‫﻿۱
00:00:00,059 --> 00:00:01,459
‫اسم من بری آلن‌‍ه

2
00:00:01,462 --> 00:00:03,960
‫و من سریع‌ترین انسان روی زمین هستم.

3
00:00:03,963 --> 00:00:05,172
‫،برای دنیای بیرون

4
00:00:05,175 --> 00:00:07,070
‫من یک جرم شناس معمولی‌ام.

5
00:00:07,073 --> 00:00:08,546
‫ولی در خفا و به کمک دوستانم

6
00:00:08,549 --> 00:00:10,125
‫در استارلبز

7
00:00:10,128 --> 00:00:12,076
‫من با جرایم مبارزه می‌کنم
‫و دنبال فراانسان‌های

8
00:00:12,079 --> 00:00:13,311
‫دیگه‌ای مثل خودم می‌گردم.

9
00:00:13,314 --> 00:00:15,205
‫،ولی توی زمان گم شدم

10
00:00:15,207 --> 00:00:16,940
‫دوستانم هر چه در توان داشتن گذاشتن

11
00:00:16,942 --> 00:00:18,975
‫،برای اینکه من رو برگردونن
‫ولی به خاطر اینکارشون

12
00:00:18,977 --> 00:00:21,312
‫در دنیای ما به تهدیدهای جدیدی باز شد

13
00:00:21,315 --> 00:00:23,880
‫و من تنها کسی‌ام که به اندازه‌ای
‫سریعه که می‌تونه جلوی اونا رو بگیره.

14
00:00:23,883 --> 00:00:26,649
‫من فلش‌ام.

15
00:00:27,445 --> 00:00:28,934
‫فلش...
‫:آنچه گذشت

16
00:00:28,937 --> 00:00:29,905
‫،این کُره‌ی کوارک

17
00:00:29,908 --> 00:00:31,657
‫پر شده از سلول‌های ژنتیکی بری

18
00:00:31,660 --> 00:00:33,522
‫،و طراحی شده که دی‌ان‌ای خاص اون رو دنبال کنه

19
00:00:33,525 --> 00:00:35,590
‫که از جریان الکتریکی اسپیدفورس استفاده می‌کنه

20
00:00:35,593 --> 00:00:37,528
‫،وقتی که ما بری رو پیدا کردیم و کشیدیم بیرون

21
00:00:37,531 --> 00:00:39,564
‫این کُره‌ی کوارک، اسپیدفورس رو
‫گول می‌زنه که

22
00:00:39,567 --> 00:00:40,965
‫فکر کنه بری هنوز اونجاست

23
00:00:40,968 --> 00:00:42,532
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

24
00:00:42,534 --> 00:00:44,934
‫ما اینقدر داریم سریع حرکت می‌کنیم
‫که بقیه بی‌حرکت شدن.

25
00:00:44,936 --> 00:00:47,170
‫- فلش
‫- فلش

26
00:00:47,172 --> 00:00:49,706
‫من بدل پدر تو‌ام

27
00:00:49,708 --> 00:00:51,040
‫ای خدا، تو هم که یه اسپیدستری

28
00:00:51,042 --> 00:00:52,875
‫آره، خیلی خفنه مگه نه؟

29
00:00:52,878 --> 00:00:54,476
‫- با جسی همه چی مرتبه؟
‫- آره

30
00:00:54,479 --> 00:00:57,279
‫من کل تابستون رو صرف درست کردن
‫وسایل پیشتبان کردن

31
00:00:57,282 --> 00:00:59,415
‫بعد جسی بلند می‌شه و
‫من رو از تیم می‌ندازه بیرون

32
00:00:59,417 --> 00:01:00,850
‫اونا رای گرفتن، من نیستم

33
00:01:00,852 --> 00:01:02,752
‫الان دیگه حتی خونه‌ای ندارم که بهش
‫برگدم

34
00:01:34,553 --> 00:01:35,919
‫- بری...
‫- آیریس...

35
00:01:35,921 --> 00:01:37,587
‫چی ... شده...

36
00:01:37,589 --> 00:01:39,222
‫- داری با من حرکت می‌کنی، باشه؟
‫- چی؟

37
00:01:39,224 --> 00:01:40,723
‫داری به همون سرعتی حرکت می‌کنی
‫که من حرکت می‌کنم.

38
00:01:40,725 --> 00:01:42,551
‫- مثل اون موقعی که توی دادگاه بودیم
‫- چرا؟ مگه قرار نبود که...

39
00:01:42,554 --> 00:01:44,827
‫نمی‌تونم .... نمی‌تونم

40
00:01:44,829 --> 00:01:46,696
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- نمی‌تونم

41
00:01:46,698 --> 00:01:49,632
‫چی؟...

42
00:01:49,634 --> 00:01:51,501
‫این دفعه دیگه نمی‌تونم خودمون رو نجات بدم

43
00:01:53,549 --> 00:01:55,549
‫« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر »
‫::. BPersia.Win | بی‌پرشیا .::

44
00:01:55,625 --> 00:01:57,625
‫::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زیرنویس فارسی .::
‫« SubDL.TV »

45
00:01:57,725 --> 00:02:00,725
‫Nora ترجمه از: حسـام‌الدین

46
00:02:01,179 --> 00:02:03,746
‫[ ۸دقیقه و ۴۸ ثانیه قبل ]

47
00:02:07,118 --> 00:02:08,585
‫وقتی که آماده بودی شروع کن بری.

48
00:02:08,587 --> 00:02:10,753
‫- من آماده‌ام!
‫- داری جدی می‌گی؟

49
00:02:10,755 --> 00:02:13,364
‫بیخیال دیگه سیسکو، فقط یه بار دیگه

50
00:02:13,367 --> 00:02:15,124
‫اینو دو ساعت پیش گفتی.

51
00:02:15,126 --> 00:02:17,827
‫ببین، خودت که می‌دونی اون تمومش نمی‌کنه
‫تا زمانی که بتونه از پسش بربیاد

52
00:02:17,829 --> 00:02:20,029
‫بیخیال، خودت که می‌دونی بری چطوریه

53
00:02:20,031 --> 00:02:22,165
‫- یه بار دیگه
‫- مرسی

54
00:02:22,167 --> 00:02:23,600
‫خیله خب، برو که رفتیم

55
00:02:28,506 --> 00:02:30,373
‫سه...

56
00:02:30,375 --> 00:02:33,009
‫دو ... یک

57
00:02:33,011 --> 00:02:34,844
‫حالا!

58
00:02:34,846 --> 00:02:36,112
‫لعنتی!

59
00:02:36,114 --> 00:02:37,680
‫- یه بار دیگه
‫- آیریس؟

60
00:02:37,682 --> 00:02:39,649
‫بری، ببین، برای چی ۵ دقیقه استراحت نکنیم؟

61
00:02:39,651 --> 00:02:41,380
‫نه، نه تا زمانی که بتونم
‫اینکارو انجام بدم،

62
00:02:41,382 --> 00:02:42,621
‫- ببین میاگی...
‫- چی؟

63
00:02:42,624 --> 00:02:44,576
‫ببین، من تمام روز اینجا بودم، داشتم
‫سعی می‌کردم که این شکاف‌ها رو باز کنم

64
00:02:44,578 --> 00:02:46,589
‫فقط درصورتی که دستات رو بهم بمالی و

65
00:02:46,591 --> 00:02:48,112
‫یه مالش جادویی شونه بدی در غیر این صورت...

66
00:02:48,115 --> 00:02:49,392
‫من شونت رو ماساژ نمی‌دم.

67
00:02:49,394 --> 00:02:50,660
‫منم همین فکر و کردم، برای همین من استراحت می‌کنم

68
00:02:50,662 --> 00:02:52,325
‫- هی بیخیال!
‫- می‌ریم برای استراحت

69
00:02:52,328 --> 00:02:54,631
‫من...

70
00:02:56,301 --> 00:02:58,173
‫نمی‌فهمم برای چی نمی‌تونم درست اینکارو انجام بدم.

71
00:02:58,176 --> 00:03:00,276
‫خب، شاید به خاطر این باشه که
‫تمام شب رو بیدار موندی.

72
00:03:00,279 --> 00:03:01,638
‫ولی نباید همچین چیزی مهم باشه.

73
00:03:01,641 --> 00:03:04,151
‫ببین، بری، یه شکاف توی ۳ پیکو ثانیه بسته می‌شه

74
00:03:04,154 --> 00:03:06,676
‫بری دوو از این هم سریع‌تره.

75
00:03:06,678 --> 00:03:08,778
‫چیزی که من دارم اینه که ممکنه این، بهترین

76
00:03:08,780 --> 00:03:10,747
‫نقشه هم برای گرفتن اون نباشه

77
00:03:10,750 --> 00:03:11,835
‫خودت که می‌دونی، اینم یه نقشه‌ست.

78
00:03:11,838 --> 00:03:12,860
‫این تنها چیزیه که ما داریم.

79
00:03:12,862 --> 00:03:15,117
‫خب، اگر از اون نیروی حفاظی‌ش جلوی تو استفاده کنه چی؟

80
00:03:15,120 --> 00:03:16,397
‫هنوزم نمی‌دونی که چطوری می‌تونی ازش خارج بشی

81
00:03:16,399 --> 00:03:18,802
‫نمی‌دونم آیریس، ولی منظورم اینه
‫که، ما به یه چیزی نیاز داریم

82
00:03:18,805 --> 00:03:21,823
‫من هیچ سرنخی، از سه‌تا فراانسانی که
‫توی اتوبوس بودن نداریم

83
00:03:21,826 --> 00:03:24,093
‫،نه راهی برای دنبال کردنش داریم
‫نه راهی برای گرفتنش.

84
00:03:24,095 --> 00:03:26,349
‫منظورم اینه که، واقعا نمی‌شه که دیگه اینقدر باهوش باشه.

85
00:03:28,143 --> 00:03:29,932
‫شرمنده، ولی خب، منظورم اینه که
‫ما ماه‌هاست سر این موضوع بودیم.

86
00:03:29,934 --> 00:03:32,068
‫و حالا هم هیچی نداریم

87
00:03:32,070 --> 00:03:34,971
‫منظورم اینه که، شاید خوده همین مشکل ساز باشه

88
00:03:34,973 --> 00:03:37,173
‫می‌دونی بعضی اوقات مجبوری...

89
00:03:37,175 --> 00:03:39,088
‫یه مجالی به خودت بدی و
‫جواب میاد سراغت

90
00:03:39,091 --> 00:03:42,378
‫- برای یه مدت یه کار دیگه بکن
‫- مثلا چی؟

91
00:03:42,380 --> 00:03:44,447
‫مثل...

92
00:03:44,449 --> 00:03:47,717
‫یه قرار شبانه، برای شروع

93
00:03:49,254 --> 00:03:51,948
‫می‌دونی، ما خیلی وقته با هم
‫،دیگه زمانی رو نگذروندیم

94
00:03:51,951 --> 00:03:54,557
‫فقط من و تو، مثل زمان ماه‌عسلمون

95
00:03:54,560 --> 00:03:58,127
‫که خیلی هم کوتاه شد

96
00:03:58,129 --> 00:04:00,563
‫می‌دونم که ما فلشیم، ولی خب...

97
00:04:00,565 --> 00:04:02,498
‫ما بری و آیریس هم هستیم.

98
00:04:04,102 --> 00:04:06,202
‫نه، تو درست می‌گی آره

99
00:04:06,204 --> 00:04:09,072
‫خیله خب، من امشب یه
‫،رستوران رزرو می‌کنم

100
00:04:09,074 --> 00:04:11,573
‫یه جایی که خیلی رمانتیک باشه

101
00:04:11,576 --> 00:04:13,076
‫اوه...

102
00:04:13,078 --> 00:04:16,279
‫بنظر که عالی میاد

103
00:04:16,281 --> 00:04:19,082
‫،چطوریه که ما با هم دیگه زندگی می‌کنیم
‫،کار می‌کنیم

104
00:04:19,084 --> 00:04:20,750
‫،تو یه تخت با هم دیگه می‌خوابیم

105
00:04:20,752 --> 00:04:22,994
‫ولی بازم این طوری بنظر میاد که
‫با هم دیگه اصلا وقت نمی‌گذرونیم

106
00:04:22,997 --> 00:04:24,387
‫به عنوان زن و شوهر

107
00:04:24,389 --> 00:04:26,255
‫،آلن، آلن وست

108
00:04:26,257 --> 00:04:28,624
‫بیا کورتکس، همین الان!

109
00:04:28,626 --> 00:04:30,793
‫من که اصلا نمی‌دونم

110
00:04:33,431 --> 00:04:35,465
‫بریم

111
00:04:42,407 --> 00:04:43,773
‫این دیگه چیه؟

112
00:04:43,775 --> 00:04:45,997
‫،این یه زمین مشخص شده‌ست

113
00:04:46,000 --> 00:04:48,367
‫که تمام اون جاهایی که دوو از مقطع خودش وارد
‫و خارج شده رو نشون می‌ده

114
00:04:48,370 --> 00:04:49,565
‫اونم توی بعد پاکت

115
00:04:49,568 --> 00:04:51,372
‫- تمامشون؟
‫- تمامشون

116
00:04:51,375 --> 00:04:52,915
‫خب، چطوری اینکارو کردی؟

117
00:04:52,918 --> 00:04:54,764
‫من این کارو نکردم، رامون اینکارو کرد.

118
00:04:54,766 --> 00:04:56,466
‫ولی تمام کاری که من کردم این بود که

119
00:04:56,468 --> 00:04:58,698
‫یه الگوریتیم خیلی پیچیده و قوی
‫رو درست کنم

120
00:04:58,701 --> 00:04:59,811
‫که رد علائم انحراف زمانی و مکانی رو نشون بده

121
00:04:59,813 --> 00:05:01,378
‫این کارو نکن باشه؟
‫اینکارو نکن، این طوری خودت رو متواضع نشون نده

122
00:05:01,380 --> 00:05:02,681
‫- باشه؟ دیگه داره اذیت می‌کنه
‫- تویی که داری اذیت می‌کنی

123
00:05:02,683 --> 00:05:03,883
‫دوست داری اذیت کن بشم ها؟

124
00:05:03,885 --> 00:05:05,081
‫می‌دونی که اینا دوو هستن؟

125
00:05:05,083 --> 00:05:05,973
‫اینا تمامش برای دووئه، باشه؟

126
00:05:05,975 --> 00:05:07,194
‫اینجا، جاییه که مارلیز اون رو گرفت

127
00:05:07,196 --> 00:05:08,309
‫که از ایزی از لارنس‌هیل اومده بود

128
00:05:08,311 --> 00:05:09,979
‫اینجا، جاییه که توی زندان آیرون‌هایتز اومد.

129
00:05:09,981 --> 00:05:12,237
‫- اینجا هم خونه‌ی دووئه.
‫- ،و اینجا هم کوچه‌ای‌‍ه که

130
00:05:12,240 --> 00:05:14,520
‫،توی مرکز شهر که
‫تو رو گرفت

131
00:05:14,523 --> 00:05:16,156
‫چند وقتی هست که این طوری
‫داره می‌چرخه؟

132
00:05:16,159 --> 00:05:18,325
‫- اوه، وایسا تا بگم.
‫- سه سال گذشته.

133
00:05:18,328 --> 00:05:20,289
‫- سه سال؟
‫- دوو همه چی رو برای خودش مهیا و مرتب کرده

134
00:05:20,292 --> 00:05:22,359
‫برای اینکه اون آدمایی که می‌خواد سوار اتوبوس بشن

135
00:05:22,361 --> 00:05:24,036
‫خیلی وقته که داره نقشه‌ی این رو می‌کشه.

136
00:05:24,039 --> 00:05:26,673
‫ما اینجا یه نقشه کش حرفه‌ای داریم، درست مثل تان

137
00:05:26,676 --> 00:05:29,666
‫- درست مثل تان
‫- خب، حالا چطوری از این استفاده کنیم؟

138
00:05:29,668 --> 00:05:30,914
‫تنها کاری که فعلا می‌تونیم انجام بدیم، اینه که

139
00:05:30,917 --> 00:05:32,263
‫منتظر علامت بعدی بمونیم روی
‫نقشه که خودش رو نشون بده

140
00:05:32,265 --> 00:05:33,504
‫سعی کنیم که بتونیم بگیریمش.

141
00:05:33,507 --> 00:05:36,103
‫و حواسمون هم به رالف باشه که داره از
‫سیستم، رفیق قدیمی استفاده می‌کنه.

142
00:05:36,106 --> 00:05:37,472
‫امروز کسی رالف رو دیده؟

143
00:05:37,475 --> 00:05:39,274
‫نه، اون طبقه‌ی پایینه، در تقلاست

144
00:05:39,277 --> 00:05:40,559
‫بشدت نگرانه

145
00:05:40,562 --> 00:05:42,134
‫- نمی‌دونم چرا.
‫- منم نمی‌دونم چرا.

146
00:05:42,136 --> 00:05:43,418
‫اون یه قهرمانه.

147
00:05:43,421 --> 00:05:45,180
‫مردمی که قدرت دارن، آماده‌ی همه چیز هستن.

148
00:05:45,183 --> 00:05:46,649
‫یااااا هفت جد مادرت

149
00:05:46,651 --> 00:05:48,118
‫- شرمنده...
‫- ای خدا

150
00:05:48,120 --> 00:05:49,586
‫من الان از اتاق شکاف اومدم.

151
00:05:49,588 --> 00:05:50,854
‫سلام جسی، خوش اومدی

152
00:05:50,856 --> 00:05:52,288
‫اینجا ... اینجا چی کار می‌کنی؟

153
00:05:59,264 --> 00:06:01,464
‫والی اینجا نیست.

154
00:06:06,405 --> 00:06:08,938
‫می‌دونی اصولا یه جعبه‌ی عذرخواهی

155
00:06:08,940 --> 00:06:11,174
‫وقتی که با معذرت‌خواهی همراه بشه، خیلی بهتر عمل می‌کنه

156
00:06:11,176 --> 00:06:13,443
‫خوبه احساسش رو درک کردی

157
00:06:14,579 --> 00:06:15,845
‫این دیگه چیه؟

158
00:06:15,847 --> 00:06:18,775
‫این آمم، یه مانع امواج مغزیه

159
00:06:18,778 --> 00:06:20,213
‫این برای وکیل منطقه سیسیل هورتون بود

160
00:06:20,216 --> 00:06:22,550
‫نمی‌ذاشت افکار آدمای دیگه رو بشنوه

161
00:06:22,553 --> 00:06:23,819
‫یه طورایی نافرمه

162
00:06:23,822 --> 00:06:25,408
‫این چیزی بود که اون گفت

163
00:06:25,411 --> 00:06:26,844
‫دقیقا هم اینو گفت

164
00:06:26,847 --> 00:06:28,791
‫یه ورژن دومی ازش هست که اون خیلی بهتره.

165
00:06:28,794 --> 00:06:30,226
‫اینا دیگه چین؟

166
00:06:30,228 --> 00:06:32,328
‫اونا فکرن، بازتاب فکری.

167
00:06:32,330 --> 00:06:34,898
‫که چطوری بشه جلوی دوو رو گرفت.

168
00:06:34,900 --> 00:06:36,900
‫واو، پس واقعا حسابی کل فکرت رو گرفته

169
00:06:36,902 --> 00:06:39,369
‫،آره، این روزا آدمایی زیادی اونجا هستن

170
00:06:39,371 --> 00:06:40,822
‫با تشکر از شما البته

171
00:06:40,825 --> 00:06:42,238
‫ببین، من فکر کردم که ازم می‌خوای که بیام اینجا

172
00:06:42,240 --> 00:06:43,403
‫که بتونیم درباره‌ی این حرف بزنیم

173
00:06:43,406 --> 00:06:46,141
‫نه، من ازت می‌خوام که این قدر
‫حرف مادرت رو نکشی وسط

174
00:06:46,144 --> 00:06:48,511
‫همین کارو هم می‌کنم، وقتی که تو با مرگش کنار بیای

175
00:06:48,513 --> 00:06:49,646
‫- اومدم
‫- نه، نیومدی

176
00:06:49,648 --> 00:06:51,347
‫چرا اومدم، اون مرده!

177
00:06:51,349 --> 00:06:53,083
‫سال‌های پیش مرده.

178
00:06:53,085 --> 00:06:54,617
‫منم هیچ کاری نمی‌تونم انجام بدم که
‫نجاتش بدم.

179
00:06:54,619 --> 00:06:55,994
‫پایان داستان، زندگی ادامه پیدا می‌کنه.

180
00:06:55,997 --> 00:06:58,221
‫آره، برای همه بجز تو.

181
00:06:58,223 --> 00:07:01,224
‫،ببین بابا، وقتی که مامان مرد
‫تو هیچ وقت درباره‌اش حرف نزدی...

182
00:07:01,226 --> 00:07:02,947
‫- هیچ کاری نیست...
‫- هرگز

183
00:07:02,950 --> 00:07:04,561
‫و از اون موقع همیشه ناراحت بودی.

184
00:07:04,563 --> 00:07:05,592
‫،داغون بودی

185
00:07:05,595 --> 00:07:07,195
‫و این طوری به بقیه‌ هم احساس بدی می‌دادی

186
00:07:07,197 --> 00:07:09,065
‫منظورم اینه که، فکر می‌کنی برای چی
‫گفتم که از تیمم بری؟

187
00:07:09,067 --> 00:07:10,133
‫تیمت همه‌اش پر از آدما احمقه

188
00:07:10,135 --> 00:07:11,139
‫- باشه.
‫- ناراحت نشی

189
00:07:11,142 --> 00:07:14,063
‫مهم نیست، من اومدم اینجا که
‫جلوی دوو رو بگیرم.

190
00:07:14,066 --> 00:07:15,799
‫نه، تو اینجا موندی به خاطر دوو.

191
00:07:15,802 --> 00:07:17,535
‫یه تمایز بدون تفاوت.

192
00:07:17,538 --> 00:07:20,109
‫بابا، همیشه یه آدم بدی وجود خواهد
‫داشت که بخوای جلوش رو بگیری.

193
00:07:20,112 --> 00:07:21,644
‫- یا الگوریتمی که بنویسی...
‫- آره، درسته

194
00:07:21,646 --> 00:07:23,113
‫- یا مسئله‌ای که بخوای اون رو حل کنی
‫- آره، منم دارم همین رو می‌گم

195
00:07:23,115 --> 00:07:24,647
‫دقیقا

196
00:07:24,649 --> 00:07:27,016
‫ببین...

197
00:07:27,018 --> 00:07:29,552
‫،من نمی‌خواستم که درباره‌ی مرگش حرف بزنیم

198
00:07:29,554 --> 00:07:32,122
‫،ولی ... اینکارو کردم

199
00:07:32,124 --> 00:07:33,576
‫و خیلی کمک کرد

200
00:07:33,579 --> 00:07:35,313
‫بهم اعتماد کن، هرگز نمی‌تونی
‫به زندگی عادیت برگردی

201
00:07:35,316 --> 00:07:37,426
‫تا زمانی که درباره‌ی این موضوع حرف نزنی

202
00:07:37,429 --> 00:07:39,829
‫جسی، من نمی‌تونم!

203
00:07:39,831 --> 00:07:41,798
‫من...

204
00:07:49,109 --> 00:07:51,307
‫ببین، من...

205
00:07:56,615 --> 00:07:58,148
‫مادرت...

206
00:08:03,221 --> 00:08:04,721
‫نمی‌تونی درک کنی.

207
00:08:07,259 --> 00:08:09,626
‫آره، فکر کنم نمی‌تونم.

208
00:08:24,884 --> 00:08:25,904
‫چیه؟

209
00:08:46,490 --> 00:08:47,664
‫بخوابین زمین

210
00:09:05,684 --> 00:09:07,383
‫- حالت خوبه جونزی؟
‫- زنده می‌مونم

211
00:09:07,385 --> 00:09:08,952
‫بیا، بهش فشار بیار

212
00:09:08,954 --> 00:09:10,545
‫کمک تو راهه

213
00:09:10,548 --> 00:09:12,721
‫اینا دیگه کین؟
‫از ناکجا آیاد پیداشون شد.

214
00:09:12,724 --> 00:09:15,458
‫نمی‌دونم، ولی اونا بدجوری
‫چیزی داخل اون کانتینر هست رو می‌خوان

215
00:09:17,056 --> 00:09:18,240
‫کجا هست؟

216
00:09:18,243 --> 00:09:20,482
‫یکی از آشیانه‌های فرودگاه "وید" هست

217
00:09:20,485 --> 00:09:22,514
‫،پدرم گفت که پلیس سنترال
‫آرگوس رو تا اونجا اسکورت می‌کنه.

218
00:09:22,517 --> 00:09:24,037
‫امروز صبح، به خاطر یه دلیلی.

219
00:09:24,040 --> 00:09:25,906
‫- اون اونجاست بری
‫- آره، باید بریم

220
00:09:25,909 --> 00:09:28,944
‫- اونجا می‌بینیمتون
‫- خوبه، منم میام

221
00:09:28,947 --> 00:09:30,846
‫یه خورده به عنوان حواس
‫پرتی می‌تونم ازش استفاده کنم.

222
00:09:34,546 --> 00:09:35,878
‫زودباش فلش.

223
00:09:49,761 --> 00:09:52,195
‫بچه‌ها، هفتا افسر و مامورای آگوس
‫صدمه دیدن.

224
00:09:52,197 --> 00:09:54,063
‫اونا همین الان، در کانتینز حمل آرگوس رو
‫باز کردن با بمب.

225
00:09:54,065 --> 00:09:56,366
‫غرب آشیانه، یکی از حمله‌کننده‌های
‫مسلح هم اون داخله.

226
00:09:56,368 --> 00:09:57,600
‫گرفتم!

227
00:10:05,443 --> 00:10:06,843
‫زودباش

228
00:10:15,153 --> 00:10:16,886
‫آماده‌ست

229
00:10:22,810 --> 00:10:25,395
‫بی‌حرکت!

230
00:10:29,301 --> 00:10:31,901
‫تکون بخور! تکون بخور! تکون بخور!

231
00:10:40,045 --> 00:10:41,644
‫الان دیگه فقط تویی و ما

232
00:10:43,381 --> 00:10:44,818
‫همگی خسته نباشین

233
00:10:44,821 --> 00:10:46,081
‫دیگه تموم شد

234
00:10:48,053 --> 00:10:51,621
‫برای تمام شهر سنترال

235
00:11:03,068 --> 00:11:06,002
‫نه...

236
00:11:13,568 --> 00:11:15,345
‫بری...

237
00:11:17,949 --> 00:11:19,449
‫ما خیلی دیر کردیم

238
00:11:25,603 --> 00:11:27,549
‫اوه، این یه بمب هسته‌ای‌‍ه

239
00:11:27,552 --> 00:11:29,263
‫و هسته‌اش هم به حالت ناپایدار رسیده

240
00:11:29,266 --> 00:11:30,148
‫می‌دونم

241
00:11:30,151 --> 00:11:31,907
‫لحظه‌ای که سرعتمون کم بشه، بازی تموم شده

242
00:11:31,910 --> 00:11:34,010
‫می‌دونم، اینا کمکی نمی‌کنه

243
00:11:35,547 --> 00:11:37,367
‫خب، فکر می‌کنی چقدر وقت داریم؟

244
00:11:38,983 --> 00:11:40,316
‫باید همین طوری به حرکت ادامه بدیم

245
00:11:40,318 --> 00:11:42,885
‫تا اینکه راهی رو پیدا کنیم که بتونه جلوی
‫این رو بگیره

246
00:11:42,887 --> 00:11:45,254
‫خیل‍ ... خیله خب
‫می‌تونیم ببریمش توی خرابه‌ها

247
00:11:45,256 --> 00:11:47,356
‫،نه، اگر تا اونجا بریم
‫سرعت واکنش رو بیشتر می‌کنه

248
00:11:47,358 --> 00:11:49,492
‫قبل از اینکه منفجر بشه نمی‌تونیم
‫از شهر خارجش کنیم

249
00:11:49,494 --> 00:11:51,230
‫خب، ما هم نمی‌تونم همه رو از شهر خارج کنمی

250
00:11:51,232 --> 00:11:51,920
‫می‌دونم

251
00:11:51,923 --> 00:11:53,423
‫ما داریم درباره‌ی صدها هزار نفر حرف می‌زمینم

252
00:11:53,425 --> 00:11:55,383
‫حتی اگر بیشتر از
‫،این دو نفرمون بودیم

253
00:11:55,385 --> 00:11:57,190
‫وقت کافی نبود

254
00:11:57,193 --> 00:11:58,668
‫وایسا، خودشه.

255
00:11:58,670 --> 00:12:00,169
‫- جی گریک
‫- چی شده اون؟

256
00:12:00,171 --> 00:12:01,604
‫اون ممکنه بدونه که باید چی کار بکنیم

257
00:12:01,606 --> 00:12:02,983
‫،برو به زمین۳ و اون رو بیار

258
00:12:02,986 --> 00:12:05,808
‫تا جایی که می‌تونی اون رو
‫سریع برگردون.

259
00:12:31,269 --> 00:12:33,302
‫الان بهت نیاز دارم پسر

260
00:12:39,911 --> 00:12:41,744
‫هی

261
00:12:41,746 --> 00:12:43,879
‫چه خبر شده؟

262
00:12:43,881 --> 00:12:45,681
‫الان داری با من توی سرعت بالا حرکت می‌کنی

263
00:12:45,683 --> 00:12:46,791
‫چی؟

264
00:12:46,794 --> 00:12:48,464
‫وقتی که داری حرکت می‌کنی این طوری میشه؟

265
00:12:48,467 --> 00:12:49,719
‫کم و بیش

266
00:12:49,721 --> 00:12:51,301
‫البته این رو هم بگم، یه خورده بی‌دلیل این حرکت.

267
00:12:51,303 --> 00:12:53,389
‫هی ... با من بیا

268
00:12:58,463 --> 00:13:00,800
‫حدس می‌زنم اینجا باید
‫همون کشتی پیمان ما باشه

269
00:13:00,803 --> 00:13:03,266
‫آره، یه همچین چیزیه

270
00:13:03,268 --> 00:13:05,067


271
00:13:05,069 --> 00:13:07,487
‫آره، این دیگه ۱۰۰% صورتت رو به می‌سوزونه

272
00:13:09,274 --> 00:13:13,050
‫این... بنظر یه موتور فیوژنی آزمایشیه

273
00:13:13,053 --> 00:13:14,510
‫ایزوتوپ‌های دوتریوم

274
00:13:14,512 --> 00:13:17,019
‫که این طوری این حفاظی
‫که دور اون هست

275
00:13:17,022 --> 00:13:18,924
‫باعث می‌شه رادیواکتیوش پراکنده نشه

276
00:13:18,926 --> 00:13:20,158
‫،ولی با فشار مناسب

277
00:13:20,160 --> 00:13:21,827
‫ایزوتوپ‌های داخلش از هم دیگه جدا می‌شن

278
00:13:21,829 --> 00:13:23,395
‫گرما تولید می‌کنن، نور تولید می‌کنن

279
00:13:23,397 --> 00:13:24,963
‫،با آبی شروع می‌شه

280
00:13:24,965 --> 00:13:27,699
‫بعد زرد می‌شه، بعد بنفش

281
00:13:27,701 --> 00:13:29,267
‫و بعد هم بازی تمومه

282
00:13:29,269 --> 00:13:31,970
‫فقط، خواهش می‌کنم بهم بگو یه
‫راحی برای عکس کردن این داستان وجود داره

283
00:13:31,972 --> 00:13:34,172
‫فکر کنم که دیگه خیلی از اون مرحله گذشتیم

284
00:13:34,174 --> 00:13:36,311
‫- باید یه کاری بکنیم
‫- ما

285
00:13:36,314 --> 00:13:38,477
‫اگر ... اگر این رو بفرستیم
‫به یه زمین مرده چی؟

286
00:13:38,479 --> 00:13:40,045
‫- همون کاری که با فال‌اوت کردم؟
‫- آره چرا که نه

287
00:13:40,047 --> 00:13:42,047
‫ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه، همین کارو می‌کنیم.

288
00:13:49,256 --> 00:13:51,323
‫چی شده؟

289
00:13:52,926 --> 00:13:55,429
‫فکر کنم قدرت شکاف‌سازیم تموم شده

290
00:13:55,432 --> 00:13:56,865
‫،من...من نمی‌دونم

291
00:13:56,868 --> 00:13:58,521
‫فکر کنم دیگه زیادی از شکافم استفاده کردم

292
00:13:58,523 --> 00:13:59,547
‫نه، به خاطر این نیست

293
00:13:59,550 --> 00:14:01,534
‫یه شکاف، توی فضا-زمان
‫خم ایجاد می‌کنه درسته؟

294
00:14:01,537 --> 00:14:03,109
‫پس وقتی که داریم با این سرعت حرکت می‌کنیم...

295
00:14:03,112 --> 00:14:05,970
‫وقتی که داریم با این سرعت حرکت می‌کنیم
‫وقتی که داریم با سرعت فلش حرکت می‌کنیم

296
00:14:05,973 --> 00:14:07,973
‫برای همین هم میزان زمان لازم برای

297
00:14:07,975 --> 00:14:09,674
‫- شکل گیری یه شکاف رو نداریم
‫- دقیقا

298
00:14:09,676 --> 00:14:11,977
‫پس این یعنی من نمی‌تونم...

299
00:14:11,979 --> 00:14:14,713
‫این یعنی اینکه من ... نمی‌تونم...

300
00:14:14,715 --> 00:14:17,315


301
00:14:17,317 --> 00:14:18,717
‫چی شده؟

302
00:14:20,287 --> 00:14:22,420
‫نمی‌دونم

303
00:14:22,422 --> 00:14:23,571
‫تو اسپیدستر نیستی.

304
00:14:23,574 --> 00:14:25,656
‫بدنت نمی‌تونه سریع رفتن به این مدت رو تحمل کنه

305
00:14:25,659 --> 00:14:26,825
‫من باید ولت کنم باشه؟

306
00:14:26,827 --> 00:14:29,060
‫بیا اینجا

307
00:14:29,062 --> 00:14:30,459
‫خیله خب

308
00:14:30,462 --> 00:14:33,298
‫وایسا ... از هری بپرس

309
00:14:33,300 --> 00:14:35,000
‫اون می‌دونه

310
00:14:35,002 --> 00:14:36,067
‫خیله خب

311
00:14:37,804 --> 00:14:40,272
‫امیدوارم

312
00:14:58,692 --> 00:15:00,592
‫آ-آلن...

313
00:15:00,594 --> 00:15:02,761
‫- ولز هی...
‫- برای چی داری بهم دست می‌زنی؟

314
00:15:02,763 --> 00:15:04,362
‫گوش کن...

315
00:15:04,364 --> 00:15:05,642
‫من توی .... من توی...

316
00:15:05,645 --> 00:15:07,265
‫آره تو توی فل‍...
‫آره تو الان توی زمان فلشی

317
00:15:07,267 --> 00:15:08,242
‫زمان فلش؟ زمان فلش دیگه چیه؟

318
00:15:08,244 --> 00:15:09,368
‫نمی‌دونم ... سیسکو به ذهنش رسید

319
00:15:09,370 --> 00:15:11,138
‫ببین، قبل از اینکه اینکارو با من بکنی
‫با رامون کردی؟

320
00:15:11,140 --> 00:15:13,163
‫- هی، ما وقتی نداریم
‫- گوش کن، اون آژیر...

321
00:15:13,165 --> 00:15:14,932
‫آره، اون آژیری که ما به خاطرش
‫رفتیم، برای حمل و نقل آرگوس بود

322
00:15:14,934 --> 00:15:17,875
‫- یه موتور فیوژنی توش بود
‫- منفجر هم شده؟

323
00:15:17,878 --> 00:15:19,511
‫به خاطر همینه که من توی زمان فلشم...

324
00:15:19,513 --> 00:15:21,580
‫وایسا ببینم ... جسی.. اون کجاست؟

325
00:15:21,582 --> 00:15:23,615
‫اون ... نه، اون حالش خوبه
‫اون رفته ازا ینجا

326
00:15:23,617 --> 00:15:24,633
‫،خیله خب آلن، این عالیه

327
00:15:24,635 --> 00:15:26,175
‫،برای این که اگر قراره که شهر منفجر شه

328
00:15:26,178 --> 00:15:28,012
‫تو باید اون رو تا جایی که ممکنه از اینجا دور کنی

329
00:15:28,014 --> 00:15:29,596
‫نه،گوش کن، اون رفته به زمین۳ که جی گریک رو برگردونه

330
00:15:29,598 --> 00:15:31,132
‫- قراره که برگرده؟
‫- ما به کمکش نیاز داریم

331
00:15:31,134 --> 00:15:32,634
‫آلن، نه نه نه نه
‫ما نمی‌تونیم اجازه بدیم که

332
00:15:32,636 --> 00:15:34,161
‫هی، الان من، من به کمک تو نیاز دارم

333
00:15:34,163 --> 00:15:36,603
‫- چطوری می‌تونم جلوی واکنش رو بگیرم؟
‫- نمی‌تونی جلوش رو بگیری

334
00:15:36,606 --> 00:15:37,813
‫منظورت چیه؟ خب حالا چی کار کنم؟

335
00:15:37,815 --> 00:15:39,231
‫نمی‌تونی ... باید از اینجا دورش کنی

336
00:15:39,233 --> 00:15:41,066
‫- خب، اینم نمیشه سعی کردیم...
‫- باز ... از رامون بخواه که...

337
00:15:41,068 --> 00:15:42,335
‫سیسکو نمی‌تونه، سیسکو نمی‌تونه
‫اون تلاشش رو کرد... ولی نمی‌تونه شکاف باز کنه

338
00:15:42,337 --> 00:15:43,371
‫- اون نمی‌تونه.
‫- به خاطر اینکه زمانی نداره

339
00:15:43,373 --> 00:15:44,402
‫- دقیقا
‫- ولی تو می‌تونی

340
00:15:44,405 --> 00:15:45,605
‫- منظورت چیه؟
‫- آلن تو می‌تونی

341
00:15:45,607 --> 00:15:46,863
‫- نه، نمی‌تونم
‫- به من گوش کن

342
00:15:46,866 --> 00:15:47,948
‫- درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟
‫- آلن به من گوش کن

343
00:15:47,950 --> 00:15:50,817
‫شکاف‌های فضا-زمانی و دروازه‌ی
‫ورود به اسپیدفورس

344
00:15:50,820 --> 00:15:52,253
‫با فیزیک‌های متفاوتی کار می‌کنن

345
00:15:52,256 --> 00:15:55,168
‫تو یه دروازه به اسپیدفورس باز کن

346
00:15:55,171 --> 00:15:56,837
‫بفرستش اونجا

347
00:15:56,840 --> 00:15:58,583
‫با اسپیدفورس چی کار می‌کنه؟

348
00:15:58,585 --> 00:16:00,352
‫- چی ... برای چی ضعیف شدم
‫- ولز

349
00:16:00,354 --> 00:16:01,720
‫می‌دونم ولز این...
‫این به خاطر سرعته که

350
00:16:01,722 --> 00:16:03,188
‫به من گوش کن، یه انفجار...

351
00:16:03,190 --> 00:16:04,173
‫- این سرعت داره روی من تاثیر میزاره
‫- می‌دونم

352
00:16:04,175 --> 00:16:06,243
‫همچین انفجار بزرگی روی اسپیدفورس
‫تاثیر میزاره؟

353
00:16:06,246 --> 00:16:08,560
‫فکر ... نمی‌کنم

354
00:16:08,562 --> 00:16:10,095
‫چی؟ منظورت چیه که فکر نمی‌کنی؟

355
00:16:10,097 --> 00:16:11,229
‫- نمی‌دونم
‫- ولز منو نگاه کن

356
00:16:11,231 --> 00:16:12,430
‫یعنی چی؟

357
00:16:15,593 --> 00:16:17,603
‫- اون رو از اینجا خارج کن
‫- سعی ... سعیم رو می‌کنم...

358
00:16:17,606 --> 00:16:18,895
‫- آلن ... آلن...
‫- خیله خب

359
00:16:18,898 --> 00:16:21,874
‫- چطوری اینکارو کردی؟
‫- مطمئن نیستم بدونم

360
00:16:21,877 --> 00:16:23,061
‫از وقتی ... وقتی که از اسپیدفورس

361
00:16:23,063 --> 00:16:24,443
‫اومدم بیرون، می‌تونستم اینکارو بکنم

362
00:16:24,445 --> 00:16:26,195
‫- عجب حرکت خفنیه
‫- ببین الان وقته

363
00:16:26,197 --> 00:16:29,131
‫می‌دونم، جسی بمب رو بهم نشون داد.

364
00:16:29,134 --> 00:16:30,881
‫- بدجوری تو دردسر افتادی بچه
‫- خب، نمی‌دنم

365
00:16:30,883 --> 00:16:32,549
‫ولز یه ایده‌ای داشت که فکر می‌کردم کار می‌کنه

366
00:16:32,551 --> 00:16:33,752
‫خب؟ اون چیه؟

367
00:16:33,754 --> 00:16:35,153
‫ما بمب رو می‌فرستیم به اسپیدفورس

368
00:16:35,155 --> 00:16:36,496
‫بزاریم اونجا منفجر بشه

369
00:16:36,499 --> 00:16:39,023
‫- عمرا اگر بزارم اینکارو بکنی
‫- چی؟ چرا؟ منظورت چیه؟

370
00:16:39,026 --> 00:16:41,059
‫،برای اینکه، فلش، اگر اینکارو بکنی

371
00:16:41,062 --> 00:16:43,360
‫ممکنه برای همیشه اسپیدفورس رو از دست بدیم.

372
00:16:48,835 --> 00:16:50,843
‫منظورت چیه که ممکنه اسپیدفورس رو از دست بدیم؟

373
00:16:50,846 --> 00:16:53,304
‫انفجاری با اون حجم، همه چیز رو نابود می‌کنه

374
00:16:53,307 --> 00:16:54,263
‫،اگر قرار بود که همچین اتفاقی بیوفته

375
00:16:54,266 --> 00:16:56,314
‫تمام اسپیدسترها، در هرجایی که هستن

376
00:16:56,317 --> 00:16:59,184
‫درجا سرعت‌شون رو از دست می‌دن

377
00:16:59,187 --> 00:17:01,621
‫تمام اسپیدسترها؟

378
00:17:01,624 --> 00:17:03,093
‫حتی اگر این طوری می‌شد از شر تان خلاص شد

379
00:17:03,096 --> 00:17:05,429
‫و هر اسپیدستر بدی که توی
‫دنیا وجود داره

380
00:17:05,432 --> 00:17:07,732
‫نمی‌تونی همچین کاری بکنی.

381
00:17:07,735 --> 00:17:09,034
‫من بهت اجازه نمی‌دم

382
00:17:10,840 --> 00:17:11,989
‫خب، شرمنده جی

383
00:17:11,992 --> 00:17:14,433
‫اگر یه راهی باشه که، بشه
‫همه رو توی شهر نجات داد

384
00:17:14,436 --> 00:17:15,903
‫باید اون کارو انجام بدم

385
00:17:30,052 --> 00:17:31,952
‫بری به من گوش کن...

386
00:17:31,954 --> 00:17:34,454
‫هری هیچ‌چیزی درباره‌ی اسپیدفورس
‫نمی‌دونه

387
00:17:34,456 --> 00:17:36,085
‫تقریبا هیچ کدوم ما چیزی نمی‌دونیم.

388
00:17:36,088 --> 00:17:37,888
‫و این داستان فقط مربوط به سرعت نیست.

389
00:17:37,891 --> 00:17:39,086
‫داری درباره‌ی نابود کردن

390
00:17:39,088 --> 00:17:41,093
‫یک عنصر ضروری از تمام دنیاها حرف می‌زنی

391
00:17:41,096 --> 00:17:43,830
‫هیچ کسی نمی‌دونه چه عواقبی
‫می‌تونه داشته باشه

392
00:17:43,833 --> 00:17:45,750
‫تو حتی بیشتر از من اونجا
‫گیرافتاده بودی

393
00:17:45,753 --> 00:17:47,553
‫- اگر کسی باشه که بخواد بفهمه...
‫- خب حالا باید چی کار کنیم جی؟

394
00:17:47,556 --> 00:17:48,936
‫ایده‌ی تو چیه؟

395
00:17:54,944 --> 00:17:56,710
‫خیله خب ببین...

396
00:17:56,712 --> 00:17:58,449
‫منظورم اینه که، پدر من ایده‌ی دیگه‌ای هم داشته؟

397
00:17:58,452 --> 00:18:01,741
‫نه، ... ولی ما هم نتونستیم خیلی باهم
‫دیگه بشینیم حرف بزنیم

398
00:18:03,563 --> 00:18:05,296
‫جی، من شرمنده‌ام، من فقط...

399
00:18:05,299 --> 00:18:07,353
‫نه، مشکلی نداره بچه‌. درک می‌کنم

400
00:18:09,525 --> 00:18:11,325
‫خیله خب، برمی‌گردیم به چیزای اولیه

401
00:18:11,327 --> 00:18:12,812
‫،در یک انفجار هسته‌ای

402
00:18:12,815 --> 00:18:16,274
‫انرژی فوق‌العاده زیادی توسط
‫یک زنجره فعالیت‌های اتمی صورت می‌گیره

403
00:18:16,277 --> 00:18:18,143
‫جدا می‌شن و نئوترون درست می‌کنن

404
00:18:18,146 --> 00:18:21,600
‫تقریبا غیرممکنه که این
‫روند رو عکس کرد

405
00:18:21,603 --> 00:18:24,805
‫ولی به صورت تئوری...

406
00:18:24,807 --> 00:18:26,772
‫می‌تونی پایداری رو بهش برگردونی

407
00:18:26,775 --> 00:18:28,075
‫چطوری؟

408
00:18:28,078 --> 00:18:30,230
‫یکی از راه‌هاش اینه که، جرمی که از دست می‌ده رو جبران کنی

409
00:18:30,233 --> 00:18:32,530
‫- اونم با انفجار هسته‌ای
‫- عالیه

410
00:18:32,533 --> 00:18:34,580
‫ببینم اینجا ماشینی داری که

411
00:18:34,583 --> 00:18:36,016
‫بتونه همچین انرژی رو تولید کنه؟

412
00:18:36,018 --> 00:18:36,960
‫نه، نداریم

413
00:18:36,963 --> 00:18:39,679
‫ولی راه دیگه‌اش
‫با توجه به مخمصه‌ای هم که توش گیر کردیم

414
00:18:39,682 --> 00:18:41,101
‫بنظر بیشتر قابل اعتماد میاد

415
00:18:41,104 --> 00:18:43,190
‫و اون هست؟

416
00:18:43,192 --> 00:18:45,192
‫خنک کردنش

417
00:18:51,967 --> 00:18:53,066
‫باید عجله کنیم

418
00:18:59,283 --> 00:19:00,849
‫هی

419
00:19:00,852 --> 00:19:03,586
‫فلش، من این همه آدم خشک شده
‫رو دارم دورم می‌بینم

420
00:19:03,589 --> 00:19:05,272
‫و این دفعه دیگه تقصیر من نیست.

421
00:19:05,275 --> 00:19:06,574
‫ما به کمکت نیاز داریم

422
00:19:06,577 --> 00:19:08,681
‫الان دیگه سه‌تا شدین، چی شده؟

423
00:19:08,684 --> 00:19:10,952
‫- اون چیزی توی کانتینر هست
‫- یه بمب هسته‌ایه

424
00:19:10,955 --> 00:19:12,855
‫آره، و تازه منفجر هم شده

425
00:19:12,858 --> 00:19:15,812
‫- خوشجل
‫- بیا اینجا

426
00:19:15,815 --> 00:19:18,538
‫وای، اینجا چه گرمه

427
00:19:18,541 --> 00:19:20,541
‫باید این رو خنکش کنی.

428
00:19:20,544 --> 00:19:22,710
‫شما می‌خواین یه واکنش هسته‌ای رو خنک کنم

429
00:19:22,713 --> 00:19:24,346
‫که از قبل منفجر شده؟

430
00:19:27,720 --> 00:19:29,036
‫دارین جدی می‌گین؟

431
00:19:29,038 --> 00:19:31,638
‫سریع، خواهش می‌کنم، خانوم فراست

432
00:19:31,640 --> 00:19:33,807
‫خیله خب، بیاین یه تلاشی بکنیم

433
00:19:43,252 --> 00:19:45,152
‫اون طوری که می‌خواستم پیش نرفت

434
00:19:49,825 --> 00:19:51,625
‫دو... دوباره تلاش کن.

435
00:19:58,634 --> 00:20:00,530


436
00:20:00,533 --> 00:20:02,936
‫خب، پس گرما همچین حسی داره

437
00:20:02,938 --> 00:20:04,204
‫داری می‌سوزی.

438
00:20:04,206 --> 00:20:06,773
‫زودباش.

439
00:20:06,775 --> 00:20:08,171
‫خیله خب، چیزی نیست.

440
00:20:08,174 --> 00:20:10,343
‫خیله خب

441
00:20:10,345 --> 00:20:12,512
‫من باید ولت کنم باشه؟

442
00:20:12,514 --> 00:20:15,421
‫بری؟

443
00:20:15,424 --> 00:20:17,591
‫نزار کیتی بمیره باشه؟

444
00:20:19,922 --> 00:20:22,289
‫باشه

445
00:20:22,291 --> 00:20:24,791
‫حالا چی؟

446
00:20:24,793 --> 00:20:27,094
‫فکر کنم دیگه باید بریم دنبال اون
‫ماشین فیوژنی بگردیم

447
00:20:30,432 --> 00:20:33,444
‫- وایسا ببینم...
‫- چی شده؟

448
00:20:33,447 --> 00:20:35,280
‫اگر ما اون ماشین بشیم چی؟

449
00:20:35,283 --> 00:20:37,584
‫چطوری؟

450
00:20:37,587 --> 00:20:40,328
‫تو گفتی ما می‌تونیم انرژی بمب رو
‫خنثی کنیم

451
00:20:40,331 --> 00:20:42,198
‫با یه انفجار هسته‌ای

452
00:20:42,201 --> 00:20:43,075
‫به صورت تئوری

453
00:20:43,078 --> 00:20:45,878
‫خب، اون واکنشی که داره توی اون کانتینر رخ می‌ده

454
00:20:45,881 --> 00:20:48,348
‫چقدر انرژی داره؟ نمی‌دونم در حد ۳میلیون تن انرژی می‌ده

455
00:20:48,350 --> 00:20:50,858
‫- تقریبا همینه
‫خب ۳ مگاتن انرژی داریم

456
00:20:50,861 --> 00:20:52,827
‫این طوری می‌شه ۳ میلیارد ژول

457
00:20:52,830 --> 00:20:55,798
‫هر گلوله‌ی صاعقه‌ای که ما می‌زنیم
‫تقریبا ۱ میلیارد ژول انرژی می‌ده

458
00:20:55,801 --> 00:20:57,267
‫پس اگر همه‌ی ما یه گوله‌ی صاعقه‌ای
‫بفرستیم سمت اون

459
00:20:57,270 --> 00:20:59,370
‫- همزمان...
‫- می‌تونه کافی باشه

460
00:20:59,373 --> 00:21:01,894
‫همین کافیه، همین کار رو انجام می‌ده
‫بیاین امتحانش کنیم

461
00:21:11,039 --> 00:21:12,439
‫جی!

462
00:21:12,441 --> 00:21:14,174


463
00:21:14,176 --> 00:21:15,522
‫من...

464
00:21:15,525 --> 00:21:17,483
‫من عادت ندارم که دیگه این قدر طولانی ادامه بدم

465
00:21:17,486 --> 00:21:19,089
‫هی هی چیزی نیست

466
00:21:19,092 --> 00:21:20,391
‫- پاهای لعنتی...
‫- چیزی نیست

467
00:21:20,394 --> 00:21:21,814
‫مثل قبلنا دیگه کار نمی‌کنن

468
00:21:21,817 --> 00:21:22,757
‫چیزی نیست

469
00:21:22,760 --> 00:21:24,684
‫من فکر نمی‌تونم بتونم این یکی رو تموم کنم فلش

470
00:21:24,686 --> 00:21:26,753
‫- شرمنده
‫- فقط استراحت کن

471
00:21:26,755 --> 00:21:29,456
‫من خیلی ... شرمنده‌ام

472
00:21:29,459 --> 00:21:31,825
‫چیزی نیست

473
00:21:43,300 --> 00:21:45,955
‫بری، ما دوتا نمی‌تونیم به اندازه‌ی
‫کافی انرژی صاعقه تولید کنیم

474
00:21:45,958 --> 00:21:47,691
‫برای اینکه انرژی اون بمب رو خنثی کنه

475
00:21:47,693 --> 00:21:50,861
‫منظورم اینه که، حتی اگر تمام سرعتمون رو هم
‫داشتیم که نداریم

476
00:21:50,863 --> 00:21:52,262
‫حداقل من که ندارم.

477
00:21:53,933 --> 00:21:56,734
‫باید بفرستیمش به اسپیدفورس.

478
00:21:56,736 --> 00:21:59,295
‫- تو ... تو شنیدی که جی چی گفت
‫- هری هم گفت که مشکلی نداره

479
00:21:59,298 --> 00:22:01,772
‫نه، اون گفت، فکر می‌کنه که مشکلی نخواهد داشت

480
00:22:01,774 --> 00:22:04,131
‫بری، پدرم هیچ سر چیزایی که
‫می‌دونه فکر نمی‌کنه

481
00:22:05,544 --> 00:22:07,478
‫جی درست می‌گفت، نمی‌تونیم کاریش بکنیم

482
00:22:10,249 --> 00:22:11,782
‫لعنتی!

483
00:22:14,820 --> 00:22:16,453
‫خیله خب، اگر...

484
00:22:16,455 --> 00:22:18,555
‫نمی‌دونم، اگر توی زمان برگردیم عقب

485
00:22:18,557 --> 00:22:20,424
‫و نزاریم که این بمب منفجر بشه چی؟

486
00:22:20,426 --> 00:22:22,040
‫نه، جسی نمی‌تونیم اینکارو بکنیم

487
00:22:22,043 --> 00:22:23,343
‫چرا، خب، این الان تنها چاره‌ایه که داریم

488
00:22:23,345 --> 00:22:24,218
‫این یه چاره نیست

489
00:22:24,221 --> 00:22:25,963
‫حتی اگر این بخواد شهر و تمام
‫آدمایی که توش هستن رو نجات بده؟

490
00:22:25,965 --> 00:22:27,164
‫این اونا رو نجات نمی‌ده باشه؟

491
00:22:27,166 --> 00:22:28,899
‫زمانی که خط‌ زمانی رو تغییر بدی

492
00:22:28,901 --> 00:22:31,135
‫همه چیز عوض می‌شه، مخصوصا اونایی که دوست داشتی

493
00:22:31,137 --> 00:22:33,461
‫باور کن، من از راه سختش این رو یاد گرفتم

494
00:22:33,464 --> 00:22:35,031
‫آره، خب شاید یه ورژن جدید از پدرم

495
00:22:35,033 --> 00:22:37,107
‫بدترین چیز دنیا نباشه

496
00:22:37,109 --> 00:22:39,376
‫ببین جسی، هر مشکلی که شما دوتا دارین

497
00:22:39,378 --> 00:22:40,651
‫این طوری حل نمی‌شن که

498
00:22:40,654 --> 00:22:42,783
‫اون رو زورش کنی کاری رو انجام بده که
‫دلش نمی‌خواد

499
00:22:42,786 --> 00:22:44,448
‫خودش باید این تصمیم رو بگیره

500
00:22:47,253 --> 00:22:48,545
‫وای خدا.

501
00:22:54,994 --> 00:22:57,747
‫احتراق واکنش داره به
‫آخرین فاز خودش می‌رسه

502
00:22:57,750 --> 00:22:59,717
‫فکر می‌کنم سرعت ما هم داره کم می‌شه

503
00:22:59,720 --> 00:23:01,732
‫برای همه، سرعت همه چیز داره زیاد می‌شه

504
00:23:01,734 --> 00:23:04,134
‫بری، من دیگه ایده‌ای ندارم

505
00:23:04,136 --> 00:23:06,036
‫منم همین طور

506
00:23:06,038 --> 00:23:09,106
‫دیگه نمی‌تونم چقدر دیگه می‌تونم بکشم.

507
00:23:09,108 --> 00:23:10,707
‫خیله خب، تو باید از اینجا خارج بشی

508
00:23:10,709 --> 00:23:12,752
‫از اون سرعتی که داری استفاده
‫کن، که برگردی زمین۲

509
00:23:12,755 --> 00:23:15,186
‫- پدرت می‌خواست که از اینجا بری
‫- آره شنیدم خودم

510
00:23:15,189 --> 00:23:17,243
‫برای اینکه جات امن باشه جسی

511
00:23:17,246 --> 00:23:18,912
‫اون دوست داره باشه؟

512
00:23:18,915 --> 00:23:20,784
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای

513
00:23:20,786 --> 00:23:22,664
‫- برو.
‫- خب نمی‌تونم که همین طوری

514
00:23:22,667 --> 00:23:23,733
‫برو

515
00:24:16,442 --> 00:24:18,275
‫شرمنده.

516
00:24:28,787 --> 00:24:30,220
‫وای خدا

517
00:24:33,225 --> 00:24:36,381
‫دوست داشتم وقتی اینو بهت بگم
‫که هنوزم می‌تونستی صدام رو بشنوی

518
00:24:36,384 --> 00:24:38,962
‫ولی...

519
00:24:41,967 --> 00:24:44,067
‫می‌دونم که مامان چقدر تو رو خوشحال می‌کرد

520
00:24:44,069 --> 00:24:47,671
‫و وقتی که مرد، تو چقدر ناراحت شدی

521
00:24:47,673 --> 00:24:50,641
‫فقط نمی‌دونم ... چرا نمی‌خوای درباره‌ی اون حرف بزنی

522
00:24:50,643 --> 00:24:52,420
‫،می‌دونم که شاید نیازی ندارم

523
00:24:52,423 --> 00:24:54,645
‫ولی...

524
00:24:54,647 --> 00:24:57,981
‫فقط می‌خوام که دوباره خوشحال باشی.

525
00:24:59,919 --> 00:25:02,252
‫این تمام چیزیه که همیشه می‌خواستم.

526
00:25:48,767 --> 00:25:50,667
‫باید به یه چیزی فکر کنم

527
00:25:50,669 --> 00:25:52,869
‫زودباش دیگه

528
00:26:29,375 --> 00:26:30,850
‫- بری...
‫- آیریس

529
00:26:30,853 --> 00:26:32,542
‫چی شده ... من...

530
00:26:32,544 --> 00:26:34,182
‫تو داری به سرعت من حرکت می‌کنی...

531
00:26:34,185 --> 00:26:35,784
‫- چی؟
‫- مثل اون روز تو دادگاه

532
00:26:35,787 --> 00:26:37,405
‫- چرا؟ چرا؟ مگه قرار نبود که..
‫- نمی‌تونم

533
00:26:37,408 --> 00:26:39,549
‫- وای خدا چی؟
‫- نمی‌تونم

534
00:26:44,156 --> 00:26:46,657
‫چی رو؟

535
00:26:46,659 --> 00:26:48,665
‫این دفعه دیگه نمی‌تونم نجات‌مون بدم

536
00:26:55,616 --> 00:26:57,531
‫منظورت چیه که نمی‌تونی نجاتمون بدی

537
00:26:57,534 --> 00:26:58,802
‫- اونجا یه بمب هست...
‫- چی؟

538
00:26:58,805 --> 00:27:00,183
‫یه بمب هسته‌ای، تا الان دیگه منفجر شده

539
00:27:00,186 --> 00:27:01,935
‫- نمی‌تونم جلوش رو بگیرم
‫- صبر کن، ولی یه راهی هستا

540
00:27:01,938 --> 00:27:03,337
‫باید یه کاری باشه که تو بتونی
‫انجامش بدی بری

541
00:27:03,339 --> 00:27:04,939
‫نه، گوش کن، من امتحان کردم
‫ما همه چیز رو امتحان کردیم

542
00:27:04,941 --> 00:27:07,274
‫صاعقه رو امتحان کردیم
‫خنک کردن رو امتحان کردیم

543
00:27:07,276 --> 00:27:08,709
‫،فرستادنش به زمین مرده

544
00:27:08,711 --> 00:27:11,111
‫ولی هیچی نیست که کارگر باشه

545
00:27:11,113 --> 00:27:13,032
‫- دیگه نمی‌دونم چی کار کنم
‫- باشه

546
00:27:13,035 --> 00:27:15,249
‫هی، لحظه‌ای که من وایسم همه چیز...

547
00:27:15,251 --> 00:27:18,452
‫می‌دونم، می‌دونم، هی هی ... چیزی نیست

548
00:27:18,454 --> 00:27:20,602
‫دیگه نمی‌تونم چقدر دیگه می‌تونم دووم بیارم

549
00:27:20,605 --> 00:27:22,690
‫خیلی خسته‌ام

550
00:27:22,692 --> 00:27:24,291
‫چیزی نیست بری

551
00:27:24,293 --> 00:27:25,727
‫وای خدا، داری می‌سوزی که

552
00:27:25,730 --> 00:27:27,055
‫خیلی وقته که این طوری شدم...

553
00:27:27,058 --> 00:27:28,495
‫- باشه
‫- به خاطر من

554
00:27:28,497 --> 00:27:31,180
‫هی ... هی ... من رو نگاه کن

555
00:27:31,183 --> 00:27:32,666
‫- شرمنده‌ام
‫- نه شرمنده نباش

556
00:27:32,668 --> 00:27:35,970
‫- به من نگاه کن، با من اینجا باش
‫- شرمنده

557
00:27:35,972 --> 00:27:38,205
‫باشه

558
00:27:38,207 --> 00:27:40,274
‫شرمنده‌ام

559
00:27:40,276 --> 00:27:41,508
‫این دقیقا اون زمان با هم

560
00:27:41,510 --> 00:27:44,337
‫بودنی نیست که من می‌خواستم

561
00:27:46,182 --> 00:27:49,183
‫ولی بازم خوبه

562
00:27:49,185 --> 00:27:51,952
‫،هر لحظه با تو بری، خوب بوده

563
00:27:51,954 --> 00:27:55,489
‫هر لحظه

564
00:27:55,491 --> 00:27:57,825
‫تو عصای رعد و برق من بودی آیریس

565
00:28:01,397 --> 00:28:02,796
‫چی؟

566
00:28:03,666 --> 00:28:05,299
‫چی؟

567
00:28:05,301 --> 00:28:07,067
‫تو گفتی که سعی کردی از
‫صاعقه استفاده کنی. چطوری؟

568
00:28:07,069 --> 00:28:08,902
‫ما سعی کردیم ... جواب نداد

569
00:28:08,904 --> 00:28:10,270
‫،اگر به اندازه‌ی کافی قوی بود

570
00:28:10,272 --> 00:28:12,239
‫می‌تونست اتم‌های باز شده رو به هم جوش بده

571
00:28:12,241 --> 00:28:14,341
‫می‌تونست اثر بمب رو خنثی کنه

572
00:28:14,343 --> 00:28:15,371
‫ولی نمی‌تونم تنهایی اینکارو انجام بدم

573
00:28:15,374 --> 00:28:16,946
‫نمی‌تونم همچین انرژی تولید کنم

574
00:28:16,949 --> 00:28:18,812
‫نه، تو نمی‌تونه

575
00:28:18,814 --> 00:28:20,715
‫ولی اسپیدفورس می‌تونه

576
00:28:20,718 --> 00:28:21,951
‫چی؟

577
00:28:21,954 --> 00:28:23,221
‫وقتی که رفتی داخل اسپیدفورس

578
00:28:23,223 --> 00:28:25,340
‫اون ... صاعقه از اون طوفان...

579
00:28:25,343 --> 00:28:27,465
‫یک از اون صاعقه‌ها براش زیاد هم هست

580
00:28:27,468 --> 00:28:28,988
‫ولی من ... نمی‌تونم

581
00:28:28,991 --> 00:28:30,657
‫چطوری می‌تونم اون رو بشم بیرون، نمیشه

582
00:28:30,659 --> 00:28:32,493
‫نه، گوش کن، وقتی که ما تو رو آزاد کردیم

583
00:28:32,495 --> 00:28:34,495
‫،سیسکو و کیتلین از اون
‫گوی کورارک استفاده کردن

584
00:28:34,497 --> 00:28:35,929
‫و با علائم ژنتیکی تو، اون رو برنامه ریزی کردن

585
00:28:35,931 --> 00:28:37,331
‫برای این اسیپدفورس رو گول
‫بزنن که فکر کنه

586
00:28:37,333 --> 00:28:39,166
‫که تو هنوز اونجایی

587
00:28:39,168 --> 00:28:41,468
‫،من فقط باید اون گوی رو بدست بیارم

588
00:28:41,470 --> 00:28:42,868
‫و بعد طوفان خودش من رو دنبال می‌کنه

589
00:28:42,871 --> 00:28:44,638
‫،همون طوری که تو گفتی

590
00:28:44,640 --> 00:28:46,573
‫یه عصای صاعقه که
‫صاعقه رو می‌کشه بیرون

591
00:28:51,313 --> 00:28:54,014
‫- برگرد پیشم
‫- در سریع‌ترین زمان ممکن میام

592
00:29:19,475 --> 00:29:22,242
‫برو که رفتیم

593
00:30:40,523 --> 00:30:42,423


594
00:30:48,597 --> 00:30:49,997


595
00:31:24,266 --> 00:31:26,934
‫جسی؟

596
00:31:26,936 --> 00:31:29,002
‫تو اینجایی؟

597
00:31:29,004 --> 00:31:30,804
‫من اینجام

598
00:31:40,816 --> 00:31:42,616
‫بری؟

599
00:31:42,618 --> 00:31:45,043
‫بری!

600
00:31:45,154 --> 00:31:46,453
‫بری!

601
00:31:52,361 --> 00:31:54,566
‫فلش!

602
00:31:54,697 --> 00:31:56,330
‫فلش!

603
00:31:59,435 --> 00:32:00,901
‫فلش؟

604
00:32:04,807 --> 00:32:06,079
‫ما مردیم؟

605
00:32:08,010 --> 00:32:09,643
‫نه

606
00:32:09,645 --> 00:32:11,545
‫خوبه

607
00:32:19,213 --> 00:32:22,501
‫امروز من بهت نشون دادم که
‫چقدر راحت یه شهر می‌تونه نابود بشه

608
00:32:22,504 --> 00:32:24,437
‫،این حرفام رو به خاطر داشته باش

609
00:32:24,440 --> 00:32:27,832
‫قدرت هسته‌ای، تنها چیزی که برای این
‫دنیا به ارمغان میاره، نابودیه

610
00:32:27,834 --> 00:32:29,501
‫،دوباره این رو خواهی دید

611
00:32:29,503 --> 00:32:30,923
‫،و زمانی که این اتفاق افتاد

612
00:32:30,926 --> 00:32:33,405
‫این اسم یادت میاد
‫ورونیکا دیل

613
00:32:33,407 --> 00:32:36,508
‫و کاملا کارها من رو درک می‌کنی

614
00:32:36,510 --> 00:32:39,978
‫گروه بهشتیان! گروه بهشتیان!

615
00:32:39,980 --> 00:32:42,414
‫گروه بهش‍...

616
00:32:42,416 --> 00:32:44,482
‫من حس می‌کنم که می‌گه، جسد بهشتیان

617
00:32:44,484 --> 00:32:46,556
‫انگار که همه رو ترکونده

618
00:32:46,559 --> 00:32:48,687
‫همه برگشتن بهشت برین

619
00:32:48,689 --> 00:32:50,855
‫بعد از نابودی شهر، قرار بود این پخش بشه

620
00:32:50,857 --> 00:32:52,857
‫این شعارش رو توی آپارتمانش پیدا کردم

621
00:32:52,859 --> 00:32:55,060
‫یه فعال طبیعت
‫یه مدافع حیوانات تبدیل می‌شه

622
00:32:55,062 --> 00:32:57,762
‫- بعدشم می‌شه یه تروریست داخلی
‫- می‌شه یه دیونه خالص

623
00:32:57,764 --> 00:32:59,731
‫اصلا چطوری درباره‌ی محموله‌ی آرگوس
‫اطلاع پیدا کرده؟

624
00:32:59,733 --> 00:33:01,766
‫احتمالا یکی بهش اطلاعات داده

625
00:33:01,768 --> 00:33:04,102
‫- دوو
‫- ولی خب اون برای چی باید اینکارو بکنه؟

626
00:33:04,104 --> 00:33:06,040
‫اصلا ... برای چی کل شهر رو نابود کنه؟

627
00:33:06,043 --> 00:33:07,444
‫برای چی بخواد تقریبا همه رو اینجا بکشه؟

628
00:33:07,447 --> 00:33:09,306
‫شاید توی دیوانگی روش خاصی وجود نداشته باشه

629
00:33:09,309 --> 00:33:12,477
‫خب، مثل همیشه خیلی خوش گذشت

630
00:33:12,479 --> 00:33:14,145
‫ولی دیگه برای ستاره‌ی دنباله‌دار قرمز وقتش رسیده که

631
00:33:14,147 --> 00:33:15,431
‫برگرده خونه

632
00:33:15,434 --> 00:33:16,834
‫به خاطر کمک‌هاتت ممنونم جی

633
00:33:16,837 --> 00:33:19,370
‫آره، اگر به خاطر شما دوتا و جسی نبود

634
00:33:19,373 --> 00:33:21,953
‫داستان کاملا متفاوتی الان تو
‫روزنامه‌ها داشت پخش می‌شد

635
00:33:21,955 --> 00:33:24,622
‫تو خودت بخش بزرگیش رو عهده‌دار بودی آیریس

636
00:33:24,624 --> 00:33:26,424
‫جایی که باید تعریف
‫باید حرف حق رو گفت

637
00:33:26,426 --> 00:33:28,329
‫منم دقیقا همین رو می‌گم

638
00:33:28,332 --> 00:33:30,098
‫خب، وقتی که رسیدی خونه، باید حسابی استراحت کنی

639
00:33:30,101 --> 00:33:31,763
‫میزان گلوکوزت اومده پایین

640
00:33:31,765 --> 00:33:33,212
‫،مرسی، وقتی برگشتم

641
00:33:33,215 --> 00:33:35,949
‫فکر کنم دیگه کاری نکنم
‫جز استراحت کردن

642
00:33:35,952 --> 00:33:37,836
‫منظور؟

643
00:33:37,838 --> 00:33:41,139
‫من خیلی وقته که توی
‫این بازی قهرمان‌ها بودم

644
00:33:41,141 --> 00:33:43,540
‫،واقعا خیلی وقته

645
00:33:43,543 --> 00:33:46,144
‫،و بعد از امروز

646
00:33:46,146 --> 00:33:48,313
‫فکر کردم بهتره یه سری چیزای جدید رو امتحان کنم

647
00:33:48,315 --> 00:33:49,277
‫مثل چی؟

648
00:33:49,280 --> 00:33:52,314
‫برای شروع، تربیت یکی که
‫جای من رو بگیره

649
00:33:52,317 --> 00:33:54,219
‫روی زمین شما، یه فلش دیگه هم هست؟

650
00:33:54,221 --> 00:33:56,221
‫خواهد بود...

651
00:33:56,223 --> 00:33:57,722
‫بعد از کار تربیت کردنش تموم شد

652
00:33:59,278 --> 00:34:00,658
‫دختره؟

653
00:34:02,114 --> 00:34:04,209
‫خب، بنظرت با اسپیدفورس مشکلی نخواهیم داشت؟

654
00:34:04,212 --> 00:34:06,779
‫خب، اگر این طور نباشه، خیلی
‫زود متوجه می‌شیم

655
00:34:08,835 --> 00:34:10,579
‫همیشه دیدنت خوشحال کننده‌ست

656
00:34:10,582 --> 00:34:11,836
‫همیشه

657
00:34:14,408 --> 00:34:18,309
‫خب، شما آقا هم بهتره که حسابی استراحت بکنی

658
00:34:18,311 --> 00:34:20,211
‫نه قراره دیگه بدویی نه فلش بازی رو اینا

659
00:34:20,213 --> 00:34:22,180
‫- دیگه به سیستمت مالیات بستم
‫- من خوبم

660
00:34:22,182 --> 00:34:24,149
‫خوب می‌شی، ولی نه فعلا

661
00:34:24,151 --> 00:34:27,052
‫راست می‌گه، هر اتفاقی که بیوفته
‫ما اون رو پوشش می‌دیم

662
00:34:27,054 --> 00:34:30,955
‫آیریس، مطمئن شو که این آقاهه استراحت می‌کنه

663
00:34:30,957 --> 00:34:32,457
‫بله قربان.

664
00:34:38,398 --> 00:34:41,221
‫- روز طولانی بود
‫- آره واقعا

665
00:34:41,224 --> 00:34:43,101
‫می‌دونی من یه سری چیزا رو فهمیدم

666
00:34:43,103 --> 00:34:45,804
‫- وقتی که داشتم توی زمان فلش حرکت می‌کردم
‫- خب، چیا بودن اونا؟

667
00:34:45,806 --> 00:34:49,502
‫خب ... من برای گرفتن دوو سرعت
‫لازم و حتی بیشتر رو هم دارم

668
00:34:49,505 --> 00:34:51,276
‫فقط باید زودتر بفهمیم که

669
00:34:51,278 --> 00:34:52,544
‫از کجای اون بُعد پاکت میاد بیرون

670
00:34:54,381 --> 00:34:57,015
‫آره، ما یه فکری به حالش می‌کنیم

671
00:34:59,019 --> 00:35:00,151
‫اون یکی چیزی که فهمیدی چی بود؟

672
00:35:01,955 --> 00:35:04,689
‫درباره‌ی استراحت کردن، کاملا حق داشتی

673
00:35:04,691 --> 00:35:06,357


674
00:35:06,359 --> 00:35:09,894
‫،فقط ... یه لحظه با تو

675
00:35:09,896 --> 00:35:12,697
‫،دوباره دعوام کنی

676
00:35:12,699 --> 00:35:14,499
‫همه چیز واضح‌تر می‌شه.

677
00:35:16,636 --> 00:35:18,736
‫برو اونورتر

678
00:35:24,010 --> 00:35:25,844
‫شرمنده که برنامه‌ی امشب خراب شد

679
00:35:25,846 --> 00:35:27,712
‫نباش

680
00:35:27,714 --> 00:35:30,715
‫شکلات و شلوار راحتی

681
00:35:30,717 --> 00:35:32,283
‫چیزایی هستن که واقعا نیاز دارم

682
00:35:47,167 --> 00:35:50,435
‫وقت رفتن من هم رسیده

683
00:35:50,437 --> 00:35:51,936
‫اوه ... اون...

684
00:35:53,573 --> 00:35:55,135
‫درسته

685
00:35:55,138 --> 00:35:57,271
‫آره

686
00:35:59,412 --> 00:36:01,679
‫جسی...

687
00:36:01,681 --> 00:36:03,515
‫دلیلی که من نمی‌تونم حرف بزنم...

688
00:36:03,517 --> 00:36:05,884
‫می‌دونی چیه ... مشکلی نداره

689
00:36:05,886 --> 00:36:08,744
‫- نیازی نیست که توضیح بدی
‫- نیازی نیست؟

690
00:36:08,747 --> 00:36:10,188
‫فکر می‌کردم این چیزیه که تو می‌خوای

691
00:36:10,190 --> 00:36:11,822
‫آره

692
00:36:11,825 --> 00:36:13,656


693
00:36:13,659 --> 00:36:16,394
‫نمی‌دونم، فکر کردم آروم کردن تو

694
00:36:16,396 --> 00:36:19,230
‫از تمام اون احساساتی که
‫به خاطر مرگ مامان بهت دست داده

695
00:36:19,232 --> 00:36:21,466
‫بهت کمک می‌کنه باهاش کنار بیای...

696
00:36:21,468 --> 00:36:24,502
‫و دوباره خوشحال باشی

697
00:36:24,504 --> 00:36:27,338
‫ولی من نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫،که تو کی آمادگی این شرایط رو داری

698
00:36:27,340 --> 00:36:29,619
‫فقط خودت می‌تونی ... پس شرمنده که...

699
00:36:29,622 --> 00:36:31,776
‫نه، شرمنده نباش، چیزی نیست

700
00:36:33,346 --> 00:36:34,746
‫ولی می‌خوام این رو بدونی که

701
00:36:34,748 --> 00:36:37,148
‫اگر وقتش رسید...

702
00:36:37,150 --> 00:36:39,117
‫،و می‌خواستی که حرف بزنی

703
00:36:39,119 --> 00:36:41,119
‫من هستم.

704
00:36:46,893 --> 00:36:49,460
‫راستش ... اگر این طوره پس

705
00:36:49,462 --> 00:36:52,096
‫برای چی یه خورده دیگه همینجا نمی‌مونی؟

706
00:36:52,098 --> 00:36:53,478
‫چیه، الان می‌خوای حرف بزنی؟

707
00:36:53,481 --> 00:36:56,281
‫نه ... ازت می‌خوام که گوش بدی

708
00:36:56,284 --> 00:36:58,184
‫بشین

709
00:36:58,187 --> 00:37:00,038
‫من این رو میخوام بزارم روی پیشونیت

710
00:37:00,040 --> 00:37:01,906
‫- این دیگه چیه؟
‫- مدل بهتر شده‌ی این

711
00:37:01,908 --> 00:37:04,576
‫که برای وکیل منطقه سیسیل هورتون
‫بود مانع امواج مغزی تشریف دارن

712
00:37:06,179 --> 00:37:08,112
‫- خب ارتقاعش دادی
‫- مرسی

713
00:37:08,114 --> 00:37:09,385
‫،ولی من فکر کردم که این

714
00:37:09,388 --> 00:37:11,616
‫نمی‌زاره که افکار مردم رو بتونی بخونی

715
00:37:11,619 --> 00:37:12,750
‫دیگه نه

716
00:37:12,752 --> 00:37:15,553
‫خب...

717
00:37:15,555 --> 00:37:17,055
‫بهت اجازه می‌ده که بتونی اونا رو بشنوی

718
00:37:26,299 --> 00:37:28,066
‫مادرت...

719
00:37:32,505 --> 00:37:34,372
‫نمی‌دونم ... نمی‌دونم
‫نمی‌دونم ... نمی‌شه...

720
00:37:36,076 --> 00:37:38,343
‫می‌دونی، وقتی که عشقی داری...

721
00:37:38,345 --> 00:37:40,078
‫عشقی داشتی...

722
00:37:43,650 --> 00:37:45,783
‫مثل همون چیزی که من و مادرت داشتیم

723
00:37:45,785 --> 00:37:48,119
‫و اون عشق رو از دست می‌دی...

724
00:37:53,994 --> 00:37:56,694
‫در کل که...

725
00:37:56,696 --> 00:37:58,229
‫این ممکنه بهت کمک کنه بیشتر متوجه بشی

726
00:37:58,231 --> 00:38:00,331
‫که چرا اینقدر برای من سخته که حرف بزنم.

727
00:38:09,376 --> 00:38:12,844
‫،برای اینکه توی این آسمون بزرگ شب

728
00:38:12,846 --> 00:38:15,813
‫تو تنها ستاره‌ای هستی که می‌بینم

729
00:38:15,815 --> 00:38:18,816
‫مامان.

730
00:38:28,228 --> 00:38:30,561
‫اون یه معجزه‌ست

731
00:38:34,872 --> 00:38:36,434
‫جسی

732
00:38:37,880 --> 00:38:41,282
‫درست شبیه منه

733
00:38:41,285 --> 00:38:44,809
‫عزیزم، بیا اینجا ببینم

734
00:38:48,682 --> 00:38:51,135
‫با من باش

735
00:38:58,224 --> 00:38:59,957
‫مرسی الی.

736
00:38:59,959 --> 00:39:01,830
‫- خب؟...
‫- خب؟

737
00:39:01,833 --> 00:39:03,995
‫جسی وقتی که داشت می‌رفت بنظر حالش بهتر بود.

738
00:39:03,997 --> 00:39:06,650
‫تو هم همین طور

739
00:39:06,653 --> 00:39:08,153
‫با هم دیگه یه گفتمان خوب داشتین؟

740
00:39:08,156 --> 00:39:09,966
‫خب، راستش بیشتر

741
00:39:09,969 --> 00:39:11,669
‫جلسه‌ی گوش دادن بود تا حرف زدن

742
00:39:11,671 --> 00:39:13,438
‫ولی ما خوبیم، جفتمون

743
00:39:13,440 --> 00:39:14,906
‫این خیلی خوبه هری

744
00:39:14,908 --> 00:39:16,808
‫آره، خب حالا تو چی؟

745
00:39:16,810 --> 00:39:18,943
‫- چی؟
‫- بیخیال

746
00:39:18,945 --> 00:39:21,101
‫من اون قدری تو رو می‌شناسم
‫که بفهمم یه چیزی ذهنت رو درگیر کرده

747
00:39:21,103 --> 00:39:22,650
‫چی هست؟

748
00:39:22,653 --> 00:39:25,950
‫راستش ... به خاطر کیلرفراسته

749
00:39:25,952 --> 00:39:27,719
‫چی شده مگه کیلرفراست؟

750
00:39:27,721 --> 00:39:31,255
‫من هیچی درباره‌ی
‫چیزی که می‌گه و انجام می‌ده نمی‌دونم

751
00:39:31,257 --> 00:39:33,624
‫هم ترسناکه هم هشداردهنده

752
00:39:33,626 --> 00:39:36,094
‫من یه آدمی که هیچی درباره‌اش نمی‌دونم

753
00:39:36,096 --> 00:39:37,562
‫رو داخل خودم دارم

754
00:39:37,564 --> 00:39:40,198
‫،ولی برای اولین بار

755
00:39:40,200 --> 00:39:43,401
‫من یادمه که اون چیکار کرد

756
00:39:43,403 --> 00:39:45,303
‫چی یادت میاد؟

757
00:39:45,305 --> 00:39:47,705
‫بری اون برد توی زمان فلش

758
00:39:47,707 --> 00:39:49,273
‫سعی بکنه که بمب رو سردش کنه...

759
00:39:49,275 --> 00:39:50,942
‫و....

760
00:39:50,944 --> 00:39:54,379
‫کیلرفراست ... نگران بود

761
00:39:54,381 --> 00:39:57,815
‫درباره‌ی چی ... نگران بود؟ مردن؟

762
00:39:57,817 --> 00:39:59,635
‫به خاطر من

763
00:39:59,638 --> 00:40:01,071
‫جالبه

764
00:40:01,074 --> 00:40:03,760
‫وای خدا خیلی متاسفم

765
00:40:03,763 --> 00:40:04,929
‫نمی‌خواستم که این کارو بکنم

766
00:40:04,932 --> 00:40:06,948
‫- همین طوری از دستم افتاد
‫- مشکلی نیست

767
00:40:06,951 --> 00:40:08,860
‫وای خدا اولین باری که...

768
00:40:08,862 --> 00:40:10,928
‫کیلرفراست رو می‌بینم و خراب کردم

769
00:40:10,930 --> 00:40:12,161
‫- مثل ... مثل همیشه‌ی منه
‫- چیزی نشده که

770
00:40:12,163 --> 00:40:13,496
‫چیزی نیست، نگرانش نباش

771
00:40:13,499 --> 00:40:15,541
‫من وقتی که عصبی می‌شم، خیلی دست و پا چلفتی می‌شم

772
00:40:15,544 --> 00:40:16,873
‫درباره‌ی چی نگران هستی؟

773
00:40:16,876 --> 00:40:19,083
‫من ... من باید اینجا چند نفر رو ببینم

774
00:40:19,086 --> 00:40:20,877
‫اونم برای اولین بار
‫برای همین این طوری وحشت کردم

775
00:40:20,880 --> 00:40:23,181
‫که ... اسم اینجا هم همینه

776
00:40:23,184 --> 00:40:24,213
‫هی! درسته!

777
00:40:24,216 --> 00:40:26,257
‫- اسم مناسبیه، این طور نیست؟
‫- چرا واقعا همین طوره

778
00:40:26,260 --> 00:40:27,944
‫،خیلی بامزه‌ست شما عصبی می‌شین

779
00:40:27,947 --> 00:40:29,280
‫،وحشت‌زده می‌شین، می‌رین قهوه بگیرین

780
00:40:29,282 --> 00:40:30,596
‫،و قهوه هم به عنوان محرک عمل می‌کنه

781
00:40:30,598 --> 00:40:32,650
‫که باعث لرزیدن شما می‌شه
‫که اون رو به عنوان

782
00:40:32,652 --> 00:40:33,985
‫- وحشت‌زدگی هم می‌شناسن
‫- دقیقا

783
00:40:33,987 --> 00:40:36,621
‫خیله خب، ری‍...، حله دیگه

784
00:40:36,623 --> 00:40:38,856
‫خیله خب

785
00:40:38,858 --> 00:40:40,258
‫ما دیگه می‌ریم

786
00:40:40,260 --> 00:40:42,166
‫- باشه
‫- آره

787
00:40:42,169 --> 00:40:44,328
‫من واقعا، خیلی خیلی خیلی شرمنده‌ام

788
00:40:44,337 --> 00:40:46,157
‫نگرانش نباش، جلسه‌ی خوبی داشته باشی

789
00:40:46,159 --> 00:40:47,865
‫- امیدوارم خوب پیش بره
‫- مرسی

790
00:40:47,889 --> 00:40:50,889
‫Nora ترجمه از: حسـام‌الدین

791
00:40:50,913 --> 00:40:52,913
‫« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر »
‫::. BPersia.Win | بی‌پرشیا .::

792
00:40:52,966 --> 00:40:54,625
‫واقعا هم خوب پیش رفت

793
00:40:54,721 --> 00:40:58,721
‫::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زیرنویس فارسی .::
‫« SubDL.TV »

794
00:40:58,745 --> 00:41:02,745
‫،به کانال ما در تلگرام بپیوندید
‫و به راحتی یک کلیک زیرنویس‏های ما را دانلود کنید.
‫:: T.Me/SubDL_TV ::..

795
00:41:03,795 --> 00:41:07,795
‫:ارتباط با ما
‫T.Me/HessameDean

