.

164
00:07:55,656 --> 00:07:56,873
‫اون کیه؟

165
00:07:56,875 --> 00:07:58,741
‫نمی‌دونم، هرگز ندیدمش.

166
00:07:58,743 --> 00:08:02,245
‫غیر از خودم تنها تندرویی که می‌شناسم تویی.

167
00:08:02,247 --> 00:08:04,298
‫ولی هر داستانی که راجع به ساویتار شنیدم

168
00:08:04,300 --> 00:08:06,918
‫اساسا مشابه همینه.

169
00:08:06,920 --> 00:08:10,220
‫ساویتار اولین مردی‌ـه که بهش سرعت داده شد.

170
00:08:11,642 --> 00:08:14,759
‫،و در طول زمان، تبدیل شد به خدای حرکت

171
00:08:14,761 --> 00:08:16,429
‫سریع‌تر از همه‌مون.

172
00:08:19,101 --> 00:08:22,268
‫قبل از اینکه ساویتار زمینی رو با حضورش مزین کنه...

173
00:08:24,189 --> 00:08:26,773
‫یه نفر رو می‌فرسته که بازگشتش رو مهیا کنه.

174
00:08:26,775 --> 00:08:28,859
‫- آلکامی
‫- آره

175
00:08:28,861 --> 00:08:30,611
‫داره برای چی آماده میشه؟

176
00:08:30,613 --> 00:08:32,196
‫یه نبرد با تو

177
00:08:32,198 --> 00:08:33,581
‫چرا من؟

178
00:08:33,583 --> 00:08:35,284
‫تو داری قدرتش رو تهدید می‌کنی.

179
00:08:35,286 --> 00:08:36,502
‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

180
00:08:36,504 --> 00:08:40,757
‫افسانه‌ها و اسطوره‌ها و شایعات اسپید فورس.

181
00:08:40,759 --> 00:08:42,792
‫اگه ساویتار یه بار اومده باشه سراغت

182
00:08:42,794 --> 00:08:44,961
‫بازم برمی‌گرده

183
00:08:44,963 --> 00:08:46,630
‫پس من هم آماده خواهم بود

184
00:08:46,632 --> 00:08:48,432
‫آماده خواهیم بود.

185
00:08:55,405 --> 00:08:57,573
‫بدو! والاس، بدو!

186
00:08:58,318 --> 00:09:01,069
‫باید نیروی گشتاور رو به چپ ببری!

187
00:09:03,024 --> 00:09:04,774
‫- چطور بودم؟
‫- چطور بودی؟

188
00:09:04,776 --> 00:09:07,360
‫نمی‌دونم، چرا خودت نمی‌بینی

189
00:09:09,365 --> 00:09:11,698
‫وایستا، داری میگی من از بری سریع‌تر هستم؟

190
00:09:11,700 --> 00:09:14,201
‫دارم میگم توی این بخش از تمریناتش

191
00:09:14,203 --> 00:09:16,170
‫تو از بری سریع‌تری.

192
00:09:16,172 --> 00:09:19,207
‫،تو از بری سریع تری
‫،تو از بری سریع تری

193
00:09:19,209 --> 00:09:20,709
‫تو از بری سریع تری!

194
00:09:20,711 --> 00:09:22,795
‫- باید به بقیه بگیم
‫- فکر خوبی نیست

195
00:09:22,797 --> 00:09:24,797
‫- چرا نه؟
‫- بیشتر به دلیل حفظ جونت

196
00:09:24,799 --> 00:09:27,767
‫ببین، والاس، تو پتانسیل فوق‌العاده‌ای داری.

197
00:09:27,769 --> 00:09:29,886
‫بله، مشخصه، ولی از وقتی به

198
00:09:29,888 --> 00:09:32,889
‫،این زمین اومدم یه چیزو خوب یاد گرفتم
‫اونم این که

199
00:09:32,891 --> 00:09:34,474
‫نباید خانواده‌ی وست رو سرسری گرفت.

200
00:09:34,476 --> 00:09:36,644
‫نه... بگو که با من هستی.

201
00:09:36,646 --> 00:09:38,396
‫- آره باهات هستم
‫- آره!

202
00:09:38,398 --> 00:09:41,232
‫حالا، بعدش باید روی جاخالی دادن‌هات تمرین کنیم

203
00:09:41,234 --> 00:09:42,233
‫و همینطور حرکات مارپیچی.

204
00:09:46,374 --> 00:09:48,908
‫هر مقاله‌ی هندی‌ای رو راجع به افسانه شناسی

205
00:09:48,910 --> 00:09:50,876
‫و ارواح و نیمه خداها بود خوندم، ولی هیچی.

206
00:09:50,878 --> 00:09:52,662
‫هیچ اشاره‌ای به ساویتار نشده، حتی یه مورد

207
00:09:52,664 --> 00:09:57,751
‫طبق تجربه‌ی من، جواب‌ها طی زمان بدست میان.

208
00:09:57,753 --> 00:10:00,087
‫آره، نمی‌تونم که همینطوری بشینم

209
00:10:00,089 --> 00:10:02,757
‫و منتظر باشم که آلکامی یا ساویتار حمله کنن.

210
00:10:02,759 --> 00:10:05,643
‫نباید نگران اتفاقی باشی که در پیش رو ـه.

211
00:10:05,645 --> 00:10:07,262
‫به علاوه...

212
00:10:07,264 --> 00:10:08,563
‫کریسمس ـه

213
00:10:08,565 --> 00:10:11,349
‫زمان اینه که با کسی باشی که برات مهمه.

214
00:10:12,904 --> 00:10:15,489
‫می‌دونی، مسئله اینه که ساویتار هنوز اون بیرون ـه

215
00:10:15,491 --> 00:10:18,108
‫آره، ولی الان نه

216
00:10:18,110 --> 00:10:22,330
‫ولی دوست دختر زیبات اون بیرونه

217
00:10:22,332 --> 00:10:24,165
‫سرت رو از کتابا بکش بیرون

218
00:10:24,167 --> 00:10:26,117
‫و برگرد به زندگیت و در کنار
‫کسایی باش که دوستشون داری.

219
00:10:26,119 --> 00:10:27,368
‫موقعی که داری‌شون

220
00:10:38,300 --> 00:10:40,684
‫هی، جِی فکر می‌کنه یه راهی برای
‫پیدا کردن سنگ پیدا کرده.

221
00:10:43,473 --> 00:10:44,855
‫تو خوبی؟

222
00:10:44,857 --> 00:10:47,108
‫نمی‌دونم

223
00:10:47,110 --> 00:10:49,060
‫مدام برادرم رو می‌بینم.

224
00:10:49,062 --> 00:10:52,114
‫همه جا...اینجا، طبقه همکف...

225
00:10:52,116 --> 00:10:54,950
‫خب، این اولین کریسمس بعد از مرگ دانته است.

226
00:10:54,952 --> 00:10:58,204
‫شاید ذهنت داره فریبت میده.

227
00:10:58,206 --> 00:11:00,373
‫آره

228
00:11:00,375 --> 00:11:03,626
‫احتمالا

229
00:11:05,581 --> 00:11:09,334
‫قبلا یه کریسمس بود که همگی دور هم جمع بودیم.

230
00:11:09,336 --> 00:11:11,085
‫و من و دانته، میدونی...

231
00:11:11,087 --> 00:11:13,338
‫،قبلا وقتی بچه بودیم مدام دعوا می‌کردیم

232
00:11:13,340 --> 00:11:16,175
‫،ولی اون یه کریسمس

233
00:11:16,177 --> 00:11:17,675
‫دعوا نکردیم.

234
00:11:17,677 --> 00:11:20,429
‫همینطوری نشستیم و حرف زدیم و یه بطری

235
00:11:20,431 --> 00:11:22,732
‫کامل ویسکی رو خوردیم، و...

236
00:11:22,734 --> 00:11:26,019
‫کل اون شب رو داشتیم می‌خندیدیم.

237
00:11:28,774 --> 00:11:30,324
‫و اون شب...

238
00:11:30,326 --> 00:11:33,778
‫و اون یه شب، حس کردم با هم برادر هستیم.

239
00:11:35,950 --> 00:11:38,166
‫،آخرین کریسمس قبل اینکه پدرم بمیره

240
00:11:38,168 --> 00:11:41,537
‫اونقدر برف بارید و بارید.

241
00:11:41,539 --> 00:11:44,591
‫من و اون تو خونه موندیم و
‫،فیلم‌های قدیمی تماشا می‌کردیم

242
00:11:44,593 --> 00:11:48,595
‫درحالی که کل دنیا سفید شده بود.

243
00:11:48,597 --> 00:11:51,182
‫جادویی بود.

244
00:11:54,187 --> 00:11:55,886
‫قراره امسال جمع‌مون غیر دوستانه باشه؟

245
00:12:06,484 --> 00:12:09,652
‫معلومه هیچی نخریدی

246
00:12:09,654 --> 00:12:12,156
‫آره، خب، رفتم خرید.

247
00:12:12,158 --> 00:12:15,159
‫و خرید کردم، و حالا...

248
00:12:15,161 --> 00:12:19,079
‫آماده‌ام که بپرم بغلت.

249
00:12:20,550 --> 00:12:22,751
‫متاسفم که برای خرید کریسمس باهات نیومدم.

250
00:12:22,753 --> 00:12:26,472
‫مشکلی نیست. هرچیزی که نیاز هست دارم.

251
00:12:26,474 --> 00:12:28,757
‫پس هیجان‌زده هستی که من کادوم رو بهت بدم

252
00:12:28,759 --> 00:12:29,809
‫و تو هم کادوت رو به من بدی؟

253
00:12:29,811 --> 00:12:31,093
‫آره، البته.

254
00:12:31,095 --> 00:12:33,513
‫قطعا. آره

255
00:12:33,515 --> 00:12:35,265
‫یه چیزی برام گرفتی، درسته؟

256
00:12:35,267 --> 00:12:36,816
‫یه چیزی برات گرفتم، آره

257
00:12:36,818 --> 00:12:39,019
‫فقط هنوز کادوپیچی نکردم‌ش.

258
00:12:41,941 --> 00:12:43,491
‫- باشه
‫- باشه

259
00:12:43,493 --> 00:12:46,495
‫باشه، راستی بعد اینکه راجع به اون

260
00:12:46,497 --> 00:12:48,412
‫،جست و جوی باستانی جولیان بهم گفتی

261
00:12:48,415 --> 00:12:51,283
‫منم جداگانه شروع به جست و جو کردم.

262
00:12:52,287 --> 00:12:53,920
‫،معلوم شد یه چند سال قبل

263
00:12:53,922 --> 00:12:56,539
‫چهار دانشمند موقع کاوش در هند کشته شدن

264
00:12:56,541 --> 00:12:58,959
‫و جولیان تنها کسی بوده که زنده مونده.

265
00:12:58,961 --> 00:13:01,045
‫اینو نگفت

266
00:13:01,047 --> 00:13:04,215
‫گفت که سال‌ها وسواس اون سنگ رو داشته

267
00:13:04,217 --> 00:13:07,135
‫اگر داشته یه چیزی رو مخفی می‌کرده چی؟

268
00:13:07,137 --> 00:13:08,603
‫یا یکی رو؟

269
00:13:08,605 --> 00:13:10,772
‫فکر می‌کنی مسئله در مورد آلکامی ـه؟

270
00:13:10,774 --> 00:13:12,108
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

271
00:13:15,613 --> 00:13:17,813
‫جولیان راجع به «سنگ فیلسوفان» دروغ گفت.

272
00:13:17,815 --> 00:13:20,067
‫فکر می‌کنم موقع حفاری باستانی پیداش کرده.

273
00:13:20,069 --> 00:13:21,985
‫فکر می‌کنی داره با دکتر آلکامی کار می‌کنه؟

274
00:13:21,987 --> 00:13:23,905
‫به تلفن‌هام جواب نمیده

275
00:13:23,907 --> 00:13:25,205
‫سلام به همگی

276
00:13:25,207 --> 00:13:26,790
‫خلافکارا همه اینجان، چه خبره؟

277
00:13:26,792 --> 00:13:30,345
‫فکر می‌کنم که جولیان یه ارتباطی با دکتر آلکامی داره.

278
00:13:30,347 --> 00:13:32,413
‫جی، یه موردی پیش اومده

279
00:13:32,415 --> 00:13:34,800
‫داره از بالای ساختمان شالتز انرژی ساطع میشه.

280
00:13:34,802 --> 00:13:36,669
‫- همون سنگه است
‫- آماده ای؟

281
00:13:36,671 --> 00:13:37,720
‫- آماده‌ام
‫- خیلی‌خب

282
00:13:37,722 --> 00:13:38,804
‫منم میام

283
00:13:38,806 --> 00:13:40,006
‫- نه همچین کاری نمی‌کنی
‫- نه

284
00:13:40,008 --> 00:13:41,641
‫پدر، من آماده‌ام

285
00:13:41,643 --> 00:13:43,510
‫تو... بهشون بگو که من چقدر سریع هستم

286
00:13:43,512 --> 00:13:45,012
‫بهشون راجع به تمرینات بگو

287
00:13:45,014 --> 00:13:46,480
‫- تمرینات؟
‫- تمرینات؟

288
00:13:46,482 --> 00:13:48,649
‫تمرینات، آره تمرین آوازخوانی

289
00:13:48,651 --> 00:13:50,851
‫چون داشتیم فکر می‌کردیم شب کریسمس سرود بخونیم

290
00:13:50,853 --> 00:13:53,154
‫بعدا درموردش حرف می‌زنیم.

291
00:13:54,741 --> 00:13:56,358
‫قطعا بعدا درباره‌اش حرف می‌زنیم.

292
00:14:01,666 --> 00:14:03,833
‫،با انرژی این سنگ

293
00:14:03,835 --> 00:14:06,954
‫،و این ساختمان به عنوان عدسی نور شکن

294
00:14:06,956 --> 00:14:09,707
‫قادر خواهم بود قدرت تمام فراانسان‌های

295
00:14:09,709 --> 00:14:11,258
‫فلش‌پوینت رو برگردونم.

296
00:14:11,260 --> 00:14:16,214
‫آنها تبدیل به خدمتگزاران ساویتار خواهند شد.

297
00:14:16,216 --> 00:14:17,967
‫دیگه تمومه، آلکامی!

298
00:14:21,772 --> 00:14:23,389
‫لطفا بهم بگو که تو هم می‌بینیش!

299
00:14:25,277 --> 00:14:26,809
‫آره، دارم می‌بینمش.

300
00:14:26,811 --> 00:14:28,562
‫باید با هم دیگه ترتیبش رو بدیم.

301
00:14:28,564 --> 00:14:29,980
‫نه، من با ساویتار سر و کله می‌زنم

302
00:14:29,982 --> 00:14:32,066
‫تو برو اون سنگ رو بگیر!

303
00:15:11,863 --> 00:15:15,082
‫این مبارزه‌ی تو نیست، گریک!

304
00:15:38,811 --> 00:15:40,444
‫جولیان

305
00:15:48,969 --> 00:15:50,568
‫من کجام؟

306
00:15:50,621 --> 00:15:51,787
‫چه خبر شده؟

307
00:15:54,292 --> 00:15:55,709
‫بهتره بگم یه مدت قراره

308
00:15:55,711 --> 00:15:57,094
‫مهمون ما باشی.

309
00:15:57,096 --> 00:15:58,712
‫تو

310
00:15:58,714 --> 00:16:00,715
‫همیشه شک داشتم که یه مکان مخفی برای خودت داشته باشی

311
00:16:00,717 --> 00:16:02,183
‫برای نگه داشتن دشمنات.

312
00:16:02,185 --> 00:16:03,850
‫میشه توضیح بدی من این تو چیکار می‌کنم؟

313
00:16:03,852 --> 00:16:06,554
‫- می‌دونم که تو آلکامی هستی، جولیان
‫- چی؟

314
00:16:06,556 --> 00:16:08,606
‫،افراد بی‌گناه رو به فراانسان تبدیل می‌کنی

315
00:16:08,608 --> 00:16:10,059
‫این ساویتار رو پرستش می‌کنی؟

316
00:16:10,061 --> 00:16:11,777
‫شرمنده، هنوز هم متوجه نمیشم.

317
00:16:11,779 --> 00:16:15,197
‫فکر می‌کنی که من آلکامی هستم؟

318
00:16:15,199 --> 00:16:16,782
‫این مزخرف‌ترین چیزی‌ـه که تابحال شنیدم.

319
00:16:16,784 --> 00:16:18,068
‫اون یه نقاب ـه؟

320
00:16:18,070 --> 00:16:19,570
‫تابحال به عمرم هم ندیدمش.

321
00:16:19,572 --> 00:16:21,071
‫خودم گرفتمت!

322
00:16:21,073 --> 00:16:23,406
‫موقعی که این نقاب رو زده بودی گرفتمت!

323
00:16:23,408 --> 00:16:24,575
‫داری برام ظاهرسازی می‌کنی.

324
00:16:24,577 --> 00:16:26,293
‫داری برام پاپوش درست می‌کتی، مگه نه؟

325
00:16:26,295 --> 00:16:28,379
‫از بین این همه آدم، فلش ـه که
‫داره برام پاپوش درست می‌کنه

326
00:16:28,381 --> 00:16:29,581
‫- همون قهرمان!
‫- تو دیوونه‌ای

327
00:16:29,583 --> 00:16:31,166
‫قهرمان بزرگ!

328
00:16:31,168 --> 00:16:33,835
‫،من تماس تلفنی‌مو می‌خوام. کی می‌تونم تماس بگیرم؟
‫[جزو حقوق متهم]

329
00:16:37,592 --> 00:16:38,975
‫- سلام
‫- سلام

330
00:16:38,977 --> 00:16:39,926
‫حالت چطوره؟

331
00:16:39,928 --> 00:16:41,060
‫به عنوان کسی که توسط یه

332
00:16:41,062 --> 00:16:42,428
‫افسانه کتک خورده بد نیستم.

333
00:16:42,430 --> 00:16:44,431
‫- آره؟
‫- تو جلوشونو گرفتی.

334
00:16:44,433 --> 00:16:46,151
‫کارت عالی بود، بری

335
00:16:46,153 --> 00:16:48,318
‫خیلی خوب بود که اون بیرون همراهم بودی.

336
00:16:48,320 --> 00:16:50,071
‫آره، تابحال شاگرد و پیرو نداشتم

337
00:16:50,073 --> 00:16:52,907
‫- حالا من شاگرد تو هستم؟
‫- به عنوان یه همکار بزرگ‌تر

338
00:16:52,909 --> 00:16:54,492
‫بیشتر شبیه شهروند بزرگ‌ترـه.

339
00:16:56,079 --> 00:16:57,946
‫مطمئنم پدرت بهت افتخار می‌کرد.

340
00:16:57,948 --> 00:16:59,949
‫درسته؟

341
00:17:01,452 --> 00:17:03,787
‫هی، چرا آروم نمی‌گیری، خب؟

342
00:17:03,789 --> 00:17:06,006
‫- یکم بعد می‌بیمنت
‫- آره

343
00:17:11,643 --> 00:17:13,726
‫نظرت درباره‌ی حرفای جولیان چی بود؟

344
00:17:13,728 --> 00:17:15,645
‫من اینو می‌دونم که هر آدم بدی که تابحال گرفتیم

345
00:17:15,647 --> 00:17:18,147
‫وانمود کرده که بهترین دوست‌مون‌ـه
‫در حالی که واقعا

346
00:17:18,149 --> 00:17:20,984
‫یه قاتل شرور و حروم‌زاده بوده، ولی...

347
00:17:20,986 --> 00:17:22,619
‫به نظر من اگه داره دروغ میگه، مطمئناً

348
00:17:22,621 --> 00:17:23,988
‫خودش هم دروغ خودش رو باور می‌کنه

349
00:17:23,990 --> 00:17:25,323
‫باشه، نظرتون راجع به این جعبه چیه؟

350
00:17:25,325 --> 00:17:26,708
‫وحشتناک ـه.

351
00:17:26,710 --> 00:17:28,793
‫مثل فیلم «ایندیانا جونز» وحشتناک ـه.

352
00:17:28,795 --> 00:17:30,662
‫تونستید چیزی درباره‌اش بفهمید؟

353
00:17:32,750 --> 00:17:34,049
‫هیچی

354
00:17:34,051 --> 00:17:35,468
‫یه چیزی هست

355
00:17:35,470 --> 00:17:38,755
‫نه، منظورم اینه که واقعا خود جعبه هیچی نیست

356
00:17:38,757 --> 00:17:41,057
‫تمام آزمایشاتی رو که به ذهنم اومد روش انجام دادم...

357
00:17:41,059 --> 00:17:45,096
‫اشعه ایکس، طیف‌سنج جرمی، عیار فوتونی ، MRI
‫[عیار فوتونی مربوط به میزان بازتاب نور است]

358
00:17:45,098 --> 00:17:47,481
‫هیچ چیزی به دست نیومد. هیچی.

359
00:17:47,483 --> 00:17:49,517
‫انگار نه انگار

360
00:17:49,519 --> 00:17:52,688
‫جعبه اصلا وجود داره.

361
00:17:52,690 --> 00:17:54,523
‫دو هفته قبل، چیزی نمونده بود که
‫،تو رو به خاطر آلکامی از دست بدم

362
00:17:54,525 --> 00:17:56,159
‫و هفته‌ی قبل هم فضایی‌ها.

363
00:17:56,161 --> 00:17:58,194
‫- قلبم نمی‌تونه این همه رو تحمل کنه والی
‫- پدر خودش متوجه هست.

364
00:17:58,196 --> 00:18:01,197
‫- آیریس، متوجه هست؟
‫- فکر کنم آره

365
00:18:01,199 --> 00:18:02,498
‫و تو...

366
00:18:02,500 --> 00:18:04,033
‫یه چند هفته قبل، داشتی بهم می‌گفتی

367
00:18:04,035 --> 00:18:05,869
‫،که چقدر به من و غرایزم باور داری

368
00:18:05,871 --> 00:18:09,006
‫و حالا داری والی رو تشویق می‌کنی که
‫دقیقا برعکسش رو انجام بده؟

369
00:18:09,008 --> 00:18:11,042
‫نمی‌دونم چقدر تشویق نیاز داشت.

370
00:18:11,044 --> 00:18:13,845
‫تو چه مرگت ـه؟

371
00:18:13,847 --> 00:18:16,131
‫یه نیاز روانی داری که بقیه رو مجبور
‫کنی ازت خوش‌شون بیاد

372
00:18:16,133 --> 00:18:17,265
‫مهم هم نیست چی بشه؟

373
00:18:17,267 --> 00:18:18,551
‫من بودم بهش نمی‌گفتم روانی.

374
00:18:18,553 --> 00:18:19,969
‫نه، مسئله‌ی من اینه که

375
00:18:19,971 --> 00:18:21,804
‫استعداد واقعی مردم رو پیدا می‌کنم

376
00:18:21,806 --> 00:18:23,356
‫و فقط راهنمایی‌شون می‌کنم.

377
00:18:23,358 --> 00:18:24,891
‫اصلا نظری هم داری که برای خودت باشه؟

378
00:18:24,893 --> 00:18:26,943
‫تمومش کنید. سرزنش اچ‌آر رو تمومش کنید.

379
00:18:26,945 --> 00:18:28,061
‫همه‌اش تقصیر من بود، باشه؟

380
00:18:28,063 --> 00:18:29,279
‫من ازش خواستم تمرینم بده

381
00:18:29,281 --> 00:18:30,864
‫مجبورش کردم کمکم کنه

382
00:18:30,866 --> 00:18:33,317
‫چون بقیه که برای کمک صف نکشیده بودن.

383
00:18:40,211 --> 00:18:43,078
‫هی، چه خبر؟

384
00:18:43,080 --> 00:18:45,157
‫والی

385
00:18:45,159 --> 00:18:47,204
‫متوجه نیستم بری، انگار مغزش به خواب رفته

386
00:18:47,206 --> 00:18:48,567
‫و یکی دیگه داره کنترلش می‌کنه.

387
00:18:54,305 --> 00:18:56,682
‫تا بحال شده زمان از دستت در بره؟ بیهوش بشی؟

388
00:18:56,684 --> 00:18:58,962
‫ساعت‌ها بگذره و جای دیگه از خواب بلند شی؟

389
00:18:58,964 --> 00:19:00,541
‫مطمئن نباشی چطور سر از اونجا در آوردی.

390
00:19:00,543 --> 00:19:02,537
‫- نه
‫- نه؟

391
00:19:02,539 --> 00:19:03,585
‫نه!

392
00:19:03,587 --> 00:19:04,615
‫به قدر کافی از این

393
00:19:04,617 --> 00:19:05,747
‫اتهامات بی‌اساس و

394
00:19:05,749 --> 00:19:07,658
‫تئوری‌های مسخره‌ات شنیدم.

395
00:19:07,660 --> 00:19:09,239
‫جولیان، دارم سعی می‌کنم کمکت کنم!

396
00:19:09,241 --> 00:19:10,653
‫ولی باید بهم اعتماد کنی.

397
00:19:10,655 --> 00:19:11,899
‫کسی اینو میگه که نقاب زده

398
00:19:14,729 --> 00:19:16,308
‫نه، حق با توـه.

399
00:19:23,377 --> 00:19:24,539
‫باید می‌دونستم

400
00:19:24,541 --> 00:19:25,819
‫باید حدس می‌زدمش

401
00:19:25,821 --> 00:19:27,949
‫لعنتی!

402
00:19:27,951 --> 00:19:31,724
‫،غیبت‌های توجیه‌نشدنی‌ت
‫علاقه‌ات به فراانسان‌ها

403
00:19:31,726 --> 00:19:34,053
‫همه‌ی کارایی که آزادانه می‌کردی.

404
00:19:34,055 --> 00:19:36,264
‫مطمئنم حسابی پشت سرم خندیدی.

405
00:19:36,266 --> 00:19:38,460
‫راستش کاش می‌تونستم قبل این بهت بگم.

406
00:19:38,462 --> 00:19:39,956
‫چرا الان داری بهم میگی؟

407
00:19:39,958 --> 00:19:42,118
‫چون باید بهم اعتماد کنی، جولیان.

408
00:19:42,120 --> 00:19:43,499
‫تو آلکامی هستی

409
00:19:43,501 --> 00:19:45,245
‫فقط فکر نمی‌کنم خودت خبر داشته باشی.

410
00:19:45,247 --> 00:19:48,271
‫حالا، تابحال شده بیهوش بشی؟

411
00:19:48,273 --> 00:19:50,100
‫بله

412
00:19:50,102 --> 00:19:51,514
‫از کی شروع شد؟

413
00:19:53,762 --> 00:19:57,751
‫خواهرم «اِما» وقتی بیست سالم بود مُرد.

414
00:19:57,753 --> 00:19:59,464
‫و خیلی زود خانواده‌ رو از هم پاشوند

415
00:19:59,466 --> 00:20:00,744
‫بابا و مامان با هم حرف نمی‌زدن

416
00:20:00,746 --> 00:20:02,740
‫حتی توی خونه نمی‌موندن.

417
00:20:02,742 --> 00:20:04,287
‫یه شب اونجا تنها بودم

418
00:20:04,289 --> 00:20:07,564
‫و اون اومد پیشم.

419
00:20:07,566 --> 00:20:09,559
‫،اون درست جلوم ایستاد

420
00:20:09,561 --> 00:20:12,386
‫،مثل روز روشن بود... یه روح یا یه رویا نمی‌دونم

421
00:20:12,388 --> 00:20:13,717
‫ولی...

422
00:20:13,719 --> 00:20:15,430
‫واقعی بود

423
00:20:15,432 --> 00:20:16,876
‫چی شد؟

424
00:20:16,878 --> 00:20:18,956
‫بهم درباره‌ی اون سنگ گفت

425
00:20:18,958 --> 00:20:20,335
‫بهم گفت کجا باید پیداش کنم

426
00:20:20,337 --> 00:20:22,697
‫بهم گفت که اگه به دستش بیارم؛ اون وقت

427
00:20:22,699 --> 00:20:24,361
‫دوباره همه‌مون رو کنار هم برمی‌گردونه.

428
00:20:24,363 --> 00:20:26,106
‫و اون موقع، رفیق
‫هر کاری حاضر بودم بکنم

429
00:20:26,108 --> 00:20:28,186
‫تا اونو برگردونم.

430
00:20:28,188 --> 00:20:30,514
‫همین کار رو کردم

431
00:20:30,516 --> 00:20:32,593
‫یه گروه جست و جو بردم به هند

432
00:20:33,510 --> 00:20:36,634
‫روزها گشتیم، هفته ها

433
00:20:36,636 --> 00:20:38,164
‫هیچی

434
00:20:38,166 --> 00:20:39,129
‫و بعد پیداش کردیم.

435
00:20:41,209 --> 00:20:43,487
‫بعدش یادم میاد که توی اتاق یه هتل بیدار شدم.

436
00:20:43,489 --> 00:20:45,615
‫من...

437
00:20:45,617 --> 00:20:47,944
‫هیچی یادم نمی‌اومد، و همین موقع بود که بیهوش شدن‌ها

438
00:20:47,946 --> 00:20:49,108
‫شروع شدن.

439
00:20:49,110 --> 00:20:51,302
‫یه گزارش اخبار بود که می‌گفت

440
00:20:51,304 --> 00:20:54,296
‫تمام بقیه‌ی افراد تیمم در محل حفاری

441
00:20:54,298 --> 00:20:57,955
‫مرده پیدا شدن.

442
00:20:57,957 --> 00:21:00,500
‫وحشت کردم، با خودم گفت قراره به
‫،خاطر مرگشون من رو مقصر بدونن

443
00:21:00,502 --> 00:21:03,443
‫پس فرار کردم

444
00:21:03,445 --> 00:21:05,439
‫فرار کردم به آمریکا

445
00:21:05,441 --> 00:21:07,601
‫وقتی بیهوش میشی چه اتفاقی می‌افته؟

446
00:21:07,603 --> 00:21:09,313
‫چطور شروع میشه؟

447
00:21:09,315 --> 00:21:11,093
‫یه صدا می‌شنوم

448
00:21:14,754 --> 00:21:16,631
‫سیسکو

449
00:21:17,581 --> 00:21:18,710
‫داری دیوونه میشی، رفیق

450
00:21:18,712 --> 00:21:19,741
‫داری دیوونه میشی

451
00:21:21,572 --> 00:21:23,366
‫دیگه منو نترسون!

452
00:21:23,368 --> 00:21:27,225
‫هر چی هستی، اصلا باحال نیست، باشه؟

453
00:21:27,227 --> 00:21:29,271
‫دقیقا می‌دونم چی هستی.

454
00:21:29,273 --> 00:21:32,630
‫تو یه خیال از غم من هستی.

455
00:21:32,632 --> 00:21:34,759
‫لطفا فقط برو

456
00:21:34,761 --> 00:21:37,037
‫نمی‌تونم این کارو بکنم، سیسکو

457
00:21:37,039 --> 00:21:38,700
‫این واقعی نیست

458
00:21:38,702 --> 00:21:41,195
‫باشه، به یه داروی ضد جنون نیاز دارم. کیتلین!

459
00:21:41,197 --> 00:21:42,776
‫،اگه بری

460
00:21:42,778 --> 00:21:45,236
‫منم مجبور میشم برم.

461
00:21:45,238 --> 00:21:47,564
‫پس داری بهم میگی...

462
00:21:47,566 --> 00:21:49,261
‫هر دفعه که بیهوش میشم...

463
00:21:49,263 --> 00:21:50,591
‫تبدیل به آلکامی میشی

464
00:21:50,593 --> 00:21:51,839
‫این غیرممکن ـه

465
00:21:51,841 --> 00:21:53,552
‫آلکامی یه هیولاست

466
00:21:53,554 --> 00:21:56,129
‫سال‌هاست که داره مردم رو می‌ترسونه

467
00:21:56,131 --> 00:21:57,577
‫ببین، اون تو نیستی

468
00:21:57,579 --> 00:21:59,289
‫همونطور که توی اون حفاری هم خودت نبودی

469
00:21:59,291 --> 00:22:01,451
‫،می‌دونم که باورش سخته

470
00:22:01,453 --> 00:22:04,694
‫ولی باید قبول کنی چه اتفاقی داره برات می‌افته.

471
00:22:04,696 --> 00:22:08,187
‫نمی‌خوای بازم با همدیگه باشیم؟

472
00:22:08,189 --> 00:22:09,384
‫اون سنگ

473
00:22:09,386 --> 00:22:11,131
‫کلید همه چیز ـه

474
00:22:11,133 --> 00:22:13,874
‫می‌تونه افراد رو تغییر شکل بده

475
00:22:13,876 --> 00:22:16,952
‫باز کن تا من دوباره متولد بشم.

476
00:22:16,954 --> 00:22:18,447
‫می‌تونیم باز هم با هم باشیم.

477
00:22:20,113 --> 00:22:23,272
‫می‌تونیم بازم اون بطری ویسکی رو بخوریم

478
00:22:23,274 --> 00:22:26,315
‫ناسلامتی، کریسمس ـه، برادر

479
00:22:26,317 --> 00:22:28,476
‫زمان معجزه هاست.

480
00:22:34,748 --> 00:22:36,909
‫فقط دلم میخواد این واقعی باشه.

481
00:22:38,574 --> 00:22:41,116
‫فقط جعبه رو باز کن.

482
00:22:46,389 --> 00:22:48,051
‫عاشقتم، سیسکو.

483
00:22:54,839 --> 00:22:56,084
‫دانته.

484
00:22:59,029 --> 00:23:01,106
‫دانته؟

485
00:23:07,408 --> 00:23:09,152
‫چی شده؟

486
00:23:09,716 --> 00:23:11,576
‫- بچه‌ها، چه اتفاقی داره میفته؟
‫- کارگاهِ سیسکو.

487
00:23:11,578 --> 00:23:13,822
‫بری، اون جعبه رو باز کرده.

488
00:23:13,824 --> 00:23:15,651
‫صبر کن...

489
00:23:15,653 --> 00:23:17,613
‫سیسکو؟

490
00:23:17,615 --> 00:23:19,775
‫برابر خداتون تعظیم کنین.

491
00:23:24,301 --> 00:23:26,461
‫- چی شده؟
‫- ،نمیتونیم ببیـنیـمش

492
00:23:26,463 --> 00:23:27,658
‫درست مثل مخفیگاه آلکامی که نمیدیدمش

493
00:23:27,660 --> 00:23:29,122
‫ساویتار آزاد شده.

494
00:23:29,124 --> 00:23:31,866
‫اهای، جی، جی، تو هنوز جراحتت شدیده.

495
00:23:31,868 --> 00:23:35,741
‫یادت باشه، جا خالی بده و مارپیچ برو.

496
00:23:37,240 --> 00:23:38,934
‫والــی، نـــه!

497
00:23:41,148 --> 00:23:42,260
‫میتونم ببینمش.

498
00:23:42,262 --> 00:23:44,589
‫عالیه. توجهشُ به سمتت جلب کن.

499
00:23:44,591 --> 00:23:46,634
‫اهای، تو. دهن فلزی.

500
00:23:48,332 --> 00:23:50,626
‫واضحه که، کسی یادت نداده چجوری با بقیه خوب تا کنی.

501
00:23:52,790 --> 00:23:55,116
‫سیسکو؟ سیسکو، باید جعبه رو ببندی!

502
00:23:58,777 --> 00:24:00,221
‫میخوام دانته رو نجات بدم.

503
00:24:00,223 --> 00:24:02,384
‫این... دانته نیست، ساویتار‌ـه.

504
00:24:02,386 --> 00:24:05,427
‫خواهش میکنم، داره از خاطراتت علیه‌ـت استفاده میکنه!

505
00:24:05,429 --> 00:24:07,340
‫سیسکو، تو برادر خوبی هستی.

506
00:24:07,342 --> 00:24:08,869
‫سیسکو، زمانمون داره تموم میشه.

507
00:24:08,871 --> 00:24:10,249
‫لطفا، فقط جعبه رو بده به من.

508
00:24:10,251 --> 00:24:12,860
‫دوباره از دستش نمیدم.

509
00:24:12,862 --> 00:24:15,272
‫دوباره برادرمو از دست نمیدم!

510
00:24:15,274 --> 00:24:16,902
‫سیسکو، دانته مُرده.

511
00:24:16,904 --> 00:24:19,895
‫خیلی متأسفم، ولی کاری در این مورد از دستت بر نمیاد.

512
00:24:19,897 --> 00:24:22,723
‫ولی الان میتونی جون چند نفرو نجات بدی.

513
00:24:22,725 --> 00:24:24,336
‫،اگر اون جعبه رو نبندی

514
00:24:24,338 --> 00:24:26,499
‫بری و والی میمیرن.

515
00:24:28,413 --> 00:24:29,990
‫اگر ببندیش، دیگه نمیتونیم با هم باشیم.

516
00:24:29,992 --> 00:24:31,454
‫سیسکو ، بهم گوش کن!

517
00:24:38,973 --> 00:24:40,302
‫اینکارو نکن

518
00:24:42,432 --> 00:24:44,293
‫برادر عزیزم، متأسفم

519
00:24:53,442 --> 00:24:55,569
‫ممنون.

520
00:24:55,571 --> 00:24:57,681
‫شوخیت گرفته؟ محشر بود.

521
00:24:59,728 --> 00:25:01,091
‫مطمئنی حالت خوبه؟

522
00:25:01,093 --> 00:25:03,136
‫هنوز آسیبی بهش وارد نشده

523
00:25:03,138 --> 00:25:04,384
‫‌.هنوز نمیدونم چی شد

524
00:25:04,386 --> 00:25:06,413
‫،خب حالا که جعبه بسته شده

525
00:25:06,415 --> 00:25:07,959
‫چی به سر ساویتار اومد؟ برای همیشه رفته؟

526
00:25:07,961 --> 00:25:10,786
‫نمیدونم، ولی باید بفهمیم.

527
00:25:10,788 --> 00:25:12,149
‫سیسکو؟

528
00:25:12,151 --> 00:25:14,478
‫اگر اون جعبه به کارمون نیاد، پس الان

529
00:25:14,480 --> 00:25:17,190
‫تنها رابطمون با ساویتار، جولین‌ـه، مگه نه؟

530
00:25:17,192 --> 00:25:19,717
‫گمونم بتونیم از جفتشون استفاده کنیم.

531
00:25:19,719 --> 00:25:23,177
‫،اگر حق با کیتلن باشه و این چیز به امواج‌مغزی مرتبط باشه

532
00:25:23,179 --> 00:25:25,122
‫پس من یه نقشه دارم.

533
00:25:29,365 --> 00:25:31,625
‫آهای.

534
00:25:31,627 --> 00:25:34,186
‫تو دوباره زندگی پسرمو به خطر انداختی.

535
00:25:34,188 --> 00:25:37,262
‫و اون جون بری رو نجات داد.

536
00:25:37,264 --> 00:25:39,175
‫جو، چرا...

537
00:25:39,177 --> 00:25:40,971
‫چرا فکر میکنی به والی کمک میکنم؟

538
00:25:40,973 --> 00:25:42,502
‫چون مغرورم، و دارم کاری میکنم...

539
00:25:42,504 --> 00:25:43,831
‫که هیچ سودی برام نداره.

540
00:25:43,833 --> 00:25:47,492
‫من به والی به این علت میکنم که این پسر استثنایی‌ـه.

541
00:25:47,494 --> 00:25:48,871
‫اون فوق‌العاده‌ـست.

542
00:25:48,873 --> 00:25:52,946
‫قدرت‌هاش خارق‌العاده‌ـست و... ببین، متوجهم.

543
00:25:52,948 --> 00:25:54,858
‫البته که، من... پدرش نیستم

544
00:25:54,860 --> 00:25:56,437
‫،و مثل تو اونقدر دلواپس سلامتیش نیستم

545
00:25:56,439 --> 00:25:58,799
‫،ولی جو، چیزی که من میدونم اینه که

546
00:25:58,801 --> 00:26:01,128
‫،هر چه بیشتر نذاری یکی توانایی‌های بالقوه‌اش رو به فعلیت برسونه

547
00:26:01,130 --> 00:26:03,290
‫بیشتر تلاش میکنه تا جای دیگه به فعلیتشون برسونه

548
00:26:08,152 --> 00:26:09,278
‫خب من اینجا چیکار میکنم؟

549
00:26:09,749 --> 00:26:12,060
‫خیلی‌خب، جولیان، امروز وقت مبارزه با ساویتار

550
00:26:12,107 --> 00:26:14,516
‫اون و آلکامی، صداشون مثل هم بود.

551
00:26:15,560 --> 00:26:16,540
‫خیلی‌خب، یعنی چه؟

552
00:26:16,610 --> 00:26:19,053
‫،فکر نکنم آلکامی‌ای در کار باشه

553
00:26:19,055 --> 00:26:21,547
‫گمونم این ساویتار‌‌ـه که از طریق تو با بقیه حرف میزنه.

554
00:26:21,549 --> 00:26:25,089
‫ساویتار به وضوح کسیو که پرستنده‌‌ها رو جمع میکنه تسخیر میکنه.

555
00:26:25,091 --> 00:26:27,002
‫،ولی اون مثل یه شبح‌ـه
‫برای احضار خودش

556
00:26:27,004 --> 00:26:28,001
‫به یه واسطه احتیاج داره

557
00:26:28,003 --> 00:26:29,115
‫به تو

558
00:26:29,117 --> 00:26:30,444
‫صحیح، ولی این یعنی چی؟

559
00:26:30,446 --> 00:26:32,158
‫فکر میکنیم یه راهی برای

560
00:26:32,160 --> 00:26:35,018
‫برای وصل کردن مغزت به سنگ پیدا کردیم.

561
00:26:35,020 --> 00:26:37,148
‫و این میذاره مستقیما با ساویتار حرف بزنیم

562
00:26:37,150 --> 00:26:37,929
‫فکر میکردم...

563
00:26:37,957 --> 00:26:39,253
‫،اگر میخوای از شر این خلاص شی

564
00:26:39,255 --> 00:26:41,281
‫باید بهمون اعتماد کنی.

565
00:26:46,605 --> 00:26:49,513
‫- هیچ‌وقت ازت خوشم نمیومد، آلن.
‫- آره.

566
00:26:49,515 --> 00:26:51,260
‫تشکیل یه مجلس کوچیک احضار شبح همراه دوستات

567
00:26:51,262 --> 00:26:52,591
‫به تغییر این واقعیت کمکی نمیکنه.

568
00:26:52,593 --> 00:26:53,555
‫خودتم میدونی.

569
00:26:57,216 --> 00:26:59,159
‫باشه، امتحانش میکنم.

570
00:27:02,786 --> 00:27:04,365
‫نفس عمیق.

571
00:27:04,367 --> 00:27:05,728
‫- باشه؟
‫- بله.

572
00:27:05,730 --> 00:27:08,223
‫از ۱۰ تا ۱ میشماریم.

573
00:27:10,720 --> 00:27:12,377
‫ده...

574
00:27:16,858 --> 00:27:18,317
‫چه زود.

575
00:27:18,319 --> 00:27:20,557
‫باشه، پس، چقدر طول میکشه تا کار کنه؟

576
00:27:20,559 --> 00:27:22,880
‫واقعا مطمئن نیستم، برای امواج مغزیش یک دقیقه طول میکشه تا...

577
00:27:29,800 --> 00:27:31,673
‫سلام، بری

578
00:27:31,675 --> 00:27:33,033
‫خیلی وقته.

579
00:27:41,228 --> 00:27:42,470
‫ساویتار؟

580
00:27:44,048 --> 00:27:45,871
‫هیچکومتون زانو نزدین

581
00:27:45,873 --> 00:27:48,825
‫هوشمندانه‌ست که در برابر خداوند تعظیم کنین

582
00:27:48,827 --> 00:27:50,318
‫تو خدا نیستی

583
00:27:50,320 --> 00:27:52,176
‫برای خدا بودن، کافیه مردم رو وادار کنی اعتقاد بیارن

584
00:27:52,178 --> 00:27:53,222
‫که تو خدایی.

585
00:27:53,224 --> 00:27:54,831
‫کسی به تو اعتقادی نداره.

586
00:27:54,833 --> 00:27:56,623
‫تو باید بهم معتقد باشی، آیریس.

587
00:27:56,625 --> 00:28:00,057
‫اختیار مرگ و زندگی همه‌ی شما در دست منه.

588
00:28:00,059 --> 00:28:01,633
‫چجوری اینقدر راجع به‌ ما اطلاعات داری؟

589
00:28:01,635 --> 00:28:03,126
‫شما رو میشناسم، کیتلن

590
00:28:03,128 --> 00:28:06,163
‫سیسکو، جو، والی.

591
00:28:06,165 --> 00:28:07,656
‫ولز قلابی.

592
00:28:07,658 --> 00:28:09,979
‫وحشت و نقاط ضعفتون رو میدونم.

593
00:28:09,981 --> 00:28:13,247
‫بهتر از خودتون میشناسمتون.

594
00:28:13,249 --> 00:28:16,233
‫از سرنوشتتون مطلعم.

595
00:28:16,235 --> 00:28:19,220
‫یکیـتون بهتون خیـانت میکنه.

596
00:28:19,222 --> 00:28:21,759
‫یکیـتون میـمیـره.

597
00:28:21,761 --> 00:28:25,857
‫یکیـتون از سرنوشتی بدتر از مـرگ زجـر خواهد کشید.

598
00:28:25,859 --> 00:28:27,815
‫این اطلاعاتیـه که براتون دارم

599
00:28:27,817 --> 00:28:30,718
‫درباره نفرین‌شدن ابدی‌ـتون.

600
00:28:30,720 --> 00:28:33,555
‫تو کی هستی؟

601
00:28:33,557 --> 00:28:35,474
‫من آینده‌ام، فلش.

602
00:28:35,476 --> 00:28:36,976
‫چی از جون ما میخوای؟

603
00:28:36,978 --> 00:28:38,977
‫همه چیز!

604
00:28:38,979 --> 00:28:42,399
‫میخوام هر چیزی‌ُ که ازم گرفتی رو برگردونم.

605
00:28:42,401 --> 00:28:44,350
‫و پسشون میگیرم.

606
00:28:44,352 --> 00:28:46,353
‫بعدش، نابودت میکنم.

607
00:28:46,355 --> 00:28:48,439
‫پس چرا تا الآن اینکارو نکردی؟

608
00:28:48,441 --> 00:28:50,659
‫اگر قدرتت لایزال‌ـه، پس چرا همین الان
‫طبق نقشت پیش نمیری

609
00:28:50,661 --> 00:28:54,029
‫و ما رو نمیکشی؟ چرا کارتو تموم نمیکنی؟

610
00:28:54,031 --> 00:28:55,781
‫چون نمیتونی.

611
00:28:55,783 --> 00:28:58,534
‫خودت این بلا رو سرم آوردی.

612
00:28:58,536 --> 00:29:00,870
‫خودت من رو در ابدیت گیرانداختی.
‫[زمان بی‌انتها]

613
00:29:00,872 --> 00:29:04,875
‫خودِ آینده‌ـت... خودت این کارو باهام کردی، بِری.

614
00:29:04,877 --> 00:29:07,511
‫و حالا عصر انتقام من فرا رسیده.

615
00:29:07,513 --> 00:29:09,430
‫و آزادی من نزدیکـه.

616
00:29:09,432 --> 00:29:11,381
‫تو خشم من رو حس خواهی کرد.

617
00:29:11,383 --> 00:29:14,386
‫خشم ساویتار رو!

618
00:29:18,609 --> 00:29:21,026
‫جواب داد؟

619
00:29:21,028 --> 00:29:24,064
‫خیلی ترسناک بود.

620
00:29:24,066 --> 00:29:26,199
‫،یعنی، ترسناک که نه

621
00:29:26,201 --> 00:29:28,568
‫اون صدا و پیشگویی و...

622
00:29:28,570 --> 00:29:31,072
‫یعنی... رعب‌آور بود، مگه نه؟
‫[نام برنامه‌ای که آخر هفته‌های هالووین پخش میشه هم هست]

623
00:29:31,074 --> 00:29:33,425
‫میرم یه چایی نعنایی و یه قهوه بزنم تو رگ و یکم بخوابم

624
00:29:33,427 --> 00:29:35,711
‫بنظرت چیزایی که درباره خیانت کردن یکیمون

625
00:29:35,713 --> 00:29:38,830
‫و مرگ یکی دیگه گفت

626
00:29:38,832 --> 00:29:40,082
‫میتونه واقعا درست باشه؟

627
00:29:40,084 --> 00:29:42,885
‫یعنی، اگر واقعا بری در آینده

628
00:29:42,887 --> 00:29:44,721
‫،اعصابشو خورد کرده و یه جایی زندانیش کرده

629
00:29:44,723 --> 00:29:47,890
‫پس شاید میدونه در آینده چه اتفاقایی برامون میفته

630
00:29:47,892 --> 00:29:49,560
‫نمیدونه

631
00:29:49,562 --> 00:29:51,762
‫اون هیچ‌وقت از اونجایی که توش گیرکرده خارج نمیشه.

632
00:29:51,764 --> 00:29:53,932
‫پس چجوری قراره جلوشو بگیریم؟

633
00:29:53,934 --> 00:29:56,768
‫با اون سنگ

634
00:29:56,770 --> 00:29:59,154
‫حق با جی‌ـه، اون سنگ کلید رفع تمامی مشکلاته.

635
00:29:59,156 --> 00:30:01,190
‫با اون... جولیان رو کنترل میکرد

636
00:30:01,192 --> 00:30:02,942
‫همینجوری هم فراانسان‌های بیشتری رو ساخته.

637
00:30:02,944 --> 00:30:06,613
‫پس سنگ رو نابود میکنیم و ساویتار دیگه هرگز پیداش نمیشه.

638
00:30:06,615 --> 00:30:08,665
‫نمیشه نابودش کرد.

639
00:30:08,667 --> 00:30:10,751
‫همیشه موجود بوده، و یه دلیلی هم داره.

640
00:30:10,753 --> 00:30:12,335
‫چرا دوباره چالش نکنیم،

641
00:30:12,337 --> 00:30:13,588
‫و نذاریمش زیر زمین، همونجایی که پیداش کردی؟

642
00:30:13,590 --> 00:30:15,339
‫«جومانجی»
‫[فیلمی ماجرایی و فانتزی محصول ۱۹۹۵ انگلیس]

643
00:30:15,341 --> 00:30:16,791
‫یکی باز پیداش میکنه

644
00:30:16,793 --> 00:30:18,209
‫و دوباره همون آش و همون کاسه.

645
00:30:18,211 --> 00:30:20,462
‫باید اون جعبه رو برای همیشه ناپدید کنیم.

646
00:30:20,464 --> 00:30:22,598
‫فقط یه راه برای ناپدید کردنش هست.

647
00:30:22,600 --> 00:30:25,300
‫بندازیمش توی اسـپید فورس.

648
00:30:25,302 --> 00:30:27,220
‫- صبر کن، تو میتونی اینکارو کنی؟
‫- بله.

649
00:30:27,222 --> 00:30:29,556
‫،خود اسپید فورس بی‌انتهاست

650
00:30:29,558 --> 00:30:31,976
‫یه شکاف بی‌انتها از زمان و انرژی.

651
00:30:31,978 --> 00:30:34,478
‫مثل این میمونه که بعد از گم‌شدنش توی فضا بخوای پیداش کنی

652
00:30:34,480 --> 00:30:37,114
‫ولی نیروی حاصل از گرانش برای این سنگ زیاده
‫[وزن]

653
00:30:37,116 --> 00:30:39,985
‫یعنی، فکر نکنم بتونی به اندازه کافی سریع بدوی

654
00:30:39,987 --> 00:30:42,204
‫تا به اسپید فورس برسی و همزمان اونو هم حمل کنی.

655
00:30:42,206 --> 00:30:44,322
‫با کمک من میتونه.

656
00:30:44,324 --> 00:30:46,158
‫با نهایت سرعتمون میدویم

657
00:30:46,160 --> 00:30:48,712
‫تو پشت سر من حرکت میکنی، مقداری از سرعت من رو جذب میکنی

658
00:30:48,714 --> 00:30:50,713
‫با سرعت خودت ترکیبش میکنی
‫،و وقتی سرعتت به مقدار کافی رسید

659
00:30:50,715 --> 00:30:52,549
‫اون رو تا عمق زیادی به درون اسپید فورس پرتاب میکنی.

660
00:30:54,336 --> 00:30:56,471
‫و اینکار جواب میده؟

661
00:30:56,473 --> 00:30:57,839
‫باید بفهمیم

662
00:30:59,843 --> 00:31:02,227
‫مطمئنی میخوای اینکارو کنی، فلش؟

663
00:31:02,229 --> 00:31:03,729
‫شک نکن، فلش.

664
00:31:03,731 --> 00:31:06,599
‫وقتی به سرعت نسبتا بالایی رسیدین بهتون میگم.

665
00:31:06,601 --> 00:31:08,184
‫آماده... برین!

666
00:31:13,859 --> 00:31:16,244
‫جی داره خیلی سریع حرکت میکنه، شاید واقعا نقششون عملی شه.

667
00:31:24,755 --> 00:31:25,838
‫حالا، بری!

668
00:31:44,228 --> 00:31:47,062
‫،در دیگر اخبار قضایی داریم
‫محاکمه کاملا همگانی

669
00:31:47,064 --> 00:31:50,566
‫جِرِد مُریلو، ملقب به «غارتگر» به روزهای خود نزدیک میشود

670
00:31:50,568 --> 00:31:53,153
‫مریلو، چند وقت پیش امسال، پس از دستگیر شدن توسط فلش

671
00:31:53,155 --> 00:31:56,489
‫در حین سرقت از موزه سنترال سیتی بخاطر دزدی دارایی‌های باارزش

672
00:31:56,492 --> 00:31:59,543
‫و ضرب و جرح شدید متهم شناخته شد.

673
00:31:59,545 --> 00:32:00,994
‫اینکارو نکن!

674
00:32:08,089 --> 00:32:11,258
‫لطفا نکُشش!

675
00:32:11,260 --> 00:32:12,676
‫اینکارو نکن.

676
00:32:12,678 --> 00:32:15,645
‫حالا، بالاخره، ازت خـلاص شـدم

677
00:32:15,647 --> 00:32:17,681
‫بری، عـاشـقـتـم.

678
00:32:17,683 --> 00:32:19,316
‫نه، اینجوری نگو، باشه؟

679
00:32:19,318 --> 00:32:20,434
‫چیزیت نمیشه

680
00:32:20,436 --> 00:32:22,403
‫- الـتـمـاست میکنم، فقط...
‫- بـری!

681
00:32:22,405 --> 00:32:25,774
‫تو مـیـبـازی، بری

682
00:32:25,776 --> 00:32:26,909
‫نــــــــــه!

683
00:32:35,287 --> 00:32:37,371
‫آهای، آهای، آیریس

684
00:32:37,373 --> 00:32:39,088
‫آیریس، آهای...

685
00:32:41,093 --> 00:32:43,127
‫نه. آیریس.

686
00:32:43,129 --> 00:32:44,962
‫آیریس، آیریس.

687
00:32:58,813 --> 00:33:00,147
‫جی؟

688
00:33:00,149 --> 00:33:02,900
‫اون چه کوفتی بود؟ من کجا بودم؟

689
00:33:02,902 --> 00:33:04,869
‫آیـنـده

690
00:33:10,685 --> 00:33:12,235
‫من هیچ وقت به سمت آینده نرفتم

691
00:33:13,099 --> 00:33:14,431
‫،به گذشته رفتم

692
00:33:14,433 --> 00:33:16,635
‫ولی همیشه به حال برمیگشتم.

693
00:33:16,637 --> 00:33:17,885
‫خودمو دیدم

694
00:33:17,887 --> 00:33:20,138
‫و آیریس.

695
00:33:20,140 --> 00:33:22,107
‫و ساویتار، چی...

696
00:33:22,109 --> 00:33:23,643
‫اون آیریس رو کُشت

697
00:33:23,645 --> 00:33:25,811
‫۵ماهِ دیگه.

698
00:33:25,813 --> 00:33:27,648
‫واقعا قراره همچین اتفاقی بیفته؟

699
00:33:27,650 --> 00:33:29,148
‫- نمیدونم.
‫- نمیدونـ...

700
00:33:29,150 --> 00:33:30,617
‫نباید چنین صحنه‌ایُ میدیدی

701
00:33:32,154 --> 00:33:33,654
‫این با عقل جور در نمیاد، ما...

702
00:33:33,656 --> 00:33:35,907
‫همین الان از شر سنگ فیلسوف خلاص شدیم

703
00:33:35,909 --> 00:33:39,544
‫یعنی، ساویتار نباید حتی اونجا میبود!

704
00:33:39,546 --> 00:33:41,747
‫وای، خدای من.

705
00:33:41,749 --> 00:33:45,668
‫به همین علتـه که در پرش زمانی روزنامه‌ها عوض شدن

706
00:33:45,670 --> 00:33:48,921
‫نویسنده مقاله‌، به همین علته که اسم آیریس دیگه اونجا نبود، این...

707
00:33:48,923 --> 00:33:51,007
‫۸سال دیگه آیریس نمیتونه عملا

708
00:33:51,009 --> 00:33:53,593
‫اون گزارش رو نوشته باشه، چون...

709
00:33:55,682 --> 00:33:56,731
‫اون موقع اون مُرده

710
00:33:56,733 --> 00:33:58,483
‫بری...

711
00:33:58,485 --> 00:34:00,769
‫من مرگشو دیدم.

712
00:34:00,771 --> 00:34:04,573
‫دیدم خودم در آینده سعی کردم نجاتش
‫بِدَم، ولی به اندازه‌ی کافی سریع نبودم

713
00:34:04,575 --> 00:34:07,160
‫جی، بهم بگو که این سرنوشت من نیست.

714
00:34:07,162 --> 00:34:09,862
‫چیزی که تو دیدی یه اتفاق ممکن در آینده بود.

715
00:34:09,864 --> 00:34:11,831
‫که ممکنه رخ بده، یا نه.

716
00:34:11,833 --> 00:34:13,500
‫باشه، پس میتونم جلوی وقوعشو بگیرم.

717
00:34:13,502 --> 00:34:15,702
‫- میتونم  برگردم اون موقع...
‫- نمیتونی برگردی به آینده

718
00:34:15,704 --> 00:34:17,671
‫نه دوباره، نه هیچ وقت دیگه‌ای

719
00:34:17,673 --> 00:34:19,424
‫،خیلی خب، بررسی میکنم ببینم دقیقا چجوری این اتفاق افتاد

‫۷۱۹.
00:34:20,338 --> 00:34:22,038
‫،که چطور یهو توی اون خیابون پیدامون شد

720
00:34:21,127 --> 00:34:22,544
‫و مطمئن میشم دیگه نمیریم اونجا

721
00:34:22,546 --> 00:34:24,179
‫- و اگر نریم اونجا...
‫- بری!

722
00:34:24,181 --> 00:34:26,716
‫بخاطر همینه که تندرو ها به آینده سفر نمیکنن

723
00:34:26,718 --> 00:34:29,435
‫هیچکس نباید تا این حد درباره آینده خودش اطلاع داشته باشه

724
00:34:29,437 --> 00:34:32,688
‫درست همونقدری که بی‌شُـمار زمین در جهان‌های موازی قرار داره

725
00:34:32,690 --> 00:34:35,225
‫احتمالات بی‌شماری هم برای آینده وجود داره

726
00:34:35,227 --> 00:34:37,561
‫که همیشه در حال تغییر و تحول‌ـه.

727
00:34:37,563 --> 00:34:41,399
‫تک تک تصمیمایی که بگیری که آینده‌ی جدید دیگه‌ای رو شکل میده.

728
00:34:41,401 --> 00:34:43,451
‫من نمیذارم آیریس بمیره.

729
00:34:43,453 --> 00:34:45,537
‫آینده هنوز مقدر نشده.

730
00:34:45,539 --> 00:34:48,290
‫و شاید اتفاقی که میفته حتی اونی که دیدی نباشه.

731
00:34:48,292 --> 00:34:53,296
‫باید روی زمان حال تمرکز تمرکز کنی.

732
00:34:53,298 --> 00:34:55,081
‫باید زندگیتو کنی.

733
00:35:00,840 --> 00:35:02,924
‫- سلام، رفقا.
‫- سلام

734
00:35:02,926 --> 00:35:05,092
‫حالت خوبه؟
‫تو و جی غیبتون زد، و...

735
00:35:05,094 --> 00:35:06,728
‫نه، حالم خوبه.

736
00:35:06,730 --> 00:35:09,682
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- پس جی کجاست؟

737
00:35:09,684 --> 00:35:12,518
‫جی، تصمیم گرفت برگرده به زمین ۳

738
00:35:12,520 --> 00:35:16,824
‫ولی میخواست برای همه آرزوی کریسمسی شاد داشته باشه

739
00:35:16,826 --> 00:35:18,826
‫پس، حل شد؟ اون سنگ...

740
00:35:18,828 --> 00:35:20,744
‫رفت

741
00:35:20,746 --> 00:35:23,832
‫- توی اسپید فورس گُم شده.
‫- خوبه، خوبه.

742
00:35:23,834 --> 00:35:25,950
‫درباره شما نمیدونم رفقا، ولی تسخیر ذهن آدم

743
00:35:25,952 --> 00:35:28,087
‫،توسط یه خدای سرعت که در اینده قراره عصبی‌ـش کنیم

744
00:35:28,089 --> 00:35:31,540
‫برای... گند زدن به کریسمست کفایت میکنه.

745
00:35:31,542 --> 00:35:34,211
‫رفقا، کریسمس رسیده.

746
00:35:34,213 --> 00:35:35,796
‫همین الان لازمه

747
00:35:35,798 --> 00:35:37,681
‫یه جشن کوچولوی کریسمس برگزار کنیم. کی موافقه؟

748
00:35:37,683 --> 00:35:40,301
‫- ب.ا  | - خب، حق با اونه.
‫[بری الن]

749
00:35:40,303 --> 00:35:41,886
‫کریسمس‌ـه ها، باید کنار هم باشیم.

750
00:35:41,888 --> 00:35:43,220
‫بیاین اینکارو بکنیم.

751
00:35:43,222 --> 00:35:44,806
‫اگر کسی پایه باشه، منم هستما.

752
00:35:44,808 --> 00:35:46,474
‫- ایول!
‫- باشه، ما هم میام.

753
00:35:46,476 --> 00:35:48,026
‫بله!

754
00:35:48,028 --> 00:35:49,695
‫جولین...

755
00:35:50,925 --> 00:35:52,176
‫داره میره کجا؟

756
00:35:53,485 --> 00:35:55,819
‫آهای، داری میری کجا؟

757
00:35:58,490 --> 00:36:00,040
‫اصلا مراسم کریسمس و... ها داری؟

758
00:36:00,042 --> 00:36:03,294
‫خانواده وست یه دور همی برای کریسمس ترتیب داده.

759
00:36:03,296 --> 00:36:06,046
‫بعد از مشکلاتی که سرت اومده، نباید تنها باشی.

760
00:36:07,551 --> 00:36:09,334
‫راستش ترجیح میدم کریسمس تنها باشم.

761
00:36:16,811 --> 00:36:18,144
‫بارون کریسمس

762
00:36:18,146 --> 00:36:21,148
‫نه درختش برگ راج داره، نه ما شاد و شنگولیم.
‫[در آذین‌بندی کریسمس از این استفاده میشه]

763
00:36:21,150 --> 00:36:23,350
‫اهای، گوش کن...

764
00:36:23,352 --> 00:36:25,853
‫درباره دانته.

765
00:36:25,855 --> 00:36:28,022
‫ممنون که نذاشتی با دست خودم گورمون رو بکنم.

766
00:36:28,024 --> 00:36:30,192
‫البته، تو هم بودی همین کارُ میکردی.

767
00:36:30,194 --> 00:36:32,410
‫در واقع، همین کارو هم در حقم کردی.

768
00:36:32,412 --> 00:36:33,696
‫میخواستم همنیو بگما.

769
00:36:33,698 --> 00:36:36,031
‫کیتلو... کیتلو، سیسکان...

770
00:36:36,033 --> 00:36:39,119
‫باشه... قراره مجعون تعطیلات شیرتخم‌مرغی رو

771
00:36:39,121 --> 00:36:42,038
‫به دست پخت جو و

772
00:36:42,040 --> 00:36:44,090
‫دوست دختر جذابش میل کنین...

773
00:36:44,092 --> 00:36:46,093
‫عزیزم

774
00:36:46,095 --> 00:36:47,762
‫- سلام.
‫- چی شده؟

775
00:36:47,764 --> 00:36:50,599
‫- هیچی.
‫- یکم مرموز میزنی.

776
00:36:50,601 --> 00:36:53,267
‫نه؟

777
00:36:53,269 --> 00:36:55,304
‫میدونی که بردیم، مگه نه؟

778
00:36:55,306 --> 00:36:57,556
‫آدم بَده رو شکست دادیم.

779
00:36:57,558 --> 00:36:59,641
‫- اره، میدونم.
‫- باشه.

780
00:36:59,643 --> 00:37:02,478
‫- مامان بزرگ استر.
‫- مامان بزرگ میلی.

781
00:37:02,480 --> 00:37:04,284
‫بذار ببینیم

782
00:37:07,494 --> 00:37:08,880
‫- لعنتی، چه تُند و غلیظه
‫- وای!

783
00:37:08,882 --> 00:37:11,387
‫خیلی غلیظه، خدایا!

784
00:37:11,389 --> 00:37:12,758
‫مامان‌بزرگ‌هامون دائم‌الخمرن

785
00:37:12,760 --> 00:37:16,351
‫آره

786
00:37:16,353 --> 00:37:19,109
‫میدونی، برای (بوسیدن) که حتما نباید

787
00:37:19,111 --> 00:37:23,586
‫زیر داروش وایستیم که
‫بنا به اعتقادی نظیر اعطای زندگی ثمربخش و عمر جاودانه رسم]
‫[بر این است که پسر و دختر زیر این درخت همدیگرو بوس میکنن

788
00:37:24,509 --> 00:37:26,964
‫بالاخره

789
00:37:26,966 --> 00:37:28,802
‫دهان یاوه‌گویان بسته

790
00:37:28,804 --> 00:37:30,474
‫نه، ولی راستش، فقط بحث، بحث زمانه.

791
00:37:34,287 --> 00:37:36,491
‫یه ثانیه.

792
00:37:36,493 --> 00:37:38,414
‫اینم از دختر من

793
00:37:38,416 --> 00:37:40,385
‫،یه دقیقه بهم وقت بده

794
00:37:40,387 --> 00:37:43,175
‫بعدش میتونیم باز.... آره.

795
00:37:43,178 --> 00:37:44,313
‫- آهای بچه جون...
‫- جو.

796
00:37:44,315 --> 00:37:45,566
‫دیدم بوسیدیش، دست مریزاد.

797
00:37:47,407 --> 00:37:49,193
‫ما... درسته، اون چیزه.

798
00:37:49,195 --> 00:37:50,580
‫ب.آ، آهای

799
00:37:50,582 --> 00:37:52,368
‫چند تا از اونا داری؟

800
00:37:52,370 --> 00:37:54,174
‫- ب... کجا میری؟ اینجا؟
‫- من همینجام.

801
00:37:54,176 --> 00:37:55,209
‫اها، می‌بینمت.

802
00:37:55,211 --> 00:37:57,015
‫،حالا که کیتلن رفته

803
00:37:57,017 --> 00:38:00,893
‫این هدیه از طرف هممون برای توـه.

804
00:38:00,895 --> 00:38:01,896
‫کریسمس مبارک، پسر.

805
00:38:06,577 --> 00:38:09,082
‫- جدی؟
‫- آره، رفیق، بحث زمانه.

806
00:38:09,084 --> 00:38:11,305
‫اماده‌ای، والس.

807
00:38:11,307 --> 00:38:13,061
‫به تیم خوش اومدی.

808
00:38:13,063 --> 00:38:14,848
‫کید فلش.

809
00:38:14,850 --> 00:38:16,938
‫واقعا اسممو گذاشتین کید فلش؟

810
00:38:16,940 --> 00:38:18,409
‫آره، گمونم همینطوره.

811
00:38:18,411 --> 00:38:20,331
‫کـیـد فـلـش

812
00:38:21,335 --> 00:38:22,921
‫- پلیس!
‫- میرم باز کنم.

813
00:38:22,923 --> 00:38:24,459
‫پلیس که نیست. خودمون پلیسـیم.

814
00:38:24,461 --> 00:38:28,019
‫- تو پلیسی!
‫- آروم باش.

815
00:38:28,021 --> 00:38:29,857
‫سلام، جولیان.

816
00:38:29,859 --> 00:38:30,543
‫- سلام.
‫- بفرما داخل.

817
00:38:30,577 --> 00:38:32,329
‫- ایناهاش، چتر رو بده من.
‫- ممنون.

818
00:38:32,331 --> 00:38:34,385
‫،بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد

819
00:38:34,387 --> 00:38:36,725
‫تنها بودن احساس بی‌کسی بهم میداد، پس...

820
00:38:36,727 --> 00:38:39,265
‫- آره.
‫- این برای توـه.

821
00:38:39,267 --> 00:38:41,021
‫چیه؟

822
00:38:41,023 --> 00:38:42,775
‫با فرمانده سینگ حرف زدم، هنوز کاغذبازی‌های

823
00:38:42,777 --> 00:38:44,530
‫استعفات رو تموم نکرده بود، پس...

824
00:38:44,532 --> 00:38:48,458
‫خب، اگر، میدونی، اگر آزمایشگاه قدیمی‌ـتُ دوست داری

825
00:38:48,460 --> 00:38:52,302
‫یا اگر میخوای دوباره اونجا با هم کار کنیم، میشه.

826
00:38:52,304 --> 00:38:54,140
‫ممنون، جولین.

827
00:38:54,142 --> 00:38:56,279
‫کریسمس مبارک، رفیق.

828
00:38:56,281 --> 00:38:58,235
‫- تبریک میگم، رفیق.
‫- آره، ممنون.

829
00:38:58,237 --> 00:38:59,990
‫- کریسمس مبارک.
‫- کریسمس مبارک.

830
00:38:59,992 --> 00:39:02,548
‫- بهت یکم شیرتخم‌مرغی تعارف کنم؟
‫- عاشقشم، آره.

831
00:39:02,550 --> 00:39:04,637
‫همگی، کریسمس مبارک.

832
00:39:04,639 --> 00:39:06,007
‫- خوشحالم که اومدی..
‫- ممنون، آره.

833
00:39:09,017 --> 00:39:10,653
‫- شنیدی؟
‫- اون بیرون.

834
00:39:12,048 --> 00:39:13,230
‫سرود کریسمس

835
00:39:23,392 --> 00:39:25,061
‫سرود کریسمس توی بارون

836
00:39:25,063 --> 00:39:27,952
‫خیلی مزخرفه.

837
00:39:30,879 --> 00:39:32,548
‫آهای.

838
00:39:32,550 --> 00:39:34,304
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- چیزی نیست، حواسم هست.

839
00:39:34,306 --> 00:39:36,426
‫،شاید یه کریسمس عالی نداشته باشیم

840
00:39:36,428 --> 00:39:38,599
‫ولی میتونیم یه کریسمس سفید رنگ داشته باشیم.

841
00:39:47,209 --> 00:39:49,179
‫خب.

842
00:39:49,181 --> 00:39:51,469
‫کِی قراره زمان حال رو عوض کنیم؟

843
00:39:51,471 --> 00:39:53,307
‫نظرت چیه همین الان؟

844
00:39:53,309 --> 00:39:54,978
‫- باشه.
‫- دنبالم بیا.

845
00:39:54,980 --> 00:39:56,650
‫- باشه.
‫- بیا از اینجا بریم.

846
00:39:58,791 --> 00:40:01,329
‫باشه، از اون دَر رد شو، مراقب باش.

847
00:40:01,331 --> 00:40:04,673
‫خب، همینجا.

848
00:40:04,675 --> 00:40:07,263
‫- باشه، آماده‌ای؟
‫- آره

849
00:40:07,265 --> 00:40:08,851
‫خیلی‌خب.

850
00:40:08,853 --> 00:40:10,437
‫چشماتو باز کن...

851
00:40:10,440 --> 00:40:11,692
‫حالا.

852
00:40:17,594 --> 00:40:21,101
‫نمیفـ... نمیفهمم، کجاییم؟

853
00:40:21,103 --> 00:40:22,522
‫خونه.

854
00:40:27,037 --> 00:40:28,623
‫چی؟

855
00:40:28,625 --> 00:40:31,297
‫،دیگه نمیتونم روی مبل سیسکو بخوابم

856
00:40:31,299 --> 00:40:34,757
‫،و خونه شما فقط برای دو نفر جا داره

857
00:40:34,759 --> 00:40:36,930
‫یه اجاره‌نامه امضا کردم و

858
00:40:36,932 --> 00:40:40,189
‫اسم هردومون رو توش نوشتم.

859
00:40:42,279 --> 00:40:44,451
‫ولی من کریسمس فقط برات یه کیف‌پول گرفتم.

860
00:40:44,453 --> 00:40:47,342
‫مطمئنم ازش خوشم میاد.

861
00:40:47,344 --> 00:40:50,467
‫بری، این یه قدم بزرگ رو به جلوـه.

862
00:40:50,469 --> 00:40:51,687
‫برای من نه.

863
00:40:56,286 --> 00:41:00,462
‫نمیدونم در آینده قراره چه اتفاقی بیفته.

864
00:41:00,465 --> 00:41:02,250
‫تمام چیزی که میدونم اینه که، درست همینجا، در همین لحظه

865
00:41:02,252 --> 00:41:05,009
‫میخوام تمام لحاظاتیُ که میشه، کنار تو بگذرونم.

866
00:41:05,011 --> 00:41:08,183
‫تو اولین کسی هستی که هر وقت بیدار میشم میخوام ببنیم.

867
00:41:08,185 --> 00:41:09,989
‫و آخرین چیز...

868
00:41:15,623 --> 00:41:17,878
‫عاشقتم، بری آلن.

869
00:41:17,880 --> 00:41:19,766
‫عاشقتم، آیریس وست.

870
00:41:22,772 --> 00:41:32,790
‫» تــرجــمــه از امــیــر و عــلــی «
‫✅<font color=#FF۰۰۰۰> H۱tman۰۰۷</font> & <font color="#۸۰۸۰ff>Ali۹۹</font> ✅

871
00:41:32,814 --> 00:41:42,832
‫<font color="#ff۸۰۴۰>:.:.: TvWorld.iNFO</font> &<font color="#۸۰۸۰ff"> NightMovie.Co</font> :.:.:

